کد سوال : 4501
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اجتماعي _ فرهنگي
پرسش : علت تبعيض در اشتغال فارغ التحصيلان رشته هاي مختلف در جامعه چيست ؟
پاسخ : مسأله اشتغال كه متأسفانه يكى از معضلات و مشكلات اساسى جامعه ما است، ابعاد مختلفى دارد كه يكى از جنبههاى آن تبعيض يا عدم تطابق رشته تحصيلى فارغالتحصيلان با شغل آنهاست.
در راستاى حل مشكل اشتغال، اقدامات مؤثرى توسط مسؤولين عالىرتبه نظام و دستگاههاى ذيربط انجام شده و يا در حال انجام است. مقام معظم رهبرى يكى از محورهاى اصلى پيام نوروزى سال 81 را به «اشتغال مولّد و مفيد» اختصاص داده و كليه دستگاهها و مسؤولان قواى سهگانه را موظف به يافتن راهكارهايى اساسى براى حل اين مشكل نمودهاند.
تشكيل شوراى عالى اشتغال به رياست رئيس محترم جمهور، طرحهاى ضربتى اشتغال، اختصاص وام براى اشتغال فارغالتحصيلان و... از ديگر اقدامات نظام جمهورى اسلامى در اين راستا مىباشد. اما بايد واقعيتها را نيز در نظر داشت و آن توجه به شرايط اجتماعى، اقتصادى، فرهنگى و ظرفيتهاى مختلف جامعه است.
رشد سريع جمعيت و هجوم انبوه جوانان و فارغالتحصيلان جوياى كار، دولتى بودن اقتصاد و عدم سرمايهگذارى بخش خصوصى در بخشهاى اقتصادى مولد و اشتغالزا، وجود برخى مشكلات و نواقص در فرهنگ عمومى كار و اشتغال، درگيرىهاى سياسى و پرداختن به مسائل غيرضرورى و... همگى باعث شده تا متأسفانه هنوز شاهد معضل بيكارى باشيم.
از طرف ديگر فراهم نمودن زمينههاى لازم براى حل اساسى مشكل اشتغال نيازمند زمانى طولانى همراه با برنامهريزىهاى دقيق و حسابشده مىباشد. مثلاً اگر نرخ بىكارى مطابق سال 1375 همچنان 1/9 درصد باقى بماند بايد براى جلوگيرى از بحران بىكارى، سالانه 838 هزار فرصت شغلى ايجاد شود.V} (سازمان برنامه و بودجه، بولتن معاونت امور اقتصادى و هماهنگى، دفتر اقتصاد كلان، اسفند 1376، ص 38){V
علاوه بر اين واقعيتها، اگر بخواهيم واقعيات ديگرى را نظير، تغيير ارزشها و نهادينه نشدن ارزشهاى اسلامى در مسؤولين ردههاى متوسط به پايين، عدم پاىبندى به قانون و مقدم نمودن روابط بر ضوابط، وجود تعصبات حزبى و جناحى، وجود ضعفها و كاستىهايى در ساختار گزينشى و نهادهاى نظارتى كشور و... در نظر بگيريم تا حدود زيادى به پاسخ سؤال شما نزديك مىشويم. زمانى كه اشتغال مسألهاى كمياب باشد از ارزش بالايى برخوردار بوده و با وجود مسائل فوق در فرهنگ و نظام ادارى كشور، طبعاً هر كس سعى مىكند بدون در نظر گرفتن ضوابط و مقررات و به طريق اولى با عدم توجه به رشته تحصيلى فرد و... مشكل نزديكان و آشنايان و يا سفارش شدهها را حل كند.
نتيجه همين مىشود كه ملاحظه مىنماييد و اين مشكل تا زمانى كه مؤلفههاى فوق باقى باشد همچنان ادامه دارد و پيامدها و اثرات نامطلوبى را بر نظام مديريتى، آموزشى و... كشور برجاى خواهد گذاشت.
در هر صورت حل اساسى اين قبيل مشكلات ارتباط مستقيمى با حل ريشهاى اصل مسأله اشتغال، نهادينه شدن ارزشهاى اسلامى، مسأله قانونگرايى، همدلى و همكارى جناحهاى سياسى دارد.
کد سوال : 4502
موضوع : تاريخ و سيره
پرسش : آيا بنا بر نظر اهل سنت حضرت علي (ع) در حجه الوداع ،همراه پيامبر(صِ)بودند؟
پاسخ : در اين كه حضرت على(عليه السلام) در حجةالوداع به همراه پيامبر بود ترديدى نيست. همه علماى شيعه و علماى اهل سنت به اين مطلب اعتراف دارند. آن روز كه پيامبر اسلام از مدينه به سوى مكه حركت كردند. حضرت على(عليه السلام) در يمن بودند و آن حضرت از سوى پيامبر به يمن فرستاده شده بودند. وقتى كه رسول خدا به قصد انجام اعمال حج به مكه رفتند. حضرت على(عليه السلام) از يمن به مكه آمدند و به پيامبر ملحق شدند و در تمام اعمال به همراه پيامبر بودند و در بازگشت از حجةالوداع در غديرخم از جانب پيامبر به امامت و ولايت معرفى شدند.
داستان غدير را هم همه علماى شيعه و سنى نقل كردهاند و هيچ كس در اين دو حادثه ترديد ندارد. اين دو حادثه در منابع سنى بيش از منابع شيعه ياد شده است. درباره همراه بودن على(عليه السلام) با پيامبر مىتوانيد به اين مآخذر مراجعه كنيد:
1- سيره ابن هشام، ج 4، ص 249، چاپ مصر در چهار مجلد
2- حجةالوداع، ابن كثير (صاحب بدايه و نهايه)، ص 215، چاپ دارالوطن
3- حجةالوداع، شيخ محمد ذكر يا الكاند هلوى، ص 89
4- حجة المصطفى، محب الدين طبرى، چاپ مدينه
درباره حادثه غدير خم هم مىتوانيد مراجعه كنيد به كتاب «الغدير» و «احقاق الحق».
کد سوال : 4503
موضوع : سياسي و انديشه سياسي
پرسش : كتاب موج سوم ،اثر كيست و مطالب آن درباره چيست؟
پاسخ : كتاب موج سوم» (Third Wave) متعلق به الوين تافلر (1978) است ؛ به نظر ايشان، بشر تاكنون دو موج عظيم را پشت سرگذاشته است كه هر كدام فرهنگ و تمدن پيشين را محو كرده و شيوههايى از زندگى را كه براى ايشان قابل تصور نبود، جايگزين آن ساخته است. موج اول تمدن، يعنى انقلاب كشاورزى در ده هزار سال پيش نقطه شروع يك موج عظيم دگرگونى در تاريخ بشر بود كه به پيدايش دهكدهها و سكونتگاههاى دائمى و تحولات اجتماعى و سياسى بسيار به ويژه تحول در ساختار دولت و نيز ظهور پديده جنگ به معنى اخص آن انجاميد. موج دوم دگرگونىها يعنى پيدايش تمدن صنعتى، از سيصد سال پيش آغاز شد و همراه با آن، شيوهاى از زندگى بر اساس كارخانه تقريباً در يك چهارم كره زمين جانشين تمدن كشاورزى شد. انقلاب صنعتى نظام جديدى براى توليد ثروت به وجود آورد به نحوى كه تمام ستونهاى نظام قديمى قدرت را خالى كرد و زندگى خانوادگى، كسب و كار، سياست، دولت ملّى و ساختار قدرت جهانى را دگرگون كرد. كسانى كه براى تسلط بر آينده مىجنگيدند، از خشونت و ثروت و دانايى استفاده كردند. اكنون، جهش شتابندهترى آغاز شده است. تغييراتى كه در دورهى حاضر در كسب و كار، اقتصاد و سياست در سطح جهانى روى داده است، فقط اولين زد و خوردها بر سر قدرت از منازعات بزرگتر آينده است. زيرا انسان همزمان با افول موج دوم، در آستانه عميقترين جابجايى قدرت و در حال ورود به جهان كامپيوترى موج سوم قرار دارد. تعريف اين موج يا انقلاب سوم دشوار است. انسان خود را در همان وضعيتى مىيابد كه يك فرد متولد شده در انقلاب صنعتى خود را در آن مىيافت. او مىتوانست بفهمد كه دگرگونىهاى مهم روى داده است، اما پيچيدگى آن دگرگونىها او را دچار سرگشتگى مىكرد. اكنون نيز گردباد دگرگونىهاى ناشى از موج سوم احساس مىشود، اما برقرارى ارتباط بين آنها دشوار است.
