کد سوال : 3191
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : چگونه اراده خود را تقويت كنيم؟
پاسخ : موفقيت در هر كاري از امور زندگي مرهون چند امر است : 1- توكل , تقوا و اخلاص , 2- شناحت هدف , 3- برنامه ريزي درست و سنجيده , 4- همت و تلاش و پشتكار.
P}پا فشاري و استقامت ميخ{E}سزد ار عبرت بشر گردد{P
P}بر سرش هر چه بيشتر كوبي{E}پافشاريش بيشتر گردد{P
يكي از دانشمندان بزرگ مشهور به «ابو جعرانه» موفقيت خود را در درس آموزي از حشره اي به نام «جعرانه» مي داند. وي مي گويد: در مسجد جامع دمشق كنار ستوني صاف نشسته بودم. جعرانه (حيواني شبيه سوسك) را ديدم كه مي خواهد از ستون بالا برود و كنار شعله اي كه بالاي ستون مي سوخت بنشيند. من از اول شب تا صبح كنار آن ستون بودم, حشره هفتصد بار سعي نمود بالا برود ولي هر بار به پايين سقوط مي كرد, زيرا ستون صاف و لغزنده بود از تلاش و همت آن حشره تعجب كردم , برخاستم وضو ساختم و باز گشتم ديدم حشره به بالاي ستون رفته و كنار شعله چراغ پي سوز آرميده است .
بلي برادر گرامي!
P}زكوشش به هر چيز خواهي رسيد{E}به هر چيز خواهي كما هي رسيد{P
«سكاكي» از دانشمندان بزرگ نيز در سن چهل سالگي به درس خواندن روي آورد, وي چنان كم استعداد بود كه راه حجره اش را گم مي كرد؛ اما با تلاش توانست به يكي از دانشمندان بزرگ تبديل گردد كه نگارش هاي وي پس از 12 يا 13 قرن هنوز به عنوان متن درسي پا برجاست.
دوست عزيز! تجربه نشان داده است، براى حل اين مشكل نمىتوان تنها به رهنمودهاى كتبى و غيابى بسنده كرد و اين مسأله، مانند بسيارى از مشكلات روانى ديگر، به ارتباط مستمر با مشاور نيازمند است؛ ولى اجراى توصيههاى زير در نابود سازى اين پديده سودمند مىنمايد.
1. بايد علل و عوامل ضعف اراده خويش را بشناسيد. توجّه كنيد ضعف اراده غالباً در عدم اعتماد به بينش و تفكر، عدم شناخت خويش، با ارزش تلقى نكردن خود، عدم امنيت روانى، عدم تدبير عقلانى در تشخيص امور و تميز اهم و مهم، شكستهاى گذشته و عوامل باز دارنده رشد و قوت نفس مانند محروميت، سرزنش و رنجهاى مستمر ريشه دارد. زدودن هر يك از اين عوامل در پرتو سرمايه گزارى و برنامه ريزى ممكن است.
2. بايد باور كنيد چون ديگر انسانها از توانمندىهاى بسيار برخورداريد و از ديگران كمتر نيستيد. فراموش نكنيد نقاط قوت انسان از نقاط ضعفش بيشتر است و نبايد خود را دست كم بگيرد. تصميم خوب در پرتو تكيه بر قوتها، جبران ضعفها و احساس توانمندى شكل مىگيرد.
3. پس از مشورت با افراد ذى صلاح، با توجّه به امكانات و توانمندىهاى واقعى خود، براى زندگى تان برنامه ريزى كنيد و بكوشيد هرگز بى جهت از آن برنامه و نظم سر نپيچيد. اوقات استراحت و تفريح و عبادت و همهفعّاليّتها را در اين برنامه بگنجانيد تا زمانى خالى نماند و توجّه به فرصت بيكارى شما را سمت تأخير انداختن كارها سوق ندهد.
4. بكوشيد براى هر رفتارى انگيزهاى قوى داشته باشيد و به ويژه از آثار مثبت تصميمگيرىها و رفتارهاى خاصّ خويش به طور كامل آگاه شويد.
5. محيط زندگى و موقعيت كارى خود را تغيير دهيد و موانع بروز اراده و فعّاليّت را نابود سازيد؛ براى مثال در موقعيتى كه به سرزنش و متهم شدن به ناتوانى و ناپختگى مىانجامد، قرار نگيريد. براى تصميمگيرىها و اقدامات خويش امنيت روانى فراهم آوريد تا بتوانيد به آرامى در برابر ديگران يا همراه آنان ابراز وجود كنيد و برجستگى فكرى و فعّاليّت به جا را از طريق تصميم آشكار سازيد.
6. هر كارى را آسان تلقى كنيد؛ زيرا در برابر اراده پولادين انسان همه سختىها آسان مىگردد. به استقبال كارهاى به ظاهر دشوار برويد و به خود تلقين كنيد مىتوانيد در اين امور درست تصميم بگيريد و افتخار موفقيت در انجام آنها را به دست آوريد.
7. رضايت خداوند را ملاك هر رفتار و گفتار قرار دهيد و از تسليم شدن در برابر تمايلات پوچ و هواهاى نفسانى بپرهيزيد. اين تسليم شدنها اراده را ضعيف و متزلزل مىسازد. تقوا و رعايت حرمت دستورهاى پروردگار براى آرامش روانى و تقويت نفس و اراده بسيار سودمند است.
8. مدتى برنامه ريزى و تصميمات خود را با فردى ذى صلاح در ميان بگذاريد و از وى بخواهيد مراقب باشد تا در شما دو دلى پيش نيايد و اجراى تصميمات خويش را به تأخير نيندازيد.
9. از خواب زياد، پرخورى و ديگر اسباب تنبلى و سستى اراده بپرهيزيد و نگذاريد ديگران به جاى شما تصميم بگيرند.
10. با كسانى كه روحيه و اراده قوى دارند، دوست شويد تا اراده شما نيز قوى گردد.
11. بكوشيد تصميمهاتان را با فردى با تجربه در ميان نهيد تا از قوت و درستى شان اطمينان يابيد. پس از مشورت با اين فرد، بر اساس تدبر و انديشه خود تصميم بگيريد و بدون از دست دادن فرصت اقدام كنيد.
تصميم بايد بر تدبير و انديشه و آگاهىهاى لازم استوار باشد و به عمل بينجامد. تخلف از اين امر جز تلف كردن وقت، پيروى از افكار پوچ و سستى در عمل دستاوردى ندارد و فرد را با زيانهاى مادى و معنوى روبه رو مىسازد. از اين رو، امور ياد شده گناه به شمار مىآيد.
