کد سوال : 51584
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : معناى شعر معروف امام چيست ؟
پاسخ : شعر معروف امام , شعر عرفانى است . عرفا در عشق ورزى به خداى متعال از اصطلاحات و الفاظ عاشقانه استفاده مى كنند. بيت اول اين شعر (من به خال لبت اى دوست گرفتار شدم ـ چشم بيمار ترا ديدم و بيمار شدم ) را توضيح مختصرى مى دهيم .شرح تمامى شعر را از كتاب از جناب آقاى سيد عبدالله فاطمى نيا مطالعه فرماييد. مراد از , چشم خمار و نيم بسته اى است كه بر جمال و زيبايى معشوق بيفزايد. شايد چشم بيمار اشاره به مشاهدات و مكاشفات عارف باشد ومى شود گفت : مقصود از چشم بيمار, عنايات حضرت حق باشد و شايد مراد,چشم حضرت مهدى (عين الله ) باشد. مراد از خداى واحد بيگانه است و شايد مراد وجود حضرت محمد6يعنى هستى عالم باشد.خلاصهء معناى شعر اين است كه : من عاشق جمال تو (اى خدا) هستم . وقتى زيبايى و جمال تو را ديدم , عاشق و گرفتار تو شدم و دلم از تو جدا نمى شود وهميشه به ياد تو هستم . وقتى چشم خمار تو را ديدم , مثل اين كه تو هم مست بنده ات هستى و محبت او را در دل دارى و خيلى بنده ات را دوست دارى , بلكه عاشق او شده اى , من هم بيمار شدم و بر عشقم افزوده شد.
کد سوال : 51585
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : دليل تأكيد بر پنهان ساختن معجزات و رؤياها چيست ؟ چرا نبايد معجزه اى را براى ديگران بيان كنيم ؟ چرا نبايد رؤيايى را چه بد و چه خوب براى ديگران تعريف كنيم ؟
پاسخ : جملهء معروف از شهيد مظلوم بهشتى است كه در سخنرانى معروف خود عليه آمريكا و متجاوزان و منافقان داخلى بيان فرمودو مقصودش اين بود كه با عمل به دستورهاى اسلام و مبارزه با دشمنان , به مابهشت داده مى شود و بدون مبارزه و كنار كشيدن از وظايف و عمل نكردن , كسى به بهشت نمى رود. اين سخن حكيمانه بر گرفته از اين آيهء شريفه است : داخل بهشت مى شويد بى آن كه حوادثى هم چون حوادث گذشتگان به شما برسد؟همانان كه گرفتارى ها و ناراحتى ها به آنان رسيد و آن چنان ناراحت شدند كه پيامبر و افرادى كه ايمان آورده بودند گفتند: پس يارى خدا كى خواهد آمد؟ (به آنان گفته شد:) بدانيد يارى خدا نزديك است >.آيهء ديگر مى فرمايد: .(1) آرى بهشت را به واسطهء عمل كردن به دستورهاى اسلامى به انسان مى دهند. به عمل كار برآيد, به سخنرانى نيست .(پـاورقى 1. همان , آيه 144
کد سوال : 51586
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : راه توبه كردن چگونه است ؟ از نظر تئورى نمى دانم چگونه بايد توبه كرد. آيا بايد توبه نامه نوشت ؟ اگر كتابى مدّ نظرتان است , راهنمايى بفرماييد.
پاسخ : در توبه , نوشتن توبه نامه لزومى ندارد. توبه همان ندامت و پشيمانى واقعى از گناهان گذشته است و اين ندامت , ندامت قلبى است , ولى اظهار آن به اين نحوه است : تكرار اين لفظ همراه باندامت قلبى بسيار مطلوب است . البته توبه كردن از گناهان , بستگى به گناهى دارد كه انجام شده است . اگر گناهى مشتمل بر حق الناس است , بايد حق الناس ادا و جبران حقوق ضايع شدهء افراد بشود. اگرحق الله است , بايد قضا شود. مراتب گناهان متفاوت است ; بعضى گناهان خيلى بزرگ است و توبهء آن احتياج به گريه و زارى بسيار دارد. توبه كنيد تا رستگار شويد>. برخى از گناهان كوچك است كه تكرار نكردن گناه دليل بر قبولى توبه است .بازگشت مى كند>.در باب توبه كتاب هاى و شهيد دستغيب و كتاب از آيةالله مهدوى كنى و از مرحوم ملا احمد نراقى را مطالعه كنيد.
