کد سوال : 50994
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چرا مواد مخدّر در اسلام حرام اعلام نشده است؟ مگر به انسان ضرر و زيان جدّى وارد نمى كند؟
پاسخ : استعمال مواد مخدّر چون ضرر دارد، حرام است. اين كه در صدر اسلام مطرح نشده ، زيرا در آن زمان هرويين و ترياك و حشيش و غيره نبود و اگر چيزى به نام ترياق وجود داشت، به عنوان پادزهر دارويى بود. اگر به اين شكل امروزى وجود داشت ، قطعاً اسلام آن را حرام مي كرد.
کد سوال : 50995
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : اگر مرجع تقليدى اعلام داشت كه بقاى بر تقليد از ميّت صحيح نيست، آيا مي توان در اين مسئله از مرجع ديگرى تقليد كرد؟
پاسخ : تمامى مراجع معظم تقليد، بقا بر تقليد از ميت را جائز مي دانند[2] اگر بر فرض مرجعى بگويد كه بقاى بر تقليد از ميت جائز نيست و در اين مسئله احتياط وجوبى كرده باشد، مي توان به مرجع ديگرى مراجعه كرد، اما اگر فتوا داده باشد ، نمى توان به ديگرى مراجعه كرد.2[2] توضيح المسائل مراجع، ج 1، مسئلة 9.
کد سوال : 50996
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : اگر فرزندى بدون اجازة پدر يا مادر، پول از آن ها بردارد و نگويد، حلال است؟
پاسخ : برداشتن پول بدون اجازه و يا بدون رضايت پدر و مادر جائز نيست و حرام است.1[1][1] آيت الله فاضل، جامع المسائل ، ج 1، ص 444.
کد سوال : 50997
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : دانشگاهى كه فارغ التحصيلان آن در مدّت چهل روز به مدارج عالى حكمت مى رسند چه نام دارد؟ چه كساني هنوز به مرحلة يقين و باور نرسيده اند؟
پاسخ : اين دانشگاه كه عالى ترين و مفيد ترين دانشگاه ها به حال انسان است، عبارت است از دانشگاه "اخلاص". در حديث معروفي از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم مى خوانيم: " ما أخلص عبدلله عزّ و جلّ أربعين صباحاً إلا جرتْ ينابيع الحكمهْْ مِن قلبه على لسانه؛ هيچ بنده اى از بندگان خدا چهل روز اخلاص را پيشة خود نمى سازد مگر اين كه چشمه هاى حكمت و دانش از قلبش بر زبانش جارى مى شود".[36]منظور از اخلاص اين است كه انسان در تمام كارها انگيزه اش تنها خدا باش. اخلاص گران بها ترين گوهرى است كه در خزانة قلبو روح انسان پيدا مى شود و از مهم ترين گام ها و اساسى ترين پايه هاى تهذيب نفس و سير و سلوك الى الله است. آن چه آدمى را وارد اين دانشگاه مى كند و در مسير سعادت و صراط مستقيم قرار مى دهد، "يقين" است. اميرمؤمنان على عليه السلام فرمود: "الإخلاص ثمرهْْ اليقين؛اخلاص ثمرة يقين است".[37]اگر انسان يقين و باور داشته باشد كه خداوند قادر و عالِم مطلق است و همه چيز به دست تواناى او است و با اراده و خواست او وجود پيدا كرده و ادامة حيات مى دهد و بداند كه سعادت واقعى و خوش بختي حقيقى انسان در اخلاص عمل و سپردن كارها به دست خدا است، هم به يقين رسيده است و هم از ميوة شيرين آن يعنى اخلاص بهره مند مى شود.به اين مرحله از ايمان رسيدن كار آسانى نيست. تنها اولياى خدا و بندگان خاص او به يقين كامل و اخلاص مى رسند. امام صادق (ع) فرمود: " ما قسّم فى الناس أقل من اليقين؛ چيزى كمتر از يقين بين مردم تقسيم نشده است".[38]تقوا كه سرماية سعادت انسان و ثمرة دين است، از نشانه هاييقين است. حضرت علي (ع) فرمود: "التقوى ثمرهْْ الدين و إمارهْْ اليقين؛ تقوا ثمرة دين و علامت يقين است".[39]حضرت در خطبة متقين مى فرمايد: " براى هر كسى اجلى معييّن است. يكى از اوصاف با تقوايان اين است كه اگر آن اجل و مدت نبود ، آنان به خاطر شوق به ثواب و خوف از عذاب، چشم بر هم زدنى جان در بدنشان قرار نمى گرفت [و مى مردند] ".[40] از اين بيانات به دست مى آيد اكثر مردم از يقين در اين مرحله بيبهرهاند.4[36] بحارالانوار، ج 67، ص 242 ، حديث 10.4[37] غررالحكم، ج 1، ص 214.4[38] اصول كافي، ج 2، ص 51 ، حديث 2.4[39] غررالحكم، ج 2، ص 32.4[40] نهج البلاغهفيض ، خطبه 184، ص 603.
