• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
عضویت در خبرنامه
کد سوال :
جستجو :
کد سوال : 3361
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : آيا گناهاني كه در ذهن مي آيد و خود شخص هم راضي نيست و نمي خواهد كه به ذهنش بيايد در اين مورد تكليف چيست؟
پاسخ : مقدمتا نکته هاي را يادآور مي شويم: برخي عفت را به دو قسم عفت در عمل و عفت در انديشه تقسيم مي کنند عفت در عمل و رفتار همان دور داشتن خود در صحنه عمل و رفتار از هر گونه ناهنجاري و زشتي است اما عفت در انديشه که از عفت در عمل دقيقتر است دور داشتن فکر از عرصه هاي ناهنجار و آلوده را (عفت در انديشه ) گويند حضرت علي(ع): H}«من کثر فکره في المعاصي دعته اليها»{H؛ کسي که بسيار درباره گناهان بينديشد ، بزهکاري او را به خويش فرا مي خواند V}(غررالحکم ، ج 5 ، ص 321){V آنکه به گناه مي انديشد در واقع همچون کسي است که بر لبه پرتگاه «ارتکاب گناه» قدم مي زند، چنين کسي از سقوط ايمن نيست. انديشيدن در گناه، اگر چه آتش شعله ور نيست تا خرمن وجود آدمي را بسوزاند، ولي دود و دمي دارد که درون و برون او را سياه و کدر مي سازد. از ديدگاه ، شرع مقدس ، فکر گناه، تا به عمل حرامي منجر نشود، حرام نيست . در عين حال نبايد اين مطلب از نظر دور داشته شود که شيطان از همين انحرافات کوچک -در انديشه- بهره جويي سوء مي کند و انسان را به تباهي ها مي کشاند. فکر گناه، گناه نيست ولي زمينه گناه را فراهم مي سازد و موجب سلب توفيق مي گردد. يکي از اصول مهم اخلاقي و رواني اين است که اگر آدمي نيت خوب و عفيف داشته باشد، اعمال خوب نيز خواهد داشت و اگر به نيت آلوده گرفتار گردد، به بيرون از آن، رفتارش نيز فاسد و تباه خواهد شد.
کد سوال : 3362
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>فلسفه احكام
پرسش : آيا داماد با مادر خانم خودش محرم است يا خير؟ عروس با پدر شوهر خودش چطور؟ آيا فردي که ازدواج مي کند با خواهر خانم يا برادرش شوهرش محرم است؟ چرا؟!
پاسخ : اين مسأله يعني محرميت داماد با مادر زن و عروس با پدر شوهر، براساس صريح آيه 23 سوره نساء است که درباره محارم مي فرمايد: «حرمت عليکم... امهات نسائکم ... و حلائل ابناء کم الذين من اصلابکم و أن تجمعوا بين الاختين...» همان طور که در آيه 31 به عدم لزوم پوشش زينت از ديد پدر شوهر اشاره شده است فقهاء اسلام نيز در اين حکم اتفاق نظر دارند. T}اما علت محرميت و عدم آن چيست؟!{T محرميت نوعي حکم اعتباري است. البته مبتني بر مصلحت هايي که در جعل اين حکم نهفته است. يکي از آن مصالح ايجاد رابطه اي صميمي و درون قلبي ميان دو نفر که به سبب ايجاد چنين رابطه اي، عموما احتمال سوء نيت و يا خيانت از بين مي رود و از اين رو، دو نفر که با هم محرم هستند مي توانند موهاي سر و يا بدن هم را به شرط صحت نيت و عدم سوء ظن، ببينند. علاوه بر آن که رابطه نسبي يا مهري (از طريق خويشاوندي در ازدواج) يا رضاعي (شير خوردن) رابطه اي خانوادگي بسيار نزديک تر و عاطفي تر از روابط ديگر دارند به نحوي که پيوند آنها با يکديگر از طريق ازدواج مفسده هاي گوناگون پزشکي (جسمي) و عاطفي و روحي (از هم پاشيدن کانون خانواده) و... دارد لذا ممنوعيت و حرمت ازدواج با خواهر و مادر و برخي ديگر از محارم که در شريعت اسلامي مقرر شده است در ساير ملل نه حتي مسيحي و يهودي بلکه سير نحله ها و فرقه ها وجود دارد. حقيقت اين حکم نيز مانند بسياري ديگر از احکام بر ما پوشيده است و چون ما از مصالح خود به نحو کامل با خبر نيستيم، خداوند در دايره معقولات ما تخفيفي داده و براساس لطف بي پايان خود، در چنين مواردي که جهل ما مانع رسيدن به حقيقت بوده، قوانيني را که در