کد سوال : 51587
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : دوست دارم سخنان گهربار پيامبر6را در دفترم جمع آورى كنم . مرا راهنمايى كنيد.
پاسخ : سخنان آن حضرت در كتاب نهج الفصاحه جمع آورى شده كه به فارسى نيز ترجمه شده است . آن كتاب را تهيه فرماييد.
کد سوال : 51588
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چكار كنم كه شوق نماز خواندن در وجودم باشد؟
پاسخ : شوق به نماز در گرو احساس نياز است , همان طور كه شوق و رغبت به امرو مادى از احساس نياز سرچشمه مى گيرد. امام خمينى ره مى فرمايد: ما چون احتياج به دنيا پيدا كرديم و آن را سرمايه و سرچشمه يافتيم , در توجه به آن حاضريم و در تحصيل آن مى كوشيم . اگر ايمان به حيات آخرت پيدا كنيم و حس احتياج به زندگانى آن جا بنماييم و عبادت و خصوصاً نماز را سرمايهء نفيس آن عالم و سرچشمهء سعادت آن نشئه بدانيم , البته در تحصيل آن كوشش مى نماييد و در اين سعى و كوشش زحمت و رنج و تكليف در خود نمى يابيم , بلكه با كمال اشتياق وشوق دنبال تحصيل آن مى رويم و شرايط حصول و قبول آن را با جان و دل تحصيل مى كنيم .(1)]آب كم جو, تشنگى آور به دست تا بجوشد آبت از بالا و پست]با آشنايى به فلسفهء نماز مى توان اين احساس نياز را قوت بخشيد. نكته ديگر آن است كه شوق به نماز وقتى حاصل مى شود كه انسان لذت شيرينى مناجات با خدارا چشيده باشد. در اين صورت مصداق روايت رسول اكرم 6مى شود كه فرمود:أفضل الناس من عشق العبادة فعانقها واحبها بقلبه و باشرها بجسده و تفرّغ لها; بهترين مردم كسى است كه به پرستش و نيايش عشق ورزد و با عبادت دست به گردن شود و آن را دوست داشته باشد و با تن خود آن را انجام دهد و براى آن فارغ شود.(2)لذت مناجات وقتى حاصل مى شود كه انسان گناه و معصيت را ترك نمايد. امام صادق 6مى فرمايد: خداوند به داوود فرمود: بين من و خودت عالِمى را كه شيفته دنيا است قرار نده , چون اين شخص از راه محبت من جلوگيرى مى كند. اينهادزدان راه بندگانى هستند كه به سمت من مى آيند. كمترين كارى كه من با آنهامى كنم اين است كه شيرينى مناجاتم را از قلبشان مى گيرم .(3)]رسم عاشق نيست با يك دل دو دلبر داشتن يا زجانان يا زجان بايست دل برداشتن ]امر ديگرى كه در حصول شوق به نماز مؤثر است , توجه به آثار و نتايج نمازاست . هر انسان عاقلى در جلب منفعت و دفع ضرر تلاش مى كند و اگر كسى بداندكه نماز عامل بازدارنده از زشتى ها و ريشهء اصلى هر خير و سعادت و وسيلهء آمرزش گناهان و سدى استوار در برابر آلودگى ها و وسيلهء پرورش فضايل اخلاقى است ,قطعاً نسبت به انجام اين عبادت بزرگ كمترين ترديدى نخواهد داشت و مشتاقانه به سراغ آن خواهد رفت .ذكر آثار دنيوى و اخروى نماز و وعده هاى الهى در قرآن و روايات به منظورفراهم كردن شوق و رغبت مردم به انجام فريضهء الهى است .
