کد سوال : 4491
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>فلسفه احكام
پرسش : در روايتي از امام صادق خضاب کردن ،سرمه کشيدن واستفاده از انگشتر به زينت تعبير شده است و حرمتي ندارد اما در حکم مراجع هر چيزي که زينت محسوب شود حرام است چرا؟
پاسخ : جهت پاسخ به سؤال مطرح شده، توجه به نكات زير ضرورى مىنمايد:
1ـ اگر منظور شما اين است كه «آيا استفاده از آن چه زينت محسوب مىشود، حرام است يا نه؟»؛ كه در پاسخ عرض مىشود، زنها مىتوانند از تمامِ آنچه زينت محسوب مىشود استفاده كنند(حنا كردن، سرمه كشيدن، انگشتر به دست كردن) ولى مردها در استفاده از بعضى زينتها، محدوديّت دارند. مثلاً انگشترِ طلا به دست كردن يا پيراهن ابريشم خالص پوشيدن برايشان اشكال دارد و موجب ارتكاب حرام يا باطل شدن نماز مىگردد. البته علت اين محدوديت، ريشه در مصلحت و حكمتِ احكام و دستورات الهى دارد(V}جهت آگاهى بيشتر از احكامِ زينتهاى حرام و حلال به رسالههاى توضيحالمسائل، بحث لباسِ نمازگزار و... مراجعه فرمائيد{V).
به اين ترتيب، روشن مىشود كه آن چند زينتى كه در سؤال از آن نامبرده شده، به خودى خود حرام نيست، اما چنانچه زنها بخواهند از زينتها استفاده كنند، بايد ضوابط و روشهاى آن را دانسته و اين عدم حرمت را با استفادهى نادرست و خارج از چهارچوب تعريف شده، به حرمت مبتلا نكنند. مثلاً استفاده از آرايشهاى زنانه در سطح متعارف، براى دختران جوان، مناسب نبوده و بايد به هنجارهاى جامعهى دينى و جنبههاى احتياط و خويشتندارى احترام بگذارند و تا قبل از ازدواج، به هيچ وجه از اين آرايشهاى براى خودآرايى در سطح جامعه استفاده نكنند. البته مسئلهى حفظ نظافت و استفاده از لباسهاى زيبايى آفرين، بحثِ ديگرى است؛ در اين مورد نيز چنانچه نوع پوشش و نظافت، موافق با عُرف جامعهى اسلامى و شخصيت يك خانم مسلمان باشد، اشكالى ندارد، امّا نبايد اين گرايش، تكرارِ «مُدگرايى» در شكل و حالتى ديگر باشد. چندان كه توجهها را برانگيزاند و باعثِ «انگشتنمائى» و تحريك گردد!!!
آن چه در اين نكتهى اول، ما را به خود مشغول كرده اين است كه: آيا شما چنين تصور مىكنيد كه مراجع تقليد، زينتهايى مثل سرمه، حنا و انگشتر را براى مرد يا زن حرام كردهاند؟ اگر همين منظورتان مىباشد، جاى گفتگو نيست، چون اصلاً چنين فتوايى وجود ندارد! هيچ مرجع تقليدى استفاده از انگشترِ غيرطلا را براى مرد، حرام نمىداند؛ و به فتواى هنگى، زن مىتواند آزادانه از اين نوع انگشترها (حتى طلا) استفاده كند. چندان كه بر خلافِ مردان، نماز خواندن با طلا، حرام و باطل كنندهى عبادتى مثل نماز نمىگردد. و به همين ترتيب، خضاب(حناء) كردنِ موى سر و دست براى زن و مرد حرام نمىباشد.
2ـ امّا اگر منظور شما اين است كه: «وقتى زينت كردن با حناء، سرمه و انگشتر براى زنان جايز است، پس چه لزومى براى پوشانيدن آنها در حجاب و در مقابل نامحرم است؟» آن گاه براى تقويت سؤال و سنددار نمودنش به حديثى از حضرت امام صادق(ع) استناد فرمودهايد كه: «كارهاى ياد شده همگى جزء زينتهايند و حرمتى ندارند». و در ادامه، پس از ذكر منبع حديث، مىپرسيد: پس چرا مراجع هر آن چه را كه زينت محسوب شود را حَرام مىدانند»؟!(V}مشخصاً بر كتاب مسأله حجاب شيهد مطهرى(ره) رجوع كنيد{V).
