• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
عضویت در خبرنامه
کد سوال :
جستجو :
کد سوال : 1461
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>فلسفه احكام
پرسش : درتوضيح مجازات ارتداد (درجلد 7پرسشهاوپاسخها)گفته ايد:اين مجازات فقط درموردكساني است كه به حقانيت دين پي برده اند و بعدكافرشده اند ودرموردمسلمانان شناسنامه اي چنين حكمي وجود ندارد.اماحكمي كه درفقه و رساله هاي مراجع ذكر شده قيد ندارد.آيامراجع تقليداين قيدراقبول دارند؟
پاسخ : آنچه كه در جلد 7 پرسش ها و پاسخ ها گفته شد اين است كه: «براي حكم به ارتداد و اجراي مجازات آن، اسلام حكمي كفايت نمي كند. بايد فرد، خودش پس از بلوغ، اسلام را انتخاب كند و سپس كفر بورزد». اما اينكه در مورد مسلمانان شناسنامه اي يا گذرنامه اي چنين سخني مشاهده نمي شود. به هر صورت تصريح كلام صاحب جواهر و حضرت امام و برخي از فقهاي ديگر اين است كه فرزند پدر و مادر مسلمان (مسلمان زاده) مسلمان حكمي است اگر بعد از بلوغ اسلام را انتخاب كند و سپس كافر شود، چنين فردي مرتد فطري است و به انتخاب خود مرتد شده است. اما اگر بعد از بلوغ، كفر را انتخاب كند، مرتد فطري نيست بلكه مرتد ملي است كه به او مهلت مي دهند به اندازه اي كه بتواند تأمل و تفكر كند و فرصت شناخت و انتخاب صحيح را پيدا كند و به تعبير آيت الله موسوي اردبيلي در كتاب «الحدود» اين مهلت مي تواند حتي چندين ماه باشد و محدود به چند روز نيست، بنابراين مجازات مرتد بدوي جاري نمي شود و فرصت تفكر و تأمل و توبه از ارتداد براي او ثابت است. مقصود ما در كتاب اين بود اگر قصوري در عبارت است بدين وسيله اصلاح مي شود. مناسب مي دانيم در اينجا عبارت و فتواي چند تن از فقهاء را از باب نمونه ذكر كنيم: T}أولاد المرتد:{T ؛ V}(الموسوعه الفقيه الميسره، ويلها الملحق الاصولي، محمد علي انصاري، مجمع الفكر الاسلامي، ج 2){V كل مولود انعقدت نطفته أو ولد قبل ارتداد والديه فهو بحكم المسلم، و كل من ارتد أحد والديه و الآخر مسلم فهو بحكم المسلم أيضا، كل ذلك لاستصحاب حاله السابق الذي لادليل علي تغيره بارتداد أحد والديه V}(الجواهر، 41 : 616){V ، و لقاعده «التبعيه» الداله علي تبعيه الأولاد لأشرف الأبوين (و هو المسلم). V}(التنقيح، 3 : 238){V و أما لو انعقدت نطفته من أبوين مرتدين، فهو بحكم المرتد، و احتمل الشهيد في الدروس أن يكون كافرا؛ لأنه لم يسبق له اسلام و لاتبعيه اسلام، و احتمل _ضعيفا_ ان يكون مسلما؛ لبقاء علاقه الاسلام، و حديث الولاده علي الفطره. V}(الدروس 2 : 54، و لعل مراده من حديث الولاده علي الفطره ما ورد عن النبي(ص): «كل مولود يولد علي الفطره حتي يكون أبواه يهودانه، و ينصرانه، و يمجسانه» انظر عوالي اللآلي 1 : 35، الحديث 18){V و من كان بحكم المسلم و بلغ و وصف الاسلام واعتقد به ثم ارتد، فارتداده يكون عن فطره. و أما اذا بلغ مرتدا و لم يصف الاسلام فهل يكون ارتداده عن فطره أو لا؟ فيه قولان: T}الأول_{T أنه بحكم الارتداد عن مله، فيجب استتابته، فان تاب فهو، و الا اجريت عليه أحكام المرتد. ذهب الي هذا الرأي جماعه، منهم: الشيخ V}(المبسوط 7 : 285){V و المحقق الحلي V}(شرائع الاسلام، 4 : 184){V، و الفاضل الاصفهاني V}(كشف اللثام، 2 : 437){V و صاحب الجواهر V}(الجواهر، 41 : 616_617){V ، و الامام الخميني V}(تحريرالوسيله 2 : 446، كتاب الحدود، الارتداد، المسأله 4، وانظر موانع الارث، الكفر، المسأله 10){V و السيد الخوئي V}(مباني تكمله المنهاج، 1 : 329، المسأله 270){V. و يظهر ذلك من السيد الحكيم؛ بناء علي اشتراطه وصف الاسلام عند البلوغ في صدق الارتداد. V}(المستمسك، 2 : 121){V T}الثاني_{T أنه بحكم الارتداد عن فطره، و هو الظاهر من الشهيد الثاني V}(المسالك (الحجريه) 2 : 451){V، و نسبه في الجواهر V}(الجواهر، 41 : 617){V الي العلامه و الشهيد الأول.
کد سوال : 1462
موضوع : كلام و دين پژوهي
پرسش : با توجه به اينكه خداوند در قران راجع به جن صحبت كرده است پس چرا در كتب اسماني ديگر حرفي از جن نياورده است؟
پاسخ : گفتني است كه در كتابهاي آسماني قبل از قرآن مجيد نيز عباراتي درباره جن به ميان آمده است، هر چند از واژه جن استفاده نشده است، ليكن در كتب تفسيري به اين امر اشاره دارند. مثلا در تورات سفر لاويان ، باب 19 شماره 31 آمده است (باب قوانين گوناگون) به جادوگران و احضار كنندگان ارواح متوسل نشويد و با اين كار خود را نجس نكنيد. كه اشاره به اجنه شده است. يا در سفر لاويان، باب 20، شماره 6 آمده است (باب مجازات گناهان) اگر كسي به جادوگران و احضار كنندگان ارواح متوسل شده با اين عمل به من خيانت ورزد من بر ضد او بر مي خيزم و او را از ميان قوم خود طرد كرده به سزاي اعمالشان مي رسانم. در انجيل مراد از ديو را اجنه معنا و تفسير نموده اند و در مواردي هم اشاره شده است مانند ديوانه ها (جنها) را بيرون كنيد. V}(مرقس 5، ص 939؛ لوقا 1، ص 974){V لذا همانگونه كه ملاحظه نموده ايد در ساير كتب هم درباره جن سخن به ميان آمده است.
