• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
عضویت در خبرنامه
کد سوال :
جستجو :
کد سوال : 4031
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اجتماعي _ فرهنگي
پرسش : علت پائين آمدن سن تماشاي فيلم هاي مبتذل در جامعه چيست؟ و چه كساني اين فيلم‏ها را وارد مي كنند؟
پاسخ : اين آسيب فرهنگي - اخلاقي - اجتماعي علل گوناگون و متعددي مي تواند داشته باشد که به آنها اشاره مي شود: 1 - گسترش روز افزون و نا متناسب صنعت و بکارگيري آن در ترويج فرهنگ ابتذال. 2 - رعايت نکردن و الدين و خانواده ها در تماشاي اين فيلمها يعني اگر حداقل خانواده ها اين فيلمها را که براي خود آنها نيز مضر است در يک ساعاتي از شب يا روز تماشا مي کردند که کودکان مدرسه هستند يا بخواب رفته اند تا حدود زيادي از گسترش آن در ميان کودکان و نوجوانان جلوگيري مي شد. 3 - کاهش سطح باورهاي ديني و به عبارتي ديگر تضعيف ايمان مذهبي عامل بسيار مؤثري در گسترش ابتذال فرهنگ مبتذل در نوجوانان و کودکان است. 4 - بيکاري و عدم تفريح هاي سالم نيز مؤثر است البته عوامل ديگري نيز در اين مسئله دخيل هستند. اما اينکه فرموديد چه کساني اين فيلمها را وارد مي کنند: 1 - تمام کسانيکه دنبال سودجويي و منافع خودشان هستند. 2 - عوامل نفوذي که در سطوح مختلف به ويژه در نهادهاي فرهنگي جامعه وجود دارند. 3 - افراد غافل و از خدا بي خبر و بي دين که با سفر به کشورهاي داراي فرهنگ ابتذال، آنها را به عنوان سوغات به داخل کشور مي آورند اين افراد ممکن است هيچگونه سود شخصي هم عايدشان نشود بلکه هزينه ها داشته باشد ولي فقدان ايمان مذهبي و عدم ثبات شخصيت آنها باعث مي شود که چيزهاي ضد فرهنگي را فرهنگي تلقي کنند وآوردن اين برنامه ها از خارج و تماشاي آنها را نشانه با فرهنگ بودن، بدانند. عوامل مؤثر ديگري نيز ممکن است وجود داشته باشد که فعلا مجال بر شمردن آنها نيست.
کد سوال : 4032
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : علت استفاده نوجوانان از مواد مخدر در مدارس راهنمائي چيست؟
پاسخ : پاسخ به اين سؤال حداقل يک پژوهش ميداني براي دست يابي به علل استفاده از مواد مخدر را مي طلبد. بنابراين نمي توان بدون انجام يک تحقيق ميداني علت استفاده نوجوانان از مواد مخدر را بيان کرد. کما اين که با ديدن يا شنيدن اين که بعضي از نوجوانان در مدارس راهنمايي از مواد مخدر استفاده کرده را تعميم داد و گفت همه نوجوانان گرايش به استفاده از مواد مخدر را دارند. بنابراين هر دو طرف قضيه يعني هم ادعاي گرايش روز افزون به مواد مخدر و هم علت آن نياز به انجام پژوهش هاي دقيق علمي دارد که اين امر به عهده کساني است که مسؤوليت سلامت جامعه را به عهده دارند. مانند سازمان بهزيستي، سازمان هاي بهداشتي در سراسر جامعه، نيروهاي انتظامي و... اما آنچه که در جامعه ما محسوس است و مي توان به عنوان علت گرايش نوجوانان به مواد مخدر مطرح کرد ولو به صورت غيردقيق عبارتند از: 1- روابط نامطلوب والدين در خانواده با يکديگر و همچنين با فرزندانشان نقش مهمي مي تواند داشته باشد چه اين که کودکان چنين خانواده هايي معمولا از خانواده گريزانند و با توجه به پايين بودن سن آنها و عدم ثبات عاطفي و شخصيتي آسيب پذيري آنها بالاست و يکي از آسيب هايي که ممکن است به آنها برسد آلوده شدن به استفاده از مواد مخدر است. 2- فقر يا رفاه اقتصادي هر دو مي تواند عامل اعتياد به نوجوانان باشد. آمار نشان مي دهد که تعداد چشمگيري از مشتريان مخدر را افراد پردرآمد و ثروتمند تشکيل مي دهند. اين خانواده ها با پول زيادي که در اختيار فرزندان خود قرار مي دهند و عدم نظارت بر اين که چگونه اين پول را هزينه کنند مي تواند عاملي براي اين که نوجوانان که از حس کنجکاوي بالايي نيز برخوردارند به خريد مواد مخدر روي بياورند و بخواهند استفاده از اين مواد را مانند ساير کارهايي که انجام مي دهند تجربه کنند. همچنين فقر نيز مي تواند عامل استفاده از مواد مخدر باشد چه اين که شيادان و دلالاني دنبال کسب درآمد هستند. نوجوانان کم تجربه و نيازمند را براي توزيع مواد مخدر به خدمت مي گيرند و همين کار زمينه اي مي شود که اين افراد کم سن و سال و بي تجربه علاوه بر توزيع اين مواد خود نيز به استفاده از آن مبادرت ورزند. 