• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
عضویت در خبرنامه
کد سوال :
جستجو :
کد سوال : 3321
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اخلاق و عرفان
پرسش : چند ذكر كه آيت الله بهجت روي آنها تأكيد دارند را براي من بنويسيد؟
پاسخ : نماز با حضور ايشان حكايت مي كند كه ايشان به چندين ذكر عنايت خاص دارند: 1- صلوات بر محمد و آل محمد(ص) همراه با عبارت H}«و عجل فرجهم والعن من عاداهم»{H كه در بردارنده درود بر محمد و آل محمد(ع) و دعا براي تعجيل در فرج و نفرين و لعن دشمنانان آنان است. 2- دعاي فرج در قنوت نمازها H}«لا اله الا الله الحليم الكريم، لا اله الا الله العلي العظيم، سبحان الله رب السموات السبع و رب الارضين السبع و ما فيهن و ما بينهن و رب العرش العظيم، والحمد لله رب العالمين».{H 3- اين دعا در سجده آخر نماز H}«وافعل بنا ما انت اهله و لا تفعل بنا ما نحن اهله».{H 4- ايشان به طور دايم و پيوسته مشغول خواندن زيارت عاشورا مي باشند. 5- تأكيد دارند كه به هر چه مي دانيد عمل كنيد و اين كار راهنما و مرشد شما مي باشد و باعث مي شود كه از اموري كه نسبت به آنها آگاهي نداريد آگاهي و اطلاع يابيد. 6- عنايت ويژه به مراسم يادبود اولياي الهي و ائمه معصومين(ع). 7- حضور در حرم كريمه اهل بيت (حضرت معصومه(س« در هر روز. 8- تأكيد فراوان بر دوري از گناه و عمل به وظايف شرعي.
کد سوال : 3322
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اخلاق و عرفان
پرسش : چه چيزهايي باعث مي شود كه انسان هم دنيا را داشته باشد و هم آخرت را؟
پاسخ : قبل از هر چيز بزرگى روح و بزرگوارى شما را جهت انجام وظايف عرفى و شرعى و تلاش براى كسب رضاى خدا را تبرك مى‏گوييم. آنچه از نامه شما به خوبى به دست مى‏آيد آن است كه به اين نكته مهم توجه داريد كه نبايد عرفان و سير و سلوك، آدمى را از وظايف فردى و اجتماعى دور كند و اين همان روش پيامبران و امامان و اولياء شايسته خداوند است كه در مضمون حديث شريف زير متجلى است: «كن فى الناس ولا تكن معهم؛ در ميان مردم باش ولى هضم در آنان نباش» و از ويژگى‏هاى ممتاز «امامان» نسبت به برخى «عرفا» آن است كه عبادت‏ها و تلاش‏هاى خودشان را تنها در سير «من الخلق الى الحق» خلاصه نمى‏كنند بلكه سير «من الحق الى الخلق، فى الخلق الى الحق» را نيز دارا مى‏باشند ودر عين حضور در جامعه به مقام «فناء فى الله» نيز نائل شده‏اند. در چنين سير و سلوكى است كه بيشترين مبارزه براى دفع و رفع وسوسه‏هاى شيطانى انجام مى‏پذيرد و بيشترين فشار را از ناحيه رفتار مردم، انسان سالك بايد تحمل كند و تمامى اين تلاش‏ها است كه وقتى بر مدار حق و اخلاص انجام مى‏گيريد. موجب سنگينى كفه ترازوى عمل و ايمان مى‏شود و مصداق اين آيه شريفه مى‏شود كه: «فاما من ثقلت موازينه فهو فى عيشة راضية؛ هر كه سنجيده‏هايش سنگين برآيد، پس وى در زندگى خوشى خواهد بود»، V}(قارعه، آيه 6 و 7).{V بنابراين تمامى وسوسه‏ها و غفلت‏ها و محدوديت‏ها، اگر چه از يك سو موجب كندى ظاهرى سير و سلوك مى‏شود، ولى از سوى ديگر همچون موانع در ميدان رزم است كه عبور از آنها انسان سالك را ورزيده‏تر مى‏كند و لذت «وصال» پس از «هجران» را براى آدمى محسوس‏تر مى‏كند. بنابراين بدون آن كه انگيزه خود را نسبت به وظايف فردى و اجتماعى و ادامه تحصيل از دست بدهيد. تلاش كنيد علاوه بر تداوم تلاوت و تدبر در قرآن و مطالعه سنت و سيره پيامبر و امامان(ع) از ارتباط با بزرگان معاصر و آثار مكتوب اولياء خدا نيز بهره‏مند شويد و با پى‏گيرى برنامه «مشارطه، مراقبه و حاسبه» در هر شبانه‏روز طى مراحل سير و سلوك را براى خود هموارتر سازيد. براى تقويت اراده بايد دانست كه: فرد با اراده كسى است كه داراى هدفى معقول بوده و تا موقعى كه به آن نرسيده است، از تعقيب آن باز نمى‏ايستد. مشكلات و موانع روانى يا مادى، به اراده و عزم او لطمه نزده و از پيشرفتش جلوگيرى نمى‏كند. بنابراين در اولين گام، براى رفع اضطراب و كسب روحيه قوى بايد هدف و يا اهداف دقيق و مشخص خود را از زندگى يا كارى كه مى‏خواهد انجام دهد، براى خويش ترسيم نمايد. طبيعى است اين هدف، بايد معقول، قابل دستيابى، بدون افراط و تفريط، مطابق توان و استعداد فرد و واقع بينانه باشد؛ نه آن كه آرمانى و بلند پروازانه و خارج از توانايى‏هاى وى باشد. در اين صورت در صحنه عمل وقتى با مشكلات و سختى‏هاى طاقت‏فرسا و خارج از توان خود، رو به رو شد و با شكست‏هاى احتمالى به هدف مورد نظر خود دست نيافت؛ نااميد و دلسرد شده و از ادامه كار منصرف مى‏گردد. هم چنين از انجام كارهاى ديگر منصرف مى‏شود. و خود را ناتوان وبى اراده تلقّى مى‏كند. دومين گام، شناخت توانايى‏ها و استعدادهاى نهفته در وجود خويش است. همه ما در وجود خود از استعدادهايى برخورداريم، كافى است اين نيروها را بشناسيم و براى رسيدن به هدف، آنها را به كار گيريم. سومين گام، برنامه‏ريزى است. بايد براى تمام كارها و فعاليت‏هاى شبانه‏روزى، برنامه‏اى مدوّن و منظم داشته باشيد. بدين منظور از جدولى استفاده كنيد كه در ستون افقى آن، ساعات شبانه‏روز و در ستون عمودى، ايام هفته را يادداشت كرده و تمام كارهاى روزانه را در آن درج كنيد (از خواب و استراحت تا عبادت، ورزش، مطالعه و...). هر فعاليتى را در زمان خاص خود در جدول بنويسيد و هيچ زمانى را بدون كار خالى نگذاريد. هر روز صبح با نگاهى به آن برنامه، به اجراى دقيق آن بپردازيد و شبها قبل از خوابيدن، آن را محاسبه و ارزيابى كنيد؛ شايسته است همچون يك محاسبه‏گر جدى و قاطع، فعاليت‏هاى روزانه و ميزان موفقيت خود در انجام دادن كارها را بررسى كنيد. در صورت موفقيت خود را تشويق كنيد و در صورت تخلّف از برنامه و سهل‏انگارى در اجرا، خود را تنبيه نماييد. چهارمين گام، تلقين است. تلقين به خود در تقويت اراده اثر قابل ملاحظه‏اى دارد. بنابراين هر روز جملاتى را به خود تلقين كنيد؛ مانند: «من اراده لازم براى انجام كارهايم را دارم» هيچ چيزى نمى‏تواند اراده‏ام را متزلزل كند»، «آنچه را كه به نظرم انجام دادنى است انجام مى‏دهم، هيچ قدرتى نمى‏تواند مرا از آن باز دارد»، «اراده من هر روز محكم‏تر مى‏شود»، «بر من لازم است كه موفق شوم؛ زيرا موفقيت از آنِ نيرومندان است» و... پنجمين گام، توجه به تدريجى بودن تقويت اراده است. براى به دست آوردن اراده‏اى قوى و محكم، تدريجى بودن آن و نياز به تمرين و ممارست امرى لازم و ضرورى است. گمان نكنيد مى‏توانيد به طور دفعى و بدون هيچ تلاشى، به آن دست يابيد. بنابراين به راه كارهاى عملى زير توجّه نموده، به آنها عمل كنيد: 1. هر روز صبح حداقل 20 دقيقه به طور مرتب و در ساعتى معين ورزش كنيد؛ 2. سحرگاهان يا صبح گاهان، هرگاه كه بيدار شديد بى درنگ برخيزيد و از رختخواب بيرون رويد. حتّى اگر خواب آلودگى مزاحمتان است، از اتاق بيرون رويد و قدرى نرمش كنيد تا خواب آلودگى از بين برود؛ 3. در صورت امكان، چند دقيقه قبل از اذان صبح از خواب بيدار شده، نماز شب بخوانيد و اگر در آن وقت بيدار نشديد، قضاى آن را به جا آوريد؛ 4. مقيد باشيد هر روز تعداد آيات معينى را قرائت كنيد؛ مثلاً 30 تا 50 آيه و در صورت تمايل در هفته‏هاى بعد به ميزان آن بيفزاييد؛ 5. كارهايى را كه به عهده مى‏گيريد ناتمام رها نكنيد و آنها را به نحو احسن و تا رسيدن به نتيجه مطلوب ادامه دهيد. 6. هرگز در كارها نااميد نشويد و با حالت تهاجمى براى پى‏گيرى و به انجام رساندن كارهاى ناقص و ناموفق، جديت به خرج دهيد. در جلد دوم طرائف الحكم، چاپ اول، ص 21 از حضرت اميرالمؤمنين(ع) روايت شده كه حضرت پيغمبر(ص) هر موقع كه اضطراب و اندوهى بر آن حضرت روى مى‏داد اين دعا را مى‏خواند: H}«يا حى يا قيوم، يا حيا لايموت، يا حى لا اله الا انت كاشف الهم مجيب دعوة المضطرين، اسألك بان لك الحمد لا اله اله الا انت، المنان، بديع السموات والارض، ذوالجلال والاكرام رحمان الدنيا والاخرة و رحيمها رب ارحمنى رحمة تغنيى بها عن رحمة من سواك يا ارحم الراحمين»{H؛V} (داروخانه معنوى، رضا جاهد، انتشارات هاتف، چاپ دهم 1378، ص 67).