کد سوال : 51824
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : از اسفند ماه 78به سن تكليف مى رسم و خواهشمندم مرا در انتخاب مرجع تقليد اعلم يارى فرماييد.
پاسخ : از اينكه به سن تكليف رسيده ايد و انشاءالله تصميم داريد كه اعمال خود را طبق دستورات خداوند تبارك انجام دهيد برايتان آرزوى موفقيت داريم و ليست مراجعى را كه جامعه محترم مدرسين تقليدمعرفى كردند ارسال مى گردد و از هر كدام تقليد كنيد اشكال ندارد.
کد سوال : 51825
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : در صورتى كه وام ازدواج مجدد و وام بهره اى اشكال شرعى داشته باشد و راه هاى ديگر براى حل مشكلات مالى وجود نداشته باشد چه راهى را پيشنهاد مى كنيد؟
پاسخ : راه هاى مختلفى براى حل مشكلات مالى وجود دارد كه افراد بايد نسبت به شغل و كار خود واوقات بيكارى و زمان و مكان , آن را به كار گيرند, مثلاً جنابعالى كه فرهنگى هستيد مى توانيد روزانه يكى دوساعت درس خصوصى به دانش آموزان بدهيد يا در بعضى مدارس غير انتفاعى تدريس كنيد يا با بعضى ازشركت ها و مؤسسات همكارى نيمه وقت يا پاره وقت داشته باشيد, همان طور كه مى دانيد بسيارى از مردم دچار اين مشكل هستند و هركس به نحوى فعاليت مى كند تا آبروى خود را حفظ كند و شما هم ناچاريد تلاش كنيد و از راه حلال با زحمت فراوان كمك خرجى كسب كنيد از خداوند استمداد بجوييد و به دنبال كارى پاره وقت و مناسب شأن خود باشيد.
کد سوال : 51826
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا شرعاً جايز است به دليل ضعف اقتصادى با سند ازدواج جهت مراسم عروسى دوبار وام گرفت ؟
پاسخ : گرفتن وام مجدد با استفاده از سند ازدواج اگر بر خلاف مقررات بانك ها نباشد, اشكال ندارد وچنان چه بر خلاف مقررات دولت باشد, حرام است و گناه دارد.(1)(پـاورقى 1.استفتائات , ج 2 ص 59ـ 61
کد سوال : 51827
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : دريافت پول بهره اى بهرهء بانكى و در حالت اجبار از اشخاص چه حكمى دارد؟
پاسخ : ربا ـ كه در اسلام حرام است ـ بر دو قِسم است : رباى قرضى و رباى خريد و فروشِ مكيل وموزون .رباى قرضى به اين معنا است كه شخصى پولى را به كسى قرض بدهد و شرط كند كه زيادتر پس بگيرد.(1)اين رباى قرضى و حرام و گناه بسيار بزرگى است , امّا به جاى قرض دادن و قرض گرفتن مى توان براى استفاده از پول , از انواع معاملات مانند مضاربه و مشاركت و جعاله استفاده كرد, كه در اين صورت ربا لازم نمى آيد و حلال است . مبناى بانك هاى جمهورى اسلامى بر اين است . بانك ها پول را به كسى قرض نمى دهندكه زيادتر بگيرند, تا ربا لازم آيد, بلكه معاملات بانكى انجام مى دهند. شما مى توانيد پول را از ديگران قرض نگيريد, بلكه جعاله يا مشاركت كنيد, مثلاً مقدارى از خانه را به صاحب پول بفروشيد و بعد آن مقدار را از آن شخص به نسيه بخريد و پولش را به صورت اقساط پرداخت نماييد و يا اگر موتور يا چرخ خياطى يا وسيله ءديگرى داريد, به صاحب پول در ازاى پولش بفروشيد و دوباره از او به نسيه و به قيمت گران تر و به صورت قسطى بخريد. اين معاملات بايد جدّى باشد, نه صورى .(2)(پـاورقى 1.آيت الله فاضل , جامع المسائل , ج 1 ص 317(پـاورقى 2.تحرير الوسيله , ج 1 ص 536
