• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
عضویت در خبرنامه
کد سوال :
جستجو :
کد سوال : 2961
موضوع : سياسي و انديشه سياسي
پرسش : آيا اگر حکومت ديني به سويي و جهتي سوق پيدا کند که ديگر نه تنها در اجراي امور مردم و ايجاد رفاه و امنيت در جامعه موفق نباشد بلکه فساد اجتماعي و اقتصادي در جامعه افزايش يابد و تحت لواي حکومت ديني اين گونه امور 0شايع شود وظيفه مسلمين چيست؟ چه بايد کرد؟
پاسخ : ارائه پاسخي دقيق به اين سؤال نيازمند شناخت شرايط موفقيت حکومت ديني و نهايت انتظاري که مي توان از آن در اصلاح جامعه داشت مي باشد و با توجه به اين دو موضوع مي توان حکم صحيحي در ارتباط با سؤال بيان کرد. زيرا مسلما صرف وجود حکومتی ديني كه متضمن مكانيسم‏هاى دقيق براى جلوگيرى از مفاسد و.. باشد، براى اصلاح و سلامت جامعه كافى نيست». بررسى‏هاى تاريخى و تجارب حكومت‏هاى مختلف، صحت اين مسأله را مشخص مى‏سازد. توضيح آن كه هر چند وجود رهبرى الهى، قوانين جامع و نظام سياسى منبعث و برگرفته شده از دين ـ كه تمام اجزا و شرايط آن مطابق با دين اسلام بوده و براى تأمين نيازهاى مادي و معنوى و سعادت دنيوى و اخروى افراد ضرورى است ـ ولى اين مهم در صورتى در جامعه فايده‏بخش است كه ساير شرايط و زمينه‏هاى لازم (از قبيل وجود منابع انسانى مورد نياز، كارگزاران و مديرانى صالح، مردمي وفادار و هميشه در صحنه، كفايت منابع مادى و اقتصادى و...) مهيا بوده و به علاوه موانع و مشكلات (از قبيل تهديدات خارجى و تهاجمات نظامى و فرهنگى، محاصره‏هاى اقتصادى و سياسى و نظامى، بدعت‏ها و سنت‏هاى غلط، دنياگرايى تجمل پرستى و...) وجود نداشته باشد؛ وگرنه هرگز آن حكومت دينى در اصلاح كامل جامعه موفق نخواهد بود. اين موضوع درباره حكومت اميرالمؤمنين(ع) نيز مطرح است. حضرت على(ع) از سوى خداوند متعال به عنوان ولى جامعه اسلامى و هم‏تراز پيامبر اكرم(ص) معرفى شده و هيچ در حقانيت و مشروعيت حكومت ايشان وجود ندارد. در قرآن كريم ابلاغ ولايت ايشان به وسيله پيامبر اكرم(ص)، موجب اكمال دين و اتمام نعمت و راضى بودن به دين اسلام دانسته شده است. V}(مائده، آيه 3){V اما با نگاهى به تاريخ پنج‏ساله حكومت مولاى متقيان و اوضاع اجتماعى حاكم بر آن دوران، روشن مى‏شود كه موانع زياد فراروى آن حضرت بوده است. جنگ‏هاى داخلى صفين، جمل و نهروان، تهديدات دشمنان خارجى، كمبود نيروى انسانى توانمند و تربيت يافته، كثرت مشكلات، گستردگى بدعت‏ها و سنت‏هاى فاسد و آلودگى‏هاى مزمن اجتماعى، تغيير چارچوب نظام ارزشى و... تنها گوشه‏اى از مشكلات ايجاد شده در حكومت عدل امام على(ع) است. دنياگرايى مردم، خيانت و يا نافرمانى برخى كارگزاران و فرماندهان آن حضرت و... از مسائل بودند كه آن حضرت در تمام دوران حكومت خود با آن روبه‏رو بودند؛ ولى در همان حال آن حضرت شايسته‏ترين فرد براى حكومت و زمامدارى جامعه اسلامى در اوضاع آن روز بود و اين نابسامانى‏ها هيچ‏گاه ترديدى در اصل مشروعيت ولايت آن حضرت ايجاد نمى‏كند. حال آيا مى‏توان بدليل وجود آن مشكلات، حكومت امام على(ع) را نالايق و ناكارآمد معرفى كرد و يا اين كه اين مشكلات را به اصل حكومت آن حضرت ربط داد و ادعا كرد كه بايد دين را كنار گذاشت؟ و سراغ حکومت سکولار رفت؟ در هر صورت براى حل اساسى اين شبهه لازم است، فلسفه اصلى و اهداف تشكيل حكومت اسلامى و نهايت چيزى كه مى‏توان از حكومت اسلامى انتظار داشت، مشخص نمود. بر اين اساس مهم‏ترين فلسفه و اهداف تشكيل حكومت اسلامى عبارت است از: 1. استقرار توحيد و خداپرستى در زمين و رهانيدن مردم از بندگى و فرمانبردارى غير خدا: «و لقد بعثنا فى كل امه رسولاً ان اعبدو الله و اجتنبوا الطاغوت...». روشن است تحقق اين هدف بسيار خطير و بزرگ، نيازمند سازمان و قدرت سياسى ـ اجتماعى است. 2. رشد و تعالى علمى، فرهنگى و تربيتى انسان‏ها و رهايى و.... آنان از نادانى و جهل. «هو الذى بعث فى الاميين رسولاً منهم يتلوا عليهم آياته و يزكّيهم و يُعلّمهم الكتاب و الحكمة و ان كانوا من قبل لفى ضلالٍ مبين»، V}(جمعه، آيه 2).{V 3. آزاد سازى و رهايى توده‏هاى مردم و انسان‏هاى مستضعف از چنگال ظالمان و ستمگران و از زنجيرهاى اسارت و بردگى: «... و يضع عنهم اصرهم و الاغلال التى كانت عليهم...»، V}(اعراف، آيه 157).{V 4. برپايى جامعه نمونه و مدينه فاضله آرمانى از راه اقامه قسط و عدل اسلامى: «لقد ارسلنا رسلنا بالبينات و انزلنا معهم الكتاب و الميزان ليقوم الناس بالقسط...»