• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
عضویت در خبرنامه
کد سوال :
جستجو :
کد سوال : 1771
موضوع : كلام و دين پژوهي
پرسش : آيا حق الناس از شهيد بخشيده مي شود؟
پاسخ : همچنان که در رديف سوم پاسخ به پرسش 6 يادآوري شد، بدهکاري که از نمونه هاي حق الناس به شمار مي آيد، از شهيد بخشوده نمي شود. البته همانگونه که در اين روايت گفته شده، کفاره حق الناس (از جمله بدهکاري) مجازات و به کيفر رسيدن شهيد نيست بلکه اين کفاره تنها پرداختن بدهکاري و به طور کلي، اداي حق الناس مي باشد. از اين رو با مطلب بيان شده در حديث ياد شده نمي توان اين نتيجه را گرفت که پس با شهادت گناهان شهيد بخشوده نشده و او همچنان گرفتار عذاب الهي باقي خواهد ماند. بلکه اين دين حتما بايد پرداخت شود و همين پرداخت، کفاره گناه او محسوب مي شود.
کد سوال : 1772
موضوع : كلام و دين پژوهي
پرسش : آيا معصومين و پيامبر (ص) هم فشار قبر دارند؟
پاسخ : يک - برابر با آيات و روايات و بر پايه باورهاي اسلامي، کيفر قبر به اشخاص روي مي کند که در پاسخ درست به پرسش هاي فرشتگان وارد بر خود درمانده باشند V} (شيخ مفيد، تصحيح الاعتقاد بصواب الانتقاد، ص 79، الرضي و محمد حسن فيض کاشاني، علم اليقين، ج 2، ص 874، بيدار).{V درماندگي مزبور نيز به دليل نارسايي موجود در ايمان واعتقادات شخص مي باشد. دو - افزون بر ناتواني در پاسخگويي، کيفر ياد شده باقي مانده کفاره گناهاني از شخص مي باشد که وي بخشي از آن را با گرفتار آمدن به اندوه و درد و رنج دنيايي، بيماري و سختي جان کندن، پرداخته است V} (محمد حسن کاشاني، همان).{V سه - با رويکرد به جايگاه معصومين(ع) و پيامبر(ص)، به اين نتيجه روشن دست مي يابيم که چنين مجازاتي، درباره آنان فرض ناشدني است. اين امر، از آن روست که پيامبر(ص) و ائمه(ع) از ويژگي عصمت بهره مند بوده و دست کم بخشي از صفت مزبور را نيز عصمت و بي آلايشي از گناه، تشکيل مي دهد. بدين حقيقت در روايات بسياري اشاره شده که نمونه هايي چند از آنها را يادآور مي شويم: الف) امام صادق(ع) در سخني طولاني، به هنگام برشمردن ويژگي هاي ائمه، در بخشي از آن مي فرمايند: «فالامام هو المنتجب المرتضي.... انتجبه لطهره... محجوبا عن الافات معصوما من الزلات مصونا عن الفواحش؛ پس امام، همان برگزيده پسنديده... [است که] او را براي پاک بودنش برگزيده.... از آفت ها پنها ناست، از لغزش ها نگهداري شده و از همه کارهاي زشت در امان مي باشد» V}(ترجمه اصول کافي، ج 1، ص 292 - 291). {V ب ) امام محمد باقر(ع) در تفسير آيه شريف «يا ايها الذين آمنوا اطيعو الله و اطيعوا الرسول و اولي الامر منکم» V}(نساء، آيه 59). {V مي فرمايند: «وهم المعصومون المطهرون الذين لايذنبون ولا يعصون...؛ مراد از «اولي الامر» معصومين مي باشند، کساني که پاک بوده و هيچ گونه گناه و نافرماني از آنان سر نمي زند» V}(بحارالانوار، ج 23، ص 19، بيروت). {V چهار - دليل ويژه پاکي پيامبر(ص) از گناه، پشتوانه بودن اين ويژگي در درستي ادعاي دريافت وحي الهي و علت مشترک پيامبر(ص) و ائمه(ع) در پاکي از گناه نيز از آن روست که آنان رهبران هدايت آدميان اند؛ وانگهي ناگفته پيداست که تحقق اين منظور، وامدار وجود چنان ويژگي و زمينه اي بوده و بدون آن هدف ياد شده دست يافتني نخواهد بود. در قرآن کريم پيامبر اکرم(ص) به ستاره هدايت و ائمه(ع) به نشانه هاي هدايت، شناسانده شده اند: «وعلامات و بالنجم هم يهتدون؛ و نشانه هايي گذاشت و به وسيله ستاره هدايت مي شوند» V} (نحل، آيه 16).{V امام صادق(ع) در تفسير آن فرمود: «مراد از ستاره، رسول خدا(ص) و علامات، ائمه(ع) مي باشند»V} (ترجمه اصول کافي، ج 1، ص 296).{V
کد سوال : 1773
موضوع : كلام و دين پژوهي
پرسش : از کجا بفهميم علم ما نسبت به خدا، ملائکه ،کتب آسماني و پيغمبران و روز جزا درست و کامل است؟
پاسخ : پيش قراولان عالم انديشه و تفكر در طول تاريخ، دو طريق را براى نيل به حقيقت يافته و مطرح كرده‏اند. الف) راه سير عقلانى و تفكر (مكتب مشّاء). اين مكتب تعقّل و انديشه را چاره اصلى كشف حقيقت دانسته وهمگان را به پيمودن آن دعوت مى‏كند. ب) راه دل و دريافت‏هاى درونى (اشراق). طراحان اين مكتب راه اصلى براى كشف و وصول به حقيقت را دريافت‏هاى درونى و «شهود» مى‏دانند. تاريخ حيات فكرى از يونان باستان تا فلسفه اسلامى و هم اكنون، شاهد برخورد اين دو ديدگاه بوده است و هر يك نيز رهبرانى بزرگ داشته است. فلاسفه اسلامى به ويژه ملاصدرا، سعى در پيوند دادن اين دو مكتب با يكديگر داشته‏اندو از همين خواستگاه حكمت متعاليه صدرايى ظهور و بروز نموده است. ت) راه ديگر نيز مطابقت با کتاب و سنت معصوم است که ما از اين طريق پي به حقانيت معلومات خود مي بريم. در هر صورت آنچه مسلم است آدمى با تحصيل شرايط و مقاماتى مى‏تواند برخى از حقايق را از راه كشف و شهوددر يابد و آنچه را كه بر ديگران پنهان است مشاهده نمايد. عمده در اين مقوله رعايت تقواست (پرهيز از گناه و عمل به وظايف). با اين توضيح که تنها با تکيه بر روايات اهل بيت عصمت و طهارت(ع) است که انسان مي تواند به شناخت صحيح و اطمينان بخشي درباره توحيد و معارف ديگر الهي دست يابد هر چند که شناخت ما درباره توحيد آنچنان که خداوند هست دست نايافتني است چنان که خود ائمه اطهار فرمودند ولي با ملاک ها و روش هايي که از آموزه هاي اهل بيت(ع) در اختيار ماست مي توانيم به اعتقاد درست درباره اصل توحيد و حقايق ديگر ديني برسيم هر چند که فهم و درک ما نسبت به همه حقايق دشوار و چه بسا ناممکن باشد. براي آشنايي و مطالعه بيشتر ر.ک؛ - پيام قرآن، ج 2 و 3 و 4، آيت الله مکارم شيرازي - منشور جاويد، ج 2، استاد جعفر سبحاني
