• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
عضویت در خبرنامه
کد سوال :
جستجو :
کد سوال : 50894
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : در مورد حركت جوهرى توضيح مبسوط ارائه فرماييد.
پاسخ : در مورد حركت به طور كلّى در تاريخ فكر بشر و در تاريخ فلسفه چهار نظرية مختلف وجود دارد: نظرية اوّل، نظرية اليائيان: اين نظريه اساساً حركت را انكار كرده است و مي‌ گويد: احساس حركت در جهان خيالى بيش نيست و ناشى از خطاى حسّ است و در واقع در جهان حركتى وجود ندارد. افرادى در يونان قبل از سقراط و افلاطون اين نظريه را داشته اند. نظرية دوم نظرية اتميسم است. اين نظرية حركت بلكه مطلق تغيير را از سطح و ظاهر اشيا بيرون نمى داند و مي‌ گويد: اصل و اساس جهان عبارت است از سلسله اشياى جسمانى ؛ سلسله ذرات خيلى ريز به نام أتم كه شكست ناپذير و تغيير ناپذير است. ذى مقراطيس چنين نظريه اى داشته است.اين نظريه مي‌ گويد: تغييرات و تبديلات به اساس اشيا كارى ندارد، بلكه به ظواهر اشيا مربوط است؛ يعنى آن ذرّات در كنار هم كه جمع مي‌‌ شوند و بر اساس نوع ارتباطى كه بين آن ها بر قرار مي‌‌ شود، اشيا مختلفى را به وجود مي‌‌ آورد. واقعيت حقيقى همان واقعيت ذرات است كه تغيير ناپذير مي‌‌ باشد. تغيير در همين شكل ظاهرى است.نظرية سوم، نظرية ارسطو است. او ميان تغيير و حركت فرق قائل شده و گفته است: دو نوع تغيير داريم: 1ـ تغييرهاى تدريجى به نام حركت،2ـ تغييرهاى دفعى به نام كون و فساد (حادث شدن وفانى شدن).تغييرهاى تدريجى در سطح اشيا است و در عمق وجود اشيا حركت نيست، ولى تغيير هست. او اين تغيير را كون و فساد نام نهاد. وى ميان ماده و صورت فرق گذاشت و هر جسم را مركّب از ماده و صورت دانست و گفت : ماده حادث شونده و فانى شونده نيست، اما صورت حادث و فانى مي‌ شود. واقعيت اشيان به صورت آنها بستگى دارد، نه به ماده ، صورت ها در معرض حدوث و فنا هستند.ارسطو و ارسطوييان اشيا را به نحو خاصى دسته بندى كرده اند و مجموعاً آن ها را تحت ده جنس اصلى كه به آن ها "مقولات عشر" مي‌ گويند ، قرار داده اند. به اين ترتيب: مقولة جوهر، كيف، كمّ ، أين ، متي ، اضافه، فعل ، انفعال، جده يا ملك و وضع.ارسطو نظرية كون و فساد و قوه وفعل را به جوهر اشيا و هم چنين به اعراض اشيا تعميم داد.نظرية چهارم، نظرية ملاصدرا حركت جوهرى است . وى مي‌ گويد: كون وفسادى در عالم نيست و هر چه هست، حركت است و اساس عالم را جوهر تشكيل مي‌ دهد و اعراض تبعى و طفيلى هستند و جوهر ثابت نيست، بلكه در سراسر جهان ماده ك ثباتى وجود ندارد و آرامشى نيست . نبايد گفت جهان متحرك است، بلكه بايد گفت جهان يك واحد حركت و يك جريان دائم است. قرآن نيز وى مي‌ گويد: اين نظر را تأييد مي‌ كند. خداوند در قرآن از صيرورت و سير همة اشيا بدون استثنا به سوى مبدأيكه از آن آغاز شده اند، سخن مي‌ گويد: " انّا لله و انا اليه راجعون" و " كلٌّ إلينا راجعون". طبق اين نظريه جهان يك پارچه حركت و جريان حدوث است. جهان حادث است، به معناى اين كه عين حدوث است. جهان در حال جهيدن است. نبايد دنبال اين بگرديم كه جهان از كسى آغاز شده و كى حادث شده است. جهان هنوز حادث مي‌ شود و هميشه در حال حدوث است. جهان از ازل وجود داشته و از ازل در حال حدوث بوده و دائماً موجود شده و فانى مي‌ شود، اما حسن ما آن را درك نمي كند. آرامش و ثبوت مخصوص ماوراى طبيعت است. ثبات به عالمى كه عارى از نقص و قوة استعدادرى است ، اختصاص دارد.1[5]1[5] شهيد مطهرى ، مقالات فلسفي، ص 261، با تلخيص.
