• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
عضویت در خبرنامه
کد سوال :
جستجو :
کد سوال : 1791
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اجتماعي _ فرهنگي
پرسش : نظر شما در مورد کار کردن زنان در موقعيت هاي اجتماعي که هيچ نيازي به وجود زن در آن نمي باشد چيست. وضعيت جامعه کنوني را تحليل کنيد؟
پاسخ : يکي از اهداف و وظايف اصلي نظام اسلامي اجراي عدالت و احقاق حقوق همه مردم و آحاد جامعه است. زنان نيز به عنوان نيمي از افراد جامعه مانند مردان داراي حقوق مسلمي از جمله حضور در عرصه هاي اجتماعي هستند که نمي توان از آن چشم پوشي نمود زيرا : اولا: با بررسي آيات و روايات متعدد مشخص مي گردد که تأکيد کتاب و سنت بر حضور پاک و بدون گناه مردان و زنان در صحنه هاي اجتماعي در قالب اشتغال و يا تأمين ديگر نيازهاي مشروع فردي و اجتماعي است و از اين جهت فرقي بين زن و مرد نيست(ر.ک: نقش جنسيت در اشتغال و ديدگاه، ابوالفضل گائيني، اسلام و فيمينيسم (مجموع مقالات) نشر معارف اسفند 1379) ثانيا: همچنان که در مقدمه قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران، تحت عنوان «زن در قانون اساسي» آمده، «در ايجاد بنيادهاي اجتماعي اسلامي، نيروهاي انساني که تاکنون در خدمت استثمار همه جانبه خارجي بودند، هويت اصلي و حقوق انساني خود را باز مي يابند و در اين بازيابي طبيعي است که زنان به دليل ستم بيشتري که تاکنون از نظام طاغوتي متحمل شده اند استيفاي حقوق آنان بيشتر خواهد بود» بر اين اساس اصول متعددي از قانون اساسي دولت جمهوري اسلامي موظف شده است که همه امکانات خود را براي تأمين حقوق همه جانبه افراد اعم از زن و مرد، بکار گيرد.(اصول سوم، دهم ، بيستم و بيست و يکم قانون اساسي) بنابراين، اصل احقاق حقوق فردي و اجتماعي زنان امري مسلم و از وظايف دولت اسلامي است و اين مهم نيز تاکنون دنبال شده و تحول وسيعي در موقعيت اجتماعي، فرهنگي و حقوقي زنان ايران فراهم آمده و در جهت فراهم آوردن زمينه هاي رشد و شکوفايي آنها قدمهاي بزرگي برداشته شده است. اما بايد به يک واقعيت ديگر نيز اذعان نمود و آن وجود برخي جريانهايي است که سعي دارند با افراط يا تفريط هاي خود در اجراي سالم اين روند اخلال و آن را به انحراف بکشانند و تأکيد بيش از حد بر اشتغال زنان يکي از اين مسائل است زيرا با اينکه نظام اسلامي با اشتغال زنان در چارچوب موازين و مقررات شرعي و قانوني موافق و در عمل نيز در حال اجراي آن است. اما احقاق اين حقوق، نبايد به جايگاه مهم و کليدي زن درعرصه اجتماع و خانواده و شخصيت او آسيب برساند و آن را از ساير حقوق و وظايف فردي و اجتماعي خويش محروم سازد و يا اينکه به حقوق و مسؤوليت هاي ساير آحاد جامعه (مردان) خلل وارد آورد. متأسفانه برخي گرايشها بدون در نظر گرفتن اين مسائل مهم و اولويتهاي جامعه خصوصا در مقطع کوني که براي بسياري از مردان به عنوان مسئول تأمين اقتصاد و معيشت خانواده امکان اشتغال فراهم نيست _ به دليلي بيش از اندازه بر مسأله اشتغال زنان دامن مي زنند: مهمترين اين دلايل عبارتند از: 1 _ بهره برداري از ويژگيها و شخصيت روحي و رواني زنان در جهت منافع خويش و سود جوئي در پرداخت حقوق کمتر،کار بيشتر. 2 _ تضعيف نهاد خانواده و زمينه سازي براي تهاجم فرهنگي بيگانگان. 3 _ نا کار آمد نشان دادن نظام اسلامي در حل مسأله اشتغال و ... تأکيد بيش از حد بر حضور زنان در موقعيت هاي اجتماعي مختلف و عدم توجه جدي به شرايط و مقرراتي که اين مسأله حتما بايد با آن همراه باشد، سبب گرديده که متأسفانه در بسياري موارد بسياري زنان و دختران جوان دانسته و نادانسته گرفتار معضلات و مشکلات متعددي گرديده و در اين روند نه تنها به حقوق مسلم خود دست پيدا نکرده اند بلکه به شخصيت و ارزشي انساني آنان نيز خدشه وارد شده است. از اين رو همواره زنان و دختران جامعه اسلامي ما بايد به اين نکته مهم توجه داشته باشند که بعضي از قيود و محدوديتهايي که در احکام و روايات در مورد زنان وارد شده است به منظور پاسداشت حريم عفاف و سلامت جامعه و از همه مهمتر حفظ کرامت و شخصيت واقعي زن متناسب با رسالت همسري و مادري مي باشد. و تجربه جهان غرب در آزاديهاي نامحدود براي ارتباط زنان و مردان در جامعه (به اعتراف انديشمندان جامعه غرب) تجربه بسيار تلخي است که زمينه انحطاط خانواده و بدنبال آن سقوط جامعه در منجلاب شهوات را فراهم نمود، که از اين رهگذر بيشترين ضرر و زيان نسيب زنان جامعه شد و در نتيجه کرامت و شخصيت زن به پايين ترين حد خود تنزل نمود. بنابراين مي توان گفت در صورتي كه مرد به تنهايي مي تواند زندگي خود و فرزندانش را به خوبي تأمين كند و زن نيز از تخصص خاصي برخوردار نيست كه جامعه به تخصص آن نيازمند باشد، بهتر آن است كه مسؤوليت بزرگ فرزند پروري و تربيت فرزندان و همسرداري را به عهده بگيرد و با فراهم كردن محيط آرام خانه و تقويت كانون خانواده فرزندان صالح، سالم و رشد يافته اي را براي جامعه تربيت كند كه اين بزرگترين خدمت به جامعه است و مهمترين مسؤوليت يك زن در خانه است و اگر زن بتواند به خوبي از پس اين مسؤوليت مهم و حياتي بر آيد بزرگترين خدمت را به خود، خانواده و جامعه كرده است. زيرا بيشترين و مهمترين تأثير در تربيت و پرورش فرزندان را مادران ايفا مي كنند و برخي از روانشناسان معتقدند قسمت اعظم تربيت فرزند را مادر به عهده دارد. امام خميني نيز فرموده اند «مرد از دامن زن به معراج مي رود» در عين حال اين بدان معني نيست كه زن در صحنه هاي اجتماعي به خصوص در مواردي كه از تخصص بالايي برخوردار است يا موفقيت هاي خاصي كه ضرورت پيدا مي كند وارد نشود مشروط بر آن كه حدود شرعي و اخلاقي مورد توجه و رعايت قرار گيرد.
کد سوال : 1792
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : در محله ما يک حسينيه است که امکانات خوبي براي کارهاي فرهنگي دارد اما مسئوليت آن با يک پيرمردي است که به جوانها خيلي ميدان نمي دهد و يک خوي استبدادي دارد. لذا محيط آن به گونه اي نمي باشد که جوانها را جذب کند و حتي خيلي از جوانها محله از رفتن به آن مکان خودداري مي کنند و ديگر اينکه حسينيه به شکل هيات امناء اداره نمي شود و نظرات آن پيرمرد ملاک است البته اين فرد سوابق انقلابي زيادي دارد و در قبل از انقلاب و بعد از انقلاب بسيار فعال بوده است اما بيشتر تجربه دارد تا علم مثلا بلد نيست قرآن بخواند و يک حالت عاميانه دارد و افراط و تفريط مي شود. به نظر شما ما چگونه مي توانيم با مشکلات اين حسينيه برخورد کنيم؟
پاسخ : احساس مسؤوليت شما براي انجام کارهاي فرهنگي قابل تقدير است و اميدواريم با تدبير و مديريت صحيح و استفاده از تجارب افراد مجرب و دلسوز بتوانيد هم زمينه جذب جوانان و هم انجام کارهاي فرهنگي را فراهم نماييد. بدون ترديد قصد و نيت شما بسيار ارزشمند است اما بايد براي علمي ساختن آن از راهکارهاي مناسب استفاده کنيد. قبل از اين که راهکارهايي را خدمت شما ارائه کنيم بيان يک نکته را مفيد مي دانيم و آن اين است که ايجاد تغيير در شخصيت افراد سالمند يا بزرگسال بسيار دشوار و در برخي مواقع غير ممکن است زيرا مؤلفه هاي شخصيت آنها کاملا شکل گرفته و تثبيت شده است و ساليان متمادي نيز براساس آن زندگي کرده اند از طرفي کنار گذاشتن آنها نيز به دليل موقعيت اجتماعي که دارند و همچنين زحماتي که در طول ساليان گذشته متحمل شده اند کار دشواري است و شايد صلاح هم نباشد بنابراين بهترين کار اين است که شما جوانان که انعطاف پذيرتر هستيد کمي انعطاف بيشتري نشان دهيد و به قول معروف کوتاه بياييد تا زمينه براي تحقق آرمان ها و اهداف فرهنگي که داريد فراهم شود. عمل به راهکارهاي زير در حل مشکل بسيار مؤثر است: 1. از رفتارهايي که حساسيت برانگيز است و باعث مي شود ايشان در مقابل شما موضع گيري کند اجتناب کنيد. 2. با برخوردهاي مؤدبانه با ايشان و انجام فعاليت هاي مذهبي سعي کنيد اعتماد ايشان را به خودتان جلب کنيد به عبارت ديگر اينگونه افراد تا به کسي اعتماد نکنند به او ميدان براي فعاليت نمي دهند بنابراين تلاش کنيد اعتمادسازي کنيد. 3. براي استفاده از امکانات حسينيه با يک واسطه اقدام کنيد. البته واسطه اي که هم جوانان را خوب درک کند و هم از نظر فکري مورد قبول ايشان باشد و بتواند اعمال نفوذ کند. 4. از ساير دوستان و همکارانتان بخواهيد که نکات فوق را مراعات کند زيرا يک برخورد نسنجيده و توهين آميز از طرف هر کدام از جوانان باعث مي شود که ايشان بيشتر مقاومت کند واز پذيرش درخواست هاي شما اجتناب کند. 5. برخي از کارهاي فرهنگي و هنري که در فرهنگسراها انجام مي گيرد شايد مناسب با حسينيه نباشد بنابراين از انجام آن در حسينيه اجتناب کنيد. 6. به تدريج زمينه به وجود آمدن هيئت امنا براي اداره حسينيه را فراهم کنيد.
کد سوال : 1793
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>فلسفه احكام
پرسش : دختر و پسر جوان چگونه با خواندن يک خطبه عقد محرم يکديگر مي شوند مگر اين آيه چه شأن و منزلتي دارد؟
پاسخ : اصولا شرع و قانون در صدد ضابطه مند كردن رفتارهاي فردي و اجتماعي هستند و اعتبارات در اين زمينه سنگ بناي وضع قوانين و پياده كردن آن است . در تمامي نظام ها, حقوق بر اساس يك يا چند كلمه و يا يك مهر و امضا بر قرار مي گردد. اصلا فاصله بين كفر و مسلماني جز چند كلمه شهادتين است ؟ بنابراين نبایستی نقش كلمات و اعتبارات را اندك شمرد. صيغه ازدواج يك نوع عقد است , با همه مشخصات عقدهاي ديگر كه حتي در ضمن آن مي توان شروطي را قرار داد. و قانون نيز از آن حمايت مي كند. آيا اين مسئله با زنا كه يك نوع رابطه بي ضابطه و بدون هيچ معياري است , برابر است ؟ كلمات كه حكايت از منويات دارند, نقشي اساسي در همه روابط فردي و اجتماعي ايفا مي كنند - پذيرش زوجيت به واسطه عقد در حقيقت الزام طرفين به رعايت احكام و ضوابط شرعي و اعلام وفاداري به آن است و اين كم چيزي نيست . بنا بر اين آنچه اساس زندگى مشترك است، توافق طرفين است كه از هماهنگى خواست‏هاى دو طرف حاصل مى‏شود. اما آيا قصد طرفين از اين پيمان الزام و پايبندى بدان نيست و صرف انتخاب مقطعى و گذرا براى يك زندگى مشترك كافى است؟ هرگاه دو نفر همديگر را براى يك زندگى مشترك انتخاب كنند تا با عشق و علاقه در كنار هم زندگى نمايند، پيمان استوار و هماهنگى آميخته با الزام و پايبندى رخ مى‏دهد كه از آن به تعهد ياد مى‏كنند. منظور از عقد اين است كه اين پيمان و توافق استوار بماند و يك سرى آثارى حقوقى ايجاد بنمايد، نه صرفا يك وعده دوستانه و اخلاقى باشد. براى آغاز زندگى مشترك بايد عهدى استوار بست عهدى كه به مقتضاى آن بتوان حتى حمايت قانون و دادگاه را جلب كرد. اين اراده باطنى و خواست واقعى آنان امرى درونى و نفسانى است و به تنهايى اثر در جهان حقوق ندارد. براى اين كه توافق دو اراده ظاهر شود، به ناچار بايد اعلان شود تا نيت درونى آنان روشن گردد و هنگام بروز اختلاف، بر اساس آن حكم شود. خلاصه اين كه پيمان زناشويى به عقد و تعهدى براى تشكيل خانواده و التزام به عشق و وفادارى بدان مى‏باشد لكن آيا همه كسانى كه مدعى عشق و وفادارى هستند، به راستى عاشقند؟ اگر كسى در مقطعى از زمان عاشق باشد چه دليلى و جود دارد كه تا پايان عمر و يا در ادامه زندگى نيز بدان پايبند بماند. مهم‏تر از همه، آيا در زندگى زن و شوهر فقط دوست داشتن آنها نسبت به يكديگر كافى است يا يك سلسله تعهدات و حقوق و وظايفى براى اين نهاد برخاسته از عشق، ضرورى است؟ براى بيان اين تعهدات و نيز امكان حمايت قانونى از آن در صورتى كه يكى از طرفين عمدا يا ناخواسته قصور ورزد يا تخلف كند بايد اين عشق و وفادارى و انتخاب آگاهانه در قالب واژه‏ها، كه يك وسيله بيان اراده است اعلان شوند واژه‏ها بيانگر اراده واقعى طرفين است با توجه به نوع عقد متفاوتند، البته اين امرى است اعتبارى كه در هر سيستم حقوقى، شكل و قالب خاصى دارد. در شرع مقدس اسلام، پذيرش زوجيت و اعلام انتخاب دو طرف براى زندگى مشترك با عقد ازدواج صورت مى‏گيرد عربى بودن آن نيز، به لحاظ نظم اجتماعى خاصى است. اصولاً بايد توجه داشت كه عقد ازدواج، آثار مهم حقوقى دارد و مانند عقد بيع يا برخى عقود ديگر نيست كه حتى معاملاتى (بده و بستان) و به صورت ساده صورت بگيرد. لذا براى نفوذ حقوقى و شرعى آن برخى محدوديت‏ها يا تشريفات خاصى لحاظ شده است و بدون اين تشريفات نفوذ شرعى و حقوقى نداشته، التزامى نيز به بار نمى‏آورد. ثانيا) براى ترتب آثار شرعى و حقوقى تصميم به ازدواج كافى نيست. طرفين تا از طريق عقد ازدواج معتبر دائم يا موقت، با يكديگر پيوند برقرار نكنند، نسبت به همديگر نامحرمند. اين امر تنها مختص پيوند زناشويى نيست، بلكه اگر قصد خريد منزلى را هم داشته باشند قبل از خريد آن منزل و قبل از وقوع معامله آثار خريد و فروش از جمله تخليه مسكن و... صورت نمى‏گيرد؟ اين مسأله درباره‏ى پيوند زناشويى به لحاظ ويژگى‏هاى خاص خود تأكيد و تشديد شده است، چون شرافت و حيثيت انسانى، به مراتب ارزشمندتر است و با مال مادى قابل قياس نيست.
