کد سوال : 2301
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : خداوند چرا راجع به عشق و دوست داشتن مطلب كمتري نسبت به بقيه موضوعات پرداخته و شخصي كه به او گفته مي شود و خود او نيز مي داند كه عشق او پاك است اما با هوس آلوده
مي شود و هدفش جز يافتن شريك زندگي چيز ديگري نيست و احساس مي كند كه هيچ كس او را به خاطر وضعيت خانوادگي دوست ندارد اما هيچ گاه طعم شيرين موفقيت كامش را شيرين
نمي كند خصوصيات افراد در وي تاثير مي گذارد و بعد از مدتي آنها او را مثل يك خواهر دوست مي دارند و احساس تنهايي كمتري مي كنند . رفتار او طوري است كه همه او را به مهرباني و راستگويي مي شناسند كه براي به دست آوردن هدف هر كار كه مي شود انجام مي دهد و دلش هر لحظه به خاطر آنها زخم خورده است و تنها كسي كه او را آرامش مي دهد كمتر و گاه اصلا به او نگاه هم نمي كند حرف نمي زند اما هيچ كس را قدرت درك او نيست. عشقش پاك و جاودان است اما هيچ كس او را نمي شناسد موفقيت افراد برايش مهم است حتي به خاطر آنها تحقير مي شود و... اما تمامي آنها را با جان و دل مي خرد.
حال با توجه به اعتقاد به قضا و قدر الهي و صلاحيت امر خدا و انجام اعمالي كه احتمال مي رود كمي آرامش قلبم باز گردد. من چه بايد بكنم؟
پاسخ : نامه شما را چند بار مطالعه کرديم ولي متأسفانه آنگونه که بايد و شايد نتوانستيم منظورتان را دقيقا کشف کنيم در عين حال حدس مي زنيم که از احساس تنهايي و اين که نتوانسته ايد با کسي ارتباط صميمانه و نزديکي برقرار کنيد و يادوستي که بتواند شما را درک کند رنج مي بريد که بايد نکاتي چند خدمتتان عرض کنيم:
1. شما در سنيني واقع هستيد که چنين ويژگي و خصوصيتي را طلب مي کند و به عبارتي ديگر نوجوان در پي يافتن دوستي صميمي است و نقش پذيري اش از دوستان نزديک و هم سن و سالانش زياد است و هرگاه مي بينيد ديگران در جمع خود به ايجاد ارتباط صميمي مي پردازند و او از اين موقعيت محروم است يا کمتر توانسته است در بين دوستان خود چنين رابطه اي برقرار کند و محبوبيتي کافي ندارد، احساس شکست، تنهايي و بي قراري و عدم آرامش مي کند. پس اين حالت در اين موقعيت عادي و طبيعي است نبايد به عنوان يک معضل و مشکل حل نشدني با آن روبرو شويد و مطمئن باشيد به مرور زمان و با ورود به دوره جواني و يا اتمام آن به خودي خود حل خواهد شد و يا با تدابير لازم با فرد يا افرادي مورد اعتماد و براساس يک ارتباط معقول و مورد پسند عقل و شرع اين نياز دروني تان را پاسخ دهيد.
2. عشق اگر در پرتو تعقل و انديشه باشد زيبا و پسنديده است. پس بياييم اگر مي خواهيم به چيزي دل ببنديم و يا به آنچه عشق مي ورزيم قبل از آن خوب درباره آن چيز يا درباره آن شخص بيانديشيم و از ابعاد او آگاهي و اطلاع بيشتري حاصل کنيم به عبارت ديگر شناخت خود را تکميل کنيم اگر صلاحيت عشق و علاقه ما را دارد، زمينه گسترش آن علاقه در ذهنمان را فراهم کنيم. اما اگر عقل و اخلاق به ما اجازه نمي دهد و مورد تأييد نيست، اجازه ندهيم به قلبمان وارد شود و يا اگر وارد شده است از ذهنمان خارج کنيم. زيرا وقتي ذهن به چيزي مشغول شد، چشم و گوش ما را مي بندد و نمي توان به طور واقعي و آنگونه که هست آن را شناخت.
3. در پي آن باشيد که با يکي دو تن از دوستان هم کلاسي و يا هم مدرسه اي تان آشنا شويد و با انتخاب فردي که از دلسوزي کافي برخوردار است و پاي بند دستورات اخلاقي و شرعي است و از گناه و خلاف به دور است و در حفظ خود و پاکدامني و عفت خود کوشاست، به ايجاد ارتباط صميمانه و دوستانه پرداخته تا بتوانيد نيازي که در بالا به آن اشاره شد، تأمين و ارضا کنيد.
4. مطمئنا همانطور که خودتان نيز فرموده ايد ياد خداوند متعال يکي از راه هاي ايجاد آرامش در قلب است، پس چه خوب است به دستورالعمل هاي عبادي توجه بيشتري کنيد، نمازهايتان را اول وقت بخوانيد، در صورت امکان به جماعت بخوانيد، خداوند نظر لطف و مرحمتش بيش از آن است که ما تصور مي کنيم و هر چه که از خداوند بخواهيم در صورتي که به صلاح بنده اش باشد به او عطا خواهد کرد. پس با تقويت اين رابطه معنوي و عبادي به يک عشق حقيقي خواهيد رسيد. خداوند مظهر تمام کمالات است و اگر به اين وجود کامل و مطلق، عشق و علاقه پيدا کنيم، ديگر علاقه هاي ما نيز در همين راستا قرار خواهد گرفت و معنا پيدا خواهد کرد.
کد سوال : 2302
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اخلاق و عرفان
پرسش : مي گويند قدرت روحي و معنوي انسان در اثر زهد به حدي مي تواند پيشرفت کند که حتي مي تواند با نگاه کردن به ديگري، از درون وي آگاه شود و شخصيت دروني او را ببيند، آيا اين امر صادق است و چگونه ممکن است؟
پاسخ : نخست بايد دانست نزد اهل حکمت و عرفان، عالم برزخ عالمي فراتر از عالم دنياست. لذا به هر مقدار ما از دلبستگي و وابستگي به ماديات دنيا دور شويم به عالم مافوق آن بيشتر دسترسي مي يابيم. بنابر آنچه از روايات به دست مي آيد، علاوه بر انجام واجبات و ترك محرمات، اگر انسان سالک به نوافل و رعايت تقوا بيش از حد معمول موفق شود؛ بيش از آنچه ديگران از جهت معنوي به دست آورده اند، خواهد رسيد كه از آن به چشم برزخي تعبير مي شود و «حقايق» را فراتر از «وقايع»
مي تواند ببيند.
T}حديث قرب النوافل{T
«عن ابي عبد الله (ع) قال: قال رسول الله(ص) قال الله: ما تحبب الي عبدي بشيء احب الي مما افترضه عليه و انه ليتحبب الي بالنافله حتي احبه، فاذا احببته كنت سمعه الذي يسمع به و بصره الذي يبصر به و لسانه الذي ينطق به، و يده التي يبطش بها و رجله التي يمشي بها اذا دعاني اجبته و اذا سألني اعطيته؛ از پيامبر(ص) روايت شد كه خداوند فرمود: اظهار دوستي نكرد بنده من به چيزي دوست داشتني تر از آنچه واجب كردم بر او، و او با نوافل به سوي محبت من مي آيد تا اينكه من نيز او را دوست بدارم. پس هنگامي كه او را دوست بدارم شنوايي او مي باشم آن گاه كه مي شنود و بينايي او مي باشم آن گاه كه مي بيند و زبان او مي باشم آن گاه كه سخن مي گويد و دست او مي باشم آن گاه كه ضربه مي زند و پاي او مي باشم آن گاه كه راه مي رود، هنگامي كه به درگاه من دعا كند اجابت مي كنم و اگر از من درخواست كند به او مي دهم» V}(ر.ك: المحاسن، احمد بن محمد بن خالد البرقي، ج 1، ص 291 و اصول كافي، كليني، ج 2، ص 352){V
جهت دستيابي به اين مقامات گفتني است؛ خداوند راز خلقت انسان را در هنگام خلق آدم(ع) به ملائكه بيان نمود: «انى جاعل فىالارض خليفه». در حالي که فرشتگان مي دانستند موجود زميني، فساد و خونريزى خواهد داشت، ولي سجده آنها در برابر آدم(ع) نشان داد كه در پشت اين فساد احتمالى و ظاهرى، رازى بزرگ نهفته است و آن مقام عبوديت انسان در مقابل خداوند مي باشد.
لذا از همان ابتداى خلقت دو نيروى ظاهرى و باطنى در درون انسان صفآرايى كرده و هر كدام سعى كرده قلب انسان را تسخير نمايند؛ براي اين منظور شيطان و نفس اماره در مقابل پيامبران الهى و عقل قرار دارند، حال اگر اين انسان در مقابل خداوند متعال خاضع و خاشع شده و به معرفت و بصيرت برسد و تنها خدا را پرستش كند بر فرشتگان (که كارى جز خير و نور نمىتوانند انجام دهند) برترى دارد.
معرفت و بصيرت در منابع روايى ما از اهميت بسيار زيادى برخوردار است، يك ساعت تفكر در آفريده هاي خداوند، آينده جهان و فرجام انسان، مىتواند فكر آدمي را تصحيح كرده و او را به راه راست رهنمون سازد و از هفتاد سال عبادت برتر شناخته شده است. اين معرفت همان «چشم دل» است كه در سؤال به آن اشاره شده است، يعنى شخص با چشم حقيقتبين به طبيعت و اطرافيان خود نگاه مىكند، نعمتى كه در نهان همه انسانها به وديعت گذارده شده و تنها غفلت و توجه به جنبههاى خاکي و طبيعى چشم باطني را ضعيف و كم سو ساخته است و تنها با اعتقاد راسخ و عمل صالح که چشم حقيقت بين فعال و احياء شده، در روايات منقول از على(ع) از معرفت و بصيرت به عنوان «نور قلب»، «غايت فضايل»، «اصل هر خير»، «گنج عظيم فناناپذير» ياد شده است V}(غررالحكم و درر الكلم، عبدالواحد آمدى (چاپ دفتر تبليغات)، ص 41 - 42 و 52 - 55){V
از نظر گاه على(ع) «كم سخنى و گزيده گويى»، «ملازمت با حق»، «استقامت در دين»، «هم نشينى با نيكان»، «انجام عمل صالح»، «مدارا با مردم»، «صدق و دوستى»، «ادب ورزيدين»، «عفت ورزيدن»، «عفو و گذشت كردن از مردم»، «تجاهل كردن به خطاهاى مردم»، «غيبت كردن»، «زهد ورزيدن در دنيا»،«موقع سكوت ذكر گفتن»، «اخلاص در عمل داشتن» و «جدال و مراء نكردن»، V}(همان) {V
نشانههاى عقل و بصيرت شمرده شده است، قرآن مجيد مىفرمايد: A}ان تتقوا الله يجعل لكم فرقانا{A؛ هر كس تقوا پيشه كند خداوند به او فرقان «قدرت تميز بين حق و باطل» عطا مىكند» اين فرقان كه همان چشم دل و چشم حقيقتبين است مؤمن را از مهلكههاى گوناگون نجات داده و به سوى رستگارى رهنمون مىنمايد.
