کد سوال : 3201
موضوع : كلام و دين پژوهي
پرسش : در روز قيامت آيا حضرت فاطمه براي شفاعت شيعيانش از بين آنها گلچين مي نمايد آيا اينها ابتدا كيفر و پاداش اعمال خود را مي بينند يا از قبل شفاعت شده اند؟
پاسخ : آنچه كه از مجموع روايات برداشت مي شود اين است كه اگر انسان ايمان به خدا و قيامت داشته باشد و اهل عناد و لجاج در دين و كفر نفاق نباشد اميد زيادي به اين كه مورد شفاعت قرار گيرد هست. چنانچه در تفسير فرات از امام صادق(ع) نقل شده كه فرمود: جابر به امام باقر(ع) عرض كرد: يا بن رسول الله! حديثي از جده ات فاطمه(س) برايم حديث كن. جابر همچنان مطالب امام را در خصوص شفاعت فاطمه(س) در روز قيامت ذكر مي كند تا مي رسد به اينجا كه امام ابو جعفر فرمود: پس به خدا سوگند كسي از مردم باقي نمي ماند مگر كسي كه اهل شك باشد و از عقايد اسلام ايمان راسخ نداشته باشد يا كافر يا منافق باشد V} (تفسير فرات، ص 114 - 113).{V
پس شفاعت منوط به شرايطي است كه تحصيل آنها در دست ما مي باشد كه با تحصيل آنها شايد مورد شفاعت قرار گيريم و اينگونه نيست كه معصومين هر كسي را كه بخواهند و او لياقت نداشته باشد انتخاب كنند و درباره او يقين هم به مقتضا و مقدار لياقتشان مورد شفاعت قرار مي گيرند.
در رابطه با ذيل سؤال و اين كه ابتدا كيفر مي شوند و بعد به شفاعت مي رسند يا از قبل شفاعت شده هستند بايد گفت؛ هيچ معيار كلي در بين نيست و در قرآن كريم اين كه چه مجرميني را و چه گناهاني را و در چه موقع مورد شفاعت قرار مي گيرند سخني گفته نشده، لهذا ممكن است نسبت به بعضي مجرمين با توجه به فاعليت و درجه گناه آنها قبل از كيفر مورد شفاعت قرار گيرند يا اينكه مقداري از كيفر را ببيند و بعد مورد شفاعت واقع شوند. كيفر گناهان گاهي در سختي هاي دنيا انجام مي گيرد و برخي در هنگام سختي مرگ و برخي در برزخ و برخي در مواقف قيامت و برخي بعد از مدتي عذاب در جهنم مشمول شفاعت مي شوند. البته آنچه در روايت آمده اين است كه كساني كه محبت امام علي(ع) در پيشاني شان نمايان باشد، حضرت زهرا(س) همانند پرنده اي كه دانه جمع مي كند آنان را از ميان جمعيت جمع مي كند و شفاعت مي كند و شايد سازگاري اين حديث با مطالب فوق اين گونه باشد كه محبت امام علي(ع) وقتي در پيشاني شيعيان نمايان مي شود كه غبار آلودگي ها و گناهان تا حدودي پاك شده باشد و هر كس آلودگي كمتري دارد در سختي هاي كمتري مي ماند و زودتر به مرحله شفاعت مي رسد.
کد سوال : 3202
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اخلاق و عرفان
پرسش : براي اينكه شيطان در فكر و روح ما رسوخ نكند چه بايد بكنيم؟ اگر دعا يا ذكري هست به من بگوييد؟
پاسخ : ستيز و مجاهده با شيطان کاري مستمر و دايمي است و تا انسان در اين عالم زنده است و زندگي مي کند ادامه دارد. و دام هاي شيطان براي انسان هاي با تقوا و داراي کمال و شناخت بيشتر، ظريفتر و پيچيده تر و مخفي تر است. نخستين گام در مبارزه با شيطان اين است که اطاعت از او را به تدريج کم نموده و به آهستگي از شبکه هاي دام او خارج شويم هر چند در اين مبارزه ممکن است پاي انسان بلغزد و در مورادي فريب او را بخورد. هر چقدر ارتباط انسان با خداي متعال و معرفت نسبت به او عميق تر و گسترده تر باشد، تسلط شيطان بر او کمتر است. چنانچه خداي متعال در اين مورد مي فرمايد: A}انه ليس له سلطان علي الذين آمنوا و علي ربهم يتوکلون{A ؛ M}شيطان تسلطي بر کساني که مؤمن بوده و بر پروردگارشان توکل مي کنند ندارد{M ؛ V}(نحل، آيه 99){V و نيز مي فرمايد: A}ان عبادي ليس لک عليهم سلطان{A؛ M}تو (شيطان) بر بندگان خاص من تسلط و نفوذي نداري{M ؛ V}(اسراء، آيه 65).{V
به طور کلي کار شيطان وسوسه کردن است و با پناه بردن دائمي به خداوند و ارتباط پيوسته با او و توسل و ربط با اولياي الهي(ع) مي توان از اين وسوسه ها رها شد و يا آن را به حداقل رسانيد و شيطان را تسليم نمود، چنانچه در روايت داريم که پيامبر بزرگ اسلام(ص) فرمودند: شيطان من به دست من مؤمن و رام گرديد. پس بهترين راه حل، توجه کامل و دايمي به خداوند متعال و اوليائش و خود را در قلعه استوار و نفوذ ناپذير او و اولياي پاک او درآوردن و رعايت کامل تقواي الهي کردن است.
براي مبارزه با گناه و هواهاي نفساني رعايت چند نکته لازم است و از آنجا که افراد از نظر روحيه و فکر متفاوت هستند برخي از نکات براي بعضي از اشخاص کاربردي تر مي باشد و تشخيص اين مطلب با خود شما است.
1). كوچك نشمردن هيچ گناهي هرچند به نظر صغيره باشد.
2). عزم جدي و آهنين بر ترك معصيت و مراقبت جدي و دائمي نسبت به تمام افعال خود.
3). شرط نمودن با خدا مبني بر ترك معصيت و هم چنين از او استعانت جستن.
4). هر گاه فكر گناه و وسوسه آن به ذهن آمد بلافاصله آن را از لوح ذهن خارج كردن و توجه خود رابه خدا و امور شريفه مشغول داشتن .
جديت و موفقيت در اين امر پيروزي بزرگي است و در واقع دفع دشمن شيطان نفس از همان خاكريز اول است .