3- عوامل اجتماعي مثل در دسترس بودن مواد مخدر: يکي از مهمترين عوامل اعتياد در همه سطوح سني در دسترس بودن مواد مخدر است، چون چيزي که به آساني در اختيار مردم قرار مي گيرد گرايش به آن آسان تر صورت مي پذيرد. عوامل ديگري نيز مي توان برشمرد که در گرايش نوجوانان به استفاده از مواد مخدر نقش دارد. اما اين که نقش هر کدام چقدر است نياز به پژوهش کار ميداني دارد که از حوصله اين نهاد خارج است و بايد از متصديان و مسؤولين مربوطه انتظار داشت و درخواست کرد تا اطلاعات دقيق تري را در اين زمينه ارائه نمايند.
کد سوال : 4033
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اخلاق و عرفان
پرسش : در مورد اين جمله «حسيني باشيد و حسيني بمانيد» براي اينجانب مطلبي را بيان كنيد.
پاسخ : منظور از حسيني بودن، داشتن مرام و خلق و خو و صفات ممتاز امام حسين(ع) و قدم برداشتن در راهي که آن بزرگوار در آن گام نهاد و داشتن هدف والايي که او همه هستي و سرمايه اش را در آن راه فدا نمود. اگر انسان بخواهد پيرو کسي باشد اولين قدم شناخت عميق و کامل از اوست و بدون اين شناخت و آشنايي پيروي و تبعيت بي معنا خواهد بود. حسيني بودن بستگي کامل به حسين شناسي دارد. بنابراين بايد با اخلاق الهي و صفات والاي آن حضرت(ع) از طريق مطالعه زندگاني و سرگذشت و سخنان و جرياناتي که در طول زندگي ايشان از ابتداي تولد تا هنگام شهادت رخ داده آشنا گرديد و اين شناخت و آشنايي با روحيات و فضايل آن بزرگوار بدون شک ما را شيفته و دلداده آن سرور خواهد نمود و به دنبال آن ايشان را الگو و مقتداي ما در زندگاني قرار خواهد داد. پس حسيني بودن يعني هدف و اخلاق و روش حضرت ابا عبدالله الحسين(ع) را در زندگي الگو و اسوه قرار دادن و سعي و کوشش در پياده کردن آنها به اندازه ظرفيت و استعداد نمودن. مرحله بعد که حسيني ماندن است از مرحله اول که حسيني بودن است بسي سخت تر و دشوار تر است. چون هر چند ايمان به هدف و راه مقدس ارزش فراواني دارد ولي استقامت در آن راه و پايدار و استوار ماندن در آن هدف و عقيده بسي ارزشمند تر و در عين حال مشکل تر است. کم نبوده اند کساني که به عقيده و راهي ايمان آوردند ولي پس از مدتي که با سختي ها و دشواري ها راه رو به رو گشتند و دريافتند که هزينه دفاع از اين عقيده مستلزم هزينه فراواني است، از آن عقيده دست برداشتند و حتي گاهي در مقابل آن صف آرايي کردند. از پيامبر بزرگ اسلام(ص) روايت شده که فرمودند: سوره هود مرا پير کرد و بزرگان گفته اند اين سخن پيامبر به خاطر اين آيه از سوره هود است که مي فرمايد: A}«فاستقم کما امرت و من تاب معک»{A ؛ V} (هود، آيه 112){V يعني اي پيامبر! تو و پيروانت بايد در راه حق، پايدار و شکيبا باشيد و پيامبر نگران پايداري و استقامت يارانش بود و همين نگراني ايشان را پير کرد وگرنه در استواري و پايداري خود ترديد نداشتند، خداوند متعال در قرآن کريم مي فرمايد: A} «ان الذين قالوا ربنا الله ثم استقاموا تتنزل عليهم الملائکه الا تخافوا و لا تحزنوا و ابشروا بالجنه التي کنتم توعدون{A ؛ کساني که گفتند پروردگار ما الله است و در اين عقيده پايداري ورزيدند، فرشتگان الهي بر آنان فرود