• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
عضویت در خبرنامه
کد سوال :
جستجو :
کد سوال : 51964
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : اگر لباس بچه نجس باشد و روى فرش بنشيند, به طورى كه فرش خيس نشود, آيا فرش نجس است ؟
پاسخ : اگر لباس نجس بچه و فرش هر دو خشك باشند در اين صورت با نشتن , فرش نجس نمى شود,اما اگر يكى از اين دو (لباس يا فرش ) رطوبت داشته باشد, به طورى كه نجاست از لباس به فرش انتقال يابد فرش نجس مى گردد و اگر شك داشته باشيد كه فرش نجس شده يا نه , فرش نجس نيست .(1)(پـاورقى 1.توضيح المسائل مراجع , ج 1 مسئله 125و 126
کد سوال : 51965
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : اگر هنگام روزه دهان را بشوييم , به طورى كه آب پايين نرود, روزه باطل است ؟
پاسخ : با رعايت شرط مذكور, يعنى به طورى كه آب پايين نرود, اشكال ندارد.(1)(پـاورقى 1.توضيح المسائل مراجع , ج 1 مسئله 1573
کد سوال : 51966
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا به جهيزيه دختر خمس تعلق مى گيرد؟
پاسخ : فقها و مراجع عظام تقليد در پاسخ سؤال مذكور مى فرمايند:اگر انسان نتواند جهيزيهء دختر را يك جا تهيه كند و لذا مجبور است هر سال مقدارى از آن را تهيه نمايد,چنان چه در بين سال از منافع و درآمد آن ساله جهيزيه بخرد, ـ به شرط اين كه زيادتر از شأن او نباشد, بلكه عرفاًو معمولاً تهيهء آن مورد احتياج باشد,ـ خمس ندارد, اما اگر بخواهد از منافع و درآمد سال گذشته جهيزيه تهيه نمايد, بايد خمس آن را بدهد.(1)(پـاورقى 1.توضيح المسائل مراجع , ج 2 مسئله 1774
کد سوال : 51967
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : اگر در نماز مغرب كه سه ركعت است , اشتباهاً در ركعت دوم سلام دهيم , تكليف چيست ؟
پاسخ : در صورتى كه از حالت نمازگزار خارج نشده و كارى كه موجب باطل شدن نماز است , انجام نداده باشد, مثل حرف زدن يا پشت به قبله كردن , بايد بايستد و ركعت سومِ نماز, يعنى تسبيحات اربعه رابخواند و بعد از انجام ركوع و دو سجده و خواندن تشهد و سلام , دو سجده سهو براى سلام بى جا و اضافى به جا آورد.(1)در رسالهء توضيح المسائل مراجع عظام تقليد, بعد از دستور سجدهء سهو, بحثى تحت عنوان آمده است . يكى از مسائل ذكر شده در اين قسمت چنين است : اگر بعد از سلامِ نمازيادش بيايد كه يك ركعت يا بيش تر از آخر نماز را نخوانده , چنان چه كارى انجام داده كه اگر نماز عمداً يا سهواًاتفاق بيفتد, نماز را باطل مى كند, مثلاً پشت به قبله كرده , نمازش باطل است و در غير اين صورت بايد فوراًمقدارى را كه فراموش كرده , به جا آورد.(2)(پـاورقى 1.توضيح المسائل مراجع , ج 1 مسئله 1242و 1243(پـاورقى 2.توضيح المسائل مراجع , ج 1 مسئله 1270
کد سوال : 51968
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چرا شيطان براى مردم معمولى ظاهر نمى شود؟
