• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
عضویت در خبرنامه
کد سوال :
جستجو :
کد سوال : 3971
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : چه كنيم اعتماد به نفس بالايي داشته باشيم؟
پاسخ : بهتر است قبل از هر چيز روشن شود که اعتماد به نفس واقعي چيست. آن گاه بفهميم چه چيزي به ما اعتماد به نفس مي دهد. اکثر ما فکر مي کنيم اعتماد داشتن به خود يعني اطمينان به توانايي خود در انجام دادن کارهايي خاص مثلا اگر يک هنرمند شوم آن گاه اعتماد به نفس پيدا مي کنم. حال آن که ما نبايد اعتماد به خود را صرفا بر پايه کارهايي قرار دهيم که مي توانيم انجام دهيم چه اين که در اين صورت فقط وقتي اعتماد به نفس پيدا مي کنيم که آن کار به خصوص را مي توانيم انجام دهيم. حال آن که اعتماد به نفس احساسي است که بايد از آنچه مي دانيم يا انجام مي دهيم فراتر رود. بنابراين اعتماد به نفس واقعي وقتي در انسان به وجود مي آيد که باور کنيم به توانايي ها در درون خود که ما را قادر مي سازد تا آنچه را که مي خواهيم انجام دهيم. به عبارت ديگر اعتماد به نفس باور به قابليت انساني خويش است در اين صورت اعتماد به خود را براساس وجود خود بنا مي نهيم نه بر اساس آنچه انجام داده ايم در اين صورت اعتمادي را به وجود مي آوريد که هيچ کس و هيچ شرايطي نمي تواند آن را از شما بگيرد و اين نوع اعتماد به نفس معنايش اين نيست که ما در کارهايمان هيچ گاه شکست نمي خوريم. چه اين که هر شکستي مي تواند درسي باشد براي ما و خود اين درس گرفتن از شکست ها يک نحوه احساس رضايت در ما ايجاد مي کند. توجه به نکات زير و عملي ساختن آن در صحنه زندگي موجب تقويت اعتماد به نفس مي شود: 1- از تضعيف خود و صرفا توجه به جنبه هاي منفي بايد اجتناب شود، هيچ گاه شکست هايي که در کارهاي خود با آن مواجه مي شويد شما را از تلاش براي دستيابي به هدفي که داريد نبايد باز بدارد چه اين که براي موفقيت در کارها بايد شکست هايي را تجربه کرد و اين شکست ها مي تواند نردبان ترقي و پيشرفت انسان در کارهاي بعدي شود. 2- هيچ گاه خود را به صورت مشروط دوست نداريد بلکه خود را بدون شرط دوست بداريد و هيچ گاه نگوييد که اگر من فلان کار را انجام دادم فقط احساس خوبي از خودم دارم و الا خودم را دوست ندارم. سعي کنيد اين فکر را: «وقتي واقعا احساس خوبي نسبت به خود دارم که...» را با اين فکر: «همين حالا نسبت به خود احساس خوبي دارم زيرا...» عوض کنيد. مي توانيد فهرستي با اين مثال ها تهيه کنيد: همين حالا نسبت به خود احساس خوبي دارم، چون ... با خود صادق هستم. «امروز صبح احساس خود را به دوستم ابراز کردم»، «علاقه به خود را در حال حاضر و همان گونه که هستيم فرا مي گيرم». آيا اين چيزها احساس بهترين به شما نمي دهد تا اين که قدرداني از خود را به زماني در آينده دور به تعويق بياندازيد؟ استحقاق آن را داريد که همين حالا احساس خوبي نسبت به خود داشته باشيد و هر لحظه که به خاطر موقعيتتان به خود مي باليد، به خود قدرت خواهيد دارد که قدم بعدي به سوي موفقيت برداريد (البته اعتماد به خود به معني يک نفس انباشته از خودبيني نيست. اعتماد به خود يعني خود را باور داشتن، حال آن که خود بيني يعني لزوم اثبات برتري خود نسبت به ديگران). 