• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
عضویت در خبرنامه
کد سوال :
جستجو :
کد سوال : 2981
موضوع : كلام و دين پژوهي
پرسش : اگر کسي را به جرمي اعدام کنند آيا گناهان او در اين دنيا بخشيده مي شود و در آخرت هم عفو مي شود؟
پاسخ : شخصى كه مرتكب جرم و عصيانى شده و به كيفر جرمش به اعدام محكوم گرديده است، اين كيفر و عقوبت دنيايى، نتيجه عمل او مى‏باشد (مثلاً قتل نفس كرده و به كيفر اين قتل عمد، اعدام مى‏شود) و آن ‏چه از عذاب برزخ و قبر و قيامت براى چنين مجرمى در نزد خدا مقرر و مهيا شده، براى ما مشخص و قابل درك نمى‏باشد. كيفر اعدام، براى يك شخص مجرم باعث بخشودگى گناهش نمى‏شود و اعدام تنها كيفرى است كه در شرع براى آن جرم مورد نظر، تعيين شده و عذاب بعد از مرگ - به خاطر ارتكاب چنين جرمى - براى ما كاملاً مشخص نيست. بلي اگر از گناه خود توبه كرده و پشيمان شده باشد، در اثر توبه امكان بخشش هست.
کد سوال : 2982
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : خانواده با دختر با اخلاق و مورد علاقه ام، مخالف اند، چه کنم؟
پاسخ : در ابتدا لازم است از مكاتبه شما كه مى‏تواند آغازگر گفت‏وگويى پر ثمر باشد و باب ارائه خدمت به شما دانشجويان حق جو و دوستدار پاكى و زيبايى‏ها را فراهم آورد، تقدير و تشكّر كنيم. اميدواريم پاسخ‏ها و نكاتى كه ارائه مى‏شود، راهگشا و قانع كننده باشد. هدف ما جلب رضايت و حلّ مشكلات شما است و معتقديم دعاى خيرتان توشه راهمان خواهد بود. برادر گرامى، مطمئنا شما خوب مى‏دانيد كه ازدواج بزرگ‏ترين و مهم‏ترين حادثه زندگى انسان است و موفقيت يا شكست در آن سرنوشت ساز خواهد بود. و چه بسا شما نيز بر همين اساس تصميم گرفتيد مشكل خود را با ما در ميان گذاريد و از كارشناسان و مشاوران با تجربه بهره گيريد. در اين‏جا لازم است از تصميم به‏جا و درست شما تقدير و تشكّر كنيم؛ زيرا به گفته اميرالمؤمنين(ع) هيچ ياور و پشتيبانى از مشاوره بهتر نيست. به هر حال، دختران و پسران ميوه‏هاى باغ زندگى انسان‏هايند و دست آفرينش نوعى جاذبه و كشش درونى در آن‏ها به وديعت نهاده است. اضطراب و ناآرامى آنان در اين سنين از طريق ازدواج به سكونت و آرامش تبديل مى‏گردد و قرآن كه راز آفريدن همسر را A}(لتسكنوا اليها){A؛ V}(سوره روم، آيه 30) «و من آياته ان خلق لكم من انفسكم ازواجا لتسكنوا اليها؛ از نشانه‏هاى خداوند اين است كه از جنس خودتان برايتان همسرانى آفريد تا در كنار آنان آرامش يابيد»).{V مى‏داند، بدين نكته اشاره دارد. البتّه ازدواج و زندگى مشترك وقتى ثمر بخش، سودمند و ماندگار است كه عقربه روحيه‏ها، غرايز و طرز تفكر دو طرف، همسو و نزديك باشد. در غير اين صورت، ريسمان وحدت و يگانگى به ضعف و سستى مى‏گرايد و سرانجام گسسته مى‏شود. ما در زندگى خود شاهد پديده‏هاى تلخ و درد آورى هستيم كه دختران و پسران و خانواده‏هاشان را مى‏آزارد و كاخ زندگى مشترك زوجين را فرو مى‏پاشد. بى‏ترديد محاسبات غلط، احساسات زودگذر، خيالات و توهمات بى‏اساس عامل اصلى تحقق اين پديده‏ها به شمار مى‏آيد. بنابراين، اگر در گزينش همسر اصول صحيح رعايت شود، بخش عظيمى از ناگوارى‏ها و نابسامانى‏ها و مشكلات از ميان مى‏رود و زندگى جوانان پربارتر و زيباتر مى‏شود. اسلام درباره ازدواج و انتخاب همسر آن قدر قانون و مطلب و تأكيد دارد كه انسان در شگفتى فرو مى‏رود. استاد محمد تقى جعفرى مى‏فرمود: «برتراند راسل، فيلسوف مشهور اروپايى، به من نوشت: چرا اسلام اين قدر به ازدواج بها داده و براى آن قانون وضع كرده است؟ در جواب نوشتم: مسأله انسان است. با ازدواج مى‏خواهد انسان به وجود آيد». بنابراين، خواهر گرامى پيش از هرگونه تصميم‏گيرى توجّه به نكات زير ضرورت دارد: 1. اگر انديشه ازدواج با كسى در سر مى‏پرورانيد، قبل از ابراز علاقه به وى، درباره معيارهاى ازدواج و شرايط همسر ايده‏آل شناخت كافى پيدا كنيد. بدين منظور مى‏توانيد از راهنمايى‏هاى افراد با تجربه و خبره و مشاوران مورد اعتمادتان و يا از كتاب‏هاى زير كمك بگيريد: الف) انتخاب همسر، نوشته ابراهيم امينى، انتشارات سازمان تبليغات اسلامى. ب) جوانان و انتخاب همسر، نوشته على اكبر مظاهرى، انتشارات پارسايان. 