کد سوال : 51284
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : اگر دانش آموزى در امتحانات با تقلب نمره قبولى كسب كند و به مرحله بالاتر برود و از مزاياى آن استفاده كند حكم استفاده از اين مزايا چيست؟
پاسخ : شرعاً نمىتواند از اين مزايا استفاده كند.
کد سوال : 51285
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا تقلب در درس و امتحانات حكم شرعى دارد؟
پاسخ : آرى تقلب در درس و امتحانات حكم شرعى دارد. در اين جا نظر يكى از مراجع را براى شما مىآوريم.ى
کد سوال : 51286
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : مالكيت واختيار فرزندى كه از راه نامشروع متولّد شده به دست كيست؟
پاسخ : اختيار و سرپرستى فرزند نامشروع در صورتى كه پدر واقعى او مشخص باشد با همان زانى است(1) و حق حضانت و نگه دارى فرزند اگر پسر باشد دو سال و اگر دختر باشد تا هفت سال با مادر است.(2)پى نوشتها: 1. مجمع المسائل آيت اللَّه گلپايگانى، ج 2، ص 177، سؤال 499.2. توضيح المسائل مراجع، ج 2، ص 446 احكام اولاد، حضانت و نفقه.3. آيت اللَّه فاضل لنكرانى، جامع المسائل، ج 1، ص 628.
کد سوال : 51287
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : در مجموع شيعيان در كدام مناطق جهان به سر مىبرند؟
پاسخ : شيعيان و محبين اهل بيت عصمت و طهارت(ع) به كسانى گفته مىشود كه ولايت و خلافت على بن ابى طالب(ع) را به عنوان وصى و جانشين بلافصل پيامبر(ص) پذيرفته باشند و مقام امامت بر جامعه را از آن ايشان و حقّ ايشان بداند.شيعيان كه خود به گروههاى مختلفى تقسيم مىشوند در نقاط مختلف دنياى اسلام، بلكه اروپا و آمريكا و آسيا و ديگر نقاط به طور پراكنده زندگى مىكنند. شيعيان به چند گروه چهار امامى، هفت امامى و اسماعيلى مذهب و كيسانيه و عطحيه، اثنا عشريه تقسيم مىشوند. البته بعضى از اين گروههاى منقرض شدهاند و از بين آنان، شيعه اثنا عشريه، يعنى 12 امامى كه على(ع) را امام اول و امام دوازدهم را حضرت حجة مىدانند، جمعيت فراوانى دارد. در حقيقت مقرّ اصلى شيعيان دوازده امامى در زمان ما جمهورى اسلامى ايران است كه مذهب رسمى كشور مذهب شيعه اثنا عشرى است و بعد از ايران، عراق را به عنوان دومين مركز تشيع مىتوان به حساب آورد، شهر نجف و كوفه و بصره و كربلا و اكثر نقاط عراق فعلى مركز شيعيان است و در كشورهاى كويت، عربستان، لبنان، تركيه، سوريه، آذربايجان و تاجيكستان، افغانستان، الجزاير، بحرين و ديگر كشورها شيعيان بسيارى وجود دارند.در ايران حدود 93 در صد شيعه، در عراق حدود 64 درصد، كويت 50 درصد، بحرين بيش از 50 درصد، هندوستان حدود پنجاه ميليون و پاكستان حدود سى ميليون، افغانستان يك پنجم، عربستان بيش از يك ميليون، تركيه بيش از بيست ميليون علوى، سوريه و لبنان تعداد زيادى علوى و در شاخ آفريقا و بعضى ديگر از كشورهاى آفريقايى مانند زنگبار و در كشمير اقليت شيعه زندگى مىكنند.حدود صد و پنجاه تا دويست ميليون شيعه، يعنى حدود يك پنجم تا يك ششم جمعيت مسلمانان جهان، شيعه هستند. هم چنين تعدادى از شيعيان در كشورهاى مختلف آفريقا، آمريكا و اروپا وجود دارند.
کد سوال : 51288
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : كيفيت اجتهاد در ميان اهل سنت را بيان كنيد.
