کد سوال : 4661
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اخلاق و عرفان
پرسش : آيا نگاه كردن دختران به زنان بد حجاب و بدون قيد و بند مي تواند تأثيري روي آنها داشته باشد؟
پاسخ : ترديدى نيست برخى نگاهها آثار منفى غفلت و عادى شدن ناهنجارى را در پى دارد و موجب توجه انسان به غرايز و در نتيجه از دست دادن نيرو و قواى معنوى مىشود و آدمى را از راه تهذيب باز مىدارد.
اگر به قصد پندگيرى نگاه كنيد مىتواند عبادت شود حضرت على(ع) در قسمتى از روايتى مىفرمايند: H}«... و كل نظر ليس فيه اعتبار فلهو{H؛ هر نگاهى كه در آن پندگيرى و عبرت آموزى نباشد بيهوده است قهرا در آن پند باشد انسان به سمت خدا و آخرت نزديك مىشود و اين خود مىتواند عبادت باشد چون عبادت قربت و نزديكى به خداى تعالى مىباشد»، V}(همان، ج 10، ر 19963).{V اما بايد به حداقل نگاه اكتفا كرد.
کد سوال : 4662
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : آمادگي هاي قبل از ازدواج چيست و چگونه ذهن خود را از افكار مخرب پاك نمايم و آيا خوش بيني براي انتخاب همسر لازم است يا نه؟
پاسخ : ازدواج يكى از مهمترين پديدههاى زندگى انسان است و در پيشرفت، كمال و سعادتمندى انسان نقش اساسى دارد و طبيعى است كه هر جوانى كه در آستانه ازدواج قرار دارد، همواره به فكر اين مسأله مهم و شريك زندگى خود يعنى همسر آيندهاش مىباشد.بنابراين در زمان مناسب وآغاز ورود به اين جرگهبه فکر ازدواج بودن چندان بي مورد نسيت و حتي ضروری است و به فکر نبودن يک نوع خسارت تلقي مي شود . پس با ورود به دوران ازدواج بايد به آن انديشيد . چرا بايد به اين انديشه هاجهت داد تا به انحراف نگرايد. بر اساس اين مقدمه لازم است به نكات زير توجه داشته باشيد.
الف ) تا زمان ازدواج نرسيده و تصميم به ازدواج نداريد، هرگز به فکر ازدواج نباشيد و ذهن خود را به آن مشغول نسازيد .
ب) به منظور دست يافتن به يك ازدواج موفق ابتدا بايد معيارهاى همسر مناسب خود را بشناسيد و به آنها آگاهى پيدا كنيد. از اين رو قبل از هر اقدامى بايد با توجه به سليقه شخصى و مقتضاى ايمان خود و بهرهگيرى از كتابهاى مربوط اوصاف و ويژگىهاى يك همسر ايدهال را ليست كنيد . در اينجا به برخى از آنها اشاره مىكنيم:
1- ايمان و به عبارتى ديگر ديندار بودن يكى از مهمترين شرايط همسر مىباشد. البته ايمان مراتب زيادى دارد ما نبايد خيلى پرتوقع باشيم و ايمان كامل و بالاترين درجه آن را مد نظر قرار دهيم بلكه منظور اين است كه مسائل دينى مثل نماز، محبت به اهل بيت، شعائر دينى، رعايت حلال و حرام براى او مهم باشد و در رعايت آنها اهتمام بورزد.
2- اصالت خانوادگى؛ يعنى از خانوادهاى متدين، آبرومند، اجتماعى و اهل معاشرت، مردمدار و خوشنام و در عين حال از نظر جسمانى و روانى سالم باشند.
3- اخلاق نيك داشته باشد. البته اين مورد نيز امرى نسبى است و توقع بالا نبايد داشت.
4- تمايل قلبى به ازدواج.
5- عدم حماقت، از فهم و شعور لازم حداقل در حد متوسط برخوردار باشد.
6- از نظر ظاهرى، قيافه و اندام او به گونهاى باشد كه خوشايند همسرش باشد. اين مورد نيز امرى نسبى است و بيشتر به نظر طرفين بستگى دارد. به عبارت ديگر قيافه زوجين بايد مطلوب يكديگر باشد.
7- همسطح بودن (كفو)؛ يعنى هم خانواده او و هم شخص او از ابعاد گوناگون اجتماعى، اقتصادى، تحصيلى و اعتقادات دينى و حتى سياسى نزديك به هم باشند چه اين كه دختر و پسر هر چه از نظر سطح تدين، فرهنگ خانوادگى، قيافه، تحصيلات و امكانات مالى به هم نزديك باشند بهتر مىتوانند يكديگر را درك كنند و فضاى زندگى آنها در آينده از توافق و تعادل بيشترى برخوردار خواهد بود. البته روشن است كه تفاوتهاى مختصرى اگر وجود داشته باشد اشكالى ندارد.
به منظور آشنائى با ويژگىهاى همسر مناسب لازم است حداقل از يكى از كتب زير استفاده كنيد.
1. جوانان و انتخاب همسر، نوشته آقاى مظاهرى
2. انتخاب همسر، نوشته آقاى امينى
3. خانواده متعادل، نوشته آقاى شرفى.
ج ) در قدم بعدى، لازم است به ويژگىهاى استخراج شده ضريب و امتياز بدهيد چرا كه يكى از ويژگىها ايمان است و ويژگى ديگر شغل مىباشد ، بى ترديد اين دو ويژگى از اهميّت و امتياز يكسان برخوردار نيستند لذا در مرحله دوم به ويژگىهاى بدست آمده ضريب بدهيد. شما ليست را تهيه و امتيازات را درج كنيد و منتظر معرفي نمودن فردی و يا آمدن خواستگاري باشيد.