اينك جهت پاسخگويى، مواردى را بيان مىكنيم:
يك) بين اين دو موضوع، تفاوت وجود دارد: 1. جواز استفاده از اين چند زينت براى زن و مرد؛ 2. لزوم پوشانيدن زينت استفاده شده در برابر نامحرم يا عدم پوشانيدن آن.
در قسمت نكتهى يك به صورت مشروح به جواز استفاده از اين زينتها و برخى جزئيات و استثنائات آن پرداختيم. امّا بدانيد كه استفاده از آن چند زينت، مسئلهاى شخصى و فردى است، امّا آنگاه كه فرد به اجتماع قدم مىگذارد، بايد قوانين اجتماعى و حريمهاى تعريف شده را شناخته و عمل كند؛ و در اين مرحله است كه «حجاب» ضرورى مىنمايد؛ و اين سؤال مطرح مىشود كه آيا پوشانيدن چه قسمتهايى واجب است؟ آيا اين پوشش شاملِ زينتها هم مىشود يا خير؟ چه اين كه خداوند، بهرهمندى از اين زينتها را حرام نفرموده، ولى آيا پوشش آنها را هم خواسته؟
اين مسئله همانند هزاران مسئله تخصصى ديگر، با نظر كارشناسى متخصصان متفاوت سنجيده شده و پاسخهاى متفاوتى به همراه داشته؛ و شما مىدانيد كه هر گروه نسبت به تشخيص خود، استدلال ويژهاى نموده و قانونِ عقلاء و روش آنان اين است كه نظر هر صاحب نظر از احترام خاص برخوردار مىباشد و تنها كسانى مىتوانند در اين حيطه به چون و چرا بپردازند كه صلاحيّتها و قابليّتهاى علمى لازم را داشته باشند!
استاد شهيد مطهرى(ره) در كتاب مسئله حجاب صفحه 145، بحث نيمه استدلالى فرموده و با بررسى آيه و روايات، به ين نتيجه مىرسند كه «... به هر حال، اين روايات مىفهماند كه براى زن پوشانيدن چهره و دستها تا مچ واجب نيست، حتّى آشكار بودن آرايشهاى عادّى و معمولى كه در اين قسمتها وجود دارد، نظير سُرمه و خَضاب كه معمولاً زن از آنها خالى نيست و پاك كردنِ آنها يك عمل فوقالعادّه به شمار مىروند نيز مانعى ندارد».
البته ايشان براى تفسير آيهى 31 سورهى مباركهى نور، مجموعاً به پنج روايت استناد مىفرمايند كه چهار روايتِ آن دلالت بر اين دارد كه «زينتهاى آشكار را پوشانيدن، ضرورت ندارد» و در روايت اول، قسمتى از آن چه در سؤال به عنوان روايت ذكر كردهايد آمده: «از امام صادق(ع) سؤال شد كه مقصود از زينت آشكار كه پوشيدنش براى زن واجب نيست چيست؟ فرمود: زينت آشكار عبارت است از: سرمه و انگشتر»(V}مسأله حجاب، ص 149 / كافى، ج 5، ص 521 / وسائل، ج 3، ص 25{V).
نقطه مقابل نظريهى شهيد مطهرى(ره)، نظريه تعدادى از مراجع تقليد گذشته و معاصر است؛ اينان نگاه به زينت زن را جايز نمىدانند؛ به چه دليل؟ چرا با رواياتِ ياد شده در بالا مخالفت كردهاند؟ آيا چطور ممكن است كه حكم مراجع و ائمه اطهار(ع) با هم مخالف باشد؟ جواب اين است كه: اين علماء نيز به دستهاى ديگر از آيات، روايات و ساير فاكتورهاى تأثيرگذار در برداشت و تشخيص فقهى استناد كردهاند؛ ما در اينجا فقط اشارهاى به ساختار شكلى آن ادلّه كرده و بحث از ماهيّت محتوايى از آن را چون نياز به داشتن پيشزمينهى ذهنى و اطلاعات بالاى علمى از سوى خوانندگان است را به فرصتِ ديگر وامىنهيم (البته منابع بحث را معرفى خواهيم كرد).
دلايل گروه ياد شده ـ به صورت فهرستوار ـ عبارت است از:
- استناد بخشى از همان آيهى 30 سورهى مباركهى نور: A}وَ لايُبدينَ زينتهُنَّ{A عموميت داشته و از اين كه زينتهاى زن (اعم از زينتهاى آشكار و نهان و..). نشان داده شود، نهى شده.