پاسخ : اجتهاد از ديدگاه اهل سنّت سه نوع است: 1- اجتهاد بيانى و آن عبارت است از اجتهادى كه در نصوص (آيات و روايات پيامبر(ص)) به كار گرفته مىشود به جهت بيان احكام شرعى حوادث واقعه و موضوعات مستحدثه.2- اجتهاد قياسى، اجتهادى است كه در قياس به نصوص كه در شريعت وارد شده به كار گرفته مىشود براى استخراج احكام شرعى موضوعات جديد و مسائل تازهاى كه در كتاب و سنّت داراى نص خاص نمى باشند.3- اجتهاد استصلاحى: اجتهادى كه بر اساس رأى و تفكر شخصى كه بر قاعده استصلاح مبتنى است، براى تشريع احكام شرعى رويدادهاى جديد كه داراى نصّ خاص نمىباشند، به كار گرفته مىشود.به بيان روشنتر، اجتهاد اهل سنّت بر پايه آيات و روايات پيامبر(ص) است و هر كجا كه نص خاصى نبود به قياس، استحسان، مصالح مرسله و مصلحت انديشىهاى ذهنى و عقلى بسنده مىكنند و اهل سنت و گفتار و اقوال ائمه معصومين(ع) حجّت نمىدانند، ولى اقوال صحابه را حجت مىدانند و آنان را عادل مىدانند.(1)فرق ديگر: اجتهاد در فقه شيعه وسيلهاى در خدمت فقه براى استخراج احكام است، ولى در فقه اهل سنت، اجتهاد خود هدف و اصل مستقلى است كه در كنار كتاب و سنت قرا دارد؛ يعنى اهل سنّت مىگويند: كتاب و سنت و اجتهاد (قياس، استحسان،...) سه منبع فقهى مىباشند، و لذا قائل به تصويب شدهاند.اهل رأى خود مكتبى است به پيشوايى ابوحنيفه نعمان بن ثابت در عراق و مكتب اهل حديث به رهبرى مالك بن انس در حجاز و اصطلاحات عمده فقهى و اصولى چون قياس، استحسان، مصالح مرسله در قرنهاى دوم و سوم هجرى قمرى وضع شد، شافعى نيز قياس را به كار گرفت، احمد بن حنبل نيز به قياس عمل مىكرد و پيروان وى از جمله ابن تيميه وابن قيّم جوزى از قياس پيروى مىكردند، در برابر فقهاى مذاهب اهل سنّت، ظاهريان به كلّى منكر قياس بودند."استحسان" يا "ذوق حقوقى" يا "شمّ فقهى" نزد مالك معتبر بود و "مصالح مرسله" از ابداعات مالك بود. مصالح مرسله عبارت بود از مصلحت هايى كه شارع مقدس احكام آنها را بيان نكرده و در آن موارد ساكت است فقيه خود، مىتواند در آن موارد حكم كند. "مصالح مرسله" يعنى مصالحى كه در جامعه وجود دارد و فقيه، در مورد آنها بر اساس آن مصالح، حكم حكومتى صادر مىكند. هم چنين مالك و احمد بن حنبل سدّ ذرايع" را از منابع فقه شمردهاند.(2) بنابراين، نزد اهل سنت، كتاب، سنت پيامبر (قول و فعل و تقرير پيامبر) قياس، استحسان، سدّ ذرايع، مصالح مرسله و اجماع، قول صحابه، مدارك و منابع اجتهادشان يكى است، و نزد شيعه، كتاب و سنت پيامبر و ائمه معصومين(ع) و عقل و اجماع (فى الجمله) و بعضى انواع قياس مدارك احكام مىباشد.پى نوشتها: 1. مجموعه آثار كنگره بررسى فقهى حضرت امام خمينى(ره)، ج 5، ص 56.2. دائرة المعارف بزرگ اسلامى، ج 6، ص 606.