2. سعى كنيد، بر اساس اطلاعات دقيق، به شناخت كافى و صحيحى از فردِ مورد نظر دست يابيد و دقّت را فراموش نكنيد. مبادا عشق چشم انديشه‏تان را كور سازد و شما را از تحقيق كامل و همه جانبه درباره وى باز دارد. 3. اگر بر اساس بند 1 و 2 پس از بررسى‏ها و مشورت‏هاى لازم فرد مورد علاقه را فردى صالح و مناسب تشخيص داديد، بهترين راه آن است كه از طريق واسطه‏اى مورد اعتماد نظر طرف مقابل را درباره خويش جويا شويد. در صورتى كه او نيز واقعا به ازدواج با شما تمايل دارد، به طور رسمى و از طريق خانواده محترم خود از وى خواستگارى كنيد تا ان شاء اللّه هر چه زودتر با توافق شما و وى و خانواده‏هاى محترمتان مقدمات ازدواج فراهم شود. از هرگونه ارتباط مستقيم و دور از نظارت بزرگ‏ترها جدا بپرهيزيد؛ همان طور كه بحمداللّه تا كنون نيز، به خاطر شرم و حياى قابل تمجيدتان، چنين كرده‏ايد. 4. اگر با بررسى‏هاى به عمل آمده فرد مورد نظرتان را مناسب تشخيص نداديد احساسات خود را كنترل و از ابراز محبت خوددارى كنيد؛ زيرا علاقه يك سويه راه به جايى نمى‏برد. P} خوش آن بى مهربانى هر دو سر بى {E} كه يك سر مهربانى درد سر بى {P اگر به هر دليلى نتوانستيد رضايت خانواده محترمتان را جلب كنيد و يا خانواده فرد مورد نظر يا خود وى جواب مثبت ندادند، گمان نكنيد چيز بسيار گرانبهايى را از دست داده و زيانى جبران‏ناپذير را تجربه كرده‏ايد؛ زيرا چه بسا خداوند فردى مانند وى يا بهتر از او به شما ارزانى دارد. بنابراين، به او دل نبنديد؛ هر چند فكر مى‏كنيد تمام شرايط مورد نظرتان در او جمع است. موفقيت در ازدواج در گرو علاقه دو طرف به يكديگر است و نمى‏توان بازور و فشار كسى را دوستدار ديگرى ساخت. در اين موقعيت، براى كنار آمدن با احساسات خود، مى‏توانيد از راهكارهاى زير بهره جوييد: الف) اوقات خود را، با اشتغالات درسى و خلاقيت‏ها و برنامه‏هاى مورد علاقه تان نظير كارهاى هنرى و ورزشى، چنان تنظيم كنيد كه فرصت فكركردن درباره وى نداشته باشيد. ب) هرگاه ياد او در ذهنتان نقش بست، بى‏درنگ به موضوعات جديد درسى و غير درسى فكر كنيد و از اشتغال ذهنى درباره او بپرهيزيد. ج) ديدارهايتان را به حداقل رسانيد؛ براى مثال در مكان‏هايى كه احتمال مى‏هيد او حضور دارد كم‏تر رفت و آمد كنيد. د) با بر شمردن نكات منفى وى كه احتمالاً در تحقيق و بررسى تان به دست آورده‏ايد، از ميزان علاقه خود به او بكاهيد. ه) به خود تلقين كنيد او نمى‏تواند همسر شايسته و بايسته شما باشد. در پايان، ضمن تأكيد در دقّت در انتخاب همسر و توجّه به ملاك‏هاى ازدواج و كمك گرفتن از واسطه مورد اعتماد جهت برون شدن از حالت انتظار، آرزومنديم خداوند شما را از بهترين شريك زندگى بهره‏مند سازد و خوشبختى را همسر هميشگى تان قرار دهد.
کد سوال : 2983
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : عليرغم ميل باطني در کلاس مجبور به ارتباط با دختران هستيم، راهنمايي شما چيست؟
پاسخ : 1- به اطلاع مىِ‏ساند كه اختلاط دختر و پسر و روابط آنها در محيط‏هاى آموزشى، علمى و دانشگاهى و حتى برخى از مراكز ديگر، همانند بيمارستان‏ها و... يك مسأله و مشكل اجتماعى است و اغلب كشورهاى اسلامى از جمله كشور ما با آن مواجه است، لكن آنچه كه مهم است مراعات حدود شرعى و مذهبى در اين ارتباطات است كه بايد مراقب بود تا دچار دام شيطان و وسوسه‏هاى نفسانى نشد، اگر چه با حفظ حريم شرعى در مسائل علمى، آموزشى و پاسخ‏گويى به نيازهاى علمى در كلاس‏هاى مختلف امر طبيعى و بلااشكال است. 2- نكته مهمى كه شما بايد مراعات كنيد اين است كه ارتباط با اين افراد، صرفا بايد ارتباط درسى و علمى باشد و ارتباطات محبت‏آميز كه ناشى از غرايز و نفس اماره است بايد پرهيز نماييد، زيرا اين امر گناه و خطاى بزرگى را به دنبال دارد و حتى‏الامكان سعى كنيد كه اين نوع ارتباطات را كم و به تدريج قطع نماييد. 3- اين كه دانشجويان حتى در خوابگاه نيز با شما ارتباط تلفنى دارند نشان مى‏دهد كه خود شما با روى خوش نشان دادن و به كارگيرى الفاظ محبت‏آميز، مشوق و تشديدكننده اين مسأله مى‏باشيد، براى رهايى از اين وضعيت در مرحله اول بايد اين كار را ترك نماييد. 4- شما با رفتار و عمل خود و با برخورد منطقى و حساب‏شده در محيط دانشگاه و خوابگاه و برخوردارى از حساسيت لازم در حفظ حدود مسائل شرعى، مى‏توانيد عملاً ذهنيت دانشجويان و حساسيت آنان را نسبت به خود از بين ببريد.