ترديد در تصميمگيرى و تأخير در عمل سبب از دست رفتن منافع معنوى و مادى فراوان مىشود و زيانهاى بسيار را به ارمغان مىآورد.
12. تصميمات به جا و پر ارزش گذشتهخود را به ياد آوريد و توجّه كنيد كه چون گذشته براى انجام دادن كارهاى مهم آمادگى داريد.
13. در تصميمها و فعّاليّتهاى اسوهها دقّت كنيد، در همسان سازى و الگوپذيرى جدى باشيد تا جرأت انجام كار يابيد و توان تصميمگيرى و اجرا در شما تقويت شود.
14. ورزش مستمر و منظم را كه در تقويت اراده بسيار مؤثر است، فراموش نكنيد.
15. با تصميمهاى آسان در كارهاى ساده، به تدريج خود باورى و توانمندى را در خويش پديد آوريد و راه را براى تصميمگيرى در امور مشكل و پيچيده هموار سازيد.
16. در موضوع مورد نظر تمركز پيدا كنيدو از اشتغالات ذهنى متعدد بپرهيزيد تا تصميمگيرى آسانتر صورت پذيرد.
17. پس از تدبير و مشورت از عواقب تصميمهاى خود هراسناك نباشيد و به خدا توكل كنيد. پيامدهاى تصميمهاتان را كه از قلمرو انديشهتان بيرون است و با سامان دادن احتمالهاى ضعيف سبب ترديد و تزلزل شما مىگردد، به خداوند متعال كه به بندگانش لطف و رحمت و محبت گسترده دارد، واگذاريد و به آنچه پروردگار پيش مىآورد، خشنود باشيد. خداوند شما را سمت صلاح و مطلوب واقعىتان رهنمون شود.
18. مطالعه زندگي انسانهاي موفق. در اين زمينه مطالعه كتاب «رمز پيروزي مردان بزرگ» تأليف آقاي جعفر سبحاني، بسيار مناسب و آموزنده است. زيرا به بسياري از رمز و رازهاي زندگي موفقيت آميز شخصيت هاي بزرگ علمي جهان اشاره شده است.
کد سوال : 3192
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : چگونه از وقت خود بهترين استفاده را ببريم؟
پاسخ : براي پاسخ به اين پرسش توجهتان را به مقاله زير (مجله پرسمان، ش 5، بهمن 81، مقاله بهره وري زمان، ص 27 - 25) جلب مي كنيم:
زمان از ميان رفتنى است و نمىتوان آن را پس انداز كرد. تنها مىتوان آن را به روشهاى مختلف به بهرهورى رساند. وقت آن قدر ارزشمند است كه خداوند به آن سوگند ياد كرده است. به قول برايان تريسى: «كيفيت زندگى شما به ميزان بهرهورى شما از زمان بستگى دارد و اين كه كيفيت مديريت زمان شما در استفاده بهتر از وقت چگونه است.»1
ممكن است اين پرسش در همين آغاز ايجاد شود كه شاه كليد بهرهورى يا مدخل اصلى به سمت بهرهورى زمان چيست؟ پاسخ يك كلمه است: نظم.
از دهه نود به بعد، زمان سرمايه تلقى شد و افراد همواره ارشاد مىشوند در پى يافتن راههايى باشند كه زمان انجام كارها را مرتب كنند و حتى آن را كاهش دهند. اين قاعده را تجديد سازمان مىخوانند. تجديد سازمان يعنى زمانى كه فرد پيوسته در جست و جوى راههاى بهتر، منظمتر، سريعتر و مؤثرتر براى حصول به نتايج مثبت گام بر مىدارد.
T} نظم پذيرى و بهرهورى{T
نظم پذيرى دروازه و مجوز ورود به سمت بهرهورى است. امروزه رتبه بندى كشورهاى مختلف جهان، از نظر شاخصهاى رقابت پذيرى، بيانگر اين واقعيت است كه سبب بالا بودن اين شاخص در بعضى كشورها، بالا بودن سطح نظم پذيرى آن جوامع است. بسيارى از استادان جامعهشناسى، مانند آنتونى گيدتر، ايجاد عادت نظم پذيرى در آحاد جامعه را مبناى توسعه يافتگى مىدانند و معتقدند بدون اين عادت امكان بهرهورى و پيشرفت وجود ندارد. بررسىها نشان مىدهد وجه مشترك تمام كشورهاى توسعه يافته نظم پذيرى منابع انسانى آنها است. بايد توجه داشت:
الف) اگر از دريچه نظم و تقيّد به آن به زندگى بنگريم و از اتلاف اين سرمايه جلوگيرى كنيم، محيط و روزگار برايمان زيبا مىشود و احساس بهرهورى مىكنيم.
ب) عمر، زمان و فرصتها دست خداوند متعال است؛ اما نتيجه آن به دست خود ما است. بايد از ثمره آن بهرهورانه، بهره گيريم.
ج) در بحث بهرهورى از زمان، نشيبها بسيار است. اگر نشيبى در زندگى نباشد، قدر فرازها را نخواهيم دانست.
د) اگر از وقت درست استفاده كنيم، هميشه وقت كافى داريم؛ و اين يكى از معانى بهرهورى است.
به استادى گفتم: تعبيرى قشنگ براى زمان و بهرهورى بفرماييد. بىدرنگ فرمود: براى ترقى و رشد در زندگى و بهرهورى از زمان نبايد در انتظار يك آسانسور به سر برد. بايد راه پله را پيش گرفت و پله پله بالا رفت.
افراد نيكبخت و داراى پشتكار كه بهرهورانه با زمان برخورد مىكنند، به يكديگر شباهتهايى دارند؛ ولى هر نگون بختى كه در دور ريختن فرصتها تسليم شده، اصطلاحاً در جهت تخريب زمان خود گام بر مىدارد، از بدبختى ويژه برخوردار است. روح تحقيق، دقت، تفكر، نكته سنجى و موشكافى، ذوق سليم، سعه صدر و انصاف، عشق به حقيقت و بىپروايى علمى زاده بهرهگيرى از زمان است. كسانى در مدت تحصيل خويش سوختگيرى علمى خوبى انجام مىدهند كه از فرصتها به صورت بهينه استفاده مىكنند.
