کد سوال : 4401
موضوع : سياسي و انديشه سياسي
پرسش : آيا بازرسي بدني از مردم در نماز جمعه نوعي اهانت به نمازگزاران نيست؟
پاسخ : مسأله بازديد بدنى و جلوگيرى از توطئههاى دشمنان (كه به دفعات از اوايل انقلاب تاكنون شاهد آن بودهايم و باعث از دست رفتن تعدادى از شخصيتهاى مذهبى - سياسى و بسيارى از مردم عزيزمان شده است) نه تنها اهانت به نمازگزاران نيست، بلكه كاملاً در راستاى خواست مردم و حفظ جان آنان و مسئولين منتخب آنان مىباشد.
اين موضوع كاملاً منطقى و شرعى است، و در تاريخ اسلام هم موارد زيادى است كه پيامبر اكرم(ص) و امام على(ع) و ساير امامان معصوم(ع) در جايى كه احتمال توطئه دشمنان را مىدارند، اقدامات لازم را به عمل مىآورند. مثلاً در برخى موارد قنبر غلام امام على(ع) به عنوان محافظ و با سلاح، همراه ايشان حركت مىكردند. البته مسأله قابل ذكر در اينجا؛ توجه به تغييرات و پيشرفتهايى است كه در نوع سلاحها و قدرت تخريبى آنان و همچنين نوع توطئههاى دشمنان شده است. در ان زمان مسائلى مانند بمبگذارى كه باعث كشته شدن تعداد بىشمارى مىشوند، وجود نداشت بلکه حداكثر در حركتى غافلگيرانه تعداد محدودى كشته مىشدند و خصوصاً با توجه به مسلح بودن همهى افراد، امكان دفاع شخصى هم وجود داشت. ولى در زمان ما در مقابل انفجار يك بمب در جمع نمازگزاران، هيچ گونه امكان دفاعى وجود ندارد. بر اين اساس منطقاً و شرعاً، انجام اقدامات پيشگيرانه امرى كاملاً ضرورى است.
کد سوال : 4402
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : برادر دانشجويم دچار اعتياد شده و کوشش هاي ما بي نتيجه بوده است، راهنمايي شما چيست؟
پاسخ : گاهى اوقات تجربههاى بد يا سخت موجب مىشود كه انسان درسهاى خوبى براى زندگى آينده خود بدست آورد و براى بهتر شدن زندگى خود در آينده از آن تجارب استفاده كند همانطور كه خود شما بيان فرموديد يكى از علل اعتياد برادرتان مىتواند مشكلات خانوادگى باشد البته دوستان ناباب يا افراد سود جو و فرصت طلب نيز همواره مترصد بدام انداختن جوانان هستند وچه بسا آنها موجب معتاد شدن برادر شما شدهاند و گاهى اوقات نيز انتخاب خود افراد موجب مىشود به هرحال خانوادههاى مشكل دار بيشتر در معرض آسيبهاى اجتماعى هستند و جوانان چنين خانوادههايى بيشتر بدام مىافتند و بيشتر در معرض حوادثى ناگوار مانند اعتياد و... هستند. لذا شما برادر گرامى كه در آيندهاى نزديك خود داراى خانواده و نقش كليدى در آن خانواده خواهيد بود يك همسر و همچنين يك پدر بايد از اين تجارب تلخ و شيرين زندگى خود بيشتر بهره بگيريد تا كمتر خانواده آينده شما دچار آن آسيبها قرار بگيرد. اما در مورد برادرتان بايد گفت شايد يكى از علل اعتياد او مشكلات شخصيتى ايشان مىباشد يعنى عدم اعتماد به نفس، احساس شخصيت مثبت نكردن، لجبازى نسبت به خانواده به خاطر برخوردهاى نامناسب آنها و... ازاينرو به نظر مىآيد بايد تغييرى در سيستم خانواده شما ايجاد شود تا بتوان با اين مشكل مقابله كرد. به هر حال شما كه از اين مشكل با خبر هستيد و تا حدودى هم علت آنرا مىدانيد و از طرفى دانشجو هستيد و داراى تحصيلات عاليه بهتر مىتوانيد به برادرتان كمك كنيد البته راه حل اساسى تغيير در سيستم خانواده است يعنى در واقع اعتياد برادرتان يك علامت و نشانه از مشكلدار بودن خانواده است و تا خانواده اصلاح نشود مقابله با اين مشكل كار آسانى نيست. سعى كنيد شما و ديگر اعضاى خانوادهتان اعتماد برادرتان را جلب كنيد به گونهاى كه احساس كند شما همه دلسوز او هستيد و به او شخصيت بدهيد، با او مهربانى كنيد او را سرزنش نكنيد. ضمناً به نكات زير توجه فرمائيد:
1ـ در صورت امكان، شغلى مناسب براى وى در نظر بگيريد. چون اگر او را مشغول به شغل و كارى مناسب شود، فرصت كمترى براى دوست شدن با افراد ناباب پيدا مىكند.
