کد سوال : 1271
موضوع : كلام و دين پژوهي
پرسش : در مورد فلسفه حجاب توضيح دهيد؟
پاسخ : در فرهنگ و اخلاق اسلامى، پوشش و حجاب - براى عموم و به ويژه زنان - از جايگاه مهمى برخوردار است. اما به نظر مىرسد در سالهاى اخير، به اندازه اهميت و جايگاه پوشش در اسلام، روشنگرى نشده است و گرچه كتابها و مقالات فراوانى پيرامون آن نگاشته شده است، اما اين اصل از اصول دينى، همچنان نيازمند روشنگرى و پاسخهاى تازه و متنوع است. ما طرح چنين پرسشى را به فال نيك گرفته، از آن استقبال مىكنيم.
فلسفه حجاب (پوشش) مىتواند ناشى از امور زير باشد:
T}1. حفظ تعادل جامعه از نظر امنيت و آرامش روانى.{T
يكى از غرايز خدادادى در ساختمان وجودى انسان، غريزه جنسى است كه نيرومندترين و ريشهدارترين غريزه آدمى است و در صورت كنترل آن، مىتواند علاوه بر تداوم و استمرار نسل بشر، موجبات و امنيت روانى انسانها را فراهم كند.
در قوانين اسلام، براى استفاده درست از اين غريزه حياتى، مكانيسمهاى گوناگونى مطرح شده است كه «حجاب» و وجود حريم بين زن و مرد، يكى از راهكارهاى مهم آن است.
بدون شك، نبودن حريم بين زن و مرد و آزادى معاشرتهاى تعريف نشده و بىبندوبار (با آرايشهاى گوناگون)، هيجانها و التهابهاى جنسى را فزونى مىبخشد و تقاضاى برهنگى و سكس را به صورت يك عطش روحى و يك خواست سيرىناپذير درمىآورد.
اسلام به قدرت شگرف اين غريزه آتشين توجه كامل داشته و تدابير زيادى براى تعديل و رام كردن اين غريزه انديشيده است و در اين زمينه هم براى زنان و هم براى مردان، تكاليف خاصى معين كرده است. وظيفه مشترك زن و مرد اين است كه چشم خويش را از نگاه به نامحرم بپوشانند و از نگاه شهوتآميز بپرهيزند؛ اما زنان - به خاطر جاذبههاى بيشتر - وظيفه خاصى دارند و آن اين كه بدن خود را از مردان بيگانه بپوشانند و در اجتماع با آرايشهاى تحريكآميز، ظاهر نشوند و به جلوهگرى و دلربايى نپردازند تا زمينه انحراف مردان و به ويژه جوانان فراهم نشود.
لباس افراد جامعه و مخصوصاً لباس زنان نمىتواند به هر شكل و اندازهاى باشد و بايد حد و ضابطهاى داشته باشد. بىبندبارى در پوشش و لباس ، موجب بىبندبارى در تحريك غريزه جنسى است. تحقيقات علمى در فيزيولوژى و روانشناسى در باب تفاوتهاى جسمى و روحى زن و مرد ثابت كرده است كه مردان نسبت به محركهاى چشمى شهوتانگيز، حساستر از زنانند و برعكس زنان در مقابل محرك هاى لمسى حساسيت بيشترى دارند.
آستانه حس لمس و درد در زنان از همان زمان تولد پايينتر از مردان است...؛ در عوض مردان بينايى بهترى دارند. اين مزيتهاى جنسى در استعداد حسى، آموخته يا اكتسابى نيست؛ بلكه از زمان كودكى آشكار است... .مردان بالغ به محركهاى بينايى شهوانى حساسيت بيشتر مىداند. اصطلاح «چشم چرانى» كه براى اين ويژگى مردان به كار مىرود، زاييده حساسيت مردان نسبت به محركهاى بينايى شهوانى است؛ چون دامنه و برد حس بينايى زياد است؛ يعنى چشم مىتواند از فاصله نسبتا دور، تحت تأثير محركها قرار گيرد و از اين گذشته وسعت زيادى از محيط در آن واحد ديده مىشود. از سوى ديگر، چون حس لامسه دامنه و برد زياد ندارد و فعاليتش محدود به تماس از نزديك است و هورمونهاى جنسى زن به صورتى دورهاى ترشح مىشوند و به طور متناوب عمل مىكند، تأثير محركهاى شهوانى بر زن، صورتى بسيار محدود دارد و از اين نظر فعاليت زنان بسيار كم است؛ به خلاف مردان كه ترشح اندروژنها در آنها صورتى يكنواخت دارد و هيچ عامل طبيعى آن را قطع نمىكند. مردان به صورتى گستردهتر تحت تأثير محركهاى شهوانى قرار مىگيرند و از اين نظر فعالترند.1
T}2. حفظ و تحكيم بنيان خانواده {T
بىترديد نهاد خانواده، يكى از مقدسترين نهادهاى اجتماعى است كه بشر تا به حال خود ديده است. نقش خانواده در پروسه ايجاد جامعه سالم، يك نقش بىبديل است و در اين ميان نقش حجاب و پوشش اسلامى در سلامت و استمرار پيوند خانوادگى، غير قابل انكار است. در مقابل، برهنگى، سمّ كشنده نظم و پيوند موجود در نهاد خانواده است.
آمارهاى مستند نشان مىدهد كه با افزايش برهنگى در جهان، طلاق و از هم گسيختگى زندگى زناشويى در دنيا همواره بالا رفته است؛ زيرا «هر چه ديده بيند، دل كند ياد» و هر چه دل در مقوله هوسهاى سركش بخواهد، به هر قيمتى باشد، به دنبال آن مىرود و به اين ترتيب، هر روز دل به دلبرى جديد مىبندد و با قبلى وداع مىكند؛ اما در محيطى كه «حجاب» حاكم است و شرايط ديگر اسلامى رعايت مىشود، دو همسر تعلق به يكديگر دارند و احساساتشان و عشق و عواطفشان، مخصوص يكديگر است. در بازار آزاد برهنگى، قداست پيمان زناشويى مفهومى ندارد. خانوادهها به سادگى متلاشى مىشوند و كودكان بىسرپرست مىمانند.
3T}. پيشگيرى از فحشا و فروپاشى نظم جامعه.{T
گسترش دامنه فحشا و افزايش فرزندان نامشروع، از دردناكترين پيامدهاى بىحجابى و آزادىهاى بىحد و حصر جنسى است كه در جوامع غربى و ساير جوامع مشابه، كاملا مشهود است. عامل اصلى فحشا و ازدياد فرزندان نامشروع، منحصر به فرهنگ برهنگى و بىحجابى نيست؛ بلكه يكى از عوامل اصلى و مؤثر در گسترش دامنه فحشا و جريان روبهرشد تولد فرزندان نامشروع ، مسأله برهنگى و بىحجابى است. امروزه يكى از مشكلات جوامع غربى، تولد روبه رشد فرزندان نامشروع و بدون شناسنامه است. فرزندانى كه داراى پدر و مادر نامشخصى هستند و از نظر حقوقى، مشكلات فراوانى را به همراه آورده، نظم اجتماعى جوامع غربى را تهديد مىكنند.
