• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
عضویت در خبرنامه
کد سوال :
جستجو :
کد سوال : 3441
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : به نظر شما من كه درسم را تمام كردم بلافاصله به سربازي بروم يا اينكه در كنكور ارشد شركت كنم و اگر قبول شدم بروم فوق ليسانس را ادامه بدهم؟ راهنمايي كنيد.
پاسخ : برادر عزيز در انتخاب يک شغل يا رشته تحصيلي و... سه عامل اساسي ايفاي نقش مي کند و مؤثر است: 1- علاقه شخصي، 2- استعداد و توان شخصي، 3- امکانات موجود و در دسترس. حال شما در برابر يک دو راهي قرار داريد. البته رفتن به سربازي يک انتخاب نيست و يک اجبار است اما چون زمان آن با توجه به شرکت در امتحان فوق ليسانس و ادامه تحصيل در اختيار شماست لذا حالت يک پديده اختياري را پيدا مي کند. با توجه به اين دو نکته شما اگر علاقه به ادامه تحصيل داريد و توان آن را نيز در خود مي بينيد و امکانات آن نيز در دسترس شماست بدون هيچ ترديدي به تحصيل خود ادامه دهيد و مقدمات اين پيشرفت را فراهم آوريد. در اين مدت با ارتقاي سطح تحصيل ميزان تقيدات دوران سربازي شما نيز کاهش پيدا مي کند چه سربازي يک شخص فاقد تحصيلات عالي با شخص واجد مدارج عالي تحصيلي متفاوت است ولي اگر شرايط فراهم نبود خود را براي رفتن به سربازي آماده نموده و با تهيه يک برنامه قبلي و عمل به آن، دوران ناشناخته و گويا بي ثمر سربازي را به دوران پرثمر و طلايي براي بنا نمودن يک زندگي ايده آل تبديل کنيد و از اين فرصت به دست آمده که جزو بهترين مقطع عمرتان مي باشد حداکثر استفاده را ببريد. پس در صورت وجود شرايط از ادامه تحصيل غفلت نکنيد.
کد سوال : 3442
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اخلاق و عرفان
پرسش : لطفا دلايلي بياوريد كه ثابت كند علم بهتر از ثروت است؟
پاسخ : علم و ثروت هر کدام در زندگي انسان داراي تأثيرات ويژه اي هستند. علم به انسان نور و هدايت و آگاهي مي بخشد. روشنائي بخش و حرکت زا مي باشد. در قرآن کريم و روايات معصومين عليهم السلام در مورد علم و ارزش آن تأکيد فراوان شده است، مثل: در رأس همه فضيلت ها علم است.V}الميزان، ج6، ص447، ح13330، چاپ دفتر تبليغات اسلامي 1362{V علم برترين غنيمت است.V}الميزان، ج6، ص448، ح1339{V علم گمشده مومن است.V}همان، ح13350{V هر چيزي در وقت کمي عزيز مي گردد مگر علم که در وقت فراواني عزيز مي شود.V}همان، ص449،ح13361{V هرگاه خداوند بخواهد بنده اي را خوار و پست کند او را از علم محروم مي گرداند.V}همان، ص450، ح13369{V عالمي که از علمش بهره ببرند، از عبادت هفتاد هزار عابد برتر است.V}همان، ص459، ح13418{V فرشتگان بالهاي خود را زير پاهاي دانش پژوه مي گسترانند و براي او استغفار مي کنند.V}همان، ص467، ح13477{V و مانند آيه «قل هل يستوي الذين يعلمون و الذين لا يعلمون انما يتذکر اولوالالباب» (بگو آيا دانايان با نادانان مساويند، تنها صاحبان عقل و انديشه متذکر و يادآور مي شوند.V}سوره زمر، آيه 9{V ثروت و مال نيز در زندگي انسان تاثير و نقش عميقي دارد. ثروت و دارائي اگر معقول و مشروع و برآمده از فعاليت هاي صحيح اقتصادث و در چارچوب تعاليم دين و احکام اسلامي باشد در گشودن بساري از گره هاي کور و فراهم آوردن زمينه زندگي سالم و رشد و تعالي انسان نقش تعيين کننده دارد. فقر و نداري از نظر اسلام محکوم و نکوهيده است و فقر بزرگترين مرگ شمرده شده است. در سوره مبارکه بقره آيه 180 از مال و ثروت به عنوان خير تعبير شده است: «کتب عليکم اذا حضر احدکم الموت ان ترک خيرا الوصيه للوالدين و الاقربين بالمعروف حقا علي المتقين» (بر شما نوشته شده هنگامي که مرگ يکي از شما فرا رسيد، اگر چيز خوبي به جاي گذارده وصيت براي پدر و مادر و نزديکان به طور شايسته کند، اين حقي است بر پرهيزکاران) در اين آيه به جاي کلمه «مال» کلمه «خير» گفته شده است. اين تعبير نشان مي دهد که اسلام ثروت و سرمايه اي را که از طريق مشروع به دست آمده باشد و در مسير سود و منفعت اجتماع به کار گرفته شود خير و برکت مي داند و بر افکار نادرست آنها که ذات ثروت را چيز بدي مي دانند خط بطلان مي کشد. هر کدام از علم و ثروت در يکديگر تاثير دارند. علم و دانش و تخصص راه هاي بهتر و آسانتر کسب ثروت و استفاده بهينه از سرمايه و به کار گيري آن را در راه هائي که سود دهي و منفعت بيشتري دارد و قدرت بر تسلط بر طبيعت و تسخير بيشتر و بهره وري فراوانتر از آن را فراروي بشر مي گذارد به ويژه در عصر و زمان ما که علم اقتصاد از علوم پيچيده و تخصصي است و وضعيت مطلوب اقتصادي هر کشوري در گرو اطلاعات دقيق اقتصادي و داشتن متخصصين اقتصاد است. از طرف ديگر وجود مال و ثروت زمينه ساز دسترسي بهتر به علم و دانش و برخورداري از ابزارهاي يادگيري و تعليم و تعلم است. به ويژه در علومي که محتاج آزمايش و تجربه و کار عملي و ابزار و ادوات دقيق و آزمايشگاههاي مجهز است ضرورت وجود امکانات مالي و قدرت افتصادي به خوبي احساس مي شود. ولي در موردي که بر سر دو راهي انتخاب راه کسب ثروت و تحصيل علم قرار مي گيريم چه بايد کرد و گزينه برتر کدام است؟ يعني وضع به گونه اي است که فردي يا بايد عمرش را صرف کسب مال و ثروت کند و يا در راه تحصيل علم هزينه کند و جمع کردن بين هر دو امکان پذير نمي باشد. در اينجا چه بايد کرد و کدام راه را انتخاب نمود؟ عقل ژرف نگر و کاردان و خيرانديش و دين و بزرگان دين مارا از شک و ترديد بر سر اين دو راهي خارج کرده و بدون هيچ شکي مارا به انتخاب راه تحصيل علم و دانش با وجود محروميت از امکانات مادي و دارائي و ثروت سفارش نموده اند. در روايات ما دلايل مختلف و فراواني براي برتري علم نسبت به ثروت بيان کرده اند. در حديثي آمده است: علم از هفت جهت بر مال و ثروت برتري دارد: 1- علم ميراث پيامبران و مال ميراث فرعونيان است. 2- علم با بخشيدن و خرج کردن کم نمي شود ولي مال با خرج کردن کاسته مي گردد. 3- مال محتاج به نگهبان و محافظ (بانک و گاوصندوق و صندوق امانات و ...) است ولي علم خود محافظ و نگهبان صاحبش يعني فرد عالم است. 4- علم وقت مرگ با انسان همراه است و با او منتقل مي شود (يعني دارائي و ثروتي است که حتي وقت مردن نيز از او جدا نمي شود) ولي مال در وقت مرگ انسان را رها مي کند و باقي مي ماند. 5- مال هم در دسترس کافر است و هم مومن ولي علم ويژه مومن است (البته اين در مورد علم خاص يعني علم توحيد و معارف دين است که تنها مومن از آن بهره دارد و کافر از آن بي بهره است) 6- همه مردم به صاحب علم در امر دينشان محتاجند ولي همگي به صاحب مال نيازمند نمي باشند. 7- علم، انسان را در وقت عبور از پل صراط تقويت و ياري مي کند ولي مال (اگر نامشروع و حرام باشد) مانع او از عبور مي شود.V}(ميزان الحکمه،ج6، ص454،ح13385، چاپ دفتر تبليغات اسلامي، 1362).{V در حديث معروفي که اميرالمومنين عليه السلام به کميل سفارشاتي فرموده اند آمده است: H}«يا کميل! العلم خير من المال، العلم يحرسک و انت تحرس المال و المال تنقصه النفقه و العلم يزکو علي الانفاق و منبع المال يزول بزواله. يا کميل ابن زياد! معرفه العلم دين يدان به، به يکسب الانسان الطاعه في حياته و جميل الاحدوثه بعد وفاته و العلم حاکم و المال محکوم عليه؛ {Hاي کميل! علم از مال بهتر است، چون علم از تو پاسداري مي کند ولي تو از مال پاسداري مي کني. مال با خرج کردن کم مي گردد ولي علم با بخشيدن رشد و نمو مي کند و دست پرورده مال با زوال و نابودي مال نابود و زايل مي گردد. اي کميل ابن زياد! شناخت علم و دانش دين و اعتقادي است که انسان در قيامت با آن جزا داده مي شود، باعلم و معرفت انسان در طول زندگي اش طاعت و فرمانبري الهي را کسب مي کند و بعد از مرگش نام نيک از خود باقي مي گذارد. علم حکم کننده و بالا دست و فرمانروا است ولي مال زيردست و محکوم و فرمانبر است».V}(نهج البلاغه، فيض الاسلام، حکمت1).{V
کد سوال : 3443
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>فلسفه احكام
پرسش : لطفأ در مورد پيشينه تاريخي ازدواج موقت توضيحاتي بفرمائيد؟
