کد سوال : 3681
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>فلسفه احكام
پرسش : با توجه به اينکه اصول دين تقليدي نيست چرا بايد کودکان قبل از رسيدن به سن بلوغ متدين و مذهبي تربيت کرد؟
پاسخ : البته در زمان کودکي سعي بر آن است که بيشتر «رفتارهاي مذهبي» نهادينه شود و از اعتقادات مگر به طور سربسته و اجمالي سخن به ميان نمي آيد و درستي چنين روشي از دو طريق قابل پذيرش است.
نخست آن که تجربه جوامع بشري موافق آن است که رفتارهاي قانوني و پذيرفته شده جامعه خود را از سال هاي کودکي آموزش مي دهند تا هنجارهاي اجتماعي متناسب با فرهنگ و آيين کشور خود را در بزرگسالي در حد مطلوب بروز کند.
دوم آن که ، اگر علاوه بر تجربه بشري، از طريق وحي نيز صحت برخي رفتارها و اعتقادات تأييد شود، انگيزه نهادينه کردن آن رفتارها و آموزش آن اعتقادات به کودکان بايد دو چندان شود.
کد سوال : 3682
موضوع : كلام و دين پژوهي
پرسش : چگونه مي توان صاحب و امام واقعي را از فرد کذائي که ادعاي امامت مي کند تشخيص داد؟
پاسخ : براى تشخيص حضرت مهدى(عج) از مدعيان دروغين مىتوان به نكات ذيل اشاره كرد:
1- پيامبران و امامان(ع) عموما براى معرفى خود نياز به معجزه داشتهاند. چنان كه آن حضرت نيازى بدان پيدا كند حتما اقدام به عمل معجزه خواهد نمود. گرچه احاديث رسيده صريحا در اين موضوع مطلبى بيان نداشته است. البته تذكر نكتهاى لازم است و آن اين كه، گرچه در نظر شيعه نص و تصريح از ناحيه پيامبر(ص) از لوازم شناخت امام مطرح است اما اگر ادعاى امامت از جانب كسى به همراه اظهار معجزه صورت بگيرد، اين مسأله به نوبه خود مىتواند دليل و قرينه بر امامت آن شخص تلقى گردد.
2- نشانههاى قبل از قيام مىتواند براى معرفى آن حضرت كافى باشد و نيازى به معرف ديگرى مانند - معجزه خاصى- نباشد. آن علامتها عبارتند از: رويدادهاى آسمانى مانند: خسوف و كسوف در غير وقت طبيعى، صيحه آسمانى، اعلان آسمانى در ظهور و حوادث اجتماعى مانند: ظهور دجال و خروج سفيانى، فرو بردن زمين ارتش سفيانى را در بيانى ميان مكه و مدينه، كشته شدن نفس زكيه در مسجد الحرام ميان ركن و مقام.
به هر حال اين علامتها در مجموع مىتواند دليل بر تشخيص امام زمان(عج) بوده باشد يعنى كسى كه پس از اين علائم به صورت آشكار در مسجدالحرام به عنوان قائم آل محمد(ص)، مردم را به سوى فرد دعوت كند جز مهدى موعود(عج) كسى ديگر نمىتواند باشد. زيرا غير از او هر كس باشد رسوا خواهد شد.
در همين زمينه حديثى از امام صادق(ع) در كتاب اصول كافى (ج1، ص 340، ح 20) اين چنين آمده است: «امام صادق(ع) فرمود: براى صاحب اين امر دو غيبت است در يكى از آنها به سوى خانوادهاش باز مىگردد و در ديگرىگفته خواهد شد به هلاكت رسيده است. در كدام بيابان رفته است؟ گفتم: اگر چنين پيش آمدى شد چه كنيم؟ فرمود: اگر كسى آن را ادعا كرد از او سؤالاتى كنيد (اگر در ادعا راست باشد) جواب خواهد داد».
افزون بر آن آنچه در كتاب اصول كافى، ج 2 ،ص 15 عنوان ذيل هم آمده: آنچه ادعاى امامت راستگو را ازدروغگو معلوم مىكند، سخن ما را تأكيد مىكند V}(كشفالمراد، ص 370 - الهيات، جعفر سبحانى، ج 4، ص 26).{V
کد سوال : 3683
موضوع : كلام و دين پژوهي
پرسش : آيا شما با توجه به شرايط کنوني جهان زمينه ظهور آن حضرت(عج) را مهيا مي بينيد؟
پاسخ : البته ما با شرايط کنوني جهان اميدوار هستيم حضرت ظهور فرمايند و مستضعفان را از دست ستمگران نجات بدهند و تعدادي از نشانه هاي ظهور حضرت مثل فراواني ظلم و ستم و کثرت معاصي تحقق يافته و تعداد اندکي از نشانه هاي ظهور باقي مانده و ما اميدوار هستيم و انتظار داريم که حضرت هر چه زودتر ظهور کنند ولي زمان ظهور امام زمان(عج) براى هيچ كس حتى شخص امام(ع) نيز معلوم نيست و جزء مواردى است كه فقط علمش نزد خداوند متعال است و در اين معنا روايات متعددى داريم، در روايات ما زمان ظهور حضرت با زمان وقوع قيامت مقايسه شده است؛ يعنى، همان گونه كه علم زمان وقوع قيامت منحصرا در اختيار حضرت حق - جل و علا - است، علم زمان ظهور حضرت نيز منحصرا در نزد خداوند متعال است، V}(تفسير نورالثقلين، ج 2، ص 107 به نقل از پيامبر گرامى اسلام(ص) مشابه اين روايت را از امام صادق(ع) در تفسير شريف لاهيجى، ج 2، ص 137 ملاحظه فرماييد){V.
بنابراين كسى حق ندارد، زمانى براى حضور حضرت تعيين كند، اما متأسفانه هر از گاهى شايعاتى از اين دست با استناد دروغ به برخى افراد موجه درست مىشود. مهم شناخت وظيفه است؛ ما چه بكنيم كه بتوانيم به وظيفه خود در زمان غيبت عمل كنيم؟ و چه بكنيم به نزديكتر شدن زمان ظهور امام كمك كرده باشيم؟ و چه بكنيم كه اگر امام در زمان ما ظهور كرد، ما نيز جزء ياران و ياوران آن حضرت باشيم؟
روايات، وظيفه ما را در زمان غيبت را معين فرمودهاند، انتظار فرج و انتظار منجى. اين انتظار حتما بايد با ورع و عفت و صلاح همراه باشد. درروايات از انتظار فرج به عنوان برترين عبادت مؤمن در زمان غيبت نام برده شده است، V}(كمالالدين و تمام النعمه، شيخ صدوق، صص 647 - 644، والشيعة والرجعه، محمدرضا الطيسى النجفى، ج 1،صص 200 و 201، دارالكتب الاسلاميه){V.
