کد سوال : 3281
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اخلاق و عرفان
پرسش : اگر من گناهي مرتكب شوم يعني دل يك نفر را شكسته باشم و او هم از من دلگير باشد و از خدا آمرزش بخواهم باز هم بايد تاوان گناهم را پس بدهم؟
پاسخ : شكستن دل انساني و ناراحت كردن او از گناهاني است كه فقط با پشيمان شدن و طلب آمرزش از خداوند آمرزيده نمي شود. بلكه بايد به نحوي دل آن فرد را نيز به دست آورد و او را از خود راضي و خشنود نمود .
در اين زمينه شما مي توانيد با عذرخواهي و جبران كردن به وسيله احسان و هديه و همچنين با به كار بردن كلمات دلنشين، اندوه و گرفتگي را از آن فرد برطرف نماييد.
در حديث آمده است كه خداوند مي فرمايد: H}«انا عند المنكسره قلوبهم؛{H من همدم قلب هاي شكسته هستم» يعني انسان دل شكسته در پيشگاه خداوند داراي جايگاه ويژه اي است و مورد توجه خداوند مي باشد و دعا و نفرين انسان دل شكسته خيلي زود اثر مي بخشد.
به طور كلي شكستن دل انسان مؤمن كه به تعبير روايات، احترام او از كعبه بيشتر است، داراي آثار وضعي و جانبي فراواني است و دلي كه شكست به سادگي التيام نمي يابد و جبران آن دشوار است، پس در مرحله اول بايد انسان مراقب باشد دل كسي را نشكند و قلبي را جريحه دار نسازد و اگر خداي ناخواسته اين اتفاق افتاد بايد به سرعت جبران و تلافي كند و دل شكسته را التيام بخشد و آن را به دست آورد و تنها استغفار و آمرزش كافي نيست مگر اين كه آن فرد از انسان دور باشد و انسان قدرت جبران نداشته باشد كه در اين صورت علاوه بر استغفار و طلب آمرزش از درگاه الهي بايد در حق آن فرد دعاي خير كرد و خير دنيا و آخرت او را از خداوند درخواست نمود و با اين كار انشاءالله قلب او در باطن از شما راضي و خشنود مي گردد.
کد سوال : 3282
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اخلاق و عرفان
پرسش : آيا خواب ديدن زيارتگاه و يا امامان به اين معني است كه در پيش خدا عزتي داري يا اينكه ثواب آن زيارت را براي شخص مي نويسند؟
پاسخ : تعبير ديدن خواب امامان(ع)، علاقه به آنان است و نشانه آن است که امامان(ع) به اين شخص نظر دارند.
جهت توضيح بيشتر درباره خواب و رؤيا توجه شما را به مطالب زير جلب مي کنيم:
بدون شك بين نوع باور و تفكر و اعمال انسان با چيزهايي كه در عالم خواب مي بيند ارتباط وجود دارد ولي اين كه چه نوع عملي و يا نيتي موجب چه نوع خواب و رويايي مي گردد قابل درك و فهم نمي باشد چون خود خواب و رؤيا از اسرار كشف نشده و يكي از آيات و نشانه هاي الهي و از شگفتي هاي عالم انسان است. براي برخي از بزرگان گاه مطالب عميق و معارف الهي در عالم خواب روشن و هويدا و كشف شده و درعالم خواب به آنها عنايت هاي ويژه اي شده است. جريان خواب ديدن حضرت ابراهيم(ع) در مورد كشتن فرزندش اسماعيل(ع) و نيز داستان رؤياي حضرت يوسف(ع) كه واقعيت چهل سال پس از آن در عالم خواب بر او آشكار گرديد و رسيدن به مسند بزرگي مصر را مشاهده نمود از نمونه هايي است كه در قرآن كريم مطرح و مورد تأييد و تصديق قرار گرفته است.
در هر صورت خواب ديدن ائمه(ع) در عالم خواب از توفيق هاي الهي است و تحقق اين امور به طهارت معنوي و صفاي نفس بستگي دارد، چون امامان معصوم(ع) كانون عصمت و پاكي و معنويت مي باشند و ارتباط با آنها نيازمند وجود سنخيت و مشابهت با آنهاست. تا انسان از نظر اعتقادات و نوع بينش و باور و تفكر و نيز از نظر اعمال و اخلاق با آنها سنخيتي و مشابهتي پيدا نكند، ارتباط با آنها ممكن نمي باشد. البته ديده شده كه گاه فردي كه چندان به احكام و دستورات شرعي و اخلاق اسلامي پايبند نيست در اثر كار خالصانه اي كه انجام مي دهد، امامي(ع) را در خواب مي بيند و اين نوع پاداش به خاطر اعمال خوب اوست ولي معمولا فردي كه در بيداري با ائمه(ع) ارتباط و پيوستگي ندارد و مشتاق ديدار آنها و يا زيارت قبور پاك آنها نمي باشد و به قول معروف سر و سري با آنها ندارد و افكارش يكسره غرق دنيا و ماديات و شهوات و خودخواهي ها باشد، توفيق خواب ديدن آنها و ارتباط با آنها در عالم رؤيا نصيبش نمي گردد.
ايجاد سنخيت روحي با ائمه(ع) از طريق تهذيب نفس، ترك گناهان، انجام واجبات و نزديكي هر چه بيشتر به خداوند متعال و جلب خشنودي آنها از طريق عمل به وظايف حاصل مي گردد.
به هر حال، خواب ديدن امامان(ع) و يا زيارتگاه آنها، يا بيانگر وجود ارتباط با آنها در بيداري و اشتياق به ديدار و زيارت قبر پاك آنها و يا ثواب و نتيجه انجام عمل و يا اعمالي خالصانه كه مورد رضا و خشنودي آنهاست مي باشد.