قرآن مجيد در وصف پارسايان مي فرمايد: A}«ان الذين اتقوا اذا مسهم طائف من الشيطان تذكروا فاذاهم مبصرون{A; پرهيزگاران چون گرفتار وسوسه شيطان شوند هماندم متذكر (ياد خدا) شده و بصيرت يابند» V}(اعراف, آيه 201){V
5). مطالعه و تفكر پيرامون عواقب سوئ و وخيم گناه. (در اين رابطه مطالعه كتب پيرامون معاد بسيار نافع و لازم است)
6). خود را همواره در محضر حق تعالي دانستن و او را به يقين در همه حال مراقب و بيناي به افعال خود نگريستن.
7). استمداد از خداوند و دعا و نيايش كه فرمود: «اگر فضل و رحمت خدا بر شما نبود هيچ كدام به فضيلت و تزكيه روي نمي آورديد» H}(و لو لا فضل الله عليكم و رحمته ما زكي منكم من احد ابدا و لکن الله يزکي من يشاء){H؛V}(نور، آيه 21){V
8). جايگزين سازي اعمال و عادات نيكو; مانند شركت دائمي در نماز جماعت، نماز شب، زيارت اهل قبور و دعا. «ان الحسنات يذهبن السيئات»V}(هود، آيه 114){V ; خوبي ها سرانجام ميدان را بر بدي ها تنگ خواهد كرد و آنها را از بين خواهد برد.
9). توجه به چهره كريه و زشتي واقعي گناهان.
10). براي ترك معاصي لازم است در بسياري از موارد انسان از مكروهات و چه بسا از برخي مباحات نيز چشم پوشد تا او را به انجام زشتي ها نزديك نسازند.
11). در حد ممكن دوري جستن از مكان ها و شرايطي كه آدمي را به گناه ترغيب مي نمايد.
12). تقويت اراده از راههاي معقول و مشروع نظير روزه داري در ايام خاص (دوشنبه يا پنجشنبه هر هفته).
13). محاسبه نفس همه روزه و در صورت رخداد خطا خود را محاكمه و توبيخ نمودن و بلافاصله استغفار كردن.
14). مطالعه پيرامون زندگي پارسايان و زاهدان و مطالعه كتب اخلاقي و ... .
15). ذکر و ياد خدا.
عصاره آنچه تا حال مطرح شد ذکر و ياد خداوند است.
ذکر خدا آثار مثبت فراواني دارد. «ذکر» از آن جهت که با ذاکر اتحاد وجودي مي يابد و ذکر خدا با حضور او همراه است، پس ذاکر خود را در مشهد و محضر خدا حاضر مي بيند و از کمال قرب بهره مند مي شود. در نتيجه بر محور حيااز بسياري از افکار پليد و اخلاق زشت و اعمال نکوهيده احتراز مي کند.
اين که انسان «حيا» را سرلوحه افکار و اعمال خود قرار دهد از مهمترين اهداف تربيتي اسلام شمرده مي شود. خداوند در اولين آيات نازل شده بر پيامبر - صلي الله عليه و آله - روي اين اصل تربيتي تاکيد بسيار نموده، آنجا که مي فرمايد: آيا انسان نمي داند ( و حيا نمي کند) از اين که خدا او را مي بيند؟ (الم يعلم بأن الله يري)V}(علق، آيه 14){V
مومن با اين ويژگي در مصاف با اهريمن درون و بيرون که او را به هوي فرا مي خواند و بساط هوس را را به روي او مي گشايد، (بر آنها) پيروز مي شود به طوري که براي دفع هر خطر آلودگي به گناه محفوظ مي ماند يا براي رفع گناه مرتکب شده، تائبانه کوشش مي کند. از سوي ديگر شيطان که عامل نسيان و غفلت از حق است با ذکر خدا رانده مي شود. پس ذکر و ياد خدا يکي از دو اثر مثبت را خواهد داشت: يکي آن که مانع غفلت است و به اصطلاح جنبه دفع خطر دارد و ديگر آنکه نسيان پديد آمده را به توجه تبديل مي کند و به تعبيري جنبه رفع خطر دارد.
نکته مهمي که درباره ذکر خدا بايد مراعات شود استمرار آن است. شيطان هرگز از تعدي نسبت به انسان صرف نظر نمي کند، بنابراين بايد عامل دفع يا رفع آن نيز استمرار داشته باشد. از اين رو به «ذکر کثير» امر شده است. «يا ايها الذين آمنوا اذکروا الله ذکرا کثيرا»V}(احزاب، آيه 41){V
يکي از مهمترين نمونه هاي ذکر، تلاوت قرآن است. سعي کنيد از هر فرصتي براي اين منظور استفاده کرده، آيات قرآن را با توجه به معاني و مفاهيم آن قرائت نمائيد. مخصوصا شبها سوره واقعه را بخوانيد. در باره فضيلت تلاوت اين سوره از پيامبر عظيم الشأن اسلام نقل شده که فرمود: کسي که سوره واقعه را بخواند، نوشته مي شود که اين فرد از غافلان نيست.V}(تفسير مجمع البيان، ج9 ص212، به نقل از تفسير نمونه، ج23 ص194){V
به قول حافظ (عليه الرحمه):
P}زاهد ار رندي حافظ نکند فهم چه باک{E}ديو بگريزد از آن قوم که قرآن خوانند{P
مطالعه کنيد: شهيد دستغيب، قيامت و قرآن (تفسير سوره طور)
کد سوال : 3203
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : خواهري دارم كه در مورد مسايل مختلف فكر مي كند اينكه اگر همه عقل دارند چرا يكي درس خوان و ديگري درس نخوان است چرا كسي عاشق ديگري مي شود چرا برادر ما عاشق كسي مي شود. و فكر خود را به آن مشغو ل كرده است و اعصابش كاملا خرد مي شود و دنبال جواب براي خود مي گردد از شما راهنمايي مي خواهيم؟
پاسخ : هر فردي با ورود به دوره بلوغ و جواني، حيطه پرسش و كنجكاوي اش بيشتر مي شود زيرا دامنه دانش و سطح شناخت و يادگيري اش توسعه مي يابد و به اصطلاح به رشد عقلي و ذهني مي رسد. پس رشد ذهني هر جواني زمينه ساز پرسش گري را فراهم مي كند. در اين صورت و با اين رويكرد نه تنها فكر كردن و پرسيدن خواهرتان نقطه ضعفي را نشان نمي دهد بلكه دليل رشد فكري و ذهني وي است و بايد آن را قدر بدانيد و در پي يافتن پاسخ هاي منطقي قابل قبول و متناسب با سطح فكري و مطالعاتي وي باشيد و او را در اين مسير هم تشويق كنيد و هم كمك، زيرا گفته اند يكي از نشانه هاي هوش بالاتر در افراد، داشتن پرسش بيشتر و دقيق تر و نيز تفكر كردن درباره مسائل مختلف است و اگر اين توانايي و روحيه پرسش گري را در وي تشويق كنيد و در صدد شكوفاتر كردن آن باشيد، در جهت رشد استعدادها و توانايي و روحيه پرسش گري را در وي تشويق كنيد و در صدد شكوفاتر كردن آن باشيد، در جهت رشد استعدادها و توانايي هاي ذهني و عملي مختلف او به او كمك كرده ايد و اگر خداي نكرده او را سركوب كنيد و يا جواب هاي سربالا بدهيد و يا سرزنش نماييد، حداقل آن است كه بر توانمندي هاي مختلف او و كشف استعدادهايش سرپوش گذاشتيد و اجازه شكوفا شدن را از او گرفته ايد. پس توصيه مي شود با سعه صدر كافي به وي پاسخ قانع كننده ارائه دهيد يا در صورتي كه نمي توانيد او را قانع سازيد، از افراد بامطالعه و با تجربه و كارشناسان مربوطه كمك بطلبيد تا در گفتگوهايتان وقتي كه پاسخ قانع كننده از شما دريافت نكرد دچار عصبانيت نشود و يا از يافتن پاسخ صحيح و كامل نااميد نشود و بداند كه مي تواند از راه ديگري پاسخ پرسش هاي خود را پيدا كند و شما نيز اظهار آمادگي كنيد كه به او كمك نماييد.
