• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
عضویت در خبرنامه
کد سوال :
جستجو :
کد سوال : 4621
موضوع : كلام و دين پژوهي
پرسش : بخت و قسمت در ازدواج، چه نقشي دارد؟
پاسخ : خداوند بزرگ كه صاحب و مالك همه هستى است اراده كرده است كه انسان در كارهاى اختيارى‏اش با اراده خودش منشأ اثر باشد؛ يعنى اگر براى تحقق يك حادثه 5 شرط لازم باشد يكى از آن شروط اختيار و اراده انسان است.وبر فرض براى روشن شدن يك چراغ بايد تمام وسائل لازم سالم و مهيا باشد از جمله كليد، سيم، لامپ، كنتور برق، اتصال سيم به كارخانه و منبع توليد برق و جريان برق در سيم‏ها. حال يكى از شروط روشن شدن چراغ فشار دادن كليد برق است كه در اين مثال در كارهاى اختيارى ما همه شروط هميشه مهيا است اما زدن كليد همان اختيار ماست و خداوند بزرگ خواسته است تا انسان با اختيار خودش كليد برق حادثه‏اى را نزند چراغ آن واقعه روشن نگردد و اين است منزلت و جايگاه اختيار ما و توجه به اين نكته حائز اهميت است كه نه اختيار ما مطلق و بى‏كران و بدون قيد است كه همه امور به دست ما باشد و نه اين كه ما در كارهايمان مجبوريم و هيچ‏گونه اراده‏اى نداريم. هر دو صورت باطل است بلكه در زنجيره پيوسته و متشكل از حلقات در تحقق امور؛ اختيار ما يكى از آن حلقه‏هاست نه مختار مطلقيم چرا كه به غير از ما حلقه‏هاى ديگرى هم هست (زمان، مكان، تربيت، خانواده و...) و نه مجبور مطلقيم، چرا كه تا كليد اختيارمان را فشار ندهيم محال است افعالى كه به اراده ما صورت مى‏گيرد تحقق يابد. T}اما در باب نقش قسمت در ازدواج:{T نه همسر خوب و ارزشمند نشانه خوبى و لياقت آدمى است و نه همسر بد و ناشايست نشانه انحراف و بدى انسان است. به خاطر اين كه چه بسا در طول تاريخ انسان‏هاى شرافتمندى كه همسرانى نامناسب و يا انسان‏هايى منحرف كه همسرانى خوب و با معرفت داشته‏اند، ازاين‏رو حكم كلى نمى‏توان كرد اما ملاحظه شروط و مقدماتى در اين باب حائز اهميت است. اول: همچون همه مراحل زندگى عرصه ازدواج نيز ميدان آزمون و امتحان الهى است. دوم: بسيارى از كاستى‏ها و بن‏بست‏ها معلول كاركرد گذشته ماست. به طور مثال هر اندازه كه در زمان تكليف دل پدر و مادر را رنجانيده باشيم و با رفتار خويش فضاى خانواده را تيره و تاريك ساخته باشيم آثار اين اعمال و رفتار به خود ما باز مى‏گردد. اگر دلى را شكسته و حقى را ضايع كرده باشيم انعكاس آن ما را هدف قرار مى‏دهد. در مقابل، بسيارى از بن‏بست‏ها و تيرگى‏هاى طريق به وسيله دعاى خير پدر ومادر و رضايت مردم گشوده مى‏گردد و روشن مى‏شود در عين حال نه عرصه باز و چشم‏انداز گسترده روبروى ما در زندگى نشان آزادى ما و فراموش نمودن ارزش‏هاست و نه سختى و دشوارى مسير دليل قهر و غضب الهى است. همه تلخى و شيرينى‏ها آزمون خداوند است. بر فرض كه تلخى زندگى معلول نادرستى اعمال گذشته من و عدم درك كافى در جهت انتخاب مسير صحيح باشد، باز چون عمر باقى است مى‏توان زندگى تيره و دشوار را با درك صحيح و بيدارى از خواب غفلت و جبران گذشته به روشنى و شيرينى مبدل ساخت و شاهد اين گونه زندگى، در تاريخ بسيارند و لذا؛ اولاً انسان در گرو اعمال خويش است به فرموده قرآن كريم (هر كس هموزن ذره‏اى كار خير انجام دهد آن را مى‏بيند و هر كس هموزن ذره‏اى كار بد كرده آن را مى‏بيند). ثانيا، نااميدى از رحمت حق از گناهان بسيار بزرگ است. به فرموده امام على(ع) بزرگترين بلاى آدمى نا اميدى است. ثالثا، آزمون و امتحان الهى لازمه زندگى همگان است ازاين‏رو بايد از خداوند موفقيت در آن را درخواست كنيم، بنابراين مسأله ازدواج و ساير مسائل زندگى داراى ابعاد گوناگونى است و چون اختيار و اراده انسان محدود است و همه عوامل در دست قدرت او نمى‏باشد اين ضعف و نياز آدمى را به سوى دعا و توسل به درگاه خداوند سوق مى‏دهد تا آنچه صلاح ماست خداوند برايمان مقدر سازد. خلاصه سخن اين كه قسمت به معناى ثبت تقدير حتمى براى انسان در امر ازدواج با مبانى كلامى و آموزه‏هاى دينى ناسازگار است.