کد سوال : 2984
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : آيا با توجه به روابط بين دختران و پسران، انتخاب يک فرد با ايمان و با حيا، غير ممکن به نظر نمي رسد؟
پاسخ : آنچه را كه مطرح كرديد متأسفانه مشكل بسيارى از جوانان جوياى آرامش عصر حاضر است كه مخصوصا هنگام تصميم به ازدواج، بيشتر خودش را آشكار مى‏كند. حساسيت شما در مورد اخلاق جوانان و نحوه ارتباط بين آنها، قابل درك و پسنديده است. آرى، ازدواج با دخترانى با آن ويژگى‏ها را به هيچ وجه توصيه نمى‏كنيم. ولى معتقديم آن طور هم كه شما فرموديد نيست كه اگر با چنين دخترانى وصلت نكنيم در محدوديت انتخاب قرار خواهيم گرفت»، چرا كه الحمدلله در جامعه ما دختران باوقار و متين و باحجاب كم نيستند و شما مى‏توانيد در اين زمينه از خانواده و بستگان و آشنايان خود كمك گرفته و با آنها مشورت نماييد تا فردى كه از ويژگى‏هاى شخصيتى، اخلاقى، خانوادگى مناسبى برخوردار است شناسايى كنند و به شما معرفى نمايند و پس از بررسى‏ها و مشورت‏هاى لازم اگر فرد مورد نظر را فردى صالح و مناسب تشخيص داديد به وسيله خانواده و افراد مورد اعتماد، از ايشان رسما خواستگارى نماييد تا انشاءالله هر چه زودتر مقدمات ازدواج فراهم شود. لازم به ذكر است در تمام اين مراحل، توجه و توكل به خداوند و توسل به ائمه(ع)، راهنما و راهگشاى شما خواهد بود، بنابراين از تصميمات غيرمنطقى و احساسات نادرست دورى كنيد. مطمئن باشيد جوينده، يابنده است و همان طور كه گفته شده، انسان با ايمان كمياب است. زن و همسر مناسب و مؤمن كمياب‏تر است نه ناياب و لزومى هم ندارد با دختران دانشجو ازدواج كنيد كه احتمال مطرح شده بيشتر درباره آنها صدق كند.
کد سوال : 2985
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اخلاق و عرفان
پرسش : فقر و فنا در عرفان را توضيح دهيد؟
پاسخ : فقر در لغت به معناى ندارى و فقير كسى را مى‏گويند كه مالى نداشته باشد اما در عرفان فقر، عدم رغبت به مال و برخوردارى‏هاى دنيوى است. لذا فقير در عرفان شخصى است كه تمايلى به گردآورى مال و بهره‏ورى از برخوردارى‏هاى دنيوى ندارد و اگر مالى هم به دست آورد در حفظ آن به نحوى كه مايه تفاخر و تكاثر (فخرفروشى و زياده‏طلبى) باشد نمى‏كوشد بلكه داشته‏هاى خود را براى رفع حوائج و نيازهاى خود و ديگران به كار مى‏برد. در واقع سالك و عارف كه متوجه سلوك راه حق و حقيقت است و دائما در حال مراقبت به سر مى‏برد از آنچه حباب و مانع راه وصول به قرب الهى شود پرهيز مى‏كند. مال دنيا و تمتّعات آن از قبيل لذايذ نفسانى اگر بيش از نياز مورد توجه واقع شود، حجاب راه سلوك است لذا از اين حالت بايد جلوگيرى كرد. مطلب ديگر در عرفان اين است كه عناصر و اصول اساسى عرفان چهار چيز مى‏باشد: وحدت، شهود، فنا و رياضت. الف) وحدت؛ هستى حقيقت واحدى است كه در باطن آن اگر تدقيق شود، با وحدت كامل خويش از هرگونه كثرتى منزه است، در عين حال اين هستى ظاهرى دارد كه منشأ نمايش كثرت است اما اين كثرت‏ها ظاهرى وخيالى هستند نه واقعى و حقيقى. براى تقريب به ذهن دريايى را تصور كنيد كه حجاب و كف بر روى آن باشد در نگاه اول حباب‏ها كه كف را تشكيل مى‏دهد مانع ديد درياى حقيقى است ما با يك ژرف‏بينى و انديشه عميق آنچه اصل است (دريا) تشخيص داده مى‏شود و فرع (كف‏ها) بازشناخته مى‏شود. P}جناب حضرت حق را دوئى نيست {E} در آن حضرت من و ما و توئى نيست{P P}من و ما و تو او هست يك چيز {E} كه در «وحدت» نباشد هيچ تمييز{P V}(گلشن راز، شيخ محمود شبسترى) {V ب ) شهود؛ عرفا در عين قبول علوم رسمى و ظاهرى و اقرار به ارزش عقل و استدلال بر اصالت ارتباط حضورى تأكيد داشته و علوم حاصل از مكاشفات و مشاهدات را بر نتايج حاصل از براهين عقلى ترجيح مى‏دهند. هراس انسان و نيز قواى عقلى وى با ظاهر عالم سر و كار دارد ولى انسان از راه باطن خويش مى‏تواند با حقيقت واحد جهان ارتباط حضورى و شهودى داشته باشد و اين وقتى ميسر است كه از تعلقات ظاهرى رها شده باشد كه: «رو مجرد شو، مجرد را ببين». ج ) فنا؛ بى‏ترديد يكى از اساسى‏ترين مسائل عرفان اسلامى و عرفان‏هاى اقوام و اديان مختلف، مسأله فنا است. اصولاً فرق عارف و عالم در آن است كه هدف عالم، فهم حقيقت است و هدف عارف فنا در حقيقت. مولوى مى‏گويد:راي P}هيچ كس را تا نگردد او فنا {E} نيست ره در بارگاه كبريا{P P}گرچه آن وصلت بقا اندر بقاست {E} ليك در اول فنا اندر فناست{P P}چيست معراج فلك؟ اين «نيستى» {E} عاشقان را مذهب و دين «نيستى»{P P}نيستى هستت كند اى مرد راه {E} نيست شو تا هست گردى از «اله»{P يك عارف در اثر سير و سلوك و مجاهده، از مرز حدود و قيود شخصى گذشته به حقيقت مطلق و نامحدود واصل شده و با آن متحد گشته و در آن فانى مى‏گردد. فنا همان رفع تعين بنده است و در حقيقت جز تعين و «خود» بنده حجاب ديگرى ميان او و حضرت حق نيست: P}ميان عاشق و معشوق هيچ حايل نيست {E} تو خود حجاب خودى حافظ از ميان برخيز{P P}تا تو پيدايى خدا باشد نهان {E} تو نهان شو تا حق گردد عيان{P P}چون برافتد از جمال او نقاب {E} از پس هر ذره تابد آفتاب{P V}(شرح گلشن راز، شيخ محمود شبسترى، ص 378){V د ) رياضت؛ مكاتب عرفانى اتفاق نظر دارند در اين كه بشر فقط در اثر تلاش پيگير و پرمشقت مى‏تواند به كمالات حقيقى خويش نايل آيد. در عرفان علم حقيقى نه تنها از عمل جدا نيست، بلكه نتيجه عمل است. براى رسيدن به آگاهى عرفانى، بايد به سير و سلوك پرداخت و از مراتب و درجاتى گذشت. لذا عرفان به عملى و نظرى تقسيم مى‏شود. عرفان عملى، اجراى يك برنامه دقيق و پرمشقت جهت گذشتن از منازل و رسيدن به مقامات در راه دست يافتن به آگاهى عرفانى و نيل به توحيد و فنا است كه از آن به طريقت تعبير مى‏شود. عرفان نظرى مجموعه تعبيرات عرفا، از آگاهى‏ها و دريافت‏هاى شهودى خويش درباره حقيقت جهان و انسان است. اگر مايل هستيد در زمينه عرفان عملى و نظرى اطلاعات بيشترى به دست آوريد به دو كتاب كه معرفى مى‏شود مراجعه نماييد: 1- عرفان نظرى، دكتر سيد يحيى يثربى. 2- فلسفه عرفان، دكتر سيد يحيى يثربى.
کد سوال : 2986
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اجتماعي _ فرهنگي
پرسش : با توجه به سفارش هاي اسلام، راه فرار از روزمرگي و بازگشت به اسلام اصيل چيست؟
پاسخ : ابتدا بايد مراد از روزمره‏گى روشن شود. اگر مراد صرف تكرار برخى از كارها از سوى انسان در طى روز باشد، اين معنا فى‏نفسه نمى‏توان چيز بدى باشد. در هر زمانى وقتى انسان به نحوه‏ى زندگى انسان‏ها مراجعه مى‏كند چنين برنامه‏ى مستمرى را در زندگى افراد مشاهده مى‏كند. به عنوان مثال برنامه‏ى كارى يك كشاورز، كارگر، كارمند و... معمولاً مشخص و معلوم است. روزمره‏گى به اين معنا آفت نيست. روزمره‏گى وقتى به عنوان يك آفت مطرح مى‏شود كه فعاليت‏هاى انسان فاقد هدف و معناى مقدس باشد. اگر بپذيريم جامعه‏ى ما دچار اين آفت شده است بايد نوعى خلاء معنوى، ايمانى و ايدئولوژيك را در جامعه‏ى خود مورد پذيرش قرار دهيم. مقدمتاً عرض مى‏كنيم كه چنان چه انسان مطئمن باشد كه در مسير تعالى و رشد حركت مى‏كند چنين احساسى به او هرگز دست نمى‏دهد. براى روشن شدن بحث گام‏هاى ذيل را بايد طى كرد: 1. انسان خود نوعى حيوان است. آنچه باعث تفاوت اساسى او از ديگر حيوانات گرديده و منشأ تمدن و فرهنگ انسانى شده است در دو ناحيه است: بينش‏ها و گرايش‏ها. 2. آگاهى حيوان اولاً سطحى و ظاهرى است، ثانياً فردى و جزئى است (عموميت ندارد)، ثالثاً منطقه‏اى است (محدود به محيط زيست حيوان است)، رابعاً محدود به زمان حال است. آگاهى حيوان در اين چهار ديوارى محدود است. سطح خواسته‏هاى حيوان اولاً مادى است، ثانياً شخصى و فردى است (محدود به خود و حداكثر جفت و فرزندانش است) ثالثاً منطقه‏اى و رابعاً متعلق به زمان حال است. 3. آگاهى انسان اولاً از