کد سوال : 51589
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : نمى دانم چقدر نماز قضا دارم . به نظر شما چه بايد كرد؟
پاسخ : حضرت امام ره مى فرمايد: هر مقدار از نمازها را كه يقين داريد فوت شده است , بايد قضا نماييد.(1)(پـاورقى 1.استفتائات , ج 1 ص 173
کد سوال : 51590
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا صحت دارد اگر كسى اسم اعظم را بداند, هر كارى مى تواندانجام دهد؟
پاسخ : در بعضى روايات آمده است كه رسول اكرم 6فرمود: والّذى نفسى بيده لقد سأل اللّه باسمه الاعظم الذى اذا سئل به اعطى و اذا دعى به اجاب ; قَسَم به كسى كه جانم به دست او است , كسى كه ذكر خاصى گفته بود, خدا را به اسم اعظمش خواند; همان اسمى كه اگر خدارا به آن بخوانند, عطا مى كند و اگر دعا به آن كنند, اجابت مى نمايد>.(1)افرادى در روايات نام برده شده اند كه از اسم اعظم آگاه بودند, مانند آصف بن برخيا و بلعم باعورا. البته بسيارى از افراد هستند كه ادعا دارند اسم اعظم را بلدند,ولى دروغ مى گويند,(2) امّا اين كه اسم اعظم كدام است , در روايات اذكار مختلفى مطرح شده است , ولى كسى بدين سادگى نمى تواند به اسرار اسم اعظم پى ببرد.از جمله در روايتى از امام صادق 7نقل شده است : اسم الله اعظم در سوره ءحمد پراكنده است . و در بعض روايات ديگر مى خوانيم : بسم الله الرحمن الرحيم به اسم اعظم از سياهى چشم به سفيدى آن نزديك تر است .(3)اين تفاوت ممكن است به خاطر تعدد اسم اعظم يا تفاوت خواسته ها باشد,ولى سخن در اين جا است كه آيا اسم اعظم يك كلمه يا يك جمله يا يك آيه از آيات قرآن مجيد است و اين همه تأثير و قدرت در الفاظ و حروف آن نهفته شده , بى آن كه قيد و شرطى داشته باشد؟ يا اين كه اثر از الفاظ به ضميمه حالات و شرايطى درگوينده از نظر تقوا و پاكى و حضور قلب است ؟ يا اين كه اسم اعظم اصولاً از مقوله ءلفظ نيست ؟علامهء طباطبايى مى فرمايد: نام هاى خداوند عموماً و اسم اعظمش خصوصاًهر چند در عالم هستى و وسائط و اسباب نزول فيض در جهان مؤثر است , ولى تأثير آن مربوط به حقايق اين اسما است , نه الفاظى كه دلالت بر آن مى كند و نه به معانى متصوره در ذهن .(4) (پـاورقى 1.بحارالانوار, (چاپ بيرونت ) ج 90 ص 225(پـاورقى 2.همان , ج 14 ص 113و ج 13 ص 377(پـاورقى 3.همان , ج 9 ص 223(پـاورقى 4.الميزان , ج 8 ص 372
کد سوال : 51591
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : دكتر الهى قمشه اى دكتراى چه رشته اى را دارند و چرا اين چندسال در تلويزيون مطرح مى شوند؟
پاسخ : ظاهراً رشته ايشان ادبيان است و دليل مطرح شدن ايشان استقبال عمومى , خصوصاً جوانان از بيان شيوا و اشعار عرفانى او است .