بردارنده سلامت روحي و اجتماعي ما است، جعل نموده که از آنها به تعبديات ياد مي شود. هر چند که به مرور زمان و تحقيقات گسترده، در زمينه هاي روان شناختي، پزشکي، مردم شناسي و.. پي به علل برخي از اين احکام، خصوصا در حيطه مسائل حقوقي برده ايم اما راه بسيار طولاني است و ما نمي توانيم ادعا کنيم که همه چيز را درباره خود و تعاملات انساني دانسته ايم. محرميت نيز ميان انسان ها، براساس ويژگي هاي آدميان و خواستگاه فطري ايشان، از جانب خداوند متعال قرار داده شده است. T}محرميت در اسلام بر سه گونه است:{T الف. محرميت نسبي که براساس صلب و رابطه خويشاوندي است؛ مثل خواهر و برادر. ب. محرميت به مصاهره که براساس ايجاد زوجيت ميان دو نفر و خويشان آنها ايجاد مي شود؛ مثل محرميت داماد با مادرزن و عروس با پدر شوهر. ج. محرميت به رضاع که براساس پديدار شدن رابطه فرزندي، در اثر شيرخوردن با شرايط خاص خودش، ايجاد مي شود. حال در مورد محرميت به مصاهره، فرض کنيد که قرار بود داماد با مادر زن و يا عروس با پدر شوهرش، نامحرم قلمداد شده و چون ديگر مردم، موظف به رعايت حجاب مي شدند با چنين شرايطي، عملا وظايفي براي مکلفين وضع مي شد که خارج از عهده ايشان بوده و قادر به رعايت صحيح آن نمي بودند. از طرفي ديگر ايجاد رابطه محرميت ميان مادرزن و پدر شوهر براي داماد و عروس از نحوه محرميت فرزندي است که تلنگري است براي ما، به خاطر حفظ احترامات و ايجاد اعتماد طرفيني و نهايتا رابطه اي صميمي ميان خانواده و فرد جديد الورود. خداوند تعالي نيز با نظر به تمامي اين مصالح، حکم محرميت و يا عدم آن را به منظور خروج ما از سرگرداني قرار داد تا روابط انسان ها با يکديگر دچار تزلزل نشده و نهايتا آدمي به خاطر تمايلاتي که در وجودش نهان دارد به بيراه نرفته خود و جامعه را به تباهي نکشاند. در پايان باز هم تأکيد مي کنيم ما ضمن ارج نهادن به شناخت هاي عقلاني، به عجز و ناتواني و محدوديت هايي ادراکات عقلاني اعتراف مي کنيم در عصر پست مدرن تازه عده اي که در عصر مدرنيته يعني شايد کمتر از يک قرن پيش علم را مدار همه چيز مي دانستند مي گويند ما به هيچ چيز هيچ علم يقيني و کلي نداريم. ويليام جيمز روانشناس معروف و بنيانگذار مکتب پراگماتيسم مي گويند معلومات مادر مقابل مجهولات ما قطره اي در مقابل اقيانوس ها است. لذا با باور به خداوند حکيم و علم و قادر مطلق که فياض علي الاطلاق است در مي يابيم که تمام دستورات الهي حتما داراي حکمتي است گرچه ما پي به اسرار و حکمت هاي آن نبريم.
کد سوال : 3363
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اخلاق و عرفان
پرسش : يكي از دوستانم قبلأ به من گفته بود كه اگر چند سوره را قبل از خواب 7 مرتبه بخوانيد هر خوابي را بخواهيد مي بينيد . خودش اين كار را كرده بود و نتيجه هم گرفته بود اما من چند بار اين كار را انجام دادم به نيت اينكه در خواب امام زمانم را ببينم يا اينكه طوري به من الهام شود كه براي نزديك شدن به ايشان چه كنم اما يك بار هم نتيجه نگرفتم. راستش من فكر مي كنم يك جاي كارم اشتباه است اما نمي دانم كجا، خيلي دعا كرده ام . كه به من بگويند عيب كار من كجاست اما خيري دستگيرم نشد. اما مسأله اينجاست كه نماز من با حضور قلب نيست. البته بعضي وقتها به معني كلماتي كه بر زبان مي آورم توجه دارم اما من فقط معني فارسي نماز را بلدم و از مفهوم اصلي آن كه باعث نزديك شدن ما به خدا مي شود خبر ندارم عبادات ديگرم هم همينطور است. اين سؤالات مدت زيادي است كه ذهنم را به خود مشغول كرده و من كسي را جز شما نيافتم كه دربارهء آن صحبت كنم. خواهش مي كنم جواب اين سؤالات را زودتر برايم بفرستيد چون جواب آنها برايم خيلي مهم است.