2ـ حتى المقدور دوستان نابابى كه اطراف او هستند، از وى دور كنيد، چرا كه در بيشتر موارد، دوستان ناشايست جوانان را به انحراف مىكشانند.
3ـ در يك فضاى صميمى و عاطفى با او صحبت كنيد و به او تفهيم كنيد كه خواهان سر و سامان گرفتن زندگى و آيندهى او هستيد و هر گونه اقدامى كه لازم و ضرورى به نظر مىرسد براى وى انجام مىدهيد.
4ـ به او پيشنهاد دهيد با استفاده از روشهاى پزشكى و غيره ترك اعتياد دهيد و با جلب رضايت او وى را به بهزيستى يا ديگر مراكز ترك اعتياد معرفى كنيد.
5ـ از افراد با نفوذ و مورد اعتماد وى در بين فاميل و اقوام، همسايگان يا ديگران براى امور فوق بهره بگيريد. چه بسا سخن شما مؤثر واقع نشود، ولى ديگران بتوانند تأثير بگذارند.
6ـ تأكيد مىشود راهكارهاى فوق در صورتى تأثير دارد كه او را از منزل و محيط خانوادگى خود طرد نكنيد و مورد ملامت و سرزنش قرار نگيرد، بلكه بيش از گذشته به او احترام گذاشته و به وى مهربانى كنيد.
کد سوال : 4403
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اخلاق و عرفان
پرسش : اگر بخواهم از اين دنيا بروم شما چه روشي را مطرح مي كنيد ؟
پاسخ : آرزوى رفتن از اين دنيا از دو چيز سرچشمه مىگيرد:
1- گاهى ناشى از شدت اشتياق به ديدار خداوند و آرميدن در جوار قرب و رحمت اوست و اين آرزوى پاكان و برگزيدگان خداوند بوده است كه در عالم تنگ و پر از گرفتارى به عالم باقى و پايدار منتقل گردند و اميرمؤمنان(ع) در خطبه همام مىفرمايد: اهل تقوا و پرهيزگاران آنانى مىباشند كه اگر اجل معين آنها و مدت عمرى كه در دنيا براى آنها تعيين گرديده نبود، روحشان حتى يك لحظه نيز در بدنشان قرار نمىگرفت به خاطر شوق به رحمت و بهشت خداوند.
2- گاهى در اثر احساس ضعف و ناتوانى و عدم قدرت مقابله با سختىها و مشكلات و ناملايمات زندگى مىباشد. اين نوع آرزوى مردن مربوط به انسانهاى ناتوان و عاجز است كه به جاى بسيج نيروهاى خداداد و استفاده از تفكر و انديشه براى حل مشكلات و به جاى پناه بردن به خداوند و استمداد از نيروى او به فكر خودكشى مىافتند و به جاى حل مسأله به دنبال پاك كردن صورت مسأله مىباشند. در حالى كه وجود مشكلات و سختىها در زندگى امرى طبيعى و از سنتهاى الهى مىباشد و صفات نيك انسان چون صبر و استقامت و شكيبايى جز در مواجهه با چنين مشكلاتى هويدا نمىگردد و خود را نشان نمىدهد.
آنچه مهم است اين است كه انسان مانند مردان بزرگ الهى روحش را از تعلق به دنيا آزاد كند نه جسمش را يعنى قبل از مردن به مرگ طبيعى، روحش را با توجه به خداوند و توسل به او و اولياى پاكش از دام وابستگىهاى موهوم دنيا برهاند و در عين حال كه در دنيا زندگى مىكند درونش در عالم معنا و روحانيت سير كند.