اما آيا ثواب اين زيارت را به او مي دهند يا خير؟ از لطف و كرم آنها اين امر بعيد نمي باشد، چگونه است اگر انسان در بيداري شوق زيارت ائمه(ع) را داشته باشد ولي اسباب برايش فراهم نباشد، ثواب آن زيارت را برايش مي نويسند، در عالم خواب نيز ظاهرا همين حكم جاري و ثابت است و به طور كلي از روايات استفاده مي شود كه هر عمل خيري كه انسان نيت مي كند آن را انجام دهد اگر موفق به انجام آن نشود ثواب آن را برايش مي نويسند بر عكس عمل بد كه تا انجام نداده برايش عقاب و كيفر نوشته نمي شود و اين از الطاف پروردگار و رحمت و مهرباني او نسبت به بندگانش مي باشد.
کد سوال : 3283
موضوع : كلام و دين پژوهي
پرسش : دنيا و مردم چه شرايطي بايد داشته باشند تا امام زمان ظهور كنند؟
پاسخ : البته ما با شرايط کنوني جهان اميدوار هستيم حضرت ظهور فرمايند و مستضعفان را از دست ستمگران نجات بدهند و تعدادي از نشانه هاي ظهور حضرت مثل فراواني ظلم و ستم و کثرت معاصي تحقق يافته و تعداد اندکي از نشانه هاي ظهور باقي مانده و ما اميدوار هستيم و انتظار داريم که حضرت هر چه زودتر ظهور کنند ولي زمان ظهور امام زمان(عج) براى هيچ كس حتى شخص امام(ع) نيز معلوم نيست و جزء مواردى است كه فقط علمش نزد خداوند متعال است و در اين معنا روايات متعددى داريم، در روايات ما زمان ظهور حضرت با زمان وقوع قيامت مقايسه شده است؛ يعنى، همان گونه كه علم زمان وقوع قيامت منحصرا در اختيار حضرت حق - جل و علا - است، علم زمان ظهور حضرت نيز منحصرا در نزد خداوند متعال است، V}(تفسير نورالثقلين، ج 2، ص 107 به نقل از پيامبر گرامى اسلام(ص) مشابه اين روايت را از امام صادق(ع) در تفسير شريف لاهيجى، ج 2، ص 137 ملاحظه فرماييد){V.
بنابراين كسى حق ندارد، زمانى براى حضور حضرت تعيين كند، اما متأسفانه هر از گاهى شايعاتى از اين دست با استناد دروغ به برخى افراد موجه درست مىشود. مهم شناخت وظيفه است؛ ما چه بكنيم كه بتوانيم به وظيفه خود در زمان غيبت عمل كنيم؟ و چه بكنيم به نزديكتر شدن زمان ظهور امام كمك كرده باشيم؟ و چه بكنيم كه اگر امام در زمان ما ظهور كرد، ما نيز جزء ياران و ياوران آن حضرت باشيم؟
روايات، وظيفه ما را در زمان غيبت را معين فرمودهاند، انتظار فرج و انتظار منجى. اين انتظار حتما بايد با ورع و عفت و صلاح همراه باشد. درروايات از انتظار فرج به عنوان برترين عبادت مؤمن در زمان غيبت نام برده شده است، V}(كمالالدين و تمام النعمه، شيخ صدوق، صص 647 - 644، والشيعه والرجعه، محمدرضا الطيسى النجفى، ج 1،صص 200 و 201، دارالكتب الاسلاميه){V.
روشن است كه تا زمينه قيام و ظهور آماده نشود، ظهور حضرت نيز ميسر نيست و روايات ما به اين نكته نيز اشاره دارند. اين زمينه اولاً با كردارهاى درست و به جا و خداپسندانه شيعيان و هم پيمانى آنها در ايفاى وظيفه الهى خود و ثانيا با دعاى فراوان - از ته قلب و باخلوص نيت - حاصل مىشود، V}(صحيفه المهدى، جواد قيومي اصفهانى، دفتر انتشارات اسلامى، ص 350 و 351).{V
پس همانگونه كه زيادي ظلم و گناه در جامعه از شرايط و نشانه هاي ظهور است وجود ياوراني مخلص و مؤمن به عنوان ياران حضرت مهدي نيز جزو شرايط ظهور مي باشد و ما مؤظف هستيم اين شرط را محقق نماييم.
کد سوال : 3284
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اخلاق و عرفان
پرسش : با توجه به اينكه هر كاري كه بدون نام خدا شروع شود آن كار ابتر و ناقص است حال اگر ما از روي غفلت و جهالت و يا وسوسه شيطاني كاري را بدون نام خدا شروع كنيم و در نيمه راه به اشتباه خود پي ببريم آيا مجالي براي جبران است يا خير ؟
پاسخ : وجود و دوام و كمال هر چيزي به خاطر پيوند آن با ذات پاك خداوند است و هيچ چيزي از خود هستي و كمال و جمالي ندارد. پس هدف از ياد خداوند و ذكر او در آغاز هر كار اين است كه انسان اين حقيقت را به خود يادآور شود كه عقل و استعداد و توانايي و بود و هستي تو از خداوند است و با تكيه و وابستگي به او است كه وجود داري و با حول و قوه و نيروي او است كه مي تواني كاري انجام دهي و با توفيق اوست كه مي تواني كار را به پايان برساني. ولي اگر كار با نام خدا و ياد او آغاز نگردد، اين تصور براي انسان پيش مي آيد كه موجودي مستقل و بي نياز و غير وابسته است. توانايي و استعدادش از خود اوست و تكيه اش به علم و دانايي و توانايي خود اوست، چنين عملي چون خلاف آن حقيقت اصيل است هر چند به ظاهر به نتيجه و به ثمر هم برسد ولي چون بريده از آن حقيقت و اصل خود است در واقع بي ثمره و بي ريشه و بي محتواست. به همين خاطر تأكيد شده در آغاز هر كاري متوجه آن حقيقت شويد و رشته فكر و انديشه و توانايي خود را با آن حقيقت ازلي و اصيل گره بزنيد و خود را در دامان آن كانون عظمت و قدرت و علم بياندازيد كه كار شما هم در ظاهر و هم در باطن به ثمر برسد. چون اگر فردي كاري را به نام خداوند شروع كرد و جويبار كوچك وجودش را به اقيانوس بي كران الهي پيوند زد، هر چند كارش به سرانجام هم نرسد ولي در واقع پيروز و موفق گرديده، چون انسان متصل به خداوند و انساني كه متوجه خدا و به ياد اوست به حقيقت هستي چنگ زده و شكست و نااميدي و حرمان در چنين انساني راه نمي يابد و معنا ندارد و يقين دارد آن مولاي مهربان خير و صلاحش را در اين ديده كه اين كار به ثمر و به نتيجه مورد نظر او نرسد.
