کد سوال : 51774
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چرا مرد دو برابر زن ارث مى برد؟
پاسخ : استاد مطهرى ره در مورد نصف بودن ارث زن مى گويد: علت اين كه اسلام سهم الارث زن را نصف سهم الارث مرد قرار داده , وضع خاصى است كه زن از لحاظ مهريه و نفقه و سربازى و برخى قوانين جزايى دارد. اسلام مهريه و نفقه را امورى لازم و مؤثر در استحكام زناشويى و تأمين آسايش خانوادگى وايجاد همدلى ميان زن و شوهر مى شناسد و چون مهريه و نفقه را لازم مى داند وبه اين سبب قهراً از بودجهء زندگى زن كاسته شده و تحميلى بر مرد است , اسلام مى خواهد اين تحميل از طريق ارث جبران شود; پس مهريه و نفقه موجب شده است سهم الارث او تنزل يابد.(1) اين سخن برگرفته از روايات معصومان است امام رضا7در پاسخ كسى كه سؤال كرد: چرا ارث زن نصف ارث مرد است ,فرمود: زيرا زن وقتى كه شوهر كرد, مالى به عنوان مهريه مى گيرد, ولى مرد مالى مى پردازد; علت ديگر اين است كه هزينهء زندگىِ زن , بر عهدهء مرد است و او بايد نفقه وساير مخارج زن را بدهد, ولى بر عهدهء زن چيزى نيست .(2)ابن ابى العوجا مى پرسد: چرا زن بى چاره كه از مرد ناتوان تر است , بايد يك سهم و مرد دو سهم ببرد؟ امام صادق 7در پاسخ مى فرمايد: زيرا اسلام ,سربازى را بر زن واجب نكرد و مهريه و نفقه را بر مرد لازم شمرد و در بعضى ازجناياتِ اشتباهى كه خويشاوندانِ جانى بايد ديه را بپردازند, زن از پرداخت ديه وشركت با ديگران معاف است .(3)(پـاورقى 1.استاد مطهرى , نظام حقوق زن در سالام , ص 251 با تلخيص .(پـاورقى 2.وسائل الشيعه , ج 17 ص 437(پـاورقى 3.علامهء طباطبايى , الميزان , ترجمه موسوى همدانى , ج 4 ص 360
کد سوال : 51775
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چرا زن نمى تواند مقام مرجعيت و ولايت را عهده دارشود؟
پاسخ : مرجعيت يك منصب سياسى و اجتماعى و اجرايى است و اموراجرايى مشكلات خاص خود را دارد. مرجع تقليد بايد با همهء اقشار جامعه ,حشر و نشر داشته باشد و اگر اين سمت به زن محوّل شود, بايد با نامحرم تماس داشته باشد. اسلام اين مسئوليت را از زنان برداشته است .امور اجرايى مقام نيست , چون اگر مرجعيت مقام بود, علماى بزرگوار از آن نمى گريختند; در صورتى كه بسيارى از بزرگان فقاهت , به زحمت مرجعيت راقبول مى نمودند و تا آن جا كه ممكن بود, آن را نمى پذيرفتند. البته اجتهاد وفقاهت , مقامى معنوى و كمال نفسانى است , كه زن نيز مانند مرد مى تواند باتحصيل و تلاش , به اين مقام دست يابد. در طول تاريخ زنان مجتهد وجودداشته اند. ولايت و سرپرستى جامعه نيز چنين است . لازمهء رياست , حشر و نشر بامردم و حضور در عرصه هاى نظامى و سياسى و اجتماعى و اقتصادى است , كه با ساختار جسمى زن تطابق ندارد.
