کد سوال : 4681
موضوع : قرآن و حديث
پرسش : آيا روايات مستندي مبني بر تشکيل حکومت اسلامي در زمان غيبت داريم؟
پاسخ : ضرورت وجود حكومت در هر جامعهاى، امرى بديهى است و همواه مورد تأييد مكاتب و نظامهاى گوناگون بوده است. پژوهشهاى جامعه شناسان، نشان مىدهد كه تشكيل دولت و حكومت، هميشه و در همه شرايط يك ضرورت اجتنابناپذير عقلى و فطرى بوده است و نمىتوان از آن بىنياز بود. بشر مدنى بالطبع است و تنها در سايه يك زندگى اجتماعى و تشكيلات منسجم سياسى ـ كه در آن حقوق انسانها محترم شمرده مىشود ـ مىتواند به حيات خود ادامه دهد. در غير اين صورت زندگى
بشرى، شكل انسانى و معقولى نخواهد داشت؛ بلكه هرج و مرج و بىنظمى، حفظ و بقاى اجتماع و حقوق افراد را با خطر مواجه خواهد ساخت. اسلام، دين فطرت و عقل است و بر اساس خواستهها و نيازهاى فطرى، معقول و منطقى انسان نازل شده است. در اين دين اين ضرورت عقلى و فطرى به خوبى درك شده و وجود حكومت ـ به عنوان يكى از ضرورىترين نيازهاى انسان و جامعهى انسانى ـمورد تصديق و تأييد قرار گرفته و براى آن شرايط و ويژگىهاى مشخص شده است. بر اساس اين نياز فطرى و عقلى پيامبر اسلام(ص) پس از هجرت به شهر مدينه، بلا فاصله شالوده تشكيل حكومت اسلامى را پى ريزى مىكرد و تشكيلات سياسى ـ حكومتى ايجاد كرد. امام على(ع) در سخن مشهور خويش اين ضرورت را چنين گوشزد مىنمايد: H{لابد لناس من امير برّ او فاجر...}H؛ M{مردم ناگزير نيازمند به اميد و حاكماند؛ چه نيكوكار و چه زشتكار...}M.
در انديشه سياسى اسلام، براى اثبات ضرورت تشكيل حكومت اسلامى، به ادلهى متعدّد عقلى، آيات و روايات استناد شده است. اگر بخواهيم از منظر روايات اين مسأله را بررسى كنيم، با دو دسته از روايات و احاديث رو به رو مىشويم: يكم. رواياتى كه بر ضرورت تشكيل حكومت اسلامى در هر زمانى ـ اعم از زمان حضور معصوم(ع) و يا غيبت ـ تأكيد دارد. براى آشنايى مفصل با اين روايات، تصوير صفحاتى از كتاب حكومت اسلامى V}(عبدالمحمد حسنى، مركز مطالعات و تحقيقات حوزه نمايندگى ولى فقيه، چاپ اول، تابستان 1376){V ارسال مىگردد. دوم: رواياتى كه به صورت خاص، در مورد شرايط و ويژگىهاى حاكم اسلامى در زمان غيبت صادر شده است. مجموع اينها دلالت بر نصب عام فقيه واجد الشرايط، در زمان غيبت معصوم(ع)، براى اداره و رهبرى جامعهى اسلامى از سوى امامان و لزوم قيام براى تشكيل حكومت از سوى فقيهان و ضرورت همكارى و اطاعت مردم از ايشان دارد. در اين زمينه، تصوير صفحاتى از مأخذ ياد شده ارسال مىگردد. اين روايات معتبر بوده و از گذشتههاى بسيار دور، مورد استناد فقهاى زيادى V}(مانند شيخ مفيد، شيخ طوسى، ديلمى، فاضل، شهيدين، محقق نراقى، صاحب جواهر و...){V قرار گرفته است.
جهت اطلاع بيشتر ر.ك:
1. ولايت فقيه، امام خمينى(ره)، مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام(ره).
2. دين و دولت در انديشه اسلامى، محمد سروش، انتشارات دفتر تبليغات اسلامى.
3. جعفر سبحانى، حكومت اسلامى، انتشارات توحيد، انتشارات ياسر.
4. انقلاب جهانى مهدى(ع)، محمدى رى شهرى، 1360.
کد سوال : 4682
موضوع : قرآن و حديث
پرسش : نشانه هاي روءياي صادقه چيست ؟ و انسان از كجا بفهمد كه خوابش داراي اهميت است ؟
پاسخ : در اعتبار و عدم اعتبار خواب فرقي بين افراد نمي کند و به طور کلي خواب اقسامى دارد كه بعضى از آنها رؤياى صادقه است كه به آن مبشره نيز مىگويند و بعضى از خوابها شيطانى است و آن خوابهايى است كه به خاطر افكار و غلبه اوضاع و احوال جسمى و فكرى بر انسان (مثل فشار زندگى، درس و بحث، تشنگى، گرسنگى، علاقه مفرط به فردى داشتن و تب و...).
همچنين خوابهاى وحشتناك و خوابهايى كه دلالت بر متضرر شدن انسان داشته باشد، همه از خوابهايى است كه قابل تعبير نيست؛ بلكه از تشويش انسان ناشى مىشوند كه اينها را «اضغاث احلام» مىگويند. فقط قسم اول از خوابها قابل تعبير است.
