• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
عضویت در خبرنامه
کد سوال :
جستجو :
کد سوال : 51914
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چرا خدا انسان را آفريد؟ هدف از زندگى چيست ؟
پاسخ : اين سؤال هميشه براى انسان مطرح بوده است كه هدف از خلقت انسان چيست ؟ اين تعبير يك وقت به اين معنا است كه : هدف خالق از خلقت چيست ؟ يعنى خالق چه انگيزه اى دارد و چه چيز عامل و باعث و محرك او براى خلقت است ؟ به اين معنا در خلقت هدفى نيست و خالق نمى توند هدفى داشته باشد, چون هدف به معنى انگيزه يعنى عامل و محرك فاعل است كه موجب شده است فاعل , كار را بكند و اگر آن نبود, فاعل اين كار رانمى كرد. ما به اين معنا دربارهء خداوند سبحان نمى توانيم قائل به هدف و غرض بشويم كه فاعل با كار خودش مى خواهد به غرضى برسد. معنايش اين است چيزى كه باعث شده فاعل , فاعل باشد, آن است كه طبعاً فاعل , با كارخود مى خواهد به آن برسد. اين مستلزم نقص فاعل است . يعنى اين طور هدف داشتن تنها در فاعل هاى بالقوه و درمخلوقات صادق است و در خالق صادق نيست . اين گونه هدف داشتن بر مى گردد به استكمال , يعنى فاعل با كارخود مى خواهد به چيزى كه ندارد برسد. اين تعبير از هدف خلقت , مختص به غير خدا است .(1)معناى ديگر هدف از خلقت اين است : در اين معنا منظور از هدف خلقت , غايت و هدف فاعل نيست , بلكه هدف فعل است . غايت فعل اين است : هر كارى را كه در نظر بگيريم , اين كار به سوى هدف و كمالى در حال انجام است وبراى آن كمال آفريده شده است كه به آن كمال برسد. فاعل اين كار را نكرده است كه خود به كمال برسد, بلكه براى اين كه فعل به كمال خود برسد. معنايش اين است كه خودِ كار رو به تكامل است . اگر حقيقت خلقت را چنين بدانيم ,در اين صورت خلقت هدف دارد.در مورد اين كه غايت در خلقت انسان چيست , بر مى گردد به اين كه ماهيت انسان چيست و در انسان چه استعدادهايى نهفته است و براى انسان چه كمالاتى امكان دارد؟ هر كمالاتى كه در امكان انسان باشد, انسان براى آن كمالات آفريده شده است .(2)بعثت انبيا براى تكميل انسان است و انبيا براى كمك به انسان ها و راهنمايى آنان بر انگيخته شدند تا با كمك وحى , انسان را به سوى كمال و هدف متعال رهنمون سازند. در منطق قرآن كريم انسان آفريده شده است كه خدا راپرستش كند: .(3) به اين معنا د منطق اسلام هدف اصلى از زندگى , جز معبود و خداى سبحان چيزى ديگرى نمى تواند باشد; يعنى قرآن مى خواهد انسان را بسازد و به او هدف و آرمان بدهد. قرآن كريم انسان را موجودى مى داند كه سعادتش را جز خدا كس ديگرى نمى تواند تأمين كند. انسان چه در حركت تكوينى و چه در حركت تشريعى هدفى جز خدا نمى شناسد و چيزهاى ديگرى كه به عنوان هدف ذكر مى شود, جنبه ءمقدمى دارد و هدف نهايى , معرفت خدا و اتصال به خدا و عبادت او است .قرآن كريم مى فرمايد: با ياد خداآرام مى گيرد. بدانيد كه دل ها به ياد خدا آرام مى گيرد>.دواى دردِ قلب مضطرب و جستجوگر انسان , فقط ياد خدا است . از اين همه عباداتى كه انسان انجام مى دهد,براى هدف بالاتر يعنى ذكر و ياد خدا است .(4) . اسلام انسان را درمسيرى قرار مى دهد كه او به منبع لايزال الهى پيوند مى خورد و به آن چنان آرامشى مى رسد كه در پرتو آن همهء شك و ترديدها و اضطراب ها را به راحتى پشت سر مى گذارد و عشق به زندگى و اميد به آينده در زندگى او موج مى زند.(پـاورقى 1.استاد شهيد مرتضى مطهرى , هدف زندگى , ص 5(پـاورقى 2.همان , ص 7(پـاورقى 3.ذاريات (51 آيهء 56(پـاورقى 4.طه (20 آيهء 14
