کد سوال : 51464
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : نماز شب چگونه است؟ و براى به جا آوردن آن چه نكاتى بايد رعايت شود؟
پاسخ : نماز شب يازده ركعت است (توضيح المسائل امام خمينى، مسئله 765). پنج تا دوركعتى مانند نماز صبح و يك نماز يك ركعتى به نيت نماز وتر. به اين ترتيب كه ابتدا چهار تا دو ركعتى به نيّت نماز شب و دو ركعت ديگر به نيّت نماز شفع و بعد يك ركعت نماز وتر خوانده مىشود.در نماز وتر بعد از حمد، سه مرتبه سوره توحيد و يك مرتبه سوره فلق و يك مرتبه سوره ناس را مىخوانى و بعد دست به قنوت بر مىدارى و چهل مؤمن را دعا مىكنى، به صورت اللهم اغفر لامام خمينى، اللهم اغفر ل... و بعد هفتاد مرتبه استغفر الله ربى و اتوب اليه مىگويى و بعد سيصد مرتبه العفو العفو العفو... ميگويى، آن گاه به ركوع مىروى و سجده و تشهد و سلام نماز را به جا مىآورى.(1) مستحب است در نماز شب گريه و تضرع و زارى و توبه و اظهار كوچكى در مقابل پروردگار كند.براى موفقيت به نماز شب، بايد گناهان را ترك كنى. شبها زودتر بخوابى و قبل از اذان صبح حدود يك ساعت يا سه ربع ساعت يا ربع ساعت بيدار شوى و وضو بگيرى و نماز شب بخوانى و اگر بيدار نمىشوى به وسيله ساعت زنگى خود را به صفت خود (تهجد) عادت بدهى كه بسيار فضيلت دارد.پى نوشتها:1. مفاتيح الجنان، ص 251.
کد سوال : 51465
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : براى تزكيه و تهذيب نفس مبارزه با هواهاى نفسانى و غرايز شيطانى چه بايد كرد؟
پاسخ : براى حركت به سوى كمال چند چيز لازم است:1- مسير حركت را بشناسيم؛ ابتداى مسير و انتهاى مسير را بشناسيم، هر فرد بايد خود را حسابرسى كند كه در چه مرحلهاى است. صفات اخلاقى خود را در دفترى ثبت كنيم و خوب و بد آنها را درصدبندى كنيم، مثلاً 60% تكبر داريم، 30% بخل، 50% حسادت، و همين طور موارد ديگر. بعد براى هر كدام راه كارهاى مناسب تهيه و عمل كنيم، با اين وسيله با بدىها مبارزه و صفات خوب را تقويت كنيم. هم چنين از افراط و تفريط بايد جلوگيرى كرد.2- شناسايى موانع موجود، بداند كه در اين مسير عواملى مانند حب دنيا، زيبايىهاى دنيا، راحتطلبى - شهوت رانى، رفيق و دوست ناباب، جلوههاى كوچه و بازار و خيابان، لباسهاى قشنگ، مدلهاى رنگارنگ و زرق و برق دنيا همه با زبان و نگاهشان انسان را به خود جلب مىكنند و نمىگذارند به مسير ادامه دهند. آيا پاركها و خيابانها و جلوههاى گوناگون و دختران و زنان رنگارنگ و فيلمها و نوارهاى آن چنانى و اشربه و اغذيه لذيذ و احياناً حرام نمىتواند سد و مانع پيمودن راه كمال باشد؟ از اين جهت است كه گفتيم مشقت فراوان و همت عالى لازم است و از اين جهت است كه بسيارى از بزرگان گفتهاند: "آدم شدن مشكل است".در اين جالازم است نكاتى را يادآورى كرد:1- نمازهايتان را به جماعت و در مسجد بخوانيد؛2- در حد توان در نماز جمعه شركت داشته باشيد؛3- روزانه قرائت قرآن داشته باشيد هر روز حداقل چند آيه را تلاوت كنيد؛4- به پدر و مادر احترام فراوان بگذاريد؛5- در كارهاى خير محلتان پيش قدم باشيد؛6- به بزرگسالان و پيرمردان احترام بگذاريد؛7- قبل و بعداز نماز با خدا مناجات داشته باشيد؛8- از دوستى با دوستان گناه كار و خلاف پرهيز كنيد؛هم چنين مطالعه كتابهاى انسان كامل و تعليم و تربيت از شهيد مطهرى و چهل حذيث امام خمينى و نقطههاى آغاز در اخلاق عملى آقاى مهدوى كنى مىتواند كمك خوبى باشد.