زمان خواب ديدن مثل سرشب يا وسط شب يا آخر شب يا بعد از نماز صبح فرق دارد. معمولاً خوابهاى صادقه نيمههاى شب مىباشد و معمولاً خوابهاى بعد از نماز صبح قابل تعبير نيست، حتى فصلهاى سال هم در تعبيرخواب تأثير دارد؛ مثلاً فردى در پاييز ببيند كه درختان او ميوه كرده است، اين دلالت بر ضرر وى دارد و اگر هنگام بهار ببيند دلالت بر منفعت او دارد. حتى شخصى كه خواب مىبيند فرق دارد مثلاً اگر كاسب خواب ببيند كاسه شير مىنوشد دلالت بر كسب مال دارد؛ ولى اگر دانشجو و طالب علم چنين خوابى ببيند، دلالت به تحصيل علم دارد و... .
به طور كلى خواب و رؤيا بر سه قسم است، چنان كه رسول گرامى اسلام(ص) مىفرمايد: «الرؤيا ثلاثة: بشرى من الله، و تحزين من الشيطان، والذين يحدث به الانسان نفسه فيراه فى منامه؛ خواب و رؤيا سه گونه است. گاهى بشارتى از ناحيه خداوند است، گاه وسيله غم و اندوه از سوى شيطان و گاه مسائلى است كه انسان در فكر خود مىپروراند و آن را در خواب مىبيند»، (ميزانالحكمه، ج 4، ص 16، انتشارات مكتبه الاسلامى).
به هر ترتيب تشخيص اين كه چه خوابى صادقه است كار دشوارى است و اساسا تعبير نمودن خواب جنبه الهامى دارد و با صفاى باطنى به دست مىآيد.
کد سوال : 4683
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : ابتلاء به استمناء راههای کنترل آن چگونه است؟
پاسخ : در ابتدا لازم است از مكاتبه شما كه آغازگر يك گفتگوي صميمانه است و باب ارائه خدمت به بندگان خوب و دوستدار پاكي حححها را فراهم كرده است تقدير و تشكر كنيم . برادر عزيز; در مورد موضوع مشاوره در ذيل دستورالعملهاي مورد نظر ارائه مي گردد اما آنچه باعث نجات و رسيدن به سعادت است همانا عزم راسخ و جديت و پشتكار دقيق و كامل شما است كه ميتواند كارساز واقع شده و شما را به مقصود برساند و الا به صرف بيان دستورالعمل و ارائه خدمات مشاوره اي مشكلي حل نشده و نخواهد شد. البته بي ترديد قبل از تمام اسباب طبيعي حضرت حق ياور شما خواهد بود و با استعانت از خداوند منان و عزم راسخ به استقبال از دستورالعمل ها مي رويم :
1- سعي كنيد هميشه پيش از خواب مثانه خود را تخليه كنيد و شب هاي به خصوص غذايي سبك ميل كنيد.
2- هرگز شكم خود را بيش از حد معمول پر نكنيد بلكه تا چند لقمه ديگر كه جاي داريد دست بكشيد.
3- از پوشيدن لباس هاي تنگ و چسبان (به خصوص لباس زير اين چنيني ) اجتناب ورزيد.
4- هرگز فكر گناه را به ذهن خود راه ندهيد و از تصور و تخيل امور جنسي و شهواني سخت پرهيز كنيد.
5- از خواندن , شنيدن , نگاه كردن به امور و تصاوير شهوت آفرين دوري كنيد.
6- از خوردن مواد غذايي محرك مانند: خرما, پياز, فلفل , تخم مرغ و غذاهاي چرب اجتناب و يا به حداقل اكتفا نماييد.
7- از نگاه كردن و دست ورزي به اندام جنسي خود پرهيز كنيد.
8- هرگز به رو نخوابيد.
9- هيچ گاه تنها در يك مكان نباشيد تا فرصت و زمينه گناه از بين برود.
10- براي تخليه انرژي زايد بدن به طور منظم و زياد ورزش كنيد.
11- هيچ گاه بيكار نباشيد و هميشه براي مشغول ساختن خود به فعاليتي مطلوب و مثبت برنامه داشته باشيد.
12- روزه مستحبي بگيريد و اگر قادر نيستيد, روزه تربيتي بگيريد يعني به كمترين مقدار غذا و كم حجم ترين نوع غذاها اكتفا كنيد و وعده غذايي خود را كم كنيد.
13- هرگز به نامحرم نگاه نكنيد, حتي اگر به ارتباط كلامي با آنها مجبور باشيد.
14- با جنس مخالف رفتار متكبرانه داشته باشيد, هرگز با روي باز و نرمي با آنها برخورد نكنيد. 15- هرگاه افكار جنسي به ذهن شما وارد شد خود را تنبيه كنيد. مثلا" با بستن يك كش به مچ دست خود و كشيدن و رها كردن آن به خود هشدار دهيد.
16- به بدي گناه و عواقب آن بيانديشيد و تا زماني كه به گناه آلوده نشده ايد بيشتر در فكر زيان هاي خطرات , آبروريزي و عقاب آن باشيد.
17- هرگز از رحمت خدا مائيوس نباشيد.
18- به محض لغزش فورا" توبه كنيدو سعي كنيد كه ديگر تكرار نشود.
19- قرآن زياد بخوانيد و در معاني آيات آن تفكر كنيد.
20- در مجالس مذهبي , دعا و توسل و موعظه زياد شركت كنيد.
