• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
عضویت در خبرنامه
کد سوال :
جستجو :
کد سوال : 1921
موضوع : سياسي و انديشه سياسي
پرسش : فرماندهي کل قوا چه وظايفي دارند اين سمت به عهده چه کسي بايد باشد چرا بني صدر مدتي فرماندهي کل قوا را بر عهده داشته اند. مگر قوانين تغيير يافته است؟
پاسخ : در پاسخ به اين سؤال توجه به نکات ذيل حائز اهميت است: الف- اصطلاح فرماندهي کل قوا در ارتباط با نيروهاي مسلح مي باشد که براساس قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران به ولي فقيه واگذار شده است: بند چهارم اصل يکصد و دهم قانون اساسي چنين بيان مي دارد: «فرماندهي کل نيروهاي مسلح» با رهبر است اطلاق عبارت فوق نشان دهنده مديريت تام و عام مقام رهبري به کل امور و شؤون نيروهاي مسلح اعم از نظامي و انتظامي مي باشد. اقتضاي نيروهاي مسلح بر وحدت فرماندهي است، زيرا بدون وحدت، امور نظامي و دفاعي کشور از انسجام لازم برخوردار نخواهد بود. قانون اساسي ضمن بيان اين اطلاق، پاره اي از اقتدارات مهم مقام رهبري در نيروهاي مسلح را تصديحا بيان نموده است که عبارتند از: 1. فرماندهي کل نيروهاي مسلح و نصب و عزل و قبول استعفاي رئيس ستاد مشترک؛ فرمانده کل سپاه و فرماندهان عالي نيروهاي نظامي و انتظامي V} (بند چهارم و ششم اصل يکصد و دهم قانون اساسي).{V 2. اعلان جنگ و صلح و بسيج نيروها V} (بند پنجم اصل يکصد و دهم قانون اساسي).{V 3. در شوراي عالي امنيت ملي بدين ترتيب که: - اين شورا، سياست هاي دفاعي و امنيتي کشور را در «محدوده سياست هاي کلي تعيين شده از طرف مقام رهبري» تنظيم مي نمايد V} (اصل يکصد و هفتاد و ششم قانون اساسي).{V - «دو نماينده به انتخاب مقام رهبري» در شوراي مذکور عضويت دارد V} (همان).{V - مصوبات اين شورا پس از تأييد مقام رهبري قابل اجراست V}(ذيل اصل يکصد و هفتاد و ششم قانون اساسي). {V ب - براساس اصل يکصد و دهم قانون اساسي «رهبر مي تواند بعضي از وظايف و اختيارات خود را به شخص ديگري تفويض کند». بديهي است که تفويض اختيار مذکور به معناي سلب صلاحيت نيست؛ بلکه مقام يا مسؤولي که آن وظيفه يا اختيار از سوي رهبري به او تفويض شده است، صرفا به نمايندگي از طرف رهبري انجام وظيفه مي نمايد. اين اختيار تفويض شده در هر زمان قابل لغو خواهد بود V}( ر.ک: سيد محمد هاشمي، حقوق اساسي جمهوري اسلامي ايران، نشر دادگستر، 1380، ج 2، ص 51). {V ج - با توجه به دو موضوع فوق در ارتباط با سؤال گفتني است که: اولا، در زمان بني صدر نيز قانون هيچ گونه تغييري نکرده بود و فرماندهي کل قوا از نظر قانوني همچنان با ولي فقيه بود. ثانيا، حضرت امام بنا به دلايل و مصالحي براي مدتي نمايندگي فرماندهي کل قوا را به بني صدر تفويض کردند که اين کاملا اختياري قانوني است. ثالثا، پي بردن به دلايل تفويض برخي اختيارات رهبري از سوي حضرت امام به بني صدر نيازمند بررسي شرايط و اوضاع آن زمان مي باشد که به اختصار مطالبي را بيان مي نمايم: T}مقدمه:{T هر چند در حكومت اسلامى، مشروعيت امرى الهى است و مشروعيت تمامى بخشهاى نظام از طريق حاكم اسلامى تأمين مى‏شود، اما بايد به موضوع مهم ديگرى كه در حكومت اسلامى نقش به سزا و عمده‏اى دارد توجه داشت و آن نقش مقبوليت مردمى و توجه به آراء آنان از يك سو در نظر گرفتن مصالح جامع و نظام اسلامى بر اساس شرايط و مقتضيات زمان و مكان مى‏باشد. به عنوان نمونه، مراجعه به تاريخ صدر اسلام و سيره حكومتى پيامبر اكرم(ص) و امام على(ع) مبين نكات فوق است: وجود برخى شخصيتها و بزرگان قريش در جمع كارگزاران و فرماندهان نظام اسلامى نظير، خالدبن وليد، عمرو عاص، شريح قاضى، اشعث بن قيس، ابوموسى اشعرى و...، با اينكه در التزام و پاى بندى آنان به اسلام ترديد بود و بعضاً تخلفات مهمى نيز داشتند، V}(ر. ك: فروغ ابديت، استاد جعفر سبحانى؛ و سياى كارگزارن على بن ابى طالب(ع)، على اكبر ذاكرى، انتشارات دفتر تبليغات اسلامى){V همه حاكى از اهميت و توجه به جايگاه مردمى افراد، استفاده از توانايى و كارآمدى آنان، و رعايت مقتضيات و مصالح جامع مى‏باشد. اكنون با توجه به مقدمه فوق به بررسى عملكرد حضرت امام(ره) در قبال بنى صدر مى‏پردازيم: 1. بررسى شرايط بنى صدر به عنوان اولين رئيس جمهور نظام جمهورى اسلامى بود كه از پشتوانه يازده ميليون رأن از ميان چهارده ميليون شركت كننده در انتخابات (قريب به هفتاد درصد آراى مأخذه) برخوردار بود. بنابراين على رغم شناختى كه حضرت امام(ره) از ابتدا به عدم لياقت و كفايت نامبرده براى تصدى رياست جمهورى ايشان داشتند، مى‏بايست هر گونه اقدامى كاملاً سنجيده صورت مى‏پذيرفت تا از يك سو وجهه نظام نوپاى اسلامى خدشه دار نشود و مخالفين نظام در داخل و خارج چنين القاء نكنند كه نظام اسلامى، تحمل جمهورى بودن و آراء مردم را ندارد و به سرعت اولين رئيس جمهور مردمى خويش را بركنار نمود، و از سوى ديگر به آراء و انتخاب احترام گذاشته، تا با گذشت زمان به صورت طبيعى زمينه‏هاى تجديد نظر در آراء مردم با ديدن عملكردها و رفتارهاى بنى صدر، فراهم آيد. و مردم واقعاً به اين نتيجه برسند كه بنى صدر على رغم شگردهاى تبليغاتى خود، فرد شايسته و لايقى براى مسئوليت مهم رياست جمهورى نوبده و صلاحيت اين كار را ندارد. و بعلاوه قانون اساسى جمهورى اسلامى هم راهكارهاى عزل و بركنارى رئيس جمهور را مشخص نموده بود و دليلى براى استفاده حضرت امام از اختيارات حكومتى خود وجود نداشت. و آخرين نكته‏اى كه بايد در بررسى شرايط آن مقطع زمانى در نظر گرفت، اوضاع آشفته داخلى ناشى از وقوع انقلاب، درگيريهاى جناحها و گروههاى سياسى، شروع جنگ تحميلى و...، بود كه شديداً از هر گونه اقدامى سبب ايجاد تشنت و التهاب در كشور مى‏شد، بايد جلوگيرى بوجود مى‏آمد. 2. در چنين شرايطى حضرت امام(ره) دو گونه مى‏توانستند با اين جريان برخورد كنند: يا حكم رياست جمهورى بنى صدر را تنفيذ نكنند و در برابر رأى ملت بياستند، يا با تنفيذ حكم رياست جمهورى و مدارا و مماشات با وى، كشور را از بحران نجات دهند. حضرت امام(ره) با درايت و مديريت حكيمانه‏اى كه داشتند، راه دوم را برگزيدند و با فرصت دادن بيشتر به بنى صدر و بازگذاشتن دست وى براى خدمت، هر گونه بهانه را از او گرفتند تا در روند كارش نتواند امام نيروهاى ارزشى را به انحصارطلبى و تماميت خواهى متهم سازد و همه ناتوانى‏ها دشت را به مانع تراشى‏هاى نيروهاى ارزشى منتسب سازد. از اين رو نه امام(ره) در همان اولين روزهاى پيروزى بنى صدر، در مراسم تنفيذ حكم رياست جمهورى وى كه در بيمارستان قلب تهران برگزار شد، پس از نصايح دلسوزانه و پدرانه با ايشان، حكم رياست جمهورى اش را تنفيذ كردند و فرمودند: «من يك كلمه به آقاى بنى صدر تذكر مى‏دهم، اين كلمه تذكر براى همه است، «حب الدنيا رأس كل خطيئه» يعنى دنيادوستى در رأس همه خطاهاست. (صحيفه نور، ج 11، ص 257). حضرت امام حكم تنفيذ خويش را به «عدم تخلف بنى‏صدر از احكام اسلام و تبعيت از قانون اساسى» مشروط كردند: «بر اساس آن كه ملت شريف ايران با اكثريت قاطع، جناب آقاى دكتر سيد ابوالحسن بنى صدر را به رياست جمهورى كشور جمهورى اسلامى ايران برگزيده‏اند و بر حسب آن كه مشروعيت آن بايد به نصب ولى فقيه جامع الشرايط باشد، اينجانب به موجب اين حكم، رأى ملت را تنفيذ و ايشان را به اين سمت منصوب نمودم، لكن تنفيذ و نصب اينجانب و رأى ملت مسلمان ايران، محدود است به عدم تخلف ايشان از احكام مقدسه اسلام و تبعيت از قانون اساسى ايران...» V}(همان، ص 260 (15 بهمن 58){V ايشان در راستاى همان سياست، پس از تنفيذ حكم رياست جمهورى، وى را به قائم مقامى خود در فرماندهى كل قوا منصوب كردند، در اين حكم آمده است: «جناب آقاى بنى‏صدر، رئيس جمهورى ايران! در اين مرحله حساس كه احتياج به تمركز قوا بيشتر از هر مرحله است، جناب عالى به نمايندگى اين جانب به سمت فرماندهى كل نيروهاى مسلح به ترتيبى كه قانون اساسى جمهورى اسلامى ايران تعيين كرده است، منصوب مى‏شويد، اميد است كه با شايستگى كه جناب عالى داريد، امور كشورى و لشكرى و قواى مسلح به نحو شايسته با موازين اسلامى جريان پيدا كند» V}(همان، ص 260){V. حضرت امام(ره) براى حفظ اصل نظام و جلوگيرى از هر گونه تشتت و التهاب در كشور كه مقتضاى زمان جنگ بود و براى جذب بنى صدر، در حد امكان سياست مدارا و مماشات را با وى به كار مى‏بردند. و براى اين كه رشد سياسى مردم بالا برود و حقايق كم كم روشن شود، دو پروژه ديگر نيز به اجرا گذاشته بودند: الف. افشاى خط بنى‏صدر و جريان فكرى او؛ ب. تقويت جناح ارزشى كه در رأس آن، بزرگانى چون شهيد بهشتى و شهيد باهنر و مقام معظم رهبرى و آقاى هاشمى رفسنجانى و.. قرار داشتند. در بخش اول، امام در طول اين مدت افشاى جريان ملى گرايى و ليبراليسم را در دستور كار خود قرار داده بودند، و نسبت به خطرات آن، مردم را آگاه، مى‏ساختند: «آقاى رئيس جمهور نخست وزيرى معرفى مى‏كند شخصى باشد مكتبى، و در صددد باشد كه احكام اسلام را پياده كند، نه درصدد اين باشد كه مليت را احيا بكند، آنهايى كه مى‏گويند ما مليت را مى‏خواهيم احيا بكنيم، آنها مقابل اسلام ايستاده‏اند. اسلام آمده است كه اين حرف‏هاى نامربوط را از بين ببرد. افراد ملى به درد ما نمى‏خورند؛....» V}(صحيفه نور، ج 12 ص 273){V. و در جاى ديگر مى‏فرمايند: «ما از اين ملى‏هاى هيچى نديديم جز خرابكارى؛ اگر يك نفرشان آدمى بود كه اسلامى بود كه صحيح بود، ما نديديم چيزى از اينها. همه ما اسلامى پيش برويم...» V}(همان، ص 118){V. و در بخش دوم حضرت امام(ره) نسبت به نيروهاى ارزشى مانند شهيد بهشتى، مقام معظم رهبرى و...، سنگ تمام گذاشتند و با اين كار جامعه رابه سوى اين شخصيت‏ها كه مطابق با معيارها و الگوهاى اسلامى بودند راهنمايى و هدايت مى‏كردند. تا جامعه بتواند در انتخابهاى بعدى دقيق‏تر عمل كند. حضرت امام(ره) در مورد شهيد دكتر بهشتى فرمودند: «يك نفر آدمى را كه من بيست و چند سال است از نزديك مى‏شناسم، او پيش من درس خوانده، با من معاشر بوده، من همه چيزش را مى‏دانم، حالا افتادند به جان مثل آقاى بهشتى، آقاى دكتر بهشتى را از او مى‏ترسند اينها براى اين كه يك فرد لايقى است و اينها نمى‏خواهند اين طور افراد باشند.» V}(همان، ج 9، ص 288){V. در جاى ديگر فرمودند: «من آقاى خامنه‏اى را بزرگش كردم، من آقاى هاشمى را بزرگ كردم، من آقاى بهشتى را بزرگش كردم» V}(همان، ج 15، ص 139){V. نكته ديگر اينكه، حضرت امام(ره) مى‏دانستند كه بيشتر، اين اطرافيان بنى صدر هستند كه او را تحريك مى‏كنند، اگر خودش بود و خودش، ممكن بود بتوان با او كنار آمد. لذا همواره بنى راه نصيحت مى‏كردند كه از اطرافيانش فاصله بگيرد. چنانكه حضرت امام پس از عزل بنى‏صدر فرمودند: «خدا مى‏داند كه من مكرر به اين گفتم كه آقا اينها تو را تباه مى‏كنند اين گرگ هايى كه دور تو جمع شده‏اند وبه هيچ چيز عقيده ندارند، تو را از بين مى‏برند، گوش نكرد، هى قسم خورد كه اينها فداكار هستند....» V}(همان، ج 15، ص 69 و 68){V. متأسفانه با همه مدارا و مماشاتى كه حضرت امام نسبت به بنى صدر داشتند، ولى وى متنبه نشد و همچنان به دنبال اهداف خود و تحريكات اطرافيانش بود. جنگ را به نقطه شكست كشانده بود، نيروهاى ارزشى مانند شهيد صياد شيرازى را از ارتش بركنار كرد، بود، دست سپاه را در جنگ بسته بود، نيروهاى ضد انقلاب و گروهك‏ها را تقويت كرده بود و در پشت صحنه با آمريكا رابطه داشت، نسبت به شهيد رجايى كه نخست وزيرش بود همواره بى مهرى مى‏كرد و در هر فرصتى وى را تحميلى، ناكارآمد و بى‏سواد معرفى مى‏نمود و در نامه‏اى به حضرت امام به تغييرناپذير بودن شهيد رجايى و هيأت وزيران در برابر سياست‏هاى خود اعتراض مى‏كند و حضرت امام در پاسخ وى مى‏فرمايد: «اين جانب دخالتى در امور نمى‏كنم، موازين همان بود كه كراراً گفته‏ام و سفارش من آن است كه آقايان تفاهم كنند و اشخاص مؤمن به انقلاب و مدير و مدبر و فعال انتخاب نمايند» V}(همان، ج 13، ص 55){V. نتيجه درايت و تدبير الهى و برخورد هوشمندانه حضرت امام(ره) با مسأله بنى‏صدر اين بود تا زمينه‏هاى بيدارى و آگاهى مردم نسبت به انتخاب خويش فراهم شده و آن پشتوانه عظيم مردمى كه همواره بنى صدر به آن افتخار مى‏كرد و آن را به رخ مى‏كشيد، از او گرفته شود و زمينه براى عزل بنى صدر بر اساس مكانيسم قانونى فراهم آيد. و در روز 31 خرداد ماه 1360، مجلس به عدم كفايت سياسى بنى صدر با 177 رأى موافق و يك رأى مخالف، موافقت نمود. و اين تصميم با استقبال پرشور مردمى كه مدتى قبل به بنى صدر رأى داده بوده و هم اكنون با هدايتهاى حضرت امام(ره) آگاه شده بودند روبرو شد. جهت مطالعه بيشتر ر.ک: قاسم روانبخش، بازخواني پرونده يک رئيس جمهور، قم، نشر هماي غدير، 1382.