کد سوال : 51289
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : عصمت امام(ع) به جز آيه تطهير از چه راهى ثابت مىشود؟
پاسخ : غير از آيه تطهير در سوره بقره آمده است:"اذا ابتلى ابراهيم ربّه بكلمات فأتمّهن قال انى جاعلك للناس اماماً قال و من ذريّتى قال: لا ينال عهدى الظالمين".آن گاه كه پروردگار ابراهيم او را با پارهاى از تكاليف و امور آزمود، پس از موفقيت، خدا به او گفت: من ترا براى مردم امام قرار مىدهم. ابراهيم گفت: و از فرزندانم؟ خدا فرمود: عهد من به ستم گران نمىرسد، ستمگر شامل كسانى كه به خود ظلم كرده باشند نيز مىشود بايد مطلقاً از پليدى ظلم دور باشند چه ظلم اعتقادى و چه ظلم عملى، چنين اشخاصى بايد معصوم باشند.آيه ديگر "انّ اللَّه اصطفى آدم و نوحاً و آل ابراهيم و آل عمران على العالمين" يعنى خداوند آدم و نوح و آل ابراهيم و آل عمران را بر جهانيان برگزيد.در تفسير نمونه(1) آمده است:"در روايات متعددى كه از طرق اهل بيت(ع) به ما رسيده است به اين آيه براى معصوم بودن انبياء و امامان استدلال شده است؛ زيرا خداوند هرگز افراد گنه كار و آلوده به شرك و كفر و فسق را انتخاب نمىكند، بلكه آن هايى را بر مىگزيند كه از آلودگىها بر كنار و معصوم باشند".چون يكى از فلسفههاى امامت تربيت جامعه و الگو براى ديگران است و بدون شك كسى كه خود آلوده باشد نمىتواند الگوى پاكى براى ديگران باشد.هم چنين از نظرعقلى مىتوان براى عصمت امام چنين استدلال كرد كه:"هدف از اعزام رجال و حى و مبلغان آسمانى اين است كه مردم در پرتو گرايش به آنها در مسير سعادت قرار گيرند و براى همين منظور بايد در صفحه زندگى آنان نقطه ضعفى كه مايه تنفر مردم و ناباورى آنها به صدق گفتار آنان است، وجود نداشته باشد؛ زيرا براى مردم بسيار سخت و گران است كه از كسى پيروى كنند كه پاسى از عمر خود را در فساد و گناه و خلاف و نافرمانى گذرانده و پس از مدتى خود را پيشواى مردم بخواند... .امام، پيشوا و الگو است و فرد غير معصوم نمىتواند اسوه و الگو باشد و به ديگر سخن بايد امت رفتار و گفتار خود را با رفتار و گفتار امام خود تطبيق كند و فرد غير پيراسته از گناه و خلاف، چگونه مىتواند براى اين كار الگو و نمونه شمرده شود؟امام يك فرد مطاع است كه بدون قيد و شرط و بدون چون و چرا اطاعت او لازم و واجب است، چنين مطاعى كه اطاعت او بدون قيد و شرط واجب باشد، جز فرد معصوم نمىتواند باشد... . پى نوشتها: 1. ج 2، ص 390.
کد سوال : 51290
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا شخص پيامبر(ص) در طول زندگى در جنگها و ساير موقعيتها كسى را كشته است؟
پاسخ : با توجه به اين كه در جنگها پيامبر(ص) فرماندهى مىكردند بعيد نيست كسى را كشته باشد مثلاً در بحارلاانوار آمده است: كه آيه "و يوم يعضّ الظالم" نازل شده درباره عقبة بن ابى معيط و أبىّ بن خلف كه اين دو با هم دوست بودند. عقبه بن ابى معيط از سفرى برگشت و وليمه داد جماعتى از اشراف كه در بين آنان پيامبر(ص) هم بود بر سر سفره نشتند. پيامبر(ص) فرمود:"اى عقبه من غذايت را نم يخورم مگر اين كه تو بگويى (لا اله الاّ اللَّه و انّى رسول اللَّه).عقبه شهادتين را بر زبان جارى كرد. پيامبر(ص) غذايش را خورد بعد ابى بن خلف كه دوست صميمى عقبه آمد جريان را به او گفت ابى بن خلف گفت: اى عقبه من از تو راضى نمىشوم مگر اين كه محمد را تكذيب كنى.عقبه نزد پيامبر(ص) آمد و آب دهان به صورت ايشان انداخت ولى اين آب دهان به صورت معجزه آسايى دو تكّه شد و هر دو برگشت به صورت خود عقبه خورد و آن دو تكّه آب دهان صورت عقبه را سوزاند و تأثير بدى در صورت او گذاشت. پيامبر(ص) به عقبه وعده داد كه تا مادامى كه من در مكه باشم تو زنده خواهى بود و وقتى از مكه خارج شد در جنگ بدر عقبه كشته شد و ابى بن خلف هم به دست پيامبر(ص) كشته شد.(1) ابن شهر آشوب مىنويسد: در جنگ احد پيامبر(ص) با نيزهاش به گريبان أبىّ بن ابى خلف زد. أبىّ زخمى شد، ولى جزع و فزع كرد و صداى عجيبى مىكرد ابوسفيان به او گفت: چه شده چرا اين قدر ناراحتى مىكنى؟ چيزى نشده است، بلكه يك زخم جزيى است، خوب مىشود. أبىّ گفت: محمد به من گفت: ترا مىكشم. أبىّ ناله مىكرد تا اين كه مرد.(2)واقدى مىگويد: أبىّ بن ابى خلف به دست پيامبر(ص) در جنگ احد كشته شد.(3) بنابراين، در مجموع جنگها پيامبر(ص) يك نفر را به نام ابىّ بن أبى خلف كشته است. واللَّه اعلم.پى نوشتها: 1. بحارالانوار، ج 18، ص 69، ك خ 24 مناقب آل ابى طالب.2. ح 23، نقل از مناقب آل ابى طالب، ج 1، ص 71.3. مغازى، ج 1، ص 308.