کد سوال : 4504
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : راه تحصيل عفت و حفظ پاکدامني براي جواني که در بحبوحه جواني و قوت نيروي جنسي است، چيست؟
پاسخ : سخن بر سر آن است كه راه تحصيل عفت و حفظ عفاف و پاكدامنى براى جوانى كه در بحبوحه جوانى و قوت نيروى شهوت جنسى قرار دارد چگونه است؛ جوانى كه بهر دليل امكانات و شرايط لازم را براى ازدواج هنوز در اختيار ندارد.
پر واضح است كه در صورت امكان خود ازدواج بهترين روش تحصيل عفاف و پاكدامنى و حفظ تعادل در شهوت جنسى است. ازدواجى كه سنت پيامبر(ص) است و سنتى كه مهمترين ابزار حفظ سلامتى جامعه، خانواده و فرد و بهترين راه جلوگيرى از انحراف فساد و فحشاء در زندگى آدمى است.
منتهى بايد توجه شود ازدواجى كه سنت پيامبر(ص) است و مهمترين عامل حفظ سلامتى جامعه و فرد به شمار مىرود، ازدواجى با شرايط سنگينى و نيازمند به امكانات گسترده و بعضا غيرقابل وصول نمىباشد؛ اغلب ازدواجهاى رايج كنونى در جامعهى ما از حدود ازدواج سنتى اسلامى خارج شده است و شرايط دشوارى كه در آن براى طرفين وجود دارد، دقيقا بر عكس ازدواج سنتى، جامعه و فرد را در معرض فساد و تباهى و انحرافات جنسى قرار داده است.
ازدواج سنتى در اسلام حتى با فقر و نادارى سازگار است و مؤمن بوسيله آن است كه بىنيازى و وسعت در زندگى را از خداوند طلب مىنمايد، در اين زمينه قرآن كريم در سورهى مباركه نور آيه 32 رهنمود مىدهد كه «وانكحوا الايامى منكم و الصالحين من عبادكم و امائكم ان يكونوا فقراء يغنهم الله من فضله و الله واسع عليم؛ مردان و زنان بىهمسر خود را همسر دهيد، همچنين غلامان و كنيزان صالح و درستكارتان را؛ اگر فقير و تنگدست باشند، خداوند از فضل خود آنان را بىنياز مىسازد؛ خداوند گشايش دهنده و آگاه است».
كتاب كافى در ذيل همين آيهى مباركه، روايتى را از رسول خدا(ص) نقل نموده است باين مضمون كه: چنانچه كسى ازدواج را به خاطر ترس از فقر ترك گويد، به تحقيق آن كس دچار سوء ظن به خداى با عزت و جلال شده است زيرا خداوند در قرآن كريم وعده فرموده است كه ازدواج نمايند (اگر فقير باشند خداوند از فضل خودش آنان را بىنياز نمايد). V}(كافى، ج 5، ص 330){V
به هرحال براى جوانى كه به هر دليلى نمىتواند ازدواج كند يكى از عمدهترين راههاى حفظ عفت در جوانان اجتناب از عوامل تحريك جنسى و پاكسازى زندگى شخصى از زمينههاى محرك است.
در اين رابطه بايد بدانيم: بسيارى از انحرافات جنسى از طريق ارتباط با جنس مخالف گسترش مىيابد. ابتدائىترين ارتباط كه نقطه شروع اكثر گناهان و انحرافات است ارتباط بصرى است و در واقع همه چيز از يك نگاه آغاز مىشود. سپس ارتباط كلامى و سمعى و ارتباط لمسى، آتشى از عشق حيوانى و شهوت نفسانى را در انسان روشن مىنمايند كه تا ارضاء نشود آرام نمىگيرد و آدمى را دچار فتنهاى بزرگ مىسازد.
اينها همه زمينههاى تحريك شهوت جنسى هستند بنابراين اگر اسلام براى چنين ارتباطاتى محدوديت قائل شده است و زن و مرد را دعوت به پوشش و كنترل چشم، گوش، زبان و دست از ديدن، شنيدن، سخن گفتن و تماس بدنى نموده است، همه به خاطر از بين بردن زمينه تحريك و ايجاد توانائى براى حفظ تعادل و كنترل نفس اماره و غريزهى شهوت در انسان و خصوصا جوانان است.
مطلب دوم؛ استعانت از خداوند: مهمترين كارى كه مؤمن در زمينه حفظ تقوى و عفت نفس بايد انجام دهد طلب يارى خواستن از خداوند است. اين استعانت به وسيله دعا مناجات نماز، روزه، صبر و بردبارى و به طور خلاصه ديندارى و ارتباط با حق تعالى و اهلبيت عصمت و طهارت(ع) انجام مىشود. انسان بايد بداند بدون كمك خداى تبارك و تعالى و بدون تمسك و توسل به مقام عصمت و ولايت اهل بيت(ع) و بدون عمل به برنامههاى عبادى دين، هرگز موفق به مهار ديو نفس و كنترل هواها و خواستههاى او نخواهد بود.
انسان مؤمن مكلف است كه در هر شبانه روز حداقل هفده بار در نمازهاى واجب خود از خداوند با اين جمله «اياك نعبد و اياك نستعين» كمك بخواهد؛ زيرا در مسيرى قرار دارد كه حفظ عفت و تقوى و پرهيز از هواهاى نفسانى يكى از مراحل بسيار دشوار آن است.
همچنين قرآن كريم در اين زمينه رهنمود مىدهد كه «واستعينوا بالصبر و الصلوة؛ از روزه و نماز كمك بگيريد»،V} (بقره / 45){V. «انّ الصلوة تنهى عن الفحشاء و المنكر؛ بدرستيكه نماز شما را از هر زشتى و پليدى بر حذر مىدارد»،V} (عنكبوت / 45){V. و در سوره بقره دو بار تكرار نموده است كه «يا ايها الذين آمنوا استعينوا بالصبر و الصلوة، ان الله مع الصابرين؛ اى اهل ايمان از نماز و روزه كمك بگيريد بدرستيكه خداوند همراه روزهداران و صابران است»،V} (بقره / 153){V.
