• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
عضویت در خبرنامه
کد سوال :
جستجو :
کد سوال : 2071
موضوع : كلام و دين پژوهي
پرسش : در رجعت اهل بيت تکليف قبور و بارگاه و زيارت آنها چه مي شود؟
پاسخ : اعتقاد به رجعت که به معناي بازگشت گروهي از انسان ها پس از مرگ و پيش از روز رستاخيز است از مسلمات بين اماميه است چنانچه شيخ حر عاملي [الايقاظ من الهجعه] و مرحوم مظفر [ترجمه بدايه المعارف الهيه في عقايد الاماميه، ص 337] دو تن از دانشمندان بزرگ شيعه مي فرمايند رجعت از ضروريات مذهب اماميه است و علامه مجلسي [بحارالانوار، ج 53، ص 123] و علامه طباطبايي V}(تفسير الميزان، ج 2، ص 110){V مي فرمايند: «روايات در اين زمينه به حد تواتر و بيش از پانصد حديث است» و آيت الله ابوالحسن رفيعي بر اثبات رجعت علاوه بر روايات به آيات و ادله عقلي تمسک نموده V} (اثبات رجعت، ص 22 - 7).{V لکن نسبت به جزئيات رجعت که آيا مخصوص به مؤمنان است فقط يا انبياء(ع) يا ائمه(ع) يا بعضي ائمه(ع) در بين روايات اختلافاتي به چشم مي خورد. و در رابطه با اين که تکليف قبور و بارگاه چه مي شود. در رواياتي که مجموعه آنها را علامه مجلسي در ج 53 بحارالانوار نقل نموده چيزي بيان نشده و به صورت قطعي نمي توان حکم کرد که چه رخ مي دهد لکن با توجه به يک نکته مي توان در اين زمينه مطلبي را حدس زد و نکته اين است که احترام و قداستي که ما براي اين قبور و بارگاه ها قائل هستيم از جهت مرتبط بودن اينها با صاحبان قبور است و الا نفس آهن و چوب و طلا و نقره هيچ قداستي ندارد. انگشتر و شمشير و يا ساير وسائل يک شخص بزرگ از آن جهت که مرتبط با آن شخص است قداست پيدا مي کند. حال چه آن شخص زنده باشد يا خير. لهذا مي توان حدس قوي زد که اين قبور و بارگاه ها در آن زمان از آن جهت که قبلا محل دفن اجساد ائمه بوده باز هم داراي قداست و احترام خواهد بود. چنانچه بيت المقدس ولو الان قبله مسلمين نيست لکن از آن جهت که قبلا قبله مسلمانان بوده داراي قداست است.
کد سوال : 2072
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : داستان هايي مثل جريان عيد قربان و چگونگي شهادت امام حسين را در صورت کنجکاوي و پرسش کودکان با توجه به داشتن جنبه عاطفي و عيني (سر بريدن فرزند و ...) چگونه بيان کنيم آيا به همان صورت و با تمام جزئيات توضيح دهيم.؟
پاسخ : حادثه عاشورا و شهادت امام حسين(ع) و همچنين داستان حضرت ابراهيم درس هاي بسيار آموزنده اي دارد که مي توان آن درس ها را در سطح فهم کودکان بيان کرد ولزومي ندارند جنبه هاي خشن و پرخاشگرانه حادثه عاشورا را با تمام جزئيات گفت زيرا کودک هنوز از نظر شناختي به مرحله انتزاعي نرسيده است و از درک مسائل انتزاعي عاجز است بنابراين مسائلي که کودک سؤال مي کند اولا بايد او را بي پاسخ نگذاشت و ثانيا پاسخي که به او داده مي شود بايد در حد فهم کودک و متناسب با سطح تحول شناختي او باشد و ثالثا، از پرداختن به برخي جزئيات بايد پرهيز کرد مثلا در مورد حادثه عاشورا به محبتي که امام حسين به اهل بيت و اصحاب خود مي کرد مي توان سخن گفت از وفاداري ياران حضرت به ويژه وفاداري ابالفضل سخن گفت. از دلسوزي حضرت زينب و عواطف او نسبت به فرزندان امام حسين(ع) مطالبي را در قالب داستان بيان کرد. يا مثلا هدف امام حسين(ع) را مي توان در داستاني زيبا براي کودکان متناسب با فهم آنها بازگو نمود. در عين حال از بدي دشمنان امام حسين(ع) و اين که آنها حرف هاي خوب امام را نپذيرفتند به صورت کلي مطرح کرد تا کودک هم به انسانيت امام حسين(ع) پي ببرد و هم از بدي دشمنان او حالت تنفر و انزجار پيدا کند اما تشريح فجايع و نحوه شهادت امام يا برخي از حوادث ناگواري که پيش آمد بايد با ظرافت عبور کرد و فقط در پايان داستان به کودک بگوييم که آن افراد بد و ستمکار بالاخره حرف امام را گوش ندادند و مسير شيطان را در پيش گرفتند و به جهنم رفتند و امام حسين(ع) نيز مسير خدا را در پيش گرفت و با يارانش به بهشت رفتند و به اينجا که رسيديم از نعمت هاي بهشت براي او بگوييم و نتيجه بگيريم که اگر ما امام حسين را دوست داشته باشيم و به حرف هاي او عمل کنيم به بهشت مي رويم و در کنار امام حسين(ع) قرار مي گيريم و از نعمت هاي الهي بهره مند مي شويم. در پايان چند حديث کوتاه و آموزنده از امام حسين براي او بخوانيم و سعي کنيم از او بخواهيم تا اين احاديث کوتاه را حفظ کند اگر به اين صورت عمل کنيم هم حس کنجکاوي کودک را تقويت کرده ايم و هم علاقه به امام حسين(ع) را در او تقويت کرده ايم.
کد سوال : 2073
موضوع : قرآن و حديث
پرسش : حديث «العلماء امتي افضل من انبياء بني اسرائيل» را از نظر درايه الحديث و فقه الحديث توضيح دهيد. آيا منطقي است و با عقل جور در مي آيد که معصوم پايين تر از عالم باشد؟
پاسخ : در اغلب منابع روايي اين حديث اين گونه آمده است که «علماء امتي کانبياء بني اسرائيل؛ علماي امت من به مانند انبياي بني اسرائيل مي باشند» V}(بحار، ج 2، ص 22 - غوالي الئالي، ج 4 ، ص 77).{V گرچه به اين گونه نيز در برخي موارد نقل شده است که «علماء امتي افضل من انبياء بني اسرائيل؛ علماي امت من افضل از انبياي بني اسرائيل اند». در هر صورت اين روايت به صورت مسند نقل نشده و در هر جا نقل شده است به صورت مرسل مي باشد؛ يعني سلسله راويان آن تا معصوم ذکر نشده گرچه اين گونه روايات از نظر سندي ضعيف محسوب مي شوند ولي برخي از فقها اين روايت را نقل کرده اند و آن را پذيرفته اند. در توجيه اين که چگونه علماي امت پيامبر به مانند انبياي بني اسرائيل اند و يا افضل آنان برخي اين گونه گفته اند که مراد از علماء در اين روايت ائمه معصومين(ع) مي باشند. برخي نيز اين گونه توجيه کرده اند که همانندي علما با انبياي بني اسرائيل در رتبه و مقام نمي باشد بلکه در اين جهت که همان گونه که علماي بني اسرائيل هر کدام وظيفه هدايت گروه و بخشي را بر عهده داشتند و حجت خداوند بر آنها بودند. علماي امت پيامبر(ص) نيز به عنوان حجت از طرف حجت الله که پيامبر و ائمه معصومين اند زعامت و مرجعيت مردم را به عهده دارند و در زمان غيبت معصومين وظيفه هدايت و زعامت را از جانب آنان بر عهده دارند، همان گونه که انبياي بني اسرائيل نيز دعوت کننده و مبلغ شريعت حضرت موسي(ع) بوده اند. البته اين توجيه با آن نقل که مي گويد علماي امت من به مانند انبياء بني اسرايئل اند، سازگارتر است. اما مي توان گفت:ارزش وبرتري واقعي به مقام علمي است واز انجا كه علمائ اسلام علم خود را از پيامبر وامامان (ع) گرفته اند مقام انها مي تواند از پيامبران گذشته بيشتر باشد.