کد سوال : 4404
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اخلاق و عرفان
پرسش : چه كار كنم كه احساس كنم خدا حرفم را ارزش قائل مي شود؟
پاسخ : در قرآن كريم و روايات اولياى الهى چارچوب رابطه انسان با خداوند و راههاى آن بيان گرديده و نيز كارهايى كه موجب نزديك شدن انسان به پروردگار و جلب خشنودى او مىشود بيان گرديده است.
اگر انسان در محدوده وظايف خود حركت نمايد و سعى نمايد بنده خوب و پاك پروردگار باشد، مطمئن باشد كه خداوند به او توجه و نظر دارد و مورد محبت خداوند است. خداوند به او توجه مىكند، به خواسته هايش پاسخ مثبت مىدهد و او در پيشگاه الهى بندهاى شايسته به حساب مىآيد. اگر زمانى احساس كرديم كه خداوند به ما توجهى ندارد و حرف ما را گوش نمىدهد، اشكال از جانب ماست و اين مشكل به گناهان و آلودگى ما برمىگردد كه بين خود و خداوند حجاب ايجاد كرده و از او دور شدهايم و گرنه او خود در قرآن كريماش مىفرمايد: A}و اذا سألك عبادى عنّى فانى قريب اجيب دعوة الداع اذا دعانM}{Aاى پيامبر(ص) وقتى درباره من از تو بپرسند بگو كه من به آنها نزديكم و خواست، درخواست كنندگان و دعاكنندگانم را جواب مىدهم{M.
پس اگر ما براى دستورات و احكام خداوند كه تنها براى سعادت انسان مىباشد، ارزش قايل باشيم و فرمانبردار اوامر الاهى باشيم بدون شك خداوند نيز به سخن و دعا و خواستههاى ما توجه خواهد كرد و موقعيت ما در نزد خداوند به اندازه جايگاه و موقعيت خداوند در دل ماست.
کد سوال : 4405
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>فلسفه احكام
پرسش : به نظر مي رسد رقص نيز يک نوع «هنر» باشد پس علت تحريم آن چيست؟
پاسخ : فقها در مورد رقص، ديدگاههاى مختلفى دارند. برخى به جواز آن براى همجنس و نيز زن براى شوهر، نظر دادهاند و برخى ديگر نيز تنها رقص زن براى شوهر را مجاز دانستهاند. دلايل فقهى اين دو ديدگاه، در كتابهاى مربوطه، موجود است. مستند كسانى كه رقص را حرام دانستهاند، احاديثى است كه در آن از برخى امور از جمله «رقص» نهى شده است.
پيرامون دليل عقلى و به تعبير دقيقتر دليل عقلايى يا فلسفه تحريم آن نيز گفتنى است كه فلسفه بعضى از احكام را بايد در غايات و نتايجى كه يك كار به دنبال دارد، جست و جو كرد. از ديدگاه اسلام، چون انسان موجودى با كرامت و داراى ارزش فوقالعاده است، بايستى تمام همت خود را مصروف كمالخواهى كند و براى اين منظور، زمينهها را فراهم ساخته و از آنچه كه او را از اين هدف باز مىدارد، پرهيز كند.
انسان گل سرسبد آفرينش است و به مقتضاى حكمت الهى، آفرينش وى نمىتواند بىهدف باشد. هدف از آفرينش همه موجودات تكامل آنهاست، وليكن تفاوت در نحوه نيل به كمال است. تكامل انسان اختيارى و در پرتو رفتارهاى اختيارى وى شكل مىگيرد. ازاينروى خداى متعال از باب لطف خود هر آنچه را كه در نيل انسان به كمال مؤثر و مفيد است تشويق كرده و به آن سفارش نموده است و از هر چه كه مضر است نهى نموده است.
همه گناهان كارهايى هستند كه مانع سير تكامل انسان مىشود و چون كمال مطلق خدا است تكامل يعنى حركت به سوى خدا. پس هر چه كه انسان را از خدا دور مىكند مانع خوشبختى و كمال وى مىگردد گرچه انسان از آنها لذت ببرد، چون اين لذت زودگذر كه همانا هوا و هوس است، براى حيات طيبه او بسان يك آتش ويرانگر است.
از جمله موانع جدى انسان در اين راه، اشتغال به لهو و لعب و غفلتى است كه از اين طريق عايد انسان مىگردد. به همين منظور در شريعت الهى، تمهيداتى براى جلوگيرى از فرو رفتن فرد و جامعه، در منجلاب هوسها و غفلتها، پيشبينى شده است كه از جمله آنها، تحريم مسكرات، قمار و رقص مىباشد (رقص براى غيرهمسر).