کد سوال : 1794
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : سوالي در مورد مسايل مربوط به دوران نامزدي داشتم.نزديک به 4 ماه است که از دوران نامزدي ام مي گذرد تا کنون به شکر خدا هيچ گونه مشکلي نداشته ايم از طرفي دوران نامزدي ام به احتمال قوي نزديک به دو سال طول بکشد و از آنجاييکه با گذشت زمان صميميت ها بيشتر شده و به تبع آن توقعات نيز بيشتر شده و از طرفي چون هيچ گونه تجربه اي در اين مورد نداريم و در واقع هر دو اولين تجربه برقراري ارتباط صميمانه با جنس مخالف را داريم و هر دو با اين دنياي جديد بيگانه ايم احتمال مي دهم که بعد از مدتي احساس يکنواختي از اين ارتباط شامل هر دوي ما شود مي خواستم بدانم چه رفتاري را در پيش بگيرم و چه صحبت هايي را با ايشان به ميان آورم و ارتباطمان چند وقت به چند وقت باشد. (از آنجاييکه ايشان ساکن قم هستند و من فعلا در فردوس مشغول تحصيلم و کمتر از دو يا سه ماه همديگر را نمي توانيم ببينيم)که قضيه بيش از حد لوس نشود. به عبارت بهتر مي خواهم بدانم که بايستي چه رفتاري را در پيش بگيرم که احساس يکنواختي و روز مرگي شامل زندگي ما نشود و ما همواره مثل دوران آشنايي مان از با هم بودن لذت ببريم. همواره اين جاي سوال براي من هست که آنهاييکه ساعتها با همسرشان با تلفن صحبت مي کنند سر چه موضوع هايي با هم صحبت مي کنند لطفا در صورت امکان علاوه بر توصيه هاي روان شناسي ،اندکي در باب ارتباط ائمه با همسرانشان صحبت کنيد. و اگر اين امکان وجود ندارد کتابي در اين زمينه معرفي کنيد؟
پاسخ : قبل از اين که به پاسخ شما بپردازيم، پيوند ازدواج شما را تبريک عرض مي کنيم و اميدواريم خداوند اين پيوند را براي شما مبارک گرداند و در پرتو آن به خير و سعادت دست يابيد و يک زندگي پر برکت و توأم با آرامش داشته باشيد. همانطور که مي دانيد ازدواج مراحلي دارد که اگر در هر مرحله اي براساس شناخت و آگاهي و سنجيده گام برداريد به خوبي از آن مرحله عبور مي کنيد و به تدريج آماده زندگي مشترک مي شويد و اگر اين مراحل به خوبي طي شود در واقع سنگ بناي ازدواج و زندگي مشترک به خوبي و با استحکام گذاشته مي شود و پايه هاي زندگي در واقع مستحکم مي شود. مرحله اول دوران خواستگاري است که شما بحمدالله به خوبي آن را پشت سر گذاشته ايد و الان در مرحله دوم قرار داريد؛ يعني مرحله نامزدي و دوران عقد. اين مرحله در واقع مکمل مرحله قبلي است. در مرحله قبل شما يک شناخت اجمالي نسبت به يکديگر پيدا کرديد و براساس آن تصميم گرفتيد با هم ازدواج کنيد يعني همديگر را در واقع پسنديديد با توجه به اين که انسان يک موجود پيچيده و داراي ابعاد گوناگوني است و به لحاظ شخصيتي از ويژگي هاي خاصي برخوردار است لازم است که در اين دوران عقد که بسيار شيرين و جالب است شناخت و آگاهي خود را نسبت به روحيات يکديگر کاملتر کنيد تا براي زندگي مشترک از آمادگي هاي خوبي برخوردار شويد. به نظر مي آيد در اين دوره چندين کار شما بايد انجام دهيد تا هم لذت کافي در اين دوره ببريد و دچار روزمره گي نشويد و هم آمادگي هاي لازم را براي ادامه زندگي پيدا کنيد. 1. بخشي از دوره را بايد به ارضاء نيازهاي عاطفي و جنسي خود بپردازيد و اين بخش را نبايد دست کم بگيريد زيرا يکي از مهمترين فلسفه هاي ازدواج تأمين نيازهاي عاطفي و جنسي است. اگر اين نياز به خوبي و در حد لازم ارضاء شود و دچار افراط و تفريط نشويد نتيجه آن آرامش روحي و رواني است. ممکن است در همينجا سؤال کنيد حد ارضاء اين نياز چقدر است؟ پاسخ آن اين است که حد استاندارد و معيني ندارد و در افراد متفاوت است هر کس بايد ببيند به چه ميزاني از پرداختن به ارضاي اين نياز احساس مي کند نيازش تأمين شد مثل گرسنگي و تشنگي، گرچه اين دو نياز نيز در همه وجود دارد اما ميزان مصرف غذا و آب در همه يکسان نيست. يک نفر ممکن است با 20 لقمه غذا سير مي شود فرد ديگري با 15 لقمه و فرد ديگري با 23 لقمه. در مصرف آب نيز اين چنين است فقط آنچه مي توان گفت اين است که براي اين که حالت دلزدگي و بي ميلي در انسان به وجود نيايد توصيه شده است هنگامي که غذا ميل مي کنيد دو سه لقمه اي که هنوز نياز داريد از غذا خوردن دست بکشيد اين هم از نظر بهداشتي مفيد است و هم از نظر رواني مناسب است و مانع حالت دلزدگي و بي رغبتي به غذا مي شود در نوشيدن آب نيز اين چنين است. همين طور در ارضاء مسائل عاطفي و جنسي هر کسي بايد حال خودش را ملاحظه کند يعني در حدي به اين مسأله بپردازد که احساس کند نيازش برطرف شد و احساس آرامش روحي و رواني در آن به وجود آيد و از باب احتياط براي جلوگيري از دلزدگي و بي ميلي به جنس مخالف (همسر) بايد کمي قبل از اين که اين حالت به وجود بيايد از اين کار دست کشيد و در حالي که هنوز احساس تمايل به ادامه مسائل عاطفي و جنسي مي کنيد دست برداريد. البته اين بدان معنا نيست که قبل از ارضاي کامل دست بکشيد بلکه منظور اين است که افراط نکنيد. 2. رفت و آمد به منزل خانواده همسر نيز در حدي باشد که براي آنها ايجاد مزاحمت نکنيد. وقت و بي وقت زنگ زدن يا رفتن به منزل آنها باعث کاهش موقعيت و شأن منزلت خود در نزد آن خانواده مي شويد ولو اين که به ظاهر چنين وانمود نکنند اما به طور قطع در دلشان از رفتار شما راضي نيستند. 3. در کنار اين رفت و آمدها و تأمين نيازهاي يکديگر سعي کنيد به زواياي شخصيتي همديگر بيشتر آشنا شويد به طور قطع شما با يکديگر يک سلسله مشترکات داريد سعي کنيد اين مشترکات روحي و سليقه اي را شناسايي کنيد و روي آنها تأکيد کنيد در مقابل يک سلسله نقاط افتراق و تفاوت نيز داريد و اين امري کاملا طبيعي است زيرا هر فردي شخصيت منحصر به فرد دارد بنابراين به تفاوت هاي فردي همديگر نيز توجه داشته باشيد و توقع نداشته باشيد که همسرتان مثل شما فکر کند و هيچگونه نظر مخالف شما نداشته باشد. 4. علاوه بر شناخت همديگر سعي کنيد به ساختار خانواده و اعضاي خانواده همديگر نيز آشنا شويد زيرا آنها به طور مستقيم يا غير مستقيم در زندگي حال و آينده شما تأثيرگذار هستند. 5. مراقب باشيد توقع و انتظارات ايده آلي از همسرتان نداشته باشيد بلکه واقع بين باشيد زيرا هيچ انساني نيست که از نظر جسماني و رواني صد در صد کامل باشد و هيچگونه نقص و عيبي در او نباشد همه ما انسانها از جهات مختلف ناقص هستيم و فقط خداوند است که هيچگونه نقصي ندارد و از هر جهت کامل است، بنابراين به جاي اين که روي عيوب يکديگر دست بگذاريد سعي کنيد عيوب يکديگر را بپوشانيد و در صدد رفع نقايص يکديگر باشيد. به عبارت ديگر زن و مرد بايد مکمل همديگر باشند. 6. سعي کنيد با مطاله کتاب هايي در زمينه حقوق زوجين، آيين همسرداري و دوران نامزدي اطلاعات و آگاهي خود را افزايش دهيد تا بهتر از اين دوران بهره مند شويد. در اين زمينه ر.ک: - آيين همسرداري، ابراهيم اميني - انتخاب همسر، علي اکبر مظاهري (بخش مربوط به دوران نامزدي) 7. علاوه بر اين سعي کنيد با ارتقا بخشيدن به سطح آگاهي هاي خود، خودتان را براي زندگي مشترک يعني مرحله بعدي و تربيت فرزند آماده کنيد تا فرزندان سالمتر و صالح تر بتوانيد در آينده تربيت کنيد. لازمه اين کار مطالعه کتاب هايي است که در زمينه تربيت و مراحل رشد کودک نوشته شده است. در اين زمينه ر.ک: - گفتار فلسفي، مرحوم فلسفي - روان شناسي رشد، دفتر همکاري حوزه و دانشگاه خلاصه نحوه معاشرت و برخوردتان با يکديگر به گونه اي باشد که در هر جلسه اي که با يکديگر داريد مسائل هفتگانه اي که متذکر شديم در مد نظرتان باشد و به تحقق آنها نزديک شويد. مطمئن باشيد اگر به همه جنبه هاي زندگي فکر کنيد هيچگاه دچار روزمرگي نمي شويد و روزبروي احساس مي کنيد به اهداف زندگي مشترک خود نزديکتر مي شويد و به کمالات عالي دست مي يابيد. ضمنا با ما در ارتباط باشيد تا در آينده نيز راهنمايي هاي لازم را خدمت شما عرض کنيم.
کد سوال : 1795
موضوع : قرآن و حديث
پرسش : سالهاست که مي شنويم قرآن دريايي ژرف است و هر بار که با شوق به سوي آن مي رويم فقط درياي از سوال براي ما به وجود مي آيد بدون پاسخ خواهشمندم براي آگاهي به اين درياي ژرف يا کتاب معرفي کنيد يا جلساتي که در آن بتوان عمق آن را ادراک کرد يا سي دي يا هر چيز ديگر يا حتي رشته تحصيلي با شرايطي که مي توان در آن تحصيل کرد؟
پاسخ : براي شناخت قرآن و بهره مندي بيشتر از آن بايد مراحلي را طي كرد از آن جمله : 1. آشنايي با اهداف قرآن و محورهاي اساسي آن . 2. آشنايي با ابزار و شرايط فهم قرآن 3. رعايت آداب قرآن 4. رفع موانع فهم قرآن . در اين نوشتار به توضيح مختصر درباره هر كدام مي پردازيم . برخورداري و بهره مندي هر چه بيشتر از معارف ژرف و عميق قرآن نيازمند به تحصيل مقدمات , شرايط و رعايت نكات و آدابي است كه تحت عنوان روش برخورد با قرآن به طور خلاصه به آن مي پردازيم . T}الف . شناخت قرآن در محورهاي كلي:{T اينكه هدف آن چيست ؟ مخاطب چه كسي ؟ و مطالب آن چگونه است ؟ نقش بسزائي در نحوه برخورد انسان با قرآن و فهم مطالب آن ايفا مي نمايد. هدف اين كتاب عظيم الشأن هدايت و مخاطب آن همه انسانها و به تعبير خود قرآن «ناس» مي باشد كه در سوره مباركه ابراهيم(ع) تصريح به آن شده است : «الر كتاب انزلناه اليك لتخرج الناس من الظلمات الي النور باذن ربهم الي صراط العزيز الحميد» محتوي اين كتاب عظيم الشأن از 2 عنصر تبيين گري و دعوت گرايي برخوردار بوده كه با برخورداري از اين دو روش محتواي آن از يك نگاه كلي در محورهاي ذيل جمع بندي مي شود: 1. بخشي از آيات در راستاي دعوت به خداشناسي و توحيد در ابعاد مختلف آن و معرفي اسماء و اوصاف خداوند تبارك و تعالي است كه از آن جمله آيات 21 تا 24 سوره حشر آيات 1 تا 6 سوره حديد, آيه 255 بقره مي باشد. 2. معادشناسي و معرفي حيات اخروي در مراحل و منازل مختلف مرگ , عالم برزخ قيامت كبري و بهشت و جهنم كه حدود يك سوم از آيات قرآن كريم به اين محور اختصاص يافته است كه اين خود نشان از اهميت و نقش ويژه مباحث معادشناسي در فرآيند هدايت و سعادت است . 3. دعوت به تهذيب نفس و تطهير باطن كه از شرايط لازم رسيدن به هدف نهائي يعني خروج از ظلمات به سوي نور و تقرب الي الله است از راه الف ) دعوت به ايمان و جميع مراتب آن ب ) دعوت به تقوي و جميع مراتب آن. 4. قصص انبياء، اوليا و حكماء و تببين نحوه تربيت آنها را و چگونگي تربيت مردم سرگذشت جنگها و برخورد كفار با اهل ايمان و مقابله اهل ايمان , آنها نيز در اين بخش جاي مي گيرد. 5. آيات الاحكام كه در اين بخش احكام و وظايف عملي مسلمان , از عبادات , معاملات و اجتماعيات مثل نماز و روزه و خمس و جهاد و بيع و نكاح و... اشاره شده كه تفصيل و جزئيات آن توسط فرمايشات پيامبر عظيم الشأن و سخنان ائمه اطهار(ع ) تبيين مي گردد. همچنين مندرج مي گردد آياتي كه مربوط به آداب اجتماعي مسلمانان مي شود. T} ب . تحصيل و فراهم ساختن ابزار و شرايط لازم:{T براي استفاده از قرآن در مراحل و مراتب مختلف تلاوت , ترجمه , تفسير. براي تلاوت قرآن تنها دانستن قواعد روخواني و براي مرتبه عالي تر قواعد تجويد كافي است ولي براي دست يابي به ترجمه نمودن آيات , تحصيل ادبيات عرب به ويژه در شاخه هاي صرف , نحو, لغت و معاني نيز لازم است و اما براي برخورداري از فهم تفسير قرآن و توان تفسير نمودن قرآن علاوه بر دانش ادبيات عرب , تسلط كامل بر آيات قرآن , طرح سؤال , حلم در مقابل سؤال , تفكر و تدبر در آيات و مقاصد آن , توجه به آراء و نظريات مفسران و از همه مهمتر طهارت دل و تهذيب نفس از آلودگي از جمله شرائط و ابزار ضروري براي فهم تفسيري قرآن مي باشد. 1. تسلط كامل بر آيات ) از آنجا كه در برخي موارد آيات قرآن ناظر بر يكديگر و مفسر و مبين همديگر هستند تسلط كامل بر آيات نقش مؤثري در فهم آيات ايفا كرده راه يابي به آيات هم آهنگ و هم محتوي كه در پرتو تسلط بر آيات ميسر مي گردد توضيح و تفسير واضحي از آيات را به ارمغان مي آورد. و شايد يكي از اسرار تأكيد بر تلاش هاي مكرر قرآن كه سيره اولياءاي نيز بر آن قرار گرفته است تسلط كامل بر قرآن پيدا کردن است. 2. طرح سؤال ) از جمله بهترين شيوه ها براي به نطق كشيدن آيات و بدست آوردن ظرافتهاي محتواي قرآن اين است كه از چينش الفاظ آيات , انتخاب واژه ها, ترتيب آيات و پرس و جو كنيم و يا اينكه با طرح سؤال هاي كلي در جستجوي پاسخ آن از قرآن باشيم . بعنوان مثال در جستجوي اين باشيم كه خداوند شگردهاي شيطان را در قرآن چگونه بيان كرده است و با اين نگاه آيات را مورد مداقه قرار دهيم . 3. حلم در مقابل سؤال ) مهمترين مسأله بعد از طرح سؤال حلم و خويشتن داري در مقابل سؤال است بدين معنا كه عجله در يافتن پاسخ بدون رعايت قواعد ادبي و لغوي ننماييم و چيزي را بدون قراين و شواهد به قرآن اسناد ندهيم كه در اين صورت در معرض خطر تفسير به رأي قرار خواهيم گرفت . 4. تفكر و تدبر در آيات و مقاصد آن ) براي پاسخ به سؤالات مطرح شده و يا قطع نظر از آن براي فهم آيات عنصر تفكر و تعقل مهمترين نقش را ايفا مي كند. عليرغم اينكه بسياري از آيات در نگاه اول براي عموم انسان ها قابل درك و فهم است ولي ظرافت ها و لطافت هاي آن موقوف بر تفكر و تأمل است و از اين روست كه قرآن خود به طور مكرر و مؤكد ما را دعوت به تفكر در قرآن مي كند. و پر واضح است كسي مي تواند در آيات به تفكر نشيند كه مواد اوليه براي تفكر براي او حاصل باشد كه از آن جمله است دانستن قواعد عربي - دانستن معنا و مفهوم واژه ها و الفاظ و برخي ديگر از زمينه هاي تفسيري همچون شأن نزول آيات و غيره ... لازم به يادآوري است طرح سؤال كه به توضيح آن نيز پرداختيم نقش مهمي در جهت گيري تفكر, آغاز و انجام آن است . 5. توجه به آراء و نظرات مفسران محصول تفكر ما نتايج و برداشتهايي خواهد بود كه مستند به مبادي لغوي و ادبي خواهد بود و براي اطمينان از اين نتايج و برداشتها سزاوار است بعد از نتايج كه در مرحله بعد به آراء و انظار مفسرين مراجعه نموده و اين نتايج و برداشتها را با آن آراء و انظار مقايسه نموده نقاط ضعف يا قوت را دريابيم . 6. طهارت دل ) تحصيل صفا و طهارت دل از جمله شرايط لازم و قطعي و ضروري است كه اساسي ترين نقش در فهم قرآن داشته تفكرات ما نيز تحت الشعاع آن قرار مي گيرند. قرآن خود از اين حقيقت پرده برداشته و تصريح مي كند كه «لا يمسه الا المطهرون» همانگونه كه تشريعا" بدون طهارت دست زدن به خطوط قرآن ممنوع است تكوينا" نيز كسي كه از طهارت و صفاي دل برخوردار نيست به آن سعادت عظيم و دقيق قرآن دست رسي نخواهد داشت . P} عروس حضرت قرآن نقاب آنگه براندازد{E}كه دار الملك ايمان را ببيند خالي از غوغا{P T}ج ) رعايت آداب تلاوت و مطالعه قرآن :{T از جمله اموري كه موجب كيفيت بخشيدن به اعمال و به تبع آن موجب لذت بخشي اعمال مي گردد رعات آداب مي باشد. و به عبارتي ديگر انسان نسبت به عملي شائق و مشتاق خواهد بود كه از كيفيت عالي برخوردار باشد با آداب انجام شود. پس رعايت آداب موجب كيفيت و كيفيت , موجب شيرين شدن عمل و شيريني عمل , موجب جذابيت و بهره هاي بيشتري مي گردد. اينك در برخورد با قرآن هنگام تلاوت و مطالعه آن و به منظور برخورداري از بهره هاي وافر هدايتي آن مي بايست آداب لازم را رعايت كنيم كه اين آداب برخي ظاهري و برخي معنوي هستند. آداب تلاوت قرآن : 1. تحصيل طهارت كه همان وضو گرفتن يا غسل است و همچنين مسواك زدن . قرآن عظيم الشأن مي فرمايد: «لا يمسه الا المطهرون», (واقعه / 79). و پيامبر گرامي اسلام مي فرمايد: «نظفوا طريق القرآن قيل يا رسول الله و ما طريق القرآن قال افواهكم قيل بماذا؟ قال بالسواك». 2. استعاذه : پناه بردن به خدا از شر شيطان و تحفظ از برداشتهاي سوء و ناصواب «فاذا قرائت القرآن فاستعذ بالله من الشيطان الرجيم» V}(نحل، آيه 98).{V 3. بسمله : جاري ساختن «بسم الله الرحمن الرحيم» بر زبان. 4. تعظيم و احترام : از جمله آدابي كه تأثير در استفاده از قرآن دارد عظيم شمردن قرآن در دل است به اين معنا كه آن را نظير كتاب هاي معمولي ندانيم بلكه قرآن را حقيقتي زنده دانسته كه ناظر به باورهاي وجودي انسان است كه اين كتاب وجود كتبي آن است . از جمله عواملي كه موجب تعظيم و بزرگداشت قرآن مي شود اين است كه بدانيم و توجه كنيم محتواي اين كتاب سخن چه كسي است ؟ حامل آن كيست ؟ حافظ آن كيست ؟ شارحان و مفسران آن چه كساني هستند؟ پرواضح است كه بزرگ دانستن و اهتمام ويژه داشتن تأثير بسزائي در استفاده و نحوه آن دارد. 5. نظر تعليم و تعلم داشتن : گرچه تلاوت قرآن خود داراي ثوابهاي فراوان و پاداشهاي ارزشي است ولي بايد ديد تعليم و تعلم را نيز فراموش نكرد و با آن هدف زانوي ادب بر خوان قرآن زد. 6. حضور قلب و خشوع : در صورتي مي توانيم بهره هاي وافر از تلاوت قرآن ببريم كه ادب حضور و خشوع را رعايت كنيم كه اين خود محتاج لطف الهي و همت و اهتمام شخص تالي و قاري است . 7. تفكر و تدبر در آيات : كه نقش مؤثري در بيداري دل و فهم معارف دارد كه توضيح ان را ذكر كرديم . 