کد سوال : 51394
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا انسان هاى گنه كار پس از چشيدن عذاب در جهنم وارد بهشت مى شوند؟
پاسخ : همان طور كه مى دانيم گناه بر دو قسم است : صغيره و كبيره . از آيات و روايات استفاده مى شودكه مرتكبان سغيره بعد از كيفر متناسب با جرم خود, اهل نجاتند و ان شاءالله وارد بهشت مى شوند:< ان تجتنبواكبائر ما نتهون عند نكفّر عنكم سيّئاتكم ;(1) اگر از گناهان كبيره اجتناب كنيد, ديگر بدى ها بخشوده مى شود>. از آيه استفاده مى شود آنچه مهم است و دامنگير انسان مى شود, گناهان كبيره است و صغيره عواقب خطرناكى ندارد. در مورد مرتكبان كبيره بين مسلمانان اختلاف است .(طايفه اى از خوارج ) ارتكاب هر نوع كبيره را موجب كفر مى دانند و معتقدند مرتكب كبيره هميشه در آتش است و هيچ وقت خلاصى ندارد.نقطهء مقابل آن ها گروه هستند كه مى گويند: با داشتن ايمان هيچ نوع معصيتى به انسان ضررنمى رساند و شخص مؤمن اهل بهشت است , اعم از اين كه معصيتى كرده باشد يا نه و خواه كبيره باشد يا نه .امّا شيعه معتقد است كه مؤمن گنه كار خلود در آتش ندارد و بالاء خره روزى از عذاب رهايى مى يابد وسرانجام وارد بهشت مى شود.شيخ مفيد رحمةالله عليه در كتاب اوائل المقالات مى فرمايد: < علماى اماميه اتفاق نظر دارند كه تهديد به خلود و جاودانگى در آتش مخصوص كفّار است و كسانى كه داراى ايمان به خدا و اقرار به فرايض او از جمله نماز دارند, هرگاه مرتكب گناهى بشوند, شامل نمى شود.(2)جناب مرحوم علامه حلى رحمة الله عليه هم در كتاب شرح تجريد بعد از بيان اين مطلب كه مسلمان ها برعذاب ابدى كفار اتفاق نظر دارند, مى فرمايند: ,آنها را همچون كفّار مى دانند, ولى اماميه و گروه كثيرى از معتزله و اشاعره معتقدند كه عذاب آنها سرانجام پايان مى يابد>.(3)(پـاورقى 1.نساء (4 آيهء 31(پـاورقى 2.اقتباس از پيام قرآن , ج 6 ص 491(پـاورقى 3.همان .
کد سوال : 51395
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : علائم و نشانه هاى قيامت چيست ؟ چند مورد را شرح دهيد.
پاسخ : اصولاً علامات و حوادث مهمّ و تكان دهنده اى را كه قبل از قيامت رخ مى دهد, مى توان به سه گروه تقسيم كرد: 1 حوادث مهمّى كه پيش از پايان جهان پيدا مى شود;2 حوادث هولناكى كه در آستانهء پايان جهان رخ مى دهد;3 حوادث تكان دهنده اى كه در آغاز قيامت و بازگشت به حيات مجدّد حاصل مى شود.اين حوادث در قرآن با عنوان آمده است , جمع است به معناى نشانه و علامه است .مفسران و دانايان علوم قرآنى , بعضى از حوادث پيش از پايان جهان را اين گونه ذكر كرده اند:بعثت پيامبر خاتم 6و نزول قرآن به عنوان آخرين كتاب آسمانى ; براى تأييد اين دو مورد به فرموده ءپيامبر6تمسّك مى كنند: . پيامبر اشاره به دو انگشت كرد و انگشت سبابه و وسطى را در كنار هم قرار دادند.(1)برخى را از حوادث مهم قبل از پايان جهان و نزديك شدن قيامت مى دانند. از پيامبر6رسيدند: قيامت كى خواهد آمد؟ اين آيه نازل شد: .(2)در روايات اسلامى امورى به عنوان اشراط الساعة ذكر شده كه به دو روايت بسنده مى شود:اول , از پيامبر اكرم 6نقل شده است : برچيده شدن علم , آشكار شدن جهل , شرب خمر و كثرت زنا ازجملهء است .(3)دوم , نيز از آن بزرگوار نقل شده است : چهار چيز از علائم نزديك شدن قيامت است : ظهور دجّال , نزول حضرت عيسى 7 آتشى كه از قعر زمين عدن بر مى خيزد و دخان . و در جواب سائلى كه پرسيدند: دخان چيست ؟ پيامبر اين آيه را تلاوت كردند: منتظر روزى باش كه آسمان دود آشكارى پديد آورد.(4)و بالاءخره يكى ديگر از علائم نزديك شدن قيامت , ظهور وجود مبارك حضرت مهدى 7است . براى پايان يافتن عمر جهان و آغاز قيامت و بازگشت به حيات جديد علائمى ذكر كرده اند كه ذيلاً به بعضى اشاره مى شود:1 تبديل شدن زمين و آسمان به زمين و آسمان ديگر.(5)مراد از تبديل شدن زمين و آسمان به غير زمين و آسمان فعلى به اين معنا نيست كه ذات و جوهرشان عوض مى شود, بلكه منظور تبديل صفات آن ها است , مانند از ميان رفتن كوه هاى صاف و هموار و مسطّح شدن وتوسعه يافتن و...2ـ انفجار درياها, قرآن مى فرمايد: < و اذا البحار فجّرت و اذا البحار سجّرت ; وقتى كه دريا منفجر مى شود (6) ودرياها بر افروخته و مشتعل شود>.(7)توضيح : آب از دو عنصر هيدروژن و اكسيژن تشكيل يافته كه هر دو قابل احتراق است . چنانچه روزى عواملى سبب تجزيهء آن دو شود, دريا مبدّل به كوه هاى عظيمى از آتش خواهد شد.3 زلزله هاى شديد و عظيمى كه تمامى سطح زمين را فرا مى گيرد, سبب مى شود زمين تمام دفينه ها و يا به احتمال قوى بدن انسان هايى را كه سال ها قبل از دنيا رفته و در قبرها آرميده اند, بيرون بريزد. قرآن مى فرمايد:.(8)4 تاريك شدن خورشيد و ماه و ستارگان : .(9).5 شكافتن كرات : .(10)6 نفخ صور كه تعابير مختلفى از آن در قرآن كريم شده است ; گاه نفخ صور و گاه تعبير به صيحه و گاه و نيز و و بالاءخره ششمين تعبير است .مثلاً در سورهء زمر آيهء 68آمده است : .(11)براى اطلاع بيشتر مى توانيد به پيامبر قرآن , ج 6 صفحه 22ـ 48مراجعه كنيد.به جاى سؤالات 13(فشار و عذاب قبر چگونه است و آيا مى توان از آن خلاصى يافت ) و 14(چگونه انسان در قبر به سؤالات پاسخ مى دهد؟ و اگر ندهد چه مى شود؟) جزوه ء ترسيمى از زندگى برزخى به پيوست ارسال مى گردد. اميدواريم با مطالعهء آن خواسته تان برآورده شود.(پـاورقى 1.مجمع البيان ; تفسير قرطى ; فى ظلال القرآن , طبق نقل پيام قرآن , ج 6 ص 23(پـاورقى 2.اقتوبت الساعة و انشق القمر (قمر (54 آيهء 1.(پـاورقى 3.تفسير نورالثقلين , ج 5 ص 37 حديث 41(پـاورقى 4. دخان (24 آيهء 10(پـاورقى 5.ابراهيم (14 آيه 48 .(پـاورقى 6.انفطار آيه 3(پـاورقى 7.تكوير (81 آيهء 6(پـاورقى 8.زلزال (99 آيهء 1و 2 .(پـاورقى 9.تكوير (81 آيهء 1و 2 .(پـاورقى 10.انشقاق (84 آيهء 1(پـاورقى 11..
