• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
عضویت در خبرنامه
کد سوال :
جستجو :
کد سوال : 51574
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : اگر شخصى در اول فروردين معادل ده مثقال طلا و در اول خرداد ده مثقال ديگر خريدارى كند به طورى كه جمعاً بيست مثقال طلا داشته باشد آيا زكات بيست مثقال را بايد اول فروردين سال بعد بپردازديا اول خرداد ماه سال بعد؟
پاسخ : .()ً1)پس كسى كه از اول فروردين تا اول خرداد زير پانزده مثقال طلا داشته باشد زكات بر او نيست و از اول خرداد كه پانزده مثقال طلا يا بيشتر داشت در صورتى كه تا يازده ماه بعد در ملك او باشد بايد زكاتش را بپردازد.(پـاورقى 1.امام خمينى , توضيح المسائل , مسئله 1902
کد سوال : 51575
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : در رساله احكام نصاب زكات , پانزده مثقال عنوان شده است , ولى مشخص نشده كه اين مقدار معادل چه تعداد سكه طلا به نام بهار آزادى كه در حال حاضر رايج است مى باشد.
پاسخ : تعلّق نمى گيرد>.(1)(2)توضيح : 1 نظر حضرت امام (ره ) اين است كه سكه بهار آزادى زكات دارد.() اگر مقلّد مرجع ديگرى هستيد(پـاورقى 3.سؤال شفاهى از دفتر حضرت امام (ره ).بايد نظر او را جويا شويد, مثلاً فتواى آيت الله فاضل و بيشتر مراجع اين است كه سكه بهار آزادى زكات ندارد.2 در مورد اين كه چند سكه بهار آزادى معادل پانزده مثقال است يا هر سكه بهار آزادى چند مثقال است ,مى توانيد از طلا فروشى ها سؤال كنيد.بايد گفت تا پانزده مثقال نصاب اول است و سپس از هر سه مثقال كه بالا رود نصاب جديد است , مثلاً اگربيست مثقال شود هيجده آن زكات دارد.(پـاورقى 1.امام خمينى , توضيح المسائل , مسئله 1899و هم چنين ر.ك : توضيح المسائل مراجع , ج 2 ص 135(پـاورقى 2.آيت الله فاضل لنكرانى , جامع المسائل , ج 1 ص 165
کد سوال : 51576
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيت الله منتظرى چه عقايدى داشتند و چه اشتباهى كردند كه امام با ايشان مخالفت كردند؟
پاسخ : از پاسخ دادن به سؤالات سياسى معذوريم , چرا كه گاهى مسائل به قدرى پيچيده مى شود كه انسان اگر سكوت كند به تقوا نزديك تر است .در هر حال امام فهميدند كه رهبرى تحمل بيشترى را مى طلبد و صلاح را در آن ديدند كه ايشان با درس و بحث به حوزه گرمى بخشند و از نظريات فقهى ايشان مردم و نظام بهره مند شوند. پيشنهاد امام با استقبال آيت الله منتظرى روبه رو شده وبدين وسيله غائله به شايستگى خاتمه يافت .ـ 12 خواب هايى را توسط دوستان يا خودم ديده ام ,مى خواستم برايم تعبير كنيد.برادر عزيز! ان شاءاللّه خواب هايى كه ديده ايد خير است . اين واحد تعبيرخواب نمى كند مى توانيد با شماره تلفن تماس بگيريد.در ضمن عشق و علاقهء شما به دين و آقا اميرالمؤمنين 7مورد ستايش است .مسلماً آن حضرت يكى از مظلوم ترين مظلومان است . ما بايد بر مظلوميت على 7يفزاييم . اگر ما از شيعيانِ بد آن حضرت باشيم , آن حضرت مظلوم تر خواهد بود.همواره استغفار نماييد و هر روز مقدارى قرآن بخوانيد و كتاب هاى مذهبى رامطالعه كنيد و نمازهايتان را بهتر بخوانيد. مواظب باشيد حقّ ديگران را از بين نبريد..