کد سوال : 50895
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : منظور از بداء در مورد خداوند چيست؟ در اصول كافى جلد 1 بابى تحت همين عنوان آمده است.
پاسخ : حقيقت بداء تعبير ديگرى است از "يمحوالله ما يشاء و يثبت و عنده أمّ الكتاب؛[1]خداوند محو و اثبات مي‌‌ كند آن چه را كه مي‌‌ خواهد و نزد او است امّ الكتاب".يهود عقيده داشتند كه دست خدا بسته است؛ به اين معنا كه خدا آسمان و زمين و زمان و انسان و موجودات را خلق كرده و آن ها را به خود واگذاشته و ديگر كارى به آنان ندارد و دست از هر كارى كشيده و عالَم خود به خود در جريان است. خداوند براى دفع اين اشتباه فرمود: اين چنين نيست كه يهود مي‌‌‌ پندارند، بلكه دستان [قدرت] الهى باز است و هرگونه كه بخواهد ، انفاق مي‌‌‌ كند.[2] به اين معنا كه در نگه دارى و چرخش عالم و نزول رحمت و نقمت، توسعه در رزق و روزي و نده دارى انسان ها و طولانى و كم كردن عمر انسان ها و موجودات، زنده كردن و ميراندن و خلاصه در خلق و أمر و چرخش عالم نقش اساسى ايفا مي‌‌ كند و اين چنين كه يهود فكر مي‌‌ كنند نيست. بداء در حقيقت همين تغييرات و دگرگونى ها در عالم محو و اثبات و به معناى تقديرات امور است، مثلاً يكى صلة رحم مي‌ كند، عمرش را طولانى مي‌ كند؛ يكى قطع رحم مي‌‌‌‌‌‌‌‌ كند ، عمرش را كوتاه مي‌‌‌‌‌‌‌‌ كند؛ يكى صدقه مي‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ دهد، بلا هاى ناگهانى و بد را از او دفع مي‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ كند؛ يكى كه بايد از ديگران دستگيرى كند ، ولي نمى كند، دچار عقوبتى مي‌‌ شود. بدا با توضيحى كه داده شد ، مورد اتفاق تمامي مذاهب اسلامى است. اهل سنّت نيز عالم محو اثبات و دگرگونى هايى را كه ايجاد مى شود ، قبول دارند.احمد حنبل از ثوبان نقل مي‌ كند كه پيامبر (ص) فرمود: " گاهى انسانى به خاطر گناهى كه انجام داده، از رزق محروم مي‌ شود. قدر و اندازه ها ردّ نمى شود مگر به واسطة دعا و مدّت عمر را طولانى نمى كند مگر نيكي؛ يعنى دعا مقدّرات را عوض مي‌‌‌ كند و نيكوكارى عمر را زياد مي‌‌‌ كند.[3]پس بداء به معناى محو و اثبات و تغيير و تبديل است و اعتقاد به اين كه خداوند همان طورى كه در خلق عالم نقش داشته، در نگهدارى و چرخش آن و تدبير عالم و كم و زياد كردن نيز نقش دارد.بداء از نظر لغت به معناى ظاهر و معلوم شدن است و دربارة خدا به اين معنا است كه مثلاً براى فردى مقدر شده كه اگر گناه انجام ندهد، 20 سال ديگر عمر كند، ولى اگر گناه كرد، عمر او به 15 سال تقليل يابد؛ يعنى در عالم لوح محفوظ مقدّرات مشخص شده و در عالم لوح ، محو و اثبات آن مشخص شده و مقدّرات تغيير مي‌‌يابد و كم و زياد مي‌‌ شود.[4]1[1] رعد (13) آيه 39.1[2] مائده (5) آيه 64.1[3] جعفر سبحانى ، مع الشيعهْْ الاماميه، ص 118 ، به نقل از تفسير ابن كثير ، ج 2، ص 520.1[4] همان، با تلخيص و اضافات.
