کد سوال : 4531
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اخلاق و عرفان
پرسش : فرق بين امل و آرزو كه در احاديث از آن نهي شده، با مديريت و برنامه ريزي براي آينده چيست؟
پاسخ : اميدهاى زياد درباره زندگى، داشتن آرزوهاى طول و دراز، انتظار باقى ماندن و هميشه بهره بردن از لذات دنيوى امل مىباشد. امل ريشههايى دارد كه مهمترين آن ريشهها جهالت و محبت دنيا مىباشد.
1. جهالت: آدم نادان در هنگام جوانى، سلامت، برخوردارى، امنيت و آسايش، اين نعمتها و وديعهها و امانتهاى الهى را مالك و دائمى مىداند و تصوّر انفصال و جدايى از آنها را باور نمىكند، به آنها دل خوش نموده تا جايى كه تصوّر مرگ را، كه سبب مىشود انسان به فكر تجهيز شدن باشد، از ياد مىبرد تا مىرسد به اينكه ناگهان مرگ او را درمىيابد.
2. محبت دنيا و انس به لذّات زودگذر: انس با شهوت و دلخوشى به مطامع دنيوى سبب مىشود انسان از مرگ غافل شود و غفلت از ياد مرگ بزرگترين آفتى است كه زندگى معنوى و سعادت انسان را تهديد مىكند. انسان غافل سعى و تلاش براى رسيدن به قرب و خشنودى الهى را به تأخير مىاندازد و اگر گاهى به ياد مرگ و قبر و قيامت بيفتد خود را به اميد و آرزوى واهى تسلّى مىدهد و تصوّر نزديك شدن اجل را نمىكند، تا پايان عمر به دنيا دلخوش مىدارد تا آنجا كه قرآن مىفرمايد: A}انّ الذينَ لايرجون لِقائَنا و رَضوا بالحَيوة الدّنيا و اطمأنّوا بها والذين هم عَن آياتنا غافلون اولئك مَأواهُم النّار بما كانوا يكسبونM}{Aكسانى كه اميدى به لقاى ما ندارند و دل بستهاند به زندگى دنيا، و آرامش يافتهاند به آن، و كسانى كه از آيات ما بىخبرند ايشان جايگاهشان آتش است به سبب آن چه كه عمل مىكردهاند{M(V}سورهى يونس، آيات 7 و 8{V).
حال كه دانستيم امل، ريشه در جهالت و حبّ دنيا دارد و نيز فهميديم كه آفت و ضرر «امل» اين است كه آدمى را از ياد مرگ و مهيّا شدن براى سفر آخرت باز مىدارد و سرانجامِ امل را متوجه شديم كه شقاوت و بدبختى انسان را به دنبال دارد، در ريشهكن ساختن آن اقدام كنيم؛ در مرحله اوّل مىبايست معرفتى صحيح نسبت به مبدأ و معاد خود به دست آوريم و از مواعظ و اخبار قرآن و اهلبيت(ع) بهرهمند شويم. فاصله مبدأ و معاد فرصتى براى رسيدن به سعادت است. اگر انسان از دو وديعه الهى ـ كه انسان را از ساير موجودات ممتاز نموده ـ آگاهى و قدرت انتخاب و اختيار، در راه رسيدن به مقصود استفاده كند مسلماً درمىيابد كه سعادت دنيوى و اخروى وى در پيمودن صراط مستقيم نهفته است و دورى از اين راه (هوسمدارى و شيطانپرستى) به ضلالت او خواهد انجاميد. تفكر در ابتداى انسان كه از نطفهاى به وجود آمد و در مبدأ او كه سرانجام به مردارى تبديل خواهد شد، دامن آرزوهاى طولانى را برخواهد چيد و عمده آرزومندى و اَملزدگى انسان به خاطر فراموشى تولد و مرگ است.
پس معالجهى طول امل، با ياد مرگ ميسر است. امير بيان، مولى على(ع) چه زيبا از دنيادوستى بر حذر مىدارد(:V}نهج البلاغه، خطبهى 111{V).
پس از ستايش پروردگار؛ همانا من شما را از دنياى حرام مىترسانم، زيرا در شهوات و خواهشهاى نفسانى پوشيده شده و در ديده انسان سبز و رنگارنگ و به كام شيرين مىنمايد... در لباس آرزوها خود را نشان مىدهد (و تحلّت بالآمالِ)... دنياى حرام بسيار فريبنده و بسيار زيان رساننده است... آنگاه كه به دست آرزومندان رسيد و با خواهشهاى آنان دمساز شد مىنگرند كه جز سرابى بيش نيست. آيا شما در جاى گذشتگان خود به سر نمىبريد؟ كه عمرشان از شما طولانىتر و آثارشان بادوامتر و آرزوهايشان طولانىتر بود (وَ اَبعَد آمالاً؟!) دنيا را چگونه پرستيدند؟ و سپس از آن رخت بربستند و رفتند؟ بىتوشهاى كه آنان را براى رسيدن به منزلگاه كفايت كند و بىمركبى كه آنان را به منزلشان رساند... پس بدانيد و مىدانيد كه آن را ترك مىكنيد و از آن رخت برمىبنديد.
