کد سوال : 4171
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : لطفأ مرا راهنمائي کنيد با توجه به اوضاع اين روزها راههاي سالم نگه داشتن خود و خانواده را؟
پاسخ : سالم نگه داشتن خود خانواده نيازمند تلاش مضاعف و همتي بلند و کوششي مستمر و هميشگي است زيرا عوامل منحرف کننده نيز هميشه بطور مستمر در صدد به انحراف کشاندن انسان آن هم با استفاده از تمام امکانات و نيروها است. در عين حال راهکارهاي زير مي تواند در اين امر به شما کمک کند:
1. سعي کنيد نمازهاي يوميه را اول وقت و حتي المقدور به جماعت بخوانيد چرا که نماز خود بازدارنده از هر گونه انحرافي است قرآن مي فرمايد: «ان الصلوه تنهي عن الفحشا و المنکر»
2. مسجد در فرهنگ ديني ما به عنوان مرکز فرهنگي که رفت و آمد به مسجد و داشتن روابط مثبت و فراوان با اين پايگاه ديني عامل بازدارنده ديگري براي فضاي فرهنگي حاضر است. پس سعي کنيد نمازهاي يوميه يا حداقل يک نوبت نماز را در مسجد بخوانيد و از فضاي سالم و معنوي آن بهره مند شويد مطمئناً تأثير وضعي خود را خواهد گذاشت و اعضاي خانواده را نيز به اين امر تشويق کنيد.
3. روابط اجتماعي خود را با افراد متدين و مذهبي در عين حال اجتماعي خوش برخورد بيشتر کنيد و اوقات فراغت خود را با چنين افرادي و در يک فضاي دوستانه مذهبي به دور از گناه، سپري کنيد.
4. گسترش و تعميق معارف ديني و اخلاقي نيز يکي ديگر از راههاي حفظ و نگهداري باورهاي ديني و پايداري و پاي بندي عملي به دستورات و مقررات ديني است بنابراين سعي کنيد با مطالعه کتب اخلاقي در طول هفته به اين امر همت گماريد.
5. ارتباط خود را با افراد خودساخته و ره يافته و علمائي که نگاه به آنها و گفتگو با آنها و رفت و آمد با آنها در روح و جان ما تأثير گذارد، بيشتر کنيد.
6. در انتخاب دوستان صميمي دقت بيشتري کنيد چرا که بيشترين تأثيري که از محيط و اطراف مي تواند داشته باشد دوستان صميمي اند. پس طرح دوستي و رفاقت را با افرادي متدين و پاي بند به اصول شرعي و ديني را در اولويت کارهاي خود قرار دهيد.
7. مطالعه رساله عمليه (آشنايي با دستورات و احکام فقهي) يکي ديگر از فعاليت هاي هفتگي خود قرار دهيد.
8. هر روز صبح و بطور مستمر حداقل يکي دو صفحه قرآن بخوانيد و فضاي منزل و خانواده با صوت قرآن متبرک کنيد و از معنويت آن بهره مند شويد.
کد سوال : 4172
موضوع : كلام و دين پژوهي
پرسش : براي خروج از شك و شبهات اعتقادي چه منابعي را پيشنهاد مي كنيد؟
پاسخ : شك در مسائل اعتقادى براى هر انديشمند و ذهن جستجوگرى پيش مىآيد. تذكر چند نكته لازم است:
1- اصل تشكيك در مسائل اعتقادى امرى مبارك است. به شرطى كه منجر به ترديد در اصل دين و تزلزل ايمان نگردد، لذا پيگيرى براى پاسخيابى امرى لازم است.
2- خصوصيت شبهه به گونهاى است كه راحت پذيرفته مىشود ولى خصوصيت پاسخ به شبهات اعتقادى به گونهاى است كه نياز به دقت و درك دقيق مقدمات بحث دارد. خصوصا شبهات اعتقادى مبتنى بر مباحث دقيق عقلى مىباشد، لذا براى رسيدن به پاسخ بايد حوصله خرج داد و مقدمات بحث را به طور دقيق فهميد.
3- كتابهايى كه در زمينه مباحث اعتقادى تأليف گشته داراى سطحهاى مختلف و رويكردهاى مختلفى است و متناسب با ذوق و سليقه پرسشگر بايد انتخاب گردد. بعضى از كتابها با رويكرد فلسفى محض و بعضى فلسفى عرفانى و گروهى قرآنى و گروه ديگر فلسفى قرآنى و... مىباشد، لذا شما بايد با توجه به سطح و ذوق علمى خودتان منابع را گزينش كنيد.
4- در صورتى كه پاسخ سؤالهاى خود را پيدا نكرديد با طرح دقيق سؤال مىتوانيد با اين مركز تماس بگيريد. محققين مركز فرهنگى نهاد در خدمت اين كار مىباشند.
كتابهاى زير به عنوان نمونه معرفى مىشود:
1- مجموعه كتابهاى شهيد مطهرى بسيار مفيد است،خصوصا كتابهاى توحيد، معاد، حيات اخروى، انسان و سرنوشت و عدل الهى.
2- كتابهاى استاد مصباح مثل آموزش عقايد، معارف قرآن.
3- كتابهاى استاد شجاعى مثل معاد، عروج روح، قيام قيامت، مقالات.
4- كتابهاى كانون انديشه جوان و پژوهشگاه فرهنگ و انديشه.
5- كتابهاى دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه قم.
6- مجموعه پرسشهاى دانشجويى از انتشارات مركز فرهنگى نهاد، نشر معارف.
7- CD پرسمان كه به زودى وارد بازار مىشود.
8- سايت اينترنتى WWW.Nahad.net.
9- سايت اينترنتى WWW.Tebyan.net.