حال اگر انساني در حين شروع در كاري در اثر غفلت متوجه خداوند نبود و نام پاك او را بر زبان نراند و در بين راه و عمل متوجه شد، عقل سليم مي گويد نام او را بر زبان جاري كن و خود را به درياي عظمت متصل نما و عمل و جان و روحت را با اين نام مقدس و مطهر، نوراني و زلال ساز.
به طور كلي نام و ياد خداوند در هر حالي و در هر مكاني مطلوب و مورد تأكيد است. در روايت داريم كه خداوند به پيامبر بزرگش حضرت موسي(ع) مي فرمايد: در هر حال به ياد من باشد. حضرت عرض كرد: خدايا! گاهي اوقات من در حالي هستم كه حيا مي كنم نام تو را ببرم و به ياد تو باشم (مثلا در دستشويي هستيم) خداوند مي فرمايد: در هر حال حتي در آن حالت نيز به ياد من باش و مرا فراموش نكن. لذا در قرآن كريم و روايات اهل بيت(ع) تأكيد شده تا انسان زنده است مي تواند توبه كند و به سوي خدا برگردد و متوجه او شود حتي اگر همه عمر را در غفلت و فساد و تباهي گذرانده باشد. در پايان رواياتي درباره آثار و بركات ذكر خداوند بيان مي كنيم:
1- H}«الذكر مجالسه المحبوب؛{H ذكر همنشيني با محبوب است» V} (ميزان الحكمه، ج 3، ص 407، ح 6339).{V
2- H}«المؤمن دائم الذكر،كثير الفكر؛{H مؤمن همواره به ياد خداوند و تفكرش بسيار است» V}(همان، ص 411، ح 6363). {V
3- H}«ما من ساعه تمر بابن آدم لم يذكر الله فيها الا حسر عليها يوم القيامه؛{H هر زماني كه بي ياد خدا بر انسان بگذرد مايه تأسف و حسرت او در روز قيامت خواهد بود» V} (همان، ح 6364).{V
4- H}«في الذكر حياه القلوب؛{H حيات و زندگي قلب ها در ياد خداست»V}(همان، ص 417، ح 6398). {V
5-H}«ذكر الله دواء اعلال النفوس؛{H ياد خدا، داروي درد نفس هاست» V}(همان، ص 419، ح 6418). {V
6- H}«ذكر الله مطرده الشيطان؛{H ياد خدا، دوركننده شيطان است» V} (همان، ص 420، ح 6427).{V
کد سوال : 3285
موضوع : كلام و دين پژوهي
پرسش : چرا هنگام ظهر عاشورا كه عطش تشنگي بر خاندان آل رسول(ص) فشار آورده بود به امر خداوند آب از زمين جوشيدن نگرفت همچون هنگامه اي كه عطش تشنگي در خانه خدا تاب و تحمل اسماعيل و مادر بزرگوارشان هاجر را بريده بود به امر خدا آب از زمين جوشيدن گرفت و ديگر اينكه هنگام ولادت امام علي(ع) از مادر بزرگوارشان خواسته شد كه به داخل كعبه مشرف شوند ولي در عين حال به هنگام ولادت حضرت عيسي(ع) از حضرت مريم خواسته شد كه از عبادتگاه خارج شوند؟ راز اين نكات در چيست؟
پاسخ : كارهاي خداوند متعال براساس حكمت بالغه انجام مي شود. درباره هاجر و اسماعيل، چون آنها بر وادي غير ذي زرع (كاملا خشك) وارد شده بودند و حكت الهي بر باقي ماندن آن دو و نشان دادن مقام آنها به ديگران بود كه به سرزمين مكه جلب شدند، آب را از چاه زمزم جوشاند. اما در روز عاشورا به حكمت الهي بر اين قرار گرفت كه كارها براساس روال عادي پيموده شود تا هم قدرت ايمان امام حسين(ع) و خاندان و اصحابش بر همگان روشن شود و آنها در اين آزمون سخت پيروز بيرون بيايند و هم درنده خويي دشمنانشان روشن شود و آنها در اين آزمون الهي كاملا مردود شوند.
اما اين كه حضرت فاطمه بنت اسد به خانه كعبه وارد شدند تا حضرت علي(ع) را در خانه خدا به دنيا بياورند اما به حضرت مريم امر شد كه از عبادتگاه خارج شود به مقام والاي حضرت امير(ع) برميگردد و نشان مي دهد كه در پيشگاه خداوند متعال مقام معنوي حضرت امير چنان بالاست كه به مادرش اجازه مي دهد كه به خانه كعبه وارد شود.
کد سوال : 3286
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اخلاق و عرفان
پرسش : چرا انسان با وجود سعي و تلاشي كه براي رسيدن به هدفش مي كند و با وجود توكل بر خداوند باز به آن هدف و موفقيتي كه در نظر دارد نمي رسد و طبيعتا دچار ياس و نااميدي مي شود؟
پاسخ : «توكل» از ماده «وكالت» به معناي انتخاب وكيل و اعتماد بر ديگري است. هر قدر وكيل توانايي و آگاهي بيشتري داشته باشد، شخص موكل احساس آرامش بيشتري مي كند و چون علم خدا بي پايان و توانايي اش نامحدود است اگر انسان بر او توكل كند آرامش فوق العاده اي احساس مي كند، در برابر مشكلات و حوادث مقاوم مي شود و از دشمنان نيرومند و خطرناك نمي هراسد. در سختي ها به بن بست نمي رسد و پيوسته راه خود را به سوي هدف ادامه مي دهد.