T}4. جلوگيرى از نگاه ابزارى به زن و ابتذال وى{T
يكى از مسائل مطرح پيرامون حقوق زنان و بىتوجهى به آنان، نگاه ابزارى به زنان است. هنگامى كه جامعه، زن را با اندام برهنه بخواهد، طبيعى است روزبهروز تقاضاى آرايش بيشتر و خودنمايى افزونتر از او دارد و هنگامى كه زن را از طريق جاذبه جنسىاش وسيله تبليغ كالاها و عاملى براى جلب جهانگردان و مانند اينها قرار دهد، در چنين جامعهاى شخصيت زن تا حد يك عروسك يا يك كالاى بىارزش سقوط مىكند و ارزشهاى والاى انسانى او به كلى به دست فراموشى سپرده مىشود و به اين ترتيب، زن، وسيلهاى براى اشباع هوسهاى سركش برخى مردان آلوده و فريبكار مىشود.
عنصر حجاب و پوشش اسلامى، نه تنها زن را از صحنه اجتماع وفعاليتهاى اجتماعى دور نمىكند، بلكه زمينههاى حضور مستمر و فعال زنان را در عرصه اجتماع -به همراه حقوق اجتماعى برابر- تضمين مىكند و شخصيت خدادادى زن را از دستبرد نگاه ابزارى ديگران، مصونيت مىبخشد.
T}پوشش كامل براى زن، چه پوششى است؟{T
به نظر مىرسد پوشش كامل، آن نوع پوششى است كه هيچ چشم بيگانهاى را متوجه خود نكند؛يعنى لباسى كه برجستگىهاى اندام زن را اصلاً نشان ندهد و اسباب تحريك شهوت مردان را فراهم نكند و خود زن هم با آرايش در جامعه ظاهر نشود و به تعبير رهبر معظم انقلاب، چادر باوجود شرايط ديگر، كاملترين پوشش است.
بايد اعتراف كرد كه تاكنون بيشتر نوشتههاى مربوط به پوشش، نقطه نظر را بر حجاب زن معطوف كرده و كمتر به پوشش مرد توجه نمودهاند و اين يك امر عادى و طبيعى است؛ زيرا زن، مظهر جمال و زيبايى و مرد مظهر شيفتگى است؛ ولى پوشش مردان نيز در ابعاد مختلف فرهنگى - اجتماعى، حائز اهميت است. از اين رو اسلام براى ثبات و پايدارى جامعه، به پوشش زن و مرد توجه بسيار نموده است؛ خداوند متعال مىفرمايد: «A}يا بنى آدم قد انزلنا عليكم لباسا يوارى سوءاتكم و ريشا{A؛ M}اى فرزندان آدم! لباسى براى شما فرستاديم كه اندام (عورت) شما را مىپوشاند و مايه زينت شماست{M».2
خداوند متعال در حق مردان مىفرمايد: «A}قل للمؤمنين يغضّوا من ابصارهم و يحفظوا فروجهم{A؛ M}به مؤمنان بگو چشمهاى خود را (از نگاه به نامحرمان) فرو گيرند و عفاف (عورت) خود را حفظ كنند{M»3و در حق زنان نيز مىفرمايد: «و قل للمؤمنات يعضضن من ابصارهن و يحفظن فروجهن؛ و به زنان با ايمان بگو چشمهاى خود را (از نگاه هوس آلود) فرو گيرند و دامان (عورت) خويش را حفظ كنند».4
در اين راستا، ذكر نكات زير ضرورى است:
1. فقها فرمودهاند كه زن نبايد به بدن مرد نامحرم (به جز سر و صورت و گردن) نگاه كند و اين حكم دليل قطعى دارد كه در جاى خود بيان شده است.
2. ممكن است نگاه زن به بدن مرد نامحرم حرام باشد، ولى پوشش آن از سوى مرد واجب نباشد؛ همان گونه كه نگاه مرد به صورت و دستهاى زن از روى شهوت، حرام است؛ ولى پوشش آن از سوى زن واجب نيست.
3. مردان مىتوانند با لباس آستين كوتاه، در مكانهاى عمومى نمايان گردند.
اكنون اين پرسش پيش مىآيد كه اگر مردى با اين وضعيت بيرون آيد و بداند كه زنان از روى تعمد و لذت به بدنش نگاه مىكنند، آيا از نظر شرعى مرتكب گناه شده است؟
دو نظر در اينجا مطرح است؛ برخى فتوا به حرمت داده و عدهاى از جواز سخن گفتهاند. اصلىترين مستند و مبناى اين حكم، قاعده فقهى «اعانت بر اثم» است كه در فقه كاربرد فراوانى دارد. معناى جمله مذكور، اين است كه هر كس زمينه تحقق و پياده شدن گناه را براى ديگرى فراهم سازد، خود نيز مانند انجام دهنده آن گناهكار است.
در مقابل برخى مراجع اظهار مىدارند كه آن چه حرام است، «تعاون بر اثم» است؛ نه «اعانت بر اثم» و اين دو با يكديگر متفاوت است. «تعاون بر اثم» يعنى همكارى و شركت چند نفر در انجام گناه؛ به گونهاى كه همگى به طور مستقيم آن را انجام دهند. به همين جهت برخى مراجع گفتهاند كه اگر مردى با لباس آستين كوتاه، به قصد اين كه زنان به او نگاه كنند، بيرون بيايد، شريك گناه گرديده، قاعده فقهى در حقش پياده مىشود؛ اما اگر به اين انگيزه نباشد، اشكالى ندارد و از آن جا كه تشخيص انگيزه افراد مشكل است، به جوانانى كه در خيابان و پاركها به بازى فوتبال يا در جادهها به دوچرخه سوارى مشغول هستند، وجوب نهى از منكر محرز نمىشود.
براساس آن چه گفته شد، فتواى مراجع درباره لباس آستين كوتاه مردان، متفاوت است و هر كس بايد به نظر مرجع تقليد خود عمل كند، ولى مسؤولان دانشگاهها و مديران مدارس و... حق دارند كه مقرراتى را طبق مصالحى كه در نظر دارند، براى محدوده خود وضع نمايند و شرايطى براى نوع لباس دانشجويان مقرر نمايند و اين كار به آن معنى نيست كه حلالى را حرام كرده يا بر خلاف نظر شرع عمل نمودهاند؛ بلكه اين حق براى مديريت هر مجموعه محفوظ است و در اين صورت، بايد از افراط و تفريط و اعمال سليقههاى شخصى اجتناب شود. مصالح كل مجموعه در نظر گرفته شود و تنها به منظور ايجاد فضاى سالم و آرامش روانى مجموعه، حدود و مقرراتى تعيين گردد.
V}پىنوشت:
1.دكتر محمود بهزاد، تفاوتهاى زن و مرد از نظر فيزيولوژى و روانشناسى، مجله نگين، شماره 134، تير 1355، ص 24.
2. اعراف(7):26.
3. نور(24):30.