کد سوال : 1774
موضوع : كلام و دين پژوهي
پرسش : آيا گناهان کبيره درمقام عقاب و عذاب با هم فرق دارند.مثلا آيا عقاب فرد شراب خوار با فردي که به موسيقي حرام گوش مي کند و يا دروغ مي گويد فرق مي کند يا خير؟
پاسخ : نخست بايد دانست طبقه بندي کارهاي نيک و زشت از جهت مقدار ثواب و مجازات به چند عامل بستگي دارد؛ 1. انگيزه انجام دهنده ؛ که به طور خواسته و تعمدي انجام مي دهد و يا به طور ناخواسته و اضطراري. 2. آثار و پيامدها؛ که آيا تنها آثار آن کار دامنگير خود فرد مي شود و يا ديگران نيز در گستره دامنه آن قرار مي گيرند. و هر کدام از دو عامل فوق از جهت کميت و کيفيت مراتب گوناگوني دارند. آنچه مهم است گناه هر چند کوچک، کوچک فرض نشود چرا که علاوه بر غوطه وري در مراحل عميق تر، بستر آلودگي به گناهان ديگر را نيز فراهم مي آورد و از سوي ديگر وقتي گناه انجام گرفت هر چند بزرگ باشد غير قابل بخشش به شمار نيايد بلکه هر چه سريعتر در پي جبران و بازگشت از آن باشد. جهت توضيح بيشتر لازم است که دو مقدمه را بيان کنيم: مقدمه 1: همانگونه که در آيات قرآن، گناهان به دو دسته صغيره و کبيره [نساء، آيه 31] تقسيم شده اند در عين حال بايد توجه داشت که گناهان کبيره نيز همگي در يک سطح و اندازه قرار نداشته و برخي نسبت به هم بزرگتر و يا بالعکس کوچکتر به شما مي آيند. از اين روست که در آيات قرآن کريم برخي از گناهان کبيره همچون شرک، در جهان آخرت غير قابل آمرزش به شمار مي روند [نساء، آيه 48]. اما برخي ديگر با شفاعت و يا تحمل موقتي عذاب دوزخ قابل آمرزش و چشم پوشي اند و در نتيجه جاودانگي عذاب را به دنبال ندارند. پس نتيجه آن که در مجموعه گناهان کبيره نيز برخي نسبت به هم بزرگتر و يا کوچکترند. مقدمه 2: عدالت الهي اقتضاي آن را دارد که تناسب ميان گناه و کيفر رعايت شود و اين حقيقت با صراحت در آيات قرآن بيان شده است «من عمل سيئه فلا يجزي الا مثلها» [غافر، آيه 40] پس هر چه گناه بزرگتر باشد کيفر آن نيز بزرگتر خواهد بود. بايد توجه داشت که تناسب در دو مقوله کم و کيف يعني مقدار و چگونگي آن، ميان گناه و کيفر رعايت خواهد شد از اين روست که در بسياري از آيات قرآن، مجازات ظالمان به عنوان عذاب «اليم» آمده است زيرا متناسب با دردناک بودن ظلم به بندگان خداست و آنها که گناهشان توهين آميز است عذابي «مهين» يعني توهين آميز را پيش رو دارند. با توجه به اين دو مقدمه روشن مي شود که عذاب گناهان ياد شده در پرسش شما، با هم متفاوت است چرا که اين گناهان اولا از نظر بزرگ بودن با هم متفاوتند و برخي عظيم ترند و ثانيا همانگونه که گفته شد تناسب بين عذاب و گناه در سنخيت آنها نيز ملاحظه مي شود از اين روست که مي بينيم در برخي از روايات ما که به کيفر اين گناهان اشاره شد عذاب هاي مختلفي را براي آنها ذکر کرده است که از باب نمونه براي هر يک از اين گناهان و کيفر آن حديثي را ذکر مي کنيم: يک - عذاب فرد شرابخوار: پيامبر گرامي اسلام(ص) مي فرمايند: شراب خوار فرداي قيامت وارد محشر مي شود در حالي که رويش سياه و دهانش کج و زبانش بيرون افتاده و فرياد تشنگيش بلند است V}(شيخ کليني، الکافي، ج 6، ص 397، دارالکتب الاسلاميه تهران، 1365). {V دو - عذاب دروغگو: از رسول خدا(ص) نقل شده است که فرمود: ديشب مردي را در خواب ديدم که نزد من آمد و گفت برخيز من برخاستم و سپس دو نفر را ديدم که يکي ايستاده و ميله اي آهنين در گوشه دهان آن که نشسته است فرو مي کند و آن قدر فشار مي دهد تا به ميان دو شانه اش برسد و سپس بيرون آورده و در گوشه ديگر دهانش فرو مي کند و اين گوشه را نيز مانند آن گوشه پاره مي کند. از کسي که مرا حرکت داده بود پرسيدم: چرا اينگونه اين شخص را عذاب مي کنند؟ گفت: اين مرد، دروغگوست و تا روز قيامت، در قبر اين گونه شکنجه اش مي کنند V}(کاشاني، ملا محسن، المحجه البيضا، ج 5، ص 241، مکتبه الصدر، تهران). {V سه - عذاب کسي که به موسيقي حرام گوش مي دهد: پيامبر گرامي اسلام(ص) در اين باره مي فرمايند: «من استمع الي اللهو يذاب في اذنه الانک؛ کسي که به موسيقي لهوي و حرام و غنا گوش دهد در گوشش سرب مذاب ريخته مي شود» V}(محدث نوري، مستدرک الوسائل، ج 13، ص 221، مؤسسه آل البيت لاحياء التراث، قم، چاپ اول). {V
کد سوال : 1775
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>فلسفه احكام