نقطه آغازين چشم باطن بين از همين مرحله مي باشد به طوري که با رعايت تقوا نخست آدمي بر اعضا بدن خود مسلط مي شود تا آنجا که به طوري بر غضب خود مسلط مي شود که ناخواسته خشم او شعله ور نمي شود و دست و پاي او به ديگران آسيب نمي رساند و به طوري بر خواسته هاي نفساني خود مسلط مي شود که ناخواسته شهوت او برافروخته نمي شود و حريم ديگران را نمي شکند و آنچنان بر چشم خود مسلط مي شود که از هرگونه خيانت دوري مي کند حتي گوش او به کنترل در مي آيد و هر صدايي را نمي شنود.
پس از مسلط شدن بر اعضاء بدن خود، روح آدمي قدرت بيشتري پيدا مي کند و بر تصورات و خيالات ذهني خويش نيز حاکم مي شود به طوري که اراده او متمرکز مي شود و ناخواسته تصورات مختلف به ذهن او نمي آيد.
انسان سالک با رعايت تقواي بيشتر رفته رفته بر ديگر انسان ها نيز مسلط مي شود به طوري که با نگاه او، اطرافيان تحت تأثير قرار مي گيرند و مبهوت او مي شوند که از آن به «ابهت شخصيت» تعبير مي شود و سخن شخص سالک به گونه اي در مخاطب تأثير مي کند که سراسر وجود مخاطب را فرا مي گيرد و از آن به «نفوذ کلام» تعبير مي شود.
در مرحله قوي تر قدرت روح به حدي مي رسد که باطن شخص مقابل را تشخيص مي دهد که از آن به چشم برزخي نگاه باطن بين تعبير مي شود گفتني است شخص سالک همان طور که مي تواند تصرف تکويني در افراد انساني داشته باشد مي تواند بر اجسام طبيعي هم تأثيرگذار باشد به طور مثال، حرکت آب جاري را متوقف کند.
کد سوال : 2303
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اخلاق و عرفان
پرسش : چه كنم تا اعتقادات خود را قوي كنم و حضور قلب در نماز داشته باشم؟
پاسخ : براي تقويت اعتقادات ديني علاوه بر مطالعه بيشتر در اين زمينه و نيز عمل به واجبات دينى مثل نماز و روزه و ديگر شعاير دينى و پرهيز از هر گونه خلاف و گناه رعايت دستورالعملهاي زير مفيد خواهد بود :
1. با مشورت كردن با يكى از اساتيد دانشگاه با توجه به سطح مطالعات خود، مسير مطالعاتى مناسب برا ي خود داشته باشيد و با مطالعهى كتب شهيد مطهرى يا شهيد دستغيب يا استاد مصباح و يا ديگر بزرگان، سطح شناخت و آگاهى خود را در اين زمينه تعميق دهيد.
2. كتب اخلاقى نظير چهل حديث امام(ره)، ايمان شهيد دستغيب، قلب سليم شهيد دستغيب و... را روزانه به مقدارى كه توان و فرصت كافى داريد مطالعه كنيد.
3. به نمازهاى يوميه اهميت فراوان بدهيد. حتىالمقدور در ابتداء وقت و به جماعت بخوانيد.
4. در جلسات مذهبى، درسهاى اخلاق و مراسم دينى شركت كنيد.
5. در انتخاب دوستان متدين و مذهبى دقت كنيد چرا كه دوست تأثير زيادى در افكار و اعمال انسان دارد.
6. هر روز پس از نماز صبح مقدارى قرآن بخوانيد و در آيات آن تفكر كنيد و يا تفسير آن را مطالعه كنيد.
7. از ائمه معصومين(ع) كمك طلب كنيد و با توسل به آن بزرگواران از آنها بخواهيد در اين زمينه به شما لطف بيشترى داشته باشند.
8. هر روز با خود عهد كنيد كه چشم و گوش و زبان و ديگر اعضاى بدن مرتكب خطا و گناه نشود و در صورت ارتكاب هر گونه خلافى، ابتدا توبه كنيد و خود را جريمه كنيد تا لذت شيرينى آن گناه ماندگار نشود.
9. با افراد متدين و مذهبى كه از اطلاعات كافى و خوبى برخوردارند ارتباط بيشترى داشته باشيد.
10. روابط خود را با مسجد و ورحانى مسجد تقويت نمائيد.
براى حضور قلب در نماز بايد از راههاى زير استفاده كنيد:
1- دقت در انجام مقدمات نماز، مانند وضوى با دقت و توجه، انجام مستحباتى چون اذان، اقامه و...
در كتابهاى حديث آمده است: شخصى از پيامبر(ص) درخواست كرد كه راهى به او بنماياند تا حضور قلب بيشترى در نماز پيدا كند حضرت او را به شاداب گرفتن وضو فرمان دادند. بنابراين وضوى شاداب و با آداب در حضور قلب انسان در نماز مؤثر است.
2- گزينش مكان مناسب براى نماز، دورى ازجاهاى شلوغ و پر سر و صدا و پرهيز از هر آنچه كه موجب انحراف توجه از خداوند شود.
3- گزينش وقت مناسب و تا آن جا كه ممكن است اول وقت خواندن نماز.
4- تاحد امكان در مسجد و باجماعت نماز خواندن (به ويژه در جماعاتى كه بعد معنوى بيشترى دارد).
5- نماز را با طمأنينه و دقت در مفاهيم و معانى آن خواندن.
6- در حال ايستاده به مهر نگريستن و در ركوع به پايين پا و در تشهّد به دامن خود نظر نمودن.
7- تخليه دل از حب دنيا و امور دنيوى وآن را مالامال از عشق خدا ساختن. توضيح: ذهن انسان همواره متوجه چيزى است كه به آن عشق مىورزد؛ همانند عاشقى كه آنى از فكر معشوق خود بيرون نمىرود. اين كه ما در نمازهايمان همواره به فكر مسائل ديگر هستيم، به خاطر تعلق شديد نفس به دنيا و حب آن است. اما آن كه عاشق حق شد، در هر حال و در هر كارى به ياد خدا خواهد بود به طورى كه گويى هميشه در نماز است.
8- توجه به اين كه مبدأ و منتهاى انسان خداوند است وآنچه در اين بين است براى امتحان آدمى و ابزارى جهت رشد و كمال اوست.
9- ضبط قوه خيال. توضيح : پرنده لجام گسيخته خيال، چكاوكى است كه هر آن بر شاخسارى مىنشيند. ازاينرو هميشه افكار انسان به اين طرف وآن طرف متوجه است و قرار و آرامى ندارد؛ اما اگر آدمى با دقت و هوشيارى در كنترل آن بكوشد، پس از چند صباحى رام و مطيع شده و به هر سو كه اراده شود متوجه مىگردد. بنابراين انسان بايد در نماز ازاول با قاطعيت بنا را بر اين بگذارد كه تمام توجه خود رابه سوى پروردگار معطوف دارد و هر گاه پرنده خيال از چنگ او گريخت، بلافاصله آن رابه همان جهت برگرداند. اگر چندين مرتبه در ايام متوالى چنين كند، كمكم ذهنش عادت خواهد كرد.
«هنگام نماز» و «هنگامه ارتباط با خدا» قلّه لحظات زندگى ماست. اما بايد دانست اين لحظات از ديگر ساعات زندگى ما جدا نيست؛ پريشانى در برنامه روزانه و نگرانى نسبت به آينده در كاهش نشاط روحى و به دنبال آن كاستن معنويت نماز مؤثر است. يكى از شاگردان علامه طباطبايى(ره) از نداشتن خشوع در نماز و عدم حضور قلب رنج مىبرد به خدمت علامه(ره) رسيد و راهكارى خواست. ايشان نخست از پاسخ خوددارى كردند، پس از چندبار اصرار به شاگرد خود رو كردند و فرمودند: «شما نمىتوانى!» شاگرد گفت: آقا شما بفرماييد حداقل اگر كسى پرسيد به او بگويم.
علامه(ره) فرمودند: «فكر در نماز دنباله افكار شبانهروز است. كسى كه صبح تا ظهر به ياد خدا نبوده نمىتواند هنگام نماز ياد خدا را استمرار دهد.»
بنابراين توصيه مىشود محيط زندگى و خوابگاه را از حالت يكنواختى و خستهكننده بيرون آوريد و با يك برنامهريزى مناسب به كارهاى شخصى، درسى و روابط خوب با ديگران بپردازيد، و به همه كارهاى روزانه خود رنگ خدايى بدهيد و پيش خود بگوييد: «خدايا من در خوابگاه و كلاس و در طول روز آن چه تو دوستدارى انجام مىدهم. تو هم قلب مرا از محبت خود پر گردان و نگرانى آينده را از دل من بر گردان. چنين رازگويى و نيازخواهى صادقانه با خدا دريچهاى از نور و عرفان به سوى انسان مىگشايد. و تداوم اين عهد و پيمان، مشكلات را يكى پس از ديگرى برطرف مىسازد.
10- توجه به عظمت و هيبت پروردگار و فقر و فاقه خود. روشن است اگر آدمى بداند با چه بزرگى روبهرو است و خود در مقابل او هيچ بلكه عين احتياج و فقر و فاقه است، با تمام وجود و ذهن و انديشه خاضع خواهد گرديد.
يكى از اولياى خدا توصيهاى در اين باره نمودهاند كه به محضر شما مىرسانيم.
در مرحله اول مدتى قبل از شروع نماز حداقل 15 دقيقه به حسابرسى و تخليه درون بپردازيد و به صورت ارادى عوامل پريشانى خاطر را تعديل بخشيد. مثلاً اگر كار ناشايستى انجام دادهايد (مثل فرياد زدن بيهوده) از كرده خود اظهار ندامت كنيد منظور اين است پيش از اين كه آن چه در باطن شما رسوب كرده و با نماز برانگيخته مىشود، با اختيار خود شما مورد ارزشيابى و حسابرسى قرار گيرد و براى موارد مشابه تصميم معقول بگيريد كه رفتار خود را كنترل كنيد. پس منظور از اين مرحله اين است كه خود را براى نماز مهيا سازيد.