کد سوال : 4173
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>فلسفه احكام
پرسش : براي قبول يك روزه، مي دانم كه قبل از اذان ظهر مسافرت به يك شهر ديگر امكان پذير نيست. اما چون فاصله آن شهر تا شهر من 63 كيلومتر است اگر نصف راه را قبل از اذان ظهر طي كرده باشيم البته حدودأ آيا روزه من قبول است؟
پاسخ : روشن است که ملاک شکستن روزه، مسافرت از شهري به شهر ديگر نبوده بلکه گذشتن از مسافت شرعي که از آن به «حد مسافت» ياد مي شود؛ ميزان در صحت يا بطلان روزه و شکستن نماز است.
در پاسخ به قسمت آخر از سؤال، يعني علت وضع چنين شرايطي براي روزه، بايد به چند نکته اسامي، توجه کرد.
ما معتقديم که خداوند نزديک ترينV} نحن اقرب اليه من حبل الوريد؛ ما از رگ گردن بدو [انسان] نزديکتريم. ق، آيه 16){V و مهربانترينV} (والله رئوف بالعباد؛ و خداوند به بندگان، بسيار مهربان است. بقره، آيه 207){V افراد، نسبت به انسان است که با ياد او قلبها آرامV} (ألا بذکر الله تطمئن القلوب؛ دل ها به ياد خدا آرام گيرند. رعد، آيه 28){V گرفته و انسان از اضطراب و دل نگراني ها نجات مي يابد. اين مطلبي است که هر يک از ما، بارها و بارها، در زندگي روزمره خود، شاهد آن بوده و هستيم.
خداوند نه تنها مهربان است؛ بلکه به فرموده خود و قرائن بسيار روشن در خلقت موجودات، بسيار داناV} (والله عليم حکيم؛ و خداوند بسيار دانا و حکيم است. نساء، آيه 26){V و حکيم است. يعني مصالح و مفاسد را به خوبي مي داند و جز خير و نيکيV} (قل اللهم ... بيدک الخير؛ بگو خدايا خير و نيکي به دست تو است. آل عمران، آيه 26){V از او سر نمي زند. چنين خدايي، در وضع قوانين، ملاکهاي فراواني را مد نظر قرار داده و پايه احکام خويش معرفي کرده است، که اساسي ترين آنها، رعايت مصالح بندگان و سعادت دو جهاني ايشان است، که در تمامي احکام الهي به وضوح، قابل فهم مي باشد.
حال اگر با چنين شرايطي، خداوند ما را به خودمان وا مي گذاشت تا خود راه و رسم زندگي را بياموزيم و با خرد خويش، روشي را براي گذران عمر انتخاب کنيم؛ يا هرگز به قوانين واقعي نمي رسيديم و در اثر جهل بي پايان خود، موجبات تباهي خويش و جامعه را فراهم مي نموديم و يا لااقل مجبور بوديم تا با آزمون و خطا به معيارهاي مد نظر خود دست يابيم. که لازمه اين مطلب، فدا شدن گروهي بي شمار، در اثر اشتباهات واضعين قوانين بود.
پس خداوند در دايره معقولان ما تخفيفي قائل شده و به خاطر لطف بي پايان خويش، قوانيني را که چونان چراغ هدايت و رستگاري ما هستند؛ تحت عنوان تعبديات وضع فرمود.
شرايطي که در بسياري از احکام عبادات مي بينيم؛ از همين قبيل هستند. يعني با رعايت مصلحتها و واقعيتهاي وجودي ما قرار داده شده اند. اصل بندگي و پذيرفتن شخصي، به عنوان دلسوز و حامي انسان، چنين اقتضاء مي کند که آدمي، در مقام عمل به خواسته هاي وي سر تسليم فرود آورده و کمتر چون و چرا کند. يعني جاي پرسشگري در اصول دين است نه در فروع دين. اگر با عقل و دريافت هاي عقلاني به اين نتيجه رسيديم که ما آفريدگاري حکيم، عليم، خبير، قادر، فيض وجود مطلق داريم، بديهي است در حکيمانه بودن تمام دستورات او يقين خواهيم نمود. به جاي پرسش از حکمت و علت يکايک دستورات پزشک، در انتخاب پزشک و مهارت و صلاحيت او بايستي دقت نمود.
در خبري که برگرفته از صحبتي ميان امام موسي کاظم(ع) و برخي از دوستان ايشان است؛ چنين برآمده که حضرت از دادن پاسخ تفصيلي به پرسش وي از علت جعل يک حکم شرعي، دوري گزيده و صرفاً مي فرمايند: «اينطور آمده است».V} (مأخذ اول، ج 2، ص 352){V
اين روايت شريف، همانگونه که گفتيم، ما را از پرس و جوي بي مورد درباره دلائل وضع احکام از جانب خداوند، نهي کرده و به اطاعت و بندگي در برابر خواسته هاي حضرت دوست (جل جلاله) دعوت مي کند.
البته نفس پرسش، اگر براي دانستن و پي بردن به علل والاي جعل احکام، از طرف ايزد منان باشد؛ نه تنها امري پسنديده است، بلکه عين عبادت مي باشد. از اين رو شايسته است تا با مطالعه دقيق فرمايشات ائمه معصومين(ع) در علل و فوايد وجوب شرايط خاص براي روزه، بر دانش خويش که وام دار عالمان حقيقي از خاندان عصمت است؛ بيافزاييم.
«زوره، همانند پيشينيان نوشته شد؛ تا شايد تقوي پيشه کنيد.»V} (کتب عليکم الصيام، کما کتب علي الذين من قبلکم، لعلکم تتقون. بقره، آيه 183){V
به فرموده خداوند متعال، يکي از اسباب روزه، پرهيزکاري و آماده سازي انسان براي تقوي است. تقوي يعني خودداري کردن از عمل بدانچه موافق هواي نفس است. پس روزه از اين جهت که براي مخالفت با هواي نفس است؛ بايد داراي شرايطي باشد که انسان را از حالت هاي هميشگي و تن در دادن به خواهشهاي نفساني باز دارد.