، V}(حديد، آيه 25).{V 5. اجراى كامل قوانين آسمانى اسلام با تمام ابعاد آن (اعم از قوانين اقتصادى، حقوقى، اجتماعى، سياسى، نظامى و... ). پس فلسفه تشكيل حكومت، تأمين نيازهاى مادى و معنوى و فراهم نمودن زمينه و بستر رشد و تكامل انسان و در نتيجه سعادت و خوشبختى او در دنيا و آخرت است. حكومت اسلامى موظف است، با تمامى امكانات و در حد توان خود، زمينه‏هاى كمال انسان‏ها را فراهم نموده، زمينه‏هاى فساد را از ميان بردارد. اما آيا اينكه با فراهم بودن تمامى اين زمينه‏ها و بسترسازيها، همه افراد جامعه اصلاح خواهند شد، در جواب مى‏توان به اين آيه اشاره كرد كه: «انّ الله لا يغير ما بقوم حتى يغيروا ما بانفسهم...؛ هيچ قومى را تغيير نمى‏دهد؛ مگر آنان حال خود را تغيير دهند»، (رعد، آيه 11). بر مبناى اين اصل مهم هرگونه تغييرى در سرنوشت انسان‏ها و اصلاح يا انحطاط اجتماعى و فردى يك جامعه، منوط به خواست و اراده انسان است. افراد يك جامعه، زمانى به طور كامل اصلاح مى‏شوند كه بر اساس اراده، گزينش و كنش اختيارى خود بتوانند از شرايط محيطى ـ كه به بركت حاكمانى عادل و الهى، قوانين به احكام و ارزش‏ها و معارف اسلامى به وجود آمده ـ استفاده كنند و راه تعالى و تكامل خود را در پيش گيرند. بنابراين وجود حاكمانى الهى و ساير شرايط محيطى (قوانين اسلامى، تأمين نيازهاى مادى و رفاه، امنيت و...) هر چند در روند تكاملى و اصلاح جامعه امرى كاملاً ضرورى و لازم است؛ اما به هيچ وجه كافى نيست؛ بلكه اراده و گزينش و كنش اختيارى خود افراد يك جامعه نيز، شرط ديگر اين مجموعه است. از اين رو شاهديم كه در طول تاريخ، با اين كه پيشوايان الهى (مانند پيامبر اكرم(ص) و ائمه معصومين(ع) در جامعه بوده‏اند و تمام شرايط و زمينه‏هاى رشد و تعالى براى مردم فراهم بوده است؛ اما چون همه افراد آن جامعه، به چنان درك و شناختِ عميق ـ نرسيده بودند، كه اصلاح كامل و فراگير در جامعه محقق نشد. ثانيا، بر اساس آيات و روايات و ادله عقلى متعدد، در زمان غيبت امام معصوم(ع)، ولى فقيه جامع الشرايط جانشين امام معصوم(ع) بوده و موظّف به تشكيل حكومت اسلامى و اجراى قوانين و مقررات اسلامى، پياده نمودن ارزش‏هاى الهى، تأمين نيازهاى مادى و رفاهى و فراهم نمودن زمينه‏هاى رشد و تكامل جامعه است. ثالثا، همان طور كه پيشوايان معصوم ما، هرگز مدعى اصلاح كامل جامعه نبودند؛ هيچ يك از مسؤولان جامعه اسلامى ما نيز هرگز چنين ادعايى را ندارند و نخواهند داشت. البته آنان موظف اند زمينه‏هاى اصلاح جامعه را فراهم آورند؛ اما تا زمانى كه خودِ افراد جامعه اراده نكنند، اين برنامه عملى نخواهد شد. از اين رو بايد با ديدي منطقي و واقع بينانه به ريشه يابي علل اصلي مفاسد پرداخت و با قضاوتي عجولانه مشکلات را به عهده حکومت ديني نيانداخت زيرا مسأله مفاسد اجتماعى، اقتصادى، فرهنگى و... به هيچ وجه منطبق با تعاليم دينى مقدس اسلام و اصول و ارزش‏ها و آرمان‏هاى نظام جمهورى اسلامى نبوده و همواره يكى از دغدغه‏هاى مسؤولين نظام خصوصا مقام معظم رهبرى بوده است. معظم‏له مكررا نارضايتى خود را از اين مسأله ابراز داشته و از موليان امر خواستار رسيدگى جدى براى حل اين معضل شده‏اند زيرا تداوم نظام و انقلاب اسلامى نيز وابسته به اصلاح ساختارهاى اجتماعى، اقتصادى و فرهنگى جامعه و مبارزه با مظاهر فساد و پيوند، همراهى و محبت بين مردم و مسؤولين اداره كننده نظام مى‏باشد. اما اگر واقعا چنين حکومتي پيدا شد که فقط ادعاي ديني بودن داشته و يا اين که عليرغم وجود شرايط به هيچ کدام از کار ويژه هاي اصلي حکومت ديني - که در فلسفه و اهداف تشکيل حکومت اسلامي گذشت - ملتزم و پاي بند نباشد، مشروعيت نداشته و وظيفه مردم قيام در مقابل آن و تشکيل حکومت ديني واقعي است. در هر صورت هيچ بهانه اي براي کنار گذاشتن حکومت ديني از صحنه جامعه و تشکيل حکومت سکولار، در هيچ فرضي وجود ندارد. لذا بايد در درجه اول حکومتي ديني و منطبق بر آموزه هاي دين به وجود آورد و سپس شرايط کارآمدي آن را مهيا نمود.
کد سوال : 2962
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اخلاق و عرفان
پرسش : در اين ايام ماه محرم از شما خواهش مي کنم که نصايحي به من کنيد و کتابهايي در مورد واقعه عاشورا و زندگي حضرت اباعبدالله الحسين به من معرفي کنيد و همچنين در مورد حضرت زينب و زندگي ايشان تا با شناختي بيشتر بتوانيم از وجود پرفيضشان بهره مند شويم.
