کد سوال : 1321
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : شايد عجيب باشد ولي مدت زيادي است كه علاقه ي زيادي نسبت به يكي از دوستان خويش پيدا كرده ام و هرچه مي كنم دائم در فكر و ذكر او هستم نمي دانم چرا و شايد كمي غير طبيعي باشد لطفا مرا راهنمايي كنيد ولي نصايح و مطالب نخ نما شده را لطفا ننويسيد( آيا مي توان گفت من عاشق او شده ام كه خود فكر مي كنم همين طور است)؟
پاسخ : يكي از نيازهاي اساسي انسان از بدو تولد تا پايان عمر نياز به محبت ورزيدن به ديگران و مورد محبت ديگران واقع شده است. اين نياز رواني انسان در طي مراحل مختلف رشد و عمر انسان شكل هاي مختلف پيدا مي كند و در هر دوره اي و زماني به گونه اي متناسب با آن زمان بايد تأمين و ارضا شود. در دوره نوزادي، از طريق والدين و به خصوص مادر، در دوران كودكي بوسيله خانواده و دوستان هم بازي و در دوره نوجواني و جواني از طريق گروه همسالان به اين نياز پاسخ داده مي شود. روانشناسان معتقدند احساس تعلق و وابستگي به ديگران از اساسي ترين نيازهاي فردي است و بر رشد رواني جسمي و اجتماعي فرد تأثير مي گذارد. در واقع دوستان براي فرد تكيه گاهي هستند كه به او احساس امنيت مي دهند. همسالان حكم درمانگران قابل اعتماد و سرمشقهاي رفتاري را براي يكديگر دارند. اين كنشهاي متقابل با دوستان باعث مي شود كه آنها احساسات و عقايد يكديگر را هر چه بيشتر درك كنند و در برابر آن حساس باشند. V}(ر.ك ماسن و ديگران، رشد و شخصيت كودك، ص 506){V
مرحله اجرائي، مرحله اي است كه جوان مي خواهد بهترين و ارزشمند ترين چيزي كه دارد به دوست صميمي خود هديه كند و اين يكي از ويژگي هاي مهم اين مرحله است كه اريكسون يكي از روانشناسان غرب، آن را مرحله صميمت نام گذاري كرده است. جوان تمام هم و غم اش و فكر و انديشه اش ، دوستي است كه براي او ارزش و اهميت قائل است به همين جهت است كه روابط دوستانه اش بسيار زياد است. بنابراين چنين حالتي در اين دوران چندان غيرطبيعي نيست.
لازم به ذكر است اگر جوان در اين سن در صدد يافتن شريك زندگي اش برآيد و اين نيرو و ارزش رواني اش را با همسر خويش مصرف كند براي او بسيار لذت بخش و ثمربخش خواهد بود و چه خوب است در صورت فراهم بودن امكانات و شرائط آن، به چنين كاري اقدام نمايد.
کد سوال : 1322
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : جواني 19 ساله هستم كه متاسفانه مدتي است كه عمل شنيع و حيواني استمنا دچار شده ام از انجايي كه در گذشته احساس پاكي و نزديكي به خدا را داشتم اكنون بسيار غمگين و ترسان از عاقبت خود و روز جزا هستم و البته هر بار توبه مي كنم و خود را تنبيه مي كنم اما باز بعد از مدتي به اين عمل روي مي اورم ديگر از خودم نا اميد شده ام و فكر مي كنم پست ترين بنده ي خدا هستم و مطمئنم كه اگر خدا مرا تا به حال عذاب نكرده است مشمول املا و امهال او شده ام لطفا مرا راهنمايي كنيد و بگوييد اين كه مي گويند استمنا مورد غفران الهي قرار نمي گيرد صحيح است يا خيرí
پاسخ : هر گناهي قابل توبه است و خداوند خود فرموده است : »ان الله يغفر الذنوب جميعا ; خداوند همه گناهان را مي آمرزد. و نشانه قبولي توبه شما اين است كه پشيمان هستيد و از تكرار آن متنفريد. البته اگر اشتباه تكرار شد نا اميد نشويد بلكه همين قدر كه تكرار آن كم شود نشانه پيشرفت به سوي اطاعت خداست.
پاكى و طهارت مطلوب و هدف هر انسانى است و كسى را نمىيابيد كه طالب آن نباشد و اين مهم بدون تلاش هماهنگ و حسابشده و صبر و حوصله و قبل از اتمام اسباب و تكيه بر توفيق الهى به دست نمىآيد. از اين رو با تكيه بر توفيق خداوند و استعانت از درگه الهى به توصيههايى كه در ذيل بيان مىگردد به صورت كامل، دقيق و مستمر عمل كنيد تا به اميد حضرت دوست هدف به كف آيد. مجددا تأكيد مىكنيم كه عمل به برخى از دستورالعملها كافى نيست و بايد به تمام آنها به صورت دقيق و كامل و هميشگى عمل كنيد؛ و الا نه تنها نتيجهبخش نخواهد بود، بلكه موجب خستگى شده و شما را دلسرد مىكند. حال با تأكيد بر اين مقدمه به بيان دستورالعملها مىپردازيم:
يک. توصيههاى اوليه به منظور كنترل نيروى شهوت و فرار از گناه خودارضايى:
1. سعى كنيد به هنگام خواب شكم شما بيش از حد معمول پر نباشد.
2. از پوشيدن لباسهاى تنگ و چسبان اجتناب كنيد.
3. از نگاه كردن به مناظر، فيلمها و تصاوير تحريك كننده جدا خوددارى كنيد و به محض مواجه شدن با اين امور، چشم خود را بسته و يا به زمين و يا آسمان نگاه كنيد.
4. از شنيدن و خواندن مباحث و مطالب جنسى و حتى شوخىهاى جنسى و تحريككننده و فكر كردن در اين امور، جدا بپرهيزيد.
5. از خوردن مواد غذايى محرك مانند: خرما، پياز، فلفل، تخممرغ، گوشت قرمز، غذاهاى پرچرب، حتىالمقدور اجتناب و به ميزان ضرورت اكتفا كنيد.
6. قبل از خواب حتما مثانه خود را تخليه نماييد.
7. از نوشيدن افراطگونه آب و مايعات پرهيز كنيد (به خصوص شبها و قبل از خوابيدن).
8. هيچگاه بدن عريان خود را در آينه نگاه نكنيد.