د ) با شنيدن صداى زنگ خواستگار( برای زنان ) و معرفي نمودن فردی خاص ( برای مردان ) بايد وارد مرحله تحقيق شويد و از وجود ويژگيهاى مورد نظر در آن فرد خاص آگاه شويد كه آيا شرائط شما را واجد است يا نه؟ در اين مرحله بايد از همكارى برادران و خواهران و والدين و ديگر افراد مورد اطمينان و اعتماد برخوردار گشته و به تحقيق درباره فرد مورد نظر بپردازيد. دقت كنيد كه اطلاعات دقيق و صحيح به شما بدهند تا بتوانيد براساس اطلاعات دقيق تصميمگيرى كنيد. پس دقت در كسب اطلاعات نبايد مورد غفلت قرار گيرد. بهترين شكل آشنائى، شناخت خانواده آن فرد و يا خواستگار و اطلاع از ميزان پايبندى وى به آداب اخلاقى و احكام شريعت است.
ه ) لازم به تذكّر است كه برخى از ويژگيها و اوصاف يك ويژگى كيفى است و كميّتپذير نيست مانند ايمان و صداقت و... در اين گونه موارد بايد به رفتار وى مراجعه نمود و بر اساس آن قضاوت كرد شخص با ايمان غيبت نمىكند، دروغ نمىگويد، نماز را در اول وقت مىخواند، حساب مالى دارد و... لذا از راه صحيح بايد به وجود اين اوصاف پى برد نه اينكه صرفا به گفته ديگران اعتماد شود.
و ) بعد از بدست آوردن اوصاف و ميزان برخوردارى خواستگاران و کانديدهای مورد نظر از اين اوصاف، به وى امتياز بدهيد در صورتى كه از مجموعه مثلاً 100 امتياز وى حداكثر امتياز را بدست آورد اقدام كنيد توجه داشته باشيد كه هرگز شخصى كه صد در صد مطابق خواسته و معيارهاى شما باشد يافت نخواهد شد البته بايد دقت كنيد كه برخى اوصاف را نمىتوان ناديده گرفت و احراز آنها لازم است هر چند امتياز بالاى را داشته باشد مانند خوش اخلاقى و ايمانى و صحت مزاج و عدم ابتلاء به بيماريهاى ارثى و ژنتيكى.
و ) در پايان به چند توصيه مهم اشاره مىكنيم:
- حساسيّت وسواس گونه نداشته باشيد بلكه دقت لازم است.
- در تمام مراحل زندگى بخصوص ازدواج كه از حساسيت لازم برخوردار است از توكّل به خداوند و استعانت از ائمه هدى(ع) غفلت نورزيد. لذا رعايت آداب شرعى مندرج در كتب روائى مانند كتاب مكارم الاخلاق ضرورى است.
- به هنگام تحيّر و ترديد از مشورت با افراد آگاه و خيرخواه و مورد اعتماد خود را محروم نسازيد.
- بدون جهت و به انگيزههاى واهى و يا ويژگىهاى دنيوى و يا احتمالات بى پايه جوان خواستگار خود را ردّ نكنيد.
- نسبت به ازدواج نبايد حساسيت افراطى نشان داد و همان گونه كه گذشت بايد نسبت به معيارهاى اساسى پاى فشرد ولى بر معيارهاى غير اساسى نبايد پاى فشرد و اصرار نمود چه بسا آنها را بعدا به دست خود محقق سازيد و يا مي توانيد از آنها چشم پوشى كنيد چرا كه فردى كه صد در صد مطابق خواست شما باشد هرگز پيدا نخواهد شد و انسانها بايد با يكديگر تفاوت داشته باشند تا بتوانند خود به كمالى ره يابند و فرزندان از هر يك از والدين متناسب با ويژگىهاى شخصيتى او بهرمند شود ازغضب يكى بترسند و از مهربانى افراطى ديگر خشنود گردند حساسيت بيش از حد سخت آسيب مىرساند و چه بسا موجب خسته شدن شما و فراموش شدن ويژگىهاى حياتى و اساسى مىگردد.
- حتما از كتب معرفى شده بهره بگيريد و صفات و خصوصيات همسر ايدهآل همانند ايمان، همتراز بودن در طبقه اجتماعى و سطح فرهنگى و عدم زمينه ابتلا به بيمارىهاى ارثى و ژنتيكى را فراموش نكنيد تا ازدواج موجب سعادت شما و خوشبختى گردد نه... بنابراين از مطالعه صفات و تحقيق كافى در مورد وجود اين صفات غفلت نورزيد.
- حساسيت زياد و وسواسگونه در انتخاب همسر مضر است و از سوی ديگر بىدقتى و بدون توجه به ملاكهاى بيان شده و بدون تحقيق تن دادن به هر ازدواجي خطرناك با اين بيان مرز بين خوش بيني و بد بيني نيزمعين شد. بنابراين در يك حد متعادل و معمولى و با كمك گرفتن از والدين و افراد باتجربه در اين زمينه اقدام نماييد.
- تا زمانى كه فرد مناسب و خواستگار خوبى پيدا نشده است فكر خود را به ذهنيات مختلف و چه بسا نابجامشغول نكنيد و به كار و شغل اصلى خود كه همانا تحصيل و تحقيق است مشغول باشيد و از انديشيدن در اين باره اجتناب كنيد.