کد سوال : 51776
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چرا زن نمى تواند مقام قضاوت را عهده دار شود؟
پاسخ : در مورد قضاوت و داورى زن ديدگاه هاى مختلفى است . برخى از فقهاى بزرگوار با اين كه دربارهء شرايط قاضى سخن گفته اند, متعرض شرطذكوريت و مرد بودن نشده اند, ولى عده از فقها آن را به عنوان يكى از شرايط برشمرده اند. يكى از دلايلى كه بر اشتراط ذكوريت اقامه شده , عدم صلاحيت زن از نظر ساختار جسمانى است , چون زن به لحاظ عاطفى بودن , زود تحت تأثيرقرار مى گيرد و نمى تواند به حق حكم نمايد.به حديث نبوى نيز استدلال شده كه پيامبر6به على 7فرمود: .(1)عده اى از فقها دلايل فوق را نپذيرفته و به جواز قضاوت زن حكم كرده اند.مرحوم محقق اردبيلى مى فرمايد: .(2)بعضى از بزرگان در توجيه روايت پيامبر6فرموده اند: كلام پيامبر6لب تكليف براى سهولت كار زن است , نه سلب حق ; و بين اين دو مطلب فرق عميقى است .(3)(پـاورقى 1.من لا يحضره الفقيه , ج 4 ص 364(پـاورقى 2.مقدس اردبيلى , مجمع الفائدة و البرهان , ج 2 ص 15 با تلخيص .(پـاورقى 3.جوادى آملى , زن در آئينه جلال و جمال , ص 350
کد سوال : 51777
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : رواياتى كه زن رامذمت مى كند, چگونه توجيه مى شود؟
پاسخ : در مورد رواياتى كه در مذمت زن وارد شده ـ به خصوص آن چه حضرت على 7در نهج البلاغه فرموده است ـ توجيهات مختلفى عرضه شده است :1 گاهى حادثه و يا موضوعى در اثر يك سلسله عوامل تاريخى زمان ومكان و افراد و اوضاع و علل و اسباب آن , ستايش يا نكوهش مى شود.معناى ستايش يا نكوهش بعضى حوادث و يا امور جنبى يك حادثه , اين نيست كه اصل طبيعت آن شىء قابل ستايش و يا مستحق نكوهش باشد, بلكه احتمال دارد زمينهء خاصى سبب ستايش يا نكوهش شده است . بخشى ازنكوهش هاى نهج البلاغه راجع به زن , ظاهراً به جريان جنگ جمل بر مى گردد.همان گونه كه از بصره و كوفه نيز در اين زمينه نكوهش شده است . نمى توان گفت چون از كوفه يا بصره نكوهش شده است , آن شهرها براى هميشه و ذاتاً بد وسزاوار نكوهش مى باشند.(1)از آن جا كه عايشه جنگ جمل را به راه انداخت , حضرت رأس فتنه (عايشه ) را هدف قرار داد و حادثهء تلخ جنگ جمل بود كه اين مذمت ها را به دنبال آورد.2 توجيه ديگر آن است كه : بعضى از روايات كه ناظر به جنگ جمل نيست و در عين حال از زن به عنوان هاى سؤال برانگيز ياد شده است , هشدارى به مرداست تا فريب شهوت را نخورد. اين سخن براى آن نيست كه بگويد: زن آن گونه است , بلكه مى فرمايد: خود را به وسيلهء نگاه به نامحرم به آتش ندهيد. ديدن نامحرم شيرين است , اما اين گناه درونش عقرب است . اين تعبير در مورد دنيا نيزذكر شده است : دنيا مثل مار است كه رنگش زيبا است , اما سمى كشنده دارد.(2)(پـاورقى 1.جوادى آملى , زن در آيينه جلال و جمال , ص 368ـ 369 با تلخيص .(پـاورقى 2.همان , ص 374
کد سوال : 51778
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چرا زن قبل از مرد مكلف مى شود؟