پاسخ : قيام امام حسين براي اصلاح در ميان امت اسلام بود و براي آن بزرگوار مهم نبود که چه نتيجه اي مي گيرد. اگر پيروز مي شد و حکومت را اسلامي مي کرد خوب بود و اگر با شهادت خويش و ياران خود و اسارت خاندان خود چهره باطل و حاکمان غاصب را بيش از پيش رسوا مي سازد حرکت ايشان سزاوار بود. پس قيام حضرت نه براي حکومت و نه براي شهادت بلکه براي اجراي عدالت در راستاي عبوديت خدا و آزادي از غير خدا در جامعه بود. به عبارت ديگر آن چه براي امام حسين(ع) اصل اساسي بود امر به معروف و نهي از منکر بود اما در اين باره نخست بايد معروف و منكر را خوب باز شناسيم و اساسا معروف و منكري را كه حضرت خود را ملزم و مكلف به امر به آن و نهي از آن مي داند چيست؟ نوع معروف ترک شده و نوع منكر انجام شده تعيين كنندة امر و نهي واجب و يا مستحب است كه انسان مكلف به انجام و اداي آن است . اين كه امام حسين(ع ) انگيزة خويش را در قيام , انجام اين تكليف مهم و بزرگ معرفي و اعلان مي كند دليل بر اهميت آن است . امام در وصيت نامه و سخنراني خويش فرمودند: H}«...أريد ان آمر بالمعروف و انهي عن المنكر و اسير بسيره جدي و ابي علي بن ابي طالب؛{H مي خواهم امر به معروف و نهي از منكر كنم و طبق سيره و روش جدم و پدرم علي بن ابي طالب رفتار كنم». و نيز فرمودند: H}«اللهم انک تعلم انه ما كان منا تنافسا في سلطان و لا التماسا من فضول الحطام و لكن لنرد المعالم من دينک و نظهر الاصلاح في بلادک...؛{H قيام ما به خاطر دنيا نبود بلكه هدف ما اين بود كه نشانه هاي دينت را به جاي خود برگردانيم و سرزمين تو را اصلاح كنيم »V}(تحف العقول، ص 242).{V فرمايشات ديگري از حضرت وجود دارد كه بيانگر حساسيت و اهميت موضوع معروف ها و منكرها است . اجراي سيره و سنت پيامبر(ص) و علي(ع ), معروفي ترک شده بود و امام براي امر به آن قيام كرد تا آن را احيا كند. بنابراين نصيحت ما به شما عمل به فريضه امر به معروف و نهي از منکر است. سنت پيامبر(ص ) و سيره علي(ع ) يعني روح تعاليم ديني و آموزه هاي تعالي بخش اسلام كه انجام و اجراي آن ضامن عدالت، مساوات، برابري و تحكيم روابط برادرانه در جامعه اسلامي بود. به دليل انحرافات زيادي كه در عرصه هاي گوناگون ديني، اخلاقي، سياسي و اجتماعي رخ داده بود، از اسلام جز نامي و از مسلماني جز اسمي باقي نمانده بود. امويان كه سردمداران و صحنه گردانان انحرافات اعتقادي، سياسي و اجتماعي بودند بر اريكه قدرت تكيه زده و گستاخانه منكر وحي و رسالت بودند و اين شعر يزيد گواه آن است : «لعبت هاشم بالملک لاخبر جاء و لا وحي نزل» (مقصود اين است كه : بني هاشم با ملك و پادشاهي بازي كرد و همه دعوي پيامبري براي سلطنت بود و الا نه خبري در كار است و نه وحي نازل شده است). گرچه مقصود حضرت كاملاً روشن است؛ ولى جهت توضيح گفتنى است كه خداوند معيارها و برنامه‏هايى را جهت امور فردى و اجتماعى مردم بيان فرموده كه از جمله آنها موضوع زمامدارى و صلاحيت پيشوايان است و درصورت مخدوش شدن آن، تمامى جامعه آسيب خواهد ديد. قيام امام‏حسين(ع) در قدم اول براى اصلاح حكومت و دگرگون ساختن آن بود كه بالاترين مرتبه امر به معروف است و نيز بازداشتن آنان از مفاسد كه بالاترين مصداق نهى از منكر است. البته آن چه گفته شد منافات با علم غيب امام حسين(ع) به فرجام شهادت خود و يارانش ندارد چرا که امامان(ع) بنا بر وظيفه و تکليف ظاهري خود عمل مي کردند. ناگفته نماند جهت احياي دين و دستيابي به هدف برتر با علم به شهادت و اسارت، حرکت و قيام سزاوار است و نمادي از آميختگي «عقل و عشق» است که ويژه اولياي خداوند است و اين حقيقت را امام حسين(ع) در پاسخ به برادرش محمد حنفيه قبل از بيرون آمدن از مکه بيان مي فرمايد: H}«... آتاني رسول الله(ص) و قال يا حسين اخرج فان الله تعالي شاء ان يراک قتيلا ... و قد شاء ان يراهن سبايا؛{H در عالم رويا پيامبر(ص) آمد و فرمود: اي حسين حرکت کن همانا خداوند خواسته که تو را کشته شده ببيند... و خداوند خواسته که خاندان تو را اسير ببيند». V}(سيد بن طاووس، لهوف، ص 65 - نجمي، محمد صادق، سخنان حسين بن علي(ع) از مدينه تا کربلا، ص 64).{V در مورد آگاهي بيشتر از زندگي و شخصيت امام حسين ( عليه السلام ) ر . ک : 1- الفباى فكرى امام‏حسين(ع)، محمدرضا صالحى كرمانى. 2- فرهنگ عاشورا، جواد محدثى. 3- درسى كه حسين(ع) به انسان‏ها آموخت، شهيد هاشمى‏نژاد. 4- سخنان حسين بن على از مدينه تا كربلا، صادق نجمى. 5- قيام جاودانه، محمدرضا حكيمى. 6- منتهى‏الآمال، شيخ عباس قمى. 7- ترجمه لهوف، ابن طاووس. 8- حماسه حسينى، شهيد مرتضى مطهرى. 9- حسين بن على(ع) را بهتر بشناسيم، محمد يزدى. 10- پيشواى شهيدان، سيد رضا صدر. 11- پرتوى از عظمت حسين(ع)، لطف اللّه‏ صافى. 12- الخصائص الحسينيه، شيخ جعفر شوشترى. 13- خون خدا، جواد محدثى. 14- الوقايع والحوادث (محرم)، محمد باقر ملبوبى. 15- ترجمه موسوعه كلمات الامام حسين، سازمان تبليغات اسلامى. 16- انصار الحسين، مهدى شمس‏الدين. 17- چشمه خورشيد، مجموعه مقالات كنگره امام خمينى و فرهنگ عاشورا. در مورد آگاهي از زندگي و شخصيت حضرت زينب ( س ) مطالعه کتابهاي زير مفيد است: 1- منتهى‏الامال، شيخ عباس قمى. 2- زندگانى حضرت فاطمه زهرا و زينب كبرا، شهيد دستغيب. 3- زندگانى حضرت فاطمه زهرا ودختران آن حضرت، سيد هاشم رسولى محلاتى. 4- پژوهشى پيرامون بارگاه حضرت زينب، محمد حسين سابقى، ترجمه: سليم‏پور. 5- فرازهايى از زندگاني حضرت فاطمه زهرا و زينب كبرا، سيد هاشم رسولى محلاتى. 6- زينب بنت‏الامام اميرالمؤمنين، على محمد على دخيل، چاپ بيروت، لبنان. 7- زينب بانوى قهرمان كربلا، دكتره بنت الشاطى، ترجمه: حبيب چايچيان و مهدى آيت‏الله‏زاده نائينى. 8- بحارالانوار، علامه مجلسى.
