کد سوال : 2931
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اخلاق و عرفان
پرسش : چله چيست و اثرات آن كدامند؟
پاسخ : منظور از چله و چله نشيني، آن است که انسان چهل روز با مراقبت و مواظبت به ياد حق و ذکر و عبادت و توجه به او مشغول باشد و امور غير ضروري و غير لازم را که باعث پراکندگي خاطر و تفرقه فکر مي گردد و در حد امکان ترک نمايد و همه انديشه و فکرش خداوند و ياد او و اطاعت او باشد به عدد چهل در روايات توجه و عنايت خاصي شده است. در قرآن کريم مدت خلوت حضرت موسي(ع) را در کوه طور با خداوند چهل روز ذکر مي کند: «و واعدنا موسي ثلاثين ليله و اتممناها بعشرفتم ميقات ربه اربعين ليله» V}(اعراف، آيه 142). {V
در روايات آمده است: «من خلص لله اربعين يوما فجر الله ينابيع الحکمه من قلبه علي لسانه؛ هر کس خود را چهل روز براي خداوند خالص و پاک گرداند، خداوند چشمه هاي حکمت را از قلبش بر زبانش جاري مي سازد V}(عيون اخبار الرضا(ع) ، ج 2، ص 85). {V
انسان در چهل سالگي به کمال عقل مي رسد: «اذا بلغ اربعين سنه فقد بلغ منتهاه» V} (خصال، ص 545){V
و خداوند در قرآن کريم در اين باره مي فرمايد: «حتي اذا بلغ اشده و بلغ اربعين سنه قال رب اوزعني ان اشکر نعمتک التي انعمت علي» V} (احقاف، آيه 15){V.
در روايت آمده است: «من قدم اربعين من المؤمنين ثم دعا استجب له؛ هر کس چهل مؤمن را جلو خود قرار دهد و سپس دعا نمايد، دعاي او مستجاب مي گردد» V}(عده الداعي، 128). {V
چله نشيني به اين معناست که انسان در مدت چهل روز کمال مراقبت و توجه به خداوند را داشته باشد و سعي بليغ در ترک گناهان و دوري از محرمات الهي داشته باشد و در اين مدت با ياد الهي وذکر او و عبادت خالصانه شبستان وجودش را از نور و صفا لبريز سازد و زمينه تابش انوار الهي و درخشش آفتاب فطرت را در درون خويش فراهم آورد.
در روايت داريم که در جريان تولد حضرت زهراي مرضيه(س) به امر الهي جبرئيل(ع) بر پيامبر(ص) نازل گرديد و به ايشان گفت: چهل روز از حضرت خديجه(س) کناره گيرد.
حضرت در اين مدت روزها روزه دار و شب ها مشغول عبادت بودند تا زمينه براي پيدايش و تولد حضرت فاطمه(س) فراهم گردد. آثار چله نشيني بستگي کامل به زمينه هاي موجود در انسان و اراده و توجه و همت و اخلاص او دارد که به حسب افراد از شدت و ضعف برخوردار است ولي به هر حال در اين مدت، قلب انسان نوراني و با صفا مي گردد و مطالب ظريف و عالي معنوي و معارف دين را بهتر و عميقتر مي فهمد و درک مي کند و زمينه براي عروج معنوي و تعالي روح انسان فراهم مي گردد. البته انسان بايد توجه داشته باشد که به دام انسان هاي فريبکار و بي بهره از معنويت که ادعاي معنويت و درويشي دارند ولي هيچ نصيبي از صفا و معنويت ندارند گرفتار نشود و نيز از زياده روي و فشار بي مورد و عبادات سنگين و روزه هاي پي در پي خودداري کرد و بهتر اين است برنامه با راهنمايي انساني راه رفته و پخته و قابل اعتماد صورت گيرد تا در اين راه دچار افراط و تفريط نگردد و بار زيادي بر نفس خود بار نکند.
تذکر اين نکته لازم است که معناي چله نشيني بريدن از مردم و شانه خالي کردن از مسؤوليت هاي اجتماعي و شرعي و انساني نمي باشد و مهم اين است که انسان در ميان اجتماع باشد و از خود مواظبت و مراقبت نمايد و بر خود مسلط باشد چون گاهي خدمت به مردم و گشودن گرهي از کار آنها و گرفتن دست انساني درمانده و بيچاره اثرش از ده ها چله نشيني بيشتر و عميقتر است.
در راه بندگي خدا هيچ عنصري مانند عمل به واجبات الهي و دوري از محرمات نقش آفرين
نمي باشد و در سلوک راه بندگي نماز و توجه به آن و اهميت دادن به آن نقش ويژه اي دارد.
کد سوال : 2932
موضوع : كلام و دين پژوهي
پرسش : چرا خداوند هر قومي را با ايمان پيامبرش مي پذيرند؟پس نقش اسلام چيست؟اديان ديگر چگونه وارد بهشت مي شوند؟
پاسخ : البته تا قبل از ظهور اسلام هر كس به حضرت عيسي (ع ) و دين مسيح ايمان آورده و براساس قوانين آن دين عمل كرده و از دنيا رفته است , حساب و كتابش براساس همان دين است . كساني كه پيرو واقعي حضرت موسي (ع ) و يهوديت واقعي بوده اند و قبل از ظهور حضرت عيسي از دنيا رفته اند, طبق مقررات آن دين مورد مؤاخذه و حساب واقع مي شوند اما بعد از ظهور دين مقدس اسلام , همه اديان پيشين منسوخ شده و پيروان ساير اديان , موظف به پيروي از دين اسلام
مي باشند و هر كس غير مسلمان بميرد اهل عذاب است ; زيرا براساس آيه شريفه »و من يبتغ غير الاسلام دينا" فلن يقبل منه ; هر كس ديني غير دين اسلام طلب كند و متدين به دين ديگري باشد, از او قبول نمي شود و در آخرت از زيانكاران خواهد بود«, (آل عمران , آيه 85).
البته ناگفته نماند پيروان اديان ديگر اگر به حقانيت اسلام پي برده باشند ولي به دليل تعصب و حق ستيزي نپذيرفته باشند گرفتار عذاب خواهند بود اما عموم مردمي که حق پذير مي باشند ولي حق را نشناخته اند. جزء مستضعفين فکري به شمار مي آيند و خداوند با لطف و فضل خود به حسابرسي آنان خواهد پرداخت و اهل نجات خواهند بود.
کد سوال : 2933
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اجتماعي _ فرهنگي
پرسش : با توجه به اينكه تهاجم فرهنگي به شدت عليه ما در جريان است روشهاي جديد و جوان پسند براي دين گرايي كدامند؟
پاسخ : واقعيت اين است كه تهاجم فرهنگي يك مقوله حقيقي و جدي و برنامه ريزي شده مي باشد و تنها راه مبارزه با آن نيز مصونيت بخشيدن به جوانان و ساير افراد جامعه از راه تمسك به فرهنگ غني اسلامي و ملي اين مرز بوم و استفاده كارآمد از همه امكانات خصوصا" دستگاه هاي فرهنگي و بسيج همه اقشار مردم , براساس برنامه اي دقيق و حساب شده مي باشد. بر اين اساس مهم ترين راه هاي مبارزه با آن عبارتند از:
1- حفظ و تعميق ارزش هاي اسلامي و ملي از طريق فرآيند صحيح جامعه پذيري و عوامل آن مانند خانواده , مدرسه , رسانه ها و... و آگاه نمودن جوانان با پيشينه هاي درخشان تمدن اسلامي و دستاوردهاي مادي و معنوي عظيم انقلاب اسلامي .