کد سوال : 4663
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اخلاق و عرفان
پرسش : چگونه مي توان مجالس عروسي را به طرز خداپسندانه و بدون گناه برگزار نمود؟
پاسخ : در ابتدا ما نيز تصميم شما را مبنى بر دور نگه داشتن مراسم ازدواج و عروسى از هرگونه گناه و خلاف مىستاييم و از اين كه در انديشهى جايگزين كردن كارى ديگر هستيد، بسيار خرسنديم. چه بسيارند افراد غافلى كه دين و آخرت خود را براى خوشحالى و خوشگذرانى و عيش و نوش ديگران مىفروشند و بر آن افتخار نيز مىكنند. حال كه شما مىخواهيد با جلب رضاى خدا و بدون هرگونه كجروى و انحرافى آغاز كنيد، بدانيد كه خداوند نيز توفيق بيشترى نصيب شما خواهد كرد و در اين راه از ملامت و سرزنش
كسى ترس و دلهرهاى نداشته باشيد و قوى و محكم براى رعايت اصول اخلاقى و دينى تلاش كنيد، تا هم اجر دنيوى و اخروى شما محفوظ باشد و هم الگو و نمونهى ديگر جوانان باشيد و اثبات كنيد كه هم مىتوان مراسم شاد و گرم و با صفايى را داشت و هم از هرگونه گناه و خلاف و بدون استفاده از ابزارآلات حرام به دور بود. به هر حال، بدون شنيدن موسيقى حرام و بدون استفاده از نوارهاى غيرمجاز شرعى و با كف زدن، مولودى خوانى نقل لطيفهها و حكايات جالب و شنيدنى توسط بعضى سخنرانان ماهر و دعوت از بعضى خانمها براى مجلس زنانه كه در اين مجالس برنامه اجرا مىكنندو به مسائل شرعى نيز توجه دارند مىتوان به مجلس و مراسم، شادى و گرمى لازم را بخشيد.
دعوت از مداحان و افراد خوشصدا براى خواندن اشعار مناسب، مولودىخوانى، اشعار و سرودهايى كه بعضا صدا و سيما مىگذارد يا استفاده از نوارهاى آنها و استفاده از افرادى كه كارهاى تردستى و ديدنى انجام مىدهند، مىتواندمجلس عروسى شما را باصفا و شاد كند.
کد سوال : 4664
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اخلاق و عرفان
پرسش : چگونه بايد قدر دوران جواني را دانست؟
پاسخ : سؤالات شما نشانگر طينت پاك شماست و پيداست كه در صدد راه حل و تشنه حقيقت هستيد توصيهاى كه به عنوان يك برادر دلسوز و مهربان به شما دارم اين است كه:
اولاً، مطالعه كتب ارزشمند اخلاق و تربيت را فراموش نكنيد.
ثانيا، با علما و دانشمندان در ارتباط باشيد و هميشه دفترچه سؤالاتى به همراه داشته باشيد كه بتوانيد بهتر از وجود آنها استفاده كنيد. نيز توصيه مىشود كتب اخلاق خانواده، به ويژه قسمتهايى كه مربوط به جوانان دختر و پسر و شرايط انتخاب همسر مىباشد را حتما جزو برنامه مطالعاتى خود قرار دهيد. بدانيد غفلت در اين مسأله مهم و حساس هرگز روا نيست. با قرآن و تدبر در آن مأنوس باشيد، نهج البلاغه را ورق بزنيد و تكههاى شيرين و جالب آنرا حفظ كنيد كه بسيار نافذ است. تكههاى تاريخى شيرين و سازنده را مورد مطالعه قرار دهيد. از اشعار دلنشين اخلاقى، عرفانى، تربيتى و سازنده نيز دريغ نفرمائيد. توصيه نهائى ما به شما اين است كه ارتباط خود را با نمازهاى جمعه و جماعت در مساجد همچنان حفظ كنيد كه بركات والطاف مرئى و نامرئى بيشمارى در آن نهفته است. به اميد موفقيت و سرافرازى شما.
داشتن الگو براى طى مسير صحيح در زندگى ضرورتى حياتى است. از همينرو پيامبر اكرم(ص) فرمودند: «من دو چيز گرانبها و گرانسنگ در بين شما مىگذارم - كتاب خداو عترت خود - كتاب به عنوان جامع احكام نظرى و عترت به عنوان مظهر و الگوى عملى».
بايد با شناخت معصومين(ع) الگوى عملى خود را از آنان بگيريم تا از تحيّر و سرگردانى رهايى يابيم. گرچه در عرصه تبليغات بايستى با عرضه الگوهاى معقول و ارزشمند نسل جوان را به سوى آنها سوق داد.
کد سوال : 4665
موضوع : كلام و دين پژوهي
پرسش : وقايعي در زندگي انسان به غير از مرگ و بيماري به وجود مي آيد كه هيچ توجيهي ندارد در اين زمينه ها چگونه سوءظن به خدا را از بين ببريم ؟
پاسخ : تفاوت بسيارى است ميان اين كه بگوييم ما براى فلان پديده علتى را نيافتيم و اين كه بگوييم فلان پديده علت ندارد. آرى، انسان به خاطر محدوديت علمى و ضعف و ناتوانى وجودىاش از شناخت همه علل براى حوادث زندگى ناتوان است اما همه مىدانيم كه هيچ واقعه و حادثهاى بدون علت و منشأ و اثر تحقق پيدا نمىكند. اين واقعيت را هم اصول عقلى اثبات مىكند و هم آيات و روايات آن را تصريح مىنمايد. اين كه خداى بزرگ در قرآن مىفرمايد: A{لارطب ولا يابس الا فى كتاب مبينM{}Aهيچتر و خشكى نيست مرگ اين كه در كتاب علم خداوند ثبت است}M. و يا اين كه A{و ما تقسط من ورقة الا يعلمهاM{}Aهيچ برگى از درختى نمىافتد مگر اين كه خداوند از آن آگاه است}M.