کد سوال : 2074
موضوع : سياسي و انديشه سياسي
پرسش : بالاخره نفهميدم تأسيس سپاه کار کي بوده است. توي انتخابات حتي نهضت آزادي هم مدعي تآسيس آن شده است. اگر مي شود علت اين کثرت نفرها را بفرماييد و مسأله را روشن کنيد که کي تأسيس کرده است؟
پاسخ : T}الف - چگونگي تأسيس سپاه :{T انقلاب اسلامي از مشارکت و مبارزه ايثارگرانه و همه جانبه مردم شکل گرفت، حرکت کرد و به پيروزي رسيد. يکي از زمينه هاي مشارکت مردم همکاري و همياري گروه ها واقشار مستعد و مؤمن به انقلاب بود که با توانايي ها و امکانات چريکي، قبل از پيروزي انقلاب خود را براي جهادي که احتمالا فرمانش از سوي امام خميني صادر مي شد، آماده ساختند. بسياري از آنها در مبارزات مسلحانه جريان انقلاب به شهادت رسيدند و بسياري ديگر در پيروزي انقلاب و استقرار نظام اسلامي بيشترين مساعدت ها را نمودند. اين نيروي قابل توجه که نام «سپاه پاسداران انقلاب اسلامي» بر آن نهاده شد، في الواقع جوشيده از متن انقلاب بود که پس از پيروزي انقلاب، آشکارا شکل و هيأت مشخص به خود گرفت و در ادامه استقرار نظام، در برپايي نظم و دفع اشرار و ضد انقلاب، تحت فرمان مرکزيت انقلاب، مأموريت هاي متعدد و گوناگوني را عهده دار شد V} (ر.ک: حقوق اساسي جمهوري اسلامي ايران، دکتر سيد محمد هاشمي، انتشارات دادگستر، ج 2، ص 352).{V بر اين اساس شکل گيري اوليه سپاه پاسداران نه توسط شخص يا جرياني خاص بلکه مانند ساير نهادهاي انقلابي به صورت کاملا مردمي و خود جوش بود که تدريجا و با توجه به شرايط و نياز جامعه از ميان نيروهاي انقلابي به صورت داوطلبانه و براساس احساس تکليف شرعي و انقلابي، شکل گرفته و موجوديت يافت. اما تأسيس قانوني و رسميت بخشيدن به اين جريان خودجوشي و انقلابي توسط بنيانگذار کبير انقلاب اسلامي حضرت امام خميني بود که در دوم ارديبهشت سال 1358 طي فرماني، تأسيس اين نهاد مقدس را اعلام و شوراي انقلاب با تشکيل شوراي فرماندهي سپاه، گام اساسي را در جهت سازماندهي اين نهاد برداشت V}(ر.ک: روزها و رويدادها، مرکز فرهنگي تربيتي نور ولايت، انتشارات پيام مهدي(عج)، 1379، ص 70). {V و اصل يکصد و پنجاهم قانون اساسي جايگاه قانوني آن را مشخص کرد. امام خميني درباره اين نهاد انقلابي فرمودند: «چه قدر من از اين صورت هاي نوراني، ايماني، اسلامي خوشم مي آيد. چقدر اين برادرها و فرزندانم را دوست دارم. شما ها امروز فرزندان اسلام هستيد، شماها امروز فرزندان رسول خدا(ص) هستيد، خدمت به ديانت اسلام مي کنيد و در راه خدا قيام کرده ايد، پاسداران قرآن کريم هستيد، پاسداران اسلامي مقدس هستيد» V}(صحيفه نور، ج 6، ص 444). {V T}ب - رابطه نهضت آزادي با سپاه :{T نهضت آزادي، نيروهاي ليبرال و دولت موقت، از ابتداي تشکيل سپاه پاسداران و ساير نهادهاي انقلابي، مخالفت جدي نشان داده و براي انحلال و تضعيف سپاه و اين نهادها از هيچگونه توطئه و سنگ اندازي و کارشکني، دريغ نورزيدند V}(انقلاب اسلامي، زمينه ها و پيامدها، منوچهر محمدي، نشر معارف، 1380، ص 166). {V در اين زمينه مهندس بازرگان در يک پيام تلويزيوني در تاريخ 9/12/57 يعني تقريبا 3 ماه قبل از تأسيس رسمي سپاه عنوان کرد که «کميته هاي امام و گروه هاي افراطي، خطر بزرگي در برابر دولت و انقلاب هستند» و چند روز بعد بيان داشت که اول بايد سراغ کميته ها برويم و دست و بال آنها را ببنديم V} (ر.ک: مواضع نهضت آزادي در برابر انقلاب اسلامي، ص 24 و 25).{V توطئه ها و کارشکني هاي بني صدر عليه سپاه در تمام مدت رياست جمهوري اش بر کسي پوشيده نيست V} (بازخواني پرونده يک رئيس جمهور، قاسم روان بخش، نشر هماي غدير، 1382).{V
کد سوال : 2075
موضوع : كلام و دين پژوهي
پرسش : نذاريه و مستعلويه چه فرقه هايي هستند و به کدام امامان منصوبند؟.
پاسخ : يکي از فرقه هاي معروف شيعه فرقه اسماعيليه است که قائلند اسماعيل بزرگترين فرزند امام صادق(ع) که در زمان حيات پدر درگذشت امام است. در مذهب اسماعيليه انشعاباتي رخ داد و فرقه هاي جديدي پديد آمد مانند مبارکيه، قرامطه از جمله مستعلويه که اصطلاح صحيح آن مستعليه است که در کشور هند معروف به بهره هستند و فرقه نذاريه که صحيح آن نزاريه است که بعدا معروف به آقاخانيه شدند که از انشعابات قرامطه هستند که خود از انشعابات اسماعيليه است. T}چگونگي پيدايش مستعليه{T در اوج قدرت فاطميان خليفه زمام تمام امور را شخصا به دست داشت و بر قواي سه گانه نظارت مي کرد از زمان مرگ الحاکم امراي نظامي روز به روز به قدرت خود در برابر امراي کشوري و شخص خليفه مي افزودند در سال 467 هجري، هنگامي که بدرالجمالي فرمانده سپاه عکا به دعوت خليفه با لشکريان خودبه سوي مصر حرکت کرد تا زمام امور را به دست گيرد پس از فرو نشاندن شورش هاي داخلي به تدريج بر تمام کشور سيادت يافت و خليفه عناوين رؤساي قواي سه گانه مملکت را يکجا به وي عطا کرد. از اين به بعد فرمان رواي واقعي مصر امير الجيوش بود و به زودي اين مقام به صورت يک منصب موروثي درآمد و پسر و نوه بدرالجمالي جانشين وي شدند در سال 487 افضل پسر بدرالجمالي جانشين پدر شد. در هنگام مرگ خليفه المستنصر، امير الجيوش «افضل» با مسأله انتخاب خليفه جديد مواجه شد. در يک طرف نزار يکي از پسران «المستنصر» قرار داشت که جواني برومند بود و قبلا به ولايتعهدي المستنصر برگزيده شده بود و در جوان ديگر مستعلي پسر ديگر خليفه که جواني بود بي ياور و پشتيبان که اگر به خلافت مي رسيد کاملا متکي به حامي خويش اميرالجيوش مي گشت با ملاحظه چنين وضعي افضل دختر خود را به عقد مستعلي درآورد و بعداز مرگ المستنصر داماد خود را به خلافت برگزيد. حال آن گروه از اسماعيليه که پس از مرگ المستنصر المستعلي بالله را خليفه دانستند در مصر و يمن و مغرب و افريقا مستعليه و در هند بهره خوانده مي شوند و بهره با بوهره از اصل گجراني (Bohora) يعني تجارت گرفته شده زيرا نخستين پذيرندگان مذهب اسماعيل در گجرات بازرگانان بودند که خود اين فرقه بهره به دو گروه داودي و سليماني تقسيم شدند. بهره به حج و نماز و روزه و ساير فروع دين کاملا معتقدند و براي زيارت روضه پيامبر(ص) و مرقد امامان معصوم تا امام ششم به مدينه و عراق سفر مي کنند قبور امامان و داعيان اسماعيلي را نيز زيارت مي کنند رسوم آنها مخلوطي از سنن هندويي و رسوم شيعيان اثني عشري است. T}نزاريه «آقاخانيه»{T پس از آن که المستعلي بعد از مرگ المستنصر به حکومت رسيد نزار به اسکندريه گريخت و به مخالفت با مستعلي قيام کرد ولي به زودي دستگير شد و به قتل رسيد. هواداران او از به رسميت شناختن مستعلي سرباز زدند و هواخواهي خود را از نزار و فرزندان او اعلام کردند. فرقه نزاريه نخست در ايران توسط حسن صباح در قلعه هاي الموت دست به فعاليتي گسترده زد و پس از حمله مغول به ايران قلع و قمع گرديد و پس از آن در سال 1255 هجري آقاخان محلاتي که از نزاريه بود در ناحيه کرمان بر ضد محمدشاه قاجار قيام کرد ولي شکست خورد و به بمبئي هندوستان گريخت و دعوت نزاري را به امامت خود منتشر ساخت و از آن پس نزاريه به آقاخانيه شهرت يافته اند و مخالفانشان در هند آنها را خوجه يا خجاس مي نامند. آقاخانيه برعکس بهره به مراسم عبادي و ديني چندان اهميت نمي دهند. آئين مستعليه را دعوت قديم و آئين نزاريه را که توسط حسن صباح ترويج گرديد دعوت جديد مي نامند که در مسأله امامت و مسائل ديگر تفاوت هايي دارند که جهت آگاهي کامل به اين دو فرقه مي توانيد به منابع ذيل مراجعه فرماييد: 1- تاريخ شيعه و فرقه هاي اسلام، شيخ محمد حسين مظفر 2- دائره المعارف تشيع، جمعي از نويسندگان 3- تاريخ الفرق الاسلاميه، محمد خليل الزين 4- فرق و مذاهب کلامي، علي رباني گلپايگاني
کد سوال : 2076
موضوع : كلام و دين پژوهي
پرسش : آيا فرقه بهائيت شاخه اي از شيعه است؟