در مورد دعا هم روايت شده است كه «الدعا سلاح المؤمن» دعا و درخواست از خداوند سلاح مؤمن است در مبارزه با هواى نفس و شيطان و هر عاملى كه مانع راه ايمان مىباشد.
مطلب سوم؛ شركت در مجالس ذكر اهل بيت(ع) خصوصا اگر همراه با كسب آگاهى و معرفت نسبت به شخصيت و روش و منش آنان باشد، رابطهى محبتآميز با آن ذوات مقدسه، توسل و تمسك به ايشان و استعانت از مقام ولايت آنها، يكى از شرايط كاملاً مؤثر اين راه است.
مطلب چهارم؛ پر كردن ساعات فراغت با كار و كوشش و فعاليتهاى مفيد و سازنده است. اگر اسلام با بىكارى و فراغت به شدت مخالف است و بيكاران را مبغوض خداوند مىداند به خاطر اين است كه فراغت و بيكارى زمينه بسيار مساعدى را براى دخالت شيطان در تفكر و تحريك جوانان به سوى گناه و رفتار نامناسب فراهم مىآورد.
يك جوان مسلمان طالب رشد و كمال بايد برنامهى روزانهى زندگى خود را آنچنان با كار و كوشش اقتصادى يا فرهنگى سالم و فعاليتهاى ورزشى و هنرى مفيد پر نمايد كه ديگر جائى براى دشمنى شيطانهاى جنى و انسى، در تحريك ذهن و فكر و دل آنها به سمت و سوى تباهى و انحراف، باقى نماند. بديهى است جوانانى كه بهر طريق زمان زندگى خود را با برنامههاى مفيد پر نمودهاند، بسى سالمتر و قوىترند نسبت به آنهايى كه بىكار و بىعار وقت عزيز خود را صرف عياشى و خوشگذرانى و گشتن با دوستان ناباب مىنمايند.
در پايان لازم به ذكر است براى مشكل شما و امثال شما جوانان هم بايد والدين و خانوادههاى جوانان به كمك آنها بشتابند و با كاهش سطح انتظارات و توقعات خود زمينه ازدواج جوانان را فراهم نمايند و به عبارتى فرهنگ عمومى خانوادهها در اين باره تغيير يابد و اصلاح شود كه ا ين امر نيازمند زمان كافى است و در سطح كلان جامعه بايد اقداماتى انجام گيرد. خود جوانان نيز در برخى محيطها و خانوادهها مستقيما يا غيرمستقيم مىتوانند با گفتگو و مطرح كردن مشكل موجود و جلب توجه والدين خود، امر ازدواج را تسهيل نمايند.
هر چند از وظيفه نهادهاى مختلف جامعه و حكومت نبايد غفلت كرد و آنها نيز بايد تدابير لازم را براى تسهيل امر ازدواج و فراهم كردن امكانات لازم بيانديشند و تلاش كنند. ولى آنچه در حال حاضر براى حل مشكل طرح شده مىتوان نقدا به آن اشاره كرد. همان راهكارهاى عملى ارائه شده در بالا كه خود عزيزان جوان با مبارزه با اين غريزه سركش و كنترل موقت آن، جلوى هرگونه انحراف و خطرى را گرفت.
ضمنا مركز مشاوره نهاد نيز بخشى است فرهنگى و جهت پاسخگويى به مشكلات و پرسشها و شبهات جوانان عزيز دانشجو در زمينههاى مختلف و تهيه زمينه استفاده و يا كمكهاى مادى جهت تسهيل امر ازدواج دانشجويان عزيز يا امثال آن امور از عهده اين مركز فرهنگى خارج است. در عين حال جهت ارائه مشاوره و راهنمايى براى پيدا كردن شغل و... ضرورى است وضعيت تحصيلى، خانوادگى و مهارتها و سلايق و علايق خود را براى ما توضيح دهيد تا بتوانيم در اين امر نكات و راهكارهايى خدمتتان ارائه كنيم.
کد سوال : 4505
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : در مورد غريزه جنسي و راه هاي كنترل آن، توضيح دهيد؟
پاسخ : براى دستيابى به پاسخ پرسش فوق نكاتى را يادآورى مىكنيم:
T}1- حكمت غريزه جنسى در بشر:{T استمرار و بقاى موجودات زنده برخوردار از حكمت و فلسفهاى است كه در اصل وجود آنان بوده است و آفريدگار جهان آن را از دو راه عملى مىكند:
1- از طريق تغذيه و رساندن مواد لازم به بدن براى جايگزينى آنچه از آن به تحليل مىرود.
2- از راه لقاح.
اولى موجب بقاى ذات و خود موجود است و ديگرى وسيله استمرار نوع در بستر زمان است. در اين ميان، حيوانات اصولاً توجهى به ضرورت بقا ندارندو تنها براساس غريزه عمل مىكنندو انسانها هم ممكن است بر اثر غفلت و يا نداشتن ا نگيزه ماندن، در پى عملى شدن عامل بقاى خود نباشند و اين اهمالكارى، قطعا به انقراض نسل آنها خواهد انجاميد.
بدين جهت خداوند حكيم و مهربان، ميل به تغذيه وجنس مخالف را در وجود آنان قرار داد تا اين كه آنها از خوردن و آشاميدن و لقاح، احساس لذت كرده و به انگيزه ارضاى اين خواست طبيعى خود، نسبت به اين دو عمل اقدام كنند و به موجب آن همواره در صدد اجراى عامل استمرار وجود خويش باشند.
T}2- نيرومندى غريزه جنسى:{T قدرت و قوت بسيار غريزه جنسى و ميل به خوردن و آشاميدن در بشر و تأثير فراوان و غير قابل انكار آن در چرخه زندگى او و نقش بنيادى و بسيار قوى آن در شكلدهى به شخصيت و رفتار و افكار او و سمت و سوىبخشى به تحركات فردى و اجتماعى او قابل انكار نيست و بدين جهت و بر همين مبنا دو مكتب «فرويديسم» و «ماركسيسم» در عرصه حيات فكرى بشرى پديد آمد و هر يك از دو مكتب با بزرگ كردن بيش از حد هر كدام از آن دو خواسته طبيعى و اصالت دادن به آن، همان را پايه و اساس شخصيت و حيات بشرى قرار داده و ساير نيازها و اميال او را بازتاب و برآيندى براى آن به شمار آورد.
در اين ميان غريزه جنسى از قدرت و نيروى فزونترى برخوردار است و حكمت آن هم شايد به جهت وجود زحمات و رنجهايى باشد كه بر اثر اين غريزه براى مرد و به ويژه زن، در باردارى و تربيت و تأمين فرزند پيش مىآيد.
T}3- خطرات شهوتگرايى:{T ميل به لقاح كه در اصل آفرينش به جت تأمين بقاى موجودات زنده، در نهاد آنها به وديعت سپرده شد، آن گاه كه در اختيار بشر قرار گرفت، با سوء استفاده از آن، در جهت هلاكت و تباهى او نيز به كار رفت.
اين غريزه، اگر رها شود، همچون موريانه كه بىرحمانه بر درختان تناور هجوم مىآورد و از درون آن را پوك و تهى مىسازد، جسم و جان آدمى را به تحليل برده و رفته رفته به ويرانى و سقوط مىكشاند.
