کد سوال : 51904
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چرا با پديده هاى علمى مانند ماهواره - مدّت عقد موقت چقدر است ؟ چه شرايطى دارد؟ آيا حتماً رضايت پدر يا جد پدرى شرط است ؟رضايت طرفين كافى نيست ؟
پاسخ : كشورى كه افتخارش داشتن حكومت اسلامى است , سران قوى سه گانهء آن , خود را موظف به پياده كردن قوانين اسلام مى دانند; اسلامى كه در ترغيب و تشويق پيروان خود به فراگيرى و تعلّم گوى سبقت رااز ديگر مكاتب موجود دنيا ربوده است و در توصيف و تمجيد دانش مطالب ارزشمندى بيان داشته و از جمله فرموده است : .(1)و در جاى ديگر فرموده است : .(2)و نيز فرموده است : .(3)در چنين كشورى آيا زيبنده است مسئولانش بى جهت با پديده هاى علمى آن گونه عمل كنند و جول آن رابگيرند؟ ماهواره و اينترنت از پديده هاى علمى هستند كه اگر در مسير فراگيرى علم و رشد فكرى و تعالى فرهنگ جامعه قرار بگيرند, بسيار مفيد هستند و برهمه لازم است از اين گونه ابزار استفاده كنند; و از طرف ديگر بدترين ابزار فساد, براى به سقوط كشاندن افراد جامعه و نابودى خانواده ها مى باشند.متأسفانه استعمارگران جهان از اين دو پديده مخصوصاً از ماهواره استفاده سياسى مى كنند و آن را بيش تربراى نابودى اخلاق و شرف و عظمت و اصالت جامعه و ملت ها به كار مى گيرند.آيا با چنين برنامه اى لازم نيست برخورد شود و جلو اين پديده را بگيرند و نگذارند اصالت و شرافت خانواده ها لكه دار شود؟ بر اين اساس اگر براى مدّتى جلو استفاده آن را گرفته اند, نبايد گفت : تصميم نامتناسبى در مورد آن گرفته شده است . حتماً مصالحى در كار است كه مسئولان چنين تصميمى گرفته اند. در پاسخ سؤال پنج گفته مى شود كه : اگر دختر باكره باشد, حتماً رضايت پدر يا جد پدرى شرط است ورضايت طرفين كافى نيست .از جمله شرايط عقد موقّت اين است كه قهر و مدّت را مشخص نمايند و چنان چه در اين مدت بچه اى به دنيا بيايد از آن زن و مرد است و مثل فرزند عقد دائمى از آن ها ارث مى برد. مدت عقد به دست طرفين است و از چند دقيقه تا چند سال را شامل مى شود.(پـاورقى 1.بحارالانوار, ج 1 ص 167(پـاورقى 2.همان , ص 172(پـاورقى 3. همان , ص 175
کد سوال : 51905
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : موسيقى و غنا چيست ؟ آيا با پيشرفت علم و رشد افكار بشر, تعريف موسيقى و غنا تغييرنكرده است ؟
پاسخ : فقهاى اسلام در حرمت اصل غنا و موسيقى تقريباً با هم اختلافى ندارند, ولى در تفسير آن وتشخيص موضوع غنا و اين كه تعريفش چيست و به چه چيزى غنا گفته مى شود, با هم اختلاف دارند.آيا هر صوت خوش و زيبايى غنا است ؟مسلماً نه , چون در روايات اسلامى آمده است كه قرآن و اذان ومانند آن را با صداى خوش و زيبا بخوانيد.آيا غنا هر صدايى است كه در آن ترجيح (گرداندن صدا و حنجره ) باشد؟ اين هم ثابت و مسلم نيست . آن چه از مجموع گفتار فقيهان استفاده مى شود, اين است كه ـ غنا عبارت است از آهنگ هاى طرب انگيز. به عبارت روشن تر: غنا آهنگ هايى است كه متناسبِ مجالس فسق و فجور و گناه و فساد مى باشد. و به عبارت ديگر: غنابه صوتى گفته مى شود كه قواى شهوانى را تحريك مى نمايد و در آن حال انسان احساس مى كند اگر در كنار اين صدا, شراب يا فساد جنسى باشد, كاملاً مناسب خواهد بود.