• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
عضویت در خبرنامه
کد سوال :
جستجو :
کد سوال : 4121
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اخلاق و عرفان
پرسش : در حق مرده اي كه به او ظلم شده و باعث آزار او شده چه بايد كرد؟
پاسخ : اگر منظورتان اين اس که ما کسي را آزرده ايم و به او ظلم کرده ايم و او از دنيا رفته و حال قصد جبران عمل بد خود را داريم، بايد گفت، بهترين کار اين است که اگر حقي مالي از او بر گردن ماست که به او نپرداخته ايم بايد اين حق را با رعايت موازين شرعي به بازماندگان و وارثان او رسانيد و نيز اگر او را غيبت کرده و يا به او تهمتي زده ايم بايد اعمال خيري به آن مرده هديه کرد و با خواندن قرآن و فاتحه و دعا روح او را شاد کرد و نيز از خداوند به خاطر اين اعمال بدمان طلب مغفرت و آمرزش نماييم و از خداوند بخواهيم آن مرده را از ما راضي گرداند.
کد سوال : 4122
موضوع : كلام و دين پژوهي
پرسش : آيا گريه كردن براي مرده باعث بخشودگي گناهان او است؟
پاسخ : اگر ريشه تأثرات و تألمات ناشى از عوامل مادى و دنيوى است ناپسند و مذموم است ولى اگر از جهت جدايى و قطع محبت و گسست عاطفى است نظير اين كه انسان همسفر، شريك، انيس و محبوبى را از دست بدهد و محزون و غمگين شود و گريه كند اشکالي ندارد. مثلاً مستحب است در مفارقت از مؤمن، براى او بگريند اما اين گريه نبايد به جزع و بى‏قرارى بيانجامد. با بررسى تاريخ اسلام به شواهد درباره گريه كردن اهل‏بيت(ع) در فراق عزيزان خود برخورد مى‏كنيم كه مى‏تواند الگويى مناسب براى هر مسلمان باشد. مثلاً نقل شده كه پيامبر مكرم اسلام در وفات حضرت ابوطالب و نيز همسر خود خديجه كبرى مى‏گريست و بعدها هرگاه به ياد حضرت خديجه مى‏افتاد متأثر مى‏شد و دعا مى‏كرد: خدايا خديجه را بيامرز يا نقل شده حضرت زهرا(س) بر مزار عمويشان حضرت حمزه مى‏رفت و ساعت‏ها در آنجا عزادارى، گريه و ندبه مى‏نمود، همچنين آن حضرت در فراق پدر بزرگوارشان ناله‏ها و گريه سر داد يا مى‏خوانيم كه حضرت على(ع) در هنگام وفات حضرت زهرا به شدت گريست و صورت بر خاك قبر نهاد به طورى كه اشگ ديدگان حضرت با خاك آغشته شد. يا گريه اباعبدالله‏الحسين(ع) در شهادت برادران، فرزندان و اصحاب و نيز گريه حضرت زينب(س) بر كنار نعش به خون غلتيده برادر... تا گريه‏هاى صبح‏گاهى و شامگاهى مولايمان حضرت مهدى(عج) در مصيبت جدشان مشهور است. درباره ساير مردم نكته قابل توجه اين است كه فوت عزيزان عامل تنبه و بيدارى ايشان است و روان شدن اشك و تأثرات روحى سبب مى‏شود پرده‏هاى غفلت دريده شود، هر چقدر تألمات و تأثرات شديدتر باشد، انسان بهتر مى‏تواند به مشاهده و مناظره حقيقت عالم بپردازد. اساتيد اخلاق معتقدند كسانى كه از ياد مرگ غافلند همچون كسانى هستند كه در خانه‏اى با ديوارهاى ضخيم به سر مى‏برند به طورى كه هرگز طرف ديگر ديوار (مرگ) را نمى‏توانند درك كنند و ببينند؛ ياد مرگ، تضرع، گريه و زارى اين ديوارهاى قطور و ضخيم را به شفاف مى‏نمايد تا شخص با وضوح آن طرف حيات خود را ببيند و دل از جهان بركند و متوجه شود كه دير يا زود مى‏بايست رخت بربندد و در نتيجه