پاسخ : 1. هر چند اين گروه به ظاهر چنين ادعايي دارد ولي، نشانه هايي وجود دارد که ، ادعاي مزبور را به کلي از پايه ، ويران مي سازد. 2. از جمله نشانه هاي سياسي _ اجتماعي ياد شده ، يافتن رگه هاي پيدايش آن در دست استعمارگران و پشتيباني هاي بي دريغ استبداد داخلي؛ از قاچار تا پهلوي از آنان است. در اين باره تنها به سخني از امام خميني (ره) بسنده کرده و دست يابي به آگاهي بيشتر را به منابع مورد اشاره بازگشت مي دهيم. ايشان در اين باره فرموده اند: «اسلام ومذهب مقدس جعفري سدي است در مقابل اجانب و عمال دست نشانده آنها، چه راستي و چه چپي و روحانيت که حافظ آن است سدي است که با وجود آن اجانب نمي توانند به نحوي که دلخواه آنهاست با کشورهاي اسلامي و خصوص با کشور ايران رفتار کنند، لهذا قرن هاست که با نيرنگ هاي مختلف براي شکستن اين سد نقشه مي کشند، گاهي از راه مسلط کردن عمال خبيث خود بر کشورهاي اسلامي و گاهي از راه ايجاد مذاهب باطله و ترويج بابيت و بهائيت و وهابيت» V}(صحيفه نور، ج 1، ص 229، مرکز مدارک فرهنگي انقلاب اسلامي به نقل از سعيد زاهد زاهداني، بهائيت در ايران، مرکز اسناد انقلاب اسلامي، مقدمه کتاب). {V با توجه به گفتار آشکار امام خميني در اين سخن، بهائيت از سوي بيگانگان و به منظور در هم شکستن سد استوار مذهب جعفري و شيعه طراحي شده است. 2. افزون بر پيوستگي به استعمار خارجي و استبداد داخلي، بهائيت که در چرخش تاريخي خود مراحل شيخيه، بابيه، ازليه و سرانجام بهائيت را پشت سر گذاشته است داراي کج روي هاي بنياني از اصول اعتقادي شيعه است که، بي ترديد آن را در اين گروه حقه؛ يعني شيعه، ناسازگار مي نمايد. برخي از انحرافات ياد شده به قرار زير است: الف - انحراف در انديشه و مهدويت و «باب» معصوم بودن؛ با وجود اعلام آشکار حضرت حجت(عج) به غيبت کبري و بسته شدن درب نمايندگان خاص آن حضرت. شخييه که زمينه ساز بابيه بودند، اشخاصي مانند سيد کاظم رشتي، محمد کريم خان و ديگران را به عنوان باب و جانشين حضرت مهدي(عج) شناسانده و بدين سان انديشه مهدويت را از مسير اصلي خود بيرون کردند V}(محمد باقر نجفي، بهائيان، ص 77 به بعد و 161 به بعد، کتابخانه طهوري). {V ب - کجروي هاي جدي در مسايل اعتقادي ديگر از جمله معاد که، آشکارا از آنها، کفر و ارتداد فهميده مي شود. 3. در واقع فرقه بهائيت، فرقه اي ملحدانه است که هيچ ارتباطي با شيعه ندارد و توسط استعمار انگلستان پايه گذاري شده است. براي آگاهي بيشتر ر.ک: - بهائيت در ايران، مرکز اسناد انقلاب اسلامي، مقدمه کتاب - محمد باقر نجفي، بهائيان، ص 77 به بعد و 161 به بعد، کتابخانه طهوري
کد سوال : 2077
موضوع : سياسي و انديشه سياسي
پرسش : ong ها چه نوع موسسه هايي مي باشند؟
پاسخ : T}الف_معرفي سازمانهاي غير دولتي(ONG):{T امروزه سازمانهاي غير دولتي با فعاليت غير انتفاعي و داوطلبانه در جهت رفاه و خدمات عمومي به انجام فعاليت مي پردازند. اين سازمانها شامل جمعيت ها، گروه ها و نهادهاي انساني و خود جوش و بر آمده از مردمي هستند كه مهمترين شاخصه خود را در استقلال از دولت تبيين مي نمايند. اين سازمانها بنابر تعريف بانك جهاني در كاهش دردها و افزايش منافع فقرا و حفظ محيط زيست ،تامين خدمات اجتماعي و توسعه اجتماع ملي فعال هستند.اين سازمانها در تمام عرصه هاي ملي و بين المللي فعاليت مي نمايند دامنه فعاليت اين سازمانها ازامور امدادي ، رفاهي ، مذهبي،... تا دفاع از حقوق بشر، پناهندگي و توسعه علوم و تكنولوژي و امور زنان و جوانان را شامل مي گردد. سازمانهاي غير دولتي كانال ارتباطي بين مردم و دولت هستند و نقش موثري در رشد و بلوغ اجتماعي ياري مي نمايند.سازمانهاي غير دولتي به هر گروه غير انتفاعي ، داوطلبانه و عضو پذير اطلاق مي شود كه در سطح محلي، منطقه اي ، ملي و بين المللي تشكيل شده است.وظايف و اهداف اين سازمانها توسط افراد داراي علايق مشترك تعيين و رهبري مي شود و با طيفي از خدمات تخصصي و حمايتي وظايف انساني را براي رفع آلام بشري در مناطق مختلف جهان به عرصه عمل مي گذارند تا بدينوسيله بين شهروندان و دولت ارتباط انساني ،مستمر و يگانه اي را بر قرار نمايد. سازمانهاي غير دولتي شفاف ترين نهادهاي جامعه مدني مي باشند. سازمانهاي غير دولتي با دسترسي وسيع به آحاد مردم و جلب اعتماد آنها در جهت معضلات و كاستي هاي جامعه در كنار دولت و بعنوان مكمل طرحهاي توسعه آنان فعاليت مي نمايند.اين سازمانها بر اساس مليت ،فرهنگ ،باورها و شرايط اقليمي و جغرافيايي و تاريخ جوامع شكل گرفته و در هر جامعه اي شكل خاص خود را دارد. هر شخصي به دور از تعصبات نژادي، فرهنگي ، جنسي و يا اعتقادات مذهبي فقط با پذيرفتن آرمانهاي خاص تشكل مي تواند عضو سازمانهاي غير دولتي گردد. T}ب _ويژگي سازمانهاي غير دولتي:{T 1 – خود جوش هستند . 2 – داراي اساسنامه ، اهداف ، تشكيلات و ساختاري مشخص مي باشند . 3 – غيرانتفاعي بوده و به داوطلبين و اعضاي آن سود يا درآمدي تعلق نمي گيرد . 4 – حزب يا تشكل سياسي نبوده و به هيچ يك از احزاب و يا تشكل هاي سياسي وابستگي ندارند . 5 – اعضاي آن افراد داوطلب مي باشند . 6 – عضوپذيرند و براي عضويت شرايط خاصي جز پذيرش مفاد اساسنامه و علاقه مندي به كار داوطلبانه در آن سازمان وجود ندارد . 7 – كليه اقدامات و فعاليت هاي آنها بصورت علني و آشكار مي باشد و عملكرد شفافي دارند . 8 – وضعيت مالي اين سازمانها كه شامل درآمدها و هزينه ها است ، روشن ، مشخص و قابل دسترس براي اعضا و سايرين مي باشد . 9 – هدف اين سازمانها كمك به بهبود وضع جامعه ، حفظ منافع ملي و مصالح عمومي كشور مي باشد . 10 – به هيچ سازمان و يا نهاد دولتي وابسته نمي باشند . T}ج _تاريخچه سازمان هاي غير دولتي:{T دهة گذشته تنزل چشمگيري را در نقش مستقيم دولت در اجراي روند توسعه شاهد بوده است. جهان، باور نويني را نسبت به نيروهاي بازار و بخشهاي خصوصي تجربه مي‌كند. اين انتقال، همراه با روند جهاني شدن، فرصتهاي مطلوبتري را براي شركتهاي چند مليتي ايجاد كرده تا بازار جهاني را تكان داده و تجارت آزاد را ارتقا بخشد. اين انتقال از طريق برنامه‌هايي براي تنظيم و اصلاح اقتصادي كه توسط مؤسسه مالي بين‌المللي ( IMF ) و بانك جهاني حمايت مي‌شوند، در تمام زمينه‌ها در كشورهاي در حال توسعه تقويت مي‌گردد. از اين اصلاحات انتظار مي‌رود كه اجراي طرحهاي اقتصادي را بهبود بخشد و در نهايت استانداردهاي زندگي را ارتقا دهد. با وجود اين، اين برنامه‌هاي تنظيم اقتصادي، بار سنگيني را بر گروههاي فقير و بدون امتياز جامعه تحميل نموده و آسيب‌پذيري، حاشيه‌نشيني و محروميت را در بسياري ازكشورها تشديد كرده است. خوشبختانه، در طي همان دوره نيز دنيا شاهد رويكردي به سوي افزايش دموكراسي در جهان سوم بوده است. اين دموكراسي‌هاي بي‌تجربه زمينة مساعدي را براي بحث و گفتگو فراهم كرده و با انديشة سنتي مبتني بر اعتماد بيش از حد به مكانيسم‌هاي قيمت‌گذاري و نيروهاي بازار به مقابله برخاسته‌اند. با ظهور حركتهاي جامعة مدني هم در جنوب و هم در شمال، بر نظر خواهي از مردم از جمله فقرا كه تحت تأثير اين تحولات قرار مي‌گيرند، تأكيد مي‌شود. پيام جدي نويني كه آنها با خود به ارمغان مي‌آورند بازگرداندن مردم به جايگاههاي به حقشان به عنوان حافظان اصلي سرمايه در روند توسعه مي‌باشد. همگرايي اين رويكردهاي گوناگون، به ايجاد يك خط مشي « توسعه جهاني جديد» كمك نموده كه اهميت شيوة متعادل‌تري را باز مي‌شناسد كه دولت، بازارهاي آزاد و جامعة مدني را در برمي‌گيرد. در بسياري از كشورهاي جنوب، دولت عقب‌نشيني مي‌كند، بخش خصوصي به حد كافي گسترش نيافته و بنياد نهادنِ يك جامعة مدنيِ مسؤول ، دموكراتيك و پاسخگو تازه شروع شده است. در بافت جديد توسعه جامعة مدني در كنترل افراط كاريهاي دولت و بخش خصوصي و در ارتقاء مشاركت شهروندان نقش اصلي را ايفا مي‌كند. بُعد انساني الگوي جديد توسعه در بيانيه سران اجتماعي جهاني كه در 1995 در كپنهاگ برگزار شد، به خوبي درج شده است. اين بيانيه چنين مي‌گويد: بهبود و ارتقاي كيفيت زندگي همة مردم هدف نهايي توسعة اجتماعي است. اين هدف به نهادهاي دموكراتيك، احترام به تمامي حقوق بشر و آزاديهاي اساسي، فرصتهاي اقتصادي فراوان و برابر، حاكميتِ قانون، افزايش توجه به تنوع فرهنگي و احترام به حقوق افرادي كه به اقليتها تعلق دارند و به مشاركت فعال جامعة مدني، نياز دارد. جامعه مدني مؤسسه‌هاي داوطلبانه ـ كه شهرونداني را در امور مدني خارج از نگاه مستقيم دولت به كار مي‌گمارد ـ به طور بالقوه، نيروي خلاقي است كه مسؤوليت دولت را افزايش مي‌دهد، بي ‌عدالتي‌هاي اجتماعي و اقتصادي فاحش را زير نظر مي‌گيرد، حقوق بشر از جمله مسائل مربوط به جنس و امور فرهنگي را مورد حمايت قرار مي‌دهد و شهروندي را كه مستلزم حمايت دموكراتيك مي‌باشد، پرورش مي‌دهد. جامعه مدني، بخش داوطلبانه و بخش سوم ـ عباراتي كه مي‌توانند به جاي هم مورد استفاده قرار گيرند به تنوع و تعدد مؤسسه‌هاي شهروندان اشاره دارد كه از دولت مستقل بوده و با مقاصد اجتماعي، اقتصادي يا فرهنگي با نوعي زندگي دروني مسؤولانه و دموكراتيك اداره مي‌شوند. سازمانهاي اجتماعي مدني، مؤسسه‌هاي حرفه‌اي، اتحاديه‌هاي تجاري، گروههاي اجتماعي و رشتة وسيعي از فعالان غيردولتي را شامل مي‌شوند كه ممكن است در فعاليتهاي خدمات‌رساني، پشتيباني و كارهايي با منافع خاص اشتغال داشته باشند. همچنين سازمانهاي جامعة مدني، سازمانهاي غيردولتي را در برمي‌گيرند كه در حيطه بسيار متننوعي از فعاليتهاي بشردوستانه و توسعه‌گرا مشابه نمايندگيهاي مساعدت در امور توسعه مشغول مي‌باشند. سازمان ملل و مؤسسه‌هاي بين‌المللي از عبارت سازمان غيردولتي استفاده مي‌كنند تا نهادهايي را معرفي نمايند كه به فعاليتهاي حمايتي غيرانتفاعي، توسعه‌گرا و رفاهي اشتغال دارند.