کد سوال : 4622
موضوع : قرآن و حديث
پرسش : منظور از صبر جميل در احاديث چيست ؟
پاسخ : اگر انسان در مشكلات و مصائب خويشتن را از دست ندهد، يعنى سخنى و حركتى برخلاف رضاى خدا نگويد و نكند و پيمانه صبرش لبريز نگردد و سفره مشكلات و سختى‏ها را پيش اين و آن باز نكند، صبر نيكو دارد. خداى سبحان در قرآن كريم پيامبران را خصوصا مؤمنين را عموما به صبر دعوت مى‏كند. A}فاصبر صبرا جميلاً{A. در اين آيه پيامبر اكرم(ص) را مخاطب ساخته مى‏فرمايد: صبر جميل پيشه كن و در برابر استهزاء و تكذيب و ازار آنها شكيبا باش. يا در آيه 18 سوره يوسف كه مى‏فرمايد: A}... فصبر جميل والله المستعان على ما تصفون{Aكه از زبان حضرت يعقوب نقل مى‏كند، وقتى به حضرت يعقوب(ع) پيراهن آغشته به خون دروغين يوسف را برادران يوسف نشان دادند فرمود «فصبر جميل» با اين كه قلبش مى‏سوخت و جانش آتش گرفته بود. و آيات متعدد ديگر كه ضمن دعوت به صبر، اجر و ثواب صابران را گوشزد مى‏كند. T}صبر جميل در روايات:{T امام باقر(ع) در پاسخ از سؤال از صبر نيكو فرمود: صبر جميل، صبرى است كه در آن نزد مردم گله و شكايت نمى‏شود و امام صادق(ع) در معناى آيه 18 سوره يوسف كه در آن آمده است «فصبر جميل» فرمود يعنى صبرى كه همراه با شكوه نباشد. اما راز و نياز با خداى بى‏نياز در مورد مشكلات و سختى‏ها ناصبورى نيست، بلكه استعانت از ذات متعال براى تحمل فشار و حل مشكلات است و اين يك نوع ثبات قدم و درخواست صبر جهت تحمل سختى‏ها از بارگاه ربوبى است. اما آنهايى كه به مقام رضا رسيده‏اند مشكلات خود را در محضر خداى متعال نيز به زبان نمى‏آورند، چون كه به زبان آوردن هر چند كه شكوه از سختى نيست اما شائبه آن را دارد، اظهار درد، پيش خدا به نوعى تغيير وضع موجود را از خدا طلبيدن است و اين با مقام رضا سازگار نيست
کد سوال : 4623
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : چگونه بايد حافظه خود را تقويت نمايم؟.
پاسخ : براى اين كه شخص بتواند حافظه خود را قوى سازد و تمركز حواس داشته باشد توجه به نكات زير مى‏تواند راهگشا باشد: 1) بايد معانى و مفاهيم مناسب با ذوق را فرا گرفت. 2) بعد از فراگيرى توجه و التفات دقيق و محكم بر معانى مزبور به تثبيت آموخته‏ها كمك مى‏كند. 3) مفاهيم و معانى كه فرا گرفته مى‏شود، با تكرار، به نفس و روح عرضه شود تا در روح نقش ببندد. 4) هر چه كه ذهن و فكر به آن مشتاق است و به آن نياز دارد، فرا گرفته شود تا با قوّه شوق به مرحله بقا برسد. حضرت على(ع) توصيه‏هايى در اين باره دارند از جمله مى‏فرمايند: H}خُذوا من كلِّ علم احسنهُ فانّ النحل يأكُلُ من كلّ زهر ازينه...{H از هر دانشى بهترين آنرا فرا گيريد، همچون زنبور عسل كه بهترين گلها را مى‏خورد و در نتيجه دو ماده گرانبها (عسل و موم) تحول مى‏دهد كه يكى مردم را شفابخش است و ديگرى روشنى بخش, يا درباره علم نافع و مورد نياز اشارتى دارند كه: H}تعلّموا ما شئتُم أن تعملوا، فلَن ينفعكم الله بالعلم حتّى تعملوا به...{H فقط آنچه را مى‏خواهيد عمل كنيد، ياد بگيريد، زيرا خداوند از علم، جز از طريق عمل كردن به آن، سودى به شما نمى‏رساند... 5) پس از اين مراحل بايد از ورود مطالب مخالف بر ذهن جلوگيرى نمود. 6) از امور وحشت زا كه نفس را مضطرب مى‏سازد و باعث پريشانى خاطر مى‏گردد بايد دورى كرد. بر عكس خلوت‏گزينى وغور در خويشتن، در جمع خاطر و تثبيت انديشه بسيار مؤثّر است. 7) بايد بين محفوظات ارتباط برقرار كرد. انديشيدن و تفكر درباره آموخته‏ها؛ به برقرارى نظم بين محفوظات كمك مى‏نمايد به عبارت ديگر بايد سعى كرد بسترى مناسب براى استقرار محفوظات آماده كرد و اين با تفكر و انديشه امكان‏پذير است. 8) غذاهاى طبع گرم و معتدل موجب تقويت اعصاب و مغز مى‏شود و فرد را مستعدّ يادگيرى مى‏نمايد بعكس مصرف غذاهاى سرد و مرطوب، غليظ و تند موجب كندى حافظه در يادگيرى مى‏گردد. 9) حضور در گردهمايى‏ها و مجامعى كه به اين معانى و مفاهيم عشق و علاقه نشان مى‏دهند و نيز حضور در مجالسى كه از انديشمندان تجليل مى‏شود بر تقويت بنيه فكرى و ايجاد شوق و ذوق در فراگيرى علوم كمك شايانى دارد به عبارت ديگر بايستى از اوقات فراغت خود به خوبى بهره برد اگر اين اوقات به بطالت گذرانده شود موجب قساوت دل و جمود فكر در فراگيرى علوم مى‏شود و بر عكس حضور در مجالس و محافل علمى و دينى، شخص را مستعد يادگيرى مطالب جديد مى‏سازد چون انگيزه‏اش را بالا مى‏برد. 