اما اگر عصبانيت و خرد شدن اعصاب وي بر اثر دلسوزي و همدردي با ديگر اعضاء خانواده و يا ناشي از كم حوصلگي وي است و نمي تواند بر اعصابش مسلط باشد در اين صورت با بهره گرفتن از راه كارهاي ارائه شده در زير و به تدريج عصبانيت خود را كنترل كند و به حالت تعادل نزديك شود.
1. كاملا به خود مطمئن باشيد كه مىتوانيد روحيه خود را تغيير دهيد؛ ولى براى نتيجه گيرى عجول نباشيد؛ بلكه با خود فكر كنيد بايد حداقل يكسال بر روى رفتارهاى خود كار كنيد و اگر چنين نموديد، حتما پس از آن دگرگونى رفتارى خواهيد شد.
2. از حساسيت بيش از حد در هر زمينه بپرهيزيد.
3. همواره در هر مسالهاي، ابتدا از ديگران انتظار بدترين برخورد را داشته باشيد و خود را براى تحمل آن آماده كنيد. اين مساله باعث مىشود برخوردهاى بهتر از مورد انتظار در شما ايجاد خشنودى نمايد. در حالى كه اگر هميشه انتظار، برخورد خوب داشته باشيد، چه بسا نتيجه عكس خواهيد گرفت.
4. با خود شرط كنيد كه هيچ گاه و در هيچ شرايطى برخورد تند نداشته باشيد و اگر ناگهان از شما برخورد تندى سر زد خود را جريمه كنيد؛ مثلا تصميم بگيريد - يا در صورت امكان نذر كنيد - كه اگر بر سر كسى فرياد زديد، فلان مبلغ را صدقه بدهيد، يا نماز شب بخوانيد و يا يك روز روزه بگيريد. كارآيي اين روش، بسيار بالا است و بسيارى از علماى بزرگ بدين سان تمرين عملى و خودسازى نمودهاند.
5. از تفريحات سالم و تقويت كننده اراده؛ مانند كوهنوردى، شنا، دو و پيادهروى و گردش در طبيعت و... نيز استفاده كنيد.
6. در تصميمگيرىها، حتىالامكان با افراد عاقل و پخته مشورت نماييد و از اقدامات عجولانه و مطالعه نشده بپرهيزيد.
7. بيشتر با افراد خوش خلق و غير عصبى معاشرت كنيد.
8. از موقعيتهاى كه زمينه تندخويى در آن فراوان است، اجتناب كنيد و در موقعيتهايى حضور يابيد كه رفتار پرخاشگرانه در آنجا ديده نمىشود و از موقعيتهاى كه شما را به تندى نمودن دعوت مىكند، دور شويد.
9. قبل از هر عملى، در مورد پيامد آن تفكّر و انديشه كنيد و آنگاه اقدام نماييد و با تمرين اين راهكار و به كارگيرى آن در مورد تمام رفتارها، اندك اندك كنترل خويش را بر تمام رفتارها توسعه بخشيد.
10. به برخى رفتارها و حالاتى كه از افراد سر مىزند. و شما را به عصبانيت دعوت مىكند، توجه نكنيد؛ مثلاً اگر كسى با حرف ناروا شما را برمىافروزد، از شنيدن و گوش سپردن به سخنان وى اجتناب كنيد و حتى گوش ندهيد يا محيط را ترك كنيد. ديگر به گفتههاى او دقت و توجه نكرده و آنها را در ذهن خود مرور نكنيد. نسبت به ديگر اعمال فيزيكى و رفتارهاى پرخاشگرانه و تحريك كننده نيز همين طور واكنش نشان دهيد و راه بىتوجهى و تغافل را پيش گيريد.
11. سطح شناخت خود را با مطالعه و تفكر از زشتى، ناپسند بودن، غيرقابل جبران بودن اعمال پرخاشگرانه بالا ببريد؛ژ مثلاً روايات، آيات و داستانهايى را كه در مورد اين نوع رفتارها و آثار آنها نوشته شده، مطالعه كنيد و بعد در مورد آنها فكر كنيد. حتى در برخى موارد به آثار رفتار تندى كه خود مرتكب آن شدهايد، توجه نموده و آن عمل و زشتى آن را در ذهن خود مرور كنيد؛ به گونهاى كه به يك حالت خود هشدارى از درون دست يابيد و آثار فردى و اجتماعى و پيامدهاى حيثيتى آن عمل زشت را لحظه به لحظه در ذهن خود مرور نموده و قبح آن را براى خود بزرگ جلوه دهيد تا از درون از آن عمل متنفّر شويد.
12. به هنگام بروز عصبانيت و تندخويى سريع، حالات خود را تغيير دهيد؛ مثلاً اگر ايستادهايد، بنشينيد و اگر نشستهايد، دراز بكشيد و صورت خود را با آب سرد بشويد و يك ليوان آب خنك بياشاميد و خود را از موقعيت دور سازيد.
