• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
عضویت در خبرنامه
کد سوال :
جستجو :
کد سوال : 51184
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : ما معتقديم خوب بودن و معصوم بودن فرشتگان براى آنان كمال و ارزشى محسوب نمى‏شود چون خلقتاً طورى هستند كه نمى‏توانند بدى كنند و مرتكب گناه شوند، به تعبير ديگر براى رسيدن به كمال متحمل سختى و رنج نشده و نمى‏شوند. در نتيجه شايسته تقدير و تشكر نمى‏باشند در مور
پاسخ : در پاسخ شبهه فوق مى‏توان گفت: اوّلاً: چه كسى گفته خوب بودن فرشتگان و عدم ارتكاب گناه آن‏ها براى آنان كمال نيست و به خاطر آن مورد ستايش قرار نمى‏گيرند؟!خداوند سبحان در موارد مختلفى در قرآن از آن‏ها تمجيد و ستايش كرده است از جمله مى‏فرمايند: فرشتگان بندگانى بزرگوارند كه در سخن از او پيشى نگرفته و به امرش عمل مى‏كنند.(1) و در جاى ديگرى مى‏فرمايند: آنان از فرمان الهى سرپيچى نمى‏كنند و آن چه دستور يابند عمل مى‏كنند.(2) و در آيه ديگرى آن را به خاطر اين كه در برابر پروردگار خود خاضع و خاشع اند و با تذلل او را پرستش مى‏كنند مدح و ستايش مى‏كند.(3)همه اين‏ها نشان مى‏دهد كه فرشتگان در برابر اوامر الهى قدرت اطاعت و مخالفت را دارند و به همين جهت هم قابل ستايش هستند، امّا به خاطر طهارت و پاكى ذات خود تخلّف نمى‏كنند.(4)ثانياً: از كجا مى‏فرماييد مدح و ستايش از چيزى در جايى و وقتى است كه آن شى‏ء از راه رنج و تحمل سختى كمالى را به دست آورده باشد؟ چه بسيارند افرادى كه از گل، حيوان، پرنده، منظره زيبا و قشنگى تعريف و تمجيد مى‏كنند در حالى كه آن‏ها در زيبايى خود نقشى ندارند.ثالثاً: ستايش و تمجيد از چيزى و كسى تنها به خاطر داشتن كمالات نيست، بلكه بيشتر به خاطر كارها و ابتكارات و ابداعاتى كه از آن سرزده است.هنرمندى را به خاطر خلق كار هنرى زيبا، معلمى را به جهت تدريس موفق، نويسنده‏اى را برا ينوشتن مقاله مفيد و ارزنده و بالاخره كشاورزى را به خاط ربرداشت محصول بيشتر مدح و ستايش مى‏كنند و خيلى توجّه به علم و دانش و تجربه او ندارند.ذات اقدس حق هم به خاطر خلق اين همه موجودات شگفت‏انگيز قابل تقدير و ستايش مى‏باشد. پى نوشت‏ها:1. انبياء (21) آيه 7. 2. تحريم (66) آيه 6.3. انبيا (21) آيه 28.4. اقتباس از الميزان، ج 13، ص 275، ذيل آيه 70 اسراء.