مهيا شود. و نيز وقتى سرشك غم از ديدگان جارى مى‏شود، اتصال با عالم غيب برقرار مى‏گردد، لذا توصيه شده اگر حالت حالت تأثر و شكستگى دل به شما دست داد، آن حال را غنيمت بشماريد ودعا كنيد كه انشاءالله به اجابت نزديك است. مردم نيز عموما ناخواسته وقتى متأثر مى‏شوند درباره ديگران - حتى در مورد افراد ناشناس - طلب خير مى‏نمايند اين دعا و توجه باطنى مسلما از قوانين و سنن الهى پيروى نموده و سبب بهبود حالات مرده و خود بازمانده مى‏شود و شايد اين مهمترين تأثير اشك و گريه بر مفارقت احبّا، دوستان و ساير مردم باشد. در مجموع هيچ مانعى براى ابراز احساسات وعواطف قلبى و ريختن اشك در فراقت ياران وجود ندارد. براى اين كه درباره موضوع مورد بحث اطلاعات و معارف بيشترى كسب نماييد به احوالات امام سجاد(ع) بعد از شهادت پدر بزرگوارشان توجه نماييد. اما آنچه كه براى مرده ثواب دارد، دعاى خير و طلب آمرزش و عفو از درگاه خداوند است، بنابراين براى شادى روح مرده، احسان وانفاق و هديه مادى و معنوى فرستادن در حق وى بسيار مؤثر است و در كنار اين گريه همراه با رضا به قضاى الهى و حمد و شكر بر قضاى خداى سبحان و گفتن استرجاع «انا لله و انا اليه راجعون» و درخواست صبر بر تحمل مصيبت ثواب دارد. براى آگاهى بيشتر ر.ك: 1- مواعظ، شيخ جعفر شوشترى. 2- اشك روان بر امير كاروان، شيخ جعفر شوشتري. انسانى كه از دنيا مى‏رود تا هنگامى كه در عالم برزخ است و هنوز قيامت بر پا نشده باشد، كارهاى خيرى كه براى او انجام مى‏دهند به صورت هديه به او مى‏رسد و چه بسا مورد غفران و بخشش نيز واقع شده و يا موجب تعالى و تكامل روح او مى‏شود. در اين باره روايات و احاديث زيادى نقل شده است. به عنوان نمونه چند مورد اشاره مى‏شود. امام صادق(ع) فرموده است: H}«يدخل على الميت فى قبره الصلاة والصوم والحج والصدقة والبر والدعاء و يكتب اجره للذى يفعله و للميت؛ {H نماز و روزه و حج و صدقه و نيكى و دعا در قبر ميت داخل مى‏گردد و پاداش آن اعمال علاوه بر اين كه براى كسانى كه آنها را انجام مى‏دهد هست براى ميت نيز خواهد بود»، V}(المحجة‏البيضاء، ج 3، ص 42).{V پيامبر اكرم(ص) مى‏فرمايد: H}«... ليدخل على قبور الاموات من دعاء الاحياء من الانوار مثل الجبال؛{H دعاى زندگان به صورت كوه‏هاى نور بر قبرهاى مردگان داخل مى‏گردد»، V}(المحجة‏البيضاء، ج 3، ص 341).{V علاوه بر اين اعمالى كه براى او انجام مى‏دهند نتايج و ثمرات اعمال و كارهايى را نيز كه خودش انجام داده بعد از مرگش به او مى‏رسد. امام صادق(ع) فرموده است: H}«ستّ خصال ينتفع بها المؤمن من بعد موته: ولد صالح يستغفر له و مصحف يقرأ فيه و قليب يحفره و غرس يغرسه و صدقة ماء يجريه و سنة حسنة يؤخذ بها بعده؛{H شش چيز است كه بعد از مرگ مؤمن به او سود مى‏رساند. فرزند صالح و شايسته‏اى كه براى او دعا و طلب آمرزش كند. قرآنى كه تلاوت شود. چاهى كه حفر كرده و درختى كه غرس نموده و آبى را كه جارى ساخته و روش و سنت پسنديده‏اى كه پس از او مورد عمل قرار گيرد»، V}(بحارالانوار، ج 6، ص 293).{V براى آگاهى بيشتر ر.ك: 1- منازل الاخره، شيخ عباس قمى. 2- حيات پس از مرگ، على محمد اسدي.