برنامهريزى و مديريت مقولهاى است كه انسان در عرصه زندگى از آن براى رسيدن به اهداف خود استفاده مىكند، هر كس در طول زندگى خود با مسائل و مشكلاتى روبروست. مثلاً يك دانشجو با مسائلى از اين قبيل مواجه است: چگونه درس بخوانم؟ چگونه زندگى زناشوئى را تشكيل دهم؟ در زندگى با چه كسانى معاشرت داشته باشم؟ چه مطالعات و تحقيقاتى داشته باشم تا به موفقيت تحصيلى برسم؟ اوقات فراغت را چگونه سپرى كنم؟ و... برنامهريزى و مديريت، اهداف را روشنتر و قابل دسترستر مىسازد، به طورى كه هيچ كس بر حسب تصادف به هدف خود نمىرسد بلكه با برنامهريزى به سمت تحول و دگرگونى مثبت و مفيد پيش مىرود، وانتخابهايش را عاقلانهتر مىكند تا سرانجام به مقصد برسد. برنامهريزى و مديريت يك روند فعّال و پويا در جهت هدفيابى و كامروايى است. اگر اين روند و سير در جهت رسيدن به لذّت پايدار و سعادت اخروى باشد بسيار پسنديده و مورد تحسين است. كسب روزى، تحصيل، كار و فعاليت اجتماعى، ازدواج و زناشويى، روابط اجتماعى، صله رحم، انجام وظايف اجتماعى و مسئوليتهاى فردى و گروهى و... جملگى امورى هستند كه هر كس موظف است درباره آنها اطلاعات لازم را كسب نموده و با يك برنامهريزى دقيق براى موفقيت در آنها به تلاش و مجاهده بپردازد و در پايان به خاطر اين تلاشها پاداش داده خواهد شد. مردى به امام صادق(ع) عرض كرد: سوگند به خدا كه من دنياطلب شدهام، (به وسيله كار و كشاورزى) دنيا را مىطلبم و دوست دارم ثروتمند شوم. امام از او پرسيد: مىخواهى با اين ثروت چه كنى؟ جواب داد: مىخواهم به وسيله آن هزينه زندگيم را تأمين كنم. امام صادق(ع) فرمود: H}ليس هذا طلبالدّنيا، هذا طلب الآخرةM}{Hاين روش دنياطلبى نيست، بلكه آخرتطلبى است{M(V}وسائل الشيعه، ج 12، ص 19{V).
اينكه آن شخصى به امام عرض مىكند «مىخواهم به وسيله آن هزينه زندگيم را تأمين كنم» نشان دهندهى هدف و مقصود او مىباشد. هدف او امرار معاش و سربار اجتماع نبودن است و هر كار و فعاليتى كه به اين منظور انجام شود مورد تأييد دين مىباشد.
بعد از اينكه شناختى اجمالى راجع به «امل» و «برنامهريزى» و اختلاف آرزو به دست آورديم به اين نتيجه مىرسيم كه برنامهريزى در جهت رسيدن به اهداف واقعى و برآوردن نيازهاى مادى و معنوى، بسيار پسنديده است و اين فعل اختيارى مشمول پاداش و جزاى الهى مىباشد و با امل و آرزوى واهى اختلاف ذاتى دارد.
برنامهريزى انسان را به تلاش و جديت وامىدارد و برعكس اَمَل انسان را از وصل به مقاصد اصلى زندگى بازمى دارد. اين برنامهريزى است كه در ارتباط با هدفى مشخص و متعالى برگزيده مىشود، اما در مورد آرزو و امل، هدف مشخص و معين وجود ندارد. يعنى در برنامهريزى يك هدف در نظر گرفته مىشود، امّا در آرزو محورى، اكتفا نمودن به خود امَل مطرح است و نيز اهدافى كه در برنامهريزى يك مؤمن و مسلمان مدّ نظر است ارزشمند مىباشد، اما هدف «امَل» بىارزش و نابودشونده است.
کد سوال : 4532
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>فلسفه احكام
پرسش : چرا در مواردي از خانم ها قضاي نماز خواسته نشده ، ولي روزه را بايد قضا كنند؟
پاسخ : طبق رواياتى كه از ائمه اطهار(ع) گزارش شده، كيفيت عبادت خانمها در مواردى خاصّ (عذرِ شرعى مثلِ ايام عادت) دچار تغيير مىشود؛ از جملهى اين تغييرات، عدمِ وجوبِ قضاء نمازها و وجوبِ به جا آوردنِ قضاىِ روزه است. امّا آن چه شايان توجّه است اين مىباشد كه:
ـ برطرف شدنِ موقّتى نماز، به معناى عدم جوازِ هر گونه عبادتِ ديگر نيست. زنها مىتوانند در آن چند روزِ مخصوص، موقع نماز وضو گرفته و بر سجادهى نماز نشسته و همانطور رو به قبله به گفتنِ اذكار و خواندن ادعيه بپردازد؛ حتّى قرائت قرآن نيز كه مكروه مىباشد به اين معناست كه ثوابش كمتر نه اين كه حرمت دارد. پس: عبادت كردن تعطيل نمىشود، فقط دچار تغيير كمّى و كيفى مىگردد.