21- از كتبي كه جنبه موعظه و بيدارگري قلبي دارد بهره بگيريد و مقيد باشيد در روز چند ساعت به مطالعه اين گونه كتب بپردازيد. براي مثال مجموعه كتاب هاي شهيد دستغيب توصيه مي شود به خصوص كتاب گناهان كبيره , قلب قرآن , ايمان , قلب سليم و معاد و...
22- اوقات فراغت خود را با مطالعه , ورزش , زيارت , عبادت و عيادت از نزديكان و... پر كنيد.
23- به معاد و قيامت فكر كنيد.
24- ذكر لاحول ولا قوه الا بالله را زياد برزبان جاري سازيد.
25- عبادت هاي خود مانند نماز و روزه و... را صحيح و دقيق و در اول وقت انجام دهيد و در انجام هر چه كامل تر و بهتر نماز خود بكوشيد و در اين مورد از كتاب آداب الصلوه امام خميني بهره بگيريد.
26- از محيطهاي آلوده , سخت دوري كنيد و بيشتر وقت خود را در كتابخانه بگذرانيد و بي علت در خيابان هاي آلوده نباشيد. برادر عزيزم ; مجددا" تكرار ميكنيم كه سعي در پايبندي به دستورالعملها است كه مفيد خواهد بود, لذا تلاش كنيد كه كاملا" دقيق و صحيح به آنها عمل كنيد. اما بايد خاطرنشان سازيم كه عوارض استمنائ خيلي زياد است مثلا" عدم تمركز حواس , پرخاشگري , عصبانيت زود و سريع , تار شدن چشمان , كاهش دقت , لرزش دست ها و... جملگي از عواقب زشت اين عمل است كه در صورت استمرار حتي افكار و روحيات شما را نيز تهديد مي كند ولي با پاك ساختن رفتار خود از آن عمل زشت اين عوارض منفي نيز از بين رفته و فردي پاك و وارسته خواهيد شد و از زندگي خود لذت مي بريد, بنابراين به منظور فرار از پيامدهاي منفي اين عمل زشت لازم است هر چه سريع تر و كامل تر به دستورالعمل هاي فوق الذكر عمل كنيد و ديگر هرگز به سراغ آن عمل نرويد. توجه داشته باشيد كه اگر دستورالعمل هاي فيزيولوژيكي فوق مانند شماره هاي 1 تا 10 را عمل كنيد, ديگر دچار نعوظ صبحگاهي نيز نخواهيد شد. اميدواريم با عمل به برنامه ارائه شده , ديگر نيازمند ارتباط با جنس مخالف هم نباشيد, همان گونه كه پاكي چنين اقتضائ مي كند و از جمله دستورهاي اكيد ما همين است چه با ارتباط با جنس مخالف نيروي شهواني تحريك مي شود و چون زمينه ارضاي صحيح نمي يابيد به خودارضايي منتهي مي گردد بنابراين لازم است كه هرگز به سراغ ارتباط با جنس مخالف نرويد و به هيچ شكلي با آنها ارتباط برقرار نكنيد و همان گونه كه گذشت كاملا" متكبرانه رفتار كنيد. در پايان موفقيت شما عزيز دانشجو را در تمام مراحل زندگي از خداوند سبحان مسائلت نموده و اميدواريم ما را از دعاي خير خود فراموش نفرماييد.
کد سوال : 4684
موضوع : كلام و دين پژوهي
پرسش : خلاصه اى از اعتقادات شيعه را بيان كنيد؟
پاسخ : در اين مختصر به صورت خلاصه و فشرده به عقايد شيعه اشاره مى شود:
1ـ شيعه مانند همه مسلمانان اعتقاد به وحدانيت خداوند دارد و او را داراى تمامى صفات كمال و پاك از هر عيب و نقص مى داند و معتقد است كه خداوند در بين مخلوقات و بندگانش هميشه به عدل رفتار مى كند و ممكن نيست بر آنان ظلم روا دارد و همچنين عبادت را مخصوص خدا كه آفريننده و پرورش دهنده عالميان است مى داند.
2ـ به پيامبران الهى و رسالت و نبوت پيامبر گرامى اسلام حضرت محمدبن عبدالله(صلى الله عليه وآله وسلم) ايمان دارد، و او را كه از همه مخلوقات افضل و برتر است، آخرين پيامبر دانسته و منكر خاتميت ايشان را كافر مى داند.
3ـ به قرآن كريم معتقد است و آن را معجزه جاودانه و آسمانى پيغمبر اسلام مى داند، كه براى هدايت بشر نازل شده است و معتقد است همين قرآنى كه در دست مسلمانان جهان است، همان سوره ها و آياتى است كه خداوند متعال بر پيامبر نازل فرموده و اگر كسى يك سوره، يا يك آيه و يا يك كلمه آن را منكر شود كافر است و نيز عمل به دستوراتش را مايه سعادت دنيا و آخرت مى داند.
4ـ به روز رستاخيز و معاد عقيده دارد و معتقد است: خداوند همه را در قيامت براى حساب و جزاى اعمال زنده مى كند.
5ـ شيعه اعتقاد دارد كه خلافت و جانشينى پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم)، منصبى الهى است، يعنى خداوند هر كسى را كه شايستگى اين مهم را داشته باشد، براى امامت بر مى گزيند و به پيامبر دستور معرفى او را مى دهد و معتقد است كه على بن ابيطالب(عليه السلام) شرايط اين مسؤوليت را داشته و پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) به دستور خدا او را به عنوان نخستين جانشين خود معرفى كرده است و پس از او يازده نفر از فرزندانش به عنوان امام و جانشينان پيامبر معرفى شده اند و آخرين آنها حضرت مهدى(عج) است كه زنده است ولى از نظرها غايب مى باشد و روزى به امر خدا ظهور مى كند و جهان را پر از عدل و داد خواهد كرد و حكومت جهانى اسلامى تشكيل مى دهد.
