• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
عضویت در خبرنامه
کد سوال :
جستجو :
کد سوال : 4501
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اجتماعي _ فرهنگي
پرسش : علت تبعيض در اشتغال فارغ التحصيلان رشته هاي مختلف در جامعه چيست ؟
پاسخ : مسأله اشتغال كه متأسفانه يكى از معضلات و مشكلات اساسى جامعه ما است، ابعاد مختلفى دارد كه يكى از جنبه‏هاى آن تبعيض يا عدم تطابق رشته تحصيلى فارغ‏التحصيلان با شغل آنهاست. در راستاى حل مشكل اشتغال، اقدامات مؤثرى توسط مسؤولين عالى‏رتبه نظام و دستگاه‏هاى ذيربط انجام شده و يا در حال انجام است. مقام معظم رهبرى يكى از محورهاى اصلى پيام نوروزى سال 81 را به «اشتغال مولّد و مفيد» اختصاص داده و كليه دستگاه‏ها و مسؤولان قواى سه‏گانه را موظف به يافتن راه‏كارهايى اساسى براى حل اين مشكل نموده‏اند. تشكيل شوراى عالى اشتغال به رياست رئيس محترم جمهور، طرح‏هاى ضربتى اشتغال، اختصاص وام براى اشتغال فارغ‏التحصيلان و... از ديگر اقدامات نظام جمهورى اسلامى در اين راستا مى‏باشد. اما بايد واقعيت‏ها را نيز در نظر داشت و آن توجه به شرايط اجتماعى، اقتصادى، فرهنگى و ظرفيت‏هاى مختلف جامعه است. رشد سريع جمعيت و هجوم انبوه جوانان و فارغ‏التحصيلان جوياى كار، دولتى بودن اقتصاد و عدم سرمايه‏گذارى بخش خصوصى در بخش‏هاى اقتصادى مولد و اشتغال‏زا، وجود برخى مشكلات و نواقص در فرهنگ عمومى كار و اشتغال، درگيرى‏هاى سياسى و پرداختن به مسائل غيرضرورى و... همگى باعث شده تا متأسفانه هنوز شاهد معضل بيكارى باشيم. از طرف ديگر فراهم نمودن زمينه‏هاى لازم براى حل اساسى مشكل اشتغال نيازمند زمانى طولانى همراه با برنامه‏ريزى‏هاى دقيق و حساب‏شده مى‏باشد. مثلاً اگر نرخ بى‏كارى مطابق سال 1375 همچنان 1/9 درصد باقى بماند بايد براى جلوگيرى از بحران بى‏كارى، سالانه 838 هزار فرصت شغلى ايجاد شود.V} (‏سازمان برنامه و بودجه، بولتن معاونت امور اقتصادى و هماهنگى، دفتر اقتصاد كلان، اسفند 1376، ص 38){V علاوه بر اين واقعيت‏ها، اگر بخواهيم واقعيات ديگرى را نظير، تغيير ارزش‏ها و نهادينه نشدن ارزش‏هاى اسلامى در مسؤولين رده‏هاى متوسط به پايين، عدم پاى‏بندى به قانون و مقدم نمودن روابط بر ضوابط، وجود تعصبات حزبى و جناحى، وجود ضعف‏ها و كاستى‏هايى در ساختار گزينشى و نهادهاى نظارتى كشور و... در نظر بگيريم تا حدود زيادى به پاسخ سؤال شما نزديك مى‏شويم. زمانى كه اشتغال مسأله‏اى كمياب باشد از ارزش بالايى برخوردار بوده و با وجود مسائل فوق در فرهنگ و نظام ادارى كشور، طبعاً هر كس سعى مى‏كند بدون در نظر گرفتن ضوابط و مقررات و به طريق اولى با عدم توجه به رشته تحصيلى فرد و... مشكل نزديكان و آشنايان و يا سفارش شده‏ها را حل كند. نتيجه همين مى‏شود كه ملاحظه مى‏نماييد و اين مشكل تا زمانى كه مؤلفه‏هاى فوق باقى باشد همچنان ادامه دارد و پيامدها و اثرات نامطلوبى را بر نظام مديريتى، آموزشى و... كشور برجاى خواهد گذاشت. در هر صورت حل اساسى اين قبيل مشكلات ارتباط مستقيمى با حل ريشه‏اى اصل مسأله اشتغال، نهادينه شدن ارزش‏هاى اسلامى، مسأله قانون‏گرايى، همدلى و همكارى جناح‏هاى سياسى دارد.
کد سوال : 4502
موضوع : تاريخ و سيره
پرسش : آيا بنا بر نظر اهل سنت حضرت علي (ع) در حجه الوداع ،همراه پيامبر(صِ)بودند؟
پاسخ : در اين كه حضرت على(عليه السلام) در حجة‏الوداع به همراه پيامبر بود ترديدى نيست. همه علماى شيعه و علماى اهل سنت به اين مطلب اعتراف دارند. آن روز كه پيامبر اسلام از مدينه به سوى مكه حركت كردند. حضرت على(عليه السلام) در يمن بودند و آن حضرت از سوى پيامبر به يمن فرستاده شده بودند. وقتى كه رسول خدا به قصد انجام اعمال حج به مكه رفتند. حضرت على(عليه السلام) از يمن به مكه آمدند و به پيامبر ملحق شدند و در تمام اعمال به همراه پيامبر بودند و در بازگشت از حجة‏الوداع در غديرخم از جانب پيامبر به امامت و ولايت معرفى شدند. داستان غدير را هم همه علماى شيعه و سنى نقل كرده‏اند و هيچ كس در اين دو حادثه ترديد ندارد. اين دو حادثه در منابع سنى بيش از منابع شيعه ياد شده است. درباره همراه بودن على(عليه السلام) با پيامبر مى‏توانيد به اين مآخذر مراجعه كنيد: 1- سيره ابن هشام، ج 4، ص 249، چاپ مصر در چهار مجلد 2- حجة‏الوداع، ابن كثير (صاحب بدايه و نهايه)، ص 215، چاپ دارالوطن 3- حجة‏الوداع، شيخ محمد ذكر يا الكاند هلوى، ص 89 4- حجة المصطفى، محب الدين طبرى، چاپ مدينه درباره حادثه غدير خم هم مى‏توانيد مراجعه كنيد به كتاب «الغدير» و «احقاق الحق».
