کد سوال : 3061
موضوع : كلام و دين پژوهي
پرسش : آيا زمان يك تحول عظيم در اسلام نيامده كه به اسلام جان تازه اي ببخشد؟
پاسخ : منظور شما از تحول عظيم نفهميديم. اسلام ديني است که بر هر کس و چيزي وارد شود. آن را به سوي خداوند متعال متحول و منقلب مي کند. «انا الي ربنا منقلبون؛ ما به سوي پروردگارمان باز
مي گرديم» V} (اعراف، آيه 125).{V
پس تحول اساسي را اسلام ايجاد مي کند. اما اگر منظور شما اين است که اسلام را بايد مصلحاني چون حضرت امام خميني باشد که روحي تازه در کالبد آن بدمد و آن را زندگي والاتري بخشد تا با حياتي نو در جان بحران زنده امروزي حرکت کند و جامعه بشري را به عدالت و معنويت دعوت کند؛ واقعيت اين است که اسلام عزيز به مصلحاني چون امام خميني نياز دارد و براي رسيدن به اين هدف با استفاده از ميراث گرانبار اسلامي - عقل و نقل (کتاب و سنت) - مي توان اسلام را براساس مقتضيات روز معرفي کرد و چون زبان اسلام، زبان فطرت است، همه بشريت نيز آن را در مي يابد.
اما اگر منظور از تحولي عظيم، همان چيزي است که در مسيحيت رخ داد و تبديل به دين عصري شد و مذهب پروتستانيزم کاهش يافت؛ بايد گفت: اين تحول نيست، بلکه ارتجاع و پس رفت است.
تطبيق دادن اسلام با عصر مدرنيته که عصر دوري از خداوند و فراموشي خداوند است، به منزله نابود کردن اسلام است که با روح اسلام ناسازگار است.
اما يک تحول عظيم در اسلام و بلکه در بشريت رخ خواهد نمود که انشاءالله به زودي هم رخ مي دهد و آن ظهور حضرت مهدي(عج) است که تمام ابعاد و جوانب اسلام را در سراسر جهان حاکميت
مي بخشد و براي اولين بار در سراسر جهان، اسلام حاکميت تام مي يابد و بدون ترس از هيچ گردن کشي؛ همه احکام نوراني آن در سراسر گيتي اجرا مي شود و به اين وسيله عدالت و معنويت در سراسر جهان بسط مي يابد و رفاه مادي و گسترش علمي و فني جهان را فرا خواهد گرفت.
کد سوال : 3062
موضوع : كلام و دين پژوهي
پرسش : با توجه به اينكه اسلام يك دين جهان شمول است آيا به اهداف خود رسيده ؟
پاسخ : هدف دين اسلام براساس آيه 33 سوره مبارکه توبه چنين است:
«هو الذي ارسل رسوله بالهدي و دين الحق ليظهره علي الدين کله و لو کره المشرکون؛ او کسي است که رسولش را با هدايت و آيين حق فرستاد تا آن را بر همه آيين ها چيره گرداند. هر چند مشرکان کراهت داشته باشند» V} (همچنين نگا: فتح، آيه 28 - صف، آيه 9).{V
اما هنوز به طور کامل به اين هدف نرسيده است و تنها با ظهور حضرت مهدي(عج) به اين هدف مهم مي رسد. پيامبر اکرم(ص) در اين باره مي فرمايند: «در جهان جز فرمانروايي اسلام وجود نخواهد داشت و زمين چون لوح سيمين خواهد شد» V}(عصر ظهور، علي کوراني، ترجمه عباس جلالي، شرکت چاپ و نشر بين الملل سازمان تبليغات اسلامي 1379). {V
با حاکميت همه جانبه اسلام، عدالت در سراسر جهان بسط مي يابد، معنويت سراسر گيتي را فرا
مي گيرد و علم و فن آوري و رفاه مادي و اجتماعي در جهان توسعه کامل مي يابد. البته رسيدن به اين هدف براي ما که در دوران غيبت هستيم، ممکن نيست. اما مي توانيم تا حد امکان به حاکميت اسلام و بسط عدالت و معنويت و رفاه مادي و اجتماعي در جامعه خود کمک کنيم.
کد سوال : 3063
موضوع : سياسي و انديشه سياسي
پرسش : عملكرد و اقدامات جهان اسلام در مقابل آمريكا چه بوده است؟
پاسخ : عملکرد جهان اسلام در مقابل آمريکا به اقدامات مثبت و منفي قابل تقسيم است. بررسي دقيق تر اين موضوع را به صورت مشخص در ذيل دو عنوان دولت هاي اسلامي و ملت هاي مسلمان پي
مي گيريم:
T}الف - دولت هاي اسلامي:{T
جهت بررسي اقدامات دولت هاي اسلامي در برابر آمريکا به صورت مختصر وضعيت اين دولت ها را مرور مي نماييم: عموم دولت ها در کشورهاي مسلمان، دولت هاي اقتدارگرا و غير مردمي هستند. امنيت و منافع حکومت کنندگان بر منافع و امنيت ملي و اجتماعي اولويت دارد V} (نظام بين الملل و توسعه يافتگي دنياي اسلام، دکتر محمود سريع القلم، مجموعه مقالات اولين همايش اسلام و توسعه 1375، ص 424).{V
به عبارت ديگر اکثر اين دولت ها به اصلي ترين موضوعي که مي انديشند، حفظ قدرت و موقعيت سياسي خويش است و از آنجا که عموما متکي به ملت هاي خود نيستند و بين آنها با جامعه خويش تضادها و شکاف هاي عميقي وجود دارد، از اين رو جهت حفظ و تداوم قدرت خويش به راحتي متوسل به قدرت هاي خارجي براي تضمين بقاء خود مي شوند. چنان که «هنري کيسينجر» اعتراف مي کند: «به عربها فهمانديم که فقط آمريکا توان تحميل راه حل سياسي بحران ها را دارد» V} (آمريکا دنيا را به کدام سو مي برد؟ بنياد فرهنگي پژوهشي غرب شناسي، ص 98).{V
نتيجه چنين موضوعي به خوبي واضح است زيرا ديگر امکان هرگونه اختيار و يا اقدامي بر عليه آمريکا و کشورهاي غربي از چنين دولت هاي اسلامي سلب و آنان به عنوان مهره هايي مطيع و فرمانبر در جهت اهداف منطقه اي و جهاني آمريکا مبدل مي شوند وحتي هزينه هاي جهان گشايي او اشغال کشورهاي اسلامي توسط آمريکا را نيز از بيت المال مسلمين مي پردازند. چنان که هزينه هاي جنگ خليج فارس را کشورهاي عرب حاشيه جنوبي اين منطقه پرداختند. ذخيره ارزي عربستان سعودي که قبل از جنگ خليج فارس، بيش از 180 ميليارد دلار بود به صفر رسيده و کويت نيز نزديک به 200 ميليارد دلار در اختيار آمريکا قرار داد. امارات متحده عربي، قطر، بحرين و ساير کشورهاي نفت خيز و ثروتمند عرب نيز پول هاي کلاني به آمريکا، انگليس و کشورهاي غربي دادند و يا کشورهايي نظير پاکستان در جريان اشغال افغانستان توسط آمريکا، به صورت درست کاملا در اختيار نيروهاي آمريکايي بوده و هستند و... نتايج چنين خودباختگي دولت هاي اسلامي سبب شده تا آمريکايي ها علاوه بر اين که تمام هزينه هاي لشکرکشي خود را تا چند برابر از اعراب گرفتند، با فروش سرسام آور اسلحه به اين کشورها اقتصاد و صنايع نظامي خود را که در آستانه رکود و ورشکستگي بود نجات دادند. آنان حاکميت خود را بر چاه هاي نفت و پالايشگاه هاي مهم جهان اسلام تثبيت کردند.