اين غريزه چنانچه در اختيار هوا و هوس بشر قرار گيرد، بلايى كه بر مغز و اعصاب و قواى جسمى و روانى او وارد مىكند به گفته يكى از عالمان سترگ اخلاق و تربيت همچون كارگزار ستمگرى است كه رييس حكومت او را، مطلقالعنان بر جان و مال مردم مسلط كند و او به تدريج تمامى اموال آنان را به زور از صاحبانش گرفته و به مصرف خود رساند وآنها را در بدبختى و دريوزگى رها سازد. ولى اگر تحت فرمان عقل و خرد باشد و مطيع آن گردد، بسان كارگزار عادلى است كه ماليات را عادلانه از مردم مىگيرد و ساير اموال آنان را براى خود آنها باقى مىگذارد و در نتيجه هم دستگاه حكومت اداره مىگردد و خدمات آن متوقف نمىشود و هم مردم به زندگى عادى خود ادامه مىدهند و بدينسان نه تنها غريزه جنسى با وجود سلطه عقل بر آن، اشباع خواهد شد بلكه ساير قواى بدن نيز سالم مانده و با نشاط به وظايف مربوط به خود خواهند پرداخت(V}جامعالعسادات، ج 2، ص 10{V).
شهوت جنسى، غريزهاى بسيار مقتدر و بىرحم است كه اگر با بىبند و بارى پيروى شود، تمام قواى انسانى را مقهود خويش مىسازد. نيروى جسمانى و مغز و اعصاب را به سرعت رو به تضعيف ميبرد، ذهن را مسموم، انديشه را مغشوش و قدرت تصميمگيرى و اراده بشرى را تباه مىكند.
پيروى بىبند و بار از اين غريزه، همت آدمى را پست، فكر را نزديكنگر و محدود و شخص را در مواجهه با مشكلات حيات و فراز و نشيبهاى آن ناتوان و عليل مىكند و قلب را كه مىتواند حرم خداوند و جايگاه او گردد، به لانهى شيطان و جولانگاه ابليس تبديل مىسازد.
سخن گرانبهايى از رسول اكرم(ص) نقل شده است كه آن حضرت فرمودند: «پس از خود از سه چيز بر امت خود نگرانم: گمراهى و انحراف پس از معرفت و هدايت؛ حوادث و وقايع گمراهكننده و شكمبارگى و شهوترانى»(V}همان، ص 4{V).
خطر تهاجم فرهنگى و تجاوز به مرزهاى اعتقادى و معنوى ما كمتر از حمله به مرزها و حدود جغرافيايى نيست، كه به مراتب از آن حساستر و مصيبتبارتر است. مقابله با متوليان و لشكريان تهاجم فكرى، همچون مبارزه با متجاوزان ارضى، ضرورت قاطع دارد، استقامت و صبر مىخواهد، قربانى و شهادت لازم دارد، سلاح و مهمات و نقشه و تدبير مىطلبد.
سلاح اين ميدان، اسلحه گرم و سرد نيست، حربه آن، دانش و بصيرت و تقواست كه مسلح شدن به آن، جز با روىگردانى از شهوتپرستى و بىبند و بارى ميسر نيست.
T}4- راه حل اصلى بحران:{T تعبير از غريزه جنسى و آثار آن بر شخصيت جوانان به «بحران» قلمپردازى و يا بزرگنمايى نيست، بلكه حقيقتى است روشن، براى همه كسانى كه شخصيت جوان را به خوبى مىشناسند و يا خود جوانند و يا دست كم دوران جوانى خود را كم و بيش به ياد دارند.
ابتدا گفتيم حكمت از غريزه جنسى استمرار و بقاى نوع بشر است و لذا سالمترين، بايستهترين و مطلوبترين نوع مواجهه با آن و بهترين راه حل مقابله با آن، ازدواج و نكاح مشروع است. انسان با نكاح به موقع و در وقت نياز - بىآن كه به ديرى يا زودى آن فكر كند - به مقبولترين و كاملترين صورت خود به نيازمندى خويش پاسخ مثبت مىدهد و پيش از آن كه به عواقب و پىآمدهاى آزاردهنده و فشارهاى غريزه به دنبال آن عقدههاى روانى دچار گردد، آن را مهار ساخته و از التهاب آن كاسته است و قبل از آن كه انرژى انباشته آن از وجودش سرازير شود و دامنش را آلوده كرده و بسوزاند، آن را با پاسخ طبيعى و مشروع بىاضطراب و نگرانى - فرو نشانده است و اين نخستين توصيه دين در اين مورد است.
رسول اكرم(ص) مىفرمايند: H}يا معشر الشباب! من استطاع منكم الباه فليتزوج...M}{Hاى جمعيت جوانان هر كس از شما توانايى ازدواج دارد ازدواج كند...{M؛V}مستدرك الوسائل، چاپ قديم، ج 2، باوبا مقدمات نكاح، ص 531، ح 21{V).
از حضرت صادق(ع) روايت شده است كه فرمودند: H}جاء رجل الى ابى عليه السلام فقال له: هل لك من زوجة؟ قال: لا فقال ابى: ما احب ان لى الدنيا و ما فيها و انى بت ليلة و ليست لى زوجة. ثم قال: الركعتان يصليهما رجل متزوج افضل من رجل اعزب يقوم ليله و يصوم نهاره. ثم اعطاه ابى سبعة دنانير ثم قال: تزوج بهذه. ثم قال ابى: قال رسول الله صلى الله عليه و آله: اتخذوا الاهل فانه ارزق لكمM}{Hمردى به محضر پدرم - كه درود خدا بر او باد - رسيد، آن حضرت به او فرمود: آيا همسرى دارى؟ عرض كرد: نه! پدرم فرمود: من دوست ندارم همه دنيا و آنچه در آن است از آن من باشد در حالى كه يك شب را بىهمسر، سر به بالين گذارم! سپس فرمود: دو ركعت كه مرد زندار به جاى آورد بهتر است از مرد بىهمسرى كه شبش را به نماز قيام كند و روزش را با روزه تمام كند. آن گاه پدرم هفت دينار داد و گفت: با اين پول ازدواج كن. سپس پدرم از رسول اكرم(ص) نقل كرد كه فرمود: براى خود تشكيل خانواده دهيد كه براى روزى شما بهتر و مفيدتر است{M؛V}وسائلالشيعه، انتشارات مكتبةالاسلاميه، ج 14، ص 7{V).
روايات در اين باره فراوان است كه به همين دو نمونه بسنده مىكنيم.
T}5- كنترل:{T اگر براى كسى به هر دليلى امكان ازدواج نباشد، چنين شخصى تحت هيچ عنوان مجاز نيست روى به گناه آورد زيرا خطر گناه و الوده دامنى بسيار فراتر از فشارها و رنجهاى عزوبت و بىهمسرى است و در صورت خوف وقوع در گناه، ازدواج به هر صورت ممكن واجب مىشود و لذا چنين كسى يا بايد خود را كنترل كند و دست به گناه نيالايد و يا مقدمات ازدواج خود را از هر راه ممكن فراهم آورد.
قرآن كريم مىفرمايد: A}وليستعفف الذين لا يجدون نكاحاM}{Aو بايد آ ن كسانى كه ازدواج برايشان مقدور نيست عفت بورزند{M؛V}نور، آيه 33{V).
