کد سوال : 3051
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : اگر يك مرد مسلمان با يك زن غير مسلمان ازدواج كند براي توجيه و جذب وي به اسلام چه راهكارهايي را بايد به كار گيرد؟
پاسخ : مي توان از دو نوع راهکار بهره جست:
الف. راهکارهايي جهت آشنايي و گسترش شناخت وي نسبت به جامعيت اسلام که در اين زمينه مي توان با استفاده از کتب معارف ديني و فرهنگ غني اسلامي در يک مقايسه نظري با ديگر اديان وي را به حقانيت دين مبين اسلام آشنا ساخت. اگر خودتان از غناي فکري برخورداريد، مستقيما اقدام خواهيد کرد و اگر توانايي علمي تان در اين زمينه کم است به اساتيد اين رشته مراجعه کنيد و طي جلسات و گفتگوهاي منطقي براي وي حقايق اسلامي و جهان بيني اسلامي را تبيين و تشريح نماييد. زيرا بسياري از افراد هنوز از حقايق و معارف اسلام در بعد نظري آشنايي کافي ندارند بنابراين اگر شناخت کافي برايشان حاصل شود خود به خود گرايش پيدا خواهند کرد.
در اين زمينه مي توان از يک سير مطالعاتي درباره معارف اسلامي مثل يک دوره کتاب هاي شهيد مطهري به خصوص دوره 7 جلدي جهان بيني و يا سلسله دروس انديشه هاي بنيادين اسلامي از انتشارات مؤسسه آموزشي پژوهشي امام خميني (6 جلد) بهره بگيريد.
ب. راهکارهاي عملي که در زندگي عملي با آن روبرو مي شويد و در واقع چهره تبلور يافته و عملي دستورات اسلام است. اين راهکارها که شايد بتوان بهتر، بيشتر و سريع تر مي تواند ديگري را تحت تأثير قرار دهد مورد سفارش رهبران ديني ما نيز هست و فرموده اند که «کونوا دعاه الناس بغير السنتکم؛ مردم را با عمل خودبه راه راست و حق دعوت کنيد» زيرا رفتار و اعمال يک مسلمان که پاي بند قوانين اخلاقي، بهداشتي، اجتماعي و... مي تواند نفوذ و تأثير عميق تري روي ديگري داشته باشد و در تاريخ صدر اسلام و نحوه برخورد و رفتار ائمه اطهار(ع) پيامبر اکرم(ص) نمونه هاي فراواني يافت مي شود که غير مسلمانان يا غير شيعيان تحت تأثير رفتارهاي اخلاقي و دلسوزانه آن بزرگواران، به دين گرايش پيدا مي کردند مثلا يک يهودي تحت تأثير نحوه رفتار پيامبر اکرم(ص) با امام حسن(ع) و امام حسين(ع) که در آن زمان کودک بودند و هنگام سجده در نماز بر پشت پيامبر اکرم(ص) سوار مي شدند ولي ايشان آنها را به آرامي از پشت خود کنار مي نشاندند و به ادامه نماز مي پرداختند، مسلمان شد و يا وقتي حضرت علي(ع) وقتي با غير مسلماني در مقداري از راه هم سفر شدند و در دوراهي وقتي خواستند از هم جدا شوند حضرت علي(ع) چند قدمي به عنوان همراهي به دنبال وي رفت و او را بدرقه کرد. وقتي که آن غير مسلمان از دليل اين رفتار حضرت سؤال کرد، حضرت علي(ع) توضيح دادند که اين يکي از آداب اسلامي است که چند قدمي هم سفر خود را بدرقه کنيم، وي نيز تحت تأثير رعايت همين يک عمل بسيار ساده ولي دقيق که برخاسته از روح دستورات ديني است به دين اسلام گرويد.
خلاصه اين که مي توان با رعايت دستورات بهداشتي مثل تميز بودن، مسواک کردن، آراستن و توجه کردن به نظم و انضباط و هزاران نکته ريز و درشتي که در اين زمينه مطرح است و يا رعايت دستورات اخلاقي، دلسوزي کردن براي ديگران، رعايت حق تقدم و احترام به بزرگترها و ترحم به کوچکترها و توجه به حقوق اجتماعي دوستان، همسايگان، فاميل و... ذهن غير مسلمان را به دقت و عميق حقايق اسلامي و جامعيت آن معطوف داشت. بنابراين لازم است ابتدا به چنين نکاتي آشنايي پيدا کنيد ودر صحنه عمل نيز به آن پاي بند باشيد. به خصوص اگر بتوانيد ويژگي هاي شخصيتي و حساسيت هايي که در برخي زمينه ها دارد شناسايي کرده و با عمل کردن به دستورات اسلام در موارد و زمينه ها، وسايل جذب وي به اسلام فراهم شود.
در پايان لازم به ذکر است بايد تذکر داده شود که اگر شما و يا ديگر مسلمانان عملا پاي بند احکام و دستورات اسلام نيستند نشانه ضعف و کمبود در حقيقت اسلام نيست بلکه مربوط به اراده و سستي اراده مسلمانان است و نشانه ضعف مسلماني ماست. انشاءالله که بتوان با عمل به دستورات ريز و درشت اسلام، زمينه جذب وي را فراهم کرد.
کد سوال : 3052
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : عوارض استشها در زنان و استمناء در مردان چيست؟و چه عاملي باعث تشديد آن و چه عاملي باعث ترك آن مي شود؟
پاسخ : در مورد عمل خودارضايي يا استمنا و استشها بايد توجه داشت كه اين عمل در هر صورت حرام و از گناهان بزرگ است و تنها راه ارضاي مشروع غريزه جنسي براى فرد فقط از طريق ازدواج و نزديكى با همسر شرعي خود مي باشد.
انسان يک سلسله نيازهايي دارد که بايد در شرايط زماني مناسب به نحو صحيح ارضا شود يکي از اين نيازها که آغاز ارضاء آن در ايام جواني است اما بيداري که در ايام نوجواني رخ مي دهد نياز جنسي است. اين نياز در ايام نوجواني و بلوغ بر اثر ترشح هورمون هاي جنسي و تغييرات فيزيولوژيکي و رواني که در فرد به وجود مي آيد، بيدار مي شود ولي به دليل فراهم نبودن ساير شرايط ازدواج مانند بلوغ فکري، اجتماعي و اقتصادي در بيشتر افراد با کمي تأخير ارضاء مي شود و بهترين دوران ارضاء اين نياز آغاز جواني است يعني وقتي ساير شرايط ازدواج نيز به طور نسبي فراهم شد اما به دلايلي ممکن است بعضي از جوانان درارضاء اين نياز دچار انحراف جنسي شوند و از طريق نامشروع بخواهند اين نياز طبيعي را ارضاء کند يکي از اين راه هاي انحرافي که عوارض رواني - جسماني بسيار نامطلوبي نيز به دنبال دارد مبتلا شدن به خودارضايي در پسران و استشها در دختران است. عواملي مانند دست ورزي با آلت تناسلي، پوشيدن لباس هاي تنگ، نگاه کردن به مناظر شهوت آلود مانند نگاه کردن به فيلم هاي مبتذل، نگاه به نامحرم، قرار گرفتن در تنهايي، وارونه خوابيدن، گوش دادن به موسيقي هاي شوت برانگيز، خوردن بعضي از غذاهاي شهوت زا و... مي تواند باعث بروز اين بيماري خانمانسوز شود.