به طور عمده مستقل از دولتها عمل مي‌كنند، گروههاي فقير و آسيب‌پذير اجتماعي را مورد توجه قرار مي‌دهند و منابع داوطلبانه را براي پشتيباني از كارشان جلب مي‌كنند.سال 1980 ميلادي را بايد آغاز پيدايش سازمانهاي غيردولتي دانست؛ هنگامي كه دو مسأله فعاليتها و حركتهاي اجتماعي و سياسي در جوامع داخلي سراسر جهان و تدارك و پشتيباني نيروها توسط سازمان ملل متحد از طريق حمايت مالي و فني، زمينه‌اي مساعد براي طرح اين گونه مسائل به وجود آورد. اما تاريخ شروع فعاليتهاي تشكلهاي غيردولتي در كشورهاي مختلف عملاً به سال 1990 باز مي‌گردد كه سازمان ملل متحد و ادارات وابسته به آن، علاوه بر ارائه حمايتهاي همه جانبه از فعاليتها، طرحها و برنامه‌هاي اين تشكلها، آنها را در راستاي وصول به اهداف خود به كار گرفتند. مطابق تحقيق بانك جهاني (مشاركت بانك جهاني با سازمانهاي غيردولتي، مه 1996) تا 1993، پشتيباني از برنامه‌هاي سازمان غيردولتي تا 14 درصد تمامي كمك توسعه يا سالانه 5/8 ميليارد دلار افزايش يافت. اين امر افزايش خدمات مساعدت خارجي توسعه ( ODA ) به سازمانهاي غيردولتي را طي دو دهة گذشته نشان مي‌دهد.در سال 1945، 51 حكومت مستقل وجود داشتند كه منشور سازمان ملل متحد را امضاء كردند.نيم قرن بعد، تعداد آنها به 180 رسيد كه يك رشد محسوس 350 درصدي را نشان مي‌دهد. اما شگفت‌انگيزترين رشد سازمان‌هاي غيردولتي بين‌المللي و محلي در طول همان دوره است ( 1500 درصد). از آغاز قرن بيستم تعداد سازمانهاي غيردولتي ملي و بين‌المللي به ميزان بسيار قابل توجهي رشد كرده است. طبق گزارش كميسيون حكومت جهاني(1)، تعداد سازمانهاي غيردولتي بين‌المللي در سال 1900 كمتر از 100 سازمان بود. تعداد آنها در 1910 به 176 و تا سال 2000 به 1950 سازمان به طور پيوسته رشد كرد. از آن هنگام، هر دهه سازمان‌هاي غيردولتي بين‌المللي دو برابر شده‌اند، به صورتي كه در 1960 تعداد آنها به 4000، در 1970 به 8000 و در 1980 به 15000 رسيده است. در نيمه دهه 1990 تخمين زده مي‌شود تعداد آنها به 30000 سازمان برسد. در مورد سازمانهاي غيردولتي كه فقط در سطوح محلي و ملي فعاليت مي‌كنند، برآوردها حدود 000/000/3 سازمان را نشان مي‌دهد.واقعيت آن است كه تشكلهاي غيردولتي به عنوان راهكاري نو براي مشاركت بخشي مردم در تعيين سرنوشت خود از آن جهت در دنياي امروز اهميت يافته‌اند كه مي‌توانند به عنوان حلقه واسط بين حكومتها و مردم، عهده‌دار انتقال خواسته‌هاي ملت به نظام حكومتي گردند. سازمانهاي غير دولتي ساليان دراز در امور بين المللي فعّال بوده اند و سابقه فعاليت بعضي از آنها بالغ بر يك قرن مي باشد، هزاران سازمان غير دولتي در جهان تشكيل شده است و صدها سازمان غير دولتي با كسب مقام مشاور در سازمان ملل متحد پذيرفته شده و با شوراي اقتصادي و اجتماعي سازمان ملل قراردادهايي نيز بسته اند.نگاهي گذرا به مقطع زماني دهه هاي اخير نشان مي دهد كه نقش سازمان هاي غير دولتي در روند تصميم گيري ها و تعاملات بين المللي رشد فزاينده اي داشته است. اين روند در طي دهة نود و همزمان با آغاز كنفرانس هاي بين المللي از شتاب بيشتري بر خوردار شده است. در اين ارتباط شايد بتوان كنفرانس محيط زيست سال 1993 در ريو را نقطه عطفي در ميزان مشاركت كمي وكيفي سازمان هاي غير دولتي ناميد.در اين اجلاس براي نخستين بار، جامعه بين المللي شاهد حضور بيش از 1400 سازمان غير دولتي بود كه به موازات اجلاس سران و در چهار چوب قانوني خود مي توانستند عرض اندام كرده و به مشورت دهي، تدوين توصيه و تأثير گذاري در مذاكرات رسمي دولتي در حيطه هاي مختلف بپردازند. كنفرانس هاي بين المللي كه در سال هاي بعد در وين، پكن،و استانبول و نيويورك (دوم خرداد 1379 ) بترتيب در حيطه موضوعات حقوق بشر، توسعه اجتماعي، زنان و اسكان و زنان برگزار شد، هر كدام فرصتي را فراهم كرد تا سازمان هاي غير دولتي بتوانند به عنوان نمايندگان ملتهاي خود، دوشادوش نمايندگان دولتهاي خويش، بصورت يك شريك عملي، در روند مباحثات، تصميم گيري ها و نتايج نهايي كنفرانسهاي مذكور مشاركت و تأثيرگذاري داشته باشند. برگزاري چهارمين اجلاس جهاني زنان تحت عنوان توسعه، برابري و صلح در پكن و اجلاس بعدي آن كه در نيمه دوم خرداد ماه 1379 در نيويورك برگزار شد فرصتي براي مشاركت سازما نهاي غير دولتي زنان جهان بويژه سازمانهاي غير دولتي زنان كشورمان بود كه البته در اجلاس اخير در نيويورك محدوديتهايي از سوي دولت آمريكا هنگام ورودآنها به آمريكا اعمال شد كه موجب انصراف برخي از زنان ايراني شر كت كننده در اجلاس مذكور و بازگشت به كشور گرديد. دو لت جمهوري اسلامي ايران از ابتداي پيروزي انقلاب اسلامي مشوق تشكيل سازمانهاي غير دولتي در راستاي سياستهاي جمهوري اسلامي ايران بوده است، حال آنكه قبل از انقلاب، سازمانهاي غير دولتي نوعا، ظا هري خيريه داشتند و معمولا افراد خاندان پهلوي در رأس اين سازمانها قرار گرفته و اهداف رژيم شاهنشاهي را در سطح مجامع بين المللي دنبال مي كردند. T}د_آينده سازمانهاي غير دولتي و نقش فزاينده آنها :{T به نظر مي رسد روند تاريخي رشد، نقش و نفوذ سازمانهاي غير دولتي در آينده نيزادامه داشته باشد، بويژه آنكه اولويتهاي سازمان ملل براي قرن آتي شامل : حفظ صلح، امنيت بين المللي، محيط زيست، كمكهاي انساندوستانه، توسعه و حقوق بشر ونقش سازمانهاي غير دولتي در آنها مي باشد. طبق ادبيات جديد سازمان ملل متحد هر كشور بايد سه ركن داشته باشد : دولت، بخش خصوصي و جامعه مدني. در حقيقت نظر بر آن است كه نقش دولت در كشورها كاهش يابد و به ساير بازيگران بين المللي نقش بيشتري داده شود، كه مشاركت مردمي از طريق تشكلها و سازمانها ي غير دولتي بهترين تجلي جامعه مدني ارزيابي شده است.مبحث گفتگوي تمدن ها نيز كه با پيشنهاد جمهوري اسلامي ايران به تصويب سازمان ملل متحد رسيده است بيشتر مي تواند توسط سازمانهاي غير دولتي سازماندهي شده و به پيش برود. T}ه_سازمان هاي غير دولتي مرتبط با سازمان ملل متحد :{T حضور و مشاركت سازمانهاي غير دولتي در اجلاسهاي كميسيونهاي تابعه شوراي اقتصادي و اجتماعي سازمان ملل متحد ( اكوسوك) ، مستلزم دارا بودن مقام مشورتي و يا احراز ثبت نام در« ليست ويژه » مي باشد.سازمانهاي غير دولتي كه با شوراي اقتصادي و اجتماعي سازمان ملل متحد ارتباط دارند به دو گروه اصلي و يك گروه فرعي تقسيم مي شوند. تفاوت عمده دو گروه اصلي يا گروه فرعي در برخورداري از « مقام مشورتي » آنها است، در حالي كه تفاوت دو گروه اصلي با يكديگر در دامنه فعاليتشان مي باشد. « گروه اول » در بر گيرندة سازمانهايي است كه با احراز مقام مشورتي نزد شوراي اقتصادي و اجتماعي ، در زمينه هاي متعدد و مختلفي فعاليت دارند و دامنة اهداف و فعاليتهاي آنان با اكثر زمينه هاي فعاليت شوراي مزبور تلاقي دارد. « گروه دوم » سازمانهايي هستند كه واجد «مقام مشورتي » هستند لاكن صرفاً در چند زمينة معدود از زمينه هاي فعاليت شورا توان فعاليت دارند. دسته سوم سازمانهايي هستند كه فاقد مقام مشورتي مي باشند، اما اسامي آنها در« ليست ويژه» شوراي اجتماعي و اقتصادي ثبت شده است. اين سازمانها مجاز هستند كه بطور مقطعي و موقت و تنها در زمينه خاص فعاليت خود، درسازمان ملل متحد حضور يابند. T}و_چگونگي ارتباط سازمانهاي بين المللي غير دولتي با سازمان ملل :{T مباني چگونگي ارتباط سازمانهاي بين المللي غير دولتي با سازمان ملل و ترتيبات ناظر بر احراز مقام مشورتي آنها نزد اكوسوك در قطعنامة شماره 1296 شوراي اقتصادي و اجتماعي سازمان ملل متحد مصوب 23 فوريه 1968 تبيين گرديده است.