• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
عضویت در خبرنامه
کد سوال :
جستجو :
کد سوال : 4301
موضوع : كلام و دين پژوهي
پرسش : در فيلم امام رضا(ع) ديدم كه سوره حمد را آيه به آيه كه ما مي خوانيم خداوند جواب آن را مي دهد مثلا وقتي «اهدنا الصراط المستقيم» مي گوييم خدا مي گويند بنده ام دعايش را برآورده مي كنم از اين گونه مسائل، دقيقا در تمام زندگي و اعمال ما خدا چه پاسخي مي دهد؟ برايم بگوييد يا كتاب معرفي كنيد.
پاسخ : روايت شريفى درباره فضيلت سوره‏ى حمد وارد شده است كه امام رضا(ع) از حضرت على(ع) و ايشان از پيامبر(ص) و پيامبر از ذات اقدس خداوند نقل مى‏نمايد كه خداوند چنين فرمود: «من سوره‏ى حمد را ميان خود و بنده‏ام تقسيم كردم. نيمى از آن براى من و نيمى از آن براى بنده‏ى مؤمن من است و بنده من حق دارد هر چه را مى‏خواهد از من بخواهد... هنگامى كه بنده مى‏گويد A}«اهدانا الصّراط المستقيم»{A(تا آخر سوره) خداوند مى‏گويد اين خواسته بنده‏ام برآورده است، و او هر چه مى‏خواهد از من بخواهد كه من اجابت خواهم كرد آن چه اميد دارد به او مى‏بخشم و ازآان چه بيم دارد ايمنش مى‏سازم»V}از كتاب عيون اخبار الرضا(ع)، طبق نقل الميزان، ج 1، ص 37){V خداوند متعال در قرآن كريم كار خود را به دو بخش تقسيم و هر دو را زير پوشش علم و قدرت خويش اعلام فرموده است: عالم خلق و عالم امر(V}«اَلالَهُ الاخلق و الامر»؛ سوره‏ى اعراف، آيه 54){V بر اساس اين تقسيم، بخشى از كارها را كه مربوط به طبيعت است به صورت زمانمند انجام مى‏دهد. مانند: 1) تأمين رزق و روزى بشر در فصل‏هاى چهارگانه. 2) آفرينش نظام كيهانى. 3) دوران باردارى و شيرخوارگى. 4) آفرينش تن انسان و نظاير اين گونه كارها مربوط به عالم خلق است. بخش دوم از كارهاى خداوند امورى است مجرّد از زمان كه به «عالم امر» باز مى‏گردد و به اصطلاح با «كن فيكون» تحقق مى‏يابد. خلقت روح الهى انسان، مربوط به همين عالم امر و جداى از زمان است (اين مطلب اوّل). هستى انسان، عين فقر و ربط و نياز است. خداوند انسان را از دو جنبه طبيعى و فراطبيعى فراهم آورد. طبيعت انسان در آفرينش اول از خاك و گِل آغاز شدV}(سوره‏ى ص، آيه‏ى 71){V پس از آفرينش طبيعت انسان، سخن از آفرينش ديگرى است كه با تعبير «نفخ روح الهى»V}(سوره‏ى ص، آيه‏ى 72){V بيان مى‏شود. انسانى كه مُلكى و مادى است در او استعدادها و توانمندى‏هاى نهاده شده است كه مى‏تواند به قول مولوى «از ملك هم پرّان» شود و حتّى از فرشته‏ها نيز سرآمد شده و به خداى سبحان نزديك گردد. قرآن كريم با پرداختن به هر دو جنبه انسان، از طبيعت او به اجمال سخن مى‏گويد و مى‏گذرد. اما بر بحث‏هاى معنوى و فضيلت‏ها و رذيلت‏هاى اخلاقى و تجسّم اعمال و بسيارى از حقيقيت‏هاى دور از دسترس علوم بشرى، تأكيد و تكيه فراوان دارد. تطور