8. تطبيق آيات بر خود و جبران كمبودها و يا درمان دردها. يعني وقتي آيات در مورد ويژگيهاي اهل ايمان تلاوت مي كنيم نظري نيز بر خود افكنده وضعيت خود را با شاخص هاي قرآني بررسي كنيم كه اگر ضعف و كمبودي داريم در صدد جبران آن با راهكارهاي قرآن برآيم و اگر نزديك به آن شاخص ها هستيم از خداوند توفيق بيشتر طلبيدن . شاكر باشيم . T} د. برطرف كردن موانع فهم صحيح قرآن:{T برخي از مهمترين موانع و حجاب هاي فهم قرآن عبارتند از: 1. حجاب غرور و خودبيني كه مانع نزديك شدن به قرآن , تلاوت و تفكر در قرآن مي گردد. 2. حجاب آراء باطله و عقايد باطلي كه از قبل در ذهن رسوخ كرده . 3. حب دنيا 4. گناهان و معاصي كه علاوه بر آثار سوئي كه در زندگي دنيوي نيز دارد جلوي فهم صحيح را نيز مي گيرد. براي آگاهي بيشتر مي توانيد به پايگاههاي اينترنتي زير مراجعه نماييد. ضمنا معرفي پايگاه به منزله تأييد مطالب پايگاه نيست. پايگاه ها و صفحات قرآنى منبعhttp://balagh.net/sites/quranic_sites.htm www.holyquran.net پايگاه القرآن الكريم E-Mail : webmaster@holyquran.net (عربى) در اين پايگاه، كتب زير يافت مى شود: تقريب القرآن، نورالثقلين، الميزان، مجمع البيان، التدبّر في القرآن، مَتى جُمِعَ القرآن، سلامة القرآن من التحريف، التعرّف على القرآن، أحكام الترتيل، أحكام التجويد. همچنين دعاهاى قرآنى، احاديث پيرامون قرآن، قرآن و علم، اخبار مربوط به قرآن و اطلاعات سودمند قرآنى از ديگر امكانات اين شبكه مى باشد. در اين پايگاه، امكان جستجو هم مى باشد. www.almizan.org پايگاه الميزان . اُرگ E-Mail : khalfan@yahoo.com (عربى) محتويات اين پايگاه تفسير الميزان و مؤلف آن مى باشد. امكان جستجو در الميزان در اين پايگاه قرار دارد. www.hawzah.net بخش قرآن شبكه حوزه E-Mail : webmaster@hawzah.net (فارسى - عربى - انگليسى) اين پايگاه مشتمل است بر: اسلام، اخلاق، احكام، كتابخانه، حوزه علميه، قرآن، عقايد، فرهنگ و تمدن. علوم اسلامى، مراكز اسلامى. گزينه قرآن مشتمل است بر زير گزينه هاى: قرآن و ترجمه، علوم قرآنى، تفسير، قرآن و اهل بيت، اديان و تمدن ها در قرآن، قرآن هنر و ادبيات، مؤسسات قرآنى، خادمان قرآن، كتابخانه، نگارخانه، پايگاه ها و نرم افزارها. دو ترجمه قرآن به زبان فارسى (آية الله مكارم شيرازى و استاد فولادوند) و يك ترجمه انگليسى. در اين پايگاه قرار دارد. www.aalulbayt.org پايگاه آل البيت E-Mail : aalulbayt@aalulbayt.org ( فارسى، عربى، انگليسى، روسى، اندونزيايى و تايلندى ) انبوه اطلاعات قرآنى و حديثى، كتب تفسيرى، حوزوى و آشنايى و ارتباط با مشاهير شيعه از جمله امكانات اين شبكه مى باشد. گزينه هاى اصلى آن عبارت است از: قرآن، حديث، شيعه، اهل البيت، احكام، پرسش و پاسخ، خدمات، كتابخانه و اجتماعى. كتب زير در اين پايگاه موجود مى باشد: قرآن و قرآن پژوهى، مصونيت قرآن از تحريف، درسنامه علوم قرآنى .برگزيده تفسير نمونه، تفسير و تفاسير شيعه، طبقات مفسران شيعه، روش هاى تفسير قرآن، تفسير جوامع، تفسير كوثر، مجلات قرآنى بينات و ترجمان وحى، و... حديث: مسند نويسى در تاريخ حديث، شرح حال عده اى از روات، زنان دانشمند و راوى حديث، كتاب هاى حديثى: الغدير، نهج البلاغه، صحيفه سجاديه، مسائل على بن جعفر، قرب الاسناد، الكافى، تحف العقول، تهذيب الاحكام، الاستبصار، الاحتجاج، خصال شيخ صدوق، المحجة البيضاء، وسائل الشيعه، امالى مفيد، تفسير نور الثقلين، بحارالانوار، الحياة، ميزان الحكمة و... شيعه: گزينه شيعه مشتمل است بر تاريخچه مرجعيت در شيعه، معرفى بزرگان تاريخ شيعه و برگزيده اى از تاريخ اسلام. اهل البيت: اين گزينه مشتمل است بركتب: زندگانى چهار ده معصوم، اسرار الامامة، الائمة الاثناعشر، برگزيده تاريخ پيامبر اسلام (ص)، خاندان عصمت، اهل بيت كليد مشكل ها، امامت در پرتو كتاب و سنت، غدير از ديدگاه اهل سنت، فروغ ولايت، امام حسين (ع) و عاشورا از ديدگاه اهل سنت و... پرسش و پاسخ: اين گزينه مشتمل است بر صدها پرسش و شبهه و پاسخ آنها، همچنين مجموعه سؤالات متنوع از اهل سنت در زمينه هاى اعتقادى، تاريخى و... كتابخانه: اين بخش مشتمل است بر قريب 200 جلد كتاب در زمينه هاى قرآنى و علوم قرآن، حديث و علوم حديث، تاريخ و سيره، اخلاق و فرهنگ اسلامى ـ فقه و اصول و... اين پايگاه در سال 1377 راه اندازى شد و مركز آن شهر مقدس قم بوده و وابسبته به مؤسسه آل البيت مى باشد. آدرس هاى ديگر اين پايگاه عبارتنداز: www.al-shia.com www.al-shia.org www.al-shia.net www.nidanet.org پايگاه نداء الثقلين E-Mail : info@nidanet.org (انگليسى و اردو) گزينه هاى اين پايگاه عبارت است از: قرآن، پيامبر (ص) اهل بيت، ويژه. زير موضوعات گزينه قرآن عبارتنداز: اهميت و جايگاه قرآن، معجزه پيامبر (ص)، مصونيت از تحريف، قرآن و تفسير، انواع تفاسير، تفسير قرآن (مقدمه ترجمه مير احمد على براى قرآن) قرآن در اسلام (مرحوم علامه طباطبائى)، (شش جلد از سوره حمد تا سوره نساء و از سوره دهر تا سوره ناس)از تفسير«The Light of The Holy Qur'an» . www.al-islam.org پايگاه الاسلام. اُرگ E-Mail : dilp@al-islam.org مطالب اين سايت عمدتا به زبان هاى انگليسى و عربى مى باشد و امكان ديدن مطالب به چندين زبان ديگر دنيا از گزينه Translation in other Languages موجود مى باشد . اين پايگاه مشتمل بر موارد زير است: درباره اسلام، خداوند و قرآن كريم، عقايد، تاريخ، دائرة المعارف شيعه، گالرى اسلامى، حقوق اسلامى، ادعيه، غدير خم . گزينه قرآن اين پايگاه مشتمل است بر: ويژگى هاى خداوند در قرآن، ذات خداوند، ترجمه قرآن به انگليسى از مير احمد على (پويا)، شاكر، يوسف على، پيكتال، امكان جستجو در ترجمه هاى قرآن . www.islam.org.nz پايگاه اسلام .اُرگ E-Mail : ehaddad@i4free.co.nz (انگليسى ) اين پايگاه مشتمل بر گزينه هاى زير است: جامعه ما، موضوعات اسلامى، قرآن و بخش كودكان و...گزينه قرآن شامل قرائت چندين سوره از سوره هاى قرآنى است كه قابل دريافت مى باشد. www.quran.net پايگاه شبكه قرآن E-Mail : tariq@muslim.com (انگليسى) صوت قرآن، ترجمه انگليسى واردوى قرآن از: يوسف على، پيكتال، شاكرعلى و فاتح محمد در اين پايگاه موجود مى باشد. ترجمه قرآن به زبان هاى ديگر (آلبانيايى، بنگلادشى، بوسنيايى، چينى، فرانسوى، آلمانى، روسى، ژاپنى، تركى و مجموعاً 18 زبان....) از اين طريق قابل دريافت است . گزينه «جستجو» امكان جستجو به زبان هاى انگليسى، فرانسوى، هلندى، اسپانيايى و آلمانى را فراهم مى كند. www.quran.org.uk ـ پايگاه قرآن. اُرگ E-Mail : ieb@tableegh.org.uk (انگليسى) در اين پايگاه، مطالبى پيرامون: قرآن، تفسير، قرائت قرآن، آشنايى با قرآن، حفظ قرآن، قرآن و علوم جديد، معرفى سوره هاى قرآن، وجود دارد. ترجمه انگليسى قرآن از: شاكر، يوسف على، مولوى شيرعلى، محسن خان و محمد تقى الدين هلالى، پيكتال، ايرونيگ و ظهور اسحق از اين پايگاه قابل دريافت مى باشد. امكان جستجو در اين سايت قرار دارد. www.qurannetwork.com شبكه قرآن E-Mail : webmaster@qurannetwork.com (انگليسى) در اين شبكه، ترجمه قرآن به زبان اردو قرار دارد و ترجمه به 17 زبان ديگر (انگليسى، چينى، فرانسوى، تركى، آلبانيايى، بوسنيايى، ماليزيايى، آلمانى، هلندى، ژاپنى و...) از اين طريق قابل دسترسى مى باشد. www.usc.edu/dept/msa/quran بخش قرآن پايگاه usc.edu E-Mail : msaschlr@usc.edu (انگليسى) سه ترجمه قرآن از يوسف على، پيكتال و شاكر در اين پايگاه موجود مى باشد. گزينه جستجو از جمله امكانات اين صفحه مى باشد. مطالبى پيرامون «قرآن، شناخت و علم» در اين پايگاه موجود مى باشد. www.islamicresources.com پايگاه منابع اسلامى E-Mail:webmaster@islamicresources.com (انگليسى) اين پايگاه مشتمل است بر گزينه هاى: نماز، رمضان، قرآن، كتب و داستان، پيامبر و اصحاب، گزينه قرآن مشتمل است بر: ترجمه قرآن، صوت قرآن، قرآن و حديث در اسلام و... در اين پايگاه ترجمه قرآن به هفت زبان (انگليسى، اسپانيايى، ايتاليايى، تركى، آلمانى، هلندى، چينى) موجود است؛ ترجمه پيكتان و يوسف على در بخش انگليسى اين ساسيت موجود مى باشد. فهرست موضوعى قرآن (كليد واژه ها و نمايه ها) به ترتيب الفبائى در اين ساسيت قرار دارد. www.fadak.org فدك . اُرگ E-Mail : fadak_web@hotmail.com (عربى) اين پايگاه مشتمل است بر: قرآن، اهل بيت، سخنرانى (صدا) ،ادعيه و زيارات، لطميات، كربلا، شبهات وردود، مناسبت هاى اسلامى . گزينه هاى قرآن آن داراى اين مطالب مى باشد: تفسير آيات ولايت از: الميزان، مجمع البيان، طبرى، مسلم، ترمذى، تحريف و روايات شيعه، تحليل اعجاز بيانى قرآن، فضيلت قرائت قرآن . www.islaam.net پايگاه اسلام. نت E-Mail : webmaster@islam.net (انگليسى ) اين پايگاه مشتمل است بر: قرآن، حديث، عقايد، فقه، عبادات و مقالاتى پيرامون ديگر موضوعات اسلامى (جهاد، خداوند، تاريخ و نويسندگان، زن،...) گزينه قرآن اين پايگاه، مشتمل است بر: درآمدى بر قرآن كريم، جستجوى كلمه اى قرآن به زبان هاى انگليسى، اسپانيايى، فرانسوى، آلمانى و هلندى). فهرست موضوعى قرآن و ترجمه قرآن به انگليسى، توضيح واژگان اسلامى به انگليسى، قرائت قرآن و ترجمه تفسير اضواء البيان به انگليسى و تفاسير برخى سوره ها به صورت متفرق. www.islamicmedicine.org پايگاه طب اسلامى E-Mail : skalghazal@hotmail,com (انگليسى و عربى) اين پايگاه مشتمل است بر: قرآن، طب النبىّ و مطالب متنوع طبىّ از ديدگاه اسلام. در گزينه قرآن مطالب و مقالات مختلفى به دو زبان انگليسى و عربى آمده است، گزينه اى با عنوان معجزة القرآن الطيّبة در اين سايت قرار دارد. http://quran.ajeeb.com قرآن، عجيب، كام E-Mail: http://english.ajeeb.com/corporate/feedback.htm (انگليسى و عربى) بخش اسلاميّات پايگاه عجيب .كام، مشتمل است بر: ايمان، امت هاى پيشين، قرآن، عبادات، اخلاق و آداب، معاملات، قضاوت ها و احكام، جهاد و... در بخش قرآن گزينه هاى زير وجود دارد: حفظ قرآن، فضائل قرآن، فضل قرائت قرآن، آداب قرائت قرآن، اختلاف در قرآن، محكم و متشابه، نزول قرآن، معجزه قرآن داستان ها و امثال قرآنى. همچنين فهرست سوره هاى مكى و مدنى قرآن، ترجمه انگليسى قرآن و دو تفسير جلالين و ابن كثير در اين صفحه موجود مى باشد. www.islamia.com پايگاه اسلاميا. كام E-Mail : http://www.islamia.com/selfregistration.htm (انگليسى) اين پايگاه، مشتمل است برگزينه هاى زير: حديث، جنّ و فرشتگان، خانواده خداوند، قلب و روح، تاريخ ،اسلام، كتابخانه، محمد (ص) نماز و پيامبران، قرآن، شريعت زن، آموزش فرزندان و... زير گزينه هاى قرآن عبارتنداز: ترجمه هاى انگليسى قرآن (يوسف على، الخلالى خان و پيكتال)، قرآن براى كودكان، داستان هاى قرآنى، خلاصه و چكيده چندين سوره از سوره هاى قرآن، قرآن و مسلمانان . www.uah.edu/msa پايگاه هدى E-Mail : webmaster@uah.edu.com (انگليسى) گزينه هاى اين پايگاه عبارتنداز: قرآن، اسلام، مساجد اطراف دنيا و... گزينه قرآنى داراى اين موضوعات مى باشد: ترجمه هاى قرآنى، قرائت قرآن، سه ترجمه انگليسى قرآن از يوسف على، شاكرو پيكتال. www.islamicity.com صفحه اسلاميك سيتى. اُرگ E-Mail : feedback@islamicity.com (انگليسى) اين صفحه مشتمل است بر: قرآن كريم، حديث ، پيرامون خدا، اسلام و شناخت. احكام دين و پايه هاى اسلام. گزينه قرآن، مشتمل است بر: تلاوت و قرائت تعدادى از سوره هاى قرآن . پيرامون ترجمه قرآن، زبان عربى و ترجمه قرآن، جستجوى قرآن به زبان هاى انگليسى، فرانسوى ،آلمانى، اسپانيايى و تركى. در اين سايت ترجمه قرآن به 22 زبان موجود است . www.minhaj.org پايگاه منهاج. اُرگ E-Mail : tehreek@minhaj.org (انگليسى) گزينه هاى اين پايگاه عبارتنداز: قرآن، مقالات، اخبار صفحه منهاج و... گزينه قرآن مشتمل است بر: قرائت قرآن، استنساخ قرآن، جستجوى قرآنى، فهرست موضوعى قرآن، جستجوى قرآن به زبان هاى اروپايى. ترجمه قرآن به هفت زبان (انگليسى، آلبانيايى، هلندى، ايتاليايى، ژاپنى، اسپانيايى، تركى استانبولى). www.naseej.com پايگاه نسيج . كام E-Mail : info@naseej.com ( عربى و انگليسى) اين سايت مشتمل بر اين گزينه هاست. الاسلام و المسلمون، العلوم و الصحّة، الادلّة و المراجع التعليم و العلوم الإنسانيّة، الشعر و الثقافة و الفنون و... گزينه الإسلام والمسلمون مشتمل بر اين گزينه هاست: اقتصاد اسلامى، قرآن، تفسير، حديث اقليت هاى مسلمان، مراكز اسلامى، فقه، رمضان، مجلات، كتب، دائرة المعارف اسلامى، در بخش قرآن، مطالبى قرآنى و تفسيرى موجود است. مقالاتى موضوعى پيرامون توبه با استفاده از قرآن، فضيلت و حقيقت آن و... در اين آدرس موجود مى باشد. www.turath.com پايگاه تراث . كام E-Mail : turath@go.com.jo (عربى) گزينه هاى اين پايگاه عبارت است از: الإسلام، مشروع القرن، كتب و برامج، برامج مجانيه، صوتيات، از جمله موارد كتب وبرامج، بخش علوم القرآن مى باشد كه مشتمل بر موارد زير است : كتابخانه تفسير و علوم قرآن، فى ظلال القرآن، متن الشاطبيه، جزء عمّ و سوره فاتحه يا قراء ات هفت گانه متواتره . گزينه صوتيات، مشتمل است بر قرائت كامل قرآن توسط عبدالرحمن سديس و مسعود شريم . www.islam101.com پايگاه اسلام 101 . كام E-Mail : islam@islam101.com (انگليسى) گزينه هاى اين پايگاه مشتمل است بر: خدا، قرآن، پيامبر، تاريخ اسلام، حقوق بشر، اسلام و زن، اسلام و حكومت و... گزينه قرآن اين سايت مشتمل است بر: قرآن مجيد، قرآن در يك نگاه، راهى به سوى قرآن، حفاظت از قرآن، قرآن معجزه معجزه ها، تحليل هايى پيرامون ترجمه هاى انگليسى قرآن، ترجمه قرآن توسط يوسف على، پيكتال و... كتابهايى در موضوع قرآن، صوت قرآن و... www.islamsun.com پايگاه شمس الاسلام E-Mail : webmaster@islamsun.com (عربى) گزينه هاى اين پايگاه عبارتنداز: قرآن، حديث، تفسير، عقايد، طهارت و پاكيزگى، نماز، زكات، روزه، مناسك، الفقه العام، السيرة النبوية، لطائف و معارف، للنساء، الطفل المسلم، الشعر الإسلامي، موسوعة الفتاوى، أبحاث علمية و... گزينه قرآن آن مشتمل است بر: جستجو در قرآن، چاپ قرآن، حفظ قرآن دعوت، ملاحظات. www.islamdir.net پايگاه اسلام داير. نت E-Mail : webmaster@islam-online.net (عربى) اين پايگاه مشتمل بر اين موضوعات است: القرآن الكريم، الحديث و علومه، شؤون سياسيه، تعريف بالاسلام، الاسلام و قضايا العصر، الفقه و علومه، التاريخ و الحضارة، اديان و فرق، جماعات و مذاهب و... گزينه قرآن، داراى اين مطالب است: تلاوت، تفسير، علوم قرآن، تجويد، داستان ها و قصه ها قرآنى، معرفى تعدادى سايت هاى قرآنى www.islam4u.com پايگاه مركز الاشعاع الاسلامى e-mail: islam4u@hotmail.com عربى گزينه هاى اين پايگاه عبارتند از: القرآن الكريم الحديث الشريف نهج البلاغه برنامج المجيب گزينه قرآنى داراى اين موضوعات است : نص القرآن الكريم، قرآن كامل zip شده قابل دريافت، التفسير الميّسر. www.annajat.com شبكه سفينة النجاة e-mail: info@annajat.com عربى گزينه هاى اين پايگاه مشتمل بر اين موضوعات مى باشد. القرآن الكريم ، النبى الاعظم (ص)، اهل البيت (عليهم السلام) ، شخصيات ،المكتبه ، مواقع اسلامى ، اسئلةٌ وردود المناسبات، المرآة گزينه قرآنى مشتمل بر اين مطالب است : كيف نفهم القرآن الكريم ، الاعجاز الحلمى فى القرآن، التزكيه سبيل العاده الوحيد www.alhikmeh.com پايگاه الحكمة e-mail: alhikmeh@alhikmeh.com (عربى) گزينه هاى اين پايگاه : القرآن الكريم، اهل البيت (عليهم السلام)، الحديث الشريف الدعاء، الاخلاق، الفقه الميسّر، الخدمات گزينه قرآن :القرآن الكريم معلومات قرآنيّه اهل البيت (عليهم السلام) و القرآن الكريم بحوت و محاضرات www.qurannet.bizland.com پايگاه قرآنى قرآن نت بيزلند كام e-mail: info@qurannet.bizland.com (عربى) اين پايگاه مشتمل بر اين گزينه ها است : مدرسة الزهراء لتدريس القرآن الكريم نبذة عن المدرسه، القرآن الكريم ، مناقشات ، مواقيت الصلاة ، مواقع، ملف خاص بمسابقة القرآن الحكيم . مدرسه حمد ـ بحرين www.irib.com پايگاه صدا و سيما e-mail: Webmaster@irib.com (عربى ، انگليسى ، فارسى) گزينه ها، قرآن و عترت ، روزشمار، ايران شناسى، پژوهش ها، همايشها، خدمات و محصولات ديگر پايگاهها . و ... گزينه قرآن و عترت داراى اين موضوعات مى باشد: قرآن مجيد قرآن معجزه جاويد ترجمه قرآن به زبانهاى مختلف ديگر ترجمه (چينى ، انگليسى، عربى ، فرانسوى ، اسپانيايى ، بوسنيائى، ايتاليائى) راديو قرآن راديو معارف اهل بيت پيامبر (صلوات الله عليهم اجمعين) www.al-montada.com المنتدى الحسيني للثفاقة الاسلامية e-mail: info@al-montada.com (عربى) گزينه ها : فى رياض القرآن : الثقاقة الحسينية، المحاضرات الاسلامية، مرآةالكتب، المكتبة الاسلامية، المجلة الثفافية، ركن الشباب، رسائل و ردود، گزينه فى رياض القرآن مشتمل بر اين بخش ها مى باشد تلاوة القرآن احكام وآداب، مع حفاظ و قراء القرآن، الاعجاز فى القرآن الكريم، قالوا فى القرآن الكريم، جولة فى عالم القرآن، أشهرالقراءات لأشهر القراء، رسائل وردود.