- هر چند نماز، معراجِ مؤمن و عمود دين است؛ امّا چه نمازى؟ آيا هر گونه نماز مىتواند اين قابليّت را داشته باشد؟ واقعيّت آن است كه انسان بايد آن طورى با خدا رابطه برقرار كند كه رضايتِ خدا در آن باشد، مثلاً همين نمازِ با عظمت و اثرساز را نمىتوان از دو ركعت به سه ركعت تغيير داد، آن هم به اين دليل كه من اين جور بيشتر دوست دارم. چون رابطهى با خدا، رابطهى دو طرفى است و همچنان كه در ساير روابط، تنظيم كيفيت و چگونگى ساختار رابطه به دست طرفين رابطه است و هر چه اين رابطه عاشقانهتر باشد، ميزان محوريّت نظر و خواستهى معشوق بيشتر شده و عاشق سعى مىكند، آن طورى رابطه برقرار كند كه معشوق مىپسندد؛ پس به حكم «پسندم آن چه را جانان پسندد!» خدا نماز دو ركعتى مىپسندد، نه سه ركعتى! و همچنين عبادتِ زنها در موارد خاصّ را كاملاً مىپسندد، امّا نه در قالبِ نماز، بلكه در قالبِ اذكار، ادعيه، نيايش، توسل.
بنابر اين: ايجاد تغيير در ساختارِ عبادتِ زنها، نه به معناى پَست و ناقابل دانستنِ آنها است و نه به معناى عدم نياز به عبادت! چه، آدمى «عبد» است و «عبادت» كاركرد متناسب با اوست، و تنها علّت اين تغيير، حكمت و مصلحتبينى خداست و اين كه دستورات او، به حكم مهربان بودنش، همگى جلوهاى از رحمت و مهربانى اوست.
اينك، پس از توجّه به نكاتِ ياد شده، به بررسى علّت عدم قضاء نماز و وجوب انجام قضاء روزه مىپردازيم:
از حضرت امام صادق(ع) نيز همين سؤال پرسيده شد، حضرت فرمودند: روزهى ماه مبارك رمضان در تمام سال، يك ماه بيشتر نيست، امّا نماز هر روز و شب به جا آورده مىشود. و چون جبران كردنِ آن همه نماز موجب سختى و اذيّت زن است، خداوند به جهت راحتى و رفعِ سختى قضاء نماز را نخواسته؛ ولى نسبت به روزه و قضاء آن: چون در سال يك ماه كه بيشتر نيست، و زن نيز حداكثر ده روز از اين مدت را به خاطر عادت، روزه نمىگيرد. پس ديگر تصوّر سختى و مشقّت در انجام قضا در روزه راه ندارد. حتى اگر نياز باشد كه بيش از ده روز نيز جبران گردد، باز مشكلى در كار نخواهد بود. خلاصه اين كه انگيزهى نخواستنِ روزهها در آن ايام مخصوص، ضررآور بودن و سختىساز بودنشان است و اگر پس از آن ايام هم بخواهد قضاء روزهها را انجام دهد، چندان دچار نخواهد بود، امّا نسبت به قضاء آن همه نماز، سختى و دشوارى وجود دارد، همچنان كه خواندنِ نماز در آن ايام خاصّ، تناسبى با راحتىِ زن در آن موقعيّت سختى و فشار ندارد(V}جهت آگاهى بيشتر ر.ك: علل الشرايع، ج 1، باب 224، جديث 2{V).
کد سوال : 4533
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اخلاق و عرفان
پرسش : چگونه انسان مي تواند ارتباط خوبي با خدا داشته و حرف دلش را بزند؟
پاسخ : اولاً، خدا را درست بشناسيد و وجود و حضور او را در هستى و تمامى امور دريابيد. ثانيا، مخلصانه و به دور از هرگونه شائبه شرك او را بخوانيد؛ به ويژه پس از نمازها و نيز نيمهشبها. مسلما خداوند دعاهاى خالصانه را مستجاب خواهد كرد، البته عجول هم نباشيد.
آشنايى و نزديكى بيشتر با خدا از راههاى متعددى امكان پذير است؛ از جمله:
الف) سير و مطالعه در جهان (آيات آفاقى و انفسى)؛ از ديدگاه عاِلم هر جزء عالَم نشانه و آيتى از خداى حكيم است. به قول سعدى:
P}آفرينش همه تنبيه خداوند دل است {E}دل ندارد كه ندارد به خداوند اقرار{P
P} اين همه نقش عجب بر در و ديوار وجود{E} هر كه فكرت نكند نقش بود بر ديوار،{P
ب ) مطالعات فلسفى و تأملات عقلانى،
ج ) عرفان نظرى و عملى و كشف و شهود باطنى از طريق تصفيه نفس انجام رياضات شرعيه و پالاييدن دل از زنگار هواها و تعلقات دنيوى.
د ) مطالعه و تدبر در متون دينى؛ مانند قرآن احاديث و دعاها كه عالىترين و بهترين گنجينههاى معرفت الهى هستند و راههاى ارزشمند و بىنظيرى در جهت شناخت و تقرب به حق تعالى به روى انسان مىگشايند. امتياز اين راه بر ديگر راهها چند چيز است:
1) سهولت و دسترس پذيرى،
2) فقدان خطا،
3) ايجاد انس و ارتباط بين فرد و خالق علاوه بر ثمره علمى و معرفتى.