- حداقل پنج روايت كه روى هم رفته، اين مفاهيم را در نظر دارند: «از هر گونه نگاه به نامحرم پرهيز شود چه اين كه همين نگاههايتان تيرى مسموم از تيرهاى شيطان است؛ شيطان بين زن و مرد ـ مخصوصاً جوان ـ وسوسه كرده و با دخالتهايش موجبات انحراف و گناهشان را فراهم مىسازد، پس خود را كاملاً از نامحرم بپوشانيد [چه زينتها و چه غير زينتها، و چه نگاه به زينت بيفتد يا نيفتد]»(V}رك: وسائلالشيعه: ج 14، باب 104، ح 1، 2 و 5 / من لايحضره الفقيه، باب 29، ح 2 من ابواب القضاء / مستدرك الوسائل، باب 80، ح 7 / جواهر الكلام، كشف اللثام، تذكرة الفقهاء و... (كتاب النكاح){V).
ملاحظه مىفرمائيد كه: هيچ يك از اين دو گروه (پوشش زينت واجب نيست و واجب هست!) همينطور چشم بسته فتوا ندادهاند! اينان نيز به همان آيات و احاديث استدلال كردهاند و چون اختلاف در نظر و تشخيص موضوعى معمول و طبيعى است و در همهى علوم تجربى و عقلى جريان دارد، لازم است حق اظهار نظر تخصّصى براى كارشناسان را محفوظ بدانيم.
استاد مطهرى(ره) دقيقاً در ادامهى همان بحث، پس از اعلامِ نظر فقهىشان مىفرمايند: «اين مطالب را توضيح مىدهيم كه ما اين مسأله را از نظر خودمان بيان مىكنيم و استنباطِ خودمان را ذكر مىنماييم و امّا هر يك از آقايان و خانمها از هر كس كه تقليد مىكند، عملاً بايد تابع فتواىِ مرجع تقليد خودشان باشد، آن چه ما مىگوييم با فتواى بعضى از مراجع تقليد تطبيق مىكند و ممكن است با فتواى بعضى ديگر تطبيق نكند...»(V}همان، ص 151{V.
)
در آخر، چند مورد از فتاواى مراجع تقليد را يادآور مىشويم:
1. آيةاللّه فاضل لنكرانى: «به طور كلّى، آن چه عرفاً زينت محسوب مىشود، پوشش آن لازم است»(V}جامع المسائل، 1/481{V).
2. آيةاللّه مكارم شيرازى: «در مورد زينتهايى مثلِ حناء دست، حلقه، انگشترى، سرمه، ابرو چيدن، ساعت، عينك طبّى زيبا، پوشش لازم نيست (امّا در مورد زينت آرايش، مشكل است[= به احتياط واجب، پوشانيده شود]»(V}استفتائات جديد، 1/228 و 229 (مسئله 802 تا 800){V).
کد سوال : 4492
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : چطور مي توانم از علاقه شديد به يک فرد خاص کم کنم با توجه به اينکه ما هيچ نسبتي با هم نداريم و فقط فاميل سببي هستيم ؟
پاسخ : ارتباطات و روابط خود را با وى به حداقل برسانيد (به خصوص اگر از جنس مخالف است بايد رعايت اصول اخلاقى و شرعى نيز مورد توجه قرار دهيد و حتىالمقدور از ارتباط تلفنى، مكاتبهاى و حضورى اجتناب كنيد).
2ـ با افراد همجنس ديگرى كه از شايستگى كافى براى دوست شدن برخوردار است، طرح دوستى و رفاقت بريزيد.
3ـ هرگاه فكر او به ذهنتان رسيد، با موضوعات ديگرى، ذهن خود را به آنها مشغول كنيد.
4ـ از تنها شدن و بيكار ماندن اجتناب كنيد، زيرا تنهايى و بيكارى باعث فكر كردن دربارهى چنين موضوعات است. بنابر اين برنامهريزى شبانهروزى و پر كردن اوقات فراغت به اندازه كارها و فعاليتهاى مختلف ضرورى است.
5ـ صفات و ويژگىهاى منفى او را در ذهن خود مجسم كنيد و هرگاه خواستيد دربارهى او فكر كنيد دربارهى معايب، نقصها و خصوصيات منفى او فكر كنيد.