کد سوال : 1922
موضوع : سياسي و انديشه سياسي
پرسش : در مورد ک . گ .ب و اف. بي .آي و مافيا و اين گونه سازمانها توضيحاتي دهيد اهداف ،تشکيلات و نحوه سازمان يافتن آنها را هم بيان کنيد؟
پاسخ : T} يکم _ اهداف سازمانهاى جاسوسى {T امروزه , گسترش شبكه هاى جاسوسى , جوامع بشرى را تحت فشار روزافزون قرار داده است و بى اعتمادترين وضع ممكن را برانسان حاكم ساخته است . تصميم ها و طرح هاى سودمند براى بهبود زندگى انسان , مورد هجوم و دستبرد شبكه هاى جاسوسى عنكبوتى قرار گرفته است تا با خنثى شدن طرحهاى آزادى بخش , در جهان تحت ستم و با عقيم گشتن تلاش هاى پيگير رهبران انديشمند و دلسوز جهان سوم ,اميد رهايى و آزادى از قلب بيشتر ساكنان دنياى سوم رخت بر بسته است و آنان را در يك بى اعتمادى متقابل به سوگ نشانده است.برنامه ريزيهاى مفيد, پيوسته توسط كانونهاى صيد خبر, به نفع دولتهاى حاكم و دست نشانده كشف و خنثى مى شوند و به مرحله بازدهى و بارورى نمى رسند.اين مسئله يكى از مشكلات اساسى جهان سوم است و تا زمانى كه دنياى عقب نگهداشته شده , نتوانداز شراين مهمانهاى ناخوانده و جاسوس نجات پيدا كند كمتر مى تواند به بازدهى نقشه هاى آزادى بخش خود مطمئن گردد. كشف و شناخت منابع جاسوسى قدرتهاى بزرگ , در دنياى سوم وافشاى چهره هاى آنان ,از ضرورى ترين كارهاى مبارزين آزادى بخش دنياى زير سلطه شرق و غرب است .اين شناخت در عين اينكه موجب مصونيت طرحهاى آزادى بخش مى شود,از ضربات نظامى , سياسى ,اقتصادى ,اجتماعى و فرهنگى قدرتهاى مسلط مى كاهد, و نيز كودتاهاى نظامى و حزبى را به حداقل ممكن مى رساند و جامعه را از آشوبهاى اقتصادى واجتماعى حفظ مى نمايد. همچنين فرهنگ وايدئولوژى جامعه را,از هجوم فرهنگ تحقيرآميز قدرتهاى بزرگ مصون مى دارداين نوع آگاهيها, همانگونه كه براى كشورهاى در حال انقلاب ضرورى است براى كشورهايى نظير جمهورى اسلامى ايران , لازم تر به نظر مى رسددراين نوع كشورها, كه قدرتهاى استعمارى منافعشان مورد تهديد واقع شده است تلاش گسترده ترى در جهت نابودى انقلاب مى كنند واز فعاليتهاى جاسوسى و صيد خبر به شكلى ظريف و دقيق سود مى جويند.كشور جمهورى اسلامى ايران , با طرح مجدد انديشه اسلامى , براى نجات جامعه هاى تحت ستم , گسترش حركتهاى انقلابى در كشورهاى جهان سوم را موجب گشته است . و در مقابل , دشمنى و توطئه هاى روزافزون هر دو قدرت جهانى را عليه خويش برانگيخته است . اينان , براى پيچيده تر كردن طرحهاى خيانت آميز خود, و غافلگير نمودن جمهورى اسلامى ايران , به اطلاعات گسترده اى در زمينه هاى نظامى و اقتصادى و سياسى نيازمندند.از جمله : حدود پشتيبانى مردم از حكومت , ميزان دشمنى واختلافات داخلى , زمينه يابى واستخدام افراد زمينه دار براى اهداف نامشروع خود و ...آنان , براى بدست آوردن اينگونه اطلاعات ,از هر راهى استفاده مى نمايندازاين جهت , شناخت توطئه و شگردها, عوامل و زمينه هاى مناسب و مراكز مورد نظر جاسوسان , براى مسئولان و دست اندركاران جامعه و ديگر علاقمندان حفظ و حراست انقلاب اسلامى , لازم و ضرورى مى باشد, تا با بكارگيرى سياستهاى مناسب و منطقى راه نفوذ سازمانهاى جاسوسى را مسدود, واز دستيابى آنان به اسرار و تصميمهاى كشورى محروم نمايند. از آنجا كه , شناخت اهداف فعاليتهاى جاسوسى و نوع اطلاعات مطلوب آنها, كمك زيادى به آگاهيمان از شگردها و پوششهاى جاسوسى اينگونه سازمانها مى دهد دراين نوشتار, نخست گوشه اى ازاخبار مطلوب واهداف مراكز مورد نظر سازمانهاى جاسوسى را بيان مى كنيم و آنگاه به بيان شيوه هاى صيد خبر مى پردازيم تا آگاهانه تلاش آنها را بى ثمر نمائيم . اهداف سازمانهاى جاسوسى اهداف سازمانهاى مزبور, رابطه تنگاتنگى با منافع قدرتهاى اقتصادى جهان دارد, و در حفاظت و نگهبانى ازاين گونه منافع خلاصه مى شود.از اينرو, بيان منافع قدرتهاى اقتصادى , بعنوان مقدمه اى بر شناخت اهداف سازمانهاى جاسوسى ضرورى است . منافع قدرتهاى اقتصادى از زمانى كه كشورهاى قدرتمند, به پيشرفتهاى صنعتى تكنولوژى مدرن دست يافتند,از سطح توليد بالائى برخوردار شدند.اين توليد فراگير و پر رونق ,از دو سوى كشورهاى استعمارگر را زير فشار قرار داد: 1از جهت تهيه مواد خام براى كارخانه غول پيكر خويش , كه بطور طبيعى با پيشرفت سريع توليد هماهنگى نداشت .ازاينرو, تسخير كشورهاى جهان سوم رابه همراه داشت . 2از جهت تهيه بازار فروش كالاهاى توليدى , زيرا بازارهاى داخلى , قدرت جذب آن همه توليد را نمى توانست داشته باشد. براى رهائى از بن بست موجود, كشورهاى صنعتى ناگزيراز دست اندازى به كشورهاى جهان سوم بودند. هدف ازاين تجاوز,استفاده سرسام آوراز منابع طبيعى و نيز بهره بردارى از بازار فروش پر مصرف توليدات صنعتى خويش , دراين گونه كشورها بود. در اين باره ,[ باتلر], ژنرال نيروى دريائى , كه دخالتهاى نظامى آمريكا را در كشورهاى آمريكاى لاتين رهبرى مى كرد سخن جالبى دارد وى مى گويد: من كمك كرده ام تا منافع نفتى آمريكا, در مكزيك و تامپيكو تضمين گردد. من كمك كرده ام تا كوبا هائيتى به صورت كشورهايى درآيند كه در آنها كارمندان بانك[ ناشنال سيتى] بتوانند منافع تحصيل كنند. من كمك كرده ام تا نيكاراگوئه با بانك بين المللى برادران [بروان] قراردادى منعقد كند. من توجه جمهورى دومينيكن را جهت منافع آمريكائى ها, در زمينه شكر جلب نموده ام . من كمك كرده ام تا شركت ميوه جات مناطق گرم بتوانند در هندوراس منافعى كسب نمايند .با گذشت زمان و همراه با تجربه هاى جديد, قدرتهاى استعمارگر, راههاى كم خرج تر و پرسودترى براى كسب منافع خود يافتند. و دراين راه , به سرمايه گذارى در كشورهاى زير نفوذ, روى آوردند كه مزاياى زيرا را به همراه داشت : 1اين نوع سرمايه گذاريها, موجب رهايى قدرتهاى بزرگ از مخارج هنگفت نظامى بود. 2از هزينه هاى حمل و نقل مواد خام و بازگشت كالاهاى توليدى به بازار مصرف مى كاست . 3 بازدهى سريع و كم خرج سرمايه ها و بهره ورى از نيروى كارارزان را در پى داشت . 4 سلاحهاى نظامى بجاى حفظ سرمايه گذاريها خارجى , به صورت كالاهاى صادراتى در آمد. اين دگرگونى وسيع در جهان صنعتى , پى آمد ننگين پيدايش دولتهاى دست نشانده را بدنبال داشت . زيرا نگاهبانى اينگونه سرمايه گذاريهااز آسيب ديگر حريفان , نيازمند حكومتهاى وابسته و دست نشانده بود تا حراست ازاين منافع را بر عهده بگيرد. 2 دراين باره ,دراسناد لانه جاسوسى , درباره شاه ايران چنين آمده است : [شاه , فعلااز عهده حفاظت منافع اصلى امنيتى ما درايران بر مى آيد و تنها شخصيتى است كه مى تواند راهبرايرانيان شورشگرا باشد. بدين طريق , تا ظهور منبع قدرت موثر ديگرى كه ماانتظار آن را, طى تا سال آينده نداريم , حمايت از شاه و برنامه هااصلاحى او, منتهى به شرايط اساسى دنبال گيرى اهداف زيرين ما مى گردد]. و در ضمن اهدافى كه در ذيل مى آورد, درباره هدف 6 و 7 چنين مى گويد: 6[استمرار دسترسى غرب به منابع ايران , بخصوص نفت با مواضع قابل قبول . 7استمرار دسترسى آمريكا به بازار در حال توسعه ايران] . 2 در جاى ديگراز همان سند, در ضمن بيان اهداف و مقاصد سياست خارجى آمريكا درايران ,اهداف پراهميت زير را يادآورى و خواستار تحقيق آنهاست : ... سهم قابل ملاحظه اى در بازار داخلى ايران را به نفع آمريكا بدست آورده , واز نفوذ دفتر سفير [سفارت آمريكا], در صورت عدم دسترسى به مراكز بازرگانى آمريكايى براى استفاده از فرصتهاى تجارى استفاده نمائيد. [ . ... تشخيص اين مسئله كه چگونه مى توان همكاريهاى دو جانبه ايران و آمريكا را موثرتر نمود, و اينكه چگونه مى توان بخش خصوصى ايالات متحده را بيشتر دراين مسئله وارد كرد]. 3 با توجه به اين مسئله , تلاش براى استقرار حكومتهاى دست نشانده بررسى راههاى ممكن در مسير تحصيل اين هدف با حفظ پاسدارى از حكومتهاى دست نشانده القاء محبوبيتهاى كاذب از طريق تزريق انديشه اشتراك منافع قدرتهاى حاكم و محكوم اخراج رقيب هاى موجود,از ميدان غارت منابع در كشورهاى محكوم كوشش براى پيچيده كردن روابط استعمارگر شونده متلاشى كردن و بى ثمر نمودن سازمانهاى آزاديبخش از بين بردن نقش گروههاى آگاه ياافراد دلسوز و روشن بين كشورهاى مستقل در داخل يك محدوده زير ستم ارزيابى راههاى گسترش سرمايه گذاريها و بازاريابيهاجايگزين كردن فرهنگهاى ذلت آفرين و بى خاصيت بجاى فرهنگهاى استقلال طلب و پرخاشگرهمه و همه زنجيره اى است در جهت حفظ منافع قدرتهاى سلطه گر.ازاينرو, تلاش گسترده كانونهاى جاسوسى در جهت انجام هدفهاى بالا خواهد بود, كه پوششها و شگردهايشان نيز, به گونه اى دقيق , هماهنگ با اين اهداف شكل مى گيرد.اينك , براى آگاهى بيشتر شما,اين نوع از روشهاى مراكز جاسوسى را, در هر بخش بطور مستقل موردارزيابى قرار مى دهيم : الف ) استقرار حكومتهاى دست نشانده : كشورهاى پيشرفته براى رسيدن به هدفهاى استعمارى خود, آگاهيهاى خاصى را لازم دارند كه از طريق شبكه هاى جاسوسى به آن دست مى يابند.اين اطلاعات به قرار زيراست : 1 شناسائى شخصيت ها, قبيله ها, گروهها و بررسى خط فكرى و گرايشهاى روحى آنها, و نيز كشف ضعفهاى روحى و فكرى آنان .اين گونه آگاهيها, مى تواند زمينه ساز وابستگى بيشتر آنان باشد.اطلاع از تاريخ زندگى افراد, روابط خانوادگى , نوع تحصيلات و محل آن , دوستان و آشنايان شخصى , تحولات فكرى و روحى , و همچنين آگاهى از تاريخ قبيله ها, روابط درون قبيله اى ,اخلاق و روحيه رئيس قبيله , مقداراثرپذيرى و نيز آشنايى با پيدايش گروهها, روابط درونى و برونى آنان , سيستم حاكم بر آن و روحيات افراد صاحب نفوذ گروهها, مقدار گرايش به نظامهاى مسلط جهانى و... 2 بررسى موقعيت جغرافيايى كشورها, سنجش كارائى آن در روابط بين المللى نقش آن در زنجيره كشورهاى زير سلطه , بازيابى موقيعت آن در رقابتهاى بين المللى .اين نوع آگاهيها زمينه اى بر تاسيس پايگاه اقتصادى و سياسى در جهان سوم است كه منافع هر چه بيشتراستعمارگران را بهمراه دارد. 3 آگاهى از فرهنگى وايدئولوژى مردم , نوع رابطه معمول بين آنان , مقدار نفوذ مقامات مذهبى و ملى , مسائل تحريك آفرين و روحيات افراد.اين گونه آگاهيها, قدرتهاى مسلط را در شكل و نوع حكومت مناسب با هر منطقه راهنمائى مى كند, و آنها را بر آن مى دارد كه در برخوردهاشان از روشهايى استفاده كنند كه موجب خشم و شورش عمومى نشود.همچنين نفوذ خويش راازاين طريق به شكلى تنظيم مى كنند كه هيچگاه بعنوان كارگردان پشت صحنه معرفى نشوند. ب ) حفظ و نگهدارى حكومتهاى دست نشانده : ثبات سياسى حكومتهاى وابسته , مهمترين و حساسترين هدف قدرتهاى استعمارى جهان است . زيرا پابرجائى اين نظامها, به مفهوم دوام و حفظ منافع سرشارابرقدرتها مى باشد. واز زمان پيدايش[ استعمار جديد], منافع حكومتهاى دست نشانده بصورتى هماهنگ با منافع استعمارگران عمل مى كند.ازاينرو,ادامه حيات چنين حكومتهائى , براى قدرتهاى جهانى , مهمترين مسئله رواست . مهمترين مسائلى كه در اين زمينه , مورد توجه قدرتهاى شيطانى است , چنين است : 1. بررسى و شناخت كميت ثبات اين نوع حكومتهاآگاهى از روابط درونى هيئت حاكمه چگونگى تقسيم قدرت آگاهى از گرايشهاى درونى گروه يا خانواده حاكمسنجش مقدار نفوذ حاكم در مردم و نيروهاى نظامى مطالعه چگونگى بسط نيروهاى امنيتى .اطلاعات ياد شده , قدرتهاى استعمارى را براى مقابله با حوادث پى بينى نشده آماده مى سازد, كه براى استمرار منافع خويش , به هنگام لزوم , به كودتاى نظامى وانتقال قدرت به مهره ديگرى دست يازند. 2. شناخت احزاب , گروهها, سازمانها و ديگر تشكيلات جمعى , بررسى جهت گيريها و تمايلات آنان در مسائل جهانى و تقسيمهاى بلوكى اطلاع از عقائد دينى و مقدار تاثير پذيرى مردم از رهبران و مراكز مذهبى و تحقيق در ميزان كارايى معتقدات دينى جامعه تحقيق در تاريخ جامعه و انقلابها و حماسه هاى ملى آنان , پى بردن به نوع مشكلات زندگى مردم و فشار جمعيت و چگونگى تقسيم ثروت و ... دانستنيهاى ياد شده , عامل موثرى در پيش بينى و جلوگيرى ازايجاد حركتهاى انقلابى , جنگهاى چريكى و علل احتمالى شورش مردمى است و ابرقدرتها قبل از پيدايش چنين حركتهايى ,امكان مى يابند تا آن را در نطفه خفه سازند. در جريان انقلاب اسلامى ايران , تحليل گران امپرياليستى و نيز هيئت حاكمه دولت آمريكا, سازمان[ سيا] مستقر در سفارت آمريكا در تهران را, مقصراصلى دانسته اند و ناتوانى آنان در رساندن اطلاعات مفيد انتقاد كرده اند. [پير سالينجر], رئيس خبرگزارى[ اى . بى . سى]. تلويزيون آمريكا در پاريس و سخنگوى كاخ سفيد در زمان كندى كه ماجراى گروگانگيرى در ايران را پى گيرى مى نمود. وى در كتاب خود مى نويسد:[وزارت امور خارجه آمريكا, كه در راس آن سايروس ونس قرار داشت , سرانجام و بر غم اشتباهات سرويس هاى خفيه و تاخير كه در ارسال گزارشهاى سفارت آمريكا در تهران وجود داشت به اين نتيجه مى رسد كه رژيم شاه محكوم به سقوط بوده وايالات متحده آمريكا, بايستى به فوريت تماس هاى لازم را با مخالفين رژيم مزبور برقرار كند]. 