9. از دستورزى اندام جنسى خود اجتناب كنيد و در هيچ شرايطى دستورزى نكنيد.
10. هرگز به رو نخوابيد.
11. به منظور تخليه انرژى زايد بدن به طور منظم و زياد ورزش كنيد.
12. هيچگاه بيكار نباشيد، براى اوقات فراغت خود برنامه داشته باشيد و آن را با مطالعه، ورزش، زيادت عبادت و... پر كنيد.
13. هرگز در مكانى خلوت و تنها و دور از نظر ديگران نباشيد.
14. هرگاه مورد هجوم افكار جنسى واقع شديد، در مكان خلوت و دور از نظر ديگران بسر نبريد، بلكه در مجالس عمومى وارد شويد و در آنجا به سر بريد.
15. هفتهاى يكى دو روز، روزه مستحبى بگيريد و اگر توان آن را نداريد روزه اخلاقى بگيريد؛ يعنى، ميزان صرف غذا را كاهش و فاصله هر وعده غذا را افزايش و تعداد دفعات غذا را كاهش دهيد و به حداقل خوراك اكتفا كنيد.
16. با نامحرم رفتار متكبرانه داشته باشيد و از سخنان ملايمتآميز با آنها خوددارى كرده واز نرمى و لينت در كلام با آنها اجتناب ورزيد.
17. هيچگاه با نامحرم و جنس مخالف در مكان خلوت و دور از نگاه ديگران باقى نمانيد، حتى براى آموزش و...
18. قرآن زياد بخوانيد و درباره معانى آيات آن فكر كنيد.
T} دو. عواقب خودارضايى:{T
توجه و آگاهي به عواقب خودارضايى باعث مي شود که انسان بهتر بتوانيد دامن همت به كمر زده و از اين گناه اجتناب ورزد. البته عواقب سوء و پيامدهاى منفى و عملى اين گناه جداى از آنكه معصيت است، فراتر از آن است كه بتوان آنها را برشمرد؛ بلكه فقط به چند مورد از آن اكتفا مىكنيم:
1. پيامدهاى جسمانى: ضعف چشم و بينايى، تحليل رفتن قواى جسمانى، عقيم شدن و ناتوانى در توليد مثل، پيرى زودرس، ضعف مفاصل، لرزش دست، زشتى چهره و از بين رفتن طراوت صورت.
2. پيامدهاى روحى و روانى: ضعف حافظه و حواسپرتى، اضطراب، منزوى شدن و گوشهگيرى، افسردگى، بىنشاطى و لذت نبردن از زندگى، پرخاشگرى و بداخلاقى و تندخويى، كسالت دائمى، ضعف اراده.
3. عوارض اجتماعى: ناسازگارى خانوادگى، بىميل شدن به همسر و ازدواج، ناتوانى در ارتباط با جنس مخالف و همسر، بىغيرت شدن، احساس طرد شدن، از بين رفتن عزت، پاكى، شرافت و جايگاه اجتماعى، دير ازدواج كردن و لذت نبردن از زندگى مشترك.
T}سه. تذکرات پاياني:{T
1. توجه داشته باشيد كه تنها رعايت تمام اين امور، بدون كم و كاستى و به صورت مستمر، نتيجهبخش خواهد بود.
2. به محض گناه و ارتكاب آن، از رحمت الهى مأيوس نباشيد و با توبه مجددا ره پاكى را فراگيريد و سعى كنيد كه تكرار نشود.
3. در صورت امكان با كم كردن سطح توقعات و انتظارات ازدواج کنيد که اين بهترين راه حل است.
4. در تمام حالات از خداوند براى حفظ پاكى استعانت بجوييد.
مطمئن باشيد اين مشكل قابل حل و درمان است؛ ولى مشروط به تصميمگيرى قاطع و پشتكار كافى در راه انجام دستورالعملهاى ارائه شده.
منشأ اين مشكل، يكى از نيازهاى واقعى نهاده شده در وجود انسان است كه بايد به طور طبيعى و صحيح ارضا و تأمين شود (يعنى ازدواج). اگر به شكل صحيح تأمين نشود، دچار خطاها و گناهان ديگرى خواهد شد كه عواقب سوء آن نيز دامنگير فرد مىشود. بنابراين اگر امكان ازدواج برايتان فراهم است، اقدام به ازدواج كنيد يا به طور موقت به دستورالعملهاى ارائه شده پاىبند باشيد.
کد سوال : 1323
موضوع : قرآن و حديث>فلسفه احكام
پرسش : آيا اين روايت صحيح است كه روي مزار مقدس اردبيلي آيه (و كلبهم باسط ذراعيه بالوصيد)نوشته شده است؟و آيا استناد به اين چنين رواياتي{و همچنين استناد به اينكه مثلا به حضرت علي هم اسد الله گفته مي شود } براي خواندن اشعاري مثل (سگ خونتم من) درست است . كما اينكه از قديم هم اين اشعار خوانده مي شد( مثلا حاج منصور ارضي) ولي فقط جديدا نسبت به اين گونه اشعار حساسيت نشان داده مي شود . و اگر ايراد دارد دليلش چيست؟
پاسخ : بر روي قبر خواجه نصير الدين طوسي که در حرم کاظمين عليهماالسلام مدفون است اين آيه شريفه نوشته شده ولي در مورد مرحوم مقدس اردبيلي به چند کتاب در مورد شرح احوال ايشان مراجعه شد چنين چيزي نيافتيم . در روايات ائمه معصومين نيز در اين خصوص نفيا و اثباتا چيزي نرسيده است.
گفتني است اظهار تواضع و فروتني به درگاه خداوند و اهل بيت عليهم السلام سزاوار است اما بايد به گونه اي نباشد که توهين مؤمن را به دنبال داشته باشدو اگر خواجه نصير چنين عبارتي را به کار برده است به طور کنايه و بر سنگ نبشته قبر بوده نه به طور آشکار و با حرکاتي که براي بسياري قابل هضم نيست و موجب توهين به مؤمنان مي شود.
لذا از جهت شرعي فتواي مقام معظم رهبري در اين باره چنين است :اگر از باب اظهار خضوع و تواضع خود را سگ اهلبيت خطاب مىكند اشكال ندارد ولى شايسته است مؤمنين از هر كارى كه مناسب با مجالس عزادارى حضرت سيدالشهدا(ع) نمىباشد خوددارى نمايند و حركات مذكور هم اگر به نحو لهوى نباشد و يا موجب وهن مراسم عزادارى نشود اشكال ندارد.