از اين رو بايد از جمله شرايط صحت آن خويشتن داري از خوردن، آشاميدن و مبارزه با غريزه هاي حيواني باشد. شايد بتوان گفت که قرار دادن مسافت شرعي در صحت روزه از اين جهت است که انسان با مسافرت به اماکن تفريحي، مناطق خوش آب و هوا و ... از هدف اصلي روزه که تمرين خودداري است؛ غافل نشود. از اين رو، مي بينيم که اگر سفري حرامV} (مأخذ دوم، ص 161) {V بود، مثل شرکت در مراسم ازدواجي که شئونات الهي در آن رعايت نمي شود؛ حکم روزه باقي است و شخص نمي تواند روزه خود را بشکند. و يا در اثر پيدايش کسالت که به طور طبعي بدنبال مسافرت رخ مي دهد، توجه به روح عبادت کاسته مي شود.
به هر صورت روزه يک حکم شرعي و تعبدي است که عقل ما در درک شرايط آن ناتوان است.
نکته مهم تر اين که حد مسافت شرعي، شرط براي صحت روزه است نه براي قبولي روزه. روزه صحيح اگر شرايط لازم را داشته باشد از قبيل تقوي، اجتناب از مال حرام، تنزه از حق الناس و ...، قابليت قبولي در محضر حضرت پروردگار را مي نمايد.
البته چنانچه که علت عقلي و شرعي براي سفر در حال روزه، فرض شود؛ نه تنها مسافرت کردن جايز است؛ بلکه به سبب رعايت حال مکلف؛ حکم به شکستن روزهV} (همان، ص 22){V نيز شده است. نهايتاً تمامي اين شرايط بدين سبب است که آدمي با تجربه هاي افروخته در مبارزه با نفس خويش، آزموده شود تا در رويارويي با محرمات الهي، قادر به تقوي و خويشتن داري باشد.
منابع و مآخذ:
1. تفصيل وسايل الشيعه، شيخ حر عاملي(ره)، نشر مؤسسه آل البيت، چاپ دوم، سال 1414 ه.ق.
2. فقه الرضا(ع)، علي ابن بابويه قمي، نشر مؤسسه جهاني امام رضا(ع).
البته اگر قبل از ظهر به محلى كه مىخواهيد برسيد و در آنجا قصد ماندن ده روز كنيد و در بين راه كارى كه روزه را باطل مىكند انجام نداده باشيد روزه صحيح است و همين طور اگر برويد و طورى برگرديد كه پيش از ظهر به وطن برگرديد.
و به طور كلى مسافرتى كه باعث شكسته شدن نماز مىشود، آن سفرى است كه فاصله آن تا وطن هشت فرسخ شرعى يا بيشتر باشد و فرق نمىكند رفتن هشت فرسخ باشد يا چهار فرسخ برويد و برگرديد (45 كيلومتر رفت و برگشت). اين سفر شرعى است و بايد نمازهاى چهارركعتى را بعد از حد ترخص شكسته بخوانيد و روزه نگيريد؛ مگر اين كه قصد ماندن ده روز در آن محل بنماييد كه در اين صورت نماز تمام و روزه صحيح است. مقصود از حد ترخص، جايى است كه اگر در آن جا بايستيد، صداى اذانى كه در وطن شما گفته مىشد نشنويد و ديوار ساختمانهاى آخر شهر را نبينيد. بنابراين وقتى از وطن قصد مسافرت مىكنيد، وقتى به چنين نقطهاى رسيديد از آن جا حكم مسافر پيدا مىكنيد و از آن جا به بعد بايد نماز را شكسته بخوانيد و اگر در حال روزه باشيد، مىتوانيد افطار كنيد. در برگشتن به وطن نيز به اين نقطه كه برسيد ديگر حكم مسافر را نداريد (اين نظر مشهور فقها است)، V}(توضيحالمسائل مراجع، ص 643 و 694).{V
کد سوال : 4174
موضوع : كلام و دين پژوهي
پرسش : مي دانيم كه علوم به كار رفته در قرآن اينها هستند:
1. ذات اقدس 2. موجودات عوالم مختلف و در درجه خاصي از اهميت حقيقت انسان و صفات و افعال او 3. روش پرورش روح بسيار متعالي انسان و در مجموع همه مباحث مربوط به زندگي حقيقي انسان و مقصد آفرينش اوست.
از جهت ديگر اين مباحث از علم نامحدود خداوند نشات گرفته است يعني دانش نامتناهي پروردگار را در اين كتاب مشاهده مي كنيم در مورد اين مسائل تمام كليات و جزئيات را برايم بگوييد تا به عنوان يك دانشجوي رشته الهيات ،فقه و مباني حقوق در اين مسائل متبحر شوم.
پاسخ : پرسش شما در واقع از تمام مجموعه معارف دينى است كه به طور مسلم پاسخ به آن نيازمند كتاب بلكه كتابهاست لذا ما به ذكر يك مقدمه و معرفى چند كتاب و ارسال يك كتاب بسنده مىكنيم. در صورتى كه سؤال خاصى مورد نظر شما است در مكاتبات بعدى مطرح نماييد.
1- معارف دينى را به روشهاى مختلف و از منظرهاى گوناگون مىتوان بررسى كرد. ديدگاه فلسفى كلامى، ديدگاه قرآنى، ديدگاه روايى، ديدگاه تاريخى و... به نظر مىرسد كه شما به قرآن توجه نمودهايد لذا كتابهايى در اين زمينه معرفى خواهيم كرد.