4 3. كاوش در مقدار تاثيرپذيرى حكومت از قدرتهاى رقيب برسى راههاى جلوگيرى حريفان درصحنه سياسى كشور برآورد توانهاى موجود حكومت در جهت مبارزه عليه قدرتهاى رقيب .اين اطلاعات , كمك شايانى به استعمارگران در حراست از وابستگان خودازافتادن به دام رقيب مى كند, و نيز آنان را در جهت حفظ يا تبديل آن به حكومت مناسب تر يارى مى رساند. بر خورد دولت استعمارگر شوروى با داودخان رئيس جمهورى دست نشانده افغانستان , با فاصله زمانى كوتاهى از ديداراواز عربستان سعودى , شاهد گويايى دراين مورداست . 4 شناسائى شخصيت هاى درگير و مخالف با حكومت دست نشانده تحقيق درراههاى ناموفق ساختن اين نوع رهبران رزرو كردن قهرمانان ساختگىبراى علم كردن در مقابل رهبران واقعى تحقيق روى گروهها وافراد مناسب جانشينى و پرورش آنان راههاى مبارزه با گروهها و جمعيتها ومطالعه در چگونگى متلاشى ساختن آنها. بدست آوردن آگاهيهاى بالا, به قدرتهاى شيطانى ,امكان مى دهد تا در جهت نابودى و يا تحريف سازمانهاى آزادى بخش كوشش نمايند و با دگرگون سازى فرهنگ پرخاشگرانه سازمانهاى انقلابى به روحيه سازش و محافظه كارى , منافع بيشترى به چنگ آورند.[پيرسالينجر], درباره عرفات مى نويسد:على رغم اظهارات خصمانه و تند و تيزى كه گاهگاهى ازاو صادر مى شد, همه مى دانند كه عرفات دائما در تلاش و جستجوى وسيله اى بوده است كه نظر مساعد و موافق آمريكا را در جهت خواستخ خودش جلب نمايد. 2.در صفحه ديگر مى گويد: [ او سالها بود كه براى برقرارى ارتباط و تماس مستقيمى باايالات متحده آمريكا منتظر فرصت بود]. 6.دراين باره , بايد دانست كه تمام بدبختيهاى مردم ستمديده فلسطين , نتيجه زد و بندهاى سياسى آمريكا و شوروى وانگليس است . واسرائيل نماينده كمپانيهاى غربى در منطقه خاورميانه , و نيز مناسب ترين آتوى سياسى در دست شوروى براى جذب كشورهاى عربى به بلوك شرق مى باشد. همچنين , غلطيدن كادر رهبرى اين سازمان به دامن غرب , بدترين انحراف دراهداف اين سازمان است . آگاهيهاى ياد شده علاوه بر منافع فوق , كمك زيادى به ابرقدرتها درجايگزين كردن افراد علاقمند يا سازشكار, بجاى مخالفان سرسخت كه منافع آنها را در معرض تهديد قرار مى دهد, مى كند و آنان رااز پى آمد منفى كه در صورت روى كار آمدن دولتهاى سازش ناپذير در مناطق زير نفوذ بوجود مى آيد, نجات مى دهد. تاريخ انقلاب قربانى شده كنگو[ زئير], كه توسط[ پاتريس لومومبا] پايه گذارى شد توسط[ موسى چومبه] به مسلخ برده شددليل روشنى براين گونه فعاليتهاى سازمانهاى جاسوسى است .مطالعه سرنوشت سازمانهاى آزادى بخش در آفريقا, آمريكاى لاتين , آسيا و قسمتهايى ازاروپا, ما را در شناختن اينگونه تلاشهاى جاسوسى قدرتهاى بزرگ يارى مى نمايد, وافق فكرى ما را نسبت به نوع برخوردهاى آنان با سازمانهاى آزادى بخش روشن تر مى نمايد. ج ) القاء محبوبيت هاى كاذب : ايجاد محبوبيت هاى كاذب راههاى گوناگونى دارد,از جمله : با گسترش انديشه اشتراك منافع طرفين جات بخش نشان دادن اين حكومتها در كشور خودشان وجود دشمن مشتركتبليغات تو خالى حقوق انسانىاصالت بخشيدن به علم .اينها همه شيوه هايى است كه استعمارگرانه براى توسعه نفوذ معنوى و موجه جلوه دادن دخالتها و نيز براى بيمه كردن منافع خوداز آن بهره مى گيرند. جمع آورى اين آگاهيها توسط شبكه هاى جاسوسى به شرح زيراست : 1 راههاى برقرارى روابط فرهنگى ,از قبيل : تشكيل مدارس , زبانكده ها, كنفرانس ها همكاريهاى دانشگاهى ,اعزام دانشجو, مبادله استاد, همكاريهاى مطبوعاتى , تبادل اخبار واطلاعات , ترجمه مقاله ها و كتاب هاى مختلف , آوردن مستشاران فرهنگى و علمى . بدين سان ,ابرقدرتهاافراد تحصيل كرده و متخصص را به خود جذب نموده , وازاين طريق , با هجوم به اعتقادات دينى و فرهنگ ملى مردم , زمينه وابستگى بيشتراجتماعى و فرهنگى آنان را فراهم مى آورند. اين نوع همكاريهاى , درس سالهاى نفوذاستعمارى انگليس , در كشورهاى اسلامى گسترش يافت , و خسارتهاى جبران ناپذيرى را بر فرهنگ مسلمانان به همراه داشت . 2 يافتن راههاى مناسب براى توسعه همكاريهاى دو جانبه ورزشى , جهانگردى و مانند آن , و نيز گسترش مهاجرتها و بوجود آوردن روابط خانوادگى از طريق ازدواجهاى طرفينى . با گسترش هر چه بيشتراين همكاريها,استعمارگران امكان مى يابند مهاجران كشور خود را بعنوان پيام آوران فرهنگ خود به كشورهاى جهان سوم صادر كنند, و عادى شدن ازدواج و آميزش با بيگانگان ,اين احساس را در مردم بوجود مى آورد كه منافع كشور حاكم همان منافع كشور محكوم است . 3 قدرتهاى استعمارى جهان سوم در مقابل حضورشان , مى توانند يكى از راههاى دخالت آشكار يا مخفى را برگزيند, تا ضمن تزريق انديشه و فرهنگ خود,از بروز بحرانها و زيانهاى احتمالى جلوگيرى كنند. د ) اخراج رقيبهاى موجود: اين قسمت كثيف ترين و زشت ترين فعاليتهاى قدرتهاى شيطانى و شبكه هاى جاسوسى آنان را تشكيل مى دهد, جاسوسان مزبور, دراين راه از هيچ كارى فروگذار نمى كنند.اين شبكه ها, در جستجوى اطلاعات زير هستند: كشف روابط خصوصى , و رسمى هيئت هاى حاكم در كشورهئا مستعمره با ديگر رقيبان استعمارگرآگاهى از دگرگونيهاى درون سفارتخانه حريف پيگيرى رفت و آمدهاى هيئت هاى تجارى و غير تجارى رقيب اطلاع از ويژگيهاى ديپلماتهاى رقيب , جهت بررسى امكان خريد آنها. دراين قسمت , به نقل عبارتى از[ فيليپ اگى] ,اكتفا كرده و يادآور مى شويم كه اين نوع برخوردها,از طرف مقابل نيز بكار گرفته مى شود. [فيليپ اگى] چنين مى گويد:استخدام مامورين شوروى و اقمار آن بعنوان عمالى براى جاسوسى , فقط از طريق شناخت آنان امكان پذيراست . دراين كر,[ مامور نزديكى] , حساسترين و موثرترين وسيله ايستگاه براى بدست آوردن اطلاعات و مدارك در مورد مامورين هدف 7است .مامورين نزديكى ,اشخاصى هستند كه مى توانند به دلائل گوناگون , آشنايى شخصى با مامورين شوروى واقمار آن ايجاد كنند واز طريق آنان سيا مى توانداين افسران را زير نظارت دقيق قرار دهد.اين مامورين نزديكى , مى توانند مكالمات را با دقت واستادى به موضوعاتى بكشانند كه نقاظ ضعف عقيدتى , نقاظ ضعف شخصى , مسائل و مشكلات شخصى و موارد علاقه نرت افسران آشكار گردد ه ) پيچيده كردن روابط: پيچيده كردن روابط, موجب ادامه حاكميت استعمارگران براستعمار شوندگان است .ازاينرو, آنان كوشش زيادى براى پيدا كردن راههاى اين پيچيدگى مى نمايند. سازمانهاى جاسوسى از طريق اطلاعات زير, به استعمارگران دراين كار يارى مى رسانند: بدست آوردن روش مخفى كارى , راه قرار گرفتن در پشت صحنه هاى سياسى واقتصادى كشورها يافتن زمينه هاى مناسب جهت استقرار تكنولوژى همراه با پائين نگه داشتن آموزشهاى تخصصى جستجو براى يافتن راههاى جديد در وابستگيهاى علمى ,اقتصادى , نظامى و معيشتى ترويج و عادت دادن مردم به زندگى مصرفى و كالاهاى وارداتى كشورهاى صنعتى . 7 . با حاكم شدن اين نوع پيچيدگى ارتباطى ,از طرف دولتهاى استعمارگر در كشورهاى جهان سوم , كنترل حركتهاى انقلابى امكان بيشترى مى يابد. زيرااين پيچيدگى ,افزون به گمراهساختن مردم از شناخت دشمن بيگانه , اراده آنان را نيزاسيرابرقدرتها مى سازد, و آنان را نيزاسير ابرقدرتها مى سازد, و آنان را در پياده كردن ايده ها و طرحهاى سازنده ناتوان مى سازد. و ) محاصره همه جانبه كشورهاى مستقل : پيدايش انديشه استقلال طلبى به مثابه سنگى است بر شيشه عمراستعمارگران , و همانند طوفان سهمگينى است بر بنياد يغماگران , و خط بطلانى است بر دفتر حيات و تاريخ ننگين چندين صدساله ابرقدرتها, و آتشى است كه خرمن هستى سلطه جويان را نابود مى سازد. ازاينرو, قدرتهاى بزرگ براى حفظ وادامه سلطه خويش , سخت ترين واكنش را در مقابل انديشه استقلال طلبى از خود نشان مى دهند. دراين هنگام , سازمانهاى جاسوسى وظيفه دارند, هرگونه اطلاعى از چندى و چونى (كم كيف ) پيدايش و رشداين انديشه , ژرفائى حركت و ميزان تاثير آن در جامعه , چگونگى مبارزه در منگنه قرار دادن آن را در يك كشور خاص , بدست آورده و راههاى عملى فرو نشاندن و خاموش كردن اين شعله فروزان را مورد كاوش قرار دهند. ) بخشى از شيوه هاى جاسوسى در راه براندازى شامل موارد زيراست : 1 شناسائى احزاب و سازمانهايى كه توان مقابله بااين انديشه را دارند. 2 شناسائى زمينه هاى اجتماعى واقتصادى در جهت شكست كشور مستقل . 3 شناسائى راههاى به كارگيرى فشارهاى مناسب , جهت وابستگى كشور مستقل به يكى از دو بلوك . 4 يافتن روشهاى مناسب دراستفاده از ترورهاى شخصى و يا بى اعتبار ساختن شخصيت مغزهاى متفكر خواهان استقلال .تلاشهاى خونبار مردم كوبا, ويتنام و كشورهاى آمريكاى لاتين , براى رسيدن به استقلال سياسى , و فرجام شومى كه گوياى وابستگى واسارت آنان , به يكى از قدرتهاى جهانى است بيانگراين واقعيت تلخ مى باشد. ز ) گسترش سرمايه گذاريها و بازاريابى ها: هدف اصلى ازاستعمار ملتهاى ضعيف ,استفاده از منابع سرشار زيرزمينى و نيزايجاد بازار فروش كالاهاى توليدى كشورهاى پيشرفته است . ازاينرو, مهمترين كار شبكه هاى جاسوسى , يافتن روشهاى مناسب سرمايه گذاريها و توسعه بازار فروش كالاهاى صنعتى است .و به اين لحاظ سازمانهاى جاسوسى براى بدست آوردن روشهاى مناسب جهت گسترش سرمايه گزاريها به كارهاى ذيل دست مى يازند: شركت در تحقيقات و پژوهشهاى علمى وارد شدن در مشورتهاى نظامى , تجارى , فرهنگى , بانكى و پولى مكارى در كارى اكتشافى و جغرافيائى فعاليت در كارهاى كشاورزى , دامدارى و صنعت و ... ----------------- پاورقى ها: 1. مسائل آمريكاى لاتين , دفتراول , ترجمه فكرى رشاد.22. 2و3. سند شماره يك افشاگرى شماره 22. 4. سند شماره دو, همان افشاگرى . 5. گرو گانگيرى درايران , ترجمعه دكتر جعفر ثقه الاسلامى . 6و7. همان .96و97. 8. مراداز مامورين هدف ماموريتى هستند كه يك سازمان جاسوسى مى خواهداز بين مامورين رقيب صيد كند. 9. خاطرات سيا, فيليپ اگى , ترجمه ايرج خليل وارسته .66 و 67. (ر.ک: فصلنامه حوزه,ش 5 ,8/05/1363,به نقل از سايت حوزه) T}دوم- شيوه خبريابى و عملکرد سازمانهاى جاسوسى {T شيوه جمع آورى اخبار واطلاعات در نظام هاى جاسوسى دنيا را در چهار بشخ عمده مى تواند جاى داد: 1 فنى و تكنيكى 2 بهره گيرى ازاخبار و گزارشهاى منابع آشكار 3 نفوذ در حكومتها و بكارگيرى جاسوس . 4 همكاريهاى اطلاعاتى سازمانهاى جاسوسى 1 جاسوسى فنى و تكنيكى : تسلط حكومتها و نظامهاى سياسى بر مجامع علمى و تحقيقى و بكارگيرى آنها در راستاى اهداف سياسى , علم وانديشه رااز پايگاه انسانى خويش خارج ساخت و در راه نابودى جوامع بشرى بكار گمارد.ازاين روى , علم و تحقيق وسيله اى در جهت برآوردن نيازها و خواسته هاى شيطانى حكومتها گرديد. سلاحهاى پيچيده و مرگبار در يك رقابت ناسالم از كنترل انسان خارج شد و ماشين صنايع نظامى , دنيا را به انبار سلاحهاى كشنده تبديل ساخت .اين وضع , تلاش براى شناسائى توان قدرتهاى رقيب را در پى آورد, و بكارگيرى علم و تكنيك را در راه شناسائى كميت و كيفيت سلاحهاى رقيب الزامى ساخت , و مجامع علمى و فنى را بكار طرح و ساخت وسائل پيچيده و ظريف جاسوسى گمارد. آيزنهاور, در توجيه جاسوسى آمريكا بر فراز خاك شوروى توسط هواپيماهاى[ يو]2 - پس از سقوط يك فرونداز آن در خاك شوروى - چنين گفت : 1[ملتى مانند آمريكا كه امروزاز هر جهت امنيت عمومى اش مورد تهديد واقع شده است بخود حق مى دهد كه براى حفظ امنيت ملى به هر وسيله اى كه صلاح مى داند متوسل شود زيرا عمليات جاسوسى براى حمايت از ملت و جلوگير شدن در عصرى كه نيروهاى مسلح جاى خود را به موشك و بمب اتمى داده كاملا ضرورى است]. حفظ امنيتى كه آيزنهاور,از آن سخن به ميان مى آورد, افزون بر جاسوسى هاى فضائى و دريائى و نصب استراق سمع در سفارتخانه ها و مراكز وابسته به كشورها, تلاش براى بدست آوردن اطلاعاتى در كشورهاى همجوار رقبا را نيز در پى داشت , و موجب پيدايش كوششهاى سياسى و نظامى براى تشكيل نظام اقمارى و بلوك بنديها شد.