پاسخ : ظاهرا ازدواج موقت از ابداعات اسلام و در زمان خود رسول اکرم(ص) بود نسبت به امت هاي پيشين تاريخ صحيح و موثقي در دست نيست از زمان رسول خدا(ص) در اسلام قطعي است اما فلسفه پيدايش ان مهمتر از تاريخ آن است . غريزه جنسي يکي از غرايزي است که خداي متعال به انسان و حيوان موهبت فرموده است .پاسخگويي به اين غريزه هم يک امر طبيعي وضروري است و بر خلاف نظر افراد يا مکاتبي که رهبانيت را ترويج مي کنند سرکوب کردن اين غرايز امري نا صحيح و موجب عقده هاي روحي مي شود. کما اينکه هرج و مرج و بي قانوني و افراط در ارضاي آن کونيسم جنسي نيز خلاف هدف آفرينش انسان است . از اين رو بهترين و طبيعي ترين مشکل ارتباط زن و مرد داراي ويژگي هاي زير است : 1- پيوند زناشويي مبتني بر قانون. 2- تک همسري. 3- ازدواج دايم. ليکن اگر به دلايل خاصي ازدواج دايم ممکن نشد و زمينه آن موجود نبود يا تک همسري انسان يا جامعه را با مشکلات خاصي مواجه کرد آيا بايد در اينجا بايد کونيسم جنسي و ارتباط غير قانوني را ترويج کرد يا با سازکارهايي که محدود بود و مانع سوء استفاده و هوسراني عده اي از زنان يا مردان گردد پيوند زناشويي به شکل مجدد و يا ازدواج موقت را قانوني کرد. در اينجا دو رويکرد وجود دارد : 1- رويکرد اسلام ناب که از طريق رسول اکرم(ص ) و ائمه اطهار(ع) بيان شده است که بر مبناي آن هم تعدد زوجات مجاز است وهم ازدواج موقت (توجه داشته باشيد ترغيب و تشويق به تشکيل خانواده ازدواج دائم و تک همسري است اما به خاطر اضطرار و خروج از بن بست ونه در عرض و همسان با ازدواج دائم اين راه قانوني باز شده است). 2- رويکرد غربي ها ومسيحيت (اگر مردم را به رهبانيت فرا مي خوانند) و... که گونه هاي مختلف کونيسم جنسي يا آزادي و بي بند و باري جائز است يعني خود ان محتوي (ارتباط زن و مرد بيش از يک مورد دائم) به شکل وسيع و بي قانوني است اما رسم آن به شکل قانوني نيست. از اين رو دانشمندان و دلسوزان غربي نيز به اين نتيجه رسيدند که ازدواجي شبيه ازدواج موقت يک ضرورت اجتماعي است. توضيح آن که : در جامعه بشري به ويژه در شرايط امروز آميزش جنسي را نمي توان به ازدواج دائمي محدود ساخت و هيچ حکومتي و جامعه اي نمي تواند مانع اين نياز طبيعي گردد . يک راه ارضاي اين نياز راه نا مشروع و ترويج زنا و فحشاء است که اغلب جوامع بشري به آن تن داده است و حتي مراکز رسمي براي تن فروشي و بهره کشي جنسي از دختران و زنان دارند . اسلام با اين راه به شدت مخالف است و آن را توهين به زن و تجاوز به حقوق و کرامت او و منافي با اخلاق و عفت اجتماعي وموجب نابودي خانواده مي داند . تنها راه باقيمانده ومشروع راه ازدواج موقت است که مردان و زنان را با قرارداد مشخص شرعي و رعايت حقوق طرفين و نيز جوانب اخلاقي و انساني وشرعي ان با پيمان دو جانبه ازدواج کنند و تفاوت ان با ازدواج دائم در زمان بندي آن است که مهمترين راه حل براي مواردي است که ازدواج دائم امکان ندارد يا مشکلات متعددي را باعث مي شود. چنان که دانستيم ازدواج موقت مسؤوليت و تکليف بيشتري براي زوجين توليد مي کند . به همين دليل کمتر دختر و پسري مي توان يافت که از اول بلوغ طبيعي که تحت فشار غريزه قرار مي گيرند امکان ازدواج دائم و تشکيل خانواده را هم داشته باشند . خاصيت عصر جديد اين است که فاصله بلوغ طبيعي را با بلوغ اجتماعي و قدرت تشکيل عائله زيادتر کرده است. اگر در دوران ساده قديم يک پسر بچه در سنين اوائل بلوغ طبيعي از عهده شغلي که تا اخر عمر به عهده او گذشته مي شد بر مي آمد در دوران جديد امکان پذير نيست. برتراند راسل فيلسوف انگليسي در کتاب زناشوئي و اخلاق مي گويد: ‹‹ ... در واقع اگر درست بيانديشيم پي مي بريم که فواحش معصوميت کانون خانوادگي و پاکي زنان و دختران ما را حفظ مي کند. هنگامي که اين عقيده را (لکي) در بحبوحه عصر (ويکتوريا) ابراز کرد اخلاقيون سخت آزرده شدند بي آنکه خود علت آن را بدانند .اما هرگز نتوانستند خطاي عقيده لکي را به ثبوت برسانند . زبان حال اخلاقيون مزبور با تمام منطقشان اين است که (اگر مردم از تعاليم ما پيروي مي کردند ديگر فحشاء وجود نمي داشت) اما ايشان به خوبي مي دانند که کسي توجه به حرفشان نمي کند››. اين است فرمول فرنگي چاره جويي خطر مردان و زناني که قادر به ازدواج دائم نيستند و آن بود فرمولي که اسلام پيشنهاد کرده است. آيا اگر اين فرمول فرهنگي به کار بسته شود و گروهي زن بدبخت به ايفاي اين وظيفه اجتماعي اختصاص داده شوند آن وقت زن به مقام واقعي وحيثيت انساني خود رسيده است و روح اعلاميه حقوق بشر شاد شده است؟ برتراند راسل رسما در کتاب خود فصلي تحت عنوان ازدواج تجربي باز کرده است . وي مي گويد: ‹‹قاضي ليندزي که ساليان متمادي مامور دادگاه دنور بوده است و در اين مقام فرصت مشاهده حقايق زيادي را داشته است پيشنهاد مي کند که ترتيبي به نام (ازدواج رفاقتي) داده شود متاسفانه پست رسمي خود را در آمريکا از دست داد. زيرا مشاهده شد که او بيش از ايجاد حس گناهکاري در فکر سعادت جوانان است . براي عزل او کاتوليک هاو فرقه ضد سياهپوستان از بذل مساعي خود داري نکردند. پيشنهاد ازدواج رفاقتي را يک محافظه کار خردمندکرده است و منظور از آن ايجاد ثباتي در روابط جنسي است . ليندزي متوجه شده است که اشکال اساسي در ازدواج فقدان پول است . ضرورت پول فقط از لحاظ اطفال احتمالي نيست بلکه از اين لحاظ که تأمين معيشت از جانب زن برازنده نيست و به اين ترتيب نتيجه مي گيريد که جوانان بايد مبادرت به ازدواج رفاقتي کنند که از سه لحاظ با ازدواج عادي متفاوت است : اولا منظوراز ازدواج توليد نسل نخواهد بود. ثانيا :مادام که زن جوان فرزندي نياورده است و حامله نشده است طلاق با رضايت طرفين ميسر خواهد بود. ثالثا : زن در صورت طلاق مستحق کمک خرجي براي خوراک خواهد بود ...و اگر قانون آن را مي پذيرفت تأثير زيادي در بهبود اخلاق مي کرد). آنچه ليندزي و راسل آن را ازدواج رفاقتي مي نامند گرچه با ازدواج موقت اسلام اندک فرقي دارد اما حکايت مي کند که متفکراني مانند ليندزي و راسل به اين نکته پي برده اند که تنها ازدواج دائم و عادي وافي به همه احتياجات اجتماع نيست››.
کد سوال : 3444
موضوع : سياسي و انديشه سياسي
پرسش : لطفأ چند نمونه از ضررهايي كه به كشورمان در اثر تحريم اقتصادي و سياسي آمريكا بر عليه ما انجام شده است و بر ما تحميل شده است نام ببريد.
پاسخ : اتخاذ و اعمال سياست تحريم از سوي دولتمردان آمريکايي در ابعاد مختلف اقتصادي، سياسي، نظامي، علمي و تکنولوژيکي و.. عليه ايران به جهت جلوگيري از تثبيت و گسترش نظام اسلامي، به طور طبيعي، محدوديت ها و فشارهاي زيادي را خصوصا با توجه به مؤلفه هايي از قبيل: سابقه وابستگي کامل ايران به آمريکا در ابعاد مختلف اقتصادي، سياسي، نظامي و... در زمان قبل از انقلاب از يک سو و نوپا بودن انقلاب و نياز شديد آن به منابع اقتصادي، تکنولوژيکي و... در مواجهه با مشکلات ناشي از قبل از انقلاب و جنگ تحميلي از سوي ديگر آن هم در شرايطي که اکثريت قريب به اتفاق کشورهاي دنيا به تبع از سياست هاي آمريکا و متحدين آن، از برقراري روابط مسالمت آميز و دوستانه با ايران، اجتناب مي ورزيدند به وجود آورد. اما اين که آيا مي توان از اين قبيل محدوديت ها و فشارها به «ضرر» تعبير نمود، نيازمند بحث و تأمل است. زيرا عنوان ضرر در جايي که منفعت و سود مطلوب و زيادي حاصل نشود صادق نيست و اين تحريم ها، عليرغم برخي مشکلات، منافع بسيار زيادي را براي ملت ايران به دنبال داشته و دارد. توضيح اين مسأله نيازمند مقايسه آثار و نتايج روابط ايران با آمريکا در قبل و بعد از پيروزي انقلاب اسلامي است که در اين مختصر نمي گنجد اما به صورت خلاصه بايد گفت که اين تحريم ها باعث شد تا کشور ما از وابستگي کامل به آمريکا رهايي يابد و زمينه هاي تقويت اعتماد به نفس و اتکاء به خود و تلاش جهت خودکفايي و استقلال سياسي، اقتصادي علمي و... را فراهم آورد. در هر صورت برخي از محدوديت هاي ناشي از تحريم هاي آمريکا عليه ايران عبارتند از: 1- افزايش هزينه هاي ايران در اثر خريد مايحتاج خود از واسطه هاي متعدد و خريد اجناس با قيمت بيشتر. 2- عدم دستايبي آسان به نتايج مالي قطعنامه 598. 3- عدم دستيابي آسان ايران به کمک هاي سازمان ها و بانک هاي بين المللي. 4- موانع موجود بر سر انتقال لوله هاي گاز و نفت از طريق خاک ايران. 5- عدم دستيابي آسان به علوم و تکنولوژي پيشرفته. 6- ايجاد موانع مختلف بر سر راه صادرات غير نفتي و گرانتر شدن واردات ايران و... . عليرغم اين قبيل محدوديت ها، ملت عظيم ايران با اتکاء به خداوند متعال و با همت و تلاش خويش توانسته است بر بسياري از اثرات اين تحريم ها فائق آيد و راه دستيابي به پيشرفت و تحقق اهداف و آرمان هاي انقلاب اسلامي را در پيش گيرد و نه تنها اين تحريم ها باعث انزواي ايران نگرديد بلکه حقانيت ايران را براي ساير ملت ها به اثبات رساند و باعث مشکلاتي براي خود ايالات متحده گرديد چنان که «لي هاميلتون» نماينده دموکرات مجلس نمايندگان آمريکا در شوراي روابط خارجي آمريکا در اين باره مي گويد: «تلاش هاي ما براي منزوي کردن و مهار ايران نه تنها ناموفق بوده، بلکه نتايج معکوسي داشته است. اينها موجب تنش هاي بزرگي با همپيمانان ما در اروپا و دوستان عربمان در خليج فارس شده است. کشورهاي کليدي عرب، نشست اقتصادي در قطر را که ايالات متحده از آن پشتيباني مي کرد تحريم کردند، اما تمام کشورهاي عربي در کنفرانس اسلامي تهران شرکت کردند ... در واقع سياست ما ايران را منزوي نمي کند. اين سياست، ايالات متحده را منزوي مي سازد» V} (لي هاميلتون، ارزيابي مجدد سياست آمريکا در قبال ايران، مجله خاورميانه، سال پنجم، شماره يک، بهار 1378، شماره 13، صص 164 - 165).