مي آيند و به آنان مي گويند، ترس و اندوهي نداشته باشيد و شما را به بهشت موعود بشارت باد!» V}(فصلت، آيه 30){V بهترين نمونه و مثال براي کساني که در راه عقيده خود پايداري ورزيدند و حسين(ع) را کاملا شناختند و تا آخرين نفس حسيني ماندند، ياران و اصحاب و اهل بيت امام حسين(ع) مي باشند که نمونه کامل پايداري و ايثار و دفاع از حق و حقيقت و راه و مرام حسيني (ع) مي باشند. بايد با شناخت بيشتر از مولا حسين(ع) و توسل به دامان پاک او و فرزندان بزرگوارش و خاندان عصمت و طهارت، توفيق ادامه راه و استقامت در راه هدف والاي الهي و حسيني(ع) را تقاضا نماييم و خود را از لغزش ها و ناشکيبايي ها در پناه خداوند متعال و اولياي پاک او درآوريم و عاجزانه زمزمه کنيم: A}«ربنا افرغ علينا صبرا و ثبت اقدامنا و انصرنا علي القوم الکافرين»{A؛V}(بقره، آيه 250){V و چنين به درگاه الهي لابه و ناله کنيم: A}«ربنا لا تزع قلوبنا بعد اذ هديتنا و هب لنا من لدنک رحمه انک انت الوهاب»{A؛ V} (آل عمران، آيه 8){V آمين يا رب العالمين.
کد سوال : 4034
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اجتماعي _ فرهنگي
پرسش : با توجه به تاكيد قرآن به شركت در نماز جمعه چرا خيلي از مراجع تقليد و علما و عرفا در آن شركت نمي كنند؟
پاسخ : به دليل برخي محدوديت هايي که وجود دارد از جمله کسالت جسمي اکثريت مراجع، با توجه به پيري يا مسن بودن آنان و نيز برخي بيماري هايي که برخي از آنها دارند و يا نشستن طولاني براي غالب آنان مقدور نمي باشد. دو نکته ديگر را نيز بايد بدان افزود: 1- علاوه بر کساني که در صفوف اول نماز جمعه ها حضور دارند، بسياري ديگر به جهت برخي از آنان نيز شرکت مي کنند وليکن به دليل تواضع، مردمي بودن و رعايت مسائل اخلاقي در بين مردم حضور پيدا مي کنند. 2- از آنجا که با حضور برخي مراجع و همراهان آنان احترام آنان لازم است و از سوي ديگر تصدي امامت جمعه به طور متعدد مشکلاتي را به دنبال دارد. خود مراجع از حضور خودداري مي کنند. 3- لازم به ذکر است بنا بر نظر برخي مراجع نماز جمعه وجوب تخييري است لذا در صورت مصلحت مهمتر مي توان به نماز ظهر اکتفا کرد و برخي از مراجع که نماز جمعه را واجب مي دانند به خاطر اين که مشکلات فوق پيش نيايد در صورتي که شرايط وجوب نماز جمعه از نظر تعداد افراد و فاصله با نماز جمعه ديگر تحقق پيدا کرده باشد خود مراجع با حضور چندين نفر به اقامه نماز جمعه مي پردازند.
کد سوال : 4035
موضوع : اطلاعات عمومي
پرسش : براي رسيدن به نيروهاي ما وراء الطبيعه و يا تحصيل علوم غريبه چه پيشنهادي مي كنيد. آيا مدرسه يا كتاب و استادي در اين زمينه وجود دارد؟
پاسخ : علوم غريبه، علومى مانند علم حروف و اعداد، علم اوفاق، جفر، (جفر صغير و جفر كبير) خافيه، كيميا، ليميا،هيميا، سيميا، ريميا و علوم ديگر است كه شيخ بهايى اين علوم را در كتاب «كلّه سرّ» جمع كرده است كه هر حرفىاشاره به علمى دارد. توضيح اين علوم در جلد اول «الميزان» ، ص 246 نيز بيان شده است. در اين باب كتاب‏هاى گوناگون نوشته شده است و نياز به استاد و تعليم و تعلّم دارد آن هم نه يك سال و دو سال،بلكه چندين سال. اين سؤال‏هاى شما مانند اين است كه من از شما بپرسم علم طب با اقسام آن و راه طبيب شدن وكتاب‏هاى مهم طبّى را برايم توضيح دهيد. به طورى كه با توضيح شما عالم به علم طب شوم و... ولى شما در پاسخخواهيد گفت: اين علوم نياز به چندين سال درس خواندن و خون دل خوردن دارد. براى مطالعه بيشتر در اين باب ر.ك: «مفاتيح المفاليق و زبدة الالواح» محمود دهدار عيانى و «شرح كنوز الاسماء»، عيانى كه استاد علامه حسن‏زاده آملى در كلمه 343 هزار و يك كلمه به طور مبسوط آن اشعار را توضيح داده است.