کد سوال : 4123
موضوع : كلام و دين پژوهي
پرسش : آيا در هنگام اذان روزي مرده ها را مي دهند؟
پاسخ : در اين مورد روايتي نيافتيم ولي بنا به آنچه در تفسير علي بن ابراهيم آمده و برخي از مفسران فرموده اند: آيه شريفه A} «ولهم رزقهم فيها بکره و عشيا»{A ؛ در صبح گاهان و شام گاهان [بهشتيان را] روزيشان دهند V}(مريم، آيه 62) {V در مورد بهشت عالم برزخ است و بهشت عالم آخرت شب و روز ندارد. بنابراين طبق آنچه در تفسير علي بن ابراهيم آمده و برخي نيز به آن قائل هستند، روزي اموات که در عالم بــــــرزخ مي باشند در دو وقت صبح و شام خواهد بود. گرچه بسياري از مفسران نيز اين را در مورد همان بهشت عالم آخرت تفسير کرده اندV}(بحارالانوار، ج 6، ص 285 و 246){V
کد سوال : 4124
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اخلاق و عرفان
پرسش : من چه كار كنم وقتي يكي از فاميلها يا كسي مي ميرد كار من فقط گريه كردن و غصه خوردن و بياد آوردن خاطره هاي ايشان مي باشد و حتي حدود يك ماه گريه و زاري مي كنم و بغض راه نفسم را بند مي آورد كلأ از زندگي نااميد مي شوم و حتي نماز و غيره فراموشم مي شود يعني حال و حوصله اش را (استغفرا...) ندارم؟
پاسخ : گريه کردن بر مرده يا به خاطر يادآوري مرگ و سفر مرگ مي باشد يعني انسان به ياد سفري که خود نيز در پيش دارد افتاده و از اين که خود را آماده نساخته و توشه راه را که همان اعمال نيک و صالح و شايسته است فراهم نکرده، اين امر مطلوب و پسنديده است ولي بايد مواظب بود که از حد تجاوز نکند و زندگي روزمره و فعاليت هاي انسان را مختل نسازد و آن شادابي را که براي ادامه زندگي لازم و ضرروي است از انسان نگيرد. و اگر به خاطر فراق و دوري عزيزي باشد که سال ها در بين ما بوده و اکنون از بين ما رفته، شرعا بي اشکال است و بيانگر احساسات و عواطف انساني است که به صورت اشک ريختن بروز مي کند و اولياء و انبياي بزرگ نيز در فراق عزيزانشان گريه مي کردند ولي در عين حال سپاسگزار بودند و از قضاي الهي خشنود. نکته مهم اين است که در مرگ فردي از وابستگان انسان بايد متوجه باشد که قانون مرگ کلي و بدون استثنا مي باشد و دير يا زود همه بايد به ديار مردگان و خاموشان بشتابند و چون اين سفر حتمي است بايد به فکر توشه سفر بود که همان تقوا و اعتقادات پاک و اعمال صالح است. انسان در عين حال که مي تواند زندگي عادي و روزمره خود را بگذراند، مي توان براي اين سفر نيز توشه هاي فراواني از اعمال خير و نيک اندوخته کند و تأثر و غم مرگ نبايد مانع زندگي انسان و رسيدن وي به اهدافش باشد. خصوصا با توجه به اين نکته که مرگ، نابودي و فنا نمي باشد بلکه انتقال و جابجايي از منزلي به منزلي آباد و وسيع و پر از نعمت و شادي و سرور است به شرط اين که زمينه آن را با تقوا و اعمال صالح قبلا فراهم کرده باشيم و اگر انساني مؤمن و معتقد و داراي اعمال نيک و پسنديده باشد، مرگ اول خوشي و راحتي او و رسيدن به رضوان و نعمت هاي ابدي الهي است.
کد سوال : 4125
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اخلاق و عرفان
پرسش : خواهش مي كنم كاري كنيد كه ايمان من قوي شود چون به خدا هر چقدر اراده مي كنم در مورد نماز و غيره البته خجالت مي كشم با گفتن اين حرفها ولي باز تست مي شوم و هميشه فردا فردا مي كنم. خواهش مي كنم نجاتم دهيد و بگويد كه خداي توبه مرا بعد از اين همه سال قبول مي كند؟ البته فقط و فقط در مورد نماز و غيبت گناه مي كنم در بقيه چيزها نه؟
