• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
عضویت در خبرنامه
کد سوال :
جستجو :
کد سوال : 4081
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : براي رها شدن از اوهام و تخيلات در مورد همه چيز چه بايد کرد در صورتي که حتي فرد در ايجاد اين اوهام نقشي هم نداشته باشد.
پاسخ : قبل از اينكه راهكارهايى جهت مقابله با اين افكار ارائه نماييم دو نكته لازم و ضرورى است نكته اول اينكه حل اين مشکل نياز به زمان دارد و بايد با حوصله و صبر و شكبايى از طريق مشاوره حضورى يا حداقل مشاوره مكاتبه‏اى طى جلسات متعددى با به كارگيرى راهكارهاى ارائه شده از ناحيه كارشناس و متخصصين بر اين شكل غلبه پيدا كنيد و هيچ گاه نبايد توقع معجزه‏اى از ناحيه روان شناسان و مشاورين داشته باشيد. نكته ديگر اينكه يكى از ويژگي هاى انسان اينست كه مى‏تواند در وضعيت روانى و رفتارى خود تغييراتى ايجاد كند و هيچ گاه نبايد خود را در مقابل هيچ مسئله‏اى ناتوان و ضعيف انگارد و قطعاً شما اگر بخواهيد مى‏توانيد با اين عادتى كه داريد مقابله كنيد و وضعيت خود را در حد اعتدال تغيير دهيد. باتوجه به آنچه بيان شد رعايت راهكارهاى زير براى ترك اين عادت ضرورى است: 1- كم اهميت جلوه دادن اين افكار. 2- اجتناب از تنهايى سعى كنيد كمتر در تنهايى قرار بگيريد. 3- هر گاه اين افكار به ذهن شما آمد براى خود يك حالت حواس پرتى نسبت به آن افكار ايجاد كنيد يعنى خود را مشغول كار ديگرى كنيد. 4- هر گاه افكار مزاحم به ذهن شما خطور كرد به گونه‏اى رشته آن افكار را پاره كنيد مثلاً با خود بگوييد «بس ديگه چقدر مزاحم مى‏شوى» و يا به انجام هر كار ديگرى كه باعث گسسته شده اين افكار شود مشغول شويد. 5- روابط اجتماعى خود را افرايش دهيد مثلاً شركت در مجالس عمومى مثل مجالس جشن يا مجالس مذهبى. 6- سعى كنيد هيچگاه بيكار نباشيد و با برنامه ريزى براى اوقات شبانه روزى خود همه اوقات خود را به نحوه صحيح و منطقى پر كنيد زيرا يكى از دلايل اينكه اين افكار مزاحم به ذهن خطور مى‏كنند بيكارى است. راهكارهاى فوق را حدود يك ماه بكار بگيريد و نتيجه آن را براي ما گزارش كنيد ضمناً در نامه بعدى بيان كنيد كه آيا اين افكار مزاحم تكرارى چه هستند؟ آيا اين افكار ناخوشايند هستند آيا به صورت اجبارى به ذهن شما خطور مى‏كنند؟ آيا وقتى اين افكار به ذهنتان مى‏آيد نگران و مضطرب نيز مى‏شويد؟ آيا در رفتار نيز رفتارهاى تكرارى و اجبارى از شما سر مى‏زند يا فقط اين شكل را از ناحيه افكار احساس مى‏كنيد؟ برخي از آن اوهام و تخيلات را براي ما بنويسيد. در طول شبانه روز چه مدت ذهنتان را به خود مشغول مي کند؟ چند ماه يا چند سال است که اين افکار و اوهام مزاحم شماست؟ و آيا تاکنون به کسي مراجعه کرده ايد؟
کد سوال : 4082
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اخلاق و عرفان
پرسش : حد و مرز شوخي چه اندازه است؟
پاسخ : به عنوان مقدمه اين سؤال را مطرح مي کنيم که شادکامي به چه خصوصيات و عواملي مربوط است؟ پژوهش هاي تجربي، بر: صفات معيني از شخصيت، شغل متناسب با مهارت ها، پيوندهاي صميمانه دوستي، و ايمان مذهبي تأکيد دارند. در ميان صفات و خصلت هاي شخصيت، اعتماد به نفس بالا، خوش بيني، برون گرايي و احساس و باور کنترل داشتن بر خود، اهميت بيشتري دارند. درباره شوخ طبعي و سلامت روان بايد تأکيد کنيم که روان شناسان نامدار، آن گاه که درباره سلامت روان بحث مي کنند، شوخ طبعي را يکي از ويژگي هاي مهم افراد سالم مي شمرند. «آبرا هام مازلو» (1908 - 1970م) روانشناس معروف معاصر، ويژگي «حس طنز و شوخي مهربانانه» را از مهمترين خصوصيات خو استواران «تحقق خود» مي داند. («خودشکوفايي يا تحقق خود» را مي توان بالاترين مرتبه کمال دانست). مازلو معتقد است که شوخ طبعي افراد کاملا سالم، با شوخي کردن و خنديدن افراد عادي تفاوت دارد. اشخاصي که از سلامت روان کمتري برخوردارند به سه گونه شوخي مي خندند: 1- شوخي خصمانه که لازمه اش آزار کسي است. 2- شوخي برتري طلبانه که به تحقير شخص يا گروهي ديگر مي پردازد. 3- شوخي عصيان در برابر قدرت که نشانه هاي ضعف و وقاحت را با خود دارد. شوخي خواستاران خود شکوفايي، در عين اين که حکيمانه است و به کل انسان ها باز مي گردد (نه به يک فرد خاص) غالبا طنزي است آموزنده و علاوه بر خنداندن، نکته اي در آن هست، طنزي است انديشمندانه که به جاي خنده بلند، تبسم و سر تکان دادن حاکي از فهم و ادراک را در پي خود مي آورد. پژوهش هاي اخير نشان مي دهد شوخي هاي سالم، يکي از بهترين راه هاي مقابله با فشارهاي زندگي است. شوخي و خنده اي که از انگيزه هاي سالم بر مي خيزد، تراوش هورمون هاي مربوط به فشار رواني را کم مي کند و توان سيستم ايمني بدن را بالا مي برد. از اين رو حتي در بيماري هاي وخيم و مهلک، شوخ طبعي کمک مي کند تا بيمار با شادي و آرامش بيشتري زندگي خود را سپري کند. بذله گويي، خنديدن و خندان، راه هاي مثبتي براي ابراز هيجان هاي خوشايند و نيز عوامل مؤثري براي غلبه بر ترس و ترديدها هستند. با شوخ طبعي متعادل و درست مي توان با ديگران پيوند دوستي برقرار کرد و از شعله ور شدن زبانه خشم، جلوگيري نمود، چرا که غير ممکن است خنده و خشم را با هم بياميزيم و در حال بذله گويي، بر سر کسي فرياد بکشيم! با بررسي زندگي اهل بيت(ع) مخصوصا پيامبر گرامي اسلام در مي يابيم که اين الگوهاي راستين شوخي و شادابي را از ويژگي هاي بارز فرد مؤمن مي دانند و اخمو و عصبي مزاج بودن را از خصوصيات فرد منافق مي شمارند. پيامبر اکرم(ص) مي فرمود: هر که مؤمني را شاد کند مرا شاد کرده و هر که مرا شاد کند خدا را شاد کرده است. V}(اصول کافي، ج 2، ص 188).{V امام صادق(ع) در اين موضوع فرموده است: «هيچ مؤمني نيست که شوخي در طبع او نباشد» و «شوخ طبعي بخشي از حسن خلق است» V}(همان، ج 2، ص 192){V. در عين حال آموزه هاي ديني بر اعتدال در همه امور تأکيد دارد. اگر شوخي نيز به سبکسري، بي شرمي و گستاخي بياميزد، در اين حالت «هزل» ناميده مي شود و اگر با تحقير و بذله گويي و ناسزا آميخته گردد آنرا «هجو» مي خوانند. خردمندان و بزرگان دين و اخلاق، اين هر دو صورت را ناشايست شمرده اند. همچنين گاه اتفاق مي افتد که همان شوخي لطيف به زياده روي مي انجامد که در اين صورت نيز کاري ناپسند خواهد بود. از پيشوايان ما رسيده است که: شادي سه مرز دارد: وفاداري، رعايت حقوق مردم و هشياري در سختي ها V}(تحف العقول، ص 323).{V پيشوايان ما بارها تذکر داده اند که: شوخي زياد، آبرو، وقار و احترام اجتماعي انسان را مي برد و براي انسان دشمن مي تراشد. زياده روي در شوخي حماقت است. انسان کامل، کسي است که جدي اش از شوخي اش بيشتر باشد. همچنين سفارش نموده اند که بکوشيم شادي ما در دنيا هرگز به قيمت از دست دادن سعادت آخرت نباشد. براي اگاهي بيشتر ر.ک: 1- مجله حديث زندگي، دفتر شادابي، بهار 79. 2- شرع و شادي، ابوالفضل طريقه دار، قم نشر همسايه. 3- شادي و زندگي، دکتر مهدي بهادري نژاد، تهران، نشر اوحدي. 4- شوخ طبعي ها، در مجموعه فرهنگ جبهه، سيد مهدي فهيمي.