6ـ شيعه معتقد است، كه ائمه دوازده گانه برترين و كامل ترين انسان هاى زمان خود و معصوم از خطا و گناه بوده اند و علوم و احكامى كه آنها براى ما گفته اند همان علوم و احكامى است كه رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم)نزد آنان به وديعت گذاشته و مسايلى كه پس از پيامبر بر مردم مخفى مانده است آشكار مى نمايد، بنابراين شيعه بسيارى از احكام الهى را، قبل از اينكه به سراغ اجتهاد و عقل برود از ائمه اخذ مى كند.
7ـ شيعه، احاديث ائمه دوازده گانه(عليهم السلام) را احاديث پيامبر(صلى الله عليه وآله) مى داند. زيرا ائمه(عليهم السلام)در رواياتى به طور كلى فرموده اند كه در مسايل دينى هيچ مطلبى را از نزد خودمان نمى گوييم بلكه تمام مطالب ما از طريق پدرانمان به پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم)مى رسد.
8ـ در بسيارى از موارد كه برخى از علماى اهل سنت معتقداند درباره آنها دستور مخصوصى از پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) به ما نرسيده و بايد بر اساس عقل خودمان (قواعدى همچون قياس و استحسان) فتوا دهيم، شيعه معتقد است رواياتى از ائمه اهل بيت درباه آنها رسيده است كه بيانگر نظريه پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) است و علت برخى تفاوتها ميان فقه شيعه و سنى همين مطلب است.
9ـ از نظر شيعه، بودن و ديدار پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) و همسرى ايشان يكى از افتخارات است اما معتقد است درباره آنها نيز بايد بر طبق معيار و اصل قرآنى تقوا (ان اكرمكم عند الله اتقيكم) قضاوت كرد و معتقد است در ميان اصحاب پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم)همان گونه كه افراد عادل بوده اند، افراد غير عادل نيز حضور داشته اند.
براى آشنايى با اعتقادات شيعه مى توانيد به كتاب هاى «آيين ما» تأليف كاشف الغطاء، «شيعه در اسلام» تأليف علامه طباطبايى، «عقايد اماميه» تأليف محمدرضا مظفر، «اعتقاد ما» تأليف مكارم شيرازى و كتاب هاى ديگرى كه در اين رابطه تأليف شده است مراجعه كنيد.
کد سوال : 4685
موضوع : قرآن و حديث
پرسش : منظور خدا از شراب ناب و حوريان زيبا كه در آيات قرآن مژده داده شده چيست ؟
پاسخ : در پاسخ به اين سؤال چند نكته را متذكر مىشويم:
1. خيلى روشن است كه خمر و شراب بهشتى هيچگونه ارتباطى با خمر و شراب آلودهى دنيا ندارد زيرا قرآن شراب بهشتى را چنين توصيف مىكند: «لا فيها غول و لا هم عنها ينزفون؛ آن خمر و شراب نه مايهى فساد عقل است و نه موجب مستى مىشود»، V}(صافات / 47){V. يعنى جز هوشيارى و نشاط و لذت روحانى چيزى در آن نيست. باز در جاى ديگر مىافزايد: «يتنازعون فيها كاسا لا لغو فيها و لا تأثيم؛ آنها در بهشت جامهايى پر از شراب طهور را كه نه مستى و بيهودهگوئى در آن است، و نه گناه از يكديگر مىگيرند»، V}(طور / 27){V. زيرا به حكم آن كه شراب طهور است آنها را، پاكتر و خالصتر و هوشيارتر مىكند. و نيز در مورد ديگر با تأكيد بر اين تمايز مىگويد:
«لا يصدعون فيها و لا ينزفون؛ نه دردسر مىگيرند و نه مست مىشوند»، V}(واقعه / 19){V. بلكه تنها يك حالت نشئه روحانى توصيفناپذير به آنها دست مىدهد كه تمام وجودشان را در لذتى بىنظير فرو مىبرد! افزون بر اينها، احاديث بسيارى داريم كه به تمايز موجود اشاره دارند. از آن جمله: در حديثى از رسول خدا(ص) مىخوانيم: H}«فيسقون منها شربة فيطهر الله بها قلوبهم عن الحسد!....{H؛ جرعهاى از اين شراب طهور به آنها داده مىشود و خدا به وسيلهى آن قلوب آنها را از حسد (و هر گونه صفات رذيله) پاك مىسازد»، V}(ر.ك: تفسير نورالثقلين، ج 5، ص 485، ذيل حديث 60){V.
و در حديثى ديگر از امام صادق(ع) مىخوانيم: H}«يطهرهم عن كلّ شىء سوى الله؛ قلب و جان آنها را از همه چيز جز خداوند پاك مىكند»{H، V}(ر.ك: طبرسى، تفسير مجمع البيان، ج 10، ص 411){V.
سخن آخر اينكه، «ساقى» اين بزم روحانى، خدا است! مؤمنان از دست قدرت او و از بساط لطف و رحمتش بر مىگيرند و مىنوشند و مست جذبهى عشق و معرفت او مىشوند «سقاهم ربهم...»، V}(دهر / 21){V.