2- در يك تقسيمبندى معارف دينى به سه بخش عقايد، اخلاق و احكام تقسيم مىشود كه بخش عقايد مشتمل بر مباحث خداشناسى، راهشناسى، راهنماشناسى، فرجامشناسى و همينطور مباحث انسانشناسى و هستىشناسى مىباشد كه بعضى از اين مباحث بر مباحث ديگر تقدم دارند.
3- بىشك شما در دوران تحصيل خود متونى را مطالعه كرده يا درس گرفتهايد لذا تلاش مىكنيم متنهاى جديدتر و با غناى بيشتر را معرفى نماييم.
T}كتابهاى مفيد{T
الف) مجموعه معارف قرآن، نوشته استاد مصباح يزدى، انتشارات مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمينى (اين كتاب تا به حال مشتمل بر چندين عنوان منتشر شده است كه عبارتند از خداشناسى، كيهانشناسى، انسانشناسى، راهنماشناسى، راهشناسى، قرآنشناسى، اخلاق در قرآن، حقوق و سياست در قرآن مىباشد كه بعضى از اين عناوين مثل اخلاق در قرآن شامل سه جلد مىباشد).
ب ) مجموعه تفسير موضوعى، آيتالله جوادى آملى (اين مجموعه نيز عناوين مختلفى مثل قرآن در قرآن، توحيد، معاد در قرآن، سيره پيامبران در قرآن، سيره رسول اكرم(ص) در قرآن و... را در بر دارد.
ج ) كتابهاى شهيد مطهرى هم نزد شما شناخته شده است.
د ) آموزش كلام اسلامى، دكتر سعيدى مهر كه مشتمل بر يك دوره عقايد استدلالى است.
ه ) مجموعه كتابهاى استاد شجاعى كه بسيار جذاب و دقيق نگاشته شده ايشان از شاگردان برجسته مرحوم علامه طباطبايى مىباشند كتابهاى چاپ شده ايشان دو جلد در زمينه اخلاق نظرى و عملى (كه بسيار زيبا و سودمند است) دو جلد معادشناسى (با تكيه بر قرآن) و 5 جلد در موضوعات مرگ و برزخ و قيامت (كه در عين اختصار بسيار دقيق مىباشد) وعناوينى ديگر مىباشد. كتابهاى ايشان توسط انتشارات سروش و يا كانون انديشه جوان وابسته به پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامى، چاپ گشته است.
کد سوال : 4175
موضوع : تاريخ و سيره
پرسش : جزئيات و علل و چرايي و چگونگي واقعه اي كه در آن حضرت زهرا(س) پهلوي مباركشان شكست و آن واقعه اسفبار در تاريخ اسلام رخ داد را روشن بفرماييد؟
پاسخ : درباره مظلوميت حضرت زهرا(س) و واقعه «پشت در» بايد دانست؛ مردم صدر اسلام، احترام ويژه پيامبر(ص) به دختر خود حضرت زهرا(س) را به طور آشكار ديده و شنيده بودند. هنوز احاديثى مانند H}«فاطمة بعضة منى، من اذاها فقد اذانىH؛ فاطمه پاره تن من است هر كس او را آزار رساند مرا آزار رسانده است». به خاطر داشتند.
از اين رو هنگامى كه مىخواستند امام على(ع) را با اجبار براى بيعت به مسجد ببرند حضرت فاطمه(س) پشت درآمد تا آنان به احترام حضرت فاطمه(س) شرم كنند و برگردند.
اتفاقا كسانى كه در جلو جمعيت بودند وقتى فهميدند حضرت فاطمه(س) پشت در است. دست نگه داشتند و با صداى بلند گفتند فاطمه پشت در است.
اما از آخر جمعيت دستور داده شد H}«و ان كانت؛{H اگر چه او [= فاطمه] باشد.» آن جا بود كه آن واقعه جان سوز اتفاق افتاد. و دشمنان غاصب انتقام خود را از فدايى ولايت گرفتند. V}(ر.ك: ابى قتيبه الامامه و السياسه، ج 1، ص 30، العقد الفريد، ج 5، ص 12){V
ناگفته نماند اگر چه در ظاهر دشمنان، انتقام گرفتند. اما «كبودى بدن» و «سرخى خون» مظلومانه حضرت براى هميشه در حافظه تاريخ باقى ماند. و براى همه حقيقت جويان حجت بالغه و آشكار شد. و با نگاه ملكوتى اين يك «انتخاب» از سوى حضرت زهرا(س) بود. تا حقانيت علوى و مظلوميت فاطمى آميخته گردد و آن مشعل نورانى در طول تاريخ افروخته ماند.
کد سوال : 4176
موضوع : كلام و دين پژوهي
پرسش : گفته مي شود كه در آخر الزمان مردم و بطور كلي جهان به فساد كشيده شده و همه جا از ظلم و جور پر خواهدشد و در آن حال خواهد بود كه امام عصر(عج) ظهور خواهند كرد حال اين سؤال مطرح است كه اگر سرانجام و بطور طبيعي به چنين فساد و ظلمي جهان را فرا خواهد گرفت پس چرا بايد به سمت اصلاح خود و جامعه حركت كنيم و موكد در اسلام توصيه شده است كه خود و جامعه تان را به اصلاح در آوريد .آيا عدم حركت ما به سمت اصلاح و در نتيجه به فساد كشيده شدن جامعه منجر به تعجيل در ظهور نمي گردد؟
پاسخ : فراگير شدن ظلم و جور در جهان از نشانههاى معروف ظهور حضرت مهدى(ع) به شما مىرود و اين نشانه در روايات بسيار به چشم مىخورد و در بعضى روايات به همين عنوان كلى مورد اشاره قرار گرفته، چنان كه در روايات معروفى كه با سندهاى گوناگون نقل شده آمده: «يملا اللّه به الارض قسطا و عدلاً بعد ما ملئت ظلما و جورا؛ خداوند به وسيله ظهور مهدى(ع) زمين را پر از عدل و داد مىسازد، پس از آن كه از ظلم و ستم پر شده باشد»، V}(چشم به راه مهدى، جمعى از نويسندگان مجله حوزه، نقل از «سنن ابى داود»، ج 4، 107 و كنزلالعمال، ج 14، ص 264).{V
يا از حضرت مهدى(ع) نقل شده: H}«علامة ظهورى كثرة الهرج و المرج و الفتن...؛{H نشانه آشكار شدن من زياد شدن هرج و مرج و فتنهها و آشوبها است»، V}(بحارالانوار، ج 51، ص 320).{V
قبل از آن كه به بررسى اصولى موضوع مطرح شده بپردازيم به نظر مىرسد اشاره به سير تاريخى اين برداشت از موضوع ظهور امام زمان و زمينههاى آن، به عنوان مقدمه مفيد باشد.