پاسخ : تقويت ايمان و عقيده راه‏هاى متعددى دارد از جمله: 1- بالا بردن سطح شناخت و آگاهى‏هاى دينى. در اين زمينه گسترش مطالعات و تحقيقات دينى با برنامه‏ريزى‏هاى هدايت شده و منظم بسيار ضرورى است. 2- گسترش فعاليت‏هاى فرهنگى و تبليغاتى با شيوه‏هايى نو و جذاب. 3- تقويت جلسات و برنامه هاى مذهبى و هر چه با شكوه‏تر و پرمحتواتر برگزار كردن آنها. براى اين كه انسان اعتقادات خود را مستحكم‏تر كند، دو حركت لازم است: الف) حركت علمى؛ يعنى، لازم است در حد توان خود به مطالعه و تحقيق بپردازد و با رجوع به كتاب‏هايى كه در اين زمينه نوشته شده، پاسخ سؤالات خود را دريابد و يا با سؤال كردن از عالمان دينى، ابهامات و شبهاتى كه در ذهنش مطرح مى‏شود بازگو كند تا با روشن شدن ابهامات، اعتقادات خود را راسخ كند. علم و ايمان رابطه‏ى طرفينى ندارند و اين طور نيست كه پس از كسب علم ايمان نيز حاصل بشود، چون متعلّق علم و ايمان جداى از هم است، علم به مغز و ايمان به دل تعلّق دارد (چه بسا انسان علمى را كسب كند، ولى بر آن ملتزم نشود) علّت اين امر نيز آن است علم دين اگر براى كسى حاصل شد، حال نوبت دل مى‏رسد كه با اختيار و قدرت تصميم‏گيرى آن را به صورت ايمان در خود بپذيرد، اما بسيارى قبل از اين كه دل را جايگاه دين و ايمان بسازند - و در عمل به آن پايبند باشند - دل خود را به دنيا، لذّت‏هاى نفسانى و هواهاى شيطانى بسته‏اند، دلبستگى و دلدادگى اين مردم چيزى جداى از مقوله دين و ايمان است. لذا قرآن مى‏فرمايد: A}«انَّ فى ذلك لَذكرى لمن كان له قلب»{A حقاً در اين (هلاك پيشينيان) يادآورى است، براى آن كس كه داراى دل باشد V}(ق، آيه‏ى 37){V بنابر اين اگر مايل هستيم از علم و معرفت دينى استفاده كنيم مى‏بايست اول دل داشته باشيم و به فرموده خداوند «لمن كان له قلب» دل را از آلودگى‏ها و تعلّقات بيهوده پيراسته سازيم. تا زمانى كه تمايلات حيوانى بر قلب ما تسلط دارد، جايى براى انگيزه‏هاى متعالى باقى نمى‏ماند. اگر ما بخواهيم به آن چه مى‏دانيم حقّ است مؤمن و ملتزم شويم، چيزهايى را كه ممكن است ما را از ايمان و پذيرش قلبى باز دارد، بايد از خود دور سازيم، در اين صورت آماده پذيرش و التزام نسبت به حقايقى مى‏شويم كه حقّانيّت آن‏ها را از راه علم و معرفت كسب كرده‏ايم. قرآن شريف در سوره حجرات قضيه عدّه‏اى اعرابى را تعريف مى‏كند كه خدمت پيامبر مكرم اسلام آمدند و عرض كردند ما «ايمان» آورده‏ايم، ولى پيامبر مكرم اسلام به فرمان خداوند به ايشان فرمود: نگوئيد ايمان آورده‏ايم، بلكه بگوئيد اسلام آورده‏ايم و هنوز ايمان در قلب‏هاى شما وارد نشده است: A}«قالتِ الاعراب آمنّا قل لم تؤمنوا و لكن قولوا اسلمنا و لمّا يدخُلِ الايمانُ فى قلوبِكُم»{A؛ V} (حجرات، آيه‏ى 14){V. از قسمت بعدى آيه چنين استفاده مى‏شود كه ايمان زمانى تحقّق پيدا مى‏كند كه مؤمن حقيقى، از خداوند و رسولش اطاعت و پيروى نمايد «... و ان تطيعُواللّه‏ و رسوله... ان اللّه‏ غفور رحيم» و اگر ايمان به مرحله عمل نرسد، اسلام است و هنوز به مرتبه ايمان راه نيافته، به عبارتى ايمان يك درجه از اسلام برتر است. لذا در حديث مى‏خوانيم: H}«الايمان اقرارٌ و عمل و الاسلام اقرارٌ بلاعمل؛{H ايمان عبارت است از باور قلبى و عملى به آن V}(اصول كافى، ج 2، ص 24){V. بنابر اين بر ماست كه براى فراهم آوردن ايمان در دو زمينه تلاش داشته باشيم: الف) در زمينه تقويت شناخت خويش و دوم در زمينه انگيزش ميل فطرى خويش به آوردن ايمان و انجام كارهاى شايسته. و معلوم مى‏شود كه راه‏هاى كسب علم از درون انسان شروع مى‏شود: 1. تفكر و انديشه در كتاب تكوين (طبيعت و جهان آفرينش). 2. تفكر و تدبر در خلقت خود انسان(مبدأشناسى). 3. تفكر و تأمل در پايان زندگى انسان (معادشناسى). 4. مراجعه به كتاب تشريع (قرآن و سيره اهل بيت عليهم‏السلام). ب) حركت عملى؛ تاكنون دريافتيم كه ايمان مقتضى عمل صالح است، اين واقعيت را در آيه آيه قرآن شريف مى‏توانيم به دست آوريم: A}«والّذين آمنوا و عمِلوا الصّالحاتِ سنُدخِلِهُم جنّاتٍ...»