خلاصه، چنان كه از آيات مختلف قرآن استفاده مىشود انواع شرابهاى طهور با نامها و كيفيتهاى متنوع (رحيق مختوم، تسنيم، مخلوط با كافور و مخلوط با زنجبيل) در بهشت وجود دارد كه از هر جهت با شرابهاى آلوده دنيا متفاوت است. جالب اين كه، در روايات متعددى اين شراب بهشتى پاداش كسانى ذكر شده كه از شراب آلودهى دنيا چشم بپوشند. پيغمبر(ص) به على(ع) فرمود: H}«يا على من ترك الخمر للّه سقاه الله من الرحيق المختوم{H؛ اى على كسى كه خمر را به خاطر خدا ترك گويد خداوند او را از شراب زلال در بستهى مهر شده بهشتى سيراب مىكند»، V}(ر.ك: نورالثقلين، ج 5، ص 534){V.
کد سوال : 4686
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : توصيه شما براي اينكه بتوانيم زوجي چون حضرت علي (ع) و فاطمه(س)باشيم چيست؟
پاسخ : در ابتدا كلامى از اين دو معصوم كه الگوى تمام همسران و زوجهاى جوان بايد باشد و هست برايتان نقل مىكنيم: حضرت على(ع) مىفرمايد: «هيچگاه فاطمه از من نرنجيد و او نيز هرگز مرا نرنجاند و او را به هيچ كارى مجبور نكردم و او نيز مرا آزرده نساخت. در هيچ امرى، قدمى برخلاف ميل باطنى من برنداشت و هرگاه كه به رخسارش نظاره مىكردم، تمام غصههايم برطرف مىشد و دردهايم را فراموش مىكردم» و در جايى ديگر مىفرمايد: «به خدا قسم! هرگز كارى نكردم كه فاطمه خشمگين شود و او نيز هيچگاه مرا خشمگين نكرد»، V}(بحارالانوار، ج 43، ص 60 و 123). {V
حضرت فاطمه(س) در ابتداى وصيت خود به اميرالمؤمنين(ع) فرمود: H}«يا ابن عم، ما عهدتنى كاذبة ولاخائنة، ولاخالفتك منذ عاشرتنى{H؛ اى پسرعمو! هيچگاه مرا دروغگو و خيانتكار نديدى و از آن زمان كه با من زندگى كردى، با تو مخالفت نكردهام».
اميرالمؤمنين(ع) در پاسخ فرمود: H}«معاذاللّه، انت اعلم باللّه وابّر واتقى واكرم واشد خوفا من اللّه من أن او بخك مخالفتى...{H؛ پناه به خدا، تو عالمتر به خدا و نيكوكارتر و پرهيزكارتر و گرامىتر و ترسانتر از خدايى، از اين كه من تو را به نافرمانى از خود سرزنش كنم»،V} (بحارالانوار، ج 43، ص 191).{V
هر چند كسى نمىتواند همچون آن دو بزرگوار بشود ولى مىتوان زندگى و نحوه روابط زن و شوهر و روش همسردارى را براساس تعليمات و راهنمايىهاى آن بزرگواران شكل داد و آنان را به عنوان الگوى عملى خويش قرار دهد. در اين راستا ابتدا بايد شناخت نسبتا كاملى از شخصيت و روش زندگى و همسردارى آن دو بزرگوار به دست آوريم كه در اين زمينه ر.ك:
- جلوههاى رفتارى حضرت زهرا(ص)، عذرا انصارى، دفتر تبليغات اسلامى قم
- همسران برتر، دكتر غلامعلى افروز
- در عين حال كلياتى را درباره نحوه روابط زن و شوهر به عرضتان مىرسانيم.
T{الف) نكات ضرورى و مهمى كه شوهر در ارتباط با همسرش بايد رعايت كند:}T
1- مهرورزى و اظهار محبت؛ يكى از وظايف مردان نسبت به زنان دوستداشتن وا ظهار محبت به اوست. پيامبر اكرم(ص) مىفرمايد: من از زندگى دنيا به سه موضوع علاقهمندم. مهرورزى به زنان، عطر و بوى خوش، نماز. محبت به تنهايى كافى نيست بلكه شوهر بايد آن را بر زبان آورد و اين سخن را به او بگويد. به فرموده پيامبر(ص) سخن شوهر به همسر خود كه: تو را دوست دارم هرگز از يادش نمىرود. بنابراين هم بايد همسر خود را به صورت واقعى عمقى و قلبى دوست داشت و هم اين محبت واقعى را در زبان و عمل ابراز و اظهار كرد.
2- حمايت از همسر و ايجاد دلگرمى؛ با توجه به اين كه معمولاً زنان در مواردى از دوران زندگى دچار برخى اضطرابها و بحرانها و نگرانىهايى مىشود (مثل دوران باردارى، دوران قاعدگى و...) شوهر بايد نقش حمايتى و دلگرم كنندگى خود را مضاعف كرده و مراقبتهاى بيشترى به عمل آورد و در رسيدگى به امور منزل تلاش بيشترى انجام دهد.
3- معاشرت خوب داشتن؛ نظير اين كه با همسر مشورت و تبادل نظر كردن در زمينه وظايف و كارهاى منزل و احترام گذاشتن به نظرات مشورتى وى و عدم تمسخر نسبت به وى، عفو و گذشت داشتن نسبت به خطاها و لغزشهاى او.