روشن است كه تا زمينه قيام و ظهور آماده نشود، ظهور حضرت نيز ميسر نيست و روايات ما به اين نكته نيز اشاره دارند. اين زمينه اولاً با كردارهاى درست و به جا و خداپسندانه شيعيان و هم پيمانى آنها در ايفاى وظيفه الهى خود و ثانيا با دعاى فراوان - از ته قلب و باخلوص نيت - حاصل مىشود، V}(صحيفه المهدى، جواد قيومي اصفهانى، دفتر انتشارات اسلامى، ص 350 و 351).{V
کد سوال : 3684
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : من دختري 20 ساله هستم که در رشته مورد علاقه ام که هميشه دوست داشتم درس مي خواندم. و در درس از خواهرانم بيشتر مي خوانم ولي هرگز نتوانستم از آنها بالا بزنم و نمره هايم بسيار پايين مي شوم. هر راهي را امتحان کردم ولي نشد بخاطر همين زياد درس خواندنم نمره خوب نياوردم مورد مسخره ديگران واقع شده ام کم کم دارم دلسرد مي شوم لطفاً مرا راهنمايي کنيد (با اينکه مطالب کتابهايم را بسيار دوست دارم و از خواندن آنها لذت مي برم، مي دانم ملاک نمره نيست فهميدن است).
پاسخ : در پاسخ به سؤالتان، توجه شما را به چند نکته جلب مي کنيم:
1- در وجود شما نقاط مثبت و توانايي هاي خوبي وجود دارد همانند: قبولي در رشته مورد علاقه، پشتکار و تلاش مستمر شما در پيشرفت تحصيلي، لذت بردن از مطالعه کتاب هاي مورد علاقه و موارد ديگر که نبايد از آنها غفلت کنيد و بايد قدر آنها را بدانيد.
2- شما هرگز نبايد خودتان را با ديگران و حتي خواهر و برادر خودتان در امور مختلف از جمله پيشرفت تحصيلي مقايسه کنيد چون از مسلمات در روان شناسي است که انسان ها به خاطر تأثيرپذيري از وراثت و محيط، متفاوت آفريده شده اند، بنابراين شما از استعداد و بهره هوشي ويژه برخوردار مي باشد که ديگران در اين امر با شما تفاوت دارند و اين يک امر کاملا طبيعي است و اختياري نمي باشد. بنابراين ممکن است فردي با برخورداري از بهره هوشي نسبتا بالا در زمان کمتري در زمينه اي پيشرفت و رشد خوبي داشته باشد، در مقابل کسي با زحمات زياد و با صرف وقت بيشتر، پيشرفت کمتري به دست آورد.
3- نکته مهمي که به نظر مي رسد شما بايد توجه داشته باشيد، ايجاد تغيير در شيوه و روش هاي مطالعه، حالات و زمان مطالعه است که بايد در زمان هاي مناسب با آرامش کامل روحي، تمرکز حواس، دقت لازم و خلاصه و فيش برداري از مطالعات داشته باشيد، قطعا نتيجه مطلوبي به دست خواهيد آورد.
4-نکته ديگر اين که شما نسبت به رفتارها و سخنان افراد ديگر نبايد چندان اهميت دهيد تا اين که در شما اثر منفي داشته باشد، شما تکاليف خودتان را با توکل بر خدا انجام دهيد، انشاءالله موفق خواهيد شد.
5- نکته ديگري که بايد مورد توجه قرار دهيد اين است که هيچ گاه نبايد در مقابل شکست ها دلسرد و مأيوس شويد. معمولا همه انسان ها ممکن است در اموري از زندگي با شکست مواجه شوند اين يک امر طبيعي است. انسان بايد از شکست هايي که براي او پيش مي آيد تجربه کسب کند و به عنوان سکوي پرش براي تحصيل پيروزي هاي بعدي استفاده کند.
نکته آخر اين که سعي کنيد براي خود درس بخوانيد و براي خود زندگي کنيد. گاهي اوقات ما درس مي خوانيم براي اين که ديگران ببينند يا زندگي مي کنيم آن طور که ديگران مي خواهند، اين کار درستي نيست هر کسي بايد براساس امکانات، توانمندي ها و شرايط زماني و مکاني خودش زندگي کند يا درس بخواند يا هر کاري که وظيفه اوست انجام دهد.
کد سوال : 3685
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : من جوابهاي شما را در مورد احترام به پدر خوانده ام (نامه هايي که خواهرانم برايتان فرستاده اند) ولي پدري که اينقدر نادان است و اصلاً به فکر آبروي خانواده خود نيست ... چرا من هنوز حکمت خدا را نفهميدم که بايد حتماً هر طور که باشد احترام بگذاريم. و مي دانم خدا دانا، قادر است و هر حکمتي که هست براي خود ماست. ولي من نمي توانم سکوت کنم چگونه بگويم؟
پاسخ : ما باز هم تأکيد مي کنيم که احترام به والدين واجب است و ما به عنوان فرزند وظيفه داريم که به والدين خود احترام بگذاريم حال اگر پدر يا مادر خودشان حرمت خود را مي شکنند و باعث تخريب شخصيت خود مي شوند حرف ديگري است ولي در عين حال دليل بر اين نمي شود که ما مجاز هستيم به آنها اهانت کنيم.
به قول ابن سينا اشتباه را با اشتباه نمي توان پاسخ داد. زيرا اگر شما 100 پاسخ اشتباه به يک اشتباه بدهيد حاصل آن مي شود 101 اشتباه. فرض کنيد پدر شما در رفتارش کاملا در اشتباه است. آيا برخورد متناسب با اشتباهات او اين است که مقابله به مثل شود يعني رفتار نامناسبي با او شود؟! به نظر مي آيد راه حل اساسي اين است که رفتارهاي او را ريشه يابي کنيد، عوامل گوناگوني ممکن است باعث بروز اين رفتارها باشد که ما به برخي از آنها اشاره مي کنيم.
1- تربيت ناصحيح خانواگي؛ يعني در يک خانواده متخلق به اخلاق انساني و اسلامي رشد نکرده، طبيعي است نبايد از او انتظار داشت که انساني با شخصيت و رفتارهاي سنجيده باشد.