کد سوال : 4493
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : دين مقدس اسلام ازدواج موقت را براي مردان در شرايط خاص جايز دانسته است با توجه به اينکه دين اسلام دين کاملي است چه راهي را براي زنان در نظر گرفته است ؟
پاسخ : هر چند اسلام جهت تأمين غرايز جنسى مردان، آنها را به ازدواج موقت فرا خوانده، اما اين رويكرد،نبايد جانبدارى يك طرفه آن هم به منفعت مردان تلقى و تفسير نشود، بلکه در واقع با تجويز اين عمل ابتدا مسير خدمت به زنان و بالتبع چاره جويي برای مردان را مد نظر داشته است چرا كه:
1- ساختار ازدواج موقت، يک ساختار دو سويه است و لزوما هر دو سوى آن که زن و مرد هستند سود مي برند . به همين جهت اختصاص به مردان ندارد بلکه حتى زنان بىشوهر نيز مىتوانند همسر موقت مردان بىهمسر باشند. تنها نكتهاى كه باقى مىماند اين است كه به نظر اكثر مراجع تقليد، چنانچه دختر باكره ای ( که تاکنون سابقهى ازدواج با همسری را نداشته است ) بخواهد به عقد موقت پاسخ مثبت دهد، بايستى از پدر، يا جد پدرى كسب اجازه نموده و پس از جلب رضايت وى، نسبت به پذيرفتن عقد موقت ( ازدواج كوتاهمدت - موقت) اقدام كند. به هر روى، با در ازدواج موقت، موازنهى دوطرفه برقرار گشته و همچنان كه مردان عَزَب مىتوانند چنين ازدواجى انجام دهند هيچ مانعى بر سر راه زنان نيز وجود ندارد. البته نياز به توضيح ندارد كه شرط كسب اجازه از پدر دختر، (توسط دختر يا پسر) به منزلهى روشى جهت حفظ امنيت روحى - جسمى دختر مىباشد. چه اين كه، شناخت پسران و انگيزههاى آنها، نياز به پختگى خاصى داشته كه غالبا پدران از شناخت آنها و درك مصلحت دختر برمىآيند.
2- گزينه اول از ديدگاه اسلام، ازدواج دائم است و ازدواج موقت ، انتخاب دوم، و علاج واقعه در ظرف اضطرار است که بايد تنها در تحت شرايط خاص به سراغ آن رفت . اسلام با توصيه به تسهيل ازدواج و زدودن موانع و تشريفاتى زن و مرد هر دو را با يک زبان به ازدواج دائم تشويق كرده است . هر دو را به يک ميزان به فراهمسازى مقدمات لازم جهت ازدواج دائم دختران سفارش نموده. به اين ترتيب اسلام از دو ناحيه به پشتيبانى دختران اقدام کرده:
در موضع اول، به صورت غيرمستقيم و از طريق توصيه پسران به تسريع در ازدواج و سفارش عمومى بر زدودن تشريفات اين اقدام تا پسران زودتر به انتخاب همسر بپردازند.
در موضع دوم، در احاديث متعدد تأكيد نموده كه سعادت پدر و دختر در آن است كه به محض فراهم شدن آمادگىهاى جسمى و روحى دختران، هر چه زودتر نسبت به شوهر دادنشان اقدام گردد.
3- رويكرد همگانى اسلام در مورد ازدواج اين است كه پسران و دختران با رعايت عفاف و دور نگهداشتن خود از عوامل تحريكزا، منتظر فرصت تحقق ازدواج باشند و اگر فعلاً عملىسازى اين پيوند برايشان ميسر نيست، تنها راه چاره در حفظ و حفاظت خود از دامهاى شيطان است.
4- چنانچه در قرآن يا اكثر روايات مشاهده مىشود كه روى سخن با پسران است تا دختران، بدين علت است كه پسر، مظهر نياز است و دختر، نمايانگر ناز و اين پسر است كه بايد اقدام به خواستگارى كند و عموما دختران پاكدامن و عفيف از تظاهر اينگونه خواسته ها پرهيز كنند. پس، هر چند خطابها، يك طرفه است اما:
اولاً، جهت مراعات احساسات دختران و حفظ حجب و حياء آنهاست.
ثانيا، مفهوم اين عبارات از گستردگى و شمول برخوردار بوده و انحصار به جنس مرد ندارد.
ثالثا، وقتى به مردان توصيه شود كه زودتر ازدواج كنيد و به خانوادهها هم توصيه گرديده كه مسائلى از قبيل ادامه تحصيل، سربازى، اشتغال، سن و... را مانع و بهانه قرار ندهيد و به پدر دختران هم سفارش کرده هر چند دخترتان در اين باره چيزى نمىگويد ولى در فكر آيندهاش باشيد ديگر چيزى تحت عنوان بىتوجهى به دختران باقى نخواهد ماند و چنانچه پدر دختر به او اجازه دهد كه در قالب ازدواج موقت، با پسرى ازدواج كند، بهرهمندى دختر از چنين نكاحى تضمين گشته است. همچنان كه دختران با سابقه شوهردارى كه به نحوى از شوهر جدا شدهاند نيز مىتوانند بدون اجازه پدر، ازدواج موقت نمايند.