خلاصه مطلب اين كه هر كس خواهان آن است كه در دنيا و آخرت به لقاء پروردگار برسد و همراهى خداوند را درك نموده و بىواسطه با او سخن بگويد و از جانب او پاسخ بشنود و حاجاتش برآورده شود، مىبايست ايمان بياورد و موحد باشد و اعمال شايسته انجام دهد. A}«... فمن كان يرجوا لقاء ربه فليعمل عملاً صالحا ولا يشرك بعبادة ربه احدا»{A؛ V}(كهف، آيه 110).{V
کد سوال : 4534
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : اگر در خيابان به ما حرف ركيك و متلك بگويند، چه بايد بكنيم؟
پاسخ : براى اين كه وظايف خود را در تعامل و برخورد با مردم بشناسيم مهمترين و بهترين روش بهرهگيرى از قرآن و سيره اهلبيت(ع) مىباشد. قرآن كريم در اين زمينه دستورالعملهاى خاصى را ايراد نموده است از جمله: A}و عباد الرحمن الذين يمشون على الارض هونا و اذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلاماM}{Aبندگان شايسته خداوند كسانىاند كه بر روى زمين با تواضع و فروتنى راه مىروند و اگر جاهلان با سخنان ياوه ايشان را مخاطب قرار دهند، به درستى و بدون تعرض به ايشان پاسخ مىدهند{M(V}فرقان، آيه 63{V).
يعنى از ايشان در مىگذرند و عفو مىنمايند.
يا در آيه ديگر مىفرمايد: A}و اذا مروا باللغو مروا كراماM}{Aو چنانچه به امر ياوه و بيهودهاى برخورد نمايند با بزرگوارى و كرامت از كنار آن مىگذرند و اعتنا نمىكنند!{M(V}فرقان، آيه 72{V).
بعد از قرآن به روش پيامبر مكرم اسلام كه نمونه راستين براى همه مسلمانان است مىنگريم. پيامبر گرامى زمانى كه اسلام در جزيرةالعرب توسعه يافت و حكومت اسلامى رسما تأييد شد از جانب خداوند مأموريت داشت كه با دشمنان خود به بهترين شيوه برخورد نمايد شايد اين برخورد نه تنها دشمن را حفظ نمايد بلكه او را با تغيير روحيه، به دوستى صميمى تبديل كنيد. البته خود قرآن اذعان دارد كه پيمودن اين راه و روش كار آسانى نيست و هر كسى توان انجام آن را ندارد A}ولا تستوى الحسنة ولا السيئة، دفع بالتى هى احسن فاذا الذى بينك و بينه عداوة كانه ولى حميمM}{Aو نيكى با بدى يكسان نيست، بدى را به بهترين شيوه دفع كن، آن گاه ميان تو و ميان آن كه با تو دشمنى دارد، گويى تبديل به دوستى صميمى مىگردد{M(V}فصلت، آيه 34{V).
در فراز اول آيه مىفرمايد خوبى با بدى يكسان نيست يعنى شما خوبى را انتخاب كنيد و در اين ترديد نداشته باشيد كه خوشرفتارى به هر كس و در تحت هر شرايطى پسنديده است، چون ممكن است اين رفتار در شخص مقابل تأثير مثبتى بگذارد و او از رفتار ناپسند دست بردارد.
در آيه بعد سختى اين راه و روش را تبيين مىنمايد A}و ما يلقاها الا الذين صبروا و ما يلقاها الا ذوحظٍ عظيمM}{Aبه اين خصلت نمىرسد مگر افرادى كه صبر و استقامت داشته باشند و به اين ويژگى نمىرسد مگر صاحب بهرهاى بزرگ{M(V}فصلت، آيه 35{V).
شايد سختى پيمودن اين راه سبب شده كه خداوند تنها رسولش را مورد خطاب قرار دهد «اى رسول ما تو بدى را به بهترين شكل، دفع كن» ولى براى مؤمنان كه در درجات بعدى هستند دستورالعمل با جمله مضارع و بيان تشويقآميز همراه مىباشد. A}و يدرئون بالحسنة السيئة اولئك لهم عقبى الدارM}{Aآنان كه بدى را با خوبى مىزدايند برايشان عاقبت خوش و سراى باقى در انتظار است{M(V}رعد، آيه 22{V).
از مقايسه اين دو آيه پى مىبريم كه پيامبر در مرتبه و افق بسيار بالاترى از مؤمنان قرار دارد زيرا قرآن، مؤمنان را طورى تربيت مىكند كه به درجهاى برسند كه بدى را با خوبى پاسخ گويند و براى رساندن آنان به اين درجه از كمال، پاداشهاى فراوانى را ذكر مىكند. اما پيامبر(ص) به درجهاى رسيده است كه مسلما بدى را با خوبتر و نيكوتر پاسخ مىگويد.
و چه زيبا و چه عالى پيامبر(ص) به اين دستور الهى عمل نمود، آنجا كه فتح مكه رخ داد از دشمنان و مشركان انتقام نكشيد حتى به رؤساى آنان احسانهايى نيز كرد. او حتى و حتى غلام ابوسفيان - قاتل حضرت حمزه عموى بزرگوارش - را نيز مورد عفو قرار داد(V}كامل ابن اثير، ج 2، ص 250{V).
به عنوان يك برنامه تربيتى سعى نماييد دعاى مكارم الاخلاق امام سجاد(ع) را به صورت مداوم بخوانيد. خواندن اين دعا مخصوصا بعد از زيارت ائمه و در مشاهد و امكان متبركه مورد تأكيد است.
کد سوال : 4535
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>فلسفه احكام
پرسش : چرا در ميان حيوانات، فقط خوك و سگ نجس هستند؟
پاسخ : قبل از بيان حكمت نجاست سگ و خوك، به شناخت مفهوم «نجس» مىپردازيم: در اصطلاح فقهى، نجس به آن چيزى مىگويند كه يا از لحاظ ظاهرى و مادّى آنچنان پليد، زيان بار و خطرساز است؛ و يا از لحاظ باطنى و روحى داراى شقاوت، پليدى و خباثت مىباشد؛ و يا اين كه در بردارندهى هر دو بُعد ياد شده است. به حدّى كه حتى وجود يكى از ابعاد ياد شده، در لزوم اجتناب و پرهيز داشتن از آنها كافى است.