مرحله دوّم همان طور كه در ابتداى سخن، ذكر شد شرايط را فراهم كنيد. در طول مدت نماز، ابتدا همان اذكار و اوراد نماز را در درون حاضر كنيد و سپس الفاظ را ادا نمائيد. امام خمينى(ره) اين عمل را اين گونه تشبيه مىنمايند كه نمازگزار اذكار نماز را به درون خود تلقين كند، مثل اين كه طفلى در درون او هست و يك يك اذكار را به او عرضه مىكند.
البته اين راهكار براى ابتداى راه، در حضور قلب مؤثر است. براى مراحل بعد توصيههاى ديگرى لازم است كه انشاءالله در فرصتهاى بعد به سمع و نظر شما خواهد رسيد.
مطالعه پيرامون كيفيت نمازهاى اهل بيت(ع) و همچنين مطالعه كتابهايى همچون «آداب الصلوه» يا «پرواز در ملكوت امام خمينى» و «اسرار الصلوه» مرحوم ميرزا جواد آقا ملكى بسيار نافع است.
دو كتاب ديگر نيز در اين مورد پيشنهاد مىكنيم:
1. حضور قلب در نماز، على اصغر عزيزى تهرانى
2. حضور قلب در نماز، محمد بديعى
کد سوال : 2304
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اجتماعي _ فرهنگي
پرسش : آيا وضعيت منع حجاب در فرانسه و كشورهاي ديگر تجاوز به حقوق فرد و حقوق جامعه مسلمان نيست پس چرا كشورهاي اسلامي به مخالفت از راه حقوقي نپرداختند؟
پاسخ : براساس ماده 18 اعلاميه جهاني حقوق بشر، «هر کس حق دارد که از آزادي فکر، وجدان و مذهب بهره مند شود. اين حق متضمن آزادي تغيير مذهب يا عقيده و همچنين متضمن آزادي اظهار عقيده و ايمان مي باشد و نيز شامل تمايلات مذهبي و اجراي مراسم ديني است. هر کس مي تواند از اين حقوق منفردا يا مجتمعا به طور خصوصي يا به طور عمومي برخوردار باشد» V}(فلسفه حقوق، مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني، 1378، ص 290). {V
و همچنين براساس ماده دوم قانون اساسي 1958 فرانسه، فرانسه کشوري غير مذهبي است ولي در عين حال به تمام اعتقادات ديني، متساويا احترام مي گذارد V} (حقوق اساسي جمهوري ايران، دکتر سيد محمد هاشمي، نشر دادگستر 1378، ص 163).{V
بنابراين از نظر حقوقي عملکرد دولت فرانسه در مبارزه با حجاب مسلمانان اين کشور و ممنوعيت آن، با معيارها و موازين قانون حقوق بشر و حقوق داخلي آن مغاير مي باشد.
اما در مورد مخالفت حقوقي مسلمانان و کشورهاي اسلامي با اين اقدام فرانسه، گفتني است تاکنون علاوه بر راهکارهاي سياسي، فرهنگي و... که مسلمانان فرانسه و يا ساير کشورهاي غربي براي احقاق حقوق خود داشته اند راهکار حقوقي و طرح شکايت در دادگاه هاي اين کشور هم مورد اهتمام آنها بوده است؛ به عنوان نمونه در سال 1989 سه دانش آموز دختر مسلمان به دليل ممانعت از ورودشان به مدرسه به خاطر حجاب، موضوع را به دادگاه کشيدند، رأي دادگاه به شرح ذيل صادر گرديد:
«استفاده از حجاب اسلامي را تنها در شرايط ويژه مي توان ممنوع کرد، هرگاه حجاب به عنوان نشانه يک عقيده مانع کار در عرصه هاي تبليغاتي، امنيتي و بهداشتي گردد، مي توان استفاده از آن را ممنوع کرد» V} (مسأله حجاب در اروپاي غربي، رجب کارگز، ترجمه داود وفايي، منصوره حسيني، نشريه غرب در آيينه فرهنگ، فروردين و ارديبهشت 1381، ص 20 - 19).{V
و يا در سال 1990 پنج دانش آموز محجبه مسلمان از مدرسه اخراج شدند. مسلمانان براي احقاق حقوق خود به دادگاه مراجعه کردند. دادستان در نهايت به نفع دانش آموزان رأي داد لکن تبصره «مخالفت با تبليغات ديني و عقيدتي» رأي مذکور را محدود مي نمود» V} (همان، ص 20).{V
به طور کلي اگر بخواهيم نتايج مواردي را که مسلمانان فرانسه از راهکارهاي حقوقي استفاده نموده اند، مورد ارزيابي قرار دهيم مشخص مي شود که اين راهکار نتوانسته است نتايج مثبتي براي مسلمانان داشته باشد و دادستان فرانسه به استفاده از حجاب تنها در موارد استثنايي اجازه مي دهد و استثناء را هم چنين تفسير مي کنند که «حجاب نبايد ماهيت ايدئولوژيک، سياسي، ديني و گروهي به خود بگيرد».
با نگاهي دقيق و واقع بينانه مي توان مهمترين عوامل ناکارآمدي راهکارهاي حقوقي مسلمانان فرانسه را در مورد حجاب چنين بيان نمود:
T}الف) ترس و وحشت نظام هاي سکولار از گسترش سريع ايدئولوژي اسلامي:{T
دکتر اسعد حيدر کارشناس امور خاورميانه در شبکه هاي تلويزيون فرانسه درباره روند افزايش مسلمانان فرانسه مي گويد: «روند گرايش و بازگشت به اسلام از سال 1980 ميلادي - بعد از پيروزي انقلاب اسلامي ايران - در فرانسه رو به گسترش نهاد و تا سال 1980 اسلام به عنوان دين دوم رسميتي نداشت، اما امروزه اين يک حقيقت است که اسلام دين دوم فرانسه مي شود» V} (روزنامه جمهوري اسلامي، خرداد 1377).{V
و روزنامه فرانسوي فيگارو مي نويسد: «امروز، جوانان فرانسوي بيش از پيش به اسلام روي
مي آورند» V} (روزنامه کيهان، 22/3/75).{V
و ژان لين لکابن از سرشناسترين تحليل گران فرانسه در اعتراض توأم با هشدار اعلام مي نمايد: «هر سال در فرانسه پنجاه هزار نفر به آيين اسلام مي گروند» V} (ماهنامه غرب در آيينه فرهنگ، بهمن 80، ش 16).{V
ترس از گسترش ايدئولوژي اسلامي واقعيتي است که سياستمداران طرفدار ايدئولوژي متزلزل ليبرال - دموکراسي را واداشته که عليرغم تمامي ادعا و شعارهاي خود پيرامون آزادي و حقوق بشر و... ماهيت ديکتاتور مأبانه ليبرال - دموکراسي غرب را آشکار نموده و با تمامي امکانات از گسترش ايدئولوژي نوپا و پرقدرت اسلامي و نمادها و مظاهر آن - از جمله حجاب - جلوگيري نمايند.
استدلال وزير فرهنگ آلمان در رد درخواست «لادن» - معلم محجبه مسلمان - اين بود که: «مدارس ما به موازات آموزش دانش آموزان، پرورش هم مي بينند، از آنجا که وجود يک معلم زن مسلمان با حجاب، با تعاليم اساسي مسيحيت در تضاد است، نمي توانيم در مدارسمان پذيراي مسلمانان با حجاب باشيم. ما مي خواهيم فرزندانمان را براساس فرهنگ مسيحيت تربيت کنيم» V}(مسأله حجاب در اروپاي غربي، همان، ص 18). {V
جمله فوق نه تنها مبين ترس سياستمداران اروپايي از گسترش اسلام است، بلکه در واقع اعتراف به ضعف و ناکارآمدي مباني اعتقادي و فکري فرهنگ مسيحيت در پاسخ به نيازهاي فردي و اجتماعي بشر مي باشد، به نحوي که در مواجهه ايدئولوژي اسلامي توان مقاومت و استدلال منطقي را ندارد.
T}ب ) مشکلات زيربنايي و وجود ابهامات و برداشت هاي سليقه اي از حقوق بشر:{T
افزون بر اشکال عمده اي که بر اعلاميه حقوق بشر به دليل پذيرش مطلق آزادي مذهبي - اعم از حقيقت يا خرافه بودن مذاهب و اين که انسان را در داشتن و نداشتن مذهب آزاد گذاشته است - وارد است، محدوديتي که در ماده 29 اعلاميه آمده تعارض عمده اي با اصل آزادي مذهبي به وجود آورده است.
توضيح آن که: براساس ماده مذکور، استفاده از حق آزادي مذهبي تا آنجاست که به حقوق و آزادي ديگران لطمه اي وارد نسازد. يکي از بارزترين مصاديق اين محدوديت آنجاست که دستورات مذهبي با قوانين و نظام حقوقي حاکم بر جامعه اي ناسازگار باشد که طبعا در چنين مواردي اين تعارض به ضرر مذهب و آزادي مذهبي و به نفع نظام حقوقي حاکم حل خواهد شد V}(فلسفه حقوق، مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني، 1378، ص 198 - 196). {V
T}ج ) مشکلات مربوط به جهان اسلام:{T
واقعيت اين است که جهان اسلامي عليرغم ظرفيت ها و امکانات بسيار وسيع، مادي، فرهنگي، انساني و... به دلايل متعددي نظير اختلافات مذهبي، سياست هاي استعماري قدرت هاي بزرگ، خيانت زمامداران کشورهاي اسلامي و وابستگي آنان به بيگانگان و... از جايگاه مناسب در ساختار جهاني برخوردار نبوده و توانايي اعمال و به کارگيري ظرفيت هاي موجود را در دفاع از حقوق مسلم خويش ندارد.
فقدان اتحاد و تصميم گيري قاطعانه از سوي کشورهاي اسلامي در مقابل سياست هاي کشورهاي استعماري، وضعيت را به گونه اي ساخته است که مسلمانان با اين که از لحاظ جمعيتي درصد بسيار بالايي از جمعيت فرانسه را تشکيل مي دهند و به عنوان دومين دين فرانسه مي باشند، امکان استفاده از حق آزادي مذهبي خود را ندارند و حال آن که اقليت هاي غير مذهبي و غير ديني در جهان اسلام نظير فرقه خرافي و بي پايه بهائيت - که از پيروان بسيار معدودي برخوردار است - مورد حمايت کشورهاي اروپايي و مجامع بين المللي بوده و با محکوم نمودن کشور ايران به نقض حقوق بشر، خواستار رسميت بخشيدن به آن مي باشد.
در هر صورت وجود مشکلات و موانعي اين چنين باعث نمي شود تا مسلمانان فرانسه از ادامه دادن به راهکارهاي حقوقي کناره گيري نمايند، بلکه بايد علاوه بر پيگيري مستمر اين روند، راهکارهاي ذيل را نيز مورد اهتمام خود قرار دهند:
1. فعاليت براي تصحيح برداشت هاي منفي مردم اروپا و تصورات غلط آنان پيرامون اسلام و تبيين فرهنگ صحيح اسلامي.