کد سوال : 51396
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : در صورتى كه روحانى در محل نباشد، مىتوان به يكى از جوانان محل اقتدا كرده و نماز را به جماعت خواند؟ آيا مىتوان صورت جماعت بر پا كرد؟ ولى آهسته نماز را به فرادى خواند؟
پاسخ : پول گرفتن، در ازاى قرائت قرآن اشكالى ندارد و بردن قرآن در مزارها هم اشكالى ندارد ولى سعى شود احترام قرآن حفظ شود.
کد سوال : 51397
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : مدتي است كه مىخواهم توبه كنم، ولى به دو دليل نتوانستهام1- اصول و احكام لازم را براى توبه نمىدانستم.2- مىترسم اگر توبه كنم باز گرفتار آن گناه شوم.
پاسخ : حقيقت توبه همان ندامت و پشيمانى از انجام گناه است كه لازمه آن تصميم جدى بر ترك گناه است و اگر گناهى باشد كه قابل جبران است در صدد جبران آن بر آيد."الاّ الّذين تابوا من بعد ذلك و اصلحوا فأن الله غفور رحيم" (1)در صورتى توبه پذيرفته مىشود كه از روى جهالت گناه كرده باشد و فورى توبه كند.(2) انسان از طرفى عقل و ايمان دارد كه او را به انجام مارهاى نيك و دستورات الهى فرا مىخوانند و از طرف ديگر گرفتار غرايز و هوسهاى سركش است، اگر هوا و هوس بر عقل و ايمان چيره شود و غلبه كند و انسان دست به گناه بزند اين از روى جهالت و نادانى است و پس از تنبه و آگاهى و بيرون آمدن از جهالت اگر فوراً پشيمان شود و توبه كند پذيرفته مىشود.امام سجاد(ع) در دعاى ابوحمزه مىگويد:گناهى كه كردم به خاطر اين بود كه نفس اماره حق را بر من مشتبه كرد و هوا و هوس بر من چيره شد.اما تأخير و عقب انداختن توبه هرگز به مصلحت نيست؛ زيرا انسان نمىداند تا كى زنده است شايد قبل از اين كه توبه كند مرگ او فرا رسد.كار امروز به فردا مفكن اى سالككه بسا كس كه از امروز به فردا نرسدو بدون توبه از دنيا برود يا اين كه در اثر آن گناه عذابى بر او نازل شود، ولى اگر توبه كرده باشد آن عذاب از او دفع مىگردد. خداوند دوست دارد كه بندگانش به در خانه او بروند و از آسيبى كه بر اثر گناه ديدهاند رهايى يابند. بسيار مىشود كه انسان دچار لغزشهايى مىشود. اگر درهاى توبه به روى او بسته باشد مأيوس مىشود و براى هميشه از راه مىماند. از اين رو، در مكتب تربيتى اسلام، توبه به عنوان يك اصل تربيتى با اهميت فوق العاده مطرح است و از تمام گنه كاران دعوت مىشود كه براى اصلاح خويش و جبران گذشته از اين راه وارد شوند، بالاخره بايد پيوسته توبه كرد.توبه، شعبهاى از فضل عظيم الهى و درى است از رحمت خداوند بزرگ كه بر روى بندگانش گشوده است. اگر اين در بسته بود رستگارى براى بشر بسيار مشكل بود و تنها كسانى نجات مىيافتند كه خداوند آنان را مصونيت بخشيده است.كسى كه بتواند خود را از انواع خطاها و گناهان نگه دارد و فطرت پاك خود را هم چنان حفظ كند يافت نمىشود؛ بنابراين، خداى حكيم و رحيم، توبه را دواى دردهاى معنوى و علاج بيمارىهاى روحى و پاك كننده انواع آلودگىها قرار داده است تا انسان پس از آلوده شدن به گناه، به بركت توبه پاك شود و اهل نجات گردد.