4. همان،31. {V
کد سوال : 1272
موضوع : اطلاعات عمومي
پرسش : براي گرفتن شفاي بيماري از امام زمان يا حضرت ابوالفضل يا امامان ديگر چه نذري بايد بكنيم و چگونه؟
پاسخ : براي توسل به ائمه(ع) و رفع مشکلات و بر آورده شدن حاجات دعاها و ذکرها دستورهاي فراواني وجود دارد. نذر کردن نيز يکي از اين راه هاست براي نذر کردن مي توان چنين نيت کرد: براي خدا بر عهده من باشد اگر بيمارم شفا يافت فلان مقدار پول براي حضرت اْبوالفضل و در راه شادي روح او به فقراء بدهم و يا براي اقامهْ مجلس روضه او بدهم. در اين صورت اگر اين حاجات برآورده شد،بر شما واجب مي گردد چيزي را که بر عهده گرفته ايد ادا نماييد . البته لازم نيست چيزي که نذر مي کنيد حتماً پول و يا مخارج باشد بلکه مي توانيد نذر صلوات کنيد و يا نذر زيارت کنيد،يعني نذر کنيد که در صورت بر آورده شدن حاجاتتان،به زيارت فلان امام برويد و يا مثلاٌ 1000صلوات به روح فلان امام(ع) هديه کنيد . البته از نظر شرعي نذر وقتي واجب العمل است که يا به صورت صيغه عربي خوانده شود و يا به صيغه فارسي که در بردارندهْ اين مضمون باشد: براي خدا بر عهده و ذمه من باشد اگر فلان حاجت و خواسته من برآورده شد،فلان کار را انجام مي دهم ولي اگر تنها از ذهن و قلب گذشته و خطور کرده باشد و صيغه نذر به صورت شرعي که گفته شد خوانده نشود،اين نذر وجوب عمل ندارد البته عمل به آن بي اشکال است. بهتر است انسان براي رسيدن به خواسته هايش از همه راه ها استفاده کند. مثلاٌ از راه توسل به ائمه(ع) و عرضه داشتن حاجات به آنها و يا صلوات هديه دادن به روح پاک آنها و يا شرکت در مجالس سوگواري و يا ميلاد اْئمه(ع) نيز به خواسته هاي شرعي خود رسيد.
نکتهْ مهم قابل ذکر اين است که بايد در ارتباط با اولياي الهي امور ارزشمندي مانند معرفت و شناخت آنها و سنخيت پيدا کردن با آنها و آشنايي با جايگاه و مقامات و رهنمودهاي آنها را که سرمايه سعادت دنيا و آخرت ما است را در وهله اول مورد توجه قرار دهيم و تنها امامان خود را براي برآورده شدن خواسته هايمان نخواهيم هر چند خود دستور داده اند که نيازهاي خود را بر آنها عرضه بداريم و از آنها کمک بخواهيم ولي اين نبايد تنها دليل براي ايجاد ارتباط ما با آنها باشد.
کد سوال : 1273
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : مشكلي دارم كه از شرم تا به حال نتوانسته ام آن را به كسي بگويم و حتي از برگ كاغذ هم شرم دارم كه در رويش بنويسم. اما ديگر صبرم به پايان رسيده ؛چيزي مثل خوره تمام وجود مرا مي خورد و سبب افسردگي و اجتماع گريزي و انزواي من و شايد بتوان گفت سبب همه مشكلات من شده است و ان اينكه از دوران بچگي تا كنون ميل جنسي در من به طرز وحشتناكي قوي است و در بچگي هم بازيهاي از خودم نادانتر روشي را به من ياد دادند و آن خود ارضايي بود با دست. گاهي اوقات بقدري اين ميل شديد مي شود كه چاره اي جز مهار آن با دست يا وسيله ديگر مثل آن ندارم اما هيچگاه شيئي را در سوراخ رحم فرو نكرده ام و هيچگاه خوني مشاهده ننموده ام مگر يكبار چند سال پيش يك لكه قهوه اي روي لباسم.و اينكه اخيرا دو بار در ماه پريود مي شوم البته بدون اينكه نزديكي زماني با عمل كريه من داشته باشد. عادت ماهيانه من اصلا حتي يك درصد هم نظم ندارد و هيچ زمان معيني را نمي توانم براي آن بشمارم. گاهي اوقات درد كمر و ضعف در سراسر بدن دارم البته عصبي هم هستم به دلايل مختلف.و مورد ديگر اينكه من نماز مي خوانم و مي دانم كه تا به حال خدا مرا فراموش و رها نكرده است اما تقاضاي عاجزانه من اين است كه شما ضمن راهنمايي با جواب بله يا خير به من بفهمانيد كه آيا ممكن است اين خود ارضايي به دوشيزگي من صدمه اي وارد كرده باشد و آيا ممكن است پرده دختري به اين شكل پاره گردد.اين را هم بگويم كه بعد از 5 تا 6 ثانيه بعد از اينكه مشغول اينكار ميشوم با يك احساس ضعف شديد روبرو شده دست از كار مي كشم شما را به خدا قسم مي دهم راز مرا حفظ كنيد و هر طور كه ممكن است كمكم كنيد. يكي از مشكلات من اينست كه با هر كس يكبار درد دل كردم يا بايد همه چيز رو به او بگويم زيرا بعد از اينكه درد دل كردم پشيمان مي شوم يا باز هم حرفهاي ناگفته بسيار را در دلم نگه دارم. نمي دانم چرا هميشه از اينكه سفره خونين دلم را براي كسي باز كرده ام پشيمان شده ام اما مي خواهم اگر فايده داشته باشد با شما دوستي ام را ادامه بدهم. من خيلي تنها و بي كس هستم .گاهي اوقات فكر مي كنم جز خدا هيچكس را ندارم. آخه انصافا آدم توي زمين هم يكي رو ميخواد كه بهش دل خوش كنه. من هيچ دل خوشي تو دنيا ندارم.من 21 سال دارم و تا حالا خيلي ها از دور و نزديك اظهار عشق به من كرده اند.همه ميگن و آنقدر گفتن كه باورم شده من چهره بسيار جذاب و دلربايي دارم و همه را به سمت خودم جذب مي كنم اما از دور خيلي مغرورم. ميگن تو مثل لاشخور با اندام و صورتت آدمو شكار ميكني اما نميدونم چرا اين شكارها هيچكدوم برام باقي نميمونن. يعني من واقعا دوست داشتني هستم يا غلط انداز. شما كه منو نميشناسين پس تعريف از خود نيست اگر بگويم اخلاق اجتماعي من نسبتا عالي است و با هيچكس مشكلي ندارم و خيلي راحت اخت مي شوم. اما نيازم براي همصحبتي شديد است و هيچوقت ارضا نمي شوم چون توقعاتم بالاست و يكي رو در سطح خودم ميخام. نميدونم چرا اينارو دارم ميگم اما من خيلي به اين در و اون در زدم كه مشكلي كه براي شما ذكر كردم را حل كنم چون دليل عمده دردهايم را حالا كه تصميم گرفتم منطقي باشم اون مورد ميدونم. اول ميخام اين آتيش سرد بشه بعد مرحمي براي دردهاي ديگه ام پيدا كنيد. خواهش ميكنم حقيقت را بنويسيد.من فقط خيلي ناراحتم كه تا حالا خداي ناكرده آسيبي نديده باشم. به خدا من ميخام زنده باشم. زندگي تازه ميخام. گل تازه شعر نو عشق پر آوازه ميخام. گل پژمرده(من) به گلدون ديگه جايي نداره…؟
پاسخ : خواهر گرامي قبل از هر سخن و کلامي از حسن اعتمادتان به اين مرکز و کارشناسان مربوط تقدير و تشکر مي کنيم و مطمئن باشيد سينه ما صندوق اسرار هزاران انسان نيک انديش مانند شماست و تنها سرمايه ما همين اعتماد و اطمينان شماست که با هيچ مطاع ديگري برابري نمي کند. لذا ما به اين جايگاه اجتماعي مي باليم و شما به اين تکيه گاه مطمئن کاملا دلگرم باشيد با آرامش خاطر و بدون دغدغه گفته ها و ناگفته هاي خود را برايمان بگوييد اميد خدمت گزاري را به روي ما بگشاييد. چه خدمت گزاري تنها دستمايه اخروي ماست همانگونه که اعتماد شما بزرگترين سرمايه دنيوي ماست.
