کد سوال : 51794
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : برزخ چيست ؟ قبر چيست ؟ سؤال و عذاب قبر چگونه است ؟
پاسخ : برزخ در لغت به معناى حائل و حد فاصل بين دو چيز است و دراصطلاح به نقطهء مرز بين دنيا و آخرت گفته مى شود. عالم برزخ ويژگى هاى خاصى دارد. براى آشنايى بيش تر جزوه اى ارسال مى شود. مقصود از قبر درروايات , عالم وسيع برزخ است و هرگز به معناى حفرهء خاكى نيست .علامه مجلسى ره مى گويد: حيات قبر, يك زندگى ناقص و برزخى است كه از علائم حيات جز احساس لذت و رنج چيز ديگرى نيست .(1)زندگى برزخى هر انسانى , پس از دفن بدن آغاز مى شود و براى تجسم وتفهيم اين حقيقت , كلمهء قبر ضرورت پيدا كرده است , در حالى كه به مجرد قطع ارتباط روح از بدن , حيات برزخى شروع مى شود, خواه بدن دفن شوده باشد ياقبرى براى كالبد نباشد و به فرض اين كه بدن مرده خاكستر شود و بردبار رود, بازشب اوّل قبر دارد. سؤال و عذاب قبر از جمله اعتقادات مسلمان به شمارمى رود كه به طور مفصل در جزوهء پيوست آمده است .(2)(پـاورقى 1.محمد باقر شريعتى سبزوارى , معاد در نگاه وحى فلسفه , ص 264(پـاورقى 2.همان , ص 265
کد سوال : 51795
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : معاد جسمانى است يا روحانى و منظور از جسمانى وروحانى بودن معاد چيست ؟
پاسخ : گروهى از متكلمان (دانشمندان علم عقايد و جهان بينى ) معاد راجسمانى دانسته و به وجود روحى جز جسم و مكانيسم بدن معتقد نيستند. درحقيقت روح در نظر آنان , جسم لطيفى است كه در بدن سريان دارد. اين گروه ,انسان را صرفاً يك موجود مادى مى پندارند و به چيزى جز بدن , عقيده ندارند,اما گروهى از فلاسفه و پيروان مكتب تنها به معاد روحانى معتقدند ومى گويند: پس از مرگ , علاقهء روح نسبت بدن قطع مى گردد, ولى از آن جا كه روح موجود پيراسته از ماده است , فنا و نيستى به آن راه ندارد و پس از قطع علاقه از بدن , باقى و جاويد خواهد ماند. گروهى از حكما و عرفا به هر دو معادمعتقدند و مى گويند: روح در سراى ديگر به بدن بازگشت مى كند آيات قرآن از نظريهء اخير پشتيبانى مى كند و قرآن به روشنى گواهى مى دهدمعاد انسان ها روحانى و جسمانى است و جسمى كه روح به آن تعلق خواهدگرفت , همان جسم عنصرى است كه مبدأ يك رشته فعل و انفعال هاى فيزيكى و شيميايى مى باشد.(1)قرآن مجيد در پاسخ كسانى كه زنده شدن استخوان ها را يك امر محال مى پنداشتند مى فرمايد: .(2)در آيات مختلفى قرآن مجيد, بر امكان تحقق زندگى مجدد انسان و معادجسمانى تأكيد مى كند; گاهى از طريق توجه دادن به زندگى نخست , بار ديگر بانشان دادن صحنهء رستاخيز در زمين هاى مرده و گاه با ارائهء نمونه هايى از احياى مردگان و در مواردى با ذكر احياى برخى از مردگان , مانند غُرَير و يا مرده نمايان ,مانند اصحاب كهف و زنده شدن مرغانى كه به وسيلهء ابراهيم سر بريده شدند,تعجب مشركان و مخالفت آن ها در مسئله معاد, بر سر همين مطلب بود كه چگونه وقتى ما خاك شديم و خاك ما در زمين گم شد, دوباره لباس حيات در تن مى كنيم ؟! آن ها مى گفتند: چگونه اين مرد به شما وعده مى دهد وقتى كه مرديدو خاك شديد, بار ديگر به زندگى باز مى گرديد؟!