{V و يکي از مقامات ارشد دولت کلينتون در اين زميه اظهار مي دارد: «اگر هدف آمريکا اين است که ايران را به لحاظ اقتصادي ضعيف و به لحاظ سياسي منزوي نمايد، اين امر نتايج بي حاصلي را ايجاد خواهد کرد» V}(مجله اطلاعات سياسي - اقتصادي، شماره 116 - 115، 1376، صص 139 - 138).{V نکته مهم قابل توجه اين که نبايد تصور کنيم که تنها راه فائق آمدن بر مشکلات اقتصادي و... برقراري رابطه با آمريکاست، زيرا رابطه با آمريکا از جنبه اقتصادي شايد تا حدي مشکل کوتاه مدت و مقطعي ما را حل کند، لکن عملکرد آمريکا در ارتباط با ديگر کشورها و مروري بر اين رابطه - حتي با ايران قبل و بعد از انقلاب - به خوبي خوي استکباري و منافع استيلاء طلبانه آن کشور را نشان مي دهد: از طرف ديگر، با توجه به اين که بسياري از کشورهايي که با آمريکا داراي روابط نزديک سياسي و اقتصادي هستند نيز با مشکلاتي شبيه و يا حتي شديدتر از مشکلات ما مواجه هستند، چه تضميني دارد که مشکلات اقتصادي ما در صورت برقراري رابطه حل شود خصوصا رابطه با کشور استعمارگري که به صراحت اعلام کرده است که «ريشه ملت ايران را بايد خشکاند» و به هيچ وجه توان تحمل موجوديت ما را ندارد تا چه رسد به رشد و پيشرفت ما را. بحمدالله در شرايط کنوني جمهوري اسلامي ايران از وجهه بسيار خوبي در بين کشورهاي دنيا برخوردار بوده و با اعمال سياست هايي که در مقابل تحريم هاي آمريکا در پيش گرفته است مي تواند اثرات ناشي از آنها را خنثي نمايد. اين سياست ها عبارتند از: 1- ايران در مقابله با سياست تحريم محتاطانه عمل کرده و از هرگونه تنش زدايي خودداري کرده است. 2- رشد و توسعه اقتصادي در برنامه هاي دولت به حد قابل قبولي رسيده و بسياري از پروژه هاي عظيم ساختاري و زيرساختي انجام گرفته است. 3- ايران توانسته جهت رابطه را به سوي جنوب شرق آسيا، کشورهاي منطقه و کشورهاي اروپايي تغيير دهد و قراردادهاي اقتصادي و تجارتي بسياري را منعقد کند. 4- با روي کار آمدن دولت آقاي خاتمي و با حمايت مقام معظم رهبري از دولت ايشان، ايران با ارائه سياست گفتگوي تمدن ها و سفر مقامات کشورهاي اروپايي و غربي توانست راندمان سياست هاي تحريم را خنثي کند. 5- با اتحاد دولت، ملت و مديريت همراه با استقامت مردم براي فائق آمدن بر برخي نابساماني هاي داخلي، کوشش هاي لازم به عمل آمده است V} (علي اکبر جعفري، تحريم ايران از سوي آمريکا، اقدامي بي اثر، روزنامه اطلاعات، 23/9/1379، ص 12).{V جان کلام در حل مشکلات اقتصادي، پيامدهاي تحريم آمريکا و... همان است که رهبر معظم انقلاب فرموده اند: «ملت ايران اگر بخواهد وضع مالي و اقتصادي خود را اصلاح کند، اين به عزم، به اراده، به تصميم، به کار همه طبقات، به همکاري با دولت وحمايت از مسؤولان کشور، به شجاعت در اقدام، به تأثير نپذيرفتن از سياست هاي خارجي خصمانه، به تأثير نپذيرفتن از تبليغات بيگانه احتياج دارد. اينهاست که وضع يک کشور را درست مي کند نه رابطه با آمريکا» V}(روزنامه کيهان، 13/8/1377، ص 2).{V جهت آگاهي بيشتر ر.ک: 1- ارزيابي رابطه با آمريکا (از ديد اقتصادي)، حسن دادگر، مؤسسه فرهنگي دانش و انديشه معاصر 2- چالش هاي ايران و آمريکا بعد از پيروزي انقلاب اسلامي ايران، حميد معبادي، مرکز اسناد انقلاب اسلامي، چاپ اول، 1381. 3- ايران و آمريکا، حسن واعظي، انتشارات سروش 1379.
کد سوال : 3445
موضوع : سياسي و انديشه سياسي
پرسش : نتايج و اثرات طرح «اصلاحات ارضي» شاه چه بود؟
پاسخ : هر چند در ظاهر برنامه اصلاحات ارضي در جهت بهبود وضعيت کشاورزان و رشد و توسعه کشور اعلام گرديد اما هدف اصلي از انجام اين برنامه به انجام رساندن مانوري سياسي براي جلب نظر روستائيان و کاستن از قدرت و نفوذ مالکان بزرگ بود، هر چند دولت موفقيتي در کاستن قدرت و نفوذ مالکان کسب کرد، ولي اصلاحات ارضي اثرات مخربي بر وضعيت اقتصادي و اجتماعي کشور داشته و سبب گسترش نارضايتي ها در جامعه گرديد. در اينجا به صورت مختصر به برخي از مهمترين اين پيامدها مي پردازيم: T} الف- پيامدهاي اقتصادي:{T تا اوايل دهه 1340 و پيش از انجام اصلاحات ارضي، عليرغم وجود محروميت ها و مشکلات متعدد فرهنگي، بهداشتي، رفاهي و... در روستاها و اکثر مناطق کشور، ايران عمدتا از نظر تهيه موادغذايي خودکفا بود و حتي مي توانست کمبود ارز خارجي را هم با صدور پنبه، ميوه و خشکبار و... تأمين کند ولي ديري نپاييد که در پي اجراي اصلاحات ارضي شاه که به وسيله دولت آمريکا و در زمان «کندي» طرح ريزي شده بود از نظر تأمين مواد غذايي به خارج وابسته و وضعيت روستاييان به شدت بدتر شد. يکي از دلايل اين امر، اين بود که دولت پس از کوچک شدن قطعات زمين که توليد را پايين آورد، علاوه بر تعاوني هاي روستايي، به ايجاد شرکت هاي کشت و صنعت، شرکت هاي سهامي زراعي و تعاوني هاي توليد، روي آورد. در شرکت هاي کشت و صنعت زمين هاي کوچک را براي ايجاد يک زمين حدودا 500 هکتاري مي خريد و آن را به شرکت هاي خصوصي يا دولتي اجاره مي داد. در شرکت هاي سهامي زراعي، زارعان مالکيتشان را با سهام شرکت عوض مي کردند و هيئت مديره آنها را دولت استخدام مي کرد؛ ولي تعاوني هاي توليد، زارع مالکيتش را حفظ مي کرد . هم واحدهاي بزرگ تجاري - کشاورزي کشت و صنعت، هم شرکت هاي زراعي مورد حمايت سازندگان ماشين آلات کشاورزي خارجي و صاحبان منافع خاص در ايران بودند و تأکيد عمده آنها روي محصولاتي بود که به درد صادرات مي خورد. در نتيجه، سطح توليد مواد غذايي پايين آمد و وابستگي به واردات اين مواد افزايش يافت V} (ايران، سراب قدرت، گرامام رابرت، ترجمه فيروز فيروز نيا، تهران، نشر سحاب، 1358، ص 46).{V از دلايل ديگر اين موضوع، باقي ماندن زمين هايي با موقع زيربنايي برتر در دست مالکان، عدم کفايت بودجه هاي مربوط به وام کشاورزي، فقدان خدمات توسعه کشاورزي، حفر چاه هاي عميق و آسيب ديدن سيستم قنوات، کنترل قيمت فرآورده هاي کشاورزي به ياري واردات، پايين آمدن شانس استخدام کشاورزان بدون زمين به وسيله مالکان جديد، کافي نبودن زمين هاي کوچک ارائه شده به کشاورزان براي باقي ماندن در روستا، ملي کردن مراتع و جنگل ها و در نتيجه کوتاه کردن دست چوپانان و قبايل کوچ نشين از مراتع و... ، به عميق تر شدن شکاف طبقاتي انجاميد و سيل روستاييان مهاجر را به سمت شهرها جاري ساخت. اصلاحات ارضي تنها 800 هزار کشاورز را به خرده مالک تبديل کرد. از اين تعداد 100 هزار نفر قبلا زمين داشتند و بدهي نيز نداشتند. بقيه بايد ظرف 12 تا 15 سال اقساط مربوط را بپردازند. شرايط زندگي آنها تغييري نکرد. سپس اکثر زمين ها فقط تحت عنوان تشکيل تعاوني هاي روستايي و اغلب در پيوند با تعدادي کمپاني تجاري - کشاورزي آمريکايي از مالکيت آنها درآمد V}(انقلاب اسلامي و چرايي و چگونگي رخداد آن، جمعي از نويسندگان، نشر معارف، چاپ چهاردهم، 1380، ص 111).{V به گفته هوگلند: «موفقيت عملي از لحاظ منافع مثبت واقعي براي دهقانات مشمول قانون عملا صفر بود... اصلاحات ارضي ايران عملا يک برنامه محافظه کارانه بود که مزاياي مثبت معدودي داشت... در 1971 م (1350ش) ... اکثر روستانشينان از نظر موقعيت اقتصادي بهتر از سال هاي قبل از اجراي برنامه نبودند» V} (مقاومت شکننده، جان فوراي، ترجمه احمد تدين، نشر مؤسسه خدمات فرهنگي رسا، چاپ دوم، 1378، صص 472 - 482).{V حضرت امام نيز مي فرمايد: «اصلاحات ارضي به امر دولت آمريکا بود براي آن که بازار درست کند که چيزهاي آنها به فروش برود يعني زراعت ما به هم بخورد، ما محتاج بشويم» V}(صحيفه نور، ج 2، ص 25).{V و نيز: «اصلاحات ارضي يعني بازار درست کردن براي آمريکا و اذناب آمريکا، ... گندم ها ديگر توي دريا ريخته نمي شود، گندم ها را مي دهند پول مي گيرند» V}(همان، ص 181).{V T} ب - پيامدهاي اجتماعي: {T به دنبال اجراي اصلاحات ارضي و به هم خوردن سيستم مالکيت زمين هاي کشاورزي و نظام ارباب - رعيتي، ديگر سيستم و وضعيت جديد پاسخگو و تأمين کننده معيشت خود روستائيان نيز نبود زيرا از يک سو با گرفتن زمين ها از اربابان، بسياري بيکار شدند چون بيش از نيمي از خانوارهاي روستانشين مشمول قانون اصلاحات ارضي نشدند چون قرارداد رسمي سهم بري نبسته بودند و حق نسق نداشتند، لذا اين عده روز به روز فقيرتر شدند و اکثريت دهقاناني که صاحب زمين شدند قطعه زمين هاي کوچک و نامرغوبي به دست آوردند و نيمي از زمين ها اصولا تقسيم نشد و در اختيار بزرگ مالکان باقي ماند V} (مقاومت شکننده، پيشين، ص 474).