• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
عضویت در خبرنامه
کد سوال :
جستجو :
کد سوال : 3601
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اخلاق و عرفان
پرسش : اگر براي برآورده شدن حاجتي نذر کرده باشيم که زيارت عاشورا را با صد لعن و صد سلام چهل روز بخوانيم ولي صد لعن و صد سلام را پشت سر هم نخوانيم بلکه اگر فرصت پيدا کرديم (به علت بچه دار بودن نمي توانم پشت سر هم بخوانم مگر بعد از نماز صبح بخوانم) صد لعن و صد سلام را بخوانيم آيا ايرادي دارد يا خير؟
پاسخ : صد لعن و صد سلام در زيارت عاشورا لازم نيست در يک مجلس به جا آورده شود، بلکه مي توان آن را با فاصله و به تدريج در طول روز خواند، يعني مي توان مثلا صبح زيارت عاشورا را شروع کرد وقتي به لعن زيارت رسيديم، صد لعن را مي توان در طول روز به تدريج انجام داد تا نوبت به صد سلام برسد و آن را نيز با فاصله و به تدريج مي توان انجام داد و بعد از سلام، بقيه زيارت را خوانده و در پايان دو رکعت نماز زيارت به جاي آوريم. در روايتي راهي آسان تر براي خواندن زيارت عاشورا وارد شده و آن اين است که: شروع به خواندن زيارت عاشورا مي کنيم، وقتي به لعن رسيديم، لعن را مي خوانيم تا به جمله H}«اللهم العنهم جميعا»{H مي رسيم و فقط همين جمله را صد بار مي گوئيم. وقتي به سلام رسيديم، سلام را مي گوئيم تا به جمله H}«السلام علي الحسين و علي علي ابن الحسين و علي اولاد الحسين و علي اصحاب الحسين» {Hمي رسيم و تنها اين جمله را صد بار مي گوئيم و بعد بقيه زيارت را مي خوانيم. به هر حال اگر نذر شما با صيغه شرعي خوانده شد بايد صد لعن و صد سلام را بخوانيد چون جزء زيارت است و اگر در وقت نذر نيتتان اين نبوده که صد لعن و سلام به دنبال هم خوانده شود مي توانيد آن را با فاصله به جا آوريد هر چند تا شب طول بکشد.
کد سوال : 3602
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : جهت تعليم و تربيت فرزند خود کتابي (حتي الامکان از مقام معظم رهبري) معرفي فرماييد و من با يک بچه 5 ماهه در خانه پدري شوهر خود که يک خواهر دارد (که نماز نمي خواند و کلاً به پيامبر(ص) و ائمه معصوم اعتقادي ندارد يعني وقتي صحبت از ائمه مي شود مي گويد اينها ديگر قديمي شد. اما در بعضي مجالس عزاداري امام حسين(ع) شرکت مي کند) زندگي مي کنم مي خواستم ببينم که آيا رفتار برادران شوهرم و خواهران شوهرم بر تربيت فرزندم تأثيري دارد و براي اينکه فرزندم حافظ قرآن شود انشاء الله و عمل کننده به آن باشد با اين وضعيت که در خانه پدر شوهرم هستيم چه کنيم؟
پاسخ : اهتمام شما نسبت به فرزندتان و تربيت او قابل تقدير است اما توجه داشته باشيد که اين اهتمام به وسواس و فشار بيش از حد ظرفيت به فرزندتان منتهي نشود. در اين سن تنها وظيفه شما توجه بي قيد و شرط به خواسته هاي فرزند است نه تحميل خواسته هاي خود به وي. بي ترديد آدمي و به ويژه بچه از محيط زندگي خود متأثر مي شود ولي اين سخن به معناي جدا کردن وي نيست آنچه بيشتر تأثير دارد رفتار خود والدين است. محيطي آرام همراه با آزادي لازم بهترين زمينه ساز رشد بچه هاي زير 7 سال است و ديگران مانند عموها، عمه ها، خاله ها و دايي ها، همه مي توانند تأثير داشته باشند اگر بچه آنها را به عنوان الگو بپذيرد و براي عدم تأثير بايد ميزان معاشرت را کاهش داد (نه اين که قطع کنيد) و سطح الگوپذيري را تقليل بخشيد. توجه داشته باشيد که همه رفتارهاي ديگران نادرست نيست و جدا کردن بچه از عمه و عمو و خاله و... نيز صحيح نيست و لازم نيست شما به بهانه تربيت به مشاجره با ديگران و طرد آنها از محيط بپردازيد که خود از معکوس بسيار عميق دارد. غذاي پاک، همراه با فراهم آوردن محيط آرام و پذيرش بي قيد و شرط زمينه ساز رشد اوست و بيشترين تأثير را دارد مبادا براي حذف ديگران يا کاهش تأثير آنها نبايد به برخوردهاي صريح و يا بدبين کردن فرزندانتان نسبت به ديگران روي آوريد که شما را از هدف کاملا دور مي سازد. بعد از رسيدن فرزندتان به 5 سالگي آن گاه نسبت به آموزش قرآن وي اقدام کنيد و الان در اين سنين تنها با قرائت قرآن در منزل و پخش نوار کاست قرآن ذهن او را براي آموزش قرآن آماده سازيد و تکليفي بيشتر از اين از او مطالبه نکنيد. در ضمن کتابي که مقام معظم رهبري براي ترتيب فرزندان در اين سنين نگاشته باشند سراغ نداريم. در عين حال مي توانيد از کتاب هاي زير کمک بگيريد: 1- تربيت کودک، ابراهيم اميني. 2- راه تربيت، مجيد رشيد پور، انتشارات انجمن اولياء و مربيان. 3- آشنايي با تعليم و تربيت اسلامي، مجيد رشيد پور، انتشارات انجمن اولياء و مربيان. 4- روانشناسي و تربيت کودکان و نوجوانان، دکتر غلامعلي افروز، انتشارات انجمن اولياء و مربيان. 5- تربيت طبيعي در مقابل تربيت عاريه اي، عبدالعظيم کريمي، انتشارات انجمن اولياء و مربيان. 6- والدين و مربيان مسؤول، رضا فرهاديان، انتشارات دفتر تبليغات حوزه علميه قم. 7- خانواده و دشواري هاي رفتاري کودکان، دکتر علي قائمي، انتشارات انجمن اولياء و مربيان. 8- مجموعه كتاب هاي خانواده، انتشارات انجمن اولياء و مربيان. 9- پرورش مذهبي كودكان، دكتر علي قائمي. 10- آزادي كودك و حدود آن، دكتر علي قائمي.