2- معاشرت با دوستان و همکاران بد؛ که در اين صورت بايد به نحوي ارتباط او را با آنها کاهش داد و دوستان مناسب و همکاران خوب جايگزين آنها کرد.
3- گاهي اوقات بيماري هاي جسماني يا رواني موجب اختلالات رفتاري مي شود که در اين صورت بايد با يک روان شناس يا روان پزشک مسأله را به صورت حضوري در ميان گذاشت و با مشاوره از راه دور و از طريق پرسش و پاسخ نمي تواند مسأله را حل کرد.
4- گاهي اوقات رفتارهاي نامناسب ديگران باعث بروز اين رفتارها مي شود.
5- گاهي اوقات مشکلات اقتصادي و فشار گراني در بروز چنين رفتارهايي نقش دارد.
6- بعضي از اوقات نيز برخوردهاي نسنجيده، لج بازي ها و بگو مگوهاي در خانه با او باعث چنين پرخاشگري ها مي شود. در هر حال حل مشکل وقتي ميسر است که اول مشکل ريشه يابي شود و سپس دنبال راه کارهاي عملي براي حل آن بود. ما توصيه مي کنيم ضمن خويشتن داري و صبر و حوصله اين مسأله را با دقت بيشتر و به دور از عصبانيت و تعصب با همفکري خواهرانتان مورد مطالعه قرار دهيد و در نامه بعدي نتيجه تحقيقات خود را براي ما ارسال کنيد تا بهتر بتوانيم در حل مشکل به شما کمک کنيم.
در پايان باز هم توصيه مي کنيم اگر والدين شما حريم خود را يا حريم خانواده را مي شکنند شما به خودتان حق ندهيد که به آنها بي احترامي کنيد زيرا نه تنها مشکلي حل نخواهد شد بلکه حرمت شکني ها عموميت پيدا مي کند و ديگر هيچ حريمي براي خانواده باقي نخواهد ماند. در حالي که اگر شما با صبر و تحمل اين حريم را حفظ کرديد حداقل يک پناهگاه و يک ديوار از چهارديواري حريم خانه محفوظ مانده و به همان ميزان آسيب پذيري اهل خانواده کمتر خواهد شد.
کد سوال : 3686
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : من نمازهايم را به لطف خدا بعضي وقتها خوب مي خوانم و دوست دارم قرآن بخوانم و عادت کنم ولي نمي شود و در بين افراد خانواده بيشتر از ديگران براي هر مسئله جوش مي زنم و دلهره و اضطراب دارم. هر کاري که مي کنم اگر چه کوچک يا بزرگ بعدا که فکر مي کنم گريه مي کنم و پشيمان مي شوم و شبها ديرتر از همه مي خوابم چون در هنگام خواب همه فکرها و اضطراب ها به سراغم مي آيد همه را دوست دارم ولي نمي توانم محبت و دوستي ام را نشان دهم (خانواده و دوستانم) و بسيار کم حرف هستم و ارتباط با ديگران را ابدا ياد ندارم و اگر در جمع باشم فقط بله, خير آنها را جواب مي دهم, اينها مشکلات اصلي من است لطفا راهنمايي کنيد.
پاسخ : انسان از نظر خلقى و عاطفى معمولاً يك حالت يكنواخت ندارد. همه انسانها كم و بيش دورههايى از غمگينى و افسردگى را تجربه مىكنند و اين امر طبيعى است. و علت آن هم گاهى معلوم و شناخته شده است؛ مثل وقتي که عزيزى را از دست مي دهند. شكست در بعضى از امورات زندگى، مورد تمسخر و استهزا قرار گرفتن، زندگى كردن در غربت و دوري از خانواده و... و گاهى اوقات علت غمگينى و افسردگى و بى نشاطى معلوم و شناخته شده نيست. چه بسا علت فيزيكو شيميايى يا ارثى و يا عواملى محيطى مبهم دارد.
در هر حال افسردگى از اختلالات خلقى شايع مي باشد و معمولاً شيوع آن در ميان خانمها، بيشتر از مردان است؛ زيرا براى مردان زمينه برونريزى ناراحتىها فراهمتر است؛ امّا زنها معمولاً خود خورى مىكنند و زمينه بروز ناراحتىها براى آنها كمتر فراهم مىشود. البته خداوند مكانيزمهاى جالبى، در وجود انسان قرار داده كه تا حدّ قابل توجّهى، در تنظيم حالت خُلقى و عاطفى وى مؤثر است؛ از جمله اين مكانيزمها خنده و گريه است. گريه و خنده، فوايد زيادى دارد كه از جمله آنها تنظيم حالات عاطفى و خلقى انسان است. گاهى با چند دقيقه گريه كردن، كاملاً انسان از ناراحتىها تخليه مىشود و گاهى نيز با شركت در يك مجلس شادى آفرين (مثل جشن و عروسى) و يا قرار گرفتن در جمع دوستان و شنيدن چند مطلب طنزآميز و شوخىهاى خندهدار، انسان تخليه هيجانى مىشود و نشاط پيدا مىكند.
بنابراين تجربه كردن حالات غمگينى و افسردگى، تا حدود زيادى طبيعى است امّا اگر حالت غمگينى بيش از شش ماه طول بكشد و علايمى از قبيل كم خوابى (يا پرُ خوابى در بعضى افراد)، بى اشتهايى، كاهش عملكرد افراد، عدم تمركز حواس، حالات پرخاشگرانه و... را به دنبال داشته باشد؛ روشن مىشود كه مشكل كمى بيشتر از حالت طبيعى است و بايد به روانشناس، مشاور روان شناختى يا روان پزشك مراجعه كرد. به كارگيرى راهكارهاى زير، براى مقابله با مشكل مطرح شده و درمان آن بسيار مفيد است:
1ـ اجتناب از تنهايى؛ سعى كنيد به جز مواقعى كه ضرورت دارد در تنهايى قرار نگيريد.
2ـ با افكار منفى خود مقابله كنيد يعنى هر وقت اين افكار به شما هجوم آورد به هر صورتى كه شده خود را از چنبره آن نجات دهيد مثلاً خود را به كارى مانند مطالعه يا هر كار ديگرى كه علاقه داريد و ممکن است مشغول كنيد و نگذاريد ذهن شما جولانگاه افكار منفى باشد.
3ـ به جنبههاى مثبت خود فكر كنيد و سعى كنيد آنها را در يك برگهاى به صورت فهرست، ليست كنيد و هر روز چند بار مرور کنيد.