کد سوال : 4083
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اخلاق و عرفان
پرسش : يکي از موضوعاتي که اساتيد اخلاق مطرح مي کنند معاقبه است. مي خواستم بدانم اين امر شامل چه مواردي مي شود؟ مثلا آيا مي توان به ياد آتش جهنم بدن يا دست خود را روي آتش قرار داد؟
پاسخ : پيامبر گرامى اسلام لشگرى را براى جهاد فرستاد، چون آن لشگر برگشتند فرمود: آفرين باد بر گروهى كه جهاد كوچك را به جا آوردند، ولى هنوز برايشان - وظيفه و تكليف - جهاد اكبر باقى است! گفته شد اى پيامبر خدا جهاد بزرگ چيست؟ فرمود: جهاد با نفس است V}(شرح جهل حديث امام راحل(ره)، حديث اول.).{V به راستى كه نفس همچون حيوان چموشي است كه اگر رها شود انسان را به هلاكت مي افكند. (از مولا على(ع) قريب به اين سخنان فرمايشى رسيده است.) و هستى‏اش را به باد فنا مى‏دهد. لذا مجاهده و مبارزه با آن ضرورى و نياز به تدابيرى همه جانبه دارد. اولين مرحله مجاهده با نفس و حركت به سوى حق تعالى «تفكر» است. انسان عاقل با فكر و انديشه در خلقت خود و جهان آفرينش پى مى‏برد كه هدف از آفرينش تنها ارضاء پاره‏اى قواى جسمانى و شهوانى نيست، بلكه مى‏فهمد مرغ جانش «قدس آشيان» و «عرش‏نشين» است. هدفى متعالى دارد و آن كسب «قرب الهى» و رضوان و خشنودى حضرت حق است و سعادت و خوشبختى دائمى در انتظار اوست. دومين مرحله «عزم» است. هر رفتار و كردار انسان تابع عزم اوست. براى مبارزه با نفس بايد «عزم راسخ» در انجام واجبات و ترك محرّمات داشت. آن‏گاه مى‏بايست بر جبران گذشته تلاش و همّت گمارد و تا پايان عمر اين عزم را تقويت و حفظ نمود. مرحله بعد مشارطه، مراقبه، محاسبه و معاقبه است. «مشارطه» آن است كه انسان در اول روز با خود عهد كند كه بر وفق و خواست فرموده‏ى الهى عمل كند و از پيروى شيطان جداً بپرهيزد و بر يك يك اعضاء بدن خود اين شرط و پيمان را تلقين نمايد. «مراقبه» آن است كه در تمام مدّت شرط، متوجه و مراقب عمل به آن باشد و خود را موظّف و ملزم به رعايت كردن تعهّدات نمايد. «محاسبه» آن است كه حساب نفس را بكشد و ببيند آيا به تعهدات خود عمل كرده يا خداى ناكرده سرپيچى نموده است. در هر اطاعت شكر خدا نمايد و در هر لغزشى نفس را عقوبت و سرزنش كند. «معاقبه» همان سرزنش و كيفر دادن نفس است تا بار ديگر به خلاف ارتكاب نورزد.) تا مجدداً به خطر بازنگردد تا كم‏كم و به تدريج خير و صلاح پيشه او شود و ديگر به گِرد خلاف نگردد و صلاح و سَداد و اسلام و ايمان رويّه‏ى ظاهر و باطن او شود. از جمله نعمت‏هاى الهى، قواى جسمانى و روانى انسان است. اگر اين قوا در جهت رضاى حق به كار گرفته شود حقّ بندگى تا حدودى به جا آورده شده وگرنه كفران نعمت صورت گرفته است. پس لازم است هر كس متذكر عظمت خداى خود باشد، و نعمت‏ها و رحمت‏هاى او را يادآورد، و نيز حضور حضرت حق را دريابد و نافرمانى او را ترك كرده و تسليم محض او باشد تا خداوند او را در ميدان مبارزه با نفس يارى رساند و سعادت ابدى را فراراه او سازد. بنابراين معاقبه بايد در جهت صلاح و سداد باشد و به مرز ضايع كردن نعمت يا ضرر به بدن نرسد كه در أن صورت مرتكب فعل حرام خواهد شد و با فعل حرام نمي توان سير معنوي را طي کرد. مرحله بعد «تذكّر» است. ياد نعمت‏هاى خداوند تعالى، انسان را بر آن مى‏دارد كه مطيع او باشد. چه آدمى در برابر كسى كه به او لطفى مى‏نمايد، شكر و سپاس به جا مى‏آورد و هر چقدر اين لطف و رحمت بزرگ‏تر باشد خود را موظف مى‏داند كه بيشتر قدردانى كرده و سعى مى‏كند از جبران لطف ديگران فروگذار نشود. تا جايى كه ناسپاسى در برابر لطف و مرحمت مردم، در نزد عُقلا امرى ناپسند و نكوهيده است. خداوند متعال نعمت‏هاى بى‏كران خود را به بشر ارزانى داشته و بدون هيچ منّتى خوان نعمت و رحمت خود راَ گسترده مطيع و سركش، مؤمن و كافر از اين سفره بهره‏مند و كاميابند. شكر اين نعمت‏ها آن است كه بنده از «طيبات»(پاكيزه‏ها) بهره برده و اطاعت خداوند را به جا آورد.