کد سوال : 3603
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : شوهرم دروس خود را به خوبي مطالعه نمي کند کتابهاي غيردرسي مثل کتابهاي آيت الله مطهري و مقتلهايي که درباره امام حسين(ع) است را مطالعه مي کند و من از اين مورد نگرانم مي ترسم که لطمه به درس خود وارد کند که فکر کنم هم به درس خود لطمه وارد کرده است البته يک دليل آن اين است که قرض بسيار دارد (به علت خريداري قطعه زميني به مساحت 130 متر مربع) چه کنم که بتوانم او را راضي کنم که درس خود را مطالعه فرمايد.
پاسخ : توجه و دلسوزي و تدبير شما نسبت به کيفيت تحصيل همسرتان بسيار ستودني و قابل تقدير است تنها راه حل اساسي براي از بين بردن اين حالت افزايش سطح آگاهي او از تأثير شناخت و مطالعه و پيشرفت تحصيلي در سعادت دنيوي و اخروي است. يعني اگر شما بتوانيد همسرتان را با ارزش تحصيلي و تأثير آن در پيشرفت زندگي آگاه سازيد و با سطح آگاهي او را ارتقاء بخشيد مشکل حل مي شود، لذا بايد با بيانات متعدد و شيوه هاي متنوع و توسط افراز زياد اين تأثير را و آن جايگاه و ارزش علم و دانش را در دل و جان وي زنده سازيد براي دست يابي به اين هدف مهم بايد حسب مورد و موقعيت راهکارهاي مناسب را برگزيد و به اجرا گذارد که در زير به چند نمونه از اين راهکارها اشاره مي کنيم: 1- به ياري طلبيدن افراد صاحب نفوذ جهت ترغيب همسرتان به ادامه تحصيل و تحصيلي هرماه با کيفيت عالي تا با سخنان خود وي را به اين سمت بکشانند. 2- مطالعه کردن زندگي نامه افرادي که همسرتان براي آنها ارج و منزلت قائل است و آنها را الگوي خود مي شناسد. شما با در اختيار نهادن اين گونه کتب و يا نقل داستان زندگي آنها مي توانيد همسرتان را سخت متأثر سازيد و او را به مطالعه ترغيب نماييد. 3- ايجاد فراغت بال و فرصت زماني لازم براي تحصيل وي به شکلي که هرگونه بهانه سر سري گرفتن و اهميت قائل نشدن براي تحصيل را از او سلب کند. 4- مشارکت کردن شما با ايشان در تحصيل مثل اين که در 24 ساعت، چند ساعت را به عنوان ساعات مطالعه در منزل در نظر بگيريد که تمام اعضا بايد در آن ساعات فقط مشغول تحصيل و مطالعه باشند. 5- پرهيز از سرزنش و شماتت به خاطر عدم مطالعه و تحصيل و حتي اجتناب از دعوت مستقيم به مطالعه گاه ضروري مي نمايد. 6- به صورت غيرمستقيم افراد صاحب نفوذ و حتي مسؤولين آموزشي همسرتان را در جريان کار قرار دهيد تا آنها در قالب قوانين آموزشي وي را وادار به تحصيل با کيفيت نمايند. 7- شايد در برخي موارد خواهش ها و در خواست هاي شما اول به صورت غيرمستقيم به اين سمت کشانده باشد مثلا مطالبات اقتصادي شما وي را واداشته است تا بيشتر وقت خود صرف تحصيل پول نمايد و يا خواهش هاي مانند گردش، تفريح، ميهماني رفتن و... زمينه ساز اين انحراف باشد که در اين صورت بايد صراحتا از آن خواهش ها و خواسته چشم پوشيد و به او بگوييد به جاي تأمين اين خواهش ها درس خود را ادامه دهيد. 8- در برخي موارد بايد مسؤوليت هاي متوجه او را خود به دوش بکشيد تا او وقت لازم براي تحصيل را پيدا کند مثلا انجام برخي کارهاي او را شما بر عهده بگيريد و از او بخواهيد به جاي مشغول شدن به آن اعمال به سراغ تحصيل خود بروند و انرژي و زمان مورد نظر خود را به تحصيل اختصاص دهد.
