کد سوال : 51184
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : ما معتقديم خوب بودن و معصوم بودن فرشتگان براى آنان كمال و ارزشى محسوب نمىشود چون خلقتاً طورى هستند كه نمىتوانند بدى كنند و مرتكب گناه شوند، به تعبير ديگر براى رسيدن به كمال متحمل سختى و رنج نشده و نمىشوند. در نتيجه شايسته تقدير و تشكر نمىباشند در مور
پاسخ : در پاسخ شبهه فوق مىتوان گفت: اوّلاً: چه كسى گفته خوب بودن فرشتگان و عدم ارتكاب گناه آنها براى آنان كمال نيست و به خاطر آن مورد ستايش قرار نمىگيرند؟!خداوند سبحان در موارد مختلفى در قرآن از آنها تمجيد و ستايش كرده است از جمله مىفرمايند: فرشتگان بندگانى بزرگوارند كه در سخن از او پيشى نگرفته و به امرش عمل مىكنند.(1) و در جاى ديگرى مىفرمايند: آنان از فرمان الهى سرپيچى نمىكنند و آن چه دستور يابند عمل مىكنند.(2) و در آيه ديگرى آن را به خاطر اين كه در برابر پروردگار خود خاضع و خاشع اند و با تذلل او را پرستش مىكنند مدح و ستايش مىكند.(3)همه اينها نشان مىدهد كه فرشتگان در برابر اوامر الهى قدرت اطاعت و مخالفت را دارند و به همين جهت هم قابل ستايش هستند، امّا به خاطر طهارت و پاكى ذات خود تخلّف نمىكنند.(4)ثانياً: از كجا مىفرماييد مدح و ستايش از چيزى در جايى و وقتى است كه آن شىء از راه رنج و تحمل سختى كمالى را به دست آورده باشد؟ چه بسيارند افرادى كه از گل، حيوان، پرنده، منظره زيبا و قشنگى تعريف و تمجيد مىكنند در حالى كه آنها در زيبايى خود نقشى ندارند.ثالثاً: ستايش و تمجيد از چيزى و كسى تنها به خاطر داشتن كمالات نيست، بلكه بيشتر به خاطر كارها و ابتكارات و ابداعاتى كه از آن سرزده است.هنرمندى را به خاطر خلق كار هنرى زيبا، معلمى را به جهت تدريس موفق، نويسندهاى را برا ينوشتن مقاله مفيد و ارزنده و بالاخره كشاورزى را به خاط ربرداشت محصول بيشتر مدح و ستايش مىكنند و خيلى توجّه به علم و دانش و تجربه او ندارند.ذات اقدس حق هم به خاطر خلق اين همه موجودات شگفتانگيز قابل تقدير و ستايش مىباشد. پى نوشتها:1. انبياء (21) آيه 7. 2. تحريم (66) آيه 6.3. انبيا (21) آيه 28.4. اقتباس از الميزان، ج 13، ص 275، ذيل آيه 70 اسراء.
کد سوال : 51185
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چرا من و هر كس براى خود خدا نباشد؟ چرا فقط بايد خدا، خدا باشد و ديگران نه؟ عدالت اقتضا مىكند يك مقام خدايى وجود داشته باشد تا هر كسى بتواند با تلاش و كوشش خود به آن مقام نايل گردد؟
پاسخ : با دقت در پاسخ اوّل پاسخ شبهه دوّم روشن خواهد بود، زيرا همان طور كه متذكر شديم مقايسه بين واجب الوجود و ممكن الوجود مقايسهاى غلط و نامعقول است. اصلاً منطقى نيست وجود بى نياز، كامل، نامحدود، يگانه و... را در رديف موجود نيازمند و ناقص و محدود و... قرار بدهيم و آن گاه بگوييم او آن چنان است و ديگران نه.بنابراين، مقام خدايى يك امر جداى از خداوند متعال نيست تا گفته شود عدالت اقتضا مىكند چنان مقامى وجود داشته باشد تا هر كسى بتواند با تلاش خود به آن نايل شود. مقام خدايى يك امر قراردادى و موهبتى نيست بلكه مقام خدايى عين و لازمه ذات موجود بى نياز و كامل و نامحدود است نه اين كه خودش چيزى و مقام خدائيش چيز ديگرى باشد و آن گاه آن را به خود اختصاص داده باشد، مانند شورى نمك كه جداى از نمك نيست، يعنى در نمك دو چيز نداريم يكى خود نمك و ديگرى شورى آن، بلكه اصلاً نمك مساوى با شورى است و نمىتوان شورى را از نمك گرفت و در عين حال نمك، نمك باشد.پس مقام خدايى هم اين گونه است كه به هيچ وجه از او منفك نمىشود. البته اين براى مثال بود وگرنه ذات بارى تعالى از همه مثال و قياسها منزه است.
