• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
عضویت در خبرنامه
کد سوال :
جستجو :
کد سوال : 51014
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : جريان حجّهْْ الوداع و حديث غدير را ذكر كنيد.
پاسخ : از حوادث سال دهم هجرت ، جريان آخرين حجّ پيامبر (ص) و حديث غدير در غدير خم مي‌باشد. پيامبر (ص) در يازدهمين ماه اسلامى (ذيقعده) دستور داد كه در شهر مدينه و ميان قبايل اعلان كنند كه پيامبر (ص) امسال، عازم زيارت خانة خدا است. اين اعلان شوق فراوانى را در دل گروه عظيمى از مسلمانان برانگيخت و به دنبال آن هزاران نفر در اطراف مدينه، خيمه زدند و همگى در انتظار حركت پيامبر بودند. پيامبر در بيست و ششم ذى القعده، در حالى كه بيش از شصت قربانى به همراه داشت، به سوى مكه حركت نمود. وقتى به ذى الحليفه (نقطه اى كه مسجد شجره آن جا قرار دارد) رسيد، با پوشيدن دو پارچة سفيد او مسجد شجره احرام بست و دعاى معروف احرام را كه "لبّيك" و پاسخ به نداى ابراهيم است، قرائت نمود. روز چهارم ماه ذى الحجه وارد مكه شد و يكسره راه مسجد را پيش گرفت و وارد مسجد الحرام شد، در حالى كه خدا را حمد و ثنا مي‌ گفت و به ابراهيم درود مي‌ فرستاد. خلاصه ، اعمال عمرة حجّ را انجام داد. اعمال عمره به پايان رسيد. پيامبر (ص) راضى نبود در فاصلة عمر و اعمال حجّ در خانة كسى به سر برد. از اين رو دستور داد خيمة او را بيرون مكه بزنند. روز هشتم ذيحجه فرا رسيد. زائران خانة خدا همان روز از مكه به سوى عرفات حركت مي‌كنند. پيامبر (ص) نيز عازم عرفات شد و تا طلوعآفتاب روز نهم در "منيََ" ماند. سپس بر شتر خود سوار شد و راه "عرفات" را پيش گرفت و در نقطه اى به نام "نمره" كه خيمة حضرت را آن جا زده بودند، فرود آمد. در آن اجتماع با شكوه ، در حالى كه روى شتر قرار گرفته بود، سخنان تاريخى خود را ايراد فرمود. پيامبر (ص) تا غروب روز نهم در عرفه توقف نمود. وقتى هموا كمى تاريك شد، بر شتر خود سوار شد و قسمتى از شب را در "مزدلفه" و فاصلة طلوع فجر و آفتاب را در مشعر به سر برد. روز دهم رهسپار "منيََ" گرديد و مراسم "رمى جمره" و "تقصير" را انجام داده، براى انجام مراسم ديگر حج عازم مكه گرديد و بدين وسيله مناسك حج را به مردم آموخت. اين سفر تاريخى را "حج وداع" و گاهى " حج بلاغ" و " حج اسلام" مي‌ نامند.سرگذشت غدير:مراسم حج به پايان رسيد. پيامبر (ص) تصميم گرفت مكه را به عزم مدينه ترك گويد. فرمان حركت صادر گرديد. هنگامى كه كاروان به سرزمين رابغ (سر راه مكه به مدينه) كه در سه ميلى "جحفه" قرار دارد رسيد، أمين وحى در نقطه اى به نام "غدير خم" فرود آمد و او را با آية زير مورد خطاب قرار داد : " يا أيّها الرّسول بلّغ ما أنزل إليك من ربك و إن لم تفعل فما بلّغت رسالته؛[4]آن چه از طرف خدا فرستاده شده، به مردم ابلاغ كن و اگر ابلاغ نكني، رسالت خود را تكميل نكرده اي. خداوند تو را از شر مردم حفظ مي‌‌كند". لحن آيه حاكى است خداوند انجام امر خطيرى را به عهدة پيامبر(ص) گذارده است. چه امر خطيرى بالاتر از اين كه در برابر ديدگان صدهزار نفر، علي(ع) را به مقام خلافت و جانشينى نصب كند؟ از اين نظر، دستور توقف صادر شد. كسانى كه جلو كاروان بودند، از حركت باز ايستادند و آن ها كه دنبال كاروان بودند، به ديگران پيوستند. وقت ظهر هوا به شدت گرم بود. مردم قسمتى از رداى خود را بر سر و قسمتى را زير پا مي‌ افكندند. براى پيامبر سايباني به وسيلة چادرى كه روى درخت افكنده بودند، درست كردند و پيامبر نماز ظهر را با جماعت خواند. سپس در حالى كه جمعيت گرد او حلقه زده بودند، بر روى نقطة بلندى كه از جهاز شتر ترتيب داده بودند، قرار گرفت و با صداى بلند و رسا خطبه اى را در غدير خم خواند كه معروف است : " هان اى مردم ! نزديك است من دعوت حق را لبّيك بگويم و از ميان شما بروم... هان اى مردم! بر قرآن و عترت من پيشي نگيريد و در عمل به هر دو ، كوتاهى نورزيد كه هلاك مي‌ شويد".[5]در اين لحظه دست حضرت على را گرفت و آن قدر بلند كرد كه سفيدى زير بغل هر دو ، براى مردم نمايان گشت و او را به همة مردم معرفى نموده سپس فرمود: " سزاوار بر مؤمنا از خود آنها كيست؟".همگى گفتند: خدا و پيامبر او داناترند. پيامبر (ص) فرمود: " خدا مولاى من، و من مولاى مؤمنان هستم و من بر آن ها از خودشان اولى و سزاوارترم. هان اى مردم! هر كس را من مولايم، على مولاى او است. خداوندا! كسانى كه على را دوست دارند، آنان را دوست بدار ، و كسانى كه او را دشمن بدارند، دشمن بدار. خدايا! ياران على را يارى كن و دشمنان علي را خوار و ذليل نما؛ و او را محور حق قرار بده".واقعة غدير أبدى و جاودانى است، زيرا ارادة حكيمانة خداوند بر اين تعلّق گرفته است كه واقعة تاريخى غدير، در تمام قرون و أعصار به صورت تاريخ زنده كه قلوب و له ها به سوى آن جذب مي‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ شوند، بماند. از اين جهت ، كمتر واقعة تاريخى در جهان، به سان رويداد "غدير" مورد توجه طبقات مختلف، از محدّث و مفسّر و متكلّم و فيلسوف و خطيب و شاعر ، مورخ و سيره نويس قرار گرفته و اين اندازه دربارة آن عنايت مبذول شده است. در اهميت اين رويداد تاريخى ، همين اندازه بس، كه اين واقعه تاريخى را 110 صحابى نقل كرده اند كه در كتاب هاى دانشمندان اهل تسنن نام آنان به چشم مي‌‌ خورد.[6] [4] مائده (5) آية 67.[5] آيت الله جعفر سبحاني، فروغ ابديت، ج 2، ص 474.[6] آيت الله جعفر سبحاني، فروغ ابديت، ج 2، ص 479 - 456 .