کد سوال : 3604
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اخلاق و عرفان
پرسش : اينکه مي گويد و در روايات هم هست که زن و شوهر مکمل هم هستند يعني چه هنوز به درستي اين معنا برايم روشن نشده است و اينکه زن مي تواند دست شوهر خود را بگيرد و به بالا برود يعني چه؟
پاسخ : هيچ انساني به تنهايي کامل نيست و پيوسته در جهت جبران کمبود خويش تلاش مي کند جوان در پي رسيدن به استقلال فکري است يا براي جبران نواقص و تأمين نيازهاي بي شمار خود به سوي ازدواج سوق داده مي شود و با گزينش همسري مناسب و شايسته موجبات رشد و تکامل خويش را فراهم مي کند. شخصيت انسان پس از ازدواج به يک شخصيت مسؤوليت پذير و اجتماعي تبديل مي شود زيرا در پرتو ازدواج و زندگي مشترک خود را شديدا مسؤول حفظ همسر و تأمين وسايل زندگي و تربيت فرزندان آينده تلقي مي کند و تمام هوش، ابتکار و استعدادهاي خود را به کار مي گيرد. به عبارت ديگر، احساس مسؤوليت اجتماعي در او شکل مي گيرد و بسياري از شايستگي ها و توانمندي هاي نهفته در درونش را شکوفا مي سازد. بنابراين ازدواج را مي توان مايه رشد و کمال يافتن انسان دانست. در واقع خداوند انسان را به گونه اي آفريده که بدون جنس مخالف ناقص است و با جنس مخالف کامل مي شود. مرد به زن نيازمند است و زن به مرد. هر کدام از دو جنس از نظر روحي و جسمي به هم وابسته اند و با قرار گرفتن در کنار هم يکديگر را تکميل مي کنند. مهمترين نيازي که بر اثر ازدواج تأمين مي شود، نياز به آرامش و احساس امنيت و آسودگي است. اين نياز که در سرشت آدمي ريشه دارد، چنان مهم است که خداوند در بيان فلسفه ازدواج مي فرمايد: از آيات و نشانه هاي خداوند اين است که براي شما از جنس خودتان همسراني قرار داد تا در کنار آنها آرامش بيابيد V}(روم، آيه21).{V بنابراين همسر موجب آرامش و امنيت خاطر و محيط خانه وسيله آرامش روحي زن و مرد قرار داده شده است. در اوايل جواني احساس تنهايي، بيهودگي و نداشتن پناهگاه انسان را فرا مي گيرد. ازدواج و قرار گرفتن در کنار همسري شايسته و دلسوز اين احساس را از بين مي برد و او را به آرامش روحي مي رساند. اين احساس آرامش به ثبات فکري و روحي، وقار، احساس ارزشمند بودن و لذت مي انجامد. در واقع دست آفرينش نوعي کشش دروني ميان زن و مرد به وديعت نهاده تا هر کدام در سنين خاص خواهان يکديگر شوند و اضطراب و پريشاني شان از طريق ازدواج به سکونت و آرامش تبديل گردد. از ديگر ثمرات بزرگ ازدواج وجود فرزند و بقاي نسل آدمي است. توليد و تکثير نسل را نبايد کوچک و بي اهميت شمرد؛ زيرا هدف آفرينش جهان وجود انسان و پرورش و تکامل او است. توليد و پرورش انسان هاي خداپرست و موحد و نيکوکار و صالح، مطلوب خداي جهان آفرين است. از ديدگاه اسلام، وجود فرزند صالح براي پدر و مادر يک عمل صالح شمرده مي شود و در سعادت دنيا و آخرت آنها مؤثر است به همين جهت معصومان(ع) توليد و تکثير نسل را از اهداف ازدواج دانسته اند. در واقع زوج ها از طريق فرزندان خود رشته پيوند ميان اعضاي يک نسل را به وجود مي آورند. اين امر از اهداف اساسي ازدواج است. وجود فرزندان به گرمي، پويايي و صفاي کانون خانواده مي انجامد و انگيزه ادامه زندگي را در انسان تقويت مي کند. با ازدواج انسان از لاک خود فردي خارج مي شود و هر مقدار که انس زوجين به يکديگر بيشتر باشد، يک قدم از خود فردي خارج شده اند. در انسان نوعي کمال روحي وجود دارد که جز در مدرسه خانواده در هيچ مدرسه اي به دست نمي آيد. پس ازدواج اولين مرحله خروج از خود طبيعي فردي و توسعه پيدا کردن شخصيت انسان است. بعد از ازدواج وقتي مي خواهيم کار کنيم، براي من تنها نيست، آن «من» تبديل به «ما» مي شود. به طوري که انسان آن قدر به سرنوشت خانواده علاقمند است که به سرنوشت شخص خودش و خود رنج مي برد تا آنها در آسايش باشند. براي آگاهي بيشتر ر.ک: تعليم و تربيت در اسلام، شهيد مطهري، ص 244.
کد سوال : 3605
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : يک خواهر دارم که به هر بهانه اي مي خواهد جنجال در خانه ايجاد کند اما بعد خودش پشيمان مي شود (اين خواهرم براي شرکت در آزمون سراسري درس مي خواند) البته قبل از شرکت در آزمون هم عصبي بود اما کمتر، لطفاً راهنماييم فرماييد که او را چگونه راهنمايي کنيم؟
پاسخ : به احتمال قوي بروز اين حالت ناشي از مطالعه متمرکز همراه با حساسيت خاص آن است که امروز جوانان براي کنکور سخت خود را مشغول نموده اند با اتمام اين دوران اين حالت نيز از بين خواهد رفت. البته جهت کاهش پيامدهاي منفي باقيمانده راهکارهاي زير قابل اجرا است و بسيار مفيد خواهد بود: 1- گردش رفتن و مسافرت کردن. 2- بازي هاي نشاط آور مانند کوه نوردي، شنا، اسب دواني. 3- شرکت در محيط هاي شاد و نشاط آور. 4- شرکت در مجالس دوستانه همراه با نقل جک و فکاهي و شنيدن آنها. 5- برخي از راهکارهاي مندرج در سؤال شماره 4 مانند بندهاي 10 تا 16 بسيار مفيد است. در پايان لازم به ذکر است که شما نيز حتي المقدور سعي کنيد محيط خانه را براي خواهرتان که مي خواهد در چنين آزموني شرکت کند و يا در موفقيت هايي شبيه آن که سرنوشت وي منوط به موفقيت در آن است همکاري کنيد و فضاي مناسبي براي مطالعه و آرامش وي فراهم نماييد.