کد سوال : 51185
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چرا من و هر كس براى خود خدا نباشد؟ چرا فقط بايد خدا، خدا باشد و ديگران نه؟ عدالت اقتضا مى‏كند يك مقام خدايى وجود داشته باشد تا هر كسى بتواند با تلاش و كوشش خود به آن مقام نايل گردد؟
پاسخ : با دقت در پاسخ اوّل پاسخ شبهه دوّم روشن خواهد بود، زيرا همان طور كه متذكر شديم مقايسه بين واجب الوجود و ممكن الوجود مقايسه‏اى غلط و نامعقول است. اصلاً منطقى نيست وجود بى نياز، كامل، نامحدود، يگانه و... را در رديف موجود نيازمند و ناقص و محدود و... قرار بدهيم و آن گاه بگوييم او آن چنان است و ديگران نه.بنابراين، مقام خدايى يك امر جداى از خداوند متعال نيست تا گفته شود عدالت اقتضا مى‏كند چنان مقامى وجود داشته باشد تا هر كسى بتواند با تلاش خود به آن نايل شود. مقام خدايى يك امر قراردادى و موهبتى نيست بلكه مقام خدايى عين و لازمه ذات موجود بى نياز و كامل و نامحدود است نه اين كه خودش چيزى و مقام خدائيش چيز ديگرى باشد و آن گاه آن را به خود اختصاص داده باشد، مانند شورى نمك كه جداى از نمك نيست، يعنى در نمك دو چيز نداريم يكى خود نمك و ديگرى شورى آن، بلكه اصلاً نمك مساوى با شورى است و نمى‏توان شورى را از نمك گرفت و در عين حال نمك، نمك باشد.پس مقام خدايى هم اين گونه است كه به هيچ وجه از او منفك نمى‏شود. البته اين براى مثال بود وگرنه ذات بارى تعالى از همه مثال و قياس‏ها منزه است.
کد سوال : 51186
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا اين عدل است كه همه كمالات نظير علم، حيات، قدرت، زيبايى و خوبى‏ها مخصوص خدا باشد و همه نقص‏ها، مثل جهل، مرگ، ضعف، زشتى و بدى‏ها مربوط به غير او؟
پاسخ : مقدمه: وقتى نامه شما را خوانديم و از محتوايش مطلع شديم، تعجب كرديم، و قلباً براى شما آرزوى موفقيت نموديم و گفتيم احسن بر جوان هيجده ساله‏اى كه شبهات آن چنانى برايش پيش آمده، با كمال شهامت آن‏ها را طرح كرده و در صدد راه حل آن بر آمده است. حق طبيعى هر انسانى به خصوص جوان مسلمان اين است كه در مسائل اصولى شبهه كند و براى رفع آن شخصاً تحقيق كرده يا از اهل فن بپرسد. اكثريت قريب به اتفاق فقها و مراجع بزرگ در رساله خود آورده‏اند شخص مسلمان نمى‏تواند در اصول دين تقليد كند و بايد عقيده‏اش از روى دليل و بصيرت باشد.پيدايش شبهه در ذهن، حتى اظهار آن موجب كفر و ارتداد نمى‏شود و كسى را به خاطر طرح شبهه متهم به بيمارى روانى و بى دينى نمى‏كنند و وجود شبهات را نسبت به وسوسه‏هاى شيطانى نمى‏دهند. بنابراين از اظهار آن هراس نداشته باشيد. البته سعى شود در حد شبهه باشد و از طرفى درصدد برطرف كردن آن باشيد.براى رفع شبهه فوق ناگزيريم به بيان چند مطلب به عنوان مقدمه بپردازيم.1- فلاسفه معتقدند هر چيزى كه در ذهن و انديشه ما قرار مى‏گيرد از سه حالت خارج نيست: يا وجود برايش ضرورت دارد كه به آن واجب الوجود مى‏گويند، مثل زوجيت براى عدد چهار كه عدد چهار در ذات خود مقتضى زوجيت است. يا از درون و ذاتش تقاضاى عدم مى‏كند و به اصطلاح ممتنع الوجود است، مثل فرديت براى عدد چهار كه محال است از درون مقتضى فرديت باشد، يا نسبت آن به وجود و عدم يكسان است و از درون خود نه مقتضى وجود است و نه عدم كه به آن ممكن الوجود مى‏گويند، مثل اشياء و پديده‏هاى جهان هستى.