خوشبخت كسى است كه از اين باب رحمت قدردانى كرده و از آن بهره جويد و بدبخت كسى كه از اين نعمت بيكران الهى خود را محروم سازد و توانايى بهره ورى از آن را از دست بدهد و در روز حساب وقتى با كوله بارى از گناه در مقابل دادگاه الهى قرار بگيرد به او گفته مىشود چرا از توبه استفاده نكردى؟ مىتوانستى اين بار بزرگ گناه را به وسيله پشيمانى و توبه به درگاه الهى، سبك سازى؛ چرا خود را از اين نعمت بيكران محروم ساختى؟! خداوند در سوره نور آيه 31 مىفرمايد:"اى مؤمنان همگى توبه كنيد تا خوشبخت شويد".حقيقت توبهپيامبر اكرم(ص) فرمود: پشيمانى از گناه، توبه است. اگر انسان واقعاً از گناهش پشيمان شده باشد تصميم جدى مىگيرد كه ديگر بار آن را تكرار نكند.على(ع) مىفرمايد:جز اين نيست كه پشيمانى مايه ترك گناه مىگردد.البته وقتى گناه كار پشيمان شد لازمهاش اين است كه به گونهاى گناه خود را جبران كند، اگر حق الناس است آن را به نوعى برگرداند و اگر حق الله است، مانند نماز و روزه قضاى آن ار به جا آورد و گناهان ديگر مانند نگاه به نامحرم و شنيدن موسيقى حرام، همان پشيمانى كافى است.پس از پشيمانى، استغفار و طلب مغفرت و بخشش از درگاه الهى لازم است. خداوند مىفرمايد:"و استغفرو الله"از خداوند درخواست بخشش كنيد.(3)معصوم مىفرمايد: "لا كبيرة مع الاستغفار" يعنى با وجود استغفار ديگر گناهى باقى نمىماند.البته بايد توجه داشت كه گفتن "استغفر الله ربّى و اتوب اليه" به زبان كافى نيست، بايد دل هم همراه آن باشد و واقعاً در حال پشيمانى و تصميم بر ترك گناه از خداوند بخواهد گذشته را را ببخشد.اثرات توبه1- محبوبيت نزد خداوند:قرآن مىفرمايد:چانگ الله يحبّ التّوابين"(4)خداوند توبه كنندگان را بسيار دوست مىدارد.امام صادق(ع) فرموده است:"انّ الله يفرح بتوبة عبد المؤمن اذا تاب كما يفرح أحدكم بضالّته اذا وجدها".(5)خداوند با توبه بنده مؤمن خود شاد مىشود. چنان كه يكى از شما هنگام يافتن گمشده خود شاد مىگردد.2- تبديل گناه به حسنهبه واسطه توبه نه تنها تاريكى گناه برطرف مىشود، بلكه به جايش نور طاعت جايگزين مىشود. چنان كه آيه 68 سوره فرقان بدان اشار كرده است:"و آنانند كه خدا بد كردارى هايشان را به خوش كردارى بدل كند و خدا آمرزنده و مهربان است".3- توبه كنندگان مورد ثنا و ستايش فرشتگان قرار مىگيرند. چنان كه در سوره مؤمن آيات 7 تا 9 به آن اشاره كرده است.4- توبه سبب طول عمر و رفاه در زندگى مىشود.خداوند مىفرمايد:"و طلب آمرزش كنيد از خداى خودتان و به سوى او باز گرديد كه برخوردار كند شما را از بهترينها تا آخر عمر".و در سوره نوح مىفرمايد:"از پروردگارتان طلب آمرزش كنيد كه او بسيار آمرزنده است از آسمان براى شما بارانى فراوان مىفرستد و با اموال و فرزندان پسر به شما كمك مىدهد".5- توبه سبب استجابت دعا مىوشد.