• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
عضویت در خبرنامه
کد سوال :
جستجو :
کد سوال : 51374
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : با توجه به مشكلاتى كه مردم فلسطين و جنوب لبنان دارند، آيا بر ما مسئوليتى هست يا نه؟ اگر بخواهيم به عنوان نيروى كمكى يا هر چيز ديگر به آن جا برويم چگونه مى‏توانيم؟
پاسخ : اهميّت مسئله فلسطين و جنوب لبنان و آوارگى مسلمانان و نياز مبرم آنان به كمك، بر كسى پوشيده نيست و هر كس به هر مقدار كه بتواند، بايد به آنان كمك و يارى برساند. دولت و ملت ايران، در حد توان كمك‏هاى جانى و مالى كرده و مى‏كند و اين وظيفه دينى و انسانى هر مسلمانى و هر انسان آزاده‏اى است، ولى شركت در جنگ، براى خانم‏ها، لزوم و ضرورتى ندارد، شما مى‏توانيد كمك‏هاى مالى و فرهنگى به آن جا بفرستيد، اما اين كه يك خانم مجرد و غير متأهّل، بدان كوى سفر كند، هيچ نيازى نيست. اين وظيفه ابتدا بر دوش مردان سنگينى مى‏كند. و اگر خداى نكرده روزگارى مردى نبود يا شركت نكرد، آن وقت وظيفه خانم‏ها سنگين‏تر مى‏شود. اين را بدانيد كه "انّما الاعمال بالنيّات" همين كه شما اين نيت خير را داريد، مأجور هستيد و با شركت كنندگان در جنگ، در ثواب شريك هستيد.
کد سوال : 51375
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چگونه مى‏توان مرجع تقليد مورد نظر خود را انتخاب كرد؟ الان از چه كسى مى‏توان تقليد كرد؟
پاسخ : در مسائلى كه اختلافى نيست از هر كدام از مراجع معروف و مشهور مى‏توانيد تقليد كنيد. بحث و گفت گو در مسائل اختلافى است كه مراجع تقليد درباره آن اختلاف نظر دارند. اين جاست كه بايد از اعلم، تقليد كنيد.براى تشخيص اعلم از غير اعلم، چند راه موجود است:1- خود انسان، صاحب نظر و خبره باشد و بتواند تشخيص دهد.2- دو نفر خبره عادل، خبر دهند كه فلان شخص اعلم است، در صورتى كه معرض نداشته باشد.3- عدّه‏اى از فضلا و علما به اعلميّت مرجعى، شهادت بدهند.اگر عدّه‏اى از علما، تعدادى را معرفى كردند و از بين آنان نتوانستيم اعلم را پيدا كنيم به هر كس كه گمان بيش‏ترى داشتيم، از او تقليد مى‏كنيم و اگر گمانى نداشتيم، از هر كدام كه خواستيم مى‏توانيم تقليد كنيم.
کد سوال : 51376
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : قبر حضرت ام كلثوم، حضرت زينب و حضرت سكينه در كجا واقع شده است؟ و مراجعت از مدينه به شام مشخّص است يا خير؟
پاسخ : ام كلثوم دختر اميرالمؤمنين(ع) و خواهر حضرت زينب و حسن و حسين(ع) است. وى در سال‏هاى آخر عمر پيامبر خدا(ص) به دنيا آمد. زنى با فضيلت، فصيح، سخنور و دانا بود. نامش را زينب صغرا هم گفته‏اند. در سال 61 در ركاب سيدالشّهداء به كربلا آمد و پس از عاشورا در مدت اسارت سخنرانى‏ها كرد و خطبه‏ها خواند، هنگامى كه به مدينه بر مى‏گشتند شعر معروف 38 بيتى: مدينة جدّنا لا تقبلينافبالحسرات و الاحزان جئنارا سرود.(1)سكينه دختر بزرگوار امام حسين(ع) كه در علم، معرفت و ادب كم نظير بود، نام اصلى او را آمنه، امينه، اميمه يا امامه هم نوشته‏اند، مادرش رباب و برادرش (على اصغر) بود و در كربلا حضور داشت. حدوداً ده تا سيزده ساله بوده است؛ امام حسين در روز عاشورا به او لقب "ذخيرة النسوان" برگزيده زنان داده است، پس از بازگشت از سفر كوفه وش ام، در خانه پدر خود، تحت كفايت امام سجاد(ع) قرار گرفت؛ ولى، محضر سه امام (امام حسين، امام سجاد و امام باقر(ع) را درك كرد؛ خانه‏اش مركز تجمع شعرا و محلّ مناقشه و بحث و نقد ادبى بود و به شاعران صله عطا مى‏كرد. سكينه هم چنان در مدينه مى‏زيست تا آن كه در پنجم ربيع ا لاول سال 117 هجرى در زمان هشام بن عبدالملك پس از هفتاد سال، در مدينه در گذشت. قبر او در مدينه است.(2)پى نوشت‏ها:1. فرهنگ عاشورا، ص 59.2. محدثى، فرهنگ عاشورا، ص 227.