کد سوال : 1796
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اخلاق و عرفان
پرسش : براي انس و آشتي با خدا چه بايد کرد؟ذکرها را مي دانيم نماز شب را مي دانيم و خيلي چيزهاي ديگر ولي تا حال ارتباط به ما دست ندهد به نظر همه شان بيهوده به نظر مي رسد؟
پاسخ : گفته شده راه انس با چيزي، ارتباط زياد داشتن با آن است و اين مطلب از نقطه نظر روانشناختي امري مسلم و غير قابل انکار است. خدا به كدام دل نزديك تر است؟ چگونه مي توانيم حال دعا و راز و نياز با خدا پيدا کنيم؟ بيا به زمزمه ياد يار، دردل شب ها درون تيره خود را چو روز، روشن كن بيا سحرگاهان خزان خسته دلى را به عطر «ياد» و شميم «دعا» چو گلشن كن تو را كه مانده چنين بى ع‏پناه و دل‏ع گيرى به جز خداى جهان، هيچ تكيه گاهى نيست به پيش پاى تو، اى اشتياق سبزوجوان، به جز نيايش و راز و نياز، راهى نيست.1 چگونه انسان، اين «بى ‏نهايت كوچك» مى تواند با آفريدگار هستى، آن «بى ‏نهايت بزرگ» رابطه برقرار كند و اين پيوند، او را از خاك تا افلاك ببرد؟ چگونه اين «هيچ» به آن «همه» متصل مى شود؟ آيا جز «دعا و نيايش»، راهى براى اين پيوند هست؟ دعا چيست؟ شرايط آن كدام است؟ استجابت دعا يعنى چه؟ پيدا كردن «حال» در دعا چگونه به دست مى آيد؟ به چه زبانى بايد دعا كرد؟ نيايش چه تأثير روحى و معنوى بر زندگى ما دارد؟ و... سؤالاتى از اين دست بسيار است. مى دانيم كه دعا، تنها خواندن جملاتى و باز خوانى متنى، بى حضور دل و بى كشش روح نيست. يعنى خواندن الفاظ نيست، بلكه خواستن از عمق جان است. اگر دعا از جان سوخته و عطشناك برآيد، «اجابت» خدا، آب گوارايى بر عطش سوزان دل سوختگان است. بايد اجازه داد تا پاى اشك، از جاده دل عبور كند. بايد گذاشت وقتى آسمان دل مى گيرد، باران اشك جارى شود. بايد گذاشت وقتى حالت اضطرار و نياز و طلب و درماندگى دست مى دهد، عنان سخن به دست دل داد، تا صميمانه با خدا حرف بزند و مثل يك كودك، زار بزند، اشك بريزد، با اصرار بخواهد و يقين داشته باشد كه اين پاى بر زمين كوبيدن و اشك و التماس داشتن، موجب بر آمدن حاجت مى شود و گريه، سلاح نيايش گر است و اميد، سرمايه اوست... «ارحم من رأس ماله الرّجاء و سلاحُه البكاء...)2 بايد كارى كرد تا چشمه «ربّنا» از دل بجوشد و بر كوير سينه هاى سوزان جارى شود و دشت عطش را سيراب كند. چگونه مى توان «حس دعا» پيدا كرد؟ اگر «احساس نياز» از سويى و «قدرت رفع نياز» ازسوى ديگر باشد، اگر «ابراز حاجت» از طرف بنده و «درخواست دعا» از سوى خدا باشد، آنچه اين دو سو را به هم وصل مى كند «نيايش» است. هر چه انسان فقر و نياز خويش را بيشتر بشناسد، و هر چه به قدرت و رحمت الهى آگاه تر باشد، حسّ دعا بهتر به دست مى آيد. P} يك ذره ز فقر خويش، ابراز كنيم {E} چندان كه خدا غنى است، ما محتاجيم {P احساس بى ‏نيازى، طغيان و روى گردانى مى آورد. قرآن كريم مى فرمايد: انسان همين كه خود را غنى و بى نياز حس كند، سر به طغيان و گردن كشى مى گذارد «انّ الانسانَ ليطغى، ان راه استغنى».3 و هر چه فقر و نياز خود را بيشتر حس كند و سررشته كارها را به دست معبود ببيند، كشش به سوى خدا بيشتر خواهد بود. باز قرآن كريم مى فرمايد: اى مردم! شما همه نيازمند خداونديد و او بى نياز و ستوده است: «يا ايها الناس انتم الفقراء الى اللَّه و اللَّه هو الغنى الحميد».4 تنها نيازمندى و وابستگى انسان به خدا كافى نيست، درك اين‏كه بنده، نيازمند و وابسته است، برانگيزاننده آن «حس دعا» است. بايد حجاب بين بنده و خالق كنار برود، امّا چگونه؟ غرور، خودخواهى، تكبّر، بى ‏اعتنايى، طلب كارى، قساوت دل، يأس و نوميدى همه به نوعى «حجاب» به شمار مى رود. بر عكس، حالاتى همچون شكسته دلى، تضرّع، زارى، اصرار، گريه، خشوع، اميد، اضطرار، التجا، پناه آوردن، يقين به اجابت، خسته نشدن از طلب، رقّت قلب و... پرده ها و حجاب ها را كنار مى زند. سفارش حضرت رسالت چنين است: آنگاه كه رقّت دل حاصل شد، دعا را غنيمت شماريد، كه رحمت خداست: «اغتنموا الدعاء عند الرقه، فانها رحمه».5 خدا به كدام دل نزديك تر است؟ نجواى كدام نيايش گر از بام خانه تا ملكوت خدا بالا مى رود؟ P} در كوى ما شكسته دلى مى خرند و بس {E} بازار خود فروشى از آن سوى ديگر است {P اين حديث قدسى كه: «انا عند المنكسرة قلوبهم» (من نزد شكسته دلانم)، اشاره به اين حقيقت است كه: P} افتادگى آموز اگر طالب فيضى {E} هرگز نخورد آب، زمينى كه بلند است {P به روايت فرزانگان از سيره خاتم پيامبران، آن حضرت هرگاه كه دعا و نيايش مى كرد، مانند بينوايى كه دست نياز و طلب گشوده و غذا مى خواهد، دست خود را به آستان خدا بلند مى كرد.6 و همين حالت نياز و درماندگى است كه رحمت را نازل مى‏كند و نگاه عنايت خدا را به سوى نيايش گر بر مى گرداند و «رفعت»، در همين «فروتنى» است و «عزّت» در سايه همين «تواضع»! «الهى! ماندگان را چراغ راهى، راندگان را ملجأ و پناهى. اگر راه دهى و راه به بارگاه دهى، از ديدگان، اشك شوق ريزد و شوقت شور دعا برانگيزد. دست نيازمان به آستانت فراز آيد، و دل رميده به سويت باز آيد. الهى، چنان كن كه بسته گرديم و خسته نگرديم، خسته گرديم و از تو بر نگرديم...».7 دعا، اقبال بنده به درگاه خداوند است و اجابت، اقبال خداوند به بنده است. اگر مفهوم دعا و اجابت در دل جاى گيرد، حالت دعا و نيايش پديد مى آيد. چه سعادتى بالاتر از اين‏كه يك «بنده» مورد عنايت «مولى» قرار گيرد و خدا صدايش را بشنود و خوشش آيد و جواب بدهد و گاهى جواب دادن را طول دهد تا بيشتر صداى نجوا و نيايش بنده را بشنود. پس از تأخير استجابت نبايد چندان نگران و نااميد شد. گاهى صلاح بنده را مولى بهتر مى داند. گاهى هم تأخير از آن جهت است كه در حديث آمده است: «گاهى خداوند، اجابت دعاى مؤمن را به تأخير مى اندازد، چون مشتاق دعاى اوست و مى فرمايد: صدايى است كه دوست دارم آن را بشنوم».8 چه مى دانيم؟ شايد هم، دعا از صميم دل و از روى خلوص نيّت نيست و و شرايط استجابت در آن فراهم نيست. مگر دعا از دل غافل و زبان ياوه گو و نيّت آلوده و نيايش گر رياكار را آن اندازه اثر است كه به آسمان رود و به آستان خدا رسد؟! به هر حال، حال را هم بايد از خدا خواست، كه «محوّل الاحوال» است. «هم دعا از تو، اجابت هم ز تو». در حديث امام‏على - عليه السلام- است: خشكيدن اشك از چشم ها، نتيجه قساوت دل است و قساوت دل ها نتيجه زياد شدن گناهان: «ما جفّت الدموع الا لقسوة القلوب، و ما قست القلوب الا لكثرة الذنوب».9 P} عصيان و گناه ،پرتگاه دل ماست {E} مسدود به روى عقل، راه دل ماست {P P} خشكيدن اشك گريه از چشمه چشم {E} گوياى سقوط پايگاه دل ماست 10{P پس چگونه بايد دعا كرد؟ آداب دعا چيست؟ رهنمودهاى اولياى دين در اين زمينه بسيار است. برخى از «آداب دعا» از اين قرار است: 1.مداومت و پيوستگى در دعا، يعنى هميشه، همه جا، در هر حال، درغم و شادى، در راحت و رنج، در فقر ودارايى، در پيرى و جوانى، در بيمارى و تندرستى، در شدّت و و رخا. 2.پرهيز از گناه، چرا كه گاهى گناهان مانع اجابت دعا مى شود: «اللهم اغفرلى الذّنوب التى تحبس الدعا».11 3.دعاى دسته جمعى و آمين گفتن گروهى از مؤمنان، چهل نفر يا كمتر. روايت است كه هرگاه براى امام باقر-عليه السلام- مشكلى پيش مى آمد، زنان و كودكان خانواده را جمع مى كرد و دعا مى كرد و آنان آمين مى گفتند.12 4.دعا به نام هاى نيك خدا و ستايش و حمدوثنا پيش از دعا، چرا كه هر نامى كليد درى از رحمت هاى الهى است و هر اسمى‏خاصيّتى دارد. ستايش الهى شرط ادب پيش از عرض حاجت است. 5.بازگو كردن حاجت ها و بر شمردن نيازها، هر چند كه خداوند داناى همه چيز است و هم نامه نانوشته مى خواند و هم اسرار نهفته مى داند، امّا خود اين مطرح كردن، گامى به اجابت نزديك تر است. امام صادق-عليه السلام- مى فرمايد: «خداوند مى‏داند آن‏چه را كه بنده اش هنگام دعا مى خواهد، ولى دوست دارد كه نيازها را به درگاه الهى عرضه كند. پس هرگاه دعا مى كنى، حاجت هايت را يك به يك نام ببر».13 6.اصرار و الحاح و خسته نشدن و پيوسته خواستن، چرا كه وقتى درى را بسيار بكوبيد كسى پيدا مى شود كه در را باز كند. اصرار در دعا، مايه گشوده شدن در رحمت و اجابت الهى است. 7.همت بلند داشتن و حاجت هاى مهم خواستن، ادب و آداب ديگرى در دعاست. خواسته ها هر چه متعالى تر، با ارزش تر، فراگيرتر باشد، بهتر است. حال كه دعا مى كنى، تنها براى خودت مخواه، براى ديگران هم بطلب. خواسته هايت تنها مادى و رفع مشكلات معيشتى نباشد، خواسته هاى معنوى هم داشته باش. تنها براى دنيا مخواه و قلمرو آخرت را هم در دعايت بگنجان. وقتى مى توان از خدا آخرت را هم خواست، چرا دنيا بخواهيم؟ قرآن كريم مى فرمايد: آنان كه از خدا فقط دنيا مى خواهند، در آخرت نصيبى ندارند، امّا بعضى هم نيكى دنيا و هم نيكى آخرت و نجات از دوزخ مى خواهند: «ربنا آتنا فى الدّنيا حسنه، و فى‏الاخره حسنه وقنا عذاب النّار».14 در دعا هم خوب است از پيشوايان مكتب بهره جوييم و ادب دعا كردن و خواسته هاى متعالى داشتن را از آنان بياموزيم. دنياى وسيع و غنى «خواسته هاى متعالى» در دعاهاى معصومين، دنياى زيبا و بى پايان است. تنها كافى است به دعاى امام سجاد -عليه السلام- با عنوان «دعاى مكارم الاخلاق)15نظر بيفكنيم، تا با گوشه اى از نيازهاى والا و خواسته هاى متعالى از زبان آن امام، كه «زيباترين روح پرستاره» است، آشنا شويم. توجه به اين نكته لازم است كه مكان و زمان دعا، در رسيدن به آثار و نتايج مادى و معنوى آن، تأثيرى به سزا دارد و اولياى الهى در روايات فراوانى، مكان‏ها و اوقاتى را كه دعا در آنها زودتر به اجابت مى‏رسد، بيان كرده‏اند. در ميان اوقاتى كه مناسبت بيشترى براى دعا و مناجات با قاضى الحاجات دارد، ماه مبارك رمضان - كه ماه مهمان‏دارى خداوند و گسترده شدن خوان طعام‏هاى معنوى و روحانى است - داراى جايگاهى ممتاز است و دعا و نيايش در اين ماه، حال و هوايى ديگر دارد. رمضان تنها بهار قرآن كريم و هنگامه تلاوت كلام روح بخش خداوند نيست، بلكه فصل شكفتن گل واژه‏هاى دعا و غنچه‏هاى نيايش بر لب‏هاى مشتاقان مؤمن نيز مى‏باشد. روزه‏داران خداجو، در زلال رمضان دل و جان را مى‏شويند و برگرد حريم دوست پرواز مى‏كنند و بر شاخسار ذكر و يادِ محبوب و دعا و نجواى با او آشيان مى‏گيرند و با اشك روان، دشت تفتيده قلبشان را نمناك مى‏سازند و بر درد و زخم دل‏شان مرهمى مى‏نهند. در اين ميان، دعاها و مناجات‏هاى امامان معصوم(ع) با سوز و شور و آهنگى ديگر همراه است. حقايق و معارفى كه در اين ماه عزيز، در قالب دعا از ناى پاك برگزيدكان حق برآمده، از محتوا و ژرفاى خاصى برخوردار است. انس با دعاهاى اهل بيت(ع) در ماه باعظمت رمضان، در بهره‏مندى بيشتر از مهمانخانه الهى و سفره گسترده رمضان، بسى سودمند و پرفايده است. دعاهاى رسيده از برگزيدگان حق در اين ماه نورانى، بسيار است... . «الهى...در هندسه وجود، توحيد را نقطه پرگارمان ساز، دايره تلاشمان را بر محور نقطه ايمان قرار بده، خطّ زندگى را امتدادى‏از نقطه هاى نياز بساز، زاويه ديدمان را باز كن تا چشم بگشاييم، امّا به چهره حقيقت، و گوش سپاريم، امّا به آهنگ معنويت».16 ------------------ پى‏نوشت‏ V} 1.برگ و بار، ص 25. 2.دعاى كميل. 3.علق (96) آيه 6. 4.فاطر (35) آيه 15. 5.علامه مجلسى، بحار الانوار، ج 93 ص 313. 6.ابن فهد حلّى، عدة الداعى، ص 139. 7.جواد محدثى، الهى نامه، ص 26. 8.علامه مجلسى، بحارالانوار، ج 97 ص 296. 9.همان، ج 70 ص 354. 10.برگ وبار،0 ص 286. 11.دعاى كميل. 12.كلينى، كافى، ج 2 ص 525. 13.وسائل الشيعه، ج 4 ص 191. 14.بقره (2) آيات 200 و 201. 15.صحيفه سجاديه، دعاى 20، نيز در اواخر مفاتيح الجنان، دعاى مكارم الاخلاق. 16.الهى نامه، ص 70.{V