از امام سجاد(ع) روايت است راه زنى كه ساليان دراز به قتل و غارت و فساد مشغول بود بر اثر برخورد با زنى خدا ترس از گذشته خويش سخت پشيمان گشت و همه چيز را رها كرد و به طرف خانه خود رهسپار شد تا گذشته خود را جبران كند در ميان راه به راهبى رسيد و با او همسفر گشت. هوا بسيار گرم بود و آفتاب سوزانى بر سر آنها مىتابيد، راهب گفت: اى جوانمرد دعا كن خداوند ابرى بفرستد تا از اين خورشيد سوزان در امان باشيم. آن شخص گفت: من براى خود هيچ كار خوبى نمىبينم تا از خدا چيزى بخواهم! راهب گفت: پس من دعا مىكنم و تو آمين بگو، راهب دعا كرد و آن شخص آمين گفت: پس از چند لحظه ابرى بر سر آنان سايه افكند و هم چنان مىرفتند تا راه آنان جدا شد پس از خداحافظى وقتى راهب به يك طرف و آن شخص پشيمان به طرف ديگر روى كردند، آن ابر به دنبال شخص گنه كار حركت كرد، راهب نگاهى كرد و گفت اى جوان مرد اين ابر به خاطر تو آمده است و معلوم مىشود تو از من بهترى، اينك داستان زندگى خود را براى من بازگو!آن شخص داستان خود باز گفت و معلوم شد پشيمانى از گناه و توبه چه اثر مهمى در استجابت دعا دارد.(6)6- خداوند به گنه كاران مژده داده است.حضرت صادق(ع) مىفرمايد:خداوند عزوجل به حضرت داود(ع) فرمود:اى داود گنه كاران را مژده بده و صديقان را بيم ده. عرض كرد چگونه به گنه كاران مژده و به صديقان بيم دهم؟فرمود: به گنه كاران مژده ده كه من توبه مىپذيرم و از گناه در مىگذرم و صديقان را بيم ده كه مبادا به كردار خود عجب كنند و خودبين شوند؛ زيرا هيچ بندهاى را من پاى حساب نكشم جز آن كه هلاك باشد.(7)7- گناه هر چه و هر قدر باشد با توبه پاك مىشود.حضرت رضا(ع) از يكى از اصحاب خود شنيد كه مىگفت:خدا لعنت كند كسى را كه با على(ع) جنگيد، حضرت فرمود:بگو مگر كسى كه توبه كرد و حال خود را اصلاح كرد. پس فرمود: گناه كسى كه على(ع) را يارى نكرد و پشيمان هم نشد بزرگتر از گناه كسى است كه با على(ع) جنگيد و پشيمان شد و توبه و انابه نمود.(8)از اين حديث معلوم مىوشد كه بزرگترين گناهان؛ يعنى جنگ با امام هم با توبه قابل بخشش است.8- توبه باطل نمىشوداگر شخص تائب، عهد خود را با خدا شكست و باز گناه كرد، توبه سابقش باطل نمىشود، بلكه واجب است از گناه تازهاش توبه كند و خلاصه هر اندازه بر اثر غلبه هوا و شيطان توبه را بشكند، باز بايد توبه كند و آمرزيده خواهد شد.محمد بن مسلم از حضرت باقر(ع) روايت كرده كه فرمود:اى محمد بن مسلم، گناهان مؤمن كه از آن توبه كرده، آمرزيده شده است و بايد براى آينده پس از توبه و آمرزش، كار خوب كند. البته اين فضيلت فقط از آن مؤمنان است.(9)9- باب توبه تا آخرين نفس باز استامام باقر(ع) فرمود:آدم عرض كرد پروردگارا! شيطان را بر من چيره ساختى و چون خون بر من روانش كردى!براى من هم چيزى مقرر فرما.در پاسخ فرمود:اى آدم براى تو مقرر كردم كه هر كدام از فرزندانت قصد گناهى كند، بر او نوشته نگردد و اگر كرد بر او يك گناه نوشته شود و هر گاه قصد كار نيك كند برايش يك حسنه نوشته شود و اگر آن را بكند برايش ده حسنه نوشته شود.عرض كرد:پروردگارا برايم بيفزا.فرمود:براى تو مقرر كردم كه هر كدامشان گناهى كرد و سپس آمرزش خواست او را بيامرزم.عرض كرد:پروردگارا برايم بيفزا.فرمود:توبه آنها را مىپذيرم تا زمانى كه نفس به گلوگاه برسد!عرض كرد:پروردگارا براى من بس است.