کد سوال : 50998
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : چند نمونه نيت هاى ناسالم و ريايى را نام ببريد.
پاسخ : بهتر است قبل از آن كه به ذكر مصداق عمل همراه با ريا و نيّت ناسالم بپردازيم، به موضوع مورد بحث اشاره كنيم.خداوند در قرآن مى فرمايد: "اى كسانى كه ايمان آورده ايد! همانند آن كس كه اموال خود را از روى ريا و خودنمايى انفاق مى كند و به خدا و روز قيامت ايمان ندارد. صدق هاى خويش را به منّت نهادن و آزار رسانيدن باطل نكنيد... .".[32]"منافقان خدا را فريب مى دهند و حال آن كه خدا آن ها را فريب مى دهد و چون به نماز برخيزند، با اكراه و كاهلى بر خيزند و براى خودنمايى نماز كنند ... ".[33]ريا يا نيت غير خدا با تعبد و عبوديت سازگارى ندارد. خداوند انسان ها و جنيّان را به خاطر عبوديت و عبادت كردن خلق كرد.[34] هر كارى كه بايد با نيت انجام شود، قصد قربت در آن لازم مى شود.انسان هر چند تعلق مادى داشته و روحش با جسم مأنوس استّ اما هر آدمى داراى يك قلب و دل است و نمى شود در آن دو محبوب را جاى دارد. مثال معروفى وجود دارد كه نمى تواند هم خدا را بخاهد و هم خرما را. كه حكايت و دنيا و آخرت است. هر كسى كه شيطان در پوستش فرو رود، عملى را كه انجام مى دهد، به ريا آلوده مى كند.امام باقر (ع) فرمود : " خداوند براى آدمى دو قلب در باطنش قرار نداده است.[35]افراد رياكار به خاطر ريا در عبارد، خدا را دوست نمى دارند و او را با چيز ديگرى در عبادت شريك نمى كنند. چند نمونه از رفتارى كه با ريا و نيت غير سالم همراه است: 1ـ شخصى كه مى تواند در حالت مخفي به ديگرى كمك كند، دست به كارى مى زند كه همه بفهمند و كمك را با منّت همراه مي كند.2ـ شخصى در حال نماز خواندن است و احساس مى كند افرادى نظاره مى كنند پس نمازش را با دقت و مواظب خاصى به جا مي آورد.3ـ شخصى قرار است به حج برود و به جاى آن كه به حساب و كتاب امور و اموال خويش بپردازد؛ با ميهمانى هاى مجلل سعى در خبر كردن همة مردم دارد.ريا آن قدر ظريفانه با عمل انسان مخلوط مى شود كه گاهى آدمى تا آخر عمل نمى فهمد عبادتى را كه انجام داده، با ريا مخلوط بوده است. پس به خدا پناه ببرد تااز شرّ شيطان دور شود و عملش با اخلاص باشد.4[32] بقره (2) آية 264.4[33] نساء ( 4) آية 142.4[34] ر.ك: ذاريات (51) آية 56.4[35] بحارالانوار، ص 27، ص 51 ، حديث يكم.