گفتنى است , گاه يك آهنگ هم خودش غنا و لهو است و هم محتواى آن , مانند اين كه اشعار عاشقانه وفسادانگيز با آهنگ هاى طرب انگيز خوانده شود. و گاهى تنها آهنگ غنا و لهو است , اما محتوايش خوب است ,به اين گونه كه اشعار پرمحتواى مذهبى يا آيات الهى و يا مناجات اولياءالله و... با آهنگ هايى باشد كه متناسب مجالس فسق و فجور است . از نظر شرعى غنا در هر دو صورت فوق حرام و غير مجاز است .1 تشويق به فساد اخلاق ; به تجربه ثابت شده است كه بسيارى به خاطر متأثر شدن از آهنگ هاى غنا, تقوارا رها كرده و به شهوات روى مى آروند. آهنگ هاى تحريك آميز آن قدر بد آموزى دارد و مايه بدبختى است كه يكى از سران بنى اميه به آن ها گفت :از غنا بپرهيزيد كه حيا را كم مى كند و شهوت را مى افزايد و شخصيت را در مى شكند و جانشين شراب مى شودو همان كارى را مى كند كه مستى انجام مى دهد.(1) 2 غفلت از ياد خدا; در قرآن كريم , (غنا وموسيقى ) يكى از عوامل ضلالت و انحراف از سبيل اللّه معرفى شده است .(2)در بيان از حضرت اميرالمؤمنين 7مى خوانيم : .(3)اين كه در بعضى روايات اسلامى به غنا تفسير شده است , اشاره به همين حقيقت دارد كه غنا, انسان را مست شهوات كرده و از ياد خدا غافل مى سازد.3 آثار زيان بار بر اعصاب ; غنا در حقيقت يكى از عوامل مهم تخدير اعصاب است . مواد مخدر گاهى ازطريق دهان و نوشيدن وارد بدن مى شود, مانند شراب و گاهى از طريق بوييدن مثل هرويين و گاهى از طريق تزريق , مثل مرفين و يا گاهى نيز از طريق حسن شنوايى وارد مى شود, مثل غنا; به همين دليل گاه آهنگ هاى مخصوصى چنان افراد را در نشئه فرو مى برد كه حالت شبيه مستى به آن ها دست مى دهد; البته گاهى هم به اين حد نمى رسد. توجه دقيق به بيوگرافى مشاهير موسيقى دانان نشان مى دهد كه در دوران عمر به تدريج دچارناراحتى هاى روحى گرديده اند, تا آن جا كه رفته رفته اعصاب خود را از كف داده اند و عده اى مبتلا به بيمارى روانى و برخى مبتلا به جنون و گروهى فلج و عده اى هم هنگام نواختن موسيقى , درجهء فشار خونشان بالارفته وسكته كرده اند.(4)4 ابزار استعمار; استعمارگران جهان هميشه از بيدارى مردم مخصوصاً نسل جوان وحشت داشته اند; به همين دليل بخشى ازبرنامه هاى گستردهء آنان فرو بردن جامعه در غفلت و بى خبرى و ناآگاهى است .امروز موارد مخدّر تنها جنبهء تجارتى ندارد, بلكه يكى از ابزار مهم سياسى است . مراكز فحشا و كلوپ هاى قمار, هم چنين سرگرمى هاى ناسالم ديگر, از جمله غنا و موسيقى , يكى از ابزار مهم تخدير افكار جامعه است ;به همين دليل قسمت عمدهء برنامه هاى راديوهاى جهان را موسيقى تشكيل مى دهد.(5)گفتنى است كه : تا دنيا باقى است , بشر ذات و حقيقت خود را از دست نمى دهد و هميشه خواسته ها وتمايلات دانى و عالى دارد. و نياز به جنس مخالف و متأثر شدن از آهنگ هاى تحريك آميز و... در نهادش قراردارد. از طرفى قوانين اسلامى و حلال و حرام محمد6خاتم رسولان تا قيامت پا برجا است ; براين اساس غنا تا ابد حرام است و پيشرفت علم و رشد فكرى مردم در تغيير و عدم تغيير تعريف و حرمت آن نقشى ندارد.(پـاورقى 1ً.تفسير روح المعانى , ج 21 ص 60 به نقل از تفسير نمونه , ج 17 ص 25(پـاورقى 2.سورهء لقمان (31 آيه 6(پـاورقى 3.وسائل الشيعة, ج 12 ص 235 حديث 15(پـاورقى 4.عبداللّه خُروش , تأثير موسيقى بر روان و اعصاب , ص 26(پـاورقى 5.تفسير نمونه , ج 17 ص 25ـ 27