کد سوال : 51186
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا اين عدل است كه همه كمالات نظير علم، حيات، قدرت، زيبايى و خوبىها مخصوص خدا باشد و همه نقصها، مثل جهل، مرگ، ضعف، زشتى و بدىها مربوط به غير او؟
پاسخ : مقدمه: وقتى نامه شما را خوانديم و از محتوايش مطلع شديم، تعجب كرديم، و قلباً براى شما آرزوى موفقيت نموديم و گفتيم احسن بر جوان هيجده سالهاى كه شبهات آن چنانى برايش پيش آمده، با كمال شهامت آنها را طرح كرده و در صدد راه حل آن بر آمده است. حق طبيعى هر انسانى به خصوص جوان مسلمان اين است كه در مسائل اصولى شبهه كند و براى رفع آن شخصاً تحقيق كرده يا از اهل فن بپرسد. اكثريت قريب به اتفاق فقها و مراجع بزرگ در رساله خود آوردهاند شخص مسلمان نمىتواند در اصول دين تقليد كند و بايد عقيدهاش از روى دليل و بصيرت باشد.پيدايش شبهه در ذهن، حتى اظهار آن موجب كفر و ارتداد نمىشود و كسى را به خاطر طرح شبهه متهم به بيمارى روانى و بى دينى نمىكنند و وجود شبهات را نسبت به وسوسههاى شيطانى نمىدهند. بنابراين از اظهار آن هراس نداشته باشيد. البته سعى شود در حد شبهه باشد و از طرفى درصدد برطرف كردن آن باشيد.براى رفع شبهه فوق ناگزيريم به بيان چند مطلب به عنوان مقدمه بپردازيم.1- فلاسفه معتقدند هر چيزى كه در ذهن و انديشه ما قرار مىگيرد از سه حالت خارج نيست: يا وجود برايش ضرورت دارد كه به آن واجب الوجود مىگويند، مثل زوجيت براى عدد چهار كه عدد چهار در ذات خود مقتضى زوجيت است. يا از درون و ذاتش تقاضاى عدم مىكند و به اصطلاح ممتنع الوجود است، مثل فرديت براى عدد چهار كه محال است از درون مقتضى فرديت باشد، يا نسبت آن به وجود و عدم يكسان است و از درون خود نه مقتضى وجود است و نه عدم كه به آن ممكن الوجود مىگويند، مثل اشياء و پديدههاى جهان هستى.(1)2- واجب الوجود بالذات (چيزى كه وجود و هستى برايش ضرورت دارد) از هر نوع علّتى بى نياز است؛ زيرا ملاك نيازمندى به علت، آن است كه هستى براى شىء ضرورى و لازم نباشد و فرض اين است كه واجب الوجود هستى برايش ضرورت دارد.3- نياز نياز، علامت نقص است، و بى نياز نشانه كمال، بر اين اساس واجب الوجود، كه بى نياز است كمال مطلق است و هيچ گونه نقصى ندارد.گفتنى است كمالات لازمه ذات واجب الوجود است واز جايى كسب نكرده است، مثل زوجيت كه لازمه وجود عدد چهار است.4- موجود بى نياز و كمال مطلق بيش از يكى نمىتواند باشد؛ زيرا نامحدود است و در عالم هستى موجود نامحدود بيش از يكى نمىتواند وجود داشته باشد.براى تقريب ذهن به اين مثال توجه شود. اگر در اطاق 3*3 يك قطع سنگ 9 مترى قرار بدهيم قهراً جايى براى سنگ ديگرى باقى نمىماند و وجود سنگ ديگر در آن جا محال خواهد بود. در عالم هستى اگر به يك موجود نامحدودى معتقد شويم و او را كمال مطلق بدانيم تصور وجود فرد نامحدود ديگرى محال مىباشد.5- به هيچ وجه مقايسه بين واجب الوجود و ممكن الوجود صحيح نيست و به اصطلاح بزرگان قياس مع الفارق است، مثل قياس بين جماد و نبات، حيوان و انسان، و مثل جاهل و عالم... براى اين كه واجب الوجود، بى نياز از علت است و ممكن نبى نياز نيست، آن كامل است، اين ناقص. آن نامحدود است، اين محدود، آن يكانه است اين متعدّد و... .