پاسخ : شيطان و جنّ از آتش آفريده شده اند و موجودات لطيفى مى باشند, در وضع عادى و در هر زمان نمى توان آن ها را ديد, اما جن ها و شيطان ها, انسان ها را مى بينند, چنان كه خداوند براى برحذر داشتن آدم ازشيطان و اتباع او مى فرمايد: مى بينند كه شما آن ها را نمى بينيد>.جن و شيطان از نظر قرآن مانند فرشتگان موجوداتى نامريى هستند, ولى گاه به صورتى در آمده و قابل رؤيت مى شوند. علاوه بر داستان سليمان نبى 7در قرآن كه بعضى جن ّها و شيطان ها براى او كار مى كردند,شواهد ديگرى نيز موجوداست و حكاياتى در كتاب هاى روايى و تاريخى نيز وجود دارد كه جنّ را به يك صورتى ديده اند كه نمودار شده بود.بنابراين , حقيقت جن و شيطان را نمى توان ديد, ليكن به جهت لطافتى كه دارند و مى توانند به صورت اشكال مختلفى در بيايند, وجود آن ها را به صورت هاى نمادين مى تواند ديد, مثلاً به صورت پيرمرد يا مار و يابه صورت هاى ديگر.(1)(پـاورقى 1.على رضا رجالى تهرانى , جن و شيطان , ص 47
کد سوال : 51969
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چرا تسبيحات حضرت زهرا3 34اللّه اكبر, 33الحمدللّه و 33سبحان اللّه دارد و بيش تر وكم تر نيست ؟
پاسخ : تسبيحات حضرت زهرا3به اين صورت توسط پيامبر6تعيين شد و به فاطمهء زهرا3عليم دادهو از مصاديق شمرده شد. امام صادق 7فرمود: كثير است كه خدا فرمود: واذكروااللّه ذكراً كثيراً>.(1) روايات فراوانى بر انجام اين تسبيحات بعد از نمازها وارد شده و از خواندن هزار ركعت نماز مستحب بهتر شمرده شده است . امام باقر7فرمود: .(2)(پـاورقى 1.همان , ص 1022 باب 8از ابواب تعقيب , حديث 1(پـاورقى 2.همان , ص 1023 باب 8از ابواب تعقيب , حديث 3
کد سوال : 51970
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا حضرت محمد6شهيد شدند يا وفات يافتند؟
پاسخ : شهادت مقامى است كه انسان در مراحلى از كمالات معنوى دست مى يابد.اين مقام تنها با كشته شدن به دست نمى آيد, بلكه انسان زنده نيز مى تواند به اين مقام دست بيايد و يا بامردم داراى اين مقام گردد. بنابراين , مى توان گفت حضرت محمد6ولو وفات يافته باشند, شهيد هستند.بنابه روايتى , پيامبر در اثر سمّى كه زنى يهودى در غذا ريخت به شهادت رسيد. در منتهى الآمال آمده است : دراحاديث معتبر وارد شده است آن حضرت , به شهادت از دنيا رفت , چنان كه به سند معتبر از حضرت صادق 7روايت كرده است : در روز خيبر آن حضرت را زهر دادند و چون لقمه اى از آن غذاى مسموم راتناول كرد كرد, فهميد, ولى اثر آن زهر در بدن حضرت بود تا رحلت كرد.در روايت ديگر زنى يهودى آن حضرت را زهر داد و زهر همواره در بدن آن حضرت ايجاد درد مى كرد تا آن كه به همان علّت از دنيا رفت . آن حضرت فرمود: .(1)(پـاورقى 1.شيخ عباس قمى , منتهى الآمال , ج 1 ص 107 با تلخيص .