2. مبارزه براي متوقف ساختن خصومت رسانه ها با اسلام.
از سوي ديگر کشورهاي اسلامي نيز با اتحاد و همبستگي به اتخاذ تصميمات قاطع پيرامون دفاع از حقوق مسلم مسلمانان از طريق مجامع اسلامي نظير سازمان کشورهاي اسلامي و... پرداخته و اين موضوع را در مجامع بين المللي نظير مجمع عمومي سازمان ملل، کميته حقوق بشر و... مطرح نمايند.
کد سوال : 2305
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : ملاك اسلام براي انتخاب همسر خوب چيست.چگونه مي توان اينها را در طرف مقابل تشخيص داد. به نظر شما آيا درست است كه اگر كسي را با اين گونه مشخصات يافتيم خودمان جلو برويم يا خير؟
پاسخ : قبل از هر چيز بايد از معيارهاي همسر شايسته شناخت کافي پيدا کرد، بنابراين معيارها و ملاك هايي كه در انتخاب همسر بايد در نظر گرفته شود دو نوع است .
الف . آنهايي كه ركن و اساس اند و براي يك زندگي سعادتمندانه حتما" لازم اند.
ب . آنهايي كه شرط كمال هستند و براي بهتر و كاملتر شدن زندگي اند و بيشتر به سليقه و موقعيت افراد بستگي دارد.
ملاك هاي دسته اول عبارتند از:
1. تدين و دين دار بودن فرد. زيرا انساني كه دين ندارد هيچ ندارد انسان بي دين در حقيقت مرده ي متحرك است و كسي كه پاي بند به دين (كه اصلي ترين مسأله زندگي است) نباشد هيچ تضميني وجود ندارد كه پاي بند به رعايت حقوق همسر و زندگي مشترك باشد. انسان ديندار هرگز نمي تواند با همسر بي دين كنار بيايد و با هم زندگي سعادتمندانه اي داشته باشند.
2. اخلاق نيك داشتن كه منظور داشتن صفات و خلق و خوهاي پسنديده در نظر عقل و شرع است . در واقع اخلاق و دين دو ملاك و معيار اصل در ازدواج و انتخاب همسر است .
اگر بخواهيم نمونه هايي از اخلاق خوب و بد را اشاره كنيم مي توان موارد زير را ذكر كرد.
الف . خوش زباني و بدزباني زبان ترجمان و بيانگر احوال درون است و زبان دريچه اي است از محتويات درون فرد, زبان انسان آيينه دل اوست.
ب . بزرگواري و حسادت
ج . خوش خلقي و كج خلقي
د. حق پذيري و لجاجت
3. شرافت و اصالت خانوادگي كه منظور نجابت و پاكي خانواده است زيرا ازدواج دختر و پسر تنها پيوند و تركيب دو فرد نيست بلكه پيوند دو خانواده است و نمي توان گفت من مي خواهم با خود اين فرد ازدواج كنم و كاري به خانواده و فاميلش ندارم . زيرا اين فرد شاخه اي است از اين خانواده و از ريشه هاي همان درخت خانواده تغذيه كرده است و صفات اخلاقي , روحي، عقلي و جسمي آن خانواده را از راه وراثت و محيط و عادات به اين فرد منتقل كرده است .
4. عقل ; در واقع همان نور افكني است كه جاده زندگي را روشن مي كند و بايد زن و شوهر براي اداره ي زندگي و تربيت فرزندان از نيروي عقل و فهم مجهز برخوردار باشند و رشد عقلي كافي پيدا كرده باشند همان طور كه ائمه اطهار ما را از ازدواج با افراد احمق و كم عقل نهي فرموده اند.
5. تناسب , همتايي و كفو همديگر بودن كه از حساس ترين نكاتي است كه بايد در انتخاب همسر مورد توجه قرار گيرد همتايي و تناسب از نظر و جنبه هاي مختلف مثل
الف . تدين و ميزان پاي بندي به دستورات شرع
ب . همتايي و هماهنگي فرهنگي و فكري
ج . همتايي اخلاقي و پاي بندي به آداب اخلاقي
د. كفو همديگر بودن از نظر تحصيلات علمي
ه. تناسب در زيبايي
و. تناسب سني
ز. تناسب مالي و سطح اقتصادي و...
ملاك ها و معيار و مسائل ديگري كه بيشتر مربوط به سليقه و موقعيت افراد دارد. در دسته ي دوم قرار مي گيرد و مي توان از آن صرف نظر كرد. ولي براي اينكه بتوانيد به يك تصميم صحيح و عاقلانه اي برسيد بهتر است با افراد مورد اعتماد خويش، والدين، يا اقوام نزديك دلسوز و عاقل و داراي تجربه مشورت كرده و با دقت كافي تصميم مناسبي اتخاذ فرماييد.
ما معيارهايى را كه در احاديث براى همسر خوب ذكر شده، بيان مىكنيم. شما هم همين شرايط را مد نظر
بگيريد و با توكل به خداوند اقدام نماييد. البته اين شرايط نسبت به افراد نسبى هستند و نبايد انتظار داشته باشيد شخص مورد نظر شما از بالاترين حد آن برخوردار باشد. حضرت على(ع) ضمن آموزش دعايى جهت ازدواج معيارهايى را براى انتخاب همسر بيان فرمودهاند كه عبارتند از:
1- صالحه (شايسته): کسي كه كارهاى شايسته و مورد پسند خدا را انجام دهد؛
2- ودود: با محبت باشد؛
3- ولود: نازا وعقيم نباشد؛
4- شكور؛ در مقابل نعمتهاى الهى شكرگذار باشد؛
5- قنوع: اهل قناعت باشد تا در زندگى تو را به زحمت نيندازد؛
6- غيور: نسبت به دين خدا و عفت غيرتمند باشد؛
7- در برابر احسانى كه به او مىشود، قدردانى كند؛
8- چنانچه از سوى تو كار ناروايى سرزد، عفو و اغماض كند؛
9- اگر در زندگى يادآور خدا شدى، تو را همراهى كند و اگر خدا را فراموش كردى، يادآور تو شود و به تو تذكر دهد؛
10- آن گاه كه از منزل خارج شدى، خودش را حفظ كند؛
11- و هرگاه به منزل وارد شوى، با ورودت خوشحال و مسرور گردد؛
12- چنانچه به او دستور و فرمان دادى، اطاعت كند و اگر براى او قسم خوردى، باورت كند و تكليف خود را انجام دهد؛
13- و اگر ناراحت شدى و او را مورد غضب قرار دادى، اسباب خشنوديت را فراهم آورد.
اما اقدام براي شناسايي ملاک هاي فوق و اطلاع يافتن از وجود آنها در يک فرد از راه هاي زير امکان پذير است:
1- تحقيق و بررسي از خانواده و چگونگي روابط خانوادگي و فاميلي. چون هر فردي تحت تأثير محيط خانواده به دنيا آمده و رشد کرده است و از آن فضاي فرهنگي و اجتماعي تأثير پذير بوده و هست.
2- تحقيق و شناسايي دوستان و نزديکان و رفقاي صميمي در محل زندگي و سکونت، محل درس و محل کار.
3- گفتگوي مستقيم (ولي تحت نظارت خانواده هاي دو طرف) با يکديگر و اطلاع يافتن از نقطه نظرات همديگر درباره مسائل مختلف و آنچه در آينده مي تواند در زندگي مشترک تان تأثيرگذار باشد و کسب اطلاع از ميزان اهتمام وي نسبت به ملاک ها و معيارهاي معرفي شده.
در پايان توصيه مي شود جهت اطلاعات بيشتر و دقيق تر و تصميم گيري واقع بينانه تر براي مهمترين تصميم دوران زندگي و نقطه عطف عمر خود بهتر است در اين زمينه هم تفکر بيشتري داشته باشيد و هم با خانواده محترمتان به گفتگو و مشورت بپردازيد و هم از نظرات مشورتي افراد با تجربه استفاده نماييد و کتاب هاي معرفي شده را نيز مطالعه فرماييد.
1- جوانان و انتخاب همسر، علي اکبر مظاهري، انتشارات پارسايان
2- انتخاب همسر، آيت الله ابراهيم اميني، سازمان تبليغات اسلامي
3- تشکيل خانواده از سري آموز خانواده، جمعي از مؤلفان، انجمن اولياء مربيان
اما در مورد خواستگاري از فردي كه داراي معيارهاي مورد نظرتان هست بايد توجه داشته باشيد كه در اينجا دو نكته قابل بحث است آن دو نكته: يكي مسأله انتخاب است و دوم مسأله خواستگاري.
در حوزه انتخاب بدون هيچ شك و ترديد زن ها يا دختران حق انتخاب دارند و معمولا در بيشتر موارد وقتي كسي به خواستگاري آنها مي آيد مي توانند در مورد آن فرد تحقيق دقيق انجام دهند و سپس بعد از تحقيقات لازم انتخاب كنند يعني جواب آري يا نه بگويند و انتخاب شرعا و قانونا حق طبيعي زنان در مورد همسر آينده شان مي باشد و از لحاظ عرفي نيز در حال حاضر در بيشتر مناطق كشور ما تقريبا همين طور عمل مي شود مگر در موارد بسيار نادري كه ممكن است خانواده از روي تعصبات، فردي را به دختر تحميل كند. اما مسأله خواستگاري گرچه مقدمه يك انتخاب است ولي بيشتر شبيه به پيشنهاد است يعني آنچه در فرآيند خواستگاري رخ مي دهد اين است كه از طرف خانواده پسر يا از طرف خود پسر به خواستگاري دختر مي روند يعني در واقع پيشنهاد ازدواج با دختر را مطرح مي كنند و دختر حق دارد انتخاب كند و جواب مثبت دهد و همچنين حق دارد رد كند و جواب منفي بدهد.
اما اين كه آيا دختران نيز مي توانند از همسر مورد علاقه خود خواستگاري كند اين يك مسأله فرهنگي است نه يك مسأله شرعي و قانوني و حقوقي.