ازاين رو, شوروى پاى خود را به آمريكاى مركزى و درياچه كارائيب باز كرد و آمريكا را به كشيدن حصارايمنى واطلاعاتى بدور رقيب واداشت . به كشورهاى اروپائى و كشورهاى همجوار شوروى نظير تركيه ,ايران ,افغانستان , كره , ژاپن و مناطق نزديك به آمريكا و حوزه كارائيب , موقعيت استراتژيك بخشيد و هر دو رقيب را در راه بدست آوردن پايگاه اطلاعاتى در نزديكترين نقطه به قلمرو طرف مقابل , تشويق و ترغيب نمود.در يكى ازاسناد لانه جاسوسى در خصوص نقش ايران در سياست آمريكا چنين آمده است : ما محل مناسب ديگرى نداريم كه بتوانيم از خاك آن اين استفاده ها را كه در خاك ايران مى برديم داشته باشيم . نقطه عمليات دستگاههاى اطلاعاتى آمريكا درايران گزارش قاطعى درباره عمليات نظامى شوروى به خصوص در زمينه پيشرفت موشكى و در مورد همبستگى شوروى با پيمان سالت , دراختيار ما قرار داده ... بعلاوه , حق فرود آمدن از لحاظ تحت نظر داشتن درياى عمان و مرزهاى شوروى براى ما اهميت خاص داشته است . 2 بكارگيرى علم و تكنيك در جاسوسى , موجب پيدايش دستگاههاى بسيار ظريف و دقيقى در جاسوسى شده است كه از آن جمله است : هواپيماهاى جاسوسى فوق العاده پيچيده , ماهواره هاى نظارت موشكى , ناوها و ايستگاههاى شناورالكترونيكى جاسوسى , پايگاههاى اطلاعاتى مستقر در كشورهاى تحت نفوذ, رادارهاى ثبت علائم , دستگاههاى الكترونيكى رمزساز و رمزخوان , ميكرفن هاى ظريف و خاموش , دستگاههاى ضبط صوت قابل جاسازى , دوربينهاى عكس بردارى كوچك واستتارپذير, دستگاههاى كنترل مكالمات , دستگاههاى شستشوى مغزى , دستگاههاى دورغ سنج و دهها وسائل فنى و مغزهاى الكترونيكى ديگر, كه توضيح هر كدام از آنهااز حوصله اين مقاله خارج است . يكى از منابع پراهميت خبريابى سازمانهاى جاسوسى , منابع آشكاراست و شبكه هاى مزبور قسمتى از وقت خود را صرف جمع آورى و تحليل اطلاعات منابع ياد شده مى كنند واهميت خاصى به بيانيه هاى دولتى , مصوبات پارلمانها, بيلان كارها, آمار منتشره , محتواى سمينارها و كنفرانسها, سخنرانيهاى رسمى و غير رسمى , گفتگوهاى مديران جامعه تصميمات احزاب , گروهها واشخاص با نفوذ قطع نامه ها و بيانيه هاى مجامع بنى المللى , گفتگو باافراد معمولى وامثال آن مى دهند و با تحليل و بررسى آنها به مسائل ظريفى در سياست يك كشور پى مى برند, و موارد آسيب پذيرى دولتى را شناسائى مى كنند. يكى ازافسران عملياتى سازمان سيا در خاطراتش مى نويسد:[جالب است كه بدانيم بيش از هشتاد درصداطلاعاتى كه وارد گزارشات تصفيه شده مى شود,از منابع آشكارى از قبيل مجلات علمى و فنى و نطقهاى سياسى و ساير مدارك عمومى است] 3 . روش فوق بطور كامل درسفارتخانه آمريكا درايران - قبل و بعدازانقلاب - بمورداجرا گذاشته مى شد واخبار و گزارشات روزانه توسط هيئتى مخصوص مورد مطالعه قرار مى گرفت . در سندى كه بيانگر شرح وظائف مستشاران سياسى است چنين آمده است:در مورد تحولات خبرى در زمينه راديو - تلويزيون و در مطبوعات , شما بايستى به فعاليتهائى كه در حال حاضر داريدادامه دهيد,اما آنها را بشرح ذيل تكميل كنيد: علاوه بر روزنامه هاى كيهان , اطلاعات , آيندگان و رستاخير, شما همچنين بايستى مرتب روزنامه پيغام امروز را هم نگاه كنيد, مجله هفتگى خواندنيها هم بايستى به ليست مطالعاتى شمااضافه شود... شما همچنين بايستى بدنيال امكان آبونه شدن روزنامه دولتى ايران - روزنامه شاهنشاهى - كه شامل متن قانونهاى جديد, قراردادها - موافقت نامه ها و ديگر بيانيه هاى رسمى است باشيد... در خلال ساعات كار روز هماهنگى خوب خود را در مورد اخبارى كه در طى روز پخش مى شود حفظ كنيد, تا ما بتوانيم قبل از داستان روزنامه ها در مورد مفيد حوادث و وقايع جارى ,از وقايع مطلع شويم . خواهد بود كه شما در بعداز ظهرها و تعطيلات آخر هفته براى تكميل كردن منابع ديگراطلاعاتيتان به اخبار و وقايع مهمى كه از راديو - تلويزيون , پخش مى شود دقت كنيد 4 . سفارتخانه هاى كشورهاى جاسوس پيشه در تعقيب هدف فوق , گاهى دست به تشكيل مجالس و محافل ادبى , علمى و سياسى و نيز مهمانيها و شب نشينيها مى زدند. تا با گردآورى صاحب نظران و آگاهان از جريان امور بتواننداطلاعات لازم رااز بخشهاى مختلف كشور بدست آورند و در كنار آن افرادى را جهت جاسوسى استخدام كنند. فيليپ اگى , در خاطراتش مى نويسد:[در بيشتر كشورها, ديپلمات هاى خارجى باشگاهى دارند كه در برنامه آن ناهارهاى ماهيانه , شام ها و برنامه هاى گردشى وجود دارد. مامورين وزارت خارج وافسران سيا باپوشش وزارت خارجه , عضواين باشگاه ها هستند] 5 . در كتاب اسناد خانه سدان , سندى وجود دارد كه حاكى از ريشه دار بودن سياست فوق است : [ در يكى ازاوراق صورتهائى بترتيب زير: مخارج شام , مخارج ناهار, و مخارج شب نشينى جلب توجه مى كند, كه در مقابل بعضى از آنها اسامى عده اى از وكلاء مجلس و روزنامه نويسان هم ثبت شده است] 6 .سفير و جاسوس آمريكا در سندى كه از وى باقى مانده است , خاطر نشان مى سازد كه تشكيل مهمانيها و شب نشينى ها و نيز محافل ادبى از كارهاى معمول عده اى از سفارتخانه هااست واز چند كشور نام مى برد, كه از آن جمله آلمان غربى است كه با تشكيل شب شعرى بياد گونه شاعر آلمانى عده اى را گرد آورده بود. يكى ازاين محفل روندگان درباره آن مى نويسد: بگذريم ازاين نكته كه تعداد محدود واندكى هم كه گرد مى آمدند كمتر براى شعر شنيدن به انستيتو مى رفتند كه هر يك در آنجا كار خاصى داشت. 7 .افزون براينها, شبكه هاى مزبور با جمع آورى اطلاعات ازافراد معمولى نيز مى پرداختند,افرادى كه حكم جاسوس را نداشتند لكن درارتباط با مردم داراى اطلاعاتى مفيد بودند واين يكى از راههاى معمول گردآورى اخباراز منابع آشكار, در سياست شبكه هاى صيد خبر بود. آلن دالس ,اولين رئيس سازمان سيا در خاطراتش مى نويسد: در روزگار صلح مى توانداطلاعات را آشكارااز منابع سياسى و كنسولى و وابسته هاى نظامى بدست آورد, كه البته اين وظيفه معمولى آنهاست . همچنين مى توان اطلاعات رااز مطبوعات , راديو, هزاران آمريكائى كارخانه دار يا بازرگان و ماننداينان كه در خارج زندگى مى كنند و بطور طبيعى با مردم آن كشورها در تماس روزانه و پيوسته هستند واز آنچه در كشور مى گذرد آگاهند كسب كرد, تجزيه و تحليل دقيق اطلاعاتى كه بااين روش ها بدست آمده است هشتاد درصداطلاعات لازم براى تعيين سياست ملى ما را فراهم مى كند.ماموراطلاعات ملى براى خاورميانه زير عنوان توصيه افزايش پوشش گزارشى , سفارش مى كند كه :دانشجويان مبادله اى , معلمين , مبلغين مذهبى و غيره كه براى مدتى در ايران زندگى مى كنند, بايستى كه بطور متناوب بر يك اساس برگزيده درباره اطلاعاتى كه از طريق فعاليتهاى عاديشان كسب مى كنند, مورد سئوال و پرسش قرار گيرند. 9.و در قسمت ديگرى ازاين سند مى گويد:[ هزاران آمريكائى غير رسمى بطور قانونى درايران هستند كه نشان دهنده يك ذخيره پنهانى مهم اطلاعاتى هستند, ولى هيئت نمايندگى , فاقد پرسنل براى بعهده گرفتن يك تلاش سيستماتيك براى بهره بردارى ازاين دارائى هاست].ازاينرو, بايد دست اندركاران اداره جامعه از سطوح پائين تا بالا, دقت لازم را در گفتار, رفتار و نوشتار خود معمول دارند واز گشودن سفره دل خويش در هر محفلى بپرهيزند. و شهروندان معمولى نيز در تماس با بيگانگان احتياط لازم را بنمايد, و هيچ گاه اتباع كشورهاى ديگر را محرم راز ندانند. و ضربات سنگين و غيرقابل جبرانيكه در طول تاريخ از ناحيه افشاءاسرار بر جامعه اسلامى وارد شده است , در نظر بگيرند و كياست لازم را در زندگى داشته باشند . 3- نفوذ در حكومتها و بكارگيرى جاسوس : جاسوسى رسمى , جاسوسى محرمانه است كه با جايگزينى مزدوران در موقعيتهاى مناسب اعمال مى شود, و داراى روشهاى ويژه اى است كه ما پس از بحث شيوه استخدام جاسوس , بدان مى پردازيم زيرا كاوش شيوه استخدام جاسوس , حكم پايه اى براى مبحث فوق دارد. استخدام جاسوس استخدام جاسوس از ظرافت خاصى برخورداراست , و بى دقتى لازم دراين امر موجب افشا شدن نقشه ها و طرحهاى جاسوسى مى شود, و رسوائى و بى اعتبارى سازمان مربوطه را در پى مى آورد. واضافه بر آن , ممكن است شخص مورد نظر, با هدفهاى اطلاعاتى از طرف سازمانهاى رقيب , در تلاش ورود به سازمان مذكور باشد.ازاينرو, سازمانهاى جاسوسى ,افزون بر آزمايش فرد مورد نظر ارزيابيهاى لازم به روحيات و نقاط ضعف وى نيز توجه كامل مى نمايند. و مراحل مختلف زندگى , فكر وانديشه , وابستگيهاى وى را مورد مطالعه قرار مى دهند. براين اساس , سازمانهاى مزبور شيوه هائى دراستخدام جاسوس بكار مى گيرند و به مسائلى توجه مى كنند كه پاره اى از آنها را دراينجا مى آوريم . الف -القاء وحدت ايدئولوژى ايمان به يك ايدئولوژى مشترك بين فرد مورد نظر و سازمان مربوطه , مطمئن ترين راه استخدام وى است زيرا چنين شخصى بااين انديشه خود را ملزم به يارى رساندن شبكه مزبور مى داند. و باايمان و تعهد لازم دست بكار مى شود.براين اساس است كه سازمانهاى جاسوسى دست به القاء وحدت ايدئولوژى مى زنند و تلاش فراوانى براى گسترش انديشه هاى جهان وطنى و بعضا نژادگرايانه مى كنند.موضوع وحدت ايدئولوژى ,انگيزه اى شده است تا صهيونيسم بيشترين جاسوسان خود رااز بين يهوديان ,[ 12 كا گ ب] از ميان كمونيستها, 13انتلجنت سرويس انگلستان و سيا,از بين فراماسونرى ها 14 , بهائيان و تحصيل كردگان غرب زده 15 برگزيند. انديشه جهان وطنى در بين كمونيستها و فراماسون ها و تحصيل كردگان غرب زده و فكر نژاد پرستانه در ميان يهوديان زمينه سازاينگونه استخدام هااست . ازاينرو, بايد با چنين انديشه ها برخورداصولى بشود واز گسترش آن در جوامع اسلامى جلوگيرى بعمل آيد. ب -پرورش دراز مدت : پرورش دراز مدت ,از راه تشكيل مراكز فرهنگى در درون كشورها يا قبول دانشجو در كشورى كه شبكه هاى مزبور قرار دارند,اعمال مى شود. دراين نوع مراكز, با مطالعه دقيق بر روى روانشناسى رفتارى فرد مورد نظر, والقاءانديشه هاى لازم وى را درضمن سنجيدن , مى پرورانند و در موقع مناسب به استخدام در مى آورند.با مطالعه بيوگرافى جاسوسان افشا شده , بخوبى در مى يابيم كه جاسوسان شوروى قسمتى از مراحل آموزشى خويش را در آن كشور گذرانيده اند و جاسوسان آمريكا,انگلستان فرانسه واسرائيل در كشورهاى مزبور مراحل تربيتى و آموزشى خود را بپايان برده اند. در اينجا براى روشن شدن گفته بالا, دو پاراگراف از يك سند لانه جاسوسى را مى آوريم : كوشش قابل ملاحظه اى بايد بعمل آيد, تا جوانان ايرانى تنها به موسسه هايى درايالات متحده بروند كه مى توانند به دانشجويان بيگانه تعليم و تربيت خوبى بدهند. 16 و در قسمت تهيه برنامه براى گروههاى[ هدف ويژه] ,از جمله روشنفكران در راه كشف تعدادى انديشه عملياتى مى خوانيم : تعيين مامورين جوان اداره اطلاعات آمريكا براى تحصيل تمام وقت در دانشگاه تهران به پيروى ازالگوى آمريكاى لاتين , با رسالت اصلى تحت تاثير قراردادن افكار عمومى دانشجويان در جهتى مساعد براى سياستهاى ايالات متحده 17 .ازاين روى , بايد مسئولين مملكتى دقت كافى در خصوص همكاريهاى فرهنگى و علمى با كشورهاى بيگانه نمايند. و توجه داشته باشند كه سازمانهاى جاسوسى همكاريهاى لازم رادراين بلوك بنديهاى خود دارند, و با تعطيل شدن سفارتخانه اى يا قطع شدن رابطه ديپلماتيك با يك كشور, خطراستخدام جاسوس از بين نمى رود . ج - گسترش روابط خانوادگى : وجود روابطه خانوادگى بين اتباع دو كشور, موجب مى شود كه زوجين نسبت به هر دو كشورازاحساس خوبى برخوردار گردند و خواهان موفقيت آنها باشند.اين احساس علاقه , زمينه را براى پذيرش انديشه منافع مشترك آماده مى كند و شبكه هاى اطلاعاتى را بطمع استخدام اين قبيل افراد مى اندازد. سازمانهاى مزبور, نخست اطلاعات واخبار دست دوم را از آنان مى خواهند و با گذشت زمان تبديل به جاسوس رسمى و مامور حرفه اى مى كنند.