كنترل اين غريزه به دو صورت ممكن است تحقق پذيرد:
1- كنترل منفى: غالبا وقتى سخن از كنترل غريزه جنسى به ميان مىآيد، توجه اشخاص به سمت و سوى نوع منفى آن جلب مىشود و آن اين است كه كسى با وجود تحريكات مختلف و مواجهه با عوامل انگيزش اين غريزه، بخواهد با ميل تحريك شدهاش مبارزه و مقابله كند و به سوى ارتكاب جرم نرود، چنين كارى گرچه قطعا بهتر از آلايش دامن و عمل به جرم است، ولى پيامدهاى سوء و مخرب آن بر كسى پوشيده نيست. اين كار هم به غايت دشوار است و هم زيانبار و بدين جهت هرگاه شخصى به كنترل غريزه سفارش مىشود با چنين برداشتى از آن و تصور دشوارى و زيانبارى آن، از پذيرفتن چنين توصيههايى سرباز مىزند.
2- كنترل مثبت: غريزه جنسى اگر با ازدواج مهار نگردد، مطلوبترين راه تسلط بر آن، كنترل مثبت است و آن پرهيز از صحنهها و كارهايى است كه به تحريك اين غريزه مىانجامد.
اين نوع از كنترل، كه در حقيقت جنبهى پيشگيرى دارد هم راحت است و هم بىزيان و بلكه مفيد. راحت است، زيرا در اين صورت همچون وسيله نقليهاى است با سرعت معمولى و قانونى كه در مواجهه با خطر، مهار حركت آن زحمت چندانى ندارد، برخلاف ماشينى كه با سرعتى بسيار فراتر از حد شناخته شده و بايسته خود سير مىكند كه چه بسا به كلى اختيار آن از دست صاحبش بيرون رفته و مصيبتها به بار آورد و كنترل آن هم در صورت تحقق، صدها زيان و رنج و زحمت و اضطراب براى وسيله و صاحب آن به همراه دارد. و بىزيان است، زيرا با اين حال كنترل غريزه فشارى بر جسم و روان تحميل نمىكند تا به آن صدمهاى وارد شود و مفيد است چون موجب مىشود مغز و اعصاب و قواى بدن در حالت عادى به سر برند و تعادل روانى شخص محفوظ بماند وانرژى و سرمايههاى جسمى و روحى او بيهوده مصرف نشوند.
پيش از اين نيز از قرآن كريم نقل كرديم كه بايد كسانى كه قدرت و وضعيت مساعد براى ازدواج ندارند عفت پيشه كنند وعفت در اين آيه گرچه در ابتدا مفهوم عمل خاصى منافى با آن را دارد ولى با تأمل بيشتر معلوم مىشود كه آيه كريمه معنايى عام دارد و عفت در همه اعضا و اندام را شامل است و اكنون طرق كنترل مثبت را به اختصار برمىشمريم:
1- پرهيز از فكر و ترسيم صحنههاى محرك در ذهن و خيال. عبدالله بن سنان از امام صادق(ع) نقل مىكند كه حضرت(ع) فرمود: H}ان عيسى قال للحواريين:... ان موسى امركم ان لا تزنوا و انا آمركم ان لاتحدثوا انفسكم بالزنا فضلاً عن ا ن تزنوا فان من حدث نفسه بالزنا كان كمن او قد فى بيت مزوق فافسد التزاويق الدخان و ا ن لم يخرق البيتM}{Hعيسى به اصحاب خود گفت:... موسى به شما دستور داد كه زنا نكنيد و من به شما دستور مىدهم كه فكر زنا هم در سر نپرورانيد تا چه رسد به اين كه زنا كنيد زيرا كسى كه خيال زنا كند مانند كسى است كه در خانهاى نقش و نگار شده دود و آتش به پا كند. چنين كارى گرچه خانه را نمىسازند ولى زينت و صفاى آن را مكدر كرده و فاسد مىكند{M؛V}وسائلالشيعه، ج 14، ص 240{V).
2- دورى از نگاههاى مسموم و مناظر تحريكآميز. قرآن كريم در دو آيه متوالى دستور به اغماض و نگهدارى چشم از نگاه حرام و هوسآلود داده است. در آيه اول مىفرمايد: A}قل للمؤمنين يغضّوا من ابصارهم و يحفظوا فروجهم...M}{Aبه مؤمنان بگو ديدشان - را از نامحرمان - فرو شنانند و نهانگاههاى خود را - از وقوع در حرام - نگه دارند{M
و در آيه بعدى مىفرمايد: A}و قل للمؤمنات يغضضن من ابصارهن و يحفظن فروجهن...M}{Aبه زنان مؤمن بگو - چشمهايشان را فرو گيرند و نهانگاههاى خويش را محافظت كنند{M؛V}نور، آيه 30 - 31{V).
جالب اين است كه در هر دو مورد خداوند متعال نخست دستور به مراقبت از نگاه محرك و عفت چشم مىدهد و آن گاه به حفاظت از عورت فرمان داده است.
رسول اكرم(ص) مىفرمايند: H}النظرة سهم مسموم من سهام ابليس فمن تركها خوفا من الله اعطاه الله ايمانا يجد حلاوته فى قلبهM}{Hنگاه هوسآلود - تيرى است مسموم از تيرهاى شيطان - هر كس آن را به جهت خوف الهى ترك كند، خداوند ايمانى به او مىبخشد كه حلاوت آن را در قلب خود احساس مىكند{M؛V}الاخلاق، سيد عبدالله شبر، قم، انتشارات بصيرتى، ص 127{V).
3- گوش ندادن به آوازها و موسيقىهاى تحريككننده و مبتذل. در حديثى از حضرت صادق(ع) آمده است: H}ان رجلا سأله عن سماع الغناء فنهى عنه و تلا قول الله عز وجل: «ان السمع والبصر والفؤاد كلّ اولئك كان عنه مسؤولاً»(V}اسراء، آيه 36{V).
و قال يسأل السمع عما سمع والفؤاد عمّا عقد والبصر عمّا ابصرM}{Hمردى از آن حضرت درباره شنيدن آواز محرك پرسيد. حضرت از آن نهى كرده و اين آيه را خواندند: «به يقين گوش و چشم و دل هر يك مورد سؤال خواهند بود» و فرمود: گوش از آنچه شنيده و قلب از آنچه بدان دل بسته و چشم از آنچه ديده است مسؤول بوده و بازخواست خواهند شد{M؛V}مستدركالوسائل، چاپ قديم، ج 2، ص 459، ابواب يكتسب به، باب 80{V).
4- اجتناب شديد از گفتگوهاى دوستانه و نشستهاى غفلتزا و معاشرت با دوستان ناباب و گوش سپردن به سخنان تحريكآميز.
از حضرت امام باقر(عِ اينگونه روايت شده است: H}من اصغى الى ناطق فقد عبده، فان كان الناطق يؤدى عن الله عزوجل فقد عبدالله و ان كان يؤدى عن الشيطان فقد عبد الشيطانM}{Hهر كس به سخن گويندهاى گوش فرا دهد او را بندگى كرده است، پس اگر ناطق از خدا بگويد شنونده، خداوند را بنده شده و اگر از شيطان و سخنان شيطانى بر زبانش جارى كند قطعا بندگى شيطان كرده است{M؛V}وسائلالشيعه، چاپ ايران، كتابفروشى اسلاميه، ج 12، ص 236{V).