پاسخ : محورهاى اصلى اين سؤال بر چهار موضوع استوار است: اول: ديدن رؤياى صادقه دوم: تقرّب به امام زمان سوم: كسب دانش از درون چهارم: حضور قلب در نماز و ساير عبادتها. چهار موضوعى كه در نامه شما به آن‏ها اشاره شده است؛ به وسيله تهذيب نفس، پاكسازى درون يا تطهير باطن بدست مى‏آيد. اين مطلب بخوبى در «مكاتبه و انديشه» در صفحات 177 و 178 و 179 بيان شده است و ما كمى آنرا بسط مى‏دهيم: P}گوهر خود را هويدا كن، كمال اين است و بس‏{E}خويش را در خويش پيدا كن، كمال اين است و بس...{P P}دل چو سنگ خاره شد اى پور عمران! با عصا{E}چشمه‏ها زين سنگ خارا كن، كمال اين است و بس‏{P P}پند من بشنو: بجز با نفس شوم بد سرشت‏{E}با همه عالم مدارا كن، كمال اين است و بس...{P P}چون به دست خويشتن، بستى تو پاى خويشتن‏{E}هم به دست خويشتن وا كن، كمال اين است و بس{P V}(‏ميرزا حبيب خراسانى‏){V هر چه انسان از نظر معنوى، تقوا، معرفت و كمالات در سطح بالا باشد و موازين احتياط و پاكزيستى را رعايت كند و بطور كلّى هر قدر حجابها و ظلمتهاى خود و دنيا را كنار بزند، به علم، حكمت، بصيرت، هدايت و تقرّب بيشترى نايل مى‏شود. در مناجات شعبانيه مى‏خوانيم: H}«الهى هب لى كمال الانقطاع اليك و أنر ابصار قلوبنا بضياء نظرها اليك حتّى تخرق ابصار القلوب حجب النور فتصل الى معدن العظمة و تصير ارواحنا معلّقة بعزّ قُدسك‏؛{H خدايا! به من كمال جدايى (از تاريكيها و خودخواهى‏ها) و رسيدن به نور عطا فرما و چشمان دلمان را با تابش نظر خود روشن نما؛ تا چشمان دل، پرده‏هاى نور را كنار زند و به سرچشمه عظمت برسد و ارواح ما به عزّ قدست تعلّق گيرد» V}(‏مفاتيح الجنان، حاج شيخ عباس قمى(ره)، اعمال ماه شعبان‏){V امام راحل مى‏فرمايند: «كمال انقطاع به اين سادگى حاصل نمى‏شود، احتياج فوق العاده به تمرين، زحمت، رياضت، استقامت و ممارست دارد تا بتواند با تمام قوا از ما سوى الله منقطع گردد و به غير خدا توجّهى نداشته باشد. تمام صفات وارسته‏ى انسانى در انقطاع الى الله نهفته است و اگر كسى بدان دست يافت به سعادت بزرگى نائل شده است، لكن با كوچكترين توجه به دنيا محال است انقطاع الى الله تحقّق يابد»V}(‏جهاد اكبر، ص 261 تا 277).‏{V كسى كه هنوز تاريكى‏هاى درونى خويش را پاره نكرده است، كسى كه تمام توجهش به عالم طبيعت است، و از ماوراء دنيا و عالم روحانيت بى‏خبر هيچگاه در صدد بر نيامده كه خود را تهذيب و پاك نمايد، قوه و توان شعور و ادراك باطنى خود را ضعيف كرده است. چنين شخصى استعدادها و قابليتهاى خود را كور نموده است. در نتيجه بهره‏اى از علم، حكمت بصيرت و آن چه كه تحت عنوان «صفات وارسته انسانى» مطرح است، نخواهد برد پس بايد به تهذيب نفس رو آورد. انسانى كه مستعدّ تجلّى اسماء و صفات الهى است، چون از ناخالصى دنيا جدا گردد و حجابهاى دنيا و خود، پس زده شود، آيينه وجود او مستعدّ انعكاس انوار حقّ گردد، و علم نورانى و حكمت الهى و هدايت ربّانى از درون او جوشش يابد و اين تحوّل نورانى جز با تهذيب نفس و پاكسازى درون حاصل نمى‏شود. P}سالك از نور هدايت ببرد راه بدوست‏{E}أكه به جائى نرسد گر به ضلالت برود{P P}اى دليل دل گم گشته، خدا را مددى‏{E}أكه غريب ار نبردرَه، به دلالت برود{P V}(حافظ){V آيا حضرت صالح پيامبر (ع) در زمان خودشان غيبتي كوتاه مدت داشته اند؟ P} از چشمه‏ى حكمت بكف آور جامى‏{E}أبو كه از لوح دلت نقش جهالت برود{P تهذيب نفس يا جهاد اكبر همانطور كه امام راحل مى‏فرمايند نياز به سالها تلاش و كوشش دارد و چيزى نيست كه به سادگى فرا چنگ آيد. در اين جا اساتيد علم اخلاق، «مرابطه» با خدا را مطرح مى‏كنند. اركان چهارگانه‏اى كه انسان را به خدا پيوند مى‏زند تا جائى كه تمام شئون زندگى يك نفر الهى شود، عبارتست از: 1. مشارطه؛ هر روز بعد از بيدار شدن از خواب، شكر نعمت زندگى را بجار آوريد و با خود ميثاق و عهد ببنديد كه در طول زمان بيدارى در جهت كسب رضايت الهى تلاش نمائيد. آن گاه يك يك اعضاء بدن، بخصوص نفس خود را مورد خطاب قرار دهيد و با آن‏ها شرط كنيد كه از مدار شريعت مقدّس خارج نشوند و از توان خود براى رسيدن به سعادت