کد سوال : 3606
موضوع : قرآن و حديث
پرسش : جهت ايجاد صميميت در خانواده و جهت بخت گشايي چه سوره يا چه دعا يا چه زيارتي را شما توصيه مي فرماييد.
پاسخ : اسلام براى زن و شوهر حقوق واجب و مستحبى قرار داده كه لازم است رعايت كنند و مراقب باشند اين دستورات حيات بخش را زير پا نگذارند، چه اين حقوق پايه اساسى خانواده را تشكيل مى‏دهد. پس بهتر است هر كدام به وظايف خود واقف باشند مثلاً: T}1. محبّت و احترام متقابل را فراموش نكنند:{T و از تحقير و تنبيه جدا خوددارى نمايند، و سعى كنند كليه زمينه‏هاى بى مهرى و احيانا توهين را خنثى سازند و با اخلاق نيك و مودّت‏آميز معاشرت نمايند. رسولخدا به شوهران سفارش مى‏كند كه: زنان محبوب و دلبر شوهران هستند، سعى كنيد حقوق، آنان را ضايع نسازيد، H}انما المرأه لعبه من اتّخذها فلا يضيّعها{H؛V}(كافى، ج 5، ص 510){V. و در حديثى آمده است كه اميرالمؤمنين با آن همه اشتغالات شخصى و مسؤوليت‏هاى اجتماعى و مذهبى و جنگ و جهاد و... در كانون زن و شوهرى در كنار فاطمه(س) عدس پاك مى‏كرد مى‏فرمود: «هر كس در درون خانه به خانواده‏اش كمك كند، خداوند نام او را در ديوان شهداء ثبت كرده و براى هر شبانه روزش پاداش هزار شهيد مرحمت مى‏فرمايد، V}(بحارالانوار، ج 104، ص 132){V. و خداوند در يك جمله كوتاه رمز صفا و محبت خانوادگى را بيان نموده و مى‏فرمايد: A}و عاشروهن بالمعروفA؛ با خانواده خود زيبا و شايسته معاشرت كنيد، V}(نساء، آيه 19){V. T}2. نظام خانواده و حفظ حريم شوهر:{T قرآن مجيد با يك جمله ظريف مى‏فرمايد: A}الرجال قوامون على النّساء؛{Aمردان سرپرست ومسؤول خانواده‏ها هستند، V}(سوره نساء آيه 34){V. و رسول اكرم(ص) مى‏فرمايند: «شوهر سرور خانواده و زن مدير داخلى آن است» H}(الرجل سيّد اهله، و المرأة سيّدة بيت‏ها).{H حضرت امام صادق(ع) مى‏فرمايند: خداوند به رسول خدا سفارش كرد كه به فاطمه بگويد: اگر نسبت به حضرت على(ع) نافرمانى كنى، و وى را به خشم آورى، من نيز خشمگين مى‏گردم!، V}(جلاء العيون شبّر، ج 1، ص 176 و بحار، ج 43، ص106){V. اين حديث كنايه از اطاعت همسران از شوهران است، و گرنه فاطمه الزهرا(س) هرگز مخالفت با على(ع) نداشت. T}3. اجتناب از تمجيد ديگران در مقابل همسر خود:{T زن و شوهر سعى كنند كه از تمجيد زن و شوهران بيگانه خوددارى كنند، زيرا اين مسأله علاوه بر عوارض نامطلوب ديگر، باعث بوجود آمدن و سوءظن در كانون خانواده مى‏گردد. و صدها معصيت را به بار مى‏آورد. و صفا و گرمى زن و شوهر را ضايع مى‏سازد. بهتر است از همديگر تمجيد و تعريف واقعى داشته باشند. T}4. بزرگ نكردن اشتباهات همديگر:{T رسول خدا(ص) و حضرت امام صادق(ع) مى‏فرمايند: بدترين مردان و زنان كسانى هستند كه عفو و اغماض نداشته، و گناه يكديگر را نبخشند، V}(بحار، ج 103،ص 235 - وسائل الشيعه، ج 14، ص 18){V. و روى اين جهات بود كه انبياء الهى و از جمله حضرات: ابراهيم، لوط، رسول خدا با زنان ناسازگار سازش كردند و حضرت امام باقر(ع) و امام حسن(ع) با همسران بد خلق معاشرت نموده، و راه زندگى و عفو و اغماض را به راهيان راه خود نشان دادند. بنابراين مشكلات را بزرگ نكنيد، و عيوبات غير قابل اغماض را بطور دوستانه آنهم در حال محبت و صفا به يكديگر تذكر دهيد. T}5. اجتناب از سوء ظن‏هاى بى‏مورد:{T از آنجا كه سوء ظن از بيمارى ‏هاى بزرگ روانى است كه در اسلام نيز از گناهان كبيره است به شمار آمده است، اگر خداى نكرده زن و شوهرى نسبت به يكديگر سوء ظن داشته باشندلازم است هر چه زودتر عوامل آن را بررسى، و سپس بى درنگ زمينه‏هاى آن را بخشكانند. T}6. رعايت انضباط و نظافت و بهداشت خانواده:{T زن و شوهر هر كدام بايد بدانند كه صيّادهاى خطرناك براى صيد آنان در كمين مى‏باشند، بنابراين آراستگى در نظافت علاوه بر منافع ديگرى كه دارد، زن وشوهر را نيز به يكديگر علاقمند مى‏سازد، و بهداشت خانه و لباس و اثاث... را تأمين مى‏كند و آنان را از گرفتارى به بيمارى‏هاى كه عامل اساسى‏اش مراعات نكردن مسائل بهداشتى است بيمه مى‏نمايد. T}7. تأمين نياز جنسى:{T يكى از اهداف مهم ازدواج حفظ نفس و تأمين آرامش جنسى است كه بطور متقابل بين زن و شوهر صورت مى‏پذيرد و اگر يكى از طرفين در اين مورد تأمين نشود. عوارض نامطلوبى را به دنبال خواهد