پاسخ : از آن جا كه بلوغ جنسى دختران , بر بلوغ جنسى پسران مقدم است , شارع مقدس با تقدم بلوغ دختران با مقرارات و تكاليف , آنان را قبل ازپسران از ارتكاب جرائم و معاصى بر حذر داشته است . از طرفى انديشه و عقل دختران زودتر از پسران شكفته مى شود, چون دختران زودتر از پسران آغاز به سخن مى كنند. با توجه به رابطهء غير قابل انكارى كه بين انديشه و سخن گفتن وجود دارد, اين نتيجه به دست مى آيد كه فكر دختران زودتر از پسران به كارمى افتد و نيروى در كشان پيش از آنان شكوفا مى گردد. تقدم دختران در هوش عمومى و اجتماعى و درك مسائل علمى و هم چنين برترى آنان در ارزش هاى ذوقى و دينى , نشانهء آن است كه دختران به طور طبيعى , پيش از پسران واجدشرايط تكليف مى گردند و زودتر از آن ها براى پذيرش تعاليم دينى ومسئوليت هاى قانونى آماده مى شوند.(1)بنابراين تقدم زن در تشرف به تكليف , حاكى از لياقت و شايستگى او است .(پـاورقى 1.گفتار فلسفى , بزرگسال و جوان , ج 2 ص 135
کد سوال : 51779
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : جن يعنى چه و چه نوع موجودى است ؟ خلقت آن ها درچه زمانى است ؟ آيا جن توليد مثل و زاد و ولد دارد؟
پاسخ : واژهء جن 22بار در قرآن ذكر شده و در لغت به معنى موجودپنهان و نامريى است . در كتاب آمده است : .(1) بر حسب آيات قرآن كريم جن مانند انسان موجودى مادى ست , با اين تفاوت كه انسان ازخاك و جن از آتش خلق شده است : .(2)علامه طباطبايى مى گويد: جن طايفه اى از موجوداتند كه از حواس ماپنهان اند و مانند ما شعور و اراده دارند. در قرآن كريم بسيار اسمشان برده شده است و كارهاى عجيب و غريب و حركات سريع از قبيل كارهايى كه براى حضرت سليمان انجام دادند, به ايشان نسبت داده شده است و نيز مانند مامكلف اند و چون ما زندگى و مرگ و حشر دارند.(3)قرآن مجيد مى فرمايد: .(4)خصوصيات و ويژگى هاى جن در سوره اى از قرآن به نام آمده است .خلقت جن در روى زمين , قبل از خلقت انسان ها بود, چنان كه قرآن مجيدمى فرمايد: .(5) از آيات قرآن استفاده مى شود جن مانند انسان , توالد و تناسل دارد, مثلاً براى شيطان كه از جنيان بود, فرزند و ذريه نقل شده است : .(6)پيامبر6به على 7مى فرمايد: .(7) در ميان جنيان افرادى يافت مى شوند كه از قدرت زيادى برخوردارند, همان گونه كه به قول خداوند, يكى از جنيان به سليمان گفت : من تخت ملكهء سبأ را پيش از آن كه از جاى برخيزى , به اين جا مى آورم .(8)جنيان داراى تكليف و مسئوليت اند. قرآن مجيد مى فرمايد: .(9) از اين روگروهى از آن ها كه به تكليف عمل كرده , صالح اند و گروهى كه از تكليف سرپيچى كرده , كافر شناخته مى شوند. قرآن كريم مى فرمايد: .(10)جنيان مانند انسان داراى پيامبرانى بوده اند و از آيات قرآن استفاده مى شودرسول گرامى اسلام 6پيامبر جنيان نيز است و ساير پيامبران نيز بر جن و انس مبعوث شده اند. دليل بر اين مدعا اين آيهء شريفه است : .(11) در سورهء ديگر جريان ايمان آوردن جنيان به رسالت پيامبر6و قرآن كريم مطرح شده است .(12)(پـاورقى 1.راغب اصفهانى , مفردات , ص 98(پـاورقى 2.رحمان (55 آيهء 14ـ 15(پـاورقى 3.علامه طباطبايى , الميزان , ترجمه موسوى همدانى , ج 12 ص 223 با تلخيص .(پـاورقى 4.اعراف (7 آيهء 27(پـاورقى 5.حجر (15 آيهء 27(پـاورقى 6.كهف (18 آيه 50(پـاورقى 7.وسائل الشيعه , ج 14 ص ص 91(پـاورقى 8.نمل (27 آيهء 39(پـاورقى 9.ذاريات (51 آيهء 56(پـاورقى 10.جن (72 آيهء 11(پـاورقى 11.احقاف (46 آيهء 29ـ 31(پـاورقى 12.جن (72 آيهء 1ـ 2
کد سوال : 51780