کد سوال : 1324
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اجتماعي _ فرهنگي
پرسش : چرا رنگ عمامه ها با هم با هم فرق مي كند در صورتي كه كار هر دو گروه يكي است چه شيخ و چه سيد؟
پاسخ : در اين باره گفتني است که هر کدام از لباس هاي ويژه و يا رنگ هاي مخصوص و يا علامت هاي خاص داراي پيام جداگانه هستند و حتي گاهي لباس ويژه موجب شخصيت حقوقي براي افراد مي شود به طوري که بي احترامي به آن افراد در آن لباس پيگرد قانوني دارد. به طور مثال در ميان نظاميان و نيروهاي انتظامي رنگ سفيد شناسه نيروي دريايي است و رنگ خاکي شناسه نيروي زميني است و حتي نشانه ها و تعداد درجات هر کدام پيام خاصي دارد. درباره لباس روحانيت نيز علاوه بر اينکه مدل آن شناسه وظيفه اجتماعي آنان است به طوري که هر کس سوال ديني دارد به آنان مراجعه کنند. رنگ عمامه نيز شناسه دو گروه از روحانيان مي باشد که براي افکار عمومي مسلمانان و حتي رعايت حقوق آنان موثر است.
لازم است به اين نكته توجه شود كه لباس فعلي روحانيون، لباس سنتي و اصيل مسلمانان در قرن هاي گذشته بوده است و بعد از عقب ماندگي مسلمانان در زمان شاهان بي لياقت قاجار و جريان خودباختگي فرهنگي، شيوه لباس پوشيدن شرقي ها به تبع بسياري از لوازم فرهنگي ديگرشان تابع فرهنگ غالب زمانه گرديد. اما روحانيان تنها قشري بودند كه در مقابل اين تغيير ايستادند.
بر اساس اين توضيح، در گذشته با توجه به جايگاه ويژه فرزندان پيامبر(ص) در ميان مردم (اعم از شيعه و سني) مشخص شدن آنان از ديگران نيز به صورت خواسته اي اجتماعي درآمد. تا آن كه در مصر به آنان لقب شريف داده و پوشيدن لباس خاص سادات در آن زمان متداول گرديد. البته بحث ارتباط لباس با اعتقادات سياسي و مذهبي و اجتماعي قبل از آن نيز مطرح بوده است كما اين كه بني عباس در ابتداي قيام بر عليه بني اميه به نشانه عزاداري براي شهداي اهل بيت(ع) لباس سياه پوشيدند و اين لباس بعدها نيز به عنوان شعار آنان باقي ماند.
به هر حال از زمان هاي گذشته سادات اعم از روحاني و غير روحاني داراي لباس مشخص بودند و اين به دليل خواست عمومي براي شناختن، احترام و اداي ساير وظايف نسبت به فرزندان پيامبر(ص) بود.
بعدها كه مرز بين لباس روحانيان و غيرروحانيان مشخص تر گرديد. سادات غيرروحاني نيز به تدريج مانند مردم عادي لباس پوشيدند (شما در بين سادات مسن تر، افرادي كه كلاه يا شال سبز دارند را مشاهده مي كنيد) اما سادات روحاني لباس خاص سيادت خود را حفظ نمودند. بنابراين اين تفاوت در رنگ نشان دهنده تفاوت در كاركرد نيست.
کد سوال : 1325
موضوع : سياسي و انديشه سياسي
پرسش : آيا مي توان ولايت فقيه را معصوم دانستí اگر اين گونه است آيا لازم است اين گونه باشد؟
پاسخ : نخست بايد دانست پيامبران و چهارده معصوم به طور يقيني داراي مقام عصمت هستند اما عصمت ديگران به طور يقيني ثابت نيست بلكه هر كس به مقدار تقوا و خويشتن داري خود به آن مقامات نزديك مي شود. و اما درباره ولايت فقيه توجه شما را به مطالب زير جلب مي كنيم:
منظور از ولايت فقيه، ولايت فقه وعلم و عدالت ايشان است، به طوري که شخص ولي فقيه نيز تابع فقه است و حکمي را که صادر مي کند خودش نيز ملزم به رعايت آن است. حکم او تا هنگامي که عدالت او محرز باشد نافذ است هرگاه از عدالت ساقط شود. حکم او نافذ نيست. همچنان که امام معصوم(ع) نيز خود نيز تابع فرمان و دستورات خداست و اگر ما فرمان امام معصوم و دستور ولي فقيه را اطاعت مي کنيم به جهت اطمينان به عصمت امام و عدالت ولي فقيه است که لازم الاتباع است.
البته ناگفته نماند ولي فقيه گاهي نظر مي دهد و گاهي حکم صادر مي کند. آنگاه که نظر مي دهد به عنوان راهنمايي شخص است و مي توان به ان عمل نکرد اما اگر حکم دهد موضوع در حدي است که حتما بايد انجام پذيرد و بر همگان پيروي از آن لازم است. اگر چه در واقع اشتباه نيز باشد اما چنين مواردي بسيار اندک است.
بنابراين ديدگاه هر گاه فقيه واجد شرايط به تشكيل حكومت اسلامى توفيق يابد همان ولايتى را كه پيامبر و امام معصوم(ع) در اداره امور جامعه دارند او نيز دارد. و بر همه مردم لازم است كه از او اطاعت كنند به عبارت ديگر اختيارات حكومتى مربوط به حكومت شرعى است، چه در رأس آن پيامبر(ص) يا امام معصوم(ع) باشد، يا نايب آنان (ولى فقيه). و اين اختيارات چيزى بيش از اختيارات لازم و ضرورى براى حكومت و اداره جامعه نيست و هيچ حكومتى فاقد آن اختيارات نمىباشد. البته فضايل پيامبر(ص) بيش از همه انسانها است و... ليكن فضايل معنوى بيشتر، اختيارات حكومتى را افزايش نمىدهد. خداوند همان اختيارات و ولايتى كه به پيامبر اكرم(ص) و امامان معصوم(ع) در تدارك و بسيج سپاه تعيين واليان و استانداران، گرفتن ماليات و صرف آن در مصالح مسلمانان داده است، براى حكومت فقيه نيز قرار داده است، نهايت تفاوت اين كه ولايت فقيه در رابطه با شخصى معين نبوده و روى عنوان عالم عادل ثابت است.»، (ولايت فقيه امام خمينى، ص 55).