4ـ به جاى اين كه به كمبودها و عيبها و ناكاميهاى خود فكر كنيد به موفقيتها و امكاناتى كه در زندگى از آن بهرمند بوده و هستيد فكر كنيد.
به عبارت ديگر امكانات و شرايط زندگى ما مانند يك ليوانى است كه بخشى از آن پُر است و بخشى خالى و همه افراد اينچنين هستند سعى كنيد به آن بخش پُر فكر كنيد و از آن بهره ببريد و غصه آن نيمهخالي را نخوريد چه اينكه از آنچه در اختيار داريد نمىتوانيد بهرهمند شوند، فرصتهاى زندگى را مغتنم بشمريد و از آنچه در آينده پيش خواهد آمد نگران نباشيد.
5ـ با افراد شاداب، فعال، اجتماعى، و متدين و در عين حال مثبتنگر معاشرت كنيد و از افرادى كه مدام از زندگى شكايت مىكنند، دورى گزينيد.
6ـ ورزش را جزء ضرورىترين فعاليتهاى روزمره خود قرار داده هر روز حداقل نيم ساعت الى يك ساعت ورزش كنيد. (هر ورزشى كه مورد علاقه شماست)
7ـ هر چه مىتوانيد قرآن بخوانيد و از مضامين بلند دعاهاى نقل شده از اهلبيت(ع) بهره بگيريد (فاقرأوا ما تيسر منه) البته قرآن را با تأنى و توجه به معنا تلاوت كنيد.
8ـ از بيكارى و بىبرنامهگى اجتناب كنيد و همه اوقات خود را به صورت منطقى پر كنيد.
9ـ براى اوقات شبانهروزى خود برنامه ريزي کنيد يعني براي هر ساعت از 24 ساعت شبانه روز يک فعاليت و کار خاص در نظر بگيريد و بر اساس همان عمل کنيد و در پايان روز ميزان موفقيت خود را در به اجرا درآوردن برنامه محک بزنيد و بسنجيد و سعي کنيد روز به روز ميزان موفقيت را افزايش دهيد تا آنجا که کاملا برنامه اجرا شود و برنامه نيز يک برنامه هماهنگ با هدف باشد.
10ـ به تغذيه خود خصوصا صبحانه اهميت بدهيد و هيچگاه بدون خوردن صبحانه خود را مشغول كار يا مطالعه و يا كلاس نكنيد.
11ـ هر وقت احساس دلتنگى مىكنيد حدود 10 دقيقه يك دوش آب ولرم بگيريد و در صورت امكان شنا كنيد.
12ـ به مسائل معنوى بويژه نماز اول وقت اهميت فوقالعاده بدهيد.
13ـ با توسل به اهلبيت(ع) از آنها بخواهيد كه شما را كمك كنند و همواره اميدوار به لطف و رحمت خدا باشيد.
در پايان مطالعه كتب زير را توصيه مىكنيم:
1- راز شاد زيستن، اندرو ميتوس، ترجمه: وحيد افضلى راد، نشر نيريز.
2- رمز پيروزى مردان بزرگ، استاد جعفر سبحانى.
علاوه بر راهکارهاي فوق به نکات و راه کارهاي زير نيز عمل کنيد تا اضطراب شما کاهش پيدا کند.
توجه داشته باشيد که اصل اضطراب امري است که در ساختار وجودي انسان نهادينه شده است و انسان نياز به مقداري اضطراب دارد زيرا اگر اضطراب نداشته باشيم هيچ کاري را به موقع انجام نمي دهيم و از خطراتي که ما را تهديد مي کند اجتناب نمي کنيم، اين اضطراب است که باعث مي شود به وعده خود عمل کنيم، اگر مريض شديم به پزشک مراجعه کنيم و براي موفقيت در امتحانات بهتر درس بخوانيم. اما گاهي اوقات به هر دليلي ما ميزان اضطراب را در خود بالا مي بريم و باعث اختلال در عملکرد خود مي شويم.
قبل از انجام هر کاري اول يک طرح و برنامه اي را تنظيم کنيد و براساس يک برنامه زماني آن را انجام دهيد. مثلا اگر شما مسؤول تهيه ناهار ظهر هستيد بايد اول فکر کنيد که تهيه ناهار ظهر چه مقدار وقت نياز دارد همان مقدار وقت براي تهيه ناهار کافي است دليلي ندارد از يک شب قبل شما نگران تهيه غذاي فردا ظهر باشيد.
در ا نجام تکاليف و کارهايي که به عهده شماست بيشتر به فکر خوب انجام دادن کار باشيد نه زود انجام دادن. سرعت در کار خوب است ولي عجله و شتابزدگي مضر است و فرق آنها با يکديگر اين است که وقتي شما شتابزده کاري را انجام مي دهيد ميزان اشتباهات شما بسيار بالاست لذا شتابزده عمل نکنيد. همواره به خود تلقين کنيد که من از عهده کارهايي که به عهده دارم به خوبي بر مي آيم و هيچ گاه به خاطر شکست ها خود را سرزنش نکنيد بلکه تلاش کنيد از شکست به عنوان يک تجربه استفاده کنيد.
براي موفقيت در کارهاي بعدي هيچ گاه خود را فردي بد، ناموفق، شکست خورده تلقي نکنيد بلکه بيشتر به توانمندي هاي خود فکر کنيد و حداکثر استفاده را از آنها ببريد.
کد سوال : 3687
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اخلاق و عرفان
پرسش : من هر سال در محرم در روز عاشورا و تاسوعا به مسجد نمي روم و در خانه مي مانم _ نمي دانم اين کار من گناه داره يا نه يا اينکه توفيق ندارم (البته در خانه که هستم زيارت، دعا، گريه براي امام حسين(ع) و خاندانشان را فراموش نمي کنم و مي توانم بروم)؟
پاسخ : اقامه ماتم و عزاداري سالار شهيدان امام حسين (عليه السلام) از بالاترين مستحبات و سنت ها مي باشد و روايات بي شماري بر ارزش و اهميت آن دلالت و تکيه دارد. اين سنت و عمل ارزشمند و با برکت که داراي آثار بسيار عميقي در زندگي فردي و اجتماعي و نيز در دنيا و آخرت مي باشد چه به صورت فردي و چه به صورت گروهي و همراه با جماعت مومنان انجام گيرد بسي شايسته و با ارزش است ولي بايد توجه داشت که اعمال و آدابي که در شرع مقدس مي توان آن را گروهي و همراه با عده اي از اهل ايمان و اسلام انجام داد از جهات مختلف ارزش بيشتري دارد:
1- باعث تقويت روح همکاري و همدلي مومنان مي گردد.