در بسياري از نقاط مهم جهان اسلام، پايگاه هاي نظامي احداث شد و حضور نظامي آمريکا در منطقه خليج فارس، به يک مانع عمده براي همگرايي ميان دولت هاي اين منطقه تبديل گرديده و از سوي ديگر سرازير شدن سيل مهمات و تسليحات به اين منطقه مي تواند هرگونه اختلافي را في ما بين کشورهاي اسلامي به يک جنگ خانمانسوز مبدل سازد و يا حداقل باعث تشديد اختلافات شود. حضور مستقيم نظامي آمريکا در کشورهاي اسلامي باعث شده تا کشورهاي مهمي نظير عربستان هيچ گونه قدرت تصميم گيري و تحرکي از خود نداشته باشند. مثلا «آمريکايي ها در هشداري به وليعهد عربستان سعودي به ايشان اعلام کرده اند که اگر بيش از حد براي مسأله فلسطين و شبهه آفريني در قبال سياست هاي آمريکا در منطقه سماجت کند، با او برخورد خواهند کرد. همزمان چند تذکر جدي ذيل به دولت عربستان از سوي آمريکا انتقال يافت:
1. کاهش آموزش هاي مذهبي در مدارس و مراکز آموزشي.
2. حذف کردن مفاهيمي همچون «جهاد»، «امر به معروف» و «شهادت» در فرهنگ آموزشي کشور عربستان.
3. سانسور نام کساني همچون «خالد بن وليد» و «صلاح الدين ايوبي» در روايت هاي حماسي - تاريخي کتاب هاي آموزشي کشور V}(همان، صص 101 - 102).{V
ذکر چنين شواهدي فقط براي نشان دادن عمق فاجعه اي است که بسياري از دولت هاي اسلامي در آن غوطه ورند. اما با اين همه شواهد حاکي از اين واقعيت است که بسياري از دولت هاي جهان اسلام نسبت به وضعيت کنوني و دامي که آمريکا براي آنها گسترانيده است در حال بيداري هستند. چنان که هم اکنون مصر - بعد از اين که در دام کمپ ديويد افتاد و به سرعت در جهان عرب منزوي گرديد - از سرنوشت گذشته نگران بود، و اين نگراني قاهره را به اتخاذ سياستي واقع گرايانه تر واداشته است. و يا اين که شواهد حاکي است که ديگر عربستان سعودي نمي تواند براي آمريکا آن اطمينان قبلي را داشته باشد، بر اين اساس است که مقر اصلي نيروهاي آمريکا در جنگ اخير (اشغال نظامي عراق) از عربستان به کشورهايي نظير قطر و امارات منتقل مي شود. (آمريکايي ها تهديد کرده اند که اگر ملک عبدالله و خاندان «ترکي» بر مواضع گذشته خود در عدم همراهي با واشنگتن اصرار داشته باشند، ممکن است موضوع جانشيني ملک عبدالله و پست هاي سياسي ديگر اعضاي خاندان ترکي با تهديد مواجه شود و يا اين که آمريکا بر عليه سوريه دست به تحريم هاي اقتصادي - سياسي مي زند، حاکي از ايستادگي اين کشور در مقابل خواسته هاي آمريکاست و...
در عين حال به نظر مي رسد گام اول بيداري و خودآگاهي دولت هاي اسلامي در حال شروع باشد. علاوه بر اين واقعيات موجود نشان مي دهد که کشورهاي اسلامي در مقابل توسعه طلبي هاي آمريکا در حال نزديکي و همگرايي و تنش زدايي مي باشند. و به نظر مي رسد مجامع بين الدولي کشورهاي اسلامي نظير کنفرانس اسلامي، اتحاديه عرب، شوراي همکاري خليج فارس و عضويت بسياري از اين کشورها در کنفرانس غير متعهدها و يا اوپک با تأکيد بر نقاط مشترک و منافع جمعي و پرهيز از اختلافات مي تواند گام هاي مؤثري در اين زمينه ايفا نمايد.
به صورت خلاصه مهمترين مانع اقدامات دسته جمعي و مفيد از سوي دولت هاي اسلامي در مقابل آمريکا، غير مردمي بودن بسياري از آنان و همچنين تفرقه در بين اين دولت ها است که به هر ميزان در راستاي حل اين دو عامل اساسي گام برداشته شود مي توانند سياست هاي دسته جمعي مؤثري را در مواجه به آمريکا اتخاذ نمايند. البته بحمدالله دولت جمهوري اسلامي ايران به عنوان کانون مبارزه و ايستادگي جهان اسلام در مقابل آمريکا، اقدامات سياسي، ديپلماتيک بسيار زيادي در اين زمينه انجام داده است و ضمن ايستادگي کامل در مقابل سياست هاي آمريکا خواهان اقدامات دسته جمعي و اتخاذ سياست هايي مشترک از سوي ساير دول اسلامي مي باشد، به عنوان نمونه مقام معظم رهبري در کنفرانس اسلامي در تهران پيشنهاد داشتن يک رأي در شوراي امنيت از سوي کشورهاي اسلامي شدند.