5- اعتدال در خوردن. بىترديد پرخورى و بىنظمى در خوردن در ذخيرهسازى و انباشتن موادى كه نيازمند تفريغ باشد مؤثر است، ولى در صورت اعتدال و كمخورى سهم ناچيزى از آن صرف تهيه آن مواد مىشود.
در حديثى كه قبلاً از پيامبر گرامى(ص) نقل كرديم، آن حضرت پس از آن كه جوانان را به ازدواج ترغيب مىكنند مىفرمايند: H}و من لم يستطع فليصم فان الصوم به وجاءM}{Hهر كس قدرت بر ازدواج ندارد و روزه بگيرد يقينا روزه نيروى غريزه او را تضعيف مىكند{M؛V}مستدرك الوسائل، ج 2، ص 531{V).
6- اشتغال، ورزش و سرگرمىهاى مفيد. زيرا با وجود فراغت، هم مواد غذايى در تقويت غريزه به مصرف مىرسد و همفكر و خيال مصروف چارهسازى در تفريغ آن مىشود و لذا در روايات بر اشتغال و كار و پرهيز از فراغت تأكيد بسيار شده است.
حضرت امام صادق(ع) در حديث پردامنه «مفضل» مىفرمايند: H}... وهكذا الانسان لو خلا من الشغل لخرج من الاشر والعبث والبطر الى ما يعظم ضرره عليه و على من قرب منه...M}{H... و همينگونه انسان اگر بىكار و فارغ باشد، به بيهودگى و سرمستى دچار مىشود و بر اثر آن به مسايلى مبتلا مىشود كه زيان آن هم بر خود و هم بر نزديكان او سنگينى خواهد كرد...{M؛V}بحارالانوار، تهران، انتشارات دارالكتب الاسلاميه، ج 3، ص 87{V).
7- تلاوت قرآن. بىشك انس با قرآن، تلاوت، تدبر و تفكر در مضامين آن، خود شفاى هر دردى است كه به سرعت كار هر پريشانى را رو به سامان مىبرد و زخمهاى پنهان را التيام مىدهد و همتها را تا آسمانها بالا مىبرد و بشر را از فرو رفتن در عالم حيوانات را نجات مىبخشد.
اميرمؤمنان(ع) مىفرمايند: H}و تعلّموا القرآن فانه ربيع القلوب واستشفوا بنوره فانه شفاء الصدور و احسنوا تلاوته فانه انفع القصصM}{Hقرآن را فرا گيريد زيرا قرآن بهار دلهاست و از نور آن بر مرضها و دردهاى خود مرهم بگذاريد زيرا آن داروى شفابخش سينههاست و آن را نيكو تلاوت كنيد كه به يقين سودمندترين قصههاست{M؛V}وسائلالشيعه، ج 4، ص 825، ابواب قرائة القرآن، باب 1، ح 7{V).
خلاصه اين كه: راه حل دين در خصوص نوع مقابله و مواجهه به غريزه جنسى نخست ازدواج و نكاح مشروع است و در صورت عدم امكان، كنترل مثبت با شرحى كه بيان شد و سپس كنترل منفى با وجود همه زيانهاى آن، ولى هيچگاه به بىبند و بارى و افسارگسيختگى و آلودگى به گناه رضايت نمىدهد و زيان آن را به مراتب خسارتبارتر و ويرانگرتر از ضرر كنترل منفى مىداند.
اين نوشتار را با اين جمله به پايان مىبريم كه بزرگان گفتهاند: «نفس را مشغول بدار وگرنه او تو را به خود مشغول ساخت».
کد سوال : 4506
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اخلاق و عرفان
پرسش : با توجه به محيط اطراف، آيا يک دانشجو مي تواند قدم در راه بزرگان دين بگذارد؟
پاسخ : P}دو قدم بيش نيست اين همه راه راه نزديك شد سخن كوتاه{P
P}يك قدم بر سرِ وجود نِهى{E}وان دگر در بَرِ «ودود» نهى!{P
V}(شعر از سنايى) {V
احوال نيكبختان به طور اجمال اين گونه است؛ ايشان انسانهايى روحانى و معنوى از شيعه هستند كه اهل معنويتاند و از طريق توجه به پيامبر اكرم(ص) و ائمه طاهرين(ع)، و متابعت محض از آنان، سالك به سلوك شرعى شدهاند، و از راه تقيّد دقيق به اعتقادات دينى، و عمل دقيق به احكام شرعى به بالاترين مراحل عظيم روحى و باطنى رسيدهاند و واجد مقامات واقعى و عمده گشتهاند، و اهلِ مكاشفات و تصرّفات مهمّ بودهاند. از قبيل بزرگانى چون: سيد بن طاووس حسنى، جمالالدين احمد بن فهد حلّى، ملا احمد محقق اردبيلى، سيد بحرالعلوم. ايشان علوم و معارف قرآنى را به خوبى مىشناسند و با دورى از هر انحراف علمى و عملى و فارغ از هر مكتبى، بلكه صرفاً با سلوك دقيق شرعى، و مجاهدات عميق ايمانى، به مقامات بلند رسيدهاند و در شمار اولياى خدا و مقربان پيامبر اكرم(ص) و ائمه طاهريان(ع) درآمدهاند.
به فرمايش آقاى بهجت(دامت بركاته): «كوچك و بزرگ بايد بدانيم: راه يگانه براى سعادت دنيا و آخرت، بندگى خداى بزرگ است و بندگى در ترك معصيت است در اعتقاديات و عمليّات. آن چه را كه دانستيم، عمل نماييم و آن چه را كه ندانستيم، توقّف و احتياط نماييم تا معلوم شود، هرگز پشيمانى و خسارت در ما راه نخواهد داشت، اين عزم اگر در بنده ثابت و راسخ باشد، خداى بزرگ، اُولى به توفيق و يارى خواهد بود».
بارها مشاهده شده است افرادى كه از ايشان دستورالعمل اخلاقى و موعظه طلب كردهاند، اين مرد الهى در جواب فرمودهاند: «آيا مىدانيد كه هر كه عمل كرد به معلومات خودش، خداوند مجهولاتش را معلوم مىفرمايد؟» و اين آيه در عموم پاسخهاى ايشان به چشم مىخورد: A}والذين جاهدوا فينا لنهدينّهم سُبُلَناM}{Aو حتماً آنان را كه در راه ما، تلاش و مجاهدت كنند، به راههاى خود هدايت مىكنيم{M(V}عنكبوت، آيهى 99 / به سوى محبوب، مواعظ آيةاللّه بهجت(دام ظلّه){V).
پس راه تهذيب نفس و تزكيه روح و طى منازل و مقامات معنوى براى همه گشوده است، همّت و اراده راسخ طلب كنيد، از خداوند استعانت بجوئيد، به ائمه و اهل بيت متوسّل شويد، آن گاه در عمل بكوشيد تمام تلاش اولياء و بزرگان بر اين است كه به معيّت و همراهى الهى برسند و دست عنايات الهى شامل حالشان شود و اين عنايات و اين معيّت مشمول حال پرهيزكاران و نيكوكاران است: A}انّ اللّه مع الّذين اتّقوا والّذين هم محسنون{A(V}نحل، آيهى 128{V).