(3) قرآن مجيد كراراً خاطر نشان مى كند: انسان در قيامت از قبر خارج مى شود.(4)بديهى است قبر مربوط به معاد جسمانى است . توصيف هاى زيادى كه درقرآن مجيد از مواهب مادى و معنوى بهشت كرده است , همه نشان مى دهدمعاد, همه در مرحلهء جسم و هم در مرحلهء روح تحقق مى پذيرد و گرنه حور وقصور و انواع غذاهاى بهشتى و لذائذ مادى , در كنار مواهب معنوى معنا ندارد.از روايات معصومان نيز معاد جسمانى و روحانى استفاده مى شود. على 7ى فرمايد: .(5) در مود معاد جسمانى , از سوى محققان تصاوير مختلفى ذكر شده است .(6)(پـاورقى 1.جعفر سبحانى , معاد انسان و جهان , ص 178 با تلخيص .(پـاورقى 2.يس (36 آيهء 79(پـاورقى 3.مؤمنون (33 آيه 35(پـاورقى 4.يس (36 آيه 51(پـاورقى 5.نهج البلاغه , خطبه 82(پـاورقى 6.محمد باقر شريعتى سبزوارى , معاد در نگاه وحى و فلسفه , ص 190ـ 200
کد سوال : 51796
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : محدودهء عملكرد ولايت فقيه تا كجا است ؟
پاسخ : ولايت فقيه دو حد اساسى دارد: حدود اسلامى ; مصلحت اسلام .امام خمينى ره مى فرمايد: حكومت اسلامى استبدادى نيست كه در آن خواسته هاى نفسانى يك فرد ملاك باشد. حكومت اسلامى در همهء شئون خوداز قانون الهى سرچشمه مى گيرد. نظر و ديدگاه حاكم همانند عملش تابع مصلحت است ; بنابراين ولايت فقيه در چارچوب قانون و مصلحت اسلام ومسلمانان قرار دارد و اين مسئله به معناى تقييح و مشروط بودن ولايت فقيه , به رعايت احكام اسلامى و رمصالح عمومى است .ولايت مطلقهء فقيه در برابر تقييد است كه دربارهء اختبارات ولى فقيه گفته اند,ولى به معناى حكومت مطلقه نيست . استبداد وقتى است كه حكومتى مطلقه باشد, اما حكومت اسلامى حكومت مشروطه است ; البته مشروط به شرايط ومعيارهاى اسلامى .(1)و در جاى ديگر مى فرمايد: حكومت اسلامى نه استبدادى است , نه حكومت مطلقه , بلكه مشروط است ; البته نه مشروط به معناى متعارف فعلى آن كه تصويب قوانين , تابع آراى اشخاص و اكثريت باشد; مشروطه ازاين جهت كه حكومت كنندگان , در اجرا و اداره , مقيد به يك مجموعه شرايط هستند كه درقرآن كريم و سنت رسول اكرم 6معيّن گشته است .(2)در مورد حدود اختيارات ولى فقيه , در بين فقهاى شيعه سه نظريهء عمده وجود دارد كه عبارتند از: 1 ثبوت ولايت براى فقيه جامع الشرائط در تمام شئون امت و جميع امورمربوط به حكومت به گونه اى كه از اين جهت هيچ فرقى بين او و پيامبر و ائمه وجود ندارد. البته همان طورى كه ذكر شد, عملكرد ولى فقيه در محدودهء احكام ومصلحت اسلام و امت اسلامى است . اين نظريه مورد پذيرش حضرت امام خمينى و بعضى از فقها است . 2 فقيه جامع الشرائط داراى حق افتا و قضا و تصرف در بعضى از امورحسبيه است . 3 تصرفات فقيه تنها در امور حسبيه نافذ است . اين نظريه را مرحوم آقاى خوئى معتقد بودند و مى گفتند: آن چه براى فقيه ثابت است , تنها جواز تصرف مى باشد, نه ولايت .(3)برخى ولايت مطلقهء فقيه را با حكومت مطلقه خلط كرده اند, در حالى كه اين دو با هم همخوانى ندارد; حكومت مطلقه , حكومت استبدادى است كه هيچ محدوديتى ندارد, اما مشروعيت ولايت مطلقهء فقيه , بستگى به پاى بندى آن به احكام الهى است و اگر حاكم اسلامى يكى از ويژگى ها ـ از جمله عدالت ـ رانداشته باشد, خود به خود از ولايت عزل مى شود. امام خمينى ره مى فرمايد:اگر فقيه يك گناه صغيره بكند, از ولايت ساقط مى شود.