بعد از اين خاطر جمعي دادن صميمانه به سراغ مکاتبه شما مي رويم. خواهر محترم نوشته شما حاوي مطالب متعدد و پراکنده است که به اين ترتيب به تمام آنها پاسخ مي دهيم:
1_تمام عوارض زيستي و زنانه اي که به آنها اشاره نموديد مانند اختلال در نظم پريود، ضعف اعصاب، کمردرد و ضعف عمومي از پيامدهاي آن عمل شوم (خود ارضايي) است. و بايد هر چه سريعتر آن آن را رها سازيد. اگر قدرت تحمل فشار غريزه جنسي را داريد، ره پاکي را پيش گيريد و براي هميشه با آن عمل خداحافظي کنيد. البته راهکارهاي ترک اين عمل را قبلا به اجمال برايتان بيان نموده ايم و کافي است به آنها پايبند باشيد. و اگر قدرت تحمل فشار غريزه جنسي و نياز شهواني خود را نداريد هر چه سريعتر ازواج کنيد. توجه شما را به اين نکته جلب مي کنيم که هر چند بيشتر به اين نوع اعمال مبتلا باشيد و بيشتر در آنها غوطه ور شويد از زندگي سالم روحي و رواني و جسماني و حتي حيات زيستي و اجتماعي بيشتر فاصله مي گيريد. اين تاثير آن چنان عميق و بدون ترديد است که حتي يک روز و يک بار انجام دادن آن خود غنيمت است.
2_راز دل را نبايد براي هر شخصي بگوييد حتي اگر به طرف مقابل خود اعتماد داريد نيز نبايد تمام اسرار زندگي خود را بر ملا سازيد چه بسا اين رابطه روزي به تاريکي بگرايد و آنگاه اسرارتان حربه اي در دست خصم شما است که هيچ راه فراري نداريد و تدبير شما موثر نخواهد بود. مبادا برگ هاي دفتر زندگي خصوصي خود نزد اين و آن تورق کنيد که بعد از آن اعتباري براي شما باقي نخواهد ماند.
3_اما اينکه آيا اين عمل به ارزش دختري شما آسيب رسانده است يا نه؟ مطلبي است که پاسخ آن را نمي توان از طريق مکاتبه بدست آورد. راه پي بردن به اين مطلب معاينه است. لذا به همراه فردي مورد اعتماد به عنوان (مثلا خواهر و يا دوست) نزد پزشک زنان رفته و از او بخواهيد با معاينه جواب صحيح و درست به شما بدهد.
تا معاينه نکرده ايد از هر گونه دست ورزي با اندام جنسي خود اجتناب کنيد که خود زمينه ي تحريک و خود ارضايي را فراهم مي آورد و حتي دلمشغولي و اشتغال ذهني براي نياوريد و هميشه فکر خود را به مطلب آلوده مسازيد. با مراجعه به پرشک و معاينه از واقعيت آگاه شويد و دغدغه ذهني را پايان دهيد. خود مي دانيد چون عمل خود ارضايي را با دست انجام داده ايد و از طرفي ما نمي توانيم از سطح تماس دست با بدنتان آگاهي داشته باشيم لذا نمي توانيم در مورد آسيب ديدن و يا سالم بودن گوهر دختري شما حرفي بزنيم تنها و تنها راه کسب آگاهي و خاطر جمع شدن مراجعه به پزشک است و شما و تمام و هر چه زودتر اين کار را انجام دهيد. چرا که بسر بردن در اين حالت و زندگي آميخته با ترديد و دلهره شکننده است و موجب پيري زودرس مي شود.
4_براي سرد شدن آتش شهوت و غالب آمدن به خواسته هاي آن همانا رعايت نکاتي است که در نامه و جواب قبلي بيان شد و ما در اينجا به گوشه اي از آنها اشاره مي کنيم از شما انتظار داريم با رعايت تمام راهکارهاي ارائه شده در زير به سمت پاکي و طهارت حرکت کنيد و توجه داريد که بدون اهتمام و تلاش جدي شما هرگز گوهر پاکي را به کسي نداده اند و مي دهند.
1- سعى و كوشش در انجام وظايف و واجبات دينى.
2- خواندن نماز با حضور قلب و در اول وقت.
3- گرفتن روزه مستحبى به ويژه دوشنبه و پنجشنبه هر هفته.
4- تلاوت قرآن بويژه بعد از نماز صبح.
5- تأمل و انديشه در آيات قرآن.
6- حتى المقدور سعى در خواندن نماز شب.
7- سحر خيزى.
8- شركت در ورزشهاى فردى و دسته جمعى.
9- تنظيم برنامه براى تمام شبانه روز و پر كردن اوقات فراغت با برنامههاى صحيح و سودمند.
10- شركت در فعاليتهاى مذهبى و اجتماعى.
11- پرهيز از نگاه نامشروع به افراد نامحرم. امام صادق(ع) فرمود: «نگاه پس از نگاه، در دل بيننده شهوت را مىانگيزاند»، (وسائلالشيعه، ج 14، ص 138) و باز فرمود: «نگاه، تيرى از تيرهاى شيطان است، چه بسا نگاهى كه اندوههاى دراز در پى دارد»، (همان، ص139).
12- عدم معاشرت و دوستى با افراد منحرف و فاسد.
13- انتخاب دوستان مؤمن و سالم.
14- به ياد خدا بودن در همه اوقات.
15- كنترل افكار و نينديشيدن به صحنههاى شهوت انگيز.
16- با نامحرم رفتار متكبرانه داشته باشيد و از سخنان ملايمتآميز با آنها خوددارى كرده واز نرمى و لينت در كلام با آنها اجتناب ورزيد.
17- هيچگاه با نامحرم و جنس مخالف در مكان خلوت و دور از نگاه ديگران باقى نمانيد، حتى براى آموزش و...
18- قرآن زياد بخوانيد و درباره معانى آيات آن فكر كنيد.
کد سوال : 1274
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : براي درمان زود انزالي چه کنم.در ضمن در خواب هم خيلي سريع برايم انزال صورت مي گيرد؟
پاسخ : در دوران مجردي جاي نگراني نيست، تنها کافي است که از افکار و صحنه هاي تحريک کننده دوري شود. اما براي بعد از ازدواج، راهكارهاي متعددي مي تواند براي حل اين مشكل مؤثر واقع شود؛ كه به برخي از آنها اشاره مي شود. [لازم به ذكر است كارشناسان در صورتي زودانزالي را يك اختلال تلقي مي كنند كه كمتر از 3 دقيقه طول بكشد در غير اين صورت موجب نگراني نيست.]
1. قبل از هرچيز بايد توجه داشته باشيد كه محيط و فضا و اتاقي كه در آن استراحت مي كند بايد فضاي آرام و امن باشد زيرا فضاي امن و آرام زمينه كافي را براي عمل زناشويي فراهم مي كند و آرامش رواني محيط زمينه ساز عجله نكردن براي تمام شدن كار لازم و ضروري است. ولي اگر احساس شود ممكن است در معرض مشاهده ديگران حتي كودك خردسال و يا شيرخوار واقع شويد دچار مشكل مي شويد بنابراين توصيه مي شود در اتاق اختصاصي و درب اتاق بسته و حتي قفل شده عمل انجام گيرد.
2. اگر از مطلب خاصي دچار اضطراب مي شويد به رفع علت اضطراب پرداخته شود زيرا اضطراب از هر مطلب و موضوعي به از دست دادن كنترل و تسلط بر اعصاب و وضيت رواني منجر مي شود.
3. پيش از ارتباط جنسي، مرد حتما بايد با مالش نقاط حساس و جنسي بدن زن را تحريك كنيد و او را به سر رضايت و شوق آورده تا زماني كه زن به آمادگي كافي براي عمل زناشويي پيدا كند زيرا زن براي رسيدن به اوج لذت جنسي مدت زمان بيشتري نياز دارد. بخلاف مردان كه زودتر تحريك شده و به اوج لذت جنسي مي رسند. بنابراين مرد بايد تحمل كند و با ايجاد آمادگي در زن زمان ارگاسم همديگر را نزديك تر كنند لذا گاهي لازم است 15 دقيقه مقدمات عمل زناشويي طول بكشد.