{V و بسياري از اين دهقانان درگير مسائلي از قبيل تأمين آب کشاورزي، چگونگي پرداخت اقساط و... شدند و ادامه اين روند برايشان غيرقابل تحمل مي نمود لذا بسياري از آنان زمين هاي خود را به مالکان فروختند. نتيجه اين تحول، اين بود که در اوايل دهه 1350، نرخ مهاجرت به 8% رسيد که از رقم متوسط هاي 1355 - 1335، بسيار بيشتر بود. اين مهاجرت نه تنها باعث کاهش توليد مواد غذايي و وابستگي اقتصادي به خارج گرديد، بلکه مشکلات اجتماعي بسيار زيادي را نيز به وجود آورد. مهاجران در شهرها با فقدان کار کافي، مسکن و امکانات زيست مناسب روبه رو شدند و در حاشيه شهرها و محله هاي فقيرنشين و کثيف استقرار يافتند V}(ريشه هاي انقلاب، نيکي کوي، ترجمه عبدالرحيم گواهي، تهران، نشر قلم، 1369، صص 255 - 243).{V روستائيان که به اميد يافتن شغل مناسب به شهرها هجوم آورده بودند طبقه کارگر روزمرد شهري را به وجود آرودند. اين افراد که اغلب تنها و بدون خانواده خود به شهرها مهاجرت مي کردند، با فرهنگ غرب زده شهري که با آن بيگانه بودند روبرو و مجبور مي شدند براي کسب درآمد در ساختمان ها، کاخ ها و ويلاهاي مجلل که هزينه گزافي صرف ساختن آنها مي شد به کار مشغول شوند اگر چه درآمد آنها نسبتا مناسب بود، اغلب به خاطر تورم سرسام آور مغلوب هزينه ها مي شدند V}(تحليل بر ا نقلاب اسلامي، منوچهر محمدي، نشر اميرکبير، 1370، ص 78 - 80).{V حضرت امام در اين باره مي فرمايد: «اين اصلاحات ارضي از بزرگترين خيانتهايي است بر اين مملکت که زراعت مملکت را به کلي از بين برديد و دهقان هاي بيچاره را همچو کرديد که هجوم آوردند به شهرستان ها. تهران الان پر است از اين دهقان هاي بيچاره اي که از اطراف آمدند توي اين زاغه ها و توي اين چادرها و توي اين کثافت کاري ها، بيچاره ها دارند زندگي مي کنند با عائله در زمستان سخت، اينها خيانت بر يک ملت نيست؟» V} (صحيفه نور، ج 2، ص 431).{V T} ج - پيامدهاي سياسي: {T اصلاحات ارضي در کوتاه مدت توانست قدرت سياسي دولت را در روستاها افزايش داده و جايگزين قدرت اربابان و مالکان بزرگ نمايد؛ سپاه بهداشت، سپاه دانش، سپاه ترويج و آباداني، سازمان دولتي نهادهاي روستايي (تعاوني ها، واحدهاي اعتباري، خانه هاي اصناف) کنترل قيمت ها و قدرت اجبار کننده ژاندارمري نيز هر يک به نوعي پايه هاي قدرت دولت مرکزي در روستاها را تحکيم نمودند و از قدرت و نفوذ ملاکين کاست و به نوعي خواسته شاه را بر بسط و نفوذ قدرت خويش حتي در دورافتاده ترين نقاط کشور ميسور نمود اما با اين همه زمينه هاي نارضايتي بخش عظيمي از جهت کشور - به واسطه پيامدهاي منفي اين برنامه بر وضعيت اقتصادي و اجتماعي و... - را فراهم نمود که خود در بلند مدت در شکل گيري انقلاب اسلامي و سقوط نظام پهلوي مؤثر بود.
کد سوال : 3446
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اخلاق و عرفان
پرسش : مدتي است (3-4) ماه که احساس مي کنم که در نماز و کارهاي آن ريا دارم و به همين جهت انجام نماز براي من سخت شده و مجبورم آن را در جاي خلوت به جا آورم و پيدا کردن همان جاي خلوت نيز مشکل است. حتي در نماز جماعت نيز نمي توانم شرکت کنم. البته مي دانم دليل رياکاري ام به خاطر يک سري کوتاهي هايي است که قبلاً کرده ام ولي الان ديگر خسته شده ام و نمي خواهم در نمازم کوتاهي شود لطفاً مرا راهنمايي کرده و راه حلي پيش روي من بگذاريد.
پاسخ : بايد توجه داشت كه انسان در ميدان زندگى همواره مواجه با دشمن قسم خورده‏اى به نام شيطان است كه دشمنى هميشه بيدار و آماده است. دام‏هايى كه شيطان براى شكار انسان‏ها مى‏گسترد، نسبت به افراد و اعتقادات و روحيات واعمال آنها كاملاً متفاوت است. گاهى كسى را با دوست ناباب مى‏فريبد و گاهى انسان را به علم و دانش فريفته و مغرور مى‏كند و عده‏اى را با وسواس در عبادات سرگرم و غافل مى‏سازد و انسان‏هاى بى‏بند و بار را با هوا و هوس و خواسته‏هاى خارج از حدود، به دام خود مى‏اندازد. «ريا» از گناهان بزرگ است و ريشه آن عدم معرفت و يا كمى معرفت نسبت به خداوند متعال و نيز بى‏خبرى از جايگاه رفيع انسان و هدف زندگى اوست. انسانى كه همه توفيقات و نعمت‏ها و دارايى خود را از خداوند متعال مى‏داند و باور دارد كه همه قدرت‏ها و نعمت‏ها و وجود ما از اوست و اگر يارى و كمك او نباشد، موفق به هيچ كار خيرى و كمالى نمى‏شويم، اعمال خود را بزرگ و مهم به شمار نمى‏آورد و آن را به رخ ديگران نمى‏كشد، چون اين كار معنايش اهميت دادن به كارهاى خود و بزرگ جلوه كردن آن در نظر فرد رياكار است و دلالت مى‏كند كه من اين توانايى و قدرت و كمال را از خودم دارم نه از خداوند. از طرفى بايد دانست كه شيطان در فريب دادن بسيار استاد و ماهر است و از زمان حضرت آدم(ع)، فريب دادن را تمرين و تجربه كرده است و براى هر كس دام مخصوصى مى‏گستراند. گاهى با ريا سبب بى‏ارزش شدن و هدر رفتن اعمال انسان مى‏شود و گاهى به خاطر ترس از ريا، مانع توفيقات انسان مى‏گردد و او را از بسيارى از عبادات و دستورات دينى باز مى‏دارد. اگر انسان در كارى به اين نتيجه رسيد كه و لو به اندازه فهم خودش، قصد نشان دادن آن كار خير و رياى در آن را ندارد بايد با توكل به خداوند بزرگ مشغول آن كار و عبادت گردد و به قضاوت و سخن مردم اعتنايى نداشته باشد و به اين دلخوش باشد كه اين كار انشاء الله مورد رضاى خداوند متعال است و خداوند از او راضى است و نيز در مورد كار و يا عبادتى كه شك داريد آيا آن را از روى ريا انجام مى‏دهيد يا نه، زياد وسواس نداشته باشيد، خداوند متعال رحمتش بى‏كران است و به اين انسانى كه از رياى در عمل مى‏ترسد توفيق عنايت مى‏كند كه اگراندكى از ريا در اعمالش وجود دارد با دقت و تمرين و به تدريج آن مقدار هم برطرف گردد و كار و عبادت تماما براى خداى متعال باشد. لذا با توجه به مطالب فوق توصيه ما به شما دانشجوي گرامي اين است که از وجود چنين خوفى نه تنها نبايد نگران باشيد بلكه بايد آن را قدر بدانيد و از آن پاسدارى كنيد. اين نگرانى يكى از عوامل مبارزه با ريا است. ليكن آنچه مهم اين است كه نگذريد از حد تعادل خارج شود و به عكس‏العمل منفى بيانجامد. به عبارت ديگر ديگر نبايد ترس از ريا موجب شود كه انسان اعمال صالح را كنار گذارد چه اين خود دامى شيطانى و وسوسه‏اى انحرافى است. بنابر اين همواره از اين عامل استفاده مثبت كنيد يعنى در نيات خود دقيق شويد و نگذاريد ريا در آن داخل شود. ليكن هرگز براى گريز از ريا دست از اعمال صالح هر چند در ديد ديگران ريا باشد نكشيد. اگر احساس كرديد اين خوف از حد طبيعى تجاوز كرده و آزار دهنده است سعى كنيد نسبت به آن بى‏تفاوتى نشان دهيد. يعنى با خود بگوييد مسأله‏اى نيست بگذار اين عملم ريايى باشد و ديگران ببينند و تعريف كنند سپس با خود بگوييد خوب حالا تعريف و تمجيد ديگران به چه درد من مى‏خورد؟ در اين صورت پوچى آن برايتان به خوبى روشن مى‏شود و به آن بى‏اعتنا مى‏شويد. فرصت را غنيمت مي شماريم. اندکي بيشتر در اين زمينه صحبت مي کنيم. ريا از رؤيت گرفته شده و عبارت است از: طلب منزلت و مقام در دل‏هاى مردم به وسيله عبادات و طاعات خداوند متعال. اين‏گونه ريا حرام است و سبب باطل شدن عبادت مى‏شود. شخص رياكار در بين مردم نشان مى‏دهد كه مخلص و مطيع واقعى خداوند است در صورتى كه در حقيقت چنين نيست. بايد توجه داشت كه اولاً، تحقق ريا مشروط به قصد رياست يعنى اگر قصد و نيت بر ريا نباشد، گناه نيز محسوب نمى‏شود. ثانيا، ريا وابسته به داشتن غرضي از اغراض دنيوى نظير كسب محبوبيت، ثروت و جاه و مقام مى‏باشد. ريشه‏هاى اين رذيله اخلاقى عمدتا به بينش و معرفت و شناخت فرد باز مى‏گردد. پس در مبارزه با اين مفسده و گناه بزرگ مى‏بايست در ابعاد معرفتى كار شود. 1- ريشه ريا گاهى دوستى جاه و مقام، شهرت‏طلبى و كسب آوازه نزد مردم است كه بايد با اين عوامل مبارزه كرد. 2- بايد ضرر ريا را شناخت كه چگونه قلب را تيره كرده و توفيق اصلاح نفس را مى‏گيرد و اعمال نيك انسان را نابود ساخته و تبديل به آتش دوزخ مى‏نمايد. عقل مهمترين وسيله و ابزار شناسايى را در اختيار انسان قرار مى‏دهد. عقل ايجاب مى‏كند كه آدمى به چيزى كه سودى در بر دارد رغبت نشان داده و از چيزى كه ضرر و زيان دارد بپرهيزد. در واقع عقل به دنبال لذت پايدار و سود بى‏منتهاست. در برخورد اوليه با مسأله ريا، شخص عاقل رد پاى شيطان و نفس را تشخيص مى‏دهد و با يك ژرف انديشى درمى‏يابد كه هوا و هوس به جنبش آمده است تا براى لحظاتى عقل را در پرده غفلت پوشانده و بهره‏ خود را ببرد؛ بهره‏اى كه پايدار نيست و فقط قوه خيال و وهم را ارضا مى‏كند. در اينجا عقل حكم مى‏كند كه شخص لذت پايدار، يعنى پيروى از دستورات خداوند كه سعادت ابدي را در بر دارد، انتخاب كند و به وساوس شيطان خناس وسوسه‏گر اعتنا نكند و پاى هوا و هوس را ببندد. 