T}الگوى بهرهورى از زمان{T
عمدتاً روش زندگى انسانهايى كه از زمان بهرهگيرى مناسب انجام مىدهند و از فرصتها به نحو احسن استفاده مىكنند، قابل تأمل و اقتباس است؛ حتى اگر در نوع فعاليت و اهداف با ما تفاوت داشته باشند. ابوريحان به نظم شهره بود و از فرصتها به خوبى استفاده مىكرد. او، پس از استقرار در غزنه، چند بار به زادگاهش خوارزم سفر كرد و در غالب جنگهاى سلطان محمود در هندوستان شركت جست. ابوريحان در اين كشور بيشتر با علما و حكماى هند معاشرت داشت. بنابراين، زبان سانسكريت آموخت، اطلاعات خود را وسعت داد و مواد كتاب معروف خود «تحقيق ماللهند» را فراهم ساخت. پيش از بيرونى، كسى در جهان اسلام به هند پژوهى دست نزده است. در غرب و شرق نيز، به گزارش تاريخ، تنها يك سفير يونانى (295 پيش از ميلاد) و يك روحانى چينى (چهار صد سال پيش از بيرونى) و يكى دو تن ديگر درباره هند تحقيق كردهاند. از آن جا كه بيرونى انسانى منظم، مدقق و محقق بود، نوشتههايش معتبر است.
تأليفات اين بزرگمرد كه نمونه كاملى از فرصتشناسى و بهرهورى از زمان است به 131 مجلّد مىرسد. او كتابهايى را از سانسكريت به عربى ترجمه كرد و واسطه نقل دانش اسلامى به هندوستان بود.
T}چهار اصل طلايى در بهرهورى از فرصتها{T
1. آرايش مجدد: پيوسته در پى يافتن راههايى باشيد كه وقت و امكاناتتان را بر مسائلى كه بيشترين ارزش را براى رشد و تعالى شما دارند، متمركز كند.
2. باز آفرينى: همواره در پى يافتن راههايى باشيد كه عملكرد شما را كاملاً متحول كند؛ به گونهاى كه فعاليتهاتان با اهداف بلند مدت شما بيشتر هماهنگ شود.
3. قاطعيت: ترديد و دو دلى از عوامل مهم اتلاف وقت است. در 80 درصد موارد بايد وقتى ايدهاى خاص به ذهنتان مىرسد، در مورد اجرا يا عدم اجراى آن قاطعانه تصميم بگيريد.
4. سرعت عمل: سرعت عمل در كار شرط اساسى موفقيت است. شور و شوقِ عملكردِ سريع را در خود پرورش دهيد.
«پيشرفت و ترقى از آن افرادى است كه سرعت عمل دارند. افراد مُردّد آن قدر طول مىدهند كه همه چيز خراب مىشود.» بنابراين، اگر مىخواهيد از پيشتازان حرفه و مقطع و رشته تحصيلى خود باشيد، بايد د ركار خود به داشتن سرعت و قابل اعتماد بودن مشهور شويد و ترديد و دو دلى را، مگر در موارد ابهام، از خود دور سازيد. حضرت امام على(ع) مىفرمايد: «اگر از چيزى ترسيدى به سمت آن حركت كن.»2
اين اصل، از اصول ريسكپذيرى است. مراد از ترس در اين جا بيشتر واهمه ذهنى و ترس خيالى است و حضرت مولى الموحدين اميرالمؤمنين(ع) بر سرعت عمل و از دست ندادن فرصتها تأكيد مىورزد. رالف امرسون (شاعر) نيز مىنويسد: «از هر چه كه مىترسيد آن را عملى سازيد.»3
T}چرا بحث بهرهورى روز به روز جدىتر مىشود؟{T
توجه به مسائل زير، براى درك پاسخ اين پرسش ضرورت دارد:
1. تفاوت انسان و ديگر آفريدهها
اگر انسان و ساير مخلوقات را داراى تفاوت ذاتى مىدانيم و انسان را اشرف مخلوقات مىپنداريم، بايد زمينههايى فراهم آورد تا انسان با كار و شغل خود، رشد و ارتقا يابد. توجه به بهرهورى خصوصاً «بهرهورى زمان يعنى اتخاذ موضع قاطعانه در قبال سكون و ركودى كه جوهره انسانيت و انسان را نابود مىسازد.»
2. محدوديتها
امروز محدوديتهاى موجود توجه به بهرهورى از زمان را اجتناب ناپذير مىسازد. محدوديت در همه چيز (فرصتها، ظرفيتها، امكانات، دانشگاهها،
اشتغال، درآمد و...) هويدا شده است. بنابراين، هركس مهرورزانه و بهرهورانه با زمان حركت كند و اصطلاحاً موتورهاى ذهنى خود را روشن سازد و با تانك فكرى به سمت اهداف پيش رود و مهمتر از همه رقص انديشه راه بيندازد، موفقتر است. امروزه بهرهورى از فرصتها بهترين پاسخ به محدوديتهاى برنامهريزى شده و غير برنامهريزى شده است.
3. تعهد و مسؤوليت
تعهد و مسؤوليت يك مسلمان مؤمن و خواهان رشد و پيشرفت، بايد در طول زمان امتداد داشته باشد. تمام ذخاير انسانى و غير انسانى امانتهايى متعلق به تمام انسانها است. باتوجه به بهبود بهرهورى مىتوان به نحو احسن از سهم آيندگان و حاضران محافظت به عمل آورد.
4. تداوم حيات
ايستادگى و حضور مؤثر در صحنه دنياى امروز - با همه تحولاتى كه از دهه 1970 به بعد صورت گرفته - مستلزم سرعت و ودقت عمل بيشتر است. بايد زمان را با حفظ كيفيت و كميت يا بهبود آنها به زنجير كشيد؛ و گرنه رقابتهاى هولناك در آينده تومار حيات هر غافلى را در هم خواهد پيچيد. بهبود بهرهورى، خصوصاً نيروى انسانى، با اتكا به حركت همه جانبه ملى هر فاصلهاى را به سرعت جبران مىكند.
T}بهرهورى و خلاقيت{T
خلاقيت و نوآورى بابهرهورى ارتباط تنگاتنگ دارد. يكى از ويژگىهاى سالهاى آغازين هزاره سوم ميلادى در دنياى امروز سرعت تغييرات است. جامعههايى مىتوانند در صحنه جهانى حضور فعال داشته باشند وتماشگر باقى نمانند كه با تغييرات متحوّل شوند و به غنى سازى خود پردازند و با حفظ فرهنگ بومى، برنامههاى مختلف داشته باشند. در شرايط كنونى، وجود ذخاير و منابع طبيعى در يك كشور چندان مزيّت قلمداد نمىشود. آنچه امروز مزيت به شمار مىآيد، توان خلاقيت و نوآورى است كه در دانشجويان و شاغلان هر كشور وجود دارد؛ زيرابا استفاده از خلاقيت و نوآورى مىتوان از ذخاير و منابع موجود بهره گرفت؛ آن را به كالاها و خدمات متنوع و داراى ارزش افزوده بالاتر تبديل كرد و در كشورهاى ديگر جهان به فروش رساند.