کد سوال : 51466
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : براى شهر فردوس چون امام جمعه ندارد از مسئولين درخواست امام جمعه نمائيد.
پاسخ : جهت تعيين امام جمعه براى شهر فردوس از طريق شوراى سياست گذارى ائمه جمعه استان و مركز بايد اقدام كرد. مردم مؤمن و متدين شهرستان فردوس مىتوانند با نوشتن طومار و نامه درخواست امام جمعه كنند البته زمانى كه ما براى شما اين مطلب را مىنويسيم به نظر مىرسد امام جمعه جديد به شهر فردوس منصوب شده باشند و براى ايشان آرزوى موفقيت داريم و براى حل مشكلات مىتوانيد با امام جمعه در تماس باشيد.
کد سوال : 51467
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : من علاقه به فراگيرى علوم و دروس حوزوى دارم و مىخواهم بدانم مدت آن چند سال است و هم چنين در رشته علوم سياسى چه درس هايى از همه بيشتر نياز است؟
پاسخ : اگر علوم حوزوى درست خوانده شود منشأ خيرات فراوانى مىشود، ولى استقامت و توفيق الهى بايد مددكار باشد تا انسان بتواند به علوم حوزوى دست يابد. مدت طلبگى در حوزه براى خواندن (مقدمات و سطح و خارج) حدود 15 سال طول مىكشد اگر 15 سال خوب درس خوانده شود، شخص مىتواند مجتهد شود. و درباره ورود به دانشگاه و تحصيل در رشته علوم سياسى درسهاى عمومى و معارف اسلامى، اطلاعات سياسى و تاريخ و جغرافيا از همه بيشتر نياز است و كتاب انديشه سياسى اسلامى را مطالعه فرماييد.
کد سوال : 51468
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : ويژگىهاى عالم برزخ چيست؟
پاسخ : "برزخ" يعنى عالمى مابين دنيا و آخرت كه انسان پس از مرگ وارد آن عالم مىشود. قرآن مىفرمايد: "حتى اذا جاء احدهم الموت قال رب ارجعون - لعلّى اعمل صالحاً فيما تركت كلّا انّها كلمة هو قائلها و من ورائهم برزخ الى يوم يبعثون".(1)تا زمانى كه مرگ يكى از آنان فرا رسد، مىگويد: پروردگار من! مرا بازگردان شايد در آن چه ترك كردم و كوتاهى نمودم عمل صالحى انجام دهم (به او مىگويند) چنين نيست اين سخن است كه او به زبان مىگويد و پشت سر آنان برزخى است تا روزى كه برانگيخته مىشوند.روايتى از امام صادق(ع) نقل شده كه فرمود:"اتخوف عليكم فى البرزخ"؛من از برزخ درباره شما مىترسم راوى سؤال كرد: ما البرزخ؛ برزخ چيست؟فرمود: القبر منذ حين موته الى يوم القيامة؛ برزخ همان قبر است از آن زمانى كه انسان مىميرد تا روز قيامت.(2)ويژگىهاى عالم برزخ اين است كه قبر يا بمنزله باغى از باغهاى بهشت، يا حفرهاى از حفرههاى جهنم خواهد بود، لذا امام سجاد(ع) فرمود:ان القبر روضة من رياض الجنة او حفرة من حفر النيران؛ (3) يكى ديگر از خصايص عالم برزخ، سؤال در قبر است، امام صادق(ع) فرمود:من انكر ثلاثة اشياء فليس من شيعتنا: المعراج و المسألة فى القبر و الشفاعة؛ كسى كه سه چيز را انكار كند از شيعيان ما نيست، معراج، سؤال در قبر و شفاعت.(4)يكى ديگر از ويژگىهاى قبر، فشار قبر است، البته مراد از قبر در اكثر اخبار، چيزى است كه روح در آن در عالم برزخ قرار دارد.