3- طلب جاه و مقام نزد مردم، اظهار نياز نزد نيازمندان است چه آنان نيز همگى محتاجانى در پيشگاه خدايند و منزلت نزد آنان اندكى سود ندارد. توصيه شده اين آيه شريفه را در تعقيبات فرايض (نمازهاى واجب) بخوانيد:A} «قل اللهم مالك الملك تؤتى الملك من تشاء و تنزع الملك ممن تشاء و تعزّ من تشاء و تذل من تشاء، بيدك الخير انك على كل شى‏ء قدير»{A. مضمون آيه اين است كه خداوند مالك تمام هستى است و از ملك خود به هر كه خواهد، بدهد و از هر كه خواهد، منع نمايد و اگر بخواهد مى‏تواند داده خود را بازپس بگيرد، هر كه را بخواهد عزيز مى‏گرداند و هر كه را بخواهد خوار و ذليل سازد، تمام خير و نيكى‏ها به دست خداوند است و اوبه هر كارى توانا و قادر است. شايد سر اين كه خواندن اين آيه بعد از نمازهاى واجب فضيلت بسيار دارد همين نكته باشد كه انسان با دقت در مضمون آن، اميد به درگاه خداوند آورد و از مردم و آنچه در دنياست قطع اميد كند و اين مرحله را علماى اخلاق «انقطاع عن الناس» و بهتر بگوييم «انقطاع الى الله» ناميده‏اند. خلاصه اين قسمت آن است كه مؤمن بايد تلاش كند يكسره متوجه خدا شود و از همه خلايق قطع اميد نمايد. 4- توجه داشتن به نعمت‏هاى اخروى و مقامات معنوى و بى‏اعتنايى به زينت هاي زودگذر دنيا A}«والدار الاخره خير للذين يتقون افلا تعقلون»{A ؛ سراى آخرت و نعمت‏هاى آن براى پرهيزگاران بسى بهتر است، آيا در اين باره تعقل نمى‏كنيد؟! 5- عادت كردن به عبادت پنهانى؛ تا شخص به جايى برسد كه اعمال نيك خود را چنان پنهان سازد كه گويى شخص خاطى و گنهكار عمل خود را از ديد مردم مخفى مى‏سازد. به مرور و با استمرار در پنهان‏سازى عبادات و نيكى‏ها نفس به اطلاع مردم از عبادات بى‏اعتنا مى‏شود يعنى به اين كه ديگران آگاهى از نيكى‏هايش يابند توجهى نمى‏نمايد. دو نكته مهم در مبحث ريا وجود دارد كه در خاتمه بحث متذكر مى‏شويم: اولاً براى از بين بردن ريا لازم نيست انسان خود را در برابر مردم فردى گنهكار جلوه دهد بلكه اين كار برخلاف رضاى خدا و امرى ناپسند است زيرا خداوند دوست دارد آبروى بنده مؤمنش نزد مردم حفظ شود و اگر لغزش دارد نزد آنان رسوا نگردد ولى بنده بايد رابطه خود را با خدا نيكو گرداند و در خفا از گناهان خويش توبه كند و عهد كند كه از معاصى كناره گيرد و در اين راه از خداوند مدد جويد. ثانيا، نبايد از ترس ريا عبادات و انجام حسنات را ترك كرده اين يكى از وسوسه‏هاى شيطانى است كه به اين وسيله انسان را از خدا دور مى‏سازد. بنابراين بايد كارهاى نيك را با جديت انجام داد و در عين حال بر دورى از ريا نيز مواظبت نمود و از خداوند بزرگ در اين‏باره يارى جست. در پايان يک توصيه روانشناختي داريم که اگر احساس تنها بودن و اجتناب از جمع و گوشه گيري بر زندگي شما پرتو افکنده است و به انگيزه تحصيل اخلاص و اجتناب از ريا، دچار انزواي اجتماعي شده ايد، زنگ خطري براي شماست. بنابراين سعي کنيد همچنين ديگر دانشجويان متدين و پاي بند اصول اخلاقي و ارزشي هم در انجام وظايف شرعي خود حساس باشيد و هم در انجام تکاليف تحصيلي و علمي خود و به طور عادي فعاليت هاي مختلف عبادي، تحصيلي، ارتباطي و... انجام دهيد. هم نمازهاي خود را در مسجد و به جماعت بخوانيد (حتي المقدور) و هم در کلاس هاي درس و... شرکت فعال داشته باشيد و مطمئن باشيد به مرور زمان اين گونه افکار از ذهنتان خارج خواهد شد. براى آگاهى بيشتر ر.ك: 1- عجب ور يا، سيد احمد فهرى. 2- معراج السعاده، ملا احمد نراقى.
کد سوال : 3447
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اخلاق و عرفان
پرسش : بعد از امتحانات که مي خواهم به شهر خود برگردم نمي دانم چگونه بين راه نماز بخوانم (به دليل رياکاري، جاي خلوتي که پيدا نمي شود) لطفاً راهنمايي ام کنيد.
پاسخ : برادر عزيز! وظيفه شرعي و اخلاقي شما آن است که اعمال و عبادات خود را مثل ديگران به جا آوريد و به وسوسه هاي افراطي ريا توجه ننمائيد که اين گونه وسوسه ها خداي نا خواسته آن چنان شما را گرفتار مي کند که بيماري ريا در مقابلش اهميتي ندارد. همين که عمل را بدون ريا آغاز کنيد کافي است و اگر در بين عمل ريا پيش آمد به آن اهميتي ندهيد و اجازه دهيد عمل تا آخرش پيش برود. اين گونه وسوسه ها شما را در بين ديگران انگشت نما مي کند و اين شايسته انسان مومني چون شما نيست. شما تصور کنيد اين حالت و اين گريز از جمع و جماعت چگونه باعث آزردگي شما و ديگران به ويژه خانواده شما مي گردد و آنها فکر مي کنند فرزندشان به بيماري عجيب و غريبي مبتلا شده. شما بايد انساني عادي و معمولي مثل ساير انسان ها باشيد و اعمال خود را همانند آنها انجام دهيد. در واقع اين وسوسه در ريا ناشي از اين است که انسان به اعمالش بيش از حد معمول ارزش و بها مي دهد و فکر مي کند تنها اوست که نماز مي خواند و عبادت مي کند، ولي اگر بداند حتي پيامبران و امامان معصوم -عليهم السلام- نيز به اعمال خود اعتمادي ندارند بلکه اعتماد آنها به رحمت و لطف خداوند است و اين سرمشقي براي ما است که اعتمادمان به لطف خداوند باشد نه به عمل و عبادت خود.
کد سوال : 3448
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اخلاق و عرفان
پرسش : آيا براي رها شدن از مسأله ريا بهتر اين نيست که براي ترم هاي بعد خانه دانشجويي به تنهايي اجاره کنم در حالي که مي دانم تنهايي و انزوا اثرات زيانباري دارد (تنبلي و بي تحرکي، مسائل جنسي، ... )؟
پاسخ : مبادا شما در مسأله ريا دچار افراط و زياده روي شويد و ترس از ريا شما را دچار وسواس و گرفتاري به دام هاي بدتر از ريا کند. مواظب باشيد به خاطر ترس از افتادن در چاه ريا به چاله وسواس و بيماري هاي ديگر نيفتيد. دام هاي شيطان رنگارنگ و جورواجور است. براي مومن دامي و براي بي بند و بار دامي ديگر دارد. دام، دام است و فرقي نمي کند از چه نوع باشد و مومن زيرک و باهوش نبايد در دام اين دشمن مکار و قسم خورده گرفتار آيد. شيطان ملعون عده اي را با رياي در عمل گرفتار مي سازد و عده اي را با سلب توفيق بخاطر ترس افراطي از ريا گاهي با ريا سبب بي ارزش شدن و هدر رفتن اعمال انسان مي گردد و گاهي بخاطر ترس از آن انسان را از بسياري از عبادات و دستورات ديني و کارهاي خير و نيک باز مي دارد. اگر انسان در کاري به اين نتيجه رسيد (ولو به اندازه فهم خودش) که قصد نشان دادن کار خير و رياي در آن ندارد بايد با توکل به خداوند بزرگ مشغول آن کار عبادت گردد و به قضاوت و سخن مردم اعتنائي نداشته باشد و به اين دلخوش باشد که اين کار انشاءالله مورد خوشنودي و رضاي حق تعالي مي باشد و نيز در مورد کار يا عبادتي که شک داريد ريائي است يا خير، به وسوسه شيطان ملعون اعتنا نکنيد. بلند «بسم الله الرحمن الرحيم» را بگوئيد و خود را در درياي بي کران لطف حق رها سازيد. خداوند متعال با رحمت بي انتهايش به انساني که اين چنين ترسان و لرزان از ريا است توفيق عنايت مي کند و اگر اندکي ريا نيز در اعمالش باشد با دقت و تمرين به تدريج برطرف مي گردد و اعمال و عباداتش يکسره براي خداوند مي شود. توصيه مي شود از وجود چنين خوف و ترسي نگران نباشيد و خدا را شکر کنيد و از آن پاسداري کنيد چون اين نگراني يکي از عوامل مبارزه با ريا است ولي مهم اين است که نگذاريد از حد تعادل و توازن خارج شود و به عکس العمل منفي بيانجامد. به عبارت ديگر نبايد ترس از ريا موجب شود انسان اعمال صالح را کنار گذارد که اين خود از دام هاي شيطان است و وسوسه اي انحرافي است. بنابراين همواره از اين عامل استفاده مثبت کنيد، يعني در نيات خود دقيق شويد و نگذاريد ريا در آن داخل شود ليکن هرگز براي گريز از ريا دست از اعمالي که در نزد خودتان درست و بدون ريا مي باشد نکشيد هرچند ديگران آن را ريائي بدانند. اگر احساس کرديد اين خوف از حد طبيعي تجاوز کرده و آزار دهنده است سعي کنيد نسبت به آن بي تفاوت باشيد. يعني با خود بگوئيد عيبي ندارد بگذار اين عملم ريائي باشد و ديگران ببينند و تعريف کنند، سپس با خود بگوئيد: خوب، حالا تعريف و تمجيد ديگران چه دردي از من دوا مي کند؟ در اين صورت پوچي آن به خوبي برايتان روشن مي شود و به آن بي اعتنا مي شويد.