4. قبل از ارتباط جنسي، زن، آلت مرد را به مدت 15 دقيقه ماساژ دهد.
5. در طول شبانه روز و هفته به وضعيت زود انزالي فكر نشود.
6. در طول شبانه روز و هفته به امور غيرجنسي فكر شود و يا به فعاليتي مشغول شود مثلا آدامس جويده شود.
7. به محض احساس نزديك شدن لحظه انزال، مقعد خود را سست كرده و با دهان باز نفس آرام و عميق كشيده شود.
8. براي ارتباط جنسي، مرد در زير قرار گيرد و زن در رو تا مرد ديرتر به ارگاسم و اوج لذت جنسي برسد.
9. به هنگام ادرار كردن، 2 تا 3 بار و حتي بيشتر ادرار كردن را قطع و وصل كنيد.
10. از تغذيه مناسب بهره گرفته شود از خوردن ماست و ترشي و نيز مواد غذايي تحريك كننده غريزه جنسي خودداري شود.
11. در شبانه روز به طور مرتب ورزش كنيد و به تقويت عضلات بدني خود بپردازيد.
12. با مراجعه به پزشك از داروهاي مناسب استفاده شود.
13. براي اطلاعات بيشتر به كتاب هاي زير مراجعه فرماييد:
الف. مشاوره جنسي و زناشويي، نوشته علي اسلامي نسب، از انتشارات نسل نوانديش؛
ب. درمان هاي جنسي، نوشته علي اسلامي نسب، از انتشارات نسل نوانديش.
کد سوال : 1275
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اخلاق و عرفان
پرسش : چگونه مي توان هنگام شركت در مراسمات مذهبي دل خود را شكست؟
پاسخ : انسان ها از جهات گوناگون با همديگر متفاوتند از جمله در استعدادها, عواطف و روحيات . بيش تر اين تفاوتها ناشي از شرايط و زمينه ها و امكانات متفاوتي است كه افراد در آن پرورش يافته اند البته خداوند در وجود انسان نيروي عقل و اراده را قرار داده است و هيچگاه انسان محبوس شرايط محيطي و... نمي باشد انسان مي تواند با افعال اختياري خود عليرغم همه شرايط محيطي و خانوادگي و پرورشي سعادتمند شود و بالعكس البته آنها كه زمينه تربيتي بهتري دارند آسان مي توانند در مسير سعادت گام بردارند و كساني كه شرايط مناسبي ندارند به همت و اراده قوي تري نياز دارند خلاصه اين كه راه خوشبختي براي آنها نيز باز است . درباره مسأله گريه نيز بايد به تفاوت هاي فردي توجه داشت همه مثل هم نيستند و شما اگر كم تر مي توانيد گريه كنيد خيلي نگران نباشيد رعايت نكات زير مي تواند مؤثر واقع شود:
1- خوردن عدس .
2- اجتناب از پرخوري.
3- اجتناب از مجالس لهو و لعب .
4- رفتن به عيادت بيماران .
5- كمك به مستمندان .
6- معاشرت با افراد صالح ونيكوكار .
7- دلجويي از ايتام و افراد بي سرپرست .
البته اگر با رعايت نكات فوق نيز تاثير چنداني حاصل نشد مي توانيد در مجالس عزاداري حالت گريه به خود بگيريد همين مقدار نيز براي شما مفيد است . بعضي ها هم راحت گريه مي كنند و هم راحت مي خندند و بعضي ها نمي توانند به آساني بخندند در گريه كردن هم به سختي گريه مي كنند. اين مطلب تا حدودي به وضعيت روحي و رواني افراد و از طرفي به رشد عواطف انسان بستگي دارد سعي كنيد با عمل به نكاتي كه در بالا ذكر شد عواطف خود را تقويت كنيد يكي ديگر از عواملي كه مي تواند به شما كمك كند تجسم وقايع گذشته اي است كه براي ائمه(ع) پيش آمده است سعي كنيد خودتان را در آن صحنه ها قرار دهيد و نقشي را به عهده بگيريد مثلا" حمايت از خانواده و فرزندان امام حسين(ع) را سپس تصور كنيد كه امام حسين(ع) از اين كار شما راضي است و شما را در روز قيامت مورد تفقد قرار مي دهد ؛ تداعي اين صحنه ها مي تواند رقت قلب را زيادتر كند.
آنچه در اين ميان مهم و اساسي است مساله معرفت وشناخت نسبت به معارف و آموزه هاي ديني و آشنايي با روح ديانت است . اگر چنين معرفتي روزي انسان گردد، اعمال و عباداتش داراي روح و مغز است و چنين شخصي به بارگاه ربوبي قرب بيشتري مي يابد . شکستگي دل چيزي نيست که ما موظف به تحصيل آن باشيم بلکه بايد در کسب معرفت و شناخت عميق کوشيد و تأکيد و پافشاري در احاديث بر همين مطلب است . بسيار ديده شده فردي که معرفتي کوتاه و بينشي سطحي نسبت به معارف و اولياي دين دارد، در وقت شرکت در مراسم مذهبي و يا روضه بيشتر به ياد گرفتاري و سختي هاي خود مي افتاد و دلش مي شکند نه اينکه مصيبت وارد بر امام معصوم (عليه السلام) و آشنايي او با ا ئمه -عليهم السلام _ عامل شکستگي دل او باشد و بر عکس ديده شده بزرگاني با معرفت کامل چنين گريه و بي قراري از آنها ديده نشده است . اگر معرفت وجود داشت و شرايط روحي و رواني و شرايط فيزيکي و جسماني فراهم بود ، معمولا شکستگي دل به دنبال مي آيد ، آن هم دل شکستگي حاصل از معرفت و شناخت که داراي ارزش و اهميت ويژه اي است.
پس بطور خلاصه شکستگي دل هر چند ارزشمند است ولي مهمتر از آن اصل «معرفت» و «محبت» و «متابعت» است. اگر چه اشکي جاري نگردد.
کد سوال : 1276
موضوع : اطلاعات عمومي
پرسش : آثار چه نويسندگاني (داخلي) براي خواندن مناسب نمي باشند؟
پاسخ : به جاي آنکه پرسيده شود آثار چه نويسندگاني را نخوانيم بهتر است پرسيده شود معيار مطالعه آثار نويسندگان در معارف اسلامي چيست ؟ ما عرض مي کنيم که دو معيار کلي وجود دارد :
1. در مطالعه آثا ر در هر علمي بايد نويسندگان آ نها در آن علم متخصص باشند . مسلما براي فهم صحيح فيزيک راهي جز مطالعه آثار فيزيکدانان نيست . پس در مطالعه معارف اسلامي نيز بايد آثار متخصصان اين علوم را مطالعه کرد . استاد شهيد مطهري، آيت الله جوادي آملي، علامه حسن زاده آملي، آيت الله مصباح يزدي و استاد علامه طباطبايي از جمله نويسندگاني هستند که خواندن آثارشان توصيه مي شود.
2. چون اسلام و معارف اسلامي علم تنها نيستند بلکه علم به همراه عمل و راه عملي رستگاري هستند معيار دوم براي مطالعه آثار تعهد نويسندگان به اسلام ومعارف و شريعت و احکام آن است .