(4) از طرفى حاكم و مردم در حكومت اسلامى حقوقى متقابل دارند و قلمرو و لايت فقيه محدود به مصالح اسلام و مسلمانان است . امام خمينى مى فرمايد: حكومت اسلامى ...حكومت استبدادى نيست كه رئيس دولت , مستبد و خود رأى باشد و مال وجان مردم را به بازى بگيرد و از آن به دلخواه دخل و تصرف كند و هر كسى رااراده اش تعلق گرفت , بكشد و به هر كه خواست , ايغام كند. رسول اكرم 6وحضرت اميرالمؤمنين و ساير خلفا هم چنين اختياراتى نداشتند.(5)(پـاورقى 1.امام خمينى , كتاب البيع , ج 2 ص 467 با تلخيص .(پـاورقى 2.همان , ولايت فقيه , ص 33(پـاورقى 3.خوئى , التنقيح ـ اجتهاد و تقليد, ص 424(پـاورقى 4.امام خمينى , صحيفه نور, ج 11 ص 37(پـاورقى 5.امام خمينى , ولايت فقيه , ص 33 با تلخيص .
کد سوال : 51797
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : دليل ولايت فقيه چيست ؟
پاسخ : براى اثبات ولايت نقيه , به دو دليل عقلى و نقلى تمسك شده است . امام خمينى ابتدا ضرورت تشكيل حكومت را در قالب سه دليل مطرح مى كند كه عبارتند از: 1 جاودانگى اسلام ; منظور از جاودانگى اسلام , پايدار ماندن نام دين نيست , بلكه منظور حضور دين در سه سطح انديشه , بيان و علم است . اين امرنزد تمام مسلمانان پذيرفته شده است و آيات و روايات زيادى بر آن دلالت دارد. امام در اين باره مى فرمايد: احكام اسلام محدود به زمان و مكانى نيست وتا ابد باقى و لازم الاجرا است .(1)وقتى جاودانگى اسلام را پذيرفتيم و اين مقدمه را ضميمه كرديم كه بدون تشكيل حكومت نمى توان به همهء اهداف اسلامى نائل شد, به روشنى ضرورت حكومت ثابت مى شود.2 جامعه بودن شريعت ; جامع بودن اسلام كه به معناى توجه دين به همه ءزواياى وجودى نيازهاى مادى و معنوى بشر است , اقتضا مى كند حكومت براساس اسلام شكل گيرد. هنگامى كه خداوند جريمهء خراش يك ناخن و تازيانه و نصف آن را مشخص كرده , چگونه مى تواند گفت . در مورد تشكيل حكومت كه اجراى بسيارى از احكام منوط به آن است . طرح و برنامه اى ندارد و در اين مورد سكوت اختيار كرده است ؟3 ماهيت قوانين ; امام خمينى مى فرمايد: با دقت در ماهيت و كيفيت احكام شرع در مى يابيم كه اجرا و عمل به آن ها مستلزم تشكيل حكومت است وبدون تأسيس يك دستگاه عظيم و گستردهء اجرا و اداره نمى توان به وظيفه ءاجراى احكام الهى عمل كرد.(2)حال كه ضرورت تشكيل حكومت اسلامى ثابت شد, سؤال اين است كه :در زمان غيبت امام 7تشكيل حكومت به عهدهء چه كسى است ؟ بنابر نظريهء ولايت فقيه , تشكيل حكومت بر عهدهء فقيهان است . دليل عقلى بر اين مدعا آن است كه اجراى قانون الهى به دست كسى مى تواند انجام گيرد كه دو ويژگى شناخت قانون و عدالت را داشته باشد.(3)ولى فقيه اين دو ويژگى را دارا است , چون او كسى است كه با اجتهاد خودحكم الهى را از منابع موجود استخراج مى كند و به نيازهاى جامعه پاسخ مى دهد.اما دليلى نقلى روايات زيادى است كه ما فقط به يكى از آن ها اشاره مى كنيم .