{A؛ V}(نساء، آيه‏ى 57 و 122){V. ايمان و عمل در ديدگاه قرآن دو جزء جدانشدنى از هم هستند، در واقع ايمان، شخص را به انجام عمل شايسته وا مى‏دارد، امّا در همين جا يك نكته دقيقى وجود دارد و آن اين كه ايمان، در صورتى مى‏تواند منشأ عمل صالح (تقوا) بشود كه زنده و فعّال باشد. به عبارتى آگاهى و تنبه همواره بايد زنده باشد تا منشأ اثر شود. توصيه شده در اين مرحله براى تشخيص كار «خوب» از كار «بد» تا آن چه كه عقل مى‏فهمد از عقل، و آن چه را نمى‏فهمد از شرع دريافت كنيم و بدانيم چه كارى را بايد انجام دهيم و چه كارى را بايد ترك كنيم. لذا موضوع انجام واجبات و ترك محرّمات مطرح مى‏شود. نكته‏ى ديگر در سير عملى آن است كه مؤمن پيوسته به عمل صالح و كردار شايسته اهتمام بورزد، هر عمل شايسته، در تقويت ايمان و تقوا نقشى اساسى دارد و متقابلاً ايمان به دست آمده خود منشأ عمل شايسته‏تر مى‏شود و اين ارتباط ايمان و عمل صالح به صورت صعودى تحقق مى‏يابد. A}«والذين اهتَدوا زادهُم هُدى»{A كسانى كه هدايت الهى را بپذيرند خداوند هدايت آن‏ها را زيادتر مى‏كند V}(محمد، آيه‏ى 17){V نكته بعد اين كه مؤمن در عمل به دين خود مى‏بايست ارتباطى تنگاتنگ با عالمان دينى داشته باشد تا با استفاده از سيره علمى و عملى ايشان بيش از پيش در مسير هدايت قرار گيرد و از آسيب‏ها و شبهات بركنار و مصون باشد. براى آگاهى بيشتر در اين باره به منابع زير مراجعه كنيد: 1. تفسير نمونه، تفسير سوره حجرات. 2. تفسير سوره حجرات، محسن قرائتى. 3. طهارت روح در آثار شهيد مطهرى، عباس عزيزى. 4. نشريه قرآنى «بشارت» كه يك نشريه دو ماهه و ويژه جوانان است.
کد سوال : 4126
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اخلاق و عرفان
پرسش : من گاهي اوقات به خاطر سلب بعضي از اعمال مانند خواندن قرآن و ... احساس گناه مي كنم البته تا حدودي تجربه كرده ام كه غيبت باعث آن مي شود و گاهي اوقات با خود فكر مي كنم كه اصلا آيا آقا من را قبول دارد يا نه و اين گونه افكار باعث عقب افتادگي من از عبادات مي شود و توضيح دهيد كه چگونه حال خوبي كه بعضي اوقات به انسان دست مي دهد را ميتوان حفظ كرد؟
پاسخ : اين احساسى كه در شما وجود دارد، مي تواند احساس شايسته و سازنده اي باشد، به شرط اين كه از حد معقول تجاوز نكند و به افراط كشيده نشود. بزرگان دين با همه اخلاص و اعمال شايسته و عبادات فراوانى كه داشته‏اند همواره خود را در پيشگاه خداوند مقصر و گناهكار و ناچيز مى‏شمرده‏اند و اين احساس باعث مى‏شود انسان اعمال خود را بيش از حد بها و ارزش نبخشد و دچار عجب و خودپسندى نگردد و همواره در جاده بندگى خداوند قدم بردارد. شيطان براى افراد مختلف دام‏هاى گوناگونى دارد. براى كسى كه ايمان و باور و اعتقادى ندارد و پرهيزكارى خداترس برايش مفهومى ندارد، دام شيطان همان زيبا جلوه دادن زشتى‏ها و فساد و فحشا و ارتكاب گناهان مى‏باشد ولى براى كسى كه مؤمن و خدا باور و پرهيزكار است امور مسلم و واضح و حتمى را در نزدش متزلزل و بى‏ثبات مى‏سازد و در اعتقادات و باورهاى روشن و شفاف او ايجاد شك و ترديد مى‏كند. گاهى شيطان از همين راه زمينه‏هاى يأس و دورى از خدا را فراهم مى‏كند. اين گونه به انسان تلقين مى‏كند كه تو بسيار گناهكارى، گناهان تو بيشتر و فراتر از آن است كه بتوانى جبران كنى، با اين گناهانى كه تو دارى بعيد است بخشيده شوى و... بر همين سياق آن قدر در گوش انسان مى‏خواند كه به احساس گناه يك جهت منفى بخشد. احساس گناه مى‏تواند خيلى سازنده و باعث قرب انسان شود ولى اين احساس گاهى ملعبه‏ى شيطان مى‏شود تا انسان را به وسوسه و كم كم يأس و بدبينى بكشاند. بنابراين مواظب باشيد با اين احساس گناه در مسير منفى قرار نگيريد. براى آگاهى بيشتر ر.ك: 1- گناه‏شناسى، محسن قرائتى. 2- توبه، حسين انصاريان.