دنيا و آخرت بهره گيرند. امير مؤمنان در توصيف نشانه‏هاى پرهيزكاران مى‏فرمايد: «روز را به شب مى‏رساند با سپاسگزارى، و شب را به روز مى‏آورد با ياد خدا، شب مى‏خوابد امّا ترسان، و بر مى‏خيزد شادمان، ترس براى اين كه دچار غفلت نشود، و شادمانى براى فضل و رحمتى كه به او رسيده است»V}(نهج‏البلاغه، خطبه 193){V. 2. مراقبه: در مدت بيدارى مراقب و مواظب اعمال، افكار، گفتار و ساير شئون زندگى خود باشيد سعى كنيد هر لحظه خود را از لحاظ علمى و عملى ارتقاء دهيد. كمال انسانى، در گرو كسب علم و عمل است. از مهمترين كارهايى كه دراين مرحله بايد انجام شود عبارت از كسب معرفتى است كه در قلب جا گيرد و آثار آن در اعضاء و جوارح ظاهر شود. چنين معرفت قلبى از راه تكرار توجّه به علم خداى تعالى و احاطه‏ى وجودى او بر تمام عالم وجود و اطلاع او از اسرار درونى آدمى به دست مى‏آيد بعبارت ديگر ايمانى را كه با درك عقلى نسبت به حضور حضرت حق بدست آورده‏ايد بايد به هر وسيله‏اى، به قلب وارد كنيد وقتى ايمان در قلب جا گرفت با عمل استقبال خواهد شد. سعى شما تنها اين نباشد كه در نماز و ساير عبادتهاى الهى به مقام حضور قلب برسيد بلكه اگر اين معرفت قلبى و يقينى را توسعه دهيد تمام ساعتهاى خواب و بيدارى شما را در بر خواهد گرفت. ‹‹قل انّ صلاتى و نسكى و محياى و مماتى للّه ربّ العالمين؛‏ بگو: نمازم و عبادتم و زندگى و مرگم براى خدا تعالى و پروردگار جهانيان است‏V}(انعام / 162){V پس حضور و شهود را به هر قيمتى شده حفظ كنيد و خود را طورى درگير امور روزمرّه نكنيد كه حضور نداشته باشيد. وقتى حضور قلب در زمان بيدارى حفظ شود در عالم خواب نيز اين سير صعودى دنبال خواهد شد چون قلب با يك باور و اعتقاد گره خورده وا ز آن جدا نمى‏شود. 3. محاسبة: اميرمؤمنان(ع) چه نيكو فرموده است: H}«عبادالله: زِنوا انفسكم من قبل ان توزنوا، و حاسبوها من قبل ان تحاسبوا...؛{H ‏ببندگان خدا! خود را بسنجيد قبل آن كه مورد سنجش قرار گيرد و پيش از آن كه به حسابتان رسيدگى شود، حساب خود را برسيد...»V}(نهج‏البلاغه، ترجمه مرحوم دشتى، خطبه 90){V. اعمالى را كه انجام داده‏ايد دقيقاً رسيدگى كنيد و ملاحظه كنيد به مفاد عهد و پيمان، عمل شده است يا نه؟! شايد مقصود از حسابرسى خود، آن باشد كه نبايد نفس را به حال خود رها كرد تا عملى را انجام دهد و پس از آن به حسابش رسيد بلكه بايد نسبت به اعمال خود در حين عمل نيز نظارت داشته باشيد و دقيقاً با حسابرسى عمل را انجام دهيد. اعمالى كه از سر حسابرسى انجام شود هر لحظه منجر به ترقّى ايمان خواهد شد و نورى بر نورهاى شما خواهد افزود. به هر جهت «حسابرسى خود» بررسى اعمال و رفتار است. 4. معاقبه و معاتبه؛ اگر بعد از حسابرسى، خطايى مشاهده كرديد و يا اگر در اداى حقوق الهى كوتاهى ديديد نبايد نسبت به آن بى‏تفاوت باشيد چون بى‏تفاوتى نسبت به خطاها كه ريشه در غفلت از حضور الهى دارد، انسانرا به ارتكاب مجدّد خطا و تاريكى دل مبتلا خواهد ساخت. بنابراين به مجرد مشاهده خطا و خلاف بايد نفس را مورد بازخواست قرار داد و مشارطه اول صبح را به ياد او آورد و او را شديداً سرزنش كرد و اگر سرزنش كافى نبود بايد اقدام به عقوبت و كيفر نفس كرد. مثلاً اگر اوقاتى را به بطالت گذرانده‏ايد كيفرش آن است كه در صدد جبران برآييد تا ديگر گرفتار چنين غفلتى نشويد. با استمرار و مداومت «مرابطه» كه توضيح آن گذشت حضور قلب و صفاى باطن بيدارى و خواب مؤمن را در بر خواهد گرفت و ثمرات فراوانى نصيب انسان سالك خواهد شد از جمله اين فوايد، زيارت اولياء الهى در خواب و در پايان نياز است تأكيد كنيم‏ P}آن چه مرا آرزوست دير ميسّر شود{E}أوينچه در اين سر بود عمر در آن سر شود{P اين راه يك شبه طى نخواهد شد، همّتى بدرقه راه كنيد و تا به مقصود نرسيده‏ايد از پا ننشينيد. ر.ك: 1. نهج‏البلاغه، خطبه متقين‏. 2. جهاد اكبر، امام خمينى(ره). 3. حكمت عبادات، آيت‏الله جوادى آملى‏. 4. يك برنامه «حسابرسى خود» به ضميمه نامه ارسال مى‏شود تا به عنوان نمونه‏اى بكار برده شود شما خود مى‏توانيد بنا به حال خود برنامه‏اى متناسب با خود تنظيم نمائيد.
کد سوال : 3364
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اخلاق و عرفان
پرسش : فرق بين فحشاء و منکر چيست؟
پاسخ : در چندين آيه از قرآن کريم، فحشا و منکر در کنار هم آمده اند: «و من يتبع خطوات الشيطان فانه يأمر بالفحشاء والمنکر» V}(نور ، 21).{V «ان الصلاه تنهي عن الفحشاء والمنکر و لذکر الله اکبر» V}(عنکبوت، 45).{V «ان الله يأمر بالعدل والاحسان و اتياء ذي القربي و ينهي عن الفحشاء والمنکر والبغي، يعظکم لعلکم تذکرون» V}(نحل، 90).{V آنچه مناسب با معناي لغوي و قرينه مقابله اين صفات با يکديگر است آن است که «فحشا» اشاره به گناهان پنهاني و منکر اشاره به گناهان آشکار است V}(تفسير نمونه، ج 11، ص 370، ذيل آيه 90 سوره نحل).{V بعضي از مفسران گفته اند: سرچشمه انحرافات اخلاقي سه قوه است: قوه شهواني و غضبي و نيروي وهمي شيطاني. اما قوه شهواني انسان را به لذت بردن هر چه بيشتر مي خواند و غرق در «فحشا» و زشتي ها مي کند. اما قوه غضبيه، انسان را به انجام «منکرات» و اذيت و آزار مردم وامي دارد. اما قوه وهميه شيطانيه، حس برتري طلبي و رياست خواهي و انحصار جويي و «بغي» و تجاوز به حقوق ديگران را در انسان زنده مي کند V} (تفسير کبير فخر رازي، به نقل تفسير نمونه، ج 11 ، ص 370، ذيل آيه 90 سوره نحل).{V بعضي از اهل لغت گفته اند: «فحش و فحشا» به کردار يا گفتاري مي گويند که زشتي آن زياد و بيش از حد و خارج از اندازه باشد. مثلا: عرب به ضرر زياد و فوق حد تحمل، ضرر و عبن فاحش مي گويد. و منکر، عملي را مي گويند که در نزد مردم ناشناخته و غيرمعمول است و آن را به خاطر زشتي و قبحش ترک و رها مي کنند V}(مفردات راغب، به نقل الميزان، ج 12،ص 333، منشورات مؤسسه اعلمي1411 هجري قمري).{V
کد سوال : 3365
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>فلسفه احكام
پرسش : فرق بين عدل و قسط چيست؟
پاسخ : براي شناخت معاني واژگان زبان عرب بايد به فرهنگ لغت همان زبان مراجعه نمود اما چنانچه واژه مورد نظر در قرآن و روايات نيز کاربرد فراواني پيدا کرده باشد، ضروري است تا موارد استعمالش در اين منابع نيز بررسي شود تا ابعاد دقيق تر مسأله را بتوان دريافت. دو واژه «عدل» و «قسط» نيز با همين شيوه مورد مطالعه و تحقيق قرار گرفته و اينک نتيجه مطالعات صورت گرفته تقديم مي گردد: T}الف) عدل:{T 1- تعريف عدل: حالتي است بين افراط و تفريط، به گونه اي که در اين حد وسط زيادت يا نقصاني قرار نداشته و اعتدال کامل مراعات شده و به خاطر همين مفهوم است که از ميانه روي، مساوات، ساز وارگي، و استقامت به «عدل» تعبير گرديده V}(التحقيق في کلمات القرآن الکريم، حسن مصطفوي، 8 / 55).{V 2- گونه شناسي عدل: در قرآن و روايات از واژه «عدل» به تعدد ياد شده و از موارد مختلف استعمال آن مي توان انواع «عدل» را شناسايي کرد: - عدالت در انديشه و حکم: چندان که از انحراف، ضعف يا شدت به دور باشدV}(نساء، آيه 58).{V - عدالت در روحيات و صفات نفساني: چندان که اخلاق باطني اش نه چندان کم مايه باشد و نه آنچنان پرمايه که موجب مشکل گرددV} (سوره 5، آيه 106).{V - عدالت در اعمال: فقط بر محور حق است. همانند آنچه در اين آيات از آن ياد شده:V} (سوره 6، آيه 115 - سوره 6، آيه 152، سوره 4، آيه 3، سوره 42، آيه 15).{V 3- ويژگي واژه عدل: گذشته از آن که عدل، حالت بين افراط و تفريط تعريف شده، داراي نکته و ويژگي خاصي مي باشد. حضرت مولا اميرالمؤمنين علي(ع) از آن چنين تعبير نموده: H}«العدل يضع الامور مواضعها؛{H عدل، هر چيز را به جاي خود قرار مي دهد» V}(نهج البلاغه، حکمت هاي شماره 437).{V يعني: نتيجه و هدف عدل و شاخصه اصلي آن اين است که هر چيز در جاي خود قرار گيرد و هر کس بدانچه شايسته است برسد. در اين مفهوم، هر موجود به آنچه استحقاق و لياقت داشته نائل گرديده واگر لياقت يک موقعيت و حالت برتر را نداشت هرگز آن رتبه به او داده نمي شود؛ همچنان که ممکن است به موجودي (مثل ائمه اطهار(ع« عناياتي شود که به ديگران اين مقدار تفضل نگردد و اين توجه خاص، منوط به لياقت و شأن و آمادگي برتر آن موجود مي باشد. ره آورد چنين ويژگي آن است که: عدل (قانون خلايق هر چه لايق) بر سه نوع مي باشد: 1- عدل در آفرينش: خداوند هر استعدادي را که شايستگي ايجاد بود را خلق نموده و مثلا آدم را آدم آفريد چون لياقت همين را داشت و سنگ را سنگ آفريد چون برابر با قابليت اش مي باشد. 2- عدل در قانون گذاري: خداوند در تکاليف به طاقت انسان نظر نموده و دستوري فراتر از ظرفيت به او نداده. 