کد سوال : 51377
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا حضرت على اصغر(ع) در هنگام شهادت در واقعه كربلا شش ساله بوده است يا شش ماهه؟
پاسخ : كتاب هايى كه شرح حال واقعه كربلا را نوشته‏اند آن حضرت را طفل تعبير كرده‏اند، طفل شيرخوار (رضيع)، كودك، صغير.سبط ابن جوزى در "تذكرة" از هشام بن محمد كلبى نقل كرده كه چون حضرت اما حسين(ع) ديد كه لشكر در كشتن او اصرار دارند قرآنى بر سر گرفت و با دشمن احتجاج مى‏كرد ناگاه نظرش افتاد به طفلى از اولاد خود كه از شدّت تشنگى مى‏گريست، حضرت آن كودك را بر دست گرفت و فرمود: "يا قوم ان لم ترحمونى فارحموا هذا الطفل؛ اى لشكر اگر بر من رحم نمى‏كنيد پس بر اين طفل رحم كنيد". پس تيرى آمد و او را مذبوح كرد.(3)شيخ مفيد مى‏فرمايد: "ثم جلس الحسين امام الفسطاط فأتى بابنه عبداللَّه و هو طفل؛ حسين(ع) مقابل خميه نشست و فرزند كوچكش عبداللَّه را در دامن گرفت".(4)در بحار آمده: "و كان عبداللَّه يو مقتل صغيراً جاءه نشّابة و هو فى حجرابيه فذبحته؛ عبداللَّه در روزى كه كشته شد كودك بود تيرى آمد او را كشت در حالى كه در دامن پدرش بود".بعد روايتى را از حميد بن مسلم نقل مى‏كند كه؛"دعا الحسين بغلام فأقعده فى حجره فرماه عقبة بن بشر فذبحه؛ امام حسين فرزندش را خواند و او را در دامنش نشاند ناگاه عقبة بن بشر با تيرى او را كشت".(5)بنابراين، در كتب مختلف از آن حضرت، به عنوان صغير و طفل و غلام تعبير شده و مقدار سن او كه 6 ماهه بوده يا 6 ساله ذكر نشده است، ولى در احتجاج فرموده: "وابن آخر فى الرضاع اسمه عبداللَّه اخذ الطفل ليودّعه فاذا بسهم قد اقبل حتى وقع فى لبّة الصبى فقتله؛ امام حسين(ع) فرزند ديگرى شيرخواره داشت كه اسمش عبداللَّه بود او را بغل كرد كه با او خداحافظى كند، در اين هنگام تيرى بر حلق او اصابت كرد و او را كشت".از مجموعه روايات و تاريخ استفاده مى‏شود كه آن بچه خيلى كوچك بوده يا شير خواره بوده است. واللَّه اعلم. پى نوشت‏ها: 1. مجله حوزه، شماره 70 و 71، ص 82.2. ابن طاووس، جمال الاسبوع، ص 510 و مفاتيح الجنان، دعاى امام عصر(ع).3. منتهى الامال، شرح واقعه كربلا، ص 46 و نفس المهموم، ص 370.4. الارشاد، ص 224.5. بحارالانوار، ج 45، ص .
کد سوال : 51378
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا آقام امام زمان(ع) تا قبل از غيبت كبرى ازدواج هم كرده‏اند؟ آيا داراى فرزند هم بوده‏اند؟
پاسخ : منابعى كه راجع به همسر و فرزند داشتن حضرت داريم، نمى‏توان از آن‏ها نظر قاطعى را ارائه نمود. سه احتمال وجود دارد:1- اساساً حضرت مهدى(ع) ازدواج نكرده است.2- ازدواج انجام گرفته، ولى اولاد ندارد.3- ازدواج كرده و داراى فرزندانى نيز هست.از بعضى از روايات استفاده مى‏شود كه حضرت زن و فرزند دارد ولى نمى‏توان به اين روايات به طور قطع اعتماد كرد.از طرفى هم ازدواج كردن از سنّت‏هاى مؤكّد پيامبر(ص) بوده، بنابراين احتمال اين كه حضرت ازدواج كرده تقويت مى‏شود ولى فرزند داشتن حضرت ملازم با اين نيست كه آن حضرت را به عنوان مهدى(ع) بشناسند.(1)مرحوم شيخ در مصباح از امام رضا(ع) در دعايى براى حضرت صاحب الامر اين چنين فرموده است:"اللّهم أعطه فى نفسه و أهله و ولده و ذرّيته و امّته و جميع رعيّته ما تقرّ به عينه"،(2) كه براى آن حضرت فرزندان و ذريّه و اهل تعبير آورده است.