آگاهى و علم الهى غير از علم ماست. اينچنين نيست كه خداوند بعد از تحقق امور به آنها عالم گردد كه اين علم انفعالى است و در موجودات ضعيفى همچون انسان مطرح است. خداى بزرگ علمش و اراده و عنايتش منشأ همه فعل و انفعالهاست. حال وقتى افتادن يك برگ از درخت بدون علم و اراده و علت صورت نمىگيرد آيا ممكن است وقايعى در زندگى انسان به وجود آيد و هيچ توجيه علمى و علت اساسى نداشته باشد؟! زندگى همچون اتاقى است بسيار بزرگ مملو از كليدها و دكمههاى هوشمند و دقيق كه فشار دادن هر كدام از دكمهها تصويرى و حالتى را در ضمير و جان انسان و به دنبال آن پديدهاى را در بيرون از اين اتاق به وجود مىآورد. انبياء الهى مبعوث گشتهاند كه بگويند: اى بشر زندگى و فشار دادن بر روى اين دكمهها بىحساب و كتاب نيست. آگاه باش و بدان چه مىكنى. بعضى از اين دكمهها عبارتند از محبت به پدر و مادر، ادب، راستگويى، دروغ، ظلم، عدالت، انديشه، مشورت، تأمل، عبادت و هزاران هزار دكمه ديگر كه در پيرامون ماست. ممكن است امروز من دچار حالت پريشانى و اضطراب روانى گردم و اين معلول و نتيجه فشار بر دكمهاى باشد كه ديروز يا هفته پيش صورت گرفته است و آن دكمه مثلاً تحقير يك بنده خدا باشد! ازاينرو ماجراى مكافات عمل يكى از وقايع مهم در زندگى است.
P}دهقان سالخورده چه خوش گفت با پسر Eكاى نور ديدهام به جز از كِشته ندروى{P
و هر چه انسان در اقيانوس شناخت خويش بيشتر عميق گردد. بهتر مىتواند رابطه ضرورى افعال و انديشهها و خاطرات و نتايج آنها را دريابد. اما در باب سوء ظن به خداوند هر چه انسان معرفتش نسبت به خداوند و اسماء و صفات الهى بيشتر باشد و دل را براى انعكاس انوار ملكوتى پاك سازد بهتر جمال الهى را ر آيينه جان تماشا مىكند و درمىيابد كه خداوند ذرهاى ظلم به هيچكس روا نمىدارد چرا كه بىنياز مطلق است.
کد سوال : 4666
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اخلاق و عرفان
پرسش : دوستي داشتم كه مي گفت »زنا گناه كبيره نيست چون لواط گناه كبيره است«استدلال شما در اين باره چيست؟
پاسخ : فهرست گناهان كبيره كه يا منصوصه هستند؛ يعنى، صريحا نسبت به آنها وعيد عذاب داده شده مثل: شرك به خدا، يأس از رحمت خدا، آدمكشى، عاق والدين، قطع رحم (در مقابل صلهرحم)، رباخوارى، زنا، لواط، شرابخوارى، قمار، غنا (موسيقى حرام)، دروغ، ترك نماز عمدا، دزدى، حرام خوارى، اصرار بر گناه و... يا غيرمنصوصه هستند؛ يعنى غيرصريح نسبت به آنها وعيد عذاب داده شده مثل: غيبت، سخنچينى، ريختن آبروى مؤمن، مكر و نيرنگ، احتكار، حسد، دشمنى كردن با مؤمن، استمناء، فتنه، بهتان، هتك قرآن (از بين بردن احترام قرآن)، هتك كعبه، هتك مساجد و... V}(به كتاب گناهان كبيره شهيد دستغيب مراجعه فرماييد){V. لواط از گناهان بزرگ است. شخصى كه مرتكب اين عمل شنيع مىشود از نظر خدا و رسول او و ملائكه مورد لعنت واقع مىشود و اگر در حال بلوغ و يا اختيار اراده و عقل مرتكب اين عمل شده باشد و بدون توبه واقعى مرده باشد عذاب او شديد خواهد بود. پيامبر اكرم(ص) مىفرمايد: «وقتى كه لواط كننده در قبر نهاده شد بيشتر از سه روز باقى نمىماند و خداوند او را ميان قوم هلاك شده لوط پرتاب مىكند و روز قيامت هم با آن قوم ستمكار محشور مىشود»، V}(ميزانالحكمه ج11 ص 5369){V. بنا بر اين لواط قطعا از گناهان كبيره است چنانچه زنا نيز از گناهان كبيره است وكبيره بودن يكى دليل بر كبيره نبودن ديگرى نيست.
کد سوال : 4667
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : لطفا در مورد همسرداري و آيين شوهرداري برايم کتابهايي را معرفي کنيد.