سگ و خوك نيز هم از لحاظ ظاهرى و هم از لحاظ باطنى و روحى، خطرساز و ضررآفريناند و اجتناب از آنها ضرورى است و دربردارندهى نوعى پليدى و در نتيجه «نجاست»اند.
وجودِ «تريشينوزيس»، براى بيمارىهاى انگلى، كرمها و داشتن بستر مناسب براى انتقال ميكروبها در بدن سگ و خوك به انسان همگى موجب اتّخاذ تدابير بهداشتى و محدوديّتهاى سنگين در مورد اين جانداران شده.
البتّه شايد ادّعا شود كه اگر محيطى فراهم آيد كه ما يقين كنيم ديگر اين ميكروب در وجود چند مورد محدود از سگ و خوكها وجود نداشته يا به حدّاقل برسند، آيا باز هم حكم به نجاست آنها ادامه خواهد داشت؟ در پاسخ گفته مىشود:
1. اين ادّعا شامل آن دسته از ميكروبهايى مىشود كه شناخته شدهاند و نمىتوان ادعا نمود كه گندزدايى كامل در مورد تمام ميكروبها صورت گرفته. به عبارتى: شما حتى اگر بتوانيد واكسنى تهيه كنيد كه بشر و زندگى طبيعى او را در برابر تمام سگ و خوكها سالم و بهداشتى نگهدارد، اين واكسن فقط در مقابل ميكروبهاى موجود و شناخته شده كارساز است و شامل ميكروبهاى ناشناخته و بلكه به وجود نيامده نخواهد بود.
2. روش پذيرفته شده در قانونگذارىهاى عقلاء جهان آن است كه در قوانين، همواره حالات و موقعيّتهاى اكثريّتى مدّ نظر بوده و چنانچه فرد يا افرادى به عللى جزء استثناءها باشند، باز خدشهاى در عموميّت قانون ايجاد نمىشود و آن موارد نيز بايد تابع قانون باشند. روى اين جهات، حفظ مصالح عمومى ايجاب مىكند كه همهى افراد و موضوعات، مشمول يك قانون باشند و وحدت رويهى قانونى حفظ شود.
3. سلامتى فرد و اجتماع آن چنان اهميت دارد كه حتى وجود احتمال ضرر و لزوم دفع آن نيز قابل توجه است. يعنى با در نظر گرفتن تمام تلاشها باز هم احتمال مىرود كه شايد بستر براى ایجاد ضرر فراهم باشد، پس اجتناب ضرورى است.
4. ضررها فقط محدود به بهداشت ظاهرى نبوده و توجه به آسيبهاى روحى و معنوى نيز ضرورى است. و اين جنبه نيز در حكم به حرمت و نجاست مهم است.
از اين رو، خوك از يك سو به علت تغذيه نامناسب و حتى استفاده از فضولات و از سوى ديگر به علت بىمبالاتى در رعايت جفتگيرى به عنوان حيوان «بىغيرت» مشهور است و تغذيه از گوشت آن و همزيستى براى پرورش آن، چه بسا موجب انتقال اين روحيات در آدمى شود.
درباره سگ نيز اگر چه وفادارى آن در دفاع و شكار مورد توجه است و سگ را ارزشمند مىكند، اما همزيستى با سگ و ورود آن به محيط داخلى خانه آسيبهاى گوناگون بهداشتى و روانى را در پى دارد. لذا در روايات همزيستى با سگ بسيار نكوهش شده است و حضور آن مانع نزول فرشتگان دانسته شده است.
کد سوال : 4536
موضوع : قرآن و حديث
پرسش : آيا چشم زخم صحت دارد و استفاده از انگشتر مي تواند مانع آن شود؟
پاسخ : رسول اكرم(ص) فرمود: «چشم زخم واقعيت دارد و مرد را در قبر و شتر را در ديگ قرار مىدهد»، V}(بحارالانوار، ج 63، ص 26).{V
كنايه از اين كه شتر در اثر چشمزخم مريض مىشود و صاحبش از ترس تلف شدنش او را ذبح مىكند.
از رسول گرامى اسلام روايت شده كه آن حضرت روزى از قبرستان بقيع مىگذشت. در آنجا فرمود: «به خدا قسم بيشتر اهل اين قبرستان به سبب چشمزخم در اين جا آرميدهاند»، V}(تفسير منهجالصادقين، ج 9، ص 391).{V
درمان اين مشكل:
الف) ياد كردن خداوند؛ از امام صادق(ع) روايت شده است: «هر كس از سيرت و صورت برادر مسلمانش خشنود شود، خدا را ياد كند؛ زيرا وقتى خداوند را به ياد آورد ضررى به برادر مؤمنش نمىرسد»، V}(بحارالانوار، ج 60 ، ص 25).{V
ب ) گفتن «تبارك اللّه احسن الخالقين» امام صادق(ع) فرمود: «كسى كه چيزى از برادرش او را متعجب ساخت اين جمله را بگويد، زيرا چشمزخم حق است»، V}(همان، ص 26).{V
ج ) گفتن «امنتُ باللّه و صلى اللّه على محمد و آله» پس از آن اثر چشمزخمى خنثى مىگردد.