(5)در روايتى از حضرت صادق(ع) آمده است:فاذا قبضه الله عزوجلّ صيّر تلك الروح فى قالب كقالبه فى الدنيا(6)هنگامى كه خداوند مؤمنى را قبض روح مىكند آن را در قالبى هم چون قالبش در دنيا قرار مىدهد پس فشار قبر به معناى اين نيست كه قبر بر بدن فشار مىآورد، بلكه روح كه در قالب مثالى بدن قرار گرفته تحت فشار قرار مىگيرد و روح اذيت و آزار مىبيند.پى نوشتها:1. مؤمنون (23)، آيه 99 - 100.2. پيام قرآن، ج 5، ص 447، به نقل از تفسير برهان، ج 3، ص 120.3. پيام قرآن، ج 5، ص 447، به نقل از تفسير برهان، ج 3، ص 120.4. همان، ص 460.5. بحارالانوار، ج 6، ص 271.6. پيام قرآن، ج 5، ص 465، به نقل از فروع كافى، ج 3، ص 244.
کد سوال : 51469
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : تا كنون چه كتبى در زمينه وصف عالم بهشت و جهنم در حوزه علميه قم تأليف شده است؟
پاسخ : در دوران نوجوانى و جوانى، از يك طرف كششها و جاذبههاى فطرى، معنويت، پاكىها و نيكىها، فعّالتر مىشوند و انسان را به سوى خود دعوت مىكنند و از طرف ديگر جاذبههاى غريزى و ميلهاى جنسى، گل مىكند و بيدار مىشوند و انسان را به سوى خود فرا مىخوانند. هر دوى اين جاذبهها و نيروها، لازم و ضرورى است و خداوند از روى حكمت و مصلحت اينها را براى رشد و كمال انسان، در وجود او قرار داده است و به دعوت هر دو بايد پاسخ مثبت داد و آنها را اشباع و ارضا كرد، اگر به جاذبهها و ميلهاى شهوى و جنسى پاسخ صحيح آن گونه كه خداوند مقرّر كرده، داده نشود طغيان مىكنند و سر به آشوب و شورش مىگذارند.اگر نيازهاى طبيعى نسل جوان و مشكلات آنان مورد توجه قرار بگيرد و به موقع و به صورت مشروع ارضا شود، زمينه اكثر انحرافات اخلاقى و جرايم اجتماعى از بين مىرود. در دوران جوانى افكار پريشان، مغز جوانان را تهديد مىكند، يك ساعت افكار عشقى مىتواند تمام نيروى مغز را خالى كند در نتيجه، تمركز و قدرت و دقّت و نشاط و توان و ابتكار را از بين ببرد.مشكلاتى كه در دوران بلوغ و جوانى براى جوانان ايجاد مىشود عبارتند از:1- حسايّتهاى افراطى و توقّعات بى جا؛جوانان با بلوغ سنّى حساس شده و در خود فرو مىروند و دوست دار خويش مىشوند؛ يعنى خودخواه مىشوند به طورى كه حتى به پدر و مادر توجهى نمىكنند، خود رأى و خود فكر مىشوند، حالت پرخاش گرى، تندى كردن حتى به پدر و مادر از حالات خطرناك اين دوران است.احتمال بروز حالت يأس و اضطراب و افسردگى به دنبال اين گونه حساسيّتها در بعضى از جوانان ممكن است.يكى از عوارض ناشى از اين حالت اين است كه ممكن است ارتباط با دوستان ناباب و خطرناك قوى بشود تا از تنهايى خود را به درآورد و با اندك محبتى، جذب ديگران مىشوند و زود تحت تأثير قرار مىگيرد، لذا مسئله انحرافات و اعتياد جوانان ناشى از همين مسئله است.2- شهوت جنسى:جوان در اوج بروز اينگونه شهوت است و براى او بسيار خطر آفرين است. اگر جوان خود درنيابد راه و چاره صحيحى براى اين پيدا نكند به مفاسد خطرناكى از قبيل تجاوز، خودارضايى (استمناء)، چشم چرانى، و بالاخره به خاطر اينها دچار مشكلات روانى و اخلاقى مىشود.طريق درمان:راههاى نجات جوانان و نوجوانان از اين خطرات عبارتند از:1- دلجويى و مهرورزى به آنان؛2- ايجاد زمينه براى موفقيت جوانان؛3- كار و اشتغال؛4- تقويت روحيه مذهبى جوانان؛5- آگاه كردن جوانان از عواقب خطرناك مفاسد؛6- ازدواج صحيح و سالم.