کد سوال : 1463
موضوع : قرآن و حديث
پرسش : در مورد بحث ازدواج و حديث مشهور پيامبر صلي الله عليه و آله كه مي فرمايند نصف ايمان فرد با اين عمل حفظ مي شود به تازگي حديثي را شنيده ام مبني بر اينكه اين امر در دوران آخرالزمان به خاطر كم شدن افراد خوب به اين نحو مورد توجه نيست. سوال من اين است آيا چنين حديثي به اين مضمون وجود دارد و اگر چنين حديثي هست مقصود از اين حديث پسرها هستند يا دخترها؟
پاسخ : در روايتي كه منسوب به پيامبر گرامي اسلام(ص) است اين گونه آمده است كه هرگاه به دست آوردن هزينه زندگي ميسر نباشد مگر به انجام معصيت در چنين موقعي عزوبت و تجرد حلال خواهد بود، اصحاب عرض مي كنند شما ما را امر به ازدواج نموده ايد، حضرت فرمودند: بلي لاكن هرگاه آن زمان فرا رسد هلاكت شخص به دست پدر و مادر او مي باشد و اگر پدر و مادر نداشته باشد به دست زن و فرزند او خواهد بود و اگر زن و فرزند نداشته باشد به دست خويشاوندان و نزديكانش خواهد بود. اصحاب عرض كردند اين چگونه خواهد بود، پيامبر فرمود: او را بر تنگي معيشت سرزنش مي كنند و بر او چيزي را كه نمي تواند انجام دهد تحميل مي كنند تا او را به مهلكه بيندازند. V}(مستدرك الوسائل، ج 11، ص 388){V اين روايت صرف نظر از بحث سندي و اعتبار آن در مقام بيان اين مطلب است كه در صورتي كه ازدواج موجب به حرام افتادن شخص در تحصيل مخارج زندگي باشد؛ عزوبت و تجرد جايز خواهد بود البته در صورتي كه ترك ازدواج موجب انجام معصيت بيشتر نباشد. از ظاهر حديث هم اين گونه معلوم مي شود كه در مورد پسرها مي باشد. چون بحث تحصيل معيشت و مخارج زندگي در آن به ميان آمده است كه وظيفه مرد ها مي باشد.
کد سوال : 1464
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : درمان زود انزالي چيست؟
پاسخ : راهكارهاي متعددي مي تواند براي حل اين مشكل مؤثر واقع شود؛ كه به برخي از آنها اشاره مي شود. [لازم به ذكر است كارشناسان در صورتي زودانزالي را يك اختلال تلقي مي كنند كه كمتر از 3 دقيقه طول بكشد در غير اين صورت موجب نگراني نيست.] 1. قبل از هرچيز بايد توجه داشته باشيد كه محيط و فضا و اتاقي كه در آن استراحت مي كند بايد فضاي آرام و امن باشد زيرا فضاي امن و آرام زمينه كافي را براي عمل زناشويي فراهم مي كند و آرامش رواني محيط زمينه ساز عجله نكردن براي تمام شدن كار لازم و ضروري است. ولي اگر احساس شود ممكن است در معرض مشاهده ديگران حتي كودك خردسال و يا شيرخوار واقع شويد دچار مشكل مي شويد بنابراين توصيه مي شود در اتاق اختصاصي و درب اتاق بسته و حتي قفل شده عمل انجام گيرد. 2. اگر از مطلب خاصي دچار اضطراب مي شويد به رفع علت اضطراب پرداخته شود زيرا اضطراب از هر مطلب و موضوعي به از دست دادن كنترل و تسلط بر اعصاب و وضيت رواني منجر مي شود. 3. پيش از ارتباط جنسي، مرد حتما بايد با مالش نقاط حساس و جنسي بدن زن را تحريك كنيد و او را به سر رضايت و شوق آورده تا زماني كه زن به آمادگي كافي براي عمل زناشويي پيدا كند زيرا زن براي رسيدن به اوج لذت جنسي مدت زمان بيشتري نياز دارد. بخلاف مردان كه زودتر تحريك شده و به اوج لذت جنسي مي رسند. بنابراين مرد بايد تحمل كند و با ايجاد آمادگي در زن زمان ارگاسم همديگر را نزديك تر كنند لذا گاهي لازم است 15 دقيقه مقدمات عمل زناشويي طول بكشد. 4. قبل از ارتباط جنسي، زن، آلت مرد را به مدت 15 دقيقه ماساژ دهد. 5. در طول شبانه روز و هفته به وضعيت زود انزالي فكر نشود. 6. در طول شبانه روز و هفته به امور غيرجنسي فكر شود و يا به فعاليتي مشغول شود مثلا آدامس جويده شود. 7. به محض احساس نزديك شدن لحظه انزال، مقعد خود را سست كرده و با دهان باز نفس آرام و عميق كشيده شود. 8. براي ارتباط جنسي، مرد در زير قرار گيرد و زن در رو تا مرد ديرتر به ارگاسم و اوج لذت جنسي برسد. 9. به هنگام ادرار كردن، 2 تا 3 بار و حتي بيشتر ادرار كردن را قطع و وصل كنيد. 10. از تغذيه مناسب بهره گرفته شود از خوردن ماست و ترشي و نيز مواد غذايي تحريك كننده غريزه جنسي خودداري شود. 11. در شبانه روز به طور مرتب ورزش كنيد و به تقويت عضلات بدني خود بپردازيد. 12. با مراجعه به پزشك از داروهاي مناسب استفاده شود. 13. براي اطلاعات بيشتر به كتاب هاي زير مراجعه فرماييد: الف. مشاوره جنسي و زناشويي، نوشته علي اسلامي نسب، از انتشارات نسل نوانديش؛ ب. درمان هاي جنسي، نوشته علي اسلامي نسب، از انتشارات نسل نوانديش.