البته ممكن است پرسيده شود كه آيا چند دقيقه رقص، موجب غفلت مىگردد؟ بلى ممكن است يك حادثه چندان آثار مشهودى نداشته باشد؛ ولى اگر چنين عادتهايى در جامعه فراگير شود، جامعه به همان دامى خواهد افتاد كه اكنون بسيارى از جوامع بدان دچار شدهاند؛ يعنى، فرو رفتن در غفلتها و شهوتها و بازماندن از مسير كمال. بنابراين به منظور پيشگيرى از فساد در جامعه رقص تحريم شده است، به علاوه رواياتى داريم كه رسول خدا(ص) مىفرمايند: H}«انهاكم عن الزَفْن»{H يعنى من شما را از رقص نهى مىكنم. باز هم تأكيد مىكنيم كه اگر «نگرش وحى را به انسان و جهان» ناديده بگيريم، نه تنها تحريم رقص؛ بلكه فلسفه تحريم بسيارى از محرمات ديگر نيز، قابل درك نخواهد بود.
رقص زن براى زنان نيز ممكن است باعث برخى از تحريكات شهوانى شود؛ ليكن كيفيت تأثير آن بسيار محدودتر مىباشد و ممكن است بر افراد خاصى اثر بگذارد، ليكن اين كه رقص زن براى زن اساسا حرام است يا نه؟ در فتاواى مجتهدين اتفاق نظر نيست و برخى آن را جايز مىدانند. نكته ديگرى كه توجه بدان شايسته است، اين مىباشد كه فرضا رقص حرام باشد لزوما به خاطر آن نيست كه موجب گناه ديگرى شود؛ بلكه ممكن است از اين جهت باشد كه خود نوعى لهو و موجب دورى از ياد خداست.
اسلام نه با «هنر» به طور كلى مخالف است و نه هر «هنرى» را مىپذيرد؛ بلكه اساسا فلسفه خاصى در رابطه با هنر دارد. به عبارت ديگر هر هنرى كه در مسير خير و سعادت و كمال انسان قرار گيرد مطلوب اسلام است و هنرى كه در جهت عكس آن به كار رود از نظر اسلام مطرود مىباشد.
موسيقى نيز اقسام مختلفى دارد و جالب اين است كه قرآن مجيد خود داراى بهترين و مفيدترين موسيقى است. اما در عين حال موسيقى لهوى و غنايى در اسلام حرام است؛ زيرا موجب پرورش روح نفاق و گسترش شهوات و مفاسد و غفلت از ياد خدا مىشود.
دلايل حرمت موسيقى: بر حرمت موسيقى هم دلايل قرآنى داريم و هم دلايل حديثى. و اما دلايل قرآنى:
1ـ «و اجتنبوا قول الزور» V}(سوره حج، آيه 30){V يعنى از قول زور اجتناب بكنيد. در روايات آمده كه غنا، همان قول زور است.
2ـ «و من الناس من يشترى لهو الحديث ليضل عن سبيل الله»(سوره لقمان، آيه6) يعنى: از مردم كسانى هستند كه لهو حديث را مىخواهند تا از راه خدا منحرف شوند. در پارهاى از روايات رسيده كه غنا، از مصاديق لهو حديث است.
3ـ «و الذين هم عن اللغو معرضون» V}(سوره مومنون، آيه 3){V يعنى: مومنين كسانىاند كه از لغو اعراض مىكنند. در تفسير قمى، روايتى مبنى بر تطبيق آيه بر غنا، نقل شده است.
4ـ «و الذين لايشهدون الزور» V}(سوره فرقان، آيه 72){V يعنى: كسانى كه به امر زور حاضر و شاهد نمىشوند. در حديثى منظور از زور همان غناء معرفى شده است.