4- همانندى در زندگى؛ در امر پوشاك و لباس و نيز غذا آنچه براى خود تهيه و استفاده مىكند براى همسر و شريك زندگى خود نيز فراهم نمايد و از يك سطح تغذيه و پوشاك بهرهمند شوند نه اين كه مرد در بيرون خانه از غذاى بهتر و يا لباس گرانتر استفاده كند و زن در خانه به كمتر از آن.
5- اختصاص وقت براى گفتگو و مراوده با همسر؛ گذراندن اوقات خاص در شبانهروز پس از اشتغالات روزانه و در كنار همسر و فرزندان و ايجاد ارتباط كلامى و توجه عاطفى و همسخن شدن با همسر موجب ايجاد تفاهم، صفا، صميميت و دوستى بيشتر مىشود.
6- توجه به حفظ پاكدامنى و عفت و آراستگى ظاهرى؛ مردان نيز همچون زنان بايد در حفظ پاكدامنى و عفت و آراستگى ظاهرى و زيبايى خود در برابر همسران خويش كوشا باشند. بنابراين با زنان ديگر مخصوصا زنانى كه همسرشان نسبت به آنها حساسيت دارند روابطى برقرار نكنند. از چشمچرانى و... خوددارى نمايند. از زيبايىهاى زنان ديگر نزد او سخن نگويند. خود رابراى همسر خود بيارايد. با لباس بهتر سر و وضع كامل، آرايش بيشتر در برابر همسر خودحاضر شود.
7- داشتن سعه صدر در برابر كجخلقىها و خطاهاى همسر؛ روانشناسان معتقدند زنان در زندگى زناشويى شوهر خود را تنها يك شوهر نمىشناسند بلكه آرزو دارند در حقشان لطف پدرى را هم مراعات كنند. بنابراين شوهر نسبت به مشكلات زندگى و كم و كاستىهاى آن و لغزشهاى همسر خود بايد از سعه صدر كافى برخوردار باشد و با ملايمت و زبان خوش با آنها رفتار نمايند. به همين جهت است كه على(ع) نيز مىفرمايد: در همه حال با زنان مدارا كنيد با آنها به زبان خوش سخن بگوييد و در جايى ديگر على(ع) زن را به شيشهاى تشبيه كرد كه اگر رهايش كنند مىشكند و اگر محكم و با شدت بخواهند نگاهش دارند باز هم مىشكند.
T{ب ) نكات مهمى كه زن در ارتباط با شوهرش بايد رعايت كند:}T
1- دوستى و تفاهم؛ همان طور كه اساس ازدواج دوستى، مودت، رحمت و صميميت است ارتباط كلامى و رفتارى زن با شوهرش بايد بر همين اساس و تداوم و تقويت محبت و مهرورزى باشد و از هرگونه بدبينى غرضورزى، حسادت و آنچه با روابط دوستانه معارض است پرهيز نموده و به جاى اين كه «من و تو و دوگانگى داشته باشيم «ما» و يگانگى را در زندگى مشترك رواج دهيم.
2- احترام و استقبال؛ به شوهر بايد احترام گذاشت نام او را به بزرگى و احترام ياد كنيم او را سبك صدا نزنيم. درباره قيافه ظاهرى و رفتار و كردارش اظهار نظر منفى نكنيم، به هنگام ورودش به خانه از او استقبال كنيم و او را گرم و صميمانه پذيرا باشيم و امكان استراحت و آرامش او را فراهم نماييم.
3- تواضع و فروتنى؛ تواضع زن در برابر شوهر و منتنگذاشتن بر وى نه تنها مايه شكست و سقوط او نمىشود بلكه باعث نفوذ بيشتر او در قلب شوهرش مىشود.
4- آرايش و خودآرايى؛ زن با آرايش و خودآرايى و مرتب كردن سر و وضع خود و پوشيدن لباس زيبا براى همسر خود موجب دلبستگى بيشتر شوهر به همسر خود و جلوگيرى از برخى انحرافات همچون تنوعطلبىها، چشمچرانىها و اظهار عشق و علاقه به ديگر زنان خواهد شد.
5- كمككار همسر بودن؛ در تحصيل علم، كسب مال براى امرار معاش و در موقعيتهاى مختلف و گرفتارىها و مشكلات زندگى به شوهر خود كمك كند و او را تشويق كرده و او را تسكين و دلگرمى دهد.
6- بيش از توان و قدرت مالى همسر نبايد از وى تقاضا كرد. پيامبر مىفرمايد: بهترين زن زنى است كه در هزينه زندگى معقول باشد و با شوهر رفيق و مدارا كند. او را بر انجام كارى كه قدرت ندارد وادار نكند و او را شرمسارش نسازد. بنابراين زن نبايد توقعات بيجا و خارج از استطاعت زندگى همسرش داشته باشد كه موجب زحمت و ملال شده.
7- نشان ندادن رنج و زحماتى كه در زندگى مشترك متحمل مىشود. در نزد مردان زنانى بيشتر ارزشمنداند كه متحمل، پاكباز، صبور و بردبار باشند نه زنانى كه جزع و بيتابى مىكنند و گاه رنج و درد خود را كوهى نشان مىدهند. آنچه بيان شد كلياتى و مختصرى از وظايف اخلاقى و انسانى زن و شوهر نسبت به يكديگر بود ولى براى شناخت بهتر و بيشتر در اين زمينه مطالعات گستردهترى داشته باشيد.