الف ) عواقب خودارضايى:
در اينجا توجه شما را به عواقب خودارضايى جلب مي نماييم تا با آگاهى از آنها بهتر بتوان از اين گناه اجتناب ورزيد. البته عواقب سوء و پيامدهاى منفى و عملى اين گناه جداى از آن كه معصيت است، فراتر از آن است كه بتوان آنها را برشمرد، بلكه فقط به چند مورد از آن اكتفا مىكنيم:
1- پيامدهاى جسمانى: ضعف چشم و بينايى، تحليل رفتن قواى جسمانى، عقيم شدن و ناتوانى در توليد مثل، پيرى زودرس، ضعف مفاصل، لرزش دست، زشتى چهره و از بين رفتن طراوت صورت.
2- پيامدهاى روحى و روانى: ضعف حافظه و حواسپرتى، اضطراب، منزوى شدن و گوشهگيرى، افسردگى، بىنشاطى و لذت نبردن از زندگى، پرخاشگرى و بداخلاقى و تندخويى، كسالت دائمى، ضعف اراده.
3- عوارض اجتماعى: ناسازگارى خانوادگى، بىميل شدن به همسر و ازدواج، ناتوانى در ارتباط با جنس مخالف و همسر، بىغيرت شدن، احساس طرد شدن، از بين رفتن عزت، پاكى، شرافت و جايگاه اجتماعى، دير ازدواج كردن و لذت نبردن از زندگى مشترك.
حال چنانچه فرد مبتلا به خودارضايي باشد رعايت دستورالعملهاي زير در جهت درمان آن مفيد است:
ب) توصيههاى اوليه به منظور كنترل نيروى شهوت و فرار از گناه خودارضايى:
1- سعى كنيد به هنگام خواب شكم شما بيش از حد معمول پر نباشد.
2- از پوشيدن لباسهاى تنگ و چسبان اجتناب كنيد.
3- از نگاه كردن به مناظر، فيلمها و تصاوير تحريك كننده جدا خوددارى كنيد و به محض مواجه شدن با اين امور چشم خود را بسته و يا به زمين و يا آسمان نگاه كنيد.
4- از شنيدن و خواندن مباحث و مطالب جنسى و حتى شوخىهاى جنسى و تحريككننده و فكر كردن در اين امور جدا پرهيز كنيد.
5- از خوردن مواد غذايى كه محرك است مانند: خرما، پياز، فلفل، تخممرغ، گوشت قرمز، غذاهاى پرچرب، حتىالمقدور اجتناب و به ميزان ضرورت اكتفا كنيد.
6- قبل از خواب حتما مثانه خود را تخليه نماييد.
7- از نوشيدن افراطگونه آب و مايعات پرهيز كنيد (به خصوص شبها و قبل از خوابيدن).
8- هيچگاه بدن عريان خود را در آينه نگاه نكنيد.
9- از دستورزى اندام جنسى خود اجتناب كنيد و در هيچ شرايطى دستورزى نكنيد.
10- هرگز به رو نخوابيد.
11- به منظور تخليه انرژى زايد بدن به طور منظم و زياد ورزش كنيد.
12- هيچگاه بيكار نباشيد، براى اوقات فراغت خود برنامه داشته باشيد و آن را با مطالعه، ورزش، زيادت عبادت و... پر كنيد.
13- هرگز در مكانى خلوت و تنها و دور از نظر ديگران نباشيد.
14- هرگاه مورد هجوم افكار جنسى واقع شديد، در مكان خلوت و دور از نظر ديگران بسر نبريد بلكه در مجالس عمومى وارد شويد و در آنجا به سر بريد.
15- هفتهاى يكى دو روز روزه مستحبى بگيريد و اگر توان آن را نداريد روزه اخلاقى بگيريد؛ يعنى، ميزان صرف غذا را كاهش و فاصله هر وعده غذا را افزايش و تعداد دفعات غذا را كاهش دهيد و به حداقل خوراك اكتفا كنيد.
16- با نامحرم رفتار متكبرانه داشته باشيد و از سخنان ملايمتآميز با آنها خوددارى كرده واز نرمى و لينت در كلام با آنها اجتناب ورزيد.
17- هيچگاه با نامحرم و جنس مخالف در مكان خلوت و دور از نگاه ديگران باقى نمانيد، حتى براى آموزش و...
18- قرآن زياد بخوانيد و درباره معانى آيات آن فكر كنيد.
کد سوال : 3053
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : نكته ديگر اينكه در مورد تفاوت و مرز ميان تكبر و خودپسندي و خودستايي با عزت نفس و اعتماد به نفس بيان كنيد و اگر در اين زمينه كتابي هست خواهش مي كنم معرفي كنيد.چرا كه گاهي
نمي توانم تشخيص دهم كه اين عمل من از روي تكبر بوده است يا از روي عزت نفس؟
پاسخ : قبل از اين که تفاوت ميان تکبر و عزت نفس و اعتماد به نفس را بيان کنيم معنا و مفهوم اين اصطلاحات بايد روشن شود آنگاه به تفاوت آنها با يکديگر بپردازيم.
تکبر: عبارت است از اين که آدمي خود را نسبت به ديگران بزرگ شمارد به جهت کمالي که در خود مي بيند، خواه آن کمال را داشته باشد يا نداشته باشد و خواه آن صفتي را که دارد و به آن مي بالد في الواقع هم کمال باشد يا نه.
خودپسندي يعني اين که آدمي خود را بزرگ شمارد به جهت کمالي که در خود مي بيند خواه آن کمال در واقع وجود داشته باشد يا نه منتها در اينجا ديگر پاي غير در ميان نيست برخلاف تکبر که خود را نسبت به ديگران بزرگ مي بيند.
اعتماد به نفس: يعني؛ علاوه بر اين که انسان خودش را مثبت ارزيابي مي کند و به اين باور هم رسيده است که توان کافي براي انجام کارهايش دارد و مي تواند از توانمندي هاي خود به خوبي در جهت نيل به اهدافش استفاده کند.