و اما دلائل حديثى: اين گونه احاديث فراوان است، گر چه در ميان آنها احاديثى كه از نظر سند ضعيفاند، وجود دارد اما پارهاى از آنها احاديث معتبر و صحيح به شمار مىروند. خلاصه مضمون آنها را مىتوان اينگونه بيان كرد: همچنانكه آب مايه سبزى است غناء هم موجب نفاق در قلب مىگردد. باعث فقر و قساوت مىگردد، حياء را از بين مىبرد، زنا را آزاد مىكند، بركت را از بين مىبرد، بلاء را نازل مىكند، چنانكه بر غناء كنندگان از بنىاسرائيل نازل شد، خداوند به صورت اهل غناء توجه نمىكند. گوش دادن به غنا، نفاق و يادگيرى آن كفر است. خدا صاحب غناء را از قبرش حشر مىكند در حالى كه كور، لال و كر مىباشد.
و مضامين ديگر كه در اين رابطه در احاديث آمده. V}(نك: مجلسى، بحار، ج 16، چاپ قديم ـ وسائل الشيعه، ج 2، باب 127 تحريم غناء، و باب 128 تحريم استعمال الملاهى و باب 129 تحريم سماع الغناء){V
از نكاتى كه لابلاى احاديث به كار رفته و به مواردى از آنها اشاره گشت، مىتوان به دليل حرمت غناء، نيز آگاهى يافت. به طور روشن مىتوان گفت: هر آن نوع موسيقى كه انسان را از نظر روحى و روانى منفعل بكند و به سوى عوالم حيوانى و شهوانى سوق دهد، و انسان را از خدا دور بكند، از ديدگاه اسلام حرام مىباشد. روح اسلام جز اين را اقتضا نمىكند. البته بحث ما روى مصاديق نيست. بلكه روى غنايى است كه به طور متيقن مصداق غنا محسوب مىشود. مانند غناى رقصى و شهوى. اين نوع غنا به طور حتم از ديدگاه اسلام مطرود است. V}(نك: جعفرى، محمدتقى، موسيقى و غنا ـ و مصباح الفقاهه، تقريرات درس مرحوم آيتالله خوئى، ج 1، ص 304).{V
کد سوال : 4406
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : در نامه قبلي چندين بار متذكر شده بوديد كه از تنهايي پرهيز كنم دليل آنرا برايم بگوييد.
پاسخ : برخى روانشناسان انسان را موجودى زيستى ـ روانى ـ اجتماعى معرفى كردهاند. ترديدى نيز در اين نيست كه يكى از ابعاد وجودى انسان بعد اجتماعى اوست. طبيعى است همان طور كه ديگر ابعاد وجودى انسان بايد رشد كافى پيدا كند، به اين بعد نيز توجه كافى بايد مبذول شود و از همان بدو تولد با تعاملش با محيط اطراف در صدد تأمين نيازهاى خود و ايجاد ارتباط با جهان است. پس ارتباط و تعامل با ديگر انسانها يكى از ضروريات است كه در وجود انسان قرار داده شده است. بنابر اين اگر تنهايى و عدم ارتباط با ديگران به مقدار زيادى استمرار پيدا كند مانع رشد مناسب بعد اجتماعى انسان است كه خود منشأ بسيارى از مشكلات مىتواند باشد.
در متون دينى نيز تنهايى و تنها ماندن مورد مذمت قرار گرفته است. از تنها خوابيدن، تنها غذا خوردن و تنها مسافرت كردن نهى شدهايم. از طرف ديگر دستورات زيادى به لزوم حضور در اجتماعات و تجمعهاى مختلف مثل نماز جماعت، نماز جمعه، صلهى رحم و ديد و بازديدهاى فاميلى و نظاير آن مورد تأكيد است كه هر كدام فلسفه و دلايل خاص خود را دارد. علاوه بر اين كه در يك نگاه كلى متضمن تشويق انسان به داشتن روحيه جمعگرايى و همگرايى و تقويت نوع دوستى مىباشد. تنها بودن معمولاً منشأ فكر و تخيلات منفى است (به خصوص اگر بيكار نيز باشد). تنها بودن معمولاً تنبلى و سستى را به همراه دارد.
تنها بودن معمولاً در برخى مواقع خطرآفرين امكان كمك ديگران و نجات يافتن از مهلكه احتمالى فراهم نمىشود.
در تنهايى معمولاً انگيزهى كمترى براى خلاقيت و نورآورى و حركت مثبت وجود دارد. دستور داده شده است تناوب آراء داشته باشيد تا در پرتو برخورد و افكار و آراء به نكات دقيقتر و پختهتر دسترسى پيدا مىكنيد.