{V در پايان براى تقويت ارتباط با خدا توجه شما را به يك راه‏كار مهم معنوى جلب مى‏كنيم. در روايات آمده است كه: در دل آدمى دو گيرنده و گوش وجود دارد. يكى صداى رحمان را مى‏شنود كه آدمى را دعوت به تقوا و خير و صلاح و ايمان مى‏كند و گوش ديگر نداى شيطان را دريافت مى‏كند. در آيات قرآن نيز اين مطلب آمده است كه: «فالهمها فجورها و تقويها؛ راه فجور و تقوا هر دو به انسان نمايانده شده تا وى كدام يك را در خود تقويت نموده و برگزيند». شايد بارها اين تجربه براى شما تكرار شده باشد كه هنگام انجام كار نيكى و يا برخاستن براى نماز شب، دو نيروى تشويق‏كننده و بازدارنده به سراغ شما مى‏آيد و براى لحظاتى با خود درگيرى درونى پيدا مى‏كنيد. اينجا همان مرحله تصميم‏گيرى است كه كدام سو را انتخاب كنيد. مطمئن باشيد اگر به هاتف رحمانى پاسخ مثبت دهيد، رفته رفته نيروى معنوى شما تقويت مى‏شود و الهامات رحمانى بيشتر رو به سوى شما مى‏آيد و اوهام شيطانى سريع‏تر از شما دور مى‏شود. اين همان است كه از آن به «جهاد اكبر» ياد مى‏شود و اين همان دوام ذكر در طول شبانه‏روز مى‏باشد بدون اين كه از تحصيل و كار و روابط با ديگران كناره‏گيرى كرده باشيد. چنين زندگى، شيوه اوليا خداست كه در عين حضور در عرصه‏هاى مختلف زندگى و جامعه هميشه در درون با خدا و شيوه اوليا خداست كه در عين حضور در عرصه‏هاى مختلف زندگى و جامعه هميشه در درون با خدا و فرشتگان رحمانى در ارتباطند و بدون گوشه‏گيرى و ايجاد حساسيت، سير و سلوك معنوى خود را طى مى‏كنند. در نتيجه بر پايداري بر صراط مستقيم، آن چه لازم است اين است كه انسان بايد دائما در حال مراقبه از نفس خويش باشد و لحظه‏اى زمام نفس را به دست شيطان ندهد. غرور و اطمينان به نفس، خود زمينه‏ساز گمراهى و اغواى آن مى‏شود. پيامبر اكرم(ص) در نمازهاى خود اين دعا را مى‏فرمود: H}«الهى لا تكلنى الى نفسى طرفة عين ابدا؛{H خداوندا مرا لحظه‏اى به خودم وا مگذار» وقتى يكى از همسرانش با اشاره به مقام بلند حضرت نزد خدا از او علت اين دعا را پرسيد، حضرت فرمود: خداوند برادرم يونس را لحظه‏اى به حال خود واگذاشت و آمد به سر او آنچه كه آمد. بنابراين بهترين راه براى عاقبت به خير شدن مراقبت دائم از نفس خويش است يا به عبارت ديگر مطمئن‏ترين راه و روش، ايمان و عمل صالح است. خداوند در سوره العصر مى‏فرمايد: «به عصر قسم كه انسان‏ها همه در زيانند . مگر كسانى كه ايمان آورده و اعمال صالح انجام داده‏اند و يكديگر را به حق سفارش كرده و يكديگر را به شكيبايى و استقامت توصيه نموده‏اند». ايمان اولين و اساسى‏ترين و محكم‏ترين ريسمان نجات است و مطمئن‏ترين ضامن عاقبت به خيرى مى‏باشد.H} «عن ابى عبداللّه‏(ع)... و قال فى قوله عزّ وجلّ «فقد استمسك بالعروه الوثقى» قال: هى الايمان باللّه‏ وحده لاشريك له…››{H. عمل صالح ركن ديگرى است كه انسان را از خسران، زيان و عاقبت به شرى نجات مى‏بخشد، چنان كه سوره العصر بدان گواهى مى‏دهد و در حديثى از اميرالمؤمنين على(ع) وارد شده: H}«انكم ان اغتنمتم صالح الاعمال، نلتم عن الاخرة نهاية الآمال؛{H تحقيقا چنين است كه اگر شما اعمال صالح را مغتنم شمريد به آن غايت بلند آرزوهاى اخروى خواهيد رسيد»، V}(الغرر والدرر، باب العمل، به نقل از سرالاسراء، استاد على سعادت‏پرور، ج 2، ص 209).{V بنابراين با دو بال ايمان و عمل صالح بايد از پستى خسران و عاقبت به شرى، به بلنداى رضوان، عرفان و عاقبت به خيرى پرواز كرد. براى آگاهى بيشتر ر.ك: 1- راه گريز از شور بختى، انتشارات الزهرا. 2- تقوا، شهيد عبدالحسين دستغيب.
کد سوال : 3323
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اخلاق و عرفان
پرسش : بهشت را كاملا توصيف كنيد و راههاي ورود به آن را بنويسيد؟
پاسخ : توصيف بهشت در برخي سوره ها مانند «واقعه و صافات» به طور مشروح بيان شده كه به برخي از آن موارد و راه هاي وورد به بهشت اشاره مي كنيم. اولاً: معيار رستگارى در آخرت و رفتن به بهشت ايمان و اعمال انسان است. هر كس كه عمل صالح داشته باشد ان شاء الله وارد بهشت مى‏شود. ... « الذين آمنوا و عملوا الصالحات». ثانيا: شفاعت يامبر اكرم(ص) و امامان(ع) و اولياى الهى نيز شامل تعداد زيادى از مسلمانان و مؤمنان خواهد شد و آنان نيز وارد بهشت مى‏شوند. ثالثا: همه اهل ايمان حتى كسانيكه احيانا مشكل داشته باشند در نهايت وارد بهشت خواهند شد و اگر هم عذاب و سختى ببينند براى مدتى موقت است. اما بعد از مدتى آنها نيز به بهشت مى‏روند. رابعا: مى‏دانيد كه بهشت هشت درب دارد و جهنم هفت و اين نشانه آن است كه راه هاي ورودي بهشت بيش از جهنم است. به طور مثال اگر حواس پنجگانه و شهوت و غضب انسان راه ورودي جهنم است اين هفت در به اضافه عقل راه ورودي به بهشت مي باشند. خامسا: خداوند متعال كه آفريدگار بندگان است آنها را هم دوست دارد لذا در نعمت‏هاى خود آنها را بهره‏مند مى‏كند مگر كسانى كه خيلى شقاوتمند و نا صالح ند. با توجه به اينمطالب و مطالب بسيارى ديگر كه از قرآن و روايات استفاده مى‏شود. هيچ دليلى بر اينكه اهل جهنم بيشتر از اهل بهشت هستند نداريم. بله همه بهشتيان در يك مقام و مرتبه نيستند چنان كه دوزخيان نيز همه در يك مرتبه از عذاب نيستند. دوست گرامي! آنچه که در اينجا به اجمال مي توان آورد اين است: 1- آنچه از نظر فرآن کريم و روايات اسلامي مسلم است اين که همانطوري که اهل جهنم به تناسب بديهايشان سختي و عذابشان گوناگون است، اهل بهشت هم به فراخور اعمالشان داراي درجات و کمالات مختلف هستند. از اين رو بهشت داراي مراتب و درجات متفاوت است: «فأولئک لهم الدرجات العلي» (اهل ايمان و عمل صالح داراي درجات عالي هستند)V}(طه (20)، آيه 75){V؛ «والآخره اکبر درجات» (درجات آخرت و برتريهايش از اين هم بيشتر است)V}(اسراء (17)، آيه 22){V 2- با عنايت به مطلب نخست، در بهشت نعمتهاي گوناگوني وجود دارد که اهل ايمان و عمل صالح از آن بهره مند مي شوند. اما برترين و بهترين لذت ها محبت و خشنودي خداوند متعال مي باشد، و به تعبير ديگر هيچ لذتي در بهشت به درجه خشنودي و محبت الهي براي انسان بهشتي شادي بخش نيست و حتي لذتهاي ديگر در پرتو اين لذت ارزشمند مي نمايد. قرآن در آيات متعددي بدان اشاره مي کند که در اينجا به ذکر يک آيه مي پردازيم: «وعد الله المؤمنين و المؤمنات جنات تجري من تحتها الانهار خالدين فيها و مساکن طيبه و جنات عدن و رضوان من الله الکبر ذلک هو الفوز العظيم؛ خداوند به مردان و زنان با ايمان، باغهائي از بهشت وعده داده که نهرها از زير درختانش جاري است، جاودانه در آن خواهند ماند، و مسکن هاي پاکيزه اي در بهشت هاي جاويدان (نصيب آنها ساخته) و (خوشنودي) و رضاي خدا (از همه اينها) برتر است، و پيروزي بزرگ همين است››V}(توبه (19)، آيه 72){V البته اين لذت و رضوان الهي از آن کساني است که در دنيا همه اعمال خود را بر پايه رضاي خداوند قرار داده باشند يعني عباداتشان بر اصل حب و حمد الهي استوار شده است. چنان که در کلام نوراني امير مؤمنان (عليه السلام) آمده است: H}«ان قوما عبدوا الله رغبه فتلک عباده التجار، و ان قوما عبدوا الله رهبه فتلک عباده العبيد، و ان قوما عبدوا الله شکرا فتلک عباده الاحرار{H؛ همانا گروهي خدا را به انگيزه بهشت مي پرستند که اين عبادت تاجران و