رسول خدا6مى فرمايد: .(4)امام خمينى در دلالت اين حديث مى فرمايد: روايت , راويان حديثى را كه فقيه نباشند, شامل نمى شود, زيرا سنن الهى كه عبارت از تمام احكم است , ازباب اين كه به تعبير پيغمبر اكرم 6وارد شده است , سنن رسول الله 6اميده مى شود; پس كس كه مى خواهد سنن رسول اكرم 6را نشر دهد, بايدتمام احكام الهى را بداند و صحيح را از سقيم تشخيص دهد و اطلاق و تقييد وعام و خاص و جمع هاى عقلايى را ملتفت باشد. نيز رواياتى را كه در هنگام تقيه وارد شده است , از غير آن تمييز دهد و موازينى را كه براى آن تعيين كرده اندبداند. محدثانى كه به مرتبهء اجتهاد نرسيده و فقط نقل حديث مى كنند, اين امر رانمى دانند... بنابراين جاى ترديد نيست كه روايت شامل راويان حديثى كه حكم كاتب را دارند نمى شود و يك كاتب و نويسنده نمى تواندخليفهء رسول اكرم 6باشد. منظور از خلفا, فقهاى اسلام اند... اما دلالت حديث بر ولايت فقيه نبايد جاى ترديد باشد, زيرا خلافت , جانشينى در تمام شئون نبوت است و جمله دست كمى از جملهء ندارد و معناى خلافت در آن , غير معناى خلافت در دوم نيست . معناى خلافت در صدر اسلام امر مجهول نبود كه محتاج بيان باشد و(پرسشگر) نيز معناى خلافت را نپرسيد, بلكه از پيامبر خواست اشخاص رامعرفى كند و ايشان با اين وصف معرفى فرمود.(5)(پـاورقى 1.امام خمينى , ولايت فقيه , انتشارات آزادى , ص 26(پـاورقى 2.همان , ص 29(پـاورقى 3.امام خمينى , كتاب البيع , ج 2 ص 464(پـاورقى 4.وسائل الشيعه , ج 18 ص 65(پـاورقى 5.امام خمينى , ولايت فقيه , ص 68ـ 70 با تلخيص .
کد سوال : 51798
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : مقصود از انتظار فرج چيست ؟
پاسخ : منتظر به كسى گفته مى شود كه از وضع موجود ناراحت است وبراى ايجاد وضع بهترى تلاش مى كند.بر اين اساس مى توان گفت : انتظار حكومت حق و عدالت مهدى 7از دوعنصر تشكيل شده است ; عنصر نفى و عنصر اثبات . عنصر نفى , بيگانگى باوضع موجود و عنصر اثبات , خواهان وضع بهترى بودن است .(1)نتيجهء اين ا نتظار مبارزه با عوامل ظلم و بيداد و فساد و خودسازى و خوديارى و جلب آمادگى جسمى و روحى براى شكل گيرى حكومت جهانى است .در اين صورت انتظار يعنى آماده باش كامل . انتظار تمرين و رياضت است . انتظاريك بسيج عمومى است . انتظارى كه به اندازهء فرج اهميت دارد و پاره و بخشى از فرج كلى الهى خوانده شده است , نمى تواند امرى ساده و حالتى بى اعتنا و روزگارى خالى ازتعهد و شور باشد... جامعه اى كه از نظر اعتقاد و بصيرت و عمل و اخلاق وحضور و اقدام و آمادگى و ثبات و طهارت و زهد و شعور و شناخت و عدل واحسان , آن چنان كه پيشوايان گفته و خواسته اند نباشد, چگونه منتظر محسوب خواهد گشت ؟!.. خلقى كه در انتظار ظهور مصلح به سر مى برد, بايد خود صالح باشد>.(2)منتظران واقعى علاوه بر اين كه بر اصلاح خويش مى كوشند, وظيفهء خودمى دانند ديگران را نيز اصلاح كنند. مقصود از انتظار فرج , حفظ آمادگى واصلاح فردى و ا جتماعى و زمينه سازى براى ظهور حضرت بقيةالله 7است .(پـاورقى 1.مكارم شيرازى , مهدى ـ انقلابى بزرگ , ص 101ـ 102(پـاورقى 2.محمد رضا حكيمى , خورشيد مغرب , ص 257ـ 334 با تلخيص .