تنهايى به خصوص براى افرادى كه دچار برخى مشكلات روانى هستند باعث تشديد يافتن آن مىشود و گاهى منشأ برخى وسواسهاى فكرى، اضطرابهاى اجتماعى و... مىشود.
در پايان لازم به ذكر است گاهى تنهايى نه تنها مضر نيست، بلكه لازم و ضرورى نيز مىباشد. مثلاً براى انجام كارى دقيق و حساس مثل مطالعات عميق و... و يا ارتباط معنوى با خداوند متعال و نظاير آن كه تشخيص اين موارد نيز نيازمند دقت و مشورت با اهل نظر است.
کد سوال : 4407
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اخلاق و عرفان
پرسش : اثرات سوءبدبيني و راهكارهاي جلوگيري از آن را توضيح دهيد.
پاسخ : سوء ظن و بدگمانى آثار فردى و اجتماعى و معنوى زيانبارى به دنبال دارد و به همين دليل در دين مقدس اسلام، به آن توجه ويژهاى شده و اهل ايمان را سخت از آن برحذر داشتهاند. بدگمانى به ديگران سرچشمه گناهان بزرگى چون تجسّس از كار و حال ديگران، غيبت، تهمت، حسادت و كينهتوزى نسبت به دوستان و اهل ايمان مىگردد و لذا خداوند متعال در قرآن كريم مىفرمايد: «اى مؤمنان! از بسيارى از گمانها بپرهيزيد. به راستى كه برخى از گمانها، گناه مىباشد و نيز تجسس و غيبت نكنيد، آيا كسى از شما دوست دارد گوشت برادر مرده خود را بخورد؟»V}حجرات، آيهى 12{V.
البته در ابتدا ممكن است سوءظن بىاختيار حاصل شود و اگر در اين مرحله باقى بماند و به مرحله عمل كشيده نشود حرمتى ندارد و زيان آن محدود مىباشد، ولى اگر به آن ترتيب اثر داده شود، گناه و حرام مىباشد و ترتيب اثر دادن به آن در دو مرحله مىباشد:
1ـ مرحله قلبى: يعنى در درون خود اين گمان بدش را تصديق كند و آن را در درون انكار و نفى ننمايد و احتمال اشتباه ندهد. علماى اخلاق اين مرحله را غيبت قلبى مىنامند و آن را حرام دانستهاند. پيامبر اكرم(ص) در اين باره فرموده است: به هر كس بدگمان شوى، آن را تصديق و باور مكن(V}نقطههاى آغاز در اخلاق اسلامى، آيةالله مهدوى كنى، ص 165{V).
2ـ مرحله عملى: يعنى بيان اين گمان بد براى ديگران و يا اتهام وارد نمودن به كسى به صرف اين احتمال و غيبت كردن از او بر اين اساس. در روايتى از پيامبر بزرگوار اسلام(ص) مىخوانيم: خداوند، خون و مال و آبروى مسلمان را محترم شمرده و بدگمانى به او را حرام نموده است(V}نقطههاى آغاز در اخلاق اسلامى، آيةالله مهدوى كنى، ص 168{V).
زيانها و آثار بد بدگمانى:
1ـ گوشهگير شدن شخص بدگمان، در روايتى از على(ع) مىخوانيم: كسى كه به مردم گمان خوبى ندارد و نسبت به آنان خوشگمان نمىباشد، از تمام مردم وحشت مىكند(V}نقطههاى آغاز در اخلاق اسلامى، آيةالله مهدوى كنى، ص 172{V).
2ـ بدگمانى باعث گسستن رشته الفت و دوستى ميان مردم مىشود و تفرقه و جدايى را بين مردم حاكم مىسازد. از على(ع) روايت شده است: بر هر كه بدگمانى چيره شود، صلح و صفا ميان او و دوستانش از ميان مىرود(V}نقطههاى آغاز در اخلاق اسلامى، آيةالله مهدوى كنى، ص 173{V).
3ـ از نظر معنوى نيز بدگمانى، عبادت را تباه مىسازد و اثر آن را از بين مىبرد. باز در اين مورد على(ع) مىفرمايد: از بدگمانى بپرهيز. چون اثر عبادت را از بين مىبرد و گناه انسان را بزرگ مىكند. ايمان با بدگمانى جمع نمىشود. گمان بد نسبت به انسان نيكوكار، بدترين گناه و زشتترين ظلم است(V}نقطههاى آغاز در اخلاق اسلامى، آيةالله مهدوى كنى، ص 173{V).