3- همين حالا قدم اول را برداريد به عبارت ديگر سعي کنيد کارهايي که مي خواهيد انجام دهيد و اهدافي را که براي خود ترسيم کرده ايد به تعويق نيندازيد. اگر همين الان کاري که شما را به هدفتان يک قدم نزديک مي کند شروع کنيد يک گام شما به اعتماد به نفس قوي تر به پيش برده است. راه کارهاي عملي زير مي تواند در حل مشکل به شما کمک کند: 1. معاشرت با افراد متدين و اشخاصى كه به زندگى اميد دارند و اجتناب از افراد منفى باف و نا اميد و كساني كه هر وقت كنار آنها قرار مى‏گيرى از زندگى ابراز نارضايتى مى‏كنند. 2. توجه به اين نكته كه سعادت واقعى انسان بر اساس افعال اختيارى انسان رقم مى‏خورد و آنچه كه به صورت غير اكتسابى انسان دارد خودبخود سعادت آفرين نيستند خداوند ما را بر اساس قيافه ظاهرى و وضعيت اقتصادى به بهشت يا جهنم نمى‏برد بلكه ملاك ارزش انسان تقوا و معنويت است يعنى داشتن صيرتى زيبا نه صورت زيبا به قول شاعر (سعدى): P}صورت ظاهر برادر هيچ نيست{E}اى برادر سيرت زيبا بيار{P اگر انسان با تقويت ايمان خود سعى كند درون خود را از زشتى‏ها و پليديها پاك كند رستگار خواهد شد و راه دستيابى به اين مهم عمل به واجبات الهى و ترك گناه است. 3. توكل به خداوند و توسل به معصوم(ع) تأثير بسيار زيادى در زندگى انسان دارد. 4. اجتناب از خودسرزنشى. سعى كنيد با مطالعه و تدبير، خداشناسى خود را تقويت كنيد؛ زيرا براى آرامش روح هيچ چيز مانند ياد خدا و معرفت او كارساز نيست: «الا بذكرِ اللّه‏ تطمئِنّ القلوب». 5. به نمازهاى خود و اوقات آن اهميت داده و حتى الامكان سحرخيزى را در برنامه كار خود قرار دهيد. 6. با خداوند راز و نياز فراوان داشته باشيد، خصوصا پس از نماز و نيز در دل شب. و سعى كنيد عقده‏هاى خود را در پيشگاه او عرضه نماييد. 7. براى مشكل خود از خداوند مدد بجوييد، او حتما به شما كمك خواهد كرد. 8. نشاط روحى خود را حفظ كنيد و هرگز در زندگى مأيوس نباشيد و با اميدوارى به خداوند به پيش برويد. 9. اهداف بزرگ و متعالى براى زندگى خود در نظر بگيريد و با سعى تمام در طلب آن باشيد. 10. براى اوقات شبانه‏روزى خود برنامه‏ريزى كنيد و هر كارى را درموقع خودش انجام دهيد. در خاتمه توجه داشته باشيد كه بسيارى از اين حالات كه ذكر كرده‏ايد، زودگذر و مربوط به يك مقطع سنى خاص است و با مرور زمان برطرف خواهد شد و جاى نگرانى وجود ندارد. فقط همان‏گونه كه خود شما به اهميت مسائل جوانان واقف هستيد، بايد به توصيه‏هايى كهخدمتتان عرض شد توجه و عمل نماييد. در زندگى نه خيلى سخت‏گير باشيد و نه خيلى سهل‏انگار و بى‏تفاوت. مشكلات را بزرگ نكنيد و مطمئن باشيد كه خداوند سخت‏تر از اينها را حل كرده و مى‏كند. باور داشته باشيد كه خير و شر و منفعت و ضرر ما به دست خداى كريم قادرمهربان است و بسيارى از نگرانى‏هاى ما بى‏مورد است. همان‏گونه كه بزرگ‏ترها بيشتر مسائل ما را داشته و با موفقيت از آن مراحل گذشته‏اند، ما نيز خواهيم گذشت. سعى كنيد با افرادى متعادل معاشرت و رفاقت داشته باشيد و با مردم و دوستان خود مدارا كنيد. بدانيد كه هيچ وقت همهچيزها بر وفق مراد انسان جمع و محقق نخواهد شد و اين ما هستيم كه بايد با صبر و حوصله و سياست قدم به قدم، به طرف آينده‏اى هر چه مطلوب‏تر پيش رويم. دل خود را با اين فكر مشغول داريد كه خداوند خيرخواه ما است و همواره با عنايات خود، ما را فراموش نمى‏كند و... . هرگز انديشه شكست را به خود راه ندهيد بلكه هميشه اميدوار باشيد اميد انسان را زنده نگه مى‏دارد و در مقابل مشكلات و سختى‏ها به انسان توان مى‏دهد سعى كنيد از زندگيتان لذت ببريد. از فرصت‏ها و موقعيت‏هاى خود استفاده بهينه كنيد. سعى كنيد استعدادهاى خود راشكوفا كنيد. در مرحله اول خود را بشناسيد و بعد هم استعدادها و علايق و توانايى‏هايتان را ظاهر سازيد. همين امر موجب عزت نفس و مورد احترام واقع شدن شما خواهد شد و اين تا اندازه‏اى اميدوارى شما را بيشتر خواهد كرد. فراموش نكنيد همه ما انسان‏ها داراى محاسنى هستيم كه تا آنها را از دست ندهيم قدر آنها را نمى‏دانيم بنابراين سعى كنيد شكرگزار باشيد تا گله‏مند.