ازاينرو, در برقرارى اينگونه روابط بايد دقت كافى شود و در ارتباط اينگونه افراداحتياط و كياست لازم را بايد بكار گرفت . د- بهره برى ازضعفها يكى از روشهاى معمول دراستخدام مزدور دست گذاشتن روى ضعفهاى فرد هدف مى باشد. شبكه هاى مذكور با سود جوئى از ضعفهاى شخص , وى را باستخدام در مى آورند,ازاينرو, سازمانهاى جاسوسى توسط سفارتخانه ها و ماموران خويش بااستفاده از علوم انسانى به مطالعه روحيات افراد مى پردازند وافرادى را كه ضعفهائى نظير: جاه طلبى شهرت خواهى احساس حقارت , سرخوردگيهاى سياسى و مالى واجتماعى , تزلزل روحى , مال دوستى , شهوت طلبى , توطئه گرى , آشوب طلبى , بى اعتقادى به نظام وامثال آن دارند, بر مى گزينند وبه پرورش واستخدام آنان مى پردازند. يكى از افسران عملياتى سازمان سيا در خاطراتش مى نويسد6.[ عمليات پشتيبانى ,ازشناختن شخصيتهاى مورد نظر نيز براى كشف محرك هائى كه ممكن است كه آنها را وادار به قبول يا رد پيشنهاداستخدام ما كند, مهم است , كه اين محركها, قدرتها و ضعفها, مسائل و مشكلات , جاه طلبى ها, شكستها, خصومتها, و آسيب پذيرى اين شخصيتهااست] 18 . در يكى ازاسناد لانه جاسوسى در رابطه بااستخدام بنى صدر, مواردى بعنوان نقاط مثبت ذكر شده است كه ما را در شناختن روش استخدام سازمانهاى جاسوسى كمك مى كند:از قبيل :او جاه طلبى سياسى دارد و احتمالا روزنامه اش را به اين منظورايجاد كرده و يا وى[ امام] را مصون از خطا نمى داند و بعنوان يك روشنفكر حاضر نيست ازايشان اطاعت كند. يااينكه وى اعتمادى به آينده ندارد واگراحساس كند رژيم بنفع او نيست , براى توطئه عليه رژيم مانعى سر راه خود نمى بيند و در صورت تبعيد به خارج به كمك مااحتياج پيدا مى كند19. و در جاى ديگر درباره وى مى نويسد: [ به نظر مى آيد كه از تبليغات مقتضاى مقامش در نهضت و مزاياى قدرت (يعنى محافظانى كه بعنوان يك عضو شوراى انقلاب برايش گمارده شده اند), لذت مى برد. در واقع امر به نظر مى آيد كه او بيشتر يك ديوانسالار (بورو كرات )است تا يك انقلابى , هر چنداو همواره روشنفكرى ملايم طبع بوده , با وجوداين حالا كه در تهران جاى گرفته بنظر مى رسد كه دارد جا مى افتد.او كمى شكم آورده , لباسهاى كاملا اندازه سفارشى مى پوشد و ساعت طلاى جديدش را كه ظاهرى گرانقيمت دارد, برخ مى كشد] 20 .ازاين پراگرافها بخوبى پيداست كه چرا سازمان سيا در وى طمع مى كند و به استخدامش دست مى يازد.اينها و نظائر آن , روش استخدام مامور در نظامهاى جاسوسى است . و نگارش تفصيلى آن زمان بسنده اى مى خواهد كه از گنجايش اين مقاله فزون است . و فرصت پرداختن به راههاى جاسوسى بخش سوم و چهارم رااز ما مى گيرد, ازاين روى به بحث روشهاى جاسوسى بر مى گرديم . سازمانهاى جاسوسى , پس ازاستخدام افراد مورد نياز به آموزش و تربيت آنان مى پردازند و به فنون جاسوسى آگاه مى سازند.اين آموزشها ممكن است در مدارس خاصى صورت بگيرد, چنانكه آمريكا شوروى واسرائيل با تاسيس آموزشگاههاى جاسوس به تربيت مامور دست مى يازند, واحتمال دارد با آموزشهاى خصوصى و تعيين مسئول خاص صورت بگيرد.روش دوم بيشتر در رابطه با جاسوسان سطح پائين و جاسوسان تابع كشورهاى بيگانه بمورداجرا گذاشته مى شود.افرادى كه در كشورهاى بيگانه بكار گمارده مى شوند, داراى پوششهاى مختلف هستند,از زنهاى فاسد و روسپى گرفته تا مديران جامعه و روساى جمهور و پادشاهان .بنى صدر رئيس جمهور معزول ايران و جاسوسه ك گ ب , مى تواند نمونه اى براى موارد فوق باشد, كه اولى با تسخير لانه جاسوسى افشا شد و دومى در سال 1358 توسط سازمان جاسوسى آلمان غربى دستگير شد و مشخص گرديد كه به مدت 3 سال بعنوان روسپى با ديپلماتها و سياستمداران رابطه برقرار مى كرد واطلاعات لازم به سفارت شوروى در آلمان غربى مى داد21. بنابراين , نمى توان بطور دقيق پوششهاى مورداستفاده جاسوسان را شمرد و مشخص كرد گرچه پوششهاى معمول و همگانى نظام هاى جاسوسى را مى توان بقرار ذيل نام برد: 1-پوشش ديپلماتيك : سفارتخانه ها يكى از محل هاى مناسب جاسوسى تشخيص داده شده , و پوشش ديپلماتيك بهترين پوشش جاسوسى شناخته شده است زيرا حضوراتباع كشورى بعنوان ديپلماتيك در يك كشور ديگر جنبه قانوى دارد واز آنجائيكه اساسى ترين كار ديپلماتها سياسى است , فعاليتهاى سياسى آنان موجب سوءظن مقامات كشور ميزبان قرار نمى گيرد.ازاينرو, سازمانهاى جاسوسى , پايگاه اصلى خود را در سفارتخانه هاى خويش قرار مى دهند, و عده اى مامور صيد خبر را با عناوين ديپلماتيك به كشورهاى مختلف جهان مى فرستند.[فيليپ آگى] در خاطراتش ضمن اينكه ايستگاهها و پايگاههاى سازمان سيا را شيشه عمر عمليات سازمان مى نامند, چنين مى نويسد: در بيشتر كشورها,اين ايستگاهها و پايگاهها در قسمت سياسى سفارتخانه ها يا كنسولگرى ها قرار دارند و بعضى افسران و ماموران براى مقاصد مخفى , مامور ديگر بخش ها مانند تجارى و كنسولى مى شوند. 22.و در جاى ديگر مى نويسد:آشنائى با سياستمداران محلى معمولا مشكل نيست , چون افسران سيا زير پوشش ديپلماتيك در سفارتخانه هااز طريق كوكتيل پارتى ها با پذيرائى ها باشگاهها و ديگرامورى كه سياستمداران را گردهم مى آورد, دسترس طبيعى به هدف هايشان دارد. براين اساس بود كه سفارتخانه آمريكا در تهران , محل فعاليت سازمان سيا گرديده بود و از آنجا بر عليه انقلاب توطئه مى شد, و باافشاءاين لانه فساد, مشخص شد كه سفارتخانه ها غيراز فعاليتهاى ديپلماتيك كارهاى ديگرى هم مى كنند. گر چه جهانيان بخاطراخراجهاى متعدد ديپلماتها به عنوان جاسوسى , آگاهيهائى دراين مورد داشتنداماافشاگرى دانشجويان پيرو خطامام ,اطلاعات آنان را گسترش داده و آگاهيهاى لازم راازاين نهاد سياسى به مردم جهان داده است . استفاده از پوشش ديپلماتيك اختصاص به سازمان سيا ندارد, بلكه از روشهائى است كه تمام شبكه هاى جاسوسى از آن بهره مى گيرند. در يكى از اسناد لانه جاسوسى درباره موساد چنين آمده است: مقر موساد, در خارج از منطقه عربى خاورميانه ,اكثرا تحت پوششهاى ديپلماتيك , در داخل سفارتخانه و كنسولگريهاى اسرائيل مى باشد. موساد درايالت متحده , اكثر پايتخت هاى اروپائى , تركيه ,ايران و مراكزاستراتژيك در آمريكاى لاتين , آفريقا و خاور دور, پايگاههائى دارد24 2- پوشش مستشارى : مستشاران اعم از نظامى , سياسى ,اقتصادى , فرهنگى , و غيره , پوشش معمولى و رسمى براى افسران سازمانهاى جاسوسى است .اين نوع مستشاران , بااختياراتيكه دارند مى توانند حوزه ماموريت خويش را بطور كامل زير نظر بگيرند واطلاعات لازم را بدست آورند و با مصونيت سياسى كه در عمل از آن بهره ورند, به آسانى مى تواننداطلاعات بدست آمده را به سفارتخانه هاى خود منتقل كنند و دراختيار مقامات اطلاعاتى كشور خود قرار دهند.در يكى ازاسناد لانه جاسوسى , سفير سابق آمريكا ريچار هلمز پس از بيان اهداف آمريكا درايران كه از آنجمله دسترسى به مواضع براى امكان فعاليتهاى منحصر بفرد جاسوسى و مخابرات مى باشد, راههاى رسيدن به آن اهداف را چنين بيان مى كند: [ اين اهداف نياز به تعداد معتنابهى كارمند دارد.اينك تهران بزرگترين هيئت ديپلماتيك در خاور نزديك است . باضافه تركيب معمول هيئت ديپلماتيك , ما حضور نظامى عمده اى نيز در شكل هيئت مستشاران نظامى , و تيمهاى كمكى عمليات فنى داريم . همچنين ما يك سپاه صلح (195 دواطلب ), يك انجمن بزرگ و فعال ايران و آمريكا, نمايندگانى از وزارت كشاورزى ,اداره مبارزه با مواد مخدر, تاسيس قريب الوقوع يك اداره خدمات ماليات داخلى در منطقه و حدود 20 واحد مجزا كه عمدتا در كار فعاليتهاى نظامى و جاسوسى ما درايران هستند, داريم] 25 . 3- پوشش تجارى وصنعتى : با گسترش صنعت و پيشرفت توليد و تبادل كالا, همكاريهاى اقتصادى از مرز كشورها گذشت , و شركتهاى صنعتى و تجارى بين المللى بوجود آمد حضور هيئتهاى تجارى و صنعتى در كشورهاى بيگانه ,امرى عادى و معمولى گرديد. و مردم حضور خارجيان را با عناوين اقتصادى در كشورشان پذيرا شدند.اين موضوع شبكه هاى جاسوسى را به اين انديشه رهنمون گرديد كه از عناوين اقتصادى جهت پوشش جاسوسى سود جويند.ازاينرو,اضافه بر بهره ورى از هيئتهاى مزبور در زمينه جمع آورى اخبار, به گسيل داشتن ماموران خويش با عناوين فوق دست يازيدند. ديويد.اچ . بلى ,افسر ماموراطلاعات ملى سيا براى خاورميانه , ضمن توجيه گسترش پوشش جاسوس , تاكيد مى كند كه:[ يك ليست كامل از بازرگانان آمريكائى كه در حال انجام معاملات مهم واساسى هستند, بايد در دسترس هيت اعزامى و تحليل گران در واشنگتن قرار گيرد. تحليل گران بعدا مى توانند ترغيب شوند, كه چنين ليست تجديد نظر شده مرتب را بعنوان كليد براى تهيه نيازهاى فعاليت جمع آورى ( اطلاعات ) سيا مورداستفاده قرار دهند] 26 .و در رابطه با موساد, جاسوسان آمريكائى چنين مى نويسند:[تشكيلات رسمى كه براى پوشش بكار مى رود شامل : هيئت هاى خريداسرائيلى و شركتهاى توريستى دولتى اسرائيل , نظير[ ال آل] و دفاتر زيم مى باشد, موسسه ساختمانى اسرائيل , گروههاى صنعتى و سازمانهاى بين المللى تجارى اسرائيل , نيز پوشش هاى غير رسمى مى باشند] 27 . ازاينرو, بايد در برخورد با هر نوع همكارى اقتصادى , توجه كافى شود تا زمينه فعاليت جاسوسى شبكه هاى صيد خبراز بين برود واسرار مكتبى حفاظت كامل بشود. 4 -پوشش فرهنگى و علمى : همكاريهاى فنى و علمى بين كشورها, موجب ارتباط بيشتراتباع كشورهاى مختلف مى شود واز آنجائيكه اين نوع همكاريهااز قداست ويژه اى برخورداراست , روش مناسبى جهت انحراف افكار مردم از فعاليتهاى پشت پرده مى تواند باشد.ازاينرو, شبكه هاى جاسوسى از آن بعنوان پوشش جاسوسى بهره مى گيرند و در لواى همكارى علمى و فرهنگى و تفريحى دست به جمع آورى اطلاعات مى زنند. تاسيس انجمن هاى فرهنگى و آموزشى از سوى قدرتهاى بزرگ , عمدتا بمنظور تامين هدف فوق است . بر اين اساس بود كه انجمن ايران و آمريكا, در شهرهاى ايران شعبه باز كرده بود و به فعليت جاسوسى در پرتو آموزش زبان ,ارائه كتب , و نشان دادن فيلم واسلايد مى پرداخت . در پايان اين بخش , قسمتى از خاطرات يك افسر عملياتى سازمان سيا را مى آوريم , تا مشخص شود كه پستهاى جاسوسى اختصاص بمورد فوق ندارند, و طبق شرائط و درارتباط با عمليات فرق مى كند: پوشش مستقيما باامنيت عملياتى ارتباط دارد, چون از طريق آن كارى مى كنيم كه عمليات سرى كارهائى با هدف هاى قانونى بنظر آيد. ممكن است كه بنيادى براى مكانيسم مخفى تامين بودجه بكار رود, يك شركت كشتيرانى ممكن است پوششى براى عمليات دريائى باشد, يك شركت هوائى مى تواند پوششى براى پشتيبانى از عمليات شبه نظامى گردد. يك فعاليت حرفه اى قانونى ممكن است براى استخدام ظاهرى يك افسر سيا در يك كشور خارجى به كار . همكاريهاى اطلاعاتى سازمانهاى جاسوسى : بلوك بندى , يكى از اساسى ترين سياست استراتژيك قدرتهاى بزرگ است .اين سياست در تمام زمينه ها بموداجرا گذاشته مى شود.ازاين رو, در زمينه اطلاعات و اخبار نيزاين روش معمول است , و شبكه هاى جاسوسى در محدوده بلوك بنديهاى خاص خوداز همكاريهاى اطلاعاتى يكديگر كامل بهره بردارى را مى نمايند. شبكه هاى اطلاعاتى بلوك شرق به شبكه ك . گ . ب , متصل هستند و توليدات خود را دراختيار آن قرار مى دهند و شبكه هاى اطلاعاتى بلوك غرب با سازمان[ سيا], همكارى مى نمايند. بسيارى ازاين شبكه ها توسط شبكه مادر بوجود آمده اند, چنانكه سازمان امنيت ايران[ ساواك] , مصر, تركيه , كره جنوبى و ... راافسران اطلاعاتى آمريكا, و سازمانهاى جاسوسى اروپاى شرقى را ماموران ك گ ب , پايه گذارى كرده اند. همكارى اطلاعاتى , بين سرويس هاى جاسوسى در قاموس خبر چينى بعنوان[ روابط وابسته] مشهوراست واين نوع روابط در بين بيشتر سرويسهاى اطلاعاتى معمول است . براى روشن شدن اين بخش از جمع آورى اطلاعات , قسمتى از همكاريهاى موساد با سرويسهاى چند كشور مختلف جهان رااز يكى ازاسناد لانه جاسوسى مى آوريم . در حال حاضر موساد, با همكارى[ شين بث] روابط وابسته اى با سرويسهاى اطلاعاتى وامنيتى از طريق عضويت در گروه[ كيلووات] 29 حفظ كرده است ... دراواخر 1958, يك سازمان روابط وابسته رسمى سه جانبه شامل موساد, سرويس امنيت ملى تركيه و سازمان اطلاعات امنيت ايران تشكيل شد كه اين سازمان[ نيزه سه سر] ناميده شد. 30اسرائيل[ روابط وابسته اى] با سرويس هاى امنيتى مكزيك , نيكاراگوئه (قبل ازانقلاب ) كاستاريكا, پاناما, جمهورى دومنيكن , ونزوئلا, كلمبيا,اكوادور, و پرو, نيز حفظ كرده است ... همچنين با غنا,افريقاى جنوبى ,اندونزى , ژاپن , تايلند, سنگاپور,[ روابط دوستانه] خود را محفوظ داشته است31 . اينها گوشه اى از روشهاى خبريابى سازمانهاى جاسوسى بود كه بطور فشرده و گزاره اى مورد بررسى قرار گرفت . آگاهى مبسوط از سرويس هاى اطلاعاتى , فرصت گسترده اى مى خواهد و نياز به صرف وقت بيشترى دارد, و بر كسانى كه درانديشه آگاهى سياسى هستند, مطالعه دقيق و وسيع از سازمانها و شبكه هاى جاسوسى امرى ضرورى و لازم است . پاورقى ها: 1روزنامه جمهورى اسلامى شماره مسلسل .1164. 