2- به انسان شور و نشاط بيشتري مي دهد.
3- قدرت و اتحاد و شراکت مسلمانان را بهتر نمايش مي دهد.
4- در دشمنان رعب و هراس بيشتري ايجاد مي کند.
5- حالت خوش و روحيه معنوي افرادي که در جمع شرکت دارند اثر خوبي بر ايجاد حال معنوي و روحاني در انسان دارد.
6- انگيزه شرکت در اين گونه مراسم و ادامه و استمرار آن را در انسان بيشتر مي کند.
البته مقدم بودن شرکت در بين جمع و مردم در صورتي است که ماندن در خانه و عزاداري انفرادي از جهاتي ترجيح و برتري نداشته باشد. مثلا اگر خانمي با وجود شوق و ميل براي بيرون رفتن از خانه در ايام عزاداري براي اينکه در معرض برخورد با نامحرم و تماس غير ضروري با آنها واقع نشود در خانه بماند و يا مريضي در خانه دارد که مواظبت و پرستاري از او لازم است و امثال اين موارد، ماندن در خانه بر بيرون رفتن ترجيح دارد. بنابراين بايد شرايط و انگيزه ها را سنجيد و بين دو حالت ماندن در خانه و بيرون رفتن از آن هر کدام را که مزيت و برتري شرعي و عرفي و اخلاقي بيشتري دارد برگزيده و اين مسأله در موارد ديگري مثل نماز نيز مطرح مي گردد که آيا زن نمازش را در خانه بخواند بهتر است يا در مسجد؟ که در اين موارد نيز بايد اولويت سنجي کرد و امتيازات هر کدام را به حسب شرايط فرد بررسي کرد و آن که امتياز بيشتري دارد انتخاب نمايد. مثلا اگر بيرون رفتن يک خانم از منزل براي نماز در مسجد، ناراحتي شوهر و يا پدر و مادر و يا فرزندان و يا به هم ريختن نظم زندگي و يا موجب غيبت کردن و صدا را به گوش نامحرم رساندن و امور ديگر باشد، نماز خواندن به صورت فُرادا در خانه بر نماز جماعت در مسجد ترجيح دارد.
کد سوال : 3688
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : من چه بايد بکنم که در درس و زندگي موفق باشم و چه کنم که بنده خوب خدا و فرزند شايسته اي براي پدر، مادرم باشم.
پاسخ : موفقيت در هر کار در گرو چندين عامل مؤثر است که با فراهم آمدن آنها مي توان با موفقيت هم آغوش شد:
1- شناخت هدف به صورت مشخص و کاملا تعريف شده به گونه اي که ديگر امور مشابه همانند هدف مهم و خطير تلقي نگشته و آدمي را به جاي هدف به خود مشغول نسازد.
2- آگاهي و اطلاع دقيق از استعدادها و توانمندي ها که اين عامل را هر شخصي به صورت دقيق از خود سراغ دارد.
3- تلاش و کوشش منظم و برنامه ريزي شده و مرتب به سمت هدف معين و شناخته شده در مقطع سني که شما در آن قرار داريد موفقيت در زندگي و فرزند شايسته والدين بودن و انجام وظيفه نمودن تماما در تحصيل موفق نهفته است لذا بايد تمام هست و تلاش خود را مصروف تحصيل و کسب دانش نماييد شما بايد 24 ساعت شبانه روز خود را با فعاليت هايي که ثمره تحصيلي دارد پر سازيد و هر چه بيشتر در غني سازي تحصيلي خود تلاش کنيد. عزم خود را جزم و بر اساس شيوه اي صحيح و علمي تمام ساعات شبانه روز خود را به تلاش درسي اختصاص دهيد واز هر کاري ديگر چشم بپوشيد و کارهاي خود را يک سويه - همان سوي علم - سازيد. بايد يک لحظه بدون مطالعه و يا يادداشت برداري و يا تفکر در اندوخته هاي ذهني که اندک اندک شما را به سمت توليد فکر رهنمون مي گردد بر شما نگذرد. خورده فعاليت هايي مانند:
1- پيش مطالعه (مطالعه قبل از ورود به کلاس).
2- تمرکز و دقت در گوش سپردن به کلام معلم.
3- يادداشت برداري از مطالب جديد، فرار و مهم.
4- مطالعه متمرکز و برنامه ريزي شده از کتاب و متن تدريس شده و ديگر متون جانبي و کتب معرض در موضوع تحصيلي.
5- تفکر و انديشه بر روي مطالب آموخته شده و فرا گرفته شده از کلاس.
6- نوشتن خلاصه فهم و تفکر به زبان و ادبيات شخصي خودتان و... .
شما را به سمت يک فعاليت مفيد تحصيلي هدايت و در نهايت از شما يک انسان مطلع و آگاه و صاحب انديشه در رشته تخصصي خودتان تربيت مي نمايد.
تنها کافي است اندکي تلاش و ذره اي نيت جزم و قاطع و خرده اي اعتماد به نفس داشته باشيد و آن را با توکل به خداوند و استعانت از حضرات معصومين(ع) و توفيق الهي همراه سازيد تا آن شويد که خداوند مي خواهد . البته توجه داريد تمام اين عوامل در کشتزار وجود شما که ترتيب يافته به آموزه هاي ديني و اسلامي است ثمره مي بخشد. چه علم فارغ از عبوديت و بندگي چيزي جز حجاب نيست و نخواهد بود دست توکل به دامن اصلي بندگي زنده و يک يا علي گفته و طرحي نو در انديشه سازي علمي را در اندازيد تا در دنيا و آخرت با هماي سعادت هم آغوش گرديد.
براى خودسازى موفق به چند نكته بايد توجه داشت:
1. خودشناسى درست؛ بايد استعدادها، قابليتها و توانمندىهاى خود را به خوبى شناخت و بر اساس اين شناخت به يك برنامهريزى اصولى رسيد.
2. برنامهريزى دقيق بر اساس خودشناسى؛ در برنامهريزى نيز بايد به امور زير توجه نمود:
الف. واقعگرايى:
سالك و رهرو توان واقعى خود را مىسنجد و حال و روز خود را مىنگرد و بر اساس آن به تنظيم برنامه خودسازى مىپردازد. انسانها داراى تفاوتهاى فردى روحى و جسمى هستند و هر يك بايد براى خود - به تناسب حال - برنامهاى برمىگزينند كه سنگين و طاقتفرسا نباشد؛ بلكه پيوسته حال و نشاط ايشان در طول برنامه محفوظ بماند و به عنوان يك دستور العمل كلى بايد حال نشاط را پيوسته در خود نگه داشت و از اجبار و اكراه بايد در مراحل ابتدايى پرهيز كرد.