کد سوال : 51577
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : فشار قبر چيست ؟ مگر جسم در قبر فشار مى بيند؟ جسم كه جان ندارد كه درد را تحمل كند و فشار ببيند!
پاسخ : پس از مرگ عالم برزخ انسان شروع مى شود تا روز قيامت كه دوباره روح به جسم مثالى او وارد و زنده شود; بنابراين , تا قبل از قيامت هر گونه عذاب وثواب مربوط به روح است . اگر فشار قبر هست , مربوط به روح است . روح فشارمى بيند و اين فشار تنها مربوط به قبر نيست , بلكه براى كسى كه مرده , ولى دفن نشود و در دريا يا بر بالاى دار بماند, باز فشار روح هست , ولى چون غالباً مرده ها درقبر دفن مى شوند, آن فشار را فشار قبر نام نهاده اند; پس اين فشار مربوط به قبرخاكى نيست , بلكه فشار به روح است و جسم هيچ گونه فشارى نمى بيند. پس ازمرگ , عالم ارواح است . ابوبصير گويد: .(1)ااز امام دربارهء مصلوب (دار زده شده ) سؤال شد: آيا او هم عذاب قبر مى شود؟ حضرت فرمود: بله , خداوند به هوا امر مى كند او را فشار دهد.(2)در روايت ديگر آمده : آن چنان هوا او را فشار مى دهد كه از فشار قبر سخت تراست .(3)(پـاورقى 1.جعفر سبحانى , منشور جاويد, ج 9 ص 235(پـاورقى 2.بحارالانوار, ج 6 ص 266(پـاورقى 3.همان .
کد سوال : 51578
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا روح به هنگام خواب به طور كلى از جسم جدا مى شود؟ـ چرا هنگام خواب انسان گريه مى كند؟ روح چگونه با جسم ارتباط برقرارمى كند؟ آيا روح كاملاً از جسم جدا مى شود؟
پاسخ : بايد ديد حقيقت در موجودات زنده چيست ؟ آيا همه ءموجودات زنده مى خوابند؟ بايد ببينيم خواب ديدن (رؤيا) چيست . آيا مربوط به جسم است يا به روح ؟مى توان گفت : هنگام خواب , مشاعر و ادراكات انسان به استراحت مى پردازد وبه گونه اى در حالت تعطيلى به سر مى برد.نيرويى در وجود انسان به نام روح كه از آن تعبيرهاى ديگرى نيز مانند نَفْس ,عقل و قلب مى شود و آن را به تعريف كرده اند,(1) وجود دارد.البته اين تعبيرات از نظرياتى به اين نام ها (روح , عقل , قلب و نفس ) استفاده شده است . همهء اين تعبيرات در قرآن آمده است . از آيهء معلوم مى شود روح مايهء حيات انسان است و همهء مشاعر و ادراكات از اين جنبه (روح )ناشى مى شود. هنگام خواب بسيارى از مشاعر در استراحت و تعطيلى به سرمى برد.امّا اين كه در خواب , روح كاملاً از بدن خارج شود و بدن بى روح و مرده شود,بدون اساس است , زيرا انسان هنگام خواب زنده و نمرده است و نيز نمى توان گفت انسان خوابيده , مقدارى مُرده و مقدارى زنده است . روايات انسان خوابيده را مى داند .