کد سوال : 2963
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اخلاق و عرفان
پرسش : از بين اذکار معمول چه ذکري براي آرامش خاطر بهترين است؟
پاسخ : هر ذکري اثر خاص خود را دارا مي باشد و هر کدام وسيله اي براي قرب به حق و نزديک شدن به بارگاه ربوبي مي باشد. در روايات براي حالات مختلف انسان دستورات گوناگوني داده اند، مثلا در هنگام هجوم غم و اندوه و افکار پريشان دستور ذکر H}«لاحول ولا قوه الا بالله العلي العظيم»{H و در هنگام مواجهه با مصيبت و گرفتاري دستور ذکر H}«انا لله و انا اليه راجعون»{H و در هنگام روبه رو شدن با امور غريب و عجيب «سبحان الله» ولي شايد بهترين ذکر براي آرامش درون، ذکر شريف «لا اله الا الله» باشد که اگر کسي به محتواي اين ذکر مبارک دقت کند و پيام آن را به خوبي دريابد و باور داشته باشد به جز خداوند متعال در عالم هستي کسي ديگر و کارگرداني ديگر وجود ندارد و هيچ موجودي از خود وجودي و استقلالي و هستي ندارد و همه کمالات و هستي و صفات و خوبي ها و خيرات همه از آن خداوندي است که بي نهايت است و شنوا و بينا و دانا و قادر متعال است و با توجه به محتواي اين ذکر آن را بر زبان بياورد و يا در درونش خطور دهد، ثمره شيرين و حتمي آن آرامش است، چون از وجود ضعيف و وابسته و محدود خود فاصله مي گيرد و به درياي عظمت و هستي و کمال و قدرت مي پيوندد.
کد سوال : 2964
موضوع : كلام و دين پژوهي
پرسش : چند کتب آسماني وجوددارد و آيا امروزه هم آنها موجودند يعني مثلاً آيا امروزه صحف و زبور وجود دارند و در کجا؟
پاسخ : کتاب مقدس مسيحيان مشتمل بر عهد قديم و عهد جديد است. بخش عهد قديم خود شامل تورات (اسفار پنجگانه) کتاب هاي انبياء بني اسرائيل شامل 17 کتاب و يازده کتاب ديگر هم در اين بين وجود دارد که يکي از آنها زبور داود(ع) مي باشد. عهد جديد نيز مشتمل بر انجيل هاي چهارگانه و نامه ها و رساله هايي است که به عنوان متن مقدس تلقي گشته است. البته آنچه ذکر شد بخش پذيرفته شده کتاب مقدس است و اناجيل و متون ديگري است که مورد ترديد اهل کتاب واقع شده است. بنا بر اين که دين زرتشت از اديان آسماني است، کتاب اوستا نيز از کتاب هاي آسماني است. بايد توجه داشت که در ديدگاه ما کتاب هاي آسماني ديگر اديان تحريف شده و مخلوطي از حق و باطل مي باشد. براي آشنايي با کتاب هاي آسماني و عقايد اديان ديگر نگاه کنيد: 1- کلام مسيحي، توماس ميشل، ترجمه حسين توفيقي، مرکز مطالعات اديان و مذاهب قم. 2- آشنايي با اديان بزرگ، حسين توفيقي، انتشارات طه، قم.
کد سوال : 2965
موضوع : كلام و دين پژوهي
پرسش : فلسفه وجودي عاشورا چيست؟
پاسخ : پاسخ جامع و کامل به سئوال فوق، در پرتو بررسي عوامل حرکت و قيام امام حسين(ع) روشن مي شود. قيام امام حسين(ع) سه عامل دارد، هر چند ميزان نقش و درجه اهميت اين عوامل يکسان و به يک اندازه نيست. اين عوامل عبارتند از: T}1. بيعت خواستن يزيد.{T يزيد مي خواست به هر قيمتي شده، حتي به قيمت جان امام، از امام(ع بيعت بگيرد و امام نيز به هيچ قيمتي حاضر به بيعت با او نبود. به همين جهت شبانه مدينه را ترک و به مکه رفت. و در مسير حرکت از مکه به عراق، بارها به اصحاب فرمود اينها با شما کاري ندارند و از من بيعت مي خواهند و من هرگز تن به بيعت نخواهم داد. اما اين تنها عامل نيست. اگر اين عامل هم نبود، باز امام حرکت و قيام مي کردند. يعني حتي اگر از امام بيعت هم نمي خواستند، باز امام قيام مي کردند. T}2. دعوت مردم کوفه{T پس از امتناع امام از بيعت و ترک شبانه مدينه به سمت مکه و حدود دو ماه اقامت در مکه حرم امن الهي، مردم کوفه از اين جريان مطلع مي شوند و به خاطر زمينه مساعدي که در آنان هست، امام را به کوفه دعوت مي کنند و اعلام ياري و حمايت و وفاداري مي کنند. اما اگر اين عامل هم نبود، باز امام حرکت و قيام مي کردند. عامل اول پر اهميت تر است. چون حتي اگر دعوت مردم کوفه هم نبود باز امام حاضر به بيعت با يزيد نبودند و به تعبير و فرموده خودشان حاضر نبودند تن به چنين ذلتي بدهند. H}«هيهات منا الذله»{H. به همين جهت پيش از آنکه سخن از دعوت مردم کوفه باشد امام حرکت مي کند. مردم کوفه مدتها پس از حرکت امام و امتناع از بيعت با يزيد، از جريان آگاه مي شوند و آنگاه گرد هم آمده و امام را دعوت مي کنند. اما اگر اين عامل هم نبود، عامل سومي بود، که امام را به قيام و حرکت وا مي داشت. بنابراين در ميان عوامل، عامل سوم نقش رکني و اساسي را دارد. لکن اگر بخواهيم ميان دو عامل فوق، مقايسه اي بکنيم، عامل اول از اهميت و ارزش بالاتري برخوردار است. زيرا در شرايط سخت خفقان و خشونت شديدي که معاويه، به ويژه در ده سال آخر حکومتش به مردم نشان داده بود، و در حالي که يزيد روي کار آمده، يزيدي که از معاويه جوان تر، مغرورتر، و قهراً سفاک تر و بي سياست تر است که حتي ملاحظات سياسي را هم نمي کند، امام در حالي که هنوز مردمي اعلام ياري و نصرت و وفاداري نکرده اند، در اوج ظلمت و وحشت و خفقان يکه و تنها برمي خيزد و قاطعانه در برابر چنين قدرتي «نه» مي گويد. T} 3.