در طول تاريخ غيبت به ويژه در قرون اخير نوعى تفكر آسايش طلبانه در برخى پديد آمده و آنان بهانهاى مىطلبند تا از زير بار مسئوليت شانه خالى كنند! حال چه بهتر كه اين بهانه رنگ دينى داشته باشد.
از جمله اين موارد آن است كه ما نبايستى با ظلم مبارزه كنيم زيرا ظهور امام زمان به تأخير مىافتد و حتى برخى پنداشتهاند كه بايد به ظلم و فساد نيز كمك كرد و در گسترش آن كوشيد تا اسباب ظهور بيشتر فراهم شود؟!
اين تفكر ناشى از عدم شناخت مسئوليت و نشناختن دين الهى و برداشت غلط از موضوع ظهور است.
اولاً اين تعبير كه «جهان را پر از عدل و داد خواهد كرد، پس از آن كه از ظلم و جور پر شده است» يك بيان و تعبير كنايى است كه نشانگر شدت ظلم و فراگيرى آن است و بدين معنا نيست كه همهى انسانها در آن زمان ظالم و فاسدند. مانند اين تعبير كه مىگوييم «فلانكار، با هزار مشكل مواجه است» كنايه از اين كه مشكلات متعددى فراروى تحقق آن عمل است.
در آن دوران، انسانهاى صالح نيز وجود دارند كه قرآن كريم به آنان وعده داده است كه وارث حكومت زمين خواهند شد V}(نور، آيه 55){V و مگر كسانى جز همين انسانهاى خودساخته و صالح، ياوران حضرت مهدى(عج) خواهند بود؟ و اساسا زمينه و بستر پذيرش قيام و انقلاب جهانى حضرت مهدى(عج) به ستوه آمدن تودههاى مردم از ظلم و فساد و تباهى است. بر اين اساس مىتوان گفت ظلم و جور مورد نظر در روايات، به صورت عمده، متوجه به حكومتها و طبقهى حاكم كه قدرت و ثروت را در دست دارند، مىباشد.
ثانيا رواياتى كه دلالت بر پر شدن جهان از ظلم و ستم دارد، در حقيقت خبر از وضعيت و شرايط جهان در آن دوران مىدهد. اخبار از يك واقعيتى است، كه رخ خواهد داد نه اين كه وظيفه شرعى ما را بيان كند، به اين معنا كه ما موظفيم چنين شرايطى را ايجاد كنيم و كمك كنيم جهان پر از ظلم و فساد شود. اخبار اين روايات از وضعيت جهان، منافاتى با مسؤوليتهاى فردى و اجتماعى ما در جهت اصلاح فرد و جامعه ندارد. وظيفه انسان، حركت در مسير كمال است كه جز در پرتو عمل به وظايف و اصلاح خود و جامعه ميسر نخواهد بود و وعده آمدن مهدى موعود نيز در راستاى همين سير به سوى كمال و اصلاح فرد و جامعه است.
مهدى موعود مىآيد تا بستر را براى اين حركت و سير كمالى مهياتر كند. او مىآيد تا انسانها، فارغ از ظلم ستمگران و فساد افسادگران، مسير كمال و اصلاح خود و معرفت حضرت حق و رسيدن به سعادت را بپيمايند.
ثالثا به طور كلى، هيچ گاه يك آموزهى دين نمىتواند نافى و تعطيلكننده ساير اركان و اساس دين باشد. اگر به فرض به چنين موردى برخورديم، خود دليل بر بطلان آن و عدم استناد آن آموزه به دين خواهد بود.
به عنوان مثال يكى از اركان دين، توحيد است، معنا ندارد كه آموزهاى از دين، شرك را تأييد و به آن دستور دهد.
با توجه به اصل فوق، رواياتى كه صرفا اخبار از يك امر تكوينى است يعنى خبر از شرايط و اوضاع جهان قبل از ظهور مىدهد، نمىتواند مؤيد و مروج فساد و ظلم باشد.
اساسا روح دين و تمام آموزههاى دين، براى برچيدن فساد و تباهى و رساندن انسان به اوج كمال است. دين براى اصلاح فرد و جامعه آمده است. بنابراين چنين برداشتى از روايات فوق برداشتى كاملاً نادرست و منافى با حقيقت دين و ارسال رسل است.
کد سوال : 4177
موضوع : تاريخ و سيره
پرسش : در زيارت ناحيه مقدسه حضرت امام زمان(عج) خطاب به امام حسين(ع) لقب «غريب الغربا» را به کار مي برند. آيا اين لقب از طرف معصومين به امام رضا(ع) هم نسبت داده شده است؟ و ثانيا غربت حضرت رضا(ع) در چيست؟ اگر غربت به دوري از مدينه و... است که برخي امامان ديگر هم دور از حرم نبي اکرم(ص) مي باشند و حال آن که امروزه حرم هيچ يک از امامان به اندازه حرم امام رضا(ع) زائر ندارد؟
پاسخ : اطلاق غريبالغربا، همانگونه كه نوشتهايد در زيارت ناحيه و برخى از زيارات ديگر بر سالار شهيدان آقا اباعبدالله الحسين(عليه السلام) شده است و اطلاق آن را بر حضرت رضا(عليه السلام) نيافتيم.