داشت. ومى‏توان گفت بد رفتارى و سوء خلق، اضطراب درونى، عقده‏اى شدن در مسائل جنسى، انحراف و فساد اخلاقى در اجتماع، ترويج فساد در جامعه... از جمله عوارضات آن مى‏باشد. زن و شوهر موظّفند خود را به هر كيفيّتى كه باعث ارضاء مقابل است آماده سازند، و چنانچه موانعى دركار باشد، از طريق دارو و درمان و تقويت جسمى برطرف نمايند، تا طرف مقابل با محروميت و يا خداى نكرده، با فساد اخلاقى روبرو نشود. T}8. مديريت اقتصادى خانواده:{T زن و شوهر در اداره خانه بايد تدبير اقتصادى داشته باشند و قبل از هر چيز كارها و مسؤوليت‏ها را در بين خود تقسيم كنند، اگر زن وظيفه دارد در درون خانه به شوهردارى و بچه‏دارى و انجام ساير كارهاى خانه بپردازد، متقابلاً شوهر و سرپرست خانه نيز موظف است با تلاش كافى نيازهاى مادى و معنوى اعضاى خانواده را تأمين ساخته و شخصيت و آبروى خود و اهل بيت خويش را حفظ كند و در كارهاى خانه به همديگر كمك كنند. T}9. مراعات غيرت شوهر و مصونيت از ديگران:{T شوهران نسبت به نواميس خود شديدا حساس هستند و كوچكترين انحراف اخلاقى و جنسى زنانشان را تحمل نمى‏كنند، حتى برخى شوهران بى‏تفاوت نيز كه رگ مردانگى ندارند، در نهايت امر حركات نابخردانه زنان خود را با كيفرهاى خشن پاسخ مى‏گويند. رسول خدا مى‏فرمايند: بهترين زنان امت من كسى است كه در كنار شوهرش آراسته، ولى نسبت به ديگران نفوذناپذير باشد، و بالعكس، بدترين زنان زنى است كه در برابر شوهر خود خويشتن‏دار، ولى نسبت به اجانب و نامحرمان خودنمائى كند، V}(وسايل، ج 14، ص 14){V. T}10. خوش زبان باشيد:{T در گفتگوها سؤال و جواب‏ها لطف سخن و نرمش گفتار را رعايت فرمائيد. پيغمبر(ص) مى‏فرمايد: زيبائى در زبان نهفته است. علاوه كه قرآن مجيد و روايات بسيار درباره خوش زبانى با همه مردم تأكيد فراوانكرده، قرآن فرموده: با مردم نيكو سخن گوئيد، V}(بقره، آيه 83){V پس زبان را حفظ كنيد و آن را از سخنان زشت و ركيك نگه داريد. T}11. تندخويى و گاهى بد اخلاقى را تحمل كنيد:{T در حديث از پيامبر اكرم(ص) آمده است كسى كه براى رضاى خدا اخلاق بد همسر خود را تحمل كند خدا ثواب شكرگزاران به او عنايت فرمايد،V}(وسائل ابواب مقدمات النكاح، باب 9، خ 5){V. همسران بايد با اخلاق ناپسند يكديگر بسازند كارهاى ناستوده همديگر را ناديده بگيرند و از لغزش‏هاى همديگر بگذرند كه اين رفتار در پا برجائى و دوام زناشوئى و الفت زن و مرد تأثير فراواندارد. در خاتمه مى‏توان گفت از جمله مهمترين عوامل سعادت و خوشبختى در زندگى، تفاهم، درك متقابل ـ آرمان مشترك، تعهد به اصول اخلاقى، انضباط و اهتمام به زندگى است در پرتو اين اصول، مى‏توان عشق به زندگى را تقويت نمود و اين عنصر اصلى را در زندگى حفظ كرد.و به چند نكته زير توجه فرمايند: 1. سعى كنيد به خواسته‏هاى يكديگر احترام بگذاريد. 2. به كليه فاميل و آشنايان يكديگر احترام بگذاريد. 3. اجازه دخالت به هيچكس را در زندگى مشتركتان ندهيد. 4. به هنگام به وجود آمدن اختلاف هيچ كس را مطلع نكنيد و هميشه دشوارترين اختلاف را خودتان حل كنيد. 5. در هر مكان و محفلى از خوبى‏ها و محسنات يكديگر تعريف و تمجيد كنيد و هرگز عيوب هم را در جمع مطرح نكنيد. 6. در تمام مدت زندگى به يكديگر ابراز علاقه كنيد و به هر مناسبتى كه شده براى هم هديه هر چند ارزان قيمت تهيه كنيد. 7. با تمام مشكلات به طور منطقى برخورد كنيد و كمتر دچار احساسات شويد. 8. هرگز با همديگر دروغ نگوئيد. 9. در كارها به همديگر احترام بگذاريد و كمك كنيد. 10. خوش زبان باشيد. در اين باره دعاي معتبر خاص اين موضوع را نيافتيم ولي دعاهاي مختلفي مي تواند مؤثر باشد و ما دو مسأله را كه مورد تجربه هم واقع شده خدمتتان عرض مي كنيم : الف ) خواندن نماز امام زمان (عج ) و خواستن حاجت مذكور در پايان آن . ب ) خواندن نماز جعفر طيار و خواستن حاجت (كيفيت اين نمازها در مفاتيح ذكر شده است ). ضمنا" اگر انسان حسن ظن به خداوند داشته باشد و او را قادر مطلق بداند و با حال اضطرار و قطع اميد از همه جا واقعا" از خداوند حاجتي را بخواهد اميد است انشاءالله مورد اجابت قرار گيرد. زمينه ر.ك: 1. آئين همسردارى: ابراهيم امينى. 2. خوش زيستن در زندگى زناشويى، اندره مودوا. 3. ازدواج در اسلام: آيت‏الله احمد جنتى.