کد سوال : 4503
موضوع : سياسي و انديشه سياسي
پرسش : كتاب موج سوم ،اثر كيست و مطالب آن درباره چيست؟
پاسخ : كتاب موج سوم» (Third Wave) متعلق به الوين تافلر (1978) است ؛ به نظر ايشان، بشر تاكنون دو موج عظيم را پشت سرگذاشته است كه هر كدام فرهنگ و تمدن پيشين را محو كرده و شيوه‏هايى از زندگى را كه براى ايشان قابل تصور نبود، جايگزين آن ساخته است. موج اول تمدن، يعنى انقلاب كشاورزى در ده هزار سال پيش نقطه شروع يك موج عظيم دگرگونى در تاريخ بشر بود كه به پيدايش دهكده‏ها و سكونت‏گاه‏هاى دائمى و تحولات اجتماعى و سياسى بسيار به ويژه تحول در ساختار دولت و نيز ظهور پديده جنگ به معنى اخص آن انجاميد. موج دوم دگرگونى‏ها يعنى پيدايش تمدن صنعتى، از سيصد سال پيش آغاز شد و همراه با آن، شيوه‏اى از زندگى بر اساس كارخانه تقريباً در يك چهارم كره زمين جانشين تمدن كشاورزى شد. انقلاب صنعتى نظام جديدى براى توليد ثروت به وجود آورد به نحوى كه تمام ستون‏هاى نظام قديمى قدرت را خالى كرد و زندگى خانوادگى، كسب و كار، سياست، دولت ملّى و ساختار قدرت جهانى را دگرگون كرد. كسانى كه براى تسلط بر آينده مى‏جنگيدند، از خشونت و ثروت و دانايى استفاده كردند. اكنون، جهش شتابنده‏ترى آغاز شده است. تغييراتى كه در دوره‏ى حاضر در كسب و كار، اقتصاد و سياست در سطح جهانى روى داده است، فقط اولين زد و خوردها بر سر قدرت از منازعات بزرگ‏تر آينده است. زيرا انسان همزمان با افول موج دوم، در آستانه عميق‏ترين جابجايى قدرت و در حال ورود به جهان كامپيوترى موج سوم قرار دارد. تعريف اين موج يا انقلاب سوم دشوار است. انسان خود را در همان وضعيتى مى‏يابد كه يك فرد متولد شده در انقلاب صنعتى خود را در آن مى‏يافت. او مى‏توانست بفهمد كه دگرگونى‏هاى مهم روى داده است، اما پيچيدگى آن دگرگونى‏ها او را دچار سرگشتگى مى‏كرد. اكنون نيز گردباد دگرگونى‏هاى ناشى از موج سوم احساس مى‏شود، اما برقرارى ارتباط بين آن‏ها دشوار است.
کد سوال : 4504
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : راه تحصيل عفت و حفظ پاکدامني براي جواني که در بحبوحه جواني و قوت نيروي جنسي است، چيست؟
پاسخ : سخن بر سر آن است كه راه تحصيل عفت و حفظ عفاف و پاكدامنى براى جوانى كه در بحبوحه جوانى و قوت نيروى شهوت جنسى قرار دارد چگونه است؛ جوانى كه بهر دليل امكانات و شرايط لازم را براى ازدواج هنوز در اختيار ندارد. پر واضح است كه در صورت امكان خود ازدواج بهترين روش تحصيل عفاف و پاكدامنى و حفظ تعادل در شهوت جنسى است. ازدواجى كه سنت پيامبر(ص) است و سنتى كه مهمترين ابزار حفظ سلامتى جامعه، خانواده و فرد و بهترين راه جلوگيرى از انحراف فساد و فحشاء در زندگى آدمى است. منتهى بايد توجه شود ازدواجى كه سنت پيامبر(ص) است و مهمترين عامل حفظ سلامتى جامعه و فرد به شمار مى‏رود، ازدواجى با شرايط سنگينى و نيازمند به امكانات گسترده و بعضا غيرقابل وصول نمى‏باشد؛ اغلب ازدواجهاى رايج كنونى در جامعه‏ى ما از حدود ازدواج سنتى اسلامى خارج شده است و شرايط دشوارى كه در آن براى طرفين وجود دارد، دقيقا بر عكس ازدواج سنتى، جامعه و فرد را در معرض فساد و تباهى و انحرافات جنسى قرار داده است. ازدواج سنتى در اسلام حتى با فقر و نادارى سازگار است و مؤمن بوسيله آن است كه بى‏نيازى و وسعت در زندگى را از خداوند طلب مى‏نمايد، در اين زمينه قرآن كريم در سوره‏ى مباركه نور آيه 32 رهنمود مى‏دهد كه «وانكحوا الايامى منكم و الصالحين من عبادكم و امائكم ان يكونوا فقراء يغنهم الله من فضله و الله واسع عليم؛ مردان و زنان بى‏همسر خود را همسر دهيد، همچنين غلامان و كنيزان صالح و درستكارتان را؛ اگر فقير و تنگدست باشند، خداوند از فضل خود آنان را بى‏نياز مى‏سازد؛ خداوند گشايش دهنده و آگاه است». كتاب كافى در ذيل همين آيه‏ى مباركه، روايتى را از رسول خدا(ص) نقل نموده است باين مضمون كه: چنانچه كسى ازدواج را به خاطر ترس از فقر ترك گويد، به تحقيق آن كس دچار سوء ظن به خداى با عزت و جلال شده است زيرا خداوند در قرآن كريم وعده فرموده است كه ازدواج نمايند (اگر فقير باشند خداوند از فضل خودش آنان را بى‏نياز نمايد). V}(كافى، ج 5، ص 330){V به هرحال براى جوانى كه به هر دليلى نمى‏تواند ازدواج كند يكى از عمده‏ترين راههاى حفظ عفت در جوانان اجتناب از عوامل تحريك جنسى و پاكسازى زندگى شخصى از زمينه‏هاى محرك است. در اين رابطه بايد بدانيم: بسيارى از انحرافات جنسى از طريق ارتباط با جنس مخالف گسترش مى‏يابد. ابتدائى‏ترين ارتباط كه نقطه شروع اكثر گناهان و انحرافات است ارتباط بصرى است و در واقع همه چيز از يك نگاه آغاز مى‏شود. سپس ارتباط كلامى و سمعى و ارتباط لمسى، آتشى از عشق حيوانى و شهوت نفسانى را در انسان روشن مى‏نمايند كه تا ارضاء نشود آرام نمى‏گيرد و آدمى را دچار فتنه‏اى بزرگ مى‏سازد. اينها همه زمينه‏هاى تحريك شهوت جنسى هستند بنابراين اگر اسلام براى چنين ارتباطاتى محدوديت قائل شده است و زن و مرد را دعوت به پوشش و كنترل چشم، گوش، زبان و دست از ديدن، شنيدن، سخن گفتن و تماس بدنى نموده است، همه به خاطر از بين بردن زمينه تحريك و ايجاد توانائى براى حفظ تعادل و كنترل نفس اماره و غريزه‏ى شهوت در انسان و خصوصا جوانان است. مطلب دوم؛ استعانت از خداوند: مهمترين كارى كه مؤمن در زمينه حفظ تقوى و عفت نفس بايد انجام دهد طلب يارى خواستن از خداوند است. اين استعانت به وسيله دعا مناجات نماز، روزه، صبر و بردبارى و به طور خلاصه دين‏دارى و ارتباط با حق تعالى و اهل‏بيت عصمت و طهارت(ع) انجام مى‏شود. انسان بايد بداند بدون كمك خداى تبارك و تعالى و بدون تمسك و توسل به مقام عصمت و ولايت اهل بيت(ع) و بدون عمل به برنامه‏هاى عبادى دين، هرگز موفق به مهار