کد سوال : 51291
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : در جنگ تحميلى ميزان خسارات جانى و مالى دو طرف چه قدر بوده است؟
پاسخ : اين مسئله رسماً اعلان نشده است، ولى در گفتهها و نقلها حدود دو هزار ميليارد دلار خسارت براى دو كشور برآورد شده است و از نظر جانى در ايران چيزى كمتر از دويست هزار تن شهيد نقل شده است.
کد سوال : 51292
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چرا برخى فرشتگان گمراه شدند در حالى كه جبراً معصوم هستند؟
پاسخ : فرشتگان گمراه نشده و نمىشوند و ابليس از جنيان بود و گمراه شد، در فرشته عوامل گناه جيز تكبّر و رياستطلبى نيست و آن هم به خاطر مرعفت به حق كاربردى ندارد، چنان كه علامه طباطبايى(ره) در تفسير "هر چه در آسمان در آسمان و زمين است از جنبندگان و فرشتگان بى هيچ گردنگشى خدا را سجده مىكنند".(1)مىنويسد: "كلام در سياق عبوديت دليل بر اين است كه آنان (فرشتگان) هرگز در برابر پروردگار خويش استكبار نمىورزند؛ يعنى از او غافل نمىشوند و ياد و مقام او را فراموش نمىكنند.آيه، استكبار را به طور مطلق از ملائكه نفى مىكند چه به حسب ذات و چه به حسب فعل، اما به حسب ذات، هرگز از ياد او غافل نمىمانند و اما به حسب فعل هرگز از عبادت او سرپيچى نمىكنند و امر او را مخالفت نمىنمايند".(2)پى نوشتها: 1. آيه 49 سوره نحل.2. ترجمه الميزان، ج 12، ص 397.
کد سوال : 51293
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : غسل ميت براى چيست؟
پاسخ : طبيعى است كه در اسلام يكى از حكمتهاى جنبى غسلها و وضوها براى پاكى و پاكيزگى است كه نقش مهمى در پيشگيرى امراض و بيمارىها دارد، اما هدف و غايت نهايى طهارت معنوى و تقويت روحيه تعبّد و بندگى است و بدون ترديد طهارت معنوى و تعبّد هم با نيّت و قصد قربت الهى حاصل مىشود. حضرت رضا(ع) در مورد غسل ميت مىفرمايد: "ميت غسل داده مىشود تا از انواع و اقسام پليدىها كه از ناحيه بيمارىها و امراض به او رسيده، پاك و پاكيزه گردد. مؤمن (پس از مرگ) به ملاقات (خدا) و فرشتگان و اهل آخرت مىرود، پس خوب است وقتى به ملاقات خدا مىرود با پاكان روبرو مىشود، پاك و پاكيزه باشد، و از سوى ديگر بدن مؤمن به احترام ايمان پاكيزه مىشود و با سدر و كافور شسته مىشود تا ديرتر بپوسد و از گزند ماران و گوركنان محفوظ بماند مضافاً اين كه روح تعبد در ديگران ايجاد شود تا زندگان به ياد چنين لحظاتى باشند و بيدار شوند".