بله، اطلاق غريب بر حضرت رضا(عليه السلام) به جهت اين كه آن حضرت در زمان حياتشان از خانواده و خويشاوندانشان دور بودهاند در روايات آمده است.
از جمله در روايتى از اميرالمؤمنين(عليه السلام) آمده است كه: مردى از فرزندانم به ستم كشته خواهد شد. اسم او اسم من است و اسم پدرش اسم موسى بن عمران(ع) است. هر كس او را در غربتش زيارت كند، خداوند گناهان او را خواهد آمرزيد.
و در روايتى امام صادق(عليه السلام) در مورد آن حضرت مىفرمايد: آن حضرت امام «مفترض الطاعه» غريب و شهيد است.
چه بسا غريب بودن امام رضا(عليه السلام) بخاطر آنست كه فرقه هاي مختلف اسلامي به زيارت ديگر امامان بيشتر ميروند.تا هفت امامي ها اما تنها كساني به امامت حضرت رضا (عليه السلام)اعتقاد دارند. كه اثني عشري باشند.
کد سوال : 4178
موضوع : كلام و دين پژوهي
پرسش : مي دانيم از نشانه هاي ظهور امام زمان(عج) اين است که زنان شبيه مردان مي شوند و دنياطلب مي شوند. خيلي مي ترسم که يکي از اين افراد شوم مخصوصا وقتي به دانشگاه مي روم چنين احساسي دارم چه کنم تا از اين افراد نباشم؟
پاسخ : از نشانههاى ظهور فراگير شدن جهان از ظلم و جور است چنانچه از خود حضرت مهدى(عج) نقل شده: H}علامة ظهورى كثرة الهرج والمرج والفتن...{H؛ نشانه آشكار شدن من، زياد شدن هرج و مرج و فتنهها و آشوبهاستV}(بحارالانوار، ج 51، ص 320).{V
گاهى نيز نشانههاى ظهور به عنوان زياد شدن گناهان و مفاسد اخلاقى و اجتماعى در ميان مسلمانان بيان شده است. علامه مجلسى در باب نشانههاى ظهور، روايتى از امام صادق(ع) آورده كه در آن بيش از يكصد نوع انحراف اخلاقى، اجتماعى، اعتقادى وفرهنگى كه در دوران غيبت، دامنگير جوامع اسلامى مىشود، پيشگويى شده استV}(بحارالانوار، ج 52، ص 256){V از جمله: رشوهخوارى، زياد شدن زنا و لواط، سنگدل شدن مردم، اهتمام مردم تنها به شهوت و شكم، از ميان رفتن شرم و... .
H}و رأيت النّساء يتخذن المجالس كما يتخذها الرجال{H؛ زنان در جامعه و مجالس، به مانند مردان حضور و ظهور مىيابند.
و علامتهايى از اين قبيل. زياد شدن مفاسد و آلودگىها در ميان مردم، در واقع، نوعى فراگير شدن ظلم و جور روى زمين است. البته فساد و گناه كم و بيش در ميان مردم بوده، مهم اين است كه منكر بر معروف و ضد ارزشها بر ارزشها غلبه پيدا مىكند.
سخن از زياد شدن ظلم و ستم و گناه و كم شدن افراد صالح است، نه اين كه همه مردم كافر شوند يا افراد صالح هيچ نباشند. در همان حال كه تباهى همه جا را فرا گرفته است، افراد پاكباخته، متعهد و صالحى هستند كه زمينه قيام آن حضرت(عج) را آماده مىسازند و در حمايت از آن منجى بزرگ به جهاد برمىخيزند.
در روايات همان طور كه از گسترده شدن ظلم و ستم به عنوان علائم ظهور ياد شده است به اين نكته نيز اشاره شده كه جامعه منتظر مهدى، بايد در به پا داشتن ارزشها و مبارزه با ضدارزشها، تلاش جدى بكنند و منتظران به تهذيب نفس بپردازند و...
تهذيب نفس و پاكسازى درون از صفات و خوىهاى زشت، و زيور دادن آن به وسيله اخلاق پسنديده، در هر زمانى واجب است. چنان كه قرآن مىفرمايد A}قد افلح من تزكى{A؛ به درستى كسى كه خود را پاك نمايد، رستگار مىشود. V}(شمس، آيه 9){V.
اما اهميت تزكيه نفس در دوران غيبت امام عصر(عج) از جهت آن است كه قرار گرفتن در زمره اصحاب آن حضرت، بستگى تمام به آن دارد وجود نازنين آقا مهذبترين و پاكترين انسان است پس درك فضيلت صحبت او و قرار گرفتن در صف ياران حضرت به تهذيب نفس نياز دارد. در دعايى بعد از «زيارت آل يس» V}(علامه مجلسى در بحارالانورار، ج 102، ص 81 به نقل از احتجاج طبرسى آورده: از ناحيه مقدسه حضرت ولىعصر(عج) به محمد حميرى آمده: هرگاه اراده نموديد به وسيله ما به سوى خداوند و به سوى ما توجه نماييد «زيارت آل يس» را بخوانيد. اين زيارت از جانب خداوند متعال است){V مىخوانيم: H}اللهم انصره وانتصر به لدينك وانصُر به اوليائك و اوليائه و شيعته و انصاره واجعلنا منهم{H؛ اى خدا! به امام زمان نصرت عطا فرما و به واسطه او دينت و دوستانت و شيعيان و ياوران و دوستان او را يارى فرما و ما را از دوستان و شيعيان حضرت قرار ده. V}(مفاتيحالجنان){V
پس يكى از مهمترين تكاليف در دوران غيبت كبراى مولايمان صاحبالزمان(عج) تهذيب نفس است «نعمانى» از امام صادق(ع) روايتى آورده كه حضرت مىفرمايد: هر كس دوست دارد از اصحاب حضرت قائم(عج) باشد، بايد كه منتظر باشد و در اين حال به پرهيزكارى و اخلاق نيكو رفتار نمايد، در حالى كه منتظر باشد، پس چنانچه بميرد و پس از مردنش قائم(عج) بپا خيزد، پاداش او همچون كسى خواهد بود كه آن حضرت را درك كرده است، پس كوشش كنيد و در انتظار بمانيد. گوارا باد شما را اى گروه مشمول رحمت خداوند V}(مكيالالمكارم، سيد محمد تقى موسوى اصفهانى، ج 2، ص 437){V و تهذيب نفس و پاكسازى درون امرى عمومى است كه م مردان و هم زنان مسلمان و شيعه بايد به آن عمل كنند و اختصاص به قشر و نوع و جنس خاصى از جامعه ندارد.