کد سوال : 51799
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : وظايف ما نسبت به امام زمان 7در دوران غيبت چيست ؟
پاسخ : وظايف مسلمانان در عصر غيبت عبارت است از: 1 ديندارى ; امام صادق 7مى فرمايد: .(1)2 پارسايى ; امام صادق 7مى فرمايد: .(2)3 در خط امام بودن ; پيامبر اكرم 6مى فرمايد: (3) 4 تخلق به اخلاق اسلامى ; امام صادق 7مى فرمايد: .(4)5 آمادگى نظامى ; امام صادق 7مى فرمايد: .(5)6 حفظ ايمان ; پيامبر اكرم 7مى فرمايد: .(6)7 انتظار; على 7مى فرمايد: .(7)(پـاورقى 1.بحارالانوار, ج 52 ص 135(پـاورقى 2. (پـاورقى 3.همان , ص 130(پـاورقى 4.همان , ص 140(پـاورقى 5.همان , ص 366(پـاورقى 6.همان , ص 124(پـاورقى 7.همان , ص 123
کد سوال : 51800
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا طول عمر در حد هزار سال و بيش از آن عقلاً ممكن است ؟
پاسخ : به نظر متخصصان طول عمر انسان به هر اندازه باشد, بر خلاف اصول علمى نيست و علم آن را تأييد مى كند. دانشمند آلمانى مى گويد: نه مردود عقل است و نه مردود علم . در دورهء ما ميزان طول عمر بالارفته است و دليلى ندارد از اين بالاتر نرود و يك روز نيايد كه بشر به عمر نهصدساله برسد>.(1) دكتر الكيس كارل در سال 1912ميلادى موفق به نگه دارى يك مرغ به مدت سى سال شد, در حالى كه زندگى مرغ از ده سال تجاوز نمى كند.(2)آزمايش هايى كه بر روى بعضى از حيوانات ريز آبى انجام شد, دانشمندان رابه امكان تغيير دوران حيات اميدوار نمود. هم چنين دانشمندان بر روى مگس هاى ميوه ها آزمايش هايى نمودند كه در نتيجه عمر آن ها نهصد برابر عمرطبيعى گرديد; بنابراين اگر اين امتحان بر روى انسان با موفقيت عملى شود وعمر طبيعى انسان را هشتاد سال فرض كنيم , امكان طولانى كردن عمر تا هفتاد ودو هزار سال ثابت مى شود.(3) از طرفى هنوز انسان , اسرار زيست انسانى و علل بقاى سلامت و دراز زيستن و عوامل انحلال جسم و مرگ را كشف نكرده است .قرآن مجيد مى فرمايد: .(4) خواجه نصيرالدين طوسى درازى عمر را قابل تحقق و انكار آن را جهل محض خوانده است .(5)نكتهء ديگر تجربهء تاريخ طولانى بشريت است . اگر دراز عمرى در تاريخ زندگى بشر اتفاق افتاده باشد, اگر چه در مواردى نه چندان بسيار, تكرار يافتن موارد يا مورد مشابه آن امرى طبيعى خواهد بود. فلاسفه مى گويند: بهترين دليل براى امكان چيزى , واقع شدن آن است .قرآن مجيد عمر طولانى حضرت نوح 7را به صراحت ذكر كرده است وكتب تاريخ نام بسيارى از معمران را (كسانى كه بسيار زيسته اند) ذكر نموده اند.در كتاب اثر على محمد على دخيل , 223تن از معمران براساس مأخذ تاريخ شناسانده شده است .(6)شهيد صدر مى گويد: .(7)علاوه بر اين در عالم آفرينش استثنا وجود دارد; از كرات آسمان و ستارگان تا ذره و اتم يك سرى استثناهايى وجود دارد. در جهان اتم مزون هايى يافت مى شوند كه يكى پس از رهايى از مركز, عمرش يك هزارم ثانيه است و مزونى ديگر به نام عمرش ده ميليارديم ثانيه است .