(1)2- واجب الوجود بالذات (چيزى كه وجود و هستى برايش ضرورت دارد) از هر نوع علّتى بى نياز است؛ زيرا ملاك نيازمندى به علت، آن است كه هستى براى شى‏ء ضرورى و لازم نباشد و فرض اين است كه واجب الوجود هستى برايش ضرورت دارد.3- نياز نياز، علامت نقص است، و بى نياز نشانه كمال، بر اين اساس واجب الوجود، كه بى نياز است كمال مطلق است و هيچ گونه نقصى ندارد.گفتنى است كمالات لازمه ذات واجب الوجود است واز جايى كسب نكرده است، مثل زوجيت كه لازمه وجود عدد چهار است.4- موجود بى نياز و كمال مطلق بيش از يكى نمى‏تواند باشد؛ زيرا نامحدود است و در عالم هستى موجود نامحدود بيش از يكى نمى‏تواند وجود داشته باشد.براى تقريب ذهن به اين مثال توجه شود. اگر در اطاق 3*3 يك قطع سنگ 9 مترى قرار بدهيم قهراً جايى براى سنگ ديگرى باقى نمى‏ماند و وجود سنگ ديگر در آن جا محال خواهد بود. در عالم هستى اگر به يك موجود نامحدودى معتقد شويم و او را كمال مطلق بدانيم تصور وجود فرد نامحدود ديگرى محال مى‏باشد.5- به هيچ وجه مقايسه بين واجب الوجود و ممكن الوجود صحيح نيست و به اصطلاح بزرگان قياس مع الفارق است، مثل قياس بين جماد و نبات، حيوان و انسان، و مثل جاهل و عالم... براى اين كه واجب الوجود، بى نياز از علت است و ممكن نبى نياز نيست، آن كامل است، اين ناقص. آن نامحدود است، اين محدود، آن يكانه است اين متعدّد و... .با توجه به اين مطالب در پاسخ شبهه مذكور مى‏توان گفت: اوّلاً بين واجب الوجود (خدا) و ممكن الوجود (انسان) مقايسه كرديد كه اشتباهى است بس بزرگ.ثانياً اصلاً وجود خدا و واجب الوجود همراه با كمالات است. كمالات جزء ذات او است، اين طور نيست كه بعد از وجود، همه كمالات را به خود اختصاص داده باشد و هر چيزى به غير داده به طور ناقص عنايت كرده باشد، تا گفته شود: اين چه عدالتى است كه همه خوبى‏ها را خود داشته باشد و ديگران نداشته باشند، بلكه همان طور گفتيم اصلاً وجودش مساوى با كمالات است و نقص در او راه ندارد و نمى يتواند راه پيدا كند، مثل زوجيت براى عدد چهار، همان طور كه نمى‏شود كسى بگويد: چرا زوجيت به چهار داده شده و فرديت به عدد سه؟ درباره واجب الوجود هم نمى‏شود گفت: كه چرا همه كمالات را او دارد و ديگران به طور كامل ندارند.پى نوشت‏ها: 1. منشور جاويد، ج 2، از ص 115 به بعد.
کد سوال : 51187
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : در صورت امكان آدرس دفتر مرحوم آيت اللَّه گلپايگانى را براى من بفرستيد.
پاسخ : آدرس مرحوم دفتر آيت اللَّه العظمى گلپايگانى كه فعلاً دفتر آيت اللَّه صافى گلپايگانى است. در قم خيابان انقلاب (چهار مردان) مقابل كوچه عشقعلى، دفتر آيت اللَّه العظمى گلپايگانى، تلفن 715511.