کد سوال : 4494
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : کسي که مي خواهد نام فرزند خود را از نام ائمه بگذارد در حد نام شناسنامه کفايت مي کند يا اينکه اسمي که هميشه صدا مي شود؟
پاسخ : آن چه مطلوب و پسنديده و مورد سفارش ائمه اطهار(ع) است، نامگذارى و صدا زدن فرزندان به اسامى ائمه اطهار(ع) و نامهاى نيك است. چرا كه با صدا زدن و نام بردن فرد به اين گونه نامها يك نوع تبليغ و گسترش فرهنگ دينى و ائمه اطهار(ع) است و صرف اين كه در شناسنامه باشد، ولى هيچ گاه در جامعه آن اسم به زبان جارى نشود، اثر مطلوب را نخواهد داشد. با صدا زدن فرزند با اين گونه اسامى كودك و يا نوجوان و جوان سعى مىكند از صاحب اسم الگو بگيرد و با او آشنا شود و با وى همانندسازى كند و اين بعد جنبه سازندگى دارد، نه صرفِ ثبت در شناسنامه.
کد سوال : 4495
موضوع : تاريخ و سيره
پرسش : کلمه «ئيل» که يکي از اسامي خداوند است، چه معنايي دارد؟
پاسخ : «ئيل» كلمهاى تركى، به معناى سال است.
«ايل» هم كلمهاى تركى به معناى دوست، يار، طايفه، قبيله و رام و مطيع است.
جمع آن «ايلها» يا «ايلات» مىباشد(V}فرهنگ معين، ج 1{V).
بنا به نوشته «برهان قاطع» «ايل» به كسر اول و سكون ثانى به لغت سريانى يكى از نامهاى خداى تعالى جل جلاله است(V}برهان قاطع، ج 1، ص 198{V).
صاحب مجمعالبيان درباره كلمه «اسرائيل» مىنويسد: اسرائيل همان يعقوب فرزند اسحاق پسر ابراهيم است... «اسر» به معناى عبد و «ئيل» به معناى الله است و اين كلمه مجموعا معناى «عبدالله» را مىبخشد.
پس «ايل» و «ئيل» به هر دو صورت آمده و در سريانى به معناى خدا مىباشد. .
کد سوال : 4496
موضوع : كلام و دين پژوهي
پرسش : با توجه به عصمت انبيا، خطاي حضرت يونس(ع) چگونه توجيه مي شود؟
پاسخ : حضرت يونس مرتكب حرام و ترك تكليف مولوى نشده است، بلكه كار ايشان ترك اولى بوده است و آن «عجله كردن در ترك قوم» و عدم صبورى لايق به مقام نبوت است. اين ترك اولى از پيامبر سبب شد در همان راهى بيافتد تا متنبه نسبت به ترك اولى شود، و از سوى ديگر صبور گردد و خدا را بخواند و خداوند دوباره ايشان را به سوى قومش برگرداند و مشغول راهنمائى مردم شد.
ظلمى كه حضرت يونس(ع) A}انى كنت من الظالمين{A به آن اشاره مىكند دورى از مقام قرب الهى و ترك مسؤوليت خدايى است حضرت يونس(ع) داراى كمال قرب الهى بود و اندك حجاب رقيق براى خواص و اولياى مخصوص يارى از غم محسوب مىشود چرا كه مانع تداوم بارقه الهى است لذا ندا داده «لا اله الا انت، سبحانك انى كنت من الظالمين» و خدا پاسخ داد: «فاستجبناله و نجيّناه من الغم»(V}تفسير موضوعى آيتالله جوادى آملى، ج 7، ص 304{V).
کد سوال : 4497
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : مادرم برخورد خيلي بدي با من دارد و برايم مشکلات زيادي درست کرده است مرا راهنمايي کنيد ؟
پاسخ : با سلام و دعاى خير، بدين وسيله از اعتماد شما تشكر مىكنيم و توجه شما را به نكاتى جلب مىنماييم:
1ـ خواهر گرامى، زندگى بشر در مراحل مختلف، توأم با سختىها و مشكلات است و بسيارى از خانوادهها و فرزندان آنان مشكلات مشابه و همانند شما دارند. بنابر اين فكر نكنى كه در اين دنيا فقظ شما گرفتار اين نوع از مشكلات هستى، افراد زيادى كه با ما ارتباط مكاتبهاى دارند گواه اين مطلب است.