و تحوّل از جماد و نبات و حيوان به انسان و فراتر از آن، همان بحث‏هاى روحانى و معنوى انسان در قرآن است كه چگونه موجودى با پشت سر گذاشتن اين مرحله‏ها به مقام «خليفة‏اللهى» بار مى‏يابد. البته در هر مرحله گروهى از پا مى‏افتند، جوانى كه تنها در پى خوب خوردن، خوابيدن و رشد كردن است و با احساس مسؤوليت سر و كارى ندارد، در مرحله نباتى جا مانده و به واقع گياه خوبى است. اگر از اين مرحله گذشت و مسؤوليت و پيمان الهى براى او مطرح شد و دانست كه عمر او امانتى بيش نيست، تازه به مرتبه حيوانى پا گذاشته است؛ مورچه، زنبور عسل، و حتّى انسانى كه مسئول و امين باشد، تازه حيوان خوب و تربيت شده‏اى است. اگر كسى از اين مرحله هم گذشت و لذّت‏هاى حيوانى را پست سر انداخت، به مقام انسانى وارد مى‏شود و ويژگى برجسته او در اين مقام كرامت است كه؛ «و لقد كرّمنا بنى‏آدم» V}(سوره‏ى اسراء، آيه‏ى 70){V خداى كريم در قرآن شريف براى بندگان نيكبخت خود كرامت‏هايى دارد، و آن‏ها را برشمرده است: مى‏فرمايد: - ايشان را به حياتى طيّب زنده مى‏كند. - ايشان را به روح ايمان تأييد مى‏كند. - از ظلمت‏ها به سوى نور بيرونشان مى‏آورد. - براى آنان نورى قرار مى‏دهد كه با آن نور راه زندگى را طى مى‏كنند. - خود ولى و سرپرست ايشان است و...V} (ر.ك: ترجمه تفسير الميزان، ج 1، ص 140){V اى عزيز! آن چه بيان شد در جهت تبيين رابطه «عالم خلق» و «امر»، «عالم مُلك» و «ملكوت» براى اين منظور است كه خود را ارزيابى كنيم كه در چه مرحله‏اى هستيم؟ چه اعمال و كردارى مورد رضايت خداوند متعال است. نتيجه و برآيند اعمال و كردار ما چيست؟ كافى است خود را در آئينه قرآن و سنت بنگريم. لذا توصيه‏ى اهل بيت(ع) اين است كه خود را به قرآن عرضه كنيد. ببينيد اگر به دستورات آن عمل كنيد و اگر از آن چه نهى نموده دورى مى‏گزينيد، بشارت بر شما باد. امام باقر(ع) فرمود: «هر چيزى كه امت اسلام (بلكه همه بشريت) تا روز قيامت به آن نياز دارند، خداوند در كتابش نازل كرده و بر پيامبرش آشكارا بيان نموده است. خداوند براى هر چيز اندازه و دليل قرار داده تا آن را باز نمايانده و بشناساند»V}(الحياه، ج 2، ص 89){V ما محصل دو كلاس هستيم كه يك هدف را دنبال مى‏كند. كلاس اول: قرآن كريم. كلاس دوم: عترتِ پيامبر مكرم اسلام(ص). اين دو تا، يك روح در دو پيكرند. اين دو از هم جدا ناشدنى‏اند. هر كه به ريسمان قرآن و عترت خود را متصل كند به كرامت رسد. هر كه به يكى از اين دو بسنده كند، از هدف بازماند. پس: اِعرض نفسك بالقرآن و السنّة. اول زنگارزدائى كنيم. آن گاه صحنه دل خود را به سمت قرآن و عترت بگيريم و از انوار ملكوتى الهى بهره بگيريم. براي توضيح بيشتر ر.ك: 1. صورت و سيرت انسان در قرآن، آية‏الله جوادى آملى، تفسير موضوعى قرآن، ج 14. 2. گلشن راز، شيخ محمود شبسترى.