کد سوال : 51188
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا در قيامت، كائنات نيز نابود خواهند شد؟
پاسخ : براى برپايى قيامت، يعنى عالم پس از مرگ، علائم و حوادثى در عالم ماده رخ خواهد داد و در واقع أجل و مهلت عالم به سر خواهد رسيد؛ زيرا هر چيزى كه مادى است، أجلى دارد و تا مدتى قدرت و توان ماندگارى، بازدهى و نتيجه دهى دارد، همان طورى كه زنى كه پير شد، ديگر توان حامله شدن ندارد يا درخت تا مدت مى‏تواند ميوه بدهد و هم چنين هر چيز ديگر.پس مى‏توان گفت وقتى كه ويتامن و انرژى اين عالم تمام شد (أجلش رسيد)، فوراً يا پس از مدتى قيامت بر پا خواهد شد اين حقيقت را از بعضى از آيات قرآن مى‏توان استفاده كرد.در سوره (تكوير) مى‏فرمايد: "اذا الشّمس كورت و اذا النجوم انكدرت و اذا الجبال سيرت و اذا العشار عطلت و اذا الوحوش حشرت و اذا البحار سجرت".هنگامى كه خورشيد و بى فروغ گردد و ستارگان خاموش و تاريك گردند و كوه‏ها از جاى خود حركت كنند... و هنگامى كه درياها آتش گيرند (پر شوند)؛ پس از اين تحولات قيامت برپا مى‏شود و از كشتن دختران بى گناه سؤال مى‏شود و در سوره (نفطار) مى‏فرمايد: "اذا السماء انفطرت و اذا الكواكب انتشرت و اذا البحار فجّرت؛ آن گاه كه آسمان بشكافد و ستارگان پراكنده شوند و درياها منفجر و پيوسته گردند بديهى است هنگامى كه خورشيد توان خود را از دست بدهد، در نتيجه ستارگان و آنچه از عالم به هم پيوستگى دارد، درهم و برهم خواهند شد و شيرازه عالم به هم خواهد خورد.فيزيك دانان مى‏گويند: انتروپى (پيرى) جهان در حال افرايش است و اتم‏هاى آن پيوسته در حال فرسايشند و هر روزى كه بر آن مى‏گذرد و گامى به سوى پيرى بر مى‏دارد و در تمام نقل و انتقالات خود، قسمتى از نظم و ترتيب جهان از بين مى‏رود. وقتى (پيرى) به آخرين پايه خود رسيد و اجسام از نظر حرارت و برودت يكسان شدند در چنين روزى نظام گيتى به هم مى‏خورد و نظم و ترتيب به كلى دگرگون مى‏گردد و زمين و آسمان به غير از اين صورت در نمى‏آيند و قرآن از اين حقيقت پرده بر مى‏دارد:"يوم تبدل الارض غير الارض و السموات و برزواللَّه لواحد القهّار؛(1) روزى كه زمين و آسمان‏ها به زمين و آسمان ديگرى تبديل شود و مردم در پيشگاه خداى مقتدر حاضر گردند".(2)از مجموع آن چه در آيات گذشته آمد، چنين نتيجه مى‏گيريم كه قيامت ادامه دنيا نيست بلكه اين جهان به كلى درهم كوبيده مى‏شود، زيرا انفجارهاى عظيم و زلزله‏هاى هولناك همه چيز را درهم مى‏پيچد، سپس طرح تازه‏اى ريخته مى‏شود و جهان نوينى بر ويرانه‏هاى اين جهان برپا مى‏شود و رستاخيز انسان‏ها در آن عالم جديد است".(3) ولى اين مطلب بايد بحث شود كه (آيا آن جهان بر ويرانه‏هاى اين جهان بر پا مى‏شود؟) يا (جهان آخرت از مقوله ديگرى است و ربطى به ويرانه‏هاى اين عالم ندارد). در هر صورت اين عالم، پس از ويرانى به صورت ديگرى در مى‏آيد، و صحنه قيامت را تشكيل مى‏دهد؟ يا عالم ديگرى كه مادى به اين صورت نيست؟ بر پا خواهد شد؟پى نوشت‏ها: 1. ابراهيم (14) آيه 48.2. معاد انسان و جهان، آيت اللَّه سبحانى، ص 82.3. پيام قرآن، ج 6، ص 40.