کد سوال : 51971
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چرا امامان , معجزه نمى آوردند؟
پاسخ : امام نيز گاه براى اثبات امامت خود, معجزه اى بروز مى دادند, ولى دليل امامت امامان دوازده گانه , تعيين و نصب آنان توسط پيامبر6و هم چنين توسط امام قبل است . به امام صادق 7عرض شد: امام به چه چيزى شناخته مى شود؟ فرمود: با وصيّت و تعيين امام قبلى معيّن مى شود>.(1)نشانه هاى امام چند چيز است : فرزند بزرگ امام قبلى ; سزاوارترين مردم نسبت به امام پيش از خود است ;پاكيزگى ولادت (حلال زاده باشد و نيز عيب مادرزادى نداشته باشد).(2)در قبل آيهء مصداق اولى الامر از طرف پيامبر7مشخص شده و نام تمام امامان برده شده است , كه اولين آنان امام على 7و آخرين آنان حضرت مهدى 7است .(3)(پـاورقى 1.اصول كافى , ج 2 ص 37(پـاورقى 2.همان , ص 38(پـاورقى 3.همان , ص 40
کد سوال : 51972
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چه چيزهاى روح انسان را پرورش مى دهد؟
پاسخ : قدم اول در خودسازى و پرورش روح , خودشناسى و خداشناسى است . البته علم و معرفتى كه موجب بصيرت و بيدارى گردد و تعقّلى كه به شناخت موقعيت خود در نظام هستى منجر شود.وقتى كسى خود را آن گونه كه بايسته است , بشناسد و نقاط ضعف و قوّت خويش را دريابد و نوع ربط خودرا با حق تعالى بفهمد, هيچ گاه گناه نمى كند. شناخت و ديد دو سويه , موجب نجات است ; يعنى هم كرامت وبزرگوارى خويش را ـ كه خداوند به او تفضّل فرموده است ـ بنگرد چنان كه مولا اميرالمؤمنين 7مى فرمايند:,(1) و هم به نقاط ضعف وجودى خويش آگاه گردد تا به غرور و خودستايى شيطانى دچار نگردد.هم چنين از آن حضرت نقل شده است : (ذره اى از نجس ترين نجاسات كه با چشم عادى قابل رؤيت نيست ) و سرانجام به جيفه (مردار متعفّن ) مبدّل مى گردد...>. پس به چه چيز مى نازيم و چرا به خود مى باليم ؟ به گذشتهء خويش كه از منى نجس آفريده شده ايم ؟و يا به آيندهء متعفن خويش ؟ پس قدم اول در خودسازى و پرورش روح , خويشتن شناسى است و درخويشتن شناسى نخست بايد جايگاه خود را در نظام هستى پيدا كرد. چه بوديم ؟ چه شديم ؟ چه كسى عامل اين و بوده است ؟ الان چه موقعيتى داريم ؟ و غايت و مقصد كجا است ؟آيا با راهى كه در پيش گرفته ايم و سير و سلوكى كه آغاز كرده ايم , مى توانيم به كعبهء مقصود و مقصد محبوب برسيم ؟ به آيات پنجم تا دهم سورهء طارق با دقّت نگاه و به تفسير آن مراجعه كنيد: .قدم دومِ خودسازى , توبه است . توبه تحوّلى درونى است كه در نتيجهء حضول معرفت و شناخت و بيدارى دل به دست مى آيد.توبه اولين مرحله (بعد از معرفت و بيدارى دل ) از مراحل سير به سوى خدا است . حقيقت توبه پشيمانى ازگناه است . پشيمانى كه علامت آن , آه و حسرت و اندوه درونى است و حلاوت و شيرينى گناه را در درون ,خشك مى كند و توبه كننده از گناهان خويش اشمئزاز و تنفر پيدا مى كند, تا زمانى كه چنين حالتى به وجودنيامده , توبه تحقق نيافته است . حق تعالى در قرآن كريم مى فرمايد: .(2) خداوند در اين آيه , عنوان ظلم و ستمگرى را از توبه كنندگان برداشته و به كسى اختصاص داده كه از توبه كردن , سرباز زده است , زيرا بر پايهء كلام نبىّ خاتم حضرت محمد6 .