د ) قرائت سوره «ناس» و «فلق» هنگام ترس از چشمخوردن، V}(همان، ج 92).{V
ه ) نوشتن سورههاى «حمد»، «اخلاق»، «ناس»، «فلق» و «آيةالكرسى» در ورقهاى و به همراه داشتن آن، V}(همان، ص 25).{V
و ) قرائت سه مرتبه ذكر «ماشاءاللّه لاحول ولا قوة الا باللّه العلى العظيم» به هنگام ترس از چشم خوردن يا چشم زدن، V}(همان، ص 26).{V
حرز امام جواد و يا انگشتر حاوى حرز امام جواد بنا به آنچه در روايت آن آمده است به جهت حفظ از بلاها و بدىها و هر چه كه انسان از آن مىترسد مفيد است، V}(بحار، ج 50، ص 98){V كه از جمله آن چشمزخم مىتواند باشد گرچه درخصوص چشمزخم در روايت تصريحى نشده.
درخصوص انگشتر عقيق هم رواياتى وارد شده كه انسان را از بلاها و هرگونه بدى حفظ مىكند، V}(وسائلالشيعه، ج 5، ص 89 - 90).{V
کد سوال : 4537
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اخلاق و عرفان
پرسش : چگونه امامان و امام زادگان را، واسطه دريافت فيض قرار دهيم؟
پاسخ : امام صادق(ع) با بهرهگيرى از قرآن شريف، راهكارهاى عملى را به مردم تعليم مىدهند تا مردم به مطلوب و محبوب خود دست بيابند. حضرت مىفرمايد: اگر به كسى سه چيز عطا شد از سه چيز ممنوع نمىشود؛ كسى كه توفيق دعا يافت، اجابت دعا را دريافت مىكند و جواب مثبت به او داده مىشود. كسى كه توفيق شكرگزارى بهره او شد، زياده نعمت و افزون كمال وجودى نصيب او مىگردد. كسى كه توكل به خدا به او داده شد، كفايت امور به او عطا مىشود. آنگاه امام صادق(ع) به راوى فرمودند: آيا قرآن تلاوت كردهايد. خداوند مىفرمايد: A}ادعونى استجب لكم.{A A}لئن شكرتم لازدنكم.{A A} من يتوكل على الله فهو حسبه{A. «دعا كردن»، «شكر زبانى و عملى نسبت به نعمتها و دادههاى الهى» و «توكل بر خداوند» سه دستورالعمل قرآنى است كه امام براى گرهگشايى مشكلات و سير به سوى كمال كه همان ارتباط دائمى با خالق يكتا است توصيه مىنمايند.
در ارتباط با اين موضوع كه چگونه امامان و امامزادگان را واسطه دريافت فيض قرار دهيم، نكته قابل اهميت اين است كه توجه صرف به ايشان و قطع نظر از نافذ بودن علم و قدرت خداوند در امور، كارى لغو و بيهوده است. داعى و متوسل بايد ذوات مقدس معصومين را واسطه فيض بداند و براى ايشان استقلالى در عمل قائل نباشد. مثلاً بايستى چنين دعا نمود:H}يا سادتى و موالى انى توجهت بكم ائمتى و عدتى ليوم فقرى و حاجتى الى الله و توسلت بكم الى الله و استشفعت بكم الى الله... فانكم وسيلتى الى الله...{H
اي آقاى من! اى سروران من! من به وسيله شما پيشوايان راستين، و شما ذخيرههاى روز ندارى و نيازمندى به درگاه خداوند رو آوردم و متوسل شدم و به وسيله شما از خداوند طلب شفاعت كردم. پس شفاعت كنيد مرا و دريابيد مرا و از او بخواهيد تا مرا از گناهانم نجات دهد زيرا شماييد وسيله من به درگاه خداوند.
اگر مىخواهيم دعاها و درخواستهايمان اجابت شود به اين فرمايش امام صادق(ع) خوب دقت كنيم؛ «دلهاى خويش را خوب وارسى كنيد ببينيد آيا دلتان پاك است يا در آن علاقه به غير خدا نيز وجود دارد، اگر در آن جز خدا نبود آنگاه هر چه خواستيد از خدا مسألت كنيد كه خدا مىدهد [البته خواستههاى معقول و مشروع] چون دعاى موحد مستجاب است و موحد كسى است كه در قلبش جز اعتقاد به حق چيزى راه نيافته باشد». پس اول بايستى موحد شويم و انسان زمانى موحد است كه در دعا فقط متوجه خدا باشد و از ساير امكانات و عوامل قطع نظر نمايد. عامل دوم كسب صفاى باطن است. قلبى كه در آن جز رضاى حق و احياى دين او چيز ديگرى نباشد قلب طاهر و با صفا است رسول خدا در خطبه شعبانيه دستور مىدهد كه: H}فاسئلوا الله ربكم بنيات صادقة و قلوب طاهرة{H با انگيزه و نيت صادقانه و دلى پاك و روحى وارسته از خدا مسألت كنيد.
سوم: خداى سبحان فرمود: A}امن يجيب المضطر اذا دعاه و يكشف السوء{A.
امام صادق(ع) مىفرمايد: اگر خواستيد دعاى شما مستجاب شود ابتدا از غير خدا قطع اميد كرده و نااميد شويد تا دلتان به هيچ قدرتى جز حق تكيه نكند، آن گاه دعا كنيد، يقينا آن دعا مستجاب مىشود.