کد سوال : 4084
موضوع : كلام و دين پژوهي
پرسش : وقتي که امام زمان (عج) ظهور کنند آيا تمام مردم مسلمان مي شوند يا اينکه کافر و پيرو مذاهب و اديان ديگر هم وجود خواهند داشت؟
پاسخ : ظاهر بعضي آيات اين است كه يهود و نصارا تا قيامت باقي خواهند ماند. 1- »و من الذين قالوا انا نصاري اخذنا ميثاقهم فنسوا حظا" مما ذكروا به فاغرينا بينهم العداوه والبغضاء الي يوم القيمه...; ما از كساني كه ادعاي نصرانيت داشتند پيمان گرفتيم پس قسمتي از پندهاي ما را فراموش نمودند, ما هم دشمني و كينه را تا قيامت در بينشان انداختيم «, V}(مائده , آيه 14).{V 2- »اذ قال الله يا عيسي ان متوفيك و... و جاعل الذين اتبعوك فوق الذين كفروا الي يوم القيمه ...; بيا وقتي كه خداوند فرمود اي عيسي همانا من روح تو را قبض نموده و... و پيروان تو را بر كافران تا روز قيامت برتري دهم «,V} (آل عمران , آيه 55).{V 3- »وقالت اليهود يدالله مغلوله... والقينا بينهم العداه والبغضاء الي يوم القيمه ...; يهود گفتند دست خدا بسته است ... و ما به كيفر آن قيامت آتش كينه و دشمني را در ميان آنها برافروختيم «,V}(مائده , آيه 64).{V در آيات فوق دشمني و كينه توزي تا قيامت در بين يهود و نصارا مطرح شده است و همچنين برتري نصارا بر كفار تا قيامت آمده است و مقتضاي ظاهر آيات اين است كه دين يهود و نصارا تا قيامت باقي خواهند ماند. از بعضي روايات نيز همين مضمون استفاده مي شود. H}«عن ابي بصير عن ابي عبدالله عليه السلام ... قلت فما يكون من اهل الذمه عنده قال يسالمهم كما سالمهم رسول الله صلي الله عليه و آله و يوئدون الجزيه عن يدوهم صاغرون ...;{H ابو بصير گويد به امام صادق عرض كردم صاحب امر (مهدي عليه السلام ) با اهل ذمه - يهود و نصارا - چه مي كند فرمود: مانند پيامبر اكرم (ص ) با آنان مصالحه مي كند وآنها جزيه مي دهند», V}(بحارالانوار, ج 52, ص 381).{V در مقابل اين آيات و روايات , احاديثي وجود دارد كه دلالت مي كند به اين كه جز دين محمد ديني باقي نمي ماند. 1- عبدالله بن بكير از امام موسي بن جعفر(ع ) روايت مي كند كه از حضرت تفسير آيه »وله اسلم من في السموات والارض طوعا" و كرها" و اليه يرجعون « را سؤال كردم فرمود: »آيه مذكور در شأن حضرت قائم نازل شده است . وقتي آن حضرت ظاهر شد دين اسلام را بر يهود و نصارا و صائبين و كفار شرق و غرب عرضه مي دارد. پس هر كس با ميل و اختيار اسلام بياورد, به نماز و زكات و ساير واجبات امرش مي كند و هر كس از قبول اسلام امتناع ورزد گردنش را مي زند تا اين كه در شرق و غرب زمين جز موحد و خداپرست كسي باقي نماند و...«, V}(بحارالانوار, ج 52, ص 340).{V 2- جابر از امام باقر(ع ) نقل مي كند: »... خدا شرق و غرب جهان را براي صاحب امر مفتوح مي كند آن قدر جنگ مي كند تا اين كه جز دين محمد ديني باقي نماند«, V}(همان , ص 390).{V 3- همچنين امام باقر(ع ) در تفسير آيه شريفه »ليظهره علي الدين كله ولو كره المشركون « فرموده است : H}»يكون ان لايبقي احد الا اقر بمحمد; به طوري مي شود كه احدي باقي نمي ماند مگر اين كه به محمد ايمان بياورد«{H؛ V}(همان , ص 346).{V با توجه به آيات و روايات مي توان به دو نتيجه رسيد: 1. منظور از ادامه زندگاني يهود و نصارا تا روز قيامت تا دوره آخر الزمان باشد و به جهت نزديکي ظهور امام زمان(عج) و برپايي قيامت با يک تعبير از آن ياد شده است چنانچه بسياري از علايم آخر الزمان با عالم برپايي قيامت يکسان است. بنابراين يهود و نصارا تا آن دوران ادامه پيدا مي کنند اما با ظهور امام زمان(عج) و اقتدا حضرت مسيح به ايشان پيروان حق طلب اديان با حق آشنا مي شوند و همه زير پرچم امام زمان(عج) مي آيند و کساني که حق ستيزند از بين خواهند رفت. 2. بنا بر ديدگاه دوم يهود و نصارا در دوران حكومت حضرت مهدي (عج ) باقي خواهند ماند واز عقايد شرك آلود خود مانند تثليث دست برمي دارند و تحت حمايت حكومت اسلامي مهدوي به زندگي خود ادامه مي دهند و اما دين اسلام دين جهاني و بر تمام دين ها غالب مي گردد. اما درباره کفار, از ظاهر روايات بر می آيد که با ظهور حضرت حجت بساط کفر و کافری برداشته می شود. براي آگاهي بيشتر ر.ك : دادگستر جهان , ابراهيم اميني , ص 305 - 308.