انساني كه بر خدا توكل دارد هرگز احساس حقارت و ضعف نمي كند بلكه به اتكاي لطف خدا و علم و قدرت بي پايان او خود را فاتح و پيروز مي بيند و حتي شكست هاي مقطعي او را نااميد نمي سازد. هرگاه توكل به مفهوم صحيح كلمه در جان انسان پياده شود به يقين اميد آفرين، نيروبخش و باعث تقويت اراده و تحكيم مقاومت و پايمردي است. البته معناي توكل اين نيست كه انسان دست از تلاش و كوشش بردارد بلكه بايد تا آن جا كه توان دارد تلاش كند و منزلگاه ها را يكي پس از ديگري بپيمايد، اما آنچه از توان او بيرون است به خدا واگذارد و از الطاف او مدد بگيرد. پس حقيقت توكل كه در شرع مقدس اسلام آمده همان اعتماد قلبي در تمام كارها بر خدا و صرف نظر كردن از غير او است و اين منافاتي با تحصيل اسباب ندارد، مشروط بر اين كه اسباب را در سرنوشت خود اصل اساسي نشمرد.
در حديثي پيامبر اكرم(ص) از جبرئيل(ع) مي پرسد: توكل بر خداوند بزرگ چيست؟ عرض كرد: آگاهي از اين كه مخلوق نمي تواند سود و زياني برساند و يا چيزي ببخشد و يا مانع بخشيدن شود و نيز مأيوس شدن از خلق (و اميدواري به خدا).
توكل داراي آثار زير است:
1-نخستين اثري كه در يك انسان متوكل به وجود مي آيد، مسأله اعتماد به نفس و ايستادگي و مقاومت در برابر مشكلات است، چون كار خود را به خداي قادر عالم و عزيز مقتدري كه همه مشكلات برايش سهل و آسان است واگذار نموده است، پس احساس تنهايي و ضعف نمي كند.
2- توكل بسياري از صفات زشت اخلاقي مانند حرص و حسد و دنياپرستي و بخل و تنگ نظري را از انسان دور مي سازد چون وقتي تكيه گاه انسان خداوند قادر مطلق باشد جايي براي اين اوصاف رذيله باقي نمي ماند.
3- توكل بر خداوند نور اميد در دل مي افروزد و به خاطر آن توان و استعداد انسان شكوفا مي گردد، خستگي بر او چيره نمي گردد و در همه حال احساس آرامش مي كند، لذا امير مؤمنان(ع) در سخن كوتاه و پرمعنايي مي فرمايد: H}«ليس لمتوكل عناء؛{H كسي كه توكل بر خدا دارد، رنج و خستگي ندارد».
4- توكل بر خدا بر هوش و قدرت تفكر مي افزايد و روشن بيني خاصي به انسان مي دهد زيرا قطع نظر از بركات معنوي اين فضيلت اخلاقي، توكل، سبب مي شود انسان در برابر مشكلات دستپاچه و وحشتزده نگردد و قدرت بر تصميم گيري را حفظ كند و نزديكترين راه درمان و حل مشكل را بيابد. پس هدف از توكل و ثمره آن تنها رسيدن به مقصد و هدف نيست تا اگر كسي با توكل به هدفش نرسيد نا اميد و مأيوس گردد، بلكه توكل ثمرات و فوايد فراواني براي انسان متوكل دارد.
در نتيجه چون هر چيزي در اين عالم مستند به ذات پاك خداوند است و او سرچشمه هستي است و تأثير هر عاملي به فرمان اوست، پس بايد تنها به او تكيه كرد و امور را به او واگذار نمود و در عين حال كه از همه اسباب استفاده مي كنيم و نهايت كوشش و تلاش خود را به كار مي گيريم ولي به اسباب استقلال نمي دهيم بلكه اسباب را مسخر فرمان و اراده الهي و تحت فرمان او مي دانيم.
اما اين كه چرا گاهي انسان نهايت توكل را بر خداوند دارد ولي رسيدن به هدف به تأخير مي افتد و يا موفق به دستيابي به آن نمي گردد بايد گفت، انسان از مصالح امور آگاه نيست، هر چيز حسابي دارد و هر كار زماني را مي طلبد و هر پديده اي در ظرف زماني ويژه خود مطلوب است و گاه مصلحت در اين است كه رسيدن به هدف و نتيجه به تأخير افتد، بنابراين شتابزدگي در اين امور روا نيست. خداوند متعال در سوره طلاق آيه 3 مي فرمايد: A}«و من يتوكل علي الله فهو حسبه ان الله بالغ امره قد جعل الله لكل شيء قدرا؛{A هر كس بر خداوند توكل كند، خدا كار او را سامان مي بخشد، خدا فرمان خود را به انجام مي رساند و براي هر چيز اندازه اي قرار داده است».
جمله «قد جعل الله لكل شيء قدرا» ممكن است پاسخ به سؤال شما باشد كه چرا گاهي با وجود توكل، به هدف نمي رسيم، يعني خداوند كارش بي حساب و به دور از سنجش نمي باشد و براي هر كاري ظرف زماني و مكاني و حساب و كتاب خاصي قرار داده است و مصلحت آن است كه در آن ظرف خاص تحقق يابد.
يعقوب پيامبر(ع) هنگامي كه فرزندانش را به خاطر قحطي و تنگناي شديد براي آوردن آذوقه به سرزمين مصر فرستاد تا از عزيز مصر كمك بطلبند، به فرموده قرآن كريم در سوره مباركه يوسف به آنها چنين سفارش كرد: A}«و قال يا بني لا تدخلوا من باب واحد وادخلوا من ابواب متفرقه؛ {A اي فرزندانم! همگي از يك دروازه وارد نشويد بلكه از درهاي متفرق وارد شويد (مبادا يك جمعيت غير بومي در مصر باعث تحريك احساسات مردم شود و به آنها آسيبي برسانند)» V}(يوسف، آيه 67). {V
سپس افزود: A} «و ما اغني عنكم من الله من شيء ان الحكم الا لله عليه توكلت و عليه فليتوكل المتوكلون؛ {A من با اين دستور نمي توانم حادثه اي را كه از سوي خدا مقرر شده است از شما برطرف سازم، حكم و فرمان ويژه خداوند است، بر او توكل كردم و همه توكل كنندگان بايد بر او توكل كنند» V} (يوسف ، آيه 76).{V
يعني با اين كه حضرت يعقوب(ع) دستورهاي لازم را براي پيشگيري از حوادث قابل اجتناب به فرزندان خود داد، ولي تأكيد كرد كه من با اين دستورها نمي توانم جلو هر حادثه اي را بگيرم و در برابر همه مشكلات تدبيري بينديشم، بلكه ما بايد آنچه در توان داريم انجام دهيم و در بقيه بر خدا توكل كنيم و كار را به دست او بسپاريم، چون همه چيز به فرمان او است و در برابر اراده الهي از ديگري كاري ساخته نيست.