(3)اكنون به اميد بخش ترين و روح افزاترين آيهء الهى در مورد گناهكاران , كه با تعبير بسيار لطيف (بندگان من ) آغاز شده است , توجه مى كنيم و در آن تدبّر و تعقّل مى نماييم تا بارقهء شوق و شعف از گستردگى لطف و رحمت الهى نسبت به بندهء گنه كارش . اشك محبت و مودّت ما را جارى سازد و روح آلودهء ما راشست وشو دهد: كه بر نفس خويش اسراف (و ظلم و ستم ) روا داشته ايد; از رحمت خداوند نا اميد نشويد, چه اين كه او همه ءگناهان را مى آمرزد>.تا وقتى كه پاى خويش را در گِل دنيا فرو برده ايم , تا زمانى كه پر و بال ملكوتى خويش را به هواى نفس تباه كرده ايم , توان پرواز به ملكوت و وصال معشوق را نخواهيم داشت : چيز مانند گناه دل را فاسد نمى كند. همانا قلب با گناه در مى آويزد, تا جايى كه گناه بر آن چيره مى شود و آن رازير و رو مى كند>.اما چنان كه پيامبر اسلام 6فرمود: .(4)3 محاسبة: خداوند مى فرمايد: براى فردا چه فرستاده است >.در محاسبهء نفس به دو نكته بايد توجه نمود نكتهء اول : راه محاسبه تنهايى از عزم بر عقد توبه است و تا اين ره طىّ نشود, به جادّه محاسبه نخواهيم رسيد. و .(5)گناه برادر مسلمان تو نبايد موجب خوشحالى تو گردد و يا وسيله اى شود كه او را شماتت و تحقير كنى و ياخود را مبرّا و منزّه از آن گناه بدانى , بلكه به زبان حال و قال بگو: خدايا! به تو پناه مى برم از گناهان و شرارت نفس امّاره خويش . بار الها! اگر لطف و رحمت تو شامل حال من نمى شد.اين نَفْس سركشم مرا به ورطهء گناه و هلاكت مى افكند, چنان كه يوسف صدّيق 7گفته است : .(6)نكتهء دوم : سالكان طريقت و اميدواران به وصال و پويندگان راه خودسازى را در محاسبه و محاكمهء نفس خويش برنامه هاى متفاوتى است . بعضى از لحظه اى كه در سحرگاه بيدار مى شوند تا شب هنگام كه به رختخواب مى روند, هر ساعت به ساعت محاسبه مى كشند چه كرده اند؟ چه گفته اند؟ يك ساعت گذشته عمرخويش را چگونه سپرى كرده اند؟ و برخى نيز هر شب موقع خوابيدن , اعمال روزانهء خود را محاسبه مى نمايند و بر خطاهاى خويش اشك ندامت مى ريزند. 4 اجتناب از گناهان يا فرار به سوى خدا: از لوازم تحقق توبه و محاسبهء نفس , پرهيز از گناهان است , چنان كه حق تعالى مى فرمايد: .(7) فرار از گناه و هر چيزى كه روح معنويت را مى ميراند, نزديك ترين راه براى خودسازى است . امام سجاد7مى فرمايد: .(8) ترك گناه مقدم بر انجام كارهاى خوب و مستحبى است : , و بلكه ترك گناه از هفتدا حج مستحبى قبول شده , بالاتراست .(9)5 ترك فكر گناه : امام صادق 7از قول حضرت مسيح 7نقل مى فرمايند: .(10)و چه بسيار مردمِ خوارى كه در اثر ملكات پسنديده , به اوج عزّت رسيدند.6 تهجّد و مداومت بر حسنات : خداوند پيامبرش را دعوت به نافلهء شب مى كند: پروردگارت تو را به مقام محود و شايسته مبعوث كند>.رسول خدا6فرمود: .(11)چنان كه قرآن مى فرمايد: (12)(پـاورقى 1.سيد رضى , نهج البلاغه , قصار الحكم 449(پـاورقى 2.حجرات (49 آيهء 11(پـاورقى 3.تفسير نمونه , ج 19 ص 505(پـاورقى 4له .فريده مصطفوى و..., همان , ص 312(پـاورقى 5.خواجه عبدالله انصارى , شرح منازل السائرين , تحقيق على شيروانى , ص 46(پـاورقى 6.يوسف (12 آيه 53(پـاورقى 7.محمد تقى فلسفى , در مكتب اهلبيت , ص 697(پـاورقى 8.همان .(پـاورقى 9.همان .(پـاورقى 10.همان .(پـاورقى 11له .فريده مصطفوى و..., همان , ص 315(پـاورقى 12.هود(11 آيهء 114