کد سوال : 1465
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اجتماعي _ فرهنگي
پرسش : با توجه به اينكه در راس نظام فقيه جامع الشرايط قرار گرفته آيا اين آزادي هايي كه بعد از انتخاب آقاي خاتمي در جامعه رواج پيدا كرد لازم بود كه ايجاد شود؟ يعني ايا بنا به مقتضيات زمان و براي حفظ اصل اسلام . فقيه در راس حكومت فعلآ صلاح ديده اند كه روي بعضي مسايل پافشاري نشود؟ و يا وضع موجود به دليل ديگري مثلآ تهاجم فرهنگي غرب ايجاد شده است؟
پاسخ : حكومت ديني بر خلاف ساير نظامهاي سياسي موجود -كه بينش و روش مادي و ماكياوليستي مبتني اند- به هيچ وجه در صدد بهره برداري ابزاري از دين جهت دستيابي به اهداف خود نمي باشد، بلكه بر عكس تنها هدف آن پياده نمودن آموزه ها و ارزش هاي ديني در سطوح و ابعاد مختلف جامعه بشري مي باشد كه در اين صورت تكامل مادي و معنوي بشري و سعادت دنيا و آخرت آن تأمين خواهد شد. اصولا نظامهاي سكولار با عقيده به واقع گرايي سياسي حاضرند تمامي ارزشهاي اخلاقي، ديني و ... را به خاطر دست يابي به منافع خود كنار بگذارند. اما اين رويكرد در نظام اسلامي مورد پذيرش نيست. زيرا نظام اسلامي و تفكر ديني، به هيچ وجه واقعيات انسان و جهان را در ماديات محدود و منحصر نمي بيند بلكه با بينش دقيق و كلان، به انسان و واقعيات جهان هستي نگريسته و واقعيات، مصالح و اهدافي فراتر از ماديات براي بشر ترسيم مي نمايد، از اين رو عدول از ارزش ها و موازين اسلامي كه با واقعيات حقيقي جهان و انسان مرتبط است نمي تواند در فرايند و عملكرد حكومت ديني پذيرفته شود. اكنون با توجه به مقدمه فوق درباره وضعيت مذكور در سؤال گفتني است: اولا: در شكل گيري و تداوم اين وضعيت عوامل مختلفي مؤثر بودند؛ نظير ، تهاجم فرهنگي غرب، برخي جريانات فكري و سياسي داخلي، نهادينه نشدن فرهنگ و ارزشهاي اسلامي در سطوح مختلف جامعه و ... بر اين اساس نمي توان اين وضعيت را تنها به يك عامل نسبت داد، هر چند نيز نمي توان نقش آن را انكار نمود. به عنوان نمونه در شرايط تهاجم همه جانبه فرهنگي غرب بر عليه ارزشهاي مذهبي و فرهنگ اسلامي همسو شدن برخي دستگاهها و مسؤولين فرهنگي با برنامه هاي دشمنان به عنوان عامل بسيار مؤثر و شتاب زا بود كه متأسفانه توانست خساراتي عظيم به فرهنگ جامعه ديني ما وارد نمايد. ثانيا: نظام اسلامي ما به هيچ وجه در مقابل اين شبيخون فرهنگي و جريانات داخلي كوتاه نيامد، و هيچ گونه مدارا و مماشاتي با آن نكرد. كافي است شما به هشدارهاي مكرر و متعدد مقام معظم رهبري، حوزه هاي علميه، مراجع تقليد و ... به مسؤولين فرهنگي وقت، نگاهي بيندازيد. V}(ر.ك: آزادي يا توطئه، جمعي از فضلاء و روحانيون حوزه علميه قم، انتشارات اسلامي و تحصن چرا و چگونه، حميد رسايي، انتشارات اسلامي){V و به دنبال اين هشدارها، تذكرات ، تحصن ها و راهپيمايي هاي گسترده مردمي بود كه وزير وقت فرهنگ و ارشاد، مجبور به استعفا شد. و قوه قضائيه نيز برخوردهاي مؤثري با مراكز و مطبوعات وابسته به بيگانگان به عمل آورد. هر چند كه علاوه بر اين تكيه بر راهكارهاي فرهنگي و فكري در برخورد با اين جريان، نيز حائز اهميت است كه به شدت از سوي انديشمندان و دلسوزان نظام تعقيب مي شود. ثالثا: هر چند مقتضيات زمان در اجتهاد و نوآوري ديني پيرامون مسائل و موضوعات و تشخيص مصالح و احكام حكومتي تأثير دارد، ولي هيچ كدام از اينها باعث ناديده گرفتن ارزشهاي اسلامي نمي شود زيرا در غير اين صورت فلسفه تشكيل حكومت ديني زير سؤال مي رود. بله در برخي مواقع به خاطر دست يابي به مصالح مهمتر نظير حفظ اساس نظام اسلاميبه صورت موقت، در برخي احكام آنهم در چارچوب شرايط و موازين خاص، ولي فقيه مي تواند اعمال نظر نمايد. V}(ر.ك: تشخيص مصلحت نظام، محمد جواد ارسطا، كانون انديشه جوان){V اما همچنان كه گذشت اين مورد، از آن موارد نبوده زيرا نظام اسلامي به شدت در مقابل اين جريان منحط ايستادگي و مقابله نمود. و راهكار مقابله با آن نيز بيشتر بايد فرهنگي آنهم توسط متوليان و دستگاه هاي مربوطه باشد.