کد سوال : 3287
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : اگر انسان احساس نياز به اين كند كه بايد ازدواج كند مخصوصا اگر دختر باشد چگونه بايد از خدا بخواهد كه اين نياز را برطرف كند؟
پاسخ : در ابتدا به برخي شرايط استجابت دعا به طور مختصر و گذرا اشاره مي كنيم و در پايان نكاتي چند در رابطه با ازدواج را يادآور مي شويم.
دعا در صورتي به اجابت ميرسد كه شرايط زير را داشته باشد:
1. به مصلحت بودن تحقق خواسته ي شخص دعا كننده ; زيرا در بعضي از موارد تحقق آن خواسته , براي شخص سودمند نيست . به عنوان نمونه رسيدن به مقام يا امكاناتي خاص , به نفع انسان نيست و بلكه ممكن است مايه ي دوري او از ايمان و تقوا گردد.
2. فرا رسيدن زمان مناسب براي تحقق مطلوب ; مثلا" ممكن است فردي علاقه مند باشد كه شخصيت علمي ممتاز باشد و تلاش علمي فراواني كند, ولي قطعا" در اندك زمان تحقق آن ممكن نيست و سال ها بايد بگذرد تا نتيجه تلاش هاي خود را به دست آورد.
3. اخلاص در نيت و انقطاع كامل به خداوند; چرا كه عطايا, به اندازه ي نيت و اخلاص ث در آن , سرازير مي شوند. حضرت امير(ع ) مي فرمايد: H}«ان العطيه علي قدر النيه؛{H عطيه به اندازه ي ]اخلاص در[نيت] است».
4. معقول بودن خواسته ي انسان.
5. اقدام براي رسيدن به نتيجه و به كارگيري ساير عوامل طبيعي نقش دارنده متناسب با سنت هاي الهي در نظام خلقت.
6. روزي پاك و حلال ; پيامبر اكرم (ص ) فرمودند: «كسي كه دوست دارد دعايش مستجاب شود, بايد غذا و كسب خود را از حرام پاك كند». V}(ميزان الحكمه , ج 3, ص 256, ح 5598){V
7. از ته دل بودن دعا, نه لقلقه ي زبان؛ علامه ي طباطبايي (ره ) با استفاده ي از دو آيه ي شريفه ي «و اذا سألك عبادي عني , فاني قريب اجيب دعوه الداع اذا دعان ... ؛ هرگاه بندگانم از من سوال كردند, به درستي كه من نزديك هستم دعاي دعاكننده را هرگاه مرا بخواند اجابت مي كنم» H}(سوره بقره , آيه 186){H و آيه ي «ادعوني استجب لكم؛ بخوانيد مرا استجابت مي كنم شما را» V}(سوره غافر, آيه ي 60).{V
برخي گفته اند در استجابت دعا دو چيز را معتبر مي داند:
الف ) دعوت , خواستن و طلب باشد, آن هم به راستي و صداقت ; نه اين كه لقلقه ي زبان باشد كه لفظ «ادعو» آن را مي رساند.
ب ) فقط از خداوند بخواهد كه لفظ «...ني » همين را مي فهماند. بنابراين اين اگر به يك سبب از هزاران اسباب خارجي اعتماد كند, از خدا, نخواسته و در اين جا «ني » محقق نشده است ». H}(الميزان , ج 2, صص 30 - 33){H
8. يقين به اجابت داشتن ; پيامبر اكرم (ص ) فرمودند: «خدا را بخوانيد و يقين به اجابت داشته باشيد». H}(همان ){H
9. اصرار در دعا; پيامبر اكرم (ص ) فرمودند: «خداوند بنده اي را رحمت مي كند كه حاجتي را از خداي عزوجل بخواهد, پس در دعا پافشاري ورزد؛ چه استجابت شود و چه نشود». V}(ميزان الحكمه , ج 3, ص 268, ح 5666){V. امام صادق (ع ) نيز فرمودند: «هيچ دربي نيست كه پي در پي كوبيده شود, مگر اين كه بر انسان گشوده خواهد شد».
10. رعايت آداب ظاهري ; رعايت زمان دعا, صلوات فرستادن در اول و آخر دعا, ستايش و تسبيح خداوند و ... (به كتاب هاي دعايي رجوع شود).
11. واسطه قرار دادن معصوم (ع )؛ خداوند متعال مي فرمايد: «وابتغوا اليه الوسيله؛ به سوي خداوند واسطه بجوييد», V}(سوره مائده , آيه 35){V و نيز مي فرمايد: «وقتي مردم به خود ستم نموده و نزد تو مي آمدند و طلب مغفرت مي كردند, پيامبر نيز براي آنان استغفار مي نمود, خدا را مهربان و توبه پذير مي يافتند».V} (سوره نساء, آيه 64).{V
اما نكاتي كه بايد در مورد مسأله ازدواج مد نظرتان باشد عبارتند از:
1- «كلبه ي احزان شود روزي گلستان غم مخور». هنوز دير نشده است سن ازدواج دختران دانشجو معمولا" بالاتر از 25 سال است . البته هدفمان از اين نكته صبر نمودن نيست بلكه مي خواهيم به عرض برسانيم كه :
الف) اضطراب نداشته باشيد چون دير نشده است.