کد سوال : 51906
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا جمادات داراى روح هستند؟ درختان چطور؟ آيا سنگ ها و درختان داراى شعور هستند؟وضعيت آن ها در جهان آخرت به چه صورت است ؟
پاسخ : برادر گرامى !]مشكلى نيست كه آسان نشودمرد بايد كه هراسان نشود]اگر آن دختر را دوست داريد و خانواده اش با اين امر موافق است , خيلى مشكل نداريد; صبر كنيد و در موقع مناسب از آن دختر خواستگارى كنيد, ولى از همين حالا به خانواده اطلاع دهيد تصميم نداريد با دختر دايى تان ازدواج كنيد. البته قبل از هر چيز خوب فكر و مشورت كنيد آيا ازدواج با آن دختر به مصلحت شما است ؟ نكندفقط يك هوس باشد و جنبه هاى مثبت را ببينيد و جنبه هاى منفى را ناديده بگيريد و خداى نكرده بعد پشيمان شويد. زندگى شوخى نيست و شما مى خواهيد يك عمر براى خود شريك زندگى انتخاب كنيد كه در همه سختى ها و دشوارى ها شريك غم و شادى شما باشد. اگر فردا اين دختر كوچك ترين بى احترامى به شما كرد,چه حالى پيدا خواهيد كرد؟ آن وقت است كه مى گوييد اى كاش همان دختر دهاتى بى سواد ولى با معرفت رامى گرفتم . البته براى هوشيارى و پيش بينى آينده لازم است اين احتمالات را در ذهن بياوريد, نه اين كه حتماًاين طور خواهد شد; پس آينده نگر باشيد و پس از مشورت با دوستان و خويشانِ خير خواه تصميم بگيريد وعمل كنيد. آگاه كردن خانواده به نظر ما خيلى ساده است و از راه هاى گوناگون مى توانيد اقدام كنيد. از طريق دوستان نزديك يا خواهر و برادر و نزديكان خويش به اطلاع آنان برسانيد. اميدواريم هر چه خير و صلاح شمااست , خداوند مقرر بفرمايد.از خداوند دانا و توانا بخواهيد در اين مشكل شما را يارى رساند. .
کد سوال : 51907
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : علم و مكتب و فلسفه , كدام يك زير بنا و كدام رو بنا هستند؟مرز ميان فلسفه و علم چيست ؟
پاسخ : آدمى به طور فطرى دانش دوست و جستجوگر و پرستشگر است و اين يكى از محرك هاى والايى است كه در نهاد وى قرار دارد و به همين جهت به سوى علم و مكتب و فلسفه مى رود تا به پرسش هاى خود دربارهء وجود خود و خدا و جهان پاسخ گويد; پرسش هايى از قبيل : از كجا آمده ام , آمدنم بهر چه بود, به كجا مى روم , حاصل آمدن و رفتن من چيست , اين جهان پهناور و اين آسمان زيبا و ستارگان پرفروغ و درياهاى مواج و زمين براى چه منظور به وجود آمده اند, آيا اساساً جهان هستى آفريدگارى دارد كه بر اساس نقشه وهدف خاصى آن را طراحى نموده باشد و...علم و مكتب و فلسفه سعى مى كنند به اين سؤال ها و پرسش ها پاسخ دهند. به نوع برداشت و طرز تفكرى كه يك انسان دربارهء جهان و هستى دارد, جهان بينى گويند كه بر سه قسم است : جهان بينى علمى و تجربى ;جهان بينى مكتبى و دينى و جهان بينى فلسفى .جهان بينى تجربى و علمى : به موازات اين كه دقيق و مشخص و جزيى است , محدود است و تنها تا حدحس و آزمون حس پيش مى رود. جهان بينى دينى و مكتبى , با استفاده از تعاليم كتاب و سنت و با تكيه بر عقل و شرع سعى مى كند به پرسش ها پاسخ دهد و جهان بينى فلسفى , متكى به يك سلسله اصول بديهى و غير قابل انكار است و با روش برهان و استدلال پيش مى رود.