کد سوال : 51973
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : علت گرايش بعضى از جوانان به مواد مخدر و الكل چيست ؟
پاسخ : اين گونه پرسش نشانهء پاكى روح و صداقت بيان وصافى قلب و از همه مهم تر عزم و ارادهء والاى شما براى شناخت راه هاى دست يابى به سعادت و خوشبختى و رشد و كمال انسانى است . آدمى نمى تواند به آرمان ها و انديشه هاى بلند انسانى الهى نائل گردد. مگر اين كه موانع يا عواملى را كه سدّ راه رشد و ترقى اوهستند و شياطين شوم خوشبختى ناميده مى شوند, بشناسد و اين دو را شما در سؤالات خود گنجانده ايد.اميدواريم با چشمانى باز و بصيرتى نافذ و معرفتى ره گشا, با مطالعهء كتب اخلاقى و اسلامى مخصوصاً درزمينهء علوم و معارف قرآنى , حقيقت ناب زندگى انسانى الهى را بر محور خداشناسى و توحيد يافته و از پيچ وخم هاى زندگى اجتماعى امروز به سلامت به منزل مقصود و هدف آفرينش نائل گردى .پرسش سوم شما را در دو قسمت پاسخ مى دهيم :الف ) علل گرايش نوجوانان و جوانان به انحرافات و عبور از مرز اعتدال ; ب ) در بيان علل گرايش به مشروبات الكلى .الف ) علل گرايش نوجوانان و جوانان به انحرافات :1 بيكارى : جوان پر از انرژى و موتور محرّكه و چرخ هاى جامعه است . اگر اين انرژى و محرك در مسيرصحيح براى اعتلاى فرهنگ و تمدّن جامعه و برطرف كردن فقر و نيازهاى اقتصادى و پركردن خلاءهاى گوناگون اجتماعى به كار گرفته نشود, مانند آب جارى حيات بخشى كه راكد بماند, به هرز خواهد رفت و در شوره زارهاو لجنزارهاى شيطان دام گستر فرو خواهد رفت و به جاى زندگى ساز شدن , زندگى اجتماعى در معرض خطرقرار خواهد داد.على 7فرمود: (1)پيامبر اكرم 6در مذمت بيكارى وانسان بيكار فرمود: دشمن مى دارد>; زيرا نتيجهء بيكارى و نداشتن كار مفيد, غلبهء احساس بيهودگى و بى هدفى بر روان و انديشه ءانسان است كه به تدريج او را به پوچگرايى (نيهيليسم ) در مود نظام هستى سوق مى دهد.على 7مى فرمايد: ;(2) زيرا كار علاوه بر اين كه وسيله اى براى تأمين معاش است , طريقى جهت ايجاد نشاط روحى و از ميان رفتن افسردگى و رخوت و مخصوصاً زدودن احساس بيهودگى و پوچى و بروز بحران هويت است .مى گويد: .(3)2 فقر اقتصادى : تا فقر وجود دارد, فساد اختلاقى هست , تا فقر مسدود نگردد, انحطاط فكرى و ضعف فرهنگى و عقيدتى و كفر و شرك ريشه كن نمى شود, چه اين كه همسايه ديوار به ديوارند.على 7فرمود: .(4) و در حديث ديگر از آن حضرت نقل شده : . (5)3 فقر علمى و فرهنگى : فقر فرهنگى و جهل و نادانى , انسان را به فساد اخلاقى و اجتماعى , از جمله مواردمخدر و انواع پليدى هاى ديگر مى كشاند. على 7فرمود: جهل موجب تباهى آخرت و معاد است >.گروهى از دانشمندان علم و كلام و اخلاق معتقدند: .