با توجه به اين مطالب در پاسخ شبهه مذكور مىتوان گفت: اوّلاً بين واجب الوجود (خدا) و ممكن الوجود (انسان) مقايسه كرديد كه اشتباهى است بس بزرگ.ثانياً اصلاً وجود خدا و واجب الوجود همراه با كمالات است. كمالات جزء ذات او است، اين طور نيست كه بعد از وجود، همه كمالات را به خود اختصاص داده باشد و هر چيزى به غير داده به طور ناقص عنايت كرده باشد، تا گفته شود: اين چه عدالتى است كه همه خوبىها را خود داشته باشد و ديگران نداشته باشند، بلكه همان طور گفتيم اصلاً وجودش مساوى با كمالات است و نقص در او راه ندارد و نمى يتواند راه پيدا كند، مثل زوجيت براى عدد چهار، همان طور كه نمىشود كسى بگويد: چرا زوجيت به چهار داده شده و فرديت به عدد سه؟ درباره واجب الوجود هم نمىشود گفت: كه چرا همه كمالات را او دارد و ديگران به طور كامل ندارند.پى نوشتها: 1. منشور جاويد، ج 2، از ص 115 به بعد.
کد سوال : 51187
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : در صورت امكان آدرس دفتر مرحوم آيت اللَّه گلپايگانى را براى من بفرستيد.
پاسخ : آدرس مرحوم دفتر آيت اللَّه العظمى گلپايگانى كه فعلاً دفتر آيت اللَّه صافى گلپايگانى است. در قم خيابان انقلاب (چهار مردان) مقابل كوچه عشقعلى، دفتر آيت اللَّه العظمى گلپايگانى، تلفن 715511.
کد سوال : 51188
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا در قيامت، كائنات نيز نابود خواهند شد؟
پاسخ : براى برپايى قيامت، يعنى عالم پس از مرگ، علائم و حوادثى در عالم ماده رخ خواهد داد و در واقع أجل و مهلت عالم به سر خواهد رسيد؛ زيرا هر چيزى كه مادى است، أجلى دارد و تا مدتى قدرت و توان ماندگارى، بازدهى و نتيجه دهى دارد، همان طورى كه زنى كه پير شد، ديگر توان حامله شدن ندارد يا درخت تا مدت مىتواند ميوه بدهد و هم چنين هر چيز ديگر.پس مىتوان گفت وقتى كه ويتامن و انرژى اين عالم تمام شد (أجلش رسيد)، فوراً يا پس از مدتى قيامت بر پا خواهد شد اين حقيقت را از بعضى از آيات قرآن مىتوان استفاده كرد.در سوره (تكوير) مىفرمايد: "اذا الشّمس كورت و اذا النجوم انكدرت و اذا الجبال سيرت و اذا العشار عطلت و اذا الوحوش حشرت و اذا البحار سجرت".هنگامى كه خورشيد و بى فروغ گردد و ستارگان خاموش و تاريك گردند و كوهها از جاى خود حركت كنند... و هنگامى كه درياها آتش گيرند (پر شوند)؛ پس از اين تحولات قيامت برپا مىشود و از كشتن دختران بى گناه سؤال مىشود و در سوره (نفطار) مىفرمايد: "اذا السماء انفطرت و اذا الكواكب انتشرت و اذا البحار فجّرت؛ آن گاه كه آسمان بشكافد و ستارگان پراكنده شوند و درياها منفجر و پيوسته گردند بديهى است هنگامى كه خورشيد توان خود را از دست بدهد، در نتيجه ستارگان و آنچه از عالم به هم پيوستگى دارد، درهم و برهم خواهند شد و شيرازه عالم به هم خواهد خورد.فيزيك دانان مىگويند: انتروپى (پيرى) جهان در حال افرايش است و اتمهاى آن پيوسته در حال فرسايشند و هر روزى كه بر آن مىگذرد و گامى به سوى پيرى بر مىدارد و در تمام نقل و انتقالات خود، قسمتى از نظم و ترتيب جهان از بين مىرود. وقتى (پيرى) به آخرين پايه خود رسيد و اجسام از نظر حرارت و برودت يكسان شدند در چنين روزى نظام گيتى به هم مىخورد و نظم و ترتيب به كلى دگرگون مىگردد و زمين و آسمان به غير از اين صورت در نمىآيند و قرآن از اين حقيقت پرده بر مىدارد:"يوم تبدل الارض غير الارض و السموات و برزواللَّه لواحد القهّار؛(1) روزى كه زمين و آسمانها به زمين و آسمان ديگرى تبديل شود و مردم در پيشگاه خداى مقتدر حاضر گردند".