کد سوال : 51470
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا مكلّف مىتواند از مرجعى كه يقين به عدالتش دارد تقليد نمايد؟
پاسخ : از مرجع تقليدى كه اعلم باشد و يا با ساير مراجع از نظر علمى مساوى باشد و انسان او را عادل بداند مىتواند از وى تقليد كند. حتى گمان به عدالت نيز كفايت مىكند، ولى اگر مرجعى را اعلم بداند واجب است از او تقليد كند، در صورت تساوى مرجحات ديگر نيز هست مانند اتقى بودن و اعدل و اشجع بودن.
کد سوال : 51471
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چرا در جامعه امروز ازدواج موقت رواج ندارد و ويژگىهاى اين نوع ازدواج و شرايط آن چيست؟
پاسخ : علت اساسى رايج نبودن ازدواج موقت جوّى است كه در جامعه به وجود آمدهاست و هم چنين عدم رواج ازدواج موقّت، زيربار نرفتن و قبول نكردن آن از طرف بانوان است، چون ازدواج دائم براى زنان داراى مزيّتها و منافعى است و از طرفى ازدواج موقت آن مزايا را ندارد، لذا وقتى امر دائر شود بين انتخاب برتر و غير برتر مسلماً برتر را انتخاب مىكنند و زير بار غير برتر نمىروند.توضيح اين كه: در ازدواج دائم، زن از مزاياى، نفقه، هم بستر شدن، حق منزل، داشتن سرپرست دائم، ارث و... برخودار است. امّا در ازدواج موقت هيچ يك از اين شرط نيست. لذا وقتى امر دائر بين اين دو گونه ازدواج شود، قهراً زنها اولى را انتخاب مىكنند مگر اين كه ديگر چارهاى نداشته باشند. در كتاب صحيح مسلم آمده: عبداللَّه بن مسعود مىگويد: در يكى از جنگها همراه پيامبر(ص) بوديم و چون زنان همراه ما نبودند و از جهت غريزه جنسى در فشار بوديم از آن حضرت پرسيديم: آيا براى ما جايز است كارى كنيم كه غريزه جنسى در وجود ما به كلى از بين برود؟آن حضرت ما را از يان كار بازداشت و اجازه داد كه ازدواج موقت كنيم و اين آيه را خواند: "يا ايّها الّذين آمنوا لا تحرّموا طيّبات ما احلّ اللَّه لكن و لا تعتدوا انّ اللَّه لا يحبّ المعتدين؛(1)اى مؤمنان كارهاى پاكيزه يى كه خدا براى شما حلال كرده بر خود حرام نكنيد و تجاوز ننماييد كه خداوند تجاوز كنندگان را دوست نمىدارد.على(ع) فرمود: "اگر عمر ازدواج موقت را نهى نكرده بود، جز انسانهاى بدبخت كسى به زنا دست نمىزد".پى نوشتها: 1. 20 پاسخ، مؤسسه در راه حق، به نقل از صحيح مسلم، ج 3، ص 120.2. همان، به نقل از وسائل، ج 14، ص 440.3. همان، ص 438.