براى آگاهى بيشتر ر.ك:
1- خورشيد مغرب، علامه محمد رضا حكيمى.
2- قيام و انقلاب مهدى، شهيد مطهرى.
کد سوال : 4179
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اجتماعي _ فرهنگي
پرسش : با توجه به وجوب فريضه امر به معروف و نهي از منکر، اگر بخواهيم يک دختري را که از لحاظ حجاب وضع درستي ندارد را امر به معروف و نهي از منکر کنيم با توجه به اين که ممکن است ديگران اين عمل انسان را چيز ديگري تلقي کرده و برداشت نادرستي از انسان داشته باشند چگونه بايد عمل کنيم؟
پاسخ : به طور کلي، اين مجموعه اي از بايدها و نبايدها است که مؤمنان بايد در چارچوب آن حرکت کنند و بکوشند بايدها را عمل کنند و از نبايدها دوري کنند، به اين معنا که هر ديني از پيروانش مي خواهد به هنجارهايي تن در دهند و از ناهنجاري هايي دوري کنند، اين هنجارها در قالب واجبات الهي و ناهنجاري در دسته محرمات الهي قرار مي گيرند.
يکي از آموزه هاي مؤثر و کارآمد در دين رهايي بخش الام و از جمله احکام و هنجارهاي واجب آن، فريضه امر به معروف و نهي از منکر بوده که بر هر زن و مرد مسلمان با وجود شرايط آن واجب است.
به هر حال، امر به معروف و نهي از منکر از مهم ترين ابزارهاي نظارتي در بعد فردي و اجتماعي است و هدف از آن، احياي معروف و ميراندن منکر در جامعه اسلامي مي باشد.
تعبير «امر به معروف و نهي از منکر»، از تعبيرات کليدي در قرآن کريم و سخنان حکيمانه پيشوايان راستين اسلام بوده و از جايگاه و اهميت بسيار بالايي در چارچوب آموزه ها و مقررات فردي و اجتماعي در اسلام برخوردار مي باشد.
امام باقر(ع) در اين باره چنين مي فرمايد: «امر به معروف و نهي از منکر، واجب بسيار بزرگي است که در پرتو آن ديگر واجبات اقامه (به پا داشته) مي شود ...»، V}(کافي: 5/56/1، به نقل از: ترجمه ميزان الحکمه، محمدي ري شهري، ج 8، ص 3704).{V يعني اين واجب (در صورت اجراي درست آن) به تنهايي، ضامن اجراي ساير احکام و دستورات الهي و اسلامي است.
ليکن، امر به معروف و نهي از منکر، با توجه به تأثيرات بالاي خود، داراي زمينه ها، شرايط مراتب و آداب مهمي مي باشد که اگر همه آنان به خوبي به اجرا درآيد، مي تواند يک پروژه بي عيب و نقص و در عين حال در کاهش جرم و پيشگيري از آن، بسيار تأثيرگذار و داراي نقش باشد.
بنابراين، شناخت اصل اين پروژه اجتماعي، فرهنگي، اخلاقي و تربيتي براي اجرايي کردن آن و دسترسي به اهداف آن، بسيار مهم است.
يکي از شرايط مسلم «امر به معروف و نهي از منکر» آن است که اجراي آن مفسده اي در پي نداشته باشد. بدين معنا که هدف از امر و نهي، دعوت به خير و صلاح و باز داشتن از شر و فساد است، اما اگر زماني، اجراي آن نتيجه معکوسي به بار آورد، ترک آن درست تر بلکه واجب مي باشد. بنابراين، اجراي اين فريضه، نبايد موجب مفسده و ضرر جاني، مالي و آبرويي باشد (البته در منکراتي که جزيي و فردي است، اما در جايي که اساس دين در خطر باشد، مسأله فرق مي کند).
بديهي است که اگر شرايط امر و نهي فراهم نباشد اصلاً واجب نخواهد بود و نيز اگر در مقام اجرا، مراحل و شرائط آن، به درستي پياده نشود، چه بسا ممکن است تأثيرات منفي و مخربي از خويش بر جاي گذارده و احياناً زمينه دين گريزي را به همراه داشته باشد.
بنابراين، همانگونه که اهتمام به امر و نهي، واجب بوده، اجراي صحيح آن نيز لازم مي باشد به اين ترتيب بايد مراقب بود تا در مقام عمل به اين تکليف سياسي _ اجتماعي در اسلام، و انگيزه بالا براي بستن پرونده گناه، پرونده گناه ديگري (در اثر بد عملي)، گشوده نشود، چه اينکه بي عملي و بد عملي (در صورت تقصير) هر دو، گناه بزرگي، به شمار مي آيد.