حضرت امام خمينى(ره) در توضيح اين نظريه مىافزايد: «وقتى مىگوييم ولايتى را كه رسول اكرم(ص) و ائمه(ع) داشتند. بعد از غيبت، فقيه عادل دارد، براى هيچ كس اين توهم نبايد پيدا شود كه مقام فقهاء همان مقام ائمه و پيامبر اكرم(ص) است زيرا اينجا صحبت از مقام نيست، بلكه صحبت از ولايت ـ يعنى حكومت و اداره كشور و اجراى قوانين شرع مقدس كه يك وظيفه سنگين و مهم است ـ مىباشد، نه شأن و مقام برتر و غير عادى، به عبارت ديگر ولايت مورد بحث يعنى حكومت و اجراء قوانين الهى و اداره جامعه اسلامى و... ولايت فقيه از امور قراردادى و اعتبارى عقلايى است و واقعيتى جز جعل قانونى ندارد، وقتى كسى به عنوان ولى در موردى نصب مىشود، مثلاً براى حضانت و سرپرستى كسى يا حكومت، ديگر معقول نيست در اعمال اين ولايت فرقى بين رسول اكرم(ص) و امام يا فقيه وجود داشته باشد. به عنوان مثال، ولايتى كه فقيه در اجراى حدود و قوانين كيفرى اسلام دارد، در اجراى اين حدود بين رسول اكرم(ص) و امام و فقيه امتيازى نيست. حاكم، متصدى اجراى قوانين الهى است و بايد حكم خدا را اجرا نمايد، چه رسول الله(ص) باشد و چه امام معصوم(ع) يا نماينده او يا فقيه عصر، (همان، ص 56).
کد سوال : 1326
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اخلاق و عرفان
پرسش : مدتي است كه براي انتخاب برنامه سلوك خويش خواب و قرار ندارم . كراماتي كه از بعضي از عارفين زمان خود ديده ام در پي آن شدم تا لااقل براي ديدن ائمه معصومين عليه السلام در مكاشفه به ذكرهاي شريفي مشغول شوم اما از يكي از آنها شنيدم كه اگر براي ثواب به ذكر مشغول شوي ايرادي ندارد اما بدون اذن استاد از ذكر نتيجه اي كه مي خواهي (مكاشفه) نخواهي گرفت . آيا اين حرف درست است ؟ من براي طي اين مسير چه كنم ؟ عاجزانه مي خواهم به اين بي قراري من پاسخ دهيد.؟
پاسخ : دانشجوي گرامي! اشتياق شما به امور معنوي و معرفتي امري به حق و به جا و بر طبق فطرت پاك انساني است و قابل تقدير است ولي بايد توجه داشته باشيد كه هدف والاي آفرينش، قرب به خداوند و معرفت حق است كه با عبوديت و بندگي خاضعانه و خالصانه حاصل مي گردد همه شرافت و ارزش انسان در بندگي خداوند و نزديك شدن هر چه بيشتر به او است و همين بندگي تاج افتخار همه پيامبران و اوليا بزرگ الهي است.
اميرمؤمنان(ع) در مناجاتي عرض مي كند: H}«الهي كفي بي فخرا ان اكون لك عبدا و كفي بي عزا ان تكون لي ربا»{H ؛ «خدايا! اين افتخار مرا بس كه بنده تو باشم و اين سر بلند مرا كافي است كه تو پروردگار من باشي».
ارزش انسان و هدف والاي انساني رسيدن به كرامات و مكاشفات نمي باشد و نبايد انگيزه انسان در انجام عبادات و سلوك بندگي رسيدن به اين گونه امور باشد. هدف خدايي شدن و آراسته شدن به صفات و كمالات الهي و خود را نديدن ويكسره جمال الهي را ديدن است نه اهل كشف و كرامت گرديدن كه در واقع نوعي خودبيني و انانيت و خودمحوري و خودپرستي است. بايد از همان ابتداي سلوك و آغاز حركت بنا را بر عدم دلبستگي و گسستن رشته هاي دلبستگي و خودبيني گذاشت نه اين كه دل در گرو كرامات و مكاشفات بگذاريم و بندي بر بندهاي اسارت خود بيفزاييم.
طالب كرامت و كشف، طالب خدا نمي باشد بلكه در طلب خواهش و خواست خود و مطرح كردن و جلوه دادن خود در قالب كشف و كرامت است. برخي از بزرگان گفته اند: ممكن را چه رسد كه در دستگاه خلقت اظهار وجود كند، هر چه هست اوست و همه از اوست. به گفته برخي ديگر: همه عالم كرامت است. چه كرامتي بالاتر از دستگاه آفرينش الهي، كرامت انسان ها در برابر اين كرامت چه قدر و قيمتي دارد. البته اولياي الهي و مردان حق كه با بندگي صادقانه و عمل به دستورات الهي و تقواي شديد نردبان صعود انساني را پيموده اند و به كمالات والاي انساني و الهي نايل گشته اند، گاه براي بيدار كردن خفته اي و نمودن راه به گم گشته اي و متوجه كردن برخي به قدرت بي انتهاي الهي كه ذره اي از آن در وجود آنها جلوه گر شده، كراماتي نشان مي دهند ولي هدفشان نمايش خود و جلوه دادن و معرفي خود نمي باشد بلكه با اذن و خواست خداوند و در راستاي هدايت اين كار را انجام مي دهند ولي اين گونه بزرگان با كساني كه به طمع كشف و كرامت به راه مي افتند و مقصد و مقصودشان را رسيدن به اين آمال و آرزوها قرار مي دهند، فرسنگ ها فاصله دارند و در دو وادي كاملا جدا از هم حركت مي كنند. بنده خالص آن است كه بدون انتظار مزد و پاداش و تنها با انگيزه بندگي، رسوم و آداب بندگي را به جا آورد و گرنه اجير و كارگر است نه بنده:
P}تو بندگي چو گدايان به شرط مزد مكن{E}كه خواجه خود صفت بنده پروري داند{P
در پيشگاه الهي و در راه بندگي هيچ زحمتي بدون اجر و پاداش نمي ماند و هيچ كوششي بدون نتيجه نيست ولي اين غير از طمع داشتن به نتيجه در آغاز راه و حركت است و غر از اين است كه انگيزه ها در اين راه مقدس رسيدن به اين خواسته ها خواهش ها باشد.