2ـ تعالى، رشد و پيشرفت انسان در اثر مواجهه با مشكلات تحقق پيدا مىكند و خداوند بزرگ نيز گاهى براى آزمايش و امتحان، ظرفيت و توان تحمل سختىهاى بندگان خويش به خصوص پيامبران را به انواع شدائد و سختىها، آزموده است و بعداً به آنها مقام نبوت را اعطاء كرده است. بنابر اين وجود سختىها و مشكلات در زندگى هميشه نامطلوب نيست، بلكه گاهى نعمت و رحمت براى انسان است، اگر چه تحمل آنها براى ما مشكل است.
3ـ خواهر گرامى، مادر شما به احتمال زياد به خاطر مشكلات زياد و محروم شدن از نعمت و محبتهاى شوهر و قرار گرفتن در مسؤوليت اداره زندگى، به خصوص با فرزندان يتيم، دچار مشكلات عاطفى و روحى - روانى شده است. بنابر اين برخوردهاى نامناسب ايشان در چنين شرايطى به وجود آمده و قطعاً اغلب آنها ناآگاهانه و بدون اراده جدى مىباشد و شما نبايد ناراحتىهاى مادرتان را جدى و از روى قصد و غرض و عناد و كينهتوزى نسبت به خود تلقى كرده و به دل بگيريد.
4ـ بلكه شما بايد تلافى نمائيد با رفتارهاى عاطفىتر و حساب شده و با اعمال خردمندانه و محبتآميز، با برادران و مادرتان برخود نمائيد و گاهى با او در اين مشكلات و سختىهاى زندگى همراهى و همدردى كنيد و بلكه همزبان و سنگ صبور او باشيد و زمينه و شرايط خالى كردن عقدههاى انباشته در دل و ذهن او را فراهم نمائى. اين عمل شما قطعاً در تحول روحى و اخلاقى او مؤثر مىباشد.
5ـ يادآورى اين نكته هم لازم است كه شما هم ممكن است دچار افكار غيرمنطقى و خطاى شناختى شده باشيد كه بايد آن را اصلاح نمائيد. به عنوان مثال فكر فرار از خانه و غيره كه اين قبيل افكار بسيار غيرمنطقى و غيرعقلانى است. شما بايد در عواقب اين قبيل افكار و فرار از خانه و مشكلات بعدى و سرنوشت خود و تأثير آنها در سعادت دنيوى و اخروى آينده شما انديشه نمائيد. اين را نيز بدانيد كه سرنوشت انسانهاى بريده از خانه بدتر از وضعيتى است كه شما ترسيم كردهايد، مبتلا شدهاند. خواهر گرامى هيچ كانونى را نمىتوان مثل كانون خانواده، به خصوص زندگى همراه اعضاى خانواده جايگزين نمود و لذا به ارزش زندگى همراه مادر و برادران قدر بدانيد، هر چند دچار ناملايمات عاطفى باشد.
6ـ انشاءالله به خواست خداوند، در زندگى شما فرجى حاصل مىگردد و شما با ازدواج با فرد مناسب از اين مشكلات و سختىها نجات پيدا خواهى كرد. در اين زمينه با تمسّك به ايمان الهى و توسل به اهل بيت اين مشكلات به تدريج حل خواهد شد.
7ـ متذكر مىگردد، ضمن داشتن رفتارهاى پسنديده از دعاهاى هميشگى شما به خصوص بعد از نمازها درخواست از خداوند جهت متحول شدن قلب مادرتان باشد و در حق مادرت دعا به نيكى و خيرخواهى نمائيد. انشاءالله مؤثر خواهد بود و امور شما اصلاح مىگردد.
8ـ در پايان تأكيد مىكنيم روابط عاطفى خود را با مادرتان بيشتر كنيد، دلسوزى و احترام بيشترى نسبت به گذشته داشته باشيد و در امر منزل و كارهاى خانه بيش از گذشته به وى كمك كنيد. به گونهاى كه اين تغيير رفتار را مادرتان كاملاً لمس و احساس كند و مطمئن باشيد با اين تغيير رفتار مىتوانيد نظر وى را به خود اصلاح نمائيد.