2 اسناد لانه جاسوسى ج 8.158. 3كتاب خاطرات سيا, فيليپ اگى .37. 4 اسناد لانه جاسوسى , ج 17.99. 5كتاب خاطرات سيا.67. 6 اسناد خانه سدان .317. 7شعر و سياست ,/06 8روزنامه جمهورى اسلامى , شماره مسلسل .1154. 9 اسناد لانه جاسوسى , ج 8.182. 10 همان مدرك ,.197. 11 براين اساس است كه در آموزشهاى تربيتى و پرورشى اسلام به موضوع اسرار توجه شايانى شده است وامامان شيعه در هر موقعيتى پيروان خود را به حفظ زمان و نگهدارى اسرار سفارش مى فرموند.امام صادق ع مى فرمايد: ان كان فى يدك هذه شى ء فان استطعت ان لا تعلم هذه فافعل ...احفظ لسانك تعز, و لا تمكن الناس من قياد رقبتك فتذل . اگر در دستت چيزى دارى و مى توانى دست ديگرت رااز آن بى خبردارى اين كار را بكن ... زبان خويش را نگهدار تا عزيز گردى و رخصت مده كه مردم بر گرده ات سوار شوند, چرا كه دراين صورت ذليل خواهى شد. (وسائل الشيعه) 11.493. ج 6از باب تحريم اذاعه الحق ) 12 اسناد لانه جاسوسى.54.11 سرويس اطلاعات اسرائيل ,اتكاء بسيارى بر محافل و سازمانهاى مختلف يهودى در خارج از كشور, براى استخدام عمال و كسب و بيرون كشيدن اطلاعات عمومى دارد. 13افشاى جريان حزب توده درايران پرده از روى اين واقعيت برداشت و مشخص گرديد كه احزاب كمونيستى محافل جاسوسى ك گ ب مى باشند. براى آگاهى بيشتر به مصاحبه هاى تلويزيونى سران حزب توده مراجعه كنيد. 14 محافل فراماسونرى از مراكزاوليه جاسوسى به شمار مى آيد, زيرا ايدئولوژى آن كه عبارت ازاعتقاد به :اصل برادرى , برابرى , آزادى جهانى و تابعيت لژ مركزاست زمينه مناسبى براى پذيرش حرفه جاسوسى از سوى پيروان ايدئولوژى فوق آماده مى كند.محمود محمود, نويسنده تاريخ روابط سياسى ايران وانگليس در جلد 7 ص 2 درباره اين افراد چنين مى نويسد: ازاوايل قرن نوزدهم پاى هرايرانى كه به اروپا رسيد, مخصوصا بلندن او را به اين محفل سرى دعوت كردند وامضاء گرفتند واو را برادر و برابر خواندن و مهر كردند و دهانش دوختند.اين آدم ديگر دلباخته آزادگان مى شد و خود را مطيع و پيرو دستور آنها مى دانستند... نمايندگان دولت انگليس كه درايران ماموريت پيدا مى كردند در همه جاازاين برادران داشتند و بسراغ هم مى رفتند و يكديگر را پيدا مى كردند سر و سر داشتند و با هم رايگان بودند. 15 دراين مورد مطالعه ج 17. اسناد لانه جاسوسى ضرورى و مفيد است . 16 اسناد لانه جاسوسى , 20.78. 17 همان مدارك .80. 18كتاب خاطرات سيا.51. 19 اسناد لانه جاسوسى 10.43. 20 همان مدرك .41. 22كتاب خاطرات سيا.48. 23 همان مدرك .82. 24 اسناد لانه جاسوسى 11.46. 25 اسناد لانه جاسوسى 8.94. 26 همان مدرك .82. 27 اسناد لانه جاسوسى 11.52. 28كتاب خاطرات سيا.91. 29 گروه كيلو وات تشكيلا تى است كه با مسائل تروريسم عرب سر و كار دارد و مشتمل بر كشورهاى : آلمان غربى , بلژيك ,ايتاليا,انگلستان , لوكزامبورك , هلند, سويس , دانمارك , كانادا, فرانسه ,ايرلند, سوئد, نروژ, واسرائيل است . اسناد لانه جاسوسى 11.61 . 30 اسناد لانه جاسوسى 11.61. 31 مطالعه صفحات .61, 62.63.64از جلد 11ازاسناد لانه جاسوسى در اين مورد مفيداست . (ر.ک: فصلنامه حوزه,ش 7 ,22/11/1360 ,به نقل از سايت حوزه) جهت مطالعه بيشتر ر.ک: - آلم، ژان پير، جاسوسي و ضد جاسوسي، ترجمه سرو قد مقدم، ابوالحسن، مشهد، آستان قدس رضوي، 1377 - اندلمن، ديويد، جنگ جهاني چهارم، ديپلماسي و جاسوسي در عصر خشونت، ترجمه سهيلا کيانتاژ، تهران، اطلاعات، 1380 - بلک ايان، موريس، لني، جنگ هاي نهاني اسرائيل، تاريخ ناگفته دستگاه جاسوسي اسرائيل، ترجمه جمشيد زنگنه، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامي، 1372 - ريچلسون، جفري تي، سازمان هاي جاسوسي جهان، ترجمه بابک ساعدي، تهران، 1377 - نوايي، بهرام، موساد مخوف ترين سازمان جاسوسي جهان، رشت، انتشارات گيلان، 1381
کد سوال : 1923
موضوع : سياسي و انديشه سياسي
پرسش : چگونه مي توان ولايت کاريزماتيک يک فقيه را به عنوان جانشين بر حق امام معصوم در عصر غيبت پذيرفت ولي در مسائل ديني که اين ولايت و اساس آن بر آن شکل گرفته است از فقيهي ديگر تقليد کرده و او را نسبت به ولي امر خود شايسته تر دانست؟ آيا اين عمل دوم نفي عمل اول نيست؟
پاسخ : سؤال فوق از جهات متعدد قابل بررسي و ارزيابي است: يکم - اولين موضوعي که بايد در مسأله جانشيني ولي فقيه از طرف امام معصوم(ع) توجه شود، «عام بودن نصب و نيابت امام معصوم(ع) براي فقيهان جامع الشرايط» است. بدين معنا که يک فقيه مشخص، جانشين امام معصوم(ع) نيست بلکه همگي مجتهدان و فقيهان جامع الشرايط (از جمله مراجع عظام تقليد) از طرف آن بزرگواران منصوب بوده و حق اعمال ولايت دارند. احاديث متعددي بر اين موضوع دلالت دارند؛ از جمله توقيع شريف از جانب امام زمان(عج) که مي فرمايد: «اما الحوادث الواقعه فارجعوا الي رواه حديثنا فانهم حجتي عليکم و انا حجه الله عليهم؛ در رخدادها و حوادثي که پيش خواهد آمد، به راويان حديث ما رجوع کنيد زيرا آنان حجت من بر شما هستند و من حجت خداوندم» V} (وسائل الشيعه، ج 18، باب 11، ح 9).{V و همچنين روايت شيخ صدوق از پيامبر اسلام(ص): «اللهم ارحم خلفائي قيل يا رسول الله و من خلفائک؟ قال الذين يأتون من بعدي و يروون عني حديثي و سنتي؛ خدايا بر جانشينان من رحمت فرست. پرسيدند اي رسول خدا جانشينان شما کيانند؟ فرمود: آنان که بعد از من مي آيند و حديث و سنت مرا به مردم مي رسانند» V}(معاني الاخبار، شيخ صدوق، ص 374). {V دوم - به طور کلي مي توان محدوده اعمال ولايت و وظايفي را که فقيهان جامع الشرايط به جانشيني از امام معصوم(ع) بر عهده دارند در چهار امر خلاصه نمود: 1. حفاظت و تبليغ دين اسلام و معارف و ارزش هاي آن و جلوگيري از تحريف آن. 2. افتاء و تبيين احکام اسلامي از طريق اجتهاد مستمر با استفاده از منابع معتبر و مباني صحيح. 3. قضاوت و اجراي احکام قضايي و حدود الهي. 4. ولايت و سرپرستي جامعه اسلامي در ابعاد مختلف، اجتماعي، فرهنگي، سياسي، اقتصادي، نظامي و... V} (ولايت فقيه، ولايت فقاهت و عدالت، آيت الله جوادي آملي، نشر اسراء 1381، ص 243).{V از چهار امر فوق، دو امر اول و دوم، شأن و صبغه علمي دانسته و امر سوم و چهارم شأن و صبغه عملي و اجرايي دارند. بديهي است در امور علمي صاحب نظران متعدد مي توانند نظرات خود را ارائه نمايند اما در مقام عمل و اجرا نمي توان به تمامي نظرات جامعه عمل پوشاند. از اين رو در مسأله ولايت فقيه - که بحث تشکيل حکومت اسلامي مطرح است و چند فقيه جامع الشرايط حق اعمال ولايت دارند - بين شؤون علمي با شؤون عملي و اجرايي تفکيک مي شود بدين صورت که کليه مجتهدان جامع الشرايط - از جمله مراجع عظام تقليد - حق تبليغ معارف و ارزش هاي اسلامي و مقابله با انحرافات و شبهات و جلوگيري از سوء برداشت ها را داشته و با استفاده از منابع اسلامي و اجتهاد و مباني فقهي و اصول خويش به تبيين احکام الهي مي پردازند و ساير افراد جامعه اسلامي - غير مجتهدين - به متخصص ترين و کارشناس ترين مجتهد و فقيه جامع الشرايط مراجعه نموده و در مسائل ديني و احکام الهي از او تقليد مي نمايند. اما در شؤون عملي؛ از آنجا که مسأله امامت و رهبري جامعه تعدد بردار نيست، هرگاه فقيهي از ميان فقهاي واجد الشرايط، اقدام به تشکيل حکومت اسلامي نمود، ولايت در اين قبيل شؤون از آنان ساقط مي گردد. چنان که امام صادق(ع) در پاسخ سؤال در زمينه اين که آيا در يک زمان دو امام امامت و رهبري خواهند داشت؟ فرمودند: «نه، اگر دو امام در زمان واحد بودند يکي زمام امور را در دست مي گيرد و ديگري بايد ساکت و صامت بماند» V}(اصول کافي، محمد بن يعقوب کليني، باب ان الارض لا تخلو من حجه). {V بر اين اساس حضرت امام نيز مي فرمايد: «هرگاه فقيه واجد شرايط رهبري زمام امور مملکت را در دست گيرد و متصدي تشکيل حکومت گردد، فقهاي ديگر حق معارضه با او را ندارند» V} (کتاب البيع، امام خميني، ج 3، ص 466).{V دليل اين موضوع جلوگيري از هرج و مرج و تضييع مصالح و منافع جامعه اسلامي است. از اين رو همگان از جمله فقهاي ديگر و مقلدين آنان نيز بايد در احکام اجتماعي و مسائلي که به اداره جامعه مربوط مي شود از ولي فقيه حاکم پيروي نمايند و تنها در احکام فردي يا احکام اجتماعي که در حکم احکام فردي است - نظير احکام عبادات و معاملات - از مجتهد جامع الشرايط و مرجع خويش تقليد مي نمايند. بر اين اساس در امور و شؤون علمي از کارشناس و مجتهد اعلم در احکام عبادي و معاملاتي برتر استفاده مي شود و در امور و شؤون عملي و اجرايي نيز از فقيه و مجتهدي که علاوه بر ساير شرايط در اداره و رهبري جامعه تخصص و مهارت بيشتري دارد استفاده مي شود. بنابراين هيچگونه تنافي بين اين دو نيست و باعث جدايي دين از سياست نمي شود. سوم - هر چند ممکن است فقيهي به دليل ابعاد معنوي و خصوصيت هاي فردي و اخلاقي جنبه کاريزماتيک پيدا کند - نظير حضرت امام - ولي بايد به اين نکته نيز توجه داشت که مبناي مشروعيت ولي فقيه به هيچ وجه مسائلي نظير خصوصيت کاريزمايي و امثال آنها که در نظام هاي سياسي ماديگرا مطرح است نمي باشد، بلکه تنها از ناحيه نصب عام الهي است که هر مجتهد واجد الشرايطي را شامل مي شود V} (انديشه هاي فقهي - سياسي، امام خميني، کاظم قاضي زاده، مرکز تحقيقات استراتژيک رياست جمهوري، 1377، ص 145).{V
کد سوال : 1924
موضوع : كلام و دين پژوهي
پرسش : دين يهود به غير از حضرت موسي به چه پيامبراني اعتقاد دارد؟
پاسخ : آنها به همه پيامبران بني اسرائيل و پيامبران پيش از حضرت موسي(ع) اعتقاد داشته اند. به تعبير ديگر آنها به همه پيامبران از آدم(ع) تا حضرت موسي(ع) و از حضرت موسي(ع) تا پيامبران بني اسرائيل پيش از حضرت يحيي و حضرت عيسي(ع) را قبول دارند. اما پيامبران بعدي را قبول ندارند. پيامبران پس از حضرت موسي(ع) بنا به روايت کتاب مقدس يهوديان (عهد عتيق) 47 پيامبر هستند که همگي شريعت حضرت موسي(ع) را ترويج کرده اند و هفده نفر از آنها داراي کتاب بوده اند V} (تاريخ اديان و مذاهب جهان، مبلغي آباداني، ج 2، ص 657 - 666).{V
کد سوال : 1925
موضوع : كلام و دين پژوهي
پرسش : همان طور كه مي دانيد در مذهب خود مشاهده مي كنيم خصوصا در مورد امامان متأخر متوجه مي شويم كه ائمه با سن هاي بسيار پايين به امامت مي رسيده اند البته اين از نظر شيعه كاملا حل شده است اما سؤالي كه براي من مطرح است اين است كه چرا ائمه ما توانسته اند در دوران كودكي به امامت برسند در صورتي كه در مورد پيامبران خصوصاّ پيامبران اولواالعزم حتي پيامبر اكرم(ص) سن 40 سالگي حد نصاب بوده است براي شروع نبوت آيا نسبت به شخصيت ها است و يا نسبت به فرهنگ جامعه و يا چيزهايي ديگر؟ (با توجه به اين مطلب كه اشرف مخلوقات و انسانها پيامبر اكرم(ص) مي باشد چرا ايشان در سن 40 سالگي به نبوت رسيده اند ولي ائمه متاْخر در سنين 6 يا 8 سالگي چرا؟)
پاسخ : در جواني يا سن خاص به پيامبري يا امامت منصوب شدن نشان از شرافت يا عدم شرافت ندارد بلکه به مصالح ديگري برمي گردد. در مورد حضرت عيسي(ع) لازم بود که بني اسرائيل او را از کودکي بشناسند که او در گهواره چنين فصيح سخن گفت. اما پيامبر اکرم(ص) که پيامبر دين خاتم است و لازم بود که قرآن را بر دوش بکشد، لازم بود که چهل سال رياضت بکشد تا تحمل دريافت قرآني - که تجلي اعظم الهي بر بشريت است - را پيدا کند. درباره ائمه نيز چنين است، مصالح الهي ايجاب مي کرد که زمين از حجت خالي نباشد، لذا امام جواد(ع) در کودکي به اين منصب مي رسند و امام زمان(عج) در کودکي امامت را بر دوش مي گيرند پس نبوت و امامت به مصلحت الهي بازگشت مي کند که همه جوانب جامعه، انسان ها و موارد ديگر را شامل مي شود و همه پيامبران و امامان از کودکي شايسته اين مقام را داشته اند، منتها بايد زمينه الهي آن پيدا شود تا منصب به پيامبر و امام القاء شود.