13. از خواندن قرآن به مقدار زياد و در نوبتهاى متعدد در طول 24 ساعت هرگز غفلت نورزيد؛ چه قرآن تأثير عظيم در رسيدن به حالت سكينه و آرامش درونى دارد. همين طور عبادتهاى خود، مانند نماز را در اول وقت و با حضور قلب كامل به جا آوريد كه تأثير بزرگى در رسيدن به اطمينان خاطر دارد و آدمى را از درون به سكوى آرامش مىسپارد.
14. بعد از استحمام و به هنگام خروج از حمام، دو پاى خود را تا قوزك با آب سرد بشوييد.
15. ديگر رفتارهاى عادى و روزمره خود را نيز با تسلط كامل بر رفتار و بدون شتابزدگى انجام دهيد و آنها را آرام آرام تعقيب كنيد تا نرمخويى و پرحوصلگى، بر تمام رفتارهاى شما حاكميت پيدا كند.
16. شرح موارد فوق را در جدولى بنويسيد و موارد انجام شده و يا تخلف از آن را يادداشت كنيد و همواره سعى كنيد موارد تخلف را كاهش داده و بيش از پيش خود را به انجام آنها مقيد سازيد و حتى قبل از بروز آن موقعيتها و به صورت مستمر، راهكارهاى فوق را سرلوحه اعمال خود قرار دهيد. و از آن به بعد، بايد ميزان موارد پرخاشگرى شما كاهش يابد. آنها را نيز يادداشت كنيد و كم كم از ميزان آنها در طول روز، هفته و... بكاهيد و خود تنبيهى را به كار بگيريد.
کد سوال : 3204
موضوع : كلام و دين پژوهي
پرسش : در مكاتبه قبلي به يك سئوال بنده (چه كنيم دچار جهل مركب نشويم) پاسخ داده شد كه در ادامه سؤال يك خواسته شده بود تقاضاي پاسخ گويي اين سؤال را داشتم.
پاسخ : 1. جهل مركب عبارت است از اعتقاد جزيي به امري كه مطابق با واقع نباشد V}(تعريفات جوجاني، عالم الكتب، بيروت، ص 113).{V به عبارت ديگر كسي كه نمي داند و آگاه نيست و نمي داند كه نمي داند بلكه خيال مي كند كه مي داند او دچار جهل مركب است:
P} آن كس كه نداند و نداند كه نداند{E}در جهل مركب ابد الدهر بماند{P
در مقابل آن جهل بسيط قرار دارد كه عدم علم و آگاهي و علم به عدم علم است.
P} آن كس كه نداند و بداند كه نداند{E}لنگان خرك خويش به منزل برساند{P
براي آگاهي بيشتر ر.ك: فرهنگ معارف اسلامي، دكتر سيد جعفر سجادي، ج 2، ص 211.
2. جهل مركب نوعي اعتقاد و تصديق است كه از سنخ دانستن و علم نيست، بلكه يك سلسله خطاها و اشتباهاتي است كه در ذهن راسخ و جازم مي شود. پس جهل مركب اولا در مرحله تصديق است و ثانيا ضد علم و آگاهي است زيرا علم واقع ناسب و جهل مركب توهم علم و آگاهي است و در واقع هيچ راهي به واقع ندارد.
3. در تجزيه و تحليل جهل مركب ملاحظه مي كنيم كه آن از چند تصور به وجود آمده كه اين تصورات مي توانند درست باشند. تنها در تركيب اين تصورات است كه خطا پيش مي آيد. فرض كنيد: «امروز شنبه باشد». اما من اعتقاد جازم داشته باشم كه «امروز جمعه است».
تصور من از «امروز» و «جمعه» درست است. اما تركيب اين دو با هم در اين گزاره درست نيست. بنابراين در مرحله تصديق دچار خطا و جهل مركب شده ام. كسي كه نمي داند امروز چه روزي است و به اصطلاح جهل بسيط دارد با پرسيدن، جهل خود را برطرف مي كند. اما آن كه يقين دارد كه امروز جمعه است نه تنها پرسش نمي كند بلكه اگر به او تذكر دهند كه امروز شنبه است قبول نمي كند.
4. اما چه امري باعث جهل مركب مي شود؟ به طور كلي دو امر را مي توان براي دچار جهل مركب شدن برشمرد:
الف- ظن و گمان را به جاي علم و يقين نشاندن. قرآن شديدا با اين امر كه انسان امر خدا را به ظن و گمان واگذارد شديدا مقابله مي كند: «ولا تفف ما ليس لك به علم ان السمع والبصر والفؤاد كل اولئك كان عنه مسؤولا؛ از آنچه آگاهي نداري، پيروي مكن زيرا گوش و چشم و دل همه مسؤولند» V}(اسراء، آيه 36). {V
«ان الظن لا يغني من الحق شيئا؛ گمان هرگز انسان را به حق نمي رساند» V} (يونس، آيه 36).{V
«و ما لهم به من علم ان يتبعون الا الظن و ان الظن لا يغني من الحق شيئا؛ آنها هرگز به اين سخن دانشي ندارند تنها از گمان بي پايه پيروي مي كنند با اين كه گمان هرگز انسان را به حق نمي رساند» V} (نجم، آيه 28).{V
اما براي اين كه در مسائل و اعتقادات ديني دچار جهل مركب نشويم و به علم واقع نما برسيم چه بايد بكنيم؟ به عبارت ديگر چگونه ظن و گمان را به جاي علم ننشانيم؟ سه منبع اساسي براي اعتقادات ديني است: 1. عقل و دلايل عقلي، 2. نقل و دلايل نقلي، 3. كشف و شهود.
و شما راه رسيدن به حق و جلوگيري از جهل مركب اين است كه اين سه منبع يقيني باشند نه ظن و گمان. به عبارت ديگر راه هاي رسيدن به حقيقت توحيد و نبوت و معاد و ديگر مسائل و اعتقادات ديني و فرار از دام جهل مركب در سه امر خلاصه مي شود:
اول: دلايل عقلي يقيني و قطعي يا دلايل برهاني كه دو روش از روش قياسي استفاده شود و ماده آن نيز يقينيات باشد. منطق متكفل بحث از همين امر است و به خوبي راه حصول يقين را نشان داده و بيراهه ها را نيز معين كرده است. پس در دلايل عقلي به حدس و گمان نبايد پناه برد. بلكه تنها يقين راه كار است.
برخورد ابتدايي و غير دقيق و غير روشمند با مسائل ديني و فلسفي و علمي، انسان را دچار خطاهاي بيشماري مي كند. اين رويكرد آسيب هاي بسياري به دين و فلسفه مي رساند زيرا براساس ظن و گمان و حدس بنا شده است و بر اساس براهين و حجت هاي قاطع و يقيني نيست.