کد سوال : 4302
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : متأسفانه چند وقت است كه ضعيف شده ام و به عكس هاي كتابهاي درسي ام كه در آن عكس هاي لخت وجود دارد با نگاه شهواني مي نگرم آيا اين استمناء است؟
پاسخ : در اين زمينه بايد چند چيز را دقيقا و حتما بدون سهل‏انگارى عمل نماييد: 1- ترك زمينه گناه: اين خود زيرمجموعه‏اى دارد كه مهمترين آن عبارت از است: - كنترل چشم: دقيقا بايد مواظب چشم خود بود كه مبادا به نامحرم و كلاً هر آنچه كه شهوت‏انگيز است، نگاه شود. عن الصادق(ع): H}«النظر سهم من سهام ابليس مسموم و كم من نظرة اورثت حسرة طويله؛{H نظر دوختن تيرى مسموم از تيرهاى ابليس است و چه بسا نگاهى كه حسرت درازمدتى را (در دل) به ارث بگذارد»، V}(سفينة‏البحار، شيخ عباسى قمى، ماده نظر).{V تا حد امكان انسان از حضور در مجالس مختلط يا برخورد با نامحرم پرهيز نمايد. - كنترل گوش: بايد از شنيدنى‏هايى كه ممكن است به حرام منجر شوند و زمينه‏ساز حرام هستند پرهيز شود. مانند نوار موسيقى، صداى شهوت‏انگيز نامحرم و... . - ترك مصاحبت با دوستان ناباب: دوستانى كه باعث مى‏شوند انسان مزه گناه را مزمزه كند، در واقع دشمن هستند و بايد از آنها پرهيز كرد. از امام سجاد(ع) نقل شده: H}«النهى عن مصاحبة خمسة و محادثتهم و مرافقتهم فى طريق و هم الكذاب والفاسق والبخيل والاحمق والقاطع لرحمه؛{H حضرت از همراهى و سخن گفتن و رفيق بودن با پنج كس را نهى فرموده: كذاب، گناهكار، بخيل، احمق و كسى كه قطع رحم كرده است»، (همان، ماده صحب). البته اينها از مهمترين زمينه‏هاى گناه هستند كه بايد ترك شوند ولى كلاً هر چيزى كه زمينه گناه را فراهم مى‏كندبايد ترك شود. 2- ترك فكر گناه: ترك زمينه گناه سهم به سزايى در ترك فكر گناه دارد ازاين‏رو هر چه بيشتر و دقيقتر زمينه گناه ترك شود فكر گناه كمتر به سراغ انسان مى‏آيد. اين فكر گناه است كه شوق در انسان ايجاد مى‏نمايد و بعد از شوق اراده‏ى عمل سپس خود گناه محقق مى‏شود، مسلما تا اراده و شوق و ميل نسبت به كارى نباشد انسان مرتكب آن كار نمى‏گردد. 3- اشتغال به برنامه شبانه‏روزى: حتما بايد شبانه‏روز خود را با برنامه‏ريزى صحيح و متناسب وضع روحى و جسمى خود پر كنيد و هيچ ساعت بيكارى نداشته باشيد تا نفس شما را مشغول كند. در اوقات بيكارى وسوسه‏هاى نفس و شيطان به سراغ انسان مى‏آيد و او را به فكر گناه و سپس به خود گناه مى‏كشاند قال اميرالمؤمنين على(ع): H}«ان هذه النفس لامارة بالسوء، فمن اهملها، جمحت به الى المآثم؛{H براستى و حقيقت كه اين نفس (انسانى) پيوسته و مرتب به بدى امر مى‏كند در نتيجه هر كس آن را به خود واگذارد (و به كارى نگمارد) نفس او را به سمت گناهان مى‏كشاند»V}(الغرر والدرر، باب النفس به نقل از سرالاسراء، استاد على سعادت‏پرور، ج 1، ص 544، ح 4).{V 4- روزه گرفتن: روزه گرفتن قواى حيوانى و شهوانى انسان را تضعيف مى‏كند اگر قواى شهوانى ضعيف گشت قهرا فكر گناه هم كم‏رنگ مى‏شود. عن ابى جعفر(ع) قال: H}اذا شبع البطن طغى{H؛ هرگاه شكم پر شود طغيان مى‏كند(V}المحجة‏البيضاء، ملا محسن فيض كاشانى، ج 5، ص 150{V). مفهومش اين است اگر شكم بر نشود طغيان نمى‏كند و بهترين قسم جوع و گرسنگى همان روزه گرفتن است. تذكر اين نكته بسيار ضرورى است كه اولاً: روزه نبايد براى بدن ضررى داشته باشد وگرنه شرعا حرام است. ثانيا: براى كارهاى روزمره مخل نباشد. ثالثا: اگر نه مضر بود ونه مخل فقط