(2)از مجموع آن چه در آيات گذشته آمد، چنين نتيجه مىگيريم كه قيامت ادامه دنيا نيست بلكه اين جهان به كلى درهم كوبيده مىشود، زيرا انفجارهاى عظيم و زلزلههاى هولناك همه چيز را درهم مىپيچد، سپس طرح تازهاى ريخته مىشود و جهان نوينى بر ويرانههاى اين جهان برپا مىشود و رستاخيز انسانها در آن عالم جديد است".(3) ولى اين مطلب بايد بحث شود كه (آيا آن جهان بر ويرانههاى اين جهان بر پا مىشود؟) يا (جهان آخرت از مقوله ديگرى است و ربطى به ويرانههاى اين عالم ندارد). در هر صورت اين عالم، پس از ويرانى به صورت ديگرى در مىآيد، و صحنه قيامت را تشكيل مىدهد؟ يا عالم ديگرى كه مادى به اين صورت نيست؟ بر پا خواهد شد؟پى نوشتها: 1. ابراهيم (14) آيه 48.2. معاد انسان و جهان، آيت اللَّه سبحانى، ص 82.3. پيام قرآن، ج 6، ص 40.
کد سوال : 51189
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : مطالعه كتابهاى مرحوم علامه مجلسى از قبيل (جلاءالعيون، حيوة القلوب، حق اليقين، حلية المتّقين، بحارالانوار و غيره) براى افراد مختلف چگونه است؟
پاسخ : كتابهاى مرحوم علامه مجلسى از كتب تحقيقى و عالمانه آن عالم فرزانه است، مخصوصاً بحارالانوار كه در حقيقت مجمع معارف اسلامى است و زمينه ساز تحقيق محققان در تمام ابعاد و زواياى معارف واحكام اسلامى است. ايشان با اين كه كوشش فراوانى در جمع آور ياحادث و آيات مربوط كرده، در ذيل بسيارى از روايات تحقيق و توضيح هم آورده است.علامه در سال 1111 رحلت فرموده و بديهى است كه تحقيقات و نوشتههاى او در آن زمان شايد بهترين و كاملترين بوده، مسلماً بعد از ايشان تا زمان ما،علما و محققان، تحقيقات بيشترى كردهاند و به نتايج جديدترى دست يافتهاند. بنابراين، براى كسى كه اهل تحقيقى نيست، بهتر است از كتابهاى جديد مثل كتابهاى شهيد مطهرى، آيت اللَّه جوادى آملى، آيت اللَّه مكارم و ديگر نويسندگان استفاده شود.به عبارت ديگر كتابهاى فارسى مرحوم مجلسى رسالت خود را در عصر خود انجام دادهاند و اينك به خاطر تحوّل زمان و مكان و شرايط به شكل عميقتر بايد كتابها تصحيح، تحقيق و تكميل شود، لذا برخى از كتابها روى منباى تسامح در ادله تدوين يافته و امروز بايد دلايل مستحبات، مكروهات و حتى مباحات نيز مورد تحقيق و بررسى سندى و دلالى قرار گيرد.
کد سوال : 51190
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا ادعاى ارتباط با ائمه(ع) به طورى كه بتوان در بيدارى آنان را ديد و يا تلفنى صحبت كرد، صحيح است؟
پاسخ : راجع به ارتباط با ائمه(ع) آن چه در متون مذهبى آمده اين است كه افراد عادى ممكن است با خواندن دعاهاى مخصوص فقط در خواب موفق شوند ائمه(ع) را ملاقات كنند، اما ارتباط افراد عادى با ائمه(ع) در بيدارى آن هم با شخص ايشان هيچ دليلى بر آن وجود ندارد و كسانى كه مدّعى هستند با ارواح مىتوانند ارتباط برقرار كنند هرگز نتوانستهاند روح ائمه(ع) را احضار كنند.افرادى كه مدّعى ارتباط با امامان(ع) هستند شياد و دروغگو و كلاه بردارند و از اين طريق به مقاصد شوم خود مىرسند. تا به حال هيچ يك از علماى بزرگ شيعه مدّعى رؤيت شخص امام(ع) نشده است.