در اين زمينه ر.ك:
1- آيين همسردارى، آيتالله امينى
2- تشكيل خانواده در اسلام، دكتر على قائمى
3- بهشت خانواده، دكتر سيد جواد مصطفوى
کد سوال : 4687
موضوع : سياسي و انديشه سياسي
پرسش : جريان ترور رهبر معظم انقلاب را در اويل انقلاب توضيح دهيد؟
پاسخ : پس از عزل بنىصدر در تاريخ 1/4/60 منافقين اعلام قيام مسلحانه كردند، بنىصدر به منزل منافقين پناهنده شد و توسط آنان همراه بارجوى از ايران گريخت و به دامن غرب پناه برد. حزب اللّه در جنگهاى خيابانى، منافقين و گروههاى ماركسيستى چپ مسلح را سركوب و آرامش را به كشور بازگرداند. اما اين گروهها از شخصيتهايى كه بيشترين سهم را در پيروزى حزبالله، تداوم خط ولايت امام و اجراى احكام الهى در جامعه داشتند انتقام گرفتند. آنان آيتاللّهخامنهاى را در تاريخ 6/4/1360 هنگامى كه در مسجد ابوذر تهران در حال سخنرانى بودند توسط ضبط صوتى كه در آن مواد منفجره جاسازى شده بود ترور نمودند كه به شدت مجروح شدند و به مدت 42 روز تحت معالجه قرار گرفتند كه پس از مرخصى از بيمارستان، از ناحيه دست راست همچنان دچار مشكل ماندند و به عنوان افتخارآميز جانباز انقلاب اسلامى نائل شدند. بعدا نيز پزشكان ايرانى براى معالجه دست ايشان از خارج به ايران
آمدند ولى ايشان دستور دادند كه زمان معالجه ايشان را صرف درمان برخى از ديگر جانبازان كنند و بدينوسيله دو نفر ديگر به جاى ايشان در محدوده زمانى اختصاص داده شده توسط پزشكان مورد مداوا قرار گرفته و بهبود يافتند، V}(ر.ك: زندگىنامه مقام معظم رهبرى، مؤسسه فرهنگى قدر ولايت، ص 175){V.
کد سوال : 4688
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>فلسفه احكام
پرسش : آيا اسلامي كه عقايد زشتي مانند دفن دختران را طرد مي كرد ،نمي توانست برده داري هم را حذف كند؟
پاسخ : واقعيت آن است كه موضوع بردهدارى با زشتى و بىعدالتى زنده به گور كردن دختران و بطلان بتپرستى كاملاً متفاوت است زيرا بردگان كسانى بودند كه در جنگ شركت مىكردند وبعد از اسارت، آنان از مجازات مرگ نجات مىيافتند اما به بردگى گرفته مىشدند و اين يك لطفى بود كه نسبت به لشكريان فريبخورده دشمن انجام مىپذيرفت. اما آن چه زشت بود روابط ناسالم و تضييع حقوق بردگان بود. پس از ظهور اسلام بردگى به عنوان نجات فريبخوردگان از كشتهشدن پذيرفته شد. اما براى اصلاح روابط با بردگان و زمينهسازى براى رشد و آزادگى آنان برنامههاى متعددى لحاظ شد كه به بهانههاى مختلف آزاد مىشدند.
کد سوال : 4689
موضوع : كلام و دين پژوهي
پرسش : در مورد خلقت و آفرينش جن و مكانهاي حضور آنها و چگونگي ارتباط با آنان را توضيح دهيد.
پاسخ : جن چنان چه از مفهوم لغوى اين كلمه به دست مىآيد موجودى است ناپيدا كه وجود آن را قرآن كريم تصديق كرده و مشخصاتى را نيز براى آن معرفى كرده است از جمله اين كه:
1- از شعله آتش خلق شدهاند.
2- مانند انسان داراى تكليف و مسؤوليت هستند.
3- داراى علم و ادراك و تشخيص حق از باطل و استدلال مىباشند.
4- گروهى از آنها مومن و گروهى كافر و داراى افراد خوب و بد هستند.
5- آنها نيز مانند انسان مرگ و مير و توليد مثل دارند.
6- همانند انسان در قيامت برانگيخته مىشوند و جزاى اعمال خود را مىبينند. ولى آنچه در زبان مردم مرسوم است كه از آنها به از ما بهتران، پرى، همزاد و... تفسير مىكنند و آنها را موجوداتى داراى اشكال عجيب و غريب و موذى و مضر به حال انسان و بدخواه او معرفى مىكنند و گاهى مزاحم ديگران مىشوند هيچ گونه پايه و اساسى ندارد و نه مورد تأييد عقل است و نه مورد تأييد قرآن و روايات اسلامى و اينها بيشتر زاييده توهمات و خيالپردازى عدهاى خاص است كه مىخواهند بازار كسب و دعانويسى و امثال اينها را گرم نگه دارند.
در فلسفه آفرينش جن؛ هر فلسفهاى كه براى آفرينش انسان وجود دارد، براى جن نيز هست.