پاسخ : مقدمتا نکته اي از قرآن برايتان بيان ميکنيم:
قرآن مىفرمايد: A}هن لباس لكم و انتم لباس لهن{A زنان لباس شما هستند و شما مردان لباس آنانيد.
اين زيباترين و كاملترين تعبيرى است كه خداوند در ارتباط با نحوه روابط همسران بيان فرموده است. موفقترين همسران كسانى هستند كه از آغاز زندگى مشترك رابطهاى گرم و صميمى با هم داشته باشند و تا پايان عمر ادامه دارد. همسران برتر آنانند كه در كنار هم آرامش مىيابند و سرمايه و توشه راه مشتركشان «محبت» است. بنابراين:
1- همان طور كه لباس به تن آدمى گرما مىبخشد، با گرماى محبت وعلاقه ورزيدن به يكديگر زندگى مشترك خود را رونق بخشيده و با نشاط نماييد.
2- همان طور كه لباس سردىها را مىزدايد، همسران برتر نيز بايد با اجتناب از هر گونه تنش و مشاجرهاى از رخنه هرگونه سردى روابط بين خود جلوگيرى نمايند.
3- همان طور كه لباس عيوب آدمى را مىپوشاند و از چشمه عيب جويان و نقالان مجالس لغو دور نگه مىدارد، همسران موفق بايد عيوب يكديگر را بپوشانند و محرم اسرار يكديگر باشند و هرگونه كاستى، ضعف احتمالى اخلاقى و لغزش و خطاهاى يكديگر را از ديد ديگران مستور و پنهان كنند و ضعفهاى شخصيتى و عيوب طرف مقابل خود را براى هيچ كس بازگو نكنند و هيچگاه نارسايىهاى مادى و مالى و... را نزد اعضاى ديگر خانواده خود حكايت نكنند.
براى آگاهى بيشتر ر.ك:
1ـ تشكيل خانواده در اسلام، دكتر على قائمى
2ـ ازدواج در اسلام، آيتاللّهمشكينى
3ـ ازدواج مكتب انسانسازى، دكتر پاكنژاد
4ـ آيين همسردارى، آيتاللّهامينى
5- حليه المتقين، ص 70 - 75، علامه مجلسى
6- خانواده در مكتب قرآن، سيد كاظم ارفع
7- بهشت خانواده، دكتر سيد جواد مصطفوى
8- همسران برتر، غلامعلى افروز
9- آيين همسردارى، دوروتى كارنگى، ترجمه مهستى شهلايى
10- آنچه همسران جوان بايد بدانند، يوسف ميمتا
11- در جستجوى عشق زندگى، مهدى قراچهداغى
12- آيينه ازدواج و روابط همسران، دكتر سيد ضياءالدين صدرى
کد سوال : 4668
موضوع : كلام و دين پژوهي
پرسش : در مورد افكار و عقايد دكتر شريعتي و سروش توضيح دهيد.
پاسخ : مرحوم دكتر على شريعتى از روشنفكران دينى دهه پنجاه و از پيشقروالان روشنفكران مسلمان در جامعه ما مىباشد كه در مقطع زمانى خاصى تاثير بسيارى در جوانان مسلمان ايران گذارد و در همان زمان و زمانهاى بعدى مورد انتقادها و پذيرشهاى متناقضى قرار گرفت. گروهى او را قديسى شمردند كه سخنانش بدون چون و چرا بايد پذيرفته شود و گروهى او را فردى منحرف از دين شناختند كه مىبايست با تمام امكانات با او مبارزه كرد و هر دو گروه نيز به اشتباه رفتند. دكتر شريعتى جامعهشناس و اديبى توانا و سخنورى كم نظير بود. عشق و علاقه او به اسلام و مكتب تشيع و امام على ـ عليه السلام ـ در كنار شور و شوقى كه در سر داشت و وضع آن زمان ايران را نمىپسنديد، به همراه زبان دلپذير و حماسى و موجآفرينش، او را به انقلابى مسلمان و از راهيان احياء و بازگشت به اسلام مبدل كرده بود. شايد بتوان محورىترين و اصلىترين نظريه وى را شعار «بازگشت به اسلام و بازگشت به خويشتن» معرفى كرد. راهى كه سالها پيش از آن توسط علامه اقبال لاهورى پيموده شده بود.
يكى از امتيازات مهم او اين است كه برخلاف ديگر روشنفكران كه مىكوشند دين را از صحنه جامعه بيرون رانده و ميدان را براى سكولاريزم خالى كنند ودين را به رابطه فردى بين بنده و خدا تقليل دهند، شريعتى دين را در متن جامعه مىخواست و از دين در حاشيه و بىمسؤوليت سخت گريزان و متنفر بود. چهرهاى كه او از اسلام ترسيم مىكند يك ايدئولوژى تمام عيار و كارامد و دستورالعمل زندگى اجتماعى بشر است.
اما نياز است نظرات دكتر شريعتى همانند هر متفكر ديگرى به عيار نقد زده شود و آنگاه نظريات سره از ناسره جدا شود و چنانچه شايسته جايگاه متفكران است با نظرات و افكار او برخود شود. اگر حجاب معاصريت و نظرات افراطى و تفريطى اجازه نمىداد كه دكتر شريعتى آنچنانچه شايسته است، شناخته شود. امروزه كه نزديك به سه دهه از درگذشت او مىگذرد، زمينه مهيا شده است. ما در اين مختصر فقط به نكته اصلى تفكرات او اشاره مىكنيم و اميدواريم كه در آينده نزديك تمام تفكرات وى در تحليلى منطقى نقد و بررسى شود.