کد سوال : 4036
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اجتماعي _ فرهنگي
پرسش : روش صحيح طرح تكريم (برخورد سازنده) با ارباب رجوع را بيان فرماييد؟
پاسخ : 1- حرمت نهادن به شخصيت افراد: هر کس با هر جايگاه اجتماعي يا اقتصادي و... باشند از اين رو رفتار برابر و بي توقع و چشمداشت به همه ارباب رجوع ها شايسته است. البته رفتار برابر مانع احترام بيشتر و در نظر گرفتن شخصيت افرادي که از شايستگي هاي اخلاقي و علمي و روحي برخوردارند نخواهد بود. 2- تلاش در جهت پاسخ گويي و انجام خواسته هاي مشروع و گره گشايي از آنان براي اهتمام به اين امر توجه شما را به چند روايت ذيل جلب مي کنيم: الف) پيامبر خدا(ص): کسي که براي کمک به برادر (ديني) خود و سود رساندن به او اقدام کند پاداش مجاهدان در راه خدا را خواهد داشت V}(ثواب الاعمال، ص 340، ح 1){V ب ) امام صادق(ع): کسي که در راه برطرف ساختن نياز برادر (ديني) خود قدم بردارد مانند کسي است که سعي ميان صفا و مروه به جاي مي آورد V} (تحف العقول، ص 303){V ج ) امام صادق(ع) هر کس که در راه برآوردن نياز و حاجت برادر مؤمنش گام بردارد (همين که در اين مسير تلاش مي کند تعبير روايت اين است: H}« من مشي في حاجه اخيه المؤمن»{H و از اين کار ثواب الهي را بجويد، خداي عز وجل به پاداش اين کار برايش ثواب يک حج و يک عمره پذيرفته شده و روزه دو ماه حرام با اعتکاف اين دو ماه در مسجدالحرام بنويسد و هر کس به نيت روا ساختن حاجت او قدم بردارد اما موفق به اين کار نشود خداوند به پاداش آن ثواب يک حج پذيرفته شده را منظور دارد. پس در کار خير شوق نشان دهيد V}(اصول کافي، ج 2، ص 194، ح 9 و ص 195، حديث 10){V حضرت عيسي(ع) مي فرمايد: خداوند وجود مرا مبارک (با برکت) قرار داده زيرا سودمند و خير رسان به ديگران هستم V} (اصول کافي، ج 2، ص 199، ح 10){V 3- مدارا و حلم و شکيبايي: بسياري از مراجعين خسته و احيانا وامانده از برخي جهات هستند، از اين رو احيانا در گفتار تندي و خشونت مي نمايند بايد با آنها مدارا نمود و در صورت لزوم و وجود مقتضي به نحو مناسب آنها را توجيه نمود. 4- اهتمام و اشتياق در ارجاع به جايگاه، شخص يا سازمان ديگري که مناسب براي حل معضل و انجام خواسته ارباب رجوع باشد، در صورتي که شما خود متصدي آن کار نباشيد. 5- سرعت در انجام کار و معطل نماندن پاسخ گويي در گير و دار بوروکراسي اداري و نيز رعايت اتقان و کيفيت کار به نحوي که نياز مجدد به پيگيري کار و آغاز دوباره مراحل قبل نباشد. 6- انجام کار را وظيفه خود بدانيم و نه به عنوان يک منتي بر ارباب رجوع. ما در قبال حقوق و مزايايي که از سازمان مربوطه دريافت مي کنيم، موظف به ارائه خدمات مناسب و شايسته به ارباب جروع هستيم، فلسفه وجودي ادارات و نهادها و سازمان ها خدمت رساني و خدمتگزاري است.