پرسش : اينکه امام زمان عليه السلام مردم را در اصل حوادث به فقها ارجاع داده نه در حکم حوادث مراد چيست؟
پاسخ : T}توقيع شريف:{T يکي از روايات مشهور در ميان فقها، حديثي است که آن را شيخ صدوق در اکمال الدين خود آورده است. توقيع در حقيقت پاسخي است از جانب حضرت ولي عصر(ع) که در پاسخ به نامه اسحاق بن يعقوب مرقوم فرموده اند. در اين نامه، اسحاق چند پرسش را مطرح کرده که يکي از آنها در مورد تکليف شيعيان در «حوادث واقعه» زمان غيبت است. امام زمان(عج) در باره «حوادث واقعه» مي فرمايد: H}«اما الحوادث الواقعه فارجعوا فيها الي رواه حديثنا فانهم حجتي عليکم و انا حجه الله عليهم{H؛ در رخدادهايي که اتفاق مي افتد به راويان حديث ما مراجعه کنيد زيرا آنان حجت من بر شمايند و من حجت خدا بر آنان هستم» V} (نظريه سياسي اسلام، ج 2، ص 91).{V در توضيح «حوادث واقعه» که در متن توقيع شريف آمده، بايد بگوييم بسيار بعيد است که منظور اسحاق بن يعقوب از آن، احکام شرعي و همين مسايلي باشد که امروز معمولا در رساله هاي عمليه نوشته مي شود؛ زيرا اولا براي شيعيان معلوم بوده که در اين گونه مسايل بايد به علماي دين و کساني که با اخبار و روايات ائمه و پيامبر(ص) آشنايي دارند مراجعه کنند و نيازي به سؤال نداشته است. همانگونه که در زمان حضور خود ائمه(ع) به علت مشکلاتي نظير دوري مسافت و امثال آن، امامان شيعه مردم را در مورد مسايل شرعي به افرادي نظير يونس بن عبدالرحمن، زکريا بن آدم و امثال آنان ارجاع مي دادند. همچنين نصب نواب اربعه در زمان غيبت صغراي امام زمان(عج) (که هر چهار نفر آنان از فقها و علماي دين بودند) گواه روشني بر اين مطلب است و خلاصه اين مسأله براي شيعه موضوع تازه اي نبود. ثانيا، اگر منظور اسحاق بن يعقوب از حوادث واقعه، احکام شرعي بود قاعدتا بايد تعبيراتي نظير اين که «وظيفه ما در مورد حلال و حرام چيست؟» و يا «در مورد احکام الله چه تکليفي داريم؟» و مانند آنها را به کار مي برد که تعبير شايع و رايجي بوده و در ساير روايات هم بسيار به کار رفته است. به هر حال، تعبير «حوادث واقعه» در مورد احکام شرعي به هيچ وجه معمول و متداول نبوده است. ثالثا، اصولا دلالت الفاظ تابع وضع آنها است و کلمه «حوادث واقعه» به هيچ وجه از نظر لغت و دلالت وضعي به معناي احکام شرعي نيست؛ بلکه معناي بسيار وسيع تري دارد که حتما شامل مسايل، مشکلات و رخدادهاي اجتماعي نيز مي شود. بنابراين سؤال اسحاق بن يعقوب از محضر حضرت ولي عصر(عج) در واقع اين است که در مورد مسايل و مشکلات اجتماعي جامعه اسلامي که در زمان غيبت شما پيش مي آيد وظيفه ما چيست و به چه مرجعي بايد مراجعه کنيم؟ و آن حضرت در جواب مرقوم فرموده اند که در اين مورد به «راويان حديث ما» مراجعه کنيد. اکنون ببينيم مراد از «راويان حديث» چه کساني هستند. ممکن است کسي بگويد: منظور از «راويان حديث» هر کسي است که مثلا کتاب اصول کافي، وسايل الشيعه يا هر کتاب روايي ديگر را بردارد و احاديث و روايات آن را براي مردم بخواند و نقل کند. اما با اندکي دقت و توجه معلوم مي گردد که اين تصور درست نيست. کسي که در زمان ما مي خواهد از قول پيامبر(ص) يا امام صادق(ع) و ساير ائمه(ع) حديث و روايتي را نقل کند بايد به طريقي احراز کرده باشد که اين حديث واقعا از پيامبر يا امام صادق(ع) يا امام ديگر است در غير اين صورت حق ندارد و نمي تواند بگويد امام صادق(ع) چنين فرموده است. اگر کسي در حالي که حديث و روايتي به هيچ طريق معتبري برايش ثابت نشده، آن را به امام صادق(ع) و يا ساير ائمه معصومين(ع) نسبت دهد از مصاديق کذب و افترا بر پيامبر و امامان خواهد بود که گناهي بزرگ است. به عبارت دقيق تر، اگر کسي بخواهد حديثي را از پيامبر يا امامي نقل کند حتما بايد بتواند براساس يک حجت و دليل شرعي معتبر آن را به امام معصوم نسبت دهد و واضح است که اين گونه نقل حديث، نياز به تخصص دارد و تخصص آن هم به علومي همچون رجال، اصول فقه، ادبيات عرب و... مربوط مي شود که اين علوم نيز در حيطه تخصص فقها است. بنابراين مراد از «راويان حديث» فقها هستند. افزون بر اين، صرف تشخيص روايت صحيح از ناصحيح براي تشخيص در «حوادث واقعه» کافي نيست بلکه بايد آگاهي کافي از ضوابط استنباط که در علم اصول فقه بيان شده داشته باشد و بتواند به عنوان صاحب نظر، فتوا بدهد؛ يعني فقيه و مجتهد باشد. مثلا با پيدايش مواد مخدر اگر از حکم شرعي آن سؤال شود، يا در ارتباط با هجوم دشمنان به جامعه اسلامي و گرفتن امتيازاتي که منجر به سلطه بيگانه مي شود نظير امتياز تنباکو، بايد به فقها رجوع کرد. بنابراين رجوع به فقها صرفا براي کسب تکليف شرع در احکام نيست. از سوي ديگر اين که فقها حجت بر مردم هستند، منظور حجت بودنشان در همه شؤون جامعه است و با وجود آنان، براي اداره امور جامعه و قضاوت نمي توان به ديگران مراجعه کرد. بنابراين منظور از حديث کساني هستند که اهل معرفت به احاديث و بصيرت در حلال و حرام دين هستند. پس نمي توان در کسب تکليف نسبت به رخدادهاي تازه به راوياني مراجعه کرد که فاقد معرفت به فقه و بصيرت به دين باشند.