دكتر شريعتى جامعهشناس بود و در اين رشته صاحب نظر. در عين حال از فلسفه اگزيستانس ـ نحله سارترى ـ تاثير پذيرفته بود. او با ديد جامعهشناسانه به تحليل اسلام و وضع فعلى آن و هويت ايرانى و چالشهاى پيش روى او نظر مىكرد و در اين زمينه ديدگاههاى خود را بيان مىكرد كه در اين ميان نظرات بديع و تازهاى نيز ارائه مىداد. چنانچه عرض شد اصلىترين نظريه وى «شعار بازگشت به اسلام و بازگشت به خويش» بود. از دهه چهل با تاثير عميقى كه نهضت امام خمينى در جامعه ايران برجا نهاده بود، به تدريج روشنفكرى دينى در محيط دانشگاههاى ما شكل مىگرفت. از طرفى طرح جدى مساله غربزدگى توسط مرحوم جلال آل احمد، توجه نسل فرهيخته مسلمان را به مساله اصلى جامعه ايرانى معطوف كرد. دكتر شريعتى اوج اين جريان محسوب مىشد. او مشكل اساسى جامعه ايرانى را دورى از اسلام اصيل و فرو غلطيدن در غربزدگى به همراه استعمار و استبداد و استحمار مىديد، ـ در اين راه از فرانتس فانون مبارز و انقلابى افريقايى و صاحب كتاب دوزخيان روى زمين بسيار تاثير پذيرفت ـ و راه چاره را "بازگشت به خويش" كه همان "بازگشت به اسلام" است، مىديد. دكتر شريعتى در كنار اين مساله با اشاره به تاريخ صدر اسلام و تلقى خاص جامعهشناختى خود، ديد نويى از اسلام ارائه داد، تلقىاى كه با دريافت سنتى دين تفاوت داشت و موجب درگيريها و اختلاف نظرهاى بسيارى هم در جامعه ما شد. او معتقد بود كه اسلام در حال گذر از سنت به ايدئولوژى است و اين مهمترين تحول آن روز دردرون اسلام است.V}(مجموعه آثار ج:23 ص: 209 ـ 210){V
چالش اساسى انديشه دكتر شريعتى در همين نكته نهفته است. او با ديد جامعهشناسانه به اسلام نظر كرد و به اين ديدگاه اشكالاتى وارد است.
اولاً: اين ديدگاه شديدا يكطرفه است و نمىتواند تمام ابعاد اسلام را نشان دهد. چنانچه نگاه تنها كلامى يا فقهى به اسلام باعث مىشود كه بخشى از اسلام كنار زده شود، نگاه جامعهشناسانه به تنهايى هم دچار همين اشكال است. دكتر شريعتى نه تنها وضع موجود جامعه اسلامى يا حتى تاريخ اسلام را با اين ديدگاه مىديد، بلكه اعتقادات و مبانى معرفتى اسلام را نيز به اين معيار مىسنجيد و بدين ترتيب باعث مىشد كه اسلام آنچنانچه شايسته و بايسته است، معرفى نشود. گذشته از آن او در معارف اسلامى صاحب نظر نبود. به عبارت ديگر چنانچه جامعهشناسى را به صورت كلاسى آموخته بود، با هيچ يك از علوم اسلامى آشنايى اين چنين نداشت.
ثانيا: اشكال مهمتر اينكه ديدگاه جامعهشناسانه ديدگاهى توصيفى است. يعنى نگاهى از بيرون به دين دارد. از شاخههاى جامعهشناسى، جامعهشناسى دين و اديان است كه از بيرون حوزه دين به توصيف اديان موجود مىپردازد، بدون اينكه درصدد تحليل يا ارزشگذارى باشد. جامعهشناس در بهترين حالت، همانند گزارشگر امينى است كه آنچه را مىبيند بدون دخل و تصرف و با دقت توصيف مىكند و كارى به ارزشگذارى و صدق و كذب ديدههاى خود ندارد. جامعهشناسى هرگز در صدد داورى و قضاوت در حق و باطل بودن اديان مختلف نيست، زيرا او تمام فرهنگها و تمدنها و اديان را به يك چشم مىبيند. بلكه او تمام آنها را به عنوان دستاوردهاى بشرى محترم مىشمارد. به عبارت ديگر جامعهشناسى نسبت به دينى در مقايسه دين ديگر يا تمدنى نسبت به تمدن ديگر يا فرهنگى نسبت به فرهنگ ديگر تعهدى ندارد. اما دكتر شريعتى كاملاً نسبت به فرهنگ و تمدن و دين اسلام و مذهب تشيع متعهد بود، او توصيفگر صرف قضايا نبود، بلكه در بسيارى از موارد به تحليل مىنشست و نظريه و رهنمود ارائه مىداد. دكتر شريعتى درد دين داشت و تمام تلاش او حل پاردوكسهاى جامعه مسلمانان در روزگار تسلط تكنيك و مدرنيته بود. همان دردى كه پيش از او، اقبال لاهورى داشت. اگرچه نفس اين درد محترم است، اما با ذات علم جامعهشناسى سازگار نيست. و اين تناقضى در افكار وى ايجاد مىكرد كه تاكنون هم حل نشده است.