تصحيح انگيزه و پالايش آن از هواها و هوس ها و ناخالصي ها و داشتن هدف عالي و والا، از مسائل بسيار مهم در راه سلوك و معنويت است. اگر هدف از كرامت داشتن، انجام كارهاي عجيب و خارق العاده است، بسياري از مرتاضان هندي و سيک ها نيز در اين كار موفق هستند. سال ها رياضت هاي غيرشرعي و نامطلوب مي كشند و به نفس خود سختي هاي طاقت فرسا مي دهند تا بتوانند روي ميخ بخوابند و يا چهل روز را با يك بادام سر كنند و يا با نگاهي قاطري را متوقف كنند ولي چه ميزان از انسانيت و كرامت انساني و بندگي حق بهره مندند؟ چقدر در فضاي معنويت اوج گرفته اند؟ بعد از مرگ از چه مقدار نورانيت بهره مندند؟
حال كه هدف راه بندگي و سلوك و انگيزه ها در اين راه روشن گرديد بايد دانست كه راه رسيدن به قرب خداوند از ميان شريعت و احكام و دستورات الهي مي گذرد. به گفته بزرگان اين راه سرسوزني تخلف و سرپيچي از دستورات ديني و شرعي باعث دور شدنانسان از اين هدف و مقصد مي گردد. انجام واجبات و ترك محرمات و پرهيزكاري و تقوا به معناي گسترده و وسيع آن و مراقبت از اعمال و گفتار و محاسبه اعمال و كردار تنها راه رسيدن به كمال انساني و تنها برنامه سلوك است. انجام عبادات و گفتن ذكر خود بخشي از دستورات وسيع و گسترده دين و شريعت در راه رسيدن به كمالات است.
البته اگر در اين راه انسان مرشد و استاد راه آشنا و مورد اعتمادي داشته باشد و از هدايت ها و راهنمايي هاي او بهره مند گردد سلوك و پيمودن اين راه آسانتر و كم هزينه تر خواهد بود ولي نمي توان به راحتي به هر كس سر سپرد و اعتماد كرد چون افراد بسياري ادعاي راهنمايي و ارشاد داشته اند ولي كوچكترين بهره اي از كمال و معنويت نداشته اند و تنها دكاني براي فريب جوانان پاكدل باز كرده اند.
البته اين چنين نيست كه بدون استاد و راهنما، راه مسدود و بسته باشد و امكان وصول نباشد چون بدون شك همه را به راه دعوت و تشويق كنند.
در مورد ذكر بايد گفت برخي ذكرها عام هستند و در كتاب هاي دعا ائمه(ع) به همه اجازه گفتن آن را داده اند، حال برخي تعداد و شماره معين دارند و يک مخصوص زمان و مكان خاصي است و برخي چنين نمي باشد ولي برخي ذكرها توسط استاد راه به شاگرد با شماره معيني متناسب با شرايط و وضعيت و حالات روحي او داده مي شود كه معمولا اموري تجربي هستند و با اجازه استاد و اشراف و نظارت او گفته مي شود كه براي هر فردي و هر حالتي مناسب نمي باشد.
از مهمترين وظايف ما آشنايي عميق با دين و شريعت و معارف اسلام و قرآن است كه هر چه اين آشنايي و معرفت بيشتر باشد، انسان با راه و هدف آشنا تر مي گردد و پيمودن راه براي او آسانتر و بي خطر تر مي گردد و وسوسه هاي شيطاني را زودتر و بهتر متوجه مي شود و با ملاك ها و معيارهاي راه سلوك مأنوستر مي گردد. چون معرفت در هر كاري شرط اول انجام آن است و اگر كاري بدون آشنايي و معرفت انجام گيرد، انسان در هر قدم از مقصد دورتر و بعيدتر مي گردد.
براي مطالعه ر.ك:
1. رساله لب اللباب، علامه سيد محمد حسين حسيني طهراني
2. تهذيب نفس، استاد ابراهيم اميني.
کد سوال : 1327
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : اينجانب مدتي است كه ازدواج كرده ام و سوالاتي در زمينه هاي جنسي دارم اما مرجع قابل اطميناني را نمي شناسم لطفا يك سايت خوب را كه پاسخگوي پرسشهاي جنسي-زناشويي است برايم معرفي كنيد .در ضمن اين سايت محرم و (مجاز) باشد؟
پاسخ : در اين مورد ر.ك:
1- جوانان و انتخاب همسر على اكبر مظاهرى
2- ازدواج آسان و شيوه همسردارى محمد محمدى اشتهاردى
3- ازدواج آسمانى على اكبر مظاهرى
4- ازدواج پايدار كاظمى حقيقى
5- ازدواج در اسلام مصطفى كاشفى خوانسارى
6- ازدواج و روابط زن و مرد نجفى يزدى
7- پيوند دو قلب يا راهنماى ازدواج مهدى پاكزاد
8- جوانان و ازدواج - زندگى بهتر سيد احمد واحدى
9- جوانان، ازدواج و مسايل جنسى روح اللّه خالقى
10- راهنمايى ازدواج بهزاد رحمتى
11- همسران برتر، غلامعلى افروز
12- انتخاب همسر، ابراهيم امينى
13- ازدواج مكتب انسانسازى، دكتر پاكنژاد
همچنين مي توانيد با مشاوره سازمان بهزيستي شهر خود تماس بگيريد و مسائل خود را مطرح نماييد.
کد سوال : 1328
موضوع : سياسي و انديشه سياسي
پرسش : آرمان گرايي دانشجويي را تعريف كرده و مصاديق آن را ذكر فرماييد. آيا قانون گرايي نيز جزو آرمان دانشجويي است. حد يقف آرمان گرايي در مقام عمل كجاستí در تسخير لانه جاسوسي عملي خلاف قانون صورت گرفت اما مورد تاييد امام(ره) قرار گرفت . معمولا مسائلي پيش مي آيد كه لازم است جنبش دانشجويي پيش از موضع گيري رهبري اقدام عملي انجام دهد و طبيعتا گاها بر خلاف قانون ؟
پاسخ : در پاسخ به اين سؤال توجه به نكات ذيل حائز اهميت مي باشد:
1. آرمان گرايي يكي از ويژگي هاي اساسي جنبش دانشجويي است و منظور از آن تلاش و اهتمام دانشجو براي دستيابي و تحقق غايات و اهدافي است كه در عرصه هاي مختلف سياسي، فرهنگي، اقتصادي، اجتماعي و ... براي جامعه و نظام سياسي خود مطلوب و لازم مي داند.