ديو نفس و كنترل هواها و خواسته‏هاى او نخواهد بود. انسان مؤمن مكلف است كه در هر شبانه روز حداقل هفده بار در نمازهاى واجب خود از خداوند با اين جمله «اياك نعبد و اياك نستعين» كمك بخواهد؛ زيرا در مسيرى قرار دارد كه حفظ عفت و تقوى و پرهيز از هواهاى نفسانى يكى از مراحل بسيار دشوار آن است. همچنين قرآن كريم در اين زمينه رهنمود مى‏دهد كه «واستعينوا بالصبر و الصلوة؛ از روزه و نماز كمك بگيريد»،V} (بقره / 45){V. «انّ الصلوة تنهى عن الفحشاء و المنكر؛ بدرستيكه نماز شما را از هر زشتى و پليدى بر حذر مى‏دارد»،V} (عنكبوت / 45){V. و در سوره بقره دو بار تكرار نموده است كه «يا ايها الذين آمنوا استعينوا بالصبر و الصلوة، ان الله مع الصابرين؛ اى اهل ايمان از نماز و روزه كمك بگيريد بدرستيكه خداوند همراه روزه‏داران و صابران است»،V} (بقره / 153){V. در مورد دعا هم روايت شده است كه «الدعا سلاح المؤمن» دعا و درخواست از خداوند سلاح مؤمن است در مبارزه با هواى نفس و شيطان و هر عاملى كه مانع راه ايمان مى‏باشد. مطلب سوم؛ شركت در مجالس ذكر اهل بيت(ع) خصوصا اگر همراه با كسب آگاهى و معرفت نسبت به شخصيت و روش و منش آنان باشد، رابطه‏ى محبت‏آميز با آن ذوات مقدسه، توسل و تمسك به ايشان و استعانت از مقام ولايت آنها، يكى از شرايط كاملاً مؤثر اين راه است. مطلب چهارم؛ پر كردن ساعات فراغت با كار و كوشش و فعاليت‏هاى مفيد و سازنده است. اگر اسلام با بى‏كارى و فراغت به شدت مخالف است و بيكاران را مبغوض خداوند مى‏داند به خاطر اين است كه فراغت و بيكارى زمينه بسيار مساعدى را براى دخالت شيطان در تفكر و تحريك جوانان به سوى گناه و رفتار نامناسب فراهم مى‏آورد. يك جوان مسلمان طالب رشد و كمال بايد برنامه‏ى روزانه‏ى زندگى خود را آنچنان با كار و كوشش اقتصادى يا فرهنگى سالم و فعاليت‏هاى ورزشى و هنرى مفيد پر نمايد كه ديگر جائى براى دشمنى شيطان‏هاى جنى و انسى، در تحريك ذهن و فكر و دل آنها به سمت و سوى تباهى و انحراف، باقى نماند. بديهى است جوانانى كه بهر طريق زمان زندگى خود را با برنامه‏هاى مفيد پر نموده‏اند، بسى سالمتر و قوى‏ترند نسبت به آنهايى كه بى‏كار و بى‏عار وقت عزيز خود را صرف عياشى و خوش‏گذرانى و گشتن با دوستان ناباب مى‏نمايند. در پايان لازم به ذكر است براى مشكل شما و امثال شما جوانان هم بايد والدين و خانواده‏هاى جوانان به كمك آنها بشتابند و با كاهش سطح انتظارات و توقعات خود زمينه ازدواج جوانان را فراهم نمايند و به عبارتى فرهنگ عمومى خانواده‏ها در اين باره تغيير يابد و اصلاح شود كه ا ين امر نيازمند زمان كافى است و در سطح كلان جامعه بايد اقداماتى انجام گيرد. خود جوانان نيز در برخى محيط‏ها و خانواده‏ها مستقيما يا غيرمستقيم مى‏توانند با گفتگو و مطرح كردن مشكل موجود و جلب توجه والدين خود، امر ازدواج را تسهيل نمايند. هر چند از وظيفه نهادهاى مختلف جامعه و حكومت نبايد غفلت كرد و آنها نيز بايد تدابير لازم را براى تسهيل امر ازدواج و فراهم كردن امكانات لازم بيانديشند و تلاش كنند. ولى آنچه در حال حاضر براى حل مشكل طرح شده مى‏توان نقدا به آن اشاره كرد. همان راه‏كارهاى عملى ارائه شده در بالا كه خود عزيزان جوان با مبارزه با اين غريزه سركش و كنترل موقت آن، جلوى هرگونه انحراف و خطرى را گرفت. ضمنا مركز مشاوره نهاد نيز بخشى است فرهنگى و جهت پاسخ‏گويى به مشكلات و پرسش‏ها و شبهات جوانان عزيز دانشجو در زمينه‏هاى مختلف و تهيه زمينه استفاده و يا كمك‏هاى مادى جهت تسهيل امر ازدواج دانشجويان عزيز يا امثال آن امور از عهده اين مركز فرهنگى خارج است. در عين حال جهت ارائه مشاوره و راهنمايى براى پيدا كردن شغل و... ضرورى است وضعيت تحصيلى، خانوادگى و مهارت‏ها و سلايق و علايق خود را براى ما توضيح دهيد تا بتوانيم در اين امر نكات و راه‏كارهايى خدمتتان ارائه كنيم.
کد سوال : 4505
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : در مورد غريزه جنسي و راه هاي كنترل آن، توضيح دهيد؟
پاسخ : براى دستيابى به پاسخ پرسش فوق نكاتى را يادآورى مى‏كنيم: T}1- حكمت غريزه جنسى در بشر:{T استمرار و بقاى موجودات زنده برخوردار از حكمت و فلسفه‏اى است كه در اصل وجود آنان بوده است و آفريدگار جهان آن را از دو راه عملى مى‏كند: 1- از طريق تغذيه و رساندن مواد لازم به بدن براى جايگزينى آنچه از آن به تحليل مى‏رود. 2- از راه لقاح. اولى موجب بقاى ذات و خود موجود است و ديگرى وسيله استمرار نوع در بستر زمان است. در اين ميان، حيوانات اصولاً توجهى به ضرورت بقا ندارندو تنها براساس غريزه عمل مى‏كنندو انسان‏ها هم ممكن است بر اثر غفلت و يا نداشتن ا نگيزه ماندن، در پى عملى شدن عامل بقاى خود نباشند و اين اهمال‏كارى، قطعا به انقراض نسل آنها خواهد انجاميد. بدين جهت خداوند حكيم و مهربان، ميل به تغذيه وجنس مخالف را در وجود آنان قرار داد تا اين كه آنها از خوردن و آشاميدن و لقاح، احساس لذت كرده و به انگيزه ارضاى اين خواست طبيعى خود، نسبت به اين دو عمل اقدام كنند و به موجب آن همواره در صدد اجراى عامل استمرار وجود خويش باشند. T}2- نيرومندى غريزه جنسى:{T قدرت و قوت بسيار غريزه جنسى و ميل به خوردن و آشاميدن در بشر و تأثير فراوان و غير قابل انكار آن در چرخه زندگى او و نقش بنيادى و بسيار قوى آن در شكل‏دهى به شخصيت و رفتار و افكار او و سمت و سوى‏بخشى به تحركات فردى و اجتماعى او قابل انكار نيست و بدين جهت و بر همين مبنا دو مكتب «فرويديسم» و «ماركسيسم» در عرصه حيات فكرى بشرى پديد آمد و هر يك از دو مكتب با بزرگ كردن بيش از حد هر كدام از آن دو خواسته طبيعى و اصالت دادن به آن، همان را پايه و اساس شخصيت و حيات بشرى قرار داده و ساير نيازها و اميال او را بازتاب و برآيندى