سودگران است، و گروهي نيز خدا را به خاطر هراس و عذاب جهنم عبادت مي کنند که اين شيوه بردگان است، و نيز گروهي خدا را به خاطر شکر و سپاسش مي پرستند که اين شيوه عبادت آزادگان است››V}(نهج البلاغه، حکمت 237؛ اصول کافي، ج2، ص68، ح5){V امام علي عبادت خود را از نوع گروه سوم مي داند و مي فرمايد: H}«الهي ما عبدتک خوفا من عقابک و لا طممعا في ثوابک و لکن وجدتک اهلا للعباده فعبدتک{H؛ معبودا! هيچگاه تو را به خاطر ترس از عذاب و يا طمع به پاداش نپرستيدم، بلکه چون تو را شايسته عبادت يافتم، بندگي مي کنم››V}(بحار، ج41، ص14){V در روايات امامان معصوم نيز محبت و خوشنودي خداوند به عنوان پاکترين و زيباترين لذت اهل بهشت خوانده شده است. امير مؤمنان -عليه السلام- در بيان علت آن مي فرمايد: اهل بهشت هنگامي که با نعمت هاي گوناگون در بهشت روبرو مي شوند دلهايشان چنان از وجد و سرور افروخته مي گردد که زبان به سپاس و شکر الهي مي گشايند و همه آن نعمتها را در برابر رضوان خداوند ناچيز مي نگرند و هدف نهائي را در اين مي دانند که قرآن بازگو مي فرمايد: «و آخر دعويهم ان الحمد لله رب العالمين» (و آخرين سخنان اهل بهشت اين است که حمد مخصوص پروردگار عالميان است)V}(يونس (10) آيه 10){V امام سجاد نيز با تکيه بر بيان قرآن مي فرمايد: خداوند به اهل بهشت در بهشت مي فرمايد: بهترين لذت براي شما، رضايت و محبت من است.V}(ميزان الحکمه، ج1، ص433، باب 557، ح2613){V نکته پاياني آن که قرب الهي که موجب رضا و رضوان عظيم خداوند است در واقع بالاترين کمالي است که فطرت انسان در پي آن مي رود. پس همان طوري که ارتباط با خدا در دنيا زندگي آدمي را در همه ابعادش آرامش بخش مي کند در آخرت که سراي ابدي به شمار مي آيد برترين آرزوها همين رضايت الهي است که هر نعمت ديگري در پرتو آن لذت آفرين خواهد بود.
کد سوال : 3324
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : بالاخره بعد از اينكه معلوم شد خون من با خون بعضي ها فرق دارد و آنها سربازي خود را خريدند و من نتوانستم سربازيم را بخرم . 2 سال سربازي را گذراندم ولي اكنون اكثر آنها بر سر كار هستند. ازدواج كرده اند و براي خودشان كسي شده اند ولي من تازه اول راهم. هر جا مي روم كار پيدا نمي كنم. يا رشته ام را نمي خواهند و يا معدل من كم است و يا ... و يا پارتي ندارم. آقا من نمي خواهم پدر 70 ساله ام با الاغي كه به درشكه اش بسته و در شهر با چشم كورش (ضعيف اش) روزي 500 تومان كار مي كند و مادرم، مادري كه مجبور است با فروش ... در زير آفتاب گرم بازار....... روزي 200 تا 500 تومان خرج خانواده اش و پسر فارغ التحصيل خود را بدهد. آقا من كار مي خواهم. فقر دارد ايمانم را نمازم و ... را مي گيرد به دادم برسيد من نمي خواهم بروم CD بفروشم، نمي خواهم بروم ماهواره بفروشم و ... زيرا نه هم ايمانم اجازه مي دهد و نه هم مي توانم ولي مي ترسم كه با ادامه بي كاريم، صبرم شكسته شود. آقا من پارتي ندارم به استخدام دربيايم و نيز سرمايه براي كار آزاد ندارم. با توجه به مطالب بالا بايد چه كار كنم؟
پاسخ : دانشجوي گرامي! سلام گرم ما را از راه دور پذيرا باشيد. ما نيز پذيراي درد دلهاي شما عزيزان هستيم و با گوش جان پاي صحبت هاي درد آلود شما مي نشينيم و حداقل با شما همدردي مي كنيم. گرچه هيچكدام از اينها براي شما كار نمي شود و درد اصلي شما را درمان نمي كند و صرفا بيان يك همدردي است و شايد در اين ميان راهكاري نيز ارائه شود تا براي تخليه فشارهاي روحي و هيجاني شما مفيد واقع شود و شعله هاي اميد را در دل شما روشن نگاه دارد. آنچه شما بيان كرديد بخشي از دردهاي جامعه جوانان پر انرژي و جوياي كار ماست. حقيقت اين است كه جامعه فعلي ما جوان ترين جمعيت را در بين كشورهاي دنيا به خود اختصاص داده و اين جوان بودن اكثر جمعيت گرچه في حد نفسه يك سرمايه بزرگ ملي است اما تبعات و معضلاتي را نيز به دنبال دارد كه يكي از آنها بيكاري بخش قابل توجهي از جوانان كشور است و به دنبال بيكاري معضلات اخلاقي ديگري است كه خانواده ها به آن مبتلا مي شوند مانند اعتياد، فساد اخلاقي و ... آنچه اين درد فراگير بيكاري را مضاعف مي كند عدم اجراي عدالت اجتماعي در سطوح مختلف كشور و وجود پارتي بازي ها و جايگزين شدن روابط به جاي ضوابط و قانون است. اينها همه درد است و بيشترين قشري كه بايد اين دردها را تحمل كند نسل جوان است. البته ناگفته نماند كه ما ضمن اينكه به وجود اين دردها اعتراف مي كنيم اين حقيقت را نيز بايد بپذيريم كه اولا مشكل بيكاري و عدم عدالت اجتماعي صرفا مشكل كشور ما نيست و ثانيا دولت ما نيز از وجود چنين مشكلي غافل نيست و دائما در حال مقابله با اين مشكل و ساير مشكلات جامعه است و در اين سالهاي اخير براي بسيار از افراد جوياي كار اشتغال ايجاد شده. منتها هنوز بخش غظيمي از افراد به آن مبتلا هستند. سوال اينجاست كه خوب ما در اين وضعيت چه بايد بكنيم و جوان بيكار ما چه راهي را بايد در پيش بگيرد. طبيعي است كه راهكارهاي متعددي پيش روي جوان و جود دارد كه بعضي از آنها راههاي انحرافي و به عبارتي بيراهه است كه جنابعالي به برخي از آنها اشاره فرموديد. قطعا شما كه جواني با ايمان و نيك سيرت هستيد حاضر نخواهيد بود ايمان خود را به ثمن بخس و بهاي ناچيز دنيا بفروشيد چه اينكه خداوند مي فرمايد «متاع الدنيا قليل» يعني فروختن ايمان و آخرت به همه دنيا از ناحيه مؤمن شايسته نيست. زيرا دنيا با همه زرق و برقش متاع قليل و ناچيز است و هرگز مؤمن واقعي حاضر نيست آخرت خود را به دنيا بفروشد زيرا قرآن مي فرمايد «و الآخره خير و ابقي»V}(سوره اعلي){V مؤمن واقعي كسي است كه سختي ها را تحمل كند و با استعانت از صبر و نماز مشكلات را بر خود هموار نمايد و اين وعده خداست كه بعد از تحمل سختي ها، گشايش و آساني است، «ان مع العسر يسرا»V}(سوره الم نشرح){V خداوند متعال همواره انسانها را مي آزمايد. بعضي را مبتلا به سختي ها، گرفتاري ها، دردها و مصيبت ها مي كند و بعضي را با رفاه و آسايش و وفور نعمت آزمايش مي كند. قطعا آن كساني از اين امتحانات موفق خارج خواهند شد كه راه خدا را در پيش گيرند و از هرگونه انحراف و تخطي خود را حفظ كنند و شما انشاءالله از اين دسته پيروز و موفق خواهيد بود. علاوه بر آنچه بيان شد به شما پيشنهاد مي كنيم عين همين نامه را براي مسئولين دولتي مربوط به اشتغال جوانان ارسال كنيد و مشكلات و معضل خود را براي آنها بيان كنيد و به طور جدي از آنها تقاضاي كار كنيد. اشتغال حق طبيعي شماست و وجود بعضي موانع و ناهنجاري هاي اجتماعي و اداري نبايد شما را دل سرد كند. شما بصورت جدي دنبال اين مسئله باشيد و با اين مسئله فعال برخورد كنيد قطعا زودتر به نتيجه مي رسيد. ولي اگر منفعل برخورد كرديد مسلما بيكاري شما بيشتر ادامه پيدا خواهد كرد. البته در ضمن پيگيري اشتغال سعي كنيد در اين فرصتي كه داريد كاري را ولو كارهاي سطح پائين پيدا كنيد. مثلا اگر كسي را شناسائي كنيد كه داراي سرمايه هست و به دنبال يك نيروي كار مي گردد خود را به او معرفي كنيد و براي او كار كنيد. كار كردن عيب نيست ولو در پائين ترين سطح باشد. ما افراد فارغ التحصيل زيادي را در رشته هاي مهم مانند مهندسي و ... مي شناسيم كه همين مشكل شما را دارند ولي كارهاي سطح پائين تر مانند رانندگي و مسافركشي در سطح شهر را فعلا انجام مي دهند. اين كار هم مشكل اشتغال شما را بصورت موقت حل مي كند و هم از نظر اقتصادي براي شما مفيد خواهد بود و هم از آلوده شدن به كارهاي انحرافي جلوگيري مي كند. به اميد روزي كه اين مشكل اساسي در جامعه ما حل شود و شما جوانان عزيز و با ايمان از گرفتاري بيكاري و معضلات آن نجات پيدا كنيد.