کد سوال : 51472
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : خصايص و ويژگىهاى عالم بهشت چيست؟
پاسخ : بهشت جايگاهى است براى مؤمنان و صالحان كه تعريف و توصيف آن از ادراك ناقص ما خارج است، ولى به طور اجمال آن چه از قرآن استفاده مىشود ذكر مىكنيم:1- "و فيها ما تشتهيه الانفس و تلذّ الاعين؛(1)در بهشت آن چه دل مىخواهد و چشم از آن لذّت مىبرد، موجود است".2- "و لكم فيها ما تشتهى انفسكم و لكم فيها ما تدّعون؛براى شما هر چه بخواهيد در بهشت فراهم است و هر چه طلب كنيد به شما مىدهند".(2)3- "و هم فيما اشتهت انفسهم خالدون؛بهشتيان در آن چه دلشان مىخواهد جاودانه متنعّم هستند".(3)4- "لهم فيها ما يشاؤون؛ براى بهشتيان آن چه را كه بخواهند وجود دارد".(4)در نعمتهاى بهشتى هيچ گونه محدوديتى از نظر مقدار، كيفيت، نوع، زمان، مكان وجود ندارد. در حقيقت بهشت و مواهبش مظهر كامل و نمونه اتمّ قدرت و لطف پروردگار است. چون قدرت و لطف او را نهايتى نيست مواهب بهشتى را نيز نهايتى نيست.در بهشت لذّات روحانى به مراتب از لذّات جسمانى برتر و بالاتر و پرشكوهتر است، لذّت و درك معرفت اللَّه و جذبههاى جلال و جمال الهى و مستى از جام عشق ذات مقدس او آن چنان است كه يك لحظه از تمام نعمتهاى مادّى جهان برتر است. خازنان بهشت مشتاقانه بر درهاى بهشت انتظار پرهيزكاران را مىكشند.درهاى بهشت را قبلاً براى آنها گشودهاند و با سلام و تحيّت از آنان استقبال مىكند."والملائكة يدخلون عليهم من كل باب سلام عليكم بما صبرتم فنعم عقبى الدّار؛(5)فرشتگان الهى از هر درى بر آنان وارد مىشوند، به آنها مىگويند: سلام بر شما به خاطر صبر و استقامتتان، چه عاقبت خوبى بعد از دنيا نصيبتان شد"."و سيق الّذين اتقوا ربّهم الى الجنّة زمرا حتى اذا جاؤها و فتحت ابوابها و قال لهم خزنتها سلام عليكم طبتم فادخلوها خالدين؛ كسانى كه تقواى الهى را پيشه كردند گروه گروه به سوى بهشت سوق داده مىشوند تا موقعى كه به آن مىرسند در حالى كه درهاى آن گشوده شده و خازنان بهشت به آنان مىگويند: سلام بر شما، گوارا باد اين نعمتها براى تان وارد شويد و جاودانه در آن بمانيد.6- "سلام قولاً من ربّ رحيم؛براى آنان سلام است سخنى از پروردگار مهربان".(6)7- "واللَّه يدعوا الى دار السلام؛خداوند دعوت به سراى صلح و سلامت مىكند".(7)هيچ گونه رنج و محنتى و آفت و عيبى و پيرى و مرگى در بهشت نيست. به هيچ گونه عداوت و حسد و كينه و خيانت در بهشتيان وجود ندارد".8- "و نزعنا ما فى صدورهم من غلّ اخواناً على سرر متقابلين لا يمسّهم فيها نصب و ما هم منها بمخرجين؛(8) هر گونه حسد و كينه و عداوت و خيانت را از سينه بهشتيان بر مىكنيم اين در حالى است كه همه برادرند و بر تختها رو به روى يكديگر قرار گرفتهاند، نه خستگى به آنان مىرسد و نه هرگز از بهشت اخراج مىشوند".در بهشت در طول هزاران سال هيچ دروغ و لغو و حرف ركيك و سخن ناموزون شنيده نمىشود."