10) در متون دينى به نكته‏اى مهم و با ارزش اشاره شده و به تجربه نيز ثابت شده است كه روزه‏دارى، حفظ حالت گرسنگى و جلوگيرى از پرخورى روح را براى يادگيرى مفاهيم و معانى بسيار مستعدّ ساخته و فكر و خيال را جمع و متمركز مى‏نمايد لذا توصيه مى‏شود دوشنبه و پنجشنبه هر هفته، يا روز اوّل و نيمه و آخر هر ماه قمرى روزه بگيريد. خلاصه براى تنظيم فكر و تقويت حافظه و جلوگيرى از پراكندگى خيال تدبيرى بهتر و مهمتر از ايمان به خدا وجود ندارد. ايمان كه امرى قلبى است ايجاب مى‏كند كه فرد از لذّات حسّى، شهوات خيالى، اوهام دنيايى و خواسته‏هاى نفسانى بپرهيزد و به مبدأ و منتهاى وجود (ذات اقدس الهى) اشتياق پيدا كند و از طاعات و عبادات براى رسيدن به حدّ اعلاى كمال بهره ببرد و يقين داشته باشد كه: A}والّذين جاهَدوا فينا لنهدينّهم سُبُلنا و انّ الله لمع المحسنين{A كسانيكه در راه ما و در مسير صراط مستقيم تلاش و مجاهده كنند ما حتما راه خود را به ايشان نشان مى‏دهيم (آنها را هدايت و راهنمايى مى‏كنيم) به درستى كه خداوند يار و همراه نيكوكاران است. حالات خود را در شبانه‏روز ثبت و ضبط كنيد و دائما مراقب خود باشيد و كمّيت و كيفيت كار خود را در مرسلات بعدى براى ما بنويسيد. درباره برنامه‏ريزى جهت تحصيل و كسب معارف به مقالاتى كه در اين زمينه از استاد حسينى خنيفر، دكتراى مديريت آموزشى، در نشريه پُرسمان تا حال چاپ شده مراجعه نمائيد. درباره قسمت آخر، همانطور كه خود شما دريافته‏ايد، حقيقت آن است كه توسل به اهل بيت(ع) گره‏گشاى مشكلات مادى و معنوى است براى نمونه در خصوص دعاى توسّل، همانطور كه علامه مجلسى نقل فرموده، محمد بن بابويه اين دعا را از ائمه روايت كرده و گفته است كه در هر امرى اين دعا را خواندم، تأثير اجابت آنرا بزودى يافتم. در خاتمه‏ى سخن پيام امام زمان را به شيعيان نقل مى‏كنيم: اگر شيعيان ما ـ كه خداوند توفيق طاعتشان دهد ـ در وفاى به عهد و پيمانى كه دارند، همدل مى‏شدند، سعادت ديدار ما از ايشان به تأخير نيفتاده و زودتر نصيب آنان مى‏گشت. ديدارى با شناخت كامل و درست نسبت به ما. پس ما را از آنان دور نمى‏كند، مگر اعمالى كه ما را ناخوشايند است و از ايشان نمى‏پسنديم.
کد سوال : 4624
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : چگونه مي توان تمركز حواس داشت و آن را تقويت كرد؟
پاسخ : مشكل مطرح شده «عدم تمركز حواس» موضوعى است كه بسيارى از دانشجويان از آن رنج مى‏برند و دلايل مختلف و متعددى مى‏تواند داشته باشد. همان طور كه خود مى‏دانيد تمركز حواس در هر كارى از جمله مطالعه ودرس خواندن از ضروريات قطعى است. تمركز حواس حالتى ذهنى و روانى است كه در آن حالت تمام قواى حسى، روانى و فكرى انسان روى موضوع خاصى متمركز مى‏شود و تضمين كننده امر يادگيرى و انجام صحيح كارها و رهاييدن از خطرات احتمالى است. به هر حال در يك جمع‏بندى كلى مى‏توان گفت اكثر افراد به دلايل عمده زير با عدم تمركز فكر و حواس مواجه مى‏شوند: 1- كسانى كه خود را به انجام كار يا مطالعه درسى مجبور مى‏كنند كه تمايل درونى چندانى به آن ندارند كه در اين صورت تمام قواى ذهنى و روانى‏شان به طور خودكار از آن موضوع پرت مى‏شوند و دچار حواس‏پرستى مى‏شوند. چنين افرادى ممكن است مدت‏ها با بى‏علاقه‏گى كارهايى انجام مى‏دهند يا به دنبال درس يا رشته تحصيلى خاصى تلاش‏هايى صورت مى‏گيرد و به عبارت ديگر خود را مجبور به انجام آن كار يا مطالعه مى‏بينند. 2- فشارهاى روانى نيز از عوامل عمده تشتت فكرى است. بيشتر افراد زمانى كه با مسأله‏اى مواجه مى‏شوند اگر معتقد باشند زمان كافى براى حل آن ندارند و يا توانايى حل مسأله و كسب توفيق را در خود نبينند دچار نگرانى و اضطراب مى‏شوند و در نتيجه اين نگرانى‏ها، ترس از شكست، افكار منفى عدم اعتماد به نفس و خيال‏بافى‏هاى منفى‏گرايانه توان عمل و ابتكار و خلاقيت را از شخص سلب مى‏كند و به جاى اين كه روى موضوع خاص تمركز كنند، بر ترس و احتمال شكست خود تمركز مى‏كند و يأس و نااميدى بر او چيره شده و موجب حواس‏پرتى مى‏شود. 3- گاهى نيز برخى حوادث و اتفاقات كه فضاى روانى فرد را دچار اختلال مى‏كند (نظير آنچه در زندگى شخصى، تحصيلى، خانوادگى، اجتماعى و اقتصادى و... رخ مى‏دهد) امكان تمركز حواس را از بين مى‏برد. 4- گاهى عدم رعايت بهداشت مطالعه و اصول و قوانين آن و بهره نگرفتن از روش مناسب مطالعه باعث خستگى جسمى و روانى شده و آمادگى