2- تحقق حيات طيبه اسلامي و حفظ ارزش هاي انقلابي , استقرار عدالت اجتماعي و قسط اسلامي و تأمين رفاه , سعادت , صلح و امنيت براي مردم در سايه ايمان به خداوند و حاكميت ارزش هاي الهي .
3- هوشياري و بيداري در مقابل انحراف معنوي جامعه اسلامي .
4- احياي فريضه مهم امر به معروف و نهي از منكر كه به عنوان يكي از اركان اساسي اسلام و ضامن حفظ و بقاي فرايض و ارزش هاي الهي مي باشد.
5- ايجاد باوري عميق , دروني , ريشه دار, عقلاني و مبتني بر نظام ارزشي اسلام در مديران جامعه به معني كساني كه در دستگاه هاي رسمي , تقنيني , اجرايي , قضايي , نظامي , انتظامي , آموزشي , فرهنگي و تبليغي و... نقش ايفا مي كنند.
6- تلاش و تدبير جدي , گسترده و عميق براي لحاظ نظام ارزشي مطلوب در همه فعاليت ها و اقدامات , در بخش هاي مختلف جامعه و در عرصه هاي گوناگون سياسي , اقتصادي , فرهنگي و...
7- تبلور و تجلي اين نظام ارزشي در رفتار حقيقي و حقوقي مديران , ساختار كلان كشور و برنامه هاي اجرايي ... به طور كلي براي مصون ماندن از تهاجم فرهنگي بيگانگان و گريز از الگوها و گرايشات غربي دو جهاد عمده لازم است : جهاد علمي و عملي .
الف ) در جهاد علمي شخص بايد معرفت خويش را نسبت به ارزش ها و هنجارهاي ديني پيوسته روزافزون سازد و نيك را از بد و سره را از ناسره به خوبي بازشناسد و با شعور و آگاهي همواره در مسير نيكي ها گام بردارد.
ب ) جهاد عملي به دو بخش تقسيم مي شود:
1- جهاد عملي فردي ; اين جهاد حركتي دائمي و خستگي ناپذير در برابر هواها و خواسته هاي نفساني است . اين جهاد عزمي استوار و مراقبتي دائمي مي طلبد و بدون ارتباط پيوسته با خدا و جديت در مخالفت با شيطان نفس نمي توان از آن سرافراز بيرون آمد. يكي از راه هاي كاربردي مناسب براي بالا بردن ميزان موفقيت در اين مسير اجراي برنامه مشارطه , مراقبه , محاسبه است كه به ضميمه ارسال مي گردد.
در اين مسير شخص بايد ابتدا به انجام واجبات و ترك محرمات همت گمارد, در مرتبه دوم انجام مستحبات و ترك مكروهات را وجهه همت خويش قرار دهد و در مرتبه سوم هر آنچه غير الهي است , حتي برخي از مباحات , را از خود دور سازد و به غير خدا و آنچه مطلوب اوست نپردازد.
2- جهاد عملي اجتماعي ; كوششي جمعي در جهت تغيير و اصلاح جامعه و مبارزه با آلودگي ها و انحرافات و بسط علم , اخلاق , معنويت و فضيلت و تقوي در جامعه است . اين مهم نيز مستلزم برنامه ريزي دقيق و مشورت و همگامي با صاحب نظران و ديگر دوستان همراه و هم رأي است .
در پايان ذكر اين نكته لازم است كه مسلما" برخورد فيزيكي و بستن مرزها و... هرگز به عنوان بهترين يا آخرين راه حل نمي باشد و تحقق آن نيز در عصر ارتباطات و پيشرفت تكنولوژي به صورت كامل امكان پذير نيست , اما در مواردي لازم است و از تأثير و نفوذ بيشتر تهاجم فرهنگي جلوگيري به عمل مي آورد. براي آگاهي بيشتر ر.ك :
1- فرهنگ و تهاجم فرهنگي , برگرفته از سخنان مقام معظم رهبري
2- انقلاب و ارزش ها, علي ذوعلم
3- ابوالفضل اشرفي , بحران هويت اجتماعي و آسيب شناسي انقلاب (مجموعه مقالات آسيب شناسي انقلاب اسلامي )
آشنايى جوانان با سابقه ممتد تهاجم فرهنگى در عصر حاضر به 150 سال اخير و اهداف و تلاشهاى دشمنان را به ناكامى مىكشاند و زمينه مقاومت فرهنگى را در نسل جوان افزايش مىدهد.
تجزيه و تحليل رويدادهاى تاريخى و اجتماعى، منجر به درك قانونمندىهايى مىشود كه در هر برهه از زمان قابل انطباق با شرايط مورد نظر مىباشد. تعقيب رد پاى دشمنان در طول سالهاى اخير، زمينهساز بصيرتى ژرف و عميق در جوانان خواهد بود.
ترميم و تصحيح روابط متقابل جوانان با اطرافيان و تأمين نيازهاى روانى آنان، راه را بر تفاهم مىگشايد و جذّابيت زندگى خانوادگى، جوان را از لغزشهاى اجتماعى و فرهنگى، مصونيت مىبخشد.
ميزگردهاى بحث و انتقاد، فرصت مطلوبى فراهم مىكند تا ترديدهاى فلسفى و نگرانىهاى فكرى زدوده شود و شيوه مناسبى براى حل معضلات فكرى در اختيار آنان قرار گيرد.
نبايد فراموش كنيم كه ملت ما، ملتى جوان و مستعد است، بيشترين نيروى سازنده اجتماع نيز قشر جوان آن جامعه مىباشند. علاوه بر آن كشور ما در دوران حساس بازسازى و نوسازى است. دشمنانى كه از ترفندهاى نظامى، اقتصادى و سياسى طرفى برنبستند تمام اميد خود را در تهاجم فرهنگى متمركز كردهاند تا با هدف قرار دادن نسل جوان، نيروى فعال كشور را از پاى درآورند و روح بىتفاوتى نسبت به ارزشها و اعتقادات را در اين نيروى جوان، تقويت كنند.
گفتگوهاى صميمى و سازنده با نسل جوان در هر فرصتى، مفيد و درخور توجه است و زمينه را براى گشودن معضلات فكرى اين نسل فراهم مىكند. محورهاى اصلى چنين گفتگوها مىتواند معيارهاى صحيح انتخاب دوست، نوع تأمين اوقات فراغت، چگونگى تجزيه و تحليل اخبار و رويدادهاى ايران و جهان، شناخت فرهنگها آنچنان كه هستند و انتخاب خط مشى زندگى از جمله مواردى هستند كه محورهاى قابل توجهى براى نسل جوان محسوب مىشوند.