کد سوال : 51191
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : مشكل من اين است كه نمىتوانم رفتارهاى مردم را درك كنم. يعنى نمىدانم چه وقت با من شوخى مىكنند و چه وقت جدى هستند از اين جهت ممكن است بى جهت عصبانى شوم... .
پاسخ : از اين كه مجدّداً براى ما نامه نوشتهايد نشان گر اين است كه شما دنبال درمان مشكلات خود هستيد و نمىخواهيد هم چنان در اشتباهات خود باقى بمانيد و از اين جهت به شما تبريك مىگوئيم و نويد مىدهيم كه بالاخره راه صحيح و اصلاح روحيه خود را خواهيد يافت.بايد به شما بگوئيم انسان هرگز نمىتواند ديگران را موفق و مطابق با اميال و خواستههاى خود بار آورد، پس ناگزير بايد خودمان تغيير روش دهيم و در جهت اصلاح خود كوشش كنيم. انتظارات و توقّعات را از پدر و مادر و خواهر و برادر و دوستان مدرسه كم كنيم، چرا كه توقع بيش از حدّ نفرت مىآورد. بايد بدبينى را كنار بگذاريم، ديگران را دشمن، ضدّ و بدخواه خود ندانيم، خوشبين باشيم و با ديده احترام و محبت به ديگران نگاه كنيم. نگاههاى بغض آلودى كه نسبت به ديگران داريد كار شما را خراب مىكند، بياييد دست از اين حالت برداريد و پس از چهل روز نتيجه آن را ببينيد، آن وقت خواهيد ديد كه ديگران هم با مهربانى به شما نگاه مىكنند و دنياى شما به كلّى عوض شده است.چرا وقتى دوست با نماز و با حجاب شما گفت فلانى - يعنى شما - معلّم را دوست داريد مىخواستى او را بكشى؟ مگر اين حرف اشكال داشت؟ چرا از او جدا شديد؟ چرا از اين فرصت استفاده نكرديد؟ قطعاً منظور بدى از آن حرف نداشته است و يا خواسته شوخى كند. چرا قضاوت بد كرديد؟وقتى هم كلاسىها از شما كناره مىگيرند بى تفاوت باش و سعى كن اظهار ناراحتى نكنى، سعى كن خود را خونسرد و بى تفاوت نشان دهى، حسّاسيت به خرج نده آن وقت خواهى ديد كه آنها هم نسبت به تو حسّاسيت نشان نمىدهند. وقتى آنها با هم برخورد صميمانه دارند، تو هم خود را صميمى نشان بده، اگر چنين كنى ممكن است دفعه اوّل باور نكنند و بار دوّم نيز، بى اعتنايى كنند، ولى سرانجام به تو نزديك مىشوند. چرا احساس تنهايى مىكنى؟ كسى كه با خدا باشد تنها نيست و دورى ديگران از تو به علت توقّع زيادى است كه دارى يا اين كه در مورد آنها زود قضاوت مىكنى. اين كه شما فقط به معلم سوّم نظرى دل ببنديد كار اشتباهى است، شما بايد به همه همكلاسىها و هم نوعان خود علاقهمند باشى تا ديگران احساس نزديكى كنند و هميشه يكى دو تا دوست داشته باشى.گذشته را فراموش كن. اگر بخواهى گذشتهها را هميشه در جلوى چشم خود مجسّم داشته باشى هرگز راضى نخواهى شد. اشتباهات و تنبلىهاى گذشته را اگر مىتوانى جبران كن و اگر استعداد زيادى ندارى با اخلاق خوب و با رفتار خود كمبودها را جبران كن؛ نه اين كه پرخاش كنى و حسّاسيّت نشان دهى و به همه بدبين شوى.البتّه ما نمىخواهيم بگوييم همه كسانى كه اطراف تو هستند، آدمهاى خوبى هستند و رفتارشان خوب است. افراد مريضى ممكن است باشند كه برخوردهاى بسيار نامناسبى دارند، ولى وظيفه ما چيست؟ آيا بايد فقط به آنان نگاه كنيم و پركينه و نفرت خود بيفزائيم؟ هر لحظهاى كه اين حالت را داشته باشيد چقدر از فكر و ذهن و ارزش شما كاسته مىشود و آن چه شما به خاطر خشم و غضب از دست مىدهيد، بسيار زيان بارتر از آن چيزى است كه به خيال خود به دست مىآوريد.