کد سوال : 51379
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : گفته شده بلال، مؤذن پيامبر(ص) عاقبت به خير نشده است آيا صحيح است يا خير؟
پاسخ : بلال بن ابى رياح اهل حبشه بود و از اصحاب خود پيامبر(ص) و مؤذن آن حضرت بود و در تمامى جنگ‏هاى اسلامى شركت كرد، وى سياه چهره بود و شين را به سين تعبير مى‏كرد وى در فتح مكه بر بالاى كعبه رفت و اذان گفت او در ابتداء ظهور اسلام به امر ابوجهل و امية بن خلف بسيار شكنجه شد و در جنگ بدر امية به دست بلال كشته شد. بعد از رحلت پيامبر(ص) و روى كار آمدن ابوبكر، اذان گفتن را ترك كرد و نقل شده كه بلال با ابوبكر بيعت نكرد و گفت من با كسى كه پيامبر(ص) و روى كار آمدن ابوبكر، اذان گفتن را ترك كرد و نقل شده كه بلال با ابوبكر بيعت نكرد و گفت من با كسى كه پيامبر او را براى جانشينى انتخاب نكرده بيعت نمى‏كنم و بيعت من تا روز قيامت با آن كسى است كه پيامبر او را جانشين خود قرار داد، عمر به او گفت پس نزد ما نمان، او به شام سفر كرد و در آن جا فوت كرد و در باب الصغير دفن شد.امام صادق(ع) فرمود: "رحم اللَّه بلالا فانه كان يحبنا اهل البيت... و انه كان عبدا صالحا؛ خداوند رحمت كند بلال را زيرا ما اهلبيت را دوست داشت و او عبد صالح بود".بلال براى على(ع) احترام خاصى قائل بود و همواره او را تعظيم مى‏كرد.(1)بلال پس از پيامبر(ع) اذان را تعطيل كرد تا بر نفى خلافت على و مشروعيت خلافت ديگران صحه نگذاشته باشد، معذلك در كتاب‏هاى تاريخى اهل سنت به نيكى از وى ياد شده است.(2)پى نوشت‏ها: 1. شيخ عباس قمى، سفينة البحار، ماده بلال.2. اسد الغابة، ج 1، ص 208؛ طبقات ابن سعد، ج 3، ص 237؛ الدرجات الرفيعة، ص 376؛ سيره ابن هشام، ج 3، ص 336 و سيره حلبى، ج 3، ص 75.
کد سوال : 51380
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا منشأ، اصل و ريشه هر گناهى شيطان است و اگر شيطان وجود نداشت، انسان مرتكب گناه نمى‏شد؟
پاسخ : با مراجعه به قرآن، مى‏توان كارها و اعمال شيطان را در چند چيز، خلاصه كرد:1- زينت دادن و جلوه گرى؛"زيّن لهم الشّيطان اعمالهم؛ شيطان اعمال آنان را زينت داده بود براى آنان".(1)"قال ربّ بما اغويتنى لا زيننّ لهم فى الارض؛ ابليس گفت: چون مرا گمراه كردى زينت خواهم داد براى انسان‏ها در روى زمين".(2)2- وعده دادن؛ "يعدهم و يمنّيهم و مايعدهم الشيطان الاّ غرورا؛ شيطان وعده مى‏دهد و شيطان به جز فريب وعده نمى‏دهد".(3)3- امر به منكر؛"و من يتّبع خطوات الشّيطان فانّه يأمر بالفحشاء و المنكر؛ هر كس از گام‏هاى شيطان پيروى كند او امر به كارهاى زشت مى‏كند".(4)4- وسوسه؛"فوسوس لها الشيطان؛ آدم و حوا را با وسوسه از راه به در برد و گول زد".(5)5- فراموشاندن (از ياد بردن)؛"استحوذ عليهم الشيطان فانسانهم ذكر اللَّه؛ شيطان بر آنان غلبه كرد و آنان را از ياد خدا برد".