نسل جوان با درك جايگاه و موقعيت خود و شرايط حساس انقلاب مىتوانند تهاجم فرهنگى دشمنان را به شكست آنان و انزواى سياسىشان تبديل نمايند.
نويسندگان و كارشناسان نيز در هر فرصتى مىتوانند با به تصوير كشيدن پيامدهاى مخرب و نامطلوب تهاجم و مقايسه چنين شرايطى با پايبندى به فرهنگ خودى، فرصت مناسب را براى انتخاب و گزينش صحيح به جوانان اعطاء نمايند.
کد سوال : 2934
موضوع : قرآن و حديث
پرسش : چرا از ام كلثوم به اندازه اي كه از زينب ياد مي شود ياد نمي شود؟
پاسخ : نام امّكلثوم همواره، همراه با حادثه كربلا مطرح است. نام عاشورا و امكلثوم، هميشه همديگر را تداعى مىكنند.
امكلثوم از نظر سنّ و فضيلت، در رديف دوم قرار دارد. زينب كبرى در ميان دختران حضرت على(ع)، مقام اول را دارد و مقام دوم از آنِ امكلثوم است(V}السيدة زينب، على محمد على دخيل، ترجمه آدينه وند، ص 22{V). امكلثوم در سال ششم هجرى به دنيا آمد(V}السيدة زينب، على محمد على دخيل، ترجمه آدينه وند، ص 9{V). او را زينب صغرى مىگويند(V}منتهىالامال، ج 1، ص 351، چاپ هجرت{V).
امكلثوم در سال 61 هجرى قمرى به كربلا آمد و در كربلا، روز عاشورا اسير شد. او در مدت اسيرى، بارها سخنرانى كرد و در آن سخنرانىها به افشاگرى حكومت امويان پرداخت. در كوفه پس از سخنرانى او، همهى مردم گريستند و حتى زنانِ حاضر در آن اجتماع، موهاىِ سر خود را پريشان كردند، خاك بر سر ريختند و سيلى به صورت زدندV}(بحارالانوار، ج 45، ص 112).{V و همين امكلثوم بود كه خرماها را از دست كودكان آل محمد گرفت و گفت كه اى مردم كوفه زكات بر ما حرام است.
امكلثوم، در شام وفات كرد و قبرش در قبرستان «بابالصغير» است V}(تاريخ و اماكن زيارتى و سياحتى سوريه، اصغر قائدان، ص 135، چاپ سوم، نشر مشعر، 1380 هجرى شمسى){V (بحارالانوار، ج 45، ص 114)
ناگفته نماند در ميان امام زادگان برخي علاوه بر انتساب به خاندان پيامبر(ص) از مقام علمي بالايي نيز برخوردار بودند و تا مرز عصمت پيش رفته اند چنان که حضرت زينب کرسي تفسير قرآن داشتند و نقش محوري در سخنراني ها و پيام رساني نهضت عاشورا داشتند لذا به طور طبيعي شخصيت ديگران در کنار ايشان تحت الشعاع قرار مي گيرد اما خوب است تاريخ نگاران و سخنرانان حق همه شخصيت ها را ادا کنند و از آنان ياد کنند.
کد سوال : 2935
موضوع : قرآن و حديث>اخلاق و عرفان
پرسش : آيا احاديثي كه آمده كه اگر آنها را همراه داشته باشيد يك شوهر خوب نصيبتان مي شود از جمله حديث امام صادق كه فرمودند آيات 102و103 سوره طه را همراه داشته باشيد زوج صالحي به دست مي آوريدصحت دارد؟
پاسخ : تأثير آيات قرآن و دعا در حل مشکلات و شفاي امراض جاي سخن و ترديد نيست و قرآن مجيد به صراحت بر آن دلالت مي کند.
در آيه 82 سوره اسراء آمده است «و ننزل من القرآن ما هو شفاء و رحمه للمؤمنين و ما يريد الظالمين الا خسارا؛ ما آنچه را براي مؤمنان مايه درمان و رحمت است از قرآن نازل مي کنيم و ستمگران را جز زيان نمي افزايد». بنابراين بر فرض صحت انتساب سخني به امام معصوم(ع) مبني بر اين که آيه اي خاص يا سوره اي داراي اثري خاص است قطعا آن سوره و آيه داراي آن اثر خواهد بود به اين معنا که ارتباطي بين آن سوره و آيه و اثري که براي آن بيان شده وجود دارد، گرچه ممکن است خواننده آن آيه به جهت دارا نبودن شرايط استجابت دعا و يا به مصلحت نبودن استجابت آن، آن اثر را از آيه مشاهده نکند.
بنا به آنچه در روايتي که منسوب به امام صادق(ع) و پيامبر است نوشتن سوره طه و بعد شستن آن در آب و غسل کردن با آن موجب فراهم آمدن اسباب ازدواج دختر خواهد بود V}(تفسير برهان، ج3 ، ص 82). {V
کد سوال : 2936
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : جواني مي خواهد ازدواج كند مثلا با شرايط فعلي من ،ترم سوم،رشته رياضي با آينده شغلي نامعين ،به او مي گويند توكل بر خدا كن و تلاشت را بكن ان شاءالله كه بقيه كارها درست مي شود از طرفي بعضي از همين دوستان را مي بيني كه نسبتا بچه هاي خوبي هستند و با توكل بر خدا با وضع مالي نامناسب و با شرايط درسي نه خيلي عالي ازدواج مي كنند و تقريبا بدبخت مي شوند شايد شما بگوييد كه از نظر شما آنها بدبخت هستند و خداوند ضامن خوشبختي است ولي نه با چلو كباب و لباسهاي آنچناني و با وضع مالي خيلي خوب اما در جامعه امروزي كه همه دخترها قانع و پر طاقت نيستند لطفا شما بفرماييد راه حل چيست و ضمنا وظيفه جوان با برخورد به اين موانع چيست؟و اگر حكم شرعي آن را نيز بفرماييد نيز ممنون مي شوم؟
پاسخ : در پاسخ به اين موضوع نکاتي چند به عرضتان مي رسد:
1. به نظر نمي رسد تمام افرادي که علي رغم مشکلات مالي ازدواج کرده اند ناموفق اند و يا به قول شما بدبخت شده اند. بلکه افراد زيادي هستند که با دست خالي ولي با داشتن اميد و اندکي تلاش توانسته اند شغل مناسبي را پيدا کنند و زندگي نسبتا با نشا ط و موفقي را نيز فراهم کنند. نمونه هاي آن را شايد خودتان نيز بين دوستان تان بيابيد گرچه ممکن است اندکي سختي کشيده اند ولي سختي اي که همراه شيريني است و به تدريج و در آينده تمام آن سختي ها تمام شده و هم اکنون نيز احساس خوشبختي مي کنند.
2. معمولا در ابتداي زندگي و در هر زمينه اي انسان با سختي هايي روبرو است و به طور کلي
مي توان گفت زندگي فراز و نشيب دارد شما در زمينه تحصيل و ورود به دانشگاه و موفقيت در کنکور چه سختي هايي کشيده ايد و تلاش ها کرده ايد. همان طور که براي ورود به دانشگاه و اخذ مدرک و... انسان بايد سختي بکشد در زندگي عادي و ازدواج و ديگر امور نيز مشکلات و سختي ها يافت مي شود.