کد سوال : 4127
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اخلاق و عرفان
پرسش : براي اينكه علم و معرفت از درياي بيكران الهي هر چه سريعتر نصيب ما شود چه كار كنيم؟
پاسخ : علم و معرفتى كه نصيبت انسان مى‏گردد از دو راه حاصل مى‏شود: 1- از راه كسب دانش و علم آموختن و سر كلاس درس حاضر شدن و گوش به سخنان معلم و استاد دادن كه به آن علم اكتسابى مى‏گويند و تحصيل علم از اين طريق براى هر كسى معمولاً ممكن است و اين در به روى همه باز است و هر كسى چه مؤمن و چه كافر مى‏توانند از اين راه به علم و دانش دست يابند. 2- از راه تطهير و پاك ساختن درون و قلب از آلودگى‏ها و زنگارهاى گناه و عصيان. اگر كسى به دنبال حقيقت و روح علم باشد و بخواهد از درياى بيكران معرفت و علم الهى بهره‏مند باشد، بايد جدول جانش را لايروبى نمايد و موانع تابش نور علم و معرفت را از ميان بردارد تا آن نور در آينه قلبش بتابد و فضاى درونش از فروغ آن روشن گردد. در حديث آمده است كه: H}العلم نور يقذفه الله فى قلب من يشاء{H؛علم نورى است كه خداوند آن را در قلب هر كس كه مصلحت بداند و مشيتش اقتضا كند قرار مى‏دهد و چون حقيقت علم نور است پس بايد درون نيز با آن هم سنخ باشد و شباهتى با آن داشته باشد تا بتواند جايگاه و مخزن آن قرار گيرد و اين علم، علم الهى و موهبتى است كه با نور تقوا و صفاى درون حاصل مى‏گردد و چه بسا انسانى كه درس نخوانده باشد و دبستان و دبيرستان و دانشگاه نديده باشد ولى در اثر داشتن قلب سليم و درونى پاك و نيتى خالص همانند سلمان‏ها و ابوذرها و كميل‏ها و خضرها از اين موهبت الهى بهره‏مند شده‏اند. پس بايد دل را با نور تقوا و بندگى خداوند روشن ساخت و بند بندگى او را بر گردن انداخت و در اطاعت دستورات الهى و انجام واجبات و ترك محرمات سعى و كوشش نمود و دست تضرع و دعا به آسمان برداشت و به دامان پاك اولياى الهى چنگ زد و به آنچه مى‏دانيم عمل نماييم، تا خداوند مرحله بالاترى از علم و معرفت را نصيب ما نمايد. ناگفته نماند كه برخوردارى از علم و معرفت الهى محتاج كوشش فراوان و رنج و مجاهدت مى‏باشد و امرى تدريجى است و يكباره براى كسى حاصل نمى‏گردد، بلكه بايد قدم به قدم و پله به پله از نردبان علم و معرفت صعود كنيم و بالا رويم تا زمينه رسيدن به مراحل عالى‏تر آن براى ما فراهم گردد و اين هدف با بندگى خالصانه و اطاعت كامل از خداوند و اولياى او ميسر مى‏گردد.
کد سوال : 4128
موضوع : كلام و دين پژوهي
پرسش : لطفأ در مورد شخصيت سلمان رشدي و همچنين كتاب شيطاني او (محتوي: چند نمونه) توضيح دهيد؟ جواب علماي مسلمان و غير مسلمان چه بود؟ و حاميان رشدي چه كساني هستند. لطفأ چند كتاب در اين مورد معرفي كنيد.