کد سوال : 1466
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اخلاق و عرفان
پرسش : چند ماهي است اگر خدا قبول کند روي شخصيت يک نفر( از هم سالانم ) مشغول کار هستم که امر به معروف کنم و اين کار را به دلايلي بايد ادامه دهم و بايد شخصيت فرد را کلا عوض کنم و "الحمدلله کما هو اهله" خيلي موفق بودم. ولي در بعضي موارد نميتوانم به او عطش بدهم که حرفم پايدار بماند لطفا راهي پيش پاي من بگذاريد و اگر امکان دارد کتابي به من معرفي کنيد. شما هم دعا کنيد که در کارم موفق شوم بالاخره يک نفر هم يک نفر است.؟
پاسخ : راهنمايي و ارشاد و تربيت انسان ها يكي از توفيقات بزرگ الهي است كه معمولا افراد به آن كمتر توجه مي كنند. همه ما مسلمانان به اين وظيفه مهم عمل كنيم، البته تربيت زماني مؤثر است كه بتوان شخصيت افراد را تحت تأثير قرار داد. براي اينكه بتوانيم روي شخصيت افراد تأثير بگذاريم و عادات و رفتارهاي آنها را اصلاح كنيم به چند نكته بايد توجه داشته باشيم: 1. طبق بعضي آيات قرآن، هدايت شدن افراد يا هدايت نشدن شان بستگي به لطف و اراده خدا دارد (قصص، آيه 56). ما فقط وظيفه داريم راه درست را به آنها نشان دهيم و قلب و روح آنها را متوجه حقيقت كنيم. از اين مطلب مي توان نتيجه گرفت كه اولا اگر كسي به دست ما هدايت پيدا كرد، اين لطف خدا بوده است كه مي خواسته هدايت بندگانش به دست ما باشد و ما هم بهره اي از اين كار ببريم. و ثانيا ما هر كسي را نمي توانيم هدايت كنيم و در او تأثير گذار باشيم. تنها كساني كه به دلايلي مورد لطف خدا واقع شوند، مشمول هدايت و اصلاح قرار مي گيرند، چنانچه در آيه دوم سوره بقره مي فرمايد اين كتاب تنها كساني را هدايت مي كند كه با تقوي باشند. 2. رعايت اصل تدريج و اصل استمرار: همانطور كه مي دانيد هدايت شدن و تأثيرپذيري نيازمند تدريج و استمرار است. نه يك مرتبه مي توان به درجات بالاي هدايت رسيد و نه با يك بار ارشاد كردن مي تون در افراد تأثير گذاشت. افراد به فراخور استعداد و هوش خود و نيز محيطي كه در آن زندگي مي كنند، مي توانند از راهنمايي و ارشاد ديگران استفاده كنند. بنابراين همانطور كه بايد در اصلاح خود قدم به قدم پيش رويم و نيز حركت به سوي كمال را در تمام طول عمر خود استمرار دهيم، در اصلاح ديگران نيز بايد اين دو اصل را رعايت كنيم. 3. استفاده از شيوه هاي كارآمد و مؤثر براي تأثيرگذاشتن روي افراد بسيار مهم است. براي اينكار لازم است هم از شيوه هاي نفوذ در افراد استفاده كنيم و هم از ويژگي هاي شخصيتي افراد و نيازهاي رواني كه در سنين مختلف دارند آگاهي پيدا كنيم. 4. مؤثرترين و كارآمدترين روش براي تأثيرگذاشتن روي افراد، برقرار كردن رابطه اثربخش با آنهاست. كسي كه بتواند رابطه خوبي با افراد پيدا كند به آساني مي تواند روي شخصيت و اخلاق آنها تأثيرگذار باشد. T}ويژگي هاي ارتباط خوب{T محققان و نظريه پردازان علوم رفتاري معتقدند سه ويژگي كليدي وجود دارد كه موجب بهتر شدن ارتباط بين افراد مي شود: 1. صداقت: يعني اينكه فرد بدون هيچ كم و كاستي همان گونه كه هست، باشد و در ابراز احساسات، نيازها و عقايد خود تا جايي كه ممكن است راستگو باشد. به عبارت ديگر ظاهر و باطنش يكي باشد. اگر افراد بفهمند كه ما در راهنمايي و ارشاد آنها كاملا صداقت داريم و جز كمك به آنها نيت و قصد ديگري نداريم، زود تر جذب ما مي شوند. لازمه اين كار اين است كه ما بايد ابتدا باطن و درون خود را اصلاح كنيم و خود به آنچه مي گوييم عمل كنيم و اگر هم اشتباهي كردمي به آساني بپذيريم. در روايت است كه امام علي(ع) گاهي از اصحابش مي خواست كه او راموعظه كنند. وقتي اصحاب از اين درخواست امام شگفت زده مي شدند، مي فرمود: همه ما احتياج به موعظه و نصحيت داريم. اين گونه برخورد كردن امام(ع) نشانه صداقت اوست. يا اينكه رسول خدا مي فرمود: من هم روزي 70 بار استغفار مي كنم تا گرد و غبار ماديات روي قلبم ننشيند. 