از اين رو در بعضي از كشورها مانند هندوستان در بعضي از مناطق آن مرسوم است كه خانواده دختر به خانواده پسر پيشنهاد ازدواج مي كند يعني خواستگاري بيشتر از ناحيه خانواده دختر انجام مي گيرد يا حداقل از طرف خانواده دختر پيشنهاد مي شود كه ما آمادگي داريم كه دخترمان را به ازدواج پسر شما درآوريم در چنين فرهنگ هايي خواستگاري زن از مرد از قدر و منزلت زن نمي كاهد و او را در چشم مرد كوچك نمي كند و حتي اگر جواب از طرف خانواده مرد منفي باشد موجب سرشكستگي خانواده دختر نمي شود و همچنين از نظر رواني براي دختر شكننده نيست اما در كشورهايي كه چنين فرهنگي وجود ندارد بلكه فرهنگ خواستگاري دقيقا برعكس مي باشد مانند كشور ما خواستگاري مستقيم زن از مرد مورد علاقه مطلوب نيست و عوارضي دارد كه در نهايت از نظر رواني و شخصيتي و حيثيت اجتماعي و خانوادگي به ضرر زن تمام مي شود به ويژه اگر زن در اين رابطه پاسخ منفي دريافت كند زيرا زنان از نظر عاطفي و هيجاني در عين حال كه در سطح بالاتري از جنس مخالف هستند اما شكنندگي آنها نيز به همين ميزان از نظر عاطفي بيشتر از مردهاست بنابراين در اين گونه مسائل كه هم احتمال دريافت پاسخ منفي و هم پاسخ مثبت وجود دارد با يك درايت خاصي بايد عمل شود و در صورت لزوم اولا با افراد كارشناس و مجرب مشورت شود ثانيا بعد از مشورت از واسطه استفاده شود آن هم واسطه اي كه از نظر تعهد، دلسوزي و رازداري مورد اعتماد باشد تا به صورت كاملا محرمانه كار را پيگيري كند و با مهارت و كياست خاصي، فرد مورد نظر را تشويق و ترغيب به ازدواج كند و بعد از اين كه آمادگي ازدواج در او ايجاد شد به او جهت دهي كند و هدايت كند او را به سمتي كه از اين دختر خانم خواستگاري نمايد با اين شيوه هم دختر از حق انتخاب خود به خوبي استفاده نموده است و هم با واسطه و به صورت غير مستقيم از فرد مورد نظر خواستگاري كرده و هم از آسيب هاي خواستگاري مستقيم در امان مانده است.
بنابراين تأکيد و توصيه ما اين است که اگر کسي را با مشخصات بيان شده و ملاک هاي فوق هماهنگ و منطبق ديديد، مستقيما اقدام نکنيد و از واسطه اي امين، دلسوز، با تجربه، متأهل و راز نگهدار کمک بگيريد تا آن واسطه، فرد مورد نظرتان را به خواستگاري از شما به طور رسمي، تشويق و ترغيب کند و به قول خودتان، شما جلو نرويد. مطمئنا با اين شيوه از عوارض پاسخ احتمالي منفي وي در امان خواهيد بود وعزت و شأن شما محفوظ خواهد ماندو هم به هدف خود نائل خواهيد شد.
کد سوال : 2306
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : چگونه مي توان شخصي را كه از نظر مذهبي كامل نيست هدايت كرد به طوري كه در طرف مقابل اثر داشته باشد؟
پاسخ : تلاش و كوشش جهت هدايت و تشويق افراد به طرف خدا و تقويت ايمان آنها كاري بس ارزشمند است . دعوت مردم به آشنايي با دين و عبادت خداوند از برجسته ترين و متعالي ترين امور است. چنانچه در روايتي رسول خدا(ص) فرمود: هر كس بتواند يك نفر را هدايت كند و به طرف دين جذب نمايد، ارزش آن برتر از تمام چيزهايي است كه خورشيد بر آنها مي تابد.
براي ترغيب و تشويق به انجام فرائض ديني ، ابتدا بايد زيربناهاي فكري افراد را مورد بررسي قرار داده و در اصلاح آن كوشيد. ديدگاه فرد در مورد خداوند، جهان هستي، انسان، معاد و ... اموري است كه نتيجه مستقيم بر ايمان فرد دارد . تقويت و اصلاح اين مباني تأثير زيادي بر ايمان انسان مي گذارد.
قدم بعدي چشيدن و مزه كردن ايمان است. اگر كسي شيريني و لذت ايمان به خدا را حس كند و از انجام كارهاي ديني لذت ببرد ، هرگز نسبت به آنها بي تفاوتي نشان نمي دهد. به همين جهت در دعاها آمده است: «اللهم اذقني حلاوه ذكرك : خدايا شيريني ياد خودت را به من بچشان».
قدم سوم پرهيز از اموري است كه انسان را از توجه به خدا غافل مي كند. گر چه ياد خدا و ارتباط عاشقانه با او بسيار لذت بخش است و هيچ لذتي به پاي آن نمي رسد ، ولي اگر لذت هاي مادي و شيطاني كه رسيدن به آنها بسيار آسان است و روز به روز متنوع تر و گسترده تر مي شود، در زندگي فرد وارد شود، كم كم او را از توجه به خدا باز مي دارد و ايمان او را ضعيف مي كند.
حال با توجه به اين سه مطلب، راهكارهاي زير را جهت تقويت ايمان فرد و نزديك كردن او به دين پيشنهاد مي كنيم، اما قبل از آن اين نكته را يادآوري مي كنيم كه هدايت و ارشاد ديگران به طرف خدا امري تدريجي است كه لازمه آن صبر و بردباري و تلاش دائمي است و نمي توان انتظار داشت يك مرتبه افراد به همه چيز برسند. بايد سعي كنيم قدم به قدم پيش رويم. اين راهكارها عبارتند از:
1. او را به مطالعه كتاب هاي مفيد در زمينه هاي مذهبي تشويق كنيد . گاهي هم كتاب هاي جالب را كه براي او مناسب است خودتان مطالعه كنيد و خلاصه آن را برايش بگوييد، به اين صورت كه اگر مي توانيد با او قرار بگذاريد و در يك زمان مناسب اين كار را بكنيد. شما مي توانيد اين كار را به بهانه اينكه مي خواهيد از او كمك بگيريد تا اشتباهات شما را اصلاح كند ، انجام دهيد. زيرا در غير اينصورت ممكن است زير بار اين كار نرود.
2. نصيحت و تذكر مستقيم سودي ندارد. سعي كنيد مطالبتان را غير مستقيم به او بگوييد.
3. قبل از اينكه بخواهيد تذكري به او بدهيد بهتر است نكات مثبت او را برجسته كنيد. و او را به عنوان فردي موفق جلوه دهيد و طوري وانمود كنيد كه تذكرات شما براي بهتر شدن وضعيت او است.
4. داشتن روابط صميمي و دوستانه تأثير سخن شما را چند برابر مي كند پس سعي كنيد دائما او را مورد محبت و نوازش قرار دهيد و او را از بهترين دوستان خود معرفي كنيد.
5. گاه گاهي از او بخواهيد اشتباهاتتان را به شما تذكر دهد تا احساس كند نظرات او را قبول داريد و به آن احترام مي گذاريد.
6. سعي كنيد وي را به شركت فعال در تشكلهاي مذهبي دانشگاه تشويق كنيد و از اعضاي آنها بخواهيد به او توجه و احترام لازم داشته باشند.
7. او را به شركت در مراسم جذاب مذهبي مثل زيارت عاشورا ، دعاي توسل و مانند آن تشويق كنيد و روحيه توبه و انابه و مناجات با خدا را در او به وجود آوريد.
8. تا جايي كه ممكن است ارتباط او را با لذايذ حرام مثل نوارها و سي دي هاي غير مجاز و شركت در مجالس آلوده ، رابطه با جنس مخالف و مانند آن قطع يا محدود كنيد، زيرا اينگونه برنامه ها در تخريب ايمان جوانان بسيار مؤثر است.
9. آينده نگري، احساس مسئوليت و توجه به عالم آخرت را در او ايجاد كنيد.
10. از صميم قلب براي موفقيت خودتان و براي هدايت او دعا كنيد و بدانيد كه اگر در كارتان جديت و اخلاص داشته باشيد ، حتما موفق مي شويد، اگر هم موفق نشديد اجرتان پيش خدا محفوظ است و از اين جهت جاي نگراني نيست.
11. سعي كنيد با رفتارتان او را دعوت به دين و ارزشهاي ديني كنيد «كونوا دعاه الناس بغير السنتكم» پيامبر فرمود مردم را با غير زبان به دين دعوت كنيد. زيرا مشاهده رفتار ديگران در تأثير پذيري انسان بسيار مؤثر است. اين كار هم به نفع شماست يعني عملا خود شما كمال پيدا مي كنيد و هم باعث تشويق و تحريض ايشان براي عمل كردن به احكام و ارزشهاي دنيوي مي شويد.
در اينجا مناسب است با نگاهي روانشناختي به موضوع تأثيرگذاري به اين سؤال بپردازيم و نکاتي را يادآور شويم:
مسأله تأثيرپذيرى يا تأثيرگذارى در حدود كيفيت آن بستگى به توانها و قابليتهاى انسان در ابعاد مختلف دارد. مهمترين امورى كه در تاثيرگذارى دخالت دارند ويژگىهاى روحى از قبيل اراده استواراخلاق نيكو حسن معاشرت و آگاهىها و توانهاى علمى بالا است. تأثيرپذيرى مثبت نيز تا حدودى به اين امور و نيز به ميزان انعطاف پذيرى و حقيقتطلبى شخص ارتباط دارد و تاثير پذيرىهاى منفى برخاسته از ضعف آگاهى و اراده مىباشد. بنابراين هر اندازه در تقويت اراده خود گسترش صفات حسنه و خلق و خوى پسنديده و افزونسازى آگاهىها ودانشهاى خود به ويژه در زمينه مسايل دينى فرهنگى و اجتماعى تلاش كنيد تدريجا توان تاثيرگذارى بيشترى خواهيد يافت.
بنابراين تأثيرگذارى يك مهارتى است كه به تدريج حاصل مىشود و تأثيرگذار و تأثير گيرنده و فضاى روانى از آمادگى لازم و شرائط كافى برخوردار باشد كه با تمرين و ممارست به اين مهارت دسترسى پيدا مىشود. با رعايت اصول و نكات زير فرد مىتواند ميزان تأثيرگذارىخويش را افزايش دهد.
1. كار خود را با تحسين و قدردانى صميمانه از طرف مقابل شروع كنيد.
2. با اندكى تفحص و جستجو برنامه خود را با برجسته كردن يك يا چند نكته مثبت و ارزشمند در طرف مقابل و تحسين صادقانه از وى به خاطر وجود آن امر مثبت ارتباط خود را با وى پىگيرى نمائيد.
3. در صورتى كه اشتباه و لغزشى در وى مشاهده كرديد مستقيما از او گلايه نكنيد و وى را مورد انتقاد مستقيم و سرزنش خود قرار ندهيد.
4. قبل از انتقاد از ديگران درباره اشتباهات خود حرف بزنيد.