کد سوال : 1926
موضوع : كلام و دين پژوهي
پرسش : آيا منظور از آتش جهنم و ديگر عذاب ها واقعاٌ همان چيزهايي است كه بيان شده و يا نه تمثيل و مثال است براي قابل درك بودن براي انسان هاست (با توجه به اينكه دوري از رحمت الهي را بالاترين عذاب معرفي شده است )؟
پاسخ : اولاً بايد توجه داشته باشيد كه نظام، سنن و قوانين حاكم بر عالم قيامت غير از قوانين و سنن حاكم بر دنياى مادى است؛ ازاين‏رو، نمى‏توان حقيقت مسائل آن عالم را با ابزار درك دنيوى، درك و دريافت نمود. مثلاً بر اساس آيات و روايات انسان در بهشت هيچ گاه پير نمى‏شود، مريض نمى‏گردد؛ مشيت و خواستن در بهشت عين شدن و تحقق است و اصلاً مسائل به صورت تدريجى رخ نمى‏دهد چنان كه در اين عالم چنين است، يا مثلاً انسان در جهنم مى‏سوزد ولى خاكستر نمى‏شود، يعنى بدن آن‏جا به گونه‏اى است كه مى‏سوزد ولى خاكستر نمى‏شود؛ به خلاف بدن دنيوى. از اين رو، نمى‏توان با ابزار ادراكى دنيوى بهشت و جهنم را ترسيم نمود؛ آيات و روايات نيز كه گاهى بهشت و جهنم را به اوصافى اين سوئى وصف كرده‏اند تنها براى تقريب مسأله به ذهن دنيوى من و شما بوده است ولى حقيقت برتر از آن است كه حتى بتوان آن را اينچنين وصف نمود. به دليل تفاوت جوهرى قوانين آن عالم با اين نظام است كه لازم و ضرورى است كه بدن و روح آدمى تحولات و تغييراتى را به خود ديده تا قابليت ورود به عوالم برزخ و قيامت را بيابد طرح اين مسأله خارج از حوصله اين مكاتبه است. نگا: بازگشت به هستى، استاد محمد شجاعى، مقدمه و تدوين محمدرضا كاشفى، تهران، مؤسسه فرهنگى دانش و انديشه معاصر، چاپ اوّل، 1379، صص 114 ـ 130. حقيقت بهشت و جهنم جدا از مسأله لقاء پروردگار نمى‏باشد. به عبارت ديگر بهشت و جهنم مقصد و مقصود در سير و حركت نيستند و حركت‏ها به سوى پروردگار و منتهى به لقاء پروردگار است و بهشت و جهنم از آثار چگونگى لقاءها و رسيدن‏ها است. يعنى بهشت از آثار و لوازم لقاء حضرت حق با اسماء رحمت و مغفرت و جهنم هم از آثار و تبعات لقاء پروردگار با اسماء غضب و سخط است. از آنجا كه در قيامت آدمى هم روح دارد و هم جسم [البته روح و جسم متحول شده و مناسب با سنخ و قوانين و سنن آن عالم [عذاب جهنم و نعمت بهشت هم به روح تعلق دارد و هم به جسم و اين مطلب را آيات و روايات تأييد مى‏كنند، V}(نگا: اصول المعارف، ملا محسن فيض كاشانى، تعليق، تصحيح و مقدمه سيد جلال الدين آشتيانى، قم، مركز انتشارات دفتر تبليغات اسلامى، چاپ دوّم، آذرماه 1362 ش، صص224 و 225){V. براى روشن شدن بهتر مطلب در باب عذاب جسمى و روحى جهنم و همين نعمت جسمى و روحى بهشت به چهار آيه از قرآن بسنده مى‏كنيم: عذاب جسمانى: آتش سوزان، V}(اعلى / 12){V، مى‏خورند ولى سير نمى‏شوند، V}(واقعه، 53 ـ 51){V. عذاب روحانى: سوختن نفس آدمى، V}(همزه، 4ـ7){V، حسرت بى پايان، V}(آل عمران، 192){V. نعمت جسمانى: نوشيدنى‏هاى گوارا، V}(محمد، 15){V. نعمت روحانى: خشنودى خدا، V}(توبه، 72){V زدودن كينه از نفوس، V}(اعراف، 43){J{V الف) سوختن در آتش و ديگر عذاب‏هاى ذكر شده در نصوص دينى واقعى است، نه صرف تشبيه. البته عذاب آتش آخرت با اين عالم تفاوت‏هاى بسيارى دارد؛ و ميزان سوزش آن با آنچه در دنيا رخ مى‏دهد قابل قياس نيست. حضرت امام (ه) در كتاب شريف چهل حديث مى‏نويسند: «بين سوزش عذاب آخرت و دنيا از چند جهت تفاوت هست: (1) از آتش دنيا فقط بدن مى‏سوزد؛ ولى آتش آخرت روح و دل را هم مى‏سوزاند و اين فوق العاده عظيم و فوق تصور است A}التى تطّلع على الافئدة{A؛ (2) آتش دنيا خالص نيست و تا با اكسيژن تركيب نشود نمى‏سوزد؛ ولى آتش آخرت خالص است و سوزش فوق‏العاده دارد؛ (3) در اين دنيا ادراكات ضعيف است، ولى در آخرت همه چيز به كمال نهايى خود رسيده و ادراك آدمى قوى است و از همين رو سوزش افزون‏ترى احساس مى‏كند؛ (4) در اين دنيا پس از رسيدن سوزش به استخوان احساس سوزش كم مى‏شود، ولى در جهنم خداوند مجددا گوشت تازه مى‏روياند و از تخفيف عذاب جلوگيرى مى‏كند». همچنين در ص 23 كتاب ياد شده روايتى را از كتاب «علم اليقين» صدوق نقل نموده‏اند كه ترجمه آن چنين است: «روزى در حالى كه رسول‏خدا(ص) نشسته بود، جبرئيل امين به خدمتش آمد؛ در صورتى كه افسرده و محزون و رنگش متغير بود. پيغمبر(ص) فرمودند:اى جبرئيل چرا تو را افسرده و محزون مى‏بينم؟ گفت چرا چنين نباشم در صورتى كه امروز گذاشته شد دم‏هاى جهنم. پيغمبر خدا(ص) فرمود: چه چيز است (دم‏هاى جهنم) عرض كرد: هماناخداى تعالى امر فرمود به آتش، برافروخته شد هزار سال تا سرخ شد. بعد از آن امر فرمود به آن افروخته شد هزار سال تا سفيد گرديد. پس از آن امر فرمود به آن، افروخته شد هزار سال تا سياه شد و آن سياه و تاريك است. پس اگر يك حلقه از زنجيرى كه بلندى آن هفتاد ذراع است گذاشته شود بر دنيا، هر آينه آب مى‏شود دنيا از حرارت آن. و اگر قطره‏اى از «زقوم» و «ضريع» آن بچكد در آب‏هاى اهل دنيا، همه مى‏ميرند از گند آن. پس رسول خدا(ص) گريه كرد و جبرئيل نيز گريان شد. پس خداى تعالى به سوى آنها فرشته[اى] را فرستاد؛ عرض كرد: خداى شما سلام مى‏رساند به شما و مى‏فرمايد: من ايمن كردم شما دو تن را از اين‏كه گناهى كنيد كه عذاب كنم شما را به واسطه آن. ب ) گناهان و اعمال نيك با هم حساب مى‏شوند و برخى از اعمال نيك موجب از بين رفتن اثر برخى از اعمال بد مى‏شود و بالعكس. از طرفى كسانى كه شرايط شفاعت را داشته باشند مورد تخفيف قرار مى‏گيرند. بنابراين عذاب در صورت غلبه بدى‏ها و عدم استحقاق شفاعت است.
کد سوال : 1927
موضوع : كلام و دين پژوهي
پرسش : با پذيرش به اينكه انسان از بدو خلقت تا روز قيامت داراي تحول و تغيير مي باشد و در آن جا باقي خواهد شد پس چه فرقي بين باقي بودن انسان با خداوند است (غير از تفاوت در باقي ذاتي و...) آيا امكان دارد پس از مرگ موعد كه همه مي ميرند خلاْ وارد آيد و دوراني در سكوت بگذرد با توجه به مسائل قبل از قيامت كه به وقوع مي پيوندد و يا اين كه همزمان با ما موجوداتي حشر ويا آ فرينش مي شوند و ادامه حيات مي دهند و ديگر مسائل كه امكان اتفاق آن است
پاسخ : 1. خداوند متعال ذاتا باقي است و ديگران ذاتا فاني هستند؛ يعني ذاتا شايستگي بقاء ندارند «کل من عليها فان . و يبقي وجه ربک ذوالجلال والاکرام» V} (الرحمن، آيات 27 - 26).{V «کل شئ هالک الا وجهه» V}(القصص، آيه 88). {V نمي دانم که چرا در پرسش قيد زده ايد. (غير از تفاوت در باقي ذاتي) مثل اين است که بگوييم تفاوت خدا و بشر در چه چيز است؟ غير از تفاوت در خدا بودن؟! بله همه موجودات - در پس قيامت - باقي هستند اما به بقاي الهي است که اگر نازي کند در دم فرو ريزد قالب ها. زيرا هيچ موجودي شايستگي بقا را ندارد و ذاتا هالک و فاني است. به تعبير ديگر بقاء موجودات ديگر طفيلي و وابسته است و به اصطلاح فلسفي بالعرض است نه بالذات اگر اين مطلب را خوب دربيابيم، روشن مي شود که تفاوت بقاء الهي با بقاء بشر در قيامت، تفاوت معبود با عابد و رب و مربوب است که يکي همه عنانش در دست ديگري است و مربوب به اراده رب باقي است. 2. ظاهر آيات و روايات دلالت دارد که پس از مرگ موعد که به نفخه صور تعبير مي شود قيامت کبري آغاز مي شود. به تعبير ديگر نفخه صور منزل نخست قيامت است که در آن همه موجودات مدهوش مي شوند و مي ميرند و در پس آن نفخه صور دوم دميده مي شود که همه موجودات، هستي دوباره مي يابند و به محضر ربوبي وارد مي شوند و اين منزل دوم است و پس از آن صحنه قيامت و حشر برپا مي شود. در اين هنگام چون بساط زمين و زمان برچيده مي شود سخن گفتن از خلاء و دوران سکوت صحيح نيست زيرا زمان از خصوصيات و صفات ماده و موجودات مادي است و وقتي بساط ماده برچيده شد، زمان نيز برچيده مي شود. اما اين که آيا همزمان موجودات ديگري آفرينش و حشر مي شوند از قرآن و روايات چنين مطلبي بر نمي خيزد، بلکه با وقوع قيامت بساط دنيا و موجودات مادي برچيده مي شود و عالم جديدي به نام قيامت آغاز مي شود (الله اعلم).
کد سوال : 1928
موضوع : سياسي و انديشه سياسي
پرسش : متن چشم انداز 20 ساله را بيان نماييد؟
پاسخ : بسم‌ الله الرحمن الرحيم‌ چشم‌انداز جمهوري اسلامي ايران در افق ‌1404 هجري شمسي : با اتكال به قدرت لايزال الهي و در پرتو ايمان و عزم ملي و كوشش برنامه‌ريزي شده و مدبرانه جمعي و در مسير تحقق آرمانها و اصول قانون اساسي، در چشم‌انداز بيست ساله: ايران كشوري است توسعه‌يافته با جايگاه اول اقتصادي، علمي و فناوري در سطح منطقه، با هويت اسلامي و انقلابي، الهام‌بخش در جهان اسلام و با تعامل سازنده و مؤثر در روابط بين‌الملل. جامعه‌ي ايراني در افق اين چشم‌انداز چنين ويژگيهايي خواهد داشت: توسعه يافته، متناسب با مقتضيات فرهنگي، جغرافيايي و تاريخي خود، و متكي بر اصول اخلاقي و ارزشهاي اسلامي، ملي و انقلابي، با تأكيد بر: مردم‌سالاري ديني، عدالت اجتماعي، آزاديهاي مشروع، حفظ كرامت و حقوق انسانها، و بهره‌مند از امنيت اجتماعي و قضايي. برخوردار از دانش پيشرفته، توانا در توليد علم و فناوري، متكي بر سهم برتر منابع انساني و سرمايه اجتماعي در توليد ملي. امن، مستقل و مقتدر با سامان دفاعي مبتني بر بازدارندگي همه‌جانبه و پيوستگي مردم و حكومت. برخوردار از سلامت، رفاه، امنيت قضايي، تأمين اجتماعي، فرصتهاي برابر، توزيع مناسب درآمد، نهاد مستحكم خانواده، به دور از فقر، فساد، تبعيض و بهره‌مند از محيط زيست مطلوب. فعال، مسؤوليت‌پذير، ايثارگر، مؤمن، رضايت‌مند، برخوردار از وجدان كاري، انضباط، روحيه‌ي تعاون و سازگاري اجتماعي، متعهد به انقلاب و نظام اسلامي و شكوفايي ايران و مفتخر به ايراني بودن. دست يافته به جايگاه اول اقتصادي، علمي و فناوري در سطح منطقه‌ي آسياي جنوب غربي (شامل آسياي ميانه، قفقاز، خاورميانه و كشورهاي همسايه) با تأكيد بر جنبش نرم‌افزاري توليد علم، رشد پرشتاب و مستمر اقتصادي، ارتقاء نسبي سطح درآمد سرانه و رسيدن به اشتغال كامل. الهام‌بخش، فعال و مؤثر در جهان اسلام با تحكيم الگوي مردم‌سالاري ديني،توسعه‌ي كارآمد، جامعه‌ اخلاقي، نوانديشي و پويايي فكري و اجتماعي، تأثيرگذار بر همگرايي اسلامي و منطقه‌اي بر اساس تعاليم اسلامي و انديشه‌هاي امام خميني (ره). داراي تعامل سازنده و مؤثر با جهان بر اساس اصول عزت، حكمت و مصلحت. ملاحظه: در تهيه، تدوين و تصويب برنامه‌هاي توسعه و بودجه‌هاي ساليانه، اين نكته مورد توجه قرار گيرد كه: شاخصهاي كمي كلان آنها از قبيل نرخ سرمايه‌گذاري، درآمد سرانه، توليد ناخالص ملي، نرخ اشتغال و تورم، كاهش فاصله‌ي درآمد ميان دهك‌هاي بالا و پايين جامعه، فرهنگ و آموزش و تواناييهاي دفاعي و امنيتي، بايد متناسب با سياستهاي توسعه و اهداف و الزامات چشم‌انداز، تنظيم و تعيين گردد و اين سياستها و هدفها به‌صورت كامل مراعات شود. سيدعلي خامنه‌اي‌ 11 / 9 / 82 (به نقل از خبرگزاري دانشجويان ايرانISNA) رهبر معظم انقلاب اسلامي در ديدار جوانان و دانشجويان دانشگاههاي استان همدان به جوانان تاکيد مي نمايندكه: «شما جوانهاي عزيز اين سند چشم‌انداز را مطالعه كنيد. اگر كسي دقت نكند، ممكن است خيال كند افرادي نشسته‌اند و انشاء نوشته‌اند؛ ولي نه، بدانيد انشاء نيست. كلمه كلمه اين چشم‌انداز - با تأكيد مي‌گويم - محاسبه شده است. اينكه ما گفتيم در بيست سال آينده مي‌خواهيم كشور اول منطقه در اين خصوصيات باشيم و اين شاخصها را داشته باشيم - كه در سند دو صفحه‌يي چشم‌انداز ذكر شده - كلمه كلمه‌ اينها بررسي و محاسبه و كارشناسي شده است. ما مي‌توانيم؛ منتها اين توانستن شروطي دارد. ببينيد عزيزان من! همه شما مثل فرزندان من هستيد. من يك يك شما جوانهاي عزيز را از ته دل دوست مي‌دارم و معتقدم هر كاري در اين مملكت بايد بشود و بتوان كرد، بايد به دست شماها انجام شود. البته هر كاري ساز و كار دارد. مايلم صادقانه مطلب براي شما روشن شود. ما معتقديم اين چشم‌انداز، تحقق يافتني است؛ اما بايد برنامه‌ريزي و راه حركت را پيدا كرد. كسي هم كه عامل و مباشر اين كار است، نسل جوان است.»
کد سوال : 1929
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اخلاق و عرفان
پرسش : وقتي زندگي حضرت زهرا و حضرت علي را مطالعه مي کنيم آنها ما را به زهد و تقوي تشويق مي کنند تا آنجا که خودشان از غذا و لباسشان مي زدند و آن را به مسکين مي دادند. کسي که پول دارد و مال و منال، چطور مي تواند خود را توجيه کند که کم بخورد و کمتر بپوشد و بيشتر ببخشد و اگر هم چنين طرز تفکري هم داشتند که ديگر گرسنه اي باقي نمي ماند؟.