کد سوال : 3449
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : از اواخر دوره راهنمايي به دليل ارتباط با دوستان ناباب و همچنين ارتباط خانواده ام با خانواده اي ديگر (همچنين مسائل داخل خانواده خود) که سبب آشنايي من با فيلم‏هاي مبتذل و مسائل جنسي شد. و به دليل تحصيلات مادرم مجبور شديم چندين تابستان را به شيراز رفته و مدتي از اين ايام را نيز با آن خانواده زندگي کرديم. خلاصه همه اين عوامل سبب تحريک جنسي زود هنگام من شد. که سبب انحراف من در مسائل جنسي گشت. حال مي خواهم سؤال کنم چگونه اثرات اين مسائل را مي توان خنثي کرد و از ياد برد و در مسير عادي و شيرين زندگي قدم گذارد؟
پاسخ : قبل از هر چيز خدا را شاكر باشيد كه توانسته ايد خودتان را بهتر بشناسيد و از آن وضعيت نامناسب و انحراف نجات يابيد اعتراف و پذيرش خطا بودن رفتارهاي گذشته خود، بزرگترين و مهمترين قدم در راه اصلاح خود و فراهم ساختن زمينه مناسب براي رشد علمي و معنوي شماست. زيرا كسي كه در چنين منجلاب هايي گرفتار شود و بماند هم راه رشد و كمال علمي و گسترش تحصيلات دانشگاهي و نظير آن (اگر نگوييم بسته مي شود) بسيار سست و كم رنگ مي شود و هم باعث دوري از خداوند و معنويت و ارزش هاي اخلاقي و ديني مي شود و به تدريج غرق در انحراف و رفتارهاي مبتذل مي شود، بنابراين اكنون كه به اين مرحله از شناخت رسيده ايد قدر خود را بشناسيد و بدانيد كه گام بزرگي در ميسر رشد و كمال برداشته ايد ولي اين تمام هدف نيست و آغاز راه است كه در همين آغاز نمودن، بسياري از افراد دچار مشكل هستند و شما بحمدالله توانسته ايد پس با عزمي راسخ و اراده اي استوار در صدد جبران گذشته باشيد و از هيچ گونه تلاشي مضايقه نكنيد. چنان كه مى‏دانيد غريزه جنسى يكى از غرايزى است كه خداوند در وجود انسان قرار داده است و بايد در زمان مناسب و از طريق صحيح و مشروع به آن پاسخ داده و به ارضاى آن پرداخته شود تا دچار فشارهاى روحى و روانى و جسمى ناشى از عدم تأمين آن نشود. نه بايد آن را كاملاً سركوب كرد و نه مى‏توان آن را رها كرد ازدواج راه طبيعى و مشروع ارضاى غريزه جنسى است با فراهم كردن امكانات و شرايط لازم بايد سعى كرد به آن پاسخى صحيح داد. گر چه مشكلات گوناگون جامعه مانع ازدواج به موقع جوانان عزيز مى‏شود در عين حال با كاهش سطح توقعات و انتظارات پرهيز از تشريفات غير ضرورى كنار گذاشتن بعضى رسومات فرهنگى و اجتماعى منفى، به تأخير انداختن مراسم عروسى در دوران نامزدى و عقد و بعضى تدابير ديگر مى‏توان از مشكلات مادى واقتصادى كه فراروى بسيارى از جوانان مى‏باشد نجات يافت. خداوند در قرآن كريم مى‏فرمايد: «كسانى كه تنگ دست مى‏باشند دلهره فقر و عدم امكانات مادى نداشته باشند كه از ناحيه فضل و رحمت خاص خداوندى در امر نكاح وازدواج كمك خواهد شد». وعده خداوند قطعى است و كسى نمى‏تواند به آن بدبين باشد پيامبر اكرم(ص) نيز مى‏فرمايد: «اگر كسى به اين مطلب اعتقاد نداشته باشد به خداوند سوء ظن دارد آن ظلم و گناه بزرگى است». در درجه اول سعى كنيد با تدابيرى كه در بالا به آن اشاره شد امر ازدواج خود را تسهيل كنيد و موضوع را با والدين خويش مطرح كنيد و از خداوند متعال كمك بخواهيد و دعا كنيد هم اسباب مادى ازدواجتان فراهم شود و هم همسرى قانع و شايسته كه بتوانيد در مشكلات مادى نيز شما را يارى كند به شما عطا نمايد اين از فضل و رحمت خداوند به دور نيست بلكه بسيار سهل و آسان است. نبايد به دليل فقر و عدم امكانات مادى، اخلاق و ارزش‏هاى معنوى را از دست داد با انجام بعضى كارها تمام قواى جسمى، روحى و روانى خود را نابود كرد و دچار عواقب سوء و پيامدهاى جبران‏ناپذير آن شد. در عين حال در صورتى كه به هر دليلى نتوانستيد ازدواج كنيد تا زمان فراهم شدن شرايط و امكانات ازدواج براى كنترل اين غريزه سركش كه اگر رها شود دين و دنياى فرد را تباه مى‏كند راهكارهاى عملى زير را مورد توجه قرار دهيد: 1- هفته‏اى يكى دو روز روزه مستحبى بگيريد. 2- هر روز به منظور تخليه انرژى جسمانى خود به مقدار زياد ورزش كنيد. 3- اوقات فراغت خود را با انجام كارهاى هنرى، فنى، و كمك به هم اطاقى‏ها و... پر كنيد. 4- در خوردن مواد غذايى انرژى‏زا و محرك مثل، خرما، پياز، فلفل، تخم‏مرغ و... به حداقل لازم اكتفا كنيد. 5- از تماشاى رفتارها و برجستگى‏هاى بدن ديگران و صحنه‏هاى تحريك كننده جدا خود دارى كنيد امام صادق(ع) فرمود: «نگاه تيرى از تيرهاى شيطان است و چه بسا نگاهى اندوه‏هاى زيادى در پى داشته باشد». 6- براى تمام اوقات شبانه روز خود برنامه‏اى منظم و تدوين كنيد و هيچ زمانى را بدون برنامه قبلى سپرى نكنيد زيرا براى آن اوقات شيطان برنامه‏ريزى مى‏كند. 7- با شركت در مجالس مذهبى، دعا، خواندن نمازهاى نافله و نافله شب پيوسته در صدد تقويت نيروى ايمان خود باشيد. دوست عزيز طبيعى است براى نجات از اين وضعيت لازم است با عزمى راسخ و اراده‏اى محكم به راه‏كارهاى فوق پاى بند باشيد كه در پرتو عمل به آن نكات و بدون هيچ گونه تنبلى، سستى، اهمال‏كارى موفقيت خود را تضمين خواهيد كرد و گرنه دردى دوا نخواهد شد. لازم است در همين‏جا عشق و محبت شما به رشد و كمال و معنويت را ستايش كنيم و براى حفظ اين روحيه و گسترش آن بين تمام جوانان و دانشجويان از خداوند متعال طلب كمك و يارى كنيم. مسلما حفظ ايمان و ارزش‏هاى آن در محيط نامساعد بسى دشوار است ولى ارزش افزون‏ترى دارد. خداوند در سوره «تحريم» آيه 11 نمونه‏اى را براى اين گونه افراد يادآورى مى‏نمايد. خداوند براى مؤمنان آسيه همسر فرعون را مثال و نمونه مى‏آورد هنگامى كه از شوهرش بيزارى جست و عرضه داشت: خدايا! من از قصر فرعون و زيورهاى دنيوى گذشتم و تو خانه‏اى در بهشت براى من بنا كن و مرا از شر فرعون و كردارش و قوم ستمكار نجات‏بخش. حفظ ارزش‏ها در محيط مناسب و مساعد هنر نيست. هنر آن است كه در تندباد ضد ارزش‏ها ارزش‏ها مطرح شود. بنابراين سعى كنيد با اعتماد به خدا و يقين به درستى راه دين و ايمان خود را حفظ نموده و همواره آن را تقويت كنيد. از مطالعه قرآن و توجه به معانى آن و همچنين كتاب‏هاى سودمند ديگر و شركت در مجالس وعظ و ديگر محافل دينى غفلت نكنيد. بايد بدانيد كه خداوند قدرت و توان مقابله با گناه را در وجود شما قرار داده است، ليكن با عزم و همتى سترگ بايد به مبارزه با گناه برخيزيد و همواره كوشش كنيد كه براى اولين‏بار كه ميل به گناه آمد با جديت تمام در برابر آن مقاومت كنيد، آن گاه به تدريج مبارزه آسان خواهد شد. بنابراين اگر جاى يك جوان امروزى بودم به اين نكات و دستورالعمل‏ها توجه مى‏كردم: 1ـ ارتباط معنوى خود را با خداى متعال حفظ و توسعه مى‏دادم، نمازهاى يوميه‏ام را سعى مى‏كردم در اول وقت و به جماعت مى‏خواندم. زيرا نماز همانطور كه قرآن فرموده (اگر با توجه و حضور قلب خوانده شود) انسان را از فحشاء و منكرات باز مى‏دارد. 2ـ هر روز صبح پس از نماز صبح آياتى از قرآن را تلاوت و درباره معانى آن خوب تفكر مى‏كردم. 3ـ با اراده‏اى محكم به آنچه از حقايق دين و دستورات اخلاقى مى‏دانستم عمل مى‏كردم و هر روز در پايان روز قبل از خواب، به محاسبه آنچه در طول روز انجام داده‏ام مى‏پرداختم و بر لغزش‏ها و خطاها و گناهان چشم و گوش و زبان و ساير اعضاء بدن خود را مؤاخذه و تنبيه مى‏كردم و نسبت به انجام واجبات، خدا را شكر مى‏كردم. 4ـ در انتخاب دوستان و هم اتاقى‏هاى خود دقت كافى را بعمل مى‏آوردم. دوستانى را انتخاب مى‏كردم كه قابل اعتماد، دلسوز، مؤدب، اهل نماز و مسجد و نماز جماعت، رازنگه‏دار و اهل مطالعه باشند. 