(2)مشكلات روحى و روانى و هم اين طور نوع غذا و كيفيت غذا در خواب وتحولاتى كه هنگام خواب براى انسان پيش مى آيد, تأثير دارد. ديدن خواب هاى آشفته و طولانى و خواب هاى هيجان آور غالباً از آثار مشكلات روحى و روانى است . از اين جهت روحيهء مطمئن و آرامى كه ناشى از ايمان كامل است , در خواب و سلامت جسم و جان بسيار مؤثر است از اين رو, امام رضا7فرمود: (3) را مى خوانيم . در روايات ديگر خواندن سورهء اخلاص يا يا قدر و دعاهايى ذكر شده است .(4)ياد خدا به هر شكلى باعث آرامش مى شود. كسانى كه در مدت زيادى باهيجانات و ناراحتى ها روبه رو هستند و آرامش فكرى و روانى ندارند, غير ازمشكلات زندگى , در خواب هم مشكل ديدن خواب هاى بى جا و نامناسب وطولانى را دارند. رؤياها رابطه اى تنگاتنگ با اعمال و فكر انسان دارند.زبان سمبوليك رؤيا به صورت رمزى بوده و بايد ترجمع و تعبير شود تا معناى آن آشكار شود.پيش آمدهاى درونى انسان در خواب به صورت تصوير در ذهن نقش مى بندد.فكر و احساس در خواب به حدّ بالاى ذهنيّت مى رسد; زيرا كه شخص به خواب رفته , بدون هيچ گونه قصدى خواب مى بيند و سعى در جداسازى خود از حالت نيمه بيدارى دارد. رؤياهاى طويل و كوتاه وجود دارد. بعضى از خواب ها وقايعى را كه در آينده رخ خواهد داد, نشان مى دهد كه امروزه دانشمندان مشغول انجام مطالعاتى در اين زمينه هستند و بدون شك اين خواب ها جالب و فراتر از علوم مى باشد. مطالعات نشان داده است شوك هاى روحى دوران كودكى و اختلالات عصبى و رؤياهاى وحشتناك يا احساس خفگى يا ترس مى تواند منجر به ديدن خواب هاى متفاوت گردد. رؤياها مى توانند بر اثر تحريكات خارجى جسمانى ,تندرستى يا كسالت بدن يا تعارضات روانى , مانند ضربه هاى روحى دوران كودكى پديدار شوند;(5)(پـاورقى 1.ملامهدى نراقى , جامع السعادات , ج 1 ص 51(پـاورقى 2.بحارالانوار, ج 13 ص 417(پـاورقى 3.بحار الانوار, ج 76 ص 210(پـاورقى 4.همان .(پـاورقى 5.على اصغر شجاعى , با استفاده از فرهنگ جامع تعبير خواب .
کد سوال : 51579
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : شنيده ام كه مى شود از قم كتاب مجانى دريافت كرد. لطفاًراهنمايى كنيد؟
پاسخ : با مؤسسهء انتشارات در راه حق واقع در قم ـ چهار راه شهدا مكاتبه كنيد.
کد سوال : 51580
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : اين جمله : شصت و شاهد هر دو دعواى بزرگى مى كنند, پس چرا انگشت كوچك لايق انگشتر است , به چه معنا است ؟
پاسخ : ادعاى بزرگى كردن نشانه خودخواهى و تكبر است . بسا افرادى كه ادعايى ندارند, ولى در نظر مردم بزرگ هستند. شايد مضمون اين شعر, همان حديث معروف پيامبر6باشد: كس براى خدا تواضع كند, خداوند مقام او را بالا مى برد و هر كس تكبر بورزد,مقامش را پايى آورد>.]افتادگى آموز اگر طالب فيضى هرگز نخورد آب , زمينى كه بلند است]پيامبر6فرمود: فروتنى وسيلهء سربلندى و سرافرازى است . تواضع كنيد تا خداى متعال مقام شما رابلند گرداند.