کد سوال : 4085
موضوع : اطلاعات عمومي
پرسش : قسمت پائين ضريح امام رضا(ع) را خالي كرده اند يعني درست زير قبر (زير زمين) مردم زيارت مي كنند سؤال اين است كه جسم پاك امام رضا(ع) در كجاي ضريح قرار گرفته آيا بين زير زمين و ضريح ويا اينكه دركجاي آرامگاه قرار گرفته و آيا جسم پاك امام رضا(ع) واقعأ در آن جا ست و آيا بعد از دفن ايشان اصلأ قبر آن حضرت باز شده است يا نه؟
پاسخ : از اول، محل اصلي قبر شريف حدود 5 متر پايين تر از ضريح بوده و در اثر ساخت و ساز و خيابان کشي ها و سطح سازي اطراف حرم و ضريح قبر شريف گود واقع شده بود لذا دور آن را ديوار چيده اند که طبيعتا به صورت اتاقي درآمد و روي آن را از همان قديم سقف زدند و ضريح را در سطح بالا که هم سطح رواق ها و صحن هاي فعلي است نصب نمودند. پس اخيرا زير ضريح را خالي نکردند بلکه اطراف آن اتاق قديمي زير را مخصوصا از جانب بالاي سر شريف توسعه داده و خالي نمودند و قبر شريف امام رضا کاملا در آن اتاق زيرزميني معلوم و مشخص است که داراي کاشي کاري و سنگ قديمي است (داخل سالني که اخيرا به صورت زيرزمين ساخته اند دالاني هست که به آن اتاق راه دارد ولي درب آن بسته است). ضمنا هيچ اختلافي راجع به محل دفن آن حضرت وجود ندارد. گرچه قبر مطهر هيچ امام معصومي تا به حال نبش نشده است. البته کيفيت قبر بسياري از امام زاده ها و ائمه اطهار به همين شکل در سطح پايين تري واقع شده است مانند حضرت معصومه(س) و حضرت سيدالشهدا(ع) و ابالفضل العباس(ع) و البته اين طور نبوده که از اول آن بزرگان را در سرداب دفن کنند بلکه همان طور که گفته شد در اثر توسعه حرم و ساختمان سازي و سطح سازي اطراف حرم ها خود به خود به اين شکل درآمده.