کد سوال : 3972
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>فلسفه احكام
پرسش : معني و مفهوم وضو و نماز چيست و آيه ترتيب شستشو در وضو و يا حركات نماز (نيت، سجده، ركوع) فلسفه اي دارد؟
پاسخ : قبل از آن كه فلسفه وضو را بيان كنيم توضيح مختصرى راجع به اصل فلسفه احكام ذكر مى‏نماييم تا مسأله روشن‏تر گردد. اولا: فلسفه همه احكام و جزئيات آنها به طور تفصيلى روشن نيست و آگاهى از آن دانشى فراتر از تنگناهاى معارف عادى بشرى مى‏طلبد. ليكن بطور اجمالى روشن است كه همه احكام الهى تابع مصالح و مفاسد واقعى در متعلق آنهاست. بنابراين در صورتى كه فلسفه حكمى را بالخصوص ندانيم بنابر قاعده كلى فوق از آن بايد پيروى كرد. زيرا يقين به وجود مصلحتى در آن هست هر چند بر ما ناشناخته باشد. ثانيا: در جست و جوى فلسفه احكام نبايد هميشه به دنبال علوم تجربى رفت و دليلى مادى و فيزيولوژيك برايش جست و جو نمود. اين فرايند كه همواره در پى يافتن مصلحت يا مفسده‏اى طبى يا... باشيم برخاسته از نگرشى مادى گرايانه است. در حالى كه بسيارى از احكام مصالحى معنوى دارند كه در حوزه هيچ يك از علوم بشرى و محاسبات عادى قابل تحقيق نيست و آنها با متد تجربى خود قادر به حكمى نفيا يا اثباتا پيرامون آن نيستند و يا اگر نظرى بدهند بسيار سطحى است و چه بسا مساءله حكمتى برتر و بالاتر داشته باشد. چنان كه در مورد روزه علوم به خواص بهداشتى آن پرداخته‏اند ولى قرآن مجيد فلسفه‏اى بالاتر را بيان فرموده و آن «تقوايابى» است. در مورد تراشيدن صورت نيز از نظر طبى گفته‏اند: وجود محاسن براى محافظت از لثه‏ها و دندان‏ها و پوست صورت مفيد است. ليكن به نظر مى‏رسد فلسفه اصلى حكم اثرى معنوى و روحى و حفظ حالت طبيعى خلقت مرد باشد. درباره فلسفه وضو نيز به طور خلاصه مى‏توان مطالب زير را بيان كرد: 1ـ طهارت و پاكيزگى ظاهرى. 2ـ طهارت باطنى؛ چون شخص وضو گيرنده، وقتى به نيت عبادت و اطاعت خداوند و شكل معين شده در شريعت وضو مى‏گيرد قهراً در مسير طهارت باطنى و عبوديت خداوند گام برمى‏دارد و اثر معنوى و تربيتى ويژه‏اى مى‏پذيرد. 3ـ وضو عملى است كه از سر تا قدم انسان را در برمى‏گيرد و شستن و مسح اعضا، نوعى تذكر و يادآورى به او در مورد مسؤوليت اعضا و جوارح است. 4ـ تقويت روحيه بندگى و تعبد. از حضرت رضا(ع) رسيده كه آن حضرت فرمود: «بدان جهت به گرفتن وضو امر شده كه بنده آن گاه كه در حضور خداوند جبار براى مناجات با او مى‏ايستد طاهر و پاكيزه باشد: و در آن چه او فرموده مطيع و از پليدى‏ها و نجاست‏ها پاك باشد. گذشته از اين، وضو كسالت و خواب را از آدمى دور مى‏كند و دل را براى قيام در حضور حضرت پروردگار پاكيزه مى‏سازد، و امّا اين كه وضو بر صورت و دست‏ها و سر و پاها واجب گشته بدان خاطر است كه اين اعضاء در نماز به كار گرفته مى‏شود، با صورت سجده مى‏كند و خضوع مى‏نمايد. با دست از ذات ذوالجلال درخواست مى‏كند و در رحمت و معرفت او رغبت مى‏نمايد و با سر در ركوع و سجود به خدا رو مى‏آورد و با پاها برمى‏خيزد و مى‏نشيند» V}(اسرار الصلوه، ميرزا جوادآقا ملكى تبريزى، ترجمه رضا رجب زاده، ص 56).{V همه‏ى دستورات دينى براى تطهير است. انسان نماز مى‏خواند. روزه مى‏گيرد. زكات مى‏پردازد V}(توبه، آيه 103){V و.... براى آن كه طاهر شود حتّى دستور به ازدواج V}(بقره، آيه 232 - نور، آيه 33){V و با جهاد مى‏كند تا زمينه را براى پاك شدن مهيا كند. وضو نيز از جمله دستورات دينى است كه احكامى ظاهرى و اسرارى باطنى دارد که حکمت مهم آن ايجاد طهارت در جسم و مهم تر از آن در روان انسان است و اين طهارت زماني حاصل مي شود که انسان هنگام وضو در غسل متوجه باشد براي ايستادن در پيشگاه حضرت حق تبارک و تعالي و کسب آمادگي روحي اين کار را انجام مي دهد V}(مائده، آيه 6 - انفال آيه 11 - فرقان، آيه 48).{V براى اين كه بدانيم چه وضويى مورد قبول خداوند متعال است، به عبارت ديگر براى اين كه در مناجات به روى ما گشوده شود بايد در هر دو زمينه ياد شده جديّت و تلاش كنيم. يعنى شرايط ظاهرى و باطنى وضو بايد حفظ شود. يكى از نشانه‏هاى وضوى مقبول، اقبال و حضور قلب در نماز است. به طورى كه وقتى از معصوم پرسيده مى‏شود چه كنيم تا در نماز حضور قلب داشته باشيم، دستور اين است كه سعى كنيم وضوى با نشاط بسازيد. احكام ظاهرى نماز در رساله‏هاى عمليه و اسرار باطنى نماز در بعضى كتاب‏ها از جمله «حكمت عبادات» آية‏الله جوادى آملى آورده شده است كه انشاءالله مراجعه خواهيد نمود.