کد سوال : 1776
موضوع : قرآن و حديث
پرسش : در مورد مراتب عذابهاي اليم ،مهين و عظيم و اينکه چه فرقي با هم دارند توضيح مختصري بفرماييد؟
پاسخ : براي ارائه پاسخي مناسب، دو مقدمه را بيان مي کنيم و در ادامه به موارد مذکور در پرسش شما مي پردازيم. مقدمه 1: مرگ و امور مربوط به آن از جمله پاداش ها و کيفرها همواره براي بشر در هاله اي از ابهام قرار داشته است زيرا اين مقوله در خارج از تير رس عقل بشري و تلاش هاي تجربي وي قرار دارد لذا يگانه منبع موثق در اين باره اديان آسماني و شرع مقدس است پس اطلاعات و دانش ما از اين محدوده پر رمز و راز تنها در چارچوب بيانات و گزارشات آيات قرآني و روايات پيامبر گرامي اسلام(ص) و ائمه معصومين(ع) خلاصه مي شود. مقدمه 2: بسياري از آيات قرآن که عذاب هايي را به عنوان کيفر گناهان بيان مي کند از تعيين مصداق و جزئيات آنها ذکري به ميان نياورده است اما در عين حال با بيان صفاتي مختلف از اين کيفرها، به تفاوت نوعي و سنخي آنها اشاره کرده است که اين تفاوت ها در چارچوب تناسب نوع گناه و کيفر آن قرار دارد البته بايد توجه داشت که کيفيت و کميت کيفر و پاداش هاي اخروي با امور مادي محسوس بشري بسيار متفاوت است پس اگر در آيات قرآن نعمت هايي همچون خوردني ها و آشاميدني ها و کيفرهايي همچون سوختن با آتش بيان شده نمي توان آنها را از حيث کيفيت و کميت با امور دنيوي مقايسه کرد. با توجه به مقدمات پيشين اينک به اصل پرسش مي پردازيم. عذاب اليم، عذاب مهين، عذاب عظيم، عذاب شديد: مجازات گاهي دردناک است که آن را «عذاب اليم» گويند مانند شلاق زدن و آزار بدني و گاهي توهين آميز است که به آن «عذاب مهين» گويند مانند پاشيدن لجن بر لباس کسي و مانند آن و گاهي پر سر و صداست که «عذاب عظيم» ناميده مي شود مانند مجازات در حضور جمعيت و گاهي اثر آن در وجود انسان عميق است و تا مدتي باقي مي ماند که به آن «عذاب شديد» مي گويند مانند زندان هاي طويل المدت با اعمال شاقه و ... روشن است که توصيف عذاب با يکي از صفات تناسبي با نوع گناه دارد و لذا در بسياري از آيات قرآن، مجازات ظالمان به عنوان عذاب اليم آمده است زيرا متناسب با دردناک بودن ظلم به بندگان خداست و آنها که گناهشان توهين آميز است و همچنين آنها که دست به گناهان شديد و پر سر و صدا مي زنند کيفري همانند آن دارند ولي منظور از ذکر مثال هاي فوق نزديک ساختن مطلب به ذهن است وگرنه مجازات هاي آن جهان قابل مقايسه با مجازات هاي اين جهان نيست V}(مکارم شيرازي و ديگران، تفسير نمونه، ج 4، ص 290، دارالکتب الاسلاميه، چاپ 22). {V
کد سوال : 1777
موضوع : قرآن و حديث
پرسش : امام صادق در وصف حال مؤمنان مي فرمايند: آنان در ميان مردم از کبريت احمر کمياب ترند.مراد امام از تشبيه کبريت احمر چيست؟
پاسخ : منظور از کبريت احمر، جوهر و اکسيري که - خيلي به ندرت يافت مي شود - کيمياگران به دنبال آنند، پس مراد امام صادق(ع) از اين تشبيه اين است که مؤمنان واقعي و حقيقي همچون کبريت احمر و به عبارتي ياقوت سرخ و اکسير و جوهر و معدني ناياب و نهايتا کم ياب حتي از آن هم عزيزتر و کمتر است. بعد امام مي فرمايد: اين گونه مؤمنان آراسته به سکوت طولاني (همراه با تفکر) و پوشاندن راز مردم و خودش و برپايي نماز و زکات و حج و روزه و مواسات با برادران ديني در مشکلات و راحتي ها، مي باشند، خوشا به حالشان و بهترين جايگاه را دارند و وارثان فردوس در بهشت و جاويدان در آن هستند V} (اصول کافي، ج 2، ص 242، ح 1 ، باب اندک بودن مؤمنان ؛ اعلام الدين، ص 123، ديلمي).{V [تذکر: البته به اين صورت مفصل در بحارالانوار مجلسي موجود است و در اصول کافي مرحوم کليني اصل حديث و توضيح مختصر آن در پاورقي و در اعلام الدين، اصل حديث آمده و وجه تشبيه نيامده و همين طور در ميزان الحکمه].