T} ب - ملت هاي اسلامي:{T
با قاطعيت مي توان ادعا کرد که بيشترين اميد مقابله با آمريکا به ملت هاي جهان اسلام است و تا زماني که اين ملت ها به خودآگاهي و بيداري کامل نرسيده و از اصول و آموزه هاي اصيل اسلامي دور باشند و نتوانند حق تعيين سرنوشت خويش را در دست بگيرند، اميد چنداني به مقابله اساسي با سياست هاي آمريکا، از سوي جهان اسلام نمي رود. ايران قبل از انقلاب به عنوان مهمترين حامي آمريکا در سطح منطقه محسوب مي گرديد، اما بيداري مردم ايران و انقلاب اسلامي اين روند را معکوس کرد به حدي که هم اکنون ايران انقلابي که منادي اسلام اصيل و ناب محمدي(ص) است بزرگترين و قدرتمندترين دشمن آمريکا در سطح جهان محسوب مي گردد و نتايجي از قبيل بيداري مردم مسلمانان الجزاير، حزب الله لبنان، انتفاضه فلسطين و... که به شدت آمريکا و اذناب او را دچار سردرگمي نموده به دنبال داشتV} (جنگ جهاني چهارم، دکتر حسن عباسي، انتشارات پارسايان، 1382).{V
هجوم وحشيانه نظامي آمريکا به کشورهاي اسلامي به خوبي خود حاکي از ضعف و واماندگي آمريکا و ايدئولوژي ليبرال - دموکراسي آن در مقابله رستاخيز جهان اسلام است. چنان که «کوهن» کارشناس برجسته آمريکايي در يک ميزگرد مي گويد: «پاکستان مي توانددر آينده به جاده تندروهاي اسلامي تبديل شودو در قبال عربستان نيز معلوم نيست هم پيماني آن کشور با آمريکا چقدر طول بکشد».
کد سوال : 3064
موضوع : كلام و دين پژوهي
پرسش : كيفيت موجودات آنها و قوانين حاكم بر آنها اعم از تكوين و تشريع چگونه است؟
پاسخ : موجودات عالم برزخ يا ملکوت، هستي هاي ملکوتي هستند. انسان پس از مرگ وارد اين عالم مي شود. در اين عالم تشريع نيست و تشريع و تکليف فقط مختص به عالم دنياست. موجودات اين عالم داراي جسمي لطيف هستند و ما در رويا مي توانيم با اين عالم ارتباط برقرار کنيم، چنان که در بسياري از موارد، مردگان را در خواب مي بينيم اما اولياي الهي در بيداري نيز مي توانند با اين عالم ارتباط برقرار کنند.
اما کيفيت عالم مجردات براي ما مجهول است. فرشتگان متعلق به اين عالمند که در تجرد تام به سر مي برند و ما نيز در قيامت کبري و پس از نفخه صور و برچيده شدن بساط دنيا به اين عالم پا
مي گذاريم. اجمالا مي دانيم که در اين عالم تکليف و تشريع نيست. بلکه همه موجودات اين عالم به تماميت وجود و توان خود رسيده اند.
کد سوال : 3065
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : برادري دارم 17 ساله كه در كودكي نماز و مسجد او به راه بوده اما اكنون حدود 2 سال است كه تارك نماز شده است و ما هر كاري مي توانيم براي او كرده ايم اما افاقه نكرده است لازم به ذكر است كه پدرم دو سال پيش در سانحه رانندگي درگذشت و برادرم قبل از اين حادثه پايش شكست و دو ماه پاي او در گچ بود و بعد از آن هم يكي دو حادثه براي او رخ داد كه منجر به عمل جراحي شد از دو سال پيش تا به حال دچار افسردگي ،پرخاشگري ،بدبيني خصوصا نسبت به من و خواهرم شده است و باعث منازعاتي بين خانواده شده است ضمنا در طول شبانه روز مرتب كبريت روشن مي كند و به لب خود مي گذارد و اداي سيگاريها را در مي آورد. با تاسف بيشتر خواهر 15 ساله ام هم از نماز خواندن طفره مي رود و سردرد ميگرني را بهانه كرده است ما را در اين زمينه راهنمايي كنيد؟
پاسخ : در پاسخ به اين سؤال نکاتي را يادآور مي شويم:
1. برادرتان در صورتي که از شما و مادرتان حرف شنوي ندارد از ديگر افراد کمک بگيريد. زيرا نوجوان بيش از آن که از خانواده، والدين و خواهر و برادر خود تأثير پذيرد، از دوستان و همسالان خود تأثير مي پذيرد. بنابران از دوستان و همسالان نزديک وي (به طوري که برادرتان متوجه نشود و آن دوست به برادرتان اين نکته را نگويد) بخواهيد وي را به انجام عبادات و خواندن نماز و حضور در مسجد و جمع دوستان مذهبي تشويق و ترغيب کنند.
2. همچنين اگر دوستان ناباب و کم توجه به نماز و عبادت دارد، به شکل ظريف و دقيقي و به تدريج ارتباطشان را قطع کنيد و در عوض طرح دوستي و ايجاد ارتباط نزديک و صميمي با افراد هم سن و سالان متدين و مذهبي و در عين حال شاد و با نشاط و اجتماعي بريزيد.
3. در صورتي که وسايل و امکانات خاصي براي تحصيل و يا پر کردن اوقات فراغت خود از شما و خانواده طلب مي کند حتي المقدور برايش تهيه کنيد تا هم رابطه عاطفي اش با شما و خانواده بهتر شود و هم بتوانيد بدين وسيله تشويق کرده و نفوذ کلامي تان را روي او زيادتر کنيد. چرا که گفته شده انسان بنده احساس ديگران است و با يک احسان و نيکي کردن بر ديگري مي توان قلب او را تسخير کرد و بر او تأثير گذاشت.