کد سوال : 51189
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : مطالعه كتاب‏هاى مرحوم علامه مجلسى از قبيل (جلاءالعيون، حيوة القلوب، حق اليقين، حلية المتّقين، بحارالانوار و غيره) براى افراد مختلف چگونه است؟
پاسخ : كتاب‏هاى مرحوم علامه مجلسى از كتب تحقيقى و عالمانه آن عالم فرزانه است، مخصوصاً بحارالانوار كه در حقيقت مجمع معارف اسلامى است و زمينه ساز تحقيق محققان در تمام ابعاد و زواياى معارف واحكام اسلامى است. ايشان با اين كه كوشش فراوانى در جمع آور ياحادث و آيات مربوط كرده، در ذيل بسيارى از روايات تحقيق و توضيح هم آورده است.علامه در سال 1111 رحلت فرموده و بديهى است كه تحقيقات و نوشته‏هاى او در آن زمان شايد بهترين و كامل‏ترين بوده، مسلماً بعد از ايشان تا زمان ما،علما و محققان، تحقيقات بيشترى كرده‏اند و به نتايج جديدترى دست يافته‏اند. بنابراين، براى كسى كه اهل تحقيقى نيست، بهتر است از كتاب‏هاى جديد مثل كتاب‏هاى شهيد مطهرى، آيت اللَّه جوادى آملى، آيت اللَّه مكارم و ديگر نويسندگان استفاده شود.به عبارت ديگر كتاب‏هاى فارسى مرحوم مجلسى رسالت خود را در عصر خود انجام داده‏اند و اينك به خاطر تحوّل زمان و مكان و شرايط به شكل عميق‏تر بايد كتاب‏ها تصحيح، تحقيق و تكميل شود، لذا برخى از كتاب‏ها روى منباى تسامح در ادله تدوين يافته و امروز بايد دلايل مستحبات، مكروهات و حتى مباحات نيز مورد تحقيق و بررسى سندى و دلالى قرار گيرد.
کد سوال : 51190
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا ادعاى ارتباط با ائمه(ع) به طورى كه بتوان در بيدارى آنان را ديد و يا تلفنى صحبت كرد، صحيح است؟
پاسخ : راجع به ارتباط با ائمه(ع) آن چه در متون مذهبى آمده اين است كه افراد عادى ممكن است با خواندن دعاهاى مخصوص فقط در خواب موفق شوند ائمه(ع) را ملاقات كنند، اما ارتباط افراد عادى با ائمه(ع) در بيدارى آن هم با شخص ايشان هيچ دليلى بر آن وجود ندارد و كسانى كه مدّعى هستند با ارواح مى‏توانند ارتباط برقرار كنند هرگز نتوانسته‏اند روح ائمه(ع) را احضار كنند.افرادى كه مدّعى ارتباط با امامان(ع) هستند شياد و دروغگو و كلاه بردارند و از اين طريق به مقاصد شوم خود مى‏رسند. تا به حال هيچ يك از علماى بزرگ شيعه مدّعى رؤيت شخص امام(ع) نشده است.
کد سوال : 51191
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : مشكل من اين است كه نمى‏توانم رفتارهاى مردم را درك كنم. يعنى نمى‏دانم چه وقت با من شوخى مى‏كنند و چه وقت جدى هستند از اين جهت ممكن است بى جهت عصبانى شوم... .