کد سوال : 3325
موضوع : تاريخ و سيره
پرسش : چه كساني در تشييع جنازه حضرت زهرا(س) حضور داشتند؟ (همچنين لطف بفرماييد چون گذشته منابع پاسخگويي را براي مطالعه بيشتر اينجانب ذكر بفرماييد.)
پاسخ : براساس برخي از روايات، وقتي كه شب فرا رسيد، حضرت علي(ع) به پسرش حسن گفت: برو ابوذر را بياور. امام حسن رفت و ابوذر را صدا كرد. ابوذر آمد و علي(ع) بدن فاطمه زهرا را به جايگاه نماز آورد و بر آن نماز خواند V} (بحارالانوار، ج 43، ص 215، چاب بيروت).{V اين روايت تنها ابوذر را ياد آوري كرده است. در روايتي ديگري آمده است كه كساني كه بر بدن فاطمه زهرا(س) نماز خواندند عبارتند از: علي(ع)، سلمان، ابوذر، مقداد، عمار، حذيفه و عبدالله بن مسعود V} (بحار، ج 43، ص 210).{V در روايت ديگري آمده است: كساني كه بر بدن فاطمه زهرا(س) نماز خواندند عبارتند از: علي(ع)، حسن، حسين، عباس، فضل بن عباس، سلمان، ابوذر، مقداد، عمار، حذيفه، عبدالله بن مسعود، عقيل و بريده V} (بحار، ج 43، ص 183 به نقل از تاريخ طبري).{V بنابراين مي توان گفت كه اين افراد در تشييع و نماز بر بدن فاطمه زهرا شركت داشتند: علي(ع)، امام حسن(ع)، امام حسين(ع)، سلمان، ابوذر، مقداد، عمار، حذيفه، عباس، فضل بن عباس، عقيل، عبدالله بن مسعود، بريده.
کد سوال : 3326
موضوع : تاريخ و سيره
پرسش : «هاني بن عروه» كيست؟ و دليل اينكه آرامگاه او زيارتگاه مسلمانان است چيست؟ (همچنين لطف بفرماييد چون گذشته منابع پاسخگويي را براي مطالعه بيشتر اينجانب ذكر بفرماييد.)
پاسخ : هاني بن عروه مذحجي مردي بود كه در تشيع گامي استوار داشت و از قاريان به نام و اشراف كوفه به شمار مي رفت. هاني رهبري تعداد زيادي از مردم كوفه را به عهده داشت. او وقتي همپيمانان خود را با افراد خودش فرا مي خواند سي هزار نفر گرد او جمع مي شدند. هاني از خواص اصحاب علي(ع) بود و در جنگ جمل، صفين و نهروان در خدمت علي(ع) بود. هاني پيامبر اسلام را هم ديده بود و از صحابه به شمار مي رفت. هاني به هنگام شهادت، نود سال داشت V}(قصه كربلا، نظري منفرد، ص 106، پاورقي، به نقل از مقتل مقرم).{V مسلم بن عقيل نماينده امام حسين(ع) وقتي كه به كوفه آمد، در خانه مختار ثقفي اقامت كرد و وقتي كه عبيدالله به كوفه آمد، از خانه مختار به خانه هاني بن عروه نقل مكان كرد و در همين خانه در حدود 25 هزار نفر با مسلم بيعت كردند. روزي عبيدالله بن زياد فرماندار جديد كوفه به خانه هاني آمد و مسلم در همين خانه بود، به هاني پيشنهاد كردند كه عبيدالله ترور شود ولي هاني نپذيرفت. عبيدالله از محل اقامت مسلم با خبر شد و چند نفر نزد هاني فرستاد تا او را نزد عبيدالله بياورند. مأموران عبيدالله هاني بن عروه را به دارالاماره بردند. عبيدالله زير لب گفت: قرباني با پاي خود به قربانگاه آمده است. عبيدالله به هاني گفت: اين چه آشوبي است كه به پا كردي؟ هاني انكار كرد ولي با ديدن جاسوس عبيدالله گفت: مسلم را من دعوت نكرده ام، او خودش آمده است. عبيدالله گفت: بايد مسلم را تحويل بدهي، هاني گفت: او ميهمان من است و نمي توانم تحويل بدهم، عبيدالله پافشاري كرد ولي هاني نپذيرفت. به دستور عبيدالله هاني بن عروه را در قصر زنداني كردند. وقتي مسلم بن عقيل و قبيله هاني از ماجرا با خبر شدند، با چهار هزار شمشيرزن به دارالاماره حمله كردند و عبيدالله با تدابير خاصي اين نيروها را از حمله به داخل دارالاماره منصرف ساخت. نيروهاي عبيدالله براي دستگيري مسلم به محل اقامت او حمله كردند و پس از درگيري، مسلم را دستگير و به دارالاماره بردند. به دستور عبيدالله مسلم بن عقيل را كشتند و پس از آن هاني بن عروه را دست بسته به بازار آوردند و گردن زدندV}(بحارالانوار، ج 44، ص 341 به بعد - منتهي الامال، ج 1، ص 576، چاپ هجرت - قصه كربلا، ص 105 به بعد ).{V
کد سوال : 3327
موضوع : سياسي و انديشه سياسي
پرسش : براي مشروعيت يك حكومت اسلامي يا غير اسلامي يكي از مهمترين ركن هاي آن مقبوليت است چنانچه حضرت علي(ع) بعد از 25 سال كه مقبوليت بدست آورد توانست حاكم شود در نظام ما نيز با توجه به بحث برگزاري رفراندوم چرا براي تثبيت اين مقبوليت به آراي عمومي مراجعه نمي شود البته متذكر شوم راهپيمايي هاي 22 بهمن و ... يك نمايش است و تمام ملت ايران آنها نيستند در تهران با جمعيت بيش از 12 ميليون نفر حداقل 200 هزار نفر پيدا مي شوند (با ارادهء خود يا تهديد يا تطميع) به راهپيمايي ها بيايند ولي با مراجعه به آراي مردم در يك انتخابات آزاد مي توان تكليف اين انقلاب را روشن نمود و از اين همه بحث و درگيريهاي بي پايه و اساس براي كسب قدرت جلوگيري نمود.