کد سوال : 51592
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : من نمى توانم خود را به خاطر گناهان بسيارم ببخشم . گناهان من گستاخى بزرگى است ! چطور به همين راحتى آن ها را فراموش كنم ؟ از كجا بدانم خدا واقعاً مرا بخشيده است ؟
پاسخ : فكر گناه , مانند كابوس وحشتناكى بر روح گناه كار سايه مى افكند وزنجير اعمال گذشته همچون طوق سنگينى بر دست و پاى او پيچيده است .احساس گناه و ندامت محصول نداى وجدان است و شايد سخن على 7ناظر به اين حالت نفسانى باشد: .(4)براى رهايى از شكنجهء وجدان , اسلام درهاى توبه و استغفار و كفارات را به روى گناه كاران گشوده است .قرآن مجيد با بيان لطيف خود گناه كاران را به سوى خدا دعوت مى كند و به آن ها قول مى دهد كه مى توانند خود را از زندگى گذشته به كلى جدا كنند و زندگى راآغاز نمايند: .(5)اين آيه نويد مى دهد راه به روى همه باز است . جنايتكار معروف تاريخ اسلام و قاتل حمزه سيدالشهداء هنگامى كه مى خواست مسلمان شود, ازاين مى ترسيد كه توبه اش پذيرفته نشود; زيرا به راستى گناه او بسيار سنگين بود.جمعى از مفسران مى گويند: دستور توبه , درهاى رحمت الهى را به روى گشود.(6) بر اين اساس در اسلام يأس از رحمت الهى مردود اعلام شده و آن را ازگناهان بزرگ شمرده اند. قرآن مجيد مى فرمايد: نا اميد از رحمت الهى نمى شود مگركسى كه كافر است .(7) گناه كار هر قدر آلوده باشد, نبايد خود را از فيض رحمت الهى نااميد بداند. لقمان به فرزندش مى گويد: به خدا چنان اميدوار باش كه اگر گناه جن وانس را بياورى , به تو رحم كند.(8)بر اساس روايات , توبه آثار گناهان را محو مى كند و در اين صورت دغدغه اى براى گناهكار باقى نمى ماند. امام باقر7مى فرمايد: التائب من الذنب كمن لا ذنب له ;كسى كه از گناه توبه كند, مانند كسى است كه گناه نكرده باشد.(9)امام صادق 7مى فرمايد: وقتى بنده اى توبه نصوح كند, خداوند او را دوست دارد و در دنيا و آخرت براى او پرده پوشى كند. راوى عرض كرد: چگونه براى اوپرده پوشى مى كند؟ حضرت فرمود: هر چه از گناهان كه دو فرشته موكل بر اونوشته اند, از يادشان ببرد و به جوارح او وحى فرمايد كه گناهان او را پنهان كنيد وبه قطعه هاى زمين وحى فرمايد كه : پنهان دار گناهانى را كه روى تو انجام داده است . در اين صورت آن شخص خدا راملاقات مى كند در حالى كه چيزى كه به لب ضررش گواهى دهد نيست .(10)]غرق گنه نا اميد مشو ز دربار ماكه عفو كردن بود در همه دم كارمابندهء شرمنده تو خالق بخشنده من بيا بهشتت دهم مرو تو در نار ماتوبه شكستى بيا هر آنچه هستى بيا اميدوارى بجو زنام غفار ما]در صورت تحقق توبه از انسان شكى نيست كه خداوند به حكم بودن آن را مى پذيرد.اين بشارت را خود خداوند در قرآن داده است : هوالّذى يقبل التوبة عن عباده ويعفو عن السيئات ; خدا است كه توبهء بندگانش را مى پذيرد و گناهان آنان را عفومى نمايد.(11)(پـاورقى 1.آداب الصلاة, ص 46(پـاورقى 2.اصول كافى , ج 3 ص 131(پـاورقى 3.بحارالانوار, ج 1 ص 154(پـاورقى 4.بحارالانوار, ج 75 ص 45(پـاورقى 5.زمر(39 آيهء 53(پـاورقى 6.اقتباس از تفسير نمونه , ج 19 ص 502(پـاورقى 7.يوسف (12 آيهء 87(پـاورقى 8.اصول كافى , ج 3 ص 109(پـاورقى 9.همان , ج 4 ص 168(پـاورقى 10.همان , ص 164(پـاورقى 11.شورى (42 آيهء 25
کد سوال : 51593
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : فهرستى از كتاب هاى شهيد مرتضى مطهرى ره برايم بنويسيد.
پاسخ : عنوان پنجاه كتاب از آثار شهيد مطهرى را ارسال مى داريم .