2. عشق ورزيدن بدون انحصار طلبي: كه به معناي علاقه به خير و خوشي افراد ديگر داشتن است. اين عشق، صرفا يك نوع احساس نيست. چه بسا انسان به خاطر بعضي از كارهاي بد افراد هيچ علاقه قلبي هم به آنها نداشته باشد، ولي اگر بخواهد آنها را راهنمايي كند بايد به آنها عشق بورزد. در روايات آمده است: در ابراز علاقه به ديگران مانند خدا باشيد زيرا H}«ان الله يحب العبد و يبغض عمله»{H خداوند بندگانش را دوست دارد، ولي اعمال آنها را (اگر بد باشد) دوست ندارد. بنابراين يكي ديگر از كليدهاي ارتباط مؤثر با افراد ابراز علاقه، احترام، پذيرش و توجه مثبت به آنهاست. اگر ما كسي را واقعا دوست بداريم و در دوستي مان صداقت داشته باشيم به آساني مي توانيم در او نفوذ كنيم زيرا همه افراد به احترام و توجه و خصوصا پذيرش بي قيد و شرط نيازمندند و اگر ببينند ما سعي مي كنيم آنها را همانطور كه هستند بپذيريم و اجازه مي دهيم آزادانه افكار، احساسات و رفتارهاي خود را بروز دهند خيلي زود مجذوب ما مي شوند و وقتي وابستگي آنها به ما شديد شد، به آساني مي توانيم تغييرات لازم را در رفتار آنها ايجاد كنيم. نكته اي كه در اينجا بايد توجه داشت اين است كه عشق ورزيدن و محبت كردن بايد همراه با احترام باشد يعني حريم خصوصي فرد بايد دائما حفظ شود و ما به خود اجازه ندهيم در حريم خصوصي افراد به زور وارد شويم، مگر اينكه خودشان ما را از آن آگاه سازد. 3. همدلي: همدلي يعني درك يك فرد و خواسته هاي او از ديدگاه خودش و به همان صورتي كه او خودش را درك مي كند. به عبارت ديگر خود را جاي او گذاشتن و با چشم او نگاه كردن. همدلي غير از همدردي است زيرا در همدردي فرد احساسات طرف مقابل را پيدا مي كند و مانند او احساساتي مي شود. آنچه در ايجاد رابطه مؤثر لازم است همدلي است نه همدردي. در همدلي انسان احساسات فرد اعم از شادي و غم و درد و ناراحتي او را حس مي كند ولي خود احساساتي نمي شود. اگر افراد بفهمند كه ما آنها را كاملا درك مي كنيم و ناراحتي ها و مشكلات آنها برايمان مهم است به آساني به ما گرايش پيدا مي كنند و جذب ما مي شوند. در پايان مطالعه كتاب هاي زير را مفيد مي دانيم: 1. روان شناسي روابط انساني، ترجمه حميدرضا سهرابي 2. صميميت و تأثيرگذاري و نفوذ در ده دقيقه، تأليف م .حورايي 3. ارتباطات انساني، تأليف دكتر علي اكبر فرهنگي 4. چرا به نوجوانان گوش نمي دهيد، ترجمه لاله دهقاني
کد سوال : 1467
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : لطفا مرا راهنمايي كنيد البته نه با حرفهاي تكراري و غير عملي خواهش مي كنم تورو به خدا يك راه عملي پيش پاي من بگذاريد و مرا از سرگرداني و فكرهاي خطرناك نجات داهيد. شايد مشكلم به نظر شما خنده دار و بچه گانه بيايد البته حق داريد اين گونه فكر كنيد چون شايد شمادر چنين وضعيتي قرار نگرفته ايد كه بخواهيد درك كنيد. و اما مشكل من: با اينكه در دوره دبيرستانم دانش آموز بسيار فعال و خوبي بودم اما متاسفانه در كنكور بر خلاف انتظار خود و خانواده و مدرسه شكست خوردم و كنكور بسيار بدي را علي رغم تمام زحمتهايم دادم. نتايج كنكور از قبل برايم مشخص بود بيشتر از هر چيز نگراني پدر و مادرم بود كه ما را عذاب مي داد .ابتدا قرار نبود تعيين رشته كنم تصميم داشتم سال بعد در كنكور شركت كنم اما به خاطر اينكه تجربه اي از تعيين رشته داشته باشم ناخواسته تعيين رشته كردم و در يك رشته در دوره شبانه پذيرفته شدم. رشته رشته ئ مورد علاقه ام بود اما به خاطر وضعيت مالي خانواده نمي توانستم و اصلا نمي خواستم ثبت نام كنم اما متوجه شدم بچه هاي رتبه اول شبانه نبايد شهريه اي بپردازند و من با همين انگيزه و با قول دادن به پدرم وارد دانشگاه شدم. اما متاسفانه تا حال كه چند ترم مي گذرد من موفق نشدم رتبه اي كسب كنم و به خاطر همين به شدت شرمنده خانواده به خصوص پدرم هستم البته پدرم حق دارند چون در فشار مالي بسياري هستند در شروع هر ترم نگران پرداخت شهريه پايان ترم پول سرسام آور خوابگاه هستم و دلم خيلي به خودم مي سوزد كه چرا ناخواسته چنين مشكلي را به خودم بوجود آوردم. پايان هر ترم پدر سراغ نمره هاي مرا مي گيرد و من هر ترم شرمنده تر. حقيقتا ديگر نمي خواهم از اين صحنه هاي در دناك برايم اتفاق بيفتد واقعا برايم سخت و رنج آور است.تصميم گرفتم كاري پيدا كنم و حداقل از هزينه زياد البته براي من بكاهم اما متاسفانه موفق نبودم تصميم به انصراف گرفتم ولي باز هم ترسيدم دوباره پشيمان شوم. به دنبال وام رفتم دست از پا درازتر برگشتم. در واقع من خجالت مي كشم كه ديگر از پدر م پول تقاضا كنم از طرف ديگر ساير اعضاي خانه مانيز دانشجو هستند و در رشته هاي مورد علاقه اشان در دانشگاههاي معتبر در حال تحصيل هستند و در مقايسه خودم با آنها ديگر ادامه راه برايم سخت مي شود. از اينكه انها هر ترم راحت مي گذرانند بي آنكه تقاضاي خاصي داشته باشند و من به خاطر اشتباه خودم دانشگاه آمدن برايم زهر شده مخصوصا در اواخر هر ترم ادامه زندگي با نشاط و سالم برايم سخت شده. تمام تلاش خودم را مي كنم تا در درس خواندن موفق باشم ولي واقعا به بن بست رسيده ام و متاسفانه به جاي پيشرفت پس رفت كرده ام و الان نمي دانم واقعا چه كنم؟ دلم مي خواهد يك وضعيت ايده آلي را بوجود بياورم كه با خيال راحت درس بخوانم اما متاسفانه تا كنون موفق نشده ام دلم مي خواهد ديگر نگران پرداخت شهريه نباشم امامتاسفانه در جستجوي يك منبع درآمد مستقل موفق نبوده ايم و عليرغم علاقه اي كه به رشته ام دارم كم كم احساس مي كنم دارم خسته مي شوم و تنها ايدم نيز دارد از دستم مي رود.؟