براى كسب اطلاعات بيشتر به كتابهاى زير مراجعه كنيد:
1. لقاءاللّه، مرحوم ميرزا جوادآقا ملكى تبريزى
2. ترجمهى المراقبات، مرحوم ميرزا جوادآقا ملكى تبريزى
3. پرواز ملكوت، امام راحل.
کد سوال : 4507
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اخلاق و عرفان
پرسش : انسان با چه ملاکي مي تواند ايمان خود را محک بزند؟
پاسخ : قرآن كريم، ايمان غير مشوب را شرط لازم موفقيت در سير معنوى مىداند: A}الذين آمنوا و لميَلبَسوا ايمانهم بظلمٍ اُولئك لهمالامن و هُم مُهتدونM}{Aآنها كه ايمان آوردهاند ولى ايمانشان را به ستم، نياميختهاند، از امنيّت برخوردارند{M(V}انعام، آيهى 82{V).
ظلم دو گونه است: يكى ستم را در امورى كه مربوط به مال، ناموس و ارث مردم است و ديگرى ستم در حوزه اعتقادات كه قرآن كريم تعدّى به اعتقادات را شرك عظيم مىنامد: A}لاتشرك باللّه انَّ الشرك لظلمٌ عظيم{A(V}لقمان، آيهى 13{V).
و شرك اين است كه چيزى كه اختصاص به خدا دارد ـ يعنى كمال و جمال ـ به غير خدا نسبت دهد يا چيزى را كه مخصوص غيرخداست و - يعنى نقص و عيب - به خدا اسناد داده شود، مثلاً اگر كسى در امور خود و رسيدن به كمالات به غير خدا تكيه كند در حقيقت مشرك است و ايمانش را به ظلم آلوده كرده است، بالتّبع چنين ايمانى خالص نخواهد بود.
بعد از اين سخن لازم است متذكر شويم كه همهى انسانها وقتى نخستين بار چيزى را مىبيند يا مىشنوند، تحت تأثير شديدى قرار پيدا مىكنند، ولى وقتى اين ديدار يا شنيدار به تكرار صورت گيرد، پديدههاى مزبور عادى مىشود. درسهاى زندگىساز دين نيز ممكن است در طول مدت زمان به همين سرنوشت دچار شوند. تا وقتى پيام آيهاى را اولين بار مىشنويم، با شدّت تمام جذب مىشويم، به طورى كه قابل وصف نيست، اما مؤمنان را خطرى در كمين است و آن معمولى شدن و عادى شدن پيامهاى دين است. شايد رمز تأكيد دين بر «ايمان» همراه با «عمل صالح» همين باشد كه نگذاريم پيامهاى دين به عادت تبديل شود. چون اصولاً «عادت» در هر مقولهاى، آفت و عامل تخريب است. ايمان و عمل صالح در يكديگر تأثير متقابل دارند و هر يك رشد و كمال ديگرى را به دنبال مىآورد. بسيار شنيدن و به كار بستن خاصيت تأثير را مىگيرد و دل را سخت مىكند، جريان زندگى توبهكنندگان مشهور (فضيل بن اياز، صاحب بن عباد، نصوح و..). شاهد بالا است.
پيامبر مكرم اسلام(ص) فرمود: «هر كس آن چه را مىداند به كار بندد، خدا دانش آن چه را نمىداند به او ارزانى مىدارد»(V}بحارالانوار، ج 40، ص 128{V).
پس براى بررسى ميزان ايمان، كافى است به محتواى سوره والعصر عمل كنيم زيرا به ما آموختهاند كه تمام محتواى دين در اين سوره كوتاه خلاصه شده است: A}بسم اللّه الرحمن الرحيم والعصر انَّ الانسان لفى خسر الاّ الذين آمنوا و عملوا الصالحات و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبرM}{Aبه نام خداوند بخشنده مهربان، قسم به عصر كه همهى انسانها در خسرانند (چون لحظه به لحظه عمر خود را كه امانتى الهى است از دست مىدهد و در مقابل آن چيزى نمىستانند) مگر مؤمنان، زيرا آنان يكديگر را به حق - كه به معنى تمام معارف دينى و عقيدتى است - توصيه مىكنند و نيز به صبر و استقامت فرا مىخوانند{M.
پس نتيجه مىگيريم ايمان پويا و فعّال و ارزشمند، سه ويژگى و خصوصيات را دربردارد: 1) عمل صالح؛ 2) توصيه به حق (محتواى دين و شريعت)؛ 3)توصيه به شكيبايى در انجام اعمال صالحه.
عمل صالح و به عبارتى «معروف» همان چيزهايى كه خداوند در قرآن و توسط اهل بيت انجام آنها را واجب و لازم شمرده است. بخشش نيز جزو اعمال صالح است.
کد سوال : 4508
موضوع : كلام و دين پژوهي
پرسش : چرا هنگامي که خواب فردي را مي بينيم،امکان متقابل آن وجود ندارد؟
پاسخ : پاسخ به اين سؤال با توجه به اقسام خواب روشن مىشود.
خواب داراى اقسامى است:
1- شرايط جسمى و روحى انسان و ملكات اخلاقى او منشأ مشاهده صورى در خواب مىشود كه اين صور ساخته خيال انسان است. در اين نوع خواب انسان در صور خيالى خود غوطه خورده و هيچگونه ارتباطى با خارج از خود برقرار نكرده است. پس اگر انسان اشخاص ديگر را در چنين خوابى مىبيند تنها صورت خيالى كه در نفس خودش تصوير گشته را مشاهده مىنمايد] البته توجه داريد كه اين نوع خواب در تحليلهاى روانشناسانه مورد استفاده واقع مىشود].
2- خوابى كه روح انسان در آن با علم خارج از خود مرتبط مىشود. اين نوع خواب نيز داراى اقسامى است كه براساس تفاوت مراتب وجودى انسانها گوناگون است. در اين نوع خواب شخص عوالم ديگر وجود را مشاهده مىكند كه نحوه مشاهده آن بستگى به مرتبه كمال وجودى او دارد. براى مطالعه پيرامون اقسام خواب نگا: شجاعى، محمد، خواب و نشانهاى آن، تهران، مؤسسه فرهنگى دانش و انديشه معاصر، 1379، ص 29 تا 34. در اين نوع خواب، گاه صورت ملكوتى يا ارواح انسانها ديده مىشود اما اين كه چرا آنها آگاه نيستند به دليل عدم توجه آنان مىباشد زيرا مشاهده ملكوت (عالم مثال) و وقايع جارى در آن نياز به توجه خاص دارد كه براى همگان حاصل نيست. در مكاشفات عرفانى اين توجه حاصل مىشود و شخص مكاشفهگر عوالم ديگر را مشاهده مىكند. بنابراين نكته اصلى در پاسخ سؤال شما اين است كه اينگونه نيست كه ما به هر چه براى روحمان واقع مىشود، توجه داشته باشيم چرا كه پى بردن به عوالم روح و ديگر عوالم وجود نياز به مبادى و مقدماتى دارد.
کد سوال : 4509
موضوع : كلام و دين پژوهي
پرسش : .خداوند بر چه اساسي ومعياري پيامبران و امامان را انتخاب كرده است؟
پاسخ : براساس ادله نبوت عامه، خداوند براى هدايت بشر مىبايست افرادى را از جنس خود بشر، از ميان انسانها به عنوان الگو و هادى برگزيند و آنان را از ويژگىهايى چون علم و عصمت و... برخوردار كند. بنابراين بدون شك پيامبران و امامان مورد عنايت خاص الهى قرار گرفتهاند.