کد سوال : 4037
موضوع : سياسي و انديشه سياسي
پرسش : نهضت هايي كه قبل و بعد از پيروزي انقلاب اسلامي به وجود آمده اند و سرانجام هر كدام از آنها چه شد؟
پاسخ : نهضت يا جنبش (Movoment) اصطلاحي عام است که به معناي «حرکت يا رفتار گروهي نسبتاً منظم و با دوام براي رسيدن به هدف اجتماعي _ سياسي معين و براساس نقشه معين که ممکن است انقلابي و يا اصلاحي باشد» V}فرهنگ علوم سياسي، مرکز اطلاعات و مدارک علمي ايران، 1374 ، ص 213{V استفاده مي شود . کشور ايران به دليل موقعيت خاص جغرافيايي خود که با افکار و انديشه هاي گوناگون در تماس بوده است از يک سو و همچنين شرايط و اوضاع داخلي ناشي از عوامل مختلفي به ويژه استبداد و استعمار، زادگاه نهضت ها و جنبشهاي فکري، اجتماعي سياسي بي شماري از گذشته هاي دور تا کنون بوده است. به طور خلاصه مي توان جنبشهاي اصل و عمده معاصر در ايران را در محورهاي ذيل نام برد: 1ـ نهضت هاي سکولار 2ـ نهضت هاي ناسيوناليستي و ملي گرا 3ـ نهضت هاي مارکسيستي 4ـ نهضت هاي ليبراليستي 5ـ نهضت هاي اسلامي 6ـ نهضت هاي التقاطي و هر کدام از اين ها خود شامل گروهها و شخصيتهاي متعددي است. که جهت آشنايي دقيق دراين زمنيه، مطالعه منابع ذيل پيشنهاد مي شود: 1ـ جريانها و جنبشهاي مذهبي ـ سياسي ايران، رسول جعفريان ، نشر پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي ، چاپ دوم، 1381. 2ـ فصلنامه کتاب نقد، شماره 22 ، بهار 81، ويژه جريان شناسي. 3ـ درآمدي بر مباني فکري انقلاب اسلامي، محمد شفيعي فرد، نشر معارف چاپ اول زمستان 1378. 4ـ جريا ن شناسي و فلسفه سياسي در تاريخ معاصر ايران، دکتر موسي نجفي نشر دفتر فرهنگي و امور دانشجويي دانشگاه علوم اسلامي رضوي چاپ اول: پاييز 1379. 5ـ عادي سازي جنبشهاي مردمي در ايران معاصر، داود مهدوي زادگان، نشر پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي چاپ اول 1380. 6ـ بررسي اجمالي نهضتهاي اسلامي در صد ساله اخير، مرتضي مطهري ، انتشارات صدرا. و در مورد نهضتها و جنبشهاي خارج از ايران ر.ک: «جنبشهاي اسلامي معاصر در جهان عرب، دکمجيان، ترجمه دکتر حميد احمدي، انتشارات کيهان چاپ سوم ، 1377».
کد سوال : 4038
موضوع : سياسي و انديشه سياسي
پرسش : كدام يك از نهضت هايي كه قبل و بعد از پيروزي انقلاب اسلامي به وجود آمده اند، مورد قبول و كدام يك از نظر نظام اسلامي مردود هستند؟
پاسخ : پاسخ دقيق به اين سوال نيازمند بررسي موردي هر کدام از اين نهضتها با توجه به خاستگاه ، مباني فکري و انديشه اي نه ماهيت ، اهداف و عملکردهاي آنهاست که اين کار نيز خارج از گنجايش يک نامه است. اما مي توان به صورت مختصر معيارها و ملاکهايي را براي تشخيص اسلامي بودن هر کدام نام برد و بر اين اساس در هر مورد قضاوت نمود: اولاً: نهضتي مورد قبول اسلام است که در بعد مباني فکري و انديشه اي اساس و شالوده آن ، از منابع اصيل اسلامي، به وسيله و يا تحت نظر اسلام شناسان و عالمان متعهد، شکل گرفته و پايه گذاري شده باشد. «ان الدين عندالله الاسلام » «و من يبتغ غيرالاسلام دينا فلم يقبل منه» V}(آل عمران ، آيه 85).{V ثانياً: در صدد اصلاح واقعي ساختار فکري، اجتماعي يا سياسي جامعه با استفاده از آموزه هاي اصيل اسلامي باشد. «ان اريد الا الاصلاح ما استطعت» V}(هود آيه 88).{V و فرمايش امام حسين(ع) H}«انما خرجت لطلب الاصلاح في امه جدي ، اريد أن آمر بالمعروف و أنهي عن المنکر و أسير بسيره جدي و أبي».{H ثالثاً: در عمل نيز پاي بندي خود را به آموزه ها و ارزشهاي اسلامي به اثبات رسانده باشد. چنان که امام علي(ع) مي فرمايد: H}«لنرد المعالم من دينک ، و نظهر الاصلاح في بلادک، فيأمن المظلومون من عبادک، و تقام المعطله من حدودک...»{H؛ V}(نهج البلاغه ، خطبه 131).{V يعني «افکار و انديشه ها را متوجه اسلام راستين سازد و بدعتها و خرافه ها را از مغزها بيرون براند، به زندگي عمومي از نظر تغذيه و مسکن و بهداشت و آموزش و پرورش سامان بخشد، روابط انساني انسانها را براساس برابري و برادري و احساس اخوت و همساني برقرار سازد، و ساخت جامعه را از نظر نظامات و مقررات حاکم طبق الگوي خدائي اسلامي قرار دهد.» V}نهضت هاي اسلامي، مرتضي مطهري، انتشارات صدرا، چاپ 19 ، ص 70.{V نهضتهايي که داراي اين خصوصيات باشند مورد قبول اسلام مي باشد اما ساير نهضتهايي که فاقد برخي يا تمامي اين خصوصيات باشند (مانند: نهضتهاي ملي گرا يا التقاطي يا وابسته به مکاتب الحادي غربي و شرقي ، و ... ) غير اسلامي شمرده مي شوند.