اين قطعنامه در سال 1993 بنا به تصميم شوراي مزبور توسط يك گروه كاري ويژه مورد بازبيني كلي قرار گرفت وپس از سه سال تلاش مستمر در تاريخ 25 ژوئيه 1996 با اجماع به تصويب رسيد .قطعنامه شماره 314 مورخ 26 ژوئيه 1995 بر در نظر گرفتن تنوع كامل سازمانهاي غير دولتي در سطوح بين المللي، منظقه اي و ملي تأكيد دارد. قطعنامه شماره 31/1996 موضوع روابط مشاوره اي ميان سازمان ملل وسازمانهاي غير دولتي را تصويب نموده است. دراين قطعنامه موارد زير به تصويب رسيده است : - اصول كاربردي در برقراري روابط مشاوره اي در 17 بند. - اصول حاكم بر اساس توافقات مشاوره اي در 3 بند. - چگونگي بر قراري روابط مشاوره اي در 6 بند. اصول كاربردي در برقراري روابط مشاوره اي قطعنامه 31/1996 روابط ميان سازمان ملل و سازمانهاي غير دولتي، اصولي را كه بايد جهت برقراري روابط مشاوره اي با سازمانهاي غير دولتي بكار رود در 17 بند مشخص كرده است. برخي از اين اصول به شرح ذيل مي باشند. - سازمان بايد با موضوعاتي كه در حدود صلاحيت شوراي اجتماعي و اقتصادي و سازمانهاي فرعي است مرتبط باشد. - اهداف و مقاصد سازمان بايد تابع روح، مقاصد و اصول منشور سازمان ملل باشد . - سازمان بايد تعهد نمايد كه از فعاليت سازمان ملل پشتيباني كند و بنا به اهداف و مقاصد خود و طبيعت و حيطه صلاحيت و فعاليتهاي آن، و دانش اصول و فعاليت خود را افزايش دهد. - سازمان بايد در زمينه صلاحيت خود از جايگاه شناخته شده يا ويژگي نمايندگي برخوردار باشد. جائيكه سازمانهاي زيادي با اهداف منافع و ديدگاههاي اساسي در زمينه مورد نظر وجود دارد، اين سازمانها به منظور مشورت با شوراي اجتماعي و اقتصادي كلاً جهت ادامه مشورت در مورد گروه، يك كميته مشترك يا سازمان مجاز ديگر را تشكيل مي دهند. - سازمان بايد يك دفتر مركزي تأسيس شده با مسئول اجرائي داشته باشد. سازمان بايد داراي يك قانون اساسي كاملاً پذيرفته شده باشد كه نسخه اي از آن به دبيركل سازمان ملل واگذار گردد و اينكه بايد با برگزاري كنفرانس، كنگره يا سازمان نماينده ديگر تعيين سياست را بعهده گيرد و اداره ارگان اجرائي مسئول سازمان سياست گذار را بعهده دارد. - سازمان بايد قادر باشد كه بواسطه نمايندگان مجاز خود براي اعضاء سخنراني كند. در صورت نياز، شواهد ناشي از اين توانائي و اقتدار بايد مطرح گردد. - سازمان بايد نمايندگي داشته باشد و داراي راهكارهاي مناسب جهت جوابگويي به اعضائي باشد كه بواسطه اعمال حق رأي و ساير روندهاي تصميم گيري صريح و دموكراتيك، كنترل مؤثري بر سياست ها و عملكردهاي آن داشته باشد … - منابع اساسي سازمان در بخش اصلي بايد از كمك هاي وابسته هاي ملي يا ساير اجزاء با تك تك اعضاء تأ مين شود. هر گاه كمك هاي داوطلبانه دريافت شود،مقدار كمك و تعداد اهداء كنندگان بايد صادقانه درخصوص سازمان هاي غير دولتي براي كميته شوراي اجتماعي و اقتصادي مشخص شود. بهر حال، هرگاه معيار بالا رعايت نگردد و بودجه يك سازمان از ساير منابع تأمين گردد، اين سازمان دلايل خود را جهت برآورده نكردن نيازهاي مطرح شده در اين پاراگراف براي رضايت كميته توضيح دهد. هر گونه كمك مالي يا كمك ديگر، مستقيم يا غير مستقيم، از يك دولت تا سازمان بايد از طريق دبيركل آشكارا به كميته اعلام گردد و كاملاً در سوابق مالي و ساير سوابق سازمان ثبت گردد و بايد بنا به اهداف سازمان ملل به مقاصد مورد نظر اختصاص داده شود. T}ز_امكانات سازمان ملل متحد براي سازمانهاي غير دولتي :{T در قعطنامه 31/1996 چگونگي دسترسي سازمانهاي غير دولتي به امكانات سازمان ملل متحد در موارد ذيل به تصويب رسيده است: - چگونگي استفاده از مكانهاي سازمان ملل متحد. - چگونگي استفاده ار كتابخانه هاي سازمان ملل متحد. - چگونگي دسترسي به خدمات مستند مطبوعاتي. - چگونگي استفاده ار امكانات سازمان ملل براي ترتيب دهي مباحثات غير رسمي. - چگونگي ارتباط با ادارات و مقامات دبيرخانه سازمان ملل متحد. - در اين قطنامه امكاناتي كه سازمانهاي غير دولتي در ارتباط با چگونگي حضور در جلسات مختلف سازمان ملل متحد، صدور بيانيه هاي كتبي، بيانات شفاهي در جلسات بر خوردارند ذكر شده است كه نشاندهنده امكانات گسترده اي است كه سازمانهاي غير دولتي تحت شرايط خاص از آن بر خوردار مي باشند. بر خورداري از مقام مشورتي نزد سازمانهاي بين المللي مزاياي زيادي دارد. از جمله اين مزايا داشتن مجوز جهت حضور و مشاركت در كليه نشست ها و اجلاس هاي سالانه و كنفرانس هاي بين المللي از سوي سازمان ملل در زمينه هاي مربوط مي باشد و همزمان بر خورداري از اين مقام، فرصتهاي ارزشمند ديگري از جمله احتمال عقد قراردادهاي تحقيقاتي بين نهادهاي تخصصي زير مجموعه اكوسوك با سازمانهاي غير دولتي را فراهم مي آورد. همچنين بسياري از كمكهاي بين المللي از طريق سازمانهاي غير دولتي هزينه مي شود. نقش فزاينده سازمانهاي غير دولتي در سازمانهاي بين المللي با توجه به فضاهايي كه در سازمانهاي بين المللي بويژه سازمان ملل متحد ايجاد شده است، سازمانهاي غير دولتي امكان يافته اند تا دوشادوش نمايندگان دولتهاي خويش، بصورت يك شريك عملي، در روند مباحثات، تصميم گيري ها و نتايج نهايي كنفرانسهاي مذكور مشاركت و تاّثير گذاري داشته باشند. شايان ذكر است كه به موازات اين تحولات در عرصه بين المللي، همزمان، سازمانهاي غير دولتي با بهره گيري از اهرم هايي كه در اختيار داشتند، موفق به فتح خاكريزهاي جديدي در عرصه قوانين ناظر بر فعاليت آنان در سازمان ملل نيز شدند كه از جمله مي توان به ترغيب كشورها به تجديد نظر و روز آمد نمودن قطعنامه مربوط به قوانين ناظر بر ترتيبات مشورتي سازمانهاي غير دولتي با سازمان ملل نام برد. اقدامي كه در سال 1993 آغاز ودر سال 1996 با دستيابي به يك نسخه جديد از مقررات مذكور، ضمن بر طرف نمودن موانع محدود كننده، ظرفيتها، امكانات و حيطه هاي گسترده تري را فرا روي سازمانهاي غير دولتي قرار داده و سبب گشت تا جو مثبت پديد آمده، بر مجموعه دستگاه هاي سازمان ملل و نحوه رفتار ارگان هاي آن با سازمانهاي غير دولتي تأثير تعيين كننده اي داشته باشد. به موازات اين تحولات و به رغم برخي ملاحظات و تحفظات اصولي كشورهاي غير متعهد ( در حال توسعه ) كمتر قطعنامه و سندي بود كه بر ضرورت تسهيل بيش از پيش نقش، حضور و مشاركت سازمان هاي غير دولتي در گرد هم آيي هاي بين المللي تأ كيد نشده باشد. نقش سازمانهاي غير دولتي در شكل دهي افكارعمومي بخش قابل توجهي از فضاي رسانه هاي گروهي را اعلام مواضع سازمانهاي غير دولتي در امور مختلف تشكيل مي دهد. چون اين سازمانها غير دولتي بوده و يا ظاهري غير دولتي دارند و با توجه به اينكه اهداف خود را اهداف انسان دوستانه اعلام مي دارند و از نام هاي زيبا و مردم پسندي استفاده مي كنند، مواضع اين سازمانها مورد توجه افكار عمومي قرار مي گيرد. اين موقعيّت، امكان تأثير در افكار عمومي له يا عليه كشورها و سازمان ها را به سازمان هاي غير دولتي مي دهد. حتي المقدور مطابق با شرايط مورد قبول سازمان ملل متحد باشد تا راه براي حضور فعالتر در سازمان ملل متحد و ديگر سازمانهاي بين المللي هموار باشد T}ح _آيين نامه اجرايي تاسيس و فعاليت هاي سازمان هاي غيردولتي در ايران:{T هيات وزيران در جلسه مورخ......... بنا به پيشنهاد شماره 96160/8 مورخ 3/10/1380 وزارت كشور و به استناد اصل يكصد وسي و هشتم قانون اساسي و ماده (182)قانون برنامه سوم توسعه اقتصادي،اجتماعي و فرهنگي جمهوري اسلامي ايران – مصوب 1379- آئين نامه اجرائي ماده ياد شده را به شرح زير تصويب نمود: T}فصل اول- {Tكليات ماده 1- در اين آئين نامه واژه‌ها و عبارات زير به جاي مفاهيم مشروح مربوط به كار مي‌رود: الف-سازمان غيردولتي كه در اين آئين نامه «سازمان» ناميده مي شود، به تشكلهايي اطلاق مي