3. روحيه قناعت را اگر انسان در خود تقويت کند واز آمال و آرزوهاي طولاني و زياد و فوري اگر بکاهد و به آنچه دارد قناعت کند، زندگي برايش آسان مي شود. چه بسا آنچه شما به دختران زمان حاضر نسبت مي دهيد که دختران عصر حاضر قناعت ندارند و.... اولا؛ کليت ندارد و ثانيا؛ شايد يک نوع فرافکني باشد. اگر تحقيق کنيم و از خانواده هاي اصيل و قانع دختري را انتخاب کنيد هم در آغاز زندگي و هم در ادامه آن زندگي آسان تر خواهد شد و با افزايش روحيه قناعت در خود
مي توان آن روحيه را بر ديگران از جمله همسر آينده خود منتقل نمود.
آري درست است که تمام دختران از اين روحيه برخوردار نيستند ولي مي توان دختران قانع و عفيف و شايسته اي را پيدا کرد که متناسب با سطح خانوادگي، اقتصادي و فرهنگي خود باشند.
وظيفه جوانان در اين زمان آن است که اگر نياز به ازدواج پيدا کرده (يعني اگر ازدواج نکند به گناه مي افتد) و شرايط ازدواج نيز براي وي فراهم است بايد ازدواج کند موضوع را با خانواده محترم خود مطرح نموده و از آنها مشورت و کمک گرفته و رسما از دختر شايسته اي خواستگاري کند واگر امکانات خانوادگي، مالي، اقتصادي و... فراهم نيست غريزه جنسي خود را به طور موقت کنترل کند.
طبيعي است در اين راه يعني براي کنترل غريزه جنسي بايد از برخي راهکارها کمک بگيريد. كنترل اين غريزه به دو صورت ممكن است تحقق پذيرد:
1- كنترل منفى: غالبا وقتى سخن از كنترل غريزه جنسى به ميان مىآيد، توجه اشخاص به سمت و سوى نوع منفى آن جلب مىشود و آن اين است كه كسى با وجود تحريكات مختلف و مواجهه با عوامل انگيزش اين غريزه، بخواهد با ميل تحريك شدهاش مبارزه و مقابله كند و به سوى ارتكاب جرم نرود، چنين كارى گرچه قطعا بهتر از آلايش دامن و عمل به جرم است، ولى پيامدهاى سوء و مخرب آن بر كسى پوشيده نيست. اين كار هم به غايت دشوار است و هم زيانبار و بدين جهت هرگاه شخصى به كنترل غريزه سفارش مىشود با چنين برداشتى از آن و تصور دشوارى و زيانبارى آن، از پذيرفتن چنين توصيههايى سر باز مىزند.
2- كنترل مثبت: غريزه جنسى اگر با ازدواج مهار نگردد، مطلوبترين راه تسلط بر آن، كنترل مثبت است و آن پرهيز از صحنهها و كارهايى است كه به تحريك اين غريزه مىانجامد.
اين نوع از كنترل، كه در حقيقت جنبهى پيشگيرى دارد هم راحت است و هم بىزيان و بلكه مفيد و راحت است، زيرا در اين صورت همچون وسيله نقليهاى است با سرعت معمولى و قانونى كه در مواجهه با خطر، مهار آن زحمت چندانى ندارد بىزيان است، زيرا با اين حال كنترل غريزه فشارى بر جسم و روان تحميل نمىكند تا به آن صدمهاى وارد شود و مفيد است چون موجب مىشود مغز و اعصاب و قواى بدن در حالت عادى به سر برند و تعادل روانى شخص محفوظ بماند وانرژى و سرمايههاى جسمى و روحى او بيهوده مصرف نشوند. برخلاف ماشينى كه با سرعتى بسيار فراتر از حد شناخته شده و بايسته خود سير مىكند كه چه بسا به كلى اختيار آن از دست صاحبش بيرون رفته و مصيبتهايى به بار آورد و كنترل آن هم در صورت تحقق، صدها زيان و رنج و زحمت و اضطراب براى وسيله و صاحب آن به همراه دارد.
خداوند در قرآن كريم مىفرمايد: «بايد كسانى كه قدرت و وضعيت مساعد براى ازدواج ندارند عفت پيشه كنند» V}(نور، آيه 33).{V
با تأمل معلوم مىشود كه عفت در اين آيه كريمه معنايى عام دارد و عفت در همه اعضا و اندام را شامل است و اكنون طرق كنترل مثبت را به اختصار برمىشمريم:
1- پرهيز از فكر و ترسيم صحنههاى محرك در ذهن و خيال. عبدالله بن سنان از امام صادق(ع) نقل مىكند كه حضرت(ع) فرمود: H}«ان عيسى قال للحواريين:... ان موسى امركم ان لا تزنوا و انا آمركم ان لاتحدثوا انفسكم بالزنا فضلاً عن ا ن تزنوا فان من حدث نفسه بالزنا كان كمن او قد فى بيت مزوق فافسد التزاويق الدخان و ا ن لم يخرق البيت؛{H عيسى به اصحاب خود گفت:... موسى به شما دستور داد كه زنا نكنيد و من به شما دستور مىدهم كه فكر زنا هم در سر نپرورانيد تا چه رسد به اين كه زنا كنيد زيرا كسى كه خيال زنا كند مانند كسى است كه در خانهاى نقش و نگار شده دود و آتش به پا كند. چنين كارى گرچه خانه را نمىسوزاند ولى زينت و صفاى آن را مكدر كرده و فاسد مىكند» V}وسائلالشيعه، ج 14، ص 240).{V
2- دورى از نگاههاى مسموم و مناظر تحريكآميز. قرآن كريم در دو آيه متوالى دستور به اغماض و نگهدارى چشم از نگاه حرام و هوسآلود داده است. در آيه اول مىفرمايد: A}«قل للمؤمنين يغضّوا من ابصارهم و يحفظوا فروجهم...؛{A به مؤمنان بگو ديدشان - را از نامحرمان - فرونشانند و نهانگاههاى خود را - از وقوع در حرام - نگه دارند». و در آيه بعدى مىفرمايد: A}«و قل للمؤمنات يغضضن من ابصارهن و يحفظن فروجهن...؛{A به زنان مؤمن بگو - چشمهايشان را فرو گيرند و نهانگاههاى خويش را محافظت كنند» V}(نور، آيه 30 - 31).{V
جالب اين است كه در هر دو مورد خداوند متعال نخست دستور به مراقبت از نگاه محرك و عفت چشم مىدهد و آن گاه به حفاظت از عورت فرمان داده است.