پاسخ : به يقين نظام اسلامي ايران يكي از مردمي ترين نظام هاي سياسي است كه از بدو شكل گيري تاكنون و در تمامي زمينه ها از انتخاب مسؤولين گرفته تا تصميم گيري و... متكي به آراء مردمي و نمايندگان آنان است و اين واقعيتي است غير قابل انكار و خدشه ناپذير. اما از آنجا كه حكومت هاي دروغين ليبرال دموكراسي و وابستگان آنان در داخل كشور - كه داراي ماهيتي كاملا ضد مردمي بوده و چنين حكومت مردمي را بر نمي تابند و پيشرفت آن را موجب رسوايي و اضمحلال خود مي بينند - دست به ايجاد شك و ترديد پيرامون مشروعيت مردمي ترين نظام سياسي يعني جمهوري اسلامي ايران مي زنند و براي فريب و دلسرد نمودن نسل جوان شبهاتي بي پايه در جهت به چالش كشاندن و زير سؤال بردن وجهه مردمي نظام اسلامي، مطرح مي كنند و در نهايت سخن از برگزاري رفراندم مجدد به ميان مي آورند. واقعيت اين است كه طرح اين قبيل موضوعات از سوي گروه هاي ضد مردمي وابسته به بيگانگان، بيانگر اين حقيقت است که طراحان آن، يا به کلي از واقعيت ها و حقايق دوران انقلاب اسلامي و پس از آن بي خبرند و يا اين که خود را به بي خبري و ناداني مي زنند. مسلما طرح چنين مطالبي خلاف حقايق تاريخي و واقعيات کنوني جامعه بوده و توهين بزرگ به ملت فهيم و آگاه ايران است. جهت آشنايي با اين قبيل شبهات، به اختصار، در خصوص هر کدام نکاتي را بيان مي نماييم: الف) گاهي چنين القاء مي كنند كه «مردم در زمان انقلاب اسلامي به آنچه نمي خواستند علم داشتند ولي نمي دانستند چه مي خواهند» اما نگاهي واقع بينانه به محتواي اعلاميه ها، سخنراني ها، شعارها، تظاهرات و... که در زمان قبل از انقلاب و سال هاي پيش از آن مطرح بوده و به کرات از سوي رهبران فکري مذهب و اکثريت قاطع مردم به کار مي رفت بطلان اين موضوع را ثابت مي کند. مثلا اصل مهم ولايت فقيه که به عنوان مهمترين رکن نظام جمهوري اسلامي است از مدت هاي پيش از پيروزي انقلاب (در سال 1322ش) از سوي حضرت امام در کشف الاسرار تبيين شده و پس از آن در ساير آثار، مکتوبات دروس خارج فقه و... ايشان بسط و گسترش يافته و از طريق سخنراني شاگردان ايشان و اعلاميه، نوارکاست و... به اطلاع و آگاهي مردم مي رسيد V} (حضرت امام در کشف الاسرار (ص 187 - 185) بيان مي دارد: «حکومت اسلامي حق فقيه جامع الشرايط است و...).{V همچنين تشکيل حکومت براساس آموزه هاي دين مبين اسلام و اجراي احکام و ارزش هاي الهي در جامعه از مهمترين خواست هاي مردم و رهبران فکري مذهبي (تحصيلکردگان حوزه و دانشگاه) آنان بود. ميشل فوکو فيلسوف مشهور فرانسوي و نظريه پرداز فرامدرنيسم که در جريان انقلاب اسلامي به تهران و قم مسافرت کرده و از نزديک شاهد وقوع انقلاب اسلامي بود بر اين واقعيت تأکيد دارد. روح انقلاب اسلامي در اين حقيقت يافت مي شود که ايران ما از خلال انقلاب خود در جست و جوي ايجاد تحول و تغيير در خويش بودند. هدف اصلي آنها ايجاد يک تحول بنيادين در وجود فردي و اجتماعي، حيات اجتماعي و سياسي و در نحوه تفکر و شيوه نگرش بود. ايرانيان در صدد ايجاد تحول در تجربه و نحوه زيستن خود بودند و قبل از هر چيز خود را هدف قرار داده بودند، آنان راه اصلاح را در اسلام يافتند. اسلام براي آنان هم دواي درد فردي و هم درمان بيماري ها و نواقص جمعي بود. فوکو براي درک انقلاب اسلامي، مستقيما به سراغ مردم انقلابي در خيابان ها رفته است. به نظر وي از ديد مردم حاضر در خيابان ها و تظاهرات و درگيري ها، حکومت اسلامي از يک طرف حرکتي براي ارائه نقشي دائمي و تعريف شده به ساختارهاي سنتي جامعه اسلامي و از جانب ديگر راهي براي وارد کردن ابعاد معنوي در زندگي سياسي بود. مفهوم «معنويت گرايي سياسي» قلب تحليل فوکو از انقلاب اسلامي ايران را تشکيل مي دهدV} (جهت اطلاع بيشتر ر.ک: ايراني ها چه رؤيايي در سر دارند؟، ميشل فوکو، ترجمه حسين معصومي؛ و درباره فوکوو انقلاب اسلامي ر.ک: جرعه جاري، مقاله اي پژوهشي پيرامون انقلاب اسلامي، علي ذوعلم).{V مستندات بيشماري از اين نوع همگي حاکي از اين واقعيت است که آحاد مردم ايران با علم و آگاهي کامل خواستار تشکيل حکومتي بر مبناي آموزه هاي اسلامي و اجراي کامل آنها در جامعه خويش بودند و بر اين اساس انقلاب اسلامي را به پيروزي رساندند. ب - گاهي مي گويند «انتخاب اين نظام توسط مردم از روي ناچاري بوده و گزينه هاي بيشتري براي انتخاب بهتر وجود نداشته» اما اين هم به هيچ وجه صحت ندارد؛ زيرا الگوهاي مختلف ليبرال، دموکراسي، نظام سوسياليستي و... مطرح و مدافعان هر کدام به شدت به ترويج ديدگاه هاي خود مي پرداختند. اما عاملي که باعث شد اين الگوها از سوي مردم مورد پذيرش و اقبال قرار نگيرد به اصل شناخت و انتخاب مردم باز مي گردد که از يک سو به ماهيت دروغين و ضد مردمي اين الگوها پي برده بودند و از سوي ديگر با شناخت کامل تشکيل حکومت براساس آموزه هاي اسلام را از صميم جان خواستار بودند. ج - و در جايي مي نويسند: «اول انقلاب نگاه مردم به دين عوامانه و سنتي بود و دين را به صورت ديني تفسير ناپذير و به روز نشده درک مي کردند»، اين نيز با ماهيت و فلسفه قيام مردم ايران و به پيروزي رساندن انقلاب اسلامي از سوي آنان منافات دارد زيرا مردم با علم و آگاهي به اين که اسلام و آموزه هاي آن اختصاص به زمان و مکان خاصي ندارد و توانايي پاسخگويي به مقتضيات نيازها و مسائل روز جامعه را دارد خواهان تشکيل حکومتي منطبق با تعاليم آن شدند. به علاوه اين موضوع به کرات توسط رهبران، معماران و مهندسان فکري انقلاب و روشنفکران ديني نظير حضرت امام، علامه طباطبايي، آيت الله مطهري، دکتر شريعتي و شهيد بهشتي و باهنر و... تبيين و توضيح داده شده بود. د - و يا صحبت از کاريزما بودن حضرت امام(ره) به ميان مي آورند. در اين زمينه نکات ذيل حائز اهميت است: T}مقدمه اول:{T در علوم سياسى حكومت را از حيث منشأ قدرت و مشروعيت به اقسامي تقسيم مي کنند. ماکس وبر منشأ قدرت را سه گونه معرفي مي کند: 1- اگر منشأ آن قداست سنتهاى موجود، كه از ادوار گذشته آن سرزمين به جاى مانده است باشد حكومت سنتى است مانند حكومت‏هاى موروثى و فئودالى. 2ـ پيشوايى (كاريزمايى): حكومتى كه منشأ قدرت آن نبوغ فوق‏العاده، جذبه، نيروى معنوى رهبر آن باشد حكومت كاريزمايى است حكومت پيامبران را از اين دست حكومت‏ها مى‏دانند. 3ـ قانونى ـ عقلايى: حكومتى كه منشأ قدرت آن قدرت قانونى آن است حكومت قانونى ـ عقلايى ناميده مى‏شود كه قدرت آن، قدرت نهاد يافته است. يعنى قدرت از فرد ياافراد صاحب قدرت به يك شخصيت حقوقى انتقال يافته است. حكومتهاى دموكراسى امروز از اين نوع حكومت‏ها مى‏باشند. بر اساس همين تقسيم، منشأ فرمانبرى مردم را نيز از حكومت به سه دسته تقسيم مى‏كنند: 1ـ فرمانبرى ناشى از گرايشهاى سنتى، كه در حكومت‏هاى سنتى است. 2ـ فرمانبرى ناشى از عاطفه و انفعال محض كه در حكومت‏هاى كاريزمايى است. 3ـ فرمانبرى ناشى از اعتقاد عقلايى به اعتبار قانون كه در حكومت‏هاى قانونى ـ عقلايى است. مقدمه دوم: از ويژگى‏هاى رهبرى كاريزمايى و فرمانبرى عاطفى در حكومت‏هاى كاريزمايى مى‏توان به موارد زير اشاره كرد: 1ـ رهبر كاريزما غالبا دعوت به تحقيق يك رسالت مى‏كند. 2ـ رهبر كاريزما عظيم‏ترين نيروى انقلابى در براندازى حكومتهاى سنتى است كه عقايد و ارزشهاى مردم را دگرگون مى‏كند و راه و رسم تازه‏اى را جايگزين مى‏كند. 3ـ پيروى مردم از جان و دل و فداكارانه است. مقدمه سوم: آنچه باعث اين شده كه حكومت ولايت فقيه از نوع حكومت‏هاى كاريزمايى تلقى شود وجود همين ويژگى‏هاى مذكور در مقدمه دوم است. بر اساس اين سه مقدمه به ذكر دو مطلب در پاسخ اكتفا مى‏كنيم: مطلب اول: منشأ قدرت انحصار در سه مورد مذكور ندارد و منشأ ديگرى نيز به نام استناد به حكم خدا وجود دارد. در حكومت دينى منشأ قدرت، استناد به حكم خداوند است. خداوند درباره قدرت حكومتى پيامبر اكرم(ص) مى‏فرمايد: «النبى اولى بالمؤمنين من انفسهم؛ V}(سوره احزاب، آيه 6){V پيامبر نسبت به مؤمنان از خودشان سزاوارتر است››. و درباره ولايت پيامبر و جانشين او فرمود: «انما وليكم الله و رسوله و الذين امنوا الذين يقيمون الصلوة و يؤتون الزكوة و هم راكعون؛V}(سوره مائده، آيه 55){V ولى و سرپرست و متصرف در امور شما سه كس است: خداو پيامبر و كسانى كه ايمان آورده‏اند و نماز را بر پا مى‏دارند و در حال ركوع زكات مى‏دهند›› و نيز فرمود: «اطيعوا الله و اطيعوا الرسول و اولوالامر منكم؛ V}(سوره نساء، آيه 59){Vاطاعت كنيد خدا را و اطاعت كنيد پيامبر خدا و اولى الامر را››. مطلب دوم: چنين نيست كه در هر حكومتى تنها يكى از اين منشأها قدرت را مشروع كند بلكه ممكن است در يك حكومت دو منشأ يا چند منشأ با هم تركيب شوند. بله، در مواردى كه چند منشأ در اعتبار قدرت حكومت دخالت دارند جاى اين سؤال است كه آيا همه آنها در يك رتبه‏اند و به صورت مساوي در اعتبار قدرت دخالت دارند يا يكى از آنها بر ديگرى رجحان دارد كه سؤال مى‏شود كدام يك از آنها اصلى و كدام فرعى است؟ مطلب سوم: در حكومت ولايى فقيه منابع زير دخالت دارند: 1ـ استناد به حكم خداوند: چنانكه ادله آن در كتب ولايت فقيه به تفصيل بيان شده است. 2ـ حكم عقل: عقل نيز چنانكه در دلايل عقلى ولايت فقيه بيان شده است بر اعتبار حكومت ولايى فقيه صحه مى‏گذارد. 3ـ پس از تصويب قانون اساسى ايران توسط رأى قاطع مردم حكومت ولايى فقيه علاوه بر مشروعيت تام شرعى كه به واسطه استناد به خداوند داشته بود مقبوليت مردم نيز يافت و اين مقبوليت در حد مشروعيت قانونى عقلايى است. 4ـ عامل احساس و عاطفه كه محركى قوى براى حركت‏هاى انقلابى است، علاوه بر مشروعيت شرعى، عقلى و قانونى ـ عقلايى، توانى مضاعف به حكومت ولايى فقيه مى‏بخشد، اين عامل در حكومت‏هاى كاريزمايى نيز وجود دارد. اما آن نيروى معنوى و خارق‏العاده‏اى كه در رهبرى حكومت ولايى فقيه موجود است ناشى از فقاهت (علم)، تقوى، كفايت و عدالت است كه از پشتوانه عقلى و مذهبى برخوردار است برخلاف نيروى معنوى و خارق‏العاده‏اى كه در رهبرانى چون هيتلر، كه از بزرگترين رهبران كاريزماى قرن اخير به شمار مى‏آيد. نتيجه آن که؛ پيروي مردم از حضرت امام(ره) تنها براساس احساسات و عواطف نبوده، بلکه مردم ايران با آگاهي کامل به جايگاه قانوني و شرعي مجتهدان جامع الشرايط در اسلام و شناخت خصوصيات علمي، شخصيتي، اخلاقي حضرت امام و توانايي ايشان در هدايت انقلاب و اداره جامعه، از ايشان اطاعت و پيروي مي کردند. ه- علاوه بر مواردي که در اثبات آگاهي مردم در زمان انقلاب اسلامي نسبت به انتخاب خويش، گذشت، شواهد بسيار متعدد ديگري نيز وجود دارد که همگي حاکي از اين موضوع است: 1- شرکت گسترده مردم از اوايل انقلاب تاکنون در 25 انتخاب مهم و سرنوشت ساز - که از لحاظ کمي و کيفي در دنيا بي نظير است - حاکي از وفاداري مردم به انتخاب اوليه خود است. 2- حضور گسترده مردم در تظاهرات و راه پيمايي هاي ميليوني و مراسم مختلف نظير سالگرد پيروزي انقلاب اسلامي، سالگرد رحلت حضرت امام(ره)، روز جهاني قدس، مناسبت هاي خاص و فراخوان هاي رهبري انقلاب و... همگي بيانگر عزم راسخ مردم بر ادامه راهي است که از سال ها پيش از پيروزي انقلاب اسلامي آغاز و در راستاي تحقق اهداف و آرمان هاي آن به پيش مي روند. 3- حضور شکوه آفرين و غيورانه اقشار مختلف مردم در جنگ تحميلي و تقديم هزاران شهيد، جانباز، آزاده و... بررسي وصيت نامه هاي شهدا و سخنان ايثارگران و...، بهترين شاهد اثبات مدعاي فوق است. حقايق فوق بيانگر اين واقعيت است که مردم ايران هرگز از انتخاب خود پشيمان نشده اند و همچنان مصمم به پيگيري خواست هاي خود مبني بر تحقق کامل آموزه هاي اسلام مي باشند و اگر انتقادي از مردم مشاهده مي شود بازگشت به برخي کوتاهي ها و اهمال کاري هايي که در تحقق احکام و ارزش هاي اسلامي شده است، دارد نه بازگشت از انتخاب اوليه خويش. مردم نگران اين موضوع مهم هستند که چرا با گذشت بيش از دو دهه از انقلاب اسلامي هنوز ارزش ها و آرمان هاي انقلاب اسلامي، به صورت کامل محقق نمي شود، چرا از ورود افراد غير متعهد و يا بعضا وابسته به بيگانگان در بدنه اجرايي و يا سياستگذاري نظام اسلامي، به صورت جدي ممانعت به عمل نمي آيد تا شاهد مشکلات و معضلات کنوني جامعه از قبيل، فقر، تبعيض، فساد اداري، بحران اشتغال، به خطر افتادن استقلال کشور و... نباشيم. در هر صورت انقلاب اسلامي مسأله اي اتفاقي و دفعي نبوده که بتوان احتمال ناآگاهي و عدم شناخت و... را مطرح نمود. انقلاب اسلامي مسأله اي است که قدمتي به اندازه يک قرن دارد با حوادث مختلف، لذا با طرح چنين شبهاتي سازگاري ندارد. نظام جمهوري اسلامي ايران براساس خواست و رأي آگاهانه مردم تشکيل شده و با حمايت و مشارکت گسترده آنان تداوم داشته و هرگز مردم از انتخاب اوليه خويش مبني بر تشکيل حکومت اسلامي و اجراي آموزه هاي اسلام، پشيمان نيستند. جهت تکميل بحث اگر کسي اين شبهه را مطرح کند که شايد رأى نسل جديد مغاير با رأى نسل قديم درباره‏ى نظام جمهورى اسلامى است، در پاسخ بايد به چند نكته توجه نمود: اولاً احتمال و شايد دو گونه است، گاهى مواقع احتمالى است كه هيچ‏گونه قراين و شواهدى دال بر صحت آن نداريم؛ به اين گونه احتمالات عقلاء و خردمندان عالم در هيچ‏كجا وقعى نمى‏نهند. و گاهى مواقع بر عكس احتمالى است كه قرائن و شواهدى دال بر صحت آن داريم، به چنين مواردى خردمندان ترتيب اثر مى‏دهند. اكنون در رابطه با سؤال نيز بايد ديد كه اين احتمال از كدام نوع است. بررسى قرائن و شواهدى كه در زمينه ارزيابى ديدگاه نسل جوان نسبت به نظام جمهورى اسلامى ايران وجود دارد از قبيل: شركت درصد بسيار بالايى از جوانان در انتخابات‏هاى گوناگون خصوصاً انتخابات‏هاى اخير، شركت در راهپيمايى‏ها و فراخوان‏هاى مسؤولان نظام، نظرسنجى‏هايى كه به عمل آمده و...، همگى حاكى از اين است كه اكثر نسل جوان به اصل نظام جمهورى اسلامى و قانون اساسى علاقمند مى‏باشند و اگر انتقادى دارند نسبت به عدم اجراى صحيح اصول مترقى نظام جمهورى اسلامى و قانون اساسى و برخى عملكرهاى غلط مسؤولين، و وجود برخى مشكلات و معضلات در جامعه است، نه اصل نظام جمهورى اسلامى. بر اين اساس در چنين مواردى كه عقلاء قراين و شواهدى بر خلاف احتمال معارض دارند، اصل را بقاء و ادامه‏ى شرايط قبلى گذاشته، و به احتمال معارض و مخالف، وقعى نمى‏نهند. ثانياً ممكن است كسى پافشارى كند و بگويد در مسائلى مانند تعيين نوع حكومت هر چند احتمال ضعيفى وجود داشته باشد لكن چون محتمل بسيار اهميت دارد بايد به آن ترتيب اثر داد؛ ولى خواهيم گفت: اين احتمال در مورد هر نظام و حكومتى وجود دارد. فرض كنيد كسى بگويد: اگر در آمريكا انتخابات برگزار شود، نسل جديد نظام دو حزبى كنونى را نمى‏پذيرند، پس بايد رفراندوم برگزار شود. آيا فقط با اين احتمال مى‏توان انتخابات مجدد برگزار كرد؟ آيا تاكنون در هيچ كشورى ـ با هر شكل از حكومت ـ انتخاباتى به صرف احتمال و ادعا انجام شده است تا نظام جمهورى اسلامى هم چنين كند؟! اگر اين ادعا را بررسى كنيم مستلزم تالى فاسد مهمى است. توضيح آن كه اگر مردم با انتخابات آزاد نماينده‏اى را برگزينند و پس از گذشت زمان اندكى احتمال داده مى‏شود رأى دهندگان از نظر خويش برگشته‏اند، بايد تقاضاى تجديد انتخابات شود؟! همين احتمال در مورد انتخابات رياست جمهورى، اعضاى شوراى شهر، شهرداران و مسئولان ديگرى كه در نظام‏هاى مختلف از طريق انتخابات برگزيده مى‏شوند نيز مطرح مى‏شود. اگر در انتخابات به صرفِ احتمال تغيير نظر و رأى مردم ـ كه در هيچ زمانى منتفى نيست ـ انتخابات مجدد برگزار گردد، كار دولت‏ها و حكومت‏ها فقط برگزارى انتخابات مى‏شود! آيا چنين امرى در دنيا پذيرفته است؟!