کد سوال : 4538
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : به علت فعاليت در تشکل هاي دانشجويي احساس مي کنم از درس و معنويت دور شده ام، راهنمايي شما چيست؟
پاسخ : 1ـ وظيفهى اصلى شما در دوران دانشجويى توجه كامل و كافى به درس و تحصيل و پيشرفت تحصيلى خودتان است و به عنوان يك فرد مذهبى و متدين در تحصيل علم هم بايد از بهترينها باشيد. بنابر اين نبايد فعاليتهاى جانبىتان شما را در درس و مطالعه و موقعيت تحصيلى باز دارد. هر چند نبايد نسبت به امور فرهنگى دانشگاه نيز بىتفاوت باشيد. بنابر اين مسؤوليت شما دانشجويان مذهبى و متدين دو چندان است ولى تأكيد مىكنيم وظيفهى مهمتر و اصلىتر، پيشرفت تحصيلىتان است.
2ـ براى اين كه بتوانيد به هر دو امر رسيدگى كافى و در خور آن داشته باشيد، اوقات شبانه روزى خودتان را تقسيمبندى نمائيد و طبق برنامه و جدول تهيه شده از اوقات پرت خود كمال استفاده را ببريد.
3ـ ارتباطات اجتماعى خودتان را با دوستان شاد و با نشاط و در عين حال مذهبى و متدين را در حد معمول و متعارف حفظ كنيد و نخواسته باشيد با گوشهگيرى و عزلتنشينى، شادابى خود را از دست داده كه در آن صورت دل و دماغ فعاليت علمى و فرهنگى نيز از شما گرفته خواهد شد، هر چند نبايد به وقتگذرانى نيز تبديل شود.
4ـ براى اين كه از معنويت بيشتر برخوردار شويد:
الف) سطح مطالعات مذهبى و اخلاقى خود را گسترش دهيد.
ب) نمازهاى يوميه خود را اول وقت و حتىالمقدور به جماعت بخوانيد و پس از نماز صبح قرآن بخوانيد.
ج) در جلسات مذهبى و اخلاقى و مراسم معنوى و... شركت فعال داشته باشيد و از ائمه اطهار(ع) نيز كمك بطلبيد.
د) از محرمات دورى كنيد و گوش، زبان و چشم خود را كنترل كنيد.
ه) در انتخاب دوستان خوب، متدين و مذهبى و در عين حال با نشاط دقت نمائيد.
مطمئن باشدى در يك سطح تعادل و عادى و رعايت نكات فوق احساس دورى از خدا و معنويت نخواهيم كرد.
کد سوال : 4539
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اخلاق و عرفان
پرسش : خصوصيات منتظران واقعي مهدي(عج) چيست؟
پاسخ : شما اگر خصوصيات منتظر واقعى حضرت مهدى(ع) را در خود پياده سازيد، قطعا آن حضرت را از خود راضى و خشنود كردهايد.
منتظر واقعى مهدى(عج)بايد چندين خصوصيت داشته باشد:
1- عمل به تكاليف دينى منتظر واقعى بايد تمام وظايف دينى و احكام الهى را نجام دهد در مرحله اول نه يك واجب از او ترك شود و نه يك حرام از او صادر شود.
2- محزون بودن به علت محروم بودن از زيارت آن وجود مبارك «عزيز علىّ ان ارى الخلق و لاترى و لا اسمع لك حسيسا و لا نجوى...؛بر من گران است كه خلق را ببينم و تو ديده نشوى و سخن آشكار و پنهان تو را نشنوم»، (دعاى ندبه).
3- انتظار فرج آن حضرت، در روايات متعدد داريم كه در زمان غييبت امام زمان(ع) بهترين اعمال انتظار فرج است «سفينة البحار شيخ عباس قمى ماده نظر» اينجا نياز به توضيح دارد كه چرا بهترين اعمال انتظار فرج است. فرج؛ يعنى، نصرت و پيروزى و گشايش و مقصود نصرت و پيروزى حكومت عدل علوى بر حكومتهاى كفر و شرك و بى داد است پيروزى عدل گسترى كه به رهبرى امام عصر(عج) تشكيل مىگردد بنابراين انتظار فرج يعنى انتظار تحقق يافتن اين آرمان بزرگ و جهانى است و منتظر حقيقى كسى است كه حقيقتا خواهان تشكيل چنين حكومتى باشد و اين خواسته آن گاه جدى و راست است كه شخص منتظر عامل به عدل و گريزان از ستم و تباهى باشد و گرنه انتظار فرج در حد يك ادعا و شعار بى محتوا باقى خواهد بود ازاينرو در روايات آمده است كه انتظار فرج خود فرج است زيرا كسى كه حقيقتا منتظر فرج و ظهور حجت خدا و تاسيس حكومت عدل گستر اوست زندگى خود را بر پايه عدل و داد استوار مىسازد و او انسانى است كه حضور و غيبت امام در نحوه رفتار و سير و سلوكش تفاوتى ندارد و قبل از تشكيل حكومت عدل او چنين حكومتى را در زندگى خود پايدار ساخته است بنابراين انتظار فرج حقيقى ريشه در معرفت به حق و عدل و ايمان و عشق به آن دارد و آثار آن نيز در عمل نمايان مىگردد و چنين حقيقت اصيل و عميقى با لفظ و شعار به دست نمىآيد و با بىتفاوتى و بىاعتنايى نسبت به مقدمات دينى و رسالتهاى انسانى در تعارض و تناقض است از اين جا نادرستى يك تفسير از انتظار فرج روشن مىشود زيرا بعضى بر اين تصور خام هستند كه انتظار فرج يعنى بى تفاوتى نسبت به آنچه در جوامع بشر مىگذرد و دست روى دست گذاشتن به اميد اينكه امام زمان ظهور كند و آنها را اصلاح نمايد. انتظار فرج تعهدآفرين و مسؤوليتساز است و با بىتفاوتى و بىاعتنايى به سرنوشت بشر و حقيقت و فضليت منافات دارد. انتظار فرج يعنى:
الف) معرفت امام معصوم و عادل و پيشواى فضيلت.