رسول اكرم(ص) مىفرمايند: H}«النظره سهم مسموم من سهام ابليس فمن تركها خوفا من الله اعطاه الله ايمانا يجد حلاوته فى قلبه؛{H نگاه هوسآلود - تيرى است مسموم از تيرهاى شيطان - هر كس آن را به جهت خوف الهى ترك كند، خداوند ايمانى به او مىبخشد كه حلاوت آن را در قلب خود احساس مىكند» V}(الاخلاق، سيد عبدالله شبر، قم، انتشارات بصيرتى، ص 127).{V
3- گوش ندادن به آوازها و موسيقىهاى تحريككننده و مبتذل. در حديثى از حضرت صادق(ع) آمده است: H}«ان رجلا سأله عن سماع الغناء فنهى عنه و تلي قول الله عز وجل: «ان السمع والبصر والفؤاد كل اولئك كان عنه مسؤولاً»{H؛ V}(اسراء، آيه 36).{V
H} «و قال يسأل السمع عما سمع والفؤاد عمّا عقد والبصر عما ابصر؛{H مردى از آن حضرت درباره شنيدن آواز محرك پرسيد. حضرت از آن نهى كرده و اين آيه را خواندند: «به يقين گوش و چشم و دل هر يك مورد سؤال خواهند بود» و فرمود: گوش از آنچه شنيده و قلب از آنچه بدان دل بسته و چشم از آنچه ديده است مسؤول بوده و بازخواست خواهند شد» V}(مستدركالوسائل، چاپ قديم، ج 2، ص 459، ابواب يكتسب به، باب 80).{V
4- اجتناب شديد از نشستهاى غفلتزا و معاشرت با دوستان ناباب و گوش سپردن به سخنان تحريكآميز.
از حضرت امام باقر(عِ اينگونه روايت شده است: H}«من اصغى الى ناطق فقد عبده، فان كان الناطق يؤدى عن الله عزوجل فقد عبدالله و ان كان يؤدى عن الشيطان فقد عبد الشيطان؛{H هر كس به سخن گويندهاى گوش فرا دهد او را بندگى كرده است، پس اگر ناطق از خدا بگويد شنونده، خداوند را بنده شده و اگر از شيطان و سخنان شيطانى بر زبانش جارى كند قطعا بندگى شيطان كرده است» V}(وسائلالشيعه، چاپ ايران، كتابفروشى اسلاميه، ج 12، ص 236).{V
5- اعتدال در خوردن. بىترديد پرخورى و بىنظمى در خوردن در ذخيرهسازى و انباشتن موادى كه نيازمند تفريغ باشد مؤثر است، ولى در صورت اعتدال و كمخورى سهم ناچيزى از آن صرف تهيه آن مواد مىشود.
در حديثى كه قبلاً از پيامبر گرامى(ص) نقل كرديم، آن حضرت پس از آن كه جوانان را به ازدواج ترغيب مىكنند مىفرمايند: «هر كس قدرت بر ازدواج ندارد و روزه بگيرد يقينا روزه نيروى غريزه او را تضعيف مىكند» V}(مستدرك الوسائل، ج 2، ص 531).{V
6- اشتغال، ورزش و سرگرمىهاى مفيد. زيرا با وجود فراغت، هم مواد غذايى در تقويت غريزه به مصرف مىرسد و همفكر و خيال مصروف چارهسازى در تفريغ آن مىشود و لذا در روايات بر اشتغال و كار و پرهيز از فراغت تأكيد بسيار شده است.
حضرت امام صادق(ع) در حديث پردامنه «مفضل» مىفرمايند: H}«... وهكذا الانسان لو خلا من الشغل لخرج من الاشر والعبث والبطر الى ما يعظم ضرره عليه و على من قرب منه...؛{H ... و همينگونه انسان اگر بىكار و فارغ باشد، به بيهودگى و سرمستى دچار مىشود و بر اثر آن به مسايلى مبتلا مىشود كه زيان آن هم بر خود و هم بر نزديكان او سنگينى خواهد كرد...» V}(بحارالانوار، تهران، انتشارات دارالكتب الاسلاميه، ج 3، ص 87).{V
7- تلاوت قرآن. بىشك انس با قرآن، تلاوت، تدبر و تفكر در مضامين آن، خود شفاى هر دردى است كه به سرعت كار هر پريشانى را رو به سامان مىبرد و زخمهاى پنهان را التيام مىدهد و همتها را تا آسمانها بالا مىبرد و بشر را از فرو رفتن در عالم حيوانات نجات مىبخشد.
اميرمؤمنان(ع) مىفرمايند: H}«و تعلّموا القرآن فانه ربيع القلوب واستشفوا بنوره فانه شفاء الصدور و احسنوا تلاوته فانه انفع القصص؛{H قرآن را فرا گيريد زيرا قرآن بهار دلهاست و از نور آن بر مرضها و دردهاى خود مرهم بگذاريد زيرا آن داروى شفابخش سينههاست و آن را نيكو تلاوت كنيد كه به يقين سودمندترين قصههاست» V}(وسائلالشيعه، ج 4، ص 825، ابواب قرائه القرآن، باب 1، ح 7).{V
خلاصه اين كه: راه حل دين در خصوص نوع مقابله و مواجهه به غريزه جنسى نخست ازدواج و نكاح مشروع است و در صورت عدم امكان، كنترل مثبت با شرحى كه بيان شد و سپس كنترل منفى با وجود همه زيانهاى آن، ولى هيچگاه به بىبند و بارى و افسارگسيختگى و آلودگى به گناه رضايت نمىدهد و زيان آن را به مراتب خسارتبارتر و ويرانگرتر از ضرر كنترل منفى مىداند.
اين نوشتار را با اين جمله به پايان مىبريم كه بزرگان گفتهاند: «نفس را مشغول بدار وگرنه او تو را به خود مشغول خواهد ساخت».
کد سوال : 2937
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اجتماعي _ فرهنگي
پرسش : وظيفه يك دانشجوي مسلمان در شناخت و تبليغ اسلام چيست؟اگر عده اي در مورد دين او سئوال كردند آيا من بايستي به دنبال آن بروم يعني وظيفه من مي باشد يا خير؟ يا در مواقع ضروري بايستي به شناخت جزئيات دينم بپردازم يا نه در حد توان كافي است.براي اين منظور چه كتاب هايي را معرفي مي كنيد؟
پاسخ : وظيفه هر مسلماني است که نسبت به اصول دين خود آگاهي کاملي داشته باشد؛ و حتي المقدور نسبت به پرسشها و شبهاتي که درباره دين مي شود؛ پاسخگو باشد. براي اين مهم هم مي توان به مطالعه کتابهاي مفيد روي آورد و هم از اهل اطلاع و صاحب نظران پرسش کرد.
اما براى بررسى تحقيقى پيرامون اسلام ناب و شناخت آن کتابهاي متعددي معرفي مي شوند:
1- بررسى تاريخى:
-فروغ ابديت، استاد جعفر سبحانى ؛ دفتر تبليغات حوزه علميه قم
-جهان در عصر بعثت، شهيد باهنر
-تاريخ تحليلى اسلام، دكتر سيد جعفر شهيدى
2- بررسى اعتقادى: در اين زمينه مبانى اعتقادى اسلام نبوت خاصه و جهان بينى اسلامى در تمام ابعادش قابل تحقيق و پژوهش است. رجوع كنيد به:
-سرى جهان بينى توحيدى شهيد مطهرى ج 1 - 6؛ انتشارات صدرا که يکي از بهترين منابع مطالعه در زمينه آشنايي با اسلام است. در حقيقت کتابهاي استاد مطهري بهترين منبع براي مطالعه اسلام است.