3- عدل در جزاء: خداوند بين اصلاحگر و مفسد مساوات برقرار نکرده و قانون «هر چه بکاري همان بدروي» را اجرا مي کند. T}ب) قسط:{T 1- تعريف قسط: اين کلمه از آن جهت که در بردارنده مفهوم «اعتدال و حفظ از انحراف و افراط و تفريط» است با عدل هم معني مي باشد اما يکي از تفاوت هايش با عدل آن است که «قسط» جنبه تطبيق مفهوم عدالت و اجراء آن در مصاديق و مواردش را داراست و وقتي «عدل» بخواهد تحقق و بروز داشته باشد از آن به «قسط» تعبير مي گردد. شاهد اين تفاوت، آيه 9 از سوره 49 قرآن است که 2 واژه عدل و قسط کنار هم آمده و طبيعتا بايد اين دو، متفاوت باشند. 2- تفاوت هاي مفهومي و مصداقي عدل و قسط: اولا: قسط، اجراء و تحقق عدل است و پيامدش نيز تطبيق عدل بر موارد و جايگاه هاي خارجي اش مي باشد. ثانيا: قسط، عدلي است که ظهور يافته و محسوس گشته و از همين روست که ترازو کردن اشياء را قسط مي گويند چون عدل و تعادل را به صورت آشکارا نمايش مي دهد V} (معجم الفروق اللغويه، ابي هلال عسکري، ص 428).{V
کد سوال : 3366
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>فلسفه احكام
پرسش : وجه تسميه عمره _ تمتع _ مفرده چيست؟
پاسخ : عمره به معني زيارت، و از عماره به معني «آبادي» گرفته شده است، زيرا ملاقات و زيارت موجب آبادي است و در شريعت اسلامي، به زيارت خانه خدا با تشريفات خاصي که عبارت است از احرام و انجام طواف و نماز آن و نيز سعي بين صفا و مروه و تقصير، اطلاق مي شود. بنابراين زائر بيت الله الحرام با انجام اين اعمال خاص، قصد تقرب به حضرت پروردگار و زيارت بيت او را دارد. عمره دو گونه است: عمره مفرده و عمره تمتع. عمره مفرده آن عمره اي است که همراه با اعمال ديگر (حج) نيست. بلکه خود عمره، مستقل و جدا از حج است. به خلاف عمره تمتع که به پيوست حج مي باشد يعني بعد از انجام عمل عمره، حج بجا آورده مي شود و چون به سبب عمره، 24 چيز بر انسان محرم حرام مي شود ولي بعد از انجام عمره اين محرمات حلال مي شود و تا انجام مناسک بعدي يعني حج، اين زائر بيت الله الحرام از برخي التذاذات و يا تمتعات بهره مند مي گردد مثلا بوي خوش، ارتباط با همسر و آرايش و... بدين سبب اين عمره را عمره تمتع مي نامند کما اين که در حج تمتع نيز اين جهت در نامگذاري لحاظ شده است.
کد سوال : 3367
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اخلاق و عرفان
پرسش : پيرامون معناي سخن اميرالمؤمنين در حكمت 279 نهج البلاغه شرح دهيد (شر الاخوان من تكلف له: بدترين دوست آنكه براي او به رنج و زحمت افتي).
پاسخ : از جمله مسايلي كه داراي اهميت فوق العاده اي است و در آيات قرآن و روايات معصومين(ع) بر آن تأكيد فراوان شده، مسأله دوستي و رفاقت است كه تعيين كننده سعادت و شقاوت انسان است و به همين خاطر اين مسأله داراي حساسيت فراواني مي باشد. ويژگي هاي دوستان خوب و بد در روايات اهل بيت(ع) بيان شده و ملاك هاي آن كاملا روشن و واضح است . پس از يافتن دوست خوب و داراي صلاحيت و شايستگي بر تحكيم اين پيوند كاملا تأكيد شده است. در حديثي امير مؤمنان(ع) مي فرمايد: ضعيف ترين فرد كسي است كه نتواند دوستي براي خود بيابد و ضعيف تر از او كسي است كه دوست خود را از دست بدهد V}(نهج البلاغه، حكمت 11). {V بنابراين هر عملي كه باعث سست شدن بنيان دوستي و رفاقت گردد از نظر دين و عقل نكوهيده و نامطلوب است. سادگي روابط و بي پيرايگي و بي تكلفي در ميان دوستان در ريشه دار شدن روابط دوستانه نقش مؤثري دارد. اگر ديدار و ملاقات دوستان باعث به زحمت و رنج آنها گردد بر اين روابط تأثير منفي خواهد گذاشت و نه تنها از صميميت و صفاي دوستانه مي كاهد بلكه باعث كم شدن روابط و فاصله افتادن بين آنها مي گردد و گاهي اوقات نيز منجر به چشم هم چشمي هاي ناروا و غلطيدن به وادي تجمل و اشرافي گري مي گردد. اگر با چيزهاي موجود در خانه نتوان از يك دوست پذيرايي كرد و حتما بايد از قبل براي او برنامه خاصي تدارك ديد، لازمه اش اين است كه اين فرد هر زمان آمادگي ديدار با اين دوست خاص را نداشته باشد و به طور طبيعي اين كار بين دوستان فاصله ايجاد مي كند و باعث مي شود روال طبيعي زندگي به هم بخورد و نوعي تشويش و اضطراب در بين دوستان ايجاد گردد ولي اگر اين گونه تكلف ها در بين نباشد و روابط دوستانه بر پايه سادگي و صفا و صميميت باشد، علاوه بر معطر شدن فضاي دوستي باعث تشديد روابط و افزايش آن مي گردد و هر دوستي در هر زمان آمادگي ديدار دوستش را دارا مي باشد. در نتيجه براي تحكيم روابط دوستانه و استمرار و دوام آن حضرت امير مؤمنان(ع) مي فرمايد: بدترين دوست آن است كه براي او به رنج و زحمت افتي.