کد سوال : 4039
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : من براي بررسي يك مشكل با شما مشاوره مي كنم كه مرا بسيار رنج مي دهد و زندگي مرا از حالت عادي خارج مي كند خانواده ما مشكل بزرگي دارند و آن اين مي باشد كه ما پنج خواهر ازدواج نكرده مي باشيم كه من كوچكترين آنها مي باشم و حرف و زخم زبانهاي مردم و غيره ... مرا به شدت آزار مي دهد و خواهرهاي بزرگتر اجازه ازدواج به ما نمي دهند و خودشان نيز حاضر به قبول شرايط زندگي مان نمي شوند و هر چقدر ما با آنها صحبت مي كنيم به هيچ عنوان در آنها تأثيري نمي گذارد و پدرمان نيز امسال فوت كرده و مادرمان نيز ظاهرأ درباره مشكل ما زياد صحبت نمي كند و ظاهرأ بي توجه است و اگر شرايطي براي ازدواج پيش مي آيد به هيچ عنوان سر هم نمي آيد ما زياد نذر و نياز كرده ايم ولي قبول نمي شود من هم دوست دارم مثل خيلي جوانها حيات طيبه و همراه با آرامش داشته باشيم ومثل همه جوانهاي با ايمان شوم و اين فقط در حد آرزوست و راستي نمي دانم چه كنم و ما هر چقدر تلاش نيز مي كنيم فايده اي ندارد البته ممكن است اين ريشه در گذشته و اشتباهات زياد ما داشته باشد ولي من هم دوست دارم بر طبق سنتي كه سرنوشت تغيير مي كند سرنوشت خود را كه به گمانم سياه مي باشد تغيير دهم لطفأ مرا راهنمايي كنيد.
پاسخ : ابتدا لازم است درباره بالا رفتن سن ازدواج دختران توجه شما را به مطالب زير جلب ‏كنيم: 1. وضعيت اجتماعى-فرهنگى و اقتصادى جامعه باعث شده است سن ازدواج دختران و پسران بالا برود بعضى توقعات و انتظارات خانواده‏ها و دامن زدن به فرهنگ تشريفات و نظير آن، مشكل بيكارى پسران و عدم توانايى آنها براى تأمين نيازمنديهاى زندگى مستقل عواملى است كه باعث اين مشكل شده بنابراين در چنين فضايى زمينه ازدواج دختران نيز فراهم نمى‏شود در نتيجه دخترانى نظير شما گمان مى‏كنند اشكال و ايراد در وجود آنهاست. پس يكى از عوامل پديد آمدن اين مشكل عاملى است كه از اختيار شما و هر كس ديگرى خارج است. 2. گاهى انتظارات بالا و بيش از اندازه خانواده‏ها يا خود دختران به اين مشكل دامن مى‏زند كه در اين صورت اين موضوع بايد مورد بررسى قرار گيرد و در صورت واقعيت داشتن آن، با تدابير لازم و مناسب به تعديل آن پرداخت و بدين وسيله يكى از موانع خواستگارى و ازدواج برطرف شود. 3. گاهى نيز ويژگيهاى شخصيتى و اخلاقى خانواده‏ها ممكن است مانع و سد راهى براى خواستگاران باشد كه اين امر نيز بايد مورد توجه خانواده‏ها قرار گفته و در صورت لزوم تغييرات لازم را در نحوه برخورد و صفات اخلاقى و آداب اجتماعى خود ايجاد نمايند و زمينه ازدواج دختران خود را فراهم نمايند. 4. گاهى نيز ويژگيهاى ظاهرى و جسمانى يا صفات اخلاقى و شخصيتى خود دختران است كه باعث مى‏شود ديرتر ازدواج كنند و خواستگار كمترى داشته باشند. در مجموع در يك جمع‏بندى معلوم مى‏شود كه بعضى عوامل اين مشكل در دست شما يا كس ديگرى نيست كه در اين صورت نبايد نگران آن باشيد و ذهن خود را به آن مشغول نماييد به گونه‏اى كه مانع زندگى روزمره و درسى و تحصيلات علمى و ديگر امور شود. زيرا انسان نمى‏تواند تمام شرائط و امكانات را بر وفق مراد خود فراهم نمايد ولى مى‏تواند خود را با شرائط موجود وفق دهد و هماهنگ سازد در صورت اول هميشه نگران و ناراحت و غمگين و افسرده خواهد بود و در صورت دوم با ابتكار و خلاقيت و بهره‏مند شدن از ديگر توانمنديهاى خود، شاد و با نشاط زندگى خواهد كرد و فعّال و سر زنده با همان امكانات و شرائط موجود، زندگى را بر خود سهل و آسان خواهد گرفت. بنابراين هيچ گاه نبايد اين موضوع مانع عمده‏اى بر راه ادامه زندگى و تحصيل و... شود. علاوه بر اين مطمئن باشيد اگر به خداوند متعال توكل كنيد و تمام امور زندگى خود را به او واگذار كنيد، خداوند به بهترين وجه و شكل به آن رسيدگى خواهد كرد زيرا او خير و صلاح بندگانش را بهتر از من و تو مى‏داند. خداوند در سوره بقره آيه 216 مى‏فرمايد: «... و عسى ان تكرهوا شيئا و هو خير لكم و عسى ان تحبوا شيئا و هو شرٌ لكم و الله يعلم و انتم لا تعلمون؛ چه بسا چيزى را خوش نداشته باشيد حال آن كه خير شما در آن است و يا چيزى را دوست داشته باشيد حال آنكه شر شما در آن است و خدا مى‏داند و شما نمى‏دانيد». خواهر گرامى اين زمان بهترين فرصتى است كه بتوانيد به تحصيلات علمى خود بيشتر توجه كرده و به مدارج علمى بالاتر دسترسى يابيد. بنابراين به اين نعمت و فرصت غنيمتى توجه كنيد و آن را از دست ندهيد، و آن را سكوى پرش و رشد و پيشرفت خود قرار دهيد. علاوه بر اين شما به جاى اين كه ذهنتان را به كمبودها، نقص‏هاى خود معطوف داريد و از آن رنج ببريد توانايى‏ها و استعدادها و موفقيت‏هاى گذشته و حال خود را به خاطر خود بسپاريد و با تكيه بر آنها يأس و نااميدى را از خود دور كنيد و با نگرشى مثبت به زندگى و آينده اجازه ندهيد اين گونه مسائل جزئى كه در نهايت هم حل مى‏شود، زندگى را بر شما تلخ كند. اگر به هر دليلي تا كنون نتوانستهايد ازدواج كنيد و يا خواستگار نداريد، هزاران هزار نعمت و توانمندى خداوند در وجود شما و اطراف شما قرار داده است و از آن بهره‏مند هستيد چه بهتر است به آنها بيانديشيد و به بهره‏بردارى از آن نعمت‏ها فكر كنيد و لذت ببريد. رابطه خود را با خداوند متعال و راز و نياز با او را فراموش نكنيد كه ياد خدا آرامش‏بخش است. نکته آخر اينکه راهي چز اين نيست که شما يک تغييري در ساختار خانواده ايجاد کنيد چه اينکه اگر بافت خانواده تغيير نکند و همچنان خواهران شما بخواهند مانع و سر راه خواهران بعدي شوند اين مشکل کماکان باقي خواهد ماند براي ايجاد تغيير بايد راهکار مناسب پيدا کرد مثلا اگر افرادي را در فاميل مي شناسيد که مي تواند نقش مؤثر داشته باشند مشکل را با آنها در ميان بگذاريد تا آنها با خواهران شما صحبت کنند و با بصيرت دادن به خواهران شما شرايط را تغيير دهند. گاهي اوقات نيز خانواده بايد در رفتارهاي اجتماعي خود تجديد نظر کند چه بسا همانطور که خود شما فرموديد برخي از اشتباهات گذشته با ساختار خانواده شما و همچنين به وجه اجتماعي آن آسيب وارد کرده بايد نقاط ضعفي که باعث اين آسيب ها شده شناسايي و سپس در صورت امکان جبران کرد در پايان اگر همه اين راهها را طي کرديد و نتيجه نگرفتيد با توجه به شرايط سني و تحصيلي سعي کنيد خودتان براي خودتان تصميم بگيريد يعني اين سد را بشکنيد و اقدام کنيد البته سد شکني کار دشواري است بايد حتما با رعايت احتياط و با مشورت با افراد مجرب و دلسوز اقدام کنيد.