(6)اگر چه اين عقيده را ما به طور دربست و صددرصد نمى پذيريم , امّا شكى نيست كه اين اعتقاد يكى از علل عمده است .4 ساده انديشى و سطحى نگرى : جوانان به خاطر صافى قلبشان و عدم تجربهء كافى در زندگى اجتماعى ,گاهى از ترفند و دام هايى كه شيادان سودجو و منفعت طلب و يا خيانت پيشهء وابسته به استثمارگران اقتصادى و استعمارگران سياسى در مسير زندگى شان گسترده اند, غافلند و طعمهء دام هاى غير انسانى آنان مى گردند و اسير و گرفتار مى شوند.5 انحراف در تنوع طلبى يا بحران هويت : طبيعت نوجوان و جوان , تنوّع و تجدّد طلب و نوگرا است . اين روحيه موجب رشد و تكامل انديشه و علم و تمدّن و فرهنگ مى گردد. از طرفى شخصيت طلبى و استقلال گرايى و ابراز وجود و هويت ريشه در سرشت و فطرت آنان دارد. اين دو نوع ميل فطرى و طبعى بالقوهء درونى , گاهى به علت عدم آگاهى و بصيرت و فقدان تجربهء كافى , به جاى سوق دادن فرد يا جامعه در مسير تكامل و ترقى , آنان را در جادهء پر پيچ و خم , سرگردان و رها مى سازد.تداوم اين تحيّر و استمرار غفلت , گاهى چنان در تار و پود فرد يا جامعه ريشه مى دواند كه آنان را از هويت انسانى خويش در تمامى ابعاد تهى مى سازد. بحران هويت حاصله به جاى استقلال . وابستگى همه جانبه را به تدريج نصيب آنان مى سازد.رو آوردن جوانان به سيگار و مشروبات الكلى و انواع مواد مخدّر و مُدگرايى و حتى انتخاب اسم هاى خراجى براى اشخاص و اماكن و لباس ها و خيابان ها و جاده ها و تغيير يافتن طرز معاشرت از حالت ملّى ومذهبى , از نمودهاى بارز يا پيدايش انحراف در تنوع طلبى است .6 خودفريبى : همان گونه كه تكوين و شكل گيرى رشد و تكامل جسمى و فكرى و علمى و اجتماعى تدريجى است خروج از خط اعتدال و انسانيت نيز دفعى و يكباره نخواهد بود, بلكه از امور ساده و ابتدايى شروع مى شود و قدم به قدم تا مرز يا اعتياد كشيده مى شود. جوان مى پندارد با يك يا چند بارمصروف كردن , معتاد خواهد شد و قدرت ارادهء خويش را از دست نمى دهد.7 رفاقت و مصاحبت با افراد مبتلا: از جنبهء علمى و عملى ثابت شده انسان از دوست و هم نشين , تحت تأثير قرار مى گيرد. آيات و روايات كثيرى مؤيد اين سخن است . رسول اكرم 6فرمود: ; يعنى تأثير گذارى افكار و روحيات دوست بر ذهنيات و(7)روحيات , به اندازه است كه هر كس را مى توان از دوستان او شناخت .اميرالمؤمنين 7فرمود: .(8)اگر چه يكى از نيازهاى روحى و عاطفى انسان , داشتن دوست است , اما تنهايى بسى بهتر از دوستى باافراد فاسد و ناباب است .(9)8 محيط يا اجتماع آلوده : همان گونه كه ـ محل ريختن زباله ها ـ موجب پيدايش ويروس و عمل رشد ميكرب است , محيط و اجتماع فاسد نيز موجب گسترش افكار و عقايد و عملكردهاى فاسد مى گردد.محيط خانه و مدرسه و دانشگاه و حوزهء علميه و فرهنگ عمومى جامعه و اداره و بيمارستان و مجلس و يارسانه هايى كه رسالت اطلاع رسانى جامعه را به عهده دارند, اعم از راديو و تلويزيون و روزنامه ها, اگر در مسيرهجوم ويروس هاى اعتقادى و اخلاقى قرار گيرند و پادزهرهاى مناسب در آن جامعه به موقع توليد نگردد وآفت زدايى انجام نشود, به تدريج فساد به فضا و فرهنگ عمومى جامعه سرايت مى كند و همه را مبتلامى سازد, مگر آن دسته از خواص كه حامل پادزهرهاى درونى قوى هستند.عوامل ديگرى از قبيل تلقين و تقليد و التقاط و تحريف و جوّ زدگى يا عوام زدگى و تحقير شخصيت جوانان , زمينه ساز گرايش به انواع فسادهاى اخلاقى و اجتماعى اند.