ب ) از خداوند و رحمت بى پايان او مأيوس نباشيد همچنان براى خود دعا كنيد و در دعاى خود اصرار و پافشارى نماييد و همسرى مناسب را كه فراهمكنندهى خوشبختى و سعادت دنيا و آخرت شما باشد، از خداوند مسئلت كنيد.
ج ) از خواندن دعاها و اذكارى كه در اين مورد در مفاتيح الجنان وارد شده است كمك بگيريد.
د ) با توسل و اهداى نماز، روزه قرآن و ديگر كارهاى خير به پيشگاه ائمه اطهار(سلامالله عليهم اجمعين)، از آنها بخواهيد اجابت دعايتان را از خداوند بخواهند.
ه ) هيچ گاه به دليل تأخير در مقصود پرخاشگرى نكنيد؛ حسادت نورزيد و الفاظ بى مورد، زشت، كفرآميز، مأيوس كننده و... بر زبان جارى نسازيد كه تمام مراحل زندگى امتحان الهى است و اگر شما در اين امتحانات پيروز نباشيد، خود موجب تأخير در مقصود مىشوند. توصيه اكيد مىكنيم كه مواظب باشيد اين تأخير موجب گناه نشود كه خود باعث تأخير بيشتر مىگردد.
و ) به خداوند اعتماد و تكيه كنيد و بدانيد كه ازدواج مسئلهاى است كه تأييد خداوند سبحان و عنايت او بيشتر از هر عمل ديگرى مورد نياز است. هرگز به اميد ديگران و نا اميد از عنايت خداوند نباشيد. مبادا در دل خود ديگران را مؤثرتر از خداوند بدانيد و چشم اميد شما به ديگران باشد. بى ترديد خداوندى كه چنين دخترى را آفريده است، كفو او را نيز در نظر گرفته و به موقع او را روانه منزل شما خواهد كرد.
2- اگر در دانشگاه محل تحصيل شما، مركزي وجود دارد كه در زمينه شناسايي و معرفي دختران و پسران مجرد فعاليت مي كند - در صورتي كه صد در صد مورد اعتماد شما و افراد با تجربه ديگر باشد و اصول اخلاقي و ديني را رعايت مي كنند - آمادگي خود را به مسؤولين آن كانون اعلام كنيد تا افراد مناسب و داراي صلاحيت به طور رسمي از خانواده محترمشان خواستگاري كنند. تأكيد مي شود كه هرگز براي آشنايي با افراد مجرد، بدون اشراف و اطلاع خانواده خويش هيچ گونه تماسي (حضوري، مكاتبه اي، تلفني) نداشته باشيد تا دچار بعضي دام هاي خطرناك و عواقب سوء آن نشود.
کد سوال : 3288
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : من فرد كسل و خسته اي هستم و از وقتم نمي توانم به درستي استفاده كنم مرا راهنمايي كنيد؟
پاسخ : از حسن اعتمادتان خرسنديم. اميد است بتوانيم پاسخگوى خوبى براى مشكل شما باشيم و با ارائه راه حلّ مناسب مقدماتِ خشنودى و كمال شما جوانان كمال خواه و حق طلب را فراهم سازيم تا با كسب آرامش روحى به سوى خوشبختى گام برداريد.
هر فردى در طول زندگى تحت تأثير عوامل مختلف درونى و بيرونى به نوسانات مختلف روحى دچار مىشود. گاهى شاد و با نشاط است و گاه غمگين و كسل و افسرده خاطر مىشود. بنابراين، انسان از يك حالت روانى يكنواخت برخوردار نيست و با توجّه به فضاى روانى حاكم بر او و حوادثى كه اتّفاق مىافتد، حالات روحى مختلفى بر وى غلبه مىكند. امّا اگرحالت كسالت و غمگينى و بىنشاطى به گونهاى بر او چيره شود كه زندگى عادىاش را مختل كرده، به كاهش عملكرد، عدم تمركز فكر، بىخوابى، كم اشتهايى و سستى و كسالت در انجام امور بينجامد و چنين حالتى دست كم شش ماه به درازا كشد، بايد مسأله را جدى گرفت؛ زيرا احتمالاً چنين شخصى دچار افسردگى است و بايد با مراجعه به كارشناسان و مشاوران و روانشناسان بالينى به درمان بپردازد. در عين حال، مىتوان با به كارگيرى راهكارهاى عملى زير در جهت آرامش فزونتر گام برداشت. اميد است رعايت اين دستور العملها در بازگشت به حال عادى و نشاط قبلى سودمند باشد و شما بتوانيد با آرامش روحى كافى به زندگى عادى ادامه دهيد:
1 - سعى كنيد از قرار گرفتن در تنهايى اجتناب كنيد.
2 - هر روز به طور مرتب نيم تا يك ساعت ورزش كنيد.
3 - هرگاه احساس كسالت كرديد، دوش آب و لرم بگيريد.
4 - سعى كنيد در فعاليتهاى دسته جمعى مثل اردوها، گردهمايىهاى علمى و شبيه آن و ورزشهاى دسته جمعى شركت فعال داشته باشيد.
5 - سعى كنيد براى انجام كارها و فعاليتهاى شبانه روزى، برنامهاى تنظيم و طبق آن عمل كنيد. اوقات فراغت خود را با پياده روى، ورزش، به نظافت و مرتب كردن اتاق، مطالعه و نظاير آن پر كنيد و هيچ گاه بيكار نباشيد.
6 - با قرآن انس بگيريد و به نمازهاى يوميه توجّه بيشتر داشته، آنها را اول وقت بخوانيد؛ زيرا ياد خدا و ارتباط معنوى با او آرامش بخش دلها است.
7 - سعى كنيد با تكيه بر نقاط قوت زندگى و موفقيتهاى مختلف گذشته خود، توانايىها و استعدادهاى خويش را به خاطر بسپاريد و از ورود هرگونه افكار منفى و مأيوس كننده به ذهنتان جلوگيرى كنيد.
8 - سعى كنيد هفتهاى يك بار به اتّفاق دوستان با نشاط و مذهبى به كوهنوردى برويد و از مشاهده صحنههاى زيباى طبيعت لذت ببريد.