براى آن به شمار آورد. در اين ميان غريزه جنسى از قدرت و نيروى فزونترى برخوردار است و حكمت آن هم شايد به جهت وجود زحمات و رنج‏هايى باشد كه بر اثر اين غريزه براى مرد و به ويژه زن، در باردارى و تربيت و تأمين فرزند پيش مى‏آيد. T}3- خطرات شهوت‏گرايى:{T ميل به لقاح كه در اصل آفرينش به جت تأمين بقاى موجودات زنده، در نهاد آنها به وديعت سپرده شد، آن گاه كه در اختيار بشر قرار گرفت، با سوء استفاده از آن، در جهت هلاكت و تباهى او نيز به كار رفت. اين غريزه، اگر رها شود، همچون موريانه كه بى‏رحمانه بر درختان تناور هجوم مى‏آورد و از درون آن را پوك و تهى مى‏سازد، جسم و جان آدمى را به تحليل برده و رفته رفته به ويرانى و سقوط مى‏كشاند. اين غريزه چنانچه در اختيار هوا و هوس بشر قرار گيرد، بلايى كه بر مغز و اعصاب و قواى جسمى و روانى او وارد مى‏كند به گفته يكى از عالمان سترگ اخلاق و تربيت همچون كارگزار ستمگرى است كه رييس حكومت او را، مطلق‏العنان بر جان و مال مردم مسلط كند و او به تدريج تمامى اموال آنان را به زور از صاحبانش گرفته و به مصرف خود رساند وآنها را در بدبختى و دريوزگى رها سازد. ولى اگر تحت فرمان عقل و خرد باشد و مطيع آن گردد، بسان كارگزار عادلى است كه ماليات را عادلانه از مردم مى‏گيرد و ساير اموال آنان را براى خود آنها باقى مى‏گذارد و در نتيجه هم دستگاه حكومت اداره مى‏گردد و خدمات آن متوقف نمى‏شود و هم مردم به زندگى عادى خود ادامه مى‏دهند و بدين‏سان نه تنها غريزه جنسى با وجود سلطه عقل بر آن، اشباع خواهد شد بلكه ساير قواى بدن نيز سالم مانده و با نشاط به وظايف مربوط به خود خواهند پرداخت(V}جامع‏العسادات، ج 2، ص 10{V). شهوت جنسى، غريزه‏اى بسيار مقتدر و بى‏رحم است كه اگر با بى‏بند و بارى پيروى شود، تمام قواى انسانى را مقهود خويش مى‏سازد. نيروى جسمانى و مغز و اعصاب را به سرعت رو به تضعيف ميبرد، ذهن را مسموم، انديشه را مغشوش و قدرت تصميم‏گيرى و اراده بشرى را تباه مى‏كند. پيروى بى‏بند و بار از اين غريزه، همت آدمى را پست، فكر را نزديك‏نگر و محدود و شخص را در مواجهه با مشكلات حيات و فراز و نشيب‏هاى آن ناتوان و عليل مى‏كند و قلب را كه مى‏تواند حرم خداوند و جايگاه او گردد، به لانه‏ى شيطان و جولانگاه ابليس تبديل مى‏سازد. سخن گران‏بهايى از رسول اكرم(ص) نقل شده است كه آن حضرت فرمودند: «پس از خود از سه چيز بر امت خود نگرانم: گمراهى و انحراف پس از معرفت و هدايت؛ حوادث و وقايع گمراه‏كننده و شكمبارگى و شهوترانى»(V}همان، ص 4{V). خطر تهاجم فرهنگى و تجاوز به مرزهاى اعتقادى و معنوى ما كمتر از حمله به مرزها و حدود جغرافيايى نيست، كه به مراتب از آن حساس‏تر و مصيبت‏بارتر است. مقابله با متوليان و لشكريان تهاجم فكرى، همچون مبارزه با متجاوزان ارضى، ضرورت قاطع دارد، استقامت و صبر مى‏خواهد، قربانى و شهادت لازم دارد، سلاح و مهمات و نقشه و تدبير مى‏طلبد. سلاح اين ميدان، اسلحه گرم و سرد نيست، حربه آن، دانش و بصيرت و تقواست كه مسلح شدن به آن، جز با روى‏گردانى از شهوت‏پرستى و بى‏بند و بارى ميسر نيست. T}4- راه حل اصلى بحران:{T تعبير از غريزه جنسى و آثار آن بر شخصيت جوانان به «بحران» قلم‏پردازى و يا بزرگ‏نمايى نيست، بلكه حقيقتى است روشن، براى همه كسانى كه شخصيت جوان را به خوبى مى‏شناسند و يا خود جوانند و يا دست كم دوران جوانى خود را كم و بيش به ياد دارند. ابتدا گفتيم حكمت از غريزه جنسى استمرار و بقاى نوع بشر است و لذا سالم‏ترين، بايسته‏ترين و مطلوب‏ترين نوع مواجهه با آن و بهترين راه حل مقابله با آن، ازدواج و نكاح مشروع است. انسان با نكاح به موقع و در وقت نياز - بى‏آن كه به ديرى يا زودى آن فكر كند - به مقبول‏ترين و كامل‏ترين صورت خود به نيازمندى خويش پاسخ مثبت مى‏دهد و پيش از آن كه به عواقب و پى‏آمدهاى آزاردهنده و فشارهاى غريزه به دنبال آن عقده‏هاى روانى دچار گردد، آن را مهار ساخته و از التهاب آن كاسته است و قبل از آن كه انرژى انباشته آن از وجودش سرازير شود و دامنش را آلوده كرده و بسوزاند، آن را با پاسخ طبيعى و مشروع بى‏اضطراب و نگرانى - فرو نشانده است و اين نخستين توصيه دين در اين مورد است. رسول اكرم(ص) مى‏فرمايند: H}يا معشر الشباب! من استطاع منكم الباه فليتزوج...M}{Hاى جمعيت جوانان هر كس از شما توانايى ازدواج دارد ازدواج كند...{M؛V}مستدرك الوسائل، چاپ قديم، ج 2، باوبا مقدمات نكاح، ص 531، ح 21{V). از حضرت صادق(ع) روايت شده است كه فرمودند: H}جاء رجل الى ابى عليه السلام فقال له: هل لك من زوجة؟ قال: لا فقال ابى: ما احب ان لى الدنيا و ما فيها و انى بت ليلة و ليست لى زوجة. ثم قال: الركعتان يصليهما رجل متزوج افضل من رجل اعزب يقوم ليله و يصوم نهاره. ثم اعطاه ابى سبعة دنانير ثم قال: تزوج بهذه. ثم قال ابى: قال رسول الله صلى الله عليه و آله: اتخذوا الاهل فانه ارزق لكمM}{Hمردى به محضر پدرم - كه درود خدا بر او باد - رسيد، آن حضرت به او فرمود: آيا همسرى دارى؟ عرض كرد: نه! پدرم فرمود: من دوست ندارم همه دنيا و آنچه در آن است از آن من باشد در حالى كه يك شب را بى‏همسر، سر به بالين گذارم! سپس فرمود: دو ركعت كه مرد زن‏دار به جاى آورد بهتر است از مرد بى‏همسرى كه شبش را به نماز قيام كند و روزش را با روزه تمام كند. آن گاه پدرم هفت دينار داد و گفت: با اين پول ازدواج كن. سپس پدرم از رسول اكرم(ص) نقل كرد كه فرمود: براى خود تشكيل خانواده دهيد كه براى روزى شما بهتر و مفيدتر است{M؛V}وسائل‏الشيعه، انتشارات مكتبة‏الاسلاميه، ج 14، ص 7{V). روايات در اين باره فراوان است كه به همين دو نمونه بسنده مى‏كنيم. T}5- كنترل:{T اگر براى كسى به هر دليلى امكان ازدواج نباشد، چنين شخصى تحت هيچ عنوان مجاز نيست روى به گناه آورد زيرا خطر گناه و الوده دامنى بسيار فراتر از فشارها و رنج‏هاى عزوبت و بى‏همسرى است و در صورت خوف وقوع در گناه، ازدواج به هر صورت ممكن واجب مى‏شود و لذا چنين كسى يا بايد خود را كنترل كند و دست به گناه نيالايد و يا مقدمات ازدواج خود را از هر راه ممكن فراهم آورد. قرآن كريم مى‏فرمايد: A}وليستعفف الذين لا يجدون نكاحاM}{Aو بايد آ ن كسانى كه ازدواج برايشان مقدور نيست عفت بورزند{M؛V}نور، آيه 33{V). كنترل اين غريزه به دو صورت ممكن است تحقق پذيرد: 1- كنترل منفى: غالبا وقتى سخن از كنترل غريزه جنسى به ميان مى‏آيد، توجه اشخاص به سمت و سوى نوع منفى آن جلب مى‏شود و آن اين است كه كسى با وجود تحريكات مختلف و مواجهه با عوامل انگيزش اين غريزه، بخواهد با ميل تحريك شده‏اش مبارزه و مقابله كند و به سوى ارتكاب جرم نرود، چنين كارى گرچه قطعا بهتر از آلايش دامن و عمل به جرم است، ولى پيامدهاى سوء و مخرب آن بر كسى پوشيده نيست. اين كار هم به غايت دشوار است و هم زيانبار و بدين جهت هرگاه شخصى به كنترل غريزه سفارش مى‏شود با چنين برداشتى از آن و تصور دشوارى و زيانبارى آن، از پذيرفتن چنين توصيه‏هايى سرباز مى‏زند. 2- كنترل مثبت: غريزه جنسى اگر با ازدواج مهار نگردد، مطلوب‏ترين راه تسلط بر آن، كنترل مثبت است و آن پرهيز از صحنه‏ها و كارهايى است كه به تحريك اين غريزه مى‏انجامد. اين نوع از كنترل، كه در حقيقت جنبه‏ى پيشگيرى دارد هم راحت است و هم بى‏زيان و بلكه مفيد. راحت است، زيرا در اين صورت همچون وسيله نقليه‏اى است با سرعت معمولى و قانونى كه در مواجهه با خطر، مهار حركت آن زحمت چندانى ندارد، برخلاف ماشينى كه با سرعتى بسيار فراتر از حد شناخته شده و بايسته خود سير مى‏كند كه چه بسا به كلى اختيار آن از دست صاحبش بيرون رفته و مصيبت‏ها به بار آورد و كنترل آن هم در صورت تحقق، صدها زيان و رنج و زحمت و اضطراب براى وسيله و صاحب آن به همراه دارد. و بى‏زيان است، زيرا با اين حال كنترل غريزه فشارى بر جسم و روان تحميل نمى‏كند تا به آن صدمه‏اى وارد شود و مفيد است چون موجب مى‏شود مغز و اعصاب و قواى بدن در حالت عادى به سر برند و تعادل روانى شخص محفوظ بماند وانرژى و سرمايه‏هاى جسمى و روحى او بيهوده مصرف نشوند. پيش از اين نيز از قرآن كريم نقل كرديم كه بايد كسانى كه قدرت و وضعيت مساعد براى ازدواج ندارند عفت پيشه كنند وعفت در اين آيه گرچه در ابتدا مفهوم عمل خاصى منافى با آن را دارد ولى با تأمل بيشتر معلوم مى‏شود كه آيه كريمه معنايى عام دارد و عفت در همه اعضا و اندام را شامل است و اكنون طرق كنترل مثبت را به اختصار برمى‏شمريم: 1- پرهيز از فكر و ترسيم صحنه‏هاى محرك در ذهن و خيال. عبدالله بن سنان از امام صادق(ع) نقل مى‏كند كه حضرت(ع) فرمود: H}ان عيسى قال للحواريين:... ان موسى امركم ان لا تزنوا و انا آمركم ان لاتحدثوا انفسكم بالزنا فضلاً عن ا ن تزنوا فان من حدث نفسه بالزنا كان كمن او قد فى بيت مزوق فافسد التزاويق الدخان و ا ن لم يخرق البيتM}{Hعيسى به اصحاب خود گفت:... موسى به شما دستور داد كه زنا نكنيد و من به شما دستور مى‏دهم كه فكر زنا هم در سر نپرورانيد تا چه رسد به اين كه زنا كنيد زيرا كسى كه خيال زنا كند مانند كسى است كه در خانه‏اى نقش و نگار شده دود و آتش به پا كند. چنين كارى گرچه خانه را نمى‏سازند ولى زينت و صفاى آن را مكدر كرده و فاسد مى‏كند{M؛V}وسائل‏الشيعه، ج 14، ص 240{V). 2- دورى از نگاه‏هاى مسموم و مناظر تحريك‏آميز. قرآن كريم در دو آيه متوالى دستور به اغماض و نگهدارى چشم از نگاه حرام و هوس‏آلود داده است. در آيه اول مى‏فرمايد: A}قل للمؤمنين يغضّوا من ابصارهم و يحفظوا فروجهم...M}{Aبه مؤمنان بگو ديدشان - را از نامحرمان - فرو شنانند و نهانگاه‏هاى خود را - از وقوع در حرام - نگه دارند{M و در آيه بعدى مى‏فرمايد: A}و قل للمؤمنات يغضضن من ابصارهن و يحفظن فروجهن...M}{Aبه زنان مؤمن بگو - چشمهايشان را فرو گيرند و نهانگاه‏هاى خويش را محافظت كنند{M؛V}نور، آيه 30 - 31{V). جالب اين است كه در هر دو مورد خداوند متعال نخست دستور به مراقبت از نگاه محرك و عفت چشم مى‏دهد و آن گاه به حفاظت از عورت فرمان داده است. رسول اكرم(ص) مى‏فرمايند: H}النظرة سهم مسموم من سهام ابليس فمن تركها خوفا من الله اعطاه الله ايمانا يجد حلاوته فى قلبهM}{Hنگاه هوس‏آلود - تيرى است مسموم از تيرهاى شيطان - هر كس آن را به جهت خوف الهى ترك كند، خداوند ايمانى به او مى‏بخشد كه حلاوت آن را در قلب خود احساس مى‏كند{M؛V}الاخلاق، سيد عبدالله شبر، قم، انتشارات بصيرتى، ص 127{V). 3- گوش ندادن به آوازها و موسيقى‏هاى تحريك‏كننده و مبتذل. در حديثى از حضرت صادق(ع) آمده است: H}ان رجلا سأله عن سماع الغناء فنهى عنه و تلا قول الله عز وجل: «ان السمع والبصر والفؤاد كلّ اولئك كان عنه مسؤولاً»(V}اسراء، آيه 36{V). و قال يسأل السمع عما سمع والفؤاد عمّا عقد والبصر عمّا ابصرM}{Hمردى از آن حضرت درباره شنيدن آواز محرك پرسيد. حضرت از آن نهى كرده و اين آيه را خواندند: «به يقين گوش و چشم و دل هر يك مورد سؤال خواهند بود» و فرمود: گوش از آنچه شنيده و قلب از آنچه بدان دل بسته و چشم از آنچه ديده است مسؤول بوده و بازخواست خواهند شد{M؛V}مستدرك‏الوسائل، چاپ قديم، ج 2، ص 459، ابواب يكتسب به، باب 80{V). 4- اجتناب شديد از گفتگوهاى دوستانه و نشست‏هاى غفلت‏زا و معاشرت با دوستان ناباب و گوش سپردن به سخنان تحريك‏آميز. از حضرت امام باقر(عِ اين‏گونه روايت شده است: H}من اصغى الى ناطق فقد عبده، فان كان الناطق يؤدى عن الله عزوجل فقد عبدالله و ان كان يؤدى عن الشيطان فقد عبد الشيطانM}{Hهر كس به سخن گوينده‏اى گوش فرا دهد او را بندگى كرده است، پس اگر ناطق از خدا بگويد شنونده، خداوند را بنده شده و اگر از شيطان و سخنان شيطانى بر زبانش جارى كند قطعا بندگى شيطان كرده است{M؛V}وسائل‏الشيعه، چاپ ايران، كتابفروشى اسلاميه، ج 12، ص 236{V). 