امر به معروف و نهي از منکر{T عامل اساسي در نهضت و قيام امام حسين(ع)، عنصر امر به معروف و نهي از منکر است. امام حسين(ع) به طور مکرر و با صراحت کامل، اين عنصر را به عنوان يک اصل مستقل و عامل اساسي قيام خود معرفي کرده است: H} «اني لم اخرج اشراً و لا بطراً و لا مفسدا و لا ظالما، و انما خرجت لطلب الاصلاح في امّه جدي، اني اريد أن آمر بالمعروف و انهي عن المنکر.»،{H؛ V}(مقتل خوارزمي، ج 1، ص 188، به نقل از حماسه حسيني، ج 2، ص 133){V و يا مي فرمايد: H} «الا ترون ان الحق لا يعمل به و ان الباطل لا يتناهي عنه ليرغب المؤمن في لقاء الله محقّا» {H ؛ V} (تحف العقول، شيخ يوسف بحراني، ص 245){V اهميت و ارزش اين عامل، از دو عامل ديگر بيشتر است. زيرا بر اساس عامل اول، حرکت و قيام امام يک حرکت تدافعي است يعني در صورتي که حکومت يزيد از امام بيعت نخواهد ديگر امام هم با او کاري ندارد. بر اساس عامل دوم نيز، نقش امام يک نقش انفعالي است يعني در صورتي که مردم کوفه اعلام آمادگي و وفاداري و دعوت نمي کردند، امام نيز قيام نمي کرد. اما چون اعلام آمادگي کرده اند امام مي بايست به آنان پاسخ مثبت بدهد. اما بر اساس عامل سوم، نقش امام انفعالي و تدافعي نيست بلکه نقش فعلي و هجومي است، امام حسين(ع) يک معترض و منتقد و انقلابي و قيام کننده است. عامل سوم، به تنهايي براي قيام و حرکت او کافي است. اگر دو عامل ديگر هم در کار نبود، اين عامل امام را به قيام و حرکت وا مي داشت. به همين جهت تأکيد خود امام(ع) بر اين عامل است. همه جا را فساد گرفته، حلال خدا حرام و حرام خدا را حلال کرده اند، بيت المال مسلمين را تاراج و در غير راه رضاي خدا مصرف مي کنند و از همه بدتر اينکه، به نام اسلام و جانشيني پيامبر صورت مي گيرد. لذا امام حسين به سخن جد خويش، پيامبر(ص) تمسک مي کند: H} « ايها الناس، من رأي سلطانا جائراً مستحلاً لحرام الله ناکثاً لعهدالله، مستأثراً لفيء الله، معتديا لحدود الله، فلم يغيّر عليه بقول و لا فعل، کان حقّاً علي الله ان يدخله مدخله»{H؛ V}(تاريخ طبري، ج 4، ص 304، به نقل حماسه حسيني، ج 2، ص 134).{V و بر همين اساس امام حسين(ع) اساس اسلام را در معرض نابودي کامل مي بيند و مي فرمايد: H} «و علي الاسلام السلام اذبليت الامه براع مثل يزيد»{H؛ V} (مقتل مقرم، ص 146 - به نقل از حماسه حسيني، ج 2، ص 85){V امر به معروف و نهي از منکر از مهمترين و اساسي ترين وظايف در اسلام است زيرا بقاي اسلام در گرو آن است. لذا در آيات و روايات فراوان بر اين امر تأکيد شده است: A} «ولتکن منکم امه يدعون الي الخير و يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنکر و اولئک هم المفلحون». {A؛ V} (آل عمران، 104){V A} «کنتم خير امه اخرجت للناس تأمرون بالمعروف و تنهون عن المنکر» {A؛ V} (آل عمران . 110) {V با توجه به اهميت اين اصل اسلامي، گاهي موضوع امر به معروف و نهي از منکر، موضوعي است که اسلام براي آن اهميتي بالاتر از جان و مال و آبروي انسان قائل است، اساس اسلام و قرآن به خطر افتاده، تعاليم اصيل اسلام کنار رفته و اموري که اسلام به مبارزه به آنها برخواسته، به عنوان اسلام ترويج و عمل مي شود. همچنان که امام حسين(ع) در سخنانشان به اين مطلب اشاره کرده اند. H} «و علي الاسلام السلام اذ قد بليت الامه براع مثل يزيد» ، «الا ترون ان الحق لا يعمل به ...»{H در اين صورت کشته شدن و قرباني شدن ارزش دارد در اينجا چيزي محترم تر از اساس اسلام نيست لذا جان و مال و آبرو بايد فدا شود. لذا امام حسين(ع) مي فرمايد H}«ان کان دين محمد لا يستقم الا بقتلي فيا سيوف خذيني»{H و نيز مي فرمايد: در اين شرايط H} «اني لا اري الموت الا سعاده و لا الحياه مع الظالمين الا برما»{H
کد سوال : 2966
موضوع : كلام و دين پژوهي
پرسش : مدت حكومت، فاصله زماني بين ظهور ، حکومت حضرت مهدي(عج) و قيامت چقدر است و چه اتفاقاتي در اين مدت رخ خواهد داد؟
پاسخ : در حکومت حضرت مهدي(عج) فروپاشي و سقوط نظام جايگاهي ندارد و اين حکومت عدل جهاني به رهبري حضرت مهدي(عج) امام حسين(ع) و ديگر صالحان آستان الهي به قيام قيامت متصل خواهد شد و مهمترين حادثه هايي که اتفاق مي افتد علاوه بر استقرار حکومت عدل الهي رجعت پيامبران، امامان معصوم و تعدادي از مؤمنان و انتقام گيري از سران کفر و شرک است و چون مدت حکومت شخص مهدي (عج) و ديگر جانشينان او به طور دقيق روشن نيست، نمي توان فاصله زماني دقيقي بين ظهور و حکومت حضرت و صحنه قيامت را معين کرد. مثلا درباره مدت حکومت آن جان جانان رقم هاي زير در روايات بيان شده است: 1- برخي روايات مدت حکومت کردن حضرت را 7 سال بيان کرده اند V}(سنن ابي داود، ج 4، ص 152). {V 2- برخي 9 سال V} (جهان بعد از ظهور، محمد خادمي، ص 173).{V 3- برخي 14 سال V}(فتن، ابن حماد، ص 104، ت 228 ه.ق، خطي، کتابخانه المتحف، انگستان).{V 4- برخي 19 سال V} (جهان بعد از ظهور يا فروغ بي نهايت، محمد خادمي شيرازي، چاپ صدر تابستان 70،ص 173 به نقل از عقد الدرر، ص 239).