کد سوال : 3973
موضوع : كلام و دين پژوهي
پرسش : آيا زنان در بهشت حجاب دارند و زاد و ولد وجود دارد؟
پاسخ : توجه به سه مقدمه جهت پاسخ به اين سؤال ضروري است: الف) در بهشت هر چه انسان درخواست کند به آن مي رسد «ولکم فيها ما تشتهي انفسکم» V}(فصلت 31).{V ب) همه چيز آخرت اعم از بهشت و جهنم با دنيا فرق دارد. به عبارت واضح تر آن جا جهان ديگري است با قوانين خاص خود به طوري که «ان الاخره لدار الحيوان» آخرت سراي زنده است يعني حتي درخت در بهشت شعور دارد و وقتي شما اراده کنيد از ميوه آن بخوريد خود درخت ميوه اش را به شما عرضه مي کند. ج) آخرت سراي جزا است نه عمل. با توجه به دو مقدمه فوق مي توان گفت که فرزند داري در بهشت ممکن است ولي با شکلي کاملا متفاوت از دنيا، هم از لحاظ نحوه به وجود آمدن و هم از لحاظ شرايط آن طفل بعد از خلقت از حيث تکليف. راجع به حجاب هم از آن جا که پوشش بدن از غير از نظر عقلي امري ممدوح است و نوعي کمال براي انسان محسوب مي شود و بهشت محل خوبي ها است مي توان گفت که حجاب در بهشت وجود دارد ولي نحوه و حدود آن براي ما معلوم نيست قرآن در مدح حورهاي بهشتي مي فرمايد: A}«حور مقصورات في الخيام؛{A بهشت داراي زنان بهشتي (حوري ها) است که در سراپرده هاي خود مستورند» V}(الرحمن، آيه 72).{V
کد سوال : 3974
موضوع : كلام و دين پژوهي
پرسش : آيا حيوانات هم كافر دارند منظورم اين است كه چرا در آن زمان حيواني از هيبت امام به سخن مي آمد ولي حالا حيوانات تحت اراده كافران (در خارج) هستند؟
پاسخ : درباره تعليم و تسخير حيوانات و تحت فرمان در آوردن آنها، به دو روش امکان پذير است؛ 1. براساس نظام عمومي جهان، انسان توانايي دارد به استخراج معادن و تغييرشکل مواد اقدام کند و به اصلاح گياهان و اصلاح نژاد حيوانات نيز بپردازد و حتي برخي حيوانات را تحت تعليم و فرمان خود در آورد. اين توانمندي براي انسان اعم از مومن و کافر در قرآن مجيد تاييد شده A}«و سخر لکم ما في السموات و ما في الارض»؛{A و آن چه را در آسمانها و آنچه را در زمين است به سود شما رام کرد V}(جاثيه ، آيه 12).{V و در اين جهت به هر ميزان تلاش انسان بيشتر باشد و از راهکارهاي دقيق تر و علمي تر استفاده کند. موفقيت هاي بيشتري کسب خواهد کرد. از اين واقعيت به عنوان سنت الهي «امداد» تعبير شده است. A}«کلما نمد هولآء و هولاء من عطاء ربک و ما کان عطاء ربک محظورا»؛{A ما هر دو گروه (دنياطلب و آخرت طلب) را از عطاي پروردگارت مدد مي بخشيم، و عطاي پروردگارت (از کسي) منع نشده است V}(اسراء آيه 20).{V 2. ولايت تکويني؛ علاوه بر روش عادي و طبيعي براي تحت فرمان در آوردن حيوانات که براي مؤمن و کافر امکان پذير است . نصرف در موجودات با بهره مندي از مقام معنوي و ارتباط با عالم غيب و لطف ويژه خداوند براي مؤمنان نيز امکان دارد. چنان که حضرت سليمان با حيوانات سخن مي گفتند و آنان را به خدمت مي گرفتند. و درباره امام موسي بن جعفر(عليهما السلام) در مجلس هارون الرشيد روايت شده ، که امام(عليه السلام) دستور دادند و نقش شير روي پرده به صورت حيوان زنده شد و آن مرد مسخره کننده را بلعيد. (ر.ک شيخ صدوق. عيون اخبار الرضا ج 2 ص 90)
کد سوال : 3975
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اخلاق و عرفان
پرسش : آيا كسي كه عمري گناه كرده و دقيقأ دقايقي قبل از مرگش توبه مي كند با كسي كه عمري عبادت كرده ولي موقع مرگش كافر مي رود عدالت است؟ چرا خداوند پس ما را مثل آنها با خواب يا واقعه اي آگاه نمي كند (مثل گروه اول)؟
پاسخ : فرض کنيد کسي چندين سال خود را براي کنکور آماده کرد و سخت مشغول مطالعه بود ولي يک ماه به برگزاري کنکور مانده، دست از مطالعه و آماده شدن برداشت و سرگرم بازي و کار خود شد و آمادگي خود را از دست داد و بر عکس دانش آموزي ديگر در همان مدتي که فرد اول مشغول آماده سازي خود بود، سرگرم بازي و تفريح و اتلاف عمر بود و اهميت کنکور و نقش آن در سرنوشت آينده خود را درک نکرد ولي ناگهان در اثر تذکر و نصيحت فرد دلسوزي به خود آمد و متوجه خسارت خود گرديد و يک ماه به کنکور مانده شب و روز سرگرم مطالعه و آماده سازي خود شد، حال اگر اولي در کنکور موفق نشد ولي دومي موفق به کسب رتبه بالايي گرديد، مي توان گفت اين کار غير منصفانه و به دور از عدالت است. آيا همه فرد اول را سرزنش نمي کنند که تو کاري را که با جديت آغاز کردي چرا بر آن استقامت نورزيدي و آن را نيمه کاره رها کردي؟ آيا اگر از اول شروع نمي کرد بهتر نبود؟ و بر عکس فرد دوم را هر چند به خاطر از دست دادن چندين ماه از عمر خود سرزنش مي کنند ولي آيا او را به خاطر بيداري و هوشياري و درک موقعيت حساس خود و اراده و همتش تشويق نمي کنند؟ اگر گاوداري سطلي شير دوشيد ولي در اثر بي دقتي و سهل انگاري آن شير بر زمين ريخت آيا مي توان گفت در حق او ظلم شده و آيا اصولاً استحقاق پاداش دارد؟ انسان موجودي مختار است و برنامه زندگي و سعادت و شقاوت او معلوم و مشخص است و هيچ کس را در انتخاب راه خود مجبور نکرده اند. راه بندگي و سعادت و عبوديت راه دشواري است که اگر راهرو اين راه اندکي غفلت کند از مسير مستقيم و هموار بندگي منحرف مي گردد و اگر همه راه را درست برود ولي در مقداري از راه مانده، منحرف شود به مقصد نمي رسد. انساني که مسير بندگي را از ابتدا تا به آخر به سلامت و به دور از انحراف مي پيمايد با انساني که راه را عوضي رفته ولي در آخرين لحظات خود را به جاده مي کشاند ودر مسير مستقيم بندگي قرار مي دهد، اجر و پاداش و درجه يکساني ندارند. آيا کساني که از ابتداي ظهور اسلام، اين دين مقدس و آيين آسماني پاک را پذيرفتند و تا آخر در اين راه ثابت قدم ماندند با کساني که در ابتدا در مقابل اين آيين مقاومت و حتي ستيزه جويي کردند ولي بعد بيدار شدند و مسلمان، آيا اجر و پاداش و درجه يکساني دارند؟ آيا آيات بيدار کننده قرآن کريم و احاديث روشنگر و راهنماي اولياي دين و سفارش و نصيحت و پيروان دلسوز راه آنان و حوادثي که همه روز در اطراف خود مشاهده مي کنيم و يا از آن با خبر مي شويم، براي بيدار کردن ما کافي نيست؟ آيا بايد دستي از غيب بيايد و ما را بيدار کند و يا در خواب به ما هشدار دهند؟ اگر زمينه عبرت پذيري و ديده عبرت بين پيدا کنيم هر نشانه و هر حادثه و هر سخني براي بيداري ما کافي است و اگر اين زمينه را در خود ايجاد نکنيم همه پيامبران و امامان(ع) هم که يکجا جمع شوند و ما را نصيحت کنند و يا هر خواب بيدار کننده اي هم که ببينيم ما را بيدار نخواهد کرد، چنانچه کم نبوده اند افرادي که در کنار پيامبر و امامان بودند ولي در خواب بودند.
کد سوال : 3976
موضوع : كلام و دين پژوهي
پرسش : آيا آخر الزمان است؟
پاسخ : آخرالزمان دو اصطلاح دارد: 1. از زمان پيامبر اكرم(ص) به بعد، آخرالزمان ناميده مى‏شود و به پيامبر نيز پيامبر آخرالزمان مى‏گويند. 2. طليعه‏ى برپايى قيامت و پايان يافتن دوره‏ى زندگى انسان در عالم مادى و مردن همه‏ى انسانها و برپايى قيامت پس از گذشت دوره آخر الزمان، عمر دنيا به پايان خواهد رسيد و همه‏ى انسانها مرده و آن‏گاه قيامت برپا مى‏شود. كه آيات قرآن به آن اشاره دارد: «اذا الشمس كورت، و اذا النجوم انكدرت، و اذا الجبال سيرت...» در روايات براى دوران آخر الزمان علائم و نشانه‏هايى ذكر شده است و مقصود از اين نشانه‏ها بيان مطالبى است كه قبل از به آخر رسيدن دنيا، محقق خواهد شد مثلاً خود ظهور امام زمان يكى از علائم است يعنى تا حضرت ظهور نكنند دنيا به پايان نمى‏رسد و قيامت برپا نمى‏شود. خروج دجال، آشكار شدن خورشيد در مغرب، نزول عيسى از آسمان، خروج حضرت مهدى و برخى امور ديگر در منابع روايى به ويژه در روايات اهل سنت به عنوان نشانه‏هاى برپايى قيامت ذكر شده است علائم و نشانه هاي ظهور كه هر يك نويدي از نزديك شدن ظهور آن حضرت (عج ) است فراوان است كه به ذكر مهم ترين آنها اكتفا مي كنيم : 1- خروج سفياني: سفياني مردي از نسل ابوسفيان است كه پيش از ظهور حضرت خروج مي كند و پس از ظهور با امام مي جنگد. امام صادق (ع ) فرمود: «ما و خاندان ابوسفيان دو خانداني هستيم كه بر سر دين خدا با هم دشمني داريم . ما سخن خداوند را تصديق كرديم و آنان تكذيب كردند. ابوسفيان با پيامبر(ص ) مبارزه كرد و معاويه با علي (ع ) و يزيد با حسين بن علي (ع ) به مخالفت برخاستند و سفياني نيز با قائم (عج ) خواهد جنگيد». V}(بحارالانوار, ج 52, ص 182). {V 2- خسف در بيداء : خسف؛ يعني , فرو رفتن و بيداء سرزمين بين مكه و مدينه است و مراد از آن فرو رفتن لشكر سفياني در زمين است . علي (ع ) فرمود: در آستانه ظهور قائم ما, مهدي (عج ) سفياني خروج مي كند. سپاه وي به سوي مدينه حركت مي كند و چون به سرزمين بيداء مي رسند خداوند آنها را در كام زمين فرو مي برد, V}(ينابيع الموده , قندوزي , چاپ بصيرتي , ص 427).{V 3- خروج يماني : سرداري است از يمن كه قيام كرده و مردم را به حق و عدل دعوت مي كند. امام صادق (ع ) فرمود: قيام خراساني و سفياني و يماني در يك سال و يك روز خواهد بود و در اين ميان هيچ پرچمي به اندازه پرچم يماني دعوت به حق و هدايت نمي كند, V}(كتاب الغيبه , نعماني , ص 252){V. ظاهرا" خراساني نيز دعوت به حق مي كند. 4- قتل نفس زكيه : نفس زكيه ; يعني , انسان پاك . امام باقر(ع ) فرمود: »بين ظهور مهدي (عج ) و كشته شدن نفس زكيه بيش از پانزده شبانه روز فاصله نيست «, V}(الارشاد, ج 2, ص 374).{V 5- صيحه آسماني : ظاهرا" صدايي است كه در آستانه ظهور از آسمان شنيده مي شود. امام باقر(ع ) فرمود: »ندا كننده اي از آسمان نام قائم را دا مي كند پس هركه در شرق و غرب است آن را مي شنود,V}(كتاب الغيبه , نعماني , ص 252).{V نشانه هاي ديگري نيز وجود دارد كه براي مطالعه آن ر.ك : 1- ظهور نور, علي سعادت پرور, نشر تشيع. 2- علائم ظهور امام زمان (عج ), محمد حسين همداني , انتشارات صحفي. 3- نشانه هاي ظهور, سادات مدني , نشر منير. 4- از ولادت تا ظهور, كاظم قزويني , ترجمه : فريدوني , نشر آفاق. 5- از ولادت تا ظهور, كربي , انتشارات الهادي. 6- مقاله بررسي نشانه هاي ظهور, اسماعيل اسماعيلي.