كسى كه از تنهايى وحشت داريد بايد كارى كند كه از تنهايى در آيد، اين لج بازىها شما را تنهاتر مىكند و تنها چاره شما اين است كه با فراموش كردن گذشته و با محبّت و علاقه و خوشبينى به ديگران شروع به درمان خود كنيد و در اين راه از خدا بزرگ كمك بخواهيد. بسيار كار سختى است كه انسان رفتار و كردار و عادات خود را عوض كند، ولى امكانپذير است، كارهاى مشكل با توكّل بر خدا و با اراده و تصميم جدى آسان مىشود، اراده انسان كوهها را به لرزه در مىآورد و دل سنگ را آب مىكند. از گوهر وجود خويش غافل مباشيد، ارزش خود را باز يابيد و با تفكّر صحيح و ارادهاى آهنين در مقابل نفس سركش و بدبين و پرخاش گر بايستيد و بگوييد من از امروز به حرف عقل و دين و خدا گوش مىدهم، كينهها را بيرون مىريزم و اعمال صالح و شايسته نسبت به آدمهاى خوب و بد انجام م يدهم و منتظر رحمت الهى مىمانم تا خداوند به من لطف كند و بفهمم كه تنها نيستم، خدا با من است، خدا كارهاى مرا مىبيند. يك قدم به تو را جلو خواهد برد.در خاتمه توصيه مىكنيم دوستى را انتخاب كنيد كه اخلاق او مناسب باشد سعى كنيد با كسانى كه مايلند با شما دوست شوند، جواب مثبت بدهيد و كسانى كه مايل نيستند را رها كنيد. البته پس از گرفتن دوست نگه دارى دوست مهم است. هرگز در دوستى و علاقه به كسى افراط و تفريط نكنيد، در حدّ اعتدال برخورد كنيد، بيشتر به سلام و احوال پرسى و سؤالات درسى اكتفا كنيد، به هر ميزانى كه دوستتان ابراز محبّت مىكند شما هم اظهار دوستى كنيد؛ نه زيادتر.هرگز دوستى نبايد به صورتى باشد كه موجب دلتنگى شود. ما معتقديم وقتى دو نفر خيلى صميمى شدند بايد از يكديگر دورى كنند، چون ممكن است اين نوع دوستى به گناه كشيده شود، يا به اختلاف بينجامد. خدا و درس را دوست خود بدانيد، به خانوادهتان بيشتر فكر كنيد تا ديگران، اگر دوست شمإ؛ححى دوستان ديگرى را انتخاب كرد شما خوشحال باشيد، حسادت را كنار بگذاريد، چند صباحى با آنها هستيد بعداً از هم جدا مىشويد. شما بفكر سرنوشت خودتان باشيد.
کد سوال : 51192
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : دفع باد از سيستم تناسلى به دو علت است1- بيمارانى كه دچار شل شدگى عضلات اين ناحيه هستند به علت زايمانهاى مكرّر و طولانى كه اينها را جرّاحى كرد. (سيستوسل)2- بدون علت مشخص كه درمان نمىشود؟طى دفع باد از سيستم تناسلى آيا وضو باطل است؟
پاسخ : دفع باد از سيستم تناسلى زن موجب بطلان وضو نمىشود فقط خروج باد از مخرج معتاد وضو را باطل مىكند.(1)پى نوشتها: 1. توضيح المسائل مراجع، ج1، ص 200، مسئله 323.
کد سوال : 51193
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : روشى است جهت جلوگيرى از باردارى كه وسيلهاى به نام iud داخل رحم قرار مىگيرد با توجه به اين كه عمل لقاح تخمك زن و اسپرم مرد قبل از ورود به رحم داخل لوله رحمى انجام مىشود از ديدگاه شرعى استفاده از اين چه حكمى دارد؟توضيح اين كه: اين وسيله مانع جايگزين
پاسخ : هرگاه موجب لمس و نظر حرام نشود مانعى ندارد مگر اين كه ضرورت فردى يا اجتماعى ايجاب كند.(1)پى نوشتها: 1. آيت اللَّه مكارم شيرازى، استفتائات جديد، ص 461، سؤال 1517.