5. سعى كنيد شنونده خوبى باشيد و ديگران را تشويق كنيد درباره خود براى شما حرف بزنند.
6. صميمانه ديگران را دوست داشته باشيد و به آنها اين محبت باطنى خود را اعلام كنيد.
7. به ديگران اعتبار بدهيد و كارى كنيد كه احساس كنند مهم هستند.
8. در طرف مقابل نسبت به كارى كه مىخواهى انجام دهد ميل شديدى ايجاد كنيد و به عبارت ديگر فضاى روانى لازم را براى انجام آن عمل فراهم نمائيد.
9. هر رفتارى را كه از ديگران نسبت به خود انتظار داريد همان را با ايشان در پيش گيريد.
10. سعى كنيد نقطه نظرات و ديدگاههاى خويش را بر ديگران تحميل نكنيد زيرا مردم سخن كسى را كه بخواهد عقيدهاش را بر آنان تحميل كند نمىپذيرند و با كسى كه همچون يك سرپرست با ايشان رفتار كند دوستى نمىورزند و به او اعتماد نمىكنند.
در اين زمينه براى آگاهى بيشتر ر.ك:
1. آئين دوست يابى، ديل كارنگى
2. دوستى و دوستان، سيد هادى مدرسى، انتشارات آستان قدس رضوى
3. دوستى در قرآن، محمدى رى شهرى
در پايان، توجه به اين نکته لازم است، که بهترين راه براي تأثير گذاري درسي جوانان ايجاد رابطه عاطفي است و براي دوست شدن با آنها و ايجاد ارتباط عاطفي سعي کنيد با او همدردي کنيد و در حل مشکلات او همراه او باشيد. او را درک کنيد و به نيازهاي روحي او توجه داشته باشيد، از سرزنش کردن او خودداري کنيد به او احترام بگذاريد و او را بدون شرط بپذيريد؛ يعني پذيرش شما نسبت به او مشروط نباشد و به گونه اي رفتار کنيد که او احساس کند شما دلسوز او هستيد رعايت نکات فوق باعث مي شود بين او و شما يک ارتباط صميمي و عاطفي برقرار شود آنگاه
مي توانيد در قالب صميميت و دوستي مشکلات او را گوشزد کنيد و در حل آنها به او کمک کنيد. اگر برخوردي غير از اين با او داشته باشيد و بخواهيد از طريق تهديد و امر و نهي با او برخورد کنيد قطعا نمي پذيرد و در تکرار اشتباهات اصرار مي ورزد و حتي طغيان مي کند.
کد سوال : 2307
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : زندگي پدر و مادر من از جهت ابراز علاقه و يا اصلا مشترك بودن در تصميم گيري ها كه من اين تك روي در تصميم گيري ها را فقط ناشي از عدم ابراز علاقه و معطر كردن فضاي خانه از مهر و محبت و دوستي و رفاقت زناشويي مي دانم پر از دعواها ،دلهره ها و ناراحتي هاي عصبي است . بهتر است بي پرده بگويم پدرم از ابراز محبت خود به شدت امتناع مي كند او در طول زندگي 20 ساله من در مورد من كه دخترش هستم حتي يك بار هم مرا دخترم صدا نكرده است هميشه مرا يا فاطمه صدا كرده است يا با توام. از وقتي كه يادم مي آيد هيچ وقت آغوش پدرم را تجربه نكرده ام اينها تا اينجا چيزي نيست يعني اشكالي ندارد ولي كار وقتي خراب مي شود كه بدانيد پدرم دست بزن هم دارد و مرا از اين فيض محروم نكرده است با اين حال وضع من از نظر عاطفه پدر بهتر از مادرم هست مي خواهم بدانم من با پدر و مادر و خواهر و برادرم چه كنم. من فرزند اول خانواده هستم پدر و مادرم تحصيلات خواندن و نوشتن دارند و از نظر مادي در سطح پاييني قرار داريم بيشتر دعواها سر پول و ماديات است؟
پاسخ : دانشجوي محترم از اين كه شما مقيد به احكام شرع هستيد و در مورد احترام به والدين عليرغم اينكه موجب آزار و اذيت قرار مىگيريد سؤال نمودهايد به شما آفرين گفته و به خاطر اين طرز تفكر به شما تبريك مىگوئيم چه اينكه تنها كسانى به سعادت واقعى دست مىيابند كه در چارچوب احكام الهى زندگى مىكنند و حدود شرعى را در همه ابعاد زندگى رعايت كنند و خداوند متعال نيز در قرآن آيه 176 سوره بقره به اين حقيقت اشاره مىكند كه «نيكى و خوشبختى در شرق و غرب عالم نيست بلكه تنها نيكى در ايمان به خداوند و روز قيامت و... و خلاصه اينكه خوشبختى انسان در گرو ايمان و متعلقات ايمان و عمل به احكام الهى است و بس. اما اين كه فرموديد با پدر و مادرى اين چنيني چه کنم لازم است به نکات زير توجه فرماييد:
اسلام از نظر حقوقى حساب ويژهاى براى پدر و مادر بازكرده همان گونه كه در جنبههاى عاطفى نيز حساب جداگانهاى براى آنها در نظر گرفته است لذا در روايات آمده كه اگر پدر و مادرى از فرزندانشان راضى باشند موجب خير و بركت و سعادت فرزند مىشود اگر در حق فرزندان خود دعا كنند خداوند به اين دعا توجه خاصى مىنمايد كما اين كه اگر والدين از فرزندان ناراضى باشند و خداى ناكرده آنها نفرين كنند ممكن است، خداوند بر چنين فرزندانى كه موجب ناراحتى والدين شوند قهر و غضب نمايد
در روايات آمده «نيكى كردن به والدين بزرگترين فريضه است» و يا اينكه مىفرمايد «بهشت زير پاى مادران است» اين همه آيه و روايت كه در اين زمينه وارد شده حاكى از اهميتى است كه خداوند براى والدين قائل شده است و اينها بدون حكمت نيست چه اينكه اينها در مقابل زحماتى كه والدين براى فرزندان متحمل مىشوند ناچيز است آنها از لحظه انعقادو نطفه تا هنگام تولد و همچنين بعد از تولد دوران شيرخوارگى و بعد كودكى مشكلاتى بسيار زيادى را متحمل شدهاند بنابراين خداوند نيز در مقابل زحمات آنها حقوق ويژهاي را براى آنها قائل شده است. از اين رو بايد در هر شرايطى احترام آنها را نگه داشت هر چند در بعضى اوقات دربرخورد با فرزندان خود دچار اشتباه شوند البته توجه به اين نكته لازم است كه خداوند همه انسانها را در مقابل اعمال و رفتارى كه انجام مىدهند مورد سؤال قرار مىدهد و والدين نيز بايد پاسخگوى اعمال و رفتار خود باشند بنابراين در همه حال ما وظيفه داريم به والدين خود احترام بگذاريم حتى اگر آنها به ما بى احترامى كنند فقط اگر آنها بخواهند ما را به كار حرامى وادار كنند يا از انجام تكليف واجبى باز بدارند، اطاعت از آنها لازم و صحيح نيست چه اينكه اطاعت خداوند بر هر كس ديگر حتى والدين نيز مقدم است خلاصه، دانشجوى محترم هم به شما و هم به ساير خواهران و برادرانتان توصيه دوستانه مىشود كه سعى كنيد به پدر و مادر خود احترام بگذاريد و به گونهاى با آنها رفتار كنيد كه رفتارهاى اشتباه آنها به حدّ اقل برسانيد. مطمئن باشيد اگر رضايت والدين را بدست آوريد خداوند بسيارى از گناهان شما را مىبخشد و به زندگى شماخير و بركت مىدهد و دعاى والدين را بدرقه راه پُر فراز و نشيب زندگى شما قرار مىدهد و در آخرت نيز پاداشهاى فراوانى در انتظار شما خواهد بود گاهى اوقات قرار گرفتن در يك چنين شرايطى موجب مىشود كه شما تجارب بسيار زيادى بدست آوريد حداقل تجربهاى كه شمامىتوانيد از اين طريق بدست آوريد اين است كه در رفتار والدين خود دقت كنيد تا به اشتباه آنها پى ببريد و سپس علت اين اشتباهات را جستجو كنيد كه چرا آنها دچار اينگونه اشتباهات مىشوند و همه آنها را در دفترچه خاطرات خود يادداشت كنيد و بعنوان يك منبع گرانبها درزندگى آينده خود مورد استفاده قرار دهيد و شما آن اشتباهات را در زندگى آينده خود تكرار نكنيد اين حداقل استفادهاى است كه شما مىتوانيد ببريد ديگر اينكه مىتوانيد با انتخاب راه صحيح و برخورد مناسب با آنها، رفتار اشتباه آنها را به حداقل برسانيد.
لازم به ذکر است که شما مي توانيد با ايجاد فضاي عاطفي و نزديک تر با والدين خود، نگرش آنها را نسبت به خود تغيير داده و اصلاح نماييد چرا که چه بسا هنوز آنها به شما همچون دوران کودکي و طفوليت تان مي نگرند و در نتيجه رفتارشان نيز متناسب با همان سن و سال است. بنابراين اگر رشادت، بلوغ فکري و عقلي و رفتاري خود را بتوانيد در صحنه عمل و در واکنش هاي خود به آنها نشان دهيد، خود به خود آنها نيز طرز رفتارشان را تغيير خواهند داد.
در پايان ضمن تأکيد به مطالعه و رعايت آنچه که در روابط فرزند با والدين ذکر کرديم توصيه مي کنيم براي ايجاد رابطه عاطفي نزديک تر و هم سو کردن آنها با خود به نکات زير نيز توجه فرماييد.
1- بيش از گذشته به آنها احترام گذاشته به گونه اي که تغيير رفتارتان را کاملا احساس کنند.
2- هرگز زبان به شکوه و گلايه از آنها نگشاييد بلکه از آنها تعريف و تمجيد کنيد و از زحمات شان تشکر و قدرداني کنيد.
3- اگر هم در مواردي حق با شماست، در برابر سخنان و گفته هاي آنها سکوت همراه با احترام داشته باشيد.
4- در حضور ديگران از ويژگي هاي مثبت آنها تعريف کرده و سپاسگزار آنها باشيد.
5- هر جا و در هر موقعيتي که نيازمند کمک شما هستند سريعا و با کمال احترام به خصوص در حضور ديگران به کمک آنها بشتابيد.
6- از فرد واسطه اي که مورد احترام و نيز مورد اعتماد والدينتان است (نظير پدربزرگ، مادربزرگ، يا يکي از فاميل دائي، عمو و...) براي ايجاد و افزايش رابطه عاطفي مثبت بين شما و والدينتان تلاش کند مشروط به اين که از وي بخواهيد والدينتان از اين درخواست شما از فرد واسطه اطلاع پيدا نکنند.