کد سوال : 3607
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : با توجه به اينكه تنها راه درمان استمناء ازدواج است اگر موقعيت ازدواج فراهم نباشد و سعي بر ترك آن كرده باشيم و در اين رابطه با روانكاو و همچنين مشاوران صحبت كرده باشيم و به دستوراتشان عمل كرده باشيم اما متأسفانه هنوز اين قضيه وجود داشته باشد و با آن مشكل روبرو باشيم بايد چه كنيم لطفاً همان جوابهايي را كه قبلاً گرفته ام ندهيد و همان راه هايي كه آنها توصيه كرده اند پيشنهاد نكنيد. در ضمن اين قضيه مرا بسيار افسرده و ناراحت كرده به طوري كه بسيار نگران هستم به خصوص در مورد زندگي آينده و اينكه اين قضيه براي من مشكلي پيش مي آورد يا خير؟
پاسخ : از اين كه مجدانه به دنبال حل مشكل خود بوده ايد شما را مي ستاييم. هر چند طبق اظهارات خودتان نتوانسته ايد تاكنون از اين معضل رهايي پيدا نماييد ولي همين اراده، همت و تلاشتان در مسير پيدا كردن راه حل مناسب قابل تقدير است و مطمئن باشيد در آينده نه چندان دور به نتيجه خواهيد رسيد، به شرط آن كه احساس خستگي و ضعف نكنيد زيرا احساس ضعف در برابر دشمن آغاز شكست است. مقاومت و پايداري رمز اصلي موفقيت انسان است. وقتي كه از يكي از دانشمندان پرسيدند چگونه به اين سطح بالاي علمي و موفقيت دست يافتيد، گفت رمز موفقيت من پشتكار در عمل و مقاومت در برابر موانع راه بود نه استعداد و توانايي و يا ديگر عوامل. بنابراين به همان اندازه كه هدف مهم باشد، مشكلات و سختي هاي راه نيز بيشتر است و استقامت و پشتكار بيشتري را نياز دارد. نيروي غريزه جنسي در انسان بسيار قوي است و براي حفظ و كنترل آن هزينه زيادي را بايد پرداخت. پاكي و پاكدامني گوهر گرانبهايي است كه به سادگي و بدون رنج و مشقت به دست نمي آيد هر چند تاكنون ممكن است شما تلاش هاي زيادي انجام داده ايد ولي وضعيت و شرايط فرهنگي جامعه، قدرت و كشش زياد غريزه جنسي، ويژگي هاي فردي و عوامل ديگر همه و همه در اين مسير براي به انحراف كشاندن هر انساني در صحنه هستند و اين اراده قوي و همت بلند و تلاشي مضاعف شماست كه در برابر تمام آن موانع ايستادگي كنيد و به آنها «نه» بگوييد و اگر احساس ضعيف و ناتواني بر فرد مستولي شد. اين غريزه سركش بر انسان سوار مي شود و به سرعت از فطرت پاك فاصله خواهد گرفت پس: اولا، هرگز در اين راه احساس ضعف نكنيد. ثانيا، اراده خود را براي مقاومت و ايستادگي در برابر مشكلات راه و انجام برخي دستورالعمل هايي كه خدمت شما ارائه مي شود تقويت كنيد چون معمولا كساني كه دچار اين لغزش هستند، اراده سستي دارند البته خود اين لغزش نيز باعث كاهش قدرت اراده افراد مي شود؛ يعني، يك تأثير متقابل دارد. ثالثا، هرگز احساس خستگي به خود راه ندهيد و بدانيد هر تلاشي در اين زمينه مورد رضايت خداوند است و اگر در طي برنامه و عمل به راهكارها، مرتكب لغزش شديد، گمان نكنيد كه همه چيز تمام شده است. بلكه همانجا توبه كنيد و اظهار پشيماني كنيد و مجددا راه را ادامه دهيد. رابعا. آنچه به شما كمك مي كند، عمل كردن به تمام راهكارهاست و گمان نشود روانشناسان يا مشاوران شما بتوانند با يكي دو دستورالعمل يا با دادن يك قرص و كپسول، شما را از اين معضل نجات دهند . اين شما هستيد كه بايد تلاش كنيد، مقاومت كنيد و مستمرا پاي بند نكات و دستورالعمل ها باشيد و به تدريج و طي يك مدت زمان خاصي به كنترل اين غريزه سركش همت گماريد. اكنون ما با توجه به آنچه ذكر شد دستورالعمل هايي را خدمتتان ارائه مي كنيم پس از 15 روز عمل كردن به آن نتايج را براي ما گزارش دهيد تا بدانيم تا چه اندازه موفق بوده ايد و راه كارهايي ديگر خدمتتان ارائه كنيم و يا نقاط ضعف آن را بيان كنيم و در يك مشاوره و گفتگوي متقابل به هدف مطلوب دست پيدا كنيد. دانشجوي محترم، پاكي و طهارت مطلوب و هدف هر انساني است و كسي را نمي‏يابيد كه طالب آن نباشد و اين مهم بدون تلاش هماهنگ و حساب‏شده و صبر و حوصله و قبل از اتمام اسباب، تكيه بر توفيق الهي به دست نمي‏آيد، لذا با تكيه بر توفيق خداوند و استعانت از درگه الهي به توصيه‏هايي كه در ذيل بيان مي‏گردد به صورت كامل، دقيق و مستمر عمل كنيد تا به اميد حضرت دوست هدف به كف آيد، مجددا تأكيد مي‏كنيم كه عمل به برخي از دستورالعمل‏ها كافي نيست و بايد به تمام آنها به صورت دقيق و كامل و هميشگي عمل كنيد و الا نه تنها نتيجه‏بخش نخواهد بود، بلكه موجب خستگي شده و شما را دلسرد مي‏كند. حال با تأكيد بر اين مقدمه به بيان دستورالعمل‏ها مي‏پردازيم: الف) توصيه‏هاي اوليه به منظور كنترل نيروي شهوت و فرار از گناه خودارضايي: 1- سعي كنيد به هنگام خواب شكم شما بيش از حد معمول پر نباشد. 