بلكه در تحليل عقلي مسائل بايد از داوري هاي ژرف و دقيق و همه جانبه عقل بهره برد عقلي كه مسلح به ابزارهاي لازم و ملزم به كارگيري روش هاي درست است و اين رويكرد بدون تخصص لازم در دايره دين ممكن نيست.
براي آگاهي بيشتر ر.ك: منطق صوري، دكتر محمد خوانساري، انتشارات دانشگاه تهران.
بسياري از نظرات و شبهاتي كه در سال هاي اخير بر دين وارد شده است و به ظاهر آراسته به صفت «علم پژوهي» هستند با استناد به تحليل هاي ظني و غير قابل اعتماد طرح شده اند كه شايسته نام جهل مركبند.
در حالي كه اگر تحليل عقلي مبتني بر قطع و يقين و قياسات برهاني باشد راهيابي به حقيقت ممكن و ميسر است.
دوم. دلايل نقلي يقيني؛ يعني آنچه در قرآن و روايات صحيح معصومان(ع) آمده است از نظر اسلام نظر هيچ عالم و فردي حجت نيست و همه نظرات بايد به محك عقل سنجيده شود تنها قرآن و سخنان معصومان است كه مي تواند ما را به علم واقع نما برساند. زيرا به فتواي عقل تنها يقين ملاك و ميزان راهيابي به حقيقت و واقع است و يكي از مبادي يقين، كتاب خدا و سخنان انبياء و اولياء الهي است زيرا در آن احتمال خطا و نسيان و اشتباه نيست.
سوم. شهود يقيني؛ انسان مي تواند به مرحله اي برسد كه خود حقيقت را ببيند. اگر در مرحله دلايل عقلي، حقيقت را از دور رصد مي كند و در مرحله دلايل نقلي حقيقت را از زبان افراد صادقي كه خود آن را ديده اند مي شنود، در مرحله شهودي خود با استفاده از نردبان عقل و نقل بالا مي رود و حقيقت را مي بيند و شهود مي كند. اين شهود اگر در فضاي روشن باشد واقع نماست و راه آن نيز ايمان و عمل صالح است؛ يعني انجام واجبات و مستحبات و مقابله با محرمات و مكروهات كه در اين صورت انسان به ساحت قرب الهي وارد مي شود و حقيقت را بدون واسطه مي بيند.
قرآن مي فرمايد: «كلا لو تعلمون علم اليقين، لترون الجحيم؛ چنان نيست كه خيال مي كنيد. اگر شما علم يقين داشتيد (در همين دنيا) قطعا جهنم را خواهيد ديد» V} (تكاثر، آيه 6 - 5).{V
و اين همان است كه امير مؤمنان(ع) مي فرمايد: H}«لست اعبد ربا لم ارء؛{H پروردگاري را كه نبينم نمي پرستم» V} (مصباح الانس، تصحيح محمد خواجوي، ص 23، انتشارات مولي).{V
H}«لو كشف القطاء ما ازددت يقينا؛{H اگر پرده ها برافتد بر يقين من اضافه نمي شود» V} (شرح المائه الله و اميرالمؤمنين، كمال الدين ميثم بحراني، انتشارات اسلامي، ص 52).{V
اين مرحله بالاي شهود است و يك مرحله پايين تر همان است كه امير مؤمنان(ع) در وصف اهل تقوا مي فرمايند: H}«و فهم والجنه كمن قد رآها فهم فيها منعمون و هم والنار كمن قدر رأما فهم فيها معذبون؛{H بهشت براي آنان چنان است كه گويي آن را ديده اند و در آسايش به سر مي برند و دوزخ چنان كه آن را ديده اند و در عذابش اندرند» V} (نهج البلاغه، خطبه همام، شماره 193 - ترجمه دكتر سيد جعفر شهيدي، ص 225).{V
پس راه علمي رسيدن به علم واقع نما و فرار از جهل مركب يكي از سه راه فوق است. البته رسيدن به شهود از همه سخت تر است. زيرا نياز به رياضات و دقت هاي بسياري دارد كه در عرفان آمده است اما راه عقل و دلايل عقلي را بايد در فلسفه چيست. راه نقل نيز گوش شنوا و قلب پاك مي خواهد و اگر اين سه راه را كنار بگذاريم راه يقين مسدود مي شود و جهل مركب جاي آن را مي گيرد.
قرآن از زبان جهنميان نقل مي كنند كه مي گويند: «و قالوا لو كنا نسمع او نعقل ما كنا في اصحاب السعير؛ و مي گويند اگر ما گوش شنوا داشتيم يا تعقل مي كرديم در ميان دوزخيان نبوديم» V}(ملك، آيه 10). {V
ب- همه آنچه گفته شد راه هاي علمي و نظري مقابله با جهل مركب داشت اما جهل مركب تنها به دليل عدم يقين به وجود نمي آيد بلكه در برخي موارد دليل جهل مركب نوعي عناد و استكبار و به اصطلاح شهوت عملي است كه انسان را به تكذيب علم و حقيقت و جهل مركب وا مي دارد كه اين نوع جهل مركب بسيار خطرناك است. قرآن درباره منافقان مي فرمايد: «ختم الله علي قلوبهم و علي سمعهم و علي ابصارهم غشاوه؛ خدا بر دل ها و گوش هاي آنان مهر نهاده و بر چشم هاي ايشان پرده اي افكنده شود» V} (بقره، آيه 7).{V
دليل اين امر آن است كه «في قلوبهم مرض فزادهم الله مرضا؛ در دل هاي آنان نوعي بسياري است خداوند بر بيداري آنان افزوده است» V} (بقره، آيه 100).{V
مجاري ادراكي آنها سالم است هم حس آنها و هم عقل آنها اما با وجود اين توان درك حقايق را ندارند زيرا با سوء اختيار خود به خود را گرفتار نفس اماره كرده اند. «لهم قلوب لايفقهون بها و لهم اعين لا يبصرون بها و لهم آذان لايسمعون بهم اولئك كالانعام بل هم اضل اولئك هم الغافلون؛ آنها دلها [عقل ها]يي دارند كه با آن [انديشه نمي كنند] و نمي فهمند و چشم هايي دارند كه با آن نمي بينند و گوش هايي دارد كه با آن نمي شنوند آنها همچون چهارپايانند، بلكه گمراه تر! اينان همان غافلانند» V}(اعراف، آيه 179) .{V
راه مقابله با اين پديده خطرناك كه انسان را از انسانيت ساقط مي كند و در حد پست تر از حيوانات تنزل مي دهد، امور متعددي است كه در آيات و روايات روشن شده است و ما چند مورد مهم آن را بيان مي داريم:
1- گوش فرا دادن به وحي و سخنان معصومان(ع) و (ملك، آيه 9) عدم تكذيب آنها.