کد سوال : 4086
موضوع : كلام و دين پژوهي
پرسش : به عنوان يك فرد به ظاهر مسلمان متاسفانه بايد بگويم كه بسياري از مسائل اسلام را درك نكرده ام، و تصميم دارم بازنگري مجددي بر تمامي مطالبي كه تحت عنوان اسلام ياد گرفته ام داشته باشم پيشنهاد شما چيست؟
پاسخ : خداوند در گوهر وجود انسان حس جستجوگري را قرار داده و انسان هر موضوعي را به استناد دليلي مي پذيرد اما امکان رسيدن به دليل خاص هر چيزي را براي هر فرد وجود ندارد چرا که يا فرصت چنين چيزي نيست, يا رسيدن به آن, مقدمات علمي بسياري نياز دارد لذا تا مهيا گشتن شرايط, عقل حکم مي کند از انديشه و نظرات افراد متخصص و با تجربه استفاده کنيم. شما نيز به طبيعت عقلاني خود اين مراحل را طي کرده و حال جوياي درک عميق و مستدل از معارف دين هستيد البته بين دو چيز بايد تفاوت گذاشت يکي درک عميق معارف ديني دوم درک دليل اعتقاد به آن، شايد شما بيشتر ناظر به درک اول باشيد ولي بهرحال يک تعامل طرفيني بين اين دو نيز وجود دارد. بايد متذکر گرديم که معارف ديني در يک طبقه بندي رايج به سه بخش عقايد, اخلاق, احکام تقسيم گرديده است. مطالعه در هر يک از اين بخش ها, روش خاص خود را دارد. پيشنهاد ما به خصوص براي شما اين است که از يک سو به مطالعه عميق در باب معارف ديني اقدام کنيد که اين مطالعه نيز بايد بصورت مرحله به مرحله باشد و از سوي ديگر با ارتقاء سلوک عملي خود ايمان را در خود تعميق بخشيد براي مطالعه در باب معارف ديني, کتابها و انديشهُ اشخاص قابل اعتماد را معيار خود قرار مي دهيم, به عنوان مثال در باب معارف عقيدتي کتاب هاي شهيد مطهري بسيار مفيد است. البته کتابهاي استاد مصباح و آيت الله جوادي آملي و ديگر متفکران برجسته بخصوص شاگردان مرحوم علامه طباطبايي نيز نافع است ولي توصيه مي کنيم که مطالعه کتابهاي شهيد مطهري را در برنامه خود قرار دهيد. در زمينه «اخلاق» مطالعه کتاب «مقالات» نوشته استاد شجاعي (از شاگردان علامه طباطبايي ره) بسيار مفيد است. اين کتاب مشتمل بر دو جلد بوده که جلد اول آن مباني نظري تزکيه و جلد دوم مشتمل بر روش عملي سلوک مي باشد اين کتاب توسط انتشارات سروش چاپ گرديده است. کتاب هايي نيز براي سير مطالعاتي منتشر شده مانند کتاب سما از انتشارات دانش و انديشه معاصر تهران. يکي از ناشريني که در زمينه ارائه کتابهاي مفيد براي جوانان گامهاي مفيدي برداشته کانون انديشه جوان پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي است که کتابهاي آن توسط انتشارات دانش و انديشه معاصر (تهران) چاپ مي گردد.
کد سوال : 4087
موضوع : قرآن و حديث
پرسش : در مسجد ذوقبلتين حضرت جبرييل در ركعت دوم روي پبامبر اكرم (ص)را بسوي مكه گرداندند اكنون پاسخ دو مسأله زير چه مي شود: 1. تكليف جماعت پشت سر پيامبر چه شد چرا كه روي پيامبر به طرف آنها مي رفت؟ 2. باطل شدن نماز در هنگام حركت؟ 3. چه ضرورتي وجود داشت كه در هنگام نماز اين تغيير انجام شود؟
پاسخ : مسأله تغيير قبله از مسلمات تاريخ اسلام است. در آيات و روايات چگونگى آن بيان شده است. در مدينه مسجدى وجود دارد بنام «ذو قبلتين» يعنى مسجدى كه دو قبله دارد. اما مسلمانان چطور در نماز 180 درجه تغيير جهت دادند با اينكه در نماز جماعت بودند. اين هم اشكالى ندارد و منافاتى با نماز ندارد چنانچه در توضيح‏المسائل بيان شده كه در نماز واجب ما مى‏توانيم در جهت قبله حركت كنيم و در آن موقع هم پيامبر(ص) تغيير قبله دادند و از طرف شمال به طرف جنوب ايستادند، لذا اين مقدار راه رفتن در مقام ضرورت اشكالى ندارد، و درباره حرکت و چرخش نمازگزاران با توجه به جمعيت كم آن محل، بدون بى‏نظمى به آسانى امكان‏پذير بوده است. البته در اين باره نظريه‏هاى ديگر نيز وجود دارد از آن جمله پيامبر(ص) به تنهايى نماز مى‏خوانده است.ويا پيامبر نماز ظهر را به طرف بيت المقدس و نماز عصر را به طرف كعبه خواندند.در هر صورت تغيير قبله به عنوان يك معجزه الهى به آسانى قابل پذيرش است. و وقوع آن در هنگام نماز و به طور شگفت انگيز موجب شد در طول تاريخ اين حادثه زنده بماند. براى آگاهى بيشتر ر.ك : 1. تفسير نمونه، ج 1، ذيل آيه 143 و 144؛ 2. مجلسى، محمدباقر، بحارالانوار، ج 19، ص 196.