روزهاى دوشنبه و پنج‏شنبه باشد نه بيشتر ولى در هر صورت اگر براى روزه گرفتن عذرى است مورد بعدى يعنى ورزش دو برابر شود. 5- ورزش: هر روز ورزش لازم است البته آن ورزش‏هايى باشد كه براى بدن ضررى ندارد مثل نرم دويدن و نرم طناب زدن و انجام حركت‏هاى كششى و اگر براى روزه گرفتن عذرى هست زمان ورزشى دوبرابر شود مثلاً از بيست دقيقه به چهل دقيقه افزايش يابد. 6- فكر در مرگ: اين يكى ديگر از چيزهاى بسيار مفيد است كه فكر گناه را يا از بين مى‏برد و يا كم مى‏كند كه اين به شدت و ضعف فرو رفتن در فكر مرگ بستگى دارد اگر انسان با اين واقعيت انس بگيرد و مردن را باور دل سازد نقشى سازنده و بالا برنده دارد. قال اميرالمؤمنين على(ع): H}«اذكروا هادم اللذات و منغص الشهوات و داعى الشتات؛{H ياد كنيد (مرگ را) درهم كوبنده لذات را و تيره و تلخ كننده شهوات را و دعوت كننده جدايى‏ها را»، V}(الغرر والدرر، باب الموت، به نقل از سرالاسراء، استاد على سعادت‏پرور، ج 2، ص 159).{V ياد مرگ دل را از تعلق به شهوات جدا مى‏سازد و انسان را از گناه و فكر گناه باز مى‏دارد آنچه كه بسيار مهم است اين است كه اولاً اين فكر هر روز و مستدام باشد اگر شبانه‏روزى نيم‏ساعت باشد كافى است ثانيا در مكان خلوتى باشد مخصوصا اگر آن مكان خلوت خود محيط قبرستان باشد به هر گونه كه اين فكر در مرگ با جان عجين شود و باور دل گردد بسيار مطلوب است مثلاً يكى از كيفيت‏هاى فكر در مرگ را يكى از بزرگان چنين مى‏فرمود: تمام خاطرات تلخ و شيرين گذشته را در حد امكان مثل يك فيلم از ذهن بگذراند و به خود بباوراند كه همه اينها گذشت و چند روز باقى مانده عمر هم مى‏گذرد لحظات جان دادن، وقتى كه خويشان و نزديكان را رها مى‏سازد و از تمام تلخ و شيرينى‏ها وداع مى‏كند و... همه و همه را به خوبى تأمل كند تا دل بلرزند و چشم بگريد. سخن آخر اين است كه اين دستورات وقتى نتيجه مى‏بخشد كه هر چه دقيق‏تر به آن عمل شود زمان نتيجه آن بستگى به شرايط و خصوصيات افراد دارد، ازاين‏رو پى‏گير زمان نتيجه نبايد بود فقط هم و غمّ صرف عمل به دستورات شود. كتب زير سفارش مى‏شود: 1- نردبان آسمان (دروس اخلاق حضرت آيت الله بهاءالدينى)، تدوين و ويرايش: اكبر اسدى. 2- سلوك معنوى، تدوين و ويرايش: آقاى اكبر اسدى. 3- خودشناسى براى خودسازى، محمد تقى مصباح يزدى. معناى مطالعه اين كتب عمل كردن به آن از آغاز تا پايان نيست بلكه براى عمل به دستورالعمل‏هاى اخلاقى ترتيبى لازم است كه بايد با علماى بزرگ اخلاق يا همين نهاد نمايندگى مشورت شود. كنترل چشم تابعى از روح تقواست كه اگر در آدمى پديدار شد به تبع آن كنترل چشم نيز به دنبال آن خواهد آمد و راهى كه صددرصد گناه نكردن در تمام زندگى را تضمين كند براى افراد عادى بشر چيز سهلى نيست؛ زيرا انسان موجودى مختار و داراى تمايلات گوناگون است. بلى با عزمى آهنين و مبارزه‏اى دائمى با نفس تدريجا مى‏توان به چنين جايگاه رفيعى دست يافت. موارد زير در اين زمينه بسيار سودمند است، ولى هيچ يك را تضمين قطعى نمى‏توان به حساب آورد. بلكه تضمين نهايى، در نفس و عزم راسخ خود انسان است: 1) مطالعه پيوسته در عوالم پس از مرگ و احوال برزخ و قيامت و جديت در ترس از عوالم پس از مرگ. 2) مطالعه پيرامون عواقب وخيم گناهان. 3) ارتباط پيوسته و قلبى با خداوند، خواندن قرآن، دعاها، نماز شب و ... وليكن با توجه و حال. 4) داشتن حالت انابه، خضوع، و تضرع دائمى، توبه و استغفار. 