(8) در عالم نبات نيز استثناديده مى شود; درخت در شهر اورتاوا, در جزيره تنزيف محيطش به قدرى است كه اگر ده نفر دور آن , دست هاى خود را باز كنند, باز به تمام تنهء آن احاطه نمى نمايند. صاحب مى گويد: حال كه سال 1882م است , 482سال مى باشد كه جزيرهء مذبور كشف شده و آن درخت عظيم دروقت كشف جزيره به همين حال بوده است كه حالا هست . در اين صورت خدامى داند چقدر قرون و دهور گذشته تا درخت اورتاوا به اين عظمت وقطر رسيده است .(9)اگر بر فرض امكان طبيعى طول عمر ممكن نباشد, تكيهء ما بر قدرت خدا وارادهء الهى است . خداوند همان گونه كه به كسى هفتاد سال عمر مى دهد,مى تواند هزار سال عمر دهد. بر همه چيز توانا است (انّ الله على كل شى قدير)حكمت كلى عالم اقتضا مى كند به كسى يا كسانى عمرى دراز داده شود.(پـاورقى 1.محمد رضا حكيمى , خورشيد مغرب , ص 193 با تلخيص .(پـاورقى 2.لطف الله صافى , امامت و مهدويت , ص 168(پـاورقى 3.همان , ص 170(پـاورقى 4.اسراء (17 آيه 85(پـاورقى 5.محمد رضا حكيمى , همان , ص 214(پـاورقى 6.همان , ص 199(پـاورقى 7.همان , ص 202(پـاورقى 8.لطف الله صافى , همان , ص 181(پـاورقى 9.همان , ص 182ـ 183
کد سوال : 51801
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : مقصود از غيبت صغرى و كبرى چيست ؟ آيا غيبت درگذشته سابقه دارد؟ علت و فلسفهء غيبت امام زمان 7چيست ؟ آيا مردم درعصر غيبت از امام بهره مى برند؟
پاسخ : غايب شدن امام زمان 7به دو مرحله تقسيم شده است : 1 مرحلهء كوتاه مدت يا غيبت صغرى .در اين مرحله غيبت از جهت زمانى و شعاعى محدود بود و از نظر زمانى بيش از هفتاد سال به طور نيانجاميد; يعنى از سال 260تا 329 از نظر شعاعى نيز اين غيبت , همه جانبه نبود; يعنى نسبت به همه كس نبود, بلكه كسانى بودندكه با امام در تماس بودند كه آن ها را مى ناميدند. آن ها واسطهء بين مردم و امام 7بودند. 2 مرحلهء دراز مدت (غيبت كبرى ) كه تا كنون ادامه دارد.غيبت در گذشته نيز سابقه داشته است . قرآن از ميقات حضرت موسى 7ه چهل شب طول كشيد, خبر مى دهد كه در اين مدت حضرت موسى از نظرمردم غائب بود. در زمان امام هادى 7و امام عسكرى 7كه زمان غيبت نزديك مى شد, اين غيبت ديده مى شود. امام هادى اقدامات خود را توسطنمايندگان انجام مى داد و كم تر با افراد تماس مى گرفت . امام عسكرى 7ازطريق نامه يا توسط نمايندگان خويش , به مسائل شيعيان پاسخ مى داد و بدين ترتيب مردم را براى تحمل اوضاع و تكاليف عصر غيبت و ارتباط غير مستقيم باامام آماده مى كرد.در مورد فلسفهء غيبت بايد گفت : در روايات ما بر سه موضوع تكيه شده است :1 آزمايش مردم ; از نظر اصل غيبت و طولانى شدن آن و از نظر سختى ها ومشكلات دوران غيبت , مردم آزمايش مى شوند.2 حفظ جان امام ; امام صادق 7مى فرمايد: .(1)3 به گردن نداشتن بيعت ; امام زمان 7هيچ رژيمى را به رسميت نمى شناسد. آن حضرت پيش از رسيدن وقت ظهور و مأمور شدن به قيام , ناچارنمى شود مانند پدران بزرگوارش , به سبب تقيه با خلفاى وقت بيعت نمايد.