- آموزش عقايد و دستورهاى دينى علامه طباطبايى بنياد مستضعفان و جانبازان انقلاب اسلامى
- آموزش عقايد 3 - 1 آيتاللّهمصباح يزدى سازمان تبليغات اسلامى
-سلسله درسهاى معارف قرآن (جهانشناسى، انسانشناسى، راهشناسى و راهنماشناسى) محمد تقى مصباح يزدى
در خصوص مسائل مربوط به شيعه رجوع كنيد به:
-امامت و رهبرى استاد شهيد مطهرى
- شيعه در اسلام علامه طباطبايى دفتر انتشارات اسلامي
-رهبرى امام على(ع) در قرآن (ترجمه المراجعات) ترجمه سيد محمود سياهپوش
-شيعه و تهمتهاى ناروا علامه سيد جواد شرى (چاپ و ترجمه آستان قدس رضوى)
-آن گاه هدايت شدم تيجانى سماوى ترجمه سيد جواد مهرى
3 - آشنايي با قرآن که اولين منبع و در حقيقت مهمترين منبع شناخت اسلام است:
- تفسير نمونه آيت الله مکارم شيرازي يا خلاصه آن که در چهار جلد منتشر شده است. ناشر دارا الکتب الاسلاميه تهران است.
- تفسير نور محسن قرائتي
4- بررسى اخلاقى و تربيتى:
-چهل حديث، امام خمينى
-آداب الصلوة، امام خمينى
-نقطههاى آغاز در اخلاق عملى محمدرضا مهدوى كنى
اما روش مطالعه به اين شرح پيشنهاد مي شود: ابتداء از کتابهاي اعتقادي به ويژه کتابهاي استاد مطهري شروع کنيد. در مرحله دوم به بررسي تاريخي بپردازيد. به موازات آن مطالعه تفاسير نيز مناسب است. در مرحله بعدي مطالعه کتابهاي اخلاقي و تربيتي توصيه مي شود.
براي پاسخ به پرسشهاي ديني مي توانيد از طريق ايميل q_a@nahad.net يا نشاني ما قم صندوق پستي:4141 تماس بگيريد تا پژوهشگران ما پاسخ مناسب ارسال کنند.
کد سوال : 2938
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : من حدودا دو سال است كه تحصيلم در مقطع ليسانس به پايان رسيده است و تاكنون دو بار در كنكور ارشد شركت كرده ام اما قبول نشده ام بعد از اتمام تحصيلاتم هر چه كه برنامه ريزي
مي كنم براي مطالعه و آمادگي در كنكور موفق نمي شوم كه درست از عهده انجام كارهايم برآيم در صورتيكه من قبلا خيلي راحت تر با برنامه ريزي و مطالعه كنار مي آمدم. در ضمن اين مدت من هنوز نتوانسته ام يك شغل خوب مناسب و مرتبط با رشته ام پيدا كنم و در حال حاضر به صورت پاره وقت به تدريس در مدارس مشغول هستم .حال با توجه به اينكه خيلي به ادامه تحصيل علاقه دارم و دوست دارم كه درسم را در مقاطع بالاتر ادامه دهم شما بگوييد كه من با اين مسئله چگونه برخورد كنم؟.
پاسخ : يکي از مشکلاتي که نوع انسانها به ويژه جوانان با آن مواجه هستند فاصله اي است که بين آرزوهاي آنها و ميزان تلاش و توانمنديهاي آنها وجود دارد.
به عبارت ديگر صرف آرزو داشتن اما برنامه اي مشخص براي رسيدن به آن آرزو نداشتن و تلاش و جديت لازم را انجام ندادن مشکلي را حل نمي کند بنابراين در گام اول بايد محدوده آرزو را مشخص کرد و در گام دوم بايد توانمنديهاي خود را شناخت و در گام سوم بايد به صورت جدي و با داشتن برنامه براي رسيدن به آرزوها و اهداف اقدام نمود به عنوان مثال شما قصد داريد در کنکور سراسري کارشناسي ارشد شرکت کنيد اين تصميم في نفسه بسيار ارزشمند است و حاکي از اينست که شما سعي داريد توانمنديهاي خود را شکوفا کنيد و مدارج بالاتري را از نظر علمي طي کنيد تا انشاءالله فرد موثرتري در آينده باشيد و در عين حال از موقعيت اجتماعي و علمي بالاتري برخوردار باشيد. اين تصميم شما وقتي جامعه عمل مي پوشد که شما لوازم اين تصميم را بپذيريد و از عالم تخيلات بيرون بياييد و بصورت واقع بينانه و با برنامه ريزي صحيح اقدام کنيد.
بطور مسلم موقعيت فعلي شما از چند لحاظ حائز اهميت است اول اينکه ورود شما به دانشگاه آن هم با آن رقابت بسيار جدي حاکي از توانمندي شما و لياقت شماست بنابراين همانطور که شما در مرحله اول ورود به دانشگاه توانستيد از ميان هزاران داوطلب يکي از پذيرفته شدگان باشيد الان هم ورود به مرحله کارشناسي ارشد دور از انتظار نيست و اگر شما با جديت همت کنيد و مسئله را جدي تلقي کنيد و خواهيد توانست گر چه راه پيدا نکردن به دانشگاه نيز نبايد يک شکست مطلق ارزيابي شود - دوم اينکه به خود تلقين کنيد پذيرش لوازمات چنين تصميمي را يعني با خود بگوئيد صرف تصميم کافي نيست بايد من با برنامه ريزي صحيح از تمام توان و موجودي خود استفاده کنم و تمام مشکلات آنرا تحمل کنم به قول سعدي:
P}نابرده رنج گنج ميسر نمي شود{E}مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد {P
و به خود قول دهيد که اگر من امروز زحمت بکشم فردا از نتيجه و ميوه شيرين آن زحمات بهره مند خواهم شد به فرموده قرآن: A} «فان مع العسر، يسرا»{A؛ V} (سوره شرح / آيه 5).{V
سوم اينکه براي عملي ساختن آنچه گفته شد بايد اهداف و نيازهاي خود را نيز مد نظر داشته باشيد و آن اهداف را تعيين کنيد زيرا تعيين اهداف نقش مؤثري در افزايش انگيزه انسان دارد و انگيزه هاي هر فردي مي تواند موتور محرک براي او باشد و موجب تحقق برنامه ريزي هاي او شود علاوه بر آنچه بيان شد براي مقابله با مشکلي که مطرح فرموده ايد راهکارهاي زير مناسب مي باشد.
براي مقابله با مشكلي كه مطرح فرموده ايد رعايت راهكارهاي زير مناسب مي باشد:
1- براي خود برنامه اي شبانه روزي تنظيم كنيد و كارهايتان را - اعم از مطالعه، خواب، عبادت، تفريح، ورزش، تغذيه و... - در زمان معين و طبق برنامه انجام دهيد.