با تأکيد بر مباحث پيش گفته و حساسيت اين واجب پر اهميت، بايد گفت که امر و نهي بايد شفاف و بدون ابهام باشد و الا ممکن است زمينه سوء تفاهم و حتي تهمت فراهم شود که بايد از کلي گويي، مبهم گويي و ... اجتناب کرد.
اميرالمؤمنين علي(ع) در اين باره مي فرمايد: «کسي که خود را در معرض تهمت قرار دهد نبايد کسي را که به او گمان بد برد، سرزنش کند»، V}(بحارالانوار، 75/90/4 و ص....................... ، به نقل از ترجمه ميزان الحکمه، ج 2، ص 632).{V
در مورد سؤال ياد شده مي توان گفت، در صورتي که شرايط امر به معروف و نهي از منکر آماده است، لازم است امر و نهي نماييم، اما اگر مورد از مواردي است (مثلاً يک زن است) که در معرض تهمت قرار مي گيريد (در صورتي آمر و ناهي يک مرد باشد) بايد از مکانيسم هاي ديگر استفاده کنيد از جمله اينکه به صورت جمعي به اين واجب اقدام نمائيد و همچنين با مراجعه به نهادهاي مسؤول و با استفاده از خواهران مسؤول و متعهد، به اين واجب بسيار کارآمد، اهتمام داشته باشيد.
در پايان نکته قابل توجه اين است که در همه مراحل امر به معروف و نهي از منکر، تلاش نماييم. با به کارگيري هوش و درايت و روش هاي روانشناسانه و نيز با بهره گيري از اخلاق اسلامي و ادب ديني و صبر و حوصله و بدون درگيري لفظي و فيزيکي (با توجه به مراحل ابتدايي آن)، اقدام شود تا با کم ترين هزينه، بيشترين استفاده را ببريد. بنابراين، با افراد مختلف و سليقه هاي متفاوت برخوردهاي متنوع بايد داشت تا موفقيت بيشتري کسب نماييد.
کد سوال : 4180
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اخلاق و عرفان
پرسش : منظور حديثي از رسول خدا(ص) در کنزالعمال، ج 1، ح 3 که آمده است: «اي مردم من از آنچه نمي دانيد ترسي ندارم ولي بنگريد آنچه را که مي دانيد چگونه عمل مي کنيد» چيست؟
پاسخ : حديثى كه نقل شده است در كتاب شريف كنزالعمال يافت نشد. اما در ارتباط با علم و عمل نكاتى را عرض مىكنيم.
سخنى كه در متن نامه ذكر شده است به اهميت عمل نسبت به علم تصريح مىنمايد. واقعاً نيز همين گونه است. انسان از لحاط تكليف، حساب و كتاب دربارهى چيزهايى كه حقيقت آنها را مىداند در عمل بدانها اهتمامى نمىورزد. مورد سؤال و در نتيجه مورد عقوبت و كيفر است.
براى مثال از پيامبر مكرم اسلام(ص) نقل شده است كه خطاب به ابنمسعود فرمود: «هر كس دانش اندوزد و به آن عمل نكند، خداوند روز قيامت وى را نابينا برانگيزد» V}(علم و حكمت در قران و حديث، ج 2، ص 590).{V
يا در روايتى ديگر پيامبر(ص) مىفرمايد: «هر كس بر دانش خويش افزود، ولى بر هدايتش نيفزود، جز بر دوريش از خدا نيفزوده» V}(همان، حديث 1701).{V
در جاى ديگر نقل شده، هر كس بر عملش افزوده شود، ولى بر زهدش افزوده نگردد (نسبت به دنيا بىرغبت نگردد) از خدا دورتر مىشود.
شخصى به نام معلّى بن خنيس گويد: خدمت امام صادق(ع) رسيدم و از حقوق مؤمن پرسيدم. امام به من فرمود من نسبت به تو دلسوز و مهربان هستم و مىترسم از اين كه بدانى. ولى عمل نكنى! و آن چه را كه بيان مىكنم ضايع نموده و حفظ ننمايى! گفتم: A}«لاحول و لاقوة الا باللّه»{A؛ يعنى حول و قوهاى جز الله نيست (و من در عمل به فرمايشات شما از خداوند قدرت و توان مىخواهم) بعد امام(ع) سفارشات خود را درباره حقوق برادران ايمانى بيان مىنمايند V}(بحارالانوار، ج 74، ص 234، چاپ مكتبه الاسلاميه).{V
پس اى عزيز! سيره و روش زندگى دينى ما اين است كه آن چه را كه فرا مىگيريم ابتدا به آن عمل كنيم و بعد در عمل به آن استقامت و استمرار ورزيم و در مرحلهى بعد از آن به سراغ علم جديد برويم.
اگر در جامعه ما رسم شود كه در ابتدا به دانستههاى خود عمل كنند و سپس به فراگيرى مطالب جديد بپردازند بسيارى از معضلات جامعه حل خواهد شد.
امام صادق(ع) از پيامبر مكرم اسلام نقل مىكنند كه فرمود: H}«نعوذ بالله من علم لاينفع و هو العلم الّذى يضاد العمل بالاخلاص، واعلَم ان قليل العلمِ يحتاجُ الى كثير العمِل لانَّ علمُ الساعه يلزمُ صاحبه استعمال طول دهره{H؛ V}(مصباح الشريعه، چاپ بيروت، ص 13 و 14).{V
از علم غير نافع بايد به خدا پناه برد و آن علمى است كه در عمل به آن، اخلاص نباشد. علم اگر چه مقدارش كم باشد به عمل زياد نياز دارد. چون صاحبش تا پايان عمر بايد آن را به انجام رساند. پس همه ما بايد اولاً نسبت به عملكرد خود دقيق باشيم و ثانياً هر لحظه مراقبت نماييم تا عمل ما با اخلاص توأم باشد.