5- اعتدال در خوردن. بى‏ترديد پرخورى و بى‏نظمى در خوردن در ذخيره‏سازى و انباشتن موادى كه نيازمند تفريغ باشد مؤثر است، ولى در صورت اعتدال و كم‏خورى سهم ناچيزى از آن صرف تهيه آن مواد مى‏شود. در حديثى كه قبلاً از پيامبر گرامى(ص) نقل كرديم، آن حضرت پس از آن كه جوانان را به ازدواج ترغيب مى‏كنند مى‏فرمايند: H}و من لم يستطع فليصم فان الصوم به وجاءM}{Hهر كس قدرت بر ازدواج ندارد و روزه بگيرد يقينا روزه نيروى غريزه او را تضعيف مى‏كند{M؛V}مستدرك الوسائل، ج 2، ص 531{V). 6- اشتغال، ورزش و سرگرمى‏هاى مفيد. زيرا با وجود فراغت، هم مواد غذايى در تقويت غريزه به مصرف مى‏رسد و هم‏فكر و خيال مصروف چاره‏سازى در تفريغ آن مى‏شود و لذا در روايات بر اشتغال و كار و پرهيز از فراغت تأكيد بسيار شده است. حضرت امام صادق(ع) در حديث پردامنه «مفضل» مى‏فرمايند: H}... وهكذا الانسان لو خلا من الشغل لخرج من الاشر والعبث والبطر الى ما يعظم ضرره عليه و على من قرب منه...M}{H... و همين‏گونه انسان اگر بى‏كار و فارغ باشد، به بيهودگى و سرمستى دچار مى‏شود و بر اثر آن به مسايلى مبتلا مى‏شود كه زيان آن هم بر خود و هم بر نزديكان او سنگينى خواهد كرد...{M؛V}بحارالانوار، تهران، انتشارات دارالكتب الاسلاميه، ج 3، ص 87{V). 7- تلاوت قرآن. بى‏شك انس با قرآن، تلاوت، تدبر و تفكر در مضامين آن، خود شفاى هر دردى است كه به سرعت كار هر پريشانى را رو به سامان مى‏برد و زخم‏هاى پنهان را التيام مى‏دهد و همت‏ها را تا آسمان‏ها بالا مى‏برد و بشر را از فرو رفتن در عالم حيوانات را نجات مى‏بخشد. اميرمؤمنان(ع) مى‏فرمايند: H}و تعلّموا القرآن فانه ربيع القلوب واستشفوا بنوره فانه شفاء الصدور و احسنوا تلاوته فانه انفع القصصM}{Hقرآن را فرا گيريد زيرا قرآن بهار دلهاست و از نور آن بر مرض‏ها و دردهاى خود مرهم بگذاريد زيرا آن داروى شفابخش سينه‏هاست و آن را نيكو تلاوت كنيد كه به يقين سودمندترين قصه‏هاست{M؛V}وسائل‏الشيعه، ج 4، ص 825، ابواب قرائة القرآن، باب 1، ح 7{V). خلاصه اين كه: راه حل دين در خصوص نوع مقابله و مواجهه به غريزه جنسى نخست ازدواج و نكاح مشروع است و در صورت عدم امكان، كنترل مثبت با شرحى كه بيان شد و سپس كنترل منفى با وجود همه زيان‏هاى آن، ولى هيچ‏گاه به بى‏بند و بارى و افسارگسيختگى و آلودگى به گناه رضايت نمى‏دهد و زيان آن را به مراتب خسارت‏بارتر و ويرانگرتر از ضرر كنترل منفى مى‏داند. اين نوشتار را با اين جمله به پايان مى‏بريم كه بزرگان گفته‏اند: «نفس را مشغول بدار وگرنه او تو را به خود مشغول ساخت».
کد سوال : 4506
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اخلاق و عرفان
پرسش : با توجه به محيط اطراف، آيا يک دانشجو مي تواند قدم در راه بزرگان دين بگذارد؟
پاسخ : P}دو قدم بيش نيست اين همه راه راه نزديك شد سخن كوتاه{P P}يك قدم بر سرِ وجود نِهى{E}وان دگر در بَرِ «ودود» نهى!{P V}(شعر از سنايى) {V احوال نيكبختان به طور اجمال اين گونه است؛ ايشان انسان‏هايى روحانى و معنوى از شيعه هستند كه اهل معنويت‏اند و از طريق توجه به پيامبر اكرم(ص) و ائمه طاهرين(ع)، و متابعت محض از آنان، سالك به سلوك شرعى شده‏اند، و از راه تقيّد دقيق به اعتقادات دينى، و عمل دقيق به احكام شرعى به بالاترين مراحل عظيم روحى و باطنى رسيده‏اند و واجد مقامات واقعى و عمده گشته‏اند، و اهلِ مكاشفات و تصرّفات مهمّ بوده‏اند. از قبيل بزرگانى چون: سيد بن طاووس حسنى، جمال‏الدين احمد بن فهد حلّى، ملا احمد محقق اردبيلى، سيد بحرالعلوم. ايشان علوم و معارف قرآنى را به خوبى مى‏شناسند و با دورى از هر انحراف علمى و عملى و فارغ از هر مكتبى، بلكه صرفاً با سلوك دقيق شرعى، و مجاهدات عميق ايمانى، به مقامات بلند رسيده‏اند و در شمار اولياى خدا و مقربان پيامبر اكرم(ص) و ائمه طاهريان(ع) درآمده‏اند. به فرمايش آقاى بهجت(دامت بركاته): «كوچك و بزرگ بايد بدانيم: راه يگانه براى سعادت دنيا و آخرت، بندگى خداى بزرگ است و بندگى در ترك معصيت است در اعتقاديات و عمليّات. آن چه را كه دانستيم، عمل نماييم و آن چه را كه ندانستيم، توقّف و احتياط نماييم تا معلوم شود، هرگز پشيمانى و خسارت در ما راه نخواهد داشت، اين عزم اگر در بنده ثابت و راسخ باشد، خداى بزرگ، اُولى به توفيق و يارى خواهد بود». بارها مشاهده شده است افرادى كه از ايشان دستورالعمل اخلاقى و موعظه طلب كرده‏اند، اين مرد الهى در جواب فرموده‏اند: «آيا مى‏دانيد كه هر كه عمل كرد به معلومات خودش، خداوند مجهولاتش را معلوم مى‏فرمايد؟» و اين آيه در عموم پاسخ‏هاى ايشان به چشم مى‏خورد: A}والذين جاهدوا فينا لنهدينّهم سُبُلَناM}{Aو حتماً آنان را كه در راه ما، تلاش و مجاهدت كنند، به راه‏هاى خود هدايت مى‏كنيم{M(V}عنكبوت، آيه‏ى 99 / به سوى محبوب، مواعظ آية‏اللّه‏ بهجت(دام ظلّه){V). پس راه تهذيب نفس و تزكيه روح و طى منازل و مقامات معنوى براى همه گشوده است، همّت و اراده راسخ طلب كنيد، از خداوند استعانت بجوئيد، به ائمه و اهل بيت متوسّل شويد، آن گاه در عمل بكوشيد تمام تلاش اولياء و بزرگان بر اين است كه به معيّت و همراهى الهى برسند و دست عنايات الهى شامل حالشان شود و اين عنايات و اين معيّت مشمول حال پرهيزكاران و نيكوكاران است: A}انّ اللّه‏ مع الّذين اتّقوا والّذين هم محسنون{A(V}نحل، آيه‏ى 128{V). براى كسب اطلاعات بيشتر به كتاب‏هاى زير مراجعه كنيد: 1. لقاءاللّه‏، مرحوم ميرزا جوادآقا ملكى تبريزى 2. ترجمه‏ى المراقبات، مرحوم ميرزا جوادآقا ملكى تبريزى 3. پرواز ملكوت، امام راحل.