پاسخ : كار خوبي كرديد كه براي ما نامه نوشتيد. مشكلتان نيز مسأله خنده داري نيست، بلكه يك مشكل معمولي است كه با كمي تأمل مي توان را حل مناسبي براي آن يافت. به قول معروف: P}مشكلي نيست كه آسان نشود{E}مرد خواهد كه هراسان نشود{P مهم آن است كه در مواجه شدن با ناملايمات زندگي، دچار هراس و اضطراب نشويم و براي برطرف كردن آن راه حلي بيابيم كه نه سيخ بسوزد و نه كباب. براي اينكه در پاسخ به سؤال شما دچار حرف هاي تكراري و راه هاي غيرعملي نشويم و راه حلي عيني به شما نشان دهيم، توجه تان را به نكات زير جلب مي كنيم: 1. بخشي از ناراحتي هاي شما براي اين است كه نتوانسته ايد دركنكور دانشگاه در حد انتظار ظاهر شويد از اين جهت خود را سرزنش مي كنيد زيرا خود را مقصر مي دانيد. به نظر ما اينطور نيست، زيرا اولا شما تلاش خود را كرده ايد و ثانيا كنكور يك رقابت است و طبيعي است كه در اين رقابت عده اي جلو مي افتند و عده اي عقب مي مانند؛ ثالثا ممكن است در زمان برگزاري كنكور، مشكلي مثل اضطراب و نگراني، سبب شده نوانيد رتبه دلخواهتان را بدست آوريد. بنابراين شما نبايد خود را سرزنش كرده و احساس گناه كنيد و رتبه نياوردنتان را حمل بر كم كاري و تنبلي كنيد، يا در مقابل خانواده تان احساس شرمندگي داشته باشيد. 2. در مورد تأمين مالي هزينه دانشگاه و در نتيجه ادامه تحصيل تان بايد بگوييم اين موضوع بستگي به نظر خانواده دارد. يعني به جاي اينكه در پايان هر ترم به خاطر هزينه سنگين دانشگاه دچار ناراحتي و استرس شويد، بهتر است در يك جلسه با حضور والدين و ساير اعضاي خانواده تان كه دانشجو هستند، مسأله را به طور ساده مطرح كنيد و در مورد ادامه تحصيل يا انصراف از درس (به خاطر مشكلات مالي) با آنها صحبت كنيد. اين كار باعث مي شود از ناراحتي ها و نگراني هاي شما كاستيه شود زيرا اگر نظر آنها موافق با ادامه تحصيل شما باشد، ديگر لازم نيست خود را به خاطر هزينه هاي آن در فشار روحي قرار دهيد، چون اين تصميمي است كهخانواده گرفته و نشان مي دهد كه ادامه تحصيل شما براي آنها اهميت دارد و به همين خاطر حاضرند مخارج زياد آن را هم تحمل كنند. 3. از مطالب نامه تان معلوم مي شود شما براي كسب رتبه اول در هر ترم تلاش زيادي مي كنيد ولي به همان دلايلي كه در بالا (نكته شماره 1) گفته شد موفق نمي شويد. اما اينكه احساس مي كنيد به جاي پيشرفت، پس رفت كرده ايد، شايد به خاطر اين است كه بيش از حد اضطراب داريد و همين اضطراب و نگراني است كه مانع مي شود بتوانيد توانايي هاي واقعي تان را نشان دهيد و در نتيجه سطح نمرات شما پايين مي آيد. اگر همانطور كه گفتيم سعي كنيد از اضطراب خود بكاهيد و اعتماد به نفس بيشتري به خود بدهيد، يقينا موفقيت بهتري كسب خواهيد كرد. 4. پيگيري پدرتان از سطح پيشرفت شما در هر ترم، يك امر طبيعي است و نشانه مهم بودن اين مسأله براي آنها است. شما اگر گمان مي كنيد تلاشتان را كرده ايد، پس نبايد نگران اين باشيد كه پدرتان سراغ نمره هاي پايان ترم شما را بگيرد. پدر و مادر دوست دارند فرزندانشان خوشبخت شوند و در تمام امور زندگي موفق باشند، هر چند به خاطر آن لازم باشد كه هزينه هاي زيادي براي فرزندانشان متحمل شوند و خود را به زحمت بيندازند. البته فرزندان هم بايد قدر والدين را بدانند و طوري تلاش كنند كه روشني چشم آنها باشند. 5. تحصيل در دانشگاه و موفق شدن براي كسب مدارج علمي بسيار خوب است، ولي بدان معنا نيست كه اگر كسي نتوانست در دانشگاه تحصيل كند، انسان غيرمفيدي است و به درد هيچ كاري نمي خورد. آنچه مهم است اين است كه بتوانيم وظايف و مسؤوليت هايي را كه در برابر خدا و بندگان او در هر زمان داريم به مرحله عمل برسانيم. شما نيز اگر فرضا هم به خاطر مشكلاتي كه به آن اشاره كرديد، نتوانستيد به تحصيل خود در دانشگاه ادامه دهيد، نبايد فكر كنيد ديگر هيچ راهي براي پيشرفت نداريد و دنيا به آخر رسيده است، زيرا همانطور كه بزرگان دين ماگفته اند: P}خدا گر ببندد ز حكمت دري{E}گشايد ز رحمت در ديگري{P اميدواريم توانسته باشيم پاسخ مناسبي براي مسائلتان ارائه كنيم.