پاسخ : از اين كه مجدّداً براى ما نامه نوشته‏ايد نشان گر اين است كه شما دنبال درمان مشكلات خود هستيد و نمى‏خواهيد هم چنان در اشتباهات خود باقى بمانيد و از اين جهت به شما تبريك مى‏گوئيم و نويد مى‏دهيم كه بالاخره راه صحيح و اصلاح روحيه خود را خواهيد يافت.بايد به شما بگوئيم انسان هرگز نمى‏تواند ديگران را موفق و مطابق با اميال و خواسته‏هاى خود بار آورد، پس ناگزير بايد خودمان تغيير روش دهيم و در جهت اصلاح خود كوشش كنيم. انتظارات و توقّعات را از پدر و مادر و خواهر و برادر و دوستان مدرسه كم كنيم، چرا كه توقع بيش از حدّ نفرت مى‏آورد. بايد بدبينى را كنار بگذاريم، ديگران را دشمن، ضدّ و بدخواه خود ندانيم، خوشبين باشيم و با ديده احترام و محبت به ديگران نگاه كنيم. نگاه‏هاى بغض آلودى كه نسبت به ديگران داريد كار شما را خراب مى‏كند، بياييد دست از اين حالت برداريد و پس از چهل روز نتيجه آن را ببينيد، آن وقت خواهيد ديد كه ديگران هم با مهربانى به شما نگاه مى‏كنند و دنياى شما به كلّى عوض شده است.چرا وقتى دوست با نماز و با حجاب شما گفت فلانى - يعنى شما - معلّم را دوست داريد مى‏خواستى او را بكشى؟ مگر اين حرف اشكال داشت؟ چرا از او جدا شديد؟ چرا از اين فرصت استفاده نكرديد؟ قطعاً منظور بدى از آن حرف نداشته است و يا خواسته شوخى كند. چرا قضاوت بد كرديد؟وقتى هم كلاسى‏ها از شما كناره مى‏گيرند بى تفاوت باش و سعى كن اظهار ناراحتى نكنى، سعى كن خود را خونسرد و بى تفاوت نشان دهى، حسّاسيت به خرج نده آن وقت خواهى ديد كه آن‏ها هم نسبت به تو حسّاسيت نشان نمى‏دهند. وقتى آن‏ها با هم برخورد صميمانه دارند، تو هم خود را صميمى نشان بده، اگر چنين كنى ممكن است دفعه اوّل باور نكنند و بار دوّم نيز، بى اعتنايى كنند، ولى سرانجام به تو نزديك مى‏شوند. چرا احساس تنهايى مى‏كنى؟ كسى كه با خدا باشد تنها نيست و دورى ديگران از تو به علت توقّع زيادى است كه دارى يا اين كه در مورد آن‏ها زود قضاوت مى‏كنى. اين كه شما فقط به معلم سوّم نظرى دل ببنديد كار اشتباهى است، شما بايد به همه همكلاسى‏ها و هم نوعان خود علاقه‏مند باشى تا ديگران احساس نزديكى كنند و هميشه يكى دو تا دوست داشته باشى.گذشته را فراموش كن. اگر بخواهى گذشته‏ها را هميشه در جلوى چشم خود مجسّم داشته باشى هرگز راضى نخواهى شد. اشتباهات و تنبلى‏هاى گذشته را اگر مى‏توانى جبران كن و اگر استعداد زيادى ندارى با اخلاق خوب و با رفتار خود كمبودها را جبران كن؛ نه اين كه پرخاش كنى و حسّاسيّت نشان دهى و به همه بدبين شوى.البتّه ما نمى‏خواهيم بگوييم همه كسانى كه اطراف تو هستند، آدم‏هاى خوبى هستند و رفتارشان خوب است. افراد مريضى ممكن است باشند كه برخوردهاى بسيار نامناسبى دارند، ولى وظيفه ما چيست؟ آيا بايد فقط به آنان نگاه كنيم و پركينه و نفرت خود بيفزائيم؟ هر لحظه‏اى كه اين حالت را داشته باشيد چقدر از فكر و ذهن و ارزش شما كاسته مى‏شود و آن چه شما به خاطر خشم و غضب از دست مى‏دهيد، بسيار زيان بارتر از آن چيزى است كه به خيال خود به دست مى‏آوريد.