T}مثلث بهرهورى{T
امروزه، براى بهرهورى از زمان و فرصتها و مديريت فردى و اجتماعى، در بحث بهرهورى از مثلثى با سه ضلع پر اهميت و داراى سه مؤلفه سخن به ميان مىآيد.
1.انگيزه(Motive): تمايل فرد براى وارد شدن به فعاليتهاى جهت دار و ضرورى انگيزه نام دارد. انگيزه از ايمان و احساس تعهد در برابر هدفها مايه مىگيرد. هر چه مشاركت افراد در تصميمگيرىها و هدف گذارىها بيشتر باشد، به همان نسبت انگيزهها قوىتر خواهد شد. البته لازمه اين مشاركت، نظام ارتباطى مناسب است كه مىتواند آگاهى از اهداف و برنامهها را فزونى بخشد.
2. روحيه(Morale): انگيزه پديدهاى فردى است؛ اما روحيه پديدهاى گروهى به شمار مىآيد كه به صورت انتخاب هدفهاى مشترك و تلاش در راستاى تحقق آنها تجلى مىيابد. روحيه ايدهها و فعاليتهاى ذهنى انسان را جهت مىدهد.
3. نظم و انضباط(Desepline): حس اطاعت و تعهد در برابر زمان، فرصت، قو انين و مقررات و برنامهها از شاخصهاى مهم بهرهورى است؛ به عبارت بهتر، «فرد منظم دربان فرصتها است.»
T} سخن آخر:{T
مهارتهاى بهرهورى از زمان وفرصتها عامل جامه عمل پوشاندن به اهداف و آرزوها است؛ و تنبلى و بىنظمى و آشفتگى دزد آرزوها و موفقيتها شمرده مىشود. مهارتهاى بهرهورى كمك مىكند تا از اوقاتى كه به مطالعه، كار، تحقيق، كلاس درس و فعاليتهاى ديگر مىپردازيد، بيشترين بهره به دست آيد. علاوه بر نظم و روحيه و انگيزه، موارد زير نيز در شمار اين مهارتها جاى دارد.
الف) خود ارزيابى مستمر
ب) تمركز حواس
ج) پرسيدن
د) برخورد سؤالى داشتن
ه) كشف ارتباط مسائل با همديگر
و) يادداشت فعاليتها
ز) تقسيم كارها
ح) زمان بندى
رويكرد شما به فرصتها و زمان تا حد زيادى پيشرفت و موفقيت شما را رقم مىزند. انسانهاى بهرهور حتى مىتوانند همزمان بر دو يا چند تفكر متضاد تمركز كنند و به كار ادامه دهند؛ يعنى هم ديد دراز مدت داشته باشند و هم كوتاه مدت.
پىنوشت:
1. مديريت زمان (رموز استفاده بهتر از وقت در زندگى و كار)، برايان تريسى، ترجمه اشرف رحمانى و كورش طارمى.
2. مديريت اسلامى، دكتر حقيقى.
3. قدرت شعور باطن، ژوزف مورفى، ترجمه قراچه داغى، ص 266.
4. آشنايى با بهرهورى به زبان ساده، معاونت آموزش و نيروى انسانى سواد آموزى كشور، ص5.
5. نهج البلاغه.
6.غررالحكم و دررالكلم.
کد سوال : 3193
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : مزاياي روحي يك شخصيت سالم كدامند؟
پاسخ : به نظر مي رسد منظورتان از مزاياي روحي همان ويژگي هاي روحي شخصيت سالم است كه در اين زمينه دانشمندان مختلف اعم از علماء علم اخلاق، فلاسفه، روانشناسان به فراخور حيطه كار خود و از زاويه ديد تخصصي خودشان در اين زمينه سخن گفته اند و خصوصيات انسان سالم با انسان كامل را بيان كرده اند ما ابتدا به بيان ويژگي هاي انسان كامل از ديدگاه يكي از روانشناسان غرب و سپس از ديدگاه فيلسوف و حكيم الهي يعني مرحوم ملاصدرا برگرفته از نوشته ها و انديشه هاي آنان مي پردازيم هر چند ويژگي هاي بيان شده توسط آبراهام مزلو قابل نقد و بررسي است كه در اين مقال نمي گنجد.
ويژگي هاي انسان كامل از ديدگاه مزلو:
1. آگاهي و ادراك صحيح از واقعيت ها آن گونه كه هستند نه مطابق قالب ذهني خويش.
2. پذيرش خويشتن و ديگران و طبيعت؛ يعني نقاط ضعف و قوت خود را بدون نگراني مي پذيرند و در برابر نقاط ضعف خود شكيبا هستند.
3. در تمام جنبه هاي زندگي بدون تعصب و تظاهر رفتار مي كنند و به طور طبيعي عمل مي كنند ودر عين حال ملاحظه ديگران را از نظر دور نمي دارند.
4. در برابر وظايف و مسائل زندگي احساس مسؤوليت و تعهد مي كنند و حس وظيفه شناسي شديدي در برابر ديگران دارند.
5. گرايش به خلوت و استقلال دارند. اگر چه از مردم كناره نمي گيرند ولي به ديگران نياز ندارد وانگيزش و نظام خود را بدون تكيه و اتكا به ديگران تجربه مي كنند.
6. كنش مستقل دارند. احساس خودكفايي و استقلال شديد آنها را در برابر محروميت ها و بحران ها مقاوم و آسيب ناپذير ساخته است و از تحمل محروميت ها احساس بداقبالي نمي كند.
7. لذت مداوم از زندگي و تداوم تحسين آن، يعني تجارب خود را با لذت و احترام و شگفتي مي ستايد و از تجربه هاي مكرر زندگي سير و خسته نمي شود.
8. نوع دوستي، نسبت به همه انسان ها احساس همدلي و محبت دارد و آماده كمك به بشريت است.
9. روابط فردي و اجتماعي متقابل بيش از افراد حد متوسط با ديگران روابط محكم دارد و مي تواند به ديگران بيشتر محبت كند و دوستي عميق داشته باشد.
10. ساختار خوي مردم گرايي. صرف نظر از طبقه اجتماعي، سطح تحصيلات، وابستگي سياسي يا ديني و نژادي آنها، بردبار و شكيباست و كمتر به اين گونه تفاوت ها توجه دارد.