کد سوال : 1778
موضوع : سياسي و انديشه سياسي
پرسش : چرا مواضع دو حزب جمهوري خواه و دموکرات آمريکا اينقدر به هم نزديک است؟
پاسخ : 1- T}احزاب سياسي و انتخابات رياست جمهوري{T به طور كلي، انتخابات رياست جمهوري و نامزدي در آن در ايالات متحده، محصول سيستم حزبي و نقش برتر احزاب سياسي در اين كشور مي باشد. از لحاظ تاريخي نيز پيدايش احزاب سياسي در آمريكا بر انتخابات رياست جمهوري تقدم داشته است. در حقيقت، در فرداي استقلال كلني هاي سيزده گانه آمريكايي، تمركز يافتن طيف گسترده آراء و انديشه هاي مختلف در دو حوزه مشخص و متضاد باعث بوجود آمدن دو گرايش سياسي بنيادين و دو حزب پيشگام در اين كشور گرديد. پس از همان ابتداي امر، نزاع سياسي شناخته شده حول دو محور سانتراليسم (تمركزگرايي) و دسانتراليسم (تمركززدايي) باعث نهادينه شدن سيستم دوحزبي حول دو حزب سياسي فدراليست و آنتي فدراليست گرديد. سپس، نخبگان سياسي آمريكا در پروسه جديدي به نام انتخابات رياست جمهوري _ براي اجراي اصل دوم قانون اساسي فدرال _ داخل گرديدند. بر اين اساس، در طول تاريخ سياسي آمريكا، برنده واقعي جريان انتخاباتي، نظام حزبي اين كشور بوده كه مهره هايي را به كاخ سفيد تحميل كرده است تا به اهداف حزب برنده جامه عمل بپوشاند. بنا بر اين احزاب در تمام مراحل مختلف فرآيند انتخاباتي، از معرفي نامزدهاي رياست جمهوري تا رفتن رئيس جمهور به كاخ سفيد، دخالت مستقيم، حضور فعال و نقشي تعيين كننده دارند. البته هنگامي كه از احزاب سياسي صحبت به ميان مي آيد، بايد بر روي سيستم دو حزبي و بازي انحصاري دو حزب حاكم جمهوري خواه و دموكرات و اسلاف آنها تأكيد شود. بدين ترتيب، سيستم پيچيده انتخاباتي _ حزبي آمريكايي به گونه اي طرح ريزي شده كه هيچ گاه هيچ حزب سومي و يا هيچ نامزد منفردي به غير از نامزدهاي دو حزب حاكم نمي توانند از شانسي براي رئيس جمهور شدن برخوردار گردند. در طول تاريخ 220 ساله آمريكا، 43 نامزد به مقام رياست جمهوري رسيدند، بدون استثناء از كانديداهاي دو حزب بزرگ يا اسلاف آنها بوده اند. در تأييد بازي انحصاري قدرت ميان دو حزب حاكم جمهوري خواه ودموكرات، ديوان عالي ايالات متحده، بالاترين مرجع قضايي و داوري در اين كشور، در تفسيري مشهور از قانون اساسي فدرال در سال 1975م حتي بر برتري قوانين داخل دو حزب بزرگ در مورد انتخابات رياست جمهوري نسبت به قوانين ايالتها تأكيد كرده است. T}نامزدهاي انتخاباتي احزاب و پايگاه اجتماعي آنان{T همان طور كه گفتيم منشأ مشروعيت و قدرت دو حزب حاكم، همانا مردم آمريكا از طبقات مختلف اجتماعي بوده كه با داوري ها و ارزيابي هاي نه چندان كارشناسانه خود، موجب قوام و استمرار جريان حزبي در اين كشور شده اند. براين اساس دو حزب بزرگ آمريكا داراي پايگاه اجتماعي قابل شناسايي و منفك از يكديگر هستند. به طور كلي اگر در حوزه ايدئولوژي به معناي مجموعه اي از ارزش ها و باورهايي كه احزاب سياسي به آن وابسته هستند، تفاوت آشكاري ميان دو حزب جمهوري خواه و دموكرات ديده نمي شود، اما در مبحث پايگاه اجتماعي شاهد بيشترين جدايي و افتراق ميان دو حزب حاكم هستيم. در واقع، قلع و قمع برنامه ريزي شده احزاب نوپاي سوسياليستي و كمونيستي در ايالات متحده از فرداي جنگ جهاني دوم و ممنوعيت فعاليت آنها در سرتاسر خاك اين كشور، باعث گرديد تا شكاف ايدئولوژي حاكم ميان طيف احزاب چپ گرا و راست گرا، آنچنان كه در اروپا مي باشد در آمريكا شكل نگيرد. بنا بر اين هر دو حزب حاكم احزابي كاپيتاليستي و معتقد به نظام سرمايه داري و به تعبيري راست گرا بوده و ارزش هاي عقيدتي حاكم بر دو حزب بزرگ آنچنان به يكديگر نزديك مي باشد كه به نظر مي رسد «ايدئولوژي» به عنوان وجه تمايزي ميان احزاب سياسي گوناگون در جهان در ايالات متحده جاي خود را به وجه تشابه داده است. در اين شرايط كاركرد حقيقي پلوراليسم سياسي و نظام حزبي در ايالات متحده زير سئوال مي رود. با توجه به انحصارطلبي دو حزب حاكم و جريان بسته بازي قدرت ميان جمهوريخواهان و دموكرات ها، شايد بتوان گفت در آمريكا سيستمي تك حزبي حاكم است، يك حزب دولتي با دو شاخه جمهوريخواه و دموكرات! اما آنچه اين دو جناح سياسي دولتي را از هم مجزا مي سازد، تفاوت در دفاع از منافع گروه هاي اجتماعي خاص است. بدين ترتيب به طور سنتي در مبارزات انتخاباتي رياست جمهوري، نامزدهاي هر يك از دو حزب حاكم، اگرچه پشتيبان ايدئولوژي واحدي هستند، وليكن طبقات اجتماعي مختلفي را مخاطب قرار داده و جايگاه مستحكمي در ميان لايه هاي اجتماعي براي خود باز كرده اند. هرچند بسيار دشوار است كه از گرايش هاي ثابت سياسي و حزبي و در نتيجه تمايلات انتخاباتي نهادينه شده در آمريكا صحبت به ميان آورد، اما با اين وجود خطوط كلي توجهات سياسي و افكار عمومي در آمريكا نسبت به نامزدهاي دو حزب جمهوري خواه و دموكرات به منظور شركت در انتخابات رياست جمهوري به قرار زير است: - حزب جمهوريخواه، حزبي محافظه كار است كه طبقات بالاي جامعه و اقشار مرفه و پردرآمد از آن طرفداري مي كنند، در حالي كه حزب دموكرات، حزبي ليبرال است كه جايگاه خود را در ميان لايه هاي متوسط تر و پايين تر طبقات اجتماعي مستحكم كرده است. - سرمايه داران، تراست ها، كارفرمايان، صاحبان صنايع و افرادي كه در ويلاهاي مجلل حومه شهرهاي بزرگ زندگي مي كنند، به طور معمول به نامزدهاي جمهوريخواهان رأي مي دهند. اما در مقابل كارمندان جزء، كارگران، بيكاران و افرادي كه در