روانى لازم براى مطالعه و درس خواندن از بين رفته و احساس بى‏علاقه‏گى و به دنبال آن عدم تمركز حواس بر او مستولى مى‏شود. 5- تكثر و تعدد فعاليت‏هاى فرد مخصوصا اگر در توان انسان نباشد باعث عدم تمركز حواس مى‏شود. T{راه‏هاى مقابله با عوامل حواس‏پرتى:}T روشن است براى مقابله با هر يك از عوامل فوق كه هر كدام به گونه‏اى مانع تمركز حواس مى‏شود، بايد به راه‏كار خاص و مناسب با آن توجه نمود. در عين حال نكات زير مى‏تواند به عنوان راه‏كارهاى كلى مؤثر واقع شود كه اميدواريم با عمل كردن بر آنها به نتيجه مطلوب و ثمربخش آن دست يابيد: 1- در ابتدا و قبل از هر چيز براى تمام فعاليت‏هاى درسى و غيردرسى برنامه‏ريزى كنيد. اوقات شبانه‏روز را در يك جدول زمان‏بندى شده از هنگام بيدارى تا موقع خواب يادداشت نموده و براى هر كارى، زمان خاصى و مناسب آن را معين نماييد و سعى كنيد طبق همان برنامه تنظيم شده به انجام همان فعاليت مشخص (كلاس، مطالعه، استراحت، عبادت، ورزش و...) بپردازيد. حتى زمان معين و مشخصى را در طول روز براى انديشيدن درباره موضوعات مختلف با تخيلات و افكار مزاحم اختصاص دهيد. اين كار حداقل 2 فايده مهم دارد: الف) نظم و انضباط در تمام فعاليت‏ها حتى در انديشه‏ها و افكارتان راه پيدا مى‏كند كه خود بسيار ارزشمند است. ب ) اگر افكار مزاحم در غير زمان معين به سراغتان آمد و باعث حواس‏پرتى شما مى‏شود مى‏توانيد به خود وعده بدهيد كه زمان انديشيدن در اين باره فلان زمان خاص و معين شده است و بدين‏وسيله از آن عامل مزاحم نجات پيدا كرد. تأكيد مى‏كنيم براى هر كار و فعاليتى وقت مشخص معين گردد و در آن وقت به هيچ امرى غير از آن كار نپردازيد. 2- اصول و قوانين لازم براى يك مطالعه سودمند را بشناسيد و آن را به دقت رعايت فرمايند ما نيز در اينجا به چند مورد اشاره مى‏كنيم: الف) با مد نظر قرار دادن هدف خود از مطالعه و درس خواندن احساس نياز به مطالعه را در خودتان شعله‏ور سازيد. ب ) به هنگام مطالعه يا حضور در كلاس از افكار نااميدكننده كسل كننده و غيرمنطقى بپرهيزيد و همواره اميد و قدرت و توانايى را در ذهن خود حفظ كنيد. ج ) هميشه براى مطالعه يا سر كلاس، كاغذ و قلمى داشته باشيد و نت‏بردارى كنيد يا خلاصه‏اى از مطالب را يادداشت كنيد تا در فضاى روانى درس و مطالعه قرار داشته باشيد نه اين كه به دنبال افكار و ذهنيات خود باشيد. د ) با پيش‏مطالعه وارد كلاس شويد و پرسش‏هايى كه درباره درس به ذهنتان مى‏رسد بلافاصله از استاد بپرسيد و به خود اجازه ندهيد سؤال مطرح شده، ذهنتان را به خود مشغول نموده و به تدريج از فضاى روانى كلاس خارج شويد. با اين روش ساده مى‏توانيد فرايند تدريجى و محتواى درسى كلاس را پى‏گيرى كرده و خود را در فضاى درسى يا مطالعه قرار دهيد. ه ) زمان و مكان مطالعه بايد از نظر فيزيكى و روانى از شرايط مناسب برخوردار باشد و هرگونه عاملى را كه مى‏تواند باعث حواس‏پرتى شود (نظير سر و صداها، سرما و گرما، نور كم يا خيلى شديد و...) از محيط مطالعه خود حذف كنيد. 3- در صورتى كه تعدد كارها و فعاليت‏هاى غيردرسى باعث عدم تمركز مى‏شود آنها را به حداقل ممكن برسانيد و به خود بگوييد در اين دوره و زمان مهمترين وظيفه و كار من مطالعه و درس‏خواندن و ارتقاء سطح علمى است و فعاليت‏هاى جانبى متعدد مزاحم وظيفه اصلى من است و با آنها خداحافظى كنيد. 4- اگر مشكلات شخصى، اجتماعى، خانوادگى و... يا آنچه شما آن را يك شكست عاطفى ناميديد، باعث عدم تمركز حواستان مى‏شود، بدانيد كه: الف) زندگى فردى هيچ‏كس خالى از مشكل نيست و ذهن هيچ فردى خالى محض نيست و از طرف ديگر با صرف فكر كردن و مشغوليت ذهنى درباره چنين مشكلاتى، هيچ دردى دوا نخواهد شد پس به خود تلقين كنيد كه هنگام درس يا مطالعه ذهن خود را از آن مسايل برهانيد. ب ) به هنگام مزاحمت آن افكار به خود قول بدهيد در اين باره خواهم انديشيد (و زمانى را براى اين كار در شبانه‏روز اختصاص دهيد). ج ) در صورت امكان به اتفاق يكى از دوستان خود مطالعه كنيد و يا مباحثه كنيد. 5- در صورتى كه موضوع يا موضوعات خاص و محدودى باعث حواسپرتى‏تان شده به دنبال راه حل مناسب آن باشيد چرا كه آن موضوع خاص در حكم علت عدم تمركز حواس شماست. پس براى مقابله با آن بايد ابتدا علت و عامل اصلى را شناسايى كرده و در پى حذف يا تقليل آن برآمد ولى اگر موضوعات متعدد مختلف باعث حواس‏پرتى مى‏شود به نكات چهارگانه فوق توجه فرماييد.