به عبارت ديگر خود را باور کرده و توانمندي هاي خود را به صورت واقع بينانه ارزيابي مي کند و در هر شرايطي مي تواند از اين توانمندي ها به خوبي استفاده کند و هيچگاه شکست ها موجب تغيير اين باورها نسبت به خودش نمي شود بلکه شکست ها را به خوبي تحليل و سپس به عنوان سکوي پرش براي دستيابي به اهداف خود از آن استفاده مي کند.
به نظر مي آيد اگر با دقت به معنا و مفهومي که براي اين اصطلاحات بيان شد، توجه کنيد به خوبي به تفاوت آنها پي خواهيد برد. اگر انساني خود را داراي کمالي مي داند و تصور مثبتي از خود دارد براي اين که دچار غرور نشود راه تواضع را بايد در پيش گيرد و هيچگاه به خود نبالد که من داراي چنين کمالي هستم بلکه از آن توانمندي يا از آن صفت کمال در راه صحيح استفاده کند بنابراين تکبر و غرور در مقابل تواضع است و راه درمان تکبر نيز فروتني کردن در مقابل ديگران است همواره سعي کنيد در سلام کردن از ديگران پيشي بگيريد و توقع اين که ديگران به شما سلام کنند نداشته باشيد، احترام به انسان هاي ديگر ولو از نظر سني و يا علمي از شما پايين تر باشد موجب مي شود که دندان تکبر از درون شما کنده شود و شاخ غرور بشکند. فکر کردن به نقص ها و عيوبي که داريد از حرارت غرور مي کاهد و شعله هاي تکبر را خاموش مي کند. اما عزت نفس در مقابل سبکي و رذالت است. عزت نفس امري پسنديده و مطلوب است و مؤمن بايد بر تقويت عزت نفس خود در مقابل گناه خود را حفظ کند و در تأمين نيازهاي خود هيچگاه در مقابل متمکنين و پول داران خود را خوار و ذليل نکند و مناعت طبع را پيشه خود سازد.
براي آگاهي بيشتر ر.ک:
جامع السعادت، مهدي نراقي
گناهان کبيره، شهيد دستغيب شيرازي
کد سوال : 3054
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : متاهل هستم همسرم دوست دارد كه برقصم اما چون بلد نيستم اصرار دارد كه از سي دي هاي تصويري استفاده كنم چون سي دي به صورت زنده نيست نگاه كردن به آن براي من و همسرم چه حكمي دارد؟
بدون صدا كه امكان ندارد .گوش كردن به صداي موسيقي و ترانه هاي آن گناه است؟گناه كبيره؟اگر نتوانستم خواسته شوهرم را بخاطر مانع مذهب برآورده كنم ،چه راه حلي پيشنهاد مي كنيد كه من آن را جايگزين كنم؟من خودم تا حدود 99 درصد نوارهاي موسيقي كه همسرم در دوران مجردي به آن علاقه داشته است را از او جدا كردم و فكر مي كنم خواسته بيجايي شوهرم از من ندارد. چه بسا اينكه چون جوان است شايد دوباره به آن موسيقي هاو نوارهاي غير مجاز و تحريك كننده برگردد.
پاسخ : از نظر آيت الله فاضل لنکراني، رقص به طور کلي منشأ فساد است و بايد ترک شود و حضور در جلسه رقص و يا تماشاي آن از طريق سي دي و مانند آن نيز جايز نيست و بايد توجه کنيد که اطاعت کردن زن از شوهر در مواردي لازم است که معصيت و نافرماني خدا نباشد بنابراين اگر شوهر زن خود را به کار حرامي امر کند اطاعت از او جايز نيست.
اهتمام شما به رعايت احکام شرعي و حدود الهي تحسين برانگيز و در خور ستايش و تقدير است. از اين که توانسته ايد با ظرافت و هوشمندي همسر خود را از نوارهاي مبتذل موسيقي جدا کنيد شايستگي خود را به عنوان يک زن مسلمان و متعهد و همسري دلسوز به اثبات رسانيده ايد و اين کار شما نيز جاي تقدير و تشکر دارد و ما به سهم خود از اين تلاش ارزشمند شما تقدير و تشکر مي کنيم و اميدواريم که بتوانيد با رفتارهاي سنجيده و برنامه هاي صحيح در ادامه اين مسؤوليت نيز موفق باشيد و زندگي مشترک خود را از هر آلودگي پاک و بستر زندگي را براي رشد و شکوفايي خود و همسرتان و همچنين فرزندانتان مهيا کنيد. همان طور که تاکنون تجربه کرده ايد به خوبي فهميده ايد که با نفوذ در شخصيت افراد مي توان رفتار آنها را تغيير داد و مسير زندگي آنها را به سوي رفتارهاي مطلوب سوق داد. البته انجام چنين کار مهمي مستلزم پشتکار، مقاومت، دلسرد نشدن و استفاده از راهکارهاي صحيح و مؤثر است. براي تأثيرگذاري روي افراد و يا تغيير رفتار آنها در مرحله اول نياز به اعتماد سازي و ايجاد رابطه عاطفي بسيار قوي مي باشد بعد از اين که اين ارتباط عاطفي ايجاد شد به کارگيري راهکارهاي مناسب، از اين رو ما ابتدا يک سلسله راهکارهايي براي ايجاد اعتماد و استحکام رابطه عاطفي ارائه مي دهيم و سپس راهکارهايي براي تغيير رفتار، البته بايد توجه داشته باشيد که صرف جايگزين کردن ابزارها مشکل را حل نمي کند بلکه بايد تفکر و بينش و سپس باورهاي افراد را تغيير داد آنگاه تغيير رفتار به سهولت رخ خواهد داد.
با توجه به اين که حکم شرعي و پاسخ آن از نظر فقهي براساس ديدگاه مرجع تقليد آيت الله فاضل مشخص شد توجه شما را به راهکارهاي زير جلب مي کنيم:
1. احترام به همسرتان را هم در مقابل ديگران و هم در زندگي خصوصي سرلوحه کارتان قرار دهيد.
2. همواره ارتباط عاطفي خود را با همسرتان حفظ کنيد و تا آنجايي که برايتان مقدور است در اين ارتباط احساس همدلي، صميميت و دلسوزي خود را نسبت به او ابراز کنيد.
3. هميشه قبل از ورود همسرتان به منزل خود را بياراييد و با پوشيدن لباس هاي زيبا و نضيف و آرايش مورد علاقه او خود را آرايش کنيد و در مقابل او ظاهر شويد.
4. در بدو ورود او به منزل درب منزل را خود به روي او باز کنيد.
5. هنگام خارج شدن از خانه او را تا دم درب منزل همراهي کنيد.
6. در نظافت منزل و آراستن آن و همچنين دکراسيون خانه آنگونه عمل کنيد که او دوست دارد.
7. در تهيه غذا سعي کنيد غذاهاي باب طبع او را طبخ کنيد.
8. هنگام گرفتاري، بيماري و درگيري با مشکلات با او همدردي کنيد.