آپارتمان هاي مركز شهرهاي پرجمعيت اسكان دارند به نامزدهاي دموكرات ها گرايش بيشتري دارند. - اقليت هاي نژادي، قومي، مذهبي و زباني همانند مهاجرين تازه وارد به خاك ايالات متحده آمريكا، به حزب دموكرات اميد بسته اند، در حالي كه آمريكايي هاي آنگلوساكسون و پروتستان، انتظارات بيشتري از جمهوري خواهان بر كنترل مرزها دارند. - از ميان لابي هاي مهم قدرت در آمريكا، لابي ثروتمند نفتي، به طور معمول طرفدار جمهوريخواهان است و لابي قدرتمند يهود نيز حامي دموكرات ها مي باشد. همچنين در گروه هاي فشار، سنديكاهاي كارگري بر خلاف اتحاديه هاي كارفرمايان با دموكرات ها نزديكي بيشتري دارند، هرچند كه زمين داران، كشاورزان و نظاميان علي الاصول جمهوريخواه هستند. - از لحاظ جغرافيايي، پايگاه مستحكم جمهوري خواهان در ايالت هاي مركزي و جنوبي واقع شده، در حالي كه ايالت هاي غربي و شمال شرقي جاي امني براي نامزدهاي دموكرات است. - از لحاظ سني، نوجوانان و جوانان و از نظر جنسيت زنان به ويژه مجرد بيشتر «دموكرات» و از لحاظ تحصيلات، افراد داراي مدارك بالاي تحصيلي بيشتر «جمهوريخواه» مي باشند. البته هيچ يك از موارد بالا، اصولي ثابت و غيرقابل تغيير نبوده و از آنجايي كه گرايش هاي حزبي آمريكائيان تحت تأثير وقايع مختلف دستخوش تغيير و تحول دائمي مي باشد، در طول انتخابات رياست جمهوري مختلف، شاهد دگرگوني هاي بسياري در پايگاه هاي اجتماعي دو حزب بزرگ مي باشيم. در انتخابات سال 2000جمهوريخواهان توانستند گروه جمعيتي جديدي را جذب خود كنند؛ اين گروه يعني «مادران گارسون و زنان كارگري» كه از حداقل حقوق برخوردار بوده و به طور معمول دموكرات ها حامي آنها بودند، متمايل به كانديداي حزب رقيب گرديدند. در انتخابات سال 2004 شاهد پيدايش گروه هاي اجتماعي جديدي هستيم كه برخلاف پايگاه سنتي خود به نامزدهاي حزب رقيب رأي مي دهند، گروه موسوم به «كارگران سفيد پوست از طبقه متوسط و پايين و علاقمند به مسابقه اتومبيل راني» در روزهاي تعطيل كه داراي رويكردي سخت افزاري مي باشند، «كارمندان سفيد پوست پدر خانواده كه داراي رويكردي اقتصادي مي باشند» و «مادران خانواده از طبقات متوسط» كه از ترس تروريسم و به دليل گفتمان امنيتي جمهوريخواهان، جذب آنها گشته اند. (انتخابات آمريكا،دكتر سيد محمد طباطبايي،همشهري ديپلماتيك - 2 آبان 1383 ) 2- T}نظام انتخاباتي در آمريكا {T تجربه انتخابات در آمريكا نشان داده است كه در اين كشور قدرت و قواعد بازي سياسي غالباً بين دو حزب در گردش است، شما نقش صاحبان سرمايه و صنايع در تقويت اين نظام دو حزبي را در ايالات متحده تا چه حد مي دانيد؟ - به طور كلي گروه هايي در عرصه قدرت سياسي و اقتصادي در آمريكا قرار مي گيرند كه قواعد بازي را درك كنند. درك قواعد بازي به اين مفهوم است كه فراتر از الگوهاي ساختاري ايفاي نقش نكنند. از سوي ديگر به اين مفهوم است كه جايگاه خودشان را در سلسله مراتب قدرت درك كنند. گروه هاي اقتصادي در آمريكا گروه هاي نخبه گرا، نخبه پرور و مجموعه هايي اند كه در اداره نظام سياسي آمريكا نقش اساسي دارند. بنابراين نمي توان در آمريكا نخبگان اقتصادي را از نخبگان سياسي جدا كرد. زيرا بسياري از اين مجموعه ها كاملاً درهم تنيده شده اند و با همديگر اتفاق نظر دارند، در معادلات سياسي مشاركت و نقش ايفا مي كنند. در معادلات اقتصادي حوزه سياست را نيز دخالت مي دهند. بنابراين صاحبان شركت هاي اقتصادي و صاحبان مجموعه هاي اقتصادي از يك طرف به امنيت اقتصادي توجه دارند كه امنيت اقتصادي را هم دولت بايد براي آنها ايجاد كند. بنابراين تلاش مي كنند تا جايگاه خودشان را در رابطه با قدرت سياسي تعريف كنند و به هيچ وجه شركت ها و مجموعه هاي اقتصادي، نگاه رويا رو كننده و جدال گرايانه به قدرت سياسي ندارد، بلكه خودشان بخشي از قدرت سياسي هستند و از طرف ديگر قدرت سياسي را هم شكل مي دهند و با قدرت سياسي يك نوع ارتباط سازنده دارند. اين ارتباط مبتني بر تعاملي است كه بين دو گروه ايجاد مي شود و منجر به سودمندي متقابل براي هر دو گروه مي شود. بنابراين بسياري از صاحبان شركت هاي اقتصادي به گروه هاي حزبي و به حزب هاي مسلط در آمريكا تعلق دارند. البته برخي مجموعه هاي ديگر هم فعاليت حزبي محدودي دارند، اما ساختار سياسي را مورد توجه قرار مي دهند و در شرايط انتخابات به يكي از كانديداها گرايش نشان مي دهند. بنابراين مقامات اقتصادي و صاحبان شركت هاي آمريكايي خود را در اداره سياسي شريك مي دانند. در عين حال مي دانند كه بايد مجري نهايي سياست هاي دولت باشند. حتي شما مي توانيد در اين زمينه بحث هايي كه نئوماركسيست ها و مجموعه هايي مثل پولانزاس و ميلينبد و مثلاً رويكرد آنها در ارتباط با دولت سرمايه داري را مورد توجه قرار دهيد. رويكرد اين نئوماركسيست هاي ساختارگرا بر اين اثر تأكيد دارد كه دولت، دست نشانده طبقه اقتصادي نيست، بلكه با طبقه اقتصادي تعامل سازنده دارد و در بسياري از موارد طبقات اقتصادي را هم وادار به انجام و اجراي سياست هاي دولت مي كنند. * با توجه به توضيحات شما در مورد سيستم انتخاباتي آمريكا حزب سوم يا منفرد تا چه ميزان قادر به كسب اكثريت آراء در كالج هاي انتخاباتي است؟ با توجه به اينكه احزاب سوم همانند حزب سبز و حزب رفاه، در هنگام رقابت هاي انتخاباتي، در جهت شكستن آراء دو حزب دموكرات و جمهوري خواه عمل مي كنند. - ساختار سياسي آمريكا مبتني بر فعاليت فراگير احزاب است و احزاب از تنوع قابل توجهي برخوردارند. در حدود سي حزب سياسي در آمريكا فعاليت دارند. اما سيستم حزبي آمريكا، سيستم چند حزبي با دو حزب مسلط است. نخبه گرايي آمريكا منجر به اين شده است كه اين دو حزب علي رغم تفاوتها و اختلاف هايي كه در داخل خود حزب دارند، هژموني و اقتدار خود را حفظ كنند. يكي از دلايل اصلي عدم انشعاب در درون احزاب در آمريكا اين است كه در احزاب سياسي اين كشور از جمله در احزاب مسلط يعني حزب دموكرات و جمهوري خواه، انضباط حزبي وجود ندارد. يعني اين كه هر فرد قادر خواهد بود در مسائل مختلف متناسب با سليقه و اراده خود رفتار كند و ديسيپلين حزبي به هيچ وجه اعمال نمي شود. مسئله اصلي اين است كه تا چه حد حزب قادر خواهد بود اعضاي خود را در رابطه با يك موضوع خاص متقاعد كند. نكته اساسي اين است كه دو حزب جايگاه خود شان را عليرغم اختلافاتي كه در درون هر حزب وجود دارد توانسته اند حفظ كنند. البته در اين فضا، ساختار سياسي آمريكا انعطاف پذيري لازم را در رابطه با احزاب غيرمؤثر هم دارد. اعتقادش بر اين است كه احزاب غيرمؤثر مي توانند بخش هاي ناراضي جامعه را سازماندهي كنند و مي توانند ادبيات لازم را براي گروه هاي اجتماعي فراهم كنند. اما در عين حال نقش چنداني در ساختار قدرت ندارند. به طور مثال در انتخابات گذشته در سال íííí، «رالف نيدر»، از حزب سبز توانست آراي دموكرات ها را بشكند. در نتيجه حزب سبزي كه به لحاظ گرايش سياسي به دموكرات ها نزديك تر است، عامل تخريب جايگاه اين حزب در ساختار سياسي آمريكا شد كه اين امر پيچيده بودن بازي انتخاباتي و سياسي در آمريكا را نشان مي دهد. يا در سال íííí و íííí فردي به نام «راس پرو» يك ميلياردر تگزاسي وارد رقابت هاي انتخابات رياست جمهوري آمريكا شد. البته او مي دانست به هيچ وجه شانس موفقيت ندارد، اما فعاليت او مورد حمايت گروه هايي از حزب دموكرات قرار گرفت و در نتيجه راس پروو فعاليتش عليرغم اينكه به كانديداي حزب جمهوري خواه نزديك تر بود ولي در عين حال عامل اصلي شكست حزب جمهوري خواه در انتخابات رياست جمهوري شد. بنابراين حزب سوم فعاليت سياسي مي كنند، اما نقش مؤثر و مستقيم در قدرت سياسي نخواهد داشت. (گفت وگو با ابراهيم متقي، نظام انتخاباتي در آمريكا ، خبرگزاري فارس،83/05/26)
کد سوال : 1779
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : وظايف زن و شوهر در برابر همديگر از ديدگاه قرآن و اسلام چيست؟
پاسخ : خواهر محترم به منظور پاسخ به سؤال اول و دوم شما ابتدا به وظايف متقابل زن و شوهر يعني وظايفي که بر عهده هر دو نفر است مي پردازيم بعد به وظايف اختصاصي هر يک اشاره مي کنيم. همانگونه که مى‏دانيد اسلام براى زن و شوهر، حقوق واجب و مستحبى قرار داده كه لازم است رعايت كنند و مراقب باشند كه اين دستورات حيات‏بخش را زير پا نگذارند چرا كه اين حقوق، پايه‏ى اساسى خانواده را تشكيل مى‏دهد و خير و سعادت، لذّت و آرامش و بقاى زندگى مشترك را تأمين مى‏كند. در ذيل به مهمترين وظايف متقابل زن و شوهر زن نسبت به هم اشاره مى‏شود: - حفظ حريم و احترام و خوش رفتارى با هم. - تأمين نياز جنسى و روحي و رواني يکديگر. - اجتناب از سوء ظن‏هاى بى‏مورد. - تندخوى، بدزبان، درشت گفتار، ترشروى و سرسنگين نبودن در برابر يکديگر. - اجتناب از تمجيد ديگران در مقابل يکديگر. - تحقير نكردن يکديگر و همينطور خويشان و بستگان همديگر. - تندخويى و گاهى بداخلاقى همديگر را تحمل نمودن. - هرگز به هم دروغ نگفتن و رعايت صداقت، امانت، فداكارى و گذشت. - با تمام توان از ميهمانان يکديگر پذيرايى كنيد و هيچگاه ابراز ناراحتى نكنيد. - به خويشاوندان هم خصوصا خويشاوند نزديك او احترام فوق العاده بگذاريد. - عيوب يکديگر را پيش هيچ كس بازگو نكنيد و به رخ هم نكشيد. - در حق همديگر دعا كنيد و از خداوند بخواهيد كه در كارها موفقتان بدارد. - با مشكلات زندگى به طور منطقى برخورد كردن و كمتر دچار احساسات شدن. - در تمام مدت زندگى به هم ابراز علاقه و عشق كردن و در مناسبتها براى هم هديه (هر چند ارزان قيمت) تهيه كردن. با توجه به اين نكات و وظائف مذكور، بعضى از خصوصيات بارز يك مرد هم بدست مى‏آيد از جمله غيرت و مردانگى، صداقت، راستگوئى و امانت‏دارى، داشتن روحيه‏ى فداكارى، گذشت و ايثار، داشتن روحيه محبّت، همكارى و هميارى و... T}اما وظايف اختصاصي زن در برابر شوهر عبارتند از:{T - بدون اجازه شوهر در مال او تصرف نکردن. - بدون اجازه و توافق شوهر از خانه بيرون نرفتن. - توجه داشتن به مسائل محرم و نامحرم در نزد شوهر. - خود را براى شوهر آرايش كردن. - هنگامى كه همسرتان مى‏خواهد از خانه خارج شود او را تا دم در همراهى كنيد. - هنگام ورود او به خانه سعى كنيد خود را از قبل آماده و مهيا نموده و با خونسردى و خوش‏بويى به استقبال او برويد. - هيچ‏گاه از مردان ديگر نزد او تعريف نكنيد. - اگر مشكلى در خانه بوجود آمده در بدو ورود او مطرح نكنيد. T}برخي از وظايف اختصاصي مرد در قبال همسرش عبارتند از:{T در رابطه با رفتار مرد با خانم خود قرآن در (سوره نساء آيه 19)مي فرمايد: »و عاشروهن بالمعروف ; به نيكي با آنان معاشرت و زندگي كنيد«. نيكي به همسر داراي شاخص هاي ثابت و متغير است شاخص هاي ثابت عبارت است از: - تأمين مسكن و تهيه پوشاك و خوراك در حد شأن شخصي و خانوادگي همسر. اما شاخص هاي متغير به تناسب شرايط زندگي طرفين متفاوت است و هر فردي در طول زندگي با همسر خود و با توجه به شرايط زندگي و روحيات طرف مقابل بهتر مي تواند موارد تعادل را شناسايي و اعمال كند, مثلا" پيامبر بزرگوار اسلام مي فرمايند: خدمت و كمك مرد به زن در امور خانه , نشانه صداقت و علاقه اوست . براي آگاهي بيشتر ر.ك : - آيين همسرداري , ابراهيم اميني , انتشارات سازمان تبليغات اسلامي - جوانان و انتخاب همسر, علي اكبر مظاهري , انتشارات پارسايان - اخلاق در خانواده، نوشته حسين مظاهري - بهشت خانواده، مصطفوي