7- در ايجاد فضاي عاطفي در منزل نقش فعال داشته باشيد و آنگونه نباشد که همچون آنها با عصبانيت و پرخاشگري و تندي با آنها برخورد شود. نه تنها رفتارهاي تند آنهارا پاسخ ندهيد بلکه به آرامي از آن رد شويد و يا تندي آنها را و عطوفت و مهرباني پاسخ دهيد و تواضع و فروتني خود را عملا به اثبات برسانيد.
8- در مناسبت هاي مختلف مثل روز مادر، روز پدر و ... هديه اي هر چند ناچيز برايشان تهيه کرده و به آنها تقديم کنيد و دست والدين تان را ببوسيد.
کد سوال : 2308
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : 22 سال دارم و ليسانس حسابداري فارغ التحصيل شدم و 9 ماه است كه بيكارم و كار مناسبي پيدا نكردم با توجه به آمادگي و تمايلي كه به ازدواج دارم تصميم به ازدواج گرفتم به پسر عمويم كه از 5 سال پيش تا به حال چند بار از من به تنهايي خواستگاري كرده است جواب مثبت دادم البته اين موضوع را نه خانواده من مي دانند نه خانواده او (البته دو سال پيش به او جواب منفي داده بودم ) زن برادرم موضوع را مي داند و ديگر هيچ كس . او گفته 2 يا سه ماه آينده براي خواستگاري رسمي خواهد آمد چون خانه اي كه به مستأجر داده اند دو تا سه ماه ديگر خالي مي شود خودش گفت پدرش يك بار مرا به او پيشنهاد داده بوده است بنا به گفته يكي از اقوام مادرش مخالف ازدواج فاميلي است به خاطر ترس از تولد فرزندان بيمار .
من خواهري بزرگتر از خودم و مجرد دارم. پسر عمويم كارمند است و دانشجوي دانشگاه آزاد . من تحمل دو تا سه ماه را ندارم. مي خواهم تكليفم هر چه سريعتر معلوم شود. در اين مدت من هيچ گونه ارتباطي با او نداشتم. جز سلام و احوالپرسي فاميلي. قدش سه سانتيمتر از من كمتر است به نظر شما من بايد به قيافه و قد اهميت بدهم. تعدادي از افراد فاميل مي دانند كه او مرا دوست دارد در طي يك ماهي كه به او جواب مثبت دادم گاهي اوقات پشيمان مي شوم پدر و مادرم كه هيچ چيز
نمي دانند رابطه ام با آنها طوري نيست كه بتوانم راجع به اين موضوع با آنها صحبت كنم خواهش مي كنم مرا راجع به اين موضوع راهنمايي كنيد. من با اين ازدواج با اقوام جديد آشنا نمي شوم و از اين بابت ناراحتم. من چه اقداماتي بايد انجام دهم قبلا تمايلي به ازدواج با او نداشتم و فكر مي كنم دوست داشتن او نسبت به من بوده كه اين تمايل را درمن ايجاد كرده است.
من به جواب اين نامه خيلي زود نياز دارم چون بعدا به دردم نمي خورد نامه قبلي ام بعد از چهار ماه به دستم رسيد؟
پاسخ : همانطور که مي دانيد ازدواج يکي از حوادث مهم زندگي است و بايد با دقت و مشورت با افراد مجرب و کارشناس انجام گيرد تا از حوادث تلخ احتمالي حتي الامکان پيشگيري شود. اين که فرموديد مدتي است تمايل به ازدواج پيدا کرده ايد و دوست داريد با پسرعمويتان ازدواج کنيد و اجمالا به او جواب مثبت نيز داده ايد انشاءالله خير است و به نتيجه خواهد رسيد. اما به نظر مي آيد اين مسأله را مخفي نگه نداريد بلکه هر چه زودتر مستقيما و اگر خودتان نمي توانيد، از طريق واسطه اي دلسوز و مورد اطمينان و درعين حال مجرب، والدين خود را در جريان بگذاريد تا آنها نسبت به موضوع آگاه شوند و غافلگير نشوند زيرا ممکن است دچار اشتباه در تصميم گيري شوند بنابراين قبل از اين که ايشان به صورت رسمي به خواستگاري شما بيايد پدر و مادر خود (مستقيم يا غير مستقيم) را مطلع سازيد که پسرعمويم از من خواستگاري کرده و من هم تمايل به اين ازدواج دارم اما در عين حال نظر شما (والدين) نيز شرط است و هر جور که شما صلاح مي دانيد. طبعا اگر مسأله اينگونه طرح شود والدين شرايط و زمينه ها را فراهم مي کنند و از آنجا که پدر و مادر حقيقتا نسبت به فرزندانشان دلسوز هستند و يکي از مهمترين آرزوهاي آنها خوشبختي و سعادت فرزندانشان
مي باشد، شما را در اين مسأله کمک خواهند کرد.
اما اين که فرموديد شما يک خواهر مجرد بزرگتر از خودتان داريد. در اين مورد بايد گفت که با توجه به شرايط سني شما تأخير انداختن در امر ازدواج خيلي مناسب نيست ولي در عين حال بايد به گونه اي عمل شود که به ايشان نيز ضربه روحي وارد نشود و احساس ناارزنده سازي و بي ارزشي و نگرش منفي به آينده خود پيدا نکند به هر حال تصميم نهايي در اينگونه موارد با والدين شماست. بايد ببينيد که نظر والدين شما چيست اگر آنها موافق با ازدواج شما بودند شما اقدام کنيد و ازدواج کنيد اما اگر موافق نبودند مي توانيد به صورت غير رسمي برخي از مقدمات ازدواج را انجام دهيد و فقط خود شماها بدانيد و مراسمي هم فعلا برگزار نکنيد تا اين که شرايط ازدواج خواهرتان نيز فراهم شود به محض خواستگاري و عقد ايشان شما مي توانيد هم ازدواج تان را علني کنيد و هم بقيه مراسم را انجام دهيد.
اما اين که فرموديد از اين که به افراد جديدي فاميل نمي شويد نگران هستيد. به نظر ما اين جاي نگراني نيست. هزاران نفر ازدواج فاميلي مي کنند و با ازدواج روابط عاطفي آنها استحکام بيشتري پيدا مي کند و فوايد بسيار زيادي نيز بر آن مترتب است. از جمله اين که شما همديگر را خوب مي شناسيد، بهتر همديگر را درک مي کنيد، از نظر روحي بيشتر به هم نزديک هستيد و شرايط تفاهم بين شما بيشتر فراهم است تا ازدواج با افراد غريبه. بنابراين اينگونه مسائل خيلي مهم نيست که شما ذهنتان را به آن مشغول کنيد.
نکته ديگر اين که همين طور که از حرف هاي خود شما بر مي آيد پسرعمويتان خيلي شما را دوست دارد يعني شما همسري واقعا مطلوب براي او هستيد و اين بسيار ارزشمند است و شما بايد قدردان اين شرايط مناسب باشيد.
و اين که فرموديد قد او کمي از من کوچکتر است به نظر مي آيد اين مسأله نيز مانع ازدواج نيست آنچه مهم است و بايد شما مورد توجه قرار دهيد اين است که ايشان از نظر جسماني و رواني مشکلي نداشته باشد و داراي سلامت نسبي باشد. در عين حال براي اطمينان خاطر بيشتر بعد از خواستگاري حتما يک مشاوره ژنتيکي علاوه بر آزمايش خون داشته باشيد.
در پايان از اين که جواب نامه قبلي با تأخير ارسال شده است پوزش مي خواهيم البته بيشتر اين تأخيرها به خاطر کثرت نامه هاي دانشجويان است و محدوديت امکانات ما.
کد سوال : 2309
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : يكي از بچه ها در نماز خواندن سستي مي كند يا بهتر بگويم دوست دارد بخواند حتي به قول خودش يك وقتهايي يك ماه پشت سر هم نمازش را مي خواند ولي خودش هم نمي داند چرا باز ول مي كند و اين برايش شده درد سر و البته مي خواهد يك چيزي گمانم مثل معجزه ببيند تا به خواندن ادامه دهد؟
پاسخ : تلاش و كوشش جهت هدايت و تشويق افراد به طرف خدا و تقويت ايمان آنها كاري بس ارزشمند است . دعوت مردم به آشنايي با دين و عبادت خداوند از برجسته ترين و متعالي ترين امور است. چنانچه در روايتي رسول خدا(ص) فرمود: هر كس بتواند يك نفر را هدايت كند و به طرف دين جذب نمايد، ارزش آن برتر از تمام چيزهايي است كه خورشيد بر آنها مي تابد.
براي ترغيب و تشويق به انجام فرائض ديني ، ابتدا بايد زيربناهاي فكري افراد را مورد بررسي قرار داده و در اصلاح آن كوشيد. ديدگاه فرد در مورد خداوند، جهان هستي، انسان، معاد و ... اموري است كه نتيجه مستقيم بر ايمان فرد دارد . تقويت و اصلاح اين مباني تأثير زيادي بر ايمان انسان مي گذارد.
قدم بعدي چشيدن و مزه كردن ايمان است. اگر كسي شيريني و لذت ايمان به خدا را حس كند و از انجام كارهاي ديني لذت ببرد ، هرگز نسبت به آنها بي تفاوتي نشان نمي دهد. به همين جهت در دعاها آمده است: «اللهم اذقني حلاوه ذكرك : خدايا شيريني ياد خودت را به من بچشان».
قدم سوم پرهيز از اموري است كه انسان را از توجه به خدا غافل مي كند. گر چه ياد خدا و ارتباط عاشقانه با او بسيار لذت بخش است و هيچ لذتي به پاي آن نمي رسد ، ولي اگر لذت هاي مادي و شيطاني كه رسيدن به آنها بسيار آسان است و روز به روز متنوع تر و گسترده تر مي شود، در زندگي فرد وارد شود، كم كم او را از توجه به خدا باز مي دارد و ايمان او را ضعيف مي كند.
حال با توجه به اين سه مطلب، راهكارهاي زير را جهت تقويت ايمان فرد و نزديك كردن او به دين پيشنهاد مي كنيم، اما قبل از آن اين نكته را يادآوري مي كنيم كه هدايت و ارشاد ديگران به طرف خدا امري تدريجي است كه لازمه آن صبر و بردباري و تلاش دائمي است و نمي توان انتظار داشت يك مرتبه افراد به همه چيز برسند. بايد سعي كنيم قدم به قدم پيش رويم. اين راهكارها عبارتند از:
1. او را به مطالعه كتاب هاي مفيد در زمينه هاي مذهبي تشويق كنيد . گاهي هم كتاب هاي جالب را كه براي او مناسب است خودتان مطالعه كنيد و خلاصه آن را برايش بگوييد، به اين صورت كه اگر مي توانيد با او قرار بگذاريد و در يك زمان مناسب اين كار را بكنيد. شما مي توانيد اين كار را به بهانه اينكه مي خواهيد از او كمك بگيريد تا اشتباهات شما را اصلاح كند ، انجام دهيد. زيرا در غير اينصورت ممكن است زير بار اين كار نرود.