کد سوال : 4625
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : مشكلات مالي و فشارهاي رواني زيادي را در خانواده تحمل مي كنيم، راهنمايي شما چيست؟
پاسخ : نامه پردرد و رنج شما را خوانديم و سخت ناراحت شديم، حداقل چيزى كه مى‏توانيم در ابتدا و قبل از هر چيزى خدمتتان عرض كنيم اين كه احساس هم‏دردى ما را كه برخاسته ازعمق جان و دل ماست پذيرا باش.مطمئنا شما نيز با بيان مشكلات زندگى خويش و برون‏ريزى آنها، قدرى آرامش پيدا كرده‏ايد ولى اين راه حل اصلى نيست ولى اميدواريم نه تنها چنين مشكلات مادى شما بلكه مشكلات تمام افرادى كه شبيه اين مسأله يا كسانى كه دچار وضعيت بسيار بدترى هستند به كمك و لطف خداوند هر چه سريع‏تر حل شود. آنچه كه مى‏تواند تحمل و سعه‏ى صدر و توان شما را بالاتر ببرد و در برابر چنين مشكلات و ناملايمات و سختى‏هايى سر تعظيم فرود نياوريد و خود را نبازيد و تلاش علمى و عملى خود بيافزاييد نگاه مثبت به آينده داشتن و از طرف ديگر در نظر گرفتن و دقت در زندگى افراد و شخصيت‏هاى مختلف گذشته و حال تاريخ كه از وضعيت بسيار بدتر و اسفناك‏تر از شما برخوردار بودند ولى هرگز تحملشان و طاقتشان به پايان نرسيد بلكه مقاومتشان در برابر مشكلات مختلف دو چندان شد. بدون شك با نگاهى مختصر در زندگى بزرگان علمى و شخصيت‏هاى ماندگار تاريخ مى‏توان اين واقعيت را دريافت كه رمز موفقيتشان در تحمل و طاقت و مقاومتشان در برابر ناملايمات و سختى‏هاى زندگى بوده است. صبر و تحمل حضرت زينب كبرى(س) در برابر آن همه فشار و مشكلات روحى، جسمى دشمنان آن‏گونه بود كه در دربار يزيد پس از واقعه كربلا و مشاهده تمام صحنه‏هاى ضدانسانى و تحمل رنج اسارت و غيره خطاب به حاكم ظالم فرمود: H}ما رأيت الا جميلاً{H جز زيبايى چيزى نديدم. بنابراين با نگاهى اندك و انديشيدن درباره چنين الگوهاى تاريخى كه در فرهنگ دينى و حتى فرهنگ ملى‏مان فراوان به چشم مى‏خورد مى‏تواند باعث تقويت روحيه و افزايش صبر و تحمل‏مان شود. نكته دوم اين كه همان طور كه خودتان فرموديد روشنايى قرآن و معارف دينى و صوت و لحن قرآن اميدبخش زندگى‏تان است با واگذار كردن امور به خداوند عليم واستعانت از آن حكيم و مونس تنهايى، قوت‏بخش توان شما خواهد بود. به اميد رفع درد و رنج از همه دردمندان.
کد سوال : 4626
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : انسان براي داشتن زندگي مشترک سالم، به شخص مشابه خود نياز دارد يا مکمل؟
پاسخ : در خصوص موضوع مورد نظر توجه به نكات زير را ضرورى مى‏دانيم: 1ـ بى‏ترديد هدف از ازدواج و تشكيل يك زندگى مشترك رسيدن به كمال است و در لحظه لحظه زندگى بايد در اين مسير گام برداشت و چنين هدفى اقتضا مى‏كند كه هر يك از طرفين مكمل ديگرى باشند، يعنى عنصر مؤثرى در به كمال رسيدن يکديگر باشند و زمينه كمال‏يابى ديگرى را فراهم آورد. 2ـ ايفا نمودن اين نقش نيازمند برخوردارى از ويژگى‏هايى است كه هر يك از طرفين بايد از آن برخوردار باشند، البته اين ويژگى‏ها (بدون مقايسه با فرد ديگرى) مى‏بايست در زوجين باشد. حال اگر وجود او صاف را در زوجين مقايسه نماييم از پنج حالت خارج نيست: 1. هر دو از آن صفت مورد نظر برخوردارند. مشابه (شايد بتوان گفت مشابه هستند) 2. هيچ‏كدام از زوجين از آن صفت برخوردار نيستند. مشابه (شايد بتوان گفت مشابه هستند) 3. يكى برخوردار (مثلا زن) و ديگرى ( مثلا مرد ) برخوردار نيست كه خود دو حالت را دارد: الف) شخص ديگر( مثلا مرد ) اصلا از آن صفت برخوردار نيست. ب) شخص ديگر ( مثلا مرد ) ضد و مخالف آن صفت را دارا و واجد است. 3ـ نكته اساسى و اصلى در اين بحث آن است كه چگونه يكى مى‏تواند مكمل ايمان و عقل و كمالات ديگرى باشد. از بين تمام شرايط لازم در اينجا به دو شرط مشابه و نامشابه مى‏پردازيم. آيا مشابه بودن لازمه مكمل بودن است يا متفاوت بودن؟ كداميك؟ در كجا؟ در چه صفتى مشابه و در چه صفتى متفاوت؟ و چه كمال‏خواهى؟ و در چه صفت كمالى؟ مثلاً آيا تفاوت در ايمان موجب كمال ديگرى مى‏گردد يا تشابه در ايمان؟ بنابراين صرفاً با نگاه به مشابه بودن يا متفاوت بودن نمى‏توان گفت كه مشابه بودن موجب كمال است و متفاوت بودن موجب انحطاط و يا بر عكس. بلكه بايد به اوصاف توجه داشت، يعنى تشابه و تفاوت در چه صفتى موجب كمال مى‏شود و در چه صفتى موجب انحطاط. افزون بر اين كه حتى درجه برخوردارى از اوصاف نيز مؤثر است. چون صفات روحى انسان داراى يك پيوستار بسيار وسيع است، مانند ايمان كه هرگز كسى از ايرانيان مسلمان خود را بى‏ايمان نمى‏شمارد، ولى اگر افراد باايمان را با هم مقايسه كنيد پى مى‏بريد كه شخص صدرنشين با شخص ذيل‏نشين در اين پيوستار چقدر با هم تفاوت دارند. بنابر اين بايد كمى دقيق‏تر به موضوع نگاه كرد. اينك بعد از التفات به اين سه نكته به سراغ اصل كلام مى‏رويم و قبل از آن تنها اشاره مى‏كنيم كه در زندگى مشترك شما بيشتر بايد در صدد تطبيق اوصاف باشيد تا رسيدن به اوصاف متفاوت (تا منتهى به كمال گردد) آن ميزان از اختلاف كه موجب كمال گردد خواه ناخواه وارد زندگى خواهد شد. لذا در دستورات حقوقى و اخلاقى و خانوادگى بيشتر بر احراز نكات و اوصاف مشترك اهتمام ورزيده‏اند و مى‏گويند كه بدى در اين اوصاف همسنگ و كفو يكديگر باشند، هرگز نمى‏گويند كه بايد در اين اوصاف اختلاف داشته باشند. اما در اين مورد: دانشجوى گرامى در ازدواج ابتدا اوصاف را مد نظر آوريد، فرض كنيد 100 صفت در آدمى هست . ابندا