کد سوال : 4040
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اخلاق و عرفان
پرسش : من دوست دارم عاقبت بخير شوم و در دنيا خير و نيكي و در آخرت سعادت داشته باشم و از سرنوشت بد رهايي پيدا كنم مرا راهنمايي كنيد.
پاسخ : در اين باره آن چه لازم است اين است كه انسان بايد دائما در حال مراقبه از نفس خويش باشد و لحظه‏اى زمام نفس را به دست شيطان ندهد. غرور و اطمينان به نفس، خود زمينه‏ساز گمراهى و اغواى آن مى‏شود. پيامبر اكرم(ص) در نمازهاى خود اين دعا را مى‏فرمود: H}«الهى لا تكلنى الى نفسى طرفة عين ابدا؛{H خداوندا مرا لحظه‏اى به خودم وا مگذار» وقتى يكى از همسرانش با اشاره به مقام بلند حضرت نزد خدا از او علت اين دعا را پرسيد، حضرت فرمود: خداوند برادرم يونس را لحظه‏اى به حال خود واگذاشت و آمد به سر او آنچه كه آمد. بنابراين بهترين راه براى عاقبت به خير شدن مراقبت دائم از نفس خويش است يا به عبارت ديگر مطمئن‏ترين راه و روش، ايمان و عمل صالح است. خداوند در سوره العصر مى‏فرمايد: «به عصر قسم كه انسان‏ها همه در زيانند . مگر كسانى كه ايمان آورده و اعمال صالح انجام داده‏اند و يكديگر را به حق سفارش كرده و يكديگر را به شكيبايى و استقامت توصيه نموده‏اند». ايمان اولين و اساسى‏ترين و محكم‏ترين ريسمان نجات است و مطمئن‏ترين ضامن عاقبت به خيرى مى‏باشد. H}«عن ابى عبداللّه‏(ع)... و قال فى قوله عزّ وجلّ «فقد استمسك بالعروة الوثقى» قال: هى الايمان باللّه‏ وحده لاشريك له...؛{H از امام صادق(ع) است كه درباره اين كلام الهى «فقد استمسك بالعروه الوثقى» فرمود: عروة‏الوثقى همان ايمان به يگانگى خداوند بى‏شريك مى‏باشد»، V}(اصول كافى، ج 2، ص 14، روايت 1 به نقل از سرالاسراء، على سعادت‏پرور، ج 2، ص 324){V جمله فقد استمسك... پاره‏اى از آية‏الكرسى است كه در آيه 256 سوره بقره آمده است يعنى... كسى كه به طاغوت [بت و شيطان و هر موجود طغيانگر] كافر شود و به خدا ايمان آورد، به دستگيره محكمى چنگ زده كه گسستن براى آن نيست... بنابراين آن دستگيره محكم (عروه ‏الوثقى) كه قابل گسستن نيست همان ايمان به خداوند تعالى است. عمل صالح ركن ديگرى است كه انسان را از خسران، زيان و عاقبت به شرى نجات مى‏بخشد، چنان كه سوره العصر بدان گواهى مى‏دهد و در حديثى از اميرالمؤمنين على(ع) وارد شده: H}«انكم ان اغتنمتم صالح الاعمال، نلتم عن الاخرة نهاية الآمال؛{H تحقيقا چنين است كه اگر شما اعمال صالح را مغتنم شمريد به آن غايت بلند آرزوهاى اخروى خواهيد رسيد»، V}(الغرر والدرر، باب العمل، به نقل از سرالاسراء، استاد على سعادت‏پرور، ج 2، ص 209).{V بنابراين با دو بال ايمان و عمل صالح بايد از پستى خسران و عاقبت به شرى، به بلنداى رضوان، عرفان و عاقبت به خيرى پرواز كرد. براى آگاهى بيشتر ر.ك: 1- راه گريز از شور بختى، انتشارات الزهرا. 2- تقوا، شهيد عبدالحسين دستغيب.