5) دورى از عواملى كه انسان را به گناه متمايل مى‏سازد؛ مانند محيط هاى آلوده به گناه. 6) از بين بردن زمينه‏هاى گناه؛ مثلاً كسى كه انحرافات جنسى دارد بايد هرچه سريع‏تر ازدواج كند. 7) نشست و برخاست با انسان‏هاى مؤمن و خداترس واقعى. 8) جديت در مبارزه با خواهش‏هاى نفسانى. 9) توجه به عواقب نگاه به نامحرم. بهترين راه منصرف كردن نگاه و ديد و يا بازداشتن نگاه از تيزى و خيره نمودن است. حضرت على(ع) فرمود: «كسى كه چشم خود را پايين اندازد، دلش آسوده گردد، تأسف كمتر خورد و از نابودى در امان ماند»، V}(غرر الحكم، ص 9122 - 9125){V. هم‏چنين مى‏فرمايد: «هر كه نگاه‏هايش پاك باشد، اوصافش نيكو شود»؛ «كسى كه عنان چشم خود را رها كند، زندگى‏اش را به زحمت مى‏اندازد»؛ «كسى كه نگاه‏هايش پياپى باشد، حسرت‏هايش دائمى و پياپى خواهد بود»، V}(تحف‏العقول، ص 97){V و نيز فرمود: «بسا هوسى از نيم نگاهى حاصل است»، V}(بحارالانوار، ج 71، ص 293).{V در قرآن كريم آمده است: «اى پيامبر! به مؤمنان و مؤمنات بگو كه در مقابل نامحرم چشم‏هاى خود را بپوشانند و نگاه خيره نكنند»، V}(نور، آيات 31 - 30).{V گفتنى است كه نگاه همراه با تيزى و خيرگى، نگاهى است كه انسان زيبايى و زشتى طرف مقابل را تشخيص دهد. از آنجا كه به نظر مى‏رسد يكى از عوامل مهم براى كنترل نگاه و چشم خود، تقويت اراده است، توصيه مى‏كنيم با عمل به راه‏كارهاى ارائه شده در مقاله ضميمه V}(مجله پرسمان، پيش‏شماره 5){V به اين امر همت گماريد. نگاه كردن مرد به بدن زنان نامحرم و همچنين نگاه كردن به موى آنان چه با قصد لذت و چه بدون آن حرام است و نگاه كردن به صورت و دست‏هاى آنها اگر به قصد لذت باشد حرام است و اگر عمدا نگاه كرد و موجب تحريك شهوت شد و كارى كند به گونه‏اى كه منى از او خارج شد حكم استمناء را دارد و غسل واجب مى‏شود و اگر در حال روزه باشد روزه باطل و قضا و كفاره‏ى بر او واجب مى‏شود اما اگر در حال استمناء بدنش عرق كرد گرچه اين عرق نجس نيست ولى با لباس و بدن آلوده به عرق جنب از حرام تا وقتى خشك نشده است بنا بر اظهر و احوط نماز نخوانند(V}توضيح‏المسائل آيت‏الله بهجت، ص 384، مسأله 931 و ص 29، س 120{V).
کد سوال : 4303
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : ازدواج ها و خواستگاري هاي داخل دانشگاه را چگونه ارزيابي مي کنيد آيا به نظرتان کدام راه درست است مثلا اگر يک نفري از من دانشجو خواستگاري کرد سريعا ارجاع به خانواده ام بدهم يا نه، کمي از مسير اوليه راه را خودمان طي کنيم و بعد مسأله را با خانواده مطرح کنيم راه صحيح چيست؟ راهنماييم کنيد.
پاسخ : ازدواج دانشجويى نيز در صورتى كه حدود شرعى حفظ شود بلامانع است ولى معمول خواستگارى‏هاى دانشجويى كه به طور مستقيم و بدون هيچ واسطه انجام مى‏گيرد، مخلوط با رفتارهاى غيرصحيح و غيرشرعى است و حتى گاهى برخى پسرهاى سودجو به بهانه خواستگارى و آشنايى با همديگر جهت ازدواج، به روابط نامشروع و يا حداقل نگاه‏هاى نامشروع مى‏انجامد كه بايد دخترخانم‏ها در اين فضاى آلوده وارد نشوند و دچار آن نشوند. بنابراين بهترين روش آن است كه اگر كسى از شما مستقيما خواستگارى كرد از وى بخواهيد از طريق خانواده‏تان از خانواده ما خواستگارى كنيد و گرفتار گفتگوهاى مستقيم (چه حضورى چه مكاتبه‏اى و تلفنى) نشويد و از طريق واسطه و آن هم خانواده اقدام نماييد. تجربه تلخ بسيارى از دانشجويان در اين زمينه پشتوانه اين توصيه ماست.