(1)جهان بينى تجربى (علمى ) فلسفى , هر دو مقدمهء عملند, اما به دو صورت گوناگون ; جهان بينى علمى (تجربى ) از آن جهت مقدمه و زير بناى اعمال و رفتار آدمى است كه به انسان قدرت و توانايى تحوّل و تغيير وتصرف در طبيعت و نظام هستى را مى دهد و او را تا مرز تسلط و تسخير طبيعت پيش مى برد, تا طبيعت را درجهت ميل خويش به كار گيرد. اما جهان بينى فلسفى در طرز برخورد و عكس العمل انسان در برابر جهان اثرمى گذارد و به انسان اميد مى دهد و مواضع انسان را در برابر جهان و انسان و خدا مشخص مى كند و نگرش او رابه هستى در ساختار معيّن قرار مى دهد.مرز جدايى علم و فلسفه همين است ; يعنى علوم تجربى قادر نيست به انسان نوعى جهان بينى بدهد كه پايه و زيربناى يك ايدئولوژى (نظام فكرى بايدها و نبايدها) باشد, ولى فلسفه مى تواند. فلسفه از احكام موجودـ از آن رو كه موجود است ـ بحث مى كند و طبعاً از نوعى جزم و حقيقت برخوردار است و آن تزلزل ثباتى كه در جهان بينى علمى و تجربى ديده مى شود, در جهان بينى فلسفى نيست . علم پاسخگوى بسيارى ازپرسش هاى آدمى كه مربوط به ماوراء طبيعت و متافيزيك است نيست , ولى فلسفه پاسخگوى تمام مسايل بنيادى كه تكيه گاه ايدئولوژى است , مى باشد.اما مكتب و جهان بينى دينى و توحيدى علاوه بر امتيازات جهان بينى فلسفى , به انسان تعهد و مسئوليت وعشق و شور و اميد مى دهد و انسان را از سقوط در درهء هولناك پوچ گرايى و هيچ انگارى و يا نيست انگارى وبى مبالاتى نجات مى دهد.(2)(پـاورقى 1.مرتضى مطهرى , مجموعه آثار, ج 1 ص 20ـ 60(پـاورقى 2.مرتضى مطهرى , مقدمه اى بر جهان بينى , ص 10ـ 50
کد سوال : 51908
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : علم و فلسفه و مكتب چيست ؟ نسبت ميان آن ها را بيان كنيد و معيار مقبوليت جهان بينى مبنى بر علم و فلسفه و مكتب را توضيح دهيد.
پاسخ : نخست علم و فلسفه علم و مكتب را تعريف مى كنيم , آن گاه به نسبت ميان آن ها مى پردازيم .واژهء علم داراى معانى اصطلاحى فراوانى است كه مهم ترين آن عبارت است از: الف ) اعتقاد يقينى ;ب ) مجموعه قضاياى متناسب , اعم از جزئى و كلّى ;ج ) مجموعه قضاياى كلى اعم از حقيقى و اعتبارى ;د) مجموعه قضاياى كلّى حقيقى ;ه) مجموعه قضاياى تجربى .واژه فلسفه نيز اصطلاحاتى دارد كه مهم ترين آن ها از اين قرار است :الف ) همهء علوم حقيقى ;ب ) علوم حقيقى به اضافة بعضى از علوم قراردادى مانند ادبيات و معانى و بيان ;ج ) علوم غير تجربى مانند منطق و الهيات و زيبايى شناسى ;د) خصوص مابعد الطبيعه و الهيات .واژه مكتب : هر گونه اظهار نظر كلى دربارهء هستى و جهان يا سيستم فكرى كه به سؤالات اساسى انسان دربارهء جهان و انسان و خدا و مناسبات آنان پاسخ مى دهد.در برخى از مكاتب , نظام فكرى در پاسخ به سؤالات مربوط به هستى شناسى و معرفت شناسى و نظام ارزشى , رنگ استدلال و برهان دارد; از اين جهان مكتب اسلام در عين اين كه تلقى وحى از جهان غيب است ,مكتبى عقلانى و فلسفى نيز مى باشد.(1)متافيزيك نام مجموعه اى از مسايل عقلى است كه با روش تجربى قابل اثبات نيست ; به همين جهت گاه به مسايل فلسفى و تعاليم مكتبى , متافيزيك اطلاق مى گردد.