کد سوال : 3977
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اخلاق و عرفان
پرسش : دوست دارم از خدا بترسم و به واسطه اين قدس گناهي مرتكب نشوم مثلأ غيبت نكنم يا دروغ نگويم اما هر چه مي كنم اين ترس در من ايجاد نمي شود. لطفأ مرا راهنمايي كنيد كه به چه وسيله اي از خدا بترسم.
پاسخ : تفاوت درجات بين انسان ها فراوان است و هر کس هر درجه اي از کمال را که دارا باشد بايد خداوند را بر آن سپاس گويد و درجات بالاتر را از او درخواست نمايد. کم نيستند کساني که غرق آلودگي و پستي و گناه مي باشند ولي زشتي و سنگيني آن را اصلا احساس نمي کنند و در فکر چاره و اصلاح خود بر نمي آيند. اين بيداري و احساس زنده اي که در شما وجود دارد و شما را به تکاپو و چاره انديشي واداشته، جاي شکر و سپاس دارد. بايد توجه داشت که راه بندگي و دوري از گناه، راهي سخت و در عين حال تدريجي است و نمي توان انتظار داشت يک شبه اين مسير طولاني و پر پيچ و خم را پيمود. در اين راه مهم استقامت داشتن و داشتن اراده قوي و عالي است. افتادن در اين مسير طبيعي است ولي آنچه داراي اهميت است بلند شدن و به راه ادامه دادن است. انساني که از کوه بالا مي رود بايد نگاهي به دامنه کوه و نظري به قله کوه داشته باشد. بايد به قله بنگرد تا متوجه باشد هنوز راه زيادي تا مقصد دارد و غرور و خودپسندي او را نگيرد و بايد نگاهي به دامنه کوه داشته باشد تا ببيند از نقطه شروع فاصله گرفته و گام هاي بزرگي برداشته و روح اميد و نشاط در او زنده گردد. در مسير بندگي چيزي مانند بيداري و توجه و احساس زشتي و سنگيني گناه و اراده و تصميم بر فاصله گرفتن و دوري از گناه انسان را به مقصد و هدف نزديک نمي سازد. دو رکن مراقبه و محاسبه در رسيدن به هدف نقش اساسي دارند. مراقبه يعني انسان مانند مأموري تيزبين و هوشيار مواظب نيت ها و گفتار و کردار خود باشد و از نفس سرکش و وسوسه هاي شيطان غفلت نورزد و محاسبه به اين معناست که حاصل و نحوه عملکرد روزانه خود را شب و هنگام خواب بررسي وحسابرسي کند، اگر اعمال و گفتار و نيات خوبي داشته خداوند را شکر کند و اگر اعمال و گفتار ناشايسته اي داشته از آن استغفار نمايد و تصميم جدي بر ترک آن در روزهاي آينده داشته باشد اين دو بال مراقبه و محاسبه به تدريج حالتي در انسان ايجاد مي کند که گناه به راحتي از او سر نمي زند و نفس به راحتي انسان را فريب نمي دهد و دام ها و وسوسه هاي شيطان به آساني در او اثر نمي گذارد و اگر در اثر غفلت از او گناهي سر زند با محاسبه شبانه و استغفار اثر آن را خنثي کرده و راه ادامه و استمرار آن را سد مي نمايد. مطالعه آيات قرآن و احاديث معصومين(ع) همراه با تدبر و تعمق و مطالعه کتاب هايي که در مورد سرگذشت پاکان و خوبان است و ارتباط با دوستاني خدا ترس و با تقوا و با صفا، در ايجاد زمينه خدا ترسي و دوري از گناه نقش به سزايي دارد.
کد سوال : 3978
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : انسان خنده رويي هستم و سعي مي كنم با تمام دوستانم رابطه خوبي داشته باشم و دوستي فداكار باشم اما اگر با عكس العملهاي ناخوشايندي مواجه شوم سريعأ خود را كنار مي كشم هر چند كينه اي نيستم اما اين امر باعث كدورت مي شود از شما تقاضا دارم راهي را به من پيشنهاد كنيد كه كمتر از اين و آن ناراحت شوم.