براى جلوگيرى از بدگمانى نسبت به ديگران بايد به اين نكات توجه داشت:
1ـ بايد در همان مرحله فكر و ذهن، گمان بد را دفع نمود و اجازه ريشهدار شدن به آن نداد.
2ـ بايد راههايى را كه ممكن است با آن عمل و يا رفتار فردى را كه به او بدگمان شدهايم، توجيه كنيم، بررسى نماييم و تا ممكن است عمل او را به نحوى توجيه كنيم و براى آن وجه درستى بسازيم.
3ـ توجه داشته باشيم كه خود ما بدگمانى ديگران را در مورد خود نمىپسنديم، پس براى ديگران نيز نپسنيدم.
4ـ به رفتارهاى خوب و جنبههاى مثبت فردى كه به او بدگمان گشتهايم توجه كنيم و تنها به امورى كه موجب بدگمانى ما شده اكتفا نكنيم.
5ـ به دعا و توسل به ائمه(ع) از خداوند بخواهيم دلِ ما را از آلودگىها و بدبينىها پاك كند تا به ديگران محبت بورزيم.
6ـ به حدى به ضعف و نقايص خود بپردازيم تا فرصتى براى پرداختن به عيوب ديگران نيابيم.
کد سوال : 4408
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>فلسفه احكام
پرسش : در مورد دلايل حجاب حرفهاي زيادي شنيده ام و خوانده ام ولي هنوز قانع نشده ام كه چرا برخي زنان تشنه نگاه مردانند.چرا احساس خوشايندي دارند از اينكه مردان به آْنها نگاه كنند.
پاسخ : فلسفه حجاب: اولا: چون ما در عقايد خويش براى وحى جايگاهى ويژه قائل هستيم آنچه را كه از اين طريق به ما برسد با منت مىپذيريم؛ زيرا مىدانيم كه خداوند جز به مصلحت بندگان خويش فرمان نمىراند.
ثانيا: بسيارى از حكمتها و فلسفههاى حجاب امروزه روشن شده است:
الف) پوشش، امرى غريزى و فطرى براى بشر است؛ كاوشهاى باستان شناسى نشان مىدهد كه از دير زمان بشر در حد امكان نسبت به مساله پوشش اهتمام ورزيده است و همه صاحبان اديان نيز آن را سرلوحه عمل قرار دادهاند.
ب ) مستور بودن زيباييها و جذبههاى جنسى زن و مرد آنها را از معرض ديد و طمع ورزى شهوت پرستان هرزه محافظت مىكند و امنيت و بهداشت روانى جسمى آنان را تامين مىنمايد.
ج ) برهنگى، راهبر به سوى بىبند و بارى و لجام گسيختگى جنسى است كه عواقب شوم و زيانبارى دارد؛ از جمله:
1- گسترش فساد و ناهنجارىهاى اجتماعى،
2- شيوع بيمارىهايى چون سفليس، سوزاك، ايدز و...،
3- سست شدن پيمان مقدس خانواده، گسترش آمار طلاق و بالا گرفتن عقدههاى روحى در كودكان،
4- زياد شدن فرزندان نامشروع.
اينها و دهها مشكل اجتماعى ديگر عواقب شومى است كه جهان غرب را سخت برآشفته و ستاره تمدنش را به افول مىكشاند تا آن جا كه حتى فرياد متفكرين ماترياليستى چون راسل را برآورده و جهان را سخت بر آنان تنگ كرده است. ولى مكتب گرانقدر اسلام در پرتو هدايتهاى نورانىاش همچون حجاب از اساس با اين جريان ويرانگر به مبارزه برخاسته و حجاب را دژى استوار براى صيانت فرد وجامعه از آسيبهاى بىشمار قرار داده است. از همين روست كه استعمارگران براى تخدير جوانان، در بند كشيدن آنان و گسترش اهداف ظالمانه خويش از بىحجابى و برهنگى به عنوان ابزارى قوى سود مىجويند.
اين كه چرا برخى زنان سعى در جلب توجه مردان دارند و از اين امر احساس رضايت مىنمايند به علل و عوامل متعددى برمىگردد كه به اختصار به آن اشاره مىگردد:
الف) عوامل فرهنگى و اعتقادى. اين عوامل برخاسته از چند چيز است:
1. عدم آگاهى يا آگاهى ناچيز.