2- براي تقويت انگيزه خود هدف نهايي و اهداف واسطه اي خود را از درس خواندن مشخص كنيد زيرا اگر انسان هدف مشخصي داشته باشد همواره آن هدف براي او ايجاد انگيزه مي كند انگيزه مانند يك موتور محركه، انسان را به پيش مي برد.
3- از پراكنده خواني اجتناب كنيد همان طور كه گفته شد، مطالعات شما بايد هدفمند و در زمان مناسب باشد.
4- بعد از غذا خوردن , بلافاصله مطالعه نكنيد.
5- سعي كنيد در كتابخانه و با نشستن صحيح پشت ميز، مطالعه كنيد.
6- بعد از 45 دقيقه مطالعه، يك ربع استراحت كنيد و اگر برايتان امكان دارد, نوشيدني يا ميوه، يا حداقل چند دانه كشمش و يا بيسكويت بخوريد. البته لازم نيست هر 45 دقيقه خوردن يا نوشيدن تكرار شود ولي استراحت لازم است هرگز چند ساعت به طور مستمر مطالعه نكنيد.
7- هنگام امتحانات، از مواد قندي و مغزي بيشتر استفاده كنيد. مانند: خرما، كشمش، انجبر، عسل، مربا و... .
8- شب ها حدود 6 ساعت استراحت و خواب داشته باشيد و در بين روز، بعد از صرف نهار، يك ساعت استراحت كنيد.
9 - حتما هر روز حداقل نيم الي يک ساعت ورزش (مورد علاقه) انجام دهيد.
10- سعي کنيد با افراد جدي و پر کار ارتباط بيشتري برقرار کنيد و در صورت امکان با يکديگر درس بخوانيد.
لازم به ذکر است معمولا جوانان پس از فارغ التحصيل شدن به گونه اي دچار افسردگي و غمگيني مي شوند به خصوص زماني که نتوانند نتيجه و محصول تلاش هاي علمي و مدرک دانشگاهي خودشان را مشاهده کنند و دچار نوعي يأس و نااميدي از آينده به خصوص آينده شغلي مي شوند و اين خود مانعي مي شود براي تمرکز حواس و فعاليت علمي و درسي. بنابراين شايد بتوان گفت اين هيجانات و تفکرات به شما اجازه نمي دهد که به خوبي برنامه ريزي کنيد و يا برنامه هاي ريخته شده را عملي نماييد، در نتيجه در کنکور موفق نشده ايد.
نکته ديگر اين که اگر احساس مي کنيد توانايي کافي و بالايي براي ادامه تحصيل نداريد و از طرف ديگر شغل مناسبي پيدا کرده ايد و در حال خدمت به مردم و جامعه هستيد، بر ادامه تحصيل اصرار نورزيد هر چند اگر علاقه و نيز پشتکار کافي داشته باشيد مي توانيد در گام هاي بعدي در اين امر موفق شويد.
ضمنا موفقيت تان در تدريس در مدارس را تبريک مي گوييم.
کد سوال : 2939
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : من دانشجوي ترم آخر زراعت هستم در طي اين 4 سال فهميدم كه هيچ ياد نگرفتم و هيچ چيز بر من افزوده نشده است يعني در واقع گمشده ام را پيدا نكرده ام و فكر مي كنم كه نه مطمئنم جاي ديگر بايد گمشده ام را پيدا كنم حتي قبل از ورود به دانشگاه هم احساس مي كردم بايد در حوزه درس مي خواندم و خيلي هم دوست دارم در حوزه قم درس بخوانم من تمام اطلاعات را در اين زمينه مي خواهم يعني شرايط درس خواندن در اين رشته ،چگونگي امتحان و... چه شرايطي و چه امكاناتي حوزه قم دارد لطفا تمام اين اطلاعات را به من بدهيد؟
پاسخ : به نظر نمي رسد زحمات و تلاش هاي علمي و درسي تان آن گونه بي نتيجه باشد که هم اکنون تصور مي کنيد و شايد يک پنداري بيش نباشد مطمئنا توانايي هاي علمي تان اگر با 4 سال پيش مقايسه شود بسيار بيشتر شده است هر چند به آن واقف نباشيد و لذا اگر در صحنه عمل وارد شويد متوجه خواهيد شد که آموخته هايي علمي تان کم نيست. البته ممکن است همان طور که خودتان فرموده ايد رشته تحصيلي تان تناسبي با علاقه و ذوق شخصي تان نبوده و به همين خاطر احساس مي کنيد دچار خسران شده ايد و به آنچه که مي خواسته ايد دست نيافته ايد که اميدواريم با تلاش و فعاليت علمي کافي بتوانيد بر آن نيز دسترسي پيدا کنيد بنابراين براي ورود به حوزه علميه مشكل چنداني نداشته باشيد, در عين حال لازم است در تصميم گيري خود شناخت , آگاهي و تدبير لازم را معمول داريد. در اين رابطه به اختصار, نكاتي را به اطلاع مي رساند. ولي لازم است خود شما با مراجعه به حوزه و دوستان حوزوي , اطلاعات افزون تري كسب كنيد. پيش از هر چيز بايد هدف اصلي خود از تحصيل در حوزه علميه را مشخص نماييد. احتمالا انگيزه و محرك شما در اين رابطه يك يا چند از موارد زير است :
1) جست وجوي كمالات نفساني و معنوي . در صورتي كه انگيزه اين باشد بايد گفت : هر چند حوزه علميه محيط مساعدتري براي كسب فضايل روحاني است , ولي چنان نيست كه در محيط دانشگاهي نتوان بدان رسيد. به عبارت ديگر, رسيدن به آنها بيش از هر چيز به عزم و همت و اراده جدي شما و عنايات حق تعالي بستگي دارد, نه صرفا به محيط.
2) افزايش اطلاعات ديني . نيل به اين هدف نيز با برنامه ريزي مطالعاتي منظم در كنار دروس دانشگاهي ميسر است . حتي در كنار آنها مي توان از نوار يا دوستان روحاني براي گرفتن برخي از دروس ابتدايي حوزوي استفاده نمود و پس از اتمام تحصيلات دانشگاهي نيز مي توان در كنار فعاليت هاي شغلي اين گونه مطالعات و دروس جانبي را استمرار بخشيد.
3) تخصص يابي در علوم مختلف ديني و خدمت در مسير اعتلاي دانش و فرهنگ ديني جامعه . اگر چنين آرمان بلند و ارزشمندي را منظور داريد مي توانيد پس از اتمام تحصيلات دانشگاهي حداقل تا مرحله كارشناسي , به حوزه وارد شويد و در مدرسه هاي مربوط به فارغ التحصيلان دانشگاهي شركت كنيد. حال اگر جدا با توجه به بند (3) خواستار تحصيل در حوزه علميه هستيد, ورودتان را ميمون و مبارك مي شماريم وليكن اين نكته را نيز خاطر نشان مي سازيم كه دروس حوزوي بر اثر گستردگي بسيار, خيلي ديرتر از آنچه در دانشگاه ها مشهود است , آثار و ثمرات خود را ظاهر مي سازد; البته با عمق و ژرفاي بيشتر. بنابراين علاقه مندان به دانش هاي حوزوي بايد با همت و استواري , عمرخود را وقف علم و دانش سازند و با جان و دل و چشم پوشي از يك سري تمايلات مادي و دنيايي ; مانند: عنوان , پول و ... در مسير دين و علوم ديني ره سپارند و تنها در اين صورت دست حق يار و مددكارشان خواهد بود.