پاسخ : حسن اعتماد شما به اين نهاد فرهنگي علاوه بر خرسندي ما، موجب اهتمام بيشتر ما در پاسخ به سئوالات شما گرديد، اميدواريم پاسخ هاي ما مؤثر و مفيد واقع گردد. از اينکه خيلي صريح حالات روحي خود را بيان کرديد و خيلي شفاف و باز به طرح مسائل رواني خود اقدام نموديد پنجره هاي اميد را براي اصلاح بعضي از رفتار گشوديد و ما نيز متقابلا خيلي راحت تر مي توانيم به پاسخگويي شما بپردازيم. يکي از ويژگيهاي بسيار مثبت و خوبي که شما داريد همين حالت خنده رويي شماست که اگر با رعايت شؤونات اخلاقي و شرعي توأم باشد ارزش آن دو چندان خواهد بود و نقش بسيار مؤثري در سلامت روحي شما مي تواند داشته باشد در واقع تبسم و خنده رويي يکي از ويژگيهاي اخلاقي پيامبر اسلام حضرت محمد (ص) است و اين حالت مي تواند در روابط اجتماعي شما با دوستان، خانواده و همسر و تربيت فرزندان نقش مؤثري دارد. اما اينکه فرموديد اگر با عکس العملهاي نا خوشايندي مواجه شوم کنار مي کشم و باعث کدورت روحي شما مي شود . اين امر نيز تا حدودي طبيعي است يعني تقريبا اکثر انسانهاي سالم از برخورد ناخوشايند و عکس العملهاي نامطلوب ناراحت مي شوند و چنين عکس العملهايي را نمي پسندند ولي نکته مهم اينست که واکنش ما نسبت به اينگونه رفتار ها چگونه بايد باشد تا موجب آسيب رواني کمتري باشد. براي روشن شدن اين مطلب توجه به اموري ضروري است: 1 - ما بايد تفاوت ها ي فردي را بپذيريم زيرا همه انسانها حتي کسانيکه در يک محيط زندگي مي کنند و به ظاهر شرايط زندگي آنها مساوي است، داراي شخصيت متفاوتي هستند تحقيقات نشان مي دهد حتي دو قلوهاي همسان که از يک پدر و مادر و يک تخمک بوجود آمده اند تفاوتهاي قابل توجهي با يکديگر دارند و اين مسئله بايد در تنظيم روابط اجتماعي ما با ديگران لحاظ شود يعني ما نبايد توقع داشته باشيم افراد مطابق ذوق و سليقه ما رفتار کنند و واکنشهاي آنها به ما همانگونه اي باشد که ما انتظار داريم. و اين مسئله بسيار اساسي است که عدم توجه به آن آسيب هاي جدي را بدنبال دارد و در کيفيت و کميت رفتارهاي ما با ديگران اثر نامطلوب دارد. 2 - تفسير ما از عکس العملهاي ديگران بسيار مهم است گاهي اوقات، مسائل را فقط از دريچه ديد خودمان ارزيابي مي کنيم و ممکن است نتوانيم يک برداشت صحيحي داشته باشيم براي اينکه ما دچار ارزيابي غلط از رفتار ديگران نشويم بايد به چند نکته توجه کنيم؛ الف: زمان: اينکه فرد در چه زماني چگونه رفتاري انجام داد بسيار مهم است ممکن است در يک زمان خاص شرايط روحي فردي به هر دليلي متعادل نيست طبيعي است اين عدم تعادل (که هيچ ربطي هم ممکن است به ما نداشته باشد) در عکس العملهاي او نسبت به ما تأثير دارد لذا ما بايد شرايط روحي فرد را در آن زمان واکنش در نظر بگيريم. ب: مکان: محيط و شرايط محيطي نيز در رفتار ما تأثير دارد . ممکن است ما در يک محيط خاصي با خوش رويي و خنده با کسي برخورد مي کنيم و از طرف مقابل نيز توقع داريم همين برخورد را داشته باشد در حالي که آن محيط چنين اقتضايي را ممکن است نداشته باشد با توجه به آنچه بيان شد براي حل مشکلي که بيان فرموديد راهکارهاي ارائه مي شود که عمل به آنها نقش مؤثري در حل مشکل دارد. 1- اجتناب از سوءظن و تفسير بد بينانه از رفتار ديگران. 2 - حمل رفتار ديگران بر صحت يعني تا آنجايي که امکان دارد براي اينکه ما از رفتار ديگران دچار سوء ظن نشويم سعي کنيم کارهاي آنها را به نحوي به صورت صحيح توجيه کنيم مثلا اگر روزي با دوستانمان برخورد کرديم و ديديم که خيلي خوب با ما گرم نگرفت، بجاي اينکه کدورتي ايجاد شود با خود بگوئيم حتما مشکلي براي او پيش آمد و الان بخاطر آن مشکل حوصله گرم گرفتن را ندارد. 3 - اجتناب از قضاوت عجولانه از رفتار ديگران. 4 - به خودمان تلقين کنيم که بايد ديگران را تحمل کرد به عبارت ديگر ظرفيت روحي خودمان را بايد گسترش دهيم اين مسئله با تمرين کردن بتدريج در انسان ايجاد مي شود. 5 - ديگران را دوست بداريم ولي توقع نداشته باشيم. بعبارت ديگر دوست داشتن غير مشروط اينطور نباشد که اهل معامله باشيم و با خود بگوئيم من بشرطي محبت مي کنم که ديگري هم به من محبت کند چه اينکه افرادي که شخصيت پخته و منسجم و پايداري دارند ديگران را دوست دارند ولي متوقع نيستند که ديگران حتما همان رفتار را با آنها داشته باشند. 6 - گاهي اوقات افرادي دوست دارند مثل شما خنده رو و خوش برخورد باشند ولي نمي توانند. بنابراين شما بايد توجه داشته باشيد عکس العملهاي نا خوشايند بعضي از افراد گاهي اوقات به خاطر عدم توانائيها و يا بلد نبودن رفتار متقابل اجتماعي است. بنابراين دليلي ندارد شما به خاطر آن کاستي که در آنها وجود دارد خودتان را ناراحت کنيد و قطع رابطه کنيد بلکه بعکس بايد با گرم گرفتن با اينگونه افراد به صورت عملي رفتارهاي آنها را اصلاح کرد. 7 - ديگر اينکه خارج شدن از حد اعتدال براي انسان مضر است يعني نه در گرم گرفتن با ديگران بايد خيلي افراطي عمل کرد و نه در جدايي از ديگران بخاطر کوچکترين مسئله قطع رابطه کرد. سعي کنيد در رفتار خود با ديگران حد اعتدال را رعايت کنيد و از افراط و تفريط اجتناب کنيد. 8 - نشست و برخاست کردن و معاشرت با افراد با حوصله و حليم مي تواند در کنترل هيجانات مؤثر واقع شود و تأثير گذار است.