کد سوال : 4088
موضوع : سياسي و انديشه سياسي
پرسش : جريان شهادت حاج‏آقا مصطفي خميني را بطور كامل توضيح دهيد و اكنون قبر ايشان كجاست؟
پاسخ : به دنبال تبعيد حضرت امام و آن شهيد از ترکيه به عراق، باز هم آن شهيد بزرگوار در عراق از مبارزه دست نکشيد که منجر به دستگيري و بردن ايشان به بغداد شد. رئيس جمهور وقت عراق به ايشان هشدار داد که اگر مردم را بر ضد اين رژيم تحريک کنيد و با مخالفان رژيم عراق روابط داشته باشيد ناچار تصميم مي گيريم که موجب ناراحتي پدرتان شود و جالب اين که همين تهديد را سپهبد نصيري در سال 1342ش کرده بود. بالاخره ترس در حکومت ايران و عراق از فعاليتهاي آن شهيد عاقبت باعث شد که تهديدشان را عملي کنند و تصميمي را که گفته بودند به انجام رساندند و شب يکشنبه اول آبان 1356ش ، مصطفي را به طرز مشکوکي مسموم و به شهادت رساندند. مرحوم حاج سيد احمد خميني درباره شهادت وي مي گويد: «آنچه مي توانم بگويم و در آن شکي ندارم اين که ايشان را شهيد کردند، زيرا علامتي که در زير پوست بدن ايشان، روي سينه ايشان، روي سر و دست و پا و صورت ايشان و همچنين لکه هاي بزرگ حکايت از مسموميت شديد مي کرد و من شکي ندارم که او را مسموم کردند، اما چگونه اين کار صورت گرفته بود، من نمي دانم ولي همين قدر مي توانم بگويم که ايشان چند ساعت قبل از شهادت در مجلس فاتحه اي شرکت کردند که در آن جا بعضي از ايادي رژيم پهلوي دست اندرکار دادن چاي و قهوه مجلس بوده اند»V}(مجله ياد، شماره 12).{V مهمترين عوامل اين اقدام عبارت بود از: 1- ضربه روحي به امام. 2- پيشگيري از خطرهاي فردا. هر دو رژيم پي برده بودند که حاج سيد مصطفي، خميني دوم است. 3- پديد آوردن رعب و وحشت در ميان مخالفين و پايان دادن به فعاليتها و روشنگري ها در نجف V}(گلشن ابرار، جمعي از پژوهشگران حوزه علميه قم، نشر معروف، 1379 ، ص 774).{V در پايان متذکر مي شود، قبر آن شهيد بزرگوار در بارگاه مطهر اميرالمؤمنين علي(ع) است (نجف - عراق).
کد سوال : 4089
موضوع : سياسي و انديشه سياسي
پرسش : متن نامه احمد رشيدي مطلق در 56/10/17 چه بود وچه انعكاسي در پي داشت؟
پاسخ : اين مقاله به تمجيد از اصلاحات ارضي و انقلاب سفيد شاه، مخالفت حزب توده و مالکان بزرگ با آن را بيان مي کرد و در نهايت امام خميني را به عنوان همکار خوانين مورد اهانت قرار مي داد و در صدد تحقير و بي اعتبار کردن و جهه سياسي و مذهبي حضرت امام بود. V}(رويارويي انقلاب اسلامي و آمريکا، جميله کديور، انتشارات کيهان، چاپ دوم 1374).{V چاپ اين مقاله به دنبال شهادت فرزند امام نخستين جرقه اي بود که آتش انقلاب را روشن کرد. به عبارت ديگر، در حالي که طي سال هاي گذشته حرکت هاي اعتراض آميزي عليه رژيم صورت مي گرفت ولي هيچ کدام تداوم و گستردگي و جنبه عامي به خود نگرفته بود. به دنبال انتشار اين مقاله اعتراض و راهپيمايي خونين مردم قم در 19 دي ماه 1356 شکل گرفت و عده زيادي به شهادت رسيدند و در چهلم شهداي قم 29 بهمن 56 مردم تبريز به پا خاستند و آن چنان حرکت وسيع و غيرقابل پيش بيني انجام دادند که تا مدتي کنترل شهر از دست مامورين رژيم خارج شده بود و مردم با به آتش کشيدن سينماها، مشروب فروشي ها و مراکز حزب رستاخيز، خشم خود را نسبت به رژيم بروز دادند. در اربعين شهداي تبريز نيز مردم يزد قيام کردند و اين سير تسلسلي با گسترش وسيعي در سراسر کشور ادامه يافت. اين سير در طول سال 1357 ، روزهاي خونين و در عين حال باشکوهي هم چون عيد فطر، جمعه سياه و راهپيمايي و تظاهرات تاسوعا و عاشورا پشت سر گذارده و پيروزي انقلاب اسلامي را به ارمغان آورد. از ديد بسياري از تحليل گران، عامل اصلي شتاب زاي انقلاب ، جنبه مذهبي داشته و به انتشار مقاله توهين آميز درباره امام و جريحه دار ساختن احساسات مذهبي توده هاي مردم مربوط مي گردد V}(انقلاب اسلامي، زمينه ها و پيامدها، منوچهر محمدي، نشر معارف، چاپ اول، 1380، ص 146).