P}با دو قبله در ره معبود نتوان زد قدم{E}يا رضاي دوست بايد يا هواي خويشتن{P
بنابراين در صورت عزم جدي و دارا بودن شرايط مي توانيد با مراجعه به جامعه الزهرا, ثبت نام نماييد. اين مركز هر سال يك بار امتحان ورودي مي گيرد و بعد از گزينش و مصاحبه طبق اولويت به مدارس حوزه علميه كه داراي خوابگاه هستند معرفي مي كند. جامعه الزهرا كه حوزه ئ علميه خواهران است , داراي چهار بخش عمده مي باشد:
1- شبانه روزي جهت خواهران شهرستاني ,
2- روزانه با شرايط دارا بودن مدرك سيكل ,
3- روزانه با مدرك ديپلم ,
4- آموزش غيرحضوري (توسط ارسال نوار),
از نظر درسي هم داراي يك دوره عمومي و يك دوره ئ تخصصي مي باشد. دوره ئ عمومي را كه حدودا پنج سال به طول مي انجامد براي همه است و دوره ئ تخصصي (تخصص تبليغ , تاريخ , فقه و اصول و...) براي كساني است كه ثبت نام كرده و در امتحان ورودي آن قبول شوند. شرايط ثبت نام را هر ساله در دهه اول اسفندماه در روزنامه هاي كثيرالانتشار به اطلاع عموم مي رسانند. جهت آگاهي بيشتر با نشاني قم : بلوار امين - جامعه الزهرا - تلفن : 2925111 تماس حاصل نماييد.
کد سوال : 2940
موضوع : كلام و دين پژوهي
پرسش : چرا بايد براي امام حسين حضرت علي و بقيه ائمه كه به طريقي به شهادت رسيدند گريه كنيم آيا گريه كردن نشانه علاقه به آنهاست؟
پاسخ : مسأله گريه و عزادارى بر حضرت سيدالشهدا(ع) و ديگر ائمه از افضل قربات است و فلسفههاى سازنده و تربيتى متعددى دارد از جمله:
1- پيوند عميق عاطفى بين امت و الگوهاى راستين، به منظور توجه و پيروى عملى از آنان.
2- اقامه مجالس دينى در سطح وسيع و آشنا شدن تودهها با معارف دينى،
3- پالايش روح و تزكيه نفس،
4- اعلام وفادارى نسبت به مظلوم و مخالفت با ظالم و ... .
5- الهام بخش روح انقلابى و ستم ستيزى،
6- زنده داشتن ياد و تاريخ پرشكوه نهضت حسينى،
7- توجه به هدف قيام امام حسين كه همانا احياى ارزشهاى دينى و جلوگيرى از انحراف بود.
اما اصل عزادارى و سوگوارى از خود اهل بيت(ع) است ولى چگونگى آن تا حدود زيادى با شيوههاى قومى و ملى عجين شده است و اين آميزش تا زمانى كه مشتمل بر خلاف شرع نباشد اشكالى ندارد.
داستان گريه و عزادارى پس از شهادت حضرت امام حسين(ع) از سوى امامان(ع) داستان دامنهدارى است. به مواردى اشاره مىشود:
1- امام چهارم(ع) كه خود در كربلا شاهد مصائب دردناك حسين(ع) و ياران فداكار او بود و 23 سال داشت، پس از آن واقعه سوزناك تا زمانى كه در قيد حيات بودند يعنى مدت 34 سال طبق برخى روايات براى پدر و عزيزان خويش گريه و سوگوارى مىكرد، (بحارالانوار، ج 46، ص 108 و 109).
گريههاى امام سجاد(ع) در سختترين شرايط علاوه بر جنبه عاطفى، يكى ازراههاى مهم مبارزه و افشاگرى بود.
2- امام صادق(ع) به ابوهارون مكفوف دستور مىدهد مرثيه بسرايد و آنگاه كه وى مرثيه خود را مىخواند مشاهده مىنمايد امام(ع) سخت گريه مىكند متوجه مىشود از صداى گريه امام صادق(ع) زنانى كه پشت پرده حضور داشتهاند صداى خود را به گريه و شيون بلند كردند، (كاملالزيارات، ابن قولويه، نقل از ره توشه راهيان نور، ويژه محرم 1376).
3- امام رضا(ع) دعبل خزايى شاعر را در ايام سوگوارى حضرت حسين(ع) به حضور مىپذيرد به او عنوان يارى دهنده اهلبيت، خوشآمد مىگويد و از وى مىخواهد در روزهاى غم و اندوه اهلبيت؛ يعنى عاشورا در مورد مصايب جد خويش اباعبدالله(ع) مرثيه بسرايد، (بحارالانوار، ج 45، ص 257).
در مورد سينهزنى نيز برخى از منابع تاريخى نشان مىدهد كه وقتى بنىهاشم براى اولين از مدينه به كربلا آمده و با كاروان اسراء در آن مكان برخورد نمودند به رسم عزادارى زنانشان دست به سينه مىزدند.
خلاصه اين که همان طور که خود شما اشاره کرديد گريه نشانه پيوند و علاقه است و لذا چون آنان اسوه و الگوي ما هستند بايد همواره با آنها مرتبط بوده، نام و ياد آنها را در دل ها زنده نگهداريم.
آري، آنان به مقام رفيعي دست يافتند که هيچ گريه ندارد چون فاني نشدند، از بين نرفتند بلکه به نهايت کمال رسيدند ولي براي محروميت خود از فيض وجود آنان و نيز اظهار علاقه و جستجوي پيوند يادشان ما را به گريه در درد فراق آنان هدايت مي کند و نيز بر مظلوميت آنان و فرياد عليه ستمگراني که چنين ستمي براي آنان روا داشتند بايد گريست و خود همين گريه يعني درک مظلوميت آنان وحن دانستن آنان واعلام انزجار از جبهه مخالف و آن ستمگراني که مرتکب اين جنايات مي شوند در نتيجه اين گريه عالم پيوند فکري و عاطفي با مظلوم و اسوه هاي حق و اظهار برائت و پيوند منفي با ظالمين است.
براى آگاهى بيشتر ر . ك :
1- فلسفه شهادت و عزادارى امام حسين، سيد عبدالحسين شرفالدين، مترجم: على صحت، انتشارات مرتضوى
2- حماسه حسينى، شهيد مطهرى، انتشارات صدرا
3- پيامهاى عاشورا، جواد محدثى، انتشارات پيك جلال
4- عبرتهاى عاشورا، سيد احمد خاتمى، انتشارات دفتر تبليغات اسلامى قم
5- فرهنگ عاشورا، جواد محدثى، نشر معروف