11. تشخيص هدف از وسيله و خير از شر. از نظر آنها هدف مهم تر از وسيله نيل به آن است.
12. شوخ طبعي مهربانانه، فيلسوفانه دارند. طنز آنها خصمانه و يا برتري طلبانه و عصيان گر نيست.
آنچه مزلو به عنوان ويژگي هاي انسان سالم يا انسان كامل معرفي كرده است براساس ديدگاه انسان مداري و عدم توجه به چيزي وراء انسان و محدود شدن به امكانات و استعدادهاي انساني است و حال آن كه از ديدگاه اخلاق اسلامي ويژگي هاي ديگري نيز ضرورت دارد كه بايد انسان كامل از آنها برخوردار باشد.
بنابراين ما در اينجا ويژگي هاي انسان كامل از ديدگاه صدرالمتألهين را نيز بيان مي كنيم كه عبارتند از:
- انس با خدا دارد و عاشق خداوند است.
- با خلق خداوند مهربان است.
- به تمام حقايق الهي و علوم رباني عالم است و به يقين رسيده است و هرگز در آنها دچار شك نمي شود.
- به فرايض و واجبات الهي و نيز مستحبات و نوافل التزام عملي دارد.
- داراي زهد حقيقي است.
- هميشه در روحيات و حالات خود اعتدال دارد و از هر افراط و تفريطي اجتناب مي كند.
- دوستدار علم، علما و دانشمندان است.
- هميشه به ياد مرگ است.
- دوست دوستان خداوند است.
- دشمن دشمنان خداوند مانند كفار، ظالمين، فاسقين و اشرار است.
- هميشه به ياد خداوند بوده و ذاكر به او - به مراتب ذكر - است.
- مواظب بر تهجد است و از تجهد غافل نمي شود.
- متنفر از شهوات مي باشد.
- به مقدار اندك و ميزان ضروري از خوردني ها و آشاميدني اكتفا مي كند.
- از اهل دنيا و ثروت و صاحبان مناصب دنيوي پرهيز دارند.
- مشتاق عزلت و خلوت است و از اعمال بچه گانه مردم عادي دوري مي گزينند.
- سخت مراقب اعمال و رفتار خود است كه مرتكب خلافي نشود.
- صفاي دل و جلاي روح دارد.
- از معاصي و خبث نفس و شهوات مي گريزد.
- از خشم، حقد، حسد، عداوت و خصومت بسيار پرهيز مي كند.
- وجودش از حب جاه و رياست و محبت دنيا و مال و منال آن عاري است.
- ملكات راسخه شجاعت، صبر، شكر، كرم، حلم به مراتب خود در احوال و افعالش ظهور و بروز تام دارد.
لازم به ذكر است تمام يا اكثر موارد فوق نيازمند به تشريح و توضيح بيشتري است كه در اين مقال نمي گنجد.
اميد است با دقت در موارد فوق و مطالعه بيشتر در اين زمينه آگاهي هاي خود را تعميق و گسترش دهيد.
کد سوال : 3194
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : كنترل افكار و تمايلات چگونه بايد صورت گيرد؟
پاسخ : بايد دانست انسان داراى حواس چندگانهاى است. اين حواس در حكم رادارهايى هستند كه هر كدام امواج خاصى را دريافت مىكنند مثلاً چشم امواج نورى را از طريق گيرندههاى خود دريافت مىكند. گوش امواج صوتى، بينى امواج بويايى پراكنده در فضا را مىگيرد و همين طور گيرندگان ديگرى كه در مفاصل و عضلات ما قرار دارند و يا دستگاه تعادل كه در گوش درونى ما قرار دارد هر كدام مسئول دريافت پيامهاى محيطى خاصى هستند آيا تاكنون هيچ فكر كردهايد كه اگر اين گيرندگان حسى در بدن ما وجود نداشت چه اتفاقى مىافتاد؟
آرى اين گيرندگان حسى در واقع مجموعهى اطلاعات لازم را از محركهاى محيطى مىگيرند و به دستگاه سيستم عصبى (مغز) ما تحويل مىدهند و مغز روى اين دادهها عمليات ويژه انجام مىدهد و با توجه به نيازها و انگيزهها و اهداف ما اين اطلاعات تفسير مىشود و نهايتا ما به ادراك و شناخت از محركهاى محيط مىرسيم و در نتيجه مىتوانيم خودمان را با محيط زندگىمان سازگار كنيم اگر اين گيرندگان حسى وجود نداشت.
اولاً شناختى و ادراكى براى ما حاصل نمىشد (حداقل ادراكهايى كه مبتنى بر دادههاى حسى است).
ثانيا ما نمىتوانستيم در خودمان سازگارى ايجاد كنيم در نتيجه هم در خلأ اطلاعاتى بسر مىبرديم و هم در ادامهى حيات دچار مشكل مىشديم و به خاطر خلأ اطلاعاتى و عدم انطباق با محيط هر چه زودتر از بين مىرفتم بنابراين اصل دريافت اطلاعات و وارد شدن آن در ذهن ما امرى كاملاً طبيعى است و بايد اين چنين باشد.
اما نكتهى ديگرى كه بايد به آن توجه كنيم اين است كه دستگاه ادراكى ما از ميان اطلاعات و پيامهايى كه از محركهاى محيطى دريافت مىكنيم دست به گزينش مىزند به عبارت ديگر دستگاه ادراكى ما يك ويژگى دارد به نام دفاع ادراكى يعنى هر چيزى را دريافت نمىكند بلكه آن چيزهايى را از گيرندههاى حسى دريافت مىكند كه مورد نياز ارگانيزم است لذا يكى از ويژگيهاى ذهن اين است كه يك حالت دفاع ادراكى دارد براى اينكه جلوى اطلاعات غيرضرورى را بگيرد تا ذهن ما را شلوغ نكند و از نظر پردازش اطلاعات ما دچار مشكل نشويم اما گاهى اوقات بدلايل گوناگونى سيستم دفاع ادراكى ما ضعيف مىشود و ذهن ما شلوغ مىشود و ترافيك اطلاعات خيلى سنگين و در نتيجه اختلال در پردازش اطلاعات بوجود مىآيد اما اين مسئله چرا بوجود مىآيد گاهى اوقات بخاطر اينكه ما دستگاههاى حسى خود را خوب كنترل نمىكنيم يعنى نگاهمان را كنترل نمىكنيم به هر چيزى نگاه مىكنيم يا گوشمان را كنترل نمىكنيم و هر صدايى را گوش مىدهيم و همين طور ساير حواس در اينجاست كه ما هم از نظر اخلاقى دچار مشكل مىشويم و هم ذهن ما با يك هجمه زياد اطلاعات مواجه مىشود و ممكن است دچار اختلال شود و گاهى اوقات نيز بر اثر بيمارىهايى جسمانى يا روانى دستگاه ادراكى ما دچار مشكل مىشود مثلاً اضطرابهاى شديد كه به هر دليلى در زندگى ما بوجود مىآيد و ما را تحت فشار روحى قرار مىدهد سيستم ادراكى ما را ضعيف مىكند و قدرت كنترل آن را از بين مىبرد و در نتيجه ما دچار افكار اجبارى و وسواس گونه مىشويم يعنى افكارى به ذهن ما مىآيد كه به ارادهى خود ما نيست بلكه جنبهى اجبارى دارد و در نتيجه هجمهى افكار اجبارى ما را دچار وسواس فكرى و بدنبال آن وسواس عملى مىكند. بنابراين اگر چنين مشكلى را در خودتان احساس مىكنيد به راهكارهاى زير توجه فرمائيد:
1. حواس مختلف خود را (بينايى، شنوايى و ساير حواس...) را كنترل كنيد به خصوص اگردر ابتداى چنين مشكلى قرار گرفتهايد.