کد سوال : 3979
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اخلاق و عرفان
پرسش : چگونه مي توان فهميد كه انسان خوبي هستيم يا نه و آيا خدا ما را دوست دارد. البته منظورم دوست داشتن خاص خداست كه مخصوص بندگان عام نيست. منظورم از بندگان عام انسانهاي عادي اطرافمان هستند.
پاسخ : معيار هاي شناخت انسان ايده آل عبارتند از: 1- شناختي: شناخت گسترده و نزديك به حقيقت. 2- ايماني: باور قوي و راسخ نسبت به حقيقت هستي، معاد و سايرعقايد ديني. 3- اخلاقي: مهذب بودن از اخلاق رذيله و متخلق بودن به ملكات فاضله ،عدالت و اعتدال خلقي ونفساني. 4- عملي: دارا بودن ملكه تقوي در عمل، قرآن کريم مي فرمايد: «ان اکرمکم عند الله اتقاکم؛ گرامي ترين شما نزد خداوند، با تقوا ترين شما است». و تقوا همان حالت خداترسي و پروا پيشگي از خداوند است که انسان را به انجام وظايف بندگي و واجبات الهي و دوري از محرمات و امور ممنوعه وادار مي کند. هر کس به اين وظايف عمل نمود و طبق دستورات الهي عمل کرد و تابع فرامين خداوند و اولياي پاک او بود، ملاک و معيار خوبي و بنده بودن را دارا است و مطمئن باشد که در نزد خداوند گرامي و محبوب است، هر چند رعايت تقوا و عمل به وظيفه داراي مراتب فراواني است و به دنبال محبوبيت و گرامي بودن در نزد خدائوند نيز درجات گوناگوني دارد. قرآن کريم مي فرمايد: « ان الانسان علي نفسه بصيره و لو القي معاذيره»V}(قيامت 14و15){V يعني انسان هرچند عذر تراشي و بهانه جوئي کند از خود و درون خود آگاه است و مي توان با قضاوتي منصفانه و نگاهي عميق و محاسبه اي عادلانه و عرضه داشتن خود بر ملاک ها و معيارهاي قرآن و سنت تا حد زيادي خوبي و بدي و محبوب بودن يا نبودن در نزد پروردگار را فهميد.
کد سوال : 3980
موضوع : قرآن و حديث
پرسش : آيا آيه يا سوره اي در قرآن وجود دارد كه با خواندن آن شيطان و نفس كمتر به ما نزديك شوند؟
پاسخ : هر چند تمام قرآن و دستورالعمل هايي که در احاديث آمده به هدف تکامل انسان و دورسازي شيطان از اوست، اما توجه زباني، قلبي و عملي به مفاهيم و الفاظ اين اذکار (که مورد توصيه عرفاء حقيقي نيز مي باشد) بسيار مفيد و مجرب است: 1- به تعبير حضرت آيت الله بهجت (حفظه الله) «بالاترين ذکر، ذکر عملي است و آن منوط به انجام واجبات و ترک محرمات عملي و اعتقادي است. چندان که اگر کسي طالب صادق مسير سير و سلوک باشد همين برايش کافي است و در رأس اينها محبت به اهل بيت(ع) و بغض و لعن بر دشمنان ايشان است. چنين انساني بايد نماز را در اول وقت و با حضور قلب بخواند». 2- قرائت چهار سوره قرآن که با «قل» آغاز مي شود (فلق، ناس، کافرون و توحيد) به همراه آيه الکرسي در هر صبح و شام (به ويژه در حالات نزديکي به گناه و خطر) بسيار توصيه مي شود و چه نيکوست که به نيت سلامتي مولايمان حضرت بقيه الله (عج) و شيعيان حضرت، قرائت شود. 3- اذکاري مثل «لا اله الا الله» و صلوات را مداومت کنيد. 4- در آغاز کارها «بسم الله» و «اعوذ بالله» بگوييد.