کد سوال : 51015
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : اولوالأمر چه افرادي هستند؟
پاسخ : قرآن مجيد مي‌‌‌ فرمايد: " يا ايّها الّذين آمنوا أطيعواالله و أطيعوالرّسول و أولى الأمر منكم؛[1] اى كساني كه ايمان آورده ايد! از خدا اطاعت نماييد و از رسول خدا (ص) و صاحبان امر (حكومت) اطاعت كنيد". احاديث زيادى در كتاب هاى شيعه و سنّى موجود است كه آية مذكور را به اهل بيت عصمت و طهارت تفسير نموده و عصمت را در مصداق اولى الأمر لازم دانسته اند. از باب نمونه حضرت علي(ع) به معاويه نوشت: " آية " و أطيعواالله و أطيعواالرسول و اولى الامر منكم" دربارة ما اهل بيت(ع) نازل شده است، نه دربارة شما".[2]در روايت ديگرى جابر بن عبدالله انصاري، تفسير آيه فوق را از پيامبر (ص) سؤال نمود كه اولى الأمرى كه مأموريم از آن ها اطاعت كنيم، چه كسانى هستند؟ پيامبر فرمود: " خلفا و متصدّيان أمر بعد از من. اول آنان برادرم علي(ع) است؛ بعد از او حسن(ع) و حسين(ع) و فرزندش: على بن الحسين، آن گاه محمد باقر. تو او را درك مي‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ كني. وقتى ملاقاتش نمودي، سلام مرا به او برسان. بعد از او جعفر صادق، بعد موسى كاظم(ع) ، على رضا(ع)، محمد جواد(ع) ، على هادي(ع) ، حسن عسكري(ع) و بعد از او قائم منتظر مهدي(ع) ، كه بعد از من امام و پيشوا خواهند بود".[3][1] نساء (4) آيه 59.[2] ينابيع المودّهْْ ص 134، به نقل از بررسي مسائل كلى امامت، آيت الله ابراهيم اميني، ص 101.[3] اثبات الهداهْْ ، ج 3، ص 123، به نقل از بررسى مسائل امامت، ص 102.
کد سوال : 51016
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا سجده واجب قرآن را مى‏توان با اشاره دست و... انجام داد؟
پاسخ : آيات عظام خوئى(ره) و زنجانى مى‏فرمايند: احتياط واجب آن است كه در سجده واجب قرآ؛ پيشانى را بر مهر يا چيز ديگرى كه سجده بر آن صحيح است گذاشته و جاهاى ديگر بدن را به دستور كه در سجده نماز گفته شده بر زمين بگذارد.(1) ديگر مراجع مى‏گويند: در سجده واجب قرآن بايد طورى عمل كند كه بگويند سجده كرد.(2) و چون از نظر عرف در حال عادى اشاره كردن را سجده نمى‏گويند لذا با اشاره دست سجده محقق نمى‏شود.پى نوشت‏ها:1. برداشت از توضيح المسائل مراجع، ج 2، ص 140- 13، مسئله 1753.2. همان، ص 618، مسئله 1098.
کد سوال : 51017
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : در چه مسائلى اطاعت زن از شوهر واجب است؟
پاسخ : همان طورى كه شما فرموديد تنها در دو مورد اطاعت واجب است يكى در مسئله تمكين، ديگر خروج از خانه كه حتماً بايد با رضايت شوهر انجام بگيرد.
کد سوال : 51018
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : از وقتى كه حقوق بگير شدم پدرم حسابى براى من باز كرده و بخشى از حقوقم رإ؛ح‏ح كه سخت به آن محتاج بود براى من پس انداز مى‏كرد. و من سر سال 15 موجودى را خمس مى‏دادم پدرم ناراحت شد كه چرا 15 را مى‏پردازيد. خودش رفته حسابى براى خود باز كرده و من هم هر ماه حقوق
پاسخ : آن طورى كه فرموديد چيزى به گردن شخص حضرت عالى نيست اما پدر، طبق فتواى اكثر مراجع از قبيل آيات عظام گلپايگانى، اراكى، خوئى، سيستانى، تبريزى، صافى، بهجت، فاضل لنكرانى، مكارم شيرازى و... بايد 15 مبلغ پس‏انداز شده را بپردازد. البته مرحوم امام ره معتقدند كه به هبه خمس تعلق نمى‏گيرد.(1)پى نوشت‏ها: 1. برداشت از توضيح المسائل مراجع، ج 2، ص 140، مسئله 1753.
کد سوال : 51019
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : در بيمارستان‏ها، درمانگاه‏ها، شبكه‏هاى بهدارى و... دكترها بيماران را معاينه مى‏كنند در پايان برگه‏ها را مى‏شمارند و طبق آمار ارائه شده حقوق مى‏گيرند. حال اگر دكترى اشتباهاً تعداد برگه‏ها را كم‏تر حساب كند، مثلاً به جاى هفتاد عدد شصت و نه عدد حساب كند، در
پاسخ : پرسنل بايد طبق روال سازمانى عمل كنند، منتهى موضوع را به رئيس گزارش كند اگر پذيرفت بسيار خوب، وگرنه تكليف ساقط است، البته مى‏تواند به طور مستقيم يا مخفيانه مطلب را با دكتر در ميان بگذارد و سفارش كند در دفعه بعد آمار را بيشتر كند.