مفاهيمي همانند تحقق نظام و جامعه اي با معيارهاي اسلامي، برابري، آزادي، استقلال، عدالت خواهي، تكريم انسانيت، قانون گرايي، مبارزه با استبداد و استكبار و ...، از آرمان هاي جنبش دانشجويي به شمار مي روند.
2. مسلما شرط اساسي تداوم انقلاب اسلامي در اينست كه همچنان در جهت تداوم آرمان ها، باورها و ارزش هاي خود گام بردارد. البته اين به معناي عدم توجه به واقعيت ها نيست، بلكه منظور «آرمان گرايي واقع بينانه» است. يعني در عين حفظ آرمان ها و تلاش براي تحقق آنها، به واقعيت هاي موجود و تلاش براي عملياتي كردن آن توجه شود.
چنانكه مقام معظم رهبري مي فرمايد: «دنبال آرمان هاي حقيقي در قالب و لباس عمل آن بگرديد، نه بايد دنبال ايده آل هايي بود كه عمل و اجرايي نيستند، نه بايد به كم قانع شد و از آن آرمان ها دور ماند» V}(ديدار با نمايندگان، 27/3/83){V
تحقق آرمان ها نيازمند مرحله بندي و استراتژي پردازي است و بايد توانايي ها و ظرفيت ها، مد نظر قرار گيرند و از عنصر عقلانيت نيز استفاده كامل بشود. بر اين اساس آرمان گرايي واقع بينانه ضمن اينكه با واقع گرايي كه به معناي تسليم شدن در برابر واقعيت هاست تفاوت اساسي دارد. V}(محمدرضا دهشيري، امت سازي در پروژه انقلاب، ماهنامه زمانه، شماره 17، بهمن 1382){V اما خود نيز به يكسري حدود از جمله لحاظ واقعيت ها،توانايي ها و ظرفيت ها، عقلانيت و ... پاي بند است.
جنبش دانشجويي سعي مي نمايد ضمن اهتمام شديد به آرمان هاي والاي انقلاب اسلامي، واقعيات موجود و مصالح نظام اسلامي را به دشت نصب العين خود قرار داده و ضمن احترام به قانون، از هر گونه افراط و تفريطي خودداري مي كند.
3. تسخير سفارت آمريكا (لانه جاسوسي) توسط دانشجويان پيرو خط امام(ره) در اوايل پيروزي انقلاب اسلامي، در شرايطي كاملا متفاوت با زمان فعلي بود، زيرا در آن زمان شرايط انقلابي بر كشور حاكم بود كه اين از ديدگاه بين المللي و افكار عمومي جهان تا حدودي قابل پذيرش است و اصولا در آن شرايط در برخي اقدامات بايد از شيوه هاي ا نقلابي استفاده مي شد اما در زمان فعلي با توجه به استحكام و نهادينه گي نظام اسلامي، در موارد لزوم مي توان از شيوه هاي قانوني براي حفظ استقلال، منافع و آرمان هاي انقلاب اسلامي، استفاده نمود و از تحميل هزينه هاي غيرلازم و سوء استفاده دشمنان جلوگيري نمود.
مقام معظم رهبري به كرات نسبت به هر گونه حرکت خودسرانه و خارج از چارچوب قوانين و مقررات هشدار داده اند و مي فرمايند:
«بعضي ها گفته اند كه ما اقدام مي كنيم، مجازات مي كنيم؛ ابدا در نظام اسلامي، اين كار به مسؤولان مربوط است ... اگر كسي احساساتي هم دارد، آن احساسات پيش خداي متعال قطعا اجر خواهد داشت؛ اما اگر عمل و اقدامي بر خلاف موازين باشد _از آحاد مردم_ يقيقنا پيش خدا هم اجري ندارد. من حالا كه نهي كردم، غير از حرمت قانون، حرمت شرعي هم پيدا كرد. مراقب باشيد ... كسي حق ندارد كه يك وقت كار نسنجيده اي انجام بدهد». V}(روزنامه جمهوري اسلامي، 10 مهر 78، ص 13){V
و در جاي ديگر توصيه مي كنند: «... نيرويتان را براي آن روزي كه كشور به آن نيازمند است، براي آن روزي كه نيروي جوان و مؤمن و حزب اللهي بايد در مقابله با دشمن بايستد، حفظ كنيد» V}(همان، 22 تير، 78، ص 2){V
4. مسلما در برخي عرصه ها دست ملت ها بازتر از دولت ها بوده و از محدوديت هاي كمتري برخوردارند. و به علاوه جنبش دانشجويي ضمن احترام به قوانين و مقررات با حضور پرشور و گسترده خويش مي تواند در جهت دهي ها و تصميم گيري هاي داخلي و خارجي مسؤولين و دستگاه هاي دولتي بسيار موثر باشد. تشكيل و برپايي راهپيمايي هاي گسترده و قانوني، انتشار ديدگاه ها و تبيين اهداف شوم آمريكا و انگليس در منطقه و در قبال جهان اسلام، نصب اعلاميه هاي شديد اللحن در مقابله با استكبار جهاني در برد دانشگاه ها و رسانه ها و ... برخي از راهكارهاي مطلوب در اين زمينه است.
در پايان گفتني است امروزه اقدامات تبليغاتي افكار عمومي را بيشتر به خود جلب كند و در كشورهاي ديگر كه نيروهاي دشمن حضور فيزيكي دارند اقدامات قلاب سنگي در برابر تجهيزات نظامي دشمنان همراه با حضور مردمي، كاربرد بيشتري دارد.