9. هيچگاه خواسته هايي فوق توان او از او طلب نکنيد.
10. از ميهمانان او خوب پذيرايي کنيد.
راهکارهاي فوق به خاطر جلب نظر او و اعتماد سازي او نسبت به شما است. وقتي اعتماد او را کاملا به خود جلب کرديد راهکارهاي زير را عملي سازيد.
- هيچگاه از مردي در مقابل او تعريف نکنيد.
- روابط خانوادگي خودتان را با خانواده هايي که از نظر مذهبي از استحکام خوبي برخوردارند و در عين حال داراي نشاط روحي و اخلاقي خوبي نيز هستند گسترش دهيد.
- از ارتباط با دوستان ناباب و خانواده هايي که مسائل شرعي را رعايت نمي کنند اجتناب کنيد.
- گهگاهي به او پيشنهاد کنيد که هنگام شهادت ائمه(ع) يا اعياد مذهبي به مراسم عزاداري يا مراسم وعظ و دعا شرکت کنيد. اگر در اين قسمت مقاومت مي کند اصرار نکنيد مي توانيد از نوارهاي قرآن، دعا و نوارهاي مداحي در منزل استفاده کنيد.
- به مسأله نماز فوق العاده اهميت بدهيد و سعي کنيد در اول وقت نماز بخوانيد.
- سعي کنيد او را با رساله و احکام شرعي آشنا کنيد.
- کتاب هاي مذهبي به ويژه کتاب هاي اخلاقي تهيه کنيد و نکات جالب و سازنده آن را براي او بازگو کنيد.
- کتاب هاي داستان آموزنده اي که بيانگر سرنوشت شوم افراد گناهکار است تهيه و گهگاهي با هم مطالعه کنيد.
توجه داشته باشيد که راهکارهاي فوق را بايد به تدريج و با ظرافتي خاص به کار گيريد. بخش اول بيشتر براي ايجاد اعتماد و راهکارهاي قسمت دوم براي ايجاد تغيير در افکار، سلايق، باورها و کلا مسير زندگي اوست. اگر بتوانيد با پشتکار مسير زندگي او را به سوي معنويت سوق دهيد به تدريج تمايلات او نيز تغيير خواهد کرد و از شما درخواست انجام کار حرام نمي کند.
کد سوال : 3055
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : يك مورد راهنمايي هم مي خواستم :
خانواده همسرم مذهبي سنتي هستند و خانواده مادرم مذهبي مدرن و هر لحظه امكان خدشه وارد شدن به ايمان آنها وجود دارد و با توجه به اينكه خانواده اي ساده اند و بچه ها اكثرا در سنين جواني و نوجواني هستند و انجام هر عمل خلاف مثل ديدن سي دي هاي رقص و آواز در منزلشان جلوگيري نمي شود فكر مي كنيد من به عنوان يك مسلمان در اين خانواده وظيفه اي دارم و چطور رفتار كنم و اگر وظيفه اي دارم چگونه به وظيفه عمل كنم تا به نتيجه درست برسم.واضحتر بگويم نماز خوان هستند چطور براي نماز صبح تشويقشان كنم براي نماز اول وقت چطور ؟حال اين بنيه ديني بود اگر بتوانم ،اما بنيه سياسي ديگر نمي توانم؟
پاسخ : قبل از هر چيز بايد از اين احساس مسؤوليتي که نسبت به اعضاء خانواده داريد تقدير و تشکر کنيم و از اين که شما داراي اين روحيه عالي هستيد به شما تبريک بگوييم اما اين که چگونه آنها را تشويق کنيد که احکام ديني را بهتر و بيشتر رعايت کنند واز محرمات بيشتر اجتناب نمايند؟ براي انجام چنين مسؤوليتي قبل از هر چيز بايد اعتماد آنها را به خود جلب کنيد به عبارت ديگر خانواده بايد به شما به عنوان فردي امين، دلسوز، صميمي اعتماد کند و لازمه اين که اين اعتماد به وجود بيايد بايد از راهکارهايي مناسب استفاده نماييد تا ميزان تأثيرگذاري شما بيشتر شود.
1. براي جلب اعتماد ابتدا بايد رابطه عاطفي خود را با آنها تقويت کنيد. براي اين که اين ارتباط عاطفي به وجود بيايد بايد نسبت به آنها همدلي نماييد. براي اين که بتوانيد همدلي کنيد بايد شرايط روحي و دغدغه هايي که دارند را درک کنيد مثلا اگر برادران يا خواهران شما در سنين جواني يا نوجواني هستند کمي بايد به آنها بيشتر نزديک شويد تا متوجه شويد که چه دغدغه هايي دارند و شما تا چه اندازه مي تواني در حل مشکلات آنها به آنها کمک کنيد بنابراين همدلي کردن با آنها مستلزم درک کردن آنهاست. در مرحله بعد براي ايجاد ارتباط عاطفي با آنها بايد پذيرش بدون شرط نسبت به آنها داشته باشيد. اين طور نباشد که اعضا خانواده را هنگامي تحويل بگيريد و پذيراي آنها باشيد که کارهاي مورد علاقه شما را انجام دهند ولو اين که آنها رفتارهاي غلطي هم داشته باشند ولي شما بدون شرط آنها را بپذيريد. اين نحوه برخورد باعث مي شود که ارتباط عاطفي آنها با شما محکمتر شود علاوه بر اين دلسوزي و صميميت خود را نيز عملا بايد نسبت به آنها نشان دهيد به گونه اي که همواره احساس کنند شما دلسوز آنها هستيد. بنابراين اگر همدلي، پذيرش بدون شرط و دلسوزي نسبت به آنها داشته باشيد ارتباط عاطفي شما به آنها محکم مي شود. يکي از عوامل ايجاد اعتماد آنها نسبت به شما حاصل مي شود.
2. توجه به انگيزه هاي آنها؛ انسان ها معمولا داراي انگيزه ها و نيازهايي هستند، توجه به نيازها و انگيزه هاي افراد بسيار مهم است. يکي از مهمترين نيازهاي انسان، نياز به معنويت است. اگر اين نياز به نحو صحيح ارضاء نشود، رقص و موسيقي و اعتياد و مشکلات اخلاقي جايگزين آن
مي شود. در هر حال توجه به انگيزه هاي افراد و تلاش در جهت دست يابي آنها به اين انگيزه ها باعث ايجاد اعتماد مي شود.