2- تقوي (انفال، آيه 29).
3. جهاد با نفس و مبارزه باشهوت مداري و تمايلات نفساني (نجم، آيه 23 - جاثيه، آيه 23).
4. پيروي از حق و فروتني در برابر آن و عدم جحود و انكار نسبت به حق.
5. همنشيني با حكيمان و فرزانگان و مطالعه كتاب هاي سودمند ديني و عدم هم نشيني با نادانان.
6. ياري جستن از ذات اقدس خداوند و عبادت و بندگي و دعا.
7. پيروي كردن از عقل در برابر پيروي از ظن و گمان كه به تفصيل از آن سخن گفتيم.
8. عدم تقليد از نه تنها از گذشتگان (بقره، آيه 170) بلكه از بزرگان خود (احزاب، آيه 67) و از اكثريت (انعام، آيه 116).
9. مبارزه با رذائل اخلاقي و دوري از گناهاني كه باعث مي شود كه بر دل ها مهر زده شود و راه هاي فهم و ادراك عقلي مسدود كند به ويژه دوري از تكذيب و تكبر و غرور و فريفته شدن به خود و نيرنگ هاي نفس و عجب و خودپسندي و دنيا دوستي.
براي آگاهي بيشتر ر.ك:
1. خردگرايي در قرآن و سنت، محمد محمدي ري شهري، تجرمه مهدي مهريزي، انتشارات دارالحديث، ص 110 و 233 - 210
2. مطهري، شهيد مرتضي، تعليم و تربيت در اسلام، ص 38 و 287 - 284
3. مطهري، شهيد مرتضي، نبوت، ص 256 - 249
کد سوال : 3205
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اخلاق و عرفان
پرسش : يكي هم در مورد سؤال سوم بود كه منظور من لقمه حرام نبود البته مطالب گفته شده در اين مورد مفيد واقع شد. بلكه لقمه حلالي كه طيب نيست يعني مالي كه خمس و زكات ْآن داده نشده است در اين مورد اگر توضيحي داده شود متشكرم.
پاسخ : لقمه حرام معناي گسترده اي دارد و منظور از آن خصوص غذا نيست بلكه منظور هر نوع استفاده از چيزي است كه از راه موازين شرعي و احكام الهي به دست نيامده باشد، چه از راه دزدي باشد يا رشوه يا كلاهبرداري يا كم كاري يا خمس و زكات ندادن يا بدون اجازه صاحبش دست بردن و تصرف كردن.
اگر كسي در خانه اي زندگي مي كند كه نان آور آن خانه رعايت احكام الهي و اداي حق الهي مثل خمس و زكات را نمي كند، اگر انسان بداند كه اين غذا از مال خمس و زكات نداده تهيه شده، در صورتي كه بتواند اجتناب و دوري كند وظيفه او اين است و اگر از توان و عهده او خارج باشد و باعث به هم ريختن اوضاع زندگي او مي گردد مي تواند از مرجع تقليد خود اجازه خوردن بگيرد و خمس آن غذا را محاسبه كند و وقتي برايش ممكن باشد، پرداخت كند. البته بايد توجه داشت در اين مورد دچار وسواس و افراط نگرديد، چون علم و آگاهي از اين كه اين غذا حتما از مال خمس نداده يا زكات نداده تهيه شده كار آساني نيست و وظيفه شرعي ما اين است كه تا وقتي اطمينان به اين مطلب پيدا نكرده ايم، بدبين نباشيم و وسواس به خرج ندهيم وگرنه از چاه در مي آييم ولي به چاهي عميق تر كه چاه وسواس باشد سقوط مي كنيم.
نكته مهم اين است كه آثار وضعي لقمه حرام و مال و غذاي مشكوك مربوط به صورت علم و آگاهي است و اگر در صورت عدم آگاهي هم اثر وضعي باقي باشد، كم رنگ و كم اثر است و با اعمال نيك و نيت خوب و عبادات از بين مي رود، پس در عين حساس بودن و مراقب بودن بايد از وسواس و بدبيني و جستجو در اين مورد پرهيز كرد و تا زماني كه علم به حرام بودن نداريم از بدبيني و ترتيب اثر دادن پرهيز كنيم.
کد سوال : 3206
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اخلاق و عرفان
پرسش : در روايت است كه دو فرشته نكير و منكر در قبر از هر كسي سؤال نمي كند بلكه يكي از آنها صورت خود را روي سينه مرده قرار مي دهد اگر از او بوي عطر ولايت اميرالمؤمنين(ع) به مشام برسد به او جواز ورود به بهشت را به مي دهند .چه كنيم تا در اين گروه قرار گيريم.
پاسخ : شيعه علي(ع) بودن به معناي قرار گرفتن در صراط مستقيم الهي و قدم برداشتن در جاده بندگي حقيقي است. چون اعتقاد داريم كه امير مؤمنان(ع) حق مجسم و تبلور عيني همه فضايل و كمالات است چنانچه پيامبر(ص) به مشام جانمان برسد، بايد شيعه راستين آن حضرت باشيم و اعمال و كردار و اعتقادات ما با آن وجود گرامي سنخيت و تناسب داشته باشد. شيعه علي(ع) مسلمان تمام عيار است و در صدد است همه وظايف الهي و مسؤوليت هاي ديني و شرعي خود را به نحو كامل و نيكو انجام دهد. او با زنگي پيشوايان دينش و به ويژه زندگي پرافتخار مولايش علي(ع) به خوبي آشناست و با نهج البلاغه و سخنان آن حضرت(ع) و سيره و روش زندگي آن بزرگوار در ابعاد مختلف از طريق مطالعه مستمر و عميق آشناست. اگر با وظايف خود آشنا بوديم و عملا در راه انجام آنها كوشيديم واز ارواح پاك اولياي حق استمداد و ياري طلبيديم ومحبت اولياي دين را در دل خود جايگزين ساختيم و اين محبت را كه نعمتي ازلي و بسيار با ارزش است با دلبستگي شديد به دنيا و جلوه هاي فريباي آن و غرق شدن در امور مادي صنايع نساختيم، اين محبت و عشق و علاقه كه علامت و نشانه آن پيروي و اطلاعات و تلاش در راه خواسته ها و اهداف آن بزرگوار است در وقت كوچ و رحلت ظهور و بروز مي يابد و فرشتگان الهي كه با اين بوي دلاويز آشنايي ديرينه دارند با شامه الهي و درك عميق خود در وقت مرگ آن را در افراد تشخيص مي دهند. پس بايد سيره علوي(ع) را شناخت و نهايت كوشش را در هماهنگي و همراهي با آن مبذول داشت و با ياد و ذكر و انس با آن حضرت و توسل به دامن پاك او اين بذر محبت را پروراند و رشد داد تا در وقت مرگ و عالم برزخ و قيامت، از ميوه شيرين آن بهره مند شد.