کد سوال : 1329
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>فلسفه احكام
پرسش : طبق فقه سنتي، زکات تنها به موارد معدودي تعلق مي گيرد. طبق اين مبنا بيل گيتس يا بسياري ديگر از ميلياردرهاي کنوني از دادن زکات معافند و مثلا کشاورزي که چند راس گاو و گوسفند دارد بايد زکات بدهد. توجه داشته باشيد که حضرت علي (ع) طبق توجه به مقتضيات زمانه خود، موارد مشمول به زکات را تغيير داد و مثلا اسب را نيز مشمول زکات نمود. پس چرا بايد به معيارهاي قديمي پايبند باشيم؟
پاسخ : نکاتي چند شايان توجه است:
1. دفاتر مراجع تقليد عظام بر حسب وظيفه تنها فتوا و نتيجه تحقيق و بررسي هاي مرجع تقليد براي عموم بازگو مي کنند. چرا که عموم مردم نه وقت شنيدن دلايل حکم را دارند و نه تخصص آن را. اين نکته به معناي ان نيست که فقيهان ناتوان از پاسخ دهي هستند چرا که اين مباحث را مبسوط در دروس خارج و کتابهاي خود مطرح کرده اند و مشتاقان مي توانند با بهره گيري از اين کتابها از چند و چون موضوعات مطلع گردند .
2. مشهور فقيهان بر اين عقيده اند که زکات منحصر در اشياي نه گانه است اما برخي آنان نيز بر اين باورند كه با توجه به فلسفه تشريع زكات و با توجه به هدف اصلي از اين واجب الهي زكات منحصر در اشياي نه گانه نيست بلكه بستگي به نياز و عدم نياز جامعه اسلامي و موارد مصرف در نظام اسلامي دارد يعني در صورت نياز جامعه و موارد مصرف و پاسخ گو نبودن موارد نه گانه زكات قابل توسعه به اشياي ديگر نيز هست و رفع و وضع آن به عهده ولي فقيه است.V}(جعفري محمد تقي ،وسائل فقهي ،تهران نشر كرامت ص 47 ){V
3. همه فقيهان -چه آناني كه زكات را در موارد نه گانه منحصر مي دانند يا نمي دانند- بر آنند كه ولي فقيه و حاكم شرع در صورت نياز حكومت و جامعه مي تواند به جز خمس و زكات ،تكليف مالي ديگري مانند ماليات را بر مردم مقرر سازد بنابراين اموال را كه باقي نمي مانند و در جامعه در ميان مردم بر چرخش در مي آيند.
4.بنا بر نظر مشهور كه زكات را منحصر در موارد نه گانه مي دانند فلسفه تشريع زكات تأمين نيازمنديهاي افراد مستمند است كه اين مشكل با موارد نه گانه محقق مي شود. و در صورت نياز حاكم شرع مي تواند افزون بر آنها به مقدار نياز از اموال ديگر ماليات دريافت كند بنابر اين نيازي به وضع زكات براي اشيا و اموال ديگر نيست.
5. حاصل آنكه در حال حاضر نيز مانند زمان حضرت علي حاكم حكومت اسلامي مي تواند يا به عنوان زكات يا به عنوان ماليات دامنه دريافت هاي مالي از مردم را گسترش دهد به طوري كه هيچ سرمايه اي از هيچ سرمايه داري راكد باقي نماند.V}(ر.ك مجله فقه اهل بيت ش 11و12 ){V
يكي از افتخارات و دليل پويايي فقه شيعه احكام حكومتي است يعني علاوه بر احكام اوليه و ثانويه كه خداي تبارك و تعالي به وسيله وحي يا هدايت معصومين بيان كرده است يك حق قانون گذاري در راستاي مصلحت جامعه اسلامي به پيامبر اكرم و جانشينان آن حضرت و در زمان غيبت به ولي فقيه داده است. (البته اهل سنت نيز با يك تفاوت هايي آن را قبول دارند چنانچه كتاب هايي را تحت عنوان احكام السلطانيه منتشر كرده اند) و هر چه كه مصلحت و نياز جامعه اسلامي باشد. مشمول اين موضوع خواهد بود و تمام ماليات هايي كه مجلس شوراي اسلامي تصويب و به تصويب شوراي نگهبان يا مجمع تشخيص مصلحت نظام مي رسد از همين سنخ است . چون احكام حكومتي منحصر به فرمان رهبري نيست همه نهادها در حكومت اسلامي با نظارت و تاييد رهبري و ولي امر مسلمين مي باشد.
ولي چيزي كه نبايد از آن غفلت كرد اين است كه همه ادله اي كه شما بيان كرديد مد نظر فقها نيز قرار گرفته است. اما پس چرا بدان فتوا نداده اند به آن جهت است كه تمام اهتمام فقها بر اين است كه خواست خدا را كشف كنند.نه صلاحديد و تشخيص ما را. اينكه خداي متعال خالق ماست پس مالك و اختيار دار ماست . پس اراده تشريعي او مبناي مشروعيت هر حكم و فرمان و قانوني خواهد بود. راه تشخيص اراده تشريعي خدا يا وحي (قرآن ) است و يا به منزله وحي (سنت پيامبر اكرم و ائمه اطهار ) است و يا عقل (در مواردي كه به طور قطع و صد در صد با رعايت مباني و ضوابط حكمي دهد) مي باشد. مهم اين است كه ما بنده و پايبند و متعبد به دستور و قانون خدا باشيم البته فقهايي كه دامنه زكات را گسترش دادند آنها نيز متعبدند فتوايشان براي مقلدينشان لازم است.
کد سوال : 1330
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>فلسفه احكام
پرسش : خمس طبق آيه 41 سوره انفال واجب شد. (واعلموا انما غنمتم من شيء فان لله خمسه و للرسول و لذي القربى و اليتامى و المساكين و ابن السبيل ان كنتم امنتم بالله و ما انزلنا على عبدنا يوم الفرقان يوم التقى الجمعان و الله على كل شيء قدير در اين آيه موارد مشمول خمس با موارد مصرف آن به گونه اي تعيين شده که با مورد تعيين شده رساله هاي علماي شيعه مطابقت ندارد. در فقه مذاهب ديگر نيز موارد مشمول خمس با فقه شيعه برابري نمي کند. به خصوص در زمينه مازاد منفعت ساليانه. از طرف ديگر در دوران تشکيل حکومت اسلامي با وجود پرداخت ماليات، چه لزومي به پرداخت ماليات هايي چون خمس و زکات است. يا در زمان تشکيل حکومت اسلامي سهم امام به چه معنا استí
پاسخ : اميدواريم نكات ذيل پاسخ مناسبي به اين پرسش باشد.