کد سوال : 1797
موضوع : كلام و دين پژوهي
پرسش : سوال من در مورد اسلام و شاخه شيعه است پدرم در هنگام دعاي ندبه و هر مراسم گريه ديگري ،ابراز مي کند که شيعه دين گريه است و من نمي توانم براي او جا بيندازم که همين گريه هاي ما يعني خنده -يعني زيبايي مي خواستم در اين مورد مرا کمک کنيد؟
پاسخ : اين سؤال نشانگر ابهام فكرى عميق در بين بيشتر مسلمانان است. عمق و بسط اين مسأله مى‏طلبد تا در خور يك جامعه جوياى حقيقت و پوينده ره حقيقت، ابهام‏زدايى نمود و شكل صحيح و اسلامى اين نوع احساسات و عواطف را بيان كرد و در سطح حوصله اين قلم و كاغذ مطالبى را ارائه نمود. به منظور پاسخ به اين سؤال، چهار مرحله به شرح زير مطرح و تبيين مى‏گردد: 1. شناسايى منشأ و خاستگاه اين ابهام فكرى و انحراف رفتارى و علت يا علل بروز آن، 2. جايگاه غم و شادى در معارف اسلامى، 3. جايگاه غم و شادى در روان‏شناسى، با تكيه بر منابع دينى و علمى، 4. تعيين شكل صحيح و مطلوب غم و شادى (گريه و خنده). T}يك. منشأ و خاستگاه‏{T بى ترديد آنچه امروز در برخى مراسم‏هاى دينى و بعضى اجتماعات رسمى اجرا مى‏گردد، مستند شما قرار گرفته است تا اين گونه در مورد شادى و غم قضاوت كنيد و يا دچار ابهام شويد؛ در حالى كه اين قضاوت و اظهار نظر، هرگز با تعاريف و احكام دين حنيف اسلام مطابقت و هماهنگى ندارد. شكل عملكرد برخى گردانندگان و برگزاركنندگان مراسم دينى، به گونه‏اى است كه حتى در اعياد دينى و جشن تولد ائمه(ع)، مصيبت‏خوانى و گرياندن را عنصر ضرورى و ترديدناپذير اين محافل مى‏دانند! اين افراد اين گونه مى‏پندارند كه هيچ مسؤوليتى جز گرياندن و اشك گرفتن از چشمان مردم كارى ندارند! اين پندار غلط از يك انديشه و تفكر بى بنيان تغذيه مى‏شود كه مى‏گويد: گريه كردن عملى پسنديده است و انسان در حالت غم و گريه، به خدا مى‏رسد و با مركز ثقل هستى مرتبط مى‏شود. لذا اين افراد به هر وسيله و بهانه‏اى، در صدد گرياندن مردم هستند واين كار را هنر خود مى‏دانند و به اصطلاح آن‏گاه محفل گرم مى‏شود كه گونه حضّار با اشك چشمان آنها خيس گردد!! رفتار اين گروه افراد به عنوان مرثيه خوان و مصيبت سرا و مداح - كه مى‏پندارند رسالت و وظيفه دينى و شغل‏شان گرياندن مردم است - موجب بروز چنين پندار غلطى شده است! البته اين پندار خود محصول برداشت يك سويه و افراطى از برخى روايات و معارف دين است. در برابر اين دسته از مسلمانان افراط گر، گروه ديگرى از مسلمانان تفريط گرا قرار مى‏گيرند كه به استناد دسته ديگرى از روايات و برخى يافته‏هاى علمى - مبنى برآسيب‏زا بودن غم و ماتم و مذموم بودن غم‏گسارى و ماتم‏زده بودن و گرفتگى - تمام همت و تلاش خود را صرف شاد بودن و شاد نمودن ديگران مى‏كنند! از اين رو به هر وسيله‏اى براى ايجاد شادى و خوشى تمسّك مى‏جويند و به هزاران حيله و زور و فشار، در صدد هستند تا خوش باشند و خوشى و شادى بيافرينند؛ هر چند بى‏خودى خوش باشند! گروه اول در حالى كه از سرآگاهى تمام عناصر شادى آفرين و فرح افزا را از زندگى خود حذف مى‏كنند و يا آنها را كم رنگ جلوه مى‏دهند و حتى لباس‏هاى شاد و جذّاب را از تن خود دور مى‏سازند؛ اين گروه از عربده خوش گذارانه خود و سرور دردآور خويش، گوش فلك را كر مى‏سازند و به وجد ومسرّت بى‏هدف و حتى مصيبت‏زا دل خوش مى‏كنند! اين شكل رفتار و برداشت، موجب شده است كه عده‏اى اسلام را دين گريه ببينند و گروهى، آن را دين خنده و خوشى و خوش‏بودن بپندارند؛ گويا اين حالت با هم قابل جمع نيست! اين دو گرايش افراطى و تفريطى، به گونه اي در تمام سطوح جامعه نفوذ كرده است كه بيشتر مسلمانان در برخوردارى از اين دو حالت، راه اعتدال را كاملاً گم كرده‏اند و يا در تيم افراطيان عضو مى‏شوند و يا در محفل تفريط كنندگان خود را مى‏يابند؛ گويا راه سوم، وجود ندارد و مجبورند دريكى از دو تيم عضو باشند. غافل از آنكه هر دو گرايش، محكوم به شكست و در مسيرى غلط و انحرافى است و راه حق و اسلام حقيقى، نه اين است و نه آن؛ بلكه خود واقعيتى ديگراست. T}دو. جايگاه غم و شادى در اسلام‏{T از ديدگاه اسلام خنده و گريه، شادى و غم و سرور و ماتم، هيچ‏كدام مطلوبيت ذاتى، استحباب نفسى و ارزش ماهوى ندارند تاچه رسد به آنكه يكى بر ديگرى رجحان و برترى داشته باشد. اسلام كسى را به گريه كردن - به عنوان گريه - ترغيب نكرده است، همان‏گونه كه به شاد بودن - به عنوان شادى - امتياز نداده است؛ مگر به واسطه مقدمات و پيامدهاى آن. خنده و گريه بر اساس آن پيامد و يا مقدمه، مى‏توانند در مورد قضاوت و ارزش گذارى واقع شوند. غم و شادى از جمله حالات نفسانى و صفات روحى و هيجانات حاكم بر ابعاد وجود آدمى هستند كه در قالب خنده، گريه و ... نمودار مى‏شوند و هر انسانى به عنوان انسان، از اين گروه هيجان‏هاى اوّليه برخوردار است. مهم آن است كه اين حالات، بر تعامل اجتماعى مطلوب و بندگى خداوند تأثير منفى نداشته باشد؛ بلكه تأثير مثبت بر آنها بگذارد. غم و گريه‏اى كه به آدمى آسيب رساند و يا مانع خدمت به بندگان خداوند و بندگى شود و انسان را از رسيدن به هدفش باز دارد، مذموم است؛ همان‏گونه كه شادى آسيب زا و مانع عبادت و انجام وظايف دينى و انسانى نيز سخت مذمت شده است. آنچه مجال قضاوت درباره گريه و خنده و شادى و غم را فراهم مى‏آورد، حداقل دو عنصر و انگاره است: يكى انگيزه و عامل بروز اين هيجان‏ها و ديگرى مشكل بروز اين هيجان‏ها. بر اساس همين دو انگاره، هيجان‏هاى يادشده مورد ارزيابى و قضاوت قرار مى‏گيرد: خنده جاهلانه - كه در روايات از آن به «خنده من غير عجب» تعبير شده - مذموم است. در برابر اين خنده، خنده متفكّرانه و معنادار پسنديده و ممدوح تلقى مى‏گردد. امام حسن عسكرى(ع) در حديثى مى‏فرمايد: «از علايم جهل خنده بدون تعجب است».V}بحار الانوار، ج 72، ص 59: «من الجهل الضحك من غير عجب». {Vو امام كاظم(ع) در حديث ديگرى مى‏فرمايد: «خداوند از كسى كه بدون تعجب بخندد نفرت دارد».V}همان، ج 78، ص 309: «ان اللّه عزّ و جّل يبغض الضحّاك من غير عجب».{V پس هر نوع خنده‏اى مذموم نيست، همان‏گونه كه هر نوع خنده‏اى پسنديده نيست. هر گريه‏اى نيز مذموم و يا پسنديده نيست؛ بلكه گريه از خوف خداوند سبحان در اسلام گريه ارزشى تلقى مى‏گردد. امام باقر(ع) مى‏فرمايد: «هيچ قطره‏اى نزد خداوند عزّو جّل محبوب‏تر از قطره اشكى نيست كه در ظلمت شب از خوف خداوند ريخته شود و غير از آن منظورى نباشد».V}اصول كافى، ج 2، كتاب الدعاء باب البكاء.{V امام على(ع) مى‏فرمايد: «گريه از خشيت خداوند كليد رحمت الهى است»V}ميزان الحكمه، ج 1، ص 453، حديث 1836: «البكاء من خشية الّله مفتاح رحمةاللّه». {Vو در حديث ديگرى «اين نوع گريه را موجب نورانيت قلب و مصون ماندن از بازگشت به گناه معرفى مى‏كند».V}همان: «البكاء من خشية اللّه ينير القلب و يعصم من معاودة الذنب»، ص 354.{V آن «خنده» چون محصول درك و نكته سنجى تعجّب‏برانگيز ملايم طبع است، ارزشمند مى‏باشد واين «گريه» چون محصول تعالى شناخت و رشد معنوى و روحانى آدمى است، محبوب مى‏باشد و نتيجه اين دو هيجان، همانا رسيدن به حق و جلب رضايت حضرت دوست، در پرتو تأمين سلامت و بيمه شدن صاحب گريه و خنده است. T}ديدگاه اسلام‏{T 1. گريه ماتم افزا و افسردگى‏آفرين، هرگز پسنديده نيست؛ بلكه مذموم و مورد نكوهش است. در سيره رسول خدا(ص) اين‏گونه نقل مى‏كنند كه هر گاه يكى از اصحاب آن حضرت اندوهگين بود، رسول خدا با شوخى كردن او را شادمان مى‏نمود.V}سنن البنى، ص 60.{V ائمه هدى(ع) راه شادمان زيستن را به اصحاب خود نمايانده و مى‏فرمودند: «به رضاى خدا خشنود باش تا شاد و راحت زندگى كنى». 2. گريه ارزشى در اسلام، گريه از خوف حضرت حق است كه خود يكى از راه‏هاى خودسازى و رشد است؛ نه سبب خمودى و خموشى. گريه برخاسته از محبت به بندگان خدا و يا نفرت از دشمنان خدا نيز در همين مقوله قرار مى‏گيرد. 3. «خنده» هرگز زشت و منفى نيست؛ بلكه هيجانى مانند شاد بودن بسيار مورد اهتمام شارع مقدس است. يكى از جلوه‏هاى شادى، «خنده» است و جلوه‏هاى ديگر مانند شوخى، مزاح و بذله‏گويى كردن نيز با رعايت شرايط خاص خود، مطلوب است. تنها برخى از انواع و اشكال خنده، مورد مذمّت قرار گرفته است. 4. اسلام خنده را در برابر گريه (هر چند گريه ارزشى مانند گريه از خوف خداوند) و ياگريه را در برابر خنده (هر چند خنده حكيمانه و متفكّرانه) قرار نمى‏دهد. و هر يك را با ديگرى مقايسه نمى‏كند تا يكى را بر ديگرى ترجيح و برترى دهد؛ بلكه هر يك را به عنوان واقعيت زندگى انسانى مى‏پذيرد و براى آنها، شرايط و ويژگى‏هايى را برمى‏شمارد. 5. در حالت عادى روحيه حاكم بر زندگى انسان - بدون در نظر گرفتن موقعيت خاص - بايد شادى و نشاط باشد، نه غم و اندوه‏و گريه. لذا بايد آن را از راه‏هاى متداول و مشروع تحصيل كرد كه يكى از آنها تبسم و خنده است و راه‏هاى ديگر آن شوخى، ورزش، كار، پرهيز از گناه، مسافرت، استفاده از عطر و بوى خوش و پوشيدن لباس‏هاى شادى‏آفرين است. در مكتب اسلام شخص «مؤمن» شوخ طبع و خوش مشرب است؛ و «منافق» گرفته و اخمو است.V}بحار الانوار، ج 77، ص 155.{V رسول گرامى اسلام - كه اسوه حسنه تمام مردمان معرفى شده است - مى‏فرمايد: «من هم مانند شما بشرى هستم كه قهراً شوخى و مزاح مى‏كنم».V}كنزالعمال، ج 3، ص 648.{V و يا مى‏فرمايد: «من شوخى مى‏كنم، ولى در گفتارم جز حق و راست نمى‏گويم».V}بحارانوار، ج 16، ص 295.{V 6. خنده ارزشى در اسلام، خنده متفكرانه است؛ يعنى، خنده‏اى كه در پرتو آن حكمتى اخلاقى، اجتماعى، اعتقادى، فقهى و ... مبادله مى‏شود. نمونه‏هاى متعددى از اين نوع شوخى و خنده در زندگى حضرت رسول نقل شده است كه در يكى از آنها، آن حضرت با پيران شوخى كرد، و فرمود: «اهل بهشت به صورت جوان زيبا وارد بهشت مى‏شوند».V}ميزان الحكمة، ج 1، ص 484.{V پس از نگرانى پيران به آنها فرمود: «شما اول جوان مى‏شويد، سپس به بهشت مى‏رويد». بنابراين خنده غيرمتفكرانه و يا خنده‏هايى كه با صداى قهقهه باشد و يا خنده‏هايى كه به گناه (غيبت، تهمت، تمسخر و استهزا، بدگويى و ...) آلوده باشد؛ مورد مذمت و نهى است؛ آن‏گونه كه خنده زياد نيز پسنديده نيست. ائمه هدى(ع) به اين نوع آفات هيجانى هشدار داده و انواع خنده‏هاى مذموم را گوشزد فرموده‏اند. در گفتار آنان خنده به قهقهه، زياد خنده كردن، مجلس خنده و فكاهى برگزارنمودن و همين طور خنده آميخته به دروغ، زشت شمرده شده است. امام صادق(ع) مى‏فرمايد: H}«القهقهة من الشيطان»{H.V}همان، ص 481.{V حضرت رسول(ص) مى‏فرمايد: H}«كثرة الضحك يمحو الايمان»{H.V}همان، ص 482.{V حضرت رسول(ص) مى‏فرمايد: H}«ويل للذى يحدّث فيكذب ليضحك به القوم، ويل له، ويل له»{H.V}همان، ص 484.