وقتى ظاهر شود, هيچ بيعتى بر عهدهء او نيست . اين معنا از چند حديث استفاده مى شود. امام رضا7مى فرمايد: .(2)در اين باره جزوه اى ارسال مى شود.در مورد بهرهء مردم از امام زمان 7در عصر غيبت بايد گفت : اين موضوع درروايات آمده است . پيامبر اكرم 6در پاسخ اين پرسش كه آيا شيعه در زمان غيبت , از وجود قائم فايده اى مى برد, فرمود: .(3) اشعهء معنوى وجود امام داراى آثار گوناگونى است . امام سجاد7مى فرمايد: .(4)از طرفى وجود امام , قدرت روح و قوّت قلب مردم را افزايش مى دهد, چون مردم با اعتقاد به وجود امام از يأس و نا اميدى در امان مى مانند و ملجأ وپناهگاهى براى خود پيدا مى كنند.از سوى ديگر امام از نظر مردم پنهان است , اما مردم از نظر آن حضرت پنهان نيستند. از بعضى از اخبار استفاده مى شود آن حضرت در ايام حج حاضرمى شود و از بيچارگان فريادرسى مى كند.(پـاورقى 1.اصول كافى , ج 2 ص 135(پـاورقى 2.بحارالانوار, ج 51 ص 152(پـاورقى 3.همان , ج 52 ص 93(پـاورقى 4.شيخ صدوق , كمال الدين , ص 207 باب 21 ح 22
کد سوال : 51802
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : دليل وجود امام زمان 7چيست ؟
پاسخ : دلايل عقلى و نقلى بر وجود امام زمان 7وجود دارد; دلائل نقلى عبارتند از: 1 آيات قرآن ; آيات زيادى در قرآن دربارهء آن حضرت وارد شده است . دراين جا تنها به يك آيه اكتفا مى كنيم : .(1)امام باقر7مى فرمايد: .(2)اجماع مسلمانان ; سنى و شيعى بر ظهور آن حضرت اتفاق نظر دارند. ابن ابى الحديد مى گويد: .(3)3 احاديث اهل سنت ; حافظ ابوعبدالله گنجى شافعى مى گويد: .(4)4 اخبار شيعه ; احاديثى كه از طُرُق شيعه روايت شده , معتبرترين روايات است , كه در كتب حديث , مفصلاً ذكر شده است .5 رواياتى كه بر لزوم وجود امام معصوم در تمام اعصار دلالت دارد, مانند:.(5)اما دليل عقلى ; خواجه نصيرالدين طوسى مى گويد: .(6)(پـاورقى 1.انبيا (21 آيه 105(پـاورقى 2.مجمع البيان , ج 7 ص 66(پـاورقى 3.محمد رضا حكيمى , خورشيد مغرب , ص 70(پـاورقى 4.همان , ص 285(پـاورقى 5.اصول كافى , ج 1 ص 252(پـاورقى 6.كشف المراد, ص 285
کد سوال : 51803
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا اعتقاد به وجود امام زمان 7و قيام آن حضرت موردقبول همهء مسلمانان است ؟
پاسخ : اعتقاد به وجود امام زمان 7و قيام آن حضرت , اختصاص به شيعه ندارد; پيروان ديگر مذاهب اسلامى نيز در اين اعتقاد و انتظار, با شيعه هم آوايند, چون احاديثى كه دربارهء مهدى 7آمده , احاديث نبوى و در حد تواتراست و حتى جماعتى از عالمان و محدثان اهل سنت , كتاب هايى درباره ءمهدى 7نوشته اند. در اين جا چند سخن از عالمان اهل سنت دربارهء حضرت مهدى 7را ذكرمى كنيم .ابن حجر مى گويد: .(1)ابن ابى الحديد مدائنى مى گويد: .(2)شيخ محمد عبده مى گويد: .(3)(پـاورقى 1.محمد رضا حكيمى , خورشيد غرب , ص 69 با تلخيص .(پـاورقى 2.همان , ص 70(پـاورقى 3.همان , ص 72