کد سوال : 1780
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : وظايف فرزند در برابر پدر و مادر بطور جداگانه چيست؟
پاسخ : قبل از بيان راهکارهاي مختلف براي ارج نهادن و رعايت حقوق والدين لازم است شناخت کافي از اين موضوع داشته باشيم. همان طور که در هر موضوع ديگري چنين است. هرگاه اهميت و ارزش موضوعي را اطلاع يافتيم انگيزه بهتر و بيشتري براي توجه کردن به آن به وجود مي آيد و آن شناخت و توجه به اهميت موضوع ما را به عمل و پاي بند بودن به آن سوق مي دهد، بنابراين مناسب است که در ابتدا (هر چند مختصر) به اهميت و قدر و منزلت والدين از ديدگاه اسلام بپردازيم و سپس به بيان راهکارها و چگونگي انجام وظيفه و احترام گذاشتن نسبت به آنها مطمئن ما در اينجا نمي توانيم از جنبه هاي مختلف و تمام آنچه که بايد بيان کرد، براي شما تشريح کنيم لذا توصيه مي شود براي آگاهي بيشتر به کتاب هاي اخلاقي و روايات زيادي که در اين باره از ائمه معصومين(ع) داريم مراجعه کنيد تا زمينه ارج نهادن به مقام پدر و مادر در عمل براي شما فراهم شود. اسلام از نظر حقوقى حساب ويژه‏اى براى پدر و مادر بازكرده همان گونه كه در جنبه‏هاى عاطفى نيز حساب جداگانه‏اى براى آنها در نظر گرفته است لذا در روايات آمده كه اگر پدر و مادرى از فرزندانشان راضى باشند موجب خير و بركت و سعادت فرزند مى‏شود اگر در حق فرزندان خود دعا كنند خداوند به اين دعا توجه خاصى مى‏نمايد كما اين كه اگر والدين از فرزندان ناراضى باشند و خداى ناكرده آنها نفرين كنند ممكن است، خداوند بر چنين فرزندانى كه موجب ناراحتى والدين شوند قهر و غضب نمايد حتى از نظر حقوقى در بخش قصاص و ديات آمده كه اگر پدرى خداى ناكرده فرزند خود را به قتل برساند قصاص نمى‏شود مگر در يك شرايط استثنايى با تشخيص حاكم شرع، همچنين از نظر شرعى پدر و مادر مى‏توانند به اندازه نيازشان از اموال فرزند خود بردارند و مسائلى از اين قبيل در فقه اسلامى زياد وجود دارد يا در روايات آمده «نيكى كردن به والدين بزرگترين فريضه است» و يا اينكه مى‏فرمايد «بهشت زير پاى مادران است» اين همه آيه و روايت كه در اين زمينه وارد شده حاكى از اهميتى است كه خداوند براى والدين قائل شده است و اينها بدون حكمت نيست چه اينكه اينها در مقابل زحماتى كه والدين براى فرزندان متحمل مى‏شوند ناچيز است آنها از لحظه انعقادو نطفه تا هنگام تولد و همچنين بعد از تولد دوران شيرخوارگى و بعد كودكى مشكلاتى بسيار زيادى را متحمل شده‏اند بنابراين خداوند نيز در مقابل زحمات آنها حقوق ويژه‏اي را براى آنها قائل شده است. از اين رو بايد در هر شرايطى احترام آنها را نگه داشت هر چند در بعضى اوقات دربرخورد با فرزندان خود دچار اشتباه شوند البته توجه به اين نكته لازم است كه خداوند همه انسانها را در مقابل اعمال و رفتارى كه انجام مى‏دهند مورد سؤال قرار مى‏دهد و والدين نيز بايد پاسخگوى اعمال و رفتار خود باشند بنابراين در همه حال ما وظيفه داريم به والدين خود احترام بگذاريم حتى اگر آنها به ما بى احترامى كنند فقط اگر آنها بخواهند ما را به كار حرامى وادار كنند يا از انجام تكليف واجبى باز بدارند، اطاعت از آنها لازم و صحيح نيست چه اينكه اطاعت خداوند بر هر كس ديگر حتى والدين نيز مقدم است. مطمئن باشيد اگر رضايت والدين را بدست آوريد خداوند بسيارى از گناهان شما را مى‏بخشد و به زندگى شما خير و بركت مى‏دهد و دعاى والدين را بدرقه راه پُر فراز و نشيب زندگى شما قرار مى‏دهد و در آخرت نيز پاداشهاى فراوانى در انتظار شما خواهد بود. اکنون مي توان به برخي وظايف و مسؤوليت هاي فرزندان (برگرفته از سوره ي اسراء آيه 23 و 24) در مقابل والدين اشاره کنيم: 1. اطاعت و فرمانبرداري از پدر و مادر. 2. نيكي و احسان و خدمت به پدر و مادر. 3. اف و سخن رنجش آور به پدر و مادر نگفتن . 4. بر سر والدين داد و فرياد نكردن (بلكه با آنها با سخن نيكو صحبت نمايد). 5. بال تواضع و فروتني را براي والدين , فرود آوردن . 6. حتي المقدور نيازهاي والدين را برآوردن . ما در اينجا به برخي مواردي که مي توان با آن مقام و منزلت پدر و مادر را ارج بگذاريم و به آنها احترام مي گذاريم بيان مي کنيم. الف) جلو والدين , پاهايش را دراز نكند. ب ) در مناسبت هاي مختلف مثل روز مادر يا روز پدر, هديه به آنها بدهد. ج ) از شوخي هاي نابجا و زدن حرف هاي زشت پيش آنها پرهيز و اجتناب كند. د. در حق آنها و براي سلامتي آنها دعا كند. د ) در كارهاي خانه به آنها كمك كند. ه ) هرگز زبان به شکوه و گلايه از آنها نگشاييد بلکه از آنها تعريف و تمجيد کنيد و از زحمات شان تشکر و قدرداني کنيد. و ) اگر هم در مواردي حق با شماست، در برابر سخنان و گفته هاي آنها سکوت همراه با احترام داشته باشيد. ز ) در حضور ديگران از ويژگي هاي مثبت آنها تعريف کرده و سپاسگزار آنها باشيد. ح ) هر جا و در هر موقعيتي که نيازمند کمک شما هستند سريعا و با کمال احترام به خصوص در حضور ديگران به کمک آنها بشتابيد.