کد سوال : 51915
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : نوجوانى هفده ساله هستم . در اين مرحله از زندگى , مدت كوتاهى است كه براى هر چيزى دليل وعلت مى خواهم و همه چيز برايم بى معنا و بى مفهوم است . آيا اين حالت براى همه به وجود مى آيد يا اين كه مختص من است ؟ چگونه مى توانم وضع خودم را بهبود بخشم و به آرامش برسم
پاسخ : خواهر گرامى ! از اين كه با مكاتبه نموديد سپاسگزاريم . انسان از وقتى كه به جهان ديده مى گشايد,قواى او يكى پس از ديگرى به مرحلهء ظهور مى رسد و فعاليت خود را آغاز مى كند, ولى در برابر موجودات مادى ,انسان براى تعالى و تكامل معنوى , داراى امكانات و استعدادهاى وسيعى است . هر مرحله از حيات انسان داراى ويژگى ها و آثار خاص است و يكى از اين مراحل , دوران بلوغ است . در دوران بلوغ رشد بدن و هم چنين رشد روان وارد مرحله خروشانى مى شود. تحولات سريع و غافلگير كننده به گونه اى هستند كه در مواردى ممكن است عارضه ايجاد كنند و چنانچه در اين دوران , مراقبت ها و پيش بينى هاى لازم به عمل نيايد, ممكن است مشكلات وناراحتى هاى زيادى را به همراه داشته باشد.(1)از صفات شاخص دوران بلوغ , آميخته بودن تفكر با خيالبافى , فرو رفتن در روياها, گرفتار شك و ترديد شدن ,به خصوص در بُعد جهان بينى و خداشناسى و فلسفهء خلقت , تشخص طلبى , تشديد شدن قدرت انتقاد و جستجوبراى يافتن حقيقت خود و شناخت هستى است . بلوغ سن شك و ترديد است . ترديد دربارهء همهء آن ه را كه دارد; شك دربارهء همه آن چه را كه ديده و دور و بر اوجريان دارد. او نمى خواهد آن چه را كه دارد, صد در صد بپذيرد. خويش را نيازمند تجديد نظر در همهء اين مسائل مى داند. هم چنين دربارهء ايمان و عقيدهء خود شك دارد. نمى داند آن چه را كه به او در اين زمينه داده اند, درست است يا نه . به همين جهت به تحقيق و بررسى مى پردازد. وجود شك و ترديد در اين دوران طبيعى است , اما بايد سعى شودكه در مجراى صحيحى قرار گيرد و به باور تبديل شود و شك پلى براى رسيدن به حقيقت شود و شخص به آرامش درونى و شناخت صحيح از هستى و خود برسد.اين حالت مختص شما نيست و از ويژگى هاى دوران جوانى و بلوغ است . از اين روبه هيچ وجه نگران وناراحت نباشيد, بلكه سعى كنيد با روحيه اى كه در تحصيل موفق و جدى هستيد, در اين برههء خاص زندگى هم موفق و سربلند بيرون آييد و از درياى پرتلاطم سختى ها و مشكلات به ساحل آرامش و خوشبختى برسيد.