کد سوال : 50999
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : نشانه هاى برپايى قيامت را بيان كنيد.
پاسخ : نشانه هاى رستاخيز به دو نوع تقسيم مى شوند: 1ـ حوادثى كه پيش از وقوع قيامت و قبل از به هم خوردن نظام آفرينش، در حالى كه انسان ها روز زمين زندگى مى كنند، رخ مى دهد، و كلمة "اَشراط" يعنى علامت ها غالباً به اين قسم از رخدادها اطلاق مي شود.2ـ رخدادهايى كه ماية به هم خوردن نظام آفرينش مى گردد كه بيشتر آن ها در سوره هاى تكوير، انفطار ، انشقاق و زلزله وارد شده است.[25]حوادثى كه قسمتى از نشانه هاي قيامت را تشكيل مى دهد، عبارتند از : 1ـ متلاشى شدن كوه ها : " يوم ترجف الارض والجبال".[26] 2ـ انفجار درياها: "واذا البحار فجّرت".[27]3ـ زلزله هاى عظيم و ويرانگر: "اذا رجّت الارض رجّا و بسّت الجبال بسّا".[28]4ـ تاريك شدن خورشيد و ماه و ستارگان : "اذا الشمس كوّرت و اذا النّجوم النكدرت".[29] " واذالكواكب انتشرت".[30] 5ـ شكافتن كرات آسمانى : "واذاالسماء فرجت".[31]در خصوص علايم قيامت روايات بسياري از طريق شيعه و سنّى وارد شده و نشانه هاى برپايى قيامت بيان گرديده است. در اين جا به ذكر يك روايت كه در آن به طور فشرده علايم قيامت بيان شده، بسنده مى كنيم.پيامبر اكرم(ص) فرمود: "قيامت بر پا نمى گردد، مگر آن كه ده آيه و نشانه از حوادث غير طبيعى رخ دهد: 1ـ فرورفتگى در زمين، در ناحية مشرق ، پديدار مى گردد.2ـ شكافى در ناحية مغرب زمين نمودار مى شود.3ـ در جزيرهْْ العرب نيزدر زمين شكافى پديد مى آيد.4ـ دودى در آسمان پديدار مى گردد.5ـ دجال ظاهر مى شود.6ـ جنبنده اى از زمين بيرون مي آيد.7ـ يأجوج و مأجوع بر مردم هجوم مي آورند.8ـ خورشيد از سمت مغرب طلوع مي كند.9ـ آتش از ناحية عدن نمودار مي گردد.10ـ عيسى بن مريم (ع) باز مى گردد، يا بادى كه مردم را به دريا پرت مى كند.4[25] آيت الله جعفر سبحاني، منشور جاويد، ج 9، ص 243.4[26] مزمل (73) آية 14.4[27] انفطار (82) آية 3.4[28] واقعه (56) آية 4.4[29] تكوير(81) آية 1.4[30] انفطار(82) آية 2. 4[31] مرسلات (77) آية 9.