کد سوال : 1468
موضوع : كلام و دين پژوهي
پرسش : عزم الهي را ثابت كنيد؟
پاسخ : 1. در يك چشم انداز كلي و فراگير، خواست و اراده الهي يعني آفرينش يك سلسله عوامل و اسباب براي پيشرفت امور در اين جهان و بهره جويي از آثار اسبابب مزبور. به ديگر سخن خواست خداوند يعني آثاري كه به وسيله او در اسباب و عوامل عالم هستي، آفريده شده است. V}(آيت الله مكارم شيرازي و ديگران، تفسير نمونه، ج 2، ص 366، دارالكتب الاسلاميه){V 2. اراده خداوند، با تعابير گوناگون و در آيات فراوان مطرح شده كه، به نمونه اي از آن اشاره مي شود: A}«و ما امرنا الا واحده كلمح بالبصر»{A ؛ V}(قمر، 50){V و فرمان ما يك امر بيش نيست. هم چون يك چشم بر هم زدن. آيه شريف مزبور به اين حقيقت اشاره دارد كه، اراده خداوند نسبت به امر ايجاد و آفرينش، روشن ترين مصداق علت تامه نسبت به معلول خود م يباشد و از آن جا كه ميان علت تامه و معلول هيچ فاصله زماني وجود ندارد V}(همان، ج 23، ص 85){V ، اراده الهي همان و پيدايش آن چه اراده كرده است همان. و اساسا ميان اين دو، تصور فاصله بي معناست. به عنوان نمونه، چون آتش علت تامه حرارت مي باشد؛ از اين رو، وجود آتش با وجود حرارت همراه بوده، و به اصطلاح فلسفي، تقدم علت بر معلول، تنها تقدمي رتبي است نه زماني. البته بايد توجه داشت كه گر چه فرمان او همه جا يك كلمه است كه، از يك چشم بر هم زدن نيز سريع تر مي باشد؛ ولي محتواي فرمان متفاوت است. مثلا اگر به چنين اسنان فرمان داده كه در نه ماه دوران خود را تكميل كند، يك لحظه كم و زياد نخواهد شد و فوريت آن به اين است كه درست در رأس اين مدت تكميل شود. 3. در حديثي از امام علي بن موسي الرضا(ع) در پاسخ به پرسش يكي از ياران او درباره اراده خدا و اراده خلق مي خوانيم: «اراده از خلق همان تصميم باطني و سپس افعالي است كه، بعد از آن اشكار مي شود ولي اراده خداوند همان ايجاد كردن اوست و نه غير آن؛ زيرا كه در خداوند نه انديشه اي وجود دارد و نه تصميم و نه تفكري و اين صفات (كه همگي زائد بر ذات است، درباره خدا مفهوم ندارد؛ اين ها صفات مخلوقات است، بنابراين اراده خدا همان ايجاد افعال است نه جز آن. خداوند مي فرمايد: موجود باش، آن هم موجود مي شود، بي آن كه حتي به لفظ، سخن گفتن به زبان، تصميم گرفتن و تفكر نياز داشته باشد، و اين اراده خدا هم چون ذاتش، توصيف ناشدني است». V}(همان، ج 11، ص 234){V 4. آن چه گفته شد به فرمان هاي تكويني خداوند مربوط است كه تخلف ناپذير بوده و سرپيچي از آن ها، شدني نيست. در برابر فرمان هاي مزبور، فرمانهاي تشريعي او مطرح اند؛ يعني قوانيني كه در شرايع آسماني و آموزه هاي پيامبران وجود دارد. پيداست تسليم در برابر آن ها جنبه اختياري داشته و تنها افراد با ايمان هستند كه به خاطر چنين خصوصيتي، شايسته نام مسلمان مي باشند. 5. بي ترديد، اراده الهي بر رفتارهاي انسان نيز چيرگي دارد ولي چنين امري سبب بي تأثيري اراده انسان نمي شود؛ چرا كه تنها آفريده خداست (عقيده جبريون) و نه تنها معلول اراده انسان (عقيده معتزلي) بلكه همان گونه كه گفته شد اين دو اراده در طول يك ديگر، ايفاي نقش مي كنند (امر بين الامرين). V}(محمدحسين طباطبايي، الميزان، ج 19، ص 48){V 6. با تأمل در بندهاي پنج گانه ياد شده اراده و عزم الهي اثبات مي شود چرا كه از يك سو ما با عالمي پر از اسباب و آثار آن ها روبه رو مي باشيم و رويكرد توحيدي با منطق خاص خود آن ها را معلول و آفريده خداوند مي داند. از سوي ديگر و با تفاوت ويژه در مقايسه با عالم تكوين، رفتارهاي اختياري انسان نيز از سرچشمه علت هستي بخش الهي برخاسته است. پس، خواستگاه پديده هاي هر دو قلمرو تكوين و تشريع، خداوند بوده و عزم او در سرتاسر پديده هاي هستي، سايه افكن است.