4. توجه داشته باشيد دوران نوجواني دوران حساس بلکه دوران بحراني است و از نوجوان رفتارهايي پرخاشگرانه و دوري از خانه و خانواده و عدم اعتماد به آنها نمايان و ظاهر مي شود، بنابراين بايد اندکي او را رها کرده و نسبت به برخي رفتارهاي تند و پرخاشگرانه وي حساسيت زيادي به خرج ندهيد تا وي بتواند هويت خود را بشناسد، خرده گيري زياد، سرزنش فراوان، تأثير معکوس دارد. نوجوان احساس مي کند بايد از يک نوع آزادي عمل برخوردار باشد و با او به عنوان يک مشاور و همراه برخورد کرد نه آن که گمان شود او هنوز در دوران کودکي و بچگي به سر
مي برد و اين نگاه والدين و بزرگ ترها به او بزرگترين ضربه روحي است و نوجوان نمي خواهد از اين دريچه به وي نگاه شود و چون خانواده ها گمان مي کنند اين همان بچه چند سال قبل است و براي وي احساس خطر مي کند و نگراني و اضطرابشان را بر زبان جاري مي کنند، بيشتر به دوري عاطفي و رواني نوجوان از خانه و خانواده مي انجامد. پس نگاهتان و رفتارتان با وي بايد تغيير يابد و به عنوان يک همراه و يک مشاور او را در امور خانه وجامعه و تصميم گيري ها و تقسيم کارها شريک کرده و نقطه نظراتش را طلب کنيد و ترتيب اثر دهيد. البته در صورتي که صحيح است و اگر صحيح نيست با استدلال و منطق از يک فضاي عاطفي به خطا بودن آن نقطه نظر اشاره کنيد.
5. نسبت به خواهر گراميتان نيز بسياري از نکات فوق صادق است و بايد با بهره گرفتن از رفتار دوستانه و صميمانه، به تأثيرگذاري روي وي اقدام نماييد. مطمئنا با تندي و پرخاشگري و از موضع بالا صحبت کردن و امر و نهي کردن نه تنها تأثير ندارد بلکه تأثير منفي دارد. به خصوص که دختران از احساسات و عواطف لطيف تري برخوردارند و از همين نکته مي توانيد استفاده کرده و با تشويق و ترغيب و اهداء جوايز و نظاير آن ديدگاهش را بر خودتان مثبت کرده و او را تحت تأثير قرار دهيد.
6. لازم به ذکر است اکنون که پدر شما به رحمت خداوند رفته است و شما ارشد خانه هستيد از سعه صدر بيشتري بايد برخوردار باشيد، زيرا لازمه مديريت بالا بودن سعه صدر است. بايد از برخي خطاها و اشتباهات زيردستان، کوچکترها اغماض و صرف نظر کرده و زود برآشفته نشويد.
ضمنا از بزرگترهاي فاميل مثل عمو، دايي، پدر بزرگ و... مي توانيد کمک بگيريد و از آنها بخواهيد اگر روي برادر و خواهرتان نفوذ دارند، با آنها صحبت کنند و نکاتي که مد نظرتان هست توسط آنها و با زبان ديگري به آنها تذکر داده شود و انتظار نداشته باشيد به تنهايي، خودتان تمام امور منزل را اصلاح نماييد هر چند توانايي و درک و فهم آن را داريد ولي بايد از ابزارها و امکانات مختلف نيز بهره جست.
در پايان ذکر اين نکته نيز لازم است که فرزندان آنگونه که والدين آنها هستند رشد مي کنند نه آن که آنگونه که والدين مي خواهند، بنابراين نماز خواندن مادرتان يا خواهرتان و نحوه آن تحت تأثير رفتار عملي مادرشان بوده و هست نه آن که اين موضوع ارثي و موروثي باشد ولي الگوها نقش زيادي در يادگيري انسان دارد. پس نمي توان گفت نمازنخواندن ارثي است.
کد سوال : 3066
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اخلاق و عرفان
پرسش : اين جمله كه در كتاب معارف اسلامي1 صفحه 115 «نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاهها »پيرامون وضو آمده است يعني چه؟(باطن وضو تطهير جان و قلب نمازگزار با آب تجليات الهي است)
پاسخ : جمله اي که به آن اشاره نموده ايد مربوط به بحث «اسرار وضو» است. در اين زمينه به چند نکته اشاره مي نماييم، مطلب روشن خواهد شد.
1. خداي متعال در قرآن کريم مي فرمايد: ما آب را که مايه طهارت و پاکيزه گي است از آسمان بر شما فرو فرستاديم «و انزلنا من السماء ماءا طهورا»V} (فرقان، آيه 48).{V
بنابراين آب علاوه بر خاصيت حيات بخشي آن که در آيات ديگري به آن اشارت رفته است، مايه پاکيزه گي و طهارت انسان نيز مي شود، منتهي با اين توجه که خاصيت اخير منحصر به طهارت بدن و ظاهر انسان نمي شود و شامل طهارت باطن و روح از آلودگي و گناه نيز مي گردد. به اين حقيقت در آيه ديگري از قرآن کريم تصريح شده است، آنگاه که مي فرمايد: ما آب را بر شما فرو فرستاديم تا شما را تطهير کند و پليدي شيطان را از شما بزدايد «و ينزل عليکم من السماء ماءا ليطهرکم به و يذهب عنکم رجز الشيطان» V} (انفال، آيه 11).{V
براي مطالعه بيشتر ر.ک:
- سر الصلوه، امام خميني، ج 2، مقاله اول، فصل دوم
- مصباح الشريعه، باب 10، طهارت
2. به طور کلي اعمالي که به صورت مناسک ديني مطرح مي شوند خصوصا وضو، نماز و حج، اعمالي نمادين و معنادار هستند. اين معاني که حقيقت و روح اينگونه عبادات محسوب مي شوند گاهي آن قدر عميق و باطني هستند که در بخشي از کتب اخلاقي، تحت عنوان «اسرار عبادات» مطرح شده اند. توجه به اسرار عبادات و معاني باطني آنها باعث آن مي شود که اينگونه مناسک و رفتار، معنادار، زنده، با ارزش و تأثيرگذار شوند.