شود كه توسط گروهي از اشخاص حقيقي يا حقوقي غيرحكومتي به صورت داوطلبانه با رعايت مقررات مربوط تاسيس شده و داراي اهداف غيرانتفاعي و غيرسياسي مي‌باشند. تبصره1-عناوين «جمعيت»، «انجمن»، «كانون»، «مركز»، «گروه»، «مجمع»، «شبكه»، «خانه»، «موسسه» و نظائر آن مي‌تواند به جاي واژه «سازمان» در نامگذاري به كار گرفته شود. تبصره2- غيردولتي: به اين معناست كه اجزاي حكومتي در تاسيس و اداره «سازمان» دخالت نداشته باشند. تبصره3- اهداف غيرسياسي: منظور از آن، عدم فعاليت سياسي تحت عنوان شخصيت حقوقي «سازمان» است. تبصره4- اهداف غيرانتفاعي:عبارتست از عدم فعاليتهاي تجاري و صنفي انتفاعي به منظور تقسيم منافع آن بين اعضا، موسسان، مديران و كاركنان سازمان. ب- هيئت موسس: به مجموعه اشخاص گفته مي شود كه «سازمان» را تاسيس مي‌نمايند. پ-پروانه فعاليت:سندي است كه توسط مراجع مقرر در اين آئين نامه با رعايت ضوابط مربوط در جهت تشكيل «سازمان» صادر مي شود. ت-مراجع نظارتي: مشتمل برفرمانداري(مرجع نظارتي شهرستان)، استانداري(مرجع نظارتي استان) و معاونت ذي ربط وزارت كشور (مرجع نظارتي فرااستاني و ملي) مي باشند كه در حيطه اين آئين نامه نسبت به نظارت بر سازمانهاي غيردولتي در سطح شهرستان، استان و كشور مبادرت مي ورزند. ماده 2- «سازمان» پس از اخذ پروانه فعاليت و ثبت برابر ضوابط اين آئين نامه و ساير مقررات جاري داراي شخصيت حقوقي مي گردد. ماده3-موضوع فعاليت «سازمان»‌مشتمل بر يك يا چند از موارد زير مي باشد: علمي، فرهنگي، اجتماعي،‌ورزشي، هنري، نيكوكاري و امور خيريه، بشردوستانه، امور زنان، آسيب ديدگان اجتماعي،‌حمايتي،‌بهداشت و درمان،‌توانبخشي، محيط زيست،‌عمران و آباداني و نظائر آن. T}فصل دوم- {Tحقوق و تكاليف ماده4-«سازمان» مجاز است در محدوده ذيل متناسب با موضوع فعاليت خود، در چارچوب اين آئين نامه و ساير قوانين و مقررات مربوط اقدام نمايد: الف- ارائه خدمات امدادي مورد نياز دستگاههاي دولتي و عمومي غيردولتي. ب- اظهار نظر مشورتي و پيشنهاد راهكارهاي مناسب: 1 - در فرايند برنامه ريزي مراجع دولتي و عمومي غيردولتي در سطوح شهرستان، استان يا ملي برحسب مورد. 2- در مورد آثار و نتايج فعاليتهاي دستگاههاي دولتي و عمومي غيردولتي، نقائص و مشكلات موجود از جمله به مراجع و دستگاههاي قانوني ذي ربط. پ- كمك به اجراي برنامه‌ها و پروژه‌هاي دستگاههاي دولتي و عمومي غيردولتي از طريق توافق و تفاهم با آنها. ت- برگزاري اجتماعات و راهپيمائي‌ها در جهت تحقق اهداف سازمان. ث- انتشار نشريه. ج- انجام هر گونه عمليات ديگر براي تامين اهداف مقرر در اساسنامه «سازمان». ماده 5- «سازمان» مكلف است گزارش عملكرد اجرايي ومالي سالانه خود را حداكثر تا دو ماه پس از پاپان هر سال مالي به مرجع نظارتي مربوط و نيز در طي سال، ساير گزارشهاي عملكرد اجرايي و مالي را بنا به درخواست مرجع يادشده، حسب مورد، ارائه نمايد. همچنين نسبت به انتشار خلاصه‌اي از گزارش سالانه مذكور براي اطلاع عموم، درمحدوده جغرافيايي فعاليت خود اقدام كند. ماده 6-نحوه تامين منابع مالي«سازمان» در چارچوب قوانين و مقررات به شرح زير مي‌باشد: الف- هدايا،‌اعانه و هبه اشخاص حقيقي و حقوقي اعم از داخلي و خارجي و دولتي و غيردولتي. ب- موارد وقفي اشخاص حقيقي و حقوقي. پ- وجوه حاصل از فعاليتهاي انجام شده در چارچوب موضوع فعاليت، اهداف و اساسنامه «سازمان» و اين آئين نامه. تبصره-«سازمان» موظف است پيش از دريافت كمك از منابع خارجي، ميزان و چگونگي آن را به صورت مشروح بر حسب مورد به مراجع نظارتي مربوط اعلام نمايد. مراجع مذكور در اين گونه موارد موظفند ظرف حداكثر پانزده روز از تاريخ وصول اعلام يادشده، نسبت به نظرخواهي از وزارتخانه‌هاي اطلاعات و امور خارجه و بانك مركزي اقدام نمايند. موافقت دستگاههاي اخيرالذكر ضروري است و اين دستگاهها موظف به اظهار نظر در ظرف حداكثر مدت سه ماه از تاريخ وصول استعلام مي‌باشند. عدم ارائه پاسخ ظرف مدت يادشده به عنوان نظر موافق تلقي مي‌گردد. تبصره2- هزينه و درآمد هر «سازمان» بايد در دفاتر قانوني ثبت گردد. ماده 7- تقسيم دارايي،‌ سود و يا درآمد«سازمان» در ميان موسسان، اعضا و مديران و كاركنان آن قبل و پس از انحلال، ممنوع است. ماده8- اساسنامه و فعاليتهاي «سازمان» نبايد مغاير با اصول قانون اساسي باشد. ماده9- «سازمان» موظف است امكان دسترسي بازرسان مراجع نظارتي مربوط را به اطلاعات و اسناد خود فراهم كند. ماده10- فعاليت «سازمان» در هر يك از كشورهاي ديگر بايد با كسب مجوز كلي از مرجع نظارتي فرااستاني و ملي باشد. تبصره1- مرجع ياد شده، قبل از اعلام نتيجه به «سازمان» متقاضي، مي‌بايد از دستگاههاي دولتي ذيربط از جمله وزارت امور خارجه نظرخواهي نمايد. دستگاههاي مذكور ظرف حداكثر يك ماه بايد پاسخ لازم را ارائه دهند، در غير اينصورت، نظر آنها موافق تلقي مي‌شود. تبصره2- مرجع مذكور بايد حداكثر ظرف 45 روز از تاريخ تقاضا، پاسخ لازم را به متقاضي ارائه دهد. تبصره 3- ارائه تقاضاي «سازمان» با محدوده فعاليت شهرستان ويا استان، حسب مورد در ابتدا از طريق مرجع نظارتي شهرستان يا استان صورت مي گيرد. ماده11- «سازمان» مي بايد در فعاليتهاي خود، قوانين و مقررات و الگوهاي رفتاري نهادهاي مدني را رعايت نموده و از ارتكاب اعمال مجرمانه خودداري نمايد. T}فصل سوم{T-صدور پروانه فعاليت ماده 12- متقاضيان تاسيس «سازمان» مكلفند درخواست تاسيس «سازمان» و اخذ پروانه فعاليت را به مراجع صدور پروانه به شرح ذيل ارائه نمايند. الف- چنانچه محدوده جغرافياي فعاليت «سازمان» مورد نظر آنان شهرستان باشد، به فرمانداري محل؛ ب- در صورتي كه سطح محدوده جغرافيايي يادشده،‌استان باشد به استانداري مربوط؛ پ- اگر محدوده جغرافيايي مورد نظر فرااستاني و كشوري است، به معاونت ذي ربط در وزارت كشور. ماده 13- هيئت موسسه بايد داراي شرائط زير باشند: الف- داشتن حداقل هيجده سال تمام؛ ب- تابعيت ايراني؛ پ- ابراز التزام به قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران؛ ت- نداشتن محكوميت موثر كيفري به نحوي كه موجب محروميت از حقوق اجتماعي بشود؛ ث- عدم عضويت در گروههاي محارب و معاند؛ تبصره- هيئت موسس بايد داراي حداقل پنج عضو باشد. ماده14- هيئت موسس، براي دريافت پروانه فعاليت، مي‌بايد مدارك زير را حسب مورد به مراجع مذكور در ماده(12) اين آئين نامه ارائه نمايد: الف- فرم تقاضا نامه تكميل شده؛ ب- تصوير مدارك هويتي هيئت موسس؛ پ- گواهي عدم سوء پيشينه كيفري هيئت موسس؛ ت- اساسنامه «سازمان»؛ ث- اولين صورتجلسه هيئت موسس. ماده 15-اساسنامه «سازمان» بايد حاوي موارد زير باشد: الف- اهداف «سازمان» ب- خط مشي و سياستهاي كلي؛ پ- موضوع فعاليت؛ ت- مدت فعاليت؛ ث- مركز اصلي فعاليت؛ ج- نحوه ايجاد شعب؛ چ- اركان و تشكيلات «سازمان»، نحوه انتخاب، شرح وظائف و اختيارات و مسئوليتهاي آنها؛ ح- صاحبان امضاهاي مجاز؛ خ- شرائط پذيرش عضو؛ د- سرمايه و دارايي اوليه؛ ذ- منابع تامين درآمد و دارايي؛ ر- نحوه تغيير و تجديد نظر در اساسنامه؛ ز- نحوه انحلال؛ ژ- مشخص ساختن وضعيت دارائيها پس از انحلال؛ س- محدوده جغرافيايي فعاليت سازمان؛ تبصره1- اساسنامه «سازمان» بايد بر راي گيري آزاد از تمام اعضا براي انتخاب مديران و همچنين نحوه تغيير مديران و دوره تصدي آنها و نيز تصميمات اساسي در ايجاد هر گونه تغيير و تاثيرگذاري، تصريح كند. تبصره 2- در اساسنامه «سازمان» مي‌بايد به صراحت، نحوه ارائه گزارشهاي عملكرد اجرايي و مالي «سازمان» به اعضاي خود و نيز بازرسي و حسابرسي«سازمان» مشخص شود. تبصره 3- محدوده جغرافيايي فعاليت «سازمان» با پيشنهاد هيئت موسس و تاييد مرجع صدور پروانه بر اساس شاخصهاي تقسيمات كشوري تعيين مي شود. ماده16- مراجع صدور پروانه فعاليت – موضوع ماده (12) اين آئين نامه – پس از دريافت تقاضانامه «سازمان» ، بايد ظرف حداكثر يك ماه نظريه خود را نسبت به تاييد يا رد تقاضا اعلام نمايند. تبصره 1- مراجع مذكور موظفند جهت احراز شرائط مندرج در ماده (13) ، از دستگاههاي دولتي ذيربط استعلام كنند. تبصره2- چنانچه موضوع فعاليت «سازمان» امور تخصصي باشد، وجود نظر موافق دستگاههاي دولتي ذيربط حسب مورد، براي صدور پروانه ضروري است و اگر