کد سوال : 4507
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اخلاق و عرفان
پرسش : انسان با چه ملاکي مي تواند ايمان خود را محک بزند؟
پاسخ : قرآن كريم، ايمان غير مشوب را شرط لازم موفقيت در سير معنوى مى‏داند: A}الذين آمنوا و لم‏يَلبَسوا ايمانهم بظلمٍ اُولئك لهم‏الامن و هُم مُهتدونM}{Aآن‏ها كه ايمان آورده‏اند ولى ايمانشان را به ستم، نياميخته‏اند، از امنيّت برخوردارند{M(V}انعام، آيه‏ى 82{V). ظلم دو گونه است: يكى ستم را در امورى كه مربوط به مال، ناموس و ارث مردم است و ديگرى ستم در حوزه اعتقادات كه قرآن كريم تعدّى به اعتقادات را شرك عظيم مى‏نامد: A}لاتشرك باللّه‏ انَّ الشرك لظلمٌ عظيم{A(V}لقمان، آيه‏ى 13{V). و شرك اين است كه چيزى كه اختصاص به خدا دارد ـ يعنى كمال و جمال ـ به غير خدا نسبت دهد يا چيزى را كه مخصوص غيرخداست و - يعنى نقص و عيب - به خدا اسناد داده شود، مثلاً اگر كسى در امور خود و رسيدن به كمالات به غير خدا تكيه كند در حقيقت مشرك است و ايمانش را به ظلم آلوده كرده است، بالتّبع چنين ايمانى خالص نخواهد بود. بعد از اين سخن لازم است متذكر شويم كه همه‏ى انسان‏ها وقتى نخستين بار چيزى را مى‏بيند يا مى‏شنوند، تحت تأثير شديدى قرار پيدا مى‏كنند، ولى وقتى اين ديدار يا شنيدار به تكرار صورت گيرد، پديده‏هاى مزبور عادى مى‏شود. درس‏هاى زندگى‏ساز دين نيز ممكن است در طول مدت زمان به همين سرنوشت دچار شوند. تا وقتى پيام آيه‏اى را اولين بار مى‏شنويم، با شدّت تمام جذب مى‏شويم، به طورى كه قابل وصف نيست، اما مؤمنان را خطرى در كمين است و آن معمولى شدن و عادى شدن پيام‏هاى دين است. شايد رمز تأكيد دين بر «ايمان» همراه با «عمل صالح» همين باشد كه نگذاريم پيام‏هاى دين به عادت تبديل شود. چون اصولاً «عادت» در هر مقوله‏اى، آفت و عامل تخريب است. ايمان و عمل صالح در يكديگر تأثير متقابل دارند و هر يك رشد و كمال ديگرى را به دنبال مى‏آورد. بسيار شنيدن و به كار بستن خاصيت تأثير را مى‏گيرد و دل را سخت مى‏كند، جريان زندگى توبه‏كنندگان مشهور (فضيل بن اياز، صاحب بن عباد، نصوح و..). شاهد بالا است. پيامبر مكرم اسلام(ص) فرمود: «هر كس آن چه را مى‏داند به كار بندد، خدا دانش آن چه را نمى‏داند به او ارزانى مى‏دارد»(V}بحارالانوار، ج 40، ص 128{V). پس براى بررسى ميزان ايمان، كافى است به محتواى سوره والعصر عمل كنيم زيرا به ما آموخته‏اند كه تمام محتواى دين در اين سوره كوتاه خلاصه شده است: A}بسم اللّه‏ الرحمن الرحيم والعصر انَّ الانسان لفى خسر الاّ الذين آمنوا و عملوا الصالحات و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبرM}{Aبه نام خداوند بخشنده مهربان، قسم به عصر كه همه‏ى انسان‏ها در خسرانند (چون لحظه به لحظه عمر خود را كه امانتى الهى است از دست مى‏دهد و در مقابل آن چيزى نمى‏ستانند) مگر مؤمنان، زيرا آنان يكديگر را به حق - كه به معنى تمام معارف دينى و عقيدتى است - توصيه مى‏كنند و نيز به صبر و استقامت فرا مى‏خوانند{M. پس نتيجه مى‏گيريم ايمان پويا و فعّال و ارزشمند، سه ويژگى و خصوصيات را دربردارد: 1) عمل صالح؛ 2) توصيه به حق (محتواى دين و شريعت)؛ 3)توصيه به شكيبايى در انجام اعمال صالحه. عمل صالح و به عبارتى «معروف» همان چيزهايى كه خداوند در قرآن و توسط اهل بيت انجام آن‏ها را واجب و لازم شمرده است. بخشش نيز جزو اعمال صالح است.
کد سوال : 4508
موضوع : كلام و دين پژوهي
پرسش : چرا هنگامي که خواب فردي را مي بينيم،امکان متقابل آن وجود ندارد؟
پاسخ : پاسخ به اين سؤال با توجه به اقسام خواب روشن مى‏شود. خواب داراى اقسامى است: 1- شرايط جسمى و روحى انسان و ملكات اخلاقى او منشأ مشاهده صورى در خواب مى‏شود كه اين صور ساخته خيال انسان است. در اين نوع خواب انسان در صور خيالى خود غوطه خورده و هيچ‏گونه ارتباطى با خارج از خود برقرار نكرده است. پس اگر انسان اشخاص ديگر را در چنين خوابى مى‏بيند تنها صورت خيالى كه در نفس خودش تصوير گشته را مشاهده مى‏نمايد] البته توجه داريد كه اين نوع خواب در تحليل‏هاى روانشناسانه مورد استفاده واقع مى‏شود]. 2- خوابى كه روح انسان در آن با علم خارج از خود مرتبط مى‏شود. اين نوع خواب نيز داراى اقسامى است كه براساس تفاوت مراتب وجودى انسان‏ها گوناگون است. در اين نوع خواب شخص عوالم ديگر وجود را مشاهده مى‏كند كه نحوه مشاهده آن بستگى به مرتبه كمال وجودى او دارد. براى مطالعه پيرامون اقسام خواب نگا: شجاعى، محمد، خواب و نشان‏هاى آن، تهران، مؤسسه فرهنگى دانش و انديشه معاصر، 1379، ص 29 تا 34. در اين نوع خواب، گاه صورت ملكوتى يا ارواح انسان‏ها ديده مى‏شود اما اين كه چرا آنها آگاه نيستند به دليل عدم توجه آنان مى‏باشد زيرا مشاهده ملكوت (عالم مثال) و وقايع جارى در آن نياز به توجه خاص دارد كه براى همگان حاصل نيست. در مكاشفات عرفانى اين توجه حاصل مى‏شود و شخص مكاشفه‏گر عوالم ديگر را مشاهده مى‏كند. بنابراين نكته اصلى در پاسخ سؤال شما اين است كه اين‏گونه نيست كه ما به هر چه براى روحمان واقع مى‏شود، توجه داشته باشيم چرا كه پى بردن به عوالم روح و ديگر عوالم وجود نياز به مبادى و مقدماتى دارد.