کد سوال : 3368
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اخلاق و عرفان
پرسش : پيرامون صفت «نجابت» و جايگاه آن در محيطي دانشگاهي توضيحاتي مبذول فرماييد؟
پاسخ : نجابت و وقار و سنگيني از خصلت هاي ارزشمندي است كه انسان بهره مند از آن داراي امتيازات ويژه و جايگاه والايي است. نجابت و حيا صفتي است كه هر كس به آن آراسته باشد از متانت و وقار و شخصيت ممتازي برخوردار است. انسان نجيب داراي حالت رواني خاصي است كه تعادل و وقار در رفتار و حركات و سكناتش هويدا مي گردد. يك دانشجوي نجيب به امور زير توجه ويژه دارد: 1- اجتناب از گناه حتي گناهان كوچك، انساني كه از گناهان كوچك پرهيز نمي كند، كم كم به گناهان بزرگ روي مي آورد. 2- انجام صحيح واجبات و تكاليف ديني. 3- دوستي با افراد شايسته و داراي وقار اجتماعي و ديني و رعايت دقت و احتياط در روابط اجتماعي. 4- قطع ارتباط با دوستان آلوده و گناهكار. 5- به قدر ضرورت سخن گفتن و دوري از پرگويي. 6- پرهيز از اظهار نظر قطعي در امور ترديد آميز. 7- كنترل چشم و گوش و زبان... به هر صدايي گوش نمي كند و به هر صحنه و منظره اي چشم نمي دوزد. در هر راهي قدم نمي گذارد و از هر غذايي نمي خورد، اعضا و جوارحش در كنترل و اختيار اوست. 8- در راه تقويت ايمان از راه مطالعه عميق و تفكر و عمل صالح مي كوشد. بايد توجه داشت كه نجيب و با حيا بودن به معناي كم رويي و گوشه گيري نيست، مؤمن نجيب ولي با جرأت و شجاع است و از توانايي هاي خداداد خود بهترين بهره را مي برد. پس نجابت حالتي است متعادل و دارنده اين حالت، افزون بر حفظ دين و ايمان از گستاخي در اعمال و رفتارهاي حماقت آميز و كم رويي نكوهيده و انزوا طلبي مي پرهيزد.
کد سوال : 3369
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اخلاق و عرفان
پرسش : «بصيرت» در دين چگونه بدست مي آيد؟
پاسخ : بصيرت و روشن بيني در دين از خواسته هاي اولياي الهي و مؤمنان حقيقي است. چون بصيرت، چراغ راهي است كه در تاريكي و ظلمت هاي راه بندگي، راه را بر انسان روشن مي سازد و او را از خطر افتادن و لغزش نگه مي دارد. با بصيرت در دين انسان بر سر دو راهي خير و شر و سعادت و شقاوت به راحتي راه خير و سعادت را مي يابد و از شك و ترديد رها مي گردد. براي كسب بصيرت در دين بايد در دو ناحيه كوشش و تلاش كرد: 1- ناحيه علم و آگاهي: هر قدر انسان با معارف و آموزه هاي ديني و الهي بيشتر آشنا گردد و با محتواي پيام خداوند و قرآن كريم و گفتار و عمل و سيره اولياي معصوم الهي بيشتر آشنا گردد زمينه بصيرت و روشن بيني در دين بيشتر براي او فراهم مي گردد. آشنايي با قرآن و احاديث و روش و منش برگزيدگان حق و رهروان و شاگردان تربيت شده مكتب آنها در اين راه سهم فراواني بر عهده دارد. مطالعه و تفكر در اصول اعتقادي و آشنايي با احكام و وظايف عملي و شناخت حلال و حرام و واجبات و محرمات و نيز آگاهي از نحوه برخورد و موضع گيري پيشوايان دين در مسايل گوناگون در فراهم آوردن بستر و زمينه بصيرت نقش به سزايي دارد. 2- ناحيه عمل و به كار بستن آگاهي ها: عمل به آنچه از دين فرا گرفته ايم و به ويژه انجام واجبات و ترك محرمات كه درجه اي از تقوا و پرهيزگاري مي باشد در كسب بصيرت و روشن بيني ديني نقش كليدي دارد و اصولا بصيرت از ثمرات و آثار مستقيم تقوا و پرهيزگاري است. خداوند در قرآن كريم مي فرمايد: A}«ان تتقوا الله يجعل لكم فرقانا؛{A اگر تقوا بورزيد خداوند قوه تشخيص و جداسازي حق از باطل به شما عنايت مي كند» V}(انفال، آيه 29).{V پرهيزگاري و انجام واجبات و پرهيز و دوري از محرمات، به انسان نورانيت و روشن بيني دروني مي بخشد به گونه اي كه انسان در پرتو آن مي تواند حق و باطل را از هم تشخيص دهد و به راحتي وسوسه هاي شيطاني را بشناسد و خود را از دام آن رهايي بخشد و قرآن كريم در اين باره مي فرمايد: A}«ان الذين اتقوا اذا مسهم طائف من الشيطان تذكروا فاذاهم مبصرون؛ {A پرهيزگاران هنگامي كه شيطاني پيرامون حريم آنها گردش كند متوجه مي گردند و بيدار و روشن بين مي باشند» V} (اعراف، آيه 201).{V در حديث آمده است: H}«من عمل بما علم ورثه الله علم مالا يعلم؛{H هر كس به آنچه مي داند عمل كند خداوند آگاهي از چيزهايي را كه نمي داند روزي او مي سازد» و اين همان بصيرت الهي است كه در پرتو علم و عمل براي فرد مؤمن حاصل مي گردد و در اثر تقوا انسان ديده خدايي پيدا مي كند و با چشم خدايي مي بيند، چنانچه در حديث آمده است: H}«المؤمن ينظر بنور الله؛{H انسان با ايمان با نور خداوند مي بيند».