نسبت بين علم و فلسفه و متافيزيك به حسب معانى مختلف آن ها تفاوت دارد و طبق برخى اصطلاحات ,علم اعم از فلسفه و فلسفه اعم از متافيزيك است .مرز ميان فلسفه و علم , استدلال و اقامهء برهان است , علم جديد شامل گزاره هايى مى گردد كه قابل مشاهده و آزمون باشد, اما فلسفه بر مقياس استدلال و اقامهء برهان استوار مى گردد.(2)نظر به اين كه علم و فلسفه پاسخ گوى تمامى سؤالات انسان دربارهء هستى شناسى و معرفت شناسى ونظامى ارزشى نيست , نمى تواند در نوع نگرش انسان به هستى و جهان , كار آمد باشد.معيار مقبوليت جهان بينى عبارت است از: 1 قابل اثبات باشد و از ناحيهء عقل و منطق حمايت شود;2 به حيات و زندگى معنى بدهد و انديشه لغو و بيهوده بودن زندگى را و اين كه همهء راه ها به پوچى (نهليسم ) مى انجامد, از ذهن ها خارج سازد;3 آرمان ساز و شوق انگيز و آرزو پرور باشد;4 قدرت تقدس بخشيدن به هدف هاى انسانى و اجتماعى را داشته باشد;5 تعهد آور و مسئوليت ساز باشد;اگر جهان بينى انسان مبنى بر مكتب اسلامى نباشد, معيار مقبوليت را نخواهد داشت .(3)(پـاورقى 1.مصباح يزدى , آموزش فلسفه , ص 57ـ 62(پـاورقى 2.همان , ص 69(پـاورقى 3.جمعى از نويسندگان , سازمان سمت , معارف اسلامى (1, ص 19
کد سوال : 51909
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : نظرتان درباره موسيقى پاپ چيست ؟ چرا گوش دادن به صداى زن ها حرام است ؟ اگر به خاطر تحريك غريزهء جنسى است , چنين تحريكى گاه با شنيدن صداى مردها نيز ايجاد مى شود! از طرفى بعضى ها اصلاً تحريك نمى شوند, حتى با شنيدن صداى زن ها.
پاسخ : تا آن جا كه ما اطلاع داريم , امروز سه نوع موسيقى در بازار شايع است : 1 موسيقى سنّتى كه بر گرفته از ملت ها و اقوام و طوايف است ; 2 موسيقى كلاسيك كه از كشورهاى غربى وارد شده است ;3 موسيقى پاپ كه ميانهء موسيقى هاى سنى و كلاسيكى مى باشد. گويا بيش تر موسيقى هاى صدا و سيماى جمهورى اسلامى پاپ است ; بر اين اساس ظاهراً گوش دادنش اشكالى ندارد.در پاسخ سؤال سه گفته مى شود: همان طور كه در پاسخ سؤال اول توضيح داديم , از مجموع گفتار فقهاى اسلام فهميده مى شود هر نوع صدا و آواز و آهنگى كه متناسب مجالس فسق و فجور و گناه و فساد باشد وموجب تحريك قواى شهوانى بشود, حرام است ; ديگر فرق نمى كند چنين صدايى , صداى زن باشد يا مرد; لذاچون شنيدن صداى زن ها قواى شهوانى را بيش تر تحريك مى كند. خداوند متعال به زنان متدين سفارش مى كند: هنگام صحبت , با صداى نازك و لطيف سخن نگويند; زيرا ممكن است كسانى كه روح و دلشان بيماراست , به طمع بيفتند. فلا تَخضعن بالقول فيطمع الّذى فى قلبه مرض >.(1)از اين رو حساسيت بر شنيدن صداى زنان بيش تر است وگرنه بين صداى زن و مرد در آن صورتى كه محرك قوهء شهوى باشد, فرقى نيست .به عقيدهء ما قوانين اسلامى علاوه بر اين كه مبتنى بر مصالح و مفاسد واقعى است , ناظر به مجموع افراداست و كارى به افراد خاص ندارد.به تعبير ديگر احكام اسلامى براى همه است و كارى به جزء ندارد. به عنوان مثال , از ديدگاه اسلام هر زنى كه از شوهرش طلاق گرفته باشد, بايد سه ماه و ده روز عده نگهدارد و بعد از گذشت اين مدت مجاز است ازدواج كند, چون ممكن است از شوهر قبلى آبستن باشد و اگر قبل از سه ماه و ده روز ازدواج كند, ممكن است در اثر اختلاط مشخص نشود فرزند مربوط به كدام شوهر مى باشد. اين حكم براى همهء زن ها لازم است , حتى براى زنى كه يقين دارد هرگز بچه دار نخواهد شد.دربارهء حرمت غنا هم چنين است ; يعنى شنيدن صداى تحريك آميز حرام است , حتى براى آن فردى كه تحريك نشود.(پـاورقى 1.احزاب (33 آيهء 32