3. عنصري که در اعتمادسازي نقش مؤثري دارد عنصر شناخت است؛ يعني سطح شناختي و درک افراد را بايد در نظر گرفت و براساس ميزان درک و شناخت آنها با آنها صحبت کرد. توجه به اين سه عنصر عاطفي، شناختي و انگيزشي در افراد موجب ايجاد اعتماد در آنها نسبت به خود مي شود. وقتي که شما اين اعتماد را در آنها نسبت به خود ايجاد کرديد آنگاه مي توانيد تأثيرگذار باشيد و امر و نهي شما يا نصيحت شما و يا پيشنهاد شما مؤثر واقع مي شود. سعي کنيد براي ارشاد آنها بيشتر از الگوي مشاوره استفاده کنيد تا از موضع يک فردي که امر و نهي مي کند يا حکم مي کند که اين کار خلاف است پس نبايد انجام داد.
نکته ديگري که در تأثيرگذاري شما نقش مهمي دارد رفتار شماست يعني هر چه شما با زبان رفتار و عمل با آنها سخن بگوييد مؤثرتر است يعني اگر ظهر مي شود و صداي اذان بلند مي شود اقدام به اقامه نماز نماييد. يا وقتي با نامحرم مواجه مي شود رعايت حدود الهي را بکنيد اين بهترين شيوه براي تأثيرگذاري است.
در مرحله بعد از باب امر به معروف و نهي از منکر رعايت حدود الهي را به آنها گوشزد کنيد (البته به شرط اين که احساس کنيد اين اقدام شما تأثير مثبت دارد و الا بيشتر از همان راهکارهاي اول و دوم استفاده کنيد).
نکته ديگري که بايد به عنوان راهکار از آن بهره بگيريد پيامدهايي است که شما بعد از رفتار آنها بروز مي دهيد. به عبارت ديگر براي تغيير رفتار آنها سعي کنيد هر رفتار مثبت و مطلوبي که از آنها سر مي زند به هر وسيله اي که امکان دارد تشويق کنيد و نسبت به رفتارهاي نامطلوب آنها روي خوش نشان ندهيد. نتيجه اين پاداش و تنبيه به مرور زمان باعث تقويت رفتارهاي مثبت و خاموش شدن رفتارهاي منفي و نامطلوب مي شود.
در پايان بار ديگر از دلسوزي و احساس مسؤوليت شما قدرداني و از خداوند متعال موفقيت شما را مسألت مي نماييم.
کد سوال : 3056
موضوع : كلام و دين پژوهي
پرسش : چندي پيش در برخورد با شخصي كه 20 سال سن دارد مسلمان است و به خدا ايمان دارد و اهل كتاب و مطالعه است متوجه شدم كه به دعا اعتقاد ندارد او معتقد است اراده خدا تغيير ناپذير است خدا سست اراده نيست كه با دعاي بنده اي تحت تاثير قرار گيرد و تغيير كند سرنوشت هر كس قبلا بر اساس مصلحت خودش تعيين شده و هيچ نيرويي قادر به تغيير آن نيست و مثل مرتاض هاي هندي را مي آرد كه با تمركز اراه كارهاي بزرگي را انجام مي دهند و مي گويد :دعا نوعي تمركز اراده است نوعي تلقين است و يا براي تعالي روح مي باشد.خداوند به دعا و التماس بنده نيازي ندارد همه كارهايش بنا بر مصلحت است پس چگونه ممكن است با صدقه ،كارنيك و يا دعا اراده او را تغيير داد؟
پاسخ : اين موضوع تنها به دعا مربوط نمي شود ; بلكه در بسياري از موضوعات ديگر هم صادق است ; مثلا در روايات آمده است كه : »صله رحم موجب فزوني عمر مي گردد« و... . موضوع , چگونگي رابطه و سازگاري عمل اختياري انسان , با علم قطعي و نافذ خداوند است . كليد حل اين معما در توجه به اين نكته است كه علم الهي نقشي در صدور فعل از ما ندارد ; چنان كه علم ما به حادثه اي كه وقوع آن قطعي است , نقشي در حدوث آن فعل ندارد. اگر قضاي حتمي به وسيله دعا مرتفع مي گردد, هر دو يكسان معلوم علم الهي است ; نه اين كه يكي اصل باشد و ديگري فرع . براي توضيح بيشتر به اين مثال توجه كنيد: فرض كنيد خداوند مي داند كه عمر آقاي X پنجاه سال است مشروط بر آن كه قطع رحم كند و هفتاد سال است مشروط بر آن كه صله رحم نمايد. هم چنين مي داند كه آقاي X صله رحم خواهد كرد يا نه (علم به فعل اختياري انسان ).
در مورد دعا نيز مطلب چنين است ; مثلا مقدر است كه »الف « بنا بر سلسله عللي كه محقق خواهد شد، به بيماري »ب « مبتلا شود ; ولي اگر دعا كند, به آن بيماري دچار نخواهد شد و خداوند نيز علم دارد كه او دعا خواهد كرد. پس خود دعا نيز يك مورد از قضاي الهي است . بنابراين علم الهي هيچ تغييري نمي كند و آنچه تغيير مي كند، ما هستيم و اسباب و عللي كه در كار است و دست ما بدان مي رسد - خداوند خواسته خود ما در سرنوشت خويش مؤثر باشيم - هم اعمال ما و هم دعاها و عبادت هاي ما، به تعبير ديگر خداوند اراده کرده که براي دعا و تضرع انسان نيز اثرگذاري وجود داشته باشد. همان گونه که براي آتش اثر سوزانندگي را قرار داده، پس مستجاب شدن دعاي ما منافاتي با اراده خداوند ندارند بلکه اراده خود او است که دعا را مستجاب کند.
علاوه بر اين حرف ها وقتي خود خداوند فرموده «ادعوني استجب لکم»V}(غافر، آيه 60){V يا «اجيب دعوه الداع اذا دعان»V} (بقره، آيه 186){V و بسياري از آيات و روايات ديگر که انسان را ترغيب به دعا مي کند و وعده استجابت مي دهد ديگر جايي براي شک و شبهه باقي نمي ماند.
کد سوال : 3057
موضوع : كلام و دين پژوهي
پرسش : به چه دليل افرادي مانند هانري كربن و ديگران كه در محضر اساتيد بزرگ اسلامي به مباحثات فراوان فلسفي و ديني مي پرداختند ،عليرغم اينكه به حقانيت دين اسلام پي مي بردند اما حاضر به قبول دين اسلام نمي شدند؟
پاسخ : 1. بين علم و ايمان تفاوت است. شايد برخي با حقانيت امري علم پيدا کنند. اما به دلايلي چون مسائل و موقعيت هاي اجتماعي، سياسي و اقتصادي با روحيه هاي خاص فردي چون تکبر، از علم خود صرف نظر کند و از حق و حقيقت دوري مي کند. زيرا بسياري از مقابله ها و مخالفت ها با حق، نه به دليل جهل علمي است بلکه به دليل شهوت عملي است. چنان که شيطان حق را مي شناسد اما به دليل روحيه استکباري خود حاضر به قبول آن نيست. بسياري از مخالفان پيامبران و ائمه نيز مي دانستند که آنها بر حقند. اما به دليلي که گفتيم حاضر به پذيرش حق نشدند. اصولا جهل علمي را با علم واستدلال و برهان مي توان برطرف کند و آنچه باعث انکار حقايق متعالي مي شود. شهوات و نفسانيت است که حق را مي پوشاند وگرنه جهل و ناداني را چاره است.