5ـ با شركت در جلسات مذهبى، تفسير قرآن، نهج‏البلاغه و نظاير آن به تقويت باورهاى مذهبى و اعتقادات دينى‏ام مى‏پرداختم. بنابراين اگر چه انتظارات ما از يك جامعه اسلامى و آنچه افراد مسلمان بايد انجام دهند به وقوع نرسيده است، اما مى‏توانيم حداقل از خودمان شروع كنيم و به عنوان يك دانشجوى مسلمان مسؤوليت‏پذير، با عمل خود الگوى ديگران باشيم و از اين كه تنها هستيم نااميد نشويم، زيرا تمام مصلحان نخست يك تنه اصلاح‏گرى را شروع كردند. در هر صورت تا قبل از ازدواج شايسته است اين غريزه را به طور موقت كنترل نموده و عفت و پاكى و پاكدامنى خود را همچون گذشته حفظ و حراست نمائيد. كنترل اين غريزه به دو صورت ممكن است تحقق پذيرد: 1- كنترل منفى: غالبا وقتى سخن از كنترل غريزه جنسى به ميان مى‏آيد، توجه اشخاص به سمت و سوى نوع منفى آن جلب مى‏شود و آن اين است كه كسى با وجود تحريكات مختلف و مواجهه با عوامل انگيزش اين غريزه، بخواهد با ميل تحريك شده‏اش مبارزه و مقابله كند و به سوى ارتكاب جرم نرود، چنين كارى گرچه قطعا بهتر از آلايش دامن و عمل به جرم است، ولى پيامدهاى سوء و مخرب آن بر كسى پوشيده نيست. اين كار هم به غايت دشوار است و هم زيانبار و بدين جهت هرگاه شخصى به كنترل غريزه سفارش مى‏شود با چنين برداشتى از آن و تصور دشوارى و زيانبارى آن، از پذيرفتن چنين توصيه‏هايى سرباز مى‏زند. 2- كنترل مثبت: غريزه جنسى اگر با ازدواج مهار نگردد، مطلوب‏ترين راه تسلط بر آن، كنترل مثبت است و آن پرهيز از صحنه‏ها و كارهايى است كه به تحريك اين غريزه مى‏انجامد. اين نوع از كنترل، كه در حقيقت جنبه‏ى پيشگيرى دارد هم راحت است و هم بى‏زيان و بلكه مفيد و راحت است، زيرا در اين صورت همچون وسيله نقليه‏اى است با سرعت معمولى و قانونى كه در مواجهه با خطر، مهار آن زحمت چندانى ندارد بى‏زيان است، زيرا با اين حال كنترل غريزه فشارى بر جسم و روان تحميل نمى‏كند تا به آن صدمه‏اى وارد شود و مفيد است چون موجب مى‏شود مغز و اعصاب و قواى بدن در حالت عادى به سر برند و تعادل روانى شخص محفوظ بماند وانرژى و سرمايه‏هاى جسمى و روحى او بيهوده مصرف نشوند. برخلاف ماشينى كه با سرعتى بسيار فراتر از حد شناخته شده و بايسته خود سير مى‏كند كه چه بسا به كلى اختيار آن از دست صاحبش بيرون رفته و مصيبت‏هايى به بار آورد و كنترل آن هم در صورت تحقق، صدها زيان و رنج و زحمت و اضطراب براى وسيله و صاحب آن به همراه دارد. خداوند در قرآن كريم مى‏فرمايد: «بايد كسانى كه قدرت و وضعيت مساعد براى ازدواج ندارند عفت پيشه كنند» V}(نور، آيه 33).{V با تأمل معلوم مى‏شود كه عفت در اين آيه كريمه معنايى عام دارد و عفت در همه اعضا و اندام را شامل است و اكنون طرق كنترل مثبت را به اختصار برمى‏شمريم: 1- پرهيز از فكر و ترسيم صحنه‏هاى محرك در ذهن و خيال. عبدالله بن سنان از امام صادق(ع) نقل مى‏كند كه حضرت(ع) فرمود: H}«ان عيسى قال للحواريين:... ان موسى امركم ان لا تزنوا و انا آمركم ان لاتحدثوا انفسكم بالزنا فضلاً عن ا ن تزنوا فان من حدث نفسه بالزنا كان كمن او قد فى بيت مزوق فافسد التزاويق الدخان و ا ن لم يخرق البيت؛{H عيسى به اصحاب خود گفت:... موسى به شما دستور داد كه زنا نكنيد و من به شما دستور مى‏دهم كه فكر زنا هم در سر نپرورانيد تا چه رسد به اين كه زنا كنيد زيرا كسى كه خيال زنا كند مانند كسى است كه در خانه‏اى نقش و نگار شده دود و آتش به پا كند. چنين كارى گرچه خانه را نمى‏سوزاند ولى زينت و صفاى آن را مكدر كرده و فاسد مى‏كند» V}وسائل‏الشيعه، ج 14، ص 240).{V 2- دورى از نگاه‏هاى مسموم و مناظر تحريك‏آميز. قرآن كريم در دو آيه متوالى دستور به اغماض و نگهدارى چشم از نگاه حرام و هوس‏آلود داده است. در آيه اول مى‏فرمايد: A}«قل للمؤمنين يغضّوا من ابصارهم و يحفظوا فروجهم...؛{A به مؤمنان بگو ديدشان - را از نامحرمان - فرونشانند و نهانگاه‏هاى خود را - از وقوع در حرام - نگه دارند». و در آيه بعدى مى‏فرمايد: A}«و قل للمؤمنات يغضضن من ابصارهن و يحفظن فروجهن...؛{A به زنان مؤمن بگو - چشمهايشان را فرو گيرند و نهانگاه‏هاى خويش را محافظت كنند» V}(نور، آيه 30 - 31).{V جالب اين است كه در هر دو مورد خداوند متعال نخست دستور به مراقبت از نگاه محرك و عفت چشم مى‏دهد و آن گاه به حفاظت از عورت فرمان داده است. رسول اكرم(ص) مى‏فرمايند: H}«النظره سهم مسموم من سهام ابليس فمن تركها خوفا من الله اعطاه الله ايمانا يجد حلاوته فى قلبه؛{H نگاه هوس‏آلود - تيرى است مسموم از تيرهاى شيطان - هر كس آن را به جهت خوف الهى ترك كند، خداوند ايمانى به او مى‏بخشد كه حلاوت آن را در قلب خود احساس مى‏كند» V}(الاخلاق، سيد عبدالله شبر، قم، انتشارات بصيرتى، ص 127).{V 3- گوش ندادن به آوازها و موسيقى‏هاى تحريك‏كننده و مبتذل. در حديثى از حضرت صادق(ع) آمده است: H}«ان رجلا سأله عن سماع الغناء فنهى عنه و تلا قول الله عز وجل: «ان السمع والبصر والفؤاد كل اولئك كان عنه مسؤولاً»{H؛ V}(اسراء، آيه 36).{V H} «و قال يسأل السمع عما سمع والفؤاد عمّا عقد والبصر عما ابصر؛{H مردى از آن حضرت درباره شنيدن آواز محرك پرسيد. حضرت از آن نهى كرده و اين آيه را خواندند: «به يقين گوش و چشم و دل هر يك مورد سؤال خواهند بود» و فرمود: گوش از آنچه شنيده و قلب از آنچه بدان دل بسته و چشم از آنچه ديده است مسؤول بوده و بازخواست خواهند شد» V}(مستدرك‏الوسائل، چاپ قديم، ج 2، ص 459، ابواب يكتسب به، باب 80).{V 4- اجتناب شديد از نشست‏هاى غفلت‏زا و معاشرت با دوستان ناباب و گوش سپردن به سخنان تحريك‏آميز. از حضرت امام باقر(عِ اين‏گونه روايت شده است: H}«من اصغى الى ناطق فقد عبده، فان كان الناطق يؤدى عن الله عزوجل فقد عبدالله و ان كان يؤدى عن الشيطان فقد عبد الشيطان؛{H هر كس به سخن گوينده‏اى گوش فرا دهد او را بندگى كرده است، پس اگر ناطق از خدا بگويد شنونده، خداوند را بنده شده و اگر از شيطان و سخنان شيطانى بر زبانش جارى كند قطعا بندگى شيطان كرده است» V}(وسائل‏الشيعه، چاپ ايران، كتابفروشى اسلاميه، ج 12، ص 236).{V 5- اعتدال در خوردن. بى‏ترديد پرخورى و بى‏نظمى در خوردن در ذخيره‏سازى و انباشتن موادى كه نيازمند تفريغ باشد مؤثر است، ولى در صورت اعتدال و كم‏خورى سهم ناچيزى از آن صرف تهيه آن مواد مى‏شود. در حديثى كه قبلاً از پيامبر گرامى(ص) نقل كرديم، آن حضرت پس از آن كه جوانان را به ازدواج ترغيب مى‏كنند مى‏فرمايند: «هر كس قدرت بر ازدواج ندارد و روزه بگيرد يقينا روزه نيروى غريزه او را تضعيف مى‏كند» V}(مستدرك الوسائل، ج 2، ص 531).{V 6- اشتغال، ورزش و سرگرمى‏هاى مفيد. زيرا با وجود فراغت، هم مواد غذايى در تقويت غريزه به مصرف مى‏رسد و هم‏فكر و خيال مصروف چاره‏سازى در تفريغ آن مى‏شود و لذا در روايات بر اشتغال و كار و پرهيز از فراغت تأكيد بسيار شده است. حضرت امام صادق(ع) در حديث پردامنه «مفضل» مى‏فرمايند: H}«... وهكذا الانسان لو خلا من الشغل لخرج من الاشر والعبث والبطر الى ما يعظم ضرره عليه و على من قرب منه...؛{H ... و همين‏گونه انسان اگر بى‏كار و فارغ باشد، به بيهودگى و سرمستى دچار مى‏شود و بر اثر آن به مسايلى مبتلا مى‏شود كه زيان آن هم بر خود و هم بر نزديكان او سنگينى خواهد كرد...» V}(بحارالانوار، تهران، انتشارات دارالكتب الاسلاميه، ج 3، ص 87).{V 7- تلاوت قرآن. بى‏شك انس با قرآن، تلاوت، تدبر و تفكر در مضامين آن، خود شفاى هر دردى است كه به سرعت كار هر پريشانى را رو به سامان مى‏برد و زخم‏هاى پنهان را التيام مى‏دهد و همت‏ها را تا آسمان‏ها بالا مى‏برد و بشر را از فرو رفتن در عالم حيوانات را نجات مى‏بخشد. اميرمؤمنان(ع) مى‏فرمايند: H}«و تعلّموا القرآن فانه ربيع القلوب واستشفوا بنوره فانه شفاء الصدور و احسنوا تلاوته فانه انفع القصص؛{H قرآن را فرا گيريد زيرا قرآن بهار دلهاست و از نور آن بر مرض‏ها و دردهاى خود مرهم بگذاريد زيرا آن داروى شفابخش سينه‏هاست و آن را نيكو تلاوت كنيد كه به يقين سودمندترين قصه‏هاست» V}(وسائل‏الشيعه، ج 4، ص 825، ابواب قرائه القرآن، باب 1، ح 7).{V خلاصه اين كه: راه حل دين در خصوص نوع مقابله و مواجهه به غريزه جنسى نخست ازدواج و نكاح مشروع است و در صورت عدم امكان، كنترل مثبت با شرحى كه بيان شد و سپس كنترل منفى با وجود همه زيان‏هاى آن، ولى هيچ‏گاه به بى‏بند و بارى و افسارگسيختگى و آلودگى به گناه رضايت نمى‏دهد و زيان آن را به مراتب خسارت‏بارتر و ويرانگرتر از ضرر كنترل منفى مى‏داند. اين نوشتار را با اين جمله به پايان مى‏بريم كه بزرگان گفته‏اند: «نفس را مشغول بدار وگرنه او تو را به خود مشغول خواهد ساخت».