3. وضو يکي از مناسک دين و عبادتي است که داراي اسرار و معاني باطني فراوان است. گرچه با شستن دست ها و صورت طهارت و نظافت ظاهري نيز به دست مي آيد، ولي مقصود اصلي از اين رفتار، نظافت ظاهري بدن نيست. هدف پنهاني وضو آن است که دل و جان آدمي از آلودگي به دنيا و تاريکي گناه پاک شود. وضو که نوعي تطهير خاص و با آداب مخصوصي است، باعث آن مي شود که دل و جان مؤمن به تجلي حق تعالي آراسته شود و خاصيتي که در آب و توجه به او قرار داده شده، از هر نوع آلودگي و قذارت باطني و روحاني پاکسازي گردد.
در آثار اسلامي آمده است، کسي که در چند نوبت در طي شبانه روز وضو مي سازد و نماز
مي گذارد، مانند کسي است که خويشتن را چند نوبت در آب چشمه اي مي شويد و پاک مي کند.
پرواضح است که چنين کسي هرگز آلوده و کثيف نمي ماند. همچنين در روايت است که وضو و نماز، گناهان و آلودگي هاي ميان خود و نماز پيشين را مي روبد و پاکسازي مي کند.
هر يک از قسمت هايي که در وضو شسته مي شود يا مسح مي گردد داراي معاني باطني و اسراري است که در کتب اخلاقي به آنها اشارت رفته است.
به طور مثال علماي اخلاق در مورد شستن دست ها مي فرمايند: اين کار به معناي دست شستن از دنيا و توجه به جناب حق تعالي است.
کد سوال : 3067
موضوع : قرآن و حديث
پرسش : مفهوم نامهاي خداوند جوشن كبير «يا انيس من ذكره» و «يا جليس الذاكرين» را بيان فرماييد؟
پاسخ : انيس از ماده اُنس است به معناي «خو گرفتن» اگر کسي به ياد خداوند باشد و در هر حال او را حاضر و ناظر بر اعمال و گفتار بلکه افکار خود بداند خداوند هم با او خو مي گيرد. انس و رأفت بين خدا و شخص ذاکر حاصل مي شود. پس «يا انيس من ذکره» يعني اي خدايي که مونس کسي مي شوي که به ياد تو باشد؛ يعني خود را از او مضايقه نمي کني - حال که او به ياد تو است - تو هم قرين و همراه وي مي گردي.
و جمله «يا جليس الذاکرين» يعني اي خدايي که هم نشين کساني هستي که به ياد تو هستند، چرا که خود فرموده اي که «اذکروني اذکرکم» به ياد من باشيد تا من هم به ياد شما باشم. اگر انسان ذاکر و به ياد خداوند بود خداوند نيز همنشيني دل وي مي گردد يعني او را تنها نخواهد گذاشت.
کد سوال : 3068
موضوع : كلام و دين پژوهي
پرسش : آيا مكان و بالاخص زمان واقعيت خارجي دارد آيا دانشمندان با پيشرفت علم مي توانند ماشين زمان اختراع كنند؟
پاسخ : يکي از دلمشغولي هاي فلاسفه در طول تاريخ يافتن پاسخ مناسب به پرسش از چيستي و حقيقت زمان و مکان بوده و هست و نظريات در اين زمينه به قدري مختلف و حتي متناقض که کمتر مسأله فلسفي را مي توان با آن مقايسه کرد. چنانچه بعضي اين 2 را تا سر حد امور وهمي و پنداري تنزل داده و بعضي در مقابل براي آنها حقيقت عيني قائل شده اند. بعضي اين 2 را مجرد و بعضي مادي محسوب کرده اند. بسياري از فلاسفه مسلمان اينها را از اعراض محسوب کرده اند و در فلسفه غرب هم نظريات زيادي ذکر شده که نظريه کانت که اين دو را از امور ذهني که ذهن از معبر و روزنه اين دو قادر به ادراک مي شود و اين 2 لباسي هستند که ذهن حين ادراک حقايق عيني بر آنها مي پوشاند و به اصطلاح خودش «صورت حساسيت» هستند قابل توجه مي باشد. البته با رونق دانش فيزيک از طرف فيزيکدانان بزرگ مانند نيوتن و انيشتين آراء در خور توجهي ارائه شده است و بايد اقرار کرد که تبيين اين دو مشکل است. نخستين مشکلي که در تبيين حقيقت مکان و زمان وجود دارد و آن را به صورت مسأله دشواري در مي آورد اين است که اين دو قابل تجربه حسي نيستند و در عين حال اشياء محسوس را به آنها نسبت مي دهيم به گونه اي که آنها را از جهان مادي محسوس به حساب مي آوريم و شايد به همين جهت کانت آنها را به عنوان کانال هاي ذهني براي شناختن پديده اي عيني معرفي کرد V} (فلسفه کانت، يوسف کرم، ترجمه: محمد محمدرضايي، ص 42).{V
و گروهي از انديشمندان آنها را اموري وهمي و پنداري شمردند V}( آموزش فلسفه، آيت الله مصباح، ج 2، ص 140). {V
از سوي ديگر گروهي از فيلسوفان که مي توانستند وجود خارجي اين دو را انکار کنند و از طرفي قائل شدن به مادي بودن آنها مستلزم محالاتي بود قائل به مجرد بودن اين دو شدند و همه صاحبان اين اقوال براي اثبات مدعاي خود و رد نظريات ديگران ادله اي ذکر کرده اند که در گنجايش اين مختصر نيست و در اينجا فقط به صورت اجمال به نظريه اي که اشکالات کمتري دارد اشاره مي کنيم.
الف - مکان: درباره مکان اقوال نادري از فلاسفه ذکر شده و مشهور از بين فلاسفه مسلمان دو قول است يکي قولي که از افلاطون نقل شده و بعضي از حکماي اسلامي مانند ملاصدرا آن را تأييد کرده اند و ديگري قول منقول از ارسطو که مورد پذيرش مشايين قرار گرفته V} (مجموعه آثار، استاد مطهري، ج 6، ص 754).{V که مطابق با ظاهر قول منقول از افلاطون مکان امري مجرد محسوب
مي شود و طبق قول ارسطو از اعراض به حساب مي آيد. نظريه ارسطو اين است که مکان عبارت است از سطح داخلي جسمي که مماس با سطح خارجي جسم ديگر باشد مانند سطح داخلي ليوان که مماس با سطح خارجي آبي است که در ليوان است اشکالاتي بر اين نظريه شده که اگر مکان عرض است چه مقوله اي است چون در تعريف آن از 2 مفهوم اساسي کمک گرفتيد. يکي سطح که از مقوله کم و ديگر مماس بودن که از مقوله اضافه است و از اجتماع دو مقوله، مقوله سومي به وجود
نمي آيد.