کد سوال : 51000
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : علّت تأخير در اجابت دعا چيست؟
پاسخ : خدا مى فرمايد: "چون بندگانم دربارة من از تو بپرشند، بگو كه من نزديكم و به نداى كسى كه مرا بخواند، پاسخ مى دهم. پس به نداي من پاسخ دهند و به من ايمان آورند تا راه راست يابند".[21]آن چه كه بنده را با خالقش مربوط مى كند، دعا است. دعا آن اندازه مهم و سرنوشت ساز است كه خدا آن را در قالب اعمال و تكاليفى خواسته است كه مصداق روشن آن نماز است. انسان در شبانه روز و در پنج وقت به پا مى خيزد و با خدا گفتگو و طلب هدايت مى كند. نماز از مقولة دعا است و خداوند بزرگ خواسته است كه بنده اش او را فراموش نكند. پس او چنين عملى راواجب كرده است. اين موضوع نشان دهندة اهميت دعا است. تمامى انسان ها در طول زندگى و براى رسيدن به تكامل و معنويات، محتاج دعا و عمل خير هستند.زندگى بدون عبادت، دعا و معنويت مثل زندگى ساير موجودام و جانداران است كه از تكليف معاف هستند، اگر چه تمامي موجودات در مجموع نظام هستى به تسبيح و تقديش خدا مشغولند.[22]چرا انسان گاهى دعا مى كند ولي اجابتش با تأخير همراه مى شود و يا آن كه بعضى از دعاها به استجابت نمى رسند؟در اين باره پيامبر بزرگوار فرمود: " هنگام حاجت مندى نزد خدالابه(گريه و زارى ) كنيد و درگرفتارى ها به او پناه بريد... و دعا كنيد، زيرا دعا مغز عبادت است. و مؤمني نيست كه خدا را بخواند جز اين كه دعايش مستجاب شود و اثر استجابتش گاهى در دنيا به ظهور مى رسد و گاهى در آخرت و گاهى به اندازة دعايى كه كرده، گناهانش جبران مى شود".ضمن سفارش به فرزند گرامى اش امام حسين عليه السلام فرمود: "پروردگار با اذن مسئلت و دعايى كه به تو داده ، كليد خزائنش را در اختيارت گذاشته است. پس هر وقت بخواهي، مى توانى درهاى نعمتش را به وسيلة دعا بازگنى و ابرهاى رحمتش را به ريزش درآوري. مبادا كندى در اجابت تو را مأيوس و نا اميد كند،زيرا بخشش به اندازة نيست و خواست قلبى است و چه بسا تأخير در اجابت براى اين است كه خواستار پاداش بزرگتر و آرزومند بخشش فراوان تر گردد. چه بسا چيزى را درخواست كرده اى و به جاى آن چيز ديگرى كه سودش در دنيا و آخرت برايت بيشتر بوده، بهتو عطا گرديده يا براى خاطر امر بهترى از تو بازداشته شده است، زيرا بسيارى از خواسته هاست اگر عملى شود، دين را تباه مى كند. پس سعيكن چيزهايى را بخواهي كه خوبى و جمالش باقى و عيب و وبالش فانى باشد".[23]اين بحث با ذكر مثالى واضح تر مي شود: پدر خانواده به فرزندش قول مى دهد كه اگر در درس هايش موفق شود، هديه اى براي او بخرد. فرزند بعد از كسب موفقيت از پدر دوچره طلب ميكند، در حالى كه پدر مى داند اگر براى فرزندش دوچرخه بخرد، او به خطر مى افتد و شايد جانش را از دست بدهد. به همين دليل در مقابل پافشارى فرزند بى اعتنايى نشان مى دهد. و يا دست به كارى مي زند كه براى فرزندش سودمند باشد، مثلاً برايش وسايلى تهيه مى كند كه خطرناك نباشد. خداوند متعال اگر در ظاهر به دعاي بنده اش توجهى نمى كند و يا استجابت آن را به تأخير مى اندازد، به چند علت است: 1ـ به مصلحت بنده ايش نيست؛2ـ وقت استجابتش فرا نرسيده؛3ـ شرايط دعا فراهم نيست. ولى آن دعا را ذخيرهاى برايش قرار مى دهد كه در قيامت به درد او بخورد.