سطح ظواهر اشياء گذشته و به درون آنها نفوذ مى‏كند، ثانياً محدود به مكان و محيط زيست او نيست، ثالثاً از زمان حال فراتر رفته و گذشته و آينده را نيز دربرمى‏گيرد و رابعاً جزئيات را پشت سر نهاده به قوانين كلى و فراگير دست مى‏يابد. انسان از نظر خواسته‏ها نيز در سطح بالايى قرار دارد؛ خواسته‏هاى انسان به زمان حال، محيط زندگى، شخص او و وابستگانش و به امور مادى صرف مقيد نيست. آرمان‏هاى انسان در مافوق اين امور قرار مى‏گيرند. بنابر اين مى‏توان گفت بشر در دايره‏ى آگاهى خود توانسته است علم؛ يعنى مجموع تفكرات بشرى درباره‏ى جهان را كه شامل فلسفه است تأسيس كند و در قسمت خواسته‏ها به گرايش‏هاى معنوى و والايى دست يافته و بدان‏ها ايمان آورد. نتيجه آن كه ملاك «انسانيت» انسان علم و ايمان است. 4. سير تكاملى انسان از حيوانيت آغاز مى‏شود و به سوى انسانى كمال مى‏يابد. انسان و به تبع آن جامعه‏ى انسانى راه خود را از حيوانيت آغاز مى‏كند و به سوى انسانيت حركت مى‏كند. بنابر اين «انسانيت» در وجود بشر اصالت دارد. 5. انسانيت چه در فرد و چه در جامعه هر چه به كمال نزديك‏تر شود به سوى استقلال و حاكميت بر ساير جنبه‏هاگام برمى دارد. فرد انسان تكامل يافته، فردى است كه بر محيط بيرونى و محيط درونى خود تسلّط نسبى داشته باشد. جامعه‏ى تكامل يافته از تعلقات اقتصادى شروع مى‏كند، امّا سلطه‏ى نهايى با جنبه‏ى فرهنگى و معنوى جامعه است. البته اين بدان معنا نيست كه جامعه با انحطاط روبه‏رو نمى‏شوند بلكه هدف ترسيم كلى حركت جامعه به سوى كمال است. 6. علم و ايمان به يكديگر نه تنها تضادى ندارند كه مكمل و متمم يكديگرند، به عبارت ديگر به حاكميت و استقلال انسانيت در فرد و جامعه كمك مى‏رسانند. جدايى اين دو از يكديگر خسارت‏هاى جبران‏ناپذيرى به بار مى‏آورد. ايمان در روشنايى علم از خرافات دور مى‏ماند و با دور افتادن از علم به جمود و تعصب مى‏انجامد. علم بدون ايمان نيز تيغى است در كف زنگى مست. 7. تنها ايمان مذهبى مى‏تواند انسان را به يك «مؤمن» واقعى مبدّل سازد. ايمان مذهبى قادر است با مهار خودخواهى و خودپرستى انسان، او را به تلاش در راه ايمان تا سرحدّ بذل جان وادارد. 8. ايمان مذهبى داراى آثار و فوايدى است: 8-1: بهجت و انبساط: الف) ايمان مذهبى از آن جهت كه عالم و آدم را هدفدار و حركت عمومى را به سمت سعادت معرفى مى‏كند به انسان نسبت به نظام هستى و قوانين حاكم بر آن ديدى خوش‏بينانه مى‏دهد. از اين منظر عقب‏ماندگى و نقايص به خود انسان‏ها بر مى‏گردد. لذا با اميدوارى و خوش‏بينى به حركت و جنبش در مى‏آيند. ب) انسان همين كه به حكم ايمان مذهبى جهان را به نور حق و حقيقت روشن ديد، بالطبع فضاى روح و جان او نيز روشن مى‏شود. ج) ايمان مذهبى با دادن اطمينان نسبت به جهان و هدفدارى آن، دلهره و اضطراب آدمى را به آرامش خاطر و طمأنينه مبدل مى‏سازد. د) انسان مؤمن علاوه بر لذت مادى معقول و مشروع كه ساير انسان‏ها از آن بهره‏مند هستند از لذت عبادت و پرستش خدا كه قوى‏تر و پاياتر از لذات مادى است محفوظ مى‏شود. انسان مؤمن مى‏تواند با كسب علم، احسان، خدمت، موفقيت، و پيروزى با انگيزه‏ى دينى بر لذايذ معنوى خود بيفزايد. 8-2: نقش ايمان در بهبود روابط اجتماعى: آن چيزى كه بيش از هر چيز حق را محترم، عدالت را مقدس، دل‏ها را به يكديگر مهربان، اعتماد را در ميان افراد برقرار مى‏سازد، تقوا و عفاف را تا عمق جان آدمى نفوذ مى‏دهد، به ارزش‏هاى اخلاقى اعتبار مى‏بخشد، شجاعت مقابله با ستم ايجاد مى‏كند و همه‏ى افراد را مانند اعضاى يك پيكر به هم پيوند مى‏دهد و متحد مى‏كند، ايمان مذهبى است. 8-3: كاهش ناراحتى‏ها: با نگاه از دريچه‏ى ايمان به جهان، تلخى‏ها نيز شيرين مى‏شود، زيرا انسان مؤمن مى‏داند كه هر چيزى در جهان هستى حساب معينى دارد و اگر او در برابر ناملايمات عكس‏العمل مناسب نشان دهد خداوند به نحو ديگرى آن را جبران