{V 7. وقتى گريه ارزشى در اسلام، تنها گريه از خوف الهى و يا برخاسته از محبت به بندگان خدا و نفرت از دشمنان آنان باشد؛ آن‏گاه ديگر گريه‏ها - به هر انگيزه‏اى كه انجام گيرد - مذموم هستند. گريه فقط دريك صورت ارزشمند است وآن هنگامى است كه بر اساس شناخت و ترقى معنوى از خوف الهى باشد؛ لذا گريه همراه با شيون‏V چنان که رسول خدا(ص) فرمود: «النياحة عمل الجاهليه» [ميزان الحكمة، ج 5، ص 449] يا ناله و زارى، داد و فرياد همان طوري که در سخن ديگر مي فرمايند: «صوتان ملعونان يبغضهما الله: اعوال عند المصيبة» [همان، ص 450] صداى اعتراض، شكوه و ... جملگى زشت و مذموم است. با اين بيان روشن شد كه ابهام فكرى و انحراف رفتارى، از توجّه به برخى روايات و چشم فرو بستن از برخى ديگر ناشى شده است. كسانى كه تمام عناصر شادى بخش را از زندگى خود حذف مى‏كنند و شاد بودن را معصيت مى‏پندارند و وظيفه خود مى‏دانند كه بگريند و بگريانند؛ فقط روايات مرتبط با شادى و خنده‏هاى مذموم و گريه ممدوح را مشاهده كرده‏اند و گروهى كه بى‏خود شاد و خوش‏اند و مسرّت بى‏هدف و جاهلانه را پيش گرفته‏اند، از مسير درست منحرف گشته و به راه غلط قدم نهاده‏اند. حال كه روحيه حاكم بر حيات فردى و اجتماعى انسان شادى و نشاط است و هيجان اصلى و هميشه جارى در كالبد فرد و اجتماع انسانى - كه در پرتو آن فعاليت و انجام وظايف ممكن مى‏گردد - شور و نشاط است؛ پس شاد بودن سبب نمى‏خواهد. بايد امكانات آن را فراهم ساخت؛ ولى براى غم و اندوه و گريه كردن، بايد منتظر بود موسم آن فرا برسد و سبب آن ظهور نمايد. لذا در توصيف اهل ايمان مى‏فرمايند: «شوخ طبع و خوش مشرب است»V}بحارالانوار، ج 77، ص 155. {Vو يا «شادى مؤمن در چهره او است و اندوهش در قلبش خانه دارد».V}همان، ج 69، ص 411.{V از سوي ديگر اگر توصيه به گريه از خشيت الهى شده است، ظرف اين توصيه خلوت و پنهانى است؛ نه جلوت و در هنگام همنشينى با برادران دينى و اجتماع انسانى؛ لذا آمده است: «گريه در سجده نزديك‏ترين حالت بنده به خدا است‏V}اصول كافى، ج 2، (كتاب الدعاء باب البكاء).{V و «قطره اشكى در ظلمت شب از خوف خداوند جارى شود، محبوب‏ترين قطره‏ها است».V}همان.{V گفتنى است اگر چه از ديدگاه اسلام هيجان حاكم بر روح و روان فرد و جامعه، شادى و نشاط است؛ ولى اين سخن بدان معنا نيست كه اسلام برپايى مجالس خنده به عنوان خنده و خنداندن را مجاز مى‏شمارد؛ بلكه اين گونه محافل را مجلس اهل باطل و خسارت ديدگان معرفى مى‏كند.V}ميزان الحكمة، ج 5، ص 484. {Vو باز اين سخن بدان معنا نيست كه اسلام حتى گريه برخاسته از خوف خدا و يا گريه در غم فقدان اوليا خدا را توصيه نكند؛ زيرا اين نوع گريه به دل پاكى و صفا مى‏بخشد و انس و الفت با ديگران ايجاد مى‏كند و باعث آرامش درون و سرور معنوى مى‏شود. T}سه. شادى از ديدگاه روان‏شناسى‏{T به منظور تكميل پاسخ و نتيجه‏گيرى مطلوب، لازم است از زاويه روان‏شناسى به چند نكته اساسى و ضرورى دراين باب اشاره شود: 1. تعريف شادى، 2. راه رسيدن به شادى. T}1. تعريف شادى‏{T اگر چه موضوع شادى از غريب‏ترين موضوعات روان‏شناسى است و كمتر به آن پرداخته شده است؛ ولى با وجود اين، تعاريف متفاوتى از شادى ارائه شده است: - «شادى عبارت است از احساس مثبتى كه از حس ارضاء پيروزى به دست مى‏آيد». - «شادى عبارت است از مجموع لذت‏هاى منهاى درد». - به عقيده ارسطو از ديدگاه علمى، نمى‏توان براى تمام افراد در همه سطوح، يك تعريف جامع از شادى ارائه كرد؛ لذا وى قائل است حداقل سه سطح از شادى وجود دارد: يك. سطح نازل شادى، «لذت بردن» است. دو. سطح متوسط شادى، با «عملكرد خوب» داشتن تعريف مى‏شود. سه. سطح عالى شادى «زندگى متفكرانه» داشتن است. براى افراد بسيار عادى، شادى به تعداد لذّات در زندگى معنا مى‏شود. حال تفاوتى ندارد كه اين لذّات از فعاليت‏هاى پست و نكوهيده، ناشى شده باشد و يا ناشى از قربانى كردن بزرگوارانه خود باشد. اين مفهوم شادى با زندگى انسانى، هرگز هماهنگى ندارد؛ چرا كه برخى بر اثر استفاده از مواد شادى آفرين (نه لذت نامشروع) ممكن است مدتى شاد باشند؛ ولى از سطح رضايت در زندگى كاسته شود! اينجا است كه سقراط حكيم مى‏گويد: بهتر است غمگين باشم تا يك خوك خوشحال؛ چه اينكه خوك از سطح لذّت بالايى برخوردار است؛ ولى نمى‏تواند از لحاظ ذهنى موقعيت تلاش‏هاى خود را بسنجد؛ لذا قادر نيست رضايت خود را نشان دهد. بر اين اساس بايد به تعريفى قابل اجرا براى همگان از لذت بپردازيم كه در آن «شادى» مساوى با رضايت به اضافه سطح لذت (شادى = رضايت + سطح لذت) است بنابراين اگر به سطح عالى شادى (زندگى متفكرانه) نمى‏توان رسيد؛ حداقل نبايد به صرف لذّت فارغ از سطح رضايت اكتفا كرد و به شادى حيوانى قانع شد. T}2. راه رسيدن به شادى‏{T زندگى دنيا در حالى كه هيچ‏گاه فارغ از خستگى و رنج نيست؛ ولى نمى‏توان آن را بر تمام زندگى تعميم داد واجازه داد مشكلات بر تمام زندگى سايه بيفكند و لذت را از انسان سلب كند. از اين رو بايد مسيرى را جهت تأمين شادى پيش گرفت كه به اختصار مى‏گويند: رضايت و شادى طولانى صرفاً از طريق داشتن يك زندگى اخلاقى و مذهبى، مى‏تواند كسب شود. پس هرگز نه شادى به معناى لذت بردن است، و نه راه آن به ولنگارى و رهايى از تمام قيد و بندهاى اخلاقى، اجتماعى، قانونى و دينى محدود مى‏شود. از ديدگاه علمى چندين راه براى شاد بودن وجود دارد كه به اختصار آنها را نام مى‏بريم: الف. مبارزه با نگرانى‏ها. ب. افزايش سطح تحمل و پذيرش. ج. مسافرت‏ د. ورزش‏ ه . تبسم و خنده‏ و. مزاح‏ ز. پوشيدن لباس‏هاى روشن‏ ح. خود آرايى‏ ط. حضور در مجالس شاد ى. كاستن از توقعات و انتظارات. T}چهار. شكل صحيح و مطلوب غم و شادى‏{T بر اساس آنچه گذشت نتيجه مى‏گيريم كه: 1. يكى از راه‏هاى شادى، خنده و تبسّم است؛ ولى بايد توجه كرد كه آنچه مطلوب است، هميشه شاد بودن است؛ نه هميشه خندان بودن. شادى مداوم، پسنديده و هدف زندگى اسلامى است. اين شادى بر اساس يافته‏هاى علمى از مسير زندگى اخلاقى و دينى به دست مى‏آيد. 2. خنده اگر شيوه درمان باشد - كه هست - براى تمام سطوح غمگينى درمان نيست. براى زدودن غم ناشى از آسيب جسم و تهديدهاى زندگى حيوانى و يا حد متوسط زندگى انسانى، درمان است. از اين رو سقراط، افلاطون و ارسطو، شادى عالى انسانى را شادى متفكرانه معرفى كرده‏اند. پس اگر در صدد شادى هستيم، بايد بكوشيم تا به مراتب عالى شادى برسيم و به شادى‏هاى نازل اكتفا نكنيم. از اين سطح عالى از شادى در روايات به «شادى زاهدانه» تعبير شده است. آن‏سان كه امام على(ع) در وصفشان مى‏فرمايد: «زاهدان در دنيا اگر چه مى‏خندند، قلبشان مى‏گريد و اگر چه شاد باشند، اندوه‏شان شديد است».V}همان ص 485.{V P}با دلى خونين لب خندان بياور همچو جام {E}نى گرت زخمى رسد چون چنگ آيى در خروش {P V}ديوان حافظ.{V پس هميشه نبايد به شادى‏هاى نازل اكتفا كرد؛ بلكه بايد شادى زاهدانه را جست و در مسير درك شادى عالى، به اولين مزه‏هاى و شيرينى‏هاى بچه‏گانه آن دل خوش نبود. 3. نه تنها هيجان حاكم بر زندگى اجتماعى؛ بلكه هيجان مطلوب و حاكم بر زندگى فردى، شادى و نشاط است. اگر شما احساسى غير از اين، از مراسم دينى و مذهبى داريد، معلول عملكرد افراط گونه افرادى است كه نام برديم؛ نه آنكه شيوه دينى و اسلامى چنين باشد. يك مورد براى گريه در اسلام سراغ داريم كه آن فقط گريه از خشيت خداوند است كه در سجده، سجاده را رنگين مى‏كند و يا در ظلمت شب نردبان عروج صاحبان معرفت و ترقى روحى را تا هفت آسمان مى‏سازد؛ نه آنكه در كوى و برزن دل افراد ناآشنا و بيگانه را بربايد. 4. محتواى مراسم مذهبى بر سه پايه استوار است: الف. روشنگرى نسبت به احكام، معارف دينى و حقايق علمى و وظايف اجتماعى و فردى و نيازهاى زندگى، ب. ايجاد الفت و صميميت انسانى، ج. عبادت و بندگى خداوند. لذا هر عنصر غير از اين (همانند گريه و خنده و غم و شادى) از دايره عمومى مراسم مذهبى خارج است و صرفاً در موقعيت‏هاى خاص، به محتواى مراسم دينى اضافه مى‏شود. با توجه به اين نكته به بررسى «مصيبت خوانى، مرثيه سرايى، دعا و زيارت ...» مى‏پردازيم: 1. بيشتر جلسات دينى و بنيان اين گونه مراسم بر مرثيه خوانى و مصيبت خوانى استوار نيست؛ بلكه اين مراسم محدود به ايام مصيبت اهل بيت(ع) (مانند: ايام محرم و روز شهادت ائمه(ع« است. بر اساس معارف دينى، مراسمى كه با محتواى مصيبت خوانى و مرثيه سرايى برگزار مى‏شود، بايد محدود به ايام حزن و اندوه اهل بيت(ع) (سالروز شهادت) باشد. چون ائمه هدى(ع) خود مى‏فرمايند: «شيعيان ما به حزن ما اندوهگين و در شادمانى ما شادمان هستند».؛ V}بحار الانوار، ج 51، ص 151. {V يعنى، در ايام حزن اهل بيت(ع) بايد محزون بود و گريست و مصيبت آنها را بيان كرد (نه هميشه). همان‏گونه كه شادى ما نيز با شادى اهل بيت(ع) تراز مى‏شود (نه هميشه). از اين رو اگر در غير از آن ايام، به بر پايى مراسم مصيبت و عزادارى و ياجشن اقدام كنيم، به افراط و يا تفريط مبتلا شده‏ايم. 2. ماهيت اين نوع جلسات اگر چه گريه است؛ ولى غم افزا و ماتم آفرين نيست. درست است كه در اين نوع مراسم گريه مى‏كنيم، مصيبت مى‏خوانيم و مرثيه سرايى مى‏كنيم؛ منتها محصول آن، نشاط و هيجان مثبت و حركت در مسير اهل بيت(ع) است. همان‏گونه كه هر خنده‏اى، خنده شادى نيست؛ گريه بر اهل‏بيت(ع) نيز گريه غم وافسردگى نيست. بنابراين اگر مى‏گوييم گريه از خوف و خشيت خداوند ارزشى است، از اين رواست كه اين نوع گريه غم‏انگيز نيست. 3. انگيزه بر پايى جلسات مصيبت و عزاى اهل بيت، احساس تعلق و دل‏بستگى است از اين رو با شيعيان با ذكر مصايب اهل بيت(ع) علاقه خود را اظهار مى‏كنند و در پى آن آرامش مى‏يابند؛ نه آنكه ذكر مصايب اهل بيت(ع) سبب غم و اندوه آنان شود. ايشان با اقامه عزا براى اهل بيت(ع) و نسبت به افرادى كه خود را مديون آنان مى‏دانستند، اداى دين مى‏كنند. آيا اداى دين موجب راحتى جان است، يا غم‏افزا و حزن آفرين و گريبان گير جان؟! اين اداى دين تنها در مصيبت اهل بيت نيست؛ بلكه در شادمانى اهل بيت(ع) نيزبا بر پايى محفل جشن شادى، انجام مى‏گيرد و روح افزا است. 4. پرداختن به مصيبت و مرثيه اهل بيت(ع) به صورت اندك در پايان مراسم، خود نوعى اداى دين و نوعى زندگى دينى و اخلاقى است و چنانچه گذشت داشتن زندگى دينى و اخلاقى خود شادى آفرين است. از جانب ديگر بر پايى مراسم جشن شادى، در شادمانى اهل بيت(ع) نيز خود بخشى ديگر از مراسم دينى بوده و شادى آفرين است. 5. انجام مرثيه و مصيبت در ضمن دعا و زيارت و تكرار بى مورد يك فراز از آن، كه موجب مى‏شود دعا و زيارت ديگر به شكلى كه امام معصوم خوانده‏اند، خوانده نشود اين نوعى افراط است. از اين رو اگر اعتراض شما به برخى مراسم دعا و زيارت باشد، بجا است و همان گونه كه گذشت محصول عدم اطلاع برگزار كنندگان اين مراسم مى‏باشد. پس روح حاكم بر مراسم دينى چيزى جز چند مطلب زير نيست: 1. عبادت و بندگى آن‏گونه كه خداوند و اهل بيت بيان داشته‏اند، 2. روشنگرى نسبت به امور دينى و حقايق علمى و نيازها و وظايف، 3. ايجاد الفت و صميميت، 4. اداى دين نسبت به اهل بيت و كسب نشاط براى ادامه مسير زندگى معنوى آنان. منابع پاسخ: 1. محمدى رى شهرى، محمد، ميزان الحكمة، مكتب الاعلام اسلامى، 1362. 2. مجلسى، محمد باقر، بحارالانوار، مؤسسه الوفاء، بيروت 1403. 3. كلينى، محمد، اصول كافى. 4. طريقه‏دار، ابوالفضل، شرع و شادى، حضور، 1380، ص 43-13. 5. پلاچيك روبرت، هيجانها، ترجمه محمود رمضان زاده، آستان قدس رضوى، 1371، ص 156. 6. عزيزى، عباس، فضايل و سيره امام حسين(ع)، صلاة، 1381، ص 364. 7. آبزيك مايل، روان‏شناسى شادى، ترجمه مهرداد فيروز بخت و خشايار بيگى، بدر، 1375، ص 82. 8. لطفى، محمد حسن، دوره آثار افلاطون، ج 3. 9. كن ويز، به دنبال شادكامى، ترجمه ف شجرى، انجمن قلم ايران، 1379، ص 67. 10. مطهرى، مرتضى، حماسه حسينى، صدرا 1367، ص 95. 11. الضوء و اللدن فى‏القرآن الكريم، نذير، حمدان دار ابن‏كثير، بيروت،2002، ص‏38. 12. اكبرزاده، على، رنگ و تربيت محمدى، 1374، بى جا، ص 24.