2- از پوشيدن لباس‏هاي تنگ و چسبان اجتناب كنيد. 3- از نگاه كردن به مناظر، فيلم‏ها و تصاوير تحريك كننده جدا خودداري كنيد و به محض مواجه شدن با اين امور چشم خود را بسته و يا به زمين و يا آسمان نگاه كنيد. 4- از شنيدن و خواندن مباحث و مطالب جنسي و حتي شوخي‏هاي جنسي و تحريك‏كننده و فكر كردن در اين امور جدا پرهيز كنيد. 5- از خوردن مواد غذايي كه محرك است مانند: خرما، پياز، فلفل، تخم‏مرغ، گوشت قرمز، غذاهاي پرچرب، حتي‏المقدور اجتناب و به ميزان ضرورت اكتفا كنيد. 6- قبل از خواب حتما مثانه خود را تخليه نماييد. 7- از نوشيدن افراط‏گونه آب و مايعات پرهيز كنيد (به خصوص شب‏ها و قبل از خوابيدن). 8- هيچ‏گاه بدن عريان خود را در آينه نگاه نكنيد. 9- از دست‏ورزي اندام جنسي خود اجتناب كنيد و به هيچ عنوان و تحت هيچ شرايطي دست‏ورزي نكنيد. 10- هرگز به رو نخوابيد. 11- به منظور تخليه انرژي زايد بدن به طور منظم و زياد ورزش كنيد. 12- هيچ‏گاه بيكار نباشيد و براي اوقات فراغت خود برنامه داشته باشيد و آن را با مطالعه، ورزش، زيادت عبادت و... پر كنيد. 13- هرگز در مكاني خلوت و تنها و دور از نظر ديگران نباشيد. 14- هرگاه مورد هجوم افكار جنسي واقع شديد، در مكان خلوت و دور از نظر ديگران بسر نبريد بلكه در مجالس عمومي وارد شويد و در آنجا به سر بريد. 15- هفته‏اي يكي دو روز روزه مستحبي بگيريد و اگر توان آن را نداريد روزه اخلاقي بگيريد؛ يعني، ميزان صرف غذا را كاهش و فاصله هر وعده غذا را افزايش و تعداد دفعات غذا را كاهش دهيد و به حداقل خوراك اكتفا كنيد. 16- با نامحرم رفتار متكبرانه داشته باشيد و از سخنان ملايمت‏آميز با آنها خودداري كرده واز نرمي و لينت در كلام با آنها اجتناب ورزيد. 17- هيچ‏گاه با نامحرم و جنس مخالف در مكان خلوت و دور از نگاه ديگران باقي نمانيد، حتي براي آموزش و... . 18- قرآن زياد بخوانيد و درباره معاني آيات آن فكر كنيد.
کد سوال : 3608
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اخلاق و عرفان
پرسش : زندگي در مقابل مرگ چه ارزشي مي تواند داشته باشد يا کوششهاي انسان در مقابل مرگ فايده دارد يا نه؟
پاسخ : زندگي و حيات از بزرگترين نعمت هاي الهي است و همه برکات و سعادت ها در سايه همين زندگي است و همين زندگي دنيا براي عده زيادي سکوي پرتاب به فضاي سعادت حقيقي و خوشبختي واقعي است. دنيا براي بشر نسبت به آخرت مرحله آمادگي و مهيا شدن است و نظير مدرسه اي است که بايد در آن خود را آماده کرد تا بتوان به دانشگاه آخرت پا نهاد. مردان خدا و اولياي خداوند در همين دنيا و با همين حيات و زندگي، سرمايه زندگي ابدي و جاويدان و سعادت دائمي را فراهم ساختند و اگر در اين دنيا نمي آمدند و زندگي نمي کردند و بهترين استفاده را از لحظات عمر گرانقدر خود نمي بردند، هرگز نمي توانستند زاد و توشه منزل اصلي و مقصد ماندگار حقيقي را کسب کنند. امير مؤمنان (عليه السلام) در نهج البلاغه در مذمت و سرزنش کسي که زبان به ملامت و گله از دنيا گشوده بود و دنيا را فريب کار و دغل باز و جنايتکار معرفي مي کرد، مي فرمايد: دنيا سراي راستي براي راستگويان و خانه تندرستي براي دنيا شناسان و خانه ثروت و دارائي براي توشه گيران و خانه پند براي پندآموزان است. دنيا سجده گاه دوستان خدا، نمازگاه فرشتگاه الهي، فرودگاه وحي خدا و جايگاه تجارت دوستان خداست، که در آن رحمت خدا را به دست آورند و بهشت را سود برند.V}(نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتي، حکمت 131){V شيخ فريد الدين عطار اين داستان را به نظم در آورده، مي گويد: P}آن يکي در پيش شير دادگر{E}ذم دنيا کرد بسياري مگر{P P}حيدرش گفتا که دنيا نيست بد{E}بد توئي، زيرا که دوري از خرد{P P}هست دنيا بر مثال کشتزار{E}هم شب و هم روز بايد کشت و کار{P P}زانکه عز و دولت دين سر به سر{E}جمله از دنيا توان