مى‏كند. بيمارى، پيرى، مصائب، مشكلات وقت مرگ از منظر فرد مؤمن چيزى است غير از آنچه در نگاه فرد بى‏ايمان است. بگذاريد بحث را اين گونه پى بگيريم؛ فعاليت‏هاى انسان دوگونه است: التذاذى و تدبيرى. محرّك انسان در فعاليت‏هاى التذاذى، غريزه، طبيعت يا عادت است. انسان به حكم غريزه‏ى خود براى دست يافتن به يك لذت و دور شدن از يك رنج اين كارها را انجام مى‏دهد؛ خوردن، آشاميدن، خوابيدن و مانند آن. فعاليت تدبيرى كارهايى است كه انسان نه از روى طبيعت و غريزه كه به حكم عقل و اراده به خاطر مصلحتى كه در آن وجود دارد حتى به بهاى ترك يا محدود كردن فعاليت‏هاى التذادى خويش، انجام مى‏دهد. مثل آنكه عقل آدمى به خاطر كمال و مصلحتى كه در علم‏اندوزى است به او حكم مى‏كند كه از خواب و استراحت درگذشته، رنج تحصيل علم را بر خود هموار سازد. فعاليت تدبيرى انسان به حكم اينكه بر محور يك سلسله غايات و اهداف دور مى‏زند، طبعاً نيازمند به طرح، برنامه، روش و انتخاب وسيله براى نيل به مقصد است. مسلماً در مسائل خرد و جزئى نيروى عقل آدمى تدبير امور او را كفايت مى‏كند. امّا دست‏يابى به يك طرح كلى كه تمام مسائل زندگى را بر اساس مصالح او در برگيرد از عهده‏ى عقل بشرى ساخته نيست. اينجاست كه نياز به يك مكتب و ايدئولوژى كه بر اساس يك طرح جامع، هماهنگ و منسجم با هدف كمال و تأمين سعادت همگانى و ارائه خطوط اصلى و روش‏هاى وصول به آن اهداف ضرورى مى‏نمايد. يك ايدئولوژى مؤثر و كارآمد داراى خصوصياتى است؛ از جمله آنها تكيه بر نوعى جهان‏بينى است كه عقل آدمى را اقناع و انديشه او را تغذيه نمايد، از طرف ديگر بتواند منطقاً از جهان‏بينى خودش هدف‏هايى با كشش و جاذبه در حدّ بالا استنتاج كند. در اين صورت است كه دو نيروى عشق و اقناع نيروى ايمان را براى ساختن جهانى ايمانى پديد مى‏آورند. ايدئولوژى كه در آن سخن از بايد و نبايد است، نتيجه‏ى منطقى جهان‏بينى است كه از «هستى» بحث مى‏كند. جهان‏بينى يا جهان‏شناسى، تعبير و تفسير انسان از جهان است. يك جهان‏بينى ايده‏آل بايد داراى ويژگى‏هاى ذيل باشد: 1. قابل اثبات و استدلال باشد. 2. به حيات و زندگى معنا ببخشد. 3. آرمان ساز و شوق‏انگيز باشد. 4. قدرت تقدس بخشيدن به هدف‏هاى انسانى واجتماعى داشته باشد. 5. تعهدآور و مسئوليت‏ساز باشد. همه‏ى اين ويژگى‏ها در جهان‏بينى توحيدى، مخصوصاً با قرائت شيعى آن ديده مى‏شود. در جهان‏بينى شيعى توحيد در خالص‏ترين شكل خود بيان شده است. از نظر جهان‏بينى اسلامى، جهان آفريده‏ى خداست كه در هر لحظه نياز به فيض و عنايت او دارد. در پس خلقت جهان هدف‏هاى حكيمانه در كار است و نظام هستى موجود، كامل‏ترين و بهترين نظام ممكن و قابل تصور است. اراده و مشيت خدا در كل جهان جارى است. نتيجه‏ى اعمال انسان چه نيك و چه بد نه فقط در آخرت كه در دنيا نيز بر اساس سنت الهى به او برمى‏گردد. حركت عمومى بشريت و جهان به سوى كمال مى‏باشد. انسان به حكم قضا و قدر الهى، آزاد و مختار و مسئول و حاكم بر سرنوشت خويش است. انسان از شرافت و كرامتى در خور خلافت الهى برخوردار است. دنيا مزرعه‏ى آخرت است. اين شمايى كلى از جهان‏بينى اسلامى است كه ايدئولوژى اسلامى بر آن تكيه دارد. اگر آدمى از منظر جهان‏بينى اسلامى به جهان بنگرد و در عمل به ايدئولوژى اسلامى (بايدها و نبايدهاى آن) ملتزم باشد هرگز دچار روزمره‏گى به عنوان يك آفت نمى‏شود. از دريچه‏ى جهان‏بينى اسلامى و با عمل به ايدئولوژى اسلامى، انسان با برخوردارى از بهجت و انبساط خاطر، براى بهبود اوضاع فردى و اجتماعى خويش مى‏كوشد و در اين راه تحمل ناراحتى‏ها برايش آسان مى‏گردد. عارضه‏ى روزمره‏گى برخاسته از نگاهى غيراسلامى به جهان و عدم التزام عملى به ايدئولوژى آن مى‏باشد. سطور فوق خلاصه‏اى فشرده از مباحث شهيد مطهرى در دو كتاب «انسان و ايمان» و «جهان‏بينى توحيدى» از سلسله كتب مقدمه‏اى بر جهان‏بينى اسلامى است.