لا يسمعون فيها لغواً و لا تأثيماً الاّ قليلاً سلاماً سلاماً؛(9)آنان در بهشت هيچ لغوى و گناهى را نمىشنوند. تنها چيزى كه مىشنوند سلام است سلام".در حديثى از پيامبر(ع) مىخوانيم:ان اللَّه يقول: اعددت لعبادى الصالحين ما لا عين رأت و لا اذن سمعت و لا خطر على قلب بشر.(10)خدا مىفرمايد: براى بندگان صالحم پاداش هايى فراهم كردهام كه هيچ چشمى نديده و هيچ گوشى نشنيده و جز فكر كسى نگذشته است.از نعمتهاى خوب بهشت حوريان بهشتى مىباشند.9- "و حور عين كامثال اللؤلؤ المكنون؛حورالعين هايى مانند مرواريدى كه در صدف پنهان است".(11)10- "فيهمن فاصرات الطرف لم يطمثهن انس قبلهم و لا جانّ... كانّهن الياقوت و المرجان؛در باغهاى بهشتى زنانى هستند كه جز به همسرانشان عشق نمىورزند و هيچ انس و جن با آنان تماس نگرفته... آنان هم چون ياقوت و مرجانند".(12)همسران بهشتى جامع تمام امتيازات، زيبايىها، حسن ظاهر و باطن و فضايل جسمانى و روحانى و اخلاقى هستند و آن چه همه خوبان دارند آنها تنها دارند.از همه نعمتهاى بهشتى، زيباتر و جذابتر و بهتر، رضوان الهى است و رضوان من اللَّه اكبر ذلك هو الفوز العظيم؛(13) رضوان و رضايت الهى از همه نعمتها بالاتر و بهتر است. پيروزى بزرگ همين است".پى نوشتها: 1. زخرف (43) آيه 71.2. فصلّت (41) آيه 31.3. انبياء (21) آيه 102.4. نحل (16) آيه 31.5. رعد (13) آيه 23.6. يس (36) آيه 58.7. يونس (10) آيه 25.8. حجر (15) آيه 47.9. واقعه (56) آيه 25 و 26.10. پيام قرآن، ج 6، ص 303، به نقل از الميزان و از بخارى و مسلم و مجمع البيان و روح المعانى.11. طور (52) آيه 22.12. رحمن (55) آيه 56 و 58.13. توبه (9) آيه 72.
کد سوال : 51473
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا انسان در بهشت با همين جسم خواهد بود يا خير؟ و آيا نيازهاى مادى و دنيوى انسان بر آورده مىشود؟
پاسخ : در حقيقت سؤال شما به اين سؤال بر مىگردد كه آيا معاد با همين جسم مادى عنصرى مىباشد و يا جسم ثابت و متكاملى است و آيا از طريق دلايل عقلى قابل اثبات است يا نه؟بعضى معتقدند: دليل خاصى از طريق عقل بر اين مسئله نداريم، همان گونه كه دليلى هم بر نفى آن نمىتوان اقامه كرد. بنابراين، بايد به كتاب (قرآن) و روايات مراجعه كرد بدون اين كه آيات و روايات را تأويل كرد.(1)مرحوم علامه مجلسى مىگويد: معاد جسمانى از امورى است كه همه صاحبان اديان در آن اتفاق نظر دارند و از ضروريات دين محسوب مىشود و منكران آن از زمره مسلمين خارجند، آيات كريمه قرآن در اين زمينه صراحت دارد و قابل تأويل نيست و اخبار در اين زمينه متواتر است و قابل انكار نمىباشد.(2)اينان مىگويند: درست است كه كانون پاداش و كيفر و لذّت و ألم، روح است، ولى م يدانيم كه روح، بسيارى از لذّتها و آلام را از طريق چسم دريافت مىكند. بنابراين، بايد معاد جسمانى باشد همان طور كه ظاهر آيات و روايات بر همين امر دلالت دارد آياتى از قبيل: 1- "أيحسب الانسان أن لن نجمع عظامه بلى قادرين على ان نسوّى بنانه؛آيا انسان مىپندارد كه استخوانهاى او را جمع نخواهيم كرد، آرى قادريم كه حتى خطوط سر انگشتان او را موزون و مرتب كنيم".