کد سوال : 1798
موضوع : كلام و دين پژوهي
پرسش : لطفا توضيح دهيد اگر آيين اسلام با فطرت انسانها سازگار است چرا اين قدر ارزشهاي اسلامي در جامعه خودمان و در دنيا دچار غربت و فراموشي است؟ و اصولا چرا دين دار بودن اين قدر سخت است؟
پاسخ : در رابطه با قسمت اول سئوال اولأ اکثر علماء و فلاسفه مسلمان مدعي نيستند که تمام فروعات و جزئيات دين مطابق با فطرت است تا مخالفت با آنها مخالف با فطري بودن دين باشد بلکه معتقدند اصول و ارکان اساسي دين با نوع آفرينش انسان موافق است مثل اصل اعتقاد و گرايش به خدا و پرستش خدا و ... چنانچه علامه طباطبايي در تفسير الميزان اين نظريه را انتخاب فرموده اند V}(الميزان، علامه طباطبايي، ج 16، ص 178، ذيل آيه 30 از سوره روم).{V ثانيأ فطري بودن دين به اين معنا نيست که فطرت عليت تامه براي مسلمان و متدين بودن افراد باشد به نحوي که آنها را مجبور به دينداري کند بلکه فطري بودن دين به اين معنا است که يک شناخت و گرايش و ميل باطني بسوي ارکان اساسي دين مانند تصديق بر وجود خداوند و ميل به کرنش در مقابل کمال به نحو مقتضي در وجود تمام انسانها تعبيه شده که اگر عواملي سد و مانع اين اقتضاءآت نشوند، آنها به فعليت مي رسند اما اگر موانعي سد راه آنها شود آنها به فعليت نخواهند رسيد و اين به فعليت نرسيدن منافات با فطري بودن آنها ندارد. در تبيين اين جواب بايد مقصود علما از معناي فطرت و فطري بودن دين کاملأ روشن شود تا معلوم شود که شرک ارزشها منافاتي با فطري بودن دين ندارد. فطرت در لغت به معناي خلقت و آفرينش و در ديدگاه فلاسفه و متکلمان مسلمان به اين معنا است که خداوند متعال بينشها و گرايشهاي خاصي را همراه آفرينش در خمير مايه وجودي انسان به وديعت نهاده است. T}الف. بينشهاي فطري {T بينشهاي فطري به معناي عام شناختي است که از درون بر آمده و تصديق به آن نياز به استدلال و فکر ندارد مانند علم حضوري انسان به خوابش و مانند ادراکاتي که بالقوه در ذهن هر کس موجود است هر چيز ممکن است در بعضي افراد بخاطر موانع به فعليت نرسند مانند تصديق به زيبا بودن گل و بد بودن خودکشي. حال فطري بودن گزاره هاي اساسي دين مثل تصديق به وجود خداوند يا به اين معنا است که هر انساني به دليل وابستگي وجودي خود به خدا نوعي شناخت حضوري و شخصي از آفريدگار دارد يا از قبيل ادراکات حصولي است که بالقوه در ذهن همه افراد موجود است، و نکته اساسي اين است که فطري بودن اين نوع بينشها مستلزم اين نيست که همه يا اکثر انسانها بوجود خداوند و ارکان اساسي دين تصديق داشته باشند. چون گاهي اين معرفت فطري انسان به خداوند به دليل وابستگي شديد او به عالم طبيعت در پس پرده قرار مي گيرد, نور فطرت كم فروغ مي گردد و گاه وجود برخي شبهات در ذهن افراد موجب مي شود كه حتي انسان در بديهي ترين امور مثل محاليت اجتماع نقيضين و وجود حقايق خارجي ترديد كنند و روشن است كه اين نحوه ترديدها موجب خروج بديهيات از بديهي بودن, و فطريات از فطري بودن نمي شود. كه اگر اين موانع اقتضاء فطرت از بين برود يعني ذهن افراد مسبوق به شبهه نباشد و دستشان از مظاهر طبيعت كوتاه شود و در شرائط بحراني قرار گيرند و خود را در چند قدمي مرگ بيابند حتي اگر فرعون هم باشند معرفت فطري خفته در عمق جانشان بيدار مي شود و خدا را از سر اخلاص مي خوانند «فاذا ركبوا في الفلك دعوالله مخلصين له الدين فلما نجاهم الي البر اذا هم يشركون؛ پس هر گاه در كشتي سوار شوند خداي خود را با اخلاص بخوانند و چون آنان را به سوي خشكي نجات دهد آنان شرك ورزند» V} (عنكبوت، آيه 65){V T}گرايشهاي فطري {T در انسان ميل و گرايشهاي فطري زيادي وجود دارد مانند گرايش به حقيقت جويي, زيبايي خواهي, ميل به جاودانگي كه يكي از اينها گرايش به كمال مطلق است و چون كمال مطلق همان خداوند متعال است, پس در وجود هر انساني حب و عشق به خداي متعال مغروس است و چون هر محبي در مقابل محبوب خضوع و تواضع دارد و حتي محبوب كمال مطلق باشد محب نهايت خضوع و كرنش را كه همان پرستش باشد در مقابل كمال مطلق دارد لذا ميل به پرستش هم يك امر فطري در انسانها است و اما اينكه چرا در ظاهر بسياري از مردم ظاهرا عشق به خدا ندارند و او را پرستش نمي كنند. علاوه بر پاسخهاي كه در رابطه با بينشها داده شد حضرت امام(ره) به پاسخ ديگري اشاره دارند مي فرمايند, در تشخيص كمال مطلق و آن كه كمال در چيست و محبوب و معشوق در كجاست مردم كمال اقتدار را دارند هر يك معشوق خود را در چيزي يافته و كعبه آمال خود را در چيزي توهم كرده و متوجه آن شده است اهل دنيا كمال را در دارايي گمان كردند و معشوق خود را در آن يافتند... ولي بايد دانست كه با همه وصف, هيچ يك از آنها عشقشان و محبشان راجع به آنچه گمان كردند نيست. زيرا هر كس به فطرت خود رجوع كند مي يابد كه قلبش به هر چه متوجه است اگر مرتبه بالا ترين آنرا بيابد فورا قلب از اولي منصرف گردد و به ديگري كه كامل تر است متوجه شود و وقتي به كامل تر رسيد بر اكمل از آن متوجه گردد... پس اين نور فطرت ما را هدايت كرد به اينكه تمام قلوب سلسله بشر از قاره نشينان اقصي بلاد آفريقا تا اهل ممالك متمدن عالم و از طبيعيين و ماديين گرفته تا اهل كتاب و آيين بالفطره قلوبشان متوجه كمال است كه نقصي ندارد و تمام موجودات و عائله بشري با زبان فصيح يك دل و يك جهت گويند ما عاشق كمال هستيم . [چهل حديث, امام خميني, ص 156_158] پس اينكه افراد ملحد و بي دين مي شوند و يا در جامعه به ارزشها عمل نمي كنند به هيچ نحو منافاتي با فطري بودن دين ندارد, چون يا موانعي از قبيل_ وراثت بد و يا محيط خانوادگي و تربيت بد و يا محيط اجتماعي فاسد سبب مي شود كه آن فطرت به فعليت نرسد. و چنانچه گفته شد فطرت به نحو مقتضي براي پذيريش اركان اساسي دين است نه به نحو عليت تامه و الا ديگر جايي براي اختيار و تكليف باقي نخواهند ماند. علاوه بر اين كساني كه درجامعه به ارزشها عمل نمي كنند اگر از آنها در رابطه با اعتقاد به وجود خداوند متعال و اركان اساسي دين و گرايش بسوي خداوند سئوال شود آنها يقينا در ظاهر هم به اين ها اعتراف مي كنند گر چه در مقام عمل بخاطر وسواس شيطاني و لذات زود گذر دنيايي و عادات منفي بر خلاف اعتقاد و گرايشات عمل مي كنند مانند يك پزشك متخصص كه هم يقين به مضر بودن سيگار دارد و هم گرايش به صحيح و سالم بودن. لكن در مقام عمل بر خلاف بينش و گرايش عمل مي كند و سيگار مي كشد. آيا ديندار بودن سخت است؟ اما در رابطه با ذيل سؤال كه چرا ديندار بودن سخت است: اولا فرض مي كنيم كه مشكل باشد, روشن است كه رسيدن به هر درجه متعالي مشكلات و زحماتي دارد و قانون عالم هستي همين است شما اگر مي خواهيد در تحصيل علم به مدارج عالي دست پيدا كنيد بايد زحمت بكشيد. نا برده رنج گنج ميسر نمي شود, اگر مي خواهد به ثمرات دينداري_ بهشت و بالاتر از آن به مقام قرب الهي نائل شود. اينها را به بهاء مي دهند نه به بهانه. ثانيا بايد اين نكته دقيق را مورد توجه قرار داد كه اصولا سخت و آسان بودن يك عمل امري نسبي و ناشي از نوع نگرش و اعتقاد و گرايش فرد به آن عمل است. به همين علت يك عمل مانند مطالعه كردن براي يك شخص هيچ سختي ندارد و شخص ساعتها مطالعه كرده و از آن لذت مي برد و مثل خواجه نصيرالدين طوسي مي گويد اين الملوك و ابناء الملوك من هذه اللذه؟ يعني پادشاهان و پسران آنها كجا هستند كه اين لذت را بيابند و شخص ديگري از مطالعه خسته مي شود. و همينطور درباره اعمال دين كسي كه در مقام بينش و اعتقاد بر اصول دين اعتقاد راسخ دارد و قطع دارد كه پاداش اين اعمال را بزودي در قيامت مي بيند و بالاتر از آن مانند علي(ع) آنچنان معرفتي عميق پيدا مي كند كه خدا را فقط بخاطر اينكه سزاوار پرستش است عبادت مي كند, به بخاطر خوف از جهنم يا طمع در بهشت و از اين عبادت لذت مي برد. و با توجه به همين نكته مهم كه مشكل و آسان بودن اعمال تابع نوع اعتقاد و نگرش انسان به آن عمل است سختي و آساني اعمال دين تابع چگونگي اعتقاد و نگرش فرد به مباني اساسي دين است و از آنجا كه اين مباني مطابق با فطرت انساني است اگر اين بينشها و گرايشها فطري به جهت اميال و شهوات و حب دنيا كم رنگ نشده باشند, اين دين داري و انجام اعمال دين نه فقط سخت نيست بلكه نهايت لذت را مي برند, لذا قرآن كريم مي فرمايد: «انها لكبيره الا علي الخاشعين؛ اين كار [نماز] بجز براي خاشعان گران و سخت است» V}(بقره ، آيه45){V و پيامبر اكرم(ص) مي فرمايد: «جعلت قره عيني في الصلاه؛ نور چشم من در نماز است». و بر همين اساس در آيات و روايات بر اينكه در دين اسلام سختي و حرجي نيست و دين اسلام يك دين سهل و سمحه است تاكيد شده, در قرآن كريم مي خوانيم: «ما جعل عليكم في الدين من حرج ؛ خداوند متعال در دين بر شما سخت گيري نفرموده». و پيامبر اكرم مي فرمايد : «ما بعثت بالرهبانيه الشاقه و لكن بالحنيفيه السبحه؛ من براي رهبانيت شاق مبعوث نگشته ام بلكه براي ديانت آسان و به دور از سخت گيري مبعوث شده ام» V}(مجمع البحرين, ماده سمح).{V نكته ظريف در اين روايت استفاده از كلمه حنيف است كه مي تواند اشاره به منشا اين سهولت باشد كه فطري بودن تعاليم اسلام است چنانچه در سوره روم مي خوانيم فاقم وجهك للدين حنيفا فطره الله التي فطر الناس عليها پاك دلانه او به سوي دين آور اين است فطرتي الهي كه خداوند مردم را بر طبق آن آفريده است. براي مطالعه بيشتر در اين رابطه مي توانيد به آثار ذيل مراجعه فرماييد: - سعادت قرآن, آيت الله مصباح يزدي. - سرشت انسان علي شيرواني. - معرفت فطري خدا ، رضا برنجکار - تفسير الميزان ج 16, ص 183 به بعد - فطرت, استاد شهيد مطهري
کد سوال : 1799
موضوع : سياسي و انديشه سياسي
پرسش : ضرورت وجود بسيج؟
پاسخ : هر چند در زمان صلح، نيروهاي مسلح (ارتش و سپاه و...) حراست از مرزها و همکاري در امنيت داخلي کشور (در حدود مقرر) را بر عهده دارند، اما زمان جنگ و بروز حوادث و اتفاقات فوق العاده، امکانات و توانايي هاي بيشتري مي طلبد که جز با همکاري و همياري مردم امکان پذير نيست. اين همکاري و همياري متکي بر دو اصل ايمان و عمل شهروندان مي باشد. بنابراين براي آن که بتوان از توانايي مردم در صورت لزوم استفاده نمود، بايد به همه افراد آموزش هاي لازم دفاعي و تأميني داده شود تا هنگام ضرورت به کار آيد. تدوين کنندگان قانون اساسي با توجه به اهدافي که براي جمهوري اسلامي اعلام داشته و رسالتي که جامعه اسلامي به عهده دارد و اصولي که قانون اساسي بر آن پايه گذاري شده پيش بيني مي کردند که خطرات زيادي متوجه امت اسلامي است و براي دفع اين خطرات همه افراد کشور بايد مشارکت داشته باشند. به همين مناسبت در اصل 110 جزء وظايف و اختيارات رهبري «بسيج نيروها» هم پيش بيني شده است و در اين رابطه براساس اصل يکصد و پنجاه و يکم قانون اساسي به حکم آيه کريمه «واعدوا لهم ماستطعتم من قوه و من رباط الخيل ترهبون به عدوالله و عدوکم و آخرين من دونهم...» دولت را موظف مي دارد که براي همه افراد کشور برنامه و امکانات اموزش نظامي را بر طبق موازين اسلامي فراهم نمايد، به طوري که همه افراد توانايي دفاع مسلحانه از کشور و نظام جمهوري اسلامي ايران را داشته باشند. بر اين اساس پيرو فرمان حضرت امام مبني بر ايجاد آموزش و بسيج ارتش بيست ميليوني جهت پيشگيري و مقابله با هرگونه تهديد و تجاوز، قوانين لازم براي تبيين جايگاه و ساختار تشکيلاتي بسيج، اهداف شرح وظايف و... تهيه شده براساس ماده 35 قانون مصوب 28/10/1359 مجلس شوراي اسلامي «هدف از تشکيل واحد بسيج مستضعفين ايجاد توانايي هاي لازم در کليه افراد معتقد به قانون اساسي و اهداف انقلاب اسلامي به منظور دفاع از کشور، نظام جمهوري اسلامي و همچنين کمک به مردم هنگام بروز بلا و حوادث غيرمترقبه با هماهنگي مراجع ذي ربط مي باشند». ماده 36 قانون ياد شده وظايف بسيج را بدين شرح پيش بيني نموده است: 1. آموزش نظامي در حد توانايي دفاع از جمهوري اسلامي ايران و تماميت ارضي کشور. 2. تعليم و تربيت در زمينه هاي عقيدتي، سياسي و تخصص هاي مورد نياز. 3. سازماندهي اعضاء بسيج. 4. طرح هاي دفاعي با هماهنگي ساير ارگان هاي ذي ربط V} (ر.ک: حقوق اساسي جمهوري اسلامي ايران، سيد محمد هاشمي، نشر دادگستر، چاپ پنجم، 1380، ج2، ص 355).{V بر اين اساس با توجه به اهداف و وظايف قانوني بسيج بايد در تبيين جايگاه بسيج در کشور به اين نکته توجه اساسي داشته باشيم که بسيج يک نهاد چند جانبه است نه يک نهاد نظامي صرف، بلکه حتي مانند ساير نهادهاي نظامي رسمي هم نيست بلکه نهادي مردمي است فراتر از جايگاه نظامي که در زمينه هاي مختلف، فرهنگي، عقيدتي، تربيتي و علمي نقش بسيار ارزنده اي مي تواند در آموزش جوانان و ساير اقشار و اصناف مختلف جامعه داشته باشد از اين رو با توجه به تمامي اين کارهايي که مي توانيم از نهاد بسيج به عنوان يکي از عوامل جامعه پذيري جوانان و اقشار مختلف جامعه اسلاميمان نام برد که موفقيت هاي بسيار زيادي نيز در زمينه هاي مذکور به دنبال داشته است؛ بررسي عملکرد بسيج در زمينه هاي مختلف دفاعي، علمي، فرهنگي، سازندگي و... از اول انقلاب تاکنون، به خوبي بيانگر اهميت و ضرورت اين نيروي مردمي براي جامعه اسلامي ماست به عنوان نمونه آيا پيروزي در مقابل توطئه هاي گوناگون استکبار جهاني و دشمنان ايران، از جنگ تحميلي گرفته تا ايجاد اغتشاش و ناامني در شهرها و... آيا بدون حضور نيروهاي مخلص و جان بر کف بسيج امکان پذير بود؟ آيا مي توان نقش بسيار مؤثري که نيروهاي بسيج در تضمين بقا و تداوم انقلاب اسلامي داشته و دارند را منکر شد؟!! کينه و دشمن عميق مخالفان نظام اسلامي با بسيج به خوبي مؤيد اين موضوع است. آنچه که گره هاي کور نظام را در مواقع حساس باز کرد ه است همين حضور مؤثر و تشکل يافته نيروهاي مردمي در قالب بسيج است. از سوي ديگر اگر مقايسه اي بين بودجه هاي هنگفتي که در قسمت هاي مختلف دولت، مصرف مي شود با بودجه بسيار اندک بسيج داشته باشيم و دستاوردهاي هر کدام را نيز در نظر بگيريم، به خوبي مشخص مي شود که بسيج يکي از نادرترين مراکزي است که علي رغم تحميل هزينه هاي بسيار ناچيزي بر دولت، دستاوردهاي بسيار گران سنگي براي جامعه و نظام اسلامي داشته و دارد. به علاوه اگر بخواهيم کارکردهايي که بسيج هم اکنون انجام مي دهد به تشکيلات نظامي کنوني بسپاريم و يا تشکيلات رسمي ديگري به وجود بياوريم هزينه هاي بسيار کلاني بر دولت تحميل مي کند، لذا برخي کشورها مانند چين برخي فعاليت هاي مشابه را به نيروهاي مردمي مي دهند. از اين رو ناديده گرفتن نقش و جايگاه حساس بسيج اقدامي غير منصفانه و در تنافي با مصالح جامعه، منافع ملي کشورمان و آرمان ها و اهداف والاي انقلاب اسلامي مي باشد . و نکته آخر اين که در نظر گرفتن مزاياي ناچيزي به ازاء خدمات با ارزش نيروهاي بسيج، اقدامي خردمندانه و مطابق با آموزه هاي اسلامي بوده تا ضمن اجراي عدالت اجتماعي، ارزش گذاري، تشويق و تقدير از خدمات بسيجيان نيز باشد.