مكتب حيات بخش اسلام , براى تعديل تمايلات و جهت صحيح دادن به خواسته هاى انسانى , استفاده از عقل وعلم و تربيت و ديگر عوامل مؤثر در اين خصوص را مورد توجه قرار داده است . اسلام با نيروى عظيم ايمان و عشق به خداوند سبحان در ضمير پيروان حقيقى خود آنان را به سوى شناخت حقيقت رهنمون مى كند و ترديد و تزلزل رااز وجود آنان دور مى كند. جوانى كه در مسير شناخت حقيقت است , بايد سعى كند به تدريج پاسخ هاى مناسبى براى سؤال هاى خود بيابد. در اين مسير بايد از نقطه نظرات و راهنمايى هاى انديشمندان و عالمان دينى بهره مند شود تابتواند با استفاده از دانش و تجارب آنان جواب هاى مطلوب خويش را پيدا كند. در كنار تلاش براى شناخت حقيقت بايد سعى كند به تقويت ايمان مذهبى بپردازد و پيوند خود را با مذهب مستحكم تر كند. چون ايمان در آدمى آرامش وسكون ايجاد مى كند و روح اميد را در آدمى زنده نگه مى دارد و انسان را از پوچى و سرگردانى نجات مى دهد.نكتهء پايانى كه بايد ذكر شود, نگرشى مثبت به زندگى است . زندگى با همهء مشكلات و سختى هايى كه به همراه دارد, زيبا است . زيبايى در برخورد خوشى و شادى با غم و ناراحتى بيشتر جلوه گر مى شود و در انسان شرق براى نيل به سعادت و رفع كدورت و ناراحتى را به وجود مى آورد. تقويت اين نگرش موجب مى شود انسان به آينده بانگاهى مثبت توجه نمايد و مشكلات را پلى براى رسيدن به موفقيت بداند. شما وقتى اين مطالب را مورد توجه داديد, به تدريج به آرامش و خود باورى مى رسيد و نگاهى مثبت و اميدوارانه به زندگى و آينده خواهيد داشت .(پـاورقى 1.على قائمى , خانواده و مسائل نوجوان و جوان , ص 74
کد سوال : 51916
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : به اتفاق چند نفر از خواهران , پنج سال است كه در حوزهء علميهء كاشمر مشغول به تحصيل هستيم . براى حفظ دين و شؤنات مذهبى بسيار متمايليم با طلاب جوان ساكن حوزهء علميهء قم ازدواج كنيم . خواستگاران ما نوعاًاز نظر مالى وضع خوبى ندارند يا خيلى پاى بند به مذهب نيس
پاسخ : نامهء دردمندانه شما را خوانديم و نكاتى تقديم مى داريم :1 همان طور كه توجه داريد اين مركز صرفاً جهت پاسخ گويى به مسائل فرهنگى و تربيتى و فقهى و اسلامى و مذهبى تأسيس شده و متأسفانه توانايى پاسخ گويى به درخواست هاى اقتصادى را ندارد.2 شما مى توانيد با ازدواج , بسيارى از مشكلات را برطرف كنيد.3 اگر احساس مى كنيد معرفى شما از سوى اين مركز, به مراكز ديگر مؤثر است , لطفاً نام و نشانى آن مركز رابه ما بدهيد تا از آنان بخواهيم به شما كمك كنند.4 مشكل مسكن و بدهكارى , تنها مشكل شما نيست ; صدها نفر, از اين مشكل رنج مى برند و اما با تلاش واميد و كار و فعاليت مى توان بر مشكلات پيروز شد.5 با داشتن هدف صحيح در زندگى و برنامه ريزى دقيق و تلاش و كار مى توانيد از وام هاى بدون بهره ودرآمدى ناشى از پرستارى در محل و تزريقات و آموزش پرستارى و... بهره مند گرديد.6 به واجبات به ويژه نماز اهميت دهيد و در ترك محرّمات بكوشيد كه براى حل معضلات زندگى بسيارمؤثر است .()(پـاورقى 1.عبدالحسين دستغيب , داستان هاى شگفت .7 نماز حاجت و استغاثه و توسل را فراموش نكنيد.() .(پـاورقى 2.شيخ عباس قمى , مفاتيح الجنان , ص 801و 191و 194
کد سوال : 51917
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : تقاضا دارم از نظر روحى و روانى , موردمطالعهء شما قرار گيرم .