خود حضرتش در يكي از نامه هاي نهج البلاغه مي فرمايد: «آگاه باشيد كه رهروي محتاج رهبري است تا به او اقتدا كند و از او كسب نور نمايد. آگاه باشيد كه پيشواي شما از پوشاك دنيا به دو لباس كهنه و از خوراك آن به دو قرص نان بسنده كرده است».
H}«الا و انكم لا تقدرون علي ذلك، و لكن اعينوني بورع و اجتهاد و عفه و سداد؛{H بدانيد كه شما نمي توانيد همانند من رفتار كنيد ولي مرا با تقوا و كوشش و عفت و وقار و درستكاري ياري و كمك كنيد» V}(نهج البلاغه، نامه 45). {V
پس براي رسيدن به اين سعادت بايد مسلمان واقعي بود و اعمال و كردار و گفتار آن امام همام را سرلوحه برنامه هاي خود قرار دهيم و بكوشيم با پرهيزكاري و پاكدامني و كوشش و درستكاري مولايمان علي(ع) را ياري دهيم و قلب او را از خود شاد نماييم.
کد سوال : 3207
موضوع : اطلاعات عمومي
پرسش : احتراما به استحضارمي رساند کانون انديشه نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري دانشگاه علوم پزشکي تهران با توجه به مسؤوليتي که عهده دار مي باشند، در نظر دارد تحقيقاتي مستمر را توسط دانشجويان ورودي جديد به انجام برساند که در انجام اين مهم مساعدت و همکاري صميمانه شما را سپاسگذار مي باشيم لذا مستدعي است در موضوعات زير نسبت به ارائه ليست کتب مناسب مساعدت فرمائيد:
انقلاب ،اخلاق پزشکي ،توبه ،عرفان،قرآن و بعد حقيقي انسان، حجاب، پوشش، روانشناسي، مرگ، توکل درقرآن، فقر، معاد، خودکشي و دگر انديشي، روزه، نماز، ولايت و امامت ،شناخت انسان، گناهان کبيره، قيامت درقرآن، فعاليت وجداني و عقلاني، نفاق، ارزش زن در اجتماع، دانش پزشکي در اسلام، خواب، خلاقيت، آفرينش، صبر، خداشناسي و خود شناسي، اخلاق، غرب زدگي، دين و سياست-ملي گرايي، نقش عوامل فرهنگي در انقلاب اسلامي و ... .
پاسخ :
T} دين و سياست:{T
1. دين و دولت در انديشه سياسي اسلام، محمد سروش، انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم، چاپ اول 1378.
2. رابطه دين و سياست، ايرج مير، نشر ني.
3. انتظارات بشر از دين، عبدالحسين خسرو پناه، نشر مؤسسه فرهنگي دانش و انديشه معاصر، چاپ اول 1382.
4. انتظار بشر از دين، عبدالله نصري، نشر مؤسسه فرهنگي دانش و انديشه معاصر، چاپ دوم، 1379.
5. سكولاريسم در اسلام و مسيحيت، محمد حسن قدردان قراملكي، انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم، چاپ اول 1379.
6. دين و دولت، علي رباني گلپايگاني، نشر مؤسسه فرهنگي دانش و انديشه معاصر، چاپ سوم 1381.
7. فصلنامه كتاب نقد، ش 2 و 3 (دين و دنيا).
T}انقلاب اسلامي و نقش عوامل فرهنگي در آن: {T
1. چارچوبي براي تحليل و شناخت انقلاب اسلامي در ايران، محمد باقر حشمت زاده، نشر مؤسسه فرهنگي دانش و انديشه معاصر، چاپ اول 1378.
2. حديث پيمانه، پژوهشي در انقلاب اسلامي، حميد پارسا نيا، نشر معارف چاپ دوم 1376.
3. جرعه جاري سي مقاله پژوهشي پيرامون انقلاب اسلامي ايران، نشر پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي، چاپ اول 1377.
4. رهيافتي نظري بر انقلاب اسلامي (مجموعه مقالات) عبدالوهاب فراتي، نشر معارف چاپ دوم، 1379.
5. انقلاب اسلامي و چرايي و چگونگي رخداد آن، ويراست سوم، نشر معارف، چاپ چهاردهم، 1380
6. انقلاب اسلامي، زمينه ها و پيامدها، منوچهر محمدي، نشر معارف چاپ اول 1380.
7. توسعه و تضاد، كوششي در جهت تحليل انقلاب اسلامي و مسائل اجتماعي ايران، فرامرز رفيع پور، شركت سهامي انتشار، چاپ اول 1376.
T} اخلاق پزشكي:{T
اخلاق پزشكي ، دوره 4 جلدي، معاونت امور بهداشت و امور بهداشت مجلس.
T} در زمينه غرب زدگي:{T
1. غربزدگي، جلال آل احمد، انتشارات رواق.
2. در خدمت و خيانت روشنفكران، جلال آل احمد، انتشارات رواق.
3. جامعه شناسي غرب گرايي، علي محمد نقوي، انتشارات اميركبير، 1361.
ضمنا براي دست يابي به ساير منابع مي توانيد به سي دي «هادي»، سازمان تبليغات اسلامي و مؤسسه باقرالعلوم(ع) مراجعه نماييد.
کد سوال : 3208
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : روابط دختر و پسر بايد چگونه باشد در دانشگاه تا دچار گناه و عذاب وجدان نشويم؟ من از اين مسأله بسيار رنج مي برم. كمي مرا راهنمايي كنيد.