(10)توبه را نمىشود به تأخير انداخت1- ممكن است ناگهان مرگ فرا رسد و مهلت توبه نباشد؛2- بر اثر گناهان پى در پى دل تيره شود و زنگار گيرد و ديگر قابل شست و شو نباشد؛ زيرا هر گناهى كه انسان مىكند، ظلمتى در دلش پيدا مىوشد و هر گاه ظلمت همه دل را فرا گرفت، زنگار آن را فرا مىگيرد و ديگر قابل صيقلى شدن نيست. امام باقر(ع) مىفرمايد:هيچ چيز براى قلب زيان بارتر از گناه نيست؛ گناه دل را تاريك و از حق منحرف مىسازد.تكميل توبه:تكميل توبه در اين است كه اول غسل و سپس توبه كند. پيامبر اكرم(ص) به شخصى كه مىخواست توبه كند فرمود:برخيز و غسل كن و براى خدا سجده كن.(11)خواندن دو ركعت نماز قبل از توبه نيز سفارش شده است. امام صادق(ع) فرمود:هر بندهاى كه گناهى كرد، وضو بگيردئ و دو ركعت نماز بخواند و از خداوند طلب آمرزش كند.(12)ديگر از چيزهاى مكمل توبه، تكرار استغفار است. امام صادق(ع) مىفرمايد:هر گاه بندهاى زياد آمرزش جويد. نامه عملش بالا مىرود در حالى كه مىدرخشد.وقت سحر براى استغفار اثر خاصى در پاك شدن از گناه دارد؛ هر چند در هر وقتى كه حالت توبه و دعا باشد، استغفار نافع و سودمند است؛ ولى وقت سحر بهتر است و در چند جاى قرآن به آن امر شده است.توبه واقعى در سخنان على(ع)امام على(ع) به كسى كه در حضور او گفت: "استغفر الله" فرمود: آيا مىدانى استغفار چيست؟ استغفار مقام و منزلت مؤمنان بلند مرتبه است، استغفار، شش مرحله دارد:1- پشيمانى از گذشته2- تصميم بر ترك هميشگى آن؛3- پرداخت حق الناس تا آن زمان كه با خدا ملاقات كردى پاك و بدون گناه باشى؛4- تصميم بگيرى هر واجبى را كه ترك كردهاى قضا كنى؛5- گوشتى را كه بر بدنت از گناه روييده است با غم و اندوه فراوان ذوب كنى، به گونهاى كه پوست به استخوان بچسبد و سپس گوشت نو برويد؛6- رنج اطاعت و بندگى را بر جسم و جان خودت بچشانى همان گونه كه شيرينى معصيت و گناه را به آن چشاندى!پس از اين شش مرحله است كه مىتوانى بگويى: استغفر الله؛ خدايا از تو آمرزش مىطلبم.(13)پى نوشتها:1. آل عمران(3)، آيه 89.2. نساء(4)، آيه 17.3. سوره بقره(2)، آيه 196.4. سوره بقره(2)، آيه 222.5. اصول كافى، ج 4، ص 169.6. اصول كافى، باب خوف و رجا، ج 2، ص 69، ح 8.7. اصول كافى، باب العجب، ج 2، ص 314، ح 8.8. وسائل الشيعه، ج 11، ص 265.9. اصول كافى، باب التوبه، ج 6.10. اصول كافى، ج 2، ص 440.11. طهارت مستدرك الوسائل باب 12.12. وسائل الشيعه، كتاب جهاد، ج 11، ص 363.13. نهج البلاغه، كلمات قصار، شماره 409.
کد سوال : 51398
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : اسامى مراجعى كه مىتوانيم از آنان تقليد كنيم، چيست؟ و در صورت فوت مرجع چه بايد بكنيم؟
پاسخ : اعتقاد به اصول دين و مذهب لازم است و عمل به فروع دين كه ده تاست و تمامى احكام اسلامى را تشكيل مىدهد لازم است. البته آن چه از آنها كه براى انسان پيش آيد، مثلاً خمس يا زكات يا جهاد در صورتى است كه شرائط موجود باشد و دستورات اخلاقى و مراعات آنها براى هر فرد مسلمان لازم است. براى شناخت هر بخش بايد به كتابهاى مربوطه مراجعه كنيد، مثلاً در مسائل اعتقادى بايد به كتاب هايى كه درباره توحيد، نبوت، معاد، عدل و امامت نوشته شده مراجعه كنيد و هم چنين در مورد فروع دين به مسائل و فتواهاى مراجع تقليد و در مسائل اخلاقى به كتابهاى اخلاقى مراجعه كنيد.