آن‏ها را ليست كنيد، بعد از آن در كتب مربوط به ازدواج (مانند جوانان وانتخاب همسر، نوشته مظاهرى. خانواده ايده‏آل، نوشته زمانى. خانواده ايده‏آل، نوشته شرفى) بررسى كنيد كه كدام يك از اوصاف بايد در هر طرف باشد و مشابه بودن در آن‏ها شرط استكمال انسان است و وجود آنها زمينه‏ساز كمال مى‏باشد. پس در اين اوصاف بايد به دنبال مشابه بودن باشيد، همان گونه كه در روايات به برخى از آن‏ها اشاره شده است . اما در برابر برخى از اين اوصاف بايد در مرد باشد و يا وجودش براى مرد ضرورت بيشترى دارد، مانند غيرت، شجاعت اجتماعى. همان‏گونه كه برخى ديگر بايد در زن باشد و وجودش در زن اهميّت بيشتر و براى زندگى مشترك ضرورى‏تر است. مانند حيا داشتن، مهربانى واحساسات. پر واضح است كه در اين اوصاف وجود اختلاف يك ضرورت است و اختلاف زمينه‏ساز كمال خواهد بود. اگر مردى بگويد از خوبى‏هاى من اين است كه مانند زنان رؤف هستم و اگر زن نيز در منزل چنين باشد ديگر زمينه تربيت فرزندان آسيب مى‏پذيرد. هزاران مشكل ديگر را در پى خواهد داشت. پس در اين امور بايد اختلاف را پذيرفت. چه اختلاف زمينه كمال‏يابى است. امّا در باقى مانده امور بايد همديگر را تحمل نمود. در اينجاست كه مى‏توان گفت مكمل يكديگر بودن مد نظر است (البته طبق اصطلاح شما) و در پرتو تمام اين اوصاف - چه مشابه و چه متفاوت - زمينه ی استكمال فراهم مى‏گردد و مكمل يكديگر بودن مد نظر است. مانند درون‏گرا بودن و برون‏گرا بودن. البته در اين اوصاف نيز نبايد در منتهي شدت اختلاف باشند که فراتر از طاقت طرفين باشد . پر واضح است که چون اين اوصاف ماهيت کيفي دارند در اينجا ميزان و معيارى جهت استكمالى بودن اين اوصاف نيست، تنها معيار همان ميزان تحمل طرفين است. يعني اختلاف بايد بقدری باشد که طرفين بتوانند تحمل نمايند . در لابلای اين اختلاف يكى از كانال‏هاى مكمل بودن طبق اصطلاح شما رخ مى‏نمايد هر چند كه معيارى وجود ندارد كه چقدر بايد مشابه و چقدر متفاوت باشند. معيار ظرفيت طرفين است كه با حفظ اوصاف مشترك و با تكيه بر اوصاف منحصر به فرد بتوان اين ميزان اختلاف را تحمل نمود و همه اين امور مشترك و اختلافى و متضاد جملگى زمينه‏ساز كمال آدمى بايد باشد. چه ايمان كه عنصر مشترك است چه اوصاف اختلافى و چه اوصاف تدرجى برخوردار از اختلاف كيفى. همان گونه که گذشت خودتان هرگز با دست خود در پى اختلاف داشتن نباشيد، بلكه تنها در پى همسری همانند خود باشيد و در قدم دوم به دنبال تحصيل توان تحمل آن ميزان اختلافى كه به صورت ناخودآگاه وارد زندگى‏تان مى‏شود باشيد. و اسلام خود اوصاف اختلافي واوصاف اشتراکي هر دو را معين کرده است لذا تنها به متشابه بودن نظر ندارد در برخی اوصاف اختلاف و در برخی اشتراک را شرط کمال می داند ايمان وصبر و صداقت و ... از اوصاف مشترک و عواطف و تعقل ورزی و احساسی بودن و... از اوصاف اختلافی است.
کد سوال : 4627
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : خواستگاري از فاميل دارم كه به دليل اختلافات فاميلي، نتوانسته ام با والدينم در ميان بگذارم، چه كنم؟
پاسخ : مساله ازدواج كه آغاز زندگى مشترك يك زوج جوان است مسأله‏اى است بسيار مهم و سرنوشت‏ساز و نمى‏توان به صرف اين كه پسر عمه يا فلان خواستگار پسر خوبى است يا اين كه پسر بدى نيست، به يك تصميم در چنين امر حياتى دست يافت ازدواج نه تنها پيوند دو انسان است بلكه پيوند دو خانواده است و مطمئن باشيد نحوه ارتباط خانواده‏هاى دو طرف در زندگى مشترك شما زوج جوان تأثير فراوان دارد. بنابراين بايد علاوه بر توجه به تدين و اخلاق خواستگار خود بايد به تناسب و هم‏طراز بودن دو خانواده و نيز دو زوج جوان از نظرهاى مختلف توجه كافى مبذول شود و اگر درگيرى‏هاى طولانى مدت بر سر مسائل جزيى يا غيره نتوانسته است آنها را كنار هم جمع كند و در يك فضاى دوستانه و صميمى به حل و فصل آن بپردازد احتمالاً در طول زندگى مشترك آينده شما نيز تأثيرگذار باشد (مگر اين كه ازدواج‏تان مشروط به حل و فصل موضوع ارثيه شود و هر دو خانواده موضوع را كاملاً فراموش كنند) پس درانتخاب همسر آينده خود بايد به احتمال تأثيرگذارى مسأله مورد اختلاف كه طولانى‏مدت هم بوده است توجه كامل داشته باشيد. از طرف ديگر رضايت و توافق پدر و مادر شما شرط ازدواجتان مى‏باشد و خواه ناخواه بايد رضايت والدين گراميتان را جلب كنيد اگر هم‏اكنون مخالف حتى ارتباط دوستانه شما با دختر عمه‏تان است چگونه مى‏خواهند به چنين ازدواجى و ارتباط هميشگى و دائمى شما و پسرعمه‏تان رضايت دهند. پس چه بهتر قبل از هر چيزى موضوع را از پنهان‏كارى به در آوريد و با والدين محترمتان صراحتا گفتگو كنيد و با توجه به نقطه نظرات آنها تصميم مقتضى را بگيريد. چه بسا شما ديدگاه‏شان را عوض كنيد و يا عدم رضايتشان را به شما اعلام كنند و بهتر و سريع‏تر بتوانيد تصميم بگيريد. پس اگر راضى به چنين وصلتى نيستيد، منتظر پسر عمه نباشيد و فرصت‏ها را از دست ندهيد و اگر خواستگار مناسبى به سراغتان آمد،جواب رد ندهيد. اما اگر نشانه‏هاى رضايت والدين به ازدواجتان با پسرعمه و نيز احتمال حل و فصل اختلافات مالى را در گفتارشان مشاهده كرديد و از طرف ديگر پسر عمه‏تان شرايط كافى و لازم را براى همسر شايسته و لايق را دارد با مشورت با والدين محترمتان صبر كنيد تا به نتيجه برسيد. به هر حال سعى كنيد مستقيما يا غيرمستقيم نظر مشورتى پدر و مادرتان را در اين زمينه به دست آوريد.