ب ) علل گرايش به مشروبات الكلى :برخى از عوامل كه در گسترش شراب خوارى به طور ويژه , تأثير به سزايى دارد, عبارتند از: 1 تقديس شراب به نام عيسى 7 پس از استيلاى فاسدان و ناصالحان بر مصلحان كشورهاى اروپايى وامريكايى , براى اين كه قبح اعمال زشت از جمله شراب خوارى و مضرات آن را از انظار عمومى مخفى نگه دارند, به تعميم توليد و مصرف شراب خوارى با عنوان پرداختند و اين اقدام شيطانى را به يك پيشواى مقدس ربّانى نسبت دادند. امروزه در كليساها علناً شراب پخش مى كنند و به نام حضرت عيسى 7برّك مى گردانند, در حالى كه در آداب و اصول دين مسيحيت , چنين بدعتى زشت و مضر وجود نداشته و نامعقول است .پرفسور پل پرن , استاد طب اجتماعى دانشكده پزشكى نانت فرانسه , در نامه اى به يكى از كشيش هاى مسيحى مى نويسد: (10)در اثر قرن ها تبليغ كليسا, نه تنها شراب مايعى مقدس جلوه داده شد. بلكه حتى انگور كه مادهء اوليه به شمار مى رود. در نظر برخى از فرق هاى مسيحى مقدس گرديد, تا آن جا كه در كشور اسلامى ايران نيز را با آداب و رسوم ظاهراً مذهبى خاص برگزار مى كنند و از جمله اعياد رسمى و جشن هاى مذهبى كليساهاى ارامنه است .2 سود اقتصادى : امروزه حكومت ها از فروش مشروبات الكلى همانند فروش سيگار سودهاى كلانى مى برند. از طرفى مصالحه و سازش محرمانه بين كمپانى ها و صاحبان صنايع مشروب سازى و محافل مسئول اجتماعى در كشورهاى غربى موجب شده است على رغم گسترش فسادهاى اخلاقى و بزهكارى هاى اجتماعى و ناهنجارى هاى عصبى , از مضرات و عواقب خطرناك ميگسارى ها كم تر سخن بگويند و وجودشراب را در سر سفره هاى خود به عنوان تلقّى و تلقين نمايند.3 لاقيدى و بى بندوبارى و دادن آزادى عمل نامحدود به نوجوانان , قبل از رشد فكرى و بلوغ عقلىِ كافى ,به تصور يك امتياز و تفوق انسانى , سفره را براى سودجويان استثمارگر جهت گسترش فرهنگ ميگسارى پهن ترنمود.4 استعمار سياسى , جهت شكست حرمت و قداست قوانين اسلامى و تضعيف اعتقادات دينى و پايين آوردن ميزان تقيّدات مذهبى , به توسعه شراب خوارى به عنوان يك ژست روشنفكرى و نشانهء تمدّن وپيشرفت پرداخت تا بدين وسيله جوانان كشورهاى اسلامى را از تحصيلات بالا و انجام فعاليت هاى مفيدعلمى و اجتماعى , به سمت عياشى و خوشگذارانى سوق دهد و انديشه و ارادهء سياسى آنان براى حفظ وحراست از استقلال و ارزش هاى ملى و مذهبى شان را محو و نابود سازد.جهت حُسن ختام , كلام و مقال را با روايتى از اميرالمؤمنين 7تزيين مى كنيم :نفس آدمى به مقتضاى طبيعت سركش خويش در صحنه هاى اجتماعى , به مخالفت با فضايل اخلاقى مى پردازد, اما بندهء درستكار الهى كوشش مى كند مسير او را از آرزوهاى ناروا تغيير دهد.كسانى كه افسار نفس سركش خود را رها كنند و در ارضاى تمايلات نادرست , آزادش بگذارند, به تباهى و فساد و هلاكت نفس خويش كمك كرده اند.(11)(پـاورقى 1.بينش اسلامى سال اول دبيرستان , (نظام جديد), ص 79(پـاورقى 2.همان , ص 78(پـاورقى 3.در جستجوى خوشبختى , ص 22 به نقل از هاشم رسولى محلاتى , كيفر گناه .(پـاورقى 4.حسين نورى , اقتصاد اسلامى , ج 2 ص 58(پـاورقى 5.همان .(پـاورقى 6.زين العابدين قربانى , تاريخ فرهنگ و تمدن اسلامى , ص 34(پـاورقى 7.محسن قرائتى , گناه شناسى , ص 166(پـاورقى 8.شرح نهج البلاغهء ابن ابى الحديد, ج 2 كلمهء 147(پـاورقى 9.غررالحكم , ص 695(پـاورقى 10.صبور اردوبادى , بررسى فرآورده هاى الكل , ص 151 با تلخيص .(پـاورقى 11.محمد تقى فلسفى , در مكتب اهل بيت :, ص 110