پاسخ : شما در حقيقت از دليل زهد و عدم بهره مندي نامحدود از مواهب دنيوي سؤال نموده ايد. کسي که مالي ندارد، به طور طبيعي از امکان استفاده از آن و رفاه و لذت زندگي بي بهره است، ولي کسي که همه گونه امکانات در اختيار دارد، چرا بايد از آن بهره مند نباشد. يک نفر ندارد، خوب نمي خورد، ولي کسي که دارد، چرا نبايد بخورد، بپوشد، از لذت و رفاه دنيوي استفاده کند؟ در پاسخ به اين سؤال لازم است به چند نکته توجه نماييد: 1. انسان، به خلاف پديده هاي ديگر، موجودي است که جنبه استعداد و قوه بودن در او بسيار قوي است. ساير موجودات اين طور نيستند. به طور مثال حيوانات در طول زندگي شان به صورت طبيعي تمامي استعدادهايشان شکوفا مي شود. امکان ندارد که موجودي شير يا پلنگ باشد، ولي شير بودن يا پلنگ بودن در او فعليت نداشته باشد، ولي انسان اين طور نيست. انسان موجودي است که بايد با آگاهي و آزادي؛ يعني با انتخاب آگاهانه خودش، استعدادهاي انساني خويش را شکوفا نمايد و به کمال در انسانيت که همانا قرب به خداوند و احراز مقام خلافت الهي است بار يابد، زيرا آنچه که او را از ساير پديده ها ممتاز مي سازد «اختيار» است و اختيار يعني مظهريت براي علم و اراده پروردگار که خاص انسان است. 2. مأموريت دين و تمامي انبياء الهي انسان سازي است؛ يعني شکوفا نمودن استعدادهاي انساني انسان و ايجاد فعليت نسبت به مقام انسانيت و خلافت الهي. انبياء الهي اين کار را از طريق دعوت به عبوديت و بندگي حق انجام مي دادند. پيام انبياء(ع) اين بوده که تنها خداي را پرستش کنيد و از عبادت و بندگي هر چه غير خدا است روي بگردانيد. اين به معني آزادسازي انسان از دلبستگي و وابستگي به غير خدا و ايجاد بندگي و وابستگي و دلبستگي به خداوند است. تا انسان از دنيا، لذت هاي دنيا رفاه طلبي و راحت طلبي و عادت هاي ناپسند؛ حب دنيا، اخلاق مذموم، خودخواهي و دوست داشتن، استفاده نامحدود از امکانات و لذت هاي دنيوي آزاد نشود، امکان ورود به جاده ايمان و بندگي و لذت هاي معنوي و تخلق به اخلاق الهي و قرب به خداي را نمي يابد. اگر در آموزه هاي اسلامي مشاهده مي شود که براي «زهد» ارزش فوق العاده اي وجود دارد به دليل نياز انسان به آزادي است. اگر انسان دلبسته به دنيا باشد، نمي تواند در عين حال دلبسته آخرت و قرب به خداي نيز باشد. اين بدين معنا نيست که دنيا با آخرت به کل در تضاد هستند، نه دنيا مزرعه آخرت و ابزار رسيدن به آن است و طبيعت انسان همچون مرکبي مي ماند که انسان را به مقصد انساني اش مي رساند و بدن انسان از اين نظر (جنبه ابزاري) بسيار با ارزش است و هيچ کس مجاز نيست به آن آسيب برساند ودر اسلام نسبت به حفظ صحت و قوت آن تأکيد فراواني شده است. زهد بدين معني است که از طبيعت و دنيا، به همان مقدار که نياز است استفاده شود و اين طور نباشد که انسان تمام عمرش را صرف تهيه ابزار و امکانات سفر نمايد، ولي هرگز موفق به خود سفر نشود. اگر فرموده اند که کم بخوريد و کم بنوشيد و کم بخوابيد و ساده زندگي کنيد، به خاطر آن است که پرخوري و پرخوابي و تجمل طلبي و مانند آن با در راه بودن و انسان شدن او منافات دارد. کسي که پر مي خورد و پر مي خوابد، درحقيقت اسير شکم و هواهاي نفساني خويش است. چنين کسي هرگز امکان ورود به جرگه بندگان خداي را نمي يابد. به طور مثال يکي از آداب مهم عبوديت حق و قدم هاي بسيار کارسازي که بنده در قرب به خداي بر مي دارد شب خيزي و نيايش شبانه است. کسي که عادت به پرخوري و طبعيتا پرخوابي دارد، چگونه مي تواند شب ها از جاي برخيزد و به عبادت و نيايش پروردگار بپردازد. اينگونه امور ربطي به پولدار بودن يا نبودن ندارد. چه داشته باشد و چه نه، اگر بخواهد انسان شود و به کمال برسد، لازم است که بهره مندي ها، لذت ها و خور و خواب خويش را کنترل نمايد و به قدر ضرورت از اين امور استفاده کند. P}خواب و خورت زمرتبه عشق دور کرد{E}آنگه رسي به دوست که بي خواب و خور شوي {P
کد سوال : 1930
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : از شما خواهش مي كنم بنده را راهنمايي كنيد كه چگونه قبل از كلاس براي هر درس (تخصصي) خود را براي ياد گيري آماده كنم. توضيحات بيشتر: رشته بنده برق الكترونيك بوده و بيشتر درسها فهميدني و تعميمي مي باشد با توجه به اينكه در دانشگاه ها و در كلاس هاي ما تقريبا هر فصل در يك جلسه درس داده مي شود و استاد به بيان مفاهيم و يكي دو مثال بسنده مي كند و هيچ گاه تمرينات آن فصل كه حدودا 50 تا 150 تمرين مي باشد حل نمي شود. از طرفي هر فصل از هر فصل و هر كتابي حدودا 150 صفحه است كه پيش خواني قبل از درس دادن استاد با توجه به اينكه تا كنون مفاهيم را نشنيده و درك نكرده ايم حداقل يك روز وقت مي برد تا مفاهيم را از كتاب خودمان فهميده و يك روز ديگر نيز براي خواندن تمرينات همان فصل. از طرفي وقتي براي اولين بار مطالب سركلاس عنوان مي شود بنده فقط فرصت مي كنم جزوه برداشته و اندكي در زماني كه حواسم پرت نشده و عقب نيفتاده ام مطالب را فقط فهميده و ارتباط آنها را دريايم و مسلما خيلي زود فراموش كنم بعدا در خانه با خواندن خوب جزوه در حد جزوه فهميده و تا وقت امتحان فرصت نمي كنم و حتي رغبت و تمايلي ندارم مطالب را از كتاب بخوانم به همين دليل موقع امتحان فقط جزوه و تمرينات و سوالات تا جاي ممكن فرصت باشد مي خوانم. از طرفي در موقع خواندن امتحان با کوهي از سوالات مفهومي و غير مفهومي روبرو شده که شايد جاي پرسيدن آن در کلاس موقع درس دادن استاد باشد چون فقط همان موقع استاد به سوالات پاسخ مي دهند که بنده در کلاس در همان موقع مشغول نوشتن جروه و فهميدن مطالب اوليه و درک مطالب ساده اوليه بوده و حتي اگر سوالي هم داشته باشم از ترس اينکه مبادا سوال بنده ساده بوده و يا به دليل حواس پرتي بوده و ارزش علمي ندارد آن را نمي پرسم و شايد يکي ديگر از دلايل آن اين باشد که پسران در رشته ما بهتر ظاهر شده و با اعتماد به نفس بالا سوالات خود را مطرح مي کنند و حتي به دليل پرسش و پاسخ هاي فراوان پيشرفت کرده و سوالات به اصطلاح آبدارتري نيز مي پرسند و مسلط بر مفاهيم درس شده و موفق ترند و حتي راه براي خلاقيت و ابتکار و نوآوري در مطالب درسي برايشان باز است بنابراين بنده از شما مي خواهم بنده را راهنمايي کنيد چگونه بنوانم سرکلاس و براي هر درسي موفق ظاهر شده و بتوانم خيلي خوب بر مطالب مسلط بوده و سوالات و حتما نوآوري هاي جديدي داشته باشم بنده حاضرم نهايت سعي و تلاش خود را کرده هر سختي را نيز تحمل کنم تا بتوانم تمامي دروس را مسلط بوده و حتي براي کارشناسي ارشد آماده شوم. 2. بنده در خواندن مطالب درسي و تمرينات احساس مي کنم که ظاهرا مطالب را فهميده ام و تنها ارتباط آنها را درک کرده ام چون در موقع امتحان تمريناتي که مشابه آن را حل کرده ام قادر به حل آنها هستم و با سوال مفهومي و نکته انحرافي را خيلي کم متوجه شده و جواب صحيحي مي دهم. و از طرفي در استفاده از راهکارهاي روانشناسي فقط راهکار اشتباهاتي را که تجربه کرده ام را خوب متوجه مي شوم و نسبت به بقيه کم توجه بوده و هيچ گونه مسوليت و اجباري در خود براي رعايت آن را نمي بينم و به همين دليل ضربه اي به دليل عدم رعايت آن مي خورم و حتي راهکارهايي که براي موفقيت لازم بوده وبه آنها نيز در موفقيت ها و يا شکست هاي قبلي به آنها رسيده ام را فراموش مي کنم و دوباره از عدم رعايت آنها به شکست بر مي خورم. لطفا به بنده کمک کنيد تا مطالب اعم از درسي و غير درسي را آنطور که بايد بخوانم به طوري که در همان خواندن مطالب آن طور که بايد بفهمم و درک کنم به طوري که هر گونه سوال را بتوانم با تسلط جواب دهم با توجه به اينکه رشته بنده برق بوده و تمامي مطالب و سوالات آکنده از فهم دقيق و درک و تسلط زياد به مطالب است. 3. نمي دانم به دليل بي ظرفيتي است که بنده بعد از کسب نمره خوب در يک امتحان در امتحان هاي بعدي کم آورده و يا به نظرم آنطور که بايد و به آْن شيوه که بايد امتحان را نخوانده و هميشه بدون استثناء نمره خوبي کسب نمي کنم. در واقع مي توان گفت بنده داراي ضعف شخصيتي مي باشم هميشه يا بدون اعتماد به نفس بوده و از بازگو کردن سوالات خود در کلاس رنج مي برده و در عوض تلاش زيادي براي فراگيري مطالب مي کنم. که در نتيجه باعث حواس پرتي خيلي زياد در موقع درس خواندن و درس گوش دادن مي شود. و يا خود را حتي برتر از استاد دانسته و بعد از امتحان انتظار نمره کامل دارم و در عين حال آن سعي و تلاش مورد نياز را براي امتحان نمي کنم. به طور خلاصه به من کمک کنيد که بعد از کسب نمره خوب و يا امتيازي مغرور نشوم و رفتار و فکر خلاق و سازنده اي در برخورد با خود و ديگران داشته باشم. معدل کل بنده در ترم قبل 78/17 بوده البته با نمرات بالا و سقوط نمره در يک درس در ترم هاي گذشته ،که با اندکي جبران در ترم قبل نمرات بنده همگي در يک رنج15-18 شده ولي ديگر نمره بالا نداشتم از طرفي خيلي دوست دارم و اگر بدانم که مي شود سعي و تلاش خود را در يک راه صحيح و با اميد فراوان براي داشتن معدل 5/19 به بالا و شاگرد اولي خواهم کرد. البته بنده در ترم هاي گذشته هدفي چون داشتن معدل بالا و شاگرد اولي نداشتم ولي احساس مي کنم که نمي توانم و يا در وسط کار در جازده و تنبلي مي کنم و از اين لحاظ مي ترسم که به شکست برخورده و نااميد شوم. غير از نمره خوب دوست دارم در هر درسي به يک درک صحيح از مطالب و پاسخ به سوالات ريز و درشت و حتي طرحها و ايده هاي جديد دست يابم؟.
پاسخ : در رابطه با سؤال اول شما بيان چند نکته را لازم مي دانيم. سعي کنيد به اين نکات اهميت داده و آنها را نصب العين خود قرار دهيد: سؤال اول شما دو جنبه اساسي دارد: الف) چگونه مي توانم خود را براي يادگيري درس آماده کنم؟ ب ) اين که جنابعالي عليرغم توانمندي هاي خوبي که داريد کمي خود را در مقابل همکلاسي هايتان باختيد و اعتماد به نفس خود را کمي از دست داده ايد. با توجه به اين دو بعد به سؤال شما پاسخ مي دهيم. يادگيري يک فرآيند است اگر همه مراحل اين فرايند به خوبي طي شود يادگيري تحقق پيدا مي کند. ابتداي اين يادگيري همانطور که خودتان اشاره کرده ايد قبل از کلاس شروع مي شود يعني شما بايد پيش نيازهاي آن درس را فراهم کنيد از جمله پيش نيازهاي درس انگيزه، هدف و مطالعه قبل از درس است. بايد هدف خود را از درس خواندن مشخص کنيد آنگاه سطح انگيزه شما مشخص مي شود زيرا هر چه هدف شما متعالي تر وهمت شما بلندتر باشد انگيزه براي يادگيري بيشتر مي شود اگر هدف شما صرفا به دست آوردن نمره است همان مسيري که تاکنون طي کرده ايد از اين به بعد نيز همان را ادامه دهيد زيرا عملا به شما جواب داده و سطح نمره شما نسبتا خوب است اما اگر هدف والاتر و مهم تري داريد مي خواهيد روز به روز توانايي شما بيشتر و عميق تر شود و بتوانيد يک تفکر خلاق داشته باشيد طبعا بايد به چيزي بيشتر از نمره فکر کنيد افراد خلاق و مبتکر اين طور نيست که هميشه نمره بالاتري مي آورند بلکه آنها هميشه سعي مي کنند مسأله مدار باشند و ذهن آنها به مسايل جديد و مهمتر بينديشد لازمه مسأله مداري اين است که درس را از قبل مطالعه کنيد. البته اينکار کمي زحمت دارد اما چاره اي نيست بايد خودتان را عادت دهيد به پيش مطالعه. لازم نيست در پيش مطالعه شما همه مطالب را بفهميد. در پيش مطالعه شما درصدي از مطالب درسي را مي فهميد و درک برخي از مفاهيم و اصطلاحات براي شما دشوار است که آنها را علامت مي زنيد. اين کار باعث مي شود اولا توجه شما به درس افزايش پيدا کند، ثانيا، هنگامي که استاد درس مي دهد ذهن شما براي فهميدن مطالب جديد و مشکل آماده تر مي شود و ثالثا سؤالات جان دار و قوي وحساب شده اي مي توانيداز استاد بپرسيد زيرا وقتي شما با پيش مطالعه درس و توضيح استاد مسأله را خوب نفهميد، معلوم مي شود آن مسأله دشوار است و از پيچيدگي خاصي برخوردار است و پرسيدن از استاد اين فکر را القاء نمي کند که اين سؤال ساده و پيش پا افتاده باشد. جنبه دوم سؤال اين بود که فرموديد از طرح سؤال کمي نگران هستيد به نظر مي آيد اين ناشي از خود ناارزنده سازي و نگاه منفي به خود و ناديده گرفتن جنبه هاي مثبت خود باشد. براي مقابله با اين مشکل راهکارهاي زير را عملي سازيد: 1. به خود تلقين کنيد که «من فرد موفقي هستم و مي توانم مراحل بالاتري را نيز دست يابم. 2. هنگام سؤال کرد ن ذهن خودر ا روي سؤال متمرکز کنيد و از توجه به خودتان يا افراد کلاس منصرف کنيد. 3. از ارزيابي ديگران نسبت به خود اصلا نگران نباشيد زيرا توجه به ارزيابي ديگران باعث اضطراب و کاهش کار آمدي شما مي شود. 4. به تفاوت هاي فردي توجه داشته باشيد و خودتان را با ديگران مقايسه نکنيد زيرا هر فردي با ظرفيت و توانايي خاص و منحصر به فردي است که نتيجه وراثت و عوامل محيطي و تربيتي است. 5. به توانايي هاي خود اعتماد کنيد. 6. به مسائل معنوي و مذهبي مثل نماز، دعا و.. اهتمام بيشتري داشته باشيد. 7. نگران آينده نباشيد.