اميد است با توجه به نكات ارائه شده و عمل به آنها، نتيجه را در مكاتبهى بعدى براى ما گزارش دهيد.
کد سوال : 4498
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : بر اساس چه دلايلي بايد به والدين احترام گذاشت؟
پاسخ : انسان هميشه تحت تأثير احسان و نيكى ديگران قرار دارد. اگر كسى به ما يك دسته گل هديه بدهد يا با خوشرويى به ما سلام كند يا در انجام كارى به ما كمك كند، بىاختيار خوشحال مىشويم و دوست داريم نيكى او را حتى در حد يك تشكر زبانى جبران كنيم. به ويژه اگر او هيچ چشمداشتى هم به ما نداشته باشد و محبتش را رايگان در اختيار ما بگذارد. و بالعكس ما انسانها از كسى كه خودخواه و متكبر است و در مقابل خوبىها و محبتهاى ديگران بىتفاوت است بدمان مىآيد. مثلاً اگر كسى جواب سلام ما را ندهد به شدت عصبانى مىشويم. علتش اين است كه روحيه تشكر و قدردانى در سرشت ما قرار دارد. در عالم هستى بعد از خدا هيچ كس با محبتتر و نيكوكارتر از پدر و مادر نيست. حتى اگر ما خودمان پدر يا مادر نشده باشيم مىتوانيم با كمى تأمل در رفتار پدر و مادرها به راحتى اين مطلب را درك كنيم. والدين، به ويژه مادران گاهى تمام خوشىها و لذتهاى خود را رها مىكنند و براى آسايش فرزندشان هزينه مىكنند. بارها ديدهايم كه مادران خود نخوابيدهاند تا فرزندشان را بخوابانند، خود نخوردهاند تا فرزندشان را سير كنند. در بسيارى از خطرات خود را سپر بلاى فرزند قرار دادهاند. عاطفه مادر به فرزند حتى در حيوانات هم ديده مىشود، اما هرگز به اندازه انسان نيست. ما در اين جا چند نمونه از نيكىهاى والدين را يادآورى مىكنيم:
1ـ ايام باردارى مادر با تمام سختىها و فشارها و حتى گاهى بيمارىهاى حاد مادر، در حالى كه فرزند هرگز رنج مادر را درك نمىكند.
2ـ زحمات پدر در ايام باردارى مادر و رسيدگىها و پذيرايىهاى او از مادر براى اين كه فرزندى سالم به وجود آيد.
3ـ ولادت فرزند كه سختترين درد را بر مادر تحميل كرد. اين در حالى است كه مادر مىتوانست باردار نشود و اين دردها را هم نداشته باشد، ولى براى بقاى نسل انسان تلاش كرد و خود را به رنج انداخت.
4ـ شير دادن و بىخوابى كشيدن و تحمل گريهها و نالههاى كودك و مداواى بيمارىهاى او و تر و خشك كردنها و بهداشت و تميزى كودك، و دور كردن او از خطرات زياد و هزاران هزار خدمتى كه مادر و پدر در دوران نوزادى و كودكى فرزند مىكشند تا اين كودك رشد كند و بزرگ شود كه اگر يكى از اين نيكىها نبود هرگز بچه زنده نمىماند.
5ـ تربيت فرزند، ياد دادن مهارتهاى كلامى مثل سخن گفتن و مهارتهاى حركت مثل راه رفتن و خواندن و نوشتن و تهيه لباس و خوراك و وسايل رفاهى و راحتى و خوشى او، همه و همه به كوششهاى پدر و مادر انجام مىشود.
6ـ ادامه داشتن اين محبتها تا پايان عمر به شكلها و قالبهاى متفاوت حتى در حق فرزندان او يعنى نوهها تا حد توان حاكى از بزرگى الطاف آنان است.
کد سوال : 4499
موضوع : قرآن و حديث
پرسش : روش صحيح خواندن نماز «جعفر طيار» چگونه است؟
پاسخ : نماز جعفر دو تا دو ركعتى است كه هر كدام داراى تشهد و سلام مستقل مىباشد كه مجموعا چهار ركعت مىشود.