با رعايت اين دو معيار مشخص مي شود که آثار چه نويسندگاني را مطالعه کنيم و از مطالعه آثار چه نويسندگاني خودداري کنيم. گذشته از اين دو معيار برخي از آثار در رشته هاي مختلف چون فلسفي، جامعه شناسي، علوم سياسي و روان شناسي هستند که نياز به پيش نياز دارند و بدون گذراندن پيش نياز لازم مطالعه اين آثار نه تنها فايده اي ندارد بلکه ضرر هم مي رسانند . در خواندن کتاب هاي رمان و داستان نيز بايد توجه داشت که داستانهايي که ايجاد انحراف اعتقادي و اخلاقي مي کنند با يد خوانده نشوند . زيرا ضرر مي رسانند . بلکه رمان ها و داستان هايي خوانده شود که انسان را به زندگي اميدوار کند و روحيه ببخشد و اعتقاد و اخلاق آدمي را مستحکم تر کند.
کد سوال : 1277
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>اجتماعي _ فرهنگي
پرسش : يكي از رسالت هاي صداوسيما تلاش در بهبود وضع فرهنگي جامعه است و يك راه آن تقويت موسيقي سنتي است .ما دانشجويان از شما مي خواهيم كه به صداوسيما گوشزد كنيدكه اين قدر از رهبري مايه نگذارد مگر رهبري موافق موسيقي پاپ و جاز است ؟
پاسخ : در خصوص نياز به موسيقي و ملاک حرمت و يا مجوز استفاده از آن توجه شما را به مطالب زير جلب مي کنيم:
وجود هر گرايش طبيعى و درونى، نياز پاسخگويى را مىطلبد. جذابيت سمفونى از اين قاعده مستثنى نيست. اما بايد دانست چگونگى پاسخگويى به غرايز ابتدايى و نيازهاى پس از رشد يافتگى، تا ميزانى مشترك ميان تمامى اقوام و فرهنگها و پيروان اديان است. مانند آن كه استفاده از «آب» براى رفع تشنگى نزد همگان مشترك است. تفاوت از آنجا آغاز مىشود كه براى رفع اين نياز اصلى در پى آمادهسازى و پيشنهاد نوشيدنىهاى متنوع باشيم. اينجاست كه نظريههاى انسانشناختى و فاكتورهاى اقتصادى، سياسى، فرهنگى رخ مىنمايد و كنشها و واكنشها بروز مىكند.
پيچيدگىها و ابهام آنگاه فزونى مىيابد كه در عصر ارتباطات، تنوع پاسخگويى به نيازها بسيار فراوان مىشود و از ميان آن همه «انتخاب پاسخگو» به نياز اصيل و طبيعى «بدون عوارض»، كارى بس دشوار مىباشد و تلاش همگانى را براى انتخاب صحيح و يا پيدا كردن جايگزين مىطلبد.
جهت شفاف سازى درباره خصوص موسيقى متذكر مىشويم: موسيقى به طور كلى داراى دو نوع است:
1- موسيقى غنائى: هرگونه آهنگى است كه به لحاظ شكل يا محتوا موجب تحريك شهوت و متناسب با مجالس گناه است.
اينگونه موسيقى، گاهى آرامش تخديرگونه براى اعصاب دارد و گاهى هيجانات ناهنجار براى روان در پى دارد و غفلت از ياد خدا، پردهپوشى عقل از آثار نمايان آن است.
2- موسيقى غيرغنايى: شامل صوت قرآن، موسيقى عرفانى، مارش عزا، مارش نظامى، آواز حُدى (براى تحريك حيوانات و دام) و حتى موسيقى مناسب براى رشد گياهان، مىشود. اين نوع موسيقى ميتواند پاسخگوى نياز انسان به زيبايىهاى سمفونى و موسيقى باشد و با اجراهاى متنوع مىتواند جايگزين موسيقى غنايى باشد.
قرآن كريم داراى نثرى آهنگپذير است و اين خاصيت خود يكى از معجزات اين كتاب مقدس است. از آهنگپذيرى قرآن كريم و تشويقى كه نسبت به آهنگين و نيكو خواندن آن وجود دارد، نتيجه مىگيريم كه انسان در طى مسير كمال و به منظور تحصيل آرامش روانى و صفاى دل، صوت دلنشين قرآن نياز دارد به همين جهت، تلاوت آن با صداى نيكو، مستحب و محبوب خداى متعال است.
غزليات و اشعار عرفانى داراى سمفونى پرجاذبهاى است كه شنيدن و زمزمه آن با صداى خوش بسيار آرامشبخش و آگاهىساز است و مىتواند جايگزين مناسبى براى موسيقى غنايى باشد.
از بوعلى سينا آورده شده: آهنگ خوش آن مقدار كه حكمت لازم مىشمارد؛ جوهر نفس آدمى را تقويت مىكند و قواى باطنى او را تمركز مىبخشد؛ نه آن آهنگى كه امور شهوانى را در انسان تحريك مىكند. (جوادى آملى، مبادى اخلاق در قرآن، ص 278)
افلاطون حكيم مىگويد: آن كس كه همه عمر را به ترنّم نغمات حظّ از زيبايى صوت مىگذراند همان طور كه آهن در اثر آتش نرم مىشود، عنصر «غيرت» در نفس وى ملايم مىگردد و طولى نخواهد كشيد كه «شجاعت» وى نيز تحليل رود. (جمهورى افلاطون، ص 6ـ194)
به اميد آن كه با همفكرى و خويشتندارى به بالندگى معنوى خود و جامعه كمك كنيم.
بررسى متون دينى و آراء عالمان دين نشان مىدهد كه موسيقى از نظر اسلام در چند صورت حرام مىباشد:
1 ) موسيقى مطرب يعنى آهنگهايى كه موجب تحريكات غير ارادى در شنونده شود و انسان را از ياد خدا غافل مىسازد. منظور از محرك بودن نيز نوعى و شأنى است؛ يعنى، به طور معمول چنين اثرى را دارا باشد نه فقط نسبت به شخص خاص.
2 ) موسيقى همراه با مضامين لهوى يعنى آهنگهايى كه در كنار آن اشعار و سرودهايى قرائت مىشوند كه به گونهاى موجب فساد اخلاق و انحراف اذهان است مانند ترانههاى عاشقانه و اشعارى كه در وصف زن، شراب و غيره است و از همين قسم است اشعارى كه به هر نحو موجب ترويج باطل و مخالفت با حق باشد مانند اشعارى كه بر عليه اسلام و مقدسات آن همچون قرآن، پيامبر(ص) و اهل بيت(ع) يا نظام و حكومت اسلامى بوده و يا در جهت تاييد كفر و شرك و نظامهاى فاسد و سردمداران آن باشد.
3 ) موسيقى در مجلس گناه و لهوولعب مانند آهنگهايى كه در حال رقص يا نوشيدن شراب و غيره نواخته مىشوند.
در هر صورت معيار در حرمت موسيقى مناسب بودن آن با مجالس لهو و داشتن مضامين فساد انگيز و اغوا كننده است. موسيقى طربانگيز كه شايسته مجالس لهو و باطل است حرام است.
فرق نمىكند كه از صداو سيما باشد يا غير آن . تاثير برفرد داشته باشد ويا نداشته باشد. اصيل باشد و يا غير اصيل . ايرانى باشد و يا غير ايرانى ولى موسيقى كه مناسب مجالس لهو نباشدو ملاكهاى حرمت را نداشه باشد حرام نيست.