(3)2- "قل يحييها الّذى أنشأها اوّل مرة و هو بكل خلق عليم؛بگو همان كسى آن را زنده مىكند كه نخستين بار آفريد و او به هر مخلوقى آگاه است".(4)"أن اللَّه يبعث من فى القبور؛ خداوند كسانى كه در قبرها هستند را زنده مىكند.(5)3- "و نفخ فى الصور فاذا هم من الاجداث الى ربّهم ينسلون؛ در صور دميده مىشود پس همه از قبرها به سوى پروردگارش شتابان مىروند.(6)مراد از جسمانى بودن معاد: بعضىها جسمانى بودن معاد را به معناى اين مىدانند كه جسم انسان با همين خصوصيات مادى كه براى اين دنيا خلق شده و پيوسته در تحول است گاهى استخوانش مىشكند، ديوانه مىشود، احتياج به تخليه و دفع فضولات دارد، سرما مىخورد، گرمازده مىشود، خسته مىشود، پير مىشود و... در آخرت هم با همين خصوصيات زنده خواهد شد. بدن اخروى عين بدن دنيوى است.البته بايد گفت: جسمانى بودن به اين معنا كه قابليت براى بقا و جاودانگى ندارد بدون شك هيچ يك از معتقدان به معاد جسمانى ملتزم نمىشوند، جسمى كه در دنيا بود با همان وضعيت بر نمىگردد، بلكه منظور بازگشت آن به گونه ديگر خواهد بود به طورى كه از جهت شباعت عين جود اول باشد و از جهتى مثل آن است. به طورى كه هر كس اين قالب را ببيند بگويد اين، فلانى است، آن فلان شخص ديگر است. به تعبير ديگر مادى بودن در قيامت و آخرت ماديتى خواهد بود كه با قوانين مربوط به آن جا سازگار باشد به نحوى كه قابليت جاودانگى داشته باشد و فضولات نداشته باشد و موجب خستگى و ملالت نباشد.مرحوم صدرالمتألهين(ره) مىنويسد: كلّما يتعلق به نفسه فهو بعينه بدنه الّذى كان فالاعتقاد بحشر الا بدان يوم القيامة هو ان يبعث ابدان من القبور ادا رأى احد كل واحد واحد منها يقول: هذا فلان بعينه و هذا بهمان بعينه او هذا بدن فلان و هذا بدن بهمان بعينه".آن چه در اعتقاد به حشر بدنها از روز قيامت لازم است، آن است كه بدن هايى از قبرها برانگيخته مىشوند به طورى كه اگر كسى تك تك آنها را ببيند، بگويد: اين فلان كس است يا بگويد اين بدن فلان است و آن بدن به همان است.(7)علامه تهرانى(ره) مىنويسد: جمهور اهل اسلام و تمام فقهاء و اصحاب حديث قائل شدهاند كه معاد فقط جسمانى است. بنابراين، روح در نزد آنان عبارت است از جسمى كه در بن سارى و خارى است همانند آب در گل و روغن در زيتون. جمهور فلاسفه و پيروان مشايين، قائل شدهاند كه معاد فقط روحانى است؛ يعنى فقط عقلى است، چون بدن و جسم به واسطه انعدام، صورت و عوارض و متعلقاتش منعدم مىشود و اعاده معدوم امرى محال است، امّا نفس چون مجرّد است باقى مىماند بسيارى از اكابر حكما و مشايخ عرفا و جمعى از متكلمين مانند حجة الاسلام غزالى و كعبى و حليمى و راغب اصفهانى و بسيارى از اصحاب اماميه ماند شيخ مفيد و شيخ طوسى و سيد مرتضى و علاّمه حلّى و خواجه نصير الدين طوسى قائل به هر دو قسم از معاد شده اند و محقق سبزوارى هم همين قول را متين و استوار مىداند، چون انسان عبارت است از نفس و بدن، به تعبير ديگر، از عقل و نفس تركيب يافته است، بنابراين، براى بدن كمالى است و براى نفس هم كمالى. و هم چنين اكثر نصارى و تناسخيه نيز به همين قول معتقدند فقط فرق در اين است كه محققين از مسلمين و پيروان آنان معتقدند، كه ارواح حادث اند و به بدن عود مىكند، ولى تناسخيه معتقدند كه ارواح قديم اند و هر كدام به جسم خاص حلول مىنمايند.