2. نصيحت و تذكر مستقيم سودي ندارد. سعي كنيد مطالبتان را غير مستقيم به او بگوييد.
3. قبل از اينكه بخواهيد تذكري به او بدهيد بهتر است نكات مثبت او را برجسته كنيد. و او را به عنوان فردي موفق جلوه دهيد و طوري وانمود كنيد كه تذكرات شما براي بهتر شدن وضعيت او است.
4. داشتن روابط صميمي و دوستانه تأثير سخن شما را چند برابر مي كند پس سعي كنيد دائما او را مورد محبت و نوازش قرار دهيد و او را از بهترين دوستان خود معرفي كنيد.
5. گاه گاهي از او بخواهيد اشتباهاتتان را به شما تذكر دهد تا احساس كند نظرات او را قبول داريد و به آن احترام مي گذاريد.
6. سعي كنيد وي را به شركت فعال در تشكلهاي مذهبي دانشگاه تشويق كنيد و از اعضاي آنها بخواهيد به او توجه و احترام لازم داشته باشند.
7. او را به شركت در مراسم جذاب مذهب مثل زيارت عاشورا ، دعاي توسل و مانند آن تشويق كنيد و روحيه توبه و انابه و مناجات با خدا را در او به وجود آوريد.
8. تا جايي كه ممكن است ارتباط او را با لذايذ حرام مثل نوارها و سي دي هاي غير مجاز و شركت در مجالس آلوده ، رابطه با جنس مخالف و مانند آن قطع يا محدود كنيد، زيرا اينگونه برنامه ها در تخريب ايمان جوانان بسيار مؤثر است.
9. آينده نگري، احساس مسئوليت و توجه به عالم آخرت را در او ايجاد كنيد.
10. از صميم قلب براي موفقيت خودتان و براي هدايت او دعا كنيد و بدانيد كه اگر در كارتان جديت و اخلاص داشته باشيد ، حتما موفق مي شويد، اگر هم موفق نشديد اجرتان پيش خدا محفوظ است و از اين جهت جاي نگراني نيست.
11. سعي كنيد با رفتارتان او را دعوت به دين و ارزشهاي ديني كنيد «كونوا دعاه الناس بغير السنتكم» پيامبر فرمود مردم را با غير زبان به دين دعوت كنيد. زيرا مشاهده رفتار ديگران در تأثير پذيري انسان بسيار مؤثر است. اين كار هم به نفع شماست يعني عملا خود شما كمال پيدا مي كنيد و هم باعث تشويق و تحريض ايشان براي عمل كردن به احكام و ارزشهاي دنيوي مي شويد.
12. به نظر مي رسد خلأ عمدهاى كه موجب ترك نماز از سوى فرد مزبور شده است مشكل فكرى است. ظاهرا ايشان در فلسفه نماز دچار اشتباه شده و آن گاه نتيجه نادرستى گرفته است.
بنابراين راه اصلاح وى نيز تصحيح انديشه ايشان است كه البته كار آسانى هم نيست و نيازمند فرصتى طولانى و نيز استفاده از روشهاى اصولى و تدابير خردمندانه است.
براى نمونه بايد با زبانى خوش و همراه با محبت به ايشان تفهيم كرد كه: نماز اولاً، نياز روحى و روانى هر انسانى است زيرا آدمى بدون ياد خدا گم گشتهاى حيران در ظلمت سراى جهان است A}الا بذكر اللّه تطمئن القلوب{A،V}(رعد، آيه 28){V بالاخره رابطه اين انسان با آفرينش چيست. آيا مىتواند در قبال آن بىتفاوت باشد، نماز پاسخى به اين نياز فكرى و اين سئوال اساسى انسان است.
ثانيا، نماز دعوت كننده انسان به خير است. نمازهاى پنجگانه همانند چراغهايى هستند كه در مسير طولانى و پيچ در پيچ و ظلمانى زندگى مسير انسان را مشخص مىسازند و او را به راه مىخوانند تا اسير ديو و دد نگردد و متاع خويش را به دزدان وا ننهد.
ثالثا، نماز زير بناى تشكيل جامعه اسلامى و تشكل آن است. هنگامى كه در ساعات معين همه مسلمانها رو به يك قبله مىايستند و با اذكار و حركاتى معين به درگاه خدا عبادت مىكنند. عالىترين هماهنگى عميق در پرتو عبادت الهى در مسلمانان شكل مىگيرد و....
نماز، عملى است كه در مجموعه عقيده توحيدى، داراى معنا و فلسفه است. پس در آغاز بايستى اين مجموعه شناخته شود تا نماز جايگاه خود را در ذهن و انديشه فرد باز نمايد.
آنچه كه موجب مىگردد و برخى از نماز، رويگردان باشند و يا نسبت به آن تساهل كنند، ندانستن فلسفه نماز و يا دركى غلط از آن است. برخى چنين مىپندارند كه نماز انسان، نيازى را از خداوند برطرف مىكند كه البته خيالى واهى است. خداوند نيازى به هيچ مخلوقى ندارد. ازاينرو آنچه كه به عنوان عبادات بر آن تأكيد شده، جملگى در جهت كمال انسان است.
13. ضمنا خودتان نيز با مطالعه در اين زمينه سعى كنيد آمادگى بيشترى براى مقابله با چنين افكارى در خود پديد آوريد كتابهاى زير در مورد نماز توصيه مىشود.
راز نماز محسن قرائتى
راز نماز بىآزار شيرازى
پرواز در ملكوت امام خمينى
از ژرفاى نماز آيتالله خامنهاى
اين است نقش عبادات محمد باقر صدر
14. رفتار شما با وى نيز بايد به گونهاى باشد كه تحت تأثير اخلاق، عواطف و نحوه برخوردتان قرار گيرد به افكار و انديشههاى شما - به عنوان يك فرد نماز خوان مذهبى - علاقهمند شود و با نفوذ در قلب و دل او، بتوانيد تغييرى در فكر وانديشه وى ايجاد كنيد؛ بنابراين:
الف) حتى المقدور در كارها پيش قدم باشيد.
ب) اگر مشكلي براى وى ايجاد شد، با كمال خوشرويى به او در جهت رفع مشكلش كمك كنيد.
ج) او را سرزنش و توبيخ نكنيد (به خصوص در برابر دوستان و آشنايان) و از جر و بحث و مجادله با وى پرهيز كنيد.
د) جملات، مقالات و كتابهايى كه در زمينه اهميت و نقش و آثار نماز نوشته شده، تهيه و يا به وى معرفى كنيد و يا به گونهاى در معرض ديد او قرار دهيد تا بخواند.
مطمئنا با اصلاح نگرش فکري و اعتقادي وي و پر کردن خلأ فکري وي درباره نماز، اهميت و فلسفه نماز توجه کافي به نماز خواهد داشت. اميد است شما در اين مسير تأثيرگذار باشيد.
کد سوال : 2310
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>فلسفه احكام
پرسش : آيا زن شوهر دار اگر زنا كند در صورتي كه باردار باشد حكم رجم درباره او اجرا مي شود يا نه؟ آيا اگر باردار شدن او از شوهرش باشد يا از طريق عمل نامشروع در مسئله تفاوت ايجاد
مي كند؟گاهي شنيده مي شود يا در برخي فيلم هاي ماهواره اي نقل مي شود كه حضرت علي (ع) زن بارداري را كه زنا داده بود عفو كردند ولي نظام جمهوري اسلامي چنين اشخاصي را سنگسار مي كند آيا مگر نظام ما اسلامي نيست پس چطور با اين عمل علي سازگار است؟
پاسخ : يكي از شرايط اجراي حدود زنا در مورد خانم ها اعم از تازيانه و شلاق يا سنگسار كردن(رجم) اين است که باردار نباشد (چه از شوهرش و چه از راه عمل نامشروع) اين مطلب در روايات متعدد آمده است و فقها نيز بدان فتوا داده اند براي نمونه فتواي حضرت امام خميني را نقل مي شود: (مسئله 8 ، ترجمه تحرير الوسيله ج 4 ص 191 القول في الحد) : حد-رجم باشد يا جلد - بر زن حامله اقامه
نمي شود ولو اينكه حمل او از زنا باشد تا اينكه وضع حمل نمايد و از نفاس خارج گردد اگر چنانچه در جلد ،ترس ضرر بر فرزند او باشد و تا اينكه بچه اش را شير دهد در صورتي كه او مرضعه اي نداشته باشد ولو اينكه جلد باشد اگر ترس اضرار به شير دادن او باشد. و اگر براي او سرپرستي پيدا شود حد بر زن واجب است در صورتي كه خوفي بر او نباشد.
در قانون مجازات اسلامي آمده است:ماده 106:در ايام بارداري و نفاس زن حد قتل و رجم بر او جاري نمي شود و همچنين بعد از وضع حمل در صورتي كه نوزاد كفيل نداشته باشد و بيم تلف شدن او برود ولي اگر كفيل پيدا شود حد بر او جاري مي گردد.
ماده 107 قانون مجازات اسلام : زن باردار يا شيرده در صورتي كه در اجراي حد جلد بر او بيم ضرر حمل يا شير خوار باشد اجرا حد تا رفع بيم ضرر تاخير مي افتد.
تبصره:حيض مانع اجراي حد نمي شود.
اما نسبت به آنچه از ماهواره نقل شده است:
1. روايتي مستند و معتبر وجود ندارد كه علي (ع) عفو كرده باشد بلكه روايت ناظر به تاخير در اجراي حكم در زمان بارداري تا زمان وضع حمل است. روايات زيادي در وسائل الشيعه ج 18 و تهذيب الاحكام شيخ طوسي نقل شده است كه شخص حضرت علي دستور اجراي اعدام زن زناكاري كه شوهر دار بوده است را داده اند.(قانون مجازات اسلامي)
2. در نظام جمهوري اسلامي هم قانون تصريح مي كند و هم قضات بايد بر اساس اين قانون حكم مي كنند و هم مجريان احكام بايد آن را رعايت كنند كه دستورات شرع مقدس را اجرا كنند و قانون مجازات اسلامي بر مبناي تحرير الوسيله حضرت امام تنظيم شده است.
البته ايجاد شبهه و شايعه افكني عليه نظام يك كار جديد و غير مترقبه نيست و ساختن فيلم و شگردهاي فيلم برداري كه امروزه بر كسي پوشيده نيست.