2. سستى ايمان.
3. انحراف اعتقادى و يا اخلاقى
4. گريز از تحقير. زنان به دليل ويژگىهاى شخصيتى، احتياج به محبت دارند و يكى از راههاى جلب محبت را جلوهنمايى مىدانند.
5. خودباختگى
ب) عوامل و انگيزههاى روانى. اين عوامل نيز ناشى از چند امر است:
1. جستجوى شخصيت
2. اثبات لياقت.
3. اشتياق به تحسينبرانگيزى.
4. ناكامى جنسى
ج) عوامل اجتماعى: اين عوامل نيز متأثر از چند چيز است:
1. تأثيرپذيرى از محيط
2. برخوردارى از احترام متقابل
3. تظاهر به زندگى مترقى اجتماعى.
براى آگاهى بيشتر در اين زمينه ر.ك:
1- فلسفه حجاب، شهيد مرتضىمطهرى
2- فرهنگ برهنگى و برهنگى فرهنگى، غلامعلى حداد عادل
3- مجله پرسمان، دى ماه 1380 (مقالهاى درخصوص چرائى پوشش)
4- كتابهاى تفسير قرآن در ذيل آيات 31، 32، 59 و 60 سوره نور و 32 و 33 سوره احزاب
5- جلوهنمايى زنان و نگاه مردان، يوسف غلامى، انتشارات لاهيجى
6- راز يك فريب، يوسف غلامى، انتشارات لاهيجى
کد سوال : 4409
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اخلاق و عرفان
پرسش : به نظر من زني كه وارد اجتماع شد اگر هم حجاب كامل داشته باشد و به اين مسئله پايبند باشد ولي با نگاههاي شيطاني مردان عقيده اش سست مي شود پس چه بايد كرد.
پاسخ : بايد توجه داشت كه زندگى انسان ميدان مبارزه دائمى و پيوسته بين زشتىها و زيبايىها و خوبىها و بدىها و تمايلات معقول و عقل پسند و خداپسند و تمايلات شيطانى و نامعقول است و كمالات انسانى و فضيلتهاى او در اين كشمكش و مبارزه ظهور مىيابد وصف صالحان و ناشايستگان در اين ميدان از يكديگر جدا مىشوند و كمال انسان مؤمن نيز در همين است كه در عين زندگى در اجتماع و برخورد با افراد گوناگون در مواجهه با تمايلات مختلف درونىاش و خواستههاى سركش نفسانى ايستادگى كند و برخواستههاى ناروايش چيره گردد.
بايد با تقويت ايمان و باور و پيوند عميقتر با مبدأ هستى و ارتباط دايمى با اولياى پاك الهى و ائمه هدى(ع) و تضرع به درگاه الهى و خواندن دعايى نظير: H}ربنا لاتزغ قلوبنا بعد اذ هديتنا وهب لنا من لدنك رحمة انك انت الوهابM}{Hدر قنوتهاى نماز، در اين ميدان مبارزه مستمر چيزه گرديد و با استمداد از خداوند و اوليايش بر لشگر شيطان پيروز گرديد{M.
کد سوال : 4410
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اخلاق و عرفان
پرسش : يك زن چه بايد بكند تا در حفظ حجاب خويش پايبند باشد و اگر مجبور شد وارد اجتماع شود از نگاههاي زهرآلود مردان در امان باشد.
پاسخ : اگر يك زن از طرفى داراى وقار و متانت و عفت و سنگينى باشد و حريم خود را همواره حفظ كند و ارتباط با نامحرم را به حد ضرورت و نياز كاهش دهد و در موارد غيرلازم با آنان ارتباطى نداشته باشد و از طرف ديگر از گوهرهاى وجود خويش و ارزش عفت و حيا آگاه باشد و متوجه وظايف خطير خود در قبال جامعه و پرورش نسلى پاك در آينده باشد و از دامهايى كه مردان هوسباز و فريبكار بر سر راه زنان پاكدامن مىگسترانند آگاه باشد، مىتواند خود را از نگاه نارواى مردان و از ساير آلودگىها حفظ نمايد(V}به كتاب مسأله حجاب شهيد مطهرى و بانوى نمونه اسلام، تأليف استاد ابراهيم امينى مراجعه نماييد{V).