پاسخ : سلمان رشدى نويسنده‏ى هندى الاصل، به سال 1326 ه.ش، در خانواده‏ى مسلمان در بمبئى متولد شد، و در سيزده سالگى جهت تحصيل به انگلستان اعزام شد و مدتى با نوشتن مقالات تبليغى در انگلستان به تأمين مخارج زندگى پرداخت و سپس شناسنامه‏ى انگليسى گرفت و تبعه‏ى آنجا شد. رشدى در مصاحبه با مجله‏ى اشپيگل در 21 ارديبهشت 1371، درباره‏ى خانواده‏اش مى‏گويد: «خانواده‏ى من به اسلام گرايش داشتند، ولى در خانه ما از دين خبرى نبود. فقط سالى يك بار مرا براى عبادت به مسجد مى‏بردند. مثل مراسم سال نو در نزد مسيحيان، يك دايه‏ى مسيحى داشتم،... اكثر دوستان من غيرمسلمان بودند. پدرم از قانون قرآن در منع نوشيدن مشروبات الكلى تبعيت نمى‏كرد. خوشبختانه مى‏توانم بگويم كه پدر و مادر من مسلمان بدى بودند». رشدى در طول زندگى خود در انگلستان به بى‏دينى و بى‏اعتقادى مطلق مى‏رسد و در نهايت، منكر خدا مى‏شود و اين عقيده را رسما در مصاحبه با مجله اشتترن در 7 آبان 1371، تحت عنوان «من قهرمان نيستم» بيان مى‏كند. چنين نويسنده‏اى تحت حمايت غرب و صهيونيسم به منظور مقابله با رشد روز افزون اسلام خواهى در جهان، دست به نوشتن كتاب «آيات شيطانى» مى‏زند. و آن را «اثرى، حاوى ضديت و شك بنيادى مى‏نامد» و در آن به مقام مقدس حضرت پيامبر اكرم(ص) و به مقدسات مسلمين اهانت مى‏كند. V}(روزها و رويدادها، مركز فرهنگى تربيتى نور ولايت، نشر پيام مهدى(عج)، چاپ چهارم 1379، ص 538){V در پى انتشار اين كتاب، حكم تاريخى امام خمينى(ره) در مورد مرتدّ بودن و وجوب قتل اين نويسنده در تاريخ 25/11/1367 صادر مى‏شود. اين حكم مبتنى بر احكام قطعيه و مسلم دين مبين اسلام مى‏باشد. توضيح آن كه براساس روايات متعددى كه از ناحيه معصومين(ع) وارد شده است و مورد توافق تمامى علماى اسلامى، اعم از شيعه و سنى مى‏باشد؛ شخصى كه به خداوند متعال، يا رسول اكرم(ص) يا ائمه معصومين(ع) (مورد اخير از اختصاصات شيعه مى‏باشد) توهين و هتاكى كند، كافر و مرتد گرديده و كشتن گوينده ناسزا واجب است. امام صادق(ع) در پاسخ سؤالى در مورد كسى كه حضرت رسول اكرم(ص) را ناسزا گفته است مى‏فرمايند: H}« ... يقتله الادنى فالادنى قبل ان يرفع الى الامام»{H؛ V}(ر.ك: وسائل‏الشيعه، ج 18، ابواب حد المرتد، ص 555 - جواهرالكلام، ج 43، ابواب الحدود - آيت‏الله‏گلپايگانى، مجمع‏المسائل، ج 3، ص 201 و...).{V از آنجا كه در كتاب آيات شيطانى مسأله رسالت پيامبر اكرم(ص) و نزول آيات الهى به صورتى بسيار توهين‏آميز و مسخره‏وار طرح گرديده و نهايتا نزول آيات الهى را امرى وابسته به تلقينات شيطانى معرفى كرده و اصلى‏ترين ضروريات دين مبين اسلام را انكار نموده است مشمول حكم فوق مى‏گردد و حضرت امام با تكيه بر اين مبانى، اين حكم را صادر نموده و فرمودند: به اطلاع مسلمانان غيور سراسر جهان مى‏رسانم، مؤلف كتاب آيات شيطانى كه عليه اسلام و پيامبر و قرآن، تنظيم و چاپ و منتشر شده است، هم‏چنين ناشرين مطلع از محتواى آن، محكوم به اعدام مى‏باشند. از مسلمانان غيور مى‏خواهم تا در هر نقطه كه آنان را يافتند سريعا آنان را اعدام نمايند تا ديگر كسى جرأت نكند به مقدسات مسلمين توهين نمايد و هر كس در اين راه كشته شود شهيد است «ان‏شاءالله». ضمنا اگر كسى دست‏رسى به مؤلف كتاب دارد ولى خود قدرت اعدام او را ندارد، او را به مردم معرفى نمايد تا به جزاى اعمالش برسد، V}(ر.ك: صحيفه نور، ج 21، ص 86) {Vو اين حكم مورد قبول و استقبال قاطبه علماى اسلام در سراسر جهان و ملت‏هاى اسلامى قرار گرفت.
کد سوال : 4129
موضوع : كلام و دين پژوهي
پرسش : دلايل وجود يك منجي براي عالم بشريت چيست؟
پاسخ : پاسخ گويي كامل به پرسش هاي شما نياز به چندين مجلد كتاب دارد لذا آنچه در حد يك پاسخ نامه مي توانيم عرضه نماييم پاسخي كوتاه و دقيق به هر يك از اين پرسش ها همراه با معرفي و ارجاع به منابع مفيد جهت مطالعه بيشتر مي باشد. اعتقاد به امام مهدي(عج) در اسلام مستند به آيات و مجموعه وسيعي از روايات است كه شيعه و سني نقل كرده و اعتقاد به امام منجي را مسلم نزد فريقين كرده است. پس اساس اعتقاد ما به منجي مستند به ادله نقلي است V} (در اين زمينه مطالعه كتاب «منتخب الاثر»، آيت الله صافي گلپايگاني كه مجموعه عظيمي از روايات منقول توسط شيعه و سني در اين زمينه را به صورت منظم و دسته بندي شده گردآوري كرده است بسيار مفيد است).{V اما با بررسي تاريخ بشريت و اديان مي بينيم اعتقاد به منجي در اديان و مكاتب مختلف مطرح گشته است. پس نياز به منجي بر اثر تجربه بشر در طول تاريخ با جان انسانها عجين گشته است.