ب. جذابيت:
در برنامهريزى به كيفيت بيش از كميت بايد اهتمام داشت؛ مثلاً به جاى اينكه انسان تصميم بگيرد هر روز صبحگاهان يك جزء قرآن بخواند، مىتواند آن را حتّى به يك صفحه تقليل دهد؛ ولى كوشش كند تلاوتش در جاى خلوت، با حال و توجه كامل و تدبر و ژرف انديشى در معانى باشد. همچنين بكوشد نمازهايش را با حضور قلب و توجه بخواند.
ج. تدريج:
از حداقل شروع كنيد؛ ولى در انديشه افزون سازى آهسته باشيد؛ مثلاً اگر از اول خواندن نماز شب بر او سخت است، بنا داشته باشد كه فقط يك ركعت وتر بخواند. پس از يك هفته دو ركعت شفع را هم اضافه كند و پس از مدتى هشت ركعت ديگر نافله شب را.
د. رعايت مراتب حال:
در روند خودسازى بايد مرحله به مرحله پيش رفت و از اول نمىتوان تمام مدارج كمال را يك مرتبه سپرى نمود؛ مثلاً بهتر است انسان ابتدا از انجام واجبات و تحفّظ بر شرايط و جزئيات آنها شروع كند و در كنار آنها به ترك محرمات بپردازد و همواره كوشش نمايد و بر نيفتادن در دامهاى شيطان و هواى نفس جديت به خرج دهد و پس از مدتى كه سراسر وجودش تسليم شد و ايمان را در روح و جسم غلبه داد، به انجام دادن مستحبات و ترك محرمات بپردازد. از اين مرحله به بعد، عنايات ربوبى رهرو و سالك را راهنمايى خواهد كرد ان شاء الله: «و الّذين جاهدوا فينالنهدينّهم سبلنا و ان الله لمع المحسنين؛ «و آنان كه در راه ما به جان و مال جهد و كوشش كردند محقّقا آنها را به راه خويش هدايت مىكنيم و هميشه خدا يار نكوكاران است» V}(عنكبوت (29)، آيه آخر).{V
ه. عزم و استوارى:
پس از تنظيم برنامه، با اراده قاطع بر انجام آنها ايستادگى كند و نفس خود را از طفره رفتن و كسالت ورزيدن، با جديت تمام باز دارد.
و. استعانت و توسل:
براى موفقيت در امر جهاد اكبر از خداوند بزرگ، استمرار جويد و به ائمه اطهار متوسل شود.
ز. پيوسته از طريق اركان چهارگانه سلوك با خداوند مرتبط باشد (مشارطه، مراقبه، محاسبه، معاتبه و معاقبه).
ح. پيروى از الگوهاى راستين، ائمه اطهار و بزرگان اخلاق.
براى آگاهى بيشتر ر.ك: ملكى تبريزى، ميرزا جواد آقا، لقاء الله و اسرار الصلوه و المراقبات.
کد سوال : 3689
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : آيا خداوند قبل از دادن فرزند به پدر، مادر، فقط به پدر و مادري که شايسته بودند فرزند داده؟ اگر بله پس چرا خدا به پدر من که توانايي تربيت را ندارد بچه را داد (آن هم به تعداد زياد)؟
پاسخ : شايستگي و لياقت دو مرحله دارد. در يک مرحله اراده انسان نقش قابل توجهي ندارد و مجموعه اي از عوامل طبيعي، وراثتي و محيطي براساس اراده و مشيت الهي کنار هم قرار مي گيرند و توانمندي ها و استعدادهايي را در انسان قرار مي دهند از جمله اين استعدادها و توانمندي ها، توان توليد مثل است يعني دو انساني که از نظر جسماني سالم هستند و با يکديگر ازدواج مي کنند لياقت بچه دار شدن را دارند زيرا هيچ مانعي براي توليد مثل در ساختار وجودي آنها وجود ندارد.
مرحله دوم؛ آن شايستگي ها و لياقت هايي است که به صورت ارادي و با رفتارهاي اختياري خود انسان بايد کسب کند و خداوند اين بخش از رشد و تکامل را به عهده خود انسان قرار داده و صرفا مسير هدايت را به انسان ها نشان مي دهد اما انتخاب مسير و حرکت کردن در آن به عهده خود انسانهاست.
با توجه به اين مقدمه اي که بيان شد در مورد سؤال شما بايد گفت والدين شما در بخش اول هيچ مشکلي ندارند يعني شايستگي فرزند دار شدن دارند اما در بخش دوم يعني لياقت ها و توانمندي هايي که افراد بايد کسب کنند تا بتوانيد از استعدادهاي ذاتي و خدادادي بهتر بهره بگيرند مثل والدين شدن.
والدين شدن يک شايستگي است اما اين لياقت بايد به تدريج و با زحمت کسب شود. به عبارت ديگر مادر بودن يا پدر بودن يک امر اکتسابي است که انسان بايد ياد بگيرد در اينجاست که گاهي اوقات شرايط براي يادگيري اين گونه امور براي بعضي فراهم تر است مثلا داشتن پدر و مادري مجرب و فهميده و لايق. افرادي که در چنين خانواده هايي رشد مي کنند طبيعي است که بسياري از رفتارهاي والديني را از پدر و مادر خود ياد مي گيرند.
عامل ديگري در يادگيري اين گونه مهارت ها نقش دارد. تحصيلات و مسائل فرهنگي است. برخي از افراد علاوه بر داشتن پدر و مادر مجرب زمينه تحصيلات نيز براي آنها بهتر فراهم است در نتيجه هنگامي که مي خواهند ازدواج کنند از يک آمادگي بيشتري براي والدين شدن برخوردارند، لذا در تربيت فرزندان خويش موفق تر هستند اما بعضي از والدين چنين شرايطي را نداشته اند. مثلا از همان ابتداء کودکي ممکن است والدين خود را از دست داده اند يا مشکلات دشوار اقتصادي اجازه تحصيل را به آنها نداده است يا حوادثي در زندگي آنها اتفاق افتاده که مانع از رشد علمي و فرهنگي آنها شده يا دوستان بدي باعث شده اند که اينها دنبال مسائل علمي، اخلاقي و معنوي نروند و خلاصه اين که به هر دليلي آمادگي هاي لازم والديني را نتوانسته اند به دست آورند ولي به خاطر نيازهاي رواني - جنسي نياز به ازدواج داشته اند و ازدواج کرده اند.