{V 5- برخي 20 سال V}(جهان بعد از ظهور، محمد خادمي، ص 163 - 170).{V 6- برخي 30 سال V} (همان).{V 7- برخي 40 سال V} (فتن، ابن حماد، ص 99).{V 8- برخي 70 سال V} (جهان بعد از ظهور، محمد خادمي).{V 9- برخي 140 سال V}(همان).{V 10- برخي 309 سال V} (غيبت، شيخ طوسي، ص 283).{V 11- حکومت حضرت مهدي(عج) جاويد است و مدت آن جز خداي تبارک و تعالي نمي داند V} (بحارالانوار، ج 53، ص 34).{V گفتني است براي جمع کردن دلالت اين روايات توجيهاتي ذکر کرده اند که به طور خلاصه به آنها اشاره مي کنيم: 1. ممکن است آغاز شکل گرفتن و پياده شدن حکومت آن حضرت پنج سال يا هفت سال و دوران تکاملش چهل سال و دوران نهاييش بيش از سيصد سال باشد V} (بحارالانوار، ج 52، ص 280).{V 2. مرحوم مجلسي مي فرمايند: رواياتي را که درباره مدت حکومت امام(ع) بيان شده است برخي بر تمام مدت حکومت دلالت دارد و برخي بر مدت ثبات و استقرار حکومت. بعضي بر طبق سال ها و روزهايي است که ما با آن اشناييم و بعضي احاديث ديگر بر طبق سال ها و ماه هاي روزگار حضرت است که طولاني مي باشد و خداوند به حقيقت مطلب آگاه است V} (سيماي آفتاب، دکتر حبيب الله طاهري، انتشارات زائر، ص 370 - 369 به نقل از مهدي انقلابي بزرگ، ص 314).{V 3. شايد پيامبر(ص) و ائمه(ع) عنايتي داشته اند که مدت دقيق حکومت را مشخص نکرده اند زيرا اگر به طور صريح و دقيق مي فرمودند: «شش سال حکومت مي کند جاي اين بود که مثلا فرقه ضاله بهايي آن را با ادعاي سيد علي محمد باب تطبيق کنند و غوغايي به راه بيندازند» V} (مهدي موعود، پاورقي، ص 1241).{V
کد سوال : 2967
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>فلسفه احكام
پرسش : اينکه مي گويند بعد از وضو گرفتن نبايد آب باران يا برف به روي آرنجها و دستها بخورد فلسفه اش چيست؟
پاسخ : قبل از پاسخ توجه به مقدمه اي مهم در فلسفه احکام لازم است: براساس ادله عقلي، خداي متعال که وجودي است بي نهايت از نظر علم و قدرت و بي نياز از همه چيز و همه کس و همه کارهاي او داراي حکمت ويژه اي است - چه بدانيم يا ندانيم - بحث و کار بيهوده در اعمال او راه ندارد. از سوي ديگر، ما مي دانيم معلومات ما هر قدر با گذشت زمان پيش برود باز هم محدود است، تا آنجا که در ميان مجهولات ما بسيار چيزهايي است که اگر معلم و استادي از جهان ما فوق، براي شرح آن بيايد باز هم استعداد درک آن را نداريم، همان طور که بسياري از مسايل علمي امروز، اگر براي انسان هاي هزار سال پيش شرح داده مي شد، قدرت درک آن را نداشتند، بنابراين با توجه به اين که دستورات اسلام از علم بي پايان خداوند سرچشمه مي گيرد و او همه زواياي وجودي و آينده انسان را مي داند و با توجه به محدوديت انسان نبايد انتظار داشت که فلسفه همه احکام را درک کنيم. اين مسأله درست به اين مي ماند که پزشک حاذق براي درمان مريض، دستورات و داروهايي را ارائه مي کند که اگر بخواهد همه وجوه و دلايل تجويز خود را براي مريض بيان کند، مريض در سطح بسيار پايين مي تواند علت و حکمت داروها را درک کند و بقيه مسائل علمي را قدرت بر درک ندارد که رسول گرامي اسلام(ص) فرموده است: «خداوند متعال طبيب شماست و شما همانند مريض هستيد» V} (محمدي ري شهري، ميزان الحکمه، ج 5، ص 532).{V T}پاسخ:{T اما توضيح آنچه در سؤال مطرح شده است: اگر بعد از تمام شدن کامل وضو يعني بعد از مسح پاي چپ اعضاي وضو به واسطه آب ديگري مثل باران، برف و يا آب شير خيس شود، واضح است که اشکال ندارد زيرا وضو تمام شده است و خيس شدن اعضا اثري در وضو ندارد. اگر در حال انجام وضو باران بر روي دست ها و صورت او مي ريزد، اگر مقدرا بسيار کمي است که بر آب وضو غالب نمي شود داراي اشکال نيست. حکمت اين که گفته اند آب ديگري بر اعضاي وضو نريزد از اين باب است که در اين صورت يک قانون و حکم در وضو قابل عمل نخواهد بود و آن قانون اين است که مسح سر و پاها بايد با تري آبي صورت بگيرد که از آب وضو است نه آب ديگري بنابراين اگر کاملا وضو بگيرد ولي قبل از مسح دست خويش را زير شير آب يا آب ديگري ببرد، ديگر انجام مسح برايش ممکن نيست و وضويش باطل مي شود. دليل ديگر: در صورتي که زير باران يا برف وضو مي گيرد اگر سر و پاهايش خيس شود به گونه اي که هنگام مسح تري دو کف دست نتواند بر آن غلبه کند بايد سر و پاها را خشک نمايد بعد مسح کند، زيرا معناي مسح اين است که تري کف دست روي سر و پاها را مرطوب نمايد V} (آيت الله فاضل لنکراني، جامع المسائل، ج 1، ص 48).{V بنابراين حکمت وضو نگرفتن در زير باران يا برف اين است که آب باران و برف با آب وضو مخلوط نشود و يا با خيس شدن محل مسح، باعث بطلان مسح نگردد V}(محمد وحيدي، فلسفه اسرار احکام، فلسفه شستن اعضاي وضو، انتشارات عصمت، ص 117 - 138).{V خلاصه اين که ما در وضو موظف به مسح سر و روي پاها هستيم و با خيس بودن محل مسح، انجام اين وظيفه و تکليف ميسر نخواهد شد در نتيجه اين تکليف عبادي انجام نشده است.