كسى كه از تنهايى وحشت داريد بايد كارى كند كه از تنهايى در آيد، اين لج بازى‏ها شما را تنهاتر مى‏كند و تنها چاره شما اين است كه با فراموش كردن گذشته و با محبّت و علاقه و خوشبينى به ديگران شروع به درمان خود كنيد و در اين راه از خدا بزرگ كمك بخواهيد. بسيار كار سختى است كه انسان رفتار و كردار و عادات خود را عوض كند، ولى امكان‏پذير است، كارهاى مشكل با توكّل بر خدا و با اراده و تصميم جدى آسان مى‏شود، اراده انسان كوه‏ها را به لرزه در مى‏آورد و دل سنگ را آب مى‏كند. از گوهر وجود خويش غافل مباشيد، ارزش خود را باز يابيد و با تفكّر صحيح و اراده‏اى آهنين در مقابل نفس سركش و بدبين و پرخاش گر بايستيد و بگوييد من از امروز به حرف عقل و دين و خدا گوش مى‏دهم، كينه‏ها را بيرون مى‏ريزم و اعمال صالح و شايسته نسبت به آدم‏هاى خوب و بد انجام م يدهم و منتظر رحمت الهى مى‏مانم تا خداوند به من لطف كند و بفهمم كه تنها نيستم، خدا با من است، خدا كارهاى مرا مى‏بيند. يك قدم به تو را جلو خواهد برد.در خاتمه توصيه مى‏كنيم دوستى را انتخاب كنيد كه اخلاق او مناسب باشد سعى كنيد با كسانى كه مايلند با شما دوست شوند، جواب مثبت بدهيد و كسانى كه مايل نيستند را رها كنيد. البته پس از گرفتن دوست نگه دارى دوست مهم است. هرگز در دوستى و علاقه به كسى افراط و تفريط نكنيد، در حدّ اعتدال برخورد كنيد، بيشتر به سلام و احوال پرسى و سؤالات درسى اكتفا كنيد، به هر ميزانى كه دوستتان ابراز محبّت مى‏كند شما هم اظهار دوستى كنيد؛ نه زيادتر.هرگز دوستى نبايد به صورتى باشد كه موجب دلتنگى شود. ما معتقديم وقتى دو نفر خيلى صميمى شدند بايد از يكديگر دورى كنند، چون ممكن است اين نوع دوستى به گناه كشيده شود، يا به اختلاف بينجامد. خدا و درس را دوست خود بدانيد، به خانواده‏تان بيشتر فكر كنيد تا ديگران، اگر دوست شمإ؛ح‏ح‏ى دوستان ديگرى را انتخاب كرد شما خوشحال باشيد، حسادت را كنار بگذاريد، چند صباحى با آن‏ها هستيد بعداً از هم جدا مى‏شويد. شما بفكر سرنوشت خودتان باشيد.
کد سوال : 51192
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : دفع باد از سيستم تناسلى به دو علت است1- بيمارانى كه دچار شل شدگى عضلات اين ناحيه هستند به علت زايمان‏هاى مكرّر و طولانى كه اين‏ها را جرّاحى كرد. (سيستوسل)2- بدون علت مشخص كه درمان نمى‏شود؟طى دفع باد از سيستم تناسلى آيا وضو باطل است؟
پاسخ : دفع باد از سيستم تناسلى زن موجب بطلان وضو نمى‏شود فقط خروج باد از مخرج معتاد وضو را باطل مى‏كند.(1)پى نوشت‏ها: 1. توضيح المسائل مراجع، ج‏1، ص 200، مسئله 323.
کد سوال : 51193
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : روشى است جهت جلوگيرى از باردارى كه وسيله‏اى به نام iud داخل رحم قرار مى‏گيرد با توجه به اين كه عمل لقاح تخمك زن و اسپرم مرد قبل از ورود به رحم داخل لوله رحمى انجام مى‏شود از ديدگاه شرعى استفاده از اين چه حكمى دارد؟توضيح اين كه: اين وسيله مانع جايگزين
پاسخ : هرگاه موجب لمس و نظر حرام نشود مانعى ندارد مگر اين كه ضرورت فردى يا اجتماعى ايجاب كند.(1)پى نوشت‏ها: 1. آيت اللَّه مكارم شيرازى، استفتائات جديد، ص 461، سؤال 1517.