طبيعي است چنين والديني در تربيت فرزندان خود با مشکل مواجه هستند در حالي که لياقت و شايستگي اوليه را براي فرزند داشتن را دارند در اينجا مقصر خداوند نيست زيرا او همه امکانات لازم در نهاد و وجود اين دو نفر (زن - مرد) براي فرزندار شدن قرار داده اما در مرحله دوم که جنبه ارادي و اختياري دارد اينها موفق نبوده اند و نتوانسته اند آمادگي هاي لازم والديني را در خود به وجود آورند. بنابراين شما قبل از اين که به والدين خود انتقاد کنيد بايد فرايند زندگي آنها را مطالعه کنيد.
شايد شرايط زندگي آنها مساعد نبوده در نتيجه نتوانسته اند بعضي از مهارت ها و دانش ها را ياد بگيرند و الان در تربيت فرزندان خود دچار مشکل هستند. به نظر مي آيد در اينجا به جاي انتقاد بايد به فکر راه و چاره اي برآمد زيرا گفته اند «ضرر را از هر کجا جلويش را بگيري نفع است» الان که شما به همت همان والدين زمينه تحصيلتان فراهم شده و زمينه براي ياديگري بسياري از مسائل از جمله تربيت صحيح فرزند و راه هاي کاهش تنش در خانواده را داريد سعي کنيد با مطالعه بيشتر اين نقصي که در خانواده وجود دارد بدون سرزنش والدين خود جبران کنيد و شما کمک کنيد به آنها اين کار نه تنها کمکي است به والدين تان بلکه تجربه اي بسيار ارزشمند است براي آينده خودتان که مي خواهيد والدين شويد و اين تجربه مي تواند نقش بسيار مثبتي در زندگي آينده شما باشد و جلوي بسياري از مشکلات را بگيرد. بنابراين توصيه مي شود کتاب هايي را در اين زمينه مطالعه کنيد:
1- آيين همسرداري، ابراهيم اميني.
2- تربيت کودک. ابراهيم اميني.
3- تربيت فرزند، حسين مظاهري.
در پايان توصيه مي شود نسبت به والدين خود بسيار با احترام و با کمال ادب برخورد کنيد زيرا هم خداوند و هم بزرگان دين به همه ما سفارش کرده اند که به والدين خود احترام بگذاريد ولو اين که کافر باشند و ما حق نداريم اشتباه والدين را با اشتباه پاسخ دهيم بلکه همواره بايد با برخوردهاي مناسب رضايت آنها را کسب کنيم تا دعاي خير آنها همواره بدرقه راه پرفراز و نشيب ما در زندگي باشد. علاوه بر اين سعي کنيم زندگي والدين را با همه کاستي ها و يا جنبه هاي مثبتي که دارد تجربه قرار دهيم براي زندگي آينده خود نکات مثبت آن را يادداشت کنيم و بعدا در زندگي خودمان به کار گيريم و جنبه هاي منفي را نيز يادداشت کنيم و سعي کنيم از تکرار آنها در زندگي آينده خود پيشگيري کنيم.
کد سوال : 3690
موضوع : سياسي و انديشه سياسي
پرسش : چرا جنگ چرا خون چرا ريختن خون هم نوع بي دليل آيا انسان در اين روزگار اين قدر بيارزش شده که ريختن خونش اين قدر راحت است از شما مي پرسم چرا انسان يا بهتر بگويم بعضي انسانها اينگونه اند که براي رفاه و منافع خود مي کشند مردم بي گناه را، اين انسان که نه اين حيوان به کجا مي خواهد برسد به کجا؟ چرا بعضي کشورها از اجساد انسانهاي بي گناه پلي مي سازند براي رسيدن به هدفشان؟
پاسخ : واقعيتي را که قرآن در مورد آفرينش انسان بازگو مي کند اين است که اين موجود داراي دو بعد است . جنبه ناسوتي انسان، کشش به سمت خودخواهي ها، سرکشي و تماميت خواهي، استعمار و استثمار ديگران، سلطه بر ديگران و بهره کشي از آنان و غوطه ور شدن در غرائز نفساني و عالم ماديات دارد. همچنانکه بعد ملکوتي انسان، وي را به معنويات، آرمانگرائي، ارزشها فرا مي خواند.
انسان در اين ميان انتخابگر است و سرنوشت او در گرو همين انتخاب اوست، حسن انتخاب يا سوء استفاده از آن ناشي از ويژگي هاي روحي و تيپ فکري و شاکله وجودي و شخصيتي هر کس است. « قل کل يعمل علي شاکلته»V}(اسراء/84){V ببين آنچه که مهم است تربيت نفس و تهذيب آن به منظور ايجاد شاکله خوب و شايسته است و از ديدگاه قرآن کريم اين امر، فقط در پرتو عبوديت خداي متعال و تربيت الهي ميسر است. به نحوي که اختيار دار واقعي و صاحب چشم و دل و روان انسان، خداي متعال باشد، آن بيند که او خواهد، آن شنود که او خواهد، آن کند که او خواهد،... اگر چنين شد و انسان تحت ربوبيت خداي متعال قرار گرفت و بر اين راه شيرين ولي سخت، استقامت ورزيد و استوار بود رحمت الهي بر وي نازل و وجود او مبارک و پر برکت براي همه خواهد شد.