پاسخ : برادر گرامى ! دقيقاً منظور شما را نفهميديم . اگر منظورتان اين است كه مى خواهيد تلفنى با اين واحدمشاوره كنيد, لطفاً با شمارهء 7743183با جناب حجة الاءسلام والمسلمين حاج آقاى شريعتى , مسئول واحد تماس بگيريد. اگر مراد اين است كه مى خواهيد شبهات و سؤالات خود را به وسيلهء نامه بفرستيد و پاسخ دريافت نماييدلطفاً به نشانى زير ارسال نماييد:
کد سوال : 51918
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : به كتاب هايى مثل مفاتيح الجنان , نهج البلاغة و صحيفهء سجاديه علاقهء شديد دارم .به خاطر عدم امكان مالى قادر به تهيهء آن نيستم . مستدعى است فراهم كرده و برايم ارسال نماييد. متشكرم .
پاسخ : نامهء طولانى شما را خوانديم . اين مركز مسئوليت پاسخ به مسائل فرهنگى , تربيتى , قرآنى ,فقهى , تاريخى و اسلامى را دارد و از حلّ مشكلات اقتصادى و تأمين مسكن و يا وام مسكن معذور است , اما اگراحساس مى كنيد نامهء ما به مراكزى كه نام برده ايد, مؤثّر است , عنوان آن مركز و كيفيت مكاتبه را براى ما بيان كنيد, تا شما را به آنان معرفى كنيم و سفارش نماييم مشكل اقتصادى و مسكن شما راحل نمايند.به هر حال اين معضلات در زندگى طبيعى است و كم تر كسى وجود دارد كه با اين مشكلات درگير نباشد. ازروايات معصومان : به خوبى استفاده مى شود:1 توجه به مبدأ و معاد و اصالت دادن به معنويات و اهميت به نماز و واجبات و ترك محرّمات باعث برطرف شدن گرفتارى هاى مى گردد. 2 تلاش فراوان و كار مستمر و كوشش براى پيدا كردن نان حلال , باعث وسعت و بركت و رحمت در زندگى مى گردد.3 نمازهاى حاجت و نماز استغاثه به حضرت زهرا3و امام زمان 7نيز مؤثر است .
کد سوال : 51919
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : سربازم . براى خريد وسايل مورد نياز سربازان پولى در اختيارم گذاشته اند. گاهى از آن استفاده ءشخصى نمودم و جمعاً مبلغ دو هزار تومان شده است . آيا شرعاً موظفم آن را به بيت المال برگردانم ؟
پاسخ : برادر گرامى ! از اين كه با ما مكاتبه كرده و سؤالتان را مطرح ساختيد, سپاسگزاريم . حتماً مى دانيد يكى از نشانه ها و صفات مؤمن , اداى امانت است و خيانت به آن از گناهان كبيره است . امام صادق 7فرمود: .با اين وصف , بايد مبلغ مذكور را به عنوا اضافى پول ها, به مسئول مربوطه برگردانيد. در ضمن بايد از امثال شماجوانان قدردانى كرد كه الحمدللّه در جوانى به اين گونه مسايل شرعى توجه مى كنيد.