2. اما به نظر مرحوم علامه طباطبايي هانري کربن مسلمان شده بود اما شرايط اقتضا نمي کرده است که ايمان خود را رسما و علنا به زبان آورد.
براي اطلاع بيشتر مقاله «شيفته اي به نام کربن» از ماهنامه پرسمان شماره 14 ، آبان 82 مطالعه فرماييد.
کد سوال : 3058
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>فلسفه احكام
پرسش : مگر نه اينكه طبق اصول دين اسلام را بر پايه اصلي خود و با شناخت اساسي پذيرفت و در اساس و اصول آن به هيچ وجه تقليد جايز نيست و شناخت و پذيرش اسلام لازمه اش تحقيق و تفكر است و بعد از پذيرش امكان برگشت از آن وجود ندارد و برگشت از آن به معناي ارتداد خواهد بود. حال با اين تفاسير چگونه است كه بلوغ و به حد تكليف رسيدن در دختران را 9 سال گذاشته اند (پسران 15 سال ) در حالي كه در سن 9 سالگي كدام دختر بچه اي به فكر تحقيق و تفكر در دين و پذيرفتن آن را دارد. مگر از گفته پدر و مادر و يا اطرافيان تقليد كرد آيا اين گونه پذيرفتن بر پايه تفكر اصولي استوار است يا نه؟
پاسخ : اولا؛ بلوغ و تكليف دختران پيش از آن كه مسائله اي تشريعي و اعتباري باشد حقيقتي تكويني و فيزيولوژيك است . به عبارت ديگر ساختار وجودي دختران بگونه اي است كه پيش از پسران به مراحلي از رشد و كمال جسمي (فيزيولوژيك ) و روحي و رواني (پسيكولوژيك ) مي رسند. از طرف ديگر احكام شرعي همه متناسب با توانايي ها و قابليتهاي انسان وضع گرديده است . و چون از نظر جسمي و عقلي دختران رشد سريعتري دارند قابليت تكليف پذيري نيز در آنان زودتر پديد مي ايد و از همين رو تكاليف شرعي بر آنان مقرر مي گردد. شاهد مطلب آن است كه اين مسئله فقط در بعد تكاليف نيست بلكه اسلام شخصيت و هويت نويني براي دختران قايل مي شود كه در پسران ديررستر است . مثلا دختري كه 9 سال او تمام است از نظر احكام ديني شهادتش مسموع است پشت سر او مي توان نماز خواند - براساس فتوا به جواز اقتداي زن به زن - استقلال اقتصادي و حق تصرف در مال خود را دارا است و ... در حالي كه اين امور در پسران چند سال متاخر تر است . بنابر اين بايد دختران بدانند كه هر چند از نظر سني كوچكتر از پسران مي باشند ولي از نظر شخصيت بزرگتراند.
ثانيا؛ مسأله سن بلوغ دختر و پسر مربوط به فروع دين و انجام واجبات و ترک محرمات است که از آن به بلوغ شرعي تعبير مي شود و آنچه که در اصول دين و پذيرفتن اصل شريعت و دين مطرح است بلوغ عقلي است - يعني شخص به سني برسد که قدرت تشخيص خوب و بد - و حق و باطل را داشته باشد گاهي اين مرحله از رشد در دختران و پسران قبل از سن بلوغ شرعي است و گاهي سال ها بعد از بلوغ شرعي. به همين دليل برخي از علماء قائلند بچه بعد از رسيدن به بلوغ شرعي از نظر رفتار مسلمين با او (ارث و کفن و دفن در قبرستان مسلمانان و امثال آن...) ملحق به اسلام است نه از نظر واقع و لذا اگر در حال تحقيق بود گرچه چند سال از بلوغ شرعي او گذشته باشد و در نتيجه اسلام را نپذيرفت با وجودي که والدين او مسلمان هستند مرتد فطري محسوب نمي گردد.
کد سوال : 3059
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : كمي در مورد مسائل و راه حل هايي كه يك دانشجو مي تواند در دانشگاه رعايت كند تا چندان وابسته به دانشگاه نشود چيست؟چون خود بنده از كساني هستم كه در هنگام تعطيلي دانشگاه به آن ،آن قدر عادت كردم كه خيلي دلتنگ دانشگاه و هم كلاسي هايم شده بودم؟
پاسخ : دلبستگي يکي از نمودهاي رشد اجتماعي انسان است که در طول دوران رشد براي هر فرد رخ
مي دهد. ولي دلبستگي به گروه همسالان در دوره جواني از بروز و ظهور بيشتري برخوردار است و دوست دارد با هم سن و سالان خود روابط عاطفي و صميمانه و نزديک بيشتري داشته باشد و بهترين چيزي را که مي يابد به پايدوست نزديک و صميمي خود بريزد و به او هديه کند.
تا قبل از ازدواج اين رابطه و عشق و علاقه نسبت به دوستان صميمي و نزديک است و پس از ازدواج نسبت به همسر و شريک زندگي خود هزينه مي شود و اين يک انرژي رواني و هيجاني و عاطفي است که در اين دوران (جواني) وجود دارد. بنابراين انتخاب دوست و تکثر و تعدد دوستان و پاي بندي به روابط دوستانه از مظاهر اين ويژگي است.
لازم به ذکر است جواناني که از روحيه عاطفي بيشتري برخوردارند و اجتماعي تر و خونگرم هستند تحت تأثير احساسات و عواطف ديگران بيشتر واقع مي شوند.
اينک توجه تان را به نکات زير جلب مي کنيم:
1. در دانشگاه روابط دوستانه و صميمانه خود با ديگران را محدودتر کنيد و به حداقل ممکن کاهش دهيد و در مقابل به فعاليت هاي علمي، تحصيلي و درسي تان بيشتر اهتمام ورزيد.
2. در محل سکونت و شهرستان طرح دوستي و رفاقت با افراد بيشتري را برنامه ريزي کنيد تا در تعطيلات و تابستان و غيره، بتوانيد با دوستان خود ارتباط اجتماعي داشته باشيد تا در شهرستان احساس تنهايي نکنيد.
3. براي ايام تابستان و تعطيلات، برنامه ريزي کنيد و اوقات شبانه روز را بدون يک برنامه سير نکنيد (برنامه هاي ورزشي، تفريحي، مطالعاتي غير درسي و...).
4. در صورت امکان دراوقات فراغت، کار مختصري را انتخاب کنيد تا سرگرم شويد و نيز در صورت امکان مسافرت هاي دسته جمعي با دوستان را ترتيب دهيد.