دوست عزيز، دستيابى به آرامش روانى - گوهرى كه تمام انسانها در پى آن هستند - و حفظ و نگهدارى آن در صورتى تحقق خواهد يافت كه بتوان بدون هرگونه افراط و تفريط و با يك برنامه حساب شده و جامع به تمام نيازهاى جسمانى و روانى خود پاسخ مثبت و صحيح داد و به تأمين و ارضاى آن پرداخت؛ زيرا انسان موجودى پيچيده و داراى ابعاد مختلف است. عدم توجّه به يك بعد از ابعاد وجودى، سبب از ميان رفتن تعادل و آرامش انسان مىشود. اين نكتهاى است كه هم انسان شناسان و روانشناسان تجربى معاصر بر آن تأكيد مىورزند و هم آموزههاى دينى، با بيانى ساده و روشن و متقن، ما را به آن رهنمون شدهاند.
آموزههاى دينى ما را به رعايت دستور العملهايى كه تأمين كننده تمام نيازهاى مختلف جسمانى و روانى انسان است، فرا مىخواند. از آنجا كه اين دستورها از طرف خالق هستى صادر شده، بهتر مىتواند راه نيل به كمال و آرامش روحى را به انسان معرفى كند. با مطالعه آموزههاى دينى در مىيابيم آنچه براى بهداشت و سلامت جسمانى و روانى انسان سودمند است، از سوى پيشوايان معصوم با اهتمام و توجّه روبه رو شده است. شايد بر همين اساس، امام كاظم(ع) ما را به تنظيم اوقات و چگونگى تأمين نيازهاى انسان سفارش مىكند و مىفرمايد: اوقات خودتان را به چهار بخش تقسيم كنيد:
- بخشى را به ارتباط با خداوند متعال و راز و نياز با او،
- بخشى ديگر را به كار و تلاش و تحصيل علم و آنچه به معاش و زندگى مربوط است، اختصاص دهيد؛
- بخش سوم را به معاشرت با دوستان و افراد مورد اعتماد كه عيوب و زشتىهاى رفتارى و اخلاقىتان را به شما معرفى مىكنند و در باطن از روى اخلاص به شما علاقهمندند بپردازيد،
- و بخشى را نيز براى لذتهاى حلال و استراحت و تفريح خالى نگه داريد؛ زيرا در پرتو همين ساعات و اوقات تفريح و استراحت مىتوانيد به خوبى در سه بخش ديگر موفق باشيد و حق آنها را بگزاريد.
H}«قال الإمام موسى بن جعفر(ع): اجتهدوا فى ان يكون زمانكم اربع ساعات ساعه لمناجاه الله ساعه لامرالمعاش ساعه لمعاشره الاخوان و الثقات الذين يعرفونكم عيوبكم و يخلصون لكم فى الباطن و ساعه تخلون فيها للذاتكم فى غير محرم و بهذه الساعه تقدرون على الثلاث ساعات»{H ؛ V}(تحف العقول، ص 409، ادب الضيافه، جعفر البيباتي، ص 117، نشر جامعه مدرسين قم). {V
دوست گرامى، آرامش روحى در پرتو رسيدگى و توجّه كافى به ابعاد مختلف امكانپذير است. بنابراين، با تنظيم يك برنامه منظم شبانه روزى ارتباط معنوىتان با خداى متعال را حفظ كنيد - نمازهاى يوميه را سر وقت بخوانيد - به تحصيل علم و مطالعه دروس خود رسيدگى كافى داشته باشيد؛ از تفريحات سالم و ورزشهاى مختلف، مثل كوهنوردى و شنا، بهره گيريد .
در امور مادى و معنوى شرط عمده براى نجات از سستى و تنبلى داشتن اراده وانگيزه قوى است. فردى كه در زندگى داراى هدف مشخصى است و آن هدف را با مطالعه و بررسى و انديشه برگزيده و اهميت و ارزش آن را دريافته، از هنگام بيدار شدن از خواب برنامههاى روزانه خود را براى رسيدن و تحقق بخشيدن به آن تنظيم مىكند و هرگونه تنبلى و سستى را به معناى دورافتادن از آن هدف مىداند. چنانچه داشتن نظم و برنامه در زندگى مادى و امور معنوى از عناصر بسيار مهم در دور ساختن تنبلى و سستى است. فرد بىهدف برايش فرق نمىكند، چه ساعتى بخوابد و چه وقت از خواب بيدار شود، اصلاً نمىداند وقتش را صرف چه كارى كند و انسان بىنظم از عهده برنامههاى از پيشتنظيم شده برنمىآيد و همواره دچار كمبود وقت و سردرگمى است.
تقويت ايمان و باورهاى دينى و الهى در مبارزه با تنبلى بسيار مؤثر است. انسان مؤمن و خداباور همواره با نشاط و شاداب است و ياد خداوند هماره به او شادابى و شادى مىبخشد و اجازه حضور افسردگى و تنبلى را به فضاى درون او نمىدهد. انسانى كه مىخواهد در مدت كوتاه عمر، زمينه قرب به خداوند و رسيدن به زندگى جاويد و سعادت ابدى را نصيب خود سازد، همين هدف والا و انگيزه قوى از او انسانى متحرك و پويا و بانشاط مىسازد كه قدر لحظات وقت و عمر عزيز خود را مىداند و آن را به بطالت و بيهودگى و تنبلى نمىگذراند.
پس بايد هدف زندگى را دوباره مرور كرد و اهميت آن را دريافت و در زندگى انگيزه خدايى و ايمانى پيدا كرد تا در سايه پى بردن به اهميت و ارزش آن و درك اهميت عمر و وقت از لاك تنبلى و دل مردگى و افسردگى درآمد و از عمر عزيز كه بالاترين و ارزشمندترين سرمايه زندگى است بهترين استفاده را نمود. ارتباط با انسانهاى باايمان و با انگيزه و داراى هدف مشخص و والا، در اين زمينه بسيار سودمند است و نيز مطالعه سرگذشت بزرگان و افراد برجسته در اين مورد نقش مفيدى دارد.