کد سوال : 3370
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : راههاي «مستقل ساختن خود» در زمينه عاطفي از والدين و از ساير افراد كه به آنها وابستگي عاطفي داريم را بيان كنيد؟
پاسخ : دست يابى به استقلال در زندگى و استقلال فكرى چيزى نيست كه يك دفعه براى انسان حاصل شود بلكه در طول زندگى از دوران كودكى تا بزرگسالى به تدريج با تلاش و فعاليت بدست مى‏آيد و عوامل متعددى در شكل‏گيرى يك شخصيت مستقل آزاد و متكى به خود نقش دارند كه به بعضى آنها اشاره مى‏شود: 1- خانواده به عنوان اولين و مهمترين نهاد اجتماعى نقش بسيار اساسى در شكل‏گيرى شخصيت انسان دارد برخورد اعضا خانواده به ويژه پدر و مادر در اين ميان نقش اساسى دارد. 2- مدرسه، معلمين، همسالان و دوستان هر كدام تأثير زيادى در نحوه شكل گير شخصيت انسان دارد. 3- دانشگاه رشته تحصيلى و شغل نيز تأثير دارند. 4- محيط اجتماعى و فرهنگى كه فرد در آن رشد مى‏كند نقش به سزايى دارد. 5- فعال بودن خود فرد در تعامل با عوامل فوق نيز تأثير زيادى در اثرپذيرى و اثرگذارى نسبت به عوامل تأثيرگذار دارد اگر انسان در صحنه‏هاى گوناگون زندگى نقش فعال داشته باشد شخصيت او به يك صورت تأثير مى‏پذيرد و اگر منفعل باشد به گونه‏اى ديگر بنابراين بايد درصحنه‏هاى گوناگون زندگى با كسب تجارب و بكارگيرى آن به تدريج به استقلال فكرى، اقتصادى، اجتماعى و... رسيد اگر تاكنون شما خود را در كسب استقلال موفق نمى‏دانى هنوز دير نشده است از همين الان مى‏توانيد شروع كنيد البته نبايد عجله كنيد همچنين نبايد توقع داشته باشىكه خيلى سريع اين فرآيند را طى كنيد به عنوان مثال اگر شما مى‏خواهيد استقلال فكرى پيدا كنيد يكى از راهها اين است كه به جاى تقليد كردن از ديگران با تحقيق و تفحص و همچنين مشورت با افراد مجرب راههاي مستقل شدن را تجربه كنيد و درتمامي صحنه‏هاى زندگى در مورد هر كارى ابتدا بايد خوب فكر كنيد سپس با اهل نظر مشورت نماييد و آنگاه با يك ارزيابى و نتيجه‏گيرى اقدام نماييد اگر با اين روش پيش برويد به تدريج اتكاء به خود را به دست خواهيد آورد البته ناگفته نماند كه تصميم‏گيرى در هر زمينه‏اى نياز به آگاهى‏هاى لازم دارد. لذا يكى از شرايط استقلال كسب اطلاعات لازم مى‏باشد. بنابراين بايد اهل مطالعه باشيد و الا بدون داشتن اطلاعات لازم دچار مشكل خواهيد شد. البته توجه به اين نكته ضروري است كه استقلال يك امر نسبي است و مراتب دارد و بايد توجه داشت كه انسان هيچ گاه نيازهاي عاطفي اش از ديگران خصوصا والدين و نزديكان قطع نمي شود و انسان همواره تا پايان عمر اين نياز عاطفي را دارد منتها ميزان آن در مقاطع و دوره هاي گوناگون سني فرق مي كند و اسلام كه امر واجب به حفظ صله رحم مي كند بيانگر اين حقيقت است كه بريدگي محض و جدايي مطلق از خانواده مطلوب نيست و انسان همواره بايد روابط عاطفي خود را با خانواده به ويژه والدين حفظ كند ولو اين كه در جنبه هاي ديگر زندگي مثلا جنبه هاي اقتصادي، فرهنگي و... خود را نيازمند به خانواده نمي بيند و به خود اتكائي دست يافته است.