کد سوال : 3060
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : بيشترين مشكلم هم اكنون ناراحتي به علت اين است كه تمام فكر و ذكرم اين است كه آيا كارشناسي قبول مي شوم يا نه ؟
چون تمام اميد و ادامه زندگي من در قبولي دانشگاه مي دانم در كارشناسي حسابداري كمي راهنمايي ام كنيد در اينكه بهتر نتيجه بگيرم از امتحان در كارشناسي . وقتهايم را چگونه براي خواندن درس به كار گيرم و از چه منابعي مي توانم استفاده كنم.
از اينكه بيكار در خانه بمانم خيلي عذاب مي برم و درس خواندن را شديدا دوست دارم؟
پاسخ : موفقيت در تحصيل بر آينده عوامل چندى به شرح زير است:
1. ميزان تلاش و كوشش، به گونهاى كه بر اساس برنامهاى منظم صورت گيرد و نتيجه چنين تلاشى، متناسب، با ميزان صرف وقت باشد. به طور مسلم كوششهاى منظم و پيگير در تسلط به موضوع درس، نقش مؤثرى ايفا مىنمايد.
2. انگيزه و علاقه، كه عاملى درونى است و با روشن شدن هدف درس، بستگى و ارتباط مستقيم دارد.
3. تجربيات قبلى، كه مفهوم دقيق آن، برخوردارى از پيش مطالعه فردى در زمينه درس جديد مىباشد.
4. تمركز و دقت به گونهاى كه ذهن با تمام توانايى و قدرت جذب اطلاعات علمى در حوزه درس مورد نظر فعال باشد.
5. برقرارى ارتباط منطقى و معنادار بين بخشهاى مختلف درس مورد نظر به گونهاى كه «اصل پيوستگى» به عنوان يكى از اصول مهم يادگيرى حفظ شود، چنانچه سعى نمائيد مطالب درسى را به صورتى مرتبط با يكديگر در نظر گرفته و تأثير حذف يا اضافه مطلبى را در آنها بررسى كنيد، يادگيرى پايدار و پابرجايى را احراز كردهايد.
6. بهرهگيرى از تلقين مثبت، چنانچه تحت تأثير افكار منفى قرار گيريد و در مقطعى از دوران تحصيل، باور كنيد كه فردى ناموفق و بيهوده هستيد، عملاً رفتار و كردار شما متأثر از چنين وضعى خواهد شد و نتيجه مطلوبى به بار نخواهد آمد. ليكن با تلقين جنبههاى مثبت و سازنده به افكار اميدبخش و متعالى دست خواهيد يافت و تداوم چنين افكار و حالاتى در نتيجه كارتان چشمگير خواهد بود.
7. توكل به خداى متعال را در هيچ لحظهاى از زندگيتان از دست ندهيد، بلكه در مواقع حساس و دشوارى كه برايتان پيش مىآيد، بيشتر از هميشه به نيروى ايمان به خدا، تكيه كنيد و او را در همه حال ناظر بر خود و پشتيبان واقعىتان بدانيد. در چنين صورتى به يارى حق، موفقيت در انتظار شما خواهد بود.
8. در زمينه روش مطالعه، کتاب «روش ها»، جواد محدثي (فصل روش مطالعه) را مطالعه نماييد.
نظم و برنامهريزى در زندگى، براى استفاده مناسب از فرصتها و رسيدن به اهداف است. براى منظم شدن، بايستى اهداف را در دو گروه بلند مدت و كوتاه مدت تنظيم كرد و سپس برنامهاى زمان بندى شده براى وصول به آن طراحى و عمل نمود. بدون تعيين اهداف، برنامهريزى غيرممكن و بدون برنامهريزى، نظم ناميسر است.
اشخاص منظم، حتى براى كوچكترين كارهاى زندگى خود داراى برنامه هستند؛ مثلاً چگونه خوابيدن، چگونه لباس پوشيدن، چگونه نماز خواندن، چگونه ناخن گرفتن، چگونه موها را شانه كردن و...
موفقيت در هر كارى مرهون سه امر است: 1- شناخت هدف، 2- برنامهريزى، 3- همت و تلاش.
با توكل بر خداوند و اجراى سه ركن فوق يقينا به هدف خواهيد رسيد.
P}پا فشارى و استقامت ميخ سزد ار عبرت بشر گردد {E}بر سرش هر چه بيشتر كوبى پافشاريش بيشتر گردد{P
يكى از دانشمندان بزرگ مشهور به «ابو جعرانه» موفقيت خود را در درس آموزى از حشرهاى به نام «جعرانه» مىداند. وى مىگويد: در مسجد جامع دمشق كنار ستونى صاف نشسته بودم. جعرانه (حيوانى شبيه سوسك) را ديدم كه مىخواهد از ستون بالا برود و كنار شعلهاىكه بالاى ستون مىسوخت بنشيند. من از اول شب تا صبح كنار آن ستون بودم. حشره هفتصد بار سعى نمود بالا برود ولى هر بار به پايين سقوط مىكرد. زيرا ستون صاف و لغزنده بود، از تلاش و همت آن حشره تعجب كردم. برخاستم وضو ساختم و باز گشتم ديدم حشره به بالاىستون رفته و كنار شعله چراغ پىسوز آرميده است. بلى برادر عزيز!
P}زكوشش به هر چيز خواهى رسيد {E}به هر چيز خواهى كما هى رسيد{P
شما قصد داريد درس بخوانيد و پيشرفت كرده و به آرزوهاى خود برسيد. بنابراين از مشكلات نهراسيد. تلاش كنيد بالاخره موفقيت را در آغوش خواهيد گرفت. «سكاكى» از دانشمندان بزرگ نيز در سن چهل سالگى به درس خواندن روى آورد. وى چنان كم استعداد بود كه راه حجرهاش را گم مىكرد. اما با تلاش توانست به يكى از دانشمندان بزرگ تبديل گردد كه نگارشهاى وى پس از 12 يا 13 قرن هنوز به عنوان متن درسى پا برجاست. اكنون شما بايد:
اولا؛ عزم و همت خود را محكم كنيد.
ثانيا؛ با مشورت با افراد خبره نحوه درس خواندن خود را اصلاح كنيد. براى اوقات شبانه روز خود برنامهريزى نماييد. ساعات اوليه صبح را نخوابيد و سعى كنيد در آن ساعات درس بخوانيد. براى خود هم مباحثه انتخاب كنيد و تمامى دروس را بدون استثنا با او مباحثه وگفت و گو كنيد.
ثالثا؛ براي پاي بند بودن و عمل کردن به برنامه هاي طراحي شده خود از يک برنامه تنبيه و پاداش کمک بگيريد و در پايان هر روز يا هر هفته به ميزان موفقيت ها و عملي کردن برنامه هاي طراحي شده خود را تشويق کنيد و به ميزان تنبلي ها و عمل نکردن به آن برنامه خود را تنبيه کنيد.