کد سوال : 51828
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : بنده از اهالى يكى از روستاهاى كازرون ام و تا سن پانزده سالگى در آن جا بوده ام و از آن به بعدبه مدت ده سال در شهرستان كازرون بوده ام . از سال قبل تا كنون در شيراز زندگى مى كنم . آيا اين سه مكان وطن بنده محسوب مى شود؟
پاسخ : وطن بر سه قِسم است : 1 وطن محل تولد (مسقط الرأسى ) يا وطن پدر و مادر, مانند روستاى براى شما; اين گونه وطن تاوقتى كه از آن جا اعراض نكرده باشيد, وطن شما حساب مى شود و هر وقت به آن جا رفتيد, نمازتان تمام وروزه ءتان صحيح است .(1)2 وطن اتّخاذى ; يعنى انسان شهر يا روستايى را براى خود وطن محسوب كند, گرچه اهل آن جا نباشد,ولى تصميم داشته باشد تا آخر عمر ولو سالى چند ماه در آن جا زندگى كند; بنابراين شهرستان كازرون كه وطن اصلى شما نبوده است , اگر آن جا را به عنوان وطن گرفته بوديد و مدت ده سال در آن جا زندگى كرديد, وطن اتخاذى شما محسوب مى شود تا وقتى كه از آن جا اعراض نكرده ايد, وطن شما حساب مى شود, ولى اگرسكونت در كازرون را موقتى قرار داده بوديد, به فتواى حضرت امام خمينى (ره ) وطن شما محسوب نمى شود.شهرستان شيراز نيز مانند كازرون است .(2) 3 وطن عرفى , به فتواى بعضى از علما مانند مرحوم آيت الله خويى و مرحوم آيت الله اراكى و آيات عظام مكارم و بهجت و سيستانى و تبريزى , كسى كه چندين سال مى خواهد در شهرى زندگى كند, مانند طلاب كه مدتى طولانى در قم مشغول درس مى شوند و نمى خواهند تا آخر عمر در قم بمانند, شهر قم براى آنان وطن عرفى محسوب مى شود و نماز و روزهء آنان تمام و صحيح است . بنابراين , مى توان گفت شهرستان كازرون وشيراز براى شما وطن عرفى محسوب مى شود, به فتواى آقايانى كه عرض شد, نمازتان تمام و روزه شما صحيح است .(3)خلاصه : تا از روستاى جروق اعراض نكرده ايد, وطن محسوب مى شود و در شهر كازرون و شيراز طبق فتواى بعضى از علما كه ذكر شد, نمازتان تمام و روزهء شما صحيح است و وطن محسوب مى شود.(پـاورقى 1.توضيح المسائل مراجع , ج 1 مسئلهء 1329(پـاورقى 2.همان , مسئله 1331(پـاورقى 3.همان , مسئله 1333
کد سوال : 51829
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : كدام يك از علما و مراجع تقليد اعلم هستند؟
پاسخ : در تشخيص اعلميتِ مرجع دينى , بايد خود انسان صاحب تشخيص باشد يا از افراد متخصص ,مانند علما سؤال كند. اگر اعلميت فردى از هيچ راهى مشخص نشد, از هر كدام كه جامعهء مدرسين اعلام كرده اند, تقليد كردن مجزى و مكفى است .البته مراجع محترم ديگرى هم وجود دارند كه مى توان از آن ها تقليد كرد.