کد سوال : 4304
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اخلاق و عرفان
پرسش : اگر هدف زندگي خدمت به مردم است چرا و چگونه؟
پاسخ : همان طور كه قبلاً مطرح شد هدف و آرمانى كه اسلام براى بشر تصور كرده است فقط خداست و بس. «A}يا ايها الانسان انّك كادحٌ الى ربّكَ كدحاً فملاقيه{A؛ هان اى انسان تو در راه پروردگارت تلاش مى‏كنى و بالاخره او را ديدار خواهى كرد(V}انشقاق، آيه‏ى 6{V). خدمت به مردم يك وسيله خوب براى رسيدن به كمال روحى و معنوى است، ولى در اين باره همين قدر بايد بدانيم كه ما هر چه مى‏كنيم در وهله اول نتيجه‏اش عايد خود ما خواهد شد. در واقع هر عمل نيك بايد قبل از اين كه آثار بيرونى داشته باشد، از نيّت‏ها و مقاصد ما سرچشمه مى‏گيرد و بر خود ما تأثير مى‏گذارد. نقل شده است روزى اميرالمؤمنين بر بالاى منبر اين سخنان را ايراد نمودند كه «من هرگز در عمر به كسى نه خوبى كرده‏ام و نه بدى». مردم سرهايشان را به تعجّب بالا بردند. حضرت در برابر تعجب حاضران اين آيه شريفه را قرائت نمودند: «اِن أحسنتم احسنتم لانفسكم و ان أسأتم فَلَها؛ اگر خوبى بكنيد به خود كرده‏ايد و اگر زشتى‏اى مرتكب شويد بر خود نموده‏ايد».V}(اسراء، آيه‏ى 7؛ محاضرات الادباء، للرّاغب الاصفهانى، ج 1، ص 216){V. P}هر چه كنى به خود كنى{E}اگر چه نيك و بد كنى{P و از طرفى چون روح از عمل تأثير مى‏پذيرد، اعمال خوب و شايسته از جمله خدمت به خلق، روح را مصفّا و منوّر و لايق ديدار و تقرّب به حق مى‏سازد. پس در جهان خلقت چند هدف متصور نيست، تنها هدف خداست و بس.
کد سوال : 4305
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اخلاق و عرفان
پرسش : هدف بايد براي خدا باشد يعني چه؟ چرا؟ چگونه اين انسان را به طرف خود مي كشد؟
پاسخ : «آگاهى» و «اختيار و تصميم‏گيرى» دو وديعه و نعمت بزرگ الهى‏اند كه انسان در زندگى خود از آن‏ها برخوردار است. با توجه به اين كه او انتخاب‏هاى مختلفى پيش رو دارد، در هر انتخاب سعى مى‏كند در مرحله اول هدف‏هاى اصلى را از هدف‏هاى فرعى تشخيص دهد و آن گاه هدف‏هاى اصلى را كه پايدارتر و جامع‏تر هستند، انتخاب كند. براى مثال در همين دنيا كمال آسايش و شادى زندگى آرزوى هر انسانى است و دين مقدس اسلام نيز براى هدف دنيايى در حدّ خودش اهميت قايل است و هر كس مختصر آشنايى با زندگى اهل بيت داشته باشد، اين موضوع را تأييد خواهد كرد. وقتى ميان هدف‏هاى دنيايى تفاوت رتبه هست، به طور قطع در اهداف اخروى نيز تفاوت مرتبه وجود دارد. قرآن شريف و سيره اهل بيت به ما مى‏آموزد كه رضايت و قرب الهى بالاترين هدف در ميان هدف‏هاست. زيرا اين هدف جامع همه‏ى هدف‏هاى ديگر و كامل‏ترين آن هاست(V}اين نتيجه سخن در پاسخ به سوال‏هاى يك و دو و سه و چهار بود.{V). به وعده الهى بنگريد: A}وَعَدالله المؤمنين و المؤمناتِ جنّاتٍ تجرى من تحتها الانهارُ خالدين فيها و مساكنُ طيّبةً فى جنّاتِ عدنٍ و رضوانٌ من الله اكبر ذلك هو الفوز العظيم{A؛خداوند به زنان و مردان مؤمن وعده بهشت مى‏دهد كه جاودان در آن خواهند ماند، ولى در ادامه مى‏فرمايد خشنودى خدا از همه چيز برتر و برتر است(V}توبه، آيه‏ى 72{V). لذا بزرگان مى‏فرمايند در هر كارى و در هر زمانى خداوند را ترجيح بدهيد. چون او از همه چيز برتر است. پس سعى كنيد طورى زيست كنيد كه مورد رضاى او باشيد. دعوت الهى را در اين آيه بنگر: A}يا ايّتها النفس المطمئنّة، ارجعى الى ربّك راضية مرضيه{A؛تو اى جان آرام يافته، به سوى پروردگارت بازگرد كه تو از او راضى و او از تو خشنود است(V}فجر، آيات 27 و 28{V). پاك آفريده شديم، از نعمت‏هاى مادى و معنوى برخوردار گشتيم، اما اى كاش بازگشتمان به اصل خويش (لقاءالله) بر اين اساس باشد كه خالقمان از ما راضى باشد و اين مقدور انسان است كه راهى را برگزيند و رفتارى را پيشه سازد كه مورد تأييد و رضايت الهى باشد.