بعضي از محققان اين شبهه را اين گونه جواب داده اند که اساسا مکان از قبيل مفاهيم ماهوي و داخل در مقولات نيست تا در صدد تعيين مقوله آن باشيم بلکه مفهومي است انتزاعي و براي به دست آوردن اين دو مفهوم بايد دو چيز را از ديدگاه خاصي با يکديگر بسنجيم تا يکي را مکان ديگري به حساب آوريم و مکان عبارت خواهد بود از مقداري از حجم جهان که مساوي با حجم جسم منسوب به آن مي باشد از آن جهت که در آن گنجانيده شد V} (آموزش فلسفه، استاد محمد تقي مصباح، ج 2، ص 144 و 145).{V
که طبق اين نظريه:
الف) مکان واقعيت خارجي ندارد بلکه آنچه حقيقتا در خارج موجود است منشأ انتزاع مکان است که 2 حجم.
ب) مکان تابع جهان است و قبل و بعد از پيدايش آن وجود ندارد و مکان همانند حجم و سطح نمايانگر چهره ها و شؤون وجود جواهر مادي مي باشند و طفيلي و به تبع اجسام موجود شده و جعل مستقلي به آنها تعلق نمي گيرد و به همين علت مجردات داراي مکان نيستند و از قبيل مفاهيمي مثل امکان مي شود که حقيقتا در خارج موجود نيستند بلکه ذهن از اسناد حقايق خارجي به يکديگر انتزاع مي کند. در نتيجه طبق اين مبنا که مبناي بعضي محققان مسلمان مي باشد و نيز طبق نظر کانت که مکان را صورت حساسيت مي داند بايد گفت مکان واقعيت خارجي منحاز به عنوان جوهر يا عرض ندارد.
T}زمان:{T
درباره حقيقت زمان آراء متفاوتي بيان شده است. برخي گفته اند زمان يک جوهر جسماني [فلک] است. به عقيده گروهي جوهري مجرد است. برخي قائلند مقدار وجود است. در نظر عده اي مقدار حرکت فلک اقصي است و به رأي عده اي مقدار حرکت است مطلقا V}(طبيعيات شفا ، فن اول، مقاله دوم، فصل دهم، اسفار، ج 3، ص 148 - 141). {V
و بعضي زمان را صورت ذهني مي دانند که ذهن به اشياء حين ادراک مي پوشاند و به نظر برخي زمان يک امر خيالي و موهوم است V}(فضا و زمان در فيزيک و متافيزيک، شاهرودي، نقل از طبيعيات شفا، فصل دهم). {V
از اين خلاصه دايره اختلاف فلاسفه درباره زمان معلوم مي شود که بعضي آن را يک جوهر جسماني و در مقابل بعضي امر موهوم و خيالي پنداشته اند.
رأي مشهور ميان فلاسفه مسلمان اين است که زمان يک کم متصل غير قار الذات است V} (بدايه الحکمه، فصل 13، علامه طباطبايي).{V که زمان را داراي واقعيت خارجي لکن از قسم اعراض و جزء مقوله کم متصل دانسته اند که اين کم بر خلاف کميتي مانند خط اجزائش وجود جمعي ندارند و در اصطلاح غير قار الذات است که براي فهم تفصيلي اين مبنا و ادله اي که براي اثبات آن ذکر شده
مي توانيد به کتبي مانند فضا و زمان در فيزيک و متافيزيک از آقاي علي عابدي شاهرودي و بدايه الحکمه ونهايه الحکمه علامه طباطبايي و آموزش فلسفه آيت الله مصباح و آثار ديگر مراجعه بفرماييد.
اما آن چه که امروزه در ميان محققان درباره حقيقت زمان معروف است يکي نظريه ملاصدرا در ميان فلاسفه مسلمان و يکي هم نظريه کانت از بين فلاسفه غرب که به صورت فشرده به بيان اين دو ديدگاه مي پردازيم.
ملاصدرا با تأمل از ديدگاه فلاسفه مشاء - که زمان را کم متصل غير قارالذات قرار مي دادند و اخذ جنبه هاي مثبت اين مبني و زدودن نواقص و اشکالات نظريه جديدي ارائه کرد - صدرا مي گويد اين که فلاسفه زمان داراي ممتد و انقسام پذير دانسته اند و اينکه زمان بدون نوعي حرکت و دگرگوني پيوسته و تدريجي امکان ندارد مطلبي است مورد قبول، لکن اين که زمان و همينطور حرکت از اعراض خارجيه و جزء مقولات باشند [که در خارج وجود منحاز دارند ولو به تبع جواهر] را مورد خدشه قرار مي دهد. بلکه آنها را از عوارض تحليله مي داند که تنها در ظرف ذهن از يکديگر انفکاک مي پذيرند و در ظرف خارج بيش از يک وجود ندارند، لهذا در اسفار مي فرمايد: هر کس در ماهيت زمان کمي تفکر کند خواهد دانست که زمان مستقل جز در عقل يافت نمي شود و عروض زمان بر اشياء زماندار مانند عروض حرارت و سياهي و نظاير آنها نيست بلکه زمان امري است که از اشياء زماندار انتزاع مي شود و چنين امر عارض وجود خارجي اش عين وجود همان شيء زمانمند است زيرا در اينجا عارضيتي و معروضيتي در کار نيست مگر به حسب اعتبار ذهن V}(اسفار، ج 3، ص 41). {V
حاصل اين بيان اين است که زمان را بايد مستقيما به خود اشيا زمانمند نسبت داد و زمان عبارت از بعد و امتدادي گذرا که هر موجود جسماني علاوه بر ابعاد مکاني تا گذرا [طول، عرض، ضخامت] داراست در حقيقت زمان بعد چهارم اجسام مادي است. در نتيجه زمان هم مانند مکان [که قبلا توضيح داده شد] از مفاهيم و مقولات ماهوي نيست بلکه مفهومي است که از نحوه وجود ماديات انتزاع مي شود و ظرف بودن زمان براي حوادث بدين معنا نيست که وجود جداگانه اي داشته باشد که امور زمانمند در آن بگنجند بلکه از شؤون وجودي اجسام است که فقط در ظرف ذهن انفکاک پذيرند و همانگونه که سلب کردن ابعاد سه گانه از اجسام محال است و انفکاک اينها از جسم به منزله انفکاک شي از خودش مي باشد، سلب زمان هم از اجسام محال و زمان هر شيء در حقيقت جنبه و خميره اي از خود آن شيء است نه خارج از آن. پس طبق اين مبني زمان وجود خارجي منحاز به عنوان جوهر يا عرض ندارد بلکه از شؤون وجود حقايق مادي است که فقط در ظرف ذهن از آنها منفک مي شود.