موضوع فعاليت «سازمان» در چند زمينه تخصصي باشد، اخذ نظر موافق كليه دستگاههاي دولتي مربوط لازم مي باشد. تبصره3- دستگاههاي دولتي ذيربط تخصصي- بجز مورد مذكور در تبصره (4) اين ماده – توسط سازمان مديريت و برنامه ريزي در كشور مشخص و به وزارت كشور اعلام مي‌گردد. تبصره 4- چنانچه موضوع فعاليت «سازمان»، امور پولي،‌مالي، اعتباري و يا قرض الحسنه باشد، دستگاه دولتي ذيربط تخصصي،‌ بانك مركزي جمهوري اسلامي ايران مي باشد. نظر موافق بانك مذكور از جمله در خصوص صلاحيت تخصصي هيئت موسس ضروري است. تبصره 5- در صورت تاييد درخواست و صدور پروانه، متقاضي (هيئت موسس) براي ثبت بر طبق مقررات جاري كشور اقدام مي نمايد. چنانچه مدارك لازم مقرر در آئين نامه ثبت تشكيلات و موسسات غيرتجاري- مصوب 1337 با اصلاحات بعدي- به همراه پروانه فعاليت، توسط متقاضي يادشده به مرجع صلاحيتدار ثبتي ارائه گرديد. مرجع مذكور موظف به ثبت «سازمان» مي باشد. انتشار در روزنامه رسمي برابر مقررات مربوط صورت خواهد گرفت. تبصره 6- هيئت موسس مي تواند: الف- در صورت رد تقاضا در فرمانداري، درخواست تجديد نظر را به استانداري مربوط تقديم و چنانچه تقاضا مجددا" در استانداري رد شود، به معاونت ذيربط وزارت كشور طرح شكايت كند. ب – چنانچه تقاضا ابتدائا" در استانداري رد گردد،‌درخواست تجديد نظر را به معاون ذيربط وزارت كشور ارائه نمايد. تبصره 7- هيئت موسس چهار ماه پس از صدور پروانه فعاليت ، اسامي اعضا (حداقل 30 نفر) و هيئت رئيسه را به اطلاع مرجع صدور پروانه مربوط مي رساند. در صورتي كه «سازمان» داراي هيئت امناء باشد، هيئت موسس موظف است قبل از صدور پروانه، اعضاء هيئت امناء (حداقل 9 نفر) را معرفي وهيئت رئيسه را انتخاب و صورتجلسه انتخابات انجام شده را به پيوست اسناد ارائه نمايد. ماده 17- هيئت رئيسه و هيئت امناء (حسب مورد) بالاترين ركن سازمان است و مي‌بايد داراي شرائط مقرر در ماده (13) اين آئين نامه باشد. ماده 18- اعضاي اصلي «سازمان» مكلف است هر گونه تغييرات در مفاد اساسنامه، هيئت رئيسه، هيئت امناء، و نشاني را به مرجع صدور پروانه مربوط اطلاع دهد. در صورت اعلام عدم مغايرت تغييرات با مقررات اين آئين نامه از سوي مراجع يادشده، «سازمان» مكلف است وفق آئين‌نامه ثبت تشكيلات و موسسات غيرتجارتي – مصوب 1337 با اصلاحات بعدي- اقدام لازم را به عمل آورد. T}فصل چهارم {T– نظارت ماده 20- وظائف مراجع نظارتي استان و شهرستان، بترتيب در رابطه با سازمانهاي غيردولتي با محدوده فعاليت در سطح استان و شهرستان به شرح زير مي‌باشد: الف- دريافت و بررسي اساسنامه متقاضيان تاسيس «سازمان» و اقدام به صدور پروانه فعاليت آنها پس از احراز شرائط و ضوابط مقرر در اين آئين نامه؛ ب-دريافت گزارشهاي عملكرد اجرايي و مالي سالانه و در صورت لزوم موارد مقطعي؛ پ- رسيدگي موردي به عملكرد اجرايي و مالي «سازمان» در صورت ضرورت؛ ت- نظارت بر اجراي مقررات اين آئين نامه؛ ث- رسيدگي به عملكرد «سازمان» در مورد عدم رعايت مقررات اين آئين نامه. ماده 21- وظائف مرجع نظارتي فرااستاني و ملي در مورد سازمانهاي غيردولتي عبارت است از: الف- نظارت و بررسي مشكلات سازمانهاي مذكور و راههاي توانمندسازي آنان و نيز چگونگي بهره‌مندي اين سازمانهاي از اعتبارات بين المللي در چارچوب قوانين و مقررات؛ ب- بررسي و اعلام نظر در خصوص درخواست «سازمان» براي كسب مقام مشورتي از شوراي اقتصادي اجتماعي سازمان ملل متحد (اكوسك) و نيز پاسخگويي به استعلامات سازمانهاي بين المللي در همين زمينه، جهت انعكاس آن به مراجع ذيربط خارجي از طريق وزارت امور خارجه؛ پ- رسيدگي و اعلام نظر و اخذ تصميم نسبت به شكايات واصله از متقاضيان درخصوص تاخير يا رد صدور پروانه فعاليت و ساير شكايات و اختلافات ميان سازمانهاي غيردولتي با استانداريها و فرمانداريها؛ ت- بررسي تقاضا و صدور مجوز براي سازمانهاي غيردولتي با محدوده جغرافيايي فعاليت فرااستاني و ملي و دريافت گزارشهاي عملكرد اجرايي و مالي سالانه و در صورت لزوم موارد مقطعي آنها؛ ث- نظارت بر حسن اجراي مقررات اين آئين نامه؛ ج – رسيدگي به عملكرد «سازمان» در خصوص عدم رعايت مقررات اين آئين نامه. ماده 22- مراجع نظارتي موظفند در حدود فعاليت خود در صورت وصول گزارش و يا اطلاع از نقض آزاديهاي قانوني ديگران و يا ايراد تهمت، افتراء و شايعه پراكني و يا عدم رعايت مقررات اين آئين نامه از سوي «سازمان» از جمله دريافت غيرمجاز هر گونه كمك مالي و تداركاتي ازمنابع خارجي،‌ نسبت به بررسي آن با حضور مشورتي نماينده سازمان غيردولتي مربوط و نماينده دستگاه دولتي تخصصي ذي‌ربط اقدام نمايند و در صورت احراز، حسب مورد، مراحل زير را به اجرا گذارند: الف- تذكر شفاهي با مهلت يك ماهه براي اصلاح وضعيت؛ ب- تذكر كتبي با درج در پرونده با مهلت يك ماهه براي اصلاح وضعيت؛ پ- اخطار كتبي با مهلت دو هفته‌اي براي اصلاح وضعيت؛ ت- تقاضاي تعليق و يا لغو پروانه فعاليت از دادگاه در صورت عدم اصلاح وضعيت. تبصره- مرجع نظارتي، تنها براي يك مرتبه جهت ارائه تقاضاي تعليق مجاز مي باشد. ماده 23- چنانچه موضوع فعاليت «سازمان» ، امور پولي، مالي، اعتباري و يا قرض الحسنه باشد، مرجع نظارتي در مورد آنها،‌بانك مركزي جمهوري اسلامي ايران خواهد بود. T}فصل پنجم- {Tساير مقررات ماده 24- سازمانهاي غيردولتي كه از مصاديق اين آئين نامه قرار مي‌گيرند و در اجراي مقررات جاري تاكنون ايجاد شده‌‌اند موظفند ظرف مدت يك سال از تاريخ لازم الاجرا شدن اين آئين نامه، وضعيت خود را با مقررات اين آئين‌نامه تطبيق دهند. در غير اين صورت مراجع نظارتي برابر مقررات اين آئين نامه با آنها برخورد خواهند كرد. دستورالعمل مربوط در چارچوب اين آئين نامه توسط وزير كشور ابلاغ خواهد شد. ماده 25- انحلال «سازمان» اعم از اختياري و قهري، بر اساس مفاد ذيربط آئين نامه ثبت تشكيلات و موسسات غيرتجارتي- مصوب 1337 با اصلاحات بعدي- صورت مي گيرد. تبصره- چنانچه مدت فعاليت«سازمان» در اساسنامه به صورت محدود قيد شده باشد، پس از انقضاي آن و عدم تمديد بر اساس مقررات اين آئين نامه «سازمان» خودبخود منحل مي‌گردد. ماده 26- انجمنهاي صنفي مشمول ماده (131) قانون كار اعم از كارگري و كارفرمايي، واحدهاي آموزش عالي و يا موسسات پژوهشي موضوع بند (ل) ماده (1) قانون اصلاح قانون تاسيس وزارت علوم و آموزش عالي- مصوب 1353- آموزشگاههاي علمي آزاد و نيز مدارس غيرانتفاعي موضوع قانون تاسيس مدارس غيرانتفاعي و نيز ساير تشكلهاي غيردولتي كه در نص قوانين جاري صراحتا" اجازه تاسيس و انحلال آنها به عهده دستگاههاي دولتي گذارده شده است، از شمول سازمانهاي غيردولتي موضوع اين آئين نامه خارج مي باشند. ماده 27- كليه مقررات مغاير با اين آئين نامه، از تاريخ تصويب ملغي الاثر مي باشد. (به نقل از سايت هموطن سلام) T} سرعت پاسخ‏دهى از انتظارات پرسشگران است. خواهشمند است با اولويت‏بندى و پيرايش سؤالات، ما را يارى كنيد (در هر نامه بيش از 5 سؤال مطرح نفرماييد) بديهى است با ارتباط مكرر، پاسخ‏گوى ديگر پرسش‏هاى شما خواهيم بود{T
کد سوال : 2078
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : آيا چنانچه مردي در هنگام ازدواج مطرح کند که زياد اهل امور احساساتي و عاطفي نيست بايد در انتخاب او ترديد کرد؟و اين در حالي باشد که زن خودش خيلي عاطفي و احساسي باشد مي خواهد همسرش مثل او باشد.؟
پاسخ : در انتخاب همسر بهتر آن است که مجموعه ملاک ها و معيارها را در نظر گرفت و با امتيازي که به هر يک از آن ملاک ها مي دهيد در يک جمع بندي کلي به يک انتخاب صحيح اقدام نمودو نمي توان فقط به يک ملاک توجه کرد. بنابراين هر چند تناسب عاطفي بين دختر و پسر يکي از تناسب هايي است که بايد مورد توجه قرار گيرد ولي بايد در کنار ساير ملاک ها مثل تناسب هاي اجتماعي، فرهنگي، سني، ظاهري يا دين باوري و تدين يا اخلاق نيکو و... مورد ارزيابي قرار گيرد که اگر از ساير معيارها، امتياز بالايي برخوردار است و فقط اين عدم تناسب مانع است مي توان به گونه اي از آن چشم پوشي کرد ولي اگر در ساير معيارها امتياز بالايي ندارد در اين موضوع (تناسب عاطفي و احساسي) نيز دچار مشکل است و همخواني وجود ندارد، بهتر است جواب مثبت به وي داده نشود.