کد سوال : 4306
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : هدف بايد چگونه باشد كه بعد از رسيدن به آن احساس نكنيم كه از آن هدف بزرگتر يا بهتر وجود داشته است؟
پاسخ : براى انتخاب هدف چند امر لازم است: 1- شناخت: الف) شناخت كافى از آنچه كه در سؤال‏هاى اول تا پنجم شما مطرح كرده‏ايد. ب ) شناخت كافى از توانمندى‏ها و استعدادهاى مختلفى كه در وجود شما به وديعه قرار داده شده است و شايد تا به حال خودتان به آنها پى برده‏ايد و يا اساتيد، معلمان، خانواده و دوستانتان شما را نسبت به آنها آگاه كرده‏اند. ج ) شناخت كافى از امكانات و شرايط و موقعيتى كه در آن هستيد يعنى آنچه كه خود مى‏توانيد فراهم كنيد يا خانواده‏تان در اختيارتان گذاشته يا جامعه و اطرافيان به طور كلى مهيا كرده است و بالفعل يا بالقوه مى‏توانيد از آنها برخوردار باشيد. 2- تفكر و تعقل، درباره آنچه به عنوان هدف برگزيده‏ايد خوب تفكر كنيد و به ارزيابى آن بپردازيد. 3- مشورت كردن با اهل نظر و خبره و كارشناسان و افراد باتجربه در زمينه مورد نظر. 4- هدف نبايد آنچنان سنگين و بلندمرتبه و آرمانى باشد كه قابل دسترسى نباشد و از حد توان خارج باشد و نيز آنچنان ساده و كوچك و آسان و پيش پا افتاده باشد كه فرد را تنبل و سست كند. 5- متناسب با ارزش‏هاى دينى، اخلاقى و عرفى باشد. طبيعى است در انتخاب چنين هدفى نبايد از كمك و راهنمايى ديگران غفلت كرد هر چند تصميم نهايى را خود فرد مى‏گيرد نه آن كه ديگرى براى شما هدف تعيين كند. 6- متناسب با ذوق، سليقه و علاقه‏تان باشد. در اين مورد مى‏توان به گذشته خود مراجعه كنيد تا گرايش و علاقه‏تان را كشف كنيد و يا از نظر كارشناسى روانشناسان كمك بگيريد و اگر نياز باشد از برخى آزمون‏هاى روانشناختى استفاده نموده تا زمينه علايق شما را به دست آورند.
کد سوال : 4307
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : نمي دانم واقعا آيا به تحصيل علاقه دارم يا نه؟
پاسخ : اگر خودتان نمى‏دانيد كه آيا به تحصيل علاقه داريد يا نه؟ ما چگونه با همين يك جمله يا حداكثر يك نامه كوتاه بتوانيم علاقه‏تان را تشخيص داده به شما اطلاع دهيم. براى اين امر اطلاعات بيشترى نياز است و يا اگر مشاور مورد اعتمادى در دانشگاه يا جاى ديگر سراغ داريد كمك بگيريد. در مكاتبه بعدى توضيحات بيشترى از احوال خود و تواناييها و موفقيت‏هاى گذشته خود براى ما بنويسيد. دو نكته قابل توجه: 1- پس از دقت كافى و توجه به آنچه در جواب‏هاى بالا به عرضتان رسيد، اگر فعاليتى را شروع كرديد و در وسط راه، هدف مهمترى را تشخيص داديد مى‏توانيد پس از اطمينان يافتن از اهميت آن در صدد دسترسى به آن برآييد و اين نشانه رشد وكمال است چرا كه انسان قابل انعطاف است. 2- در انتخاب اهداف جزيى نبايد آنچنان شك و ترديد داشت كه فرصت‏ها به سرعت از دست برود و نتوانيد از آنها به خوبى استفاده كنيد. بلكه در تصميم‏گيرى‏هاى مهم و سرنوشت‏ساز بايد كمال دقت را داشت ولى در جزئيات زندگى اگر بيش از اندازه حساس باشيد به شكلى كه دچار اختلال در انجام فعاليت‏هايتان شود مشكل‏زاست و بايد از آن اجتناب كرد به هر حال افراط و تفريط هر دو نشانه جهل است و مردود.