کد سوال : 50896
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : مشكلات مالى دارم در صورت امكان مرا به امام جمعة محترم شهرمان و استاندار محترم معرفى فرماييد.
پاسخ : نامة پر محتواى شما كه حاكى از فضل و سلامت روح شما بود، ملاحظه شد. از اين كه با ما مكاتبه نموده ايد سپاسگزاريم، ولى نامة شما حاوى سؤال نبودتا پاسخ آن را بدهيم. در عين حال چون محور در نامة شما مسئلة نماز بود، چند كلمه اى دربارة نماز كه تطهير كنندة روح و عروج دهندة جهان است، مي‌‌ نويسيم و از خداى مهربان خواهانيم كه همة ما را از نمازگزاران و بپادارندگان اين فريضة بزرگ قرار دهد.نماز پاسخ به فلسفة آفرينش است، چه كه قرآن كريم، اين كتاب انسان ساز با صراحت تمام راز خلقت انسان را عبادت و پرستش حضرت حق معرفى كرد و فرمود: " و ما خلقتُ الجن و الإنس إلا ليعبدون؛ من جن و انس را نيافريدم جز براي اين كه عبادتم كنند".[1]از طرف پيشوايان دين، نماز بهترين عبادت ها اعلام گرديده است. وقتى از حضرت صادق عليه السلام از بافضيلت ترين و محبوب ترين اعمال پيش خداى سبحان سؤال شد، حضرت جواب دادند:من بعد از معرفت خدا چيزى را افضل از نماز نمي شناسم.آيا نمى بينى كه عبد صالح خدا حضرت عيسى بن مريم گفت: "أوصانى بالصلاهْْ؛[2] خداوند مرا به نماز توصيه كرده است".[3]نماز محور قبولى اعمال و عبادات است. امام باقر عليه السلام فرمود: "اولين بازخواست و محاسبه دربارة نماز انجام مي‌‌‌ گيرد. كه اگر نماز مورد قبول واقع شد، بقية اعمال هم پذيرفته مي‌‌ شود".[4]نماز روشنى چشم اشرف مخلوقات است. رسول خدا(ص) فرمود: "خداوند روشنى چشمم را در نماز قرار داده است".[5]نماز پرستشى است كه قهرمان توحيد، ابراهيم خليل براى سپاس از ايزد منان در مقابل اجابت دعايش آن را خواسته و مي‌ گويد: " رب اجعلنى مقيم الصلاهْْ و مِن ذريتي؛ پروردگارا! مرا و فرزندانمرا برپا كنندة نماز قرار ده".[6]نماز زيباترين پيوند عاشق با معشوق است كه امام حسين (ع) در ميدان عشق يعنى كربلا وقتى ابوتمامه عرض كرد موقع ظهر است فرمود: " ياد كردي نماز را. خدا تو را از نمازگزاران قرار دهد". بعد از اين فرمايش حضرت در وسط ميدان مشغول نماز گرديد.[7]پروردگارا! به مقربان درگاهت قسم! همه ما را از نماز گزاران واقعى قرار داده و نمازمان را به احسن وجه بپذير! 1[1] ذاريات (51) آيه 56.1[2] مريم (19) آيه 31.1[3] محمد محمدى رى شهرى ، ميزان الحكمهْْ ، ج 2، ص 1627 ، ماده : صلاهْْ ، شمارة 10545.1[4] همان، شماره 10570.1[5] همان، شماره 10535.1[6] ابراهيم (14) آيه 40.1[7] منتهى الآمال ، ص 361.