کد سوال : 3328
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : مدتي است كه اكثر دوستان دور و بر بنده متأهل شده اند و من هم مدتي است در فكر ازدواج افتاده ام اما به هيچ عنوان نه آمادگي و نه قصد آن را دارم چرا كه هدف بنده ادامه تحصيل در مقاطع بالاتر است اما اين موضوع همانند شكي هر از چند گاه فكر مرا مشغول مي كند. براي رهايي از اين تفكرات چه بايد بكنم؟
پاسخ : به نظر مي رسد اولا ازدواج عامل توقف براي ادامه تحصيل نيست و ادامه تحصيل با تاهل منافاتي ندارد البته مسئوليت شما را بيشتر مي کند و افراد بسياري هستند که توام با ازدواج و زندگي مشترک گامهاي بسيار موثر در پيشرفت خود و همسرشان برداشته اند و مقاطع بالايي از تحصيلات را بعد از ازدواج طي کرده اند اما اگر به هر دليلي شما دوست داريد ازدواج خود را تا بعد از اتمام دوره تحصيلات خود به تاخير بيندازيد بکارگيري راهکارهاي زير ضروري است: 1. روابط خود را با دوستان متاهل در غير مباحث علمي کاهش دهيد يعني كمتر به خانه آنها برويد. اگر شما را ميهمان کردند حتي المقدور از مباحث مربوط به ازدواج اجتناب کنيد واز خوابيدن شب در خانه آنها اجتناب کنيد. 2. از ارتباط کلامي يا غير کلامي حضوري وغير حضوري با جنس مخالف پرهيز کنيد. 3. از نگاه کردن به نامحرم خودداري کنيد. 4. از تماشاي فيلمهاي مهيج به ويژه فيلمهايي که نقش زنان در انها برجسته است اجتناب کنيد. 5. از خواندن مطالبي مربوط به جنس مخالف ومسائل جنسي پرهيز کنيد. 6. از خوردن غذاهاي تحريک کننده شهوت مانند پياز سير فلفل تخم مرغ و ... اجتناب کنيد و فقط به قدر ضرورت اکتفا کنيد. 7. ورزش مستمر روزي نيم الي يک ساعت را جزء برنامه هاي کاري خود قرار دهيد. 8. از قرار گرفتن در تنهايي و فکر کردن به مسائل جنسي پرهيز کنيد. 9. وقت خود را با برنامه ريزي صحيح پر کنيد به گونه اي که هيچ وقت بيکاري نداشته باشيد. 10. بيشتر با دوستان مجرد که انگيزه ادامه تحصيل بيشتري دارند ارتباط برقرار کنيد . 11. هر وقت فکر مسائل جنسي و ازدواج به ذهنتان خطور کرد بلافاصله خود را به کار ديگري مشغول کنيد. 12. از پرخوري اجتناب کنيد. 13. در صورت امکان هر وقت مسائل شهواني شما را آزار مي دهد هفته اي يک روز روزه بگيريد. 14. به مسائل معنوي و ديني مانند نماز اول وقت، خواندن قران و ادعيه اهتمام بيشتري بورزيد. 15. اگر با انجام همه راهکارهاي فوق باز هم فکر ازدواج شما را رها نمي کند و يا به هر دليلي قادر به انجام راهکارهاي فوق نيستيد توصيه مي شود ازدواج کنيد و ادامه تحصيل را به بعد از ازدواج موکول کنيد. اين راه دشواريها و مسئوليتهايي دارد ولي اطمينان بخش تر است.
کد سوال : 3329
موضوع : كلام و دين پژوهي
پرسش : شخصي يكي از نوادگان امام زمان(عج) را ديده كه او گفته من نه صداي امام را شنيده ام و نه خود ايشان را ديده ام. به نظر شما دليل اينكه نواده اي از امام نيز محروم از اين قضيه باشد چيست؟
پاسخ : به نظر ما چنين سخنی از اصل نادرست است و اگر کسی ادعا کند که از نوادگان حضرت حجت (عج) است, بايد او را تکذيب کرد. اما نخست بايد دانست درباره اينکه امام زمان (عج)داراي زن و فرزند باشد يا نباشد اختلاف وجود دارد. بنابراين در صحت چنين ادعايي بايد ترديد کرد. بر فرض صحت اين گفته، به همان دلايلي که ديگر مومنان از مشاهده حضرت محرومند نوادگان ايشان نيز محروم خواهند بود .زيرا از حکمتهاي دوران غيبت است و تفاوتي ميان افراد وجود ندارد . البته رواياتى داريم مبنى بر اين كه حضرت ازدواج كرده است در اين روايات احتمالات متعددى مطرح است. ممكن است در دوران غيبت صغرى، امام(ع) ازدواج كرده‏اند ولى همسر آن حضرت عمر طولانى نداشته و وفات نموده است و ممكن است حضرت در طول سال‏هاى غيبت ازدواج ‏هاى متعددى انجام داده باشند. در هر صورت كيفيت دقيق اين موارد بر ما معلوم نيست چنان كه اصل ازدواج آن حضرت تنها به دليل سنّت ازدواج عمل آن حضرت به سنّت است هر چند ممكن است به دليل همان حكمت غيبت اين سنت ترك شود و گرنه دليل قطعى مبرهنى در دست نيست ؛ بنابراين به طور قاطع نمى‏شود در اين مورد سخن گفت، چون منابعى كه در اختيار است يا ابهام دلالى دارد يا از نظر سند مشكل دارد. بنابراين با توجه به روايات كه بعضى اشكال سندى دارند و بعضى از نظر دلالت مبهم مى‏باشند، نمى‏شود بطور قاطع در مورد ازدواج آنحضرت و داشتن فرزند نظر داد و چنان كه گفته شد حكمت غيبت كه باعث شد انسانها از نعمت بزرگ حضور امام محروم گردند شايد همان حكمت باعث شود كه حضرت سنت ازدواج را به عمل نياورد (و الله اعلم). براى آگاهى بيشتر رجوع شود: 1. گفتمان مهدويت جمعى / 1 / ص 118، مؤسسه فرهنگى انتظار نور. 2. چشم به راه مهدى(ع) / جمعى از نويسندگان مجلّه حوزه، ص 351 تا 356. 3. دادگستر جهان / ابراهيم امينى، ص 205 الى 216.
کد سوال : 3330
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اخلاق و عرفان
پرسش : براي اينكه در امر تحصيل و رسيدن به كمال و سعادت واقعي خودمان را به امام زمانمان نزديكتر كنيم و بيشتر به ايشان توسل جوئيم چه پيشنهادي داريد؟
پاسخ : انسان آگاه و روشن براي رسيدن به کمال و بهره مندي کامل از سرمايه هاي ارزنده خود بايد در دو جنبه رشد و کمال يابد: T}1) جنبه علمي و نظري:{T امير مؤمنان علي عليه السلام در يکي از سخنان کوتاه خود مي فرمايد: H}‹‹رحم الله امرء علم من اين و في اين و الي اين؛ خداوند رحمت کند انساني را که بداند از کجا آمده و در کجا به سر مي برد و به سوي چه مقصدي روان است.››.{H بنابراين قدم اول آشنائي با مبدأ و معاد و وظايف انسان بين اين شروع و آن انجام است که عبارت از آشنائي با همان اصول عقايد باشد. آشنائي با اصول عقايد و بصيرت نسبت به باورها و عقايد درست و صحيح است که نقش عميقي در چگونگي زندگي و رفتار و برنامه ريزي و نگرش انسان به عالم و جهان هستي دارد. کتاب هاي فراوان و خوبي در مورد اصول عقايد نوشته شده که به برخي از آنها که نياز فوري تري مي باشند اشاره مي شود: 1- مجموعه مقدمه اي بر جهان بيني اسلامي، تأليف استاد شهيد مرتضي مطهري که شامل بخش هاي هفت گانه زير است: الف: انسان و ايمان. ب: جهان بيني توحيدي. ج: وحي و نبوت. د: انسان در قرآن. ه: جامعه و تاريخ. و: امامت و رهبري. ي: زندگي جاويد يا حيات اخروي. 2- همه کتاب هاي شهيد آيت الله دستغيب به ويژه کتاب هاي: الف: توحيد. ب: معاد. ج: امامت. د: ايمان. دومين قدم آشنائي با فضايل و رذايل اخلاقي است، يعني اموري که زمينه ساز سعادت يا بيچارگي و محروميت انسان مي باشند و در ساختن شخصيت حقيقي انسان و شکل دادن به خود حقيقي او نقش اساسي دارند. مسئله خود شناسي که ثمره آن خداشناسي است و نيز آشنائي با گناهان و گناه شناسي از مباحث مهم اين بخش است و در اين قسمت کتابهاي زير توصيه مي گردد: 1- خود شناسي براي خود سازي، تأليف استاد مصباح يزدي. 2- گناهان کبيره، شهيد دستغيب. 3- گناه شناسي، استاد قرائتي. 2) جنبه عملي: شناخت و علم و آگاهي زمينه ساز عمل است و اگر آگاهي انسان به عمل تبديل نگردد و بذر شناخت باعمل به نهال نيرومندي تبديل نگردد به کمال خود نرسيده و ضايع مي گردد. در اين مرحله بايد اولا با احکام و وظايف شرعي کاملا آشنا بود و مسئله تقليد از يکي از مراجع عظيم الشأن که زمينه ساز عمل به وظايف شرعي و دستورات عملي ديني است بايد کاملا براي انسان مؤمن متعهد توجيه شده و حل شده باشد. گام عملي دوم، تهذيب و خود سازي عملي است. يعني بعد از آشنائي با ضرورت تهذيب اخلاق و نفس و خود سازي در مرحله نظر و عمل نوبت به گام نهادن در ميدان تهذيب مي رسد که از ضروري ترين و اساسي ترين برنامه يک مؤمن خداترس است. در اين زمينه نيز کتاب هاي زير به نظر مناسب مي آيند: 1- خودسازي (تهذيب و تزکيه نفس)، تأليف استاد ابراهيم اميني. 