ب) ايمان به امامت و قيادت رهبرى الهى و عدالت پيشه.
ج) عشق به عدالت وارزشهاى انسانى.
ه) اميد به آيندهاى روشن و نويد بخش.
ك) تلاش براى برقرارى حكومتى عدل پيشه و عدل گستر.
ح) رعايت موازين و قوانين دينى و اخلاقى.
خ) داشتن روحيه تعهد و مسؤوليتپذيرى.
اين انتظار فرج است كه بهترين اعمال و بهترين عبادت است و چنين منتظرى، مقامى عالى دارد و هر گاه در زمان غيبت از دنيا برود به منزله كسانى است كه پس از ظهور حضرت حجت(عج) زنده و تحت فرمان او در راه خدا جهاد مىكنند، V}(بحارالانوار ج 52 ص 125 - رهتوشه راهيان نور، دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه قم چاپ اول تيرماه 1374 ص 193-190 با تصرف).{V
4- دعا براى حفظ وجود مبارك آن حضرت و تعجيل در ظهور او مثل همان دعاى مشهور فرج و موارد ديگر.
پيرامون امام مهدى(ع) نيز كتابهاى بسيار زيادى نوشته شده است. بخش زيادى از اين كتابها در مجموعه «كتابنامه حضرت مهدى(ع)» 2 جلد، على اكبر مهدىپور، انتشارات الهادى، قم، 1375 گردآورى شده است.
به بعضى از منابع مفيد اشاره مىشود:
1. پژوهشى پيرامون مهدى(عج) شهيد صدر، انتشارات اميد قم، اين كتاب مجموعه كوچكى است كه به پاسخ بعضى سؤالات پيرامون امام مهدى پرداخته است.
2. بر ستيغ آرمانها، سيد محسن امين عاملى، انتشارات طور، تهران، 1364.
3. امامت و مهدويت آيتالله لطف الله صافى، انتشارات اسلامى، قم، اين كتاب در دو جلد شامل مجموعه مباحث آيتالله صافى پيرامون امام مهدى(عج) است.
4. امام زمان در گفتار ديگران، على دوانى، نداى ايمان، تهران، 1399 ه.ق، اين كتاب گفتار حدود 115 عالم اهل سنت پيرامون مهدى را گردآورى كرده است.
5. عصر ظهور، على كورانى، عباس جلالى، انتشارات سازمان تبليغات اسلامى.
6. خورشيد مغرب، محمدرضا حكيمى، دفتر نشر اسلامى.
کد سوال : 4540
موضوع : سياسي و انديشه سياسي
پرسش : علت عضويت شهيد رجايي و دکتر چمران در نهضت آزادي چه بود؟
پاسخ : در مورد علّت عضويت و همكارى شهيد رجائى يا شهيد دكتر چمران با نهضت آزادى توجه به نكات ذيل حائز اهميت مىباشد:
اولاً نهضت آزادى در ابتداى تشكيل چهرهاى نسبتاً مذهبى داشت.
ثانياً مشاركت و همكارى شهيد رجائى و دكتر چمران با نهضت آزادى بر اساس مؤلفههاى فوق قابل تبيين و توضيح مىباشد. چنان كه شهيد رجائى انگيزهى پيوستن خود را به نهضت آزادى، صرفاً گرايش نهضت به مذهب عنوان مىكند(V} جريانها و جنبشهاى مذهبى ـ سياسى ايران، رسول جعفريان، نشر پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامى، چاپ دوم، 1381، ص 203{V).
و به علاوه اين مطلب كه شهيد رجائى «تا زمان پيروزى انقلاب با نهضت آزادى همكارى داشته، نيازمند بررسى مىباشد. زيرا ايشان با برخى اصول و عملكردهاى آن نهضت مخالفتهاى اساسى داشتند.
شهيد چمران نيز در شاخهى انقلابى نهضت در خارج از كشور، فعاليت داشتند كه اين شاخه نيز در اصول و مشى مبازرهاى خود، تفاوتهاى اصولى با نهضت آزادى داشت.
در هر صورت دو عامل مذهبى بودن نهضت و تشكّل سازمانى آن از انگيزههاى مهم همكارى و عضويت آن دو شهيد بزرگوار با نهضت آزادى است. و الا بعد از آشكار شدن اهداف و نيّات شوم آن نهضت خصوصاً در زمان تشكيل دولت موقت توسط نهضت آزادى، نيروهاى مذهبى متعهد كه تا آن زمان نهضت را به عنوان تشكّل براى مذهبى نمودن جامعه و مبارزه با استكبار مىدانستند، حساب خود را از نهضت جدا كرده و سعى و تلاش خود را در راه دفاع از ولايت فقيه، نظامى اسلامى و مبارزه با استكبار جهانى آمريكا مبذول دانسته و در اين راه شربت شهادت نوشيدند.