کد سوال : 3289
موضوع : قرآن و حديث
پرسش : حديثي از معصوم وارد شده است كه شخص حاجي بعد از انجام حج قبولي يا رد حج خود را مي شناسد در صورت صحت اين حديث، اگر شخصي حج تمتع انجام دهد و بعد از آن مرتكب گناه صغيره يا كبيره شود آيا بايد حج خود را تكرار كند يا خير؟
پاسخ : روايتي به اين مضمون نيافتيم، ولي بر فرض بودن چنين روايتي ارتباطي بين اين حديث و تكرار حج پس از ارتكاب گناه وجود ندارد و در صورتي كه شخص حجش را صحيح انجام داده باشد اعاده و تكرار آن حج صحيح نمي باشد بلكه شخص چنانچه بخواهد مي تواند دوباره حج مستحبي انجام دهد.
نكته ديگر اين كه حتي برخي روايات كه در خصوص باطل شدن اعمال پس از اتمام آن به جهت انجام گناه وارد شده نيز در مقام بيان اعاده و تكرار آن عمل نيست بلكه بطلان در اين روايات به معني ضايع شدن اجر و ثواب آن است نه لزوم تكرار آن.
لذا بايد بين «صحت اعمال» جهت رفع تكليف و نجات از جهنم و يا «قبولي اعمال» جهت كسب درجات بهشت فرق گذاشت و آنچه تكرار لازم دارد بطلان حج است، نه كم شدن ثواب آن.
کد سوال : 3290
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : آيا خواهران هم مي توانند همسر مورد علاقه خود را شخصا انتخاب کرده و به خواستگاري بروند .چگونه؟ آيا از نظر شرعي عفت را کم نمي کند؟
پاسخ : در سؤال شما به دو نكته اشاره شده كه اين دو نكته بايد از هم تفكيك شود و سپس بحث كنيم كه حيطه اختيار زن ها در مورد همسر آينده شان چگونه است و آن دو نكته: يكي مسأله انتخاب است و دوم مسأله خواستگاري.
در حوزه انتخاب بدون هيچ شك و ترديد زن ها يا دختران حق انتخاب دارند و معمولا در بيشتر موارد وقتي كسي به خواستگاري آنها مي آيد مي توانند در مورد آن فرد تحقيق دقيق انجام دهند و سپس بعد از تحقيقات لازم انتخاب كنند يعني جواب آري يا نه بگويند و انتخاب شرعا و قانونا حق طبيعي زنان در مورد همسر آينده شان مي باشد و از لحاظ عرفي نيز در حال حاضر در بيشتر مناطق كشور ما تقريبا همين طور عمل مي شود مگر در موارد بسيار نادري كه ممكن است خانواده از روي تعصبات، فردي را به دختر تحميل كند. اما مسأله خواستگاري گرچه مقدمه يك انتخاب است ولي بيشتر شبيه به پيشنهاد است يعني آنچه در فرآيند خواستگاري رخ مي دهد اين است كه از طرف خانواده پسر يا از طرف خود پسر به خواستگاري دختر مي روند يعني در واقع پيشنهاد ازدواج با دختر را مطرح مي كنند و دختر حق دارد انتخاب كند و جواب مثبت دهد و همچنين حق دارد رد كند و جواب منفي بدهد. اما اين كه فرموديد آيا دختران نيز مي توانند از همسر مورد علاقه خود خواستگاري كند اين يك مسأله فرهنگي است نه يك مسأله شرعي و قانوني و حقوقي.
از اين رو در بعضي از كشورها مانند هندوستان در بعضي از مناطق آن مرسوم است كه خانواده دختر به خانواده پسر پيشنهاد ازدواج مي كند يعني خواستگاري بيشتر از ناحيه خانواده دختر انجام مي گيرد يا حداقل از طرف خانواده دختر پيشنهاد مي شود كه ما آمادگي داريم كه دخترمان را به ازدواج پسر شما درآوريم در چنين فرهنگ هايي خواستگاري زن از مرد از قدر و منزلت زن نمي كاهد و او را در چشم مرد كوچك نمي كند و حتي اگر جواب از طرف خانواده مرد منفي باشد موجب سرشكستگي خانواده دختر نمي شود و همچنين از نظر رواني براي دختر شكننده نيست اما در كشورهايي كه چنين فرهنگي وجود ندارد بلكه فرهنگ خواستگاري دقيقا برعكس مي باشد مانند كشور ما خواستگاري مستقيم زن از مرد مورد علاقه مطلوب نيست و عوارضي دارد كه در نهايت از نظر رواني و شخصيتي و حيثيت اجتماعي و خانوادگي به ضرر زن تمام مي شود به ويژه اگر زن در اين رابطه پاسخ منفي دريافت كند زيرا زنان از نظر عاطفي و هيجاني در عين حال كه در سطح بالاتري از جنس مخالف هستند اما شكنندگي آنها نيز به همين ميزان از نظر عاطفي بيشتر از مردهاست بنابراين در اين گونه مسائل كه هم احتمال دريافت پاسخ منفي و هم پاسخ مثبت وجود دارد با يك درايت خاصي بايد عمل شود و در صورت لزوم اولا با افراد كارشناس و مجرب مشورت شود ثانيا بعد از مشورت از واسطه استفاده شود آن هم واسطه اي كه از نظر تعهد، دلسوزي و رازداري مورد اعتماد باشد تا به صورت كاملا محرمانه كار را پيگيري كند و با مهارت و كياست خاصي، فرد مورد نظر را تشويق و ترغيب به ازدواج كند و بعد از اين كه آمادگي ازدواج در او ايجاد شد به او جهت دهي كند و هدايت كند او را به سمتي كه از اين دختر خانم خواستگاري نمايد با اين شيوه هم دختر از حق انتخاب خود به خوبي استفاده نموده است و هم با واسطه و به صورت غير مستقيم از فرد مورد نظر خواستگاري كرده و هم از آسيب هاي خواستگاري مستقيم در امان مانده است.