2. از قرار گرفتن در خلوت و تنهايى اجتناب كنيد.
3. از بيكار ماندن شديدا پرهيز كنيد.
4. سعى كنيد در اجتماعات و تجمعهاى مختلف شركت فعال داشته باشيد.
5. با افراد اجتماعى و با نشاط و در عين حال متدين و متشرع معاشرت كنيد.
6. افكار و انديشههاى مختلفى كه به ذهنتان خطور مىكند منظم كرده و دستهبندى نمائيد.
ناگفته نماند كنترل افكار (خواطر) راه هاي متعددي دارد, ولي نبايد پنداشت كه با اولين گام همه چيز درست مي شود ; بلكه كسي كه مي خواهد زمام افكار خويش را به كف گيرد, بايد با تمام توان به خودسازي بپردازد و با جديت اين راه را دنبال نمايد تا به تدريج به سمت هدف نزديك گردد؛ برخي از بزرگان اهل معرفت براي كنترل افكار و تمايلات چند راه را توصيه كرده اند:
1- راه دل و عشق: ذهن و فكر انسان همواره متوجه چيزي است كه به آن عشق مي ورزد; چنان كه عاشق , آني از فكر معشوق خود بيرون نمي رود. اين كه مثلا ما هميشه در نمازهاي خود به ياد ديگر مسائل مي افتيم , به جهت تعلق نفس به آنها و عدم آشنايي با محبوب حقيقي است ; ليكن عاشق دلباخته ذات جميل علي الاطلاق , در همه حال به ياد خدا است ; چنان كه گويي هميشه درنماز است . پس بايد دل را از تعلق به كثرات پالاييد و منزلگه عشق ربوبي ساخت تا انديشه نيز بدان سوي توجه يابد.
2- ضبط قوه خيال: پرنده لجام گسيخته خيال چون چكاوكي است كه هر دم بر سرشاخساري مي نشيند, سپس به شاخه ديگر پرواز مي نمايد. از اين رو افكار انسان خود ناساخته , قرار و آرامي ندارد. آن گاه اگر آدمي با دقت در كنترل آن بكوشد; يعني , همواره از آن مراقبت نموده و هرگاه به اين سوي و آن سوي گريخت بلافاصله آن را به امور شريفه متوجه گرداند, كم كم رام و مطيع مي گردد.
3- انس دادن ذهن: با داشتن برنامه منظم و پيوسته مي توان ذهن را به سمت خاصي جهت داد و فعاليت ذهني در آن موضوع بيشتر متمركز كرد. مانند تمركز در يك ماده درسي به طوري كه ابهام باقي نماند و يا مثلا با برنامه هاي منظم همه روزه به تلاوت و يا حفظ قرآن بپردازد.
براي آگاهي بيشتر ر . ك : آداب الصلاه يا پرواز در ملكوت , امام خميني.
کد سوال : 3195
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اخلاق و عرفان
پرسش : كمال معنوي به موازات مدرنيته چگونه حاصل مي شود؟
پاسخ : محور اصلي در تحصيل كمال معنوي توجه به خداوند و درك حضور او و تلاش در قرب و نزديكي معنوي و روحي به او است و اين ميل به كمال و كمال خواهي در نهاد هر انساني قرار داده شده و فطري هر انساني است. غفلت از خداوند به هر دليل و با هر عاملي كه باشد باعث شكوفا نشدن و عدم ظهور و بروز خواست هاي فطري انسان مي گردد و هر چيزي كه انسان را از ياد خداوند منصرف كند سد و مانعي در راه تكامل و سعادت او است. اگر انسان از فرآورده هاي علم و پيشرفت و فن آوري در راستاي آشنايي بيشتر با فطرت خدا خوي خود و آشتي با خداوند و آشنايي عميق تر با صفات و كمال و جمال و جلال او گردد و پيشرفت در علم همراه با پيشرفت در شناخت خداوند و انس و ارتباط با او باشد. اگر گشوده شدن افق هاي تازه علم و تكنيك و صنعت انسان را متوجه بي مقدار بودن علم و آگاهي اش نسبت به علم و آگاهي حاكم بر دستگاه آفرينش و هستي نمايد و توفيق خود در علم و دانايي و فن آوري را از نعمت هاي بزرگ الهي بداند كه براي پي بردن بيشتر به راز خلقت و اسرار نهفته در جهان خلقت است، آن گاه اين علم و آگاهي چراغ روشني بخش مي گردد كه در راه شكوفايي فطرت و حس خداجويي و خداطلبي به ياري او مي شتابد و حركت او را به سوي سعادت و تكامل و رسيدن به مقصد والاي انساني و الهي كه همان قرب و نزديكي به خداوند است تسريع مي بخشد. ولي اگر علم و دانش و پيشرفت، زمينه رشد هوا و هوس و ابزاري براي تأمين خواسته هاي ناروا و زياده خواهي هاي بي حد و حساب او گرديد و مانعي بر سر راه تكامل و رشد فضايل و كمالات او گرديد، در اين صورت طفل فطرت پاك را در رحم انسان خفه مي كند و اين آغاز همه زيان ها و تباهي ها و ضلالت ها است.