کد سوال : 51920
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا مى توان طبق استخاره به كارهاى مهمّى اقدام نمود؟
پاسخ : از نظر اسلام هر كسى از چند طريق مى تواند اقدام به كار كند, اعم از اين كه مهم باشد يا غير مهم : 1 تفكر و انديشه ; يكى از بهترين راه هاى براى ورود به كار اين است كه منافع و مضرّاتِ شرعى و غير شرعى آن را در نظر بگيرد. چنان چه شرعى باشد و منافعش بيش از مضراتش باشد, مى تواند آن را انجام دهد.2 استشاره ; اگر شخصاً نتواند به نتيجه مثبتى برسد, خوب است با افراد انديشمند و آينده نگر و صاحب رأى ِمتدين و متعهد شود و تبادل نظر كند. در صورت مثبت بودن , با توكّل بر خدا اقدام كند و ترديدى نداشته باشد.قرآن به پيامبر اكرم 6فرمان مى دهد كه : .(1)3 استخاره ; اگر شخصاً نتواند و از طريق شود موفّق نشود به نتيجه مثبتى برسد و در انجام آن دودل باشد, براى برطرف كردن شك و ترديد مى تواند از خداوند طلب خير كند. اگر استخاره خوب آمد, بدون دغدغهء خاطر آن كار راانجام بدهد, خواه مهم باشد, خواه غير مهم ّ.(پـاورقى 1.آل عمران (3 آيهء 159
کد سوال : 51921
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : مقام كدام اما بالاتر است ؟
پاسخ : همه ء امامان : از نظر مقام علمى و امامت و رهبرى سياسى اجتماعى , در يك مرتبه قرار دارند وهيچ كدام بر ديگرى ترجيح ندارد, جز اين كه حضرت امام على 7از باب اين كه اولين مؤمن به نبى گرامى اسلام 6بود و باب علم رسول خدا6است و ابوالأئمّة مى باشد, بر ديگران برترى دارد. رواى مى گويد: از حضرت صادق 7شنيدم كه فرمود: ما در امر, فهم و دانستن حلال و حرام در يك روش هستيم , ولى رسول خدا6و على 7مقام فضلشان محفوظ است .(1)(پـاورقى 1.محمد بن يعقوب كلينى , اصول كافى , ج 1ـ 2 كتاب الحجة, ترجمه كمره اى , ص 50
کد سوال : 51922
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : مقام پيامبر6بالاتر است يا امام ؟ توضيح دهيد.
پاسخ : از اين كه با ما مكاتبه كرده و شبهات خود را مطرح ساختيد سپاسگزاريم .از ديدگاه شيعه مقام امام برتر از نبى و رسول است , زيرا پيامبر6در مقام پيامبرى تنها فرمان و دستور حق رادريافت مى دارد و به مردم ابلاغ مى كند; ابلاغى توأم با بشارت و اندار.اما امام 7كسى است كه برنامه هاى الهى را به مرحلهء اجرا در مى آورد, خواه از طريق تشكيل حكومت يا بدون آن .در اين مرحله او مجرى احكام و مربّى انسان ها و به وجود آورندهء محيطى پاك و انسانى است .به تعبير ديگر پيامبر7تنها بيان كنندهء احكام الهى است , اما امام عولاه بر تبيين احكام , مجرى آن نيز مى باشد.(1)به عنوان مثال حضرت موسى 7عهده دار مقام رهبرى سياسى اجتماعى همه جانبهء بنى اسرائيل بود, ولى برادرش هارون تنها پيامبر بود و در رهبرى سياسى اجتماعى تابع حضرت موسى بود. لذا وقتى حضرت موسى خواست براى مناجات با پروردگار به كوه طور برود, هارون را به جانشينى خويش ورهبرى سياسى ـ اجتماعى بنى اسرائيل منصوب كرد.(2)البته پيامبر اسلام هم خاتم پيامبران و اشرف آن ها است و هم امام است و عظمت شريعت او باعث برترى پيامبربر ساير انبيا است . (پـاورقى 1.ناصر مكارم و جمعى از نويسندگان , تفسير نمونه , ج 13 ص 455(پـاورقى 2.تفسير نمونه , ج 6ص 342
کد سوال : 51923
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چگونه مى توانيم برگهء پرسش ها و شبهات را تهيه نماييم ؟
پاسخ : مى توانيد با مركز فرهنگ و معارف قرآن , دفتر تبليغات اسلامى حوزه عليه قم مكاتبه كرده و از آن مركز درخواست برگه كنيد.