کد سوال : 3450
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : به طور کل مي خوهم بدانم که چگونه مي توان فردي اجتماعي، غيرمنزوي و دين دار بود در دين مکلف نبود و زندگي پاک و با خدا داشت؟
پاسخ : براي اين كه بتوانيد فردي اجتماعي و در عين حال دين دار باشيد انجام راهكارها، امر ضروري است. ابتدا راه كارهايي جهت اجتماعي شدن و سپس راهكارهايي جهت تقويت ايمان و ديندار شدن ارائه مي شود. طبيعي است كه تنها در صورتي شما مي توانيد به اهداف خود برسيد كه در به كارگيري راه كارهاي ارائه شده جدي باشيد و با پشتكار تمام به آنها عمل نماييد. علاوه بر اين صبر و حوصله و استقامت در موفقيت شما نقش مؤثري دارد زيرا ايجاد ملكات اخلاقي و شكل دادن صحيح به شخصيت به تدريج حاصل مي شود و انتظار معجزه و تغيير ناگهاني امري بيهوده و نشدني است. براي اجتماعي شدن بدون ترديد يادگيري مهارت هاي ارتباطي امري ضروري است لذا قبل از هر چيز بايد بياموزيد كه چگونه با ديگران ارتباط برقرار كنيد وقتي هنر برقرار كردن ارتباط را آموختيد به كارگيري آن در صحنه هاي مختلف زندگي شما را فردي اجتماعي تربيت مي كند. اولين گام براي ايجاد ارتباط استفاده از كلام است يعني با كلام و گفتن فقط يك كلمه اين ارتباط آغاز مي شود و سپس به تدريج ارتباط كلامي و غير كلامي شما گسترش پيدا مي كند لذا تصميم بگيريد از همين الان وقتي به ديگران رسيديد به ويژه افراد آشنا: 1- ابتدا به سلام كنيد. قبل از اين كه ديگران به شما سلام كنند به ديگران سلام كنيد و آن قدر اين كار را تكرار كنيد تا به آن عادت كنيد. 2- در مرحله بعد علاوه بر سلام كردن كمي توقف كنيد و با نگاه كردن به فرد مورد نظر (البته سلام به زنان به ويژه زنان جوان از اين قاعده مستثنا است) براي لحظه اي نگاه كنيد و ارتباط چشمي با او ايجاد كنيد (فقط يك لحظه). 3- بعد از اين كه سلام كردن و نگاه كردن به فرد مورد نظر براي شما يك رفتار عادي شد، مرحله بعدي آغاز مي شود. 4- چند قدمي برداريد و به او نزديك شويد و با لبخند چند كلمه اي با او احوالپرسي كنيد. 5- سپس به او دست دهيد و با او به گفتگو بپردازيد و از اين طريق ارتباط خود را با او گسترش دهيد. 6- با افرادي كه از هر جهت مورد پسند شما هستند و از طرفي همنشيني با آنها از نظر علمي يا معنوي مفيد است ارتباط برقرار كنيد و معاشرت داشته باشيد. 7- دوستان اين چنيني را افزايش دهيد و حتي روابط خانوادگي با آنها برقرار كنيد. 8- در كارهاي اجتماعي و شركت در مجالس مفيد پيش قدم شويد. 9- در صورت امكان حداقل يك مسؤوليت اجتماعي را بپذيريد و سعي كنيد آن مسؤوليت را به نحو احسن انجام دهيد. 10- از قرار گرفتن در تنهايي به جز در موارد ضروري اجتناب كنيد. 11- در ورزش هاي دسته جمعي شركت كنيد. عمل به راهكارهاي فوق به طور قطع از شما فردي اجتماعي مي سازد. علاوه بر اين اگر مي خواهيد اجتماعي بودن شما توأم با دينداري باشد سعي كنيد دوستاني انتخاب كنيد كه از تدين و ايمان بالايي برخوردارند و به نكات قرآني ذيل توجه و عمل نماييد. A} «بسم الله الرحمن الرحيم. قد افلح المؤمنون. الذين هم في صلاتهم خاشعون. والذين هم عن اللغو معرضون...{A؛ مؤمنان رستگار شدند. آنها که در نمازشان خشوع دارند و آنها که از بيهودگي روي گردانند...» V} (مؤمنون، آيات 3 - 1){V قبل از بررسي راه هاي تقويت ايمان، لازم است مطالبي پيرامون زمينه و جايگاه ايمان خدمتتان بيان کنيم. انسان با ذهن خود مي انديشد و علم به دست مي آورد. پس جايگاه علم و شناخت، ذهن آدمي است. اما قرآن کريم، جايگاه ايمان را قلب معرفي مي کنند. اين کتاب آسماني درباره عده اي که ادعاي ايمان مي کردند مي فرمايد: «باديه نشينان خدمت پيامبر آمدند و گفتند ايمان آورديم. بگو: ايمان نياورده ايد بلکه بگوييد اسلام آورديم و هنوز ايمان در دل هايتان وارد نشده است»V} («قالت الاعراب امنا قل لم تؤمنوا ولکن قولوا اسلمنا ولما يدخل الايمان في قلوبکم..» (حجرات، آيه 14).{V از اين رو شناخت هدف و راه سعادت زماني به حرکت در آن راه منجر خواهد شد که قلب به آن هدف و آن راه ايمان آورد. ايمان قلبي محرک انسان براي حرکت خواهد بود. به تعبير ديگر بين «ايمان» و «عمل» رابطه ضروري هست و اين دو از هم جدا شدني نيستند. به اين ترتيب درس بزرگي که از قرآن کريم مي آموزيم اين است: اگر مي خواهيم به هدفي که براي زندگي خود شناخته ايم، ايمان بياوريم و به سوي آن حرکت کنيم، ابتدا بايد قلب خود را براي پذيرش آن هدف آماده سازيم. T}آْمادگي قلب براي ايمان:{T قلب در صورتي براي پذيرش حقيقت و راه زندگي آماده مي شود که به زيبايي هايي آراسته و از زشتي هايي دور گردد. قرآن کريم اين زيبايي ها و آلودگي ها را به ما نشان مي دهد که در اينجا به مواردي اشاره مي کنيم: 1- در زمين سير کنيد، آن گاه حقيقت زيبايي ديني را به وسيله قلب خود درک کنيد V}(حج، آيه 46).{V 2- در قلب خود را به وسيله تفکر و تدبر در قرآن باز نگه داريدV} (محمد، آيه 24).{V 3-قلب خود را از آلودگي ها و تعلق هاي دنيايي مانند دوستي مال و فرزند، پاک سازيد V}(شعرا، آيه 89){V 4- قلب خود را از پليدي ها پاک نگه داريد تا منزلگاه نيکي ها و زيبايي ها گردد،V} (بقره، آيه 283).{V 5- از غفلت بپرهيزيد و قلب خود را متوجه زيبايي هاي زندگي سازيد تا سير شما راحت و هموار شود،V} (کهف، آيه 28).{V 6- توانايي قلب خود را براي تعقل و درک عميق حقايق افزايش دهيد،V} (حج، آيه 46).{V 7- قلب خود را در مقابل درستي ها و خوبي ها نرم و خاضع نگه داريد، V}(مائده، آيه 13).{V ايمان همچون درختي است که در قلب جوانه مي زند، تناور مي گردد و بر شاخه هاي آن اعمال شايسته پديدار مي شود. T}راه هاي تحصيل، تحکيم و تقويت ايمان: {T 1- تفکر پيرامون آيات و نشانه هاي خداوند در گستره هستي: توجه به اين نشانه ها، ياد خدا را در دل ها زنده مي کند و لطف و رحمت او را به ما يادآور مي شود و در نهايت بر دوستي و محبت ما به خدا مي افزايد.V} (ر.ک: سوره يس، آيات 23 تا 40).{V 2- توجه دائم به خداوند و ذکر و ياد او: حضور خداوند در خاطر ما، در همه لحظات زندگي، ارتباط ما را با او افزايش مي دهد و به تدريج به پيوندي استوار مي انجامد. يکي از حکمت هاي نمازهاي پنجگانه، زنده نگه داشتن ياد خدا در طول شبانه روز، در دل مؤمن است. A} «يا ايها الذين آمنوا اذکروا الله ذکرا کثيرا؛ {A اي کساني که ايمان آورده ايد! خدا را بسيار ياد کنيد» V}(احزاب، آيه 41).{V انجام برخي کارها مانند قرائت قرآن، دعا و زيارت، مطالعه سيره ائمه و همنشيني با نيکان و صالحان، ما را به ياد خدا مي اندازد. برخي کارها نيز مانع توجه به خداوند است که بايد اين موانع را کنار زد تا غفلت بر آن حاکم نشود. قرآن کريم مي فرمايد: «ياد خدا دل هاي مؤمنان را مي لرزاند و هنگامي که آيات الهي را گوش دهند، بر ايمانشان افزوده مي شود» V}(انفال، آيه 2).{V 3- توجه به نعمت ها و الطاف خدا نسبت به انسان: اگر در زندگي خود توجه کنيم، خود را غرق در نعمت هاي الهي خواهيم يافت. فلسفه آفرينش اين نعمت ها اين است: P}ابر و باد و مه و خورشيد و فلک در کارند{E}تا تو ناني به کف آري و به غفلت نخوري{P V}(سعدي){V انسان بر خوان نعمت حق نشسته تا با يادآوري لطف او، ياد خدا را در دل زنده نگه دارد و قلب خود را به او نزديک تر کند. 4- انجام نيکي ها و دوري از بدي ها: هر عمل نيک دل را نوراني تر مي کند و برعکس هر گناه صفحه دل را تيره و کدر مي سازد. بايد بکوشيم با عمل به نيکي ها، دل خود را نوراني تر کنيم و با دوري از گناهان رشته محبت خود را با خدا استوار سازيم. براي آگاهي بيشتر ر.ك: شهيد مطهري، انسان و ايمان، ج 2 از مجموعه آثار.