کد سوال : 4628
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : در خانواده و به خصوص با مادرم اختلاف سليقه اي و اخلاقي شديد دارم، چه کنم؟
پاسخ : در پاسخ به اين سؤال توجهتان را به نكات ذيل جلب مى‏نماييم: 1) وجود اختلاف سليقه در بين اعضاى خانواده يك امر طبيعى است. زيرا افراد خانواده از نظر وراثتى و ژنتيكى و استعداد و علايق با هم متفاوت آفريده شده‏اند. چون ژن‏هاى تشكيل دهنده افراد متفاوت مى‏باشند، بنابر اين اگر مادر، خواهر و برادر شما در برخى امور و حتى ارزش‏ها اختلاف سليقه دارند، نگران نباشيد. با آن خيلى طبيعى و عادى برخورد نمائيد. 2) نكته مهم ديگر اين كه شما به عنوان يك دانشجو، بايد توان صبر و تحمل برخى از افكار و مسائل مطرح شده به وسيله افراد بى‏سواد و يا كم‏سواد خانواده را «حتى سخن ناحق» داشته باشيد و با بردبارى و روشى منطقى نسبت به توجيه و آگاهى دادن به آنان، فضاى خانواده را گرم و مملو از محبت نمائيد. 3) شما خود اعتراف داريد كه مادرتان فردى است انعطاف‏ناپذير و بى‏گذشت و... در اين صورت ايشان گرفتار مشكلات روحى ـ روانى هستند. شما به عنوان فردى تحصيل كرده وظيفه داريد كه به ايشان كمك نمائيد و در درمان اين ناراحتى او را يارى نمائيد و بهترين كمك شما، كنار آمدن با ايشان، اطاعت، اكرام و محبت به ايشان است و اين امر مى‏تواند فضا و محيط خانه را براى شما امن و شيرين نمايد. 4) گاهى ممكن است تذكراتى كه از ناحيه مادر و بستگان به شما داده مى‏شود، تذكراتى به حق باشد، شما با روى باز مواعظ به حق را بپذيريد و از آنان تشكر نمائيد. 5) توجه به اين نكته بسيار حائز اهميت است كه شما هرگز از محيط خانه جدا نشويد و در محل ديگر با افراد غيرخانواده زندگى نكنيد كه عاقبت خوبى ندارد، و همچنين از رفتار و اعمال خود مراقبت كنيد كه هيچ محبّتى جايگزين محبّت مادر نمى‏شود و ممكن است كه محبت‏هاى كاذبانه افراد ديگر دام شيطان باشد. 6) در خاتمه يادآور مى‏گردد كه در تمام كارها با توكل بر خداوند و تمسّك به اهل‏بيت(ع) با استفاده از تدبير عقلانى مسائل و مشكلات زندگى را حل نمائيد كه خداوند در همه حال با شماست.
کد سوال : 4629
موضوع : اطلاعات عمومي
پرسش : لطفا اطلاعاتي در مورد زندگي آيت الله مصباح يزدي ارائه دهيد؟
پاسخ : محمد تقى مصباح يزدى در سال 1313ه.ش در شهر كويرى يزد ديده به جهان گشود. وى تحصيلات مقدماتى حوزوى را در يزد به پايان رساند و براى تحصيلات تكميلى علوم اسلامى عازم نجف شد ولى به علت مشكلات فراوان مالى، بعد از يك سال براى ادامه تحصيل به قم هجرت كرد. از سال 1331 تا سال 1339 ه.ش در دروس امام خمينى شركت و در همين زمان، در درس تفسير قرآن، شفاى ابن‏سينا و اسفار ملاصدرا از وجود علامه طباطبايى كسب فيض كرد. وى حدود پانزده سال در درس فقه آيت‏الله بهجت شركت داشت. بعد از آن كه دوره درسى ايشان با حضرت امام به علت تبعيد حضرت امام قطع شد، معظم‏له به تحقيق در مباحث اجتماعى اسلام، از جمله بحث جهاد، قضا و حكومت اسلامى پرداخت. وى در مقابله با رژيم معدوم پهلوى نيز حضورى فعال داشت كه از آن جمله، همكارى با شهيد دكتر بهشتى، شهيد باهنر و آيت‏الله رفسنجانى است و در اين بين، در انتشار دو نشريه با نام‏هاى «بعثت» و «انتقام» نقش داشت كه تمام امور انتشاراتى اثر دوم نيز به عهده معظم‏له بود. سپس در اداره مدرسه حقانى به همراه آيت‏الله جنتى، شهيد بهشتى و شهيد قدوسى فعاليت داشت و حدود ده سال در آن مكان به تدريس فلسفه و علوم قرآنى پرداخت. از آن پس، قبل و بعد از انقلاب شكوه‏مند اسلامى با حمايت و ترغيب امام خمينى، چندين دانشگاه، مدرسه و مؤسسه را راه‏اندازى كرد كه از مهمترين آنها مى‏توان از بخش آموزش در مؤسسه در راه حق، دفتر همكارى حوزه و دانشگاه و بنياد فرهنگى باقرالعلوم نام برد. ايشان هم‏اكنون رياست مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام‏خمينى را از جانب مقام معظم رهبرى بر عهده دارد. معظم‏له در سال 1369 به عنوان نماينده مجلس خبرگان از استان خوزستان و اخيرا نيز از تهران به نمايندگى مجلس خبرگان برگزيده شده است. ايشان داراى تأليفات و آثار متعددى در زمينه‏هاى فلسفه اسلامى، الهيات، اخلاق و عقايد مى‏باشد.