کد سوال : 1469
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>فلسفه احكام
پرسش : اصولا چرا ديدن عكس هاي سكسي حرام است؟
پاسخ : هدف غايي از آفرينش انسان، رسيدن به كمال و مقام قرب الهي است؛ A}«و ان الي ربك المنتهي»{A ؛ V}(نجم، آيه 42){V رسيدن به مقام طي كردن مقدماتي را نياز دارد، خداي متعال با آگاهي از همه ابعاد مادي و معنوي انسان، او را در اين راه به انجام اعمالي ترغيب كرده و از كارهاي ديگري باز داشته است؛ از جمله آن ها رفتارهايي است كه زمينه را براي انحراف جامعه از مسير صحيح و پاك فراهم مي كند، زيرا اين ويژگي و خصيصه انسان است كه در هر وادي جلو رفت، حد نهايي براي خودش نمي شناسد، A}«بل يريد الانسان ليفجر امامه»{A ؛ V}(قيامت، آيه 5){V بلكه آدمي مي خواهد كه در آينده نيز، به كارهاي ناشايست پردازد. انسان اگر به وادي كمال قدم گذاشت تا بي نهايت پر مي كشد و اگر به وادي فساد و انحطاط قدم نهاد در آن جا هم تا بي نهايت جلو مي رود به گونه اي كه نمي توان آن را در جايي متوقف كرد. به همين جهت است كه مي بينيم در بخشي از آيه 31 سوره نور آمده است: «زنان هنگام راه رفتن پاهاي خود را به زمين نزنند تا زينت پنهانيشان دانسته شود» از اين آيه برداشت مي شود كه اسلام به اندازه اي در مسايل مربوط به عفت عمومي سخت گير و موشكاف است كه هر گونه املي را دامن به آتش شهوت جوانان بزند، ممنوع مي كند. ديدن عكس ها و فيلم هاي مبتذل، به ويژه جوانان را، در يك حال تحريك دائم قرار مي دهد تحريكي كه سبب كوبيدن اعصاب آنان و ايجاد هيجان هاي بيمارگونه عصبي و گاه سرچشمه امراض رواني مي گردد. مهم تر از آن اينكه گناهان، پيوند انسان با خدا را سست و در صورت استمرار اين پيوند را قطع و ايمان او را زايل مي گردانند و بدين وسيله انسانيت انسان كه سرمايه وجودي انسان است را از او سلب مي كنند. لذا در آيات و روايات گناهان ظلم به نفس شمرده شده است. عكس هاي سكس غريزه جنسي انسان را به طور افراطي تحريك كرده او را از فعاليت هاي مثبت انساني بازداشته به سمت ارتكاب فحشا و منكرات سوق مي دهد، به همين دليل خداي متعال از باب لطف و رحمتي كه دارد ما را از آن بر حذر داشته و به مسير درست هدايت نموده است. تحقيقات محققان نشان مي دهد كه ديدن فيلم ها و عكس هاي مبتذل و مشاهده رفتارهاي ضداخلاقي، اعمال غيراخلاقي را در پي دارد، به همين دليل «رابرت مريوخ» مالك شبكه ماهواره اي تي،وي استار آمريكا در مصاحبه اي در هندوستان گفت: «من هرگز به بچه هايم اجازه تماشاي اين برنامه ها را نمي دهم». V}(روزنامه اطلاعات، 25/5/1373){V افزون بر موارد ياد شده، ديدن عكس هاي مبتذل، پي آمدهاي تأسف باري را به دنبال دارد از جمله: 1. محروم شدن از لذت انس با خدا 2. مردن دل ها 3. پاره شدن پرده هاي عصمت و رواج بي عفتي و بي حيايي 4. سبك شدن عقل 5. گسترش دامنه ي فحشا و افزايش فرزندان نامشروع در جامعه 6. سقوط شخصيت زن و مرد و تبديل شدن به وسيله اي براي اشباع هوس هاي سركش 7. شهوت پرستي و خوش گذراني 8. از هم گسيختگي زندگي زناشويي و ...
کد سوال : 1470
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : اين مطلب جدي است بنده فارغ التحصيل دانشگاه شاغل 26 سال دارم مدت مديدي است دنبال همسري مناسب با مشخصات ذيل الذکر ميگردم لطفا کمک كنيد چطور مي توانم شخص مورد نظر را پيدا كنم.خيلي جاهاي زيادي را هم رفتيم ولي مناسب نبودن .آيا هيچ ارگان رسمي براي اينكار نيست. ساكن مشهد متدين وپاکدامن چادري شاغل -معلم-18_24 ساله مشهدي يا تهراني طبقه متوسط پيشاپيش از بذل عنايت شما کمال امتنان را دارم ؟
پاسخ : مسأله انتخاب همسر يكي از مهمترين بخشهاي ازدواج محسوب مي شود. تعيين ملاك هاي صحيح و نيز تطبيق افراد با اين ملاك ها كار ساده اي نيست. اما گاهي اهميت اين مسأله در ذهن افراد، خصوصا وقتي سن آنها از 25 سال گذشت و نيز مدت زيادي را در محيط هايي چون دانشگاه كنار جنس مخالف گذرانده اند، بيش از حد متعارف و افراطي جلوه مي كند، به طوري كه هنگام انتخاب همسر، دچار وسواس مي شوند و انتخاب برايشان مشكل مي شود. گرچه اين مركز در جايگاهي نيست كه فردي خاص را براي ازدواج معرفي كند ولي چند نكته مهم اساسي را براي تسهيل كار شما، خدمتتان عرض مي كنيم: 1. همانطور كه گفتيم افراط در هيچ كاري صحيح نيست. شما نيز براي انتخاب همسر به طور متعارف از خانواده، دوستان، همسايگان و نيز از اخلاق، ايمان، ساده زيستي و سطح دانش و معرفت او تحقيق كنيد و اگر احساس كرديد در شأن شماست، نه خيلي كمتر و نه خيلي بهتر، او را براي همسري خود انتخاب نموده و به خواستگاري او اقدام كنيد. 2. زندگي صحنه امتحان و انجام وظيفه است پس اگر شما به خود مطمئن هستيد كه مي توانيد وظيفه همسري را به خوبي انجام دهيد، براي ازدواج اقدام كنيد زيرا اگر هدفتان در زندگي بهره رساندن به همسر باشد نه فقط بهره كشي و استفاده ، با سهولت بيشتري همسر آينده تان را انتخاب مي كنيد. 3. در مورد شاغل بودن نيز بيشتر فكر كنيد، زيرا گرچه از نظر اقتصادي به نفع خانواده است ولي از نظر تربيت فرزند و اداره كارهاي داخلي منزل مشكل خواهد بود و اين ويژگي را به عنوان يك ملاك اساسي در انتخاب خود قرار ندهيد و اگر شاغل هم نبود ولي شرائط مناسب داشت اقدام كنيد.