بهتر است اشاره اى كوتاه به شرايط دعا كنيم و به حديثى در اين باره استناد كنيم. در كتاب كافى آمده است : از امام صادق (ع) سؤال شد: خدا فرمود: مرا بخوانيد تا شما را استجابت كنم. ما به پيشگاه خدا دعا مى كنيم، ولى آثار اجابت را نمى بينيم. امام فرمود: آيا هيچ ديده شده يا فكر مى كنى خدا خلاف وعده كند؟ گفت: نه. فرمود: پس مستجاب نشدن براى چيست؟ عرض شد: نمى دانم. امام فرمود: ليكن من به تو خبر مى دهم و آگاهت مى سازم. هر كس اطاعت امر خدا كند و سپس از جهت و راه دعا او را بخواند، اجابتش فرمايد. عرض شد: جهت و راه دعا چيست؟ فرمود: پيش از دعا حمد و ستايش خدا كني. نعمت هايى را كه به تو بخشيده است، به ياد آوري، سپس شكر و سپاس گويي. آنگاه درود بر پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلّم بفرستيپس از آن ياد گناهت كرده، اقرار بدان نمايى و از آسيب آن به خدا پناه بري. اين است جهت و راه دعا.[24]در كتاب تفسير نمونه راجع به دعا، شرايط آن ، علّت عدم استجابت و يا مصلحت انديشى خالق حكيم دربارة شخص دعا كننده و نظاير آن بحث هاى مفصلى وجود دارد.4[21] بقره(2) آية 185.4[22] جمعه (62) آيه 1.4[23] ترجمه فارسى تفسير الميزان، ج 2، ص 48.4[24] صادق احسان بخش، آثار الصادقين، ج 6، ص 57.
کد سوال : 51001
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا امام زمان (عج) از هنگام برپايى قيامت و تاريخ آن آگاهى دارد؟
پاسخ : علم به زمان وقوع قيامت از غيبت هاى مختص خدا است و هيچ دليلى در تعيين وقت آن نيست و قيامت ناگهانى بر پا مى شود. قرآن كريم مى فرمايد: " از تو دربارة رستاخيز مى پرسند كه كى بر پا مى شود، بگو: آن علم نزد پروردگار من است كه جزوى آن را به موقع آشكار نمى كند".[18]در شأن نزول اين آيه بعضى از مفسران مانند مرحوم طبرسى در مجمع البيان نقل كرده اند كه حضرت رسول (ص) در جواب اهل مكه اين مطلب را فرمود.2[19]اظهار بى اطلاعى رسول الله(ص) از امر قيامت جهل نيست ، بلكه علم به عالى ترين معارف است و علم به قيامت را جز خدا كسى طاقت تحمّلش را ندارد.3[20] وقتى علم به قيامت منحضر در خدا شد، رسول الله و ساير معصومان عليهم السلام از جمله امام زمان (عج) از هنگام وقوع قيامت اطلاعى ندارند و تنها خداوند متعال از موقع موقوع قيامت آگاه است.1[15] روم (30) آيه 30.1[16] استاد شهيد مرتضى مطهري، فطرت، ص 224.1[17] علامه محمد حسين طباطبايي، تفسير الميزان ، ج 16، ص 283، با تلخيص.2[18] اعراف (7) آية 187.2[19] تفسير نمونه، ج 7، ص 42.3[20] تفسير الميزان، ج 8، ص 553.
کد سوال : 51002
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا فطرت انسان نيز به فلسفة برخى احكام واقف است؟ توضيح دهيد.