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : مقصود از حديث چيست ؟
پاسخ : هدف خدا از آفرينش جهان , انسان بود, چون او كامل ترين آفريدهء روى زمين است كه مى تواند ـ با استعداد خاصى كه دارد ـ از همه ءپديده هاى آن بهره بردارى نمايد. آياتى از قبيل (1) مبين اين نكته است . بر اين اساس بايد انسان هدف برتر نظام خلقت باشد. قرآن مجيد مى فرمايد: .(2)هدف خدا از آزمايش انسان ها, كسب علم و آگاهى نيست , زيرا چيزى بر اومخفى نيست , بلكه هدف , تحقق و بروز كمالاتى است كه در درون انواع و ياافراد نهفته است . در اين صورت معناى آيه اين مى شود كه : خدا جهان خلقت رابر پا كرد تا نيكوكارترين فرد انسان , در جهان استقرار يابد و اين همان است كه دركتاب هاى كلامى مى گويند: جهان براى انسان كامل آفريده شد و در حديث قدسى وارد است : .(3)پس معناى حديث لولاك آن است كه هدف نهايى خلقت , انسان كامل ,يعنى رسول اكرم 6و ائمهء معصومين : هستند و بقيه طفيلى اند. اين جاكميّت مطرح نيست .(پـاورقى 1.بقره (2 آيهء 29(پـاورقى 2.هود (11 آيهء 7(پـاورقى 3.جعفر سبحانى , منشور جاويد, ج 4 ص 266
کد سوال : 51781
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : ازدواج فرزندان آدم چگونه بود؟
پاسخ : از آيه شريفهء (1) استفاده مى شود تكثير نسل فرزندان آدم , تنها از طريق آدم و حوا صورت گرفت و موجود ثالثى در آن دخالت نداشت . لازمهء اين خسن آن است كه فرزندان آدم با هم ازدواج كرده باشند.اين موضوع در احاديث متعددى وارد شده است و حكم تحريم ازدواج خواهر و برادر در آن زمان نازل نشده بود. در اين باره جزوه اى ارسال مى شود.(پـاورقى 1.نساء (4 آيهء 1
کد سوال : 51782
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا اگر آدم ترك اولى نمى كرد, اكنون ما در بهشت بوديم ؟
پاسخ : از آيات و روايات استفاده مى شود آدم براى زندگى در روى زمين آفريده شد, ولى در آغاز خداوند او را ساكن بهشت كرد; محيطى كه در آن براى آدم هيچ گونه ناراحتى وجود نداشت . توقف در بهشت براى آدم جنبهء تربيتى وآموزشى داشت . امام باقر7مى فرمايد: ;(1) بنابراين اگر چه به نظر مى رسد خروج از بهشت , از آثار ترك اولى آدم بود و اگر ترك اولى نبود, خروج از بهشت صورت نمى گرفت , ولى درحقيقت از قبل مقدر شده بود مقدّمات خروج از بهشت فراهم شود.(پـاورقى 1.علامه طباطبايى , الميزان , ترجمهء مكارم شيرازى , ج 1 ص 199
کد سوال : 51783
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چرا شيطان به بهشت راه يافت ؟
پاسخ : علامه طباطبايى مى گويد: در آيات قرآن صحبتى از ورود شيطان به بهشت نشده است . اين موضوع فقط در اخبارى نقل شده است كه به حدتواتر نمى رسند و لذا قطعى نيستند.(1) بر فرض ورود شيطان به بهشت , بديهى است با مطرود شدن شيطان از درگاه الهى و تصميم بر اغوا و گمراه كردن انسان ها و مهلت دادن به انسان و آزمايش وى , شيطان به اغواى او مى پردازد وراه يافتن شيطان به بهشت جاودان محال است , اما راه يافتن به بهشت دنيا ـ كه آدم و حوا در آن به سر مى بردند ـ امرى ممكن است . چه بسا ورود شيطان به بهشت بر اساس برنامه اى بود كه خداوند مقدر كرد. از حضرت باقر7نقل شده است : .(2)(پـاورقى 1.علامه طباطبايى , الميزان , ترجمه مكارم شيرازى , ج 1 ص 189(پـاورقى 2.همان , ص 199