{V در مورد نويسنده آن بايد گفت که نويسندگان مختلف داخلي و خارجي در اين خصوص، نظرات مختلفي دارند. بعضي ها مي گويند به دستور مستقيم خود شاه نوشته شده و برخي معتقدند به دستور مستقيم و قاطع هويدا وزير وقت دربار به چاپ رسيده است. در هر صورت اين مقاله دست پخت ساواک و تهيه شده توسط عوامل به اصطلاح فرهنگي آن روز بود که پشت پرده حاکميت، موضع گرفته بودند و نقاب «رشيدي مطلق» را به صورت داشتند V}(حماسه 19 دي قم، علي شيرخاني، مرکز اسناد انقلاب اسلامي، 1377، ص 35).{V
کد سوال : 4090
موضوع : كلام و دين پژوهي
پرسش : آيا شيطان وجود واقعي دارد يا خير و اگر جواب مثبت است در كجاي دنيا قرار كرفته است؟
پاسخ : يكى از مخلوقات الهى كه از جنس جن و در صف عبادت كنندگان بود و در اثر عصيان و تمرد از فرمان الهى از درگاه خداى سبحان طرد شد، ابليس (شيطان) است. «قال فاخرج منها فانك رجيم. وان عليك لعنتى الى يوم الدين»؛، V}(ص، آيه 77 و 78).{V اين كه شيطان (ابليس) يك موجود بيشتر نيست درست است. ولى شيطان معنى وسيعى دارد به هر موجود سركش و طغيان‏گر و موذى شامل مى‏شود و در قرآن هم به انسان‏هاى پست و خبيث و طغيان‏گر نيز كلمه شيطان اطلاق شده است. «وكذلك جعلنا لكل نبى عدواً شياطين الانس والجن؛ و چنين قرار داديم براى هر پيامبرى دشمنى از شيطان‏ها بشرى و جن»، V}(انعام، آيه 112).{V همچنين از بعضى از آيات قرآن استفاده مى‏شود كه ابليس هم نسل و فرزندانى دارد؛ ولى كيفيت اين زاد و ولد براى ما مجهول است. «افتتخذونه و ذريته اولياء من دونى و هم لكم عدو؛ آيا مرا فراموش كرده و شيطان و فرزندانش را دوست و ولى خود گرفتيد»، V}(كهف، آيه 50).{V البته بعضى احتمال داده‏اند كه ذريه «همان اتباع او مى‏باشند» و در برخى از روايات نيز بعضى از اسامى ذريه شيطان و ياران او عنوان شده است، از جمله: الف) زوال، كه كارش شراكت در نكاح و آميزش حرام است. ب ) متكوّن، كه به هر صورت در مى‏آيد و مردم را به اين وسيله گول مى‏زند و... «و برخى از مفسران گفته‏اند: ابليس پنج فرزند دارد كه هر يك از ايشان را به كارى گماشته است:«اثبر، اعور، مبسوط يا مشرط، داسم، زلنبور»، V}(ملا صدرا، مفاتيح‏الغيب، ترجمه خواجوى، ص 429، نقل از كتاب جن و شيطان، عليرضا رجالى تهرانى - شيخ حر عاملى، وسائل‏الشيعه، ج 14، ص 253 - علامه مجلسى، بحارالانوار، ج 63، ص 307).{V خلاصه اين كه شيطان از جنس جن است و جن هم به نص قرآن، زاد و ولد داشته و داراى ذريه مى‏باشد. براى آگاهى بيشتر در اين زمينه آيات 24 سوره فصلت و 56 و 74 سوره الرحمن مطالعه شود. بنابراين به استناد آيات و روايات شيطان (ابليس) موجود متشخص و واقعي است و از نوع جن مي باشد جنيان موجوداتي مادي هستند ولي در عين حال با انسان متفاوتند و به طور عادي قابل ادراک حسي نيستند و قدرت تصرف در خيال انسان را دارند. براي رفع استبعاد مادي بودن و در عين حال قابل ادراک حسي نبودن مي توان به امواج واشعه هاي بسياري مثال زد که به عنوان يک امر مادي مي شناسيم ولي در عين حال قابل ادراک با حس (به طور مستقيم) نيست. پس اشکالي ندارد که در عين مادي بودن جنيان، امکان ادراک حسي آنان نباشد. بحث پيرامون ابليس و شيطان جوانب بيشتري دارد . براي مطالعه ر.ک: تفسير الميزان، علامه طباطبايي، ج 2 ، ذيل آيه 25 سوره اعراف.