کد سوال : 51581
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چگونه مى توان مراحل عرفان را گذراند و حجاب ها را از جلوى ديدگان كنار زد و ملكوت آسمان ها و زمين را ديد؟
پاسخ : مراد از عرفان هم عرفان علمى و نظرى است و هم عرفان عملى .عرفان نظرى مقدمه و زمينه ساز عرفان عملى است . ابتدا بايد عرفان نظرى را يادگرفت تا بتوان به عرفان عملى دست يازيد. عرفان نظرى به يك معنا همان علم اخلاق است و سير و سلوك براى كسانى كه مى خواهند وارد عرفان شوند, بايدابتدا با علم اخلاق آشنا شوند. تذكر اين نكته لازم است كه عرفان به مفهوم علم اخلاق و يا منازل سير و سلوك مى تواند ملازم و همراه با عرفان عملى (اخلاق عملى ) باشد. براى آشنا شدن با تئورى هاى اخلاقى بايد نفس و روح و غرايز انسان را شناخت و راه شناخت , خواندن كتاب هاى اخلاقى يا گوش كردن به درس هاى اخلاق علماى بزرگ يا نشستن پاى درس اخلاق است . در علم اخلاق مى آموزيم كه انجام چه كارهايى خوب يا بد است , تا خوب ها را انجام دهيم و بدها را ترك كنيم به تعبير ديگر: اول خود را از رذايل اخلاقى تخليه كنيم و بعد تجليه (زنگارزدايى ) كنيم و بعد تحليه (آرايش ) كنيم . يك مثال ساده , يك شاخهء آهن يا درِ آهنى كه زنگ زده و كثيف شده است , اول گِل ها و گچ ها را از آن پاك مى كنيم و بعد با سمباده آن را جلا مى دهيم و بعد روى آن رنگ مى زنيم . يك مثال ديگر: مى خواهيم در باغچه اى گُل بكاريم . ابتدا خاك رازيرورو مى كنيم و تيغ ها و سنگ ها را بر مى داريم , بعد خاك را صاف و هموارمى كنيم و سپس گُل رامى كاريم . اگر اين مراحل را در نفس انسانى انجام داديم ,مى توانيم بگوييم يك انسان كامل شده ايم . مسلّماً هر انسان داراى اخلاق ناجور وناپسند مانند تكبر و خودخواهى و حسادت و... است . ابتدا بايد با آموختن علم اخلاق آن ها را از نفس بزدايد و دل را جلا دهد و آمادهء كِشت فضائل اخلاقى نمايد.تواضع در مقابل خدا و دستورهاى او و پيامبران در برابر بندگان خدا و خير خواهى براى ديگران مانند پدر و مادر و برادر و خواهر و همسايه ها و مؤمنان را بر خودترجيح دادن , مقدمات كار است . آن وقت دل انسان در سايهء اخلاق خوب و عبادت پروردگار, به مراحلى از يقين مى رسد كه عاشق خدا مى شود.اين انسان حاصر نيست ظلمى به كسى بكند و خود را به خاطر ديگران به زحمت مى اندازد. او شخصيت ديگران را تخريب نمى كند, تا آقا شود و قضاوت بى جا و حقّ كشى نمى كند و به جان و مال و ناموس مردم احترام مى گذارد. به خواست خدا و مردم احترام مى گذارد و دستور خدا را خوب انجام مى دهد. البته انجام اين كارها شايد مدّت ها طول بكشد. عالِمى را ديدند كه خوشحال بود, به او گفتند: چه خبر شده است ؟ گفت : امروز بعد از سى سال مبارزهء با نفس فهميدم حسود نيستم !انسانى كه مى خواهد در اين وادى قدم بگذارد, بايد چند چيز را مراعات كند: 1 نفسش را رها نسازد; به اين معنا كه همه اش به فكر بهترين غذاها و گردش هاو خانه ها ماشين ها و... نباشد. اگر انسان خودش را اسير نفسش كرد, ديگر حريف آن نمى شود. بنابراين گاهى روزه بگيرد; كم بخورد, به همه جا نگاه نكند; با همه كس بيش از اندازه رفيق نشود و با دنيا پرستان و عيّاشان در حدّ سلام و عليك و احوال پرسى برخورد كند.2 به دستورهاى شرعى مخصوصاً به نماز بسيار اهميت بدهد و حتماً مناجات با پروردگار داشته باشد.3 به اساتيد و معلمان و پدر و مادر و خويشان مخصوصاً به معلمان بشر(پيامبران و ائمه ) خيلى احترام بگذارد, آنان حقّ بزرگى به گردن انسان دارند. درجلسات روضهء حضرت اباعبدالله الحسين و ساير ائمه شركت كند.4 محاسبهء اعمال خوب و بد خود بنمايد و اگر بد كرده , گريه و توبه كند و اگرخوب كرده , شكر گزار خدا باشد.(1)(پـاورقى 1.با استفاده از سير و سلوك و اخلاق عملى و جامع السعادات .