کد سوال : 1800
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : يکي از مهمترين مسائلي که مدتي است فکرم را به خود مشغول کرده مسئله ازدواج مي باشد مثلا نحوه در جريان گذاشتن والدينم ، و حتي پيدا کردن فردي که از لحاظ فکري و ديني متناسب من باشد در واقع مشکل اصلي تر من اين است که در برخورد با هر فردي در ذهن خود دليل تراشي کرده و به بهانه هاي مختلفي از جمله ظاهر و رفتار او ،وي را مناسب ازدواج نمي بينيم. البته به نظر خودم شايد اين مسئله مربوط به مهم بودن مسئله ازدواج در طول زندگي هر فردي مي باشد لذا در اين مورد بنده را راهنمايي کنيد؟
پاسخ : براي داشتن ازدواجي موفق در موقعيت کنوني به نکات زير توجه فرماييد: 1. هرچه بيشتر درباره ازدواج موفق، شرايط و امکانات و معيارهاي لازم در انتخاب همسر تفکر کنيد و زود تصميم گيري نکنيد. 2. با افراد با تجربه، دلسوز و مورد اعتمادتان در اين مورد به مشورت بپردازيد و از تجارب آنها (موفقيت ها و شکست هاي آنها) استفاده کنيد. مطمئنا شکست ها و يا عدم موفقيت هاي آنان را مي توانيد فراروي خود قرار دهيد تا مجددا شما تجربه نکنيد تا دچار حسرت و خسران شويد. 3. بهترين افرادي که در اين زمينه مي توانند به شما کمک کنند در درجه اول والدين شما هستند. 4. در صورت امکان از نظرات مشورتي مشاور ازدواج بهره بگيريد. 5. با مطالعه بيشتر در اين زمينه از ملاک ها و معيارهاي همسر شايسته را آگاهي کامل تري و بيشتري پيدا کنيد. گفتني است که بسياري از معيارها و ملاک هايي که بايد مورد توجه قرار داد و در فرد مورد نظر دنبال مي کنيم، چه بسا در مرحله تحقيق و انتخاب نتوانيم خوب تشخيص و يا گزينش کنيم. زيرا برخي از آنها دست نايافتني است و علي رغم دقت هاي زياد مخفي مي ماند و يا فرد مورد نظر از تمام آن ويژگي ها به شکل کامل دارا نيست زيرا که انسان ناقص است و در زمينه اي يا زمينه هاي مختلف ضعف و کمبود دارد همان طور که خود انسان دچار نقص و ضعف هايي است و بايد به طور نسبي در يک جمع بندي کلي به يک انتخاب دست زد و نبايد انتظار داشت فرد مورد نظر از تمام معيارهاي مورد نظر آن هم به شکل کامل و تمام برخوردار باشد. پس بايد انعطاف به خرج داد. ضمنا ما در اينجا به برخي ملاک ها و راه هاي تحقيق در انتخاب همسر اشاره مي کنيم اميد است مفيد باشد. معيارها و ملاك هايي كه در انتخاب همسر بايد در نظر گرفته شود دو نوع است . الف . آنهايي كه ركن و اساس اند و براي يك زندگي سعادتمندانه حتما" لازم اند. ب . آنهايي كه شرط كمال هستند و براي بهتر و كاملتر شدن زندگي اند و بيشتر به سليقه و موقعيت افراد بستگي دارد. ملاك هاي دسته اول عبارتند از: 1. تدين و دين دار بودن فرد. زيرا انساني كه دين ندارد هيچ ندارد انسان بي دين در حقيقت مرده ي متحرك است و كسي كه پاي بند به دين (كه اصلي ترين مسأله زندگي است) نباشد هيچ تضميني وجود ندارد كه پاي بند به رعايت حقوق همسر و زندگي مشترك باشد. انسان ديندار هرگز نمي تواند با همسر بي دين كنار بيايد و با هم زندگي سعادتمندانه اي داشته باشند. 2. اخلاق نيك داشتن كه منظور داشتن صفات و خلق و خوهاي پسنديده در نظر عقل و شرع است . در واقع اخلاق و دين دو ملاك و معيار اصل در ازدواج و انتخاب همسر است . اگر بخواهيم نمونه هايي از اخلاق خوب و بد را اشاره كنيم مي توان موارد زير را ذكر كرد. الف . خوش زباني و بدزباني زبان ترجمان و بيانگر احوال درون است و زبان دريچه اي است از محتويات درون فرد, زبان انسان آينه ي دل اوست ب . بزرگواري و حسادت ج . خوش خلقي و كج خلقي د. حق پذيري و لجاجت 3. شرافت و اصالت خانوادگي كه منظور نجابت و پاكي خانواده است زيرا ازدواج دختر و پسر تنها پيوند و تركيب دو فرد نيست بلكه پيوند دو خانواده است و نمي توان گفت من مي خواهم با خود اين فرد ازدواج كنم و كاري به خانواده و فاميلش ندارم . زيرا اين فرد شاخه اي است از اين خانواده و از ريشه هاي همان درخت خانواده تغذيه كرده است و صفات اخلاقي , روحي عقل و جسمي آن خانواده را از راه وراثت و محيط و عادات به اين فرد منتقل كرده است . 4. عقل ; در واقع همان نور افكني است كه جاده زندگي را روشن مي كند و بايد زن و شوهر براي اداره ي زندگي و تربيت فرزندان از نيروي عقل و فهم مجهز برخوردار باشند و رشد عقلي كافي پيدا كرده باشند همان طور كه ائمه اطهار ما را از ازدواج با افراد احمق و كم عقل نهي فرموده اند. 5. تناسب , همتايي و كفو همديگر بودن كه از حساس ترين نكاتي است كه بايد در انتخاب همسر مورد توجه قرار گيرد همتايي و تناسب از نظر و جنبه هاي مختلف مثل الف . تدين و ميزان پاي بندي به دستورات شرع ب . همتايي و هماهنگي فرهنگي و فكري ج . همتايي اخلاقي و پاي بندي به آداب اخلاقي د. كفو همديگر بودن از نظر تحصيلات علمي ه. تناسب در زيبايي و. تناسب سني ز. تناسب مالي و سطح اقتصادي و... ملاك ها و معيار و مسائل ديگري كه بيشتر مربوط به سليقه و موقعيت افراد دارد. در دسته ي دوم قرار مي گيرد و مي توان از آن صرف نظر كرد. ولي براي اينكه بتوانيد به يك تصميم صحيح و عاقلانه اي برسيد بهتر است با افراد مورد اعتماد خويش، والدين، يا اقوام نزديك دلسوز و عاقل و داراي تجربه مشورت كرده و با دقت كافي تصميم مناسبي اتخاذ فرماييد. ما معيارهايى را كه در احاديث براى همسر خوب ذكر شده، بيان مى‏كنيم. شما هم همين شرايط را مد نظر بگيريد و با توكل به خداوند اقدام نماييد. البته اين شرايط نسبت به افراد نسبى هستند و نبايد انتظار داشته باشيد شخص مورد نظر شما از بالاترين حد آن برخوردار باشد. حضرت على(ع) ضمن آموزش دعايى جهت ازدواج معيارهايى را براى انتخاب همسر بيان فرموده‏اند كه عبارتند از: 1- صالحه (شايسته): خانمى كه كارهاى شايسته و مورد پسند خدا را انجام دهد؛ 2- ودود: با محبت باشد؛ 3- ولود: نازا وعقيم نباشد؛ 4- شكور؛ در مقابل نعمت‏هاى الهى شكرگذار باشد؛ 5- قنوع: اهل قناعت باشد تا در زندگى تو را به زحمت نيندازد؛ 6- غيور: نسبت به دين خدا و عفت غيرتمند باشد؛ 7- در برابر احسانى كه به او مى‏شود، قدردانى كند؛ 8- چنانچه از سوى تو كار ناروايى سرزد، عفو و اغماض كند؛ 9- اگر در زندگى يادآور خدا شدى، تو را همراهى كند و اگر خدا را فراموش كردى، يادآور تو شود و به تو تذكر دهد؛ 10- آن گاه كه از منزل خارج شدى، خودش را حفظ كند؛ 11- و هرگاه به منزل وارد شوى، با ورودت خوشحال و مسرور گردد؛ 12- چنانچه به او دستور و فرمان دادى، اطاعت كند و اگر براى او قسم خوردى، باورت كند و تكليف خود را انجام دهد؛ 13- و اگر ناراحت شدى و او را مورد غضب قرار دادى، اسباب خشنوديت را فراهم آورد. همسر خوب و مناسب ويژگي هاي متعددي دارد كه ان شاءالله شما با يكايك آنها آشنا و نسبت به احراز آن كوشا هستيد. اما در خصوص ويژگي «ايمان» كه يك صفت قلبي است به عرض مي رسانيم كه راه شناخت و پي بردن به اين ويژگي دروني , دقت در اعمال و رفتار ناشي از آن است . مثلا" شجاعت يك صفت نفساني و دروني است و كسي نيست كه ادعاي شجاعت نكند ولي راه تشخيص فرد شجاع از ترسو دقت در رفتارهاي وي و مشاهده آنها است . مثلا" كسي كه شب از بيرون رفتن و يا واقع شدن در تاريكي امتناع مي ورزد و با مشاهده يك صحنه پراضطراب رنگ رخساره اش را مي بازد, نمي تواند شجاع باشد. حال براي پي بردن به ايمان افراد نيز بايد از نظر رفتاري وي را مورد دقت قرار دهيد. مثلا" شخص با ايمان به سهولت غيبت نمي كند، تهمت نمي زند، از انجام واجبات غفلت نمي ورزد و نمازهاي واجب را در اول وقت و با حضور قلب و كيفيت برتر به جا مي آورد, در رعايت حساب مالي (خمس و زكات ) دقت دارد و وضعيت شخصي او از نظر پايبندي به امور شرعي دارد و... بنابراين به صرف ادعا نمي توان كسي را با ايمان دانست چون مدعيان ايمان كم نيستند و از طرفي ايمان هم مراتب متعدد دارد, لذا براي اين كه بدانيد فرد مورد نظر, شخص مؤمني هست يا نه ؟ بايد در رفتارهاي ديني و عبادي او و ميزان پاي بندي او به اين اعمال دقت و توجه داشته باشيد و تنها و تنها از اين راه مي توان به ايمان او پي برد. مثلا" دقت كنيد كه آيا در اول وقت به سراغ اقامه نمازها مي رود يا در پايان وقت و همانند انسان هاي عجول نماز مي گذارد و... اميدواريم با رعايت اين معيار در مسير آنچه هدف شماست موفق باشيد. بنابراين مي توان گفت اقدام براي شناسايي ملاک هاي فوق و اطلاع يافتن از وجود آنها در يک فرد از راه هاي زير امکان پذير است: 1- تحقيق و بررسي از خانواده و چگونگي روابط خانوادگي و فاميلي. چون هر فردي تحت تأثير محيط خانواده به دنيا آمده و رشد کرده است و از آن فضاي فرهنگي و اجتماعي تأثير پذير بوده و هست. 2- تحقيق و شناسايي دوستان و نزديکان و رفقاي صميمي در محل زندگي و سکونت، محل درس و محل کار. 3- گفتگوي مستقيم (ولي تحت نظارت خانواده هاي دو طرف) با يکديگر و اطلاع يافتن از نقطه نظرات همديگر درباره مسائل مختلف و آنچه در آينده مي تواند در زندگي مشترک تان تأثيرگذار باشد و کسب اطلاع از ميزان اهتمام وي نسبت به ملاک ها و معيارهاي معرفي شده. در پايان توصيه مي شود جهت اطلاعات بيشتر و دقيق تر و تصميم گيري واقع بينانه تر براي مهمترين تصميم دوران زندگي و نقطه عطف عمر خود بهتر است در اين زمينه هم تفکر بيشتري داشته باشيد و هم با خانواده محترمتان به گفتگو و مشورت بپردازيد و هم از نظرات مشورتي افراد با تجربه استفاده نمايند و کتاب هاي معرفي شده را نيز مطالعه فرماييد. 1- جوانان و انتخاب همسر على اكبر مظاهرى 2- ازدواج آسان و شيوه همسردارى محمد محمدى اشتهاردى 3- ازدواج آسمانى على اكبر مظاهرى 4- ازدواج پايدار كاظمى حقيقى 5- ازدواج در اسلام مصطفى كاشفى خوانسارى 6- ازدواج و روابط زن و مرد نجفى يزدى 7- پيوند دو قلب يا راهنماى ازدواج مهدى پاكزاد 8- جوانان و ازدواج - زندگى بهتر سيد احمد واحدى 9- جوانان، ازدواج و مسايل جنسى روح اللّه‏ خالقى 10- راهنمايى ازدواج بهزاد رحمتى 11- همسران برتر، غلامعلى افروز 12- انتخاب همسر، ابراهيم امينى 13- ازدواج مكتب انسان‏سازى، دكتر پاك‏نژاد انسان يك سلسله نيازهاى زيستى و روانى دارد كه اگر اين نيازها تأمين نشود هم ادامه‏ى حيات او ممكن است دچار مشكل شود و هم در صورت زنده بودن از رشد و كمال واقعى بهره‏مند نخواهد شد يك دسته از اين نيازها نيازهاى زيستى هستند مانند نياز به آب، هوا، غذا و... اگر اين نيازها تأمين نشود قطعا ادامه‏ى زندگى براى انسان و هيچ موجود زنده ديگر امكان‏پذير نيست به اين نيازها، نيازهاى نخستين يا اوليه مى‏گويند علاوه بر نيازهاى اوليه يك سلسله نيازهاى ديگرى انسان دارد كه بيشتر جنبه‏ى روانى دارند قطعا اگر اين نيازها از طريق صحيح تأمين نشود انسان به آرامش واقعى نمى‏رسد و اگر انسان آرامش روانى نداشته باشد نمى‏تواند به سوى رشد و كمال و شكوفايى گام بردارد از جمله‏ى اين نيازها مهرطلبى و مهرورزى نسبت به ديگران است انسان دوست دارد كه به او مهر بورزند كما اينكه دوست دارد به ديگران مهر بورزد با ديگران ارتباط و دوستى برقرار كند يكى ديگر از نيازهاى انسان نياز به يك جفت جنسى است يعنى براى تأمين نيازهاى جنسى و غريزى خود نيز نياز به يك فردى دارد كه كفو و همتاى او باشد و در همه‏ى اديان الهى از جمله دين حيات بخش اسلام تأمين اين نياز در قالب ازدواج تحقق پيدا مى‏كند و ازدواج فوايد بسيار زيادى براى انسان دارد از جمله‏ى اين فوايد علاوه بر ارضاء غريزه‏ى جنسى، دست‏يابى به آرامش است و قرآن يكى از فلسفه‏هاى ازدواج را دست‏يابى به آرامش مى‏داند و مى‏فرمايد ازدواج كنيد A}لتسكنوا اليها{A سكينه و آرامش يكى از مهمترين نيازهاى بشر است و چه فلسفه‏اى زيباتر از اين كه خداوند اين آرامش و سكينه را در ازدواج قرار داده البته آرامش و اطمينان مراتبى دارد يك رتبه‏ى آن از طريق ازدواج حاصل مى‏شود مراتبى از آنهم از طريق عبادت و ذكر خداوند تأمين مى‏شود چنانچه خداوند فرمود: A}الا بذكر الله تطمئن القلوب{A ؛ M}آگاه باشيد كه با ياد و ذكر خدا دلها آرامش پيدا مى‏كند{M. آرامش مهمترين چيزى است كه مى‏تواند زمينه‏ساز استفاده از ساير امكانات و استعدادها را فراهم كند انسان مضطرب هرگز نمى‏تواند از تمام ظرفيت‏هاى خود استفاده كند و به تكامل برسد بنابراين حداقل چيزى كه مى‏تواند بعنوان فلسفه‏ى ازدواج باشد رسيدن به آرامش نسبى براى استفاده از ساير توانمنديهاست و بالاخره دستيابى به خود شكوفايى و كمال نهايى و اين مطلب در طول تاريخ و حيات بشر به تجربه ثابت شده است البته بشرط اينكه ازدواج با رعايت همه‏ى شرايط كه دين و شارع معين كرده است كه يكى از آن شرايط ازدواج با كسى كه كفو و همتاى انسان باشد يعنى از نظر اعتقادى، فكرى، اخلاقى، فرهنگى، اقتصادى، خانوادگى، سنّى و تحصيلى و قيافه‏ى ظاهرى نزديك به انسان باشد هر چه دو نفر از دختر و پسر در فاكتورهاى فوق به هم نزديكتر باشند شرايط احراز كفويت بيشتر مى‏شود و در نتيجه شرط ازدواج واقعى و صحيح بيشتر فراهم شده و آثارى كه براى ازدواج بهتر و بيشتر تأمين مى‏شود. علاوه بر آن چه گفته شد ازدواج به زندگي انسان نظام مي بخشد و روابط خانوادگي را به گونه اي تعريف مي کند که وضعيت پسر و دختر از حالت نابساماني به وضعيت سامان دهي رو مي آورد و به تجربه ثابت شده اگر چه ازدواج را داراي مشکلات و پذيرفتن مسئوليتها مي باشد اما هر کس زودتر ازدواج کرده است به طور معمول اشتغال مسکن و وضعيت زندگي او نيز زودتر شکل گرفته است. به طور خلاصه مي توان درباره فلسفه ازدواج و نتايج و ثمرات آن چنين اظهار داشت که فلسفه ازدواج در سه امر خلاصه مي شود تکميل، تسکين، توليد. در اين زمينه توصيه مي شود مطلب زير را مطالعه فرماييد. مرحوم علامه محمد تقى جعفرى(ره) در جواب فيلسوف شهير اروپايى برتراند راسل كه چرا اسلام اين قدر به ازدواج بها داده و برايش قانون وضع كرده است، نوشت: «با ازدواج مى‏خواهد انسان به وجود آيد، مسأله انسان مطرح است.» بنابراين، ارضاى غريزه جنسى و تأمين نيازهاى فيزيولوژيك انسان از آثار مثبت ازدواج است؛ ولى مى‏توان فلسفه و حقيقت ازدواج از نظر اسلام را در سه امر جست و جو كرد: تكميل، تسكين و توليد. T} 1.تكميل‏{T هيچ انسانى به تنهايى كامل نيست و پيوسته در جهت جبران كمبود خويش تلاش مى‏كند. جوان در پى رسيدن به استقلال فكرى است؛ براى جبران نواقص و تأمين نيازهاى بى شمار خود به سوى ازدواج سوق داده مى‏شود و با گزينش همسرى مناسب و شايسته موجبات رشد و تكامل خويش را فراهم مى‏كند. مرحوم شهيد مطهرى در اين باره مى‏فرمايد: «تشكيل خانواده يعنى يك نوع علاقه‏مند شدن به سرنوشت ديگران.... و يكى از علل اين كه در اسلام ازدواج يك امر مقدس و عبادت تلقى شده است همين است... ازدواج اولين مرحله خروج از خود طبيعى فردى و توسعه پيدا كردن شخصيت انسان است... پختگى اى كه در پرتو ازدواج و تشكيل خانواده ايجاد مى‏شود، در هيچ جاى ديگر نمى‏توان به آن رسيد. و آن را فقط در ازدواج و تشكيل خانواده بايد بدست آورد.» V}(تعليم و تربيت در اسلام، شهيد مطهرى. ص 252) {V شخصيت انسان پس از ازدواج به يك شخصيت اجتماعى تبديل مى‏شود؛ زيرا در پرتو ازدواج و زندگى مشترك خود را شديداً مسؤول حفظ همسر و تأمين وسائل زندگى و تربيت فرزندان آينده تلقى مى‏كند و تمام هوش، ابتكار و استعدادهاى خود را به كار مى‏گيرد؛ به عبارت ديگر، احساس مسؤوليت اجتماعى در او شكل مى‏گيرد و بسيارى از شايستگى‏ها و توانمندى‏هاى نهفته در درونش را شكوفا مى‏سازد. بنابراين، مى‏توان ازدواج را مايه رشد و كمال يافتن انسان دانست. در واقع خداوند انسان را به گونه‏اى آفريده كه بدون جنس مخالف ناقص است و با جنس مخالف كامل مى‏شود. مرد به زن نيازمند است و زن به مرد. هر كدام از دو جنس از نظر روحى و جسمى به هم وابسته‏اند و با قرار گرفتن در كنار هم يكديگر را تكميل مى‏كنند. T} 2. تسكين‏{T مهم‏ترين نيازى كه بر اثر ازدواج تأمين مى‏شود، نياز به آرامش و احساس امنيت و آسودگى است اين نياز كه در سرشت آدمى ريشه دارد، چنان مهم است كه خداوند در بيان فلسفه ازدواج مى‏فرمايد: «از آيات و نشانه‏هاى خداوند اين است كه براى شما از جنس خودتان همسرانى قرار داديم تا در كنار آنان آ رامش يابيد.» V}(سوره روم (30): آيه 21){V بنابراين، همسر موجب آرامش و امنيت خاطر و محيط خانه وسيله آرامش روحى زن و مرد قرار داده شده است. در اوايل جوانى احساس تنهايى، بيهودگى و نداشتن پناهگاه انسان را فرا مى‏گيرد. ازدواج و قرار گرفتن در كنار همسرى شايسته و دلسوز اين احساس را از بين مى‏برد و او را به آرامش روحى مى‏رساند. اين احساس آرامش به ثبات فكرى و روحى، وقار، احساس ارزشمند بودن و لذت مى‏انجامد. در واقع دست آفرينش نوعى كشش درونى ميان زن و مرد به وديعت نهاده تا هر كدام در سنين خاص خواهان يكديگر شوند و اضطراب وپريشانى‏شان از طريق ازدواج به سكونت و آرامش تبديل گردد. دانشمندان علوم تجربى و انسانى نيز ارضاى صحيح و به موقع غريزه جنسى و ترشح معتدل غدد جنسى را براى سلامت جسم و روان آدمى لازم دانسته، عدم آن را سبب پاره‏اى از بيمارى‏هاى روانى و گاه جسمانى شمرده‏اند. T} 3. توليد{T يكى از ثمرات بزرگ ازدواج وجود فرزند و بقاى نسل آدمى است. توليد و تكثير نسل را نبايد كوچك و بى اهميت شمرد؛ زيرا هدف آفرينش جهان وجود انسان و پرورش و تكامل او است. توليد و پرورش انسان‏هاى خدا پرست و موحد و نيكوكار و صالح، مطلوب خداى جهان آفرين است. از ديدگاه اسلام، وجود فرزند صالح براى پدر و مادر يك عمل صالح شمرده مى‏شود و در سعادت دنيا و آخرت آن‏ها مؤثر است به همين جهت، معصومان توليد و تكثير نسل را از اهداف ازدواج خوانده‏اند. پيامبر اكرم(ص) مى‏فرمايد: «چه مانع دارد كه مؤمن براى خودش همسرى برگزيند. شايد خدا فرزندى به او عطا كند كه با گفتن لااله الاالله زمين را سنگين سازد.» در حقيقت زوج‏ها از طريق فرزندان خود رشته پيوند ميان اعضاى يك نسل را به وجود مى‏آورند. اين امر از اهداف اساسى ازدواج است؛ وجود فرزندان به گرمى، پويايى و صفاى كانون خانواده مى‏انجامد و انگيزه ادامه زندگى را در انسان تقويت مى‏كند. البته روشن است كه در پرتو ازدواج يكى از نيازها و غرايز مهم انسان (غريزه جنسى) تأمين و به روشى درست ارضا مى‏شود. با تأمين اين نياز جسمانى، فرد از نظر روانى، ذهنى و اخلاقى به آرامش مى‏رسد و مسير بسيارى از انحرافات جنسى و اخلاقى و اجتماعى بسته مى‏شود و زمينه را براي خوشبختي يک جوان فراهم مي کند.