ثالثا: مهمترين اشكال دكتر شريعتى كه موجب عكسالعمل برخى از علماء اسلام هم شد، اينكه جامعهشناسى علمى كاملاً غربى است كه در قرن هجدهم توسط اوگوست كنت پايه گذارى شد. اين علم در چهارچوب بنيانهاى معرفت حسى سازمان يافته است و نگاهش متوجه زمين و طبيعت است. اين علم با عالم قدس سرو كار ندارد و هرگز به آن توجه نمىكند و در حقيقت نمىتواند، به آن نظر بيافكند. اين علم محدوديت عقل بشرى را در بند محسوسات و پديدارها پذيرفته و سعى دارد از راه تجربه به توصيف جهان پيرامونى بپردازد، چنانچه فيزيكدان با ماده رفتار مىكند، او نيز با جامعه و تمدن و دين رفتار مىكند. و طبيعى است كه اين طرز تلقى به هيچ وجه مورد تاييد اسلام نيست. با اين تحليل و توصيف از اسلام فقط ظاهرى مىماند و راه به حقيقت آن ناممكن مىشود. خلاصه كلام نظر به دين از نظرگاه جامعهشناسى ـ كه مرحوم دكتر شريعتى بر آن تاكيد داشت ـ نگاه به آن از منظر تنگ حسى و نظرگاهى كاملاً غربى است و اسلام با اين نگاه از حقيقت متعالى خود تهى مىشود. شايد همين نكته است كه دكتر شريعتى واداشت كه وصيت كند كه كتابهاى او توسط استاد محمد رضا حكيمى بازنگرى و اصطلاح شود.
آرا و انديشههاى دكتر سروش در يك نامه قابل ذكر و بررسى نيست؛ ليكن به ناچار به طور گذرا برخى از انديشههاى ايشان را برمىشماريم:
1ـ در باب معرفت شناسى دينى، ايشان قائل به نسبيت معرفت و تهى بودن نصوص دينى از معنا (صامت بودن شريعت) مىباشند. اين ديدگاه، موجب تشكيك در كل معارف دينى و بىاعتبارى آنها و عدم امكان دسترسى به مقصود شارع در همه زمينهها مىشود.
2ـ در باب قلمرو دين، ايشان معتقدند، دين اساسا داراى برنامهاى جهت تنظيم امور دنيوى بشر نيست و از اقتصاد، سياست و مديريت و تعاليمى در اين زمينه تهى است و اگر هم دارا باشد فاقد مرجعيت است. اين امور را بايد به سبك سكولار اداره كرد.
3ـ در باب معارف و عقايد دينى، ايشان مىگويند كه دين فاقد محتواى هستى شناختى است و اساسا جوهر دين، راز افكنى و حيرتزايى است، نه راز زدايى و آگاهىبخشى.
4ـ از نظر صدق و حقانيت دين، ايشان قائل به حقانيت اديان در عرض يكديگر مىباشند. بنابراين شيعه و سنى و يا مسيحى، يهودى و مسلمان بودن فرقى ندارد(پلوراليسم دينى).
5ـ در باب روششناسى قلمرو دين، ايشان معتقدند كه نبايد قلمرو دين را از متن دين و با معيارهاى دينى جست و جو كرد؛ بلكه منحصرا بايد از بيرون دين و با ملاكهاى برون دينى قضاوت كرد.
6ـ در فلسفه علوم اجتماعى، ايشان معتقدند كه دين در مقام داورى، هيچ نسبتى با علوم انسانى و اجتماعى ندارد.
7- در باب وحى و نبوت ايشان وحى را به تجربه دينى كه امرى بشرى و خطاپذير است فرو مىكاهد.
هر يك از مسايل ياد شده و نيز ديگر آراى ايشان، نيازمند مباحث بسيارى است و اشكالات بسيارى بر آنها وارد مىباشد. اساسا همه اين آرا، برگرفته از گرايش ويژهاى در باب معرفتشناسى و دينشناسى غرب است و دهها سال است كه اين آرا در خود جهان غرب مورد نقد و چالش قرار گرفته است.
انديشمندان مسلمان نيز در رابطه با اين مسائل، نگاشتههاى زيادى به يادگار گذاشتهاند.
براى آگاهى بيشتر ر.ك:
ـ كتاب نقد موسسه فرهنگى انديشه معاصر (شماره 1 ـ6)
ـ شريعت در آينه معرفت آيت اللّه جوادى آملى
ـ معرفت دينى صادق لاريجانى
ـ قبض و بسط در قبض و بسطى ديگر صادق لاريجانى
ـ تحول فهم دين احمد واعظى
- كلام جديد، عبدالحسين خسروپناه
- سكولاريزم در مسيحيت و اسلام، محمد حسن قدردان قراملكى
- سويههاى پلوراليزم، محمد حسن قدردان قراملكى
- تحليل و نقد پلوراليزم دينى، على ربانى گلپايگانى
- باورها و پرسشها، مهدى هادوى تهرانى
- از قبض معنا تا بسط دنيا، داوود مهدىزادگان
- انتظار بشر از دين، عبدالله نصرى
کد سوال : 4669
موضوع : كلام و دين پژوهي
پرسش : آيا دين اميال و گرايش هاي انسان را بدون پاسخ نگذاشته است؟
پاسخ : 1- گرايش و تمايلات اصيل بشر يعنى آنچه خداوند در نهاد انسان قرار داده و با آن خلق شده است، دو نوع است:
الف) تمايلات غريزى: مقصود از آن آن سرى از اميال و گرايشهايى است كه صبغهى جسمانى و مادى دارد مانند غريزه جنسى و ميل به جنس مخالف، غريزه تشنگى و گرسنگى و ميل به آب و غذا.