کد سوال : 51830
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : حكم طلاى سفيد براى مردان ـ بخصوص در نماز ـ چيست ؟
پاسخ : به اتّفاق همهء علما, زينت كردن به طلا مثل آويختن زنجير طلا به سينه يا به دست كردن انگشترطلا, براى مرد حرام است و نماز خواندن با آن باطل است ,(1) ولى زينت كردن به طلا در نماز و غير آن براى زن اشكال ندارد. طلايى كه پلاتين و معروف به طلاى سفيد است , طبق فتواى امام خمينى (2) و آيت اللّه مكارم (2)؟ وآيت اللّه فاضل (3) اشكال ندارد, چه در نماز و چه در غير آن . (پـاورقى 1.توضيح المسائل مراجع , ج 1 ص 484(پـاورقى 2.امام خمينى , استفتائات , ج 1 ص 141(پـاورقى 3.آيت اللّه مكارم شيرازى , استفتائات , ج 1 ص 49(پـاورقى 4.آيت اللّه فاضل , جامع المسائل , ج 1 ص 25
کد سوال : 51831
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : سال خمسى را چگونه تعيين و حساب مى كنند؟
پاسخ : هرگاه انسان از تجارت يا صنعت يا كسب هاى ديگر, مالى به دست آورد, چنان چه از مخارج سال او و افرادى كه تحت تكفّل او هستند, زياد بيايد, بايد 15آن را به عنوان خمس به يا مجتهد جامع الشرايطى كه از او تقليد مى كند يا به نمايندگان آن بدهد تا در امورى كه شرع اسلام تعيين كرده است به مصرف برسد. افرادى مانند تاجر و كاسب و كارمند بايد براى دادن خمس , روز مشخصى را براى حساب رسى معيّن كنند. مثلاً اول ماه محرّم هر سال موجودى (نقدى يا غير نقدى ) رااضافه بر نياز بوده , محاسله كرده و خمس آن را بدهند.به خاطر اهميت مسئله شرعى توضيح بيشترى مى دهيم ..(1)(پـاورقى 1.توضيح المسائل مراجع , ج 2 ص 39 مسئلهء 1797و ص 13 مسئلهء 1752
کد سوال : 51832
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : با توجه به آيهء , آيا پيروان اديان ديگر مثل مسيح و... وارد بهشت مى شوند؟
پاسخ : برادر گرامى و سرور مكرّم ! پاسخى كوتاه و اجمالى به سؤال چهارم شما داده ايم , اما در پايان منابعى را معرفى كرده ايم كه با مطالعه آن ان شاءا... راضى مى شويد.دين حق در هر عصر و زمانى , يكى بيش نيست و بر همه كس لازم است از آن پيروى كند, چنان كه قبل ازحضرت عيسى 7 مردم موظف بودند به آيين حضرت موسى 7عمل كنند و قبل از اسلام و دين خاتم النبيين 6 مكلّف به دين حضرت عيسى 7بودند, تا نوبت به حضرت خاتم الانبيا6رسيد. در اين زمان اگر كسى بخواهد به سوى خدا راهى بجويد, بايد از دستورهاى دين او راهنمايى و هدايت بگيرد, چنان كه قرآن كريم مى فرمايد: بجويد, هرگز از او پذيرفته نشود و او در جهان ديگر از جمله زيان كاران خواهد بود>.و اگر گفته شود ـ چنان كه اخيراً برخى از مدعيان روشنفكرى گفته اند ـ مراد از اسلام , تسليمِ خدا شدن است . بايد گفت : اسلام تسليم است و دين اسلام , دين تسليم خدا گشتن , ولى نحوه و حقيقت تسليم در هرزمانى شكلى داشته و در اين عصر و زمان , شكل آن دين گران سنگى است كه به دست حضرت محمد6هور يافته است كه قهراً كلمهء فقط بر آن منطبق مى گردد; زيرا تسليم خدا شدن به معناى پذيرفتن دستورهاى او است و بديهى است كه همواره به آخرين دستور خدا بايد عمل كرد و آخرين دستور همان است كه آخرين رسول آورده است : () و هم چنين آيهء(1) اما اين كه آيا پيروان اديان ديگر مثل مسيحيت يا يهود وارد بهشت مى شوند, در پاسخ مى گوييم : كفر بر دونوع است ; يكى كفر از روى لجبازى و عناد كه به آن مى گويند.