کد سوال : 51910
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : معناى اين جمله چيست : هر چيز به اصل خود باز خواهد گشت ؟ لطفاً با مثال توضيح دهيد؟براى اين جمله مى تواند چند تفسير كرد; برخى از آن تفاسير عبارتند از :
پاسخ : هر پديده اى , در نهايت به اصل خود باز مى گردد, مانند انسان كه از خاك است و در نهايت به خاك بر مى گردد و خاك مى شود.2 اين جمله , ممكن است عبارت ديگرى از اصل علّيّت باشد.اصل عليت , بنياد تمام تلاش هاى فكرى و عملى انسان است , زيرا هر گونه تلاش فكرىِ دانشمندان ودستاوردهاى علمى دانشگاه ها و حوزه ها براى يافتن اصل و علت يا معلول و يا چگونگى پيوند و ارتباط ميان پديده ها است , مثلاً دانشمندان علم شيمى با آزمايش مى خواهند خاصيت و اثر يا معلول فلان عنصر را بدانندو چگونگى ارتباط آن اثر را با اصل خود و پيوند آن عنصر با علت خويش را بررسى كنند.اصل عليين , اصلى عقلى است كه از حقايق عينى نشأت مى گيرد و بر اساس قانون عليت , هر موجودى ـچه نفس و چه غير آن كه نسخ وجودش وابسته و غير مستقل است ـ به موجود ديگرى نيازمند است , كه طرف آن وابستگى است و آن موجود كه در طرف وابستگى قرار گرفته , نسبت به اين موجود وابسته , بى نياز و مستقل است ; بنابراين هر چيزى به اصل خود بر مى گردد; يعنى موجود وابسته در پيدايش خويش وام دار اصل و علت موجود مستقل است و بر همين اساس است كه مى گوييم كليه موجودات امكانى (ممكن الوجود) به واجب الوجود منتهى مى گردند (انا لله و انا اليه راجعون ) و محال است سلسله اى از پديده ها يا ممكنات را داشته باشيم كه سرانجام به واجب الوجود منتهى نگردند.(1)(پـاورقى 1.مرتضى مطهرى , مجموعه آثار, ج 1 ص 30ـ 70 علامه طباطبايى , اصول فلسفه , ج 2 پاورقى ص 68 چكيده چند بحث فلسفى , ص 5331
کد سوال : 51911
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : از اين كه به شبهات قبلى ام پاسخ قانع كننده داديد متشكرم . هر نوع كمك از من ساخته باشد, دريغ نمى كنم . توسط يكى از دوستان , براى دختر دانشجويى پيغام فرستادم و از او خواستگارى كردم . متأسفانه جواب ردشنيدم , اما گويا يكى به من مى گويد: اوتنها كسى است كه مى
پاسخ : بلى حيوانات و خزندگان و جانوران داراى روح حيوانى هستند و طبق برخى از آيات و نقل برخى از روايات در آن دنيا مؤاخذه مى شوند.برخى از مفسران قرآن در قيل آيهء آورده اند: حيوانات وحشى در دادگاه قيامت براساس حدود آگاهى و مسئوليت هاى كه دارند, محشور و مؤاخذه مى شوندو اگر ظلم و ستمى به يك ديگر كرده باشند, قصاص مى شوند.(1)در آيه اى ديگر از قرآن مى خوانيم : .(2)(پـاورقى 1.ناصر مكارم , تفسير نمونه , ج 26 ص 173ـ 174(پـاورقى 2.سوره ( ) آيهء , به تفسير نمونه , ج 5 ص 224ـ 227مراجعه كنيد.