کد سوال : 50897
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : در مورد شكيات نماز به طور خلاصه توضيح دهيد. در چه مواردى بايد نماز احتياط و در چه مواردى سجده به جا آورد؟
پاسخ : شكيات نماز 23 قِسْم است؛ هشت قسم آن شك هايي است كه نماز را باطل مي‌‌‌‌‌‌‌ كند و به شش قسم نبايد اعتنا كرد و نُه قسم صحيح است.از بين هشت قسمى كه نماز را باطل مي‌ كند، به دو قسمت كه بيشتر مورد نياز است، اشاره مي‌ كنيم .1- شك در شمار ركعت هاى نماز سه ركعتي، 2-شك در شمار ركعت هاى نماز دو ركعتى مثل نماز صبح و نماز مسافر. شك در نماز هاى مستحبى نماز را باطل نمى كند.مواردى كه انسان نبايد به شكش اعتنا كند، شش قسم است: 1- شك در چيزى كه محلّ به جا آوردن آن گذشته باشد،2- شك بعد از سلام، 3- شك بعد از گذشتن وقت نماز،4- شك كسى كه كثير الشّك است،5- شك امام جماعت يا مأموم، 6- شك در نماز هاى مستحبّي.در نُه موردى كه شك در شمار ركعت هاى نماز هاى چهار ركعتى باشد، با شرايطى نماز صحيح است:1-شك بين دو و سه در نماز چهار ركعتي. اگر شك بعد از اتمام سجدة دوم باشد، در اين صورت بنا را بر سه مي‌ گذارد و يك ركعت ديگر مي‌ خواند. بعد از سلام نماز يك ركعت نماز احتياط ايستاده يا دو ركعت نشسته مي‌ خواند.2- شك بين دو و چهار بعد از اتمام سجدة دوم، كه بنا را بر چهار مي‌ گذارد و نماز را تمام مي‌ كند و بعد از نماز دو ركعت نماز احتياط ايستاده مي‌ خواند.3- شك بين دو و سه و چهار ، كه بعد از اتمام دو سجده، بنا را بر چهار مي‌ گذارد و بعد از نماز دو ركعت نماز احتياط ايستاده و بعد دو ركعت نماز احتياط نشسته مي‌ خواند.4- شك بين چهار و پنج ، كه بعد از اتمام دو سجده بنا را بر چهار مي‌ گذارد و نماز را تمام مي‌ كند و بعد از نماز دو سجدة سهو به جا مي‌ آورد.5- شك بين سه و چهار ، كه در هر جاى نماز باشد، بنا را بر چهار مي‌ گذارد و نماز را تمام مي‌ كند و بعد از نماز يك ركعت نماز احتياط ايستاده يا دو ركعت نشسته به جا مي‌ آورد.6- شك بين چهار و پنج در حال ايستاده كه بايد بنشيند و تشهد بخواند و سلام دهد و يك ركعت نماز احتياط ايستاده يا دو ركعت نشسته به جا آورد.7- شك بين سه وپنج در حال ايستاده كه بايد بنشيند و تشهد بخواند و نماز را سلام دهد و دو ركعت نماز احتياط ايستاده به جا آورد.8- شك بين سه و چهار و پنج در حال ايستاده كه بايد بنشيند و تشهد بخواند وبعد از نماز دو ركعت نماز احتياط ايستاده و بعد دو ركعت نشسته به جا آورد.9- شك بين پنج و شش در حال ايستاده كه بايد بنشيند و تشهد بخواند و نماز را سلام دهد و دو سجدة سهو به جا آورد.[6] 2[6] توضيح المسائل مراجع، ج 1، ص 619 تا 636، با تلخيص.