اين خود انسان است كه بايد با تعقل و درايت و كارداني، علم و دانش و نوآوري خود را در راستاي رشد فطرت و هماهنگ با آن قرار دهد و فطرت خود را محجوب و پوشيده نسازد. اگر قرار بوده پيشرفت بشر و تعالي علمي و فني او با كمال معنوي منافاتي داشته باشد بايد از وجود كمال معنوي و رشد روحي در هيچ كس اثري باقي نباشد. در روايت آمده است كه در زمان ظهور مهدي آل محمد(عج) كه زمان شكوفايي فطرت و به اوج رسيدن كمالات معنوي است، علم و دانش به اوج خود مي رسد و آن مقدار از علم و دانش تا قبل از زمان ظهور به اندازه دو حرف از علوم و اسرار و دانش است ولي بعد از ظهور 25 حرف ديگر به آن افزوده مي گردد، يعني علم و آگاهي بشر جهش مي كند و به اوج خود مي رسد و اين دليل بر اين مطلب است كه پيشرفت علم و دانش و آگاهي هاي بشر، اگر در مسير درست هدايت گردد و تحت تدبير و حاكميت عقل و انديشه الهي باشد نه هواها و هوس ها و صفات زشت و ناشايست، زمينه ساز تعالي معنوي و روحي است.
کد سوال : 3196
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اخلاق و عرفان
پرسش : انساني كه چالشگر راستين وادي كشف فضايل است چه ويژگي دارد؟
پاسخ : تا وجود انسان از آلودگي ها و رذايل پاك نگردد، فرشته فضايل و زيبايي ها مهمان خانه دل او نمي گردد. مسافر وادي كشف فضايل و نيل به كمالات و صفات انساني بايد از آمادگي لازم براي اين سفر روحاني برخوردار باشد و توشه و آذوقه و لوازم اين سفر را تهيه نمايد اين سفر هر چند به ظاهر طولاني است ولي يك گام بيشتر نيست.
P}يك قدم بر خويشتن نه{E}و آن دگر بر كوي دوست {P
يعني اگر انسان بتواند پا بر سر هوا و هوس هاي فضيلت سوز بگذارد و خار و خاشاك غفلت و عصيان را از چهره فطرت خود بزدايد، فطرت الهي او درخشيدن آغاز مي كند و او را به وادي فضيلت و كمال مي كشاند و جز به زيبايي و فضيلت و نيكي نمي انديشد پس چنين طالبي بايد در دو جهت تلاش و كوشش كند.
1. جهت علمي و نظري: بايد بداند مقصد كدام است و داراي چه قدر و قيمتي است. تا ارزش و اهميت پاكي و فضيلت و توحيد و معنويات روشن نگردد و انسان تصور درستي از آن نداشته باشد هرگز به سوي اين مقصد گام بر نمي دارد و آماده سفر به سوي مقصدي كه آگاهي درستي از آن ندارد و از فايده و سود آن بي خبر است نمي شود. بايد با مطالعه همه جانبه و عميق و مستمر، با اعتقادات پاك و خالص و وظايف و مسؤوليت ها و ابزار و آلات كسب فضايل آشنا گرديد.
2. جهت عملي: پس از شناخت مقصد و آشنايي با راه بايد قدم در جاده بندگي گذاشت و كمر بند خود را محكم بست و خود را براي مبارزه با موانع راه و دشواري هاي سفر آماده نمود. مقصد هر قدر عالي تر و با ارزش تر باشد، رسيدن به آن دشوار تر است، چون موانع و مزاحمات آن نيز به همان اندازه فراوان است. مبارزه با هواها و دلبستگي هاي افراطي و مقاومت در برابر وسوسه هاي شيطاني انساني مصمم و استوار و دور انديش و مؤمن مي طلبد. هر چند راه دشوار مي نمايد ولي لطف الهي و امداد مأموران خداوند و عنايت اولياي حق و نظر كريمانه آنها، پيمودن راه را آسان مي كند.
پس شناخت و ايمان و اراده استوار از ويژگي هاي اصلي چنين مسافر خوشبختي است و او بايد با دو بال علم و عمل به جانب قله فضايل و كمالات پرواز كند تا با عنايت و مدد الهي شاهد مقصود را در آغوش بگيرد.
کد سوال : 3197
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : با نظر به سئوال 4 نامه 11725 به استحضار مي رساند كه وابستگي عاطفي به خانواده خصوصا بعد از فوت پدرم در سانحه تصادف در دو سال قبل، اين جانب را از بسياري از كارهاي مفيد و اردوها در راه پيشرفت زندگي باز داشته است و به خاطر اين مسأله موارد بسيار خوبي را از دست داده ام. براي رهايي از اين وابستگي من بايد چه كار كنم؟
پاسخ : ضمن ابراز همدردي مجدد با شما به خاطر درگذشت پدرتان, از خداوند متعال خواستاريم كه به شما و خانواده محترمتان صبر و اجر بدهد. هر چند وابستگي عاطفي موجود پس از فوت پدر گراميتان تا حدودي عادي است ولي نبايد مانع ديگر فعاليت هاي اجتماعي تان شود. بنابراين نكات و راه كارهاي زير مي تواند به شما در اين امر كمك كند:
1. با مطالعه و دقت نمودن در زندگي افرادي شبيه خود يا كساني كه وضعيت خانوادگي شان بدتر بوده، مي تواند به شما دلگرمي و جرأت بيشتري ببخشد. مثلا مشاهده و مطالعه زندگاني افرادي كه والدينشان را حتي در كودكي از دست داده اند ولي با تمام قوا و اراده اي محكم در برابر ناملايمات ايستاده اند و با توكل بر خداوند و تكيه بر ديگر اعضاء خانواده يا فاميل، به تدريج وابستگي عاطفي مزاحم را كنار گذاشته اند و خود را در محيط كوچك خانواده محدود نكرده اند.
2. نگاه به آينده (و زماني كه بايد خودتان مستقلا مسؤوليت اداره خانه اي را به عهده بگيريد) نيز مي تواند به شما نيرو ببخشد و شهامت و شجاعت مستقل عمل كردن و پاره كردن وابستگي را تقويت كند.
3. اگر احساس مي كنيد در تمام جزئيات زندگي از خانواده محترمتان مشورت مي گيريد و به قول معروف حتي بدون اجازه آنها آب نمي خوريد، سعي كنيد از اين به بعد و به تدريج در برخي امور مستقلا تصميم بگيريد و تصميمات خود را عملي كنيد (البته خوب فكر كنيد و سپس عمل كنيد) اين روش نيز توان ريسك كردن را به شما خواهد داد.
4. مدت زمان حضور در منزل را كاهش دهيد و سعي كنيد مطالعات درسي و غيره درسي تان را در كتابخانه و دور از محيط خانواده انجام دهيد.