کد سوال : 2968
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : خواستم بدانم من که در سن 24 سالگي هستم و از طرفي موقعيت ازدواج را ندارم، بايد در چه سطحي از مسايل جنسي باشم يعني از نظر جنسي و فعاليت هاي جنسي چه کارهايي انجام يا انجام ندهم. با توجه به اينکه من بعضي مواقع استمناء مي کنم مرا راهنمايي کنيد تا اين کار را نکنم و در عوض آن چه کار کنم؟
پاسخ : پاكى و طهارت مطلوب و هدف هر انسانى است و كسى را نمى‏يابيد كه طالب آن نباشد و اين مهم بدون تلاش هماهنگ و حساب‏شده و صبر و حوصله و قبل از اتمام اسباب، تكيه بر توفيق الهى به دست نمى‏آيد، لذا با تكيه بر توفيق خداوند و استعانت از درگه الهى به توصيه‏هايى كه در ذيل بيان مى‏گردد به صورت كامل، دقيق و مستمر عمل كنيد تا به اميد حضرت دوست هدف به كف آيد، مجددا تأكيد مى‏كنيم كه عمل به برخى از دستورالعمل‏ها كافى نيست و بايد به تمام آنها به صورت دقيق و كامل و هميشگى عمل كنيد و الا نه تنها نتيجه‏بخش نخواهد بود، بلكه موجب خستگى شده و شما را دلسرد مى‏كند. حال با تأكيد بر اين مقدمه به بيان دستورالعمل‏ها مى‏پردازيم: T} الف) توصيه‏هاى اوليه به منظور كنترل نيروى شهوت و فرار از گناه خودارضايى:{T 1- سعى كنيد به هنگام خواب شكم شما بيش از حد معمول پر نباشد. 2- از پوشيدن لباس‏هاى تنگ و چسبان اجتناب كنيد. 3- از نگاه كردن به مناظر، فيلم‏ها و تصاوير تحريك كننده جدا خوددارى كنيد و به محض مواجه شدن با اين امور چشم خود را بسته و يا به زمين و يا آسمان نگاه كنيد. 4- از شنيدن و خواندن مباحث و مطالب جنسى و حتى شوخى‏هاى جنسى و تحريك‏كننده و فكر كردن در اين امور جدا پرهيز كنيد. 5- از خوردن مواد غذايى كه محرك است مانند: خرما، پياز، فلفل، تخم‏مرغ، گوشت قرمز، غذاهاى پرچرب، حتى‏المقدور اجتناب و به ميزان ضرورت اكتفا كنيد. 6- قبل از خواب حتما مثانه خود را تخليه نماييد. 7- از نوشيدن افراط‏گونه آب و مايعات پرهيز كنيد (به خصوص شب‏ها و قبل از خوابيدن). 8- هيچ‏گاه بدن عريان خود را در آينه نگاه نكنيد. 9- از دست‏ورزى اندام جنسى خود اجتناب كنيد و در هيچ شرايطى دست‏ورزى نكنيد. 10- هرگز به رو نخوابيد. 11- به منظور تخليه انرژى زايد بدن به طور منظم و زياد ورزش كنيد. 12- هيچ‏گاه بيكار نباشيد، براى اوقات فراغت خود برنامه داشته باشيد و آن را با مطالعه، ورزش، زيادت عبادت و... پر كنيد. 13- هرگز در مكانى خلوت و تنها و دور از نظر ديگران نباشيد. 14- هرگاه مورد هجوم افكار جنسى واقع شديد، در مكان خلوت و دور از نظر ديگران بسر نبريد بلكه در مجالس عمومى وارد شويد و در آنجا به سر بريد. 15- هفته‏اى يكى دو روز روزه مستحبى بگيريد و اگر توان آن را نداريد روزه اخلاقى بگيريد؛ يعنى، ميزان صرف غذا را كاهش و فاصله هر وعده غذا را افزايش و تعداد دفعات غذا را كاهش دهيد و به حداقل خوراك اكتفا كنيد. 16- با نامحرم رفتار متكبرانه داشته باشيد و از سخنان ملايمت‏آميز با آنها خوددارى كرده واز نرمى و لينت در كلام با آنها اجتناب ورزيد. 17- هيچ‏گاه با نامحرم و جنس مخالف در مكان خلوت و دور از نگاه ديگران باقى نمانيد، حتى براى آموزش و... . 18- قرآن زياد بخوانيد و درباره معانى آيات آن فكر كنيد. T} ب ) عواقب خودارضايى:{T خوب است در اينجا توجه شما را به عواقب خودارضايى جلب نماييم تا با آگاهى از آنها بهتر بتوانيد دامن همت به كمر زده و از اين گناه اجتناب ورزيد. البته عواقب سوء و پيامدهاى منفى و عملى اين گناه جداى از آن كه معصيت است، فراتر از آن است كه بتوان آنها را برشمرد، بلكه فقط به چند مورد از آن اكتفا مى‏كنيم: 1- پيامدهاى جسمانى: ضعف چشم و بينايى، تحليل رفتن قواى جسمانى، عقيم شدن و ناتوانى در توليد مثل، پيرى زودرس، ضعف مفاصل، لرزش دست، زشتى چهره و از بين رفتن طراوت صورت. 2- پيامدهاى روحى و روانى: ضعف حافظه و حواس‏پرتى، اضطراب، منزوى شدن و گوشه‏گيرى، افسردگى، بى‏نشاطى و لذت نبردن از زندگى، پرخاشگرى و بداخلاقى و تندخويى، كسالت دائمى، ضعف اراده. 3- عوارض اجتماعى: ناسازگارى خانوادگى، بى‏ميل شدن به همسر و ازدواج، ناتوانى در ارتباط با جنس مخالف و همسر، بى‏غيرت شدن، احساس طرد شدن، از بين رفتن عزت، پاكى، شرافت و جايگاه اجتماعى، دير ازدواج كردن و لذت نبردن از زندگى مشترك. ج ) صداقت شما نيز براى ما كاملاً روشن است. ولى از آن جا كه غريزه‏ى سركش اگر به طور طبيعى ارضاء نشود با توجه به وضيعت فرهنگى و اجتماعى موجود و قدرت و شدت اين گرايش در اوج جوانى، كنترل آن سخت و طاقت‏فرساست و نيازمند همتى بلند و پشتكار زيادى است كه هرگز نبايد جوانى همچون شما كه مطمئناً داراى عزمى راسخ هستيد در برابر اين موضوع سر تعظيم فرود آوريد و خود را شكست خورده ببينيد. مطمئن هستيم شما مى‏توانيد در مبارزه با اين مشكل پيروز و سرافراز شويد آن گاه شيطان درونتان خرسند و خوشحال خواهد شد كه در مقابل آن اظهار عجز كنيد و اين اظهار عجز و نااميدى نسبت به رحمت واسعه‏ى الهى و اظهار ناتوانى از كنترل آن عمل چه بسا از خود عمل بدتر و گناهش بيشتر است. بنابر اين هرگز نااميد نشويد و با جديت و عزمى راسخ‏تر به رعايت دستورالعمل‏ها توجه نموده و گزارش آن را براى ما ارسال نمائيد و اگر هم پس از دو ماه يك بار مرتكب آن شديد هرگز نااميد نشويد و بلافاصله توبه كنيد. در پايان توجه شما را به تذكرات ذيل جلب مى‏كنم: 1- دوست عزيز توجه داشته باشيد كه تنها رعايت تمام اين امور بدون كم و كاستى و به صورت مستمر است كه نتيجه‏بخش خواهد بود. 2- به محض گناه و ارتكاب مأيوس از رحمت الهى نباشيد و با توبه مجددا ره پاكى را فراگيريد و سعى كنيد كه تكرار نشود. 3- در صورت امكان ازدواج با كم كردن سطح توقعات و انتظارات ازدواج بهترين راه حل است. 4- در تمام حالات از خداوند براى حفظ پاكى استعانت بجوييد.