ب ) تمايلات فطرى: اميال و گرايشهاى معنوى مانند فطرت خداجويى، ظلمستيزى، عدالتخواهى، زيبايى دوستى و...
2- گرايشها و تمايلات بشر را مىتوان به دو دسته تقسيم كرد:
الف) گرايشهاى اصيل (واقعى): اين گرايش در وجود و نهاد هر انسان نهاده شده است و برخاسته از ذات انسان و انسانيت انسان است.
ب ) گرايشهاى كاذب: گرايشهايى است كه براى برخى انسانها تحت تأثير عوامل و محركهاى خارجى، پيدا مىشود مانند ميل به قماربازى، ميل به سرقت، ميل به آدمكشى و...
بنابراين گرايشهاى انسان به دو دسته:
الف) اصيل (صادق)، كه خود اين دسته به دو دسته غريزى و فطرى تقسيم مىشود.
ب ) كاذب.
3- نحوه ارضاى گرايشهاى اصيل نيز ممكن است صحيح باشد و ممكن است نادرست و كاذب باشد مثلاً ارضاى صحيح غريزه تشنگى به وسيله نوشيدن آب است، ارضاى صحيح غريزه گرسنگى به وسيله خوردن غذاهاى مفيد و سالم است اما ممكن است اين غرائز با نوشيدنىها و خوردنىهايى كه براى سلامتى مضر است، ارضا شود. اين ارضاى كاذب است همچنان كه در مورد «بتوون» موسيقىدان معروف آمده است كه گرايش فطرى به خداوند و ميل خداجويى و گرايشهاى عرفانى خود را از طريق نواختن
موسيقى ارضا مىكرده است كه چون اين ارضاى كاذب بوده و روح تشنه او را كه جوياى حضرت حق بوده، سيراب نمىكرده است. در پايان عمر دچار اختلال روانى شده است.
T{نتيجه سخن:}T اين كه مىگوييم دين اميال و گرايشهاى انسان را بدون پاسخ نگذاشته. اولاً، مقصود از آن گرايشهاى اصيل (غريزى و فطرى) است نه كاذب. ثانيا، مقصود اين است كه اين اميال و گرايشهاى درونى انسان را به سمتى كه مسير سعادت و تكامل انسان است، جهتدهى و كنترل كرده است. لذا ضمن پاسخگويى به غريزه جنسى و رد رهبانيت در اسلام، آن را به شكل خاصى كنترل و جهتدهى و مهار كرده است كه به عفت عمومى، بنيان خانواده و در يك كلام به مسير تكامل و سعادت انسان و جامعه ضرر نزند. معناى پاسخگويى به ميل جنسى انسان اين نيست كه غريزه جنسى و ميل شهوانى انسان را رها كرده و هر آنچه كه خواهش نفس انسان است مانند همجنسبازى، تأييد كند. يا پاسخ به ميل و غريزه گرسنگى انسان، باز گذاشتن دست انسان در خوردن هر غذايى چه آنچه كه براى سلامتى مفيد است چه آنچه مضر است، چه آنچه در مسير تكامل معنوى مضر است چه آنچه مفيد است، نيست بلكه كنترل و جهتدهى صحيح به آن و ارضاى صادق آن است. گرايش به زيبايى نيز، گرايشى اصيل است اما نحوه ارضاى آن نيز بايد صادق باشد، رقص و موسيقى اولاً، جزو گرايشهاى اصيل نيست بلكه شيوهاى براى ارضاى گرايش جنسى و گرايش به زيبايى است لكن از آنجا كه اثرات سوء و نامطلوب فردى و اجتماعى وارد به شكل مطلق مورد قبول نيست بلكه با حد و مرز و جهت خاصى مورد قبول و تأييد اسلام است.
کد سوال : 4670
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اخلاق و عرفان
پرسش : آيا اعتقاد به تجسم و عينيت اعمال، با رحمانيت حق تعالي منافات ندارد؟
پاسخ : بايد توجه داشت يكى از اعتقادات اسلامى ما اعتقاد به تجسم و عينيت اعمال در قيامت است. ما معتقد هستيم كه قيامت ظرف بروز و ظهور تمامى اعمال نيك و بد انسان است و هر كس تمام اعمال خود را اگر چه به مقدار ذرهاى باشد خواهد ديد. در اين زمينه قرآن كريم مىفرمايد: A{فمن يعمل مثقال ذرة خيرا يره و من يعمل مثقال ذرة شرا يره}Aهر كس به قدر مثقال ذرهاى خير يا شر انجام دهد آن رامشاهده خواهد نمود.
اين موضوع به هيچ وجه با رحمانيت حقتعالى منافات ندارد؛ زيرا رؤيت اعمال به معنى مؤاخذه و عذاب نيست و خداوند به خاطر آن اعمال و گناهان مؤمنين و توبهكنندگان را عقاب نخواهد فرمود.
در تفسير المزان و در ذيل آيه شريفه (1 الزلزله) به نقل از ابن الجارود از امام باقر(ع) نقل شده است كه آن حضرت(ع) فرمود: اگر شخصى از اهل آتش باشد و در دنيا مثقال ذرهاى خير انجام داده باشد، اگر براى غير انجام داده باشد، همان عمل خير مايه حسرتش خواهد شد و چنانچه از اهل بهشت باشد و مثقال ذرهاى شر انجام داده باشد آن را مىبيند و سپس خداى تعالى او را خواهد آمرزيد و عقاب نخواهد فرمود.