برد اي پسر{P P}تخم امروزينه فردا بر دهد{E}ورنکاري «اي دريغا» بر دهد{P P}گو ز دنيا بر نخواهي برد تو{E}زندگي ناديده خواهي مرد تو{P P}دائما در غصه خواهي ماند باز{E}کار، سخت و مرد، سست و ره دراز{P لذت آموختن و دانستن و فهميدن، لذت تفکر و انديشه و حل مشکلات و مجهولات، لذت بندگي و دعا و مناجات و راز و نياز با قاضي الحاجات، لذت ديدن منظره اي بديع و چشم اندازي دلکش و طبيعتي سحر آميز، احساس بودن و نفس کشيدن و نقش آفريدن و مفيد و مؤثر بودن و جلو رفتن و موانع را پشت سر گذاشتن، همه ارزش هاي بودن و زندگي کردن است. زندگي و مرگ دو نقطه مقابل هم نمي باشند، مگر در نزد کساني که مرگ را مساوي با نابودي و فنا و اضمحلال مي دانند. ولي در بينش توحيدي اسلامي، مرگ براي انسان نيستي نيست، تحول و تطول است، غروب از يک مرحله و طلوع در مرحله ديگر است. مرگ از دست دادن يک حال و به دست آوردن حالت ديگر است و مانند هر تحول ديگري فناي نسبي است. وقتي خاک تبديل به گياه مي شود، مرگ او رخ مي دهد ولي مرگ مطلق نيست. خاک، شکل و خواص گذشته خود را از دست داده از يک حالت و وضع مرده است ولي در وضع و حالت ديگر زندگي يافته است. دنيا نسبت به آخرت مانند رحم مادر است که در آن اندام ها و دستگاههاي رواني انسان ساخته مي شود و او را براي زندگي ديگر آماده مي سازد. آري مرگ پايان بخشي از زندگي انسان و آغاز مرحله اي نوين از زندگي اوست. مرگ نسبت به دنيا مرگ است و نسبت به جهان پس از دنيا تولد است؛ چنانچه تولد يک نوزاد نيز نسبت به دنيا تولد و نسبت به زندگي پيشين او مرگ است. با اين بيان معلوم شد که مرگ پايان زندگي و نقطه مقابل آن نيست بلکه آغاز مرحله اي کاملتر و ظهور ثمر و ميوه بر زندگي دنياست و نه تنها نابودي و از دست دادن نيست بلکه بود شدن و به دست آوردن است.
کد سوال : 3609
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اخلاق و عرفان
پرسش : ترجمه عبارت «قدس سره» چيست؟ و به چه منظوري به کار مي رود؟
پاسخ : در اين عبارت کلمه «قدس» از نظر ادبي فعل ماضي مجهول از باب تفعيل است ولي در اينجا در معناي دعا به کار رفته است و معناي آن اين است: «پاک و مطهر و مقدس باد» و کلمه «سر» به معناي درون و باطن و ضمير و نائب فاعل قدس است و معناي اين جمله روي هم رفته اين است: «درون و باطن و روح اين انسان در گذشته پاک و مطهر باد». اين جمله در زبان عرب براي ياد خيري از اموات و طلب آرامش و پاکي روح و مغفرت براي اموات است و تقريبا با عبارت فارسي: «خدا رحمتش کند و روحش شاد باد و روانش قرين آرامش باد» معادل و هم معناست و در واقع نوعي دعا و طلب غفران و رحمت براي اموات به شمار مي رود.
کد سوال : 3610
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اخلاق و عرفان
پرسش : ترجمه تحت اللفظي عبارت «عليه ما عليه» چيست و درباره چه کساني بکار مي رود يا اين عبارت يک نوع فحش علمي محسوب مي شود يا اينکه نشانگر اين است که شخص مورد نظر از لحاظ اعتقادي و عملي ناشناخته است و صالح و طالح بودنش معلوم و مشخص نيست؟
پاسخ : ترجمه اين عبارت اين است: بر او باد هر چه شايستگي آن را دارد و اين نوع عبارت معمولا در دو مورد به کار مي رود: 1- در مورد فردي که اعتقاد و نحوه عملکرد او براي ما نامعلوم و مبهم است و در عين حال مي خواهيم در حق او دعايي کرده باشيم و با اين جمله مي خواهيم بگوييم: اين فرد به همان چيزي که شايستگي آن را دارد برسد، حال اگر اهل اعتقاد پاک و درست و اعمال نيک و صالح بوده، اين جمله در حق او دعا مي باشد يعني با خوبي و نيکي قرين و همراه باشد و خير و رحمت و نيکي بر او باد و اگر فردي بداعتقاد و بدعمل بوده اين جمله در حق او نفرين است يعني با همان بدي و شر خودش همراه و توأم باشد. 2- گاهي اين جمله در مورد تقيه به کار رفته است، يعني در موردي که شرايط مناسب نفرين کردن آن فرد نبوده و امکان بيان صريح و شفاف در اين مورد نبوده، در اين حال اين جمله به صورت مبهم و دو پهلو به کار مي رود، يعني کساني که اين فرد در نظرشان انسان خوب و درستي بوده، از اين جمله دعامي فهمند و تصور مي کنند، گوينده کلام او را دعا مي کند ولي کساني که مي دانند انسان بد عمل و تبهکاري بوده متوجهند که گوينده نفرين را قصد کرده نه دعا را.