کد سوال : 2987
موضوع : سياسي و انديشه سياسي
پرسش : معناي اسلام گراي متحجر را با ذکر مثالي توضيح دهيد؟
پاسخ : «تحجّر» همان قشرى‏گرى و واپس‏گرايى است. تحجّر يعنى دادن رنگ تقدّس، اطلاق و جاودانگى به برداشت‏هاى محدود و ناقص بشرى و مقدم داشتن عادات فكرى و عاطفى بر منطق و حقيقت. «تحجّر اين است كه كسى كه مى‏خواهد كار بزرگى با اين عظمت [انقلاب اسلامى] را انجام دهد، نتواند نيازهاى زمان و لوازم هر لحظه لحظه‏ى زندگى يك ملت را از قرآن بشناسد و بخواهد در يك وضعيت ايستا و بدون انعطاف حكم نمايد و كار كند و پيش برود. اين امكان‏پذير نيست. معناى تحجّر آن است كه كسى كه مى‏خواهد از مبانى اسلام و فقه اسلام، براى بناى جامعه استفاده كند، به ظاهر احكام اكتفا كند و براى نياز يك ملّت و يك نظام و يك كشور ـ كه نياز لحظه به لحظه است ـ نتواند علاج و دستور روز را نسخه كند و ارائه بدهد، اين بلاى بزرگى است»V}(مقام معظم رهبرى، روزنامه جمهورى اسلامى، 17/3/1376).{V اسلام‏گرايان متحجّر كسانى هستند كه جلوى نفوذ اسلام و مسلمين را در جامعه مى‏گيرند و به نام اسلام، به اسلام ضربه مى‏زنند به تعبير امام(ره) اينان سد راه پيشرفت و حركت‏هاى اصلاح‏طلبانه مى‏شوندV}(امام خمينى(ره) و حكومت اسلامى، روحانيت، اجتهاد و دولت، نشر مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام(ره)، چاپ اول، 1378).{V مؤلفه‏هاى ذيل را مى‏توان جهت تشخيص اسلام‏گرايان متحجّر نام برد: 1ـ عدم توجه به موارد مبتلا به جامعه و نيازهاى روز. 2ـ غرق شدن در مسائل اخروى و عدم توجه به شئونات دنيا و نيازها و مقتضيات زمان و مكان. 3ـ كج‏فهمى از مفاهيم اصيل دينى مانند قائل شدن به جدايى دين از سياست و... يكى از مصاديق بارز اسلام‏گرايان متحجر، انجمن حجتيه مى‏باشد.
کد سوال : 2988
موضوع : كلام و دين پژوهي
پرسش : علم از نظر دين چه ارتباطي با تعريف علم در دنياي امروز دارد؟
پاسخ : در اين زمينه نکاتي يادآوري مي شود: 1. با وجود تفاوت هاي علم و دين در کارکرد، مانند وظيفه پيش بيني و مهار در علم و پرستش و راهبري زندگي در دين، در عين حال در حقيقت يابي و اشتياق به شناخت، مشترک بوده و نيز در دعاوي معرفتي تعامل دارند. 2. بسياري از معيارهاي موجود در نظريه هاي علمي، از جمله انسجام و جامعيت، به عنوان معيار عقايد ديني نيز به حساب مي آيند. منظور در انسجام نيز سازواري و وجود پيوندها و روابط استلزامي بين گزاره ها، همراه با سادگي ساخت مفهومي و مراد از جامعيت؛ يعني کليت، باروري و کارآمدي در نظم بخشي به داده هاي جديد و گسترش پذيري نسبت به حوزه هاي تازه اين ويژگي ها در عقايد ديني نيز مشاهده مي شود. 3. دين و به ويژه قرآن کريم که با تعابيري آشکار علم را مي ستايد، علم به معناي عام آن است چرا که پيشرفت هاي علمي در همه عرصه ها، راههايي استوار براي تنظيم مدرکات ما از طبيعت بوده و از زواياي ناشناخته آن پرده برمي دارد. نيز چون دين علم خاصي را مورد توجه قرار نداده است، از اين رو همه يافته هاي علمي بشر، مورد تأييد دين بوده و پرسش از اين که علم مورد تأييد دين چه ارتباطي با علوم روز دارد، پاسخ خود را مي يابد. براي مطالعه بيشتر ر.ک: مبادي ما بعدالطبيعي علوم نوين، ادوين آرثربرت، ترجمه دکتر سروش.