در گفتار كسانى كه معتقد به معاد روحانى و جسمانى هستند، نيز اختلاف است كه آيا آن چه از بدن در آخرت بازگشت دارد، عين اين بدن است؛ يا مثل آن است؟ايشان مىفرمايد: بر افراد صاحب بصيرت پوشيده نيست كه نشئه دوم كه نشئه آخر است، شرايط ديگرى دارد بدنى ثابت و لا يتغير و مناسب با ابديت است.آيات وارد در قرا؛ كريم هم دلالت بر اين دارند كه روح به بدنى مثل اين بدن تعلق مىگيرد و محشور مىشود. از جمله: "على ان نبدّلكم امثالكم و ننشئكم فيما لا تعلمون؛(8) ما در ميان شما مرگ را مقدّر كرديم تا آن كه مثلهاى شما را تبديل كنيم و شما را در آن چيزهايى كه نمىدانيد ايجاد نماييم".آيه ديگر: "نحن خلقناهم و شددنا اسرهم و اذا شئنها بدّلنا امثالهم تبديلاً؛(9) ما ايشان را آفريديم و بنيان وجودى و كيان آنها استوار نموديم و زمانى كه بخواهيم مثلهاى آنان را تبديل مىنماييم".آيه ديگر: "أو ليس الّذى خلق السّموات و الارض بقادر على ان يخلق مثلهم".(10) مراد از امثال در اين آيات همان بدن است و به معناى احوال و اطوار است، يعنى ما بدنهاى آنان را به احوالات و اطوار مختلف در مىآوريم. البته با اطوار عاليه محشور مىشود و نه با آن مادّيت و كثافت كه در دنيا بود و محتاج به دفع فضولات بود و قابليت بقا نداشت.(11)بنابراين، در جواب سؤال عرض مىشود كه انسان در بهشت و جهنم با جسم و روحش خواهد بود، امّا جسمانيتى كه با قوانين آن سازگار باشد و از نعمتهاى آن جا استفاده خواهد كرد. "زقنا اللَّه انشاءاللَّه".و نيازهاى انسان در بهشت هم برآورده مىشود، "ما تشتهيه الانفس".(12) در بهشت هست شخصى بهشتى هر چه را اراده كند نزدش حاضر مىشود.در آياتى از قرآن به اين نعمتها سخن به ميان آمده: "و لمن خاف مقام ربه جنّتان؛ دو باغ بهشت براى كسانى كه خوف از خدا داشته باشند"."ذواتا أفنا؛ آن دو باغ داراى انواع نعمتها است"."فيها عينان تجريان؛ دو چشمه دائماً در جريان است"."فيها من كل فاكهة زوجان؛از هر ميوهاى دو نوع وجود دارد"."فيها فاكهة و نخل و رمّان؛در آنها ميوههاى فراوان و درخت و نخل و انار است".(13)پى نوشتها: 1. پيامبر قرآن، ج 5، ص 333.2. همان، پاورقى به نقل از بحارالانوار، ج 7، ص 47.3. قيامت (75) آيه 3 و 4. 4. يس (36) آيه 79.5. حج (22) آيه 7.6. يس (36) آيه 51.7. علامه تهرانى، معادشناسى، ج 6، مجلس 37.8. واقعه (56) آيه 61.9. انسان (76) آيه 28.10. يس (36) 81.11. معادشناسى، علامه تهرانى، ج 6، ص 158 تا 166 با تغيير و تصرّف.12. زخرف (43) آيه 71.13. رحمن (55) آيات 46 تا 76.