به دلايل قطعى عقل و نقل اين گونه كفار كه دانسته , با حق عناد مى ورزند, مستحق عقوبت اند و اهل جهنم .و ديگر كفر از روى جهالت و نادانى و آشنا نبودن به حقيقت است . اين گونه افراد دو دسته اند: دسته جهالت و نادانى آن ها از روى تقصير بوده و در واقع خود را در حالت جهل و نادانى قرار داده اند; اين دسته اگر چه درضلالت و استحقاق كيفر همانند گروه نيستند, اما اهل بهشت هم نخواهند بود.وبالاءخره ـ دسته كه جهالت و نادانى آن ها از روى تقصير نبوده , مورد عفو و بخشش پروردگار قرار مى گيرند,چنان كه آيات و روايات كثيره اى براى اين معنا دلالت دارد, از جمله آيهء پانزده سورهء اسرا: .شما مى توانيد پاسخ تفصيلى را در كتاب شهيد مطهرى (پـاورقى 1.مائده (5 آيهء 3
کد سوال : 51833
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا هر يك از انبيا ناسخ دين قبل خود بودند؟
پاسخ : در اين مورد بايد گفت اولاً: دين از اول تا آخر جهان يكى بيش نيست و همهء پيامبران بشر را به يك دين دعوت كرده اند, قرآن مى فرمايد: (1) خداوند براى شما دينى قرار داد كه قبلاً به نوح توصيه شده بود و اكنون بر تو وحى كرديم و به ابراهيم و موسى و عيسى نيز توصيه كرديم >..(2) اسلام به معنى تسليم است ; تسليم در مقابل فرمان خدا.بنابراين , اختلاف و تفاوت تعليمات آسمانى پيامبران , از نوع اختلافات مكتب هاى فلسفى سياسى ـاجتماعى يا اقتصادى كه مشتمل بر افكار متضاد است نبوده , بلكه انبيا تابع يك تز و يك مكتب بوده اند(3) وتفاوت آموزش هاى آن ها, از نوع اختلاف برنامه هايى است كه در يك كشور هر چند وقت يك بار به مورد اجراگذاشته مى شود و همهء آن ها از يك قانون الهام مى گيرند. راز تفاوت تعاليم انبيا را در دو عامل مى توان يافت : يكى متفاوت بودن سطح فكر و فرهنگ بشر; ديگرى وضع و مقتضيات متفاوت زمان ها و مكان ها.پس نتيجه مى گيريم : تفاوت جزئى تعاليم وحى به معناى تكامل و تعالى دين و قوانين الهى است و در واقع هر دينِ لاحقى متمم و مكمل دين سابق بوده است . به عبارت ديگر: پيوند نبوت ها و رابطهء اتصالى آن هامى فهماند كه نبوت يك سير تدريجى به سوى تكامل داشته و آخرين حلقهء نبوت (دين اسلام ) مرتفع ترين قلّه آن است (اليوم اكملت لكم دينكم );(4) ثانياً: بر اساس آيات قرآن از جمله آيهء چهل سورهء احزاب و آيهء 115سورهء انعام , پيامبر اسلام 6خاتم النبيين است و شريعت اسلام آخرين و كامل ترين قوانينى است كه مى تواند بشريت را به قلّهء انسانيت و هدف آفرينش برساند و به حكم عقل , كامل ترين دين , ناسخ غير خود است , حتى به فرض اگر اديان گذشته سالم وتحريف نشده باقى مانده بودند, كه چنين نيست . اسلام تنها نسخهء وحى قابل اجرا است .(پـاورقى 1.شورى (42 آيهء 13(پـاورقى 2.مرتضى مطهرى , شش مقاله , ص 80(پـاورقى 3.مرتضى مطهرى , شش مقاله , ص 80(پـاورقى 4.مائده (5 آيهء 3