کد سوال : 51020
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا رهن مصطلح امروزه صحيح است؟
پاسخ : رهنى كه امروز صورت مى‏گيرد رهن حقيقى نيست، چون رهن حقيقى آن است كه بدهكار چيزى پيش طلب كار مى‏گذارد كه اگر چنانچه روزى بدهكار بدهى اش را در موقع مقرّر نپرداز طلب كار بتواند در آ؛ چيز تصرف كند، يعنى طلب كار پيش از وقت مقرّر حق تصرف را ندارد، در صورتى كه امروز صاحبخانه بلافاصله در شى‏ء مرهونه تصرف مى‏كند. براى اين كه مستأجر بتواند خانه بگيرد و صاحبخانه هم بتواند از پول بيشترى برخوردار شود چند راه وجود دارد. يكى اين كه صاحبخانه بگويد: خانه‏ام را ماهى مثلاً دو هزار، پنج هزار تومان اجاره مى‏دهم به ظرطى كه مثلاً يك ميليون و يا چند ميليون به من قرض بدهيد. راه ديگر اين كه مثلاً مستأجر مى‏گويد: خانه شما را (يك طبقه، چند اطاق...) تا يكسال به قيمت دو ميليون و... مى‏خرم، يا صاحبخانه بگويد تا فلان مدت خانه‏ام را به اين قيمت مى‏فروشم كه اگر پس از انقضاء مدت مبلغ معين را برگرداندم خانه مال من باشد، در غير اين صورت از آن شما خواهد بود و چنانچه اين گونه با هم توافق كنند گرفتن پول و تصرف در آن از طرف صاحبخانه بلامانع مى‏باشد.
کد سوال : 51021
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : امروزه مرسوم است كه هزار و يا دو هزار سكه مهريه قرار ميدهند با اين كه طرف مى‏داند تهيه‏اش خيلى مشكل، يا حتى تا آخر عمر غير ممكن است، آيا چنين قرار و عقدى صحيح است؟
پاسخ : در صورت تراضى و توافق اشكالى ندارد و بايد به تدريج به زوجه پرداخت شود.
کد سوال : 51022
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا نمازهاى مستحبى را مى‏توان بدون عذر با تيمم انجام داد؟ و اين مطلب را كه نماز شب را مى‏توان در حال دراز كشيده با تيمم خواند از آقاى قرائتى نقل مى‏كنند صحيح است يا خير؟
پاسخ : صاحب عروة مى‏فرمايند: مادام كه براى انسان تمكن از استعمال آب وجود دارد يعنى آب دارد و استعمالش هم برايش ضرر ندارد جايز نيست تيمم كند مگر در دو مورد يكى براى نماز ميت ديگرى براى خواب(1) از عبارت فوق استفاده مى‏شود كه نمازهاى مستحبّى را بدون عذر نمى‏شود با تيمم انجام داد. آن چه از آقاى قرائتى نقل شده ما اطّلاعى نداريم.پى نوشت‏ها: 1. عروةالوثقى، ج 1، ص 484.
کد سوال : 51023
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا دو نماز مستحبى مثل غفيله و نافله مغرب را مى‏توان با يك نيت انجام داد؟
پاسخ : اكثر فقهاء معتقدند كه نماز مستحبى بايد به نيت و قالب خودش انجام بگيرد ولى برخى از جمله مرحوم آيةاللَّه گلپايگانى معتقدند كه مى‏شود نافله مغرب و غفيله در قالب و شكل غفيله صورت بگيرد يعنى در يك قالب دو نيت تحقق پيدا كند.(1)پى نوشت‏ها:1. پاورقى شماره ص، ص 515، عروةالوثقى، ج 1.