5. دوستان صميمي و مورد اعتماد و در عين حال مذهبي و متدين خود را گسترش دهيد و از گفتگو و مصاحبت با آنها بيشتر لذت ببريد زيرا تعدد دوستان و معاشرت با آنها، شما را از وابستگي به فرد خاصي يا خانواده خود رهايي مي بخشد.
در پايان لازم است گفته شود خانواده محترمتان نيز شايد از اين وابستگي عاطفي سود ببرند و مورد علاقه شان باشد و بخشي از مشكلات به خصوصي پس از فوت پدرتان كاسته خواهد شد. بنابراين با اين نگاه مثبت نيز به مسأله بنگريد و اگر از برخي كارهاي مفيد و... محروم شده ايد در عوض به كمك خانواده تان شتافته ايد و آن هم بسيار ارزشمند است و نبايد چندان نگران باشيد.
اميد است بتوانيد با تقويت روابط اجتماعي با دوستان صميمي و مورد اعتمادتان و معاشرت بيشتر با آنها مشكل تان حل شود.
کد سوال : 3198
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اخلاق و عرفان
پرسش : با نظر به سؤال 2 نامه 11725 منظور از رعايت دقت و احتياط در روابط اجتماعي چيست؟
پاسخ : مراد از دقت و احتياط در روابط اجتماعي اين است كه در عين ارتباط با مردم و دوستان و اقوام مواظب باشد تحت تأثير محيط و افكار نادرست و عملكردهاي غلط و غير منطبق بر موازين شرعي و اخلاقي قرار نگيرد و تا جايي با محيط و اجتماع همراه و هماهنگ باشد كه منافاتي با اصول و موازين نداشته باشد مثلا با دوستان هم اطاقي و هم درسي مي توان رفيق و دوست بود ولي بايد مراقب بود اعمال آنها و جو حاكم بر خوابگاه و اطاق اگر بر خلاف احكام شرع و دستورات اسلامي بود، ما را با آنها همرنگ و هماهنگ نسازد و در اين فضا، موقعيت و باورها و اصول و ارزش هاي خود را به دست فراموشي نسپاريم.
و نيز در رابطه با اقوام و خويشان بايد با آنها مرتبط و صميمي بود ولي اين بدين معنا نيست كه در همه برنامه ها با آنها همراه و همگام و موافق بود. مثلا در همه مجالس آنها كه احتمالا با گناه و اعمال خلاف شرع همراه است شركت نمود، پس مي توان با مردم و اجتماع ارتباط داشت ولي ارتباط كنترل شده و در چارچوب موازين و احكام شرعي.
کد سوال : 3199
موضوع : كلام و دين پژوهي
پرسش : عقل نظري و عقل عملي كدام يك بر ديگري برتري دارند؟ و ميزان هر كدام در انسان چگونه سنجيده مي شود (سؤال 4 نامه 11771)؟
پاسخ : 1. براي عقل عملي و عقل نظري دو معني شده است كه در هر دو معني؛ عقل عملي برتر از عقل نظري است.
2. در معناي اول، عقل نظري؛ ناظر به قوه عاقله انسان است و عقل عملي ناظر به قوه عامله انسان و چنان كه از حضرت آيت الله جوادي آملي آمده است: ملاك فضيلت و برتري انسان به عقل عملي است زيرا ميزان انسان عمل صالح به مقتضاي ايمان است و عقل نظري، تنها انساني را به علم رهنمود مي شود. در حالي كه عقل عملي، انسان را به عمل صالح وا مي دارد.
3. در معناي دوم، عقل نظري در صدد كشف «هست ها» است كه مبدأ علوم و فلسفه است اما عقل عملي در صدد كشف راه كارهاي عملي انسان است كه مبدأ اخلاق مي باشد. به عبارت ديگر عقل نظري «هست ها» را كشف مي كند و عقل عملي «بايد ها» را كشف مي كند. اما انسانيت انسان به عمل و اخلاق اوست و عمل مستقيما وابسته به علم به اصول رفتار درست است كه اخلاق ناميده مي شود؛ در حالي كه عقل نظري در صدد كشف حقايق جهان هستي است. پس عقل عملي در اين معني نيز برتر از عقل نظري است.
در روايات ما نيز آمده است كه عالم بدون عمل همانند درخت بدون ميوه است و چنين انساني در جهنم سوزان گرفتار مي باشد. اما آن كه اهل عمل است به مقام انسانيت مي رسد. البته روشن است كه كسي كه به كمال هر دو عقل برسد، يعني هم عالم باشد و هم عامل در برترين مقام انسانيت جاي دارد و به ما نيز توصيه شده است كه هر دو را به كمال برسانيم.
پس انسان بايد در هر دو عقل نظري و عقل عملي به كمال برسد، اما عقل عملي در قياس به عقل نظري برتر است و همچنين عقل نظري و عقل عملي به دو معني به كار مي رود كه البته معناي اولي صحيح تر است، اما در هر دو معني عقل عملي برتر از عقل نظري است.
کد سوال : 3200
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اجتماعي _ فرهنگي
پرسش : عدالت را تعريف كرده و چگونگي عمل به آن را در اجتماع امروز توضيح دهيد؟
پاسخ : مراد از دقت و احتياط در روابط اجتماعي اين است كه در عين ارتباط با مردم و دوستان و اقوام مواظب باشد تحت تأثير محيط و افكار نادرست و عملكردهاي غلط و غير منطبق بر موازين شرعي و اخلاقي قرار نگيرد و تا جايي با محيط و اجتماع همراه و هماهنگ باشد كه منافاتي با اصول و موازين نداشته باشد مثلا با دوستان هم اطاقي و هم درسي مي توان رفيق و دوست بود ولي بايد مراقب بود اعمال آنها و جو حاكم بر خوابگاه و اطاق اگر بر خلاف احكام شرع و دستورات اسلامي بود، ما را با آنها همرنگ و هماهنگ نسازد و در اين فضا، موقعيت و باورها و اصول و ارزش هاي خود را به دست فراموشي نسپاريم.
و نيز در رابطه با اقوام و خويشان بايد با آنها مرتبط و صميمي بود ولي اين بدين معنا نيست كه در همه برنامه ها با آنها همراه و همگام و موافق بود. مثلا در همه مجالس آنها كه احتمالا با گناه و اعمال خلاف شرع همراه است شركت نمود، پس مي توان با مردم و اجتماع ارتباط داشت ولي ارتباط كنترل شده و در چارچوب موازين و احكام شرعي.