کد سوال : 50898
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : طرز خواندن نماز حاجت چگونه است؟
پاسخ : بعد از هر نمازى دعا مستجاب مي‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ شود و مي‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ توان حاجت خود را از خدا طلب كرد، ولى نماز هاى مخصوصى براى حاجت در مفاتيح الجنان ذكر شده است، از جمله ، شب هنگام دو ركعت نماز مي‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ خواني، در ركعت اول بعد از حمد، آيهْْ الكرسى و در ركعت دوم بعد از حمد آخر سورة حشر (لوأنزلنا هذا القرآن ...) را مي‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ خواني؛ بعد از اتمام نماز، قرآن را بر سر مي‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ گيرى ، همانند شب هاى قدر و بعد از خواندن دعاى "اللهم بحق هذاالقرآن و ..." ده مرتبه "بك يا الله ..." تا آخر و سپس حاجات خود را از خدا طلب مي‌‌ نمايي.[5]نمازهاى ديگرى هم در ادامة آن جا آمده است . 2[5] مفاتيح الجنان ، قسمت حواشى باقيات الصالحات، ص 380.
کد سوال : 50899
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : خانمى كه نماز مي‌ خواند، اگر در حال نماز مهمانى غريبه وارد منزل شود، آيا بايد نماز را دوباره بخواند؟
پاسخ : اگر خانم ها در حال نماز پوشش لازم را مراعات كنند، نمازشان درست است و لزومى ندارد دوباره نمازش را بخواند.
کد سوال : 50900
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : خانمى كه مي‌ خواهد نماز بخواند، اگر لباس آستين كوتاه پوشيده باشد، اشكال دارد يا بايد تا مچ، دست زن در نماز پوشيده باشد؟
پاسخ : اگر مثلاً با چادر روى آن پوشيده شده باشد، برهنه بودن دست ها زير چادر اشكالى ندارد.
کد سوال : 50901
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : خانمى كه عذر شرعى دارد (عادت ماهيانه) آيا درست است بدون خواندن سورة سجده‌دار به آن گوش دهد؟
پاسخ : شنيدن سوره هايى كه سجده واجب دارد، بر حائض حرام نيست. فقط خواندن آن ها حرام است.[4]2[4] توضيح المسائل مراجع، ج 1، ص 253.
کد سوال : 50902
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : در زمان عادت ماهيانه اگر بخواهد يك جزء قرآن يا يك سورة كامل بخوند، آيا مي‌ تواند يكباره بخواند، يا چون خواندن بيشتر از هفت آيه كراهت دارد نمى تواند؟
پاسخ : در زمان عادت ماهيانه مي‌‌‌ توان قرآن خواند، ولى خواندن بيشتر از هفت آيه كراهت دارد؛ [2]يعني ثوابش كمتر است، نه اين كه اصلاً ثواب نداشته باشد. از روايات استفاده مي‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ شود مي‌‌‌‌‌‌‌‌ تواند هر چه از قرآن مي‌‌‌ خواهد بخواند.[3]2[3] وسائل الشيعه، ج 1، ص 493 ، باب 19 از ابواب جنابت.
کد سوال : 50903
موضوع : گنجینه مذهبی>واحد پاسخ به سوالات دفتر تبليغات اسلامي
پرسش : آيا بعد از گفتن ذكرهاى سجده و ركوع مي‌‌ توان ذكر "سبحان الله" را يك بار گفت يا بايد سه مرتبه گفت؟
پاسخ : بعد از گفتن ذكر واجب ركوع و سجود مي‌‌ توان به قصد استحباب يك مرتبه يا سه مرتبه يا بيشتر ذكر "سبحان الله " را گفت.