کد سوال : 1278
موضوع : پرسش و پاسخ از نهاد رهبری>تربيتي و مشاوره
پرسش : من با دختري نامحرم تماس بدني داشتم ولي مرتكب زنا نشدم حالا خيلي پشيمانم فكر اينكه گناه بزرگي مرتكب شده ام من را رها نمي كند.خيلي استغفار كردم.مشهد رفتم و از امام رضا خواستم كه شفاعتم كنند. فكر اون گناه منو داره له ميكنه چيكار كنمí مي خوام ازدواج كنم اما فكر اين اشتباه نميذاره فكر ميكنم به همسر آينده ام بدهكارم... راهنمايي ام كنيد...
پاسخ : توبه همان پشيماني واقعي از گناه و تصميم جدي بر ترك آن است . اكنون كه به حمد الله شما از كرده خويش واقعا پشيمان هستيد و وضعيت روحي شما به گونه است كه ديگر سراغ رفتار ناپسند قبلي نخواهيد رفت. مطمئن باشيد كه خداي متعال شما راخواهد بخشيد احساس گناه را از خويش دور نماييد به رحمت و مغفرت الهي اميدوار باشيد و نسبت به مغفرت خداوند هيچگونه ياْسي به خود راه ندهيد و خداوند فرموده است اگر کسي واقعاٌ توبه کند من نه تنها او را مي بخشم بلکه او را دوست مي دارم A}«ان الله يحب التوابين»{A و همين حالتي که شما پيدا کرده ايد يعني از گناهي که مرتکب شده ايد سخت پشيمانيد اين يکي از علايم توبهْ واقعي است استغفار کنيد و از خداوند بخواهيد شما را ببخشد انشاءا... مورد عفو خداوند قرار خواهيد گرفت . سعي کنيد هر چه زودتر ازدواج کنيد و اين مسئله را براي هيچکس بازگو نکنيد.
اما اينکه فرموديد نسبت به همسر آينده ام بدهکارم .نه اينطور نيست زيرا همسر آيندهْ شما حقي به گردن شما در زمانيکه آن گناه را مرتکب شديد نداشته زيرا در آن موقع همسر شما نبوده است بنابراين از اين بابت هيچ نگران نباشيد و حقي را از او ضايع نکرده ايد و هيچ بدهکاري به او نداريد.
انشاءا... بعد از اينکه ازدواج کرديد سعي کنيد به هيچ وجه اين گناهي که در زمان مجردي مرتکب شده ايد براي همسر خود بازگو نکنيد و حتي از هرگونه ارتباط با نامحرم چيزي براي او نگوييد زيرا بيان اين مسائل در پيوند عاطفي و روابط زناشويي شما اثر سوء مي گذارد.
کد سوال : 1279
موضوع : سياسي و انديشه سياسي
پرسش : در مورد دكتر شريعتي تحقيق مي كنم. مي دانم كه استاد مطهري معتقد بودند كه ايشان دچار اشتباهاتي شده اند. لطفا در مورد آن اشتباهات مرا راهنمايي كرده و براي مطالعه بيشتر منابعي را معرفي نماييد؟
پاسخ : مرحوم دكتر على شريعتى از روشنفكران دينى دهه پنجاه و از پيشقروالان روشنفكران مسلمان در جامعه ما مىباشد كه در مقطع زمانى خاصى تاثير بسيارى در جوانان مسلمان ايران گذارد و در همان زمان و زمانهاى بعدى مورد انتقادها و پذيرشهاى متناقضى قرار گرفت. گروهى او را قديسى شمردند كه سخنانش بدون چون و چرا بايد پذيرفته شود و گروهى او را فردى منحرف از دين شناختند كه مىبايست با تمام امكانات با او مبارزه كرد و هر دو گروه نيز به اشتباه رفتند. دكتر شريعتى جامعهشناس و اديبى توانا وسخنورى كم نظير بود. عشق و علاقه او به اسلام و مكتب تشيع و امام على ـ عليه السلام ـ در كنار شور و شوقى كه در سر داشت و وضع آن زمان ايران را نمىپسنديد، به همراه زبان دلپذير و حماسى و موجآفرينش، او را به انقلابى مسلمان و از راهيان احياء و بازگشت به اسلام مبدل كرده بود. شايد بتوان محورىترين و اصلىترين نظريه وى را شعار «بازگشت به اسلام و بازگشت به خويشتن» معرفى كرد. راهى كه سالها پيش از آن توسط علامه اقبال لاهورى پيموده شده بود.
يكى از امتيازات مهم او اين است كه برخلاف ديگر روشنفكران كه مىكوشند دين را از صحنه جامعه بيرون رانده و ميدان را براى سكولاريزم خالى كنند ودين را به رابطه فردى بين بنده و خدا تقليل دهند، شريعتى دين را در متن جامعه مىخواست و از دين در حاشيه و بىمسؤوليت سخت گريزان و متنفر بود. چهرهاى كه او از اسلام ترسيم مىكند يك ايدئولوژى تمام عيار و كارامد و دستورالعمل زندگى اجتماعى بشر است.
اما نياز است نظرات دكتر شريعتى همانند هر متفكر ديگرى به عيار نقد زده شود و آنگاه نظريات سره از ناسره جدا شود و چنانچه شايسته جايگاه متفكران است با نظرات و افكار او برخود شود. اگر حجاب معاصريت و نظرات افراطى و تفريطى اجازه نمىداد كه دكتر شريعتى آنچنانچه شايسته است، شناخته شود. امروزه كه نزديك به سه دهه از درگذشت او مىگذرد، زمينه مهيا شده است. ما در اين مختصر فقط به نكته اصلى تفكرات او اشاره مىكنيم و اميدواريم كه در آينده نزديك تمام تفكرات وى در تحليلى منطقى نقد و بررسى شود.
دكتر شريعتى جامعهشناس بود و در اين رشته صاحب نظر. در عين حال از فلسفه اگزيستانس ـ نحله سارترى ـ تاثير پذيرفته بود. او با ديد جامعهشناسانه به تحليل اسلام و وضع فعلى آن و هويت ايرانى و چالشهاى پيش روى او نظر مىكرد و در اين زمينه ديدگاههاى خود را بيان مىكرد كه در اين ميان نظرات بديع و تازهاى نيز ارائه مىداد. چنانچه عرض شد اصلىترين نظريه وى «شعار بازگشت به اسلام و بازگشت به خويش» بود. از دهه چهل با تاثير عميقى كه نهضت امام خمينى در جامعه ايران برجا نهاده بود، به تدريج روشنفكرى دينى در محيط دانشگاههاى ما شكل مىگرفت. از طرفى طرح جدى مساله غربزدگى توسط مرحوم جلال آل احمد، توجه نسل فرهيخته مسلمان را به مساله اصلى جامعه ايرانى معطوف كرد. دكتر شريعتى اوج اين جريان محسوب مىشد. او مشكل اساسى جامعه ايرانى را دورى از اسلام اصيل و فرو غلطيدن در غربزدگى به همراه استعمار و استبداد و استحمار مىديد، ـ در اين راه از فرانتس فانون مبارز و انقلابى افريقايى و صاحب كتاب دوزخيان روى زمين بسيار تاثير پذيرفت ـ و راه چاره را "بازگشت به خويش" كه همان "بازگشت به اسلام" است، مىديد. دكتر شريعتى در كنار اين مساله با اشاره به تاريخ صدر اسلام و تلقى خاص جامعهشناختى خود، ديد نويى از اسلام ارائه داد، تلقىاى كه با دريافت سنتى دين تفاوت داشت و موجب درگيريها و اختلاف نظرهاى بسيارى هم در جامعه ما شد. او معتقد بود كه اسلام در حال گذر از سنت به ايدئولوژى است و اين مهمترين تحول آن روز در درون اسلام است.V}(مجموعه آثار ج:23 ص: 209 ـ 210){V
چالش اساسى انديشه دكتر شريعتى در همين نكته نهفته است. او با ديد جامعهشناسانه به اسلام نظر كرد و به اين ديدگاه اشكالاتى وارد است.