و اما زمان از نظر کانت نه حقيقتا در خارج موجود است و نه منشأ انتزاعش بلکه زمان کلي از امور ذهني و مقولات تا همه که به اصطلاح خودش از مفاهيم شيئي است يعني معلق بر تجربه نيست که ذهن حين ادراک اشياء اشياء را به آن متصف مي کند و بدون اين اتصاف ادراک ممکن نيست اين تصوير کانت از زمان ومکان طبق مبناي خاص است که ايشان در معرفت شناسي و نحوه حصول صور ذهني دارند که بايد در محل خود مورد بررسي قرار گيرد V}(در اين رابطه به کتاب فلسفه کانت و نقد و بررسي آن نوشته يوسف کرم، ترجمه: محمد محمد رضايي مراجعه فرماييد). {V
لکن آنچه براي ما مهم است اين که طبق اين مبنا هم مانند مبناي قبلي زمان واقعيت عيني خارجي ندارد گرچه اين دو مبنا از جنبه هاي متفاوت مي باشند و حاصل مطلب اين شد که زمان و مکان واقعيت عيني خارجي ندارند بلکه از مفاهيم ذهني هستند که ذهن از نحوه وجود اشياء به دست
مي آورد و طبق اين مباني ديگر اختراع ماشين زمان معنادار نخواهد بود گرچه طبق بعضي مباني که زمان را جوهر جسماني مي دانسته در بقعه امکان قرار مي گيرد. براي تحقيق در اين زمينه آثار زيادي وجود دارد که مناسبتر از همه براي شما دانشجوي عزيز:
- فضا و زمان در فيزيک و متافيزيک، علي عابدي شاهرودي
- آموزش فلسفه، آيت الله مصباح، ج 2، بحث زمان و مکان
- مجموعه آثار، استاد مطهري، ج 6، ص 754 به بعد
کد سوال : 3069
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : اينجانب راجع به برنامه ريزي درسي و فرهنگي بسيار دچار مشكل شده ام يعني اينكه گاهي دچار ترديد مي شوم كه انجام چه كاري در اولويت قرار داردمثلا بايد به برنامه درسي ام بپردازم يا كارهاي فرهنگي . برنامه درسي اينجانب بسيار فشرده و گاهي طاقت فرساست و ساعات زيادي را بايد به آن اختصاص دهم .با وجود اين موضوع ،ولي اين قدر اطراف خود را با كارهاي فرهنگي پر كرده ام كه نمي توانم فرصت زيادي را به امور درسي اختصاص دهم در حالي كه مي دانم وجود دانشجويان مذهبي كه از لحاظ علمي نيز در مراتب بالايي باشند در دانشگاه ما كم است كليه مطالب ارزشمندي كه جناب آقاي خنيفر و يا دوستان ديگر راجع به برنامه ريزي كردن يا مشاوره هايي كه در اين زمينه مي شود را با كمال ميل مي خوانم و حتي تمام نوشته هاي ايشان را در برگه هايي با خط درشت نوشته و به ديوارهاي اتاقم نصب مي كنم و بسيار كمك كننده است ولي باز گاهي فشار كار و ضعف جسماني و گاهي فشار فكري و عصبي از انجام به موقع كارم مرا باز مي دارد و سستي تمام وجودم را فرامي گيرد. اينجانب از بچه هاي طرح ولايت هستم و به مباحث معرفت شناسي بسيار علاقه مند شده ام و به دنبال مطالعه اين مباحث در عين حال با گروهي از بچه هاي اصفهان مباحث تاريخي و زنان را دنبال مي كنيم كه از زور فشار كار همه را تعطيل كرده ام در دانشگاه كليه مباحث مطالعاتي در زمينه اعتقادي را پي گيري مي كنيم و از طرف بسيج تحت فشار مسئوليتهايي چون مسئول فرهنگي يا فرمانده پايگاه نيز هستم تقريبا با قاطعيت به تمام اينها نه گفته ايم زيرا مي خواهيم مباحث معرفت شناسي و درسي را دنبال كنيم ولي خود رانيز مسئول
مي دانيم كه در برابر هزينه ها و سرمايه گذاري هايي كه شده جوابگو باشيم از لحاظ روحي و فكري گمان مي كنم بتوانم از پس همه اين كارها بر بيايم ولي از لحاظ جسمي دچار ضعف و سستي و سردرد شده ام كه نيروي كار را از من گرفته است خواهشمندم مرا راهنمايي كنيد؟
پاسخ : دوست عزيز و گرامي، به نظر مي رسد وظيفه اول و اولويت کاري شما همان تحصيل و پيشرفت تحصيلي است و در اوقات برنامه ريزي شده و در حد توان به مطالعه در زمينه هاي مورد علاقه خود نظير آنچه ذکر نموده ايد، بپردازيد. خلأ وجود شخصيت هاي علمي موفق در محيط هاي علمي و دانشگاهي که شما به آن اشاره کرده ايد که البته بايد گفت کمبود چنين افرادي، دغدغه خوبي است که شما را وادار کند که به امور درسي و علمي و تخصصي تان بيشتر توجه نماييد هر چند ميدان را خالي کردن در کوتاه مدت و موفقيت فعلي نيز به صلاح نيست بنابراين توصيه مي شود:
1. اولويت اولتان را درس و مطالعه و پيشرفت تحصيلي خود قرار دهيد.
2. با برنامه ريزي متناسب با توانتان به امور فرهنگي دانشگاه رسيدگي کنيد.
3. به تقويت بعد ديني و معرفتي خود بپردازيد.