کد سوال : 51912
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : نظر شما دربارهء خوابى كه شيخ احمد درمدينه ديد, چيست ؟ در عالم رؤيا پيامبر6حرف هاى زيادى به او فرمود و در ادامهء وصيت نامه آمده است : اگر كسى اين وصيت نامه را بخواند و براى ديگران نقل نكند,چنين و چنان مى شود؟
پاسخ : برادر گرامى ! از اين كه با ما مكاتبه نموده وشبهات خود را مطرح ساختيد سپاسگزايم .به اين وصيت نامه ها نمى توان عمل نمود و آن ها را باور كرد; زيرا:اولاً: شيخ احمد كيست ؟ كجا است ؟ دين و مذهبش چيست ؟ چقد صداقت دارد؟ آيا وجود خارجى دارد, كه مسلّماً ندارد! ثانياً: بر فرض كه آدم شناخته شده و صادقى باشد, اما همان طور كه نوشتيد, خواب است و هر خوابى صادق نيست و نمى شود به آن اعتماد نمود.ثالثاً: اگر چه قسمتى از محتواى آن راست است و باور كردنى , مثل رعايت نكردن حجاب اسلامى توسط زن ها,كمك نكردن به مستمندان از سوى ثروتمندان , شنوايى نداشتن فرزندان از والدين , به مكه معظّمه نرفتن پولداران و...كه اين مطالب فى الجمله صحيح است , ولى نه به طور كل ّ. اما برخى از محتواى آن مخالف اسلام است , از جمله : تكليف نمودن خوانندهء وصيت نامه به نوشتن و پخش و نقل كردن آن به ديگران , كه در غير اين صورت خداونداو را از رحمتش دور خواهد ساخت ! زيرا: 1 تكليف ما لايطاق از نظر شرعى صحيح نيست .2 متخلفان از دستور الهى و پيامبر6به سرعت مجازات نمى شوند و خداوند فوراً آنان را به دردهايى مبتلانمى سازد, چه رسد به دستورهاى اين افراد. در عصر پيامبر6بعضى از مردم حرف هاى پيامبر را كه مستقيماً ازخودش شنيده بودند, عمل نمى كردند. در عين حال سال هاى سال زنده بودند. آن وقت چطور مى شود در ايام رحلت كه اگر كسى طبق گفته اش عمل نكند, آن هم مطالبى كه در عالم رؤيا بيان كرده , فوراً به دردهاى بى درمان گرفتارشود؟! كوتاه سخن اين كه پذيرش و باور نمودن اين نوع وصيت نامه ها اگر نگوييم خلاف است , حداقل مى توان گفت خيلى مشكل است .
کد سوال : 51913
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : در خصوص معاد برايم توضيح دهيد.