کد سوال : 51582
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : اگر موهاى سفيد پير زن مسلمان پيدا باشد, گناه است ؟ نگاه كردن به آن چه حكمى دارد؟
پاسخ : نگاه كردن و دست زدن به بدن پير زن , بدون قصد لذّت , جايزاست .(1)زن بايد بدن و موى خود را از مرد نامحرم بپوشاند, ولى پيرزنانى كه به سنّى رسيده اند كه ديگر اميد ازدواج ندارند و خود را زينت نكرده باشند, اگر موهاى آنان پيدا باشد, اشكالى ندارد.. امام صادق 7در ذيل همين آيه فرمود: .(2).(پـاورقى 1.توضيح المسائل مراجع , ج 2 ذيل مسئله 2441(پـاورقى 2.تفسير نمونهخ , ج 14 ص 533
کد سوال : 51583
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چگونه خودشناسى راهى به سوى خذاشناسى است ؟
پاسخ : حديثى از پيامبر6نقل شده است : هر كس خود را بشناسد, خدايش را شناخته است >.]تو كه در علم خود زبون باشى عارف كردگار چون باشى ؟!]مرحوم نراقى مى فرمايد: .(1)در حديث ديگرى از امام على 7آمده است : .(2) در اين حديث معرفت نفس باعث معرفت ربّ ذكر شده است ; يعنى اگر كسى بخواهد خدا را بشناسد, بايد خود را بشناسد.دربارهء معناى اين دو حديث بحث هاى مفصلى شده است كه در يك كتابچه مى گنجد ,ولى اقوالى را كه مرحوم علامهء مجلسى در ذيل اين دو حديث نقل كرده است , به طور مختصر مى آوريم :1 معرفت و شناخت شئوت نفس كه خدا آن ها را خلق كرده و شناخت معايب و شناخت آن چه كهباعث كمال نفس يا پستى نفس مى شود, باعث كمال معرفت به خداى متعال به حسب قابليّت هر شخص مى شود و او به عظمت و قدرت پروردگار پى مى برد. چون نفس انسانى بزرگ ترين مخلوق الهى است , اگر درست شناخته شود, خدا هم شناخته خواهد شد.2 مراد از حديث اين باشد كه نفس هر صفتى كه براى خود مى يابد, از خدا نفى كند; زيرا صفات نفس مربوط به ممكنات است و همراه و مشوب با عجز و نقص است .انسان از اين طريق مى فهمد كه خدا اين طور نيست ; زيرا وقتى انسان در خود جهل و نقص و ضعف بيابد, مى فهمد كه خدا اين هارا ندارد.3 معناى ديگرى از اين روايات استفاده مى شود, به اين مضمون كه : معرفت وشناخت خدا بديهى است . هر كس كه به حدّ رشد و فهم و عقل رسيد و خودش راشناخت , مى فهمد كه صانع و خالقى دارد.(3)مرحوم شهيد مطهرى مى فرمايد: خودشناسى (خودآگاهى ) كه خود واقعى انسان رابه يادش مى آورد, غفلت را از او مى زدايد; آتش به جانش مى افكند; او رادردمند و درد آشنا مى سازد. دعوت به خود آگاهى و اين كه : خود را بشناس تاخداى خوش را بشناسى , خداى خويش را فراموش نكن كه خودت را فراموش مى كنى و سرلوحهء تعليمات مذهب است .() انفسهم اولئك هم الفاسقون >.(4)(پـاورقى 1.ملا احمد نراقى , معراج السعاده , ص 7(پـاورقى 2.بحارالانوار, ج 2 ص 32(پـاورقى 3.بحارالانوار, ج 2 ص 32(پـاورقى 4.حشر(59 آيهء 19