2- نقطه هاي آغاز در اخلاق اسلامي، استاد آيت الله محمد رضا مهدوي کني. 3- معراج السعاده، مرحوم ملا احمد نراقي. مطالعه زندگي و سيره معصومين عليهم السلام و زندگي مردان بزرگ و خود ساخته در تشويق انسان به گام برداشتن در راه خود سازي و تهذيب، بسيار موثر است و عامل مهمي در تقويت اراده و همت انسان مي باشد. در اين مورد نيز کتاب هاي فراواني دارم که چند کتاب زير را توصيه مي کنيم: 1- نردبان آسمان، زندگي و برخي سخنان مرحوم آيت الله بهاءالديني. 2- فضيلت هاي فراموش شده، زندگي مرحوم ملا عباس تربتي (پدر مرحوم حسينعلي راشد) تأليف حسينعلي راشد. 3- فريادگر توحيد، زندگي حضرت آيت الله بهجت (دام ظله). 4- سرگذشت هاي ويژه از زندگي امام خميني (ره) از انتشارات مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام(ره). ملاقات با امام زمان(عج) و ديگر اولياى الهى نياز به سنخيت با آنان دارد. به دست آوردن سنخيت با اولياى الهى نياز به تحقّق دو بُعد؛ يعنى، معرفت و عمل دارد. اگر كسى خود را به اولياى الهى شبيه نمود، به لقاى آنان نيز واصل خواهد شد. P}نوريان مرنوريان را طالبند{E}ناريان مرناريان را جاذبند{P آنچه وظيفه ماست تشبه به آن حضرات و پيمودن راه آنان است ما بايد در همه حال سرباز آماده باش آن حضرت بوده و همواره در خدمت ايشان باشيم. اين مسأله را آيه 200 سوره آل عمران بيان فرموده: A}«يا ايها الذين امنوا اصبروا وصابروا و رابطوا و اتقواللّه‏ لعلّكم تفلحون؛{A اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، صبر كنيد و يكديگر را به صبر واداريد و مرابطه نماييد وتقوا و خداترسى را پيشه سازيد، باشد كه رستگار شويد». امام باقر(ع) در تفسير اين آيه شريفه مى‏فرمايند: «صبر كنيد بر اداى فرايض (يعنى در انجام تكاليف الهى استقامت داشته باشيد) و در برابر دشمنان پايدارى كنيد و با امامتان (كه انتظارش را مى‏كشيد) مرابطه نماييد»، V}(كتاب الغنية، شيخ مفيد، ص105) {V مرابطه با امام زمان(عج) يعنى خود را به رشته ولايت او بستن و بر خدمت و پيروى و يارى او گردن نهادن و اين يكى از اركان ايمان است كه آدمى خود را به امام خويش مربوط سازد و از او جدا نشود. هم‏چنين بايد كارهايى انجام دهيم كه آن حضرت و اصحابشان انجاممى‏دهند. قرآن راجع به حضرت مهدى و اصحاب ايشان مى‏فرمايد: A}الذين ان مكنّاهم فى الارض اقاموا الصلوة وآتوا الزكاة و امروا بالمعروف و نَهَوْ عن المنكر{A؛ كسانى كه اگر در زمين به آنان توانايى دهيم نماز را بپا داشته و زكات (به مستحق) بخشيده و به معروف امر نموده و از منكر نهى كنندV}(حج، آيه 41){V. امام باقر(ع) در تفسير اين آيه مى‏فرمايند: «اين آيه براى آل محمد است؛ يعنى، مهدى(عج) و اصحاب او»، V}(تفسير قمّى، ج 2، ص 87){V. در نتيجه اگر ما هم مى‏خواهيم از اصحاب و ياران آن حضرت باشيم، بايد به اين امور اهتمامورزيم. خوب است بدانيم؛ امام زمان شديدا به شيعيان خود عشق مى‏ورزند. بلكه علاقه آن حضرت به شيعيان و دوستانشان خيلى بيشتر از علاقه‏اى است كه ما نسبت به آن حضرت داريم. آن حضرت همواره به شيعيان خود دعا مى‏كنند. از آن حضرت نقل شده است: H}اناغير مهملين لمراعاتكم ولاناسين لذكركم{H؛ ما هرگز در رعايت احوال شما كوتاهى نمى‏كنيم و شما را از ياد نمى‏بريمV}(بحارالانوار، ج 53، ص 174){V. ناگفته نماند ما مكلف به ارتباط به معناى ملاقات با امام زمان(عج) نيستيم آنچه بر ماست جلب رضايت آن بزرگوار مى‏باشد. ارتباط با امام زمان يعنى خود را به رشته ولايت او بستن و بر خدمت و پيروى و يارى او گردن نهادن و اين يكى از اركان ايمان است كه آدمى خود رابه امام خويش مربوط سازد و از او جدا نشود. پيوستگى با او يعنى مطيع او بودن. آنچه در روايات زياد سفارش شده است انتظار فرج است ما بايد ارتباط معنوى خود را با امام زمان(عج) با عمل به دستورات آن حضرت و انتظار فرج به معناى واقعى ثابت و مستدام نگه داريم. از اينرو بسيار بجاست كه خصوصيات منتظر واقعى حضرت مهدى(عج) را بدانيد و سپس آن را در خود عملى كنيد پس بحث زير ضرورى به نظر مى‏رسد. منتظر واقعى مهدى(عج) بايد چندين خصوصيت داشته باشد: 1- عمل به تكاليف دينى منتظر واقعى بايد تمام وظايف دينى و احكام الهى را انجام دهد. 2- محزون بودن به علت محروم بودن از زيارت آن وجود مبارك H}عزيز على ان ارى الخلق و لاترى و لا اسمع لك حسيسا و لا نجوى...{H؛ بر من گراناست كه خلق را ببينم و تو ديده نشوى و سخن آشكار و پنهان تو را نشنوم، V}(دعاى ندبه){V. 3- براى تقويت ارتباط هر روز صبح «دعاى عهد» را بخوانيم. 4- انتظار فرج آن حضرت در دل و ظاهر جلوه‏گر كنيم. در روايات متعدد داريم كه در زمان غييبت امام زمان(ع) بهترين اعمال انتظار فرج است اينجا نياز به توضيح دارد كه چرا بهترين اعمال انتظار فرج است. فرج؛ يعنى، نصرت و پيروزى و گشايش و مقصود نصرت و پيروزىحكومت عدل علوى بر حكومت‏هاى كفر و شرك و بى داد است پيروزى عدل گسترى كه به رهبرى امام عصر(عج) تشكيل مى‏گردد بنابراين انتظار فرج يعنى انتظار تحقق‏يافتنى اين آرمان بزرگ و جهانى است و منتظر حقيقى كسى است كه حقيقتا خواهان تشكيل چنين حكومتى باشدو اين خواسته آن گاه جدى و راست است كه شخص منتظر عامل به عدل و گريزان از ستم و تباهى باشد و گرنه انتظار فرج در حد يك ادعا و شعار بى محتوا باقى خواهد بود ازاين‏رو در روايات آمده است كه انتظار فرج خود فرج است زيرا كسى كه حقيقتا منتظر فرج و ظهور حجتخدا و تاسيس حكومت عدل گستر اوست زندگى خود را بر پايه عدل و داد استوار مى‏سازد و او انسانى است كه حضور و غيبت امام در نحوه رفتار و سير و سلوكش تفاوتى ندارد و قبل از تشكيل حكومت عدل او چنين حكومتى را در زندگى خود پايدار ساخته است بنابراين انتظارفرج حقيقى ريشه در معرفت به حق و عدل و ايمان و عشق به آن دارد و آثار آن نيز در عمل نمايان مى‏گردد و چنين حقيقت اصيل و عميقى با لفظ و شعار به دست نمى‏آيد و با بى تفاوتى و بى اعتنايى نسبت به مقدمات دينى و رسالت‏هاى انسانى در تعارض و تناقض است از اين جانادرستى يك تفسير از انتظار فرج روشن مى‏شود زيرا بعضى بر اين تصور خام هستند كه انتظار فرج يعنى بى تفاوتى نسبت به آنچه در جوامع بشر مى‏گذرد و دست روى دست گذاشتن به اميد اينكه امام زمان ظهور كند و آنهارا اصلاح نمايد. انتظار فرج تعهدآفرين و مسؤوليت‏ساز استو با بى‏تفاوتى و بى‏اعتنايى به سرنوشت بشر و حقيقت و فضليت منافات دارد. انتظار فرج يعنى: الف) معرفت امام معصوم و عادل و پيشواى فضيلت. ب) ايمان به امامت و قيادت رهبرى الهى و عدالت پيشه. ج) عشق به عدالت وارزش‏هاى انسانى. ه) اميد به آينده‏اى روشن و نويد بخش. ك) تلاش براى برقرارى حكومتى عدل پيشه و عدل گستر. ح) رعايت موازين و قوانين دينى و اخلاقى. خ) داشتن روحيه تعهد و مسؤوليت‏پذيرى. اين انتظار فرج است كه بهترين اعمال و بهترين عبادت است و چنين منتظرى، مقامى عالى دارد و هر گاه در زمان غيبت از دنيا برود به منزله كسانى است كه پس از ظهور حضرت حجت(عج) زنده و تحت فرمان او در راه خدا جهاد مى‏كنند، V}(بحارالانوار ج52 ص 125 - ره‏توشه راهيان نور، دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه قم چاپ اول تيرماه 1374 ص 193-190 با تصرف){V. 5- داستان‏هاى واقعى بزرگانى كه با امام زمان(عج) در ارتباط بودند را بخوانيم. در پايان به اين نكته مهم توجه داشته باشيم كه امام زمان(عج) به عنوان «حجت خدا» و «ولى‏عصر» بر اعمال و رفتار ما آگاهى دارد و خود را در محضر ايشان ببينيم و براى گره‏گشايى‏هاى مادى و معنوى از ايشان به عنوان واسطه فيض الهى درخواست داشته باشيم. براى آگاهى بيشتر ر.ك: 1- يكصد پرسش و پاسخ پيرامون امام زمان(عج)، رجالى تهرانى. 2- ترجمه منتخب‏الاثر، آيت‏الله‏صافى. 3- مهدى موعود، ترجمه: على دوانى. 4- وابستگى جهان به امام زمان(عج)، لطف الله صافى. 5- امام زمان در گفتار ديگران، على دوانى.