پاسخ : جريان معاد و زندگى پس از مرگ هميشه به عنوان يك سؤال اساسى براى انسان مطرح بوده است .يك نظر اجمالى به آيات قرآن مجيد نشان مى دهد كه در ميان مسائل عقيدتى , هيچ مسئله اى در اسلام بعد از توحيد,به اهميت مسئلهء معاد و اعتقاد به حيات بعد از مرگ و حسابرسى اعمال بندگان و پاداش و كيفر و اجراى عدالت نيست . وجود حود 1200آيه دربارهء معاد در مجموع قرآن كريم و اين كه تقريباً در تمام قرآن كريم بدون استثنا,ذكرى از معاد به ميان آمده و اين كه بسيارى از سوره هاى اواخر قرآن , به طور كامل يا به طور عمده , دربارهء معاد ومقدمات و علائم و نتايج آن سخن مى گيود, شاهد گوياى اين مدعا است .(1)بدون شك ايمان به معاد تأثير بسيار عميق و گسترده اى در اعمال انسان ها دارد. اصولاً اعمال انسان بازتاب اعتقادات او است , يا به تعبير ديگر رفتار هر كس با جهان بينى او ارتباط و پيوند مستقيم و تنگاتنگ دارد. حقيقت معاد اين است كه زندگى انسان در دنيا خاتمه نمى يابد و در قوانين الهى , زندگى انسان يك زندگى ابدى و بى نهايت است و كاروان زندگى بشرى به سوى حقيقتى جاويدان به نام معاد در حركت است . آنان كه زندگى دنيا را آخرين مرحلهء حيات مى دانند, چهرهء مرگ براى آن ها مهيب و وحشتناك خواهد بود, ولى كسانى كه دنيا را گذرگاه و معبرى براى رسيدن به ابديت دانسته و معتقدند با تحقق مرگ , هنگام بهره بردارى از ثمرات اعمال فرا مى رسد, براى آن هامرگ تجسمى روحبخش و شاعرانه خواهد داشت .(2)مراد از معاد در كلمات متكلمان و فلاسفه بازگشت انسان است بعد از مرگ و حيات بعد از مرگ . تصوير آن چنين است كه انسان بعد از مرگ برانگيخته شود و به حساب اعمال وى رسيدگى شود. نيكوكاران پاداش نيكوكارى خودرا گرفته و از نِعَم جاودانى بهره مند مى شوند و بدكاران به كيفر اعمال زشت خود مى رسند و معذّب به عذاب جاودانى مى شوند. عقيده به جهان بازپسين , يك باور فطرى و طبيعى است و بر روح و فكر انسان تحميل نشده است و نقش منفى ندارد. به همين جهت از نظر جامعه شناسى , اولين فلسفه اى كه در انديشهء انسان مسئول به وجود آمد, فلسفهء دنيا وآخرت بود. عقيده به زندگى آخرت از كهن ترين عقايدى است كه در فرهنگ و معارف بشر نقش بسته و هيچ فرهنگ و فلسفه اى در تاريخ يافت نمى شود مگر آن كه ايمان به قيامت در آن تأثير داشته است . در حقيقت ايمان به حيات بعد از مرگ پاسخ مثبت به نياز طبيعى بشرى است .(3)معاد حقيقتى جاودان است كه ايمان به خدا و حكمت و عدالت او بدون ايمان به آن كامل نمى گردد. ايمان به معادبه زندگى انسان مفهوم مى دهد و روند تكاملى زندگى بشر را در مسير روشنى قرار مى دهد. ايمان به معاد ضامن اجراى تمام قوانين الهى و انگيزهء اصلى تهذيب نفوس و احقاق حقوق و عمل به تكاليف و ايثار شهيدان و فداكارى فداكاران است و انسان را حسابگر خويش مى سازد و روح دنيا پرستى را كه خمير مايهء تمام خطاها و جنايات است ,تضعيف مى كند.در كنار تعبير معاد, قرآن كريم از اين حقيقت با تعابيرى ديگر از قبيل : قيام الساعة; احياء موتى ; بعث ; حشر; نشر;لقأرب و رجوع ياد كرده است .(4)زندگى پس از مرگ , زندگى در ظرف زمان نيست . قبل از معاد برزخ است كه حد واسط زندگى دنيا و حيات اخروى است . ايمان به معاد, به انسان چنان آرامشى مى دهد كه انسان در پرتو آن , به اعمال و رفتار خود رنگ و بوى الهى مى دهد.(پـاورقى 1.آيت ا... مكارم شيرازى , پيام قرآن ,ج 5 ص 17(پـاورقى 2.ر.ك : محمد باقر شريعتى سبزوارى , معاد در نگاه عقل و دين ; آيت ا... مكارم شيرازى , پيام قرآن , ج 5و 6; استاد شهيد مرتضى مطهرى , زندگى جاويد يا حيات اخروى .(پـاورقى 3.محمد باقر شريعتى سبزوارى , معاد در نگاه عقل و دين , ص 50(پـاورقى 4.آيت ا... مكارم شيرازى , پيام قرآن , ج 5,ص 31