4. به افراد ديگر و همفکر خود ميدان بيشتري داده و برخي کارها و فعاليت ها و مسؤوليت ها را به آنها واگذار کرده و نخواسته باشيد تمام کارها را خود مستقيما انجام داده که هم خارج از توان شماست و هم لطمه به درستان بزند .
5. سلامت جسمي تان در حال حاضر از هر امر ديگري لازم تر و ضروري تر است. بنابراين اگر هر فعاليتي که سلامت شما را تهديد مي کند بايد فاصله بگيريد و کار را به ديگران واگذار کنيد و مسؤوليت و ديني که نسبت به آن احساس وظيفه مي کنيد در حد توانتان انجام دهيد وگرنه بيش از آن از شما خواسته نشده است. در غير اين صورت نخواهيد توانست در آينده از توان علمي و تخصصي تان خود و جامعه تان بهره مند شود و به عبارتي نقض غرض مي شود. پس به سلامت جسماني خود بيشتر توجه کنيد.
کد سوال : 3070
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اخلاق و عرفان
پرسش : بسياري از اساتيد اخلاقي و مبلغين اسلام مي فرمايند:هر كاري را براي خدا انجام دهيد حتي غذا خوردن و ساير امور . چگونه ما مي توانيم اين گونه باشيم ؟چه كنيم تا همه كارهايمان براي خدا شود و ريا از بين برود؟
پاسخ : براى كسب اخلاص در اعمال اول بايد نسبت به تعريف اخلاص و مراحل آن شناخت پيدا كنيد. دوم اين كه مراحل اخلاص را به ترتيب مذكور رعايت كنيد و شب و روز مراقب باشيد تا كمكم به رعايت اخلاص عادت كنيد.
تعريف اخلاص: اخلاص ضد رياست و آن عبارت است از خالص ساختن و قصد از غيرخدا و پرداختن نيت از ماسوىاللّه، (معراجالسعاده، ملا احمد نراقى، بحث اخلاص).
امام صادق(ع) مىفرمايند: «لابد للعبد من خالص النيه فى كل حركه و سكون اذ لو لم يكن بهذا المعنى يكون غافلاً والغافلون قد وصفهمالله تعالى بقوله: ان هم الا كالانعام بل هم اضلّ و قال: اولئك هم الغافلون...؛ براى بنده (خدا) در هر حركت و سكونى از خالص ساختن نيت (براى خدا) چاره و گريزى نيست زيرا اگر چنين نباشد غافل است و غافلان را خداوند تعالى اينگونه توصيف فرموده: اينان مانند چهارپايان بلكه گمراهتر هستند و نيز فرموده: اينان همان كسانى هستند كه غافلند»، (ميزانالحكمه، محمد محمدى رىشهرى، ج 3، روايت 4748).
حال براي اين که همه کارهايمان براي خدا باشد بايد نکاتي را رعايت نماييم:
1. خدا را تا حد امکان بشناسيم. اگر او شناخته شود خواهيم فهميد کسي غير از او سزاوار ستايش و دل بستن نيست.
2. با مطالعه و فکر و استفاده از تجربه ها و باورمان شود که کسي در جهان غير از خداوند متعال کاره اي نيست «ليس في الدار غيره ديار».
اگر هم کسي براي انسان کاري انجام مي دهد يا از آدمي خوشش مي آيد و تعريفي مي کند آن هم به خواست و اراده خدا است زيرا دل انسان ها همه در دست خدا است و او هر طور که بخواهد آن را
مي گرداند. اگر اين نکته براي ما به مرحله باور برسد ديگر کسي را در جهان کاري نمي بينيم که بخواهيم براي خشنودي او کاري انجام دهيم (مگر در راستاي خدمت به خلق الله که اين بحث ديگري است و ربطي به ريا ندارد).
براي رسيدن به اين مرتبه علاوه بر فکر و مطالعه - تلقين خيلي مؤثر است - هميشه با خود بگوييد کسي جز خدا کاره اي نيست. گفتن ذکرهاي «لا اله الا الله» و «لا حول ولا قوه الا بالله العلي العظيم» نيز سفارش شده است.
3. صفت خود خواهي را از خود بزداييم زيرا اگر انسان براي غير خدا کاري را انجام مي دهد به جهت اين است که آنها از انسان تعريف کنند يا خيري به انسان برسانند و برگشت اين به دوست داشتن خود (حب نفس) است.
پس بايد از شيوه هاي صحيح جهت رفع صفت خودخواهي استفاده نمود كه عبارتند از:
1- ضمن توجه به اين كه ما انسانيم و داراي كرامات انسانيت هستيم . در اين آيه شريفه تفكر نماييم : »قتل الانسان ما اكفره، من اي شيء خلقه، من نطفه خلقه فقدره، ثم السبيل يسره، ثم اماته فأقبره«, (عبس , آيات 17 - 21).
2- ديگران را دوست بداريم و به آنها محبت كنيم , زيرا اگر انسان نسبت به بندگان خدا خوش گمان بود و با ديد مثبت به آنها نگريست و جنبه هاي خوب آنها را لحاظ كرد, اندك اندك نسبت به آنها محبت پيدا مي كند و دوست داشتن ديگران موجب مي شود انسان فقط خود را نبيند واز حالت خودخواهي او كاسته شود.
3- واقع بينانه و به دور از افراط و تفريط به كاستي ها و ضعف ها و جهل هاي خود فكر كنيم .
4- باور كنيم كه هرگونه عزت و ترقي مادي و معنوي ضمن اين كه به فعاليت ما بستگي دارد وابسته به اراده و خواست خداوند است و اعمال خودخواهي نه تنها به ترقي انسان كمك نمي كند, بلكه مي تواند در برانگيختن خشم خداوند مؤثر باشد و موجب ذلت و عدم موفقيت انسان در كارها گردد.
5- عمل خودخواهان را بنگريم و ببينيم تا چه اندازه موجب انزجار و ناراحتي اطرافيان نسبت به آنها مي شود و از آن درس گيريم (ادب از كه آموختي از بي ادبان ).
6- براي رفع اين صفت بد بسيار دعا و تضرع نموده و از خداوند مهربان بخواهيم تا در خودسازي كمكمان كند كه چه بسيار بيماري هاي جسمي و روحي با دعا و توسل علاج گشته اند.