1. اختلاف مبنايي در برخي احكام فقهي ميان اهل سنت و شيعه نه تازگي دارد و نه به اين مورد خاص منحصر مي شود بلكه موارد اختلاف فراوان ديده مي شود غالب اختلاف ها به نوع استنباط و ابزار آن بر مي گردد افزون بر آنكه مباني كلامي و اعتقادي نيز ، نقش مهمي در اين امر دارد براي مثال اگر ما در استنباطات فقهي قياس ،استحسان و ... را ملاك و معيار قرار دهيم همان گونه كه اهل سنت چنين كردند بديهي است كه در فتوا مطابق همين معيارها فتوا بدهيم.
بر اساس اين اختلاف معيارها فقهاي شيعه بر اساس رهنمود هاي اهل بيت عصمت و طهارت واژه غنيمت را همچنان كه معناي لغوي آن دلالت دارد به معناي عام گرفته اند كه هرگونه فايده اي كه از طريق كسب و تجارت گنج و معدن و ... به دست مي ايد را در بر مي گيرد. امام هادي مي فرمايد: غنيمت به فوائد ،غنائم ،جايزه ،ميراثي كه پدر آن را حساب نكرده است ،مالي كه از دشمن گرفته مي شود مالي كه صاحب آن شناخته نشده است و اموالي كه شيعيان از قوم خرميه فاسق گرفته اند گفته مي شود.
اما اهل سنت اگر چه معناي غنيمت را در لغت عام گرفته اند و از نظر معنايي لغوي با فقهاي شيعه مشتركند اما از نظر فقهي ،بيشتر آنها خمس را تنها در غنايم جنگي ،معادن و گنج ها واجب مي دانند. ذكر ادله هر يك از دو گروه و رد آن ها مجال ديگري را مي طلبدV}(آيت الله مكارم شيرازي و ديگران، تفسير نمونه، دارالكتاب الاسلاميه،ج 7 ص178){V
2. تنها منبع استنباط احكام شرعي ،قرآن كريم نيست. بلكه افزون بر آن ،سنت ، اجماع و عقل نيز از منابع استنباط احكامند. از اين رو است كه مي بينيم برخي احكام در قرآن كريم و برخي ديگر و حتي شرح جزئيات همان احكامي كه در قرآن ذكر شده است در سنت پيامبر بيان شده است. مثلا در قرآن كريم نماز هاي پنج گانه به طور كلي آمده است ولي جزئيات آن در سنت بيان شده است يا اين كه از نماز آيات در قرآن هيچ نامي برده نشده است در حالي كه نماز آيات مورد اتفاق مسلمانان ،اعم از شيعه و سني است و هيچ كس را نمي يابيم كه بگويد چون نماز آيات در قرآن ذكر نشده است و تنها در سنت پيامبر اكرم آمده ،نبايد به آن عمل كرد.
حاصل آن كه در استنباط احكام نبايد تنها به آيات بسنده كرد. در باب خمس نيز فقيهان با توجه به روايات موارد و مصارف آن را معين كرده اند.
3.در دهه هاي آغازين اسلام ،با توجه به محدود بودن جامعه اسلامي و كم بودن هزينه هاي دولت ،از زكات افزون بر فقر زدايي ،در هزينه هاي جاري و تأمين بودجه دولت و هزينه جنگ استفاده ميشد. اما پس از گسترش اسلام و نياز حكومت ها به تأمين بهداشت ،امنيت ، رفاه ، آموزش مردم ، ماليات و خراج ها نيز براي تامين اين نيازمندي ها در كنار زكات قرار گرفت. اين ماليات ها بر حسب نوع درآمد مردم آن زمان از اسبان يا زمين هاي كشاورزي گرفته مي شد. براي نمونه حضرت علي (ع) در زمان حكومتش براي اسبان سواري دو دينار و اسب هاي باركش يك دينار ماليات وضع كردند.
به عبارت ديگر نگاهي به فلسفه تشريع خمس و زكات و وضع ماليات در حال حاضر و حتي از قرون اوليه اسلام ما را به اين نكته رهنمون مي سازد كه موارد مصرف آن ها از هم جدا هستند و پرداخت يكي كفايت از ديگري نمي كند . برخي از تفاوت هاي مصرف زكات و ماليات عبارت است:
الف- اصل فلسفه تشريع زكات براي فقر زدايي است اما فلسفه تشريع ماليات تأمين هزينه هاي حكومت مي باشد.
ب- زكات نصاب مشخصي دارد و از اشياء و اموال معيني گرفته مي شود. اما ماليات مقدار معيني ندارد و تعيين آن به عهده كارشناسان حكومت است.
ج- زكات براي سه خلاء تامين نيازمندي هاي مسلمانان است. اما ماليات براي تامين نيازهاي دولت.
درباره تفاوت مصاديق خمس با ماليات نيزگفتني است. يك دوم خمس سهم امام است و يك دوم ديگر آن مانند زكات براي رفع نيازمندي هاي سادات است.V}(ر.ك مسائل مستحدثه زكات ،مجله فقه اهل البيت ،شماره 10){V
خمس حق خدا و محرومين و براي ديگران است در حالي كه ماليات براي خود شهروندان است مثلا براي آسفالت جاده ها و ساير خدمات و تآسيسات و امكاناتي است كه در اختيار شهروندان قرار مي گيرد.
4. اما سهم امام از خمس ،سهمي است كه خداي متعال براي تثبيت ولايت در هر حكومت اسلامي قرار داده است.در آيه شريفه آمده است « فان الله خمُسه و لرسول»خوب سهم خدا و پيامبر را چگونه پرداخت كنيم بر اساس روايات بايد اين سهم را در اختيار امام و حاكم عادل اسلامي قرار داد. تا در راه خدا و تبليغات ديني و استقرار نظام اسلامي و رفع نيازمندي هاي آن و هر جا كه به مصلحت مسلمين و جامعه اسلامي باشد هزينه كنيد پس سهم خدا و پيامبر(ص) در زمان حضور به شخص پيامبر اكرم و ائمه تعلق مي گيرد اما در زمان غيبت همان گونه كه مراجع تقليد در همه امور نايب عام امام عصر مي باشند در اين مورد نيز نايب حضرت بوده و مانند امامان در زمان حضور سهم دريافت كرده و در مصارفي كه شرع مقدس اجازه داده است مصرف مي كنند.