اولاً: اين ديدگاه شديدا يكطرفه است و نمىتواند تمام ابعاد اسلام را نشان دهد. چنانچه نگاه تنها كلامى يا فقهى به اسلام باعث مىشود كه بخشى از اسلام كنار زده شود، نگاه جامعهشناسانه به تنهايى هم دچار همين اشكال است. دكتر شريعتى نه تنها وضع موجود جامعه اسلامى يا حتى تاريخ اسلام را با اين ديدگاه مىديد، بلكه اعتقادات و مبانى معرفتى اسلام را نيز به اين معيار مىسنجيد و بدين ترتيب باعث مىشد كه اسلام آنچنانچه شايسته و بايسته است، معرفى نشود. گذشته از آن او در معارف اسلامى صاحب نظر نبود. به عبارت ديگر چنانچه جامعهشناسى را به صورت كلاسى آموخته بود، با هيچ يك از علوم اسلامى آشنايى اين چنين نداشت.
ثانيا: اشكال مهمتر اينكه ديدگاه جامعهشناسانه ديدگاهى توصيفى است. يعنى نگاهى از بيرون به دين دارد. از شاخههاى جامعهشناسى، جامعهشناسى دين و اديان است كه از بيرون حوزه دين به توصيف اديان موجود مىپردازد، بدون اينكه درصدد تحليل يا ارزشگذارى باشد. جامعهشناس در بهترين حالت، همانند گزارشگر امينى است كه آنچه را مىبيند بدون دخل و تصرف و با دقت توصيف مىكند و كارى به ارزشگذارى و صدق و كذب ديدههاى خود ندارد. جامعهشناسى هرگز در صدد داورى و قضاوت در حق و باطل بودن اديان مختلف نيست، زيرا او تمام فرهنگها و تمدنها و اديان را به يك چشم مىبيند. بلكه او تمام آنها را به عنوان دستاوردهاى بشرى محترم مىشمارد. به عبارت ديگر جامعهشناسى نسبت به دينى در مقايسه دين ديگر يا تمدنى نسبت به تمدن ديگر يا فرهنگى نسبت به فرهنگ ديگر تعهدى ندارد. اما دكتر شريعتى كاملاً نسبت به فرهنگ و تمدن و دين اسلام و مذهب تشيع متعهد بود، او توصيفگر صرف قضايا نبود، بلكه در بسيارى از موارد به تحليل مىنشست و نظريه و رهنمود ارائه مىداد. دكتر شريعتى درد دين داشت و تمام تلاش او حل پاردوكسهاى جامعه مسلمانان در روزگار تسلط تكنيك و مدرنيته بود. همان دردى كه پيش از او، اقبال لاهورى داشت. اگرچه نفس اين درد محترم است، اما با ذات علم جامعهشناسى سازگار نيست. و اين تناقضى در افكار وى ايجاد مىكرد كه تاكنون هم حل نشده است.
ثالثا: مهمترين اشكال دكتر شريعتى كه موجب عكسالعمل برخى از علماء اسلام هم شد، اينكه جامعهشناسى رايج علمى كاملاً غربى است كه در قرن هجدهم توسط اوگوست كنت پايه گذارى شد. اين علم در چهارچوب بنيانهاى معرفت حسى سازمان يافته است و نگاهش متوجه زمين و طبيعت است. اين علم با عالم قدس سرو كار ندارد و هرگز به آن توجه نمىكند و در حقيقت نمىتواند، به آن نظر بيافكند. اين علم محدوديت عقل بشرى را در بند محسوسات و پديدارها پذيرفته و سعى دارد از راه تجربه به توصيف جهان پيرامونى بپردازد، چنانکه فيزيكدان با ماده رفتار مىكند، او نيز با جامعه و تمدن و دين رفتار مىكند. و طبيعى است كه اين طرز تلقى به هيچ وجه مورد تاييد اسلام نيست. با اين تحليل و توصيف از اسلام فقط ظاهرى مىماند و راه به حقيقت آن ناممكن مىشود. خلاصه كلام نظر به دين از نظرگاه جامعهشناسى ـ كه مرحوم دكتر شريعتى بر آن تاكيد داشت ـ نگاه به آن از منظر تنگ حسى و نظرگاهى كاملاً غربى است و اسلام با اين نگاه از حقيقت متعالى خود تهى مىشود. شايد همين نكته است كه دكتر شريعتى واداشت كه وصيت كند كه كتابهاى او توسط استاد محمد رضا حكيمى بازنگرى و اصطلاح شود.
و بالاخره جهت آگاهى بيشتر با مرحوم شريعتي و رابطه آن با استاد مطهري ر.ك:
1. جريان ها و جنبش هاي مذهبي _ سياسي ايران، رسول جعفريان، پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي، 1380؛
2. حماسه حسيني، شهيد مطهري، ج 3، ص 305؛
3. سمينار بررسي و تبيين آراء انديشمندان معاصر، شهيد مطهري، دکتر شريعتي، مرکز نشر دانشگاه صنعتي امير کبير.
کد سوال : 1280
موضوع : كلام و دين پژوهي
پرسش : در قرآن آمده كه يهود به عزير لقب پسر خدا دادند. ولي امروز يهوديها اصلا اين حرف را نمي زنند, آيا همه يهوديها اين لقب عزير را استفاده مي كردند يا فقط بعضي از فرقه هايشان اين لقب را استفاده مي كردند؟
پاسخ : : «عزير»، عربى شدهى عزراء است، مثل عيسى كه عربى يَسوع و يحيى معرّب يوحنّاست و در اين كه عزير پيامبر بوده يا نه اختلاف است، آنچه كه مسلم است عزير يكى از علماى بزرگ يهود بوده كه لقب «مُنجى يهود» يافت. زيرا پس از آنكه در واقعه بختالنصر پادشاه بابل و تسخير بلاد يهود و ويران نمودن معبد و سوزاندن كتابهاى ايشان به كلى از بين رفت تا آنكه بابل به دست كورش كبير پادشاه ايران فتح شد. و عزرا نزد وى رفته و براى يهوديان تبعيدى شفاعت نمود. و چون در نظر كورش صاحب احترامى بود، تقاضا و شفاعتش پذيرفته شد، و اجازه داد يهود به بلاد خود باز گردند و توراتشان از نو نوشته شود، و يهود از آن جهت كه عزرا وسيلهى نجات آنان و برگشت ايشان به فلسطين شد، او را تعظيم نموده و بهمين منظور پسر خدايش ناميدند. و آيه شريفه مىگويد: و قالت اليهودُ عزيرٌ... و يهوديان مىگفتند: عزير پسر خداست...
البته يهوديان امروز، عزير را فرزند خدا نمىدانند، ولى در زمان پيامبر اسلام(ص) چنين عقيدهاى داشته اگر چه اين اعتقاد همهى يهوديان نبود، و تنها بخشي از آنها به اين اعتقاد بوده اند، اما در هنگام نزول آيه شريفه يهوديان معاصر پيامبر اکرم(ص) که در مدينه ساکن بودند، نسبت به آن سکوت کردند و مخالفتي ننمودند . بنابراين مي توان نتيجه گرفت که حداقل يهودياني که با پيامبر اکرم(ص) معاصر بوده اند و مورد خطاب و معارضه با اسلام بوده اند. در چنين اعتقادي متفق القول بوده اند.