کد سوال : 2989
موضوع : كلام و دين پژوهي
پرسش : آيا مي توانيم بگوييم كه علم زير مجموعه اي از دين است؟
پاسخ : 1. بين ديدگاه هاي گوناگون ميان دين و علم، از جمله تباين، تعارض و مکمل يکديگر بودن، مي توان گفت بهترين گزينه مورد سوم است. در اين رويکرد، ديگر سخن از زير مجموعه بودن يکي از ديگري، بي معناست. 2. درک نوع پيوند ميان علم و دين به شناخت جايگاه هر يک و نيز مشخص کردن منظور ما از علم باز مي گردد. دين، مجموعه اي از باورها درباره جهان هستي و ارزش هاي مبتني بر اين باورهاست تا در پرتو آنها، انسان در انديشه و عمل، در مسيري معقول خود را سامان داده و هدف نهايي از آفريده شدن خود را که دست يابي به کمال حقيقي و سعادت است، محقق سازد. پيداست علم در معناي عام خود که مجموعه اي از آگاهي ها و شناخت ها است نه زير مجموعه دين، بلکه خود آن بوده و مي توان گفت، دين خود علمي است که از سوي خداوند در اختيار انسان گذاشته شده، ولي رسالت آن، هدايت انسان است نه صرفا آگاهي اندوزي. 3. پيوندهاي احتمالي تعارض يا تباين ميان علم و دين که گاهي عنوان مي شود، ميان علوم تجربي و دين است. هر چند همان گونه که در رديف نخست، بيان شد، حتي با فرض اين که منظور ما از علم، علوم تجربي باشد، نيز ميان آن و دين رابطه تکميل کنندگي يکديگر وجود داشته و سخن از تباين و تعارض، جايگاهي ندارد. چرا که در پرتو يافته هاي علوم تجربي، دريچه هاي نوي از «هست»هاي موجود در عالم به روي انسان گشوده مي شود. پيداست اين يافته ها، با در اختيار گذاردن رمز و رازهاي بيشتري از جهان، دست کم در جنبه باورهاي ديني که به تحليل کليت عالم مي پردازد، گرايش ديني او را بارورتر مي کند، مشروط بر آن که مطالعه يافته هاي علمي مزبور با تفکر همراه باشد، همان حقيقتي که قرآن کريم به آن اشاره مي کند: A} «ان في خلق السموات والارض واختلف الليل والنهار لايات لاولي الالباب الذين... يتفکرون في خلق السموات والارض ربنا ما خلقت هذا باطلا...؛{A مسلما در آفرينش آسمان ها و زمين، و آمد و رفت شب و روز نشانه هاي (روشني) براي خردمندان است. همان ها که... در اسرار آفرينش آسمان ها و زمين مي انديشند (و مي گويند): بارالها! اين ها را بيهوده نيافريده اي» V}(آل عمران، 191). {V براي مطالعه بيشتر ر.ک: 1. علم و دين، ايان باربور، ترجمه بهاء الدين خرمشاهي 2. دين و چشم اندازهاي نو، نوشته چند نفر از دانشمندان غربي، ترجمه غلامحسين توکلي 3. عقل سليم علم، جيکوب برونوسکي، ترجمه کامبيز عزيزي، نشر ني
کد سوال : 2990
موضوع : كلام و دين پژوهي
پرسش : با توجه به اينكه احكام دين در حوزه دستوري و يقيني است پس ديگر نمي توان آنها را به صورت علم جديد درآورد مثلا اقتصاد اسلامي داشت يعني نمي تواند سئوالات انسان را در اين زمينه پاسخ دهد پس چرا بعضي سعي مي كنند اين كار را انجام دهند؟
پاسخ : اگر منظور شما از علم جديد، علوم تجربي است يعني علمي که پايه هاي آن بر مشاهده عيني استوار است، در اين صورت مي توان تا حدودي استدلالتان را در پرسش پذيرفت؛ زيرا با توجه به جايگاه و رسالت دين که تحليل کليت جهان و انسان و هدايت گري اوست، چنين رويکردي با پرداختن به تجزيه و تحليل علمي تک تک پديده ها، چندان سازگار نيست، هر چند همين بررسي هاي علمي نيز به ميزان محدود و به منظور تکميل هدف ياد شده، در مجموعه آموزه هاي دين، گنجانده شده اند. 2. گرچه در يک چشم انداز، تفاوت گزاره هاي ديني و علمي در دستور بودن گزاره هاي نخست و اخباري بودن گزاره هاي دوم است ولي تفاوت مزبور به معناي يقيني نبودن قوانين يا تئوري هاي علمي نيست. به عنوان نمونه، آيا قانون جاذبه نيوتن فرمول محاسبه شتاب در فيزيک و... بيانگر روابط قطعي ميان پديده هاي طبيعي نيست؟ البته بايد به اين نکته توجه داشت که قوانين علمي، گاهي دستخوش دگرگوني مي شوند و دليل آن نيز فراگير نبودن ابزارهاي حسي و تجربي در نظر گرفتن همه عوامل تأثيرگذار در آن پديده طبيعي خاص است. 3. دقيق ترين معيار در مرزبندي ميان آموزه هاي ديني و تجربي آ ن است که اولي دستوري يا انشايي است، ولي دومي توصيفي يا اخباري. بدين معنا که آموزه هاي علمي، واقعيتي را در هستي ايجاد نمي کنند، بلکه متن واقع را کشف و از آن خبر مي دهند، در حالي که آموزه هاي ديني، به دليل آن که از آبشخور غيب سيراب مي شوند، مطلب جديدي را ايجاد و در قالب دستور به انسان عرضه مي کنند، از اين رو بايد گفت معيار يقين يا غير يقيني بودن در تفاوت گذاري ميان دو گونه آموزه هاي ياد شده، معيار درستي نيست. 4. مداخله دين در حوزه علوم در دو محور علوم انساني و طبيعي تصور شدني است. با توجه به اهميت علوم دسته اول در سامان دهي رفتارهاي انساني و تأثيرگذاري در سعادت و شقاوت وي، پيداست که جهت گيري هاي دين در آنها ضروري است، از اين رو علومي مانند جامعه شناسي، روان شناسي، اقتصاد و... بايد با توجه به رويکرد ديني تدوين شوند در اين باره، هر چند ممکن است دين در موارد جزئي آنها دخالتي نکند، ولي در متن خود داراي قواعدي کلي است که بر موارد جزئي مزبور، انطباق پذير است. هر چند قواعد کلي مزبور، مستقيما به آن علم مربوط نباشد، مثلا اصل ظلم بد است، در قلمرو همه علوم انساني جاري است. براي اطلاع بيشتر ر.ک: 1. علم و دين، ايان باربور، ترجمه بهاء الدين خرمشاهي 2. دين و چشم اندازهاي نو، نوشته چند نفر از دانشمندان غربي، ترجمه غلامحسين توکلي 3. عقل سليم علم، جيکوب برونوسکي، ترجمه کامبيز عزيزي، نشر ني 4. فلسفه اخلاق، آيت الله مصباح يزدي