اما اين كه جن در كجاى زمين قرار دارد؟ به طور واضح و مشخص مطرح نشده است هر چند برخى از روايات به اماكنى كه جنيان در آنجا حضور بيشترى دارند اشاره شده است. آنچه كه مسلم است جن نيز مانند انسان موجودى است جسمانى با اين تفاوت كه انسان از خاك و جن از آتش است. طبعا همانطور كه انسان داراى روح است جن نيز روح دارد و از آنجا كه ميان روح و بدن رابطهاى نزديك وجود دارد، مىتوان تصور كرد كه - چنان كه برخى از انسانها با رياضت واجد شرايط سير روحى در عوالم ديگر مىشوند - براى جن نيز در شرايط خاص روحى اين امكان هست كه روح آنها گاهى با عالم بالا تماس حاصل كند اما به هر روى مكان اصلى آنها همين زمين است و حتى تماس با عالم بالا نيز طبق برخى آيات قرآن پس از تولد حضرت رسول(ص) براى آنها ممنوع شده است V}(نگا: معارف قرآن، ص 311 - 309){V.
البته برخى از روايات به اماكن خاصى اشاره كردهاند كه جن در آنجا حضور بيشترى دارد و گويا مانند موطن اصلى آنها تلقى مىشود، بيابانها، مناطق خلوت، مكانهاى نجس، حمام، دستشويى، محل دفن مردگان و مانند آن...
واما ارتباط با آنها
جن مىتواند با بعضى از انسانها ارتباط برقرار كند. چنان كه بعضى از آنها با انسان ارتباط برقرار مىكردند در مورد انبياء و ائمه(ع) در روايت آمده است كه چنين ارتباطى داشتند و گاهى نيز ارتباط جن مشرك و كافر با بعضى از انسان موجب افزايش گمراهى و طغيان آنها مىشدند «و انه كان رجال من الانس يعوذون برجال من الجن فزادوهم رهقا؛ و اين كه مردانى از بشر به مردانى از جن پناه مىبردند و آنها سبب افزايش گمراهى و طغيان مىشوند»، V}(جن، آيه 6){V.
بنابراين جن چه مؤمن و چه كافر از ايشان با انسان ارتباط برقرار مىكنند و اين موضوع به صراحت در قرآن و روايات و حكايات نيز وارد شده است.
براى آگاهى بيشتر ر.ك:
1- جن و شيطان، عليرضا رجالى تهرانى، ص 153 - 163
2- دانستنىهايى درباره جن، ابوعلى خداكرمى، ص 41 - 189
3- الجن فى الكتاب والسنة، اعداد ولى زاربن شاه زالدين، دارالبشائر الاسلاميه، بيروت، چاپ اول 1996 م ، ص 94 - 88 و بقيه كتاب در مورد مختصات و ماهيت جن.
4- الجن فى القرآن والسنة، عبدالامير على مهنّا، مؤسسه الاعلمى للمطبوعات، بيروت، چاپ اول، 1992م ، ص 33 - 31 و بقيه مباحث هم خواندنى است.
5- الجن بين الاشارات القرآنية وعلم الفيزياء، عبدالرحمن محمد الرفاعى، مكتبة مربوسى الصغير، چاپ اول 1997م
کد سوال : 4690
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : انسان چه موقع متوجه مي شود كه به سن ازدواج رسيده است؟
پاسخ : وقتى سخن از سن ازدواج مىشود دو نكته را بايد مد نظر داشت كه:
1- ازدواج يك زمان صد در صد معين شده و ثابت براى همه انسانها ندارد.
2- سن ازدواج هميشه تابع نيازهاى فردى نيست بلكه از نيازهاى اجتماعى و نوعى نيز متأثر مىگردد.
با توجه به اين دو نكته خاطرنشان مىسازد كه اگر شخصى به واسطه ازدواج نكردن به گناه آلوده مىشود، بايد به منظور حفظ پاكى و عفت كه تنهانشان كرامت انسانى است ازدواج كند، لذا سن خاص ندارد و هيچ چيزى [مانند تحصيل، بيكارى و...] نمىتواند مانع آن شود چون هزينهاى كه در برابر آن پرداخت مىشود يعنى پاكى بسيار گران است. حال چنانچه شخصى به اين علت در صدد ازدواج برنيامد و بدون ازدواج به گناه آلوده نمىشود در اين صورت بايد به سراغ عوامل ديگر رفت مانند اين كه:
الف) بقاء نسل و پرورش نسل آدمى را به سوى ازدواج دعوت مىكند. در اين صورت بايد توجه نمود كه در چه سنى آدمى مىتواند بهتر نسل خودرا پرورش دهد و به توليد مثل ايدهآل اقدام كند. طبق اين معيار بهترين سن ازدواج براى دختر 18 تا 24 و براى پسر سن 24 تا 28 است كه نسل قديم و جديد مىتوانند به يك درك صحيح برسند و در خدمت كردن به يكديگر موفقتر هستند.
ب ) تأمين نيازهاى روحى و روانى فردى و خانوادگى به گونهاى كه آدمى بدون ازدواج دچار تلاطم روحى شده و يا خانواده او در معرض آسيب فردی و اجتماعى قرار مىگيرند و ازدواج تنها راه علاج آن است. در اين صورت مقطع سنى خاصى معين نمىشود و هر شخصى به حسب مورد، خود تصميم مىگيرد. حال خود مطابق سه معيار ارائه شده، وضعيت خود را سنجيده و در همان سنى كه وضعيت فردى و اجتماعى و خانوادگى
شما اقتضا مىكند اقدام به ازدواج كنيد و از حرف و سخن ديگران متأثر نشويد و يا به واسطه موانع اقتصادى، تشريفات اجتماعى و عرفى خواست شخصى خود را سركوب نكنيد كه سخت آسيبپذير خواهيد شد، همان گونه كه تأخير در آشاميدن آب و تغذيه، سلامت آدمى را تهديد مىكند.