کد سوال : 2079
موضوع : كلام و دين پژوهي
پرسش : انديشه در خداوند چگونه ممكن است؟
پاسخ : تأمل و انديشه در رابطه با خداوند متعال به سه نحوه متصوراست: الف) تأمل و انديشه در ذات خداوند در اصطلاح شناخت ذات و ماهيت خداوند که چيست؟ ب ) انديشه در وجود خداوند متعال اين که خدايي هست و وجود دارد؟ ج ) شناخت اوصاف و افعال خداوند که چه اوصافي دارد يا ندارد چه کارهايي انجام مي دهد يا انجام نمي دهد؟ فلاسفه و متکلمان اسلامي با تمسک به ادله عقليه و آيات و روايات مي فرمايند قسم اول ناممکن است. لکن قسم دوم و سوم ممکن. اين که چرا قسم اول ممکن نيست از طرف انديشمندان ادله متعددي ذکر شده لکن تنها به يک دليل عقلي که ساده تر و در کلام اکثر متکلمان ذکر شده اشاره مي کنم. براي روشن شدن استدلال اين مثال ساده را در نظر داشته باشيد که به حکم قطعي عقل هر ظرفي گنجايش معيني دارد يعني يک ظرف يک ليتري گنجايش يک ليتر آب دارد و جا دادن 2 ليتر در آن ناممکن است. حال با توجه به اين که خداوند نامتناهي است و نامحدود است (چون اگر محدود و متناهي باشد به اين معنا است که در وراء حد چيزي است که خداوند واجد آن نيست و اين نقص است حال آن که خداوند کامل مطلق و واجب الوجود است و نقص در او راه ندارد) و ساير موجودات از جمله انسان همگي محدود و متناهي هستند و از سوي ديگر علم و شناخت مستلزم نوعي احاطه علمي فاعل شناسا (مدرک يا عالم) بر متعلق شناسايي (آنچه که شناخته مي شود - معلوم) است و از آنجا که موجود محدود نمي تواند بر موجود نامحدود احاطه يابد ممکن نيست مخلوقات خداوند بر ذات او آگاهي يابند بنابراين نه تنها کنه ذات الهي براي ما ناشناخته است بلکه اساسا اين چنين شناختي ممتنع است. قرآن کريم و روايات هم اين مدعا را تأييد مي کنند چنانچه قرآن کريم مي فرمايد: «ولا يحيطون به علما؛ بر ذات خداوند آگاهي نمي يابند» V} (طه، آيه 110).{V و در حديثي از امام صادق(ع) چنين نقل شده: «اذ انتهي الکلام الي الله فامسکوا؛ هنگامي که سخن به ذات خدا مي رسد سکوت کنيد» V} (تفسير علي ابن ابراهيم، طبق نقل نورالثقلين، ج 5، ص 170).{V و در حديثي از علي(ع) در تفسير آيه 110 سوره طه وارد شده «لايحيط الخلائق بالله عزوجل علما؛ مخلوقات احاطه علمي به خداوند پيدا نمي کنند؛ و دليلش همان است که انديشه در ذات نامحدود براي عقول محدود غير ممکن است. اما مرتبه ديگر خداشناسي که عبارت بود از اين که بدانيم خدا هست که براساس اين شناخت انسان از صف ملحدان و شکاکان جدا مي گردد و در جرگه خداباوران وارد مي شود. اين شناخت نه تنها براي بشر امکان دارد بلکه پايه و اساس سطوح ديگر خداشناسي است يعني اين که انسان وجود يک مبدأ متعالي و يک موجود مقدس و برتر را تصديق مي کنند و تصديق به وجود چيزي ملازم با شناخت ذات آن چيز نيست که اگر ذاتش قابل شناخت نبود تصديق به وجودش هم ممکن نباشد چنانچه امروزه هم تصديق به وجود چيزي ملازم با شناخت ذات آن چيز نيست که اگر ذاتش قابل شناخت نبود تصديق به وجودش هم ممکن نباشد چنانچه امروزه همه تصديق به وجود نيروي جاذبه و وجوداتم داريم گرچه ذات اينها ناشناخته است جايي که درباره نيروي جاذبه که يکي از مخلوقات است علم و آگاهي ما نسبت به آن تنها جنبه اجمالي دارد (از آثارش تصديق به وجودش مي کنيم) ولکن از علم تفصيلي (که چه هست) عاجزيم چگونه مي توان درباره خالق جهان ماده و ماوراي ماده که بي نهايت است از کنه ذاتش با خبر شد لکن آثار او باعث تصديق به وجودش مي شود. P} با صد هزاران جلوه برون آمدي که من{E}با صد هزار ديده تماشا کنم تو را{P اما درباره شناخت اوصاف خداوند متعال که آيا اصولا انسان مي تواند صفات خداوند را بشناسديا آن که صفات نيز همچون ذات خدا براي انسان همواره ناشناخته است بين متکلمان و فلاسفه مسلمان اختلاف است. گروهي مدعي شده اند که عقل آدمي راهي به سوي شناخت صفات ندارد چنانچه به ذات راه ندارد که به اين گروه معطله و مسلک آنان را تعطيل مي گويند لکن غالب متکلمان و فلاسفه مسلمان بر اين باورند که عقل انسان مي تواند اوصاف خداوند را بشناسد که اينان خودبه دو گروه تقسيم شده اند: الف) گروهي که قائلند بين اوصاف خدا و اوصاف مخلوقات تفاوت جدي و اساسي نيست و اوصاف در خداوند و مخلوقات معناي مشترکي دارند که در حقيقت خداوند را تشبيه به مخلوقات مي کنند لهذا معروف به مشبهه هستند. ب ) گروه دوم از کساني که قائلند اوصاف خداوند قابل شناخت است مي گويند هم مسلک تعطيل و هم مسلک تشبيه هر دو باطل است و اوصاف خداوند گرچه قابل شناخت مي باشند لکن معناي اين اوصاف در خداوند با مخلوقات متفاوت است. اين نظريه، نظريه متکلمان و فلاسفه بزرگ شيعه مانند علامه طباطبايي و استاد مطهري و ديگران است اين گروه با ادله متعدد نظريات - تعطيل و تشبيه را باطل مي کنند و به نحوي اوصاف حق را بيان مي کنند که نه مستلزم تشبيه باشد و نه تعطيل. خلاصه اين نظريه اين است که ما در آغاز صفاتي مانند علم و قدرت و حيات و... را در خود يا موجودات پيرامون خويش مي يابيم و علاوه بر اين درک مي کنيم که اين اوصاف کمال محسوب مي شوند در اين حالت ما مي بايست ابتدا در معنايي که از اين اوصاف کمالي مي يابيم تأمل ورزيم و تمام قيود و لوازمي را که موجب محدوديت آنها مي گردد شناسايي کنيم. مثلا صفت علم در ما - حادث است (زماني نبوده بعد پيدا شده) امکان دارد زائل شود - خطاپذير است و محدوديت هاي ديگر بعد از شناخت اين محدوديت ها در مرحله بعد لازم است که همه اين محدوديت ها را سلب کنيم که در نتيجه به معنايي خواهيم رسيد که از يک سو حاکي از کمالات وجودي است و از سوي ديگر هيچ شائبه نقصان و کاستي ندارد و بدين ترتيب مي توان اوصاف کمالي را به معنايي که هم معقول است و هم شايسته مقام الوهي و نه مستلزم تشبيه در مورد خداوند متعال به کار برد. خلاصه مطلب اين شد که تأمل در ذات خداوند اساسا به حکم عقل ممتنع است و آيات و روايات هم ارشاد به همين حکم عقل دارند. اما تصديق به وجود خداوند و شناخت اوصاف به بياني که گفته شد ممکن است. براي مطالعه بيشتر در اين زمينه علاوه بر منابعي که قبلا بيان شد ر.ک: - توحيد خدا در مکتب قرآن، دکتر محسن شفائي، ص 219 به بعد - يکصد و هشتاد پرسش و پاسخ، آيت الله مکارم شيرازي
کد سوال : 2080
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : پاسخ شما به نامه 12726 عالي بود و قانع كننده ولي پاسخ نامه 12393 چندان مرا قانع نكرد لذا با توجه به گذشت زمان و حساس تر شدن موضوع براي من سوالم را به نوع ديگري مطرح مي كنم : پسري هستم 16 ساله سال دوم دبيرستان را در مدرسه استعدادهاي درخشان تمام كرده ام براي ورود به حوزه امتحان دادم و در محل انتخابي ام قبول شدم حال سوال اين است كه امسال به حوزه بروم يا بعد از ديپلم يا بعد از دانشگاه ؟ با ذكر دليل و مستند. به من گفته اند شروع از دانشگاه مفيدتر است بدلايلي مانند: باز شدن فكر ،آشنايي با جامعه دانشگاهي و تحصيل كرده، منزلت اجتماعي ،تأمين شغل از طريق غير حوزوي و ... همچنين يك روحاني دانشگاهي ابراز كرده كه رسيدن به سطوح عالي حوزوي چه ليسانس بگيري يا نگيري مدت زمان مشابهي لازم دارد (يعني اگر بري دانشگاه حوزه را با سرعت چند برابر مي خواني.)؟
پاسخ : اظهار نظر در اين مورد نيازمند اطلاعات دقيق تر و بيشتري از شما و وضعيت خانوادگي و جايگاه و منزلت اجتماعي تان در خانواده و مسائل ديگر است. در عين حال به عرضتان مي رسانيم که اگر مطمئن هستيد همين شوق و علاقه که هم اکنون به حوزه و تحصيل علوم ديني داريد پس از اخذ ديپلم يا پس از اتمام دروس دانشگاهي خواهيد داشت و تحت تأثير عوامل محيطي و اجتماعي قرار نخواهيد گرفت پس از اخذ ديپلم به حوزه بياييد بهتر است ولي هيچ تضميني در اين زمينه نيست زيرا فضاي فرهنگي و اجتماعي و احتمالا خانوادگي چنان در حال تغيير و تحول است و تأثيرگذار که چه بسا اين علاقه و تمايل به تدريج کاسته شود و مسير زندگي را تغيير مي دهد. علاوه بر اين با توجه به توانايي بالاي ذهني و هوشي تان مي توانيد در کنار دروس حوزوي به دروس دبيرستان و يا دانشگاه بپردازيد و در محيط شايسته و مناسب حوزه. دروس دبيرستان و يا دانشگاه را بخوانيد و ادامه تحصيل دهيد. مخفي نماند که در حوزه علميه قم نيز مراکز تخصصي وجود دارد که متناسب با علاقه شما مي توانيد در يکي از رشته هاي علوم انساني مثل حقوق، اقتصاد، روانشناسي، جامعه شناسي، علوم تربيتي، علوم سياسي، علوم قرآن و... تا مقطع دکتري ادامه تحصيل دهيد که البته نيازمند همت بلند و تلاش زياد شماست. لازم به ذکر است حمايت هاي رواني، مالي و... خانواده محترمتان در ورود به حوزه و استمرار بخشيدن به آن نقش مؤثري در موفقيت و پيشرفت شما خواهد داشت. اميد است بتوانيد تصميم شايسته و متناسب با توانايي هاي تان بگيريد. شرکت در يک مشاوره حضوري نيز با فرد مورد اعتمادتان مناسب است.