کد سوال : 4130
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اخلاق و عرفان
پرسش : چه پيامهايي در دعاها و نامه هاي رسيده از حضرت حجت(عج) براي ما منظور شده؟
پاسخ : در توقيعات و نامه‏هاى امام عصر(عج) موضوعات مختلفى مطرح شده است: الف) گاه امام عصر(عج) براى اين كه مردم اطمينان قلبى به آن حضرت پيدا كنند امور پنهان و رازهاى نهانى را در توقيعات مطرح مى‏كردند و از آنچه در دل مردمان مى‏گذشت خبر مى‏دادند. ب ) تعدادى از توقيعات مستقيما در اطراف مسايل مطرح شده راجع به غيبت است مانند: نهى از بردن نام امام غايب، عدم تعيين وقت ظهور، سبب غيبت، كيفيت بهره بردن از امام عصر در زمان غيبت، دعا براى تعجيل فرج و امورى از اين قبيل. ج ) شمارى از توقيعاتى كه از ناحيه مقدس امام غايب صادر شده، در پاسخ به پرسش‏هايى راجع به مسائل عقيدتى و ايمانى است. د ) تعيين وظايف شيعيان مانند رجوع به فقها در زمان غيبت. ز ) ارشاد و راهنمايى بعضى فقها و مراجع معظم تقليد. س ) تعليم بعضى دعاها و زيارت‏ها به شيعيان تا در زمان غيبت به وسيله آنها به خداوند تقرب جويند و... . اما دعا: بى‏ترديد هر انسان آزاده‏اى از مشكلاتى كه گريبان بشريت را گرفته، آزرده خاطر است. منتظر واقعى امام زمان از نابسامانى‏ها رنج مى‏برد و بهترين زمينه‏سازي براى شتاب در ظهور امام زمان(عج) را تربيت انسان‏هاى صالح و وارسته مى‏داند. براى رسيدن به اين هدف والا، راه‏هاى روشنى پيش روى ماست. راه‏هايى كه آن بزرگوار و پدران گرامى‏اش پيش روى ما نهاده‏اند. يكى از بهترين رهنمودهاى امام عصر(عج) دعاى زيبايى است كه از آن حضرت نقل شده است. مضامين عميق و معانى ژرف اين دعا، هم به بخشى از مشكلات جامعه‏ى بشرى، به خصوص جوامع مسلمان اختصاص دارد وهم راه حل آنها را بيان مى‏دارد. هر مسلمانى كه دوست دارد در دوره‏اى كه به سر مى‏برد از آسيب‏ها محفوظ بماند مى‏بايست خود را در پناه امام زمان(عج) قرار دهد و اين دعا را همراه با آن عزيز زمزمه كند: H}«اللهم ارزقنا توفيق الطاعه و بعد المعصيه و صدق النيه و عرفان الحرمه؛{H بارالها به ما توفيق بده تا تو را اطاعت كنيم و از گناهان دورى گزينيم و نيت و انديشه‏اى پاك و صادق داشته باشيم و حرمت تو را پاس داريم». H}واكرمنا بالهدى والاستقامه و... V}(مفاتيح الجنان){V يكى از زيارت‏هاى مشهور امام عصر، موسوم به «زيارت آل ياسين» است. علامه مجلسى در بحارالانوار آورده از ناحيه مقدسه حضرت ولى‏عصر(عج) به محمد حميرى آمده هرگاه اراده نموديد به وسيله ما به سوى حق‏تعالى و به سوى ما توجه نماييد بگوييد چنان كه خداى تعالى فرموده: H}«سلام على آل يس، السلام عليك يا داعى‏الله و ربانى آياته...»{H اين زيارت را با تأمل و تدبر در معانى عميق آن بخوانيد. برخى بزرگان اسرار عجيبى از اين زيارت بيان كرده‏اند. از جمله درباره H}«السلام عليك حين تصبح و حين تمسى»{H مى‏فرمايند اگر مى‏خواهيد به امام تقرب پيدا كيند راهش همين است كه هر صبح و شب امام را ياد نماييد. صبح با دعاى عهد و شب با زيارت آل ياسين V}(مفاتيح‏الجنان).{V