کد سوال : 4308
موضوع : كلام و دين پژوهي
پرسش : آيا به طور منطقي يا عقلي يا فلسفي يا علمي يا ... امكان دارد رجعت كننده ها بر امام عصر(عج) خروج كنند يا به كارهاي حضرت شك كنند؟
پاسخ : رجعت كنندگان در زمان ظهور حضرت مهدي(عج) دو دسته هستند: 1) سران و روساي كفر و نفاق. (به تعبير روايات ممحضين در كفر و نفاق). 2) مؤمنان سرآمد و با تقوا كه اعتقاد كامل به حقانيت اسلام و حضرت مهدي(ارواحنا له الفداء) دارند. (به تعبير روايات ممحضين در ايمان) اما گروه اول با مجازات، به اعمال بد خود خواهند رسيد و تواني و قدرتي براي خروج بر حضرت ندارند. و مؤمناني نيز در دورة پيش از ظهور، امتحان خود را پس داده اند و از ايمان كامل برخوردار بوده اند و پس از رجعت و ديدن حقايق در برزخ اين ايمان محكم تر شده و ديگر شك و خروج در مورد آنها امكان ندارد.
کد سوال : 4309
موضوع : كلام و دين پژوهي
پرسش : آيا اين درست است كه آدم هاي بسيار شرور مي توانند ابليس را ببينند؟ در مورد عمر اين موضوع را شنيده ام. آيا سند دارد؟ (يعني نقطه روبروي اولياي الهي كه بعضي ملائكه يا امامان را مي بينند).
پاسخ : ديدن ابليس، از نظر عقل و نقل منعي ندارد. حتي انبياء و اوليا الهي نيز ابليس را مي ديدند. اما آنها فريب نمي خورند. سران كفر و نفاق نيز مي توانند ابليس را ببينند و به اصطلاح ابليس بر آنها متمثل شود. البته لزومي ندارد آنها در اين صورت ابليس را بشناسند. مثلا در جريان «دارالندوه» مجلس مشورتي سران قريش براي برخورد با پيامبر اكرم(ص) زماني كه پيامبر در مكه تشريف داشتند ابليس به صورت مغيره بن سقيه الثقفي (يكي از سران كفر) در آن مجلس حاضر شد و آنها را دعوت به كشتن پيامبر كردV}(لواساني، سيد سعيد، سيره اجتماعي، سياسي امام علي(ع)، دفتر پژوهش و تدوين تاريخ انقلاب اسلامي، ص 13).{V
کد سوال : 4310
موضوع : قرآن و حديث
پرسش : کتابچه «ضياء العيون» چگونه کتابچه اي است؟ در داخل آن درباره مهر نبوت چيزهايي آورده شده است. مهر نبوت چيست؟ چه خواصي دارد؟
پاسخ : مهرى كه درباره پيامبر اكرم(ص) آمده است، گاهى به معناى خاتم و انگشتر است كه كلمه «محمد رسول الله» در آن نقش بسته بود؛ چنانچه در بعضى از روايات آمده است كه، رسول خدا مهرى و خاتمى داشت در آن «محمد رسول الله» و زير آن كلمه «على‏ولى الله» حك شده بود. گاهى منظور از مهر نبوت نشانه و صفت نبوت است؛ و منظور از مهر نبوت همان خالى است كه بين دو شانه پيامبر بود؛ و اين نشانه پيامبر آخرالزمان را يهوديان در كتاب‏هاى خود خوانده بودند و در جستجوى آن و طالب ديدنش بودند. درباره كم و كيف اين مهر نبوت، در روايات مطالبى آمده است كه به دو مورد اشاره مى‏شود. ابوسعيد مى‏گويد: مهر نبوت كه ميان دو شانه پيامبر بود مانند گوشت روييده بود. سلمان فارسى مى‏گويد: حضور پيامبر رسيدم رداى خود را كنار زد و فرمود به آنچه مأمورى نگاه كن و من مهر نبوت را ميان دو شانه او ديدم كه همچون تخم كبوتر بود. براى آگاهى بيشتر ر.ك: 1- سفينة‏البحار. 2- پيامبر(ص)، زين‏العابدين رهنما، ص 544. 3- دلائل‏النبوه، بيهقى، ترجمه: محمود مهدوى دامغانى، ص 138.