کد سوال : 4509
موضوع : كلام و دين پژوهي
پرسش : .خداوند بر چه اساسي ومعياري پيامبران و امامان را انتخاب كرده است؟
پاسخ : براساس ادله نبوت عامه، خداوند براى هدايت بشر مى‏بايست افرادى را از جنس خود بشر، از ميان انسان‏ها به عنوان الگو و هادى برگزيند و آنان را از ويژگى‏هايى چون علم و عصمت و... برخوردار كند. بنابراين بدون شك پيامبران و امامان مورد عنايت خاص الهى قرار گرفته‏اند. اما سؤال اين است كه بر چه اساسى و با چه ملاكى، آنان از ميان افراد بشر برگزيده شده‏اند آيا خود، هيچ ويژگى و نقشى در اين انتخاب نداشته‏اند؟ پاسخ اين است كه خداوند به علم ازلى و مطلق خود مى‏دانست كه عده خاصى از بندگانش - هر چند با استعداد معمولى و در شرايط عادى كه همه افراد بشر دارند - با اختيار خود، بيش از ديگران و در بالاترين حد ممكن از استعداد خود بهره‏بردارى مى‏كنند و مسير تكامل را مى‏پيمايند. علم خداوند به اين شايستگى و منزلتى كه اين افراد در شرايط عادى، با سير اختيارى خويش بدان مى‏رسيدند، سبب شد كه خداوند از ميان افراد بشر آنان را برگزيند و تفضّلاً اين پاداش و موهبت ويژه را به آنها عطا نمايد، و آنان را از علم و اراده‏اى برخوردار كند كه به واسطه‏ى آن به مصونيت كامل و مطلق (عصمت) برسند، تا در پرتو آن، راهنمايانى موثق و مطمئن براى همه‏ى افراد بشر گردند. به عبارت ديگر، اعطاى موهبت ويژه معلول شايستگى‏هاى آنان است، نه اين اعطا بدون حساب است و نه معلول استعداد جبرى ايشان. و حكمت اعطاى چنين موهبتى، علاوه بر پاداش به خود آنان، فراهم نمودن وسايل هدايت براى ساير انسانهاست. اين معنا به خوبى در بخش‏هاى آغازين دعاى ندبه آمده است: «خداوندا تو را سپاس... تو با آن‏ها [اوليائت] شرط نمودى كه نسبت به زينت‏ها و منزلت‏هاى دنيوى بى‏اعتنا باشند [جز به مقام قرب تو نيانديشند] و آنها نيز اين شرط را پذيرفتند و چون مى‏دانستى به اين شرط عمل خواهند كرد، آنان را پذيرفتى و مقرب خويش ساختى [و به خاطر همين شايستگى]... فرشتگان را بر آنها نازل كردى و با وحى خود ايشان را گرامى داشتى و از خوان علم بى‏كران خويش بهره‏ها دادى»(V}دعاى ندبه، مفاتيح‏الجنان، ص 704{V). امام صادق(ع) در همين زمينه مى‏فرمايند: H}«ان الله اختار من ولد آدم اناسا طهّر ميلادهم، و طيّب ابدانهم و حفظهم فى اصلاب الرجال و ارحام النساء، اخرج منهم الانبياء و الرسل، فهم ازكى فروع آدم؛ ففعل ذلك لا لأمر استحقوه من الله عزوجلّ و لكن علم الله منهم حين ذرأهم انّهم يطيعونه و يعبدونه و لا يشركون به شيئا فهولاء بالطاعة نالو من الله الكرامة و المنزلة الرفيعة عنده{H؛ به درستى كه خداوند متعال، انسان‏هايى را از فرزندان آدم انتخاب كرد و تولد آنها را پاك و بدن‏هاى آنان را پاكيزه گردانيد و آن‏ها را در پشت مردان و رحم زنان در حفظ خويش قرار داد، نه به خاطرطلبى كه از خداوند داشته باشند بلكه از آنجا كه خداوند، در هنگام خلقت مى‏دانست كه از او فرمانبردارى مى‏كنند و او را عبادت مى‏نمايند و هيچ گونه شركى نسبت به او روا نمى‏دارند. پس اينان به واسطه‏ى فرمانبردارى از خداوند به اين كرامت و منزلت والا در نزد خداوند، نايل شده‏اند»، V}(بحارالانوار، ج 10، ص 170).{V حاصل سخن: مواهب ويژه به معصومين نه تفضّلى محض است و نه اكتسابى محض. بلكه تركيبى از هر دو عنصر است يعنى ناشى از تفضّل الهى به آنان، به خاطر شايستگى ارادى آنان است يعنى علم خداوند به اينكه اين افراد در شرايط عادى بالاترين حدّ ممكن استعداد خود را كه در نهاد هر انسان معمولى نهاده شده، در طاعت و بندگى و قرب به خداوند به كار مى‏گيرند، سبب گرديده تا از ميان افراد بشر، آنان را برگزيند و با اعطاى موهبت علم لدنّى ضمن پاداش و اكرام خود آنان، اين افراد را راهنما و پيامبر و امام در جهت هدايت ساير افراد بشر قرار دهد. با توجه به بيان فوق، خلقت ويژه پيامبر و ائمه(ع) در عين اين كه تفضل الهى به آنان است، براى آنان مزيت و ارزش هم محسوب مى‏شود. چون ناشى از قابليت آنان، و نهايت عبوديت و بندگى‏شان است.
کد سوال : 4510
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : با توجه به فعاليت در تشكل هاي مختلف ،احساس حسادت و خودخواهي دارم و بعضي مواقع فعاليت نمي كنم پيشنهاد شما چيست ؟
پاسخ : 1- علاقه‏مندى و مشاركت در فعاليت‏هاى اجتماعى، نشان از رشد و تربيت مطلوب اجتماعى شماست و اين امر نقطه قوت است در وجود شما، آن را قدر بدانيد و با شركت مسؤولانه و انجام وظايف فرهنگى، اجتماعى و اسلامى آن را تقويت و بيشتر شكوفا نماييد. 2- شركت در نهادها، سازمان‏ها و انجمن‏ها را با دورانديشى و با احتياط لازم و همچنين با شناخت كافى از اهداف، سياست‏ها و خط‏مشى آنها انجام دهيد در اين موارد عجولانه تصميم نگيريد و در مسؤوليت‏پذيرى به مسؤوليت‏هاى فكر كنيد كه با عواطف و علايق شما هماهنگ و سازگار باشند و حدود مسائل شرعى نيز رعايت گردد. 3- از اين كه اسم شما را در ليست كانديداهاى اصلى ذكر نكرده‏اند ناراحت نباشيد، فعاليت شما براى خدا بوده است و برعكس بايد خوشحال نيز باشيد چون فرصت بيشترى را در مسائل علمى و پژوهشى صرف مى‏كنيد. قطعا موفقيت و پيشرفت يك دانشجو در تحقيقات و پژوهش‏هاى علمى است نه شركت در فلان جامعه يا انجمن. 4- براى درميان گذاشتن مسائل مختلف و ارتباط با برادران، حتما لازم است كه شما دقت و احتياط لازم را مراعات نماييد، بنابراين ابتداء مسائل را خود با استفاده از خرد و عقل خويش تجزيه و تحليل نماييد و در صورت ضرورت با افراد خبره و اهل فن مشورت نماييد، سپس با افراد ديگر درميان بگذاريد كه در اين صورت پشيمان نخواهيد شد. 5- حسادت يك صفت درونى است كه در منابع دينى از آن به عنوان يك گناه كبيره تعبير شده و آفت در ايمان و اعتقادات دينى انسان است و در روان‏شناسى از آن به يك حالت و روحيه خودكم‏بينى و عقده تعبير شده است، بنابراين شما بايد سعى كنيد با تكيه بر نقاط مثبت وجودى و توانايى‏هاى خود به حمدالله در وجود شما فراوان مى‏باشد، اعتماد و عزت نفس را در خود بيشتر تقويت كنيد و هم‏چنين به توانايى‏ها، موفقيت‏ها و خوبى‏هاى ديگران.