اما همين انسان که مي تواند خليفه الهي شود، اگر خود را تربيت کند و شيطان بر روح او مسلط شود، اسير شهوت و تمنيات نفساني گردد، به جائي مي رسد که زمين جاي او نيست. همان به که در زير خاک قرار گيرد. « ويقول الکافر يا ليتني کنت ترابا»V}(نبا/40){V و خطر فساد و پستي چنين موجودي از هر جنبنده اي بيشتر است. « ان شر الدواب عند الله الذين کفروا فهم لا يومنون»V}(انفال/55).{V
T}توضيح بيشتر آن که:{T
جنگ يکي از ديرپاترين پديده هاي جامعه انساني است. از ديرباز تا کنون جامعه اي را نمي توان يافت که به گونه اي درگير جنگ و ضايعات فراوان انساني، مادي و طبيعي ناشي از آن نبوده و به چرائي آن فکر نکرده باشد. اما با اين همه، برخي مکاتب به گونه هاي مختلف به توجيه مشروعيت و بلکه تقديس جنگ پرداخته اند. پيروان مکتب حقوق طبيعي از ارسطو گرفته تا نژاد پرستان معاصر جنگ را حق طبيعي گروهها و ملتهاي فرهمند و والا مي دانند. اينان هرچند جنگ را اجتناب ناپذير نمي ديدند ولي اقدام به آن را بعنوان حقي براي نژادهاي برتر لازم مي دانستند. با پيدايش مکتب داروينيسم اجتماعي و با توسعه نظريه تنازع بقا و انتخاب اصلح از پهنه طبيعت به صحنه اجتماع، جنگ ديگر نه به عنوان يک حق که به عنوان يک اصل اجتناب ناپذير مطرح گرديد. با پيدايش مکاتب فلسفي ديالکتيکي، اصل جبري و قاعده اجتناب ناپذيري جنگ، از صورت زيست شناختي دارويني به در آمده و رنگي فلسفي به خود گرفت و به خصوص پس از پيدايش مکتب مارکسيسم و توسعه دياليکتيک در صحنه اجتماع و ظهور انديشه «ماترياليسم تاريخي» جنگ از يک اصل و قاعده جبري بالاتر رفته و به صورت يک اصالت و ارزش بشري مطرح شد. به گونه اي که انسان فارغ از خود آگاهي طبقاتي و غير مبارز در راه منافع طبقه خويش، انسان از «خود بيگانه» و تهي از جوهر انسانيت معرفي گرديد.V}( فلسفه حقوق، قدرت الله خسروشاهي، مصطفي دانش پژوه، انتشارات مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني، چاپ سوم، 1378، ص261){V و پيدايش و گسترش نظام ليبرال سرمايه داري مبتني بر مبناي فکري سود انگاري و منفعت جوئي، انسان مداري، انکار وحي، اخلاق و ارزشهاي ديني و... همگي عملا جهان را در جنگهاي خانمان سوزي فرو برد که تاريخ به چشم خود نديده بود، تا جائي که همين واقعيت تلخ و ترس از پيدايش جنگ جهاني سوم و به کار گيري سلاحهائي که قدرت تخريبي آن بسيار فراوان و هراس انگيز بوده و حيات گياهي، حيواني و انساني را در معرض تهديد و نابودي قرار مي دهد، موجب شد که جامعه بشري، و حتي طرفداران نظريه جنگ، در انديشه مقابله جدي با اين پديده خطرناک بر آيند و راههائي چند را به عنوان طرح حل مسالمت آميز اختلافات و پيش گيري از جنگ، مطرح نموده و به رسميت بشناسند.
اما آيا اين اقدامات و راهکارها تا چه اندازه توانسته است جلوي جنگ و خونريزي، تجاوز و کشتار انسانهاي بي گناه را بگيرد. به نظر مي رسد تا زماني که به علت اصلي وقوع جنگ و جنايت توجه نشده و بشر کنوني عزم و اراده جمعي جدي در برخورد با اين عامل نداشته باشد، همچنان اين پديده تلخ قرباني مي گيرد.
از ديدگاه و بر اساس جهان بيني توحيدي اسلام، هدف از آفرينش انسان، استکمال وجودي مبتني بر اختيار و انتخاب اوست «وما خلقت الجن و الانس الا ليعبدون»V}(سوره الذاريات، آيه 56){V و در اين مقام تا آنجا بالا مي رود که به مقام خليفه اللهي برسد. «اني جاعل في الارض خليفه»V}(سوره بقره، آيه 30){V و روشن است که اين مقام جز با آزادي اراده و رفتار اختياري انسان امکان پذير نيست. به همين جهت خداوند انسان را با سرشتي دوگانه که منشأ انتخاب او است بيافريد و او را بر اين آگاه ساخت.«ونفس وما سويها فألهمها فجورها و تقويها» و به او گفت که سعادت جاويد و فلاح او در پيروي از تقوي و اجتناب از فجور است. «قد افلح من زکيها و قد خاب من دسيها»V}(سوره شمس، آيات 7 تا 10){V و در عين حال با هدايت وي و نشان دادن راه، او را در انتخاب راه از بيراهه مختار ساخت. «انا هديناه السبيل اما شاکرا و اما کفورا»V}(سوره انسان، آيه 3){V اين واقعيت و وجود عنصر آزادي و اختيار در انسان موجود از يک سو و وجود تزاحم در عالم ماده و طبيعت، که لازمه لا ينفک آن است، از سوي ديگر، چه بسا موحب آن شود که دو گروه از انسانها با سوء اختيار خود به بيراهه کشيده شوند و به حمله و ستيز متقابل دست بزنند و در نتيجه جنگ دو گروه باطل را پديد آورند، و يا گروههاي متجاوز به گروه ديگر حمله کنند و با دفاع آنان از خود، جنگ حق و باطل را پديدار سازند. بدين صورت است که جنگ نه به صورت يک اصل جبري غير قابل اجتناب، بلکه در ظرف واقعيت و انسان موجود، به عنوان «لازمه وجودي انسان خاکي و زندگي اجتماعي» مطرح مي گردد. و اين واقعيت آنچنان مشهود بوده است که ملائکه الهي هم با زبان ادب و با آهنگي اعتراض گونه، پس از آفرينش آدم، به خداوند عرض مي کنند که: «أتجعل فيها من يفسد فيها و يسفک الدماء و نحن نسبح بحمدک و نقدس لک» [ملائکه گفتند] پروردگارا مي خواهي کساني را بگماري که فساد کنند در زمين و خونها بريزند و حال آنکه ما خود تو را تسبح و تقديس مي کنيم؟V}(سوره بقره، آيه 30){V و خداوند متعال در پاسخ با عبارت «اني اعلم ما لا تعلمون» اشاره مي فرمايد که در دفاع اختياري جبهه حق در برابر تجاوز جبهه باطل - و غير آن - کمالي است که در تسبيح و تقديس غير اختياري شما نيست.
بنابراين از جهت هستي شناسي، جنگ يک واقعيت موجود در زندگي انساني است اما از جهت ارزشي، به عنوان يک اصل حاکم پذيرفته نيست، گرچه براي اهداف صحيح، احيانا جنگ يک ضرورت عقلي و شرعي است مانند جنگ به منظور دفاع از خويش (دفاع مشروع) در مقابل متجاوزين به دين، عِرض، جان و مال خود و بستگان يا مملکت و نيز به منظور دفاع از مظلومين عالم و يا در مقابل ستمگراني که آزادي دعوت ديني را سلب مي کنند و با حاکميت استبدادي مانع انتخاب آزادانه دين صحيح از سوي مردم مي گردند.