پاسخ : با توجه به شرايط خاص دوران جواني, طولاني بودن دوران تجرد غالب دانشجويان و خطرات جدي تمايلات آشكار و پنهان غرائز نفساني , لازم است برادران و خواهران دانشجو روابط خود را از نظر كمي و كيفي تحت كنترل قرار دهند و در سطح ضرورت حفظ كنند. بنابراين , توصيه اكيد ما اين است كه : اولا", اگر ضرورتي ايجاب نمي كند حتي الامكان چنين روابطي با نامحرم برقرار نشود و خواهران دانشجو در مقابل افراد نا محرم , رفتاري متكبرانه داشته باشند نه رفتاري صميمانه . اينكه در احكام شرعي مي فرمايند در غير ضرورت مثلا" مكروه است مرد با زن هم صحبت شود, مخصوصا" مرد و زن جوان , به اين دليل است كه چه بسا همين هم صحبت شدن ها, غرايز جنسي افراد را تحريك كند و يك الفت و محبت شهواني بين مرد و زن ايجاد گردد و نقطه آغازي براي غوطه ور شدن در انحراف و فاسد شود. در هر حال انسان بايد دقيقا" درون خود را بكاود و باطنش را عميقا" مطالعه كند كه مثلا" صحبت كردن با افراد نامحرم چه ضرورتي براي او دارد. ثانيا": در صورت ناچاري و ضرورت , روابط با نامحرم تا آنجا كه به شكستن حريم احكام الهي منجر نشود, اشكالي ندارد. بنابراين , گفتگو و نگاه هاي متعارف بدون قصد لذت و ريبه , اشكالي ندارد. اما با اين حال , حتي الامكان لازم است در كلاسها به گونه اي باشند كه كمترين اختلاط پديد آيد و در برخورد و گفتگو, هنجارهاي شرعي زير رعايت شود:
1- از گفتگوهاي تحريك كننده پرهيز شود.
2- از نگاه هاي آلوده و شهواني خودداري شود.
3- حجاب شرعي رعايت شود.
4- قصد تلذذ و ريبه در كار نباشد.
5- دو نفر نامحرم در محيط بسته , تنها نمانند. بنابراين , سعي كنيد خود را عادت دهيد كه :
1- در صحبت با نامحرم به او نگاه نكنيد و به هيچ قسمتي از بدن او خيره نشويد و قسمت هاي باز و پوشيده برايتان كاملا" مساوي فرض شوند, اين مسأله را با تكرار و تلقين بايد ادامه دهيد.
2- در همه حال , خدا را ناظر بر اعمال و رفتار خود بدانيد و عفت و حيا را فراموش نكنيد.
در پايان ضمن تقدير و تشكر از حساسيت و دقت تان نسبت به مسائل اخلاقي و ارزشي و علاقه مندي تان به پاكي و پاكدامني و حفظ آن در محيط هاي دانشگاهي و غيره توصيه مي شود با تقويت بنيه اعتقادي و باورهاي ايماني و ديني و گسترش فرهنگ عفت و حيا در حفظ اين روحيه پسنديده تلاش كنيد و مطمئن باشيد اگر به حريم هايي كه احكام شرع و اخلاق برايمان ترسيم كرده اند توجه و رعايت كنيم و به عبارت ديگر به وظيفه شرعي و اخلاقي مان عمل كنيم هرگز دچار عذاب وجدان نخواهيم شد. بنابراين:
1. در انجام واجبات به خصوص نماز كوتاهي نكنيد و حتي المقدور اول وقت و به جماعت برگزار نماييد.
2. دوستان صميمي متدين و پاي بند به اصول و ارزش هاي اخلاقي انتخاب كنيد.
3. از خداوند متعال استعانت جسته و به او توكل كنيد و توسل به ائمه اطهار(ع) كه واسطه فيض اند فراموش نشود تا به لطف و كمك آنها بتوانيد در مسير رشد و كمال و پاكدامني و عفت باقي بمانيد، انشاءالله.
کد سوال : 3209
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اخلاق و عرفان
پرسش : آيه 18 سوره لقمان مي گويد كه رخسارت را از مردم به تكبر برمگردان و در زمين با غرور راه مرو كه خداوند خودستايي را دوست ندارد حال اگر ما دوستي داشته باشيم كه باعث آبروريزي ما شود آيا ما مي توانيم با آنها مراوده نكنيم و آنگاه مشمول اين آيه مي شويم يا نه؟ اگر هستيم بايد چه كار كنيم تا مشمول اين آيه نشويم و بتوانيم قرآن گونه زندگي كنيم؟
پاسخ : به لحاظ اخلاقي وجود صفت كبر و خودپسندي نوعي بيماري و چالش بزرگ اخلاقي و نفساني تلقي مي شود. بيماري كه بايد با تواضع و فروتني معالجه گردد اگر با دوست خود صميمي هستيد و او را شايسته دوستي با خود مي دانيد بهتر است مشكلات پيش آمده را به نحوي كه شايسته گفتمان دوستانه باشد با او مطرح و حل و فصل نماييد و چنانچه وضعيت به گونه اي است كه امكان گفتمان وجود ندارد، تحمل برخي از ناملايمات، مي تواند تمرين مناسبي براي تحصيل صفت زيباي تواضع و فروتني در او باشد.
در مرحله سوم با رفتاري متكبرانه با او آينه اي از رفتار خودش را در برابر چشمانش به نمايش بگذاريد تا به ناهنجاري رفتار خود به طور محسوس پي ببرد. چنان كه در روايت آمده H}«يتكبر علي المتكبر فانه عباده؛{H تكبر در برابر شخص متكبر عبادت است» V} (تحفه السنيه، ص 331، عبدالله جزايري).{V
کد سوال : 3210
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : ما در بعضي وقتها بين دو امر واجب مي مانيم (اطاعت از پدر و مادر و نماز اول وقت) شما چه پيشنهادي براي ما داريد كه هر دو كار را انجام دهيم و خشنودي آنها را به دست آوريم؟
پاسخ : اطاعت از پدر و مادر و احترام به آنها تا جايي لازم است كه مغاير احكام واجب يا حرام الهي نباشد. لذا اگر پدر و مادر انجام عمل حرام و يا ترك فعل واجبي مانند نماز و روزه را از فرزند خواهان باشند نبايد از آنها پيروي نمايد. اما در ساير موارد اعم از كارهاي مباح و يا مستحب رعايت احترام و رضايت آنها لازم است . مثلا نماز اول وقت مستحب است اما اگر پدر فرزند را به انجام كاري مستحب يا مباح امر كند اطاعت ايشان بر نماز اول وقت مقدم است.
مطمئن باشيد با تقدم داشتن اطاعت از پدر و مادر و با اندكي تأخير نماز خواندن بهتر مي توانيد در والدين تان نفوذ كنيد و بيشتر مورد لطف و محبت آنها قرار مي گيريد در آن صورت مورد دعاي خير آنان واقع شده و ارزش و اهميت آن دعا براي شما بيشتر و مفيدتر است. بنابراين اگر نماز اول وقت را به خاطر اطاعت از والدين به تأخير انداختيد نگران نباشيد بلكه خداوند متعال نيز به همين كيفيت دستور داده است و رضايت خداوند را هم به دنبال خواهيد داشت.