در ركعت اول بعد از حمد سوره «اذا زلزلت» خوانده مىشود و در ركعت دوم پس از حمد سوره «والعاديات» خوانده مىشود و در ركعت سوم؛ يعنى ركعت اول نماز دوم پس از حمد سوره «اذا جاء نصرالله» و در ركعت چهارم پس از حمد «قل هو الله احد» خوانده مىشود و در هر يك از ركعتها بعد از حمد و سوره پانزده مرتبه «سبحان الله والحمد لله ولا اله الا الله والله اكبر» و در ركوع هر ركعت همين ذكر را ده مرتبه و پس از سر برداشتن از ركوع ده مرتبه و در سجده هر ركعت ده مرتبه و هنگام برداشتن سر از سجدهها نيز ده مرتبه همين ذكر تكرار مىشود كه مجموعا سيصد مرتبه مىشود.
دعاهايى نيز در ضمن نماز و بعد از آن وارد شده كه خواندن آن خوب است (V}به مفاتيح مراجعه نماييد{V).
کد سوال : 4500
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اخلاق و عرفان
پرسش : آيا درست است كه برخي از علما در پايان مطالبشان آيه 18 سوره كهف را مي خوانند؟
پاسخ : آنچه درباره آيه سوره كهف (سگ آنها بر در آن غار دو دستش را گسترده داشت)(V}سورهى كهف، آيهى 18{V).
به نظر مىرسد شايد اينچنين باشد كه چون اهل خدا، در عالم معنى فرو رود و بخواهد با محبوب خود عشقبازى نمايد پارهاى معانى بر او مكشوف مىشوند. بسيار مىشود كه انسان مشغول نماز يا راز و نياز با خالق خود مىشود، محبوب نيز جلوهگرى مىنمايد و معنى و مفهومى بر انسان الهام مىشود و بنده با اين الهام، سعى مىكند رابطهاى عميقتر و پايدارتر با خالق خود برقرار كند. در اينجا لفظ مطرح نيست بلكه معنى در برقرارى ارتباط دخالت دارد.
تشبيه ديگر اينكه اهل معانى و اسرار، پى به كُنه عالم بردهاند. ايشان معانى از قبيل A}يا ايّهاالناس انتم الفقراء الىالله والله هو الغنىّ الحميد{A(V}سورهى فاطر، آيهى 15{V).
را در جان خود يافتهاند، و نيك به اين مقام و درجه رسيدهاند و مىدانند كه: خداوند مالك است و ايشان مملوك، خداوند ربّ است و ايشان مربوب و بنده، خداوند قادر است و ايشان ضعيف، خداوند عالم است و ايشان جاهل، خداوند رازق است و ايشان روزىخورنده، خداوند مُعطى است و ايشان سائل و درمانده، خداوند حافظ است و ايشان محفوظ، خداوند رحيم است و ايشان مرحوم، خداوند عزيز است و ايشان ذليل، و در نهايت خداوند اجابت كننده است و ايشانند بىچاره و درمانده!(V}دعاى يستشير، مفاتيحالجنان{V).
لذا وقتى زبان به راز و نياز با خالق يكتا مىگشايند، يا وقتى كه تقرير و نوشتهاى از خود باقى مىگذارند، يا هنگامى كه وصيّتى مىكنند، يا هنگامى كه جذبه الهى بر آنها غلبه دارد، از خود تهى مىشوند، خود را هيچ مىبينند و محبوب را همه چيز؛ لذا اظهار خاكسارى و تذلّل مىكنند. آوردن اين آيه در پايان سخن، ناظر بر اين معنى است نه اينكه انسان بخواهد حيوانى را شبيه خود سازد تا از اين راه تقرّبى جويد. اين قبيل تشبيهات و اشارات شدت خاكسارى بنده را در آستان باريتعالى مىرساند، در واقع زبان عشق كه گشوده شود عقل از آنجا رخت برمىبندد؛ زمان حال چون جريان يابد، واژهها و عبارتها عمق و معنى مىيابد. اين معانى ممكن است در قالبهايى و الفاظى ريخته شود كه از لحاظ ظاهرى عجيب بنمايد.
P}هاتف ارباب معرفت كه گهى {E}مست خوانندشان و گه هشيار{P
P}قصد ايشان نهفته اسرارى است {E}كه به ايما كنندشان اظهار{P
كافى است انسان در خود نيك بنگرد، مبدأ و معاد خود را ببيند، آيا جز اين است كه مسكين و درمانده است؟! و صاحب و مالك سود و زيان، سلامت و بيمارى، حيات و ممات خود نيست A}بَل انا عبدٌ ذليل مسكين مستكين مستجير لايَملكُ لنفسه نفعاً و لاضرّاً و لاموتاً و لاحيوةً و لانشوراً{A؛V}ذكر سجده واجب قرآن كريم، مفاتيحالجنان، حاج شيخ عباس قمى{V).