کد سوال : 4630
موضوع : سياسي و انديشه سياسي
پرسش : اطلاعاتي در مورد زندگي آيت الله محمدي ري شهري بيان كنيد؟
پاسخ : لطفا به عنوان مؤسس دارالحديث، گوشه‏هايى از زندگى و تحصيلات خود را بيان فرماييد؟ بنده محمد محمدى نيك، معروف به محمدى رى‏شهرى، فرزند اسماعيل و متولد شهر رى و سمنانى‏الاصل هستم. جد پدرى من كه از مريدان و دوستان عالم ربانى ومجاهد نستوه مرحوم شيخ محمد تقى بافقى بود (كه در زمان رضاخان به شهر رى تبعيد شد) حدود يكصد و سى‏سال عمر كرد و در حال خواندن قرآن كريم از دنيا رفت. مادرم از شميران تهران و از اولاد امامزاده «شكر آب» از نواده‏هاى موسى‏بن جعفر(ع) است. مرقد اين امامزاده در شكرآب آهار شميران واقع شده و به امامزاده شكرآب معروف است. مادرم قبل از انقلاب و پدرم نيز پس از پيروزى انقلاب اسلامى در حادثه تصادف از دار دنيا رفتند. پس از پايان تحصيلات ابتدايى، پدرم به خاطر شرايط خاص دوران ستمشاهى و بيم آن كه شايد ورود من به دبيرستان و دانشگاه بنيه دينى مرا تضعيف كند مرا از ادامه تحصيل در دبيرستان بازداشت و از آنجا كه وى فردى متدين و علاقه‏مند به روحانيت بود، با تشويق و اصرار ايشان، پس از تحصيلات ابتدايى، تحصيلات حوزوى را در مدرسه علميه برهان آغاز كردم و پس از يك سال به قم رفتم. سال 44 در مشهد به اتهام توزيع اعلاميه‏اى كه با امضاى مبلغان اصفهان به مناسبت شهادت مرحوم بخارايى و ياران او صادر شده بود بازداشت شدم. دليل اصلى اين بازداشت نيز حساسيتى بود كه ساواك نسبت به طلاب حوزه علميه قم داشت و چون اين اطلاعيه در مشهد پخش شد و كسى را هم نتوانسته بودند دستگير كنند به تصور اين كه اين كار توسط من انجام گرفته مرا بازداشت و زندانى كردند. دو ماه بعد يعنى چهل و پنج روز در ساواك و پانزده روز در زندان شهربانى زندانى بودم. حدود يك سال پس از آزادى از زندان يعنى در سال 45 در دادگاه تجديد نظر حاضر نشده، مخفيانه به نجف رفتم. سيزده ماه نجف بودم و در سال 46 به تهران بازگشتم. در اين سال آيت‏الله مشكينى به مشهد تبعيد شدند كه من نيز همراه ايشان به مشهد رفتم. هيجده ماه در مشهد بودم، سپس به قم برگشته و تا سال 57 مشغول تحصيل و تدريس بودم. پس از پيروزى انقلاب، در مسؤوليت‏هاى رياست دادگاه انقلاب ارتش، وزير اطلاعات و دادستان كل كشور، در نظام مقدس جمهورى اسلامى ايران خدمتگزار بوده‏ام و هم‏اكنون مسؤوليت دادستانى ويژه روحانيت و نمايندگى ولى‏فقيه و سرپرستى حجاج را به عهده دارم. ضمنا توليت آستان مقدس حضرت عبدالعظيم حسنى(ع) نيز از طرف مقام معظم رهبرى به اين جانب واگذار گرديده است. اولين اثر خود را در سال 1392 ه.ق با نام «بحث‏هايى درباره خدا» به رشته تحرير درآورده و منتشر كردم، پس از آن آثار ديگرى به اين شرح داشته‏ام: 1- ميزان‏الحكمه كه در سال 63 و در ده جلد منتشر شد و البته اخيرا در چهار جلد با قطع وزيرى با ويژگى‏هايى كه در مقدمه آن ذكر شده در حال انتشار است. 2- مبانى شناخت، 3- مبانى خداشناسى، 4- فلسفه وحى و نبوت، 5- عدل در جهان‏بينى توحيدى، 6- فلسفه امامت و رهبرى، 7- بحث آزاد در اسلام، 8- اخلاق مديريت در اسلام، 9- جشن تكليف (در سه قطع براى جوانان، پسران و دختران) 10- تداوم انقلاب اسلامى تا انقلاب جهانى حضرت مهدى، 11- رمز تداوم انقلاب در نهج‏البلاغه، 12- آگاهى و مسؤوليت، 13- شهادت در نهج‏البلاغه، 14- فرازهايى از سيستم قضايى اسلام، 15- خاطرات سياسى. اينها كتاب‏هاى ديگرى است كه توسط اين جانب تأليف يافته و تعدادى از آنها نيز به عربى و برخى به انگليسى ترجمه شده است. اخيرا كتابى به نام «رهبرى در اسلام» در تبيين مبانى امامت عامه و ولايت‏فقيه نگاشته‏ام كه به زودى منتشر خواهد شد. نوشته‏هاى ديگرى نيز مانند: آب حيات، اسلام ناب و اسلام آمريكايى، جرائم امنيتى، خودسازى در اسلام، اخلاق اطلاعاتى و... در دست تأليف دارم. البته اين نوشته‏ها غير از كتاب‏هايى است كه انشاءالله در سال جارى با همكارى محققان دارالحديث منتشر خواهد شد.