پاسخ : لغت فطرت در قرآن آمده است: "فطرهْْ الله الّتى فطر الناس عليها".[15] ماده فَطَرَ در قرآن به مفهوم ابداع و خلق هست. مراد از فطرت انسان ويژگيهايى در آفرينش انسان است. در اين كه چيزى به نام فطرت، فطرت دين، فطرت اسلاميت و فطرت توحيد، در سرشت انسان هست، ميان علماى اسلامى (شيعه و سنّي) اختلافى نيست.[16]انسان نيز مانند ساير مخلوقات فطرتى دارد كه او را به سوى تكميل نواقص خود را و رفع حوائج اش هدايت نموده و آنچه را كه نافع براى او است يا برايش ضرر دارد ، بدان الهام مى كند. از اين رو، هادي درونى همان فطرت و نوع خلقت انسان است كه اگر بر اصل خويش باقى باشد، گرايش به خوبى ها و كمالات دارد.1[17]فطرت انسان گرايش به دين، زيبايى ، عشق، معنويت و هر آن چه كه كمال است، دارد و اين گرايش درونى هر چند، به تفصيل روشن و مبيّن نباشد، امّا از درون، انسان را به سمت خوبى و خير رهنمون مى كند.شناخت فلسفه احكام در حدّ خاصى كه در قرآن كريم يا روايات تصريح شده، امرى مورد قبول است امّا در غير اين موارد نمي شود به طور قطع در مورد خاص، فلسفة حكى را بيان كرد. از اين رو، معطوف بودن فطرت به فلسفة احكام وگرايش به آن، در حدّ كلّيات است كه جنبة كمال و خير براى انسان دارد.
کد سوال : 51003
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : قرآن كريم دربارة شراب و قمار چه مى گويد؟
پاسخ : قرآن كريم از شراب و قمار سخن به ميان مى آورد و مى فرمايد: " اى پيامبر! از تودربارة شراب و قمار مى پرسند، بگو : در آن دو ، گناهى بزرگ و سودهايى (از نظر مادي) براى مردم است ولى گناهشان از سودشان بيشتر است".[9]نيز مى فرمايد: " اى مؤمنان ! شراب و قمار و اَنصاب [بت ها] و ازلام [=تيرهاى مخصوص تفأل] پليد و عمل شيطانى است. از آن پرهيز كنيد، باشد كه رستگار شويد. همانا شيطان مي خواهد با پرداختن به شراب و قمار، بين شما دشمنى و كينه بيندازد و شما را ازياد خداوند و از نماز باز دارد، آيا دست بردار هستيد؟".[10]مذهب اماميّه بر اين است كه شراب حرام است و در هيچ شريعتى حلال شمرده نشده است. مفسّران قرآن مجيد بر آنند كه دربارة شراب چهار آيه در مكه نازل شده است. ابتدا آية شريفه " از ميوه هاى خرما و انگور[شراب]هممستى آور و هم خورا ك نيكو به دست مى آوريد".[11] كه مسلمانان همچنان شراب مى خوردند و برايشان حلال بود . آنگاه آية شريفه "بگو در آن ها گناهى بزرگ و نيز سودهايى از نظر مادى هست، ولى زيان آن ها بر سودشان مى چربد".[12] نازل شد.پس از نزول اين آيه، عده اى هم چنان شراب مى خوردند و عده اى ترك كردندو بعضى در حال مستى نماز مى خواندند . سپس آية شريفة "در حال مستى به نماز نزديك نشويد".[13] نازل شد و كمتر كسى بود كه بعد از آن شراب بخورد، تا روزى عتبان بن مالك عدّه اي از جمله سعد بن أبى وقاص را دعوت كرد. چون شراب نوشيدند و مست شدند، بناى مفاخره و شعر خوانى گذاردند تا اين كه سعد شعرى خواند كه هجو انصار بود. يكى از انصاريان با او درگير شد و او را به شدّت مجروح كرد. سعد به پيامبر (ص) شكايت كرد كه آية "انّما يريد الشيطان أن يوقع بينكم العداوهْْ"[14] نازل شد. 1[8] فصلنامة پژوهش هاى قرآني، شمارة 3، ص 61 و 62 ، با تلخيص.1[9] بقره (2) آية 219.1[10] مائده (5) آيات 90 ـ 91.1[11] نحل (16) آية 67.1[12] بقره (2) آيه 219.1[13] نساء (4) آيه 43.1[14] مائده (5) آيه 91.