کد سوال : 2969
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : من احساس مي کنم هنوز مرد نشده ام (از نظر اجتماعي) چون همسن و سالهاي خودم را که مي بينم من يک احساس نوجواني هنوز دارم، اين طبيعي يا درست مي شود؟
پاسخ : برادر عزيز چنين احساسي در حد فاصله 18 تا 25 سالگي به ويژه تا زماني که به سن 18 سالگي نزديک تر هستيد پديده اي طبيعي است. چون هنوز تمام احساسات و عواطف بزرگسالي و جواني تثبيت نشده است و احساسات نوجواني کاملا دست از سر شما بر نداشته است و فضاي وجود ذهني و احساس شما را رها نکرده اند، لذا از وجود آنها نگران نباشيد بلکه چه بسا بايد وجود آنها را به فال نيک بگيريد و از پيامدهاي مثبت چنين احساسي در زندگي جواني بهره بگيريد. يعني لازم نيست نه با آنها برخورد کنيد تا چنين احساسي به شما دست ندهد و نه آنها را ترغيب کنيد تا تمام وجود شما را زير سلطه خود بگيرند بلکه تا زماني که آنها خود را به شما عرضه مي دارند و شما چنين احساساتي داريد از پيامدهاي آن استفاده کنيد. مثلا از جمله پيامدهاي اين احساس برخورداري از شور و نشاط نوجواني است که بايد به شما نشاط مضاعف بخشد و شما را در تعقيب اهدافتان کوشاتر نمايد و يا از ديگر ثمرات و پيامدهاي اين احساس رها بودن از تکلف و قوانين بي مفهوم خانواده و جامعه است چه نوجواني در برابر برخي قوانين احساس معاف بودن نموده و آنها را مانع کار خود مي بينيد لذا بي توجه به آنها زندگي مي کنند و زياد به اين دست امور عنايت ندارند مثلا به قضاوت ديگران در مورد خودشان اهميت نمي دهند از اين روي بي توجه به قضاوت ديگران عمل مي کنند و صرفا در پي اهداف خويش هستند در حالي که جوان نمي تواند بدون قضاوت ديگران عمل کند قضاوت ديگران برايش خيلي مهم است. مواظب است ديگران قضاوت نابجايي از او و رفتارش نداشته باشند. رعايت اين نکته چه بسا او را از زندگي و هدف شخصي باز دارد در حالي که نوجوان به اين نکته توجه ندارد و صرفا اهداف خود را دنبال مي کند حال شما نيز از اين احساس استفاده کنيد و بي توجه به اين توقعات اهداف عالي خود را دنبال کنيد و خود را از قواعد بي ثمر و دست و پا گير که برخي جوانان را در دام خود انداخته است رها سازيد که بهترين بهره برداري از فرصت و احساس پيش آمده است و نگراني ندارد.
کد سوال : 2970
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : نظرتان در مورد ازدواج موقت در اين دوران دانشجوئي چيست؟ (لطفاً يک نظر راحت و پرپيچ و خم ندهيد).
پاسخ : اگر چه ازدواج موقت شرعى بوده و حرام نيست، ليكن در جامعه ما به دلايل فراوانى رواج ندارد. بنابراين نظر کارشناسي ما اين است که سعى كنيد ازدواج دائم داشته باشيد. البته امكان دارد بگوييد شرايط آن را نداريد. ولي تجربه ثابت کرده اگر توقعات را پايين آورديم مي توان شخصى را انتخاب كرد كه شرايط شما را درك كند و چند مدتى به صورت نامزد رسمى و شرعى باشيد و از يكديگر لذت ببريد و بعد كه شرايط مهيا شد رسما زندگى مشترك را آغاز كنيد. به دليل اين كه صيغه در كشور ما جايگاهى ندارد معمولاً افرادى كه اين عمل را انجام دهند به نوعى مورد سرزنش واقع مى‏شوند. بنابراين اگر خودتان در آينده بخواهيد ازدواج دائم داشته باشيد با فردي که قبلا تجربه ازدواج موقت داشته است چه نگرشي خواهيد داشت؟ آيا به عنوان يك نقص براى وي مطرح نمي کنيد! افرادى كه در دوران جواني اقدام به ازدواج موقت مي کنند معمولاً به اميد ازدواج دائم اين كار را انجام مى‏دهند و عمدتا مشكل‏ساز مى‏شوند. مثلاً بعد از ازدواج با شما انتظار دارند مانند ازدواج دائم شما او را رسما به اقوامتان معرفى كنيد يا مى‏خواهند بچه‏دار شوند و... كه اينهاخود مشكلات عديده‏اى به وجود مى‏آورد و افرادي هم که به چنين اميدي نيستند مشکلات ديگري نظير مخفي بودن و دلهره برملا شدن و... را به دنبال دارد. در ضمن همان مقدار پولى كه بايد هزينه ازدواج موقت كنيد مى‏توانيد به عنوان مقدمات اوليه نامزدى استفاده كنيد واز مشكلات بعدى در امان باشيد. باز هم تأكيد مى‏كنم ازدواج موقت از نظر عرف پسنديده نيست ولى در شرع مطرح شده؛ به هر حال موقعيت كنونى جامعه را بايد مد نظر گرفت. البته متعه (صيغه) و نياز شديدى كه جوانان به آن دارند از مسائل بسيار مهمى است كه بايد موانع روانى و اجتماعى آن را شناخت به نظر ما مانع اجراى اين سنت پسنديده در جامعه ما رسوبات فكرى غلط و جاهلانه و هم چنين تبليغات سوء غربى‏ها و عوامل آن در گذشته وحال است. ترديدى نيست كه بايد راه صحيح و معقولى براى ارضاى غريزه سركش جنسى براى جوانانى كه تا مدت‏ها قادر بر ازدواج نيستند وجود داشته باشد. گرچه آحادى از جوانان ممكن است به درجه‏اى از تقوا رسيده باشند كه در سخت ترين شرايط نيز خود را حفظ نمايند ولى اكثرا در چنين وضعيتى نيستند. بنابراين متعه با حفظ شرايط خود آن مي تواند راه مناسبي براى ارضاى سالم اين غريزه تلقي شود. اميدواريم با برنامه‏ريزى هايى كه براى جوانان در كشور صورت مى‏گيرد موانع روانى و اجتماعى اين مساله از سر راه آنها برداشته شده و آنان بتوانند به صورت مشروع غريزه خود را ارضاء نمايند. لازم به ذکر است نكاح غير دائم، داراى شرايطى است كه در رساله‏هاى عمليه ذكر گرديده است؛ از جمله آن كه دختر باكره تنها به اذن پدر مى‏تواند نكاح غير دائم انجام دهد. در پايان تأکيد مي شود از فکر ازدواج موقت در شرايط و موقعيت فرهنگي، اجتماعي جامعه امروزي بيرون بياييد و براي کنترل غريزه جنسي يا با کاهش توقعات و انتظارات در صدد ازدواج دائم باشيد و يا با راهکارهاي عملي، به طور موقت آن را کنترل کنيد و پاکي، عفاف و پاکدامني خود را حفظ کنيد که مطمئنا در اين دوران سخت و مشکل آفرين پاداش و ارزش جواناني نظير شما در حفظ عفت و اجتناب از گناه بيش از هر زمان ديگر است. اميدوارم پاسخ صريح و روشن باشد و از پيچ و خم زيادي برخوردار نباشد. ضمنا آماده ايم راه کارهاي عملي اشاره شده را برايتان بيان کنيم.