کد سوال : 51399
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : قضاى روزه هايى كه عمداً يا غير عمد ترك شده است و تعداد آنها را نمىدانيم، چيست؟
پاسخ : آن مقدار از روزهها كه يقين داريد ترك شده چه عمداً و چه غير عمد، بايد قضا كنيد و اضافه بر آن واجب نيست، و براى آن مقدار كه يقين داريد عمداً ترك شده بايد كفاره بدهيد.
کد سوال : 51400
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : دستور براى قضاى نمازهايى كه تعداد آن را نمىدانيم چيست؟
پاسخ : قضاى نمازهايى كه يقين داريد قضا شده واجب است، مثلاً اگر نمىدانيد يك سال نماز قضا داريد يا يك سال و نيم، بايد قدر يقينى آن را كه يك سال است قضا كنيد و همچنين اگر نمازهاى صبح قضا شده و تعداد آنها را نمىدانيد آن مقدار كه يقين داريد واجب است قضا كنيد. البته اگر احتياط كنيد و بيشتر نماز قضا بخوانيد بهتر است.
کد سوال : 51401
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : فردى كه به مرحومى اتهام زده و يا غيبت كرده و وارث او حاضر به حلاليّت نيست آيامى شود جهت آن مرحوم صدقاتى داد؟
پاسخ : مى توانيد براى آن مرحوم , استغفار و يا صدقات و خيرات كنيد و همين كافى است لازم نيست وارث ها را راضى كنيد.(1)(پـاورقى 1.آيةالله فاضل لنكرانى , جامع المسائل , ج 1 س 982 توضيح المسائل مراجع , ج 2 ص 691
کد سوال : 51402
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : ده سال قبل پدرم فوت نمود و زن پدرم با سه فرزندش تا كنون در اتاقى در ساختمان مسكونى ما زندگى مى نمايند. برادرم سال دوم دبيرستان و با همسرم نامحرم است . همسرم اين موضوع را بهانه كرده وخواهان جدا كردن آنان است , گرچه قادر به ادامهء زندگى مستقل نمى باشند. را
پاسخ : راه حل موضوعى كه مطرح كرده ايد, اين است كه با صحبت و توجيه كردن , خانمتان را قانع كنيد. خانمتان اين حق را دارد كه اعتراض داشته باشد, چون بودن جوان نامحرم براى او باعث دردسر ومزاحمت است و هميشه بايد محجوب باشد و مشكلاتى براى او دارد و اگر محجوب نباشد, مفاسدى براى برادرتان كه جوان است و همين طور احياناً براى خانمتان به دنبال خواهد داشت . لذا بهتر است خانه اى نزديك خانه ءتان اجاره كنيد تا نامادرى و فرزندانش در آن جا زندگى كرده يا خود شما زندگى كنيد, ولى اگر برايتان ممكن نيست , بايد با خانمتان صحبت كنيد يابا واسطه كردن ديگران , مسئله را حلّ كنيد.
کد سوال : 51403
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا مى شود با تعيين وصىّ حق بيمهء عمرم را كه پس از فوت توسط سازمان محلّ كار پرداخت مى شود, براى اداى ديون و صدقات جاريه از 13حقّم استفاده كنم ؟
پاسخ : بيمه , عقد قراردادى است كه بين شما و بيمه گر بسته مى شود و بايد طبق قرارداد عمل شود.در مورد بيمهء عمر نيز چنين است .(1) بيمه على القاعده بعد از فوت شما, ماهانه اموالى را به خانوادهء شمامى دهد. با موافقت خانواده مى توانيد وصيت كنيد و شخصى را وصىّ خود قرار دهيد يا يكى از افراد خانواده راوصىّ قرار دهيد تا 13از حقوق شما را در كارهاى خير مصرف كنند.(پـاورقى 1.توضيح المسائل مراجع , ج 2 ص 756