اما سؤال اين است كه بر چه اساسى و با چه ملاكى، آنان از ميان افراد بشر برگزيده شدهاند آيا خود، هيچ ويژگى و نقشى در اين انتخاب نداشتهاند؟
پاسخ اين است كه خداوند به علم ازلى و مطلق خود مىدانست كه عده خاصى از بندگانش - هر چند با استعداد معمولى و در شرايط عادى كه همه افراد بشر دارند - با اختيار خود، بيش از ديگران و در بالاترين حد ممكن از استعداد خود بهرهبردارى مىكنند و مسير تكامل را مىپيمايند.
علم خداوند به اين شايستگى و منزلتى كه اين افراد در شرايط عادى، با سير اختيارى خويش بدان مىرسيدند، سبب شد كه خداوند از ميان افراد بشر آنان را برگزيند و تفضّلاً اين پاداش و موهبت ويژه را به آنها عطا نمايد، و آنان را از علم و ارادهاى برخوردار كند كه به واسطهى آن به مصونيت كامل و مطلق (عصمت) برسند، تا در پرتو آن، راهنمايانى موثق و مطمئن براى همهى افراد بشر گردند. به عبارت ديگر، اعطاى موهبت ويژه معلول شايستگىهاى آنان است، نه اين اعطا بدون حساب است و نه معلول استعداد جبرى ايشان. و حكمت اعطاى چنين موهبتى، علاوه بر پاداش به خود آنان، فراهم نمودن وسايل هدايت براى ساير انسانهاست.
اين معنا به خوبى در بخشهاى آغازين دعاى ندبه آمده است: «خداوندا تو را سپاس... تو با آنها [اوليائت] شرط نمودى كه نسبت به زينتها و منزلتهاى دنيوى بىاعتنا باشند [جز به مقام قرب تو نيانديشند] و آنها نيز اين شرط را پذيرفتند و چون مىدانستى به اين شرط عمل خواهند كرد، آنان را پذيرفتى و مقرب خويش ساختى [و به خاطر همين شايستگى]... فرشتگان را بر آنها نازل كردى و با وحى خود ايشان را گرامى داشتى و از خوان علم بىكران خويش بهرهها دادى»(V}دعاى ندبه، مفاتيحالجنان، ص 704{V).
امام صادق(ع) در همين زمينه مىفرمايند: H}«ان الله اختار من ولد آدم اناسا طهّر ميلادهم، و طيّب ابدانهم و حفظهم فى اصلاب الرجال و ارحام النساء، اخرج منهم الانبياء و الرسل، فهم ازكى فروع آدم؛ ففعل ذلك لا لأمر استحقوه من الله عزوجلّ و لكن علم الله منهم حين ذرأهم انّهم يطيعونه و يعبدونه و لا يشركون به شيئا فهولاء بالطاعة نالو من الله الكرامة و المنزلة الرفيعة عنده{H؛ به درستى كه خداوند متعال، انسانهايى را از فرزندان آدم انتخاب كرد و تولد آنها را پاك و بدنهاى آنان را پاكيزه گردانيد و آنها را در پشت مردان و رحم زنان در حفظ خويش قرار داد، نه به خاطرطلبى كه از خداوند داشته باشند بلكه از آنجا كه خداوند، در هنگام خلقت مىدانست كه از او فرمانبردارى مىكنند و او را عبادت مىنمايند و هيچ گونه شركى نسبت به او روا نمىدارند. پس اينان به واسطهى فرمانبردارى از خداوند به اين كرامت و منزلت والا در نزد خداوند، نايل شدهاند»، V}(بحارالانوار، ج 10، ص 170).{V
حاصل سخن: مواهب ويژه به معصومين نه تفضّلى محض است و نه اكتسابى محض. بلكه تركيبى از هر دو عنصر است يعنى ناشى از تفضّل الهى به آنان، به خاطر شايستگى ارادى آنان است يعنى علم خداوند به اينكه اين افراد در شرايط عادى بالاترين حدّ ممكن استعداد خود را كه در نهاد هر انسان معمولى نهاده شده، در طاعت و بندگى و قرب به خداوند به كار مىگيرند، سبب گرديده تا از ميان افراد بشر، آنان را برگزيند و با اعطاى موهبت علم لدنّى ضمن پاداش و اكرام خود آنان، اين افراد را راهنما و پيامبر و امام در جهت هدايت ساير افراد بشر قرار دهد.
با توجه به بيان فوق، خلقت ويژه پيامبر و ائمه(ع) در عين اين كه تفضل الهى به آنان است، براى آنان مزيت و ارزش هم محسوب مىشود. چون ناشى از قابليت آنان، و نهايت عبوديت و بندگىشان است.
کد سوال : 4510
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : با توجه به فعاليت در تشكل هاي مختلف ،احساس حسادت و خودخواهي دارم و بعضي مواقع فعاليت نمي كنم پيشنهاد شما چيست ؟
پاسخ : 1- علاقهمندى و مشاركت در فعاليتهاى اجتماعى، نشان از رشد و تربيت مطلوب اجتماعى شماست و اين امر نقطه قوت است در وجود شما، آن را قدر بدانيد و با شركت مسؤولانه و انجام وظايف فرهنگى، اجتماعى و اسلامى آن را تقويت و بيشتر شكوفا نماييد.
2- شركت در نهادها، سازمانها و انجمنها را با دورانديشى و با احتياط لازم و همچنين با شناخت كافى از اهداف، سياستها و خطمشى آنها انجام دهيد در اين موارد عجولانه تصميم نگيريد و در مسؤوليتپذيرى به مسؤوليتهاى فكر كنيد كه با عواطف و علايق شما هماهنگ و سازگار باشند و حدود مسائل شرعى نيز رعايت گردد.
3- از اين كه اسم شما را در ليست كانديداهاى اصلى ذكر نكردهاند ناراحت نباشيد، فعاليت شما براى خدا بوده است و برعكس بايد خوشحال نيز باشيد چون فرصت بيشترى را در مسائل علمى و پژوهشى صرف مىكنيد. قطعا موفقيت و پيشرفت يك دانشجو در تحقيقات و پژوهشهاى علمى است نه شركت در فلان جامعه يا انجمن.
4- براى درميان گذاشتن مسائل مختلف و ارتباط با برادران، حتما لازم است كه شما دقت و احتياط لازم را مراعات نماييد، بنابراين ابتداء مسائل را خود با استفاده از خرد و عقل خويش تجزيه و تحليل نماييد و در صورت ضرورت با افراد خبره و اهل فن مشورت نماييد، سپس با افراد ديگر درميان بگذاريد كه در اين صورت پشيمان نخواهيد شد.
5- حسادت يك صفت درونى است كه در منابع دينى از آن به عنوان يك گناه كبيره تعبير شده و آفت در ايمان و اعتقادات دينى انسان است و در روانشناسى از آن به يك حالت و روحيه خودكمبينى و عقده تعبير شده است، بنابراين شما بايد سعى كنيد با تكيه بر نقاط مثبت وجودى و توانايىهاى خود به حمدالله در وجود شما فراوان مىباشد، اعتماد و عزت نفس را در خود بيشتر تقويت كنيد و همچنين به توانايىها، موفقيتها و خوبىهاى ديگران.