در پايان توصيه مي کنيم مقاله اي (مجله پرسمان، پيش شماره 5، ص14) که در زمينه چگونگي تقويت اراده تهيه و ضميمه نامه تان مي شود مطالعه نموده و ريز برنامه ها و دستورالعمل هاي پيشنهادي آن عمل نماييد.
دوست عزيز! تجربه نشان داده است، براى حل اين مشكل نمىتوان تنها به رهنمودهاى كتبى و غيابى بسنده كرد و اين مسأله، مانند بسيارى از مشكلات روانى ديگر، به ارتباط مستمر با مشاور نيازمند است؛ ولى اجراى توصيههاى زير در نابود سازى اين پديده سودمند مىنمايد.
1. بايد علل و عوامل ضعف اراده خويش را بشناسيد. توجه كنيد ضعف اراده غالباً در عدم اعتماد به بينش و تفكر، عدم شناخت خويش، با ارزش تلقى نكردن خود، عدم امنيت روانى، عدم تدبير عقلانى در تشخيص امور و تميز اهم و مهم، شكستهاى گذشته و عوامل باز دارنده رشد و قوت نفس مانند محروميت، سرزنش و رنجهاى مستمر ريشه دارد. زدودن هر يك از اين عوامل در پرتو سرمايه گزارى و برنامه ريزى ممكن است.
2. بايد باور كنيد چون ديگر انسانها از توانمندىهاى بسيار برخورداريد و از ديگران كمتر نيستيد. فراموش نكنيد نقاط قوت انسان از نقاط ضعفش بيشتر است و نبايد خود را دست كم بگيرد. تصميم خوب در پرتو تكيه بر قوتها، جبران ضعفها و احساس توانمندى شكل مىگيرد.
3. پس از مشورت با افراد ذى صلاح، با توجه به امكانات و توانمندىهاى واقعى خود، براى زندگى تان برنامه ريزى كنيد و بكوشيد هرگز بى جهت از آن برنامه و نظم سر نپيچيد. اوقات استراحت و تفريح و عبادت و همه فعاليتها را در اين برنامه بگنجانيد تا زمانى خالى نماند و توجه به فرصت بيكارى شما را سمت تأخير انداختن كارها سوق ندهد.
4. بكوشيد براى هر رفتارى انگيزهاى قوى داشته باشيد و به ويژه از آثار مثبت تصميمگيرىها و رفتارهاى خاصّ خويش به طور كامل آگاه شويد.
5. محيط زندگى و موقعيت كارى خود را تغيير دهيد و موانع بروز اراده و فعّاليّت را نابود سازيد؛ براى مثال در موقعيتى كه به سرزنش و متهم شدن به ناتوانى و ناپختگى مىانجامد، قرار نگيريد. براى تصميمگيرىها و اقدامات خويش امنيت روانى فراهم آوريد تا بتوانيد به آرامى در برابر ديگران يا همراه آنان ابراز وجود كنيد و برجستگى فكرى و فعّاليّت به جا را از طريق تصميم آشكار سازيد.
6. هر كارى را آسان تلقى كنيد؛ زيرا در برابر اراده پولادين انسان همه سختىها آسان مىگردد. به استقبال كارهاى به ظاهر دشوار برويد و به خود تلقين كنيد مىتوانيد در اين امور درست تصميم بگيريد و افتخار موفقيت در انجام آنها را به دست آوريد.
7. رضايت خداوند را ملاك هر رفتار و گفتار قرار دهيد و از تسليم شدن در برابر تمايلات پوچ و هواهاى نفسانى بپرهيزيد. اين تسليم شدنها اراده را ضعيف و متزلزل مىسازد. تقوا و رعايت حرمت دستورهاى پروردگار براى آرامش روانى و تقويت نفس و اراده بسيار سودمند است.
8. مدتى برنامه ريزى و تصميمات خود را با فردى ذى صلاح در ميان بگذاريد و از وى بخواهيد مراقب باشد تا در شما دو دلى پيش نيايد و اجراى تصميمات خويش را به تأخير نيندازيد.
9. از خواب زياد، پرخورى و ديگر اسباب تنبلى و سستى اراده بپرهيزيد و نگذاريد ديگران به جاى شما تصميم بگيرند.
10. با كسانى كه روحيه و اراده قوى دارند، دوست شويد تا اراده شما نيز قوى گردد.
11. بكوشيد تصميمهاتان را با فردى با تجربه در ميان نهيد تا از قوت و درستى شان اطمينان يابيد. پس از مشورت با اين فرد، بر اساس تدبر و انديشه خود تصميم بگيريد و بدون از دست دادن فرصت اقدام كنيد.
تصميم بايد بر تدبير و انديشه و آگاهىهاى لازم استوار باشد و به عمل بينجامد. تخلف از اين امر جز تلف كردن وقت، پيروى از افكار پوچ و سستى در عمل دستاوردى ندارد و فرد را با زيانهاى مادى و معنوى روبه رو مىسازد. از اين رو، امور ياد شده گناه به شمار مىآيد.
ترديد در تصميمگيرى و تأخير در عمل سبب از دست رفتن منافع معنوى و مادى فراوان مىشود و زيانهاى بسيار را به ارمغان مىآورد.
12. تصميمات به جا و پر ارزش گذشته خود را به ياد آوريد و توجه كنيد كه چون گذشته براى انجام دادن كارهاى مهم آمادگى داريد.
13. در تصميمها و فعاليتهاى اسوهها دقّت كنيد، در همسان سازى و الگوپذيرى جدى باشيد تا جرأت انجام كار يابيد و توان تصميمگيرى و اجرا در شما تقويت شود.
14. ورزش مستمر و منظم را كه در تقويت اراده بسيار مؤثر است، فراموش نكنيد.
15. با تصميمهاى آسان در كارهاى ساده، به تدريج خود باورى و توانمندى را در خويش پديد آوريد و راه را براى تصميمگيرى در امور مشكل و پيچيده هموار سازيد.
16. در موضوع مورد نظر تمركز پيدا كنيدو از اشتغالات ذهنى متعدد بپرهيزيد تا تصميمگيرى آسانتر صورت پذيرد.
17. پس از تدبير و مشورت از عواقب تصميمهاى خود هراسناك نباشيد و به خدا توكل كنيد. پيامدهاى تصميمهاتان را كه از قلمرو انديشهتان بيرون است و با سامان دادن احتمالهاى ضعيف سبب ترديد و تزلزل شما مىگردد، به خداوند متعال كه به بندگانش لطف و رحمت و محبت گسترده دارد، واگذاريد و به آنچه پروردگار پيش مىآورد، خشنود باشيد. خداوند شما را سمت صلاح و مطلوب واقعىتان رهنمون شود.