(6)از مجموع موارد استعمال كلمه شيطان، استفاده مى‏شود، كه شيطان (چه شيطان جنى و چه شيطان انسى) با انواع حيله‏ها و القاها و زينت دادن‏ها به زمينه گناه كه در نفس انسان است، ترغيب مى‏كند، امّا شيطان، علّت تامه گناه نيست به اين معنا كه غرائز نفسانى در وجود انسان، باعث و علّت گناه است و شيطان هم با ترفندهاى خود به آن كمك مى‏كند. بنابراين، اگر شيطان هم خلق نمى‏شد، انسان به وسيله همان غريزى كه در وجودش هست، گناه مى‏كرد، بله اگر شيطان نبود، انسان، كمتر گناه مى‏كرد، چون تحريكات شيطانى نبود. قلمرو قدرت شيطان در حد وسوسه است. "يوسوس فى صدور النّاس" لذا پيامبر(ص) در خطبه آخر شعبان فرمود: "يغلّ فيه الشياطين؛ شياطين در غل و زنجيرند و قدرت بر وسوسه ندارند". لذا معصيت همچنان ادامه دارد البته خيلى كمتر مى‏شود. حديثى را از امام صادق(ع) نقل مى‏كنيم كه فرمود: "اصول الكفر ثلاثة: الحرص و الاستكابر و الحسد، فامّا الحرص، فانّ آدم(ع) حين نهى عن الشجرة حمله الحرص على أن أكل منها و امّا الاستكبار فابليس حيث امر بالسجود لآدم(ع) فأبى و امّا الحسد فابنا آدم حيث قتل احدهما صاحبه؛ امام صادق(ع) فرمود: ريشه‏هاى كفر سه چيز است: حرص و استكبار و حسد، امّا حرص، باعث شد كه آدم از درختى كه خوردن از آن ممنوع شده بود، بخورد و از بهشت رانده شد و اما استكابر، باعث شد كه ابليس وقتى كه خدا به او امر كرد كه بر آدم سجده كن، سجده نكرد و باعث كفر او شد و امّا حسد باعث شد كه قابيل، برادرش هابيل را بكشد.(7)در اين روايت ريشه‏هاى گناه را همان غرايز موجود در نفس انسان دانسته است.پى نوشت‏ها: 1. عنكبوت، آيه 24.2. حجر، آيه 39.3. نساء (4) آيه 120.4. نور، آيه 21. 5. اعراف، آيه 20.6. مجادله، آيه 19.7. اصول كافى، ج 2، ص 289.
کد سوال : 51381
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا انسان مى‏تواند به دلايلى نماز واجب يوميه خود را اعاده كند؟
پاسخ : اعاده نمازهاى يوميه اگر از روى وسوسه باشد، جايز نيست، ولى اگر احيانا به خاطر اين كه بعضى شرايط در آن رعايت نشده يا حضور قلب نداشته اعاده كردن اشكالى ندارد و مطلوب است.(1)يكى از دلايل اعاده اقامه جماعت است، اگر كسى نماز واجب را تمام كرده، ولى مى‏بيند نماز جماعت بر پا شده مى‏تواند اعاده كند امام جماعت نيز براى دمين بار مى‏تواند، نماز جماعت را با مأمومين جديد اقامه كند. در صورت فقدان شرايط گاهى اعاده نماز واجب مى‏شود، مانند خواندن نماز با لباس غصبى و يا نجس و... .پى نوشت‏ها:1. امام خمينى، استفتائات، ج 1، ص 185، س 212.
کد سوال : 51382
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چرا شب قدر مجهول است، آيا روايتى از ائمه(ع) در اين مورد وجود دارد؟
پاسخ : ليالى و ايام آخر ماه مبارك رمضان ويژگى خاصى دارد و از بين آن شب‏هاى 19 و 21 و 23 بر طبق رواياتى كه وارد شده احتمال شب قدر و شب نزول قرآن كه بهتر از هزار ماه است وجود دارد و از بين اين سه شب، شب 21 و 23 اهميت بيشترى دارد.(1)پى نوشت‏ها: 1. براى مطالعه بيشتر: ر.ك: وسائل الشيعه، ج 7، ص 256 - 264.
کد سوال : 51383
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : مردى زنش را طلاق مى‏دهد و زن او با مرد ديگرى ازدواج و از او دخترى پيدا مى‏كند، بعد